
مهدی آیینی
بزرگترین دریاچه جهان جان ندارد، این را فوکهای خزری فریاد میزنند، فوکهایی که هر روز جمعیتشان کمتر میشود و به انقراض نزدیک تر.
کوچکترین توجهها سهم بزرگترین دریاچه جهان است، این حقیقت تلخ را رفتار پنج کشوری که سنگ خزر را به سینه می زنند تایید میکند و کنوانسیون خاک گرفته تهران هم روی آن مهر تایید می زند.
بزرگترین دریاچه جهان قرار است بزرگترین گودال فاضلاب دنیا شود، این را رودخانههای خروشان از فاضلاب یاد آوری میکنند، رودخانههایی که سالهاست بجای آب، پساب خانگی و کشاورزی و صنعتی را روی دست می گیرند و به خزر تقدیم می کنند.
خزر هر روز سفرهاش را بیشتر از پیش جمع میکند این را تورهای ماهیگران خسته فریاد می زند، تورهایی که هرسال خالیتر از سال گذشته میشود.
خزر هر روز آب میرود این را تب تالابهای گر گرفتهای نشان میهد که هر روز خشک تر میشوند.
بزرگترین دریاچه جهان این روزها گرفتار ندانم کاری است، ندانم کاری مدیران ۵ کشوری که از آن سهم می برند، اما برای حفظ آن قدم از قدم بر نمیدارند و تنها در سخنرانیهایشان به خزر اهمیت میدهند. روسیه بیشترین پساب صنعتی را روانه خزر می کند، ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان هم برای اکتشاف نفت و مرگ خزر سنگ تمام گذاشته اند، حدود ۹۰درصد فاضلابهای خانگی، صنعتی و کشاورزی سه استان شمالی کشورمان نیز به خزر میریزد تا نفس این دریاچه بیش از پیش تنگ شود.
در کشورمان گردشگران نیز در شرایط ناگوار خزر سهم دارند، برآورد شده که حضور گردشگران سرانه تولید زباله را در استانهای شمالی حدود ۶برابر میکند این درحالی است که بخش قابل توجهی از این زبالهها نیز به دلیل سیستم نامناسب دفن زباله روانه دریا و ساحل میشود.
موج موج آلودگی به دریای خزر میریزد، از آلودگی نفتی بگیرید تا انواع پساب و زباله به همین دلیل نفسهای حیات در خزر به شماره افتاده است. برآورد می شود هر سال حدود یک میلیون بشکه نفت در خزر رها میشود همین مقدار آلودگی کافی است تا اکسیژن برای موجوات زنده به حداقل برسد. آلودگی نفتی خزر تقریبا با خلیج فارس برابری می کند اما در آبهای جنوبی کشور مرجان ها به داد خلیج فارس و دریای عمان می رسند و با تصفیه آب خطر مرگ را کمرنگ تر میکنند.
بنابراین می توان گفت نجات خزر فقط زمانی امکان پذیر است که کشورهای بهره بردار ، نکات محیط زیستی را رعایت کنند و توسعه پایدار را اولویت خود قرار دهند، اما شرایط کنونی خزر گواهی است بر اینکه حرفهایی که مسؤولان این کشورها برای نجات خزر میزنند تاکنون از مقام وعده و سخنرانی فراتر نرفته است، زیرا اگر غیر از این بود کنوانسیون حفاظت محیط زیست دریایی خزر که حدود ۱۷ سال پیش در تهران به امضای نمایندگان ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان رسید تاکنون سرعت روند تخریب محیط زیست خزر را کاهش داده بود.
به نظر میرسد محیط زیست برای این کشورها اولویت نیست و شاید گره کار این جاست که کشورها در زمینه تقسیم بندی این پهنه آبی فقط روی کاغذ به تفاهم رسیدهاند، چراکه هنوز برای حفظ بزرگترین دریاچه جهان به وعده و سخنرانی بسنده کرده اند و برای بهره برداری و تخریب آن توسعه ناپایدار را اولویت قرار داده و با یکدیگر رقابت میکنند، رقابتی که در نهایت از خزر گودالی می سازد که کشورهای بهره بردار پسابهای خود را روانه آن می کنند.
مهدی آیینی