آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 19)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

فراموش شدگانی به نام بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی

بی‌گناه و بدون هیچ تقصیر گرفتار برزخ شده‌اند، اما مشکلشان به بلاتکلیف بودن ختم نمی‌شود، آن‌قدر نسبت به حمایت از آنها در جامعه بی‌توجهی شده و مسئولان در این باره کم گذاشته‌اند که نهادهای اجتماعی از زیر بار حمایت از آنها شانه خالی کرده و ترجیح می‌دهند چشمانشان را به روی واقعیت و شرایط آنها ببندند و وانمود کنند که اصلا چنین انسان‌هایی وجود ندارند؛ این حکایت افرادی است که با اختلالات هویت جنسی به دنیا پا می‌گذارند، اما برخی افراد ناآگاه به خود اجازه می‌دهند آنها را قضاوت کرده و ناعادلانه نتیجه بگیرند که این افراد مرتکب گناهی بزرگی شده‌اند.

 کار به جایی رسیده که اکنون بیشتر خانواده‌ها نیز اگر چنین عضوی داشته باشند او را طرد کرده یا پنهان می‌کنند و یا دست‌کم آن‌قدر بر او سخت می‌گیرند که شخص ترجیح می‌دهد خواسته‌هایش را در جایی خارج از خانه به دست بیاورد، اما این پایان رنج‌های چنین فردی نیست، زیرا جامعه نیز برای او شرایط همان خانواده را دارد، فقط بزرگ‌تر است و اعضایش بی‌رحمانه‌تر او را قضاوت می‌کنند، در نتیجه فرد مبتلا به اختلالات هویت جنسی به حاشیه رانده می‌شود؛ حاشیه‌ای که زخم‌های کاری‌تری بر روح و جسمش به یادگار می‌گذارد.

اینجاست که برچسب‌های بیشتری به او زده می‌شود؛ برچسب‌هایی که هرکدام به تنهایی برای ویران کردن یک انسان سالم کافی است.

این در حالی است که اگر به جامعه آگاهی لازم درباره شرایط این افراد داده شود و همه به این باور برسند که آنها نیز انسانی معمولی هستند که به صورت مادرزادی بیمار به‌دنیا آمده‌اند، اشخاص سعی می‌کنند مرهمی بر زخم این افراد بگذارند.

نکته اینجاست که مسئولان باید برای تغییر این دیدگاه قدم بردارند. برای نمونه روز گذشته مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از تدوین و تنظیم لایحه ساماندهی بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی سخن به میان آورد.

باید تاکید کرد اگر این لایحه هرچه زودتر برای تصویب به مجلس ارسال شود بخشی از مشکلات این افراد مانند وضع نظام وظیفه، تحصیل و درمان آنها برطرف می‌شود.

واقعیت اینجاست که بجز سازمان بهزیستی که تاکنون اندک حمایتی از این افراد کرده وزارت بهداشت و درمان و دیگر نهادها برای برطرف شدن نیازهای اولیه این بیماران قدم برنداشته‌اند، حدود 14 سال پیش بود که کمیته‌ای در وزارت بهداشت و درمان مسئول پیگیری مشکلات این بیماران شد تا وزارت و بهداشت و درمان وظیفه درمان و جراحی این افراد را به عهده گیرد و سازمان بهزیستی نیز برای توانمند شدن آنها تلاش کند، اما هیچ دستگاهی به وظیفه خود عمل نکرده و مشکلات این بیماران هنوز پابرجاست.

برای نمونه هزینه درمان و جراحی این افراد که به قول معروف کمرشکن است، تاکنون تحت پوشش بیمه قرار نگرفته، بنابراین دولتمردان باید هرچه سریع‌تر لایحه ساماندهی بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی را بازنگری کرده و آن را به مجلس بفرستند تا با تصویب شدن این لایحه دست‌کم این افراد از حمایت‌های قانونی برخوردار شوند.

مهدی آیینی‌ – ‌گروه جامعه

سرطانی به نام فیلم‌های پنهانی

رازداری، مسئولیت‌پذیری و اخلاق گرا بودن اشخاص این روزها بیشتر از هر زمانی محک زده می‌شود، زیرا تا چند سال پیش که از فناوری‌های امروزی مانند گوشی‌های تلفن همراه مجهز به دوربین خبری نبود، افراد ناآگاه فقط به افشای رازهای دیگران به شکل زبانی بسنده می‌کردند و دست‌کم برخی مکان‌ها مانند بیمارستان‌ها برای بیماران از این لحاظ امن بود، اما با پیشرفت فناوری این روزها افراد بی مسئولیت به امکاناتی برای ثبت این اسرار مجهز شده اند که از آنها می‌توان به عنوان خطری برای سلامت روانی جامعه یاد کرد.

برای نمونه می توان به فیلمی که چند روز پیش از مرحوم مرتضی پاشایی در بیمارستان و بستر بیماری منتشر شد، اشاره کرد یا از فیلمی نوشت که از سوی کادر جراحی یک بیمارستان حین عمل از بیماری بی هوش تهیه و سبب شد کمپینی در این باره تشکیل شود.

نکته اینجاست که در فضای مجازی خیلی ها از روی کنجکاوی هم که شده این فیلم ها را دیده اند و چه بسا که خیلی زود آنها را به فراموشی سپرده باشند، اما باید تاکید کرد قربانیان این فیلم ها سال های زیادی را باید تحت تاثیر افشای اسرار خود سپری کنند.

هرچند مرتضی پاشایی پس از انتشار فیلم فوت کرد، اما بستگان و دوستداران او با دیدن یا حتی مطلع شدن وجود چنین فیلمی، خاطره تلخی را با خود به همراه داشته باشند.

درباره فیلم منتشر شده در اتاق عمل نیز باید یادآور شد با این که چهره بیمار مشخص نیست، اما واقعیت اینجاست که وقتی چنین بیماری بفهمد از او فیلم گرفته شده، آسیب روحی و روانی بیشتری خواهد دید.

هرچند روز گذشته وزیر بهداشت درباره فیلم های بیمارستانی واکنش نشان داد و تاکید کرد از معاون حقوقی وزارتخانه خواسته در این باره لایحه ای تهیه کرده و به مجلس بفرستد، اما باید یادآور شد چنین رفتارهایی در محیط بیمارستان آسیب بیشتری به سلامت جامعه می زند، زیرا می تواند امنیت بیمارستان ها را زیر سوال برده و به این باور که پزشک محرم اسرار بیمار است، خدشه وارد کند.

افزون براین باید هشدار داد که این روزها به دلیل ضعف در برنامه های فرهنگی فضای مجازی پر است از فیلم ها و تصاویری که بدون اجازه از افراد تهیه شده و در بسیاری از آنها حتی شخص آگاه نیست که دوربین حرکات و رفتار او را ضبط می کند.

نگران کننده تر این که رقابت عجیبی بین افراد ناآگاه برای دیدن و انتشار چنین تصاویری شکل گرفته است؛ به همین دلیل مسئولان باید به اهمیت سرمایه گذاری در فعالیت های فرهنگی پی ببرند، زیرا اگر سال 89 وقتی افراد زیادی از صحنه کشته شدن یک فرد ـ حادثه میدان کاج ـ فیلم تهیه کردند این رفتار غیرمسئولانه به عنوان آسیب اجتماعی جدی گرفته می شد، اکنون فیلم های بیمارستانی دغدغه تازه مردم و مسئولان لقب نمی گرفت.

مهدی آیینی – گروه جامعه

بازگشت درنای تنها به ایران

خاطره خوبی از ایران ندارد، اما باز تک و تنها به کشورمان برگشته تا چند ماهی در تالاب‌های شمالی کشور زمستان‌گذرانی کند، رنج بیش از 5000 کیلومتر پرواز را به جان خریده تا به سرزمینی پا بگذارد که شش سال پیش در آن شاهد شکار جفتش بود؛ این حکایت امید، آخرین بازمانده از جمعیت غربی درنای سیبری است که با آمدنش به فریدونکنار روز گذشته خبرساز شد.

در حالی خبر بازگشت امید به ایران خیلی ها را سر ذوق آورده که هنوز بستر حفاظت از این گونه و دیگر پرندگان در معرض خطر انقراض در کشورمان فراهم نیست و چنانچه مسئولان چاره ای برای حفظ این گونه در خطر انقراض نیندیشند، هیچ بعید نیست امسال سال آخری باشد که امید در کشورمان دیده می شود، چون سه سال پیش یک شکارچی لوله اسلحه اش را به سمت این پرنده نشانه رفت، اما تیرش به خطا رفت.

نکته اینجاست که تکرار چنین رفتاری دور از انتظار نیست، چون با گذشت چند سال هنوز دام های هوایی در فریدونکنار هر جنبده ای را به دام انداخته و سودجوها با فروش زنده و مرده پرندگان مهاجر کسب و کار ناجوانمردانه، اما پررونقی را به راه انداخته اند.

این افراد هر روز لاشه پرندگان در خطر انقراض را در بازار اصلی این منطقه چوب حراج می زنند تا کشورمان در مجامع بین المللی به نقض قوانین کنوانسیون حفاظت از گونه های وحشی مهاجر متهم شود.

تجارت غیرقانونی پرندگان مهاجر در فریدونکنار آن قدر عادی شده که شکارچیان برای خود حق قائل می شوند که در برابر قانون و محیط بانان قدعلم کرده و مانع فعالیت آنها شوند.

امید، آخرین بازمانده از جمعیت غربی درناهای سیبری است،زیرا سال ها پیش مسیر مهاجرت جمعیت شرقی و غربی درناها از هم جدا شده، به این شکل که کمتر از 3000 قطعه از این پرنده برای زمستان گذرانی به شرق آسیا مهاجرت می کنند، اما جمعیت غربی که دیگر نمی توان نام آن را جمعیت گذاشت و امید آخرین بازمانده آنهاست تالاب های شمالی کشور را برای مهاجرت انتخاب می کند.

نکته اینجاست که اواخر دهه 70 حدود 11 قطعه درنای سیبری به کشورمان مهاجرت می کرد، سال 81 نیز با کمک مجامع بین المللی طرح حفاظت از درنای سیبری در کشورمان اجرا شد، اما با توجه به کاهش شدید این پرندگان در کشور این طرح سال 87 به کار خود پایان داد.

نکته اینجاست که مسئولان شاهد کاهش جمعیت گونه در خطر انقراضی مانند درنای سیبری در کشور هستند، اما هنوز نتوانسته اند اوضاع نابسامان صید و شکار را در فریدونکنار مدیریت کنند، بنابر این هیچ بعید نیست تا چند سال آینده پرندگان در خطر انقراض دیگری مانند خروس کولی دشتی، دال پشت سفید و گیلان شاه خالدار نیز سرنوشتی مشابه امید پیدا کنند.

مهدی آیینی – گروه جامعه

تیغ اعتیاد زیر گلوی نوجوانان

از تریاک به هروئین از هروئین به شیشه و از شیشه به مصرف چند ماده‌ای رسیده‌ایم، اما این تنها حکایت تغییر الگوی مواد مخدر در کشورمان نیست، نگران‌کننده‌تر از این تغییر الگو، گرایش نوجوانان به مصرف موادمخدر است، چون برخلاف گذشته‌های نه چندان دور که سالخورده‌ها بیشترین اشخاص مصرف‌کننده مواد مخدر بودند، این روزها بازار فروشندگان مخدر از گرایش نوجوانان به مصرف مواد رونق گرفته است، زیرا به گفته مدیرکل تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر و براساس نتایج شیوع‌شناسی که در سال 81 و 90 انجام شده، شیوع اعتیاد بین افراد زیر 18 سال صد درصد رشد داشته است.

رشد اعتیاد بین افرادی که هنوز به مرحله جوانی نرسیده‌اند، زنگ خطری است برای جامعه چون اگر جدی گرفته نشده و برای مقابله با آن برنامه‌ریزی نشود، می‌تواند در آینده نزدیک کشور را با بحران‌های زیادی روبه‌رو کند.

دلایل زیادی سبب شیوع مصرف مواد مخدر بین افراد زیر 18 سال شده از نحوه برخورد با مساله اعتیاد و ضعف در اطلاع‌رسانی گرفته تا ناآگاهی خانواده‌ها و ضعف در برنامه‌های آموزشی آموزش و پرورش. برای نمونه اکنون بیشتر والدین اطلاع دقیقی از مواد مخدر جدید، نحوه توزیع و استعمال آن ندارد به همین دلیل اگر این مواد را بین وسایل نوجوان خود نیز ببینند نمی‌توانند بموقع با آن برخورد کنند.

افزون بر این باید یادآور شد بجز آموزش و پرورش هیچ وزارتخانه یا سازمانی نیز برای برطرف شدن نیاز‌های این گروه از جامعه احساس مسئولیت نمی‌کند.

این درحالی است که باید تاکید کرد برنامه‌های آموزش و پرورش نیز از حد کتاب‌های درسی فراتر نمی‌رود.

به همین دلیل پرداختن به مشکلات نوجوانان در رقابت مسئولان مدارس برای به‌دست آوردن رتبه‌های برتر گم شده.

باید هشدار داد در چنین سیستم آموزشی شاید نوجوانان با حفظ کردن دروس به‌عنوان فرد ممتاز شناخته شوند، اما این افراد ممتاز قادر نیستند در برابر آسیب‌های اجتماعی از خود مقاومت نشان دهند.

این درحالی است که دست‌کم اولیای مدارس می‌توانند در کنار ده‌ها کلاس فوق‌برنامه با ایجاد کلاس‌های ویژه، نوجوانان را نسبت به مسائل اجتماعی مانند اعتیاد آگاه کنند یا از پلیس و کارشناسان سازمان نظام روان​شناسی و مشاوره کمک بگیرند.

نکته اینجاست که تاکنون مسائل اجتماعی در حوزه نوجوانان جدی گرفته نشده و چنانچه مسئولان آن را در اولویت برنامه‌های خود قرار ندهند، باید منتظر رشد صددرصدی دیگر آسیب‌های اجتماعی نیز بین این گروه از افراد جامعه بود.

چشم بینایی برای نابینایان نیست

فردا روز جهانی عصای سفید است؛ معلولانی که دنیای تاریکشان در انتظار فانوس حمایت‌های مسئولان و شهروندان است، چون این گروه از معلولان با مشکلات زیادی در جامعه روبه‌رو هستند، از بیکاری و ضعف در برنامه‌های آموزش بگیرید تا تردد در شهر و رفع نیاز‌های اولیه.

جمعیت نابینایان و کم بینایان کشور حدود یک میلیون نفر برآورد می شود، اما از این تعداد کمتر از 120 هزار نفر تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند.

نکته اینجاست که این سازمان برای رفع نیاز های معلولان آن طور که باید و شاید تلاش نمی کند، زیرا کمک هزینه ای که به این افراد پرداخت می شود ماهانه حدود 40 هزار تومان است.

باید یادآور شد در شرایطی که حدود 70 درصد از نابینایان و کم بینایان کشور بیکارند، این کمک هزینه ناچیز نمی تواند گرهی از مشکلات نابینایان باز کند.

افزون بر این باید تاکید کرد وعده های مسئولان برای تهیه شغل این افراد نیز هنوز از مقام وعده فراتر نرفته، برای نمونه شش سال پیش رئیس دولت وقت وعده استخدام 2000 نابینا را داد، اما با گذشت چند سال تاکنون اقدامی برای مشغول به کار شدن این افراد در کشور انجام نشده؛ علاوه بر این براساس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان 3 درصد از استخدام های دستگاه های دولتی باید به معلولان اختصاص یابد، اما با توجه به بیکاری اغلب معلولان در کشور می توان نتیجه گرفت مسئولان کشور حتی تمایلی به اجرای این قانون ندارند.

به همین علت شرایط اکنون به گونه ای است که برخی از نابینایان به دلیل نبود حمایت های اجتماعی و قانونی شغل خود را از دست می دهند. این درحالی است که مسئولان آموزشی کشور نیز برای آموزش این افراد تمام تلاش خود را به کار نگرفته اند، زیرا برنامه سازمان آموزش و پرورش استثنایی و فنی و حرفه ای کشور کمتر توجهی به توانمندسازی نابینایان ندارد.

باید خاطرنشان کرد که تعداد نابینایان تحصیلکرده نیز در کشور قابل توجه است، اما اعتماد نکردن کارفرمایان به این افراد سبب شده داشتن شغل برای آنها همچنان در حد رویا باقی بماند.

نکته دیگری که می توان به آن اشاره کرد کمبود وسایل آموزشی و کمک آموزشی ویژه نابینایان است، زیرا تعداد کتابخانه های گویا و ویژه این افراد در کشور انگشت شمار است.

در شرایطی که مسئولان سازمانی مانند بهزیستی که متولی اصلی رسیدگی به مشکلات این افراد هستند، کمبود اعتبار را عمده دلیل ناتوانی در رفع مشکلات معلولان کشور می دانند باید یادآور شد کمبود اعتبار تنها مشکل این سازمان نیست، زیرا در برخی مواقع آگاهی نداشتن مدیران سبب شده نیازهای اولیه معلولان نیز بموقع و بدرستی تامین نشود.

مهدی آیینی – گروه جامعه

گمشده در هیاهوی شهرنشینی

شهرنشینان در هیاهوی کلانشهرها گم شده‌اند، آن‌قدر گم که دیگر معنی زندگی برایشان تغییر کرده و حاضرند برای بیشتر‌کردن دغدغه‌هایشان از جان نیز مایه بگذارند. در واقع می‌توان گفت آنها گرفتار مسابقه‌ای شده‌اند که علاوه براین‌که خط پایانی ندارد ،آنها را هر روز از مسیر اصلی زندگی دورتر می‌کند.

گم شدن هدف در زندگی ماشینی و دلمشغول شدن به زرق و برق های شهرنشینی هر روز قربانیان بیشتری می گیرد، قربانیانی که منشا آسیب را باید در خود آنها جستجو کرد.

اکنون شرایط به گونه ای شده که برخی از شهروندان برای به دست آوردن وسایلی تلاش می کنند که در نهایت سلامت آنها را نشانه رفته و محیط زیستشان را نابود می کند.

برای نمونه این روزها کمتر شهرنشینی برای تولید کمتر زباله تلاش کرده یا به لزوم صرفه جویی در مصرف آب و انرژی توجه می کند، علاوه بر این استفاده بیش از حد از وسایل نقلیه شخصی مانند موتورسیکلت و اتومبیل علاوه بر تشدید آلودگی هوا، سبب شده آلودگی صوتی در کلانشهر تهران 28 دسی بل بیشتر از حد استاندارد باشد، زیرا براساس استاندارد ها آلودگی صوتی در مراکز مسکونی باید حدود 55 دسی بل باشد، اما در پایتخت این آلودگی بیش از 83 دسی بل است.

این شرایط سبب شده بیش از یک چهارم افراد بالای شصت و پنج سال به پیرگوشی مبتلا شوند یا فشارخون ساکنان کلانشهرها به میزان 5 تا 10 میلی متر جیوه بالا برود.

این درحالی است که علاوه بر مشکلات شنوایی، آلودگی صوتی زمینه ابتلای شهروندان به بیماری های عصبی و روانی را نیز مهیا کرده یا فراموشی و نبود تمرکز را نیز باید از عوارض آن به حساب آورد.

این درحالی است که عامل اصلی مرگ و میر در کشور همچنان بیماری های قلبی و عروقی است که به اعتقاد کارشناسان، تغییر سبک زندگی و توجه نکردن شهرنشینان به نیازهای اصلی خود زمینه رکورد دار بودن آن را فراهم کرده است.

هرچند که بی برنامه بودن مسئولان در بروز چنین شرایطی نقش مهمی دارد و باید به ضعف در برنامه های فرهنگی یا خدمات شهری مانند حمل و نقل عمومی اشاره کرد، اما نکته اینجاست که شهروندان نیز آن طور که باید و شاید اهمیتی به سلامت خود و اطرافیانشان نمی دهند، شاید به همین علت است که مسئولان نیز تمام تلاش خود را برای رفع این گونه مشکلات به کار نمی گیرند، زیرا تا تقاضایی برای بهبود این شرایط نباشد، هیچ مسئولی اولویت های کاری اش را به نفع شهروندان تغییر نمی دهد.

برای رسیدن به این هدف نیز ابتدا باید هر شهروندی به این باور برسد که سلامت و محیط زیست اطرافیان و کشورش را قربانی زندگی ماشینی نکند.

 

دانش‌آموزان نیازمند، چشم به‌راه جشن عاطفه‌ها

12 روز از آغاز سال تحصیلی و ماه مهر می‌گذرد، اما هنوز مهر نیکوکاران آن طور که باید و شاید شامل حال دانش‌آموزان نیازمند کشور نشده و باری از روی دوش خانواده‌های نیازمند برنداشته است، به همین علت دانش‌آموزان بی‌بضاعت برای حاضر شدن در کلاس درس هنوز مشکلاتی دارند که برای خیلی‌ها شاید قابل درک نباشد.

برای نمونه در روزهایی که لباس و دفتر بیشتر دانش آموزان از نو بودن برق می زند، دانش آموزان نیازمند باید با لباس های نیم دار و نوشت افزار نامناسبی به مدرسه رفته و درس هایشان را در برگه های چرکنویس باقی مانده از سال گذشته یادداشت کنند به این امید که روزی دفتر نو به دستشان می رسد.

این درحالی است که تعداد کودکان نیازمند کشور نیز قابل توجه است، زیرا براساس آماری که سال گذشته کمیته امداد امام خمینی منتشر کرد بیش از یک میلیون و400 هزار دانش آموز نیازمند در کشور شناسایی شده اند، نکته اینجاست که فقط نیمی از آنها تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند و می توانند از کمک های این سازمان بهره ببرند، از وضع کودکان نیازمندی که تاکنون شناسایی نشده اند و دلایل آن که بگذریم باید گفت سیاست های وزارتخانه هایی مانند آموزش و پرورش نیز در قبال کودکان نیازمند آنقدر جدی نیست که آنها بتوانند بموقع از کمک های نیکوکاران استفاده کنند،زیرا برخلاف سال های گذشته که جشن عاطفه ها تا دهم مهرماه برگزار می شد، امسال تاکنون این جشن برگزار نشده و مسئولان کمیته امداد علت به تاخیر افتادن آن را آماده نبودن آموزش و پرورش اعلام کرده و خبر داده اند که این جشن در شانزدهم و هجدهم مهر در سراسر کشور برگزار می شود.

نکته اینجاست که آمادگی برای جشنی که صدها هزار نفر از نیازمندان به آن چشم امید دوخته اند، باید از اولویت های وزارت آموزش و پرورش و کمیته امداد امام خمینی باشد، زیرا زمانی که این جشن اواخر مهرماه به پایان برسد در خوشبینانه ترین حالت کمک های مردمی زمانی به دست کودکان نیازمند می رسد که یک ماه از شروع سال تحصیلی گذشته است، این درحالی است که چنانچه مسئولان نمی توانند این جشن را قبل از سال تحصیلی برگزار کنند، دست کم با برنامه ریزی دقیق و بهره بردن از توان سازمان های مردم نهاد می توانند آن را همزمان با آغاز سال تحصیلی برگزار کرده و از شور و حال خانواده ها نیز برای کمک به افراد نیازمند بیشترین بهره را ببرند.

مهدی آیینی – گروه جامعه

مساله اينجاست خودسازي يا بازارگردي

سالانه حدود 830 هزار زائر عمره گزار و 64 هزار زائر تمتع روانه سرزمين وحي مي شوند، در اين ميان به هر کدام از آنها 300 دلار ارز دولتي تعلق مي گيرد، بر اين اساس اگر تعداد زائران ايراني را در سال 900 هزار نفر در نظر بگيريم، مي توان گفت آنها هر سال حدود ۲۷۰ ميليون دلار معادل ۸۱۰ ميليارد تومان را در کشور عربستان هزينه مي کنند، اين در حالي است که خريدهاي حجاج در عربستان معمولابيش از 300 دلار است، اما چنانچه بخواهيم عواقب بازارگردي و سوغات خريدن هاي افراطي برخي حجاج را بررسي کنيم، محاسبه حداقل ها نيز کفايت مي کند، زيرا 810 ميليارد تومان رقم کوچکي نيست و بيشتر زائران نيز که از افراد نيکوکار جامعه هستند، مي توانند براحتي در نظر بگيرند که با نيمي از اين رقم نيز مي توان هزاران دختر و پسر جوان را به خانه بخت فرستاد يا مقدمات ادامه تحصيل هزاران کودک نيازمند يا درمان بيماران ناتوان را فراهم کرد.
نبايد فراموش کرد زائران سال ها براي دست يافتن به چنين فرصتي انتظار کشيده اند، بنابراين درست نيست چنين فرصتي را که شايد در زندگي يک بار براي هر شخص اتفاق بيفتد به کارهايي که در شان زائران سرزمين وحي نيست، سپري کرد. در واقع بهترين ارمغاني که زائران مي توانند براي دوستان و آشنايان خود به همراه بياورند، تحولي است که شخص در اين سفر به آن دست پيدا کرده و براساس آن مي تواند گرهي از کار خود و ديگران باز کند.
افزون بر اين آنها که بدرستي از معني سفر حج آگاه هستند، پس از بازگشت از اين سفر معنوي زندگي جديدي را آغاز مي کنند، زندگي متفاوتي که فوايد آن نصيب اطرافيان شخص و جامعه نيز مي شود، بنابراين مي توان گفت هيچ ارمغاني بهتر از تحول و رفتار مثبت حجاج وجود ندارد.
اين در حالي است که بايد تاکيد کرد آن دسته از زائراني که وقت شان را صرف بازارگردي در بساط مغازه داران و دستفروشان مي کنند چيزي به دست نمي آورند، جز کالاهاي نامرغوب ساخت چين؛ علاوه بر اين زائراني که دچار غفلت مي شوند وقت و پولشان را نيز هدر داده و سبب خروج ارز از کشور مي شوند، نکته اينجاست؛ اجناسي که در چنين بازارهايي به فروش مي رود، در کشورمان نيز وجود داشته و مي توان نمونه باکيفيت آنها را با قيمت مناسبي تهيه و به توليد ملي نيز کمک کرد.
بايد به حجاج يادآور شد، دوستان و آشنايان واقعي آنها نيز توقع خريد سوغاتي نداشته و همين که زائرشان به سلامت به خانه برگردد، برايشان کافي است.
به نظر مي رسد براي آگاه کردن برخي زائران، مسئولان سازمان حج و زيارت در جلسات آموزشي که براي زائران برگزار مي کنند بيش از پيش به مسائل فرهنگي پرداخته و در اين زمينه اطلاع رساني کنند.

باورهاي غلط؛رفتارهاي غلط تر

تمرين هاي بازيکنان تيم استقلال در حالي برگزار شد که اين مراسم حاشيه هاي نامناسبي داشت؛ برخي از هواداران و مسئولان اين تيم به ​ مناسبت آغاز تمرين هاي تيم محبوب شان گوسفندي را ذبح کردند،اما بازيکنان اين تيم بعد از ذبح گوسفند دست به حرکاتي زدند که نشان داد برخي بازيکنان فوتبال قصد ندارند از شهرت خود در راستاي فرهنگ سازي در کشور استفاده کنند؛ ماجرا از اين قرار است که برخي از بازيکنان ​ خون گوسفند ذبح شده را به خود و ديگر بازيکنان زدند آنهم با اين باور غلط که از چشم زخم دور نگاه داشته  شوند.اين درحالي بود که تعداد از هواداران نوجوان اين تيم شاهد اين ماجرا بوده و عکاسان خبري نيز اين حرکات را ثبت مي کردند.

 در چند سال اخير آنقدر داستان هاي عجيب و غريب درباره رفتارهاي برخي بازيکنان فوتبال منتشر شده که ديگر خيلي ها از بهبود رفتاراين افراد قطع اميد کرده اند براي نمونه مي توان از شوخي در هواپيماي مسافر بري و اعلام خطر سقوط و ترسيدن مسافران سالخورده ​اي نوشت که تا مرز ايست قلبي پيش رفتند و يا از شادي هاي پس از گل برخي از بازيکنان گفت که با هيچ منطقي سازگارنيست.

​ نکته اينجاست که مسئولان فرهنگي کشور توجهي به الگو برداري نوجوانان از بازيکنان فوتبال ندارند و يا دست کم تلاشي براي اصلاح رفتار برخي بازيکنان نمي کنند. در واقع مسئولان علاوه براينکه تلاش نمي کنند از شهرت بازيکنان براي رسيدن به اهداف​ فرهنگي استفاده کنند،آنقدر از اين ماجرا غافل شده اند که رفتار ناپسند برخي بازيکنان سبب گسترش فرهنگ اشتباه در کشور نيز شده است.

اين درحالي است که گروه زيادي از  بازيکنان از اينکه مي توانند با رفتار خود نوجوان را تشويق به رفتار مناسب کنند غافل شده اند به همين علت مسئولان مي توانند با يادآوري برخي نکات آنها را به الگوهاي مناسبي براي جوانان تبديل کنند، زيرا بازيکنان با اخلاق زيادي در کشور وجود دارند که مي توان آنها را جزو نيکوکاران به حساب آورد و يا بازيکناني هستند که در مستطيل سبز نيز رفتارهاي زيبايي از خود نشان مي دهند، براي نمونه مي توان به آندرانیک تیموریان اشاره کرد که در جريان بازی با تیم بوریرام تایلند سنجاقکي را نجات داد​.بايد تاکيد کرد چنانچه​ مسئولان ورزشي کشور ​ از کنار  چنين رفتارهاي مناسب بازيکنان به سادگي عبور نکنند مي توانند زمينه را براي بهبود رفتارهاي ساير بازيکنان فراهم کرده و الگوهاي مناسبي را براي نوجوانان تربيت کنند.

فصل سرد کشتار پرندگان مهاجر

شکارچیان زیادی اسلحه‌های خود را برق انداخته و صیادان بی‌شماری نیز دامگاه‌هایشان را آماده می‌کنند چون فصل مهاجرت پرندگان مهاجر به کشورمان آغاز شده، فصلی که همیشه با کشتار پرندگان مهاجر همراه بوده است.

هر سال با پایان یافتن نیمه نخست سال، کوچ پرندگان مهاجر به کشورمان آغاز شده و هزاران پرنده رنج کیلومترها سفر را پشت سر می گذارند تا در تالاب ها و زیستگاه های استان های شمالی کشور برای مدتی ساکن شوند، اما چند سالی است که شکار افراطی پرندگان مهاجر خطر انقراض برخی گونه ها مانند درنای سیبری، قوی فریادکش، قوی گنگ، عروس غاز، اردک بلوطی، اردک سرسفید و خروس کولی دم سفید را افزایش داده است.

در این میان حدود 90 درصد از دو میلیون قطعه پرنده ای که هر سال به کشورمان مهاجرت می کنند در تالاب ها و زیستگاه های استان های گیلان، مازندران، خوزستان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان و فارس ساکن می شوند، اما نکته اینجاست که شکارچیان و صیادان با شکار افراطی تهدیدی برای آنها به حساب می آیند.

برای نمونه بسیاری از صیادان دام های هوایی بزرگی برپا می کنند که آن قدر وسیع است که هر پرنده ای در آنها به دام می افتد.

با آغاز مهاجرت پرندگان مهاجر به کشورمان تعدادی از سازمان های مردم نهاد نامه ای به رییس سازمان محیط زیست نوشته و خواستار جلوگیری از نسل کشی پرندگان مهاجر در فریدونکنار شده اند.

در بخشی از این نامه آمده است: بحث صید پرندگان و دامگاه های منطقه فریدونکنار سال هاست در فهرست مشکلات محیط زیست کشور قرار گرفته و به نظر می رسد برخلاف همه تلاش های مردمی و دولتی، معضل کماکان برقرار است.

این در حالی است که تجربه ثابت کرده برخورد های قهری با صیادان و شکارچیان نمی تواند مانع کشتار پرندگان مهاجر شود، زیرا بسیاری از آنها ادعا می کنند دامگاه ها به آنها به ارث رسیده و منبع اصلی درآمدشان است به همین علت باید جایگزین هایی برای این افراد در نظر گرفته شود.

برای نمونه با ایجاد سایت های پرنده نگری و جلب توریست می توان مشکل اشتغال و درآمد این اشخاص را جبران کرد.

افزون بر این سازمان حفاظت محیط زیست باید با کمک استانداری های استان های شمالی کشور نظارت دقیقی بر بازارهای محلی و رستوران ها داشته باشد تا خرید و فروش گونه های در خطر انقراض به آسانی امکان پذیر نباشد.

علاوه بر این با توجه به کمبود نیرو در یگان حفاظت محیط زیست مسئولان این سازمان باید از توانایی سازمان های مردم نهاد نیز برای آموزش بومیان منطقه استفاده کنند.

بالا