آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 10)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

شاسی بلند سواری با «عروس غاز»

635646823685917009 (1)«خرید خودروی شاسی بلند ‌یا سفر به اروپا» اینها گوشه‌ای از دغدغه‌های تعدادی از صیادانی است‌ که کمر به قتل عام پرندگان مهاجر بسته‌اند.
‌دیگر مثل گذشته نیست که صیادان از راه صید سنتی پرندگان مهاجر به فکر امرار معاش باشند، حرص و آز سبک زندگی ‌خیلی از آنها را تغییر داده و به همین خاطر با کشتار پرندگان مهاجر رویای رسیدن به زندگی لوکس را در سر دارند. پای حرف‌هایشان که بنشینید از دغدغه سیر شدن شکم نمی‌شنوید، این روزها تجربه زندگی به قول معروف لاکچری رویای خیلی از آنهاست.

روش‌های صید آنها نیز تغییر کرده دیگر از «دوما چال» خبری نیست، در عوض تا چشم کار می‌کند تور‌های هوایی برافراشته شده است، تورهایی که انواع پرندگان مهاجر را گرفتار می‌کند، فرقی نمی‌کند در معرض خطر انقراض باشند یا حرام گوشت.

هر روز صدها پرنده مهاجر مثل ‌غاز پیشانی سفید، عروس غاز، غاز پا‌ زرد و خوتکا از سوی صیادان شکار می‌شوند و در بازاری مثل فریدونکنار چوب حراج می‌خورند.

برخلاف هشدار‌های وزارت بهداشت نسبت به خطر شیوع آنفلوآنزای پرندگان بسیاری از آنها در رستوران‌های مجلل سرو می‌شوند و پرنده‌های حرام گوشت نیز برای تاکسیدرمی فروخته می‌شوند تا جیب مافیایی که پشت این قتل‌عام است، هر سال پر‌تر شود.

قدرت این مافیا به حدی است که سال‌هاست سازمان حفاظت محیط‌زیست در برابر آنها سکوت کرده، زیرا بسیاری از دامگاه‌داران در مناطقی مانند فریدونکنار، ازباران و سرخرود جزو مسئولان هستند و هر سال با لابی‌هایی که انجام می‌دهند برخورد قانونی با صیادان را متوقف می‌کنند.

ماجرای غم‌انگیز کشتار پرندگان مهاجر داستان تازه‌ای نیست درست مانند سکوت سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره این مساله. بی‌تفاوتی سازمان حفاظت محیط زیست به این مهم سبب شده تلاش‌های سازمان‌های مردم‌نهاد نیز برای بهبود شرایط راه به جایی نبرد.

این درحالی است که دست‌کم مسئولان می‌توانند با جمع‌آوری دام‌های هوایی و قانونمند کردن روش سنتی صید، اندکی شرایط را در مناطقی مانند فریدونکنار ساماندهی کنند.

مهدی آیینی – روزنامه‌نگار

روز ‌جهانی 8 میلیون نفری که درایران گمشده‌اند

 635646823685917009 (1)تعدادشان کم نیست، اما گمشده‌اند، آنقدر که‌ حقوق حداقلی شان‌ رعایت نمی‌شود‌. خیلی هایشان قید زندگی را زده اند و  بسیاری هم خانه نشین شده اند، چون نمی توانند ‌در خیابان های شهری که از آنها روی برگردانده اند ‌ قدم بردارند از معلولان حرف می‌زنیم، افراد که به نظر می‌رسد هنوز برای بسیاری از مسئولان حکم شهروندان درجه دوم را دارند اگر غیر از این بود در سخنرانی و برنامه هایشان ‌رعایت حقوق معلولان از مقام شعار فراتر می‌رفت.

امروز در تقویم روزجهانی‌معلولان است، افرادی که در کشورمان هنوز آمار دقیقی از آنها در دست نیست.  براساس ‌ آمارهای جهانی ‌ 10 تا 15 درصد افراد جامعه را  ‌معلولان تشکیل می دهند به همین خاطر دست کم حدود هشت میلیون معلول باید در کشورمان تاکنون شناسایی شده باشند، ‌اما اطلاعات سازمان بهزیستی و مرکز آمار ایران با این عدد فاصله زیادی دارد و با توجه به اینکه فقط در کشورمان دست کم هر سال 5 برابر تلفات حوادث ترافیکی(‌حدود 80هزار نفر) ‌افراد دچار معلولیت می‌شوند، نمی توان به این تفاوت آماری خوشبین بود.

 براساس اطلاعات سازمان بهزیستی حدود یک میلیون و یکصد هزار معلول تحت حمایت این سازمان ‌قرار دارند و نتایج سرشماری سال 90 مرکز آمار ایران نیز از این  حکایت دارد که تعداد معلولان ‌ حدود یک میلیون و 200 هزار نفر  است، آن طور که از مقدمات تهیه سرشماری سال 95 نیز بر می آید نباید خیلی به آماری که  این سرشماری از تعداد معلولان می‌دهد دلخوش کرد. چراکه سازمان بهزیستی مکاتبات زیادی با مرکز آمار انجام داد تا بتواند به کمک آنها آمار دقیقی از تعداد معلولان کشور به دست بیاورد، اما برخلاف اینکه هیات دولت نیز دراین خصوص مصوبه‌ داشت، این مهم به بهانه هایی مانند نبود اعتبار محقق نشد.

 بنابراین در روز جهانی معلولان باید تاکید کرد که در کشورمان هنوز آنقدر به معلولان بها داده نمی شود که تعریف درستی از معلولیت ارائه  شود و یا آمار دقیقی از تعداد آنها به دست آید به همین دلیل‌ نباید از هدر رفت اعتبارات و  ناکامی زحمات مسئولان برای کمک به این قشر جامعه و اجرا نشدن قوانین مناسب تعجب کرد.

 در واقع شرایط حال کشور نه فقط کمکی به معلولان نمی کند بلکه راه را برای حاد شدن مشکل بسیاری از معلولان نیز فراهم کرده است، زیرا شاید به ظاهر برخی مسئولان دغدغه رسیدگی به معلولیت‌های شدید را داشته باشند، اما رسیدگی به  معلولیت های خفیف در دستور کار آنها قرار ندارد. این درحالی است که بیشترین مداخله را می توان در ‌ معلولیت های خفیف داشت و به این شکل مانع از این شد که معلولیت های خفیف به معلولیت شدید بدل شده و هزینه بیشتری به جامعه تحمیل کند‌. ریشه ‌مدیریت نشدن مشکلات معلولان را‌ باید در نبود آمار دقیق از آنها جست‌وجو کرد، آماری که بدون آن دم زدن از‌ رفع مشکلات دیگر‌ معلولان مانند اشتغال و تهیه مسکن  حکم  نمایشی عامه پسند را پیدا می‌کند.

مهدی آیینی

محیط‌بان برای شهادت نیازمندیم

635646823685917009 (1)تا صدای گلوله در مناطق حفاظت شده نپیچد، تا روی پیراهن سبزشان لاله های سرخ نروید، فراموش شده می‌مانند و هیچ نام نشانی از آنها در سخنرانی مسئولان یا گزارش‌های خبرنگاران برده نمی‌شود، آنها در این روزگار جزو افرادی هستند که زخمی و کشته شان بیشتر هوادار دارد.

این قصه پرغصه محیط‌بان‌هاست، افرادی که با دست خالی‌ از محیط زیست این کشور دفاع می‌کنند و مراقبند تا حق شهروندان و نسل‌های آینده از زمین حفظ شود، اما حق و حقوشان هیچ وقت رعایت نمی‌شود.

امروز در تقویم، روز جهانی محیط‌بان است، روزی که قرار است در آن از این حامیان بی‌حامی طبیعت گفته شود تا شاید گرهی از مشکلات آنها باز شود، مثل این‌که این افراد هنوز نتوانسته‌اند برای خود سندیکایی داشته باشند تا اندکی بیشتر مشکلات‌شان شنیده شود و به خواسته‌های قانونی آنها برچسب سیاسی زده نشود.

محیط‌بانان تلاش می‌کنند حرفه‌شان در گروه مشاغل سخت و زیان‌آور قرار بگیرد، زیرا به واسطه شغل‌شان با محرومیت‌های اجتماعی زیادی روبه‌رو هستند. آنها از این گله دارند که دست‌کم شرایطی ایجاد شود که آنها هم بتوانند در مقابل 24 ساعت کار 48 ساعت مجال استراحت و پرداختن به خانواده‌شان را داشته باشند.

آنها از این ناراحتند که در بیشتر مواقع اضافه‌کاری‌هایشان نادیده گرفته می‌شود، به همین خاطر چرخ زندگی‌شان براحتی نمی‌چرخد. این مسائل‌ وقتی در کنار جیره غذایی ناچیزشان قرار ‌‌گیرد این نتیجه را به همراه دارد که نباید انتظار داشت تاب و توان گشتزنی مدام در مناطق حفاظت شده را داشته باشند، هرچند از جان مایه می‌گذارند و با تمام سختی‌ها از محیط زیست و حیات‌وحش کشور دفاع می‌کنند.‌‌

مدتی پیش نیز وعده داده شد که وزارت دفاع تجهیزات محیط‌بانان را تامین خواهد کرد، اما محیط‌بانان هنوز از تجهیزات لازم برخوردار نشده‌اند، به همین دلیل در بسیاری مواقع هنگام تعقیب و گریز با متخلفان موفق به دستگیری متهمان نمی‌شوند.‌ آموزش به محیط‌بانان نیز مساله دیگری است که باید به آن توجه ویژه‌تری کرد. درواقع مسئولان محیط زیست نباید آموزش‌های این افراد را به‌نحوه استفاده از سلاح یا قوانین در این حوزه محدود کنند، زیرا در کنار این مسائل، آموزش مسائلی درخصوص کنترل خشم و پاره‌ای از مباحث روان‌شناسی می‌تواند آنها را از خطرات بیشتری دور نگه دارد.

این درحالی است که لایحه حمایت از محیط بانان و جنگلبانان که پس از شهادت چند محیط بان و جنجال بسیار بالاخره به مجلس فرستاده شد، هنوز به کمیسیون مربوط ارسال نشده است به همین خاطر به نظر می‌رسد برای رسیدگی بهتر به این لایحه دست کم به شهادت یا مجروح شدن چند محیط بان دیگر نیاز است.

مهدی آیینی

مدیرانی که جنگل آتش می‌زنند

635646823685917009 (1)آتش به جان زاگرس افتاده تنوره می‌کشد و حیات را در جنگل‌های زاگرس با مرگ تاخت می‌زند؛ روزی نیست که خبرآتش سوزی در جنگل‌های زاگرس آتش به دل دوستداران محیط زیست نزند. فقط در بهار امسال بیش از 1200هکتار از اراضی جنگلی و مرتعی کشور به خاکستر بدل شده ‌ و هنوز آمار دقیقی از آتش سوزی‌های یک ماه گذشته دردست نیست. هرچند فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها ادعا می‌کند‌، آتش سوزی‌های بهار امسال در اراضی جنگلی و مرتعی کشور حدود30 درصد در سطح و 50 درصد در تعداد کاهش پیدا کرده، اما دست‌های سوخته جنگلبانان و بومیانی که برای خاموش کردن آتش از دل و جان مایه می‌گذارند، حکایت دیگری دارد.

سال‌هاست که آتش سوزی  جنگل‌های کشور به دلیل نبود نیروی متخصص و تجهیزات مناسب خسارت جبران ناپذیری به کشور تحمیل می‌کند، چراکه مسئولان زمانی از آتش سوزی مطلع می‌شوند که دیگر کار از کار گذشته و بخش وسیعی از جنگل طعمه حریق شده است.  در این بین بومیان مناطق جنگلی و سازمان های مردم نهاد به قول معروف باید جور مسئولان را بکشند،چون برخی مسئولان‌ نه فقط برای کاهش ‌آتش سوزی ها کم می‌گذارند بلکه به اشکال دیگر به مرگ جنگل دامن می زنند.

دلیل عمده آتش سوزی جنگل‌های کشور‌ چیزی نیست جز سهل انگاری انسان. براساس آمارهای به دست آمده حدود 95درصد از آتش سوزی‌ها عامل انسانی دارد و حدود 30 درصدشان عمدی است.

عمدی آتش زدن جنگل محدود به گردشگران افراد سهل انگار ‌نمی‌شود؛کم نیستند مدیرانی که دانسته دست به قتل عام جنگل می‌زنند و چند برابر آتش سوزی‌ها هر سال جنگل را  تخریب می کنند.‌

برای نمونه  هر سال به طور متوسط آتش توسعه ناپایدار به جان ‌حدود 17 هزار هکتار از اراضی جنگلی کشور می‌ افتد خسارتی به جنگل می زند که به طور قطع بیشتر از آتش سوزی های جنگل است،‌چراکه دست کم به بهانه توسعه ‌بیش از دو میلیون و 500 هزار اصله درخت از بین می رود.

بنابراین مسئولان قبل ازاینکه گناه آتش سوزی های جنگل را به پای افراد سهل انگار بیندازد باید از خود شروع کند و شرایطی ایجاد کند که شهروندان باور کنند حفظ منابع طبیعی کشور برای دولت مهم است،زیرا تنها در چنین شرایطی است که می‌توان انتظار داشت که گردشگران به جنگل احترام بیشتری بگذارند و برخی بومیان مناطق جنگلی از طریق آتش زدن جنگل با یکدیگر و سازمان‌های دولتی تسویه حساب نکنند.

مهدی آیینی

پزعالی، زباله‌ خالی

635646823685917009 (1)رودخانه و دریاچه‌هایی که به‌جای آب در آنها زباله موج می‌زند؛ زمین سوخته و زخم خورده‌ای که از آن دود بلند می‌شود‌؛ جنگل و پارک‌هایی که به‌جای گل در آنها‌ کیسه و بطری‌های پلاستیکی به چشم می‌خورد، منابع آب و خاکی که باقیمانده مواد خوراکی و شیمیایی‌ تهدیدشان می‌کند؛‌ شاخ و برگ شکسته گل و درخت‌هایی که تازه جوانه زده‌اند و…

اینها برخی از تصویرهایی است که از دیروز به یادگار مانده، تصویرهایی که در نگاه اول ‌به سکانس‌هایی از فیلمی ترسناک یا مسیری که غول‌های قصه از آن عبور کرده‌اند بیشتر شبیه است تا جشن گرفتن روز طبیعت!

سال‌هاست که ردپای خیلی از انسان‌ها در طبیعت چیزی نیست جز تخریب و آلودگی. اتفاقی که به ظاهر بسیاری از آدم‌ها مخالف آن هستند، آدم‌هایی که از هر قشری در آنها پیدا می‌شود از خبرنگار و پزشک گرفته تا هنرمند و اهل سیاست.

حفظ محیط زیست برای خیلی‌ها شعاری جذاب است‌، شعاری که برخی مسئولان و شهروندان فریادش می‌زنند، اما هیچ وقت به آن عمل نمی‌کنند، زیرا آنها از حفظ محیط زیست تنها پزش را دوست دارند‌.

پز محیط زیستی بودن این روزها برای خیلی‌ها آب و نان دارد، خیلی‌ها که زیر این پوشش، کم‌کاری‌هایشان را جبران می‌کنند، خیلی‌ها هم در شبکه‌های مجازی لایک روی لایک می‌گذارند.

در مقابل تخریب هم با همین سرعت در محیط زیست به اشتراک گذاشته می‌شود. منابع طبیعی کشور با سنگ و سیمان تاخت زده می‌شود یا آفت و بیماری، سهم گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شود تا تنوع زیستی کشورمان زودتر به خاطره بدل شود .

خیلی‌ها این روزها از هشتگ در طبیعت زباله نریزید استفاده می‌کنند یا از دیگران دعوت می‌کنند به پویش‌هایی مانند «نه به ریختن زباله در محیط زیست» بپیوندند. در این که این فعالیت‌ها برای شهروندان عادی، اتفاقی مثبت است هیچ شکی نیست، اما باید به برخی مدیران گوشزد کرد که فعالیت آنها نباید به چنین حرکاتی محدود شود، زیرا آنها برای فعالیت در شبکه‌های مجازی حقوق نمی‌گیرند بلکه به این دلیل به کار گمارده شده‌اند که با تصمیم‌های مناسب مانع از تخریب محیط زیست کشور شوند.

مهدی آیینی

تبر نکشید، درختکاری پیشکش

635646823685917009 (1)از چند روز پیش تب و تاب درختکاری به فضای مجازی نیز کشیده شده و امروز که روز ملی درختکاری است به اوج خود رسیده. از چند روز مانده به شروع هفته منابع طبیعی چند کمپین هم فعال شده اند تا شهروندان را هرچه بیشتر به درختکاری تشویق کنند، تلاش هایی که از چند سال گذشته ‌تاکنون‌ اثرات مطلوبی نداشته است.

در این که تلاش برای حفظ محیط زیست کاملا مثبت است و سازمان های مردم‌نهاد برای حفظ طبیعت در حد وسعشان سنگ تمام می‌گذارند، هیچ شکی نیست.

اما ندانم‌کاری برخی مسئولان و مدیران شرایط را به جایی رسانده که دست آخر، شهروندان نتیجه مطلوب را نمی‌گیرند و از این همه تلاش برای حفظ طبیعت سرخورده می‌شوند.

دلیل اصلی ناکامی چنین تلاش‌هایی را که لابه‌لای تبلیغات برای حفظ طبیعت در فضای شهری و مجازی گم‌ شده، باید در باور اصلی برخی مدیران و مسئولانی جستجو کرد که در ظاهر دغدغه‌های زیست محیطی دارند، اما پای عمل که برسد برای هر باغی و درختی تبر می‌کشند.

چنین شرایطی سبب شده طرح‌های درختکاری عاری از کارشناسی باشد، زیرا در خوشبینانه‌ترین حالت درختان کاشته شده به امان خدا رها می‌شوند و پس از چند روز که تب درختکاری در تعطیلات سال نو گم شد از آنها بیش از چند شاخ و برگ خشکیده باقی نمی‌ماند. خام بودن چنین طرح‌هایی را از دردسرهایی که برای شهروندان در چند سال اخیر ایجاد شده نیز می‌توان فهمید؛ برای نمونه ارتش سفید بالک‌ها که چند سالی است در فصل‌های گرم سال تردد در شهر را برای شهروندان‌ دشوار می‌کنند نتیجه همین تصمیم‌های یکشبه است که بدون توجه به مسائلی مانند شرایط اقلیمی، منابع آب، نوع گونه و… به مرحله اجرا می‌رسد. به همین دلیل باید از مسئولان خواست ‌حفظ باغ و فضاهای سبز را در اولویت بگذارند؛ درختکاری پیشکش‌‌.

مهدی آیینی

کانگورو، ببر و یوزپلنگ زیر قیمت کوچه مرغی

635646823685917009 (1)

بیش از 20 میلیارد دلار در سال؛ این برآوردی از گردش مالی بازار سیاه قاچاق حیات وحش در جهان است؛ بازاری که به نظر می‌رسد بعد از قاچاق مواد مخدر، انسان و اسلحه پرسودترین بازار سیاه جهان باشد.تنوع زیستی مناسب کشورمان سبب شده حیات وحش ایران نیز سهم قابل توجهی در این بازار داشته باشد؛ از پرندگان شکاری گرفته تا یوزپلنگ و سمندر لرستانی را می‌توان در بساط قاچاقچیان حیات وحش‌ دید.

سمندر لرستانی در بازارهای جنوب شرق آسیا حدود 1000 دلار خرید و فروش می‌شود یا کشورهای حاشیه خلیج‌فارس حاضرند برای برخی از پرندگان شکاری ایران ( بالابان و بحری) تا یک میلیارد تومان هم پرداخت کنند.

ارزش‌گذاری نشدن گونه‌های جانوری و نبود اراده‌ای برای حفظ حیات وحش در کشورمان سبب شده قاچاقچیان حیات وحش از حاشیه امنی برخوردار باشند و با خیال آسوده‌تری به قانون‌شکنی دست بزنند. برای نمونه یکی از اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در زمینه حقوق حیوانات به جام‌جم می‌گوید پرونده‌ای 300 صفحه‌ای را درباره قاچاق حیات وحش به سازمان حفاظت محیط‌زیست تحویل داده، اما این سازمان تاکنون بدرستی به این پرونده رسیدگی نکرده است.

به همین دلیل شاید تا دیروز بساط قاچاقچیان حیات وحش فقط در کوچه‌مرغی‌های خیابان مولوی پهن می‌شد، اما این روزها در گوشه و کنار هر شهری می‌توان سودجویانی را دید که به حیات وحش کشور چوب حراج می‌زنند.

نبود اراده‌ای مشخص برای مقابله با این تخلف سبب شده آنها‌ از فضای مجازی نیز کمک گرفته و مشتری‌های بیشتری برای خود دست و پا کنند.

بازار سیاه حیات وحش بیش از سودی که به جیب قاچاقچیان می‌ریزد به حیات‌وحش آسیب می‌رساند، زیرا تخمین زده می‌شود حدود 70 درصد از گونه‌های جانوری هنگام قاچاق جان خود را از دست می‌دهند یا رها شدن گونه‌های غیربومی در زیستگاه‌ها سبب از بین رفتن گونه‌های بومی می‌شود. سوم مارس (13 اسفند) در تقویم، روز جهانی حیات وحش نامگذاری شده؛ روزی که در آن سازمان‌های مردم‌نهاد تلاش می‌کنند دولت‌ها و شهروندان را نسبت به عواقب تجارت شوم حیات وحش آگاه کرده و یادآور شوند دنیای بدون حیات وحش جایی برای حیات انسان نخواهد داشت.

مهدی آیینی

باور کنید من خبرنگارم، آنها ایرانی …

635646823685917009 (1)هر 11 نفرشان به اندازه یکی از اتباع بیگانه نیز در این آب و خاک سهم ندارند، مادر خانواده صدایش از بغض می‌لرزد و می‌‌گوید دخترهایش نمی‌توانند درس بخوانند، ازدواج کنند یا حتی برای درمان به شهرهای نزدیک سیستان و بلوچستان بروند.
یکی از دخترها از این که نمی‌تواند مثل سایر کودکان ایرانی درس بخواند گله می‌کند و می‌گوید از او گذشته و بهتر است مسئولان برای خواهر و برادرهای کوچک‌ترش فکری بکنند‌.

این ماجرای تاسف بار خانواده‌ای ایرانی، اما بدون شناسنامه و فراموش شده در روستای «تپه کنیز» زابل است که از حدود سه هفته پیش ‌که به مناطق محروم زابل سفر کردم‌ در گوشه‌ای از ذهنم خانه کرده است‌.

خانواده‌ای که ‌می‌گفتند حدود سه سال است برای گرفتن شناسنامه آزمایش دی ان ای هم داده‌اند، اما هر وقت برای پیگیری پرونده‌شان به فرمانداری هیرمند می‌روند جواب درستی نمی‌گیرند.

پیش از پیگیری پرونده‌شان، فکر می‌کردم به احتمال زیاد مشکلشان به خاطر بی‌خیالی خودشان است، اما وقتی با فرماندار هیرمند که براساس قانون باید به مشکل چنین خانواده‌هایی رسیدگی کند تماس گرفتم مشخص شد گوش شنوایی‌برای شنیدن مشکلات چنین خانواده‌هایی وجود ندارد.

از تلفن روزنامه با فرماندار هیرمند ‌تماس گرفتم. او انجام مصاحبه را مشروط کرد به این که خبرنگار بودنم ثابت شود. برای همین شماره یکی از همکارانش را داد تا با او تماس بگیرم. این همکار آقای فرماندار نیز شماره شخص دیگری را داد تا در تحقیقاتی گسترده متوجه شود من خبرنگار روزنامه جام‌جم هستم (ماجرایی که با یک تماس ساده با دفتر روزنامه حل می‌شد)؛ اما پس از گذشت چند روز وقتی با آنها تماس گرفتم، گفتند هنوز برایشان ثابت نشده که من خبرنگار روزنامه جام‌جم هستم!

این روزها با خودم فکر می‌کنم آقای فرماندار حق دارد که در بیش از سه سال گذشته نتوانسته قدمی برای حل مشکل این خانواده بردارد، چراکه وقتی او به همراه دو همکار دیگرش طی چند روز نتوانسته‌اند از خبرنگار بودن شخصی که از یکی از روزنامه‌های شناخته شده کشور با آنها تماس می‌گیرد مطمئن شوند، چگونه می‌توانند در این مدت کوتاه (بیش از سه سال) از ایرانی بودن خانواده‌ای که فقر امانشان را بریده باخبر شوند به همین خاطر حق با شماست آقای فرماندار.

مهدی آیینی

خیانت مجلس نشینان به مردم و جنگل

635646823685917009 (1)نفس طرح تنفس‌جنگل را گرفتند؛آخرین مرهم زخم جنگل‌های باستانی کشور را ضایع کردند تا جنگل های شمال کشور  به مرگ نزدیک‌تر شود و دیگر خاطره ای از جنگل های هیرکانی که از عصر یخبندان جان سالم به در برده‌اند باقی نماند‌.تبر بی‌توجهی نمایندگان و فشار لابی ها بزودی زخمی کاری را بر تن جنگل های کشور می نشاند،زخمی که بی شک شرایط جنگل های شمال کشور را بحرانی تر می کند.

پنج شنبه گذشته درحالی که بیشتر کارشناسان حوزه محیط زیست ، منابع طبیعی و شهروندان منتظر بودند بخوانند و بشنوند که نمایندگان‌شان در مجلس مهر تایید خود را پای طرح تنفس جنگل می زنند،خبرهای از مجلس منتشر شد که ‌آب پاکی را روی دست آنهایی می ریزد که تصور می کنند مجلس‌نشینان برای نجات جنگل های کشور بیش از مجلس گذشته اهمیت قائلند.

براساس آخرین تصمیم های‌ گرفته شده قرار است طرح تنفس  جنگل از ابتدای چهارمین سال برنامه ششم، یعنی سال 1399 کلید بخورد!

‌ در شرایطی که زمان برای نجات جنگل های کشور حیاتی است و شدت تخریب ها آنقدر است که فقط ‌ در پنج سال اخیر 40 میلیون اصله درخت 300ساله شمشاد ‌از بین رفته اند‌ و چنانچه طرح تنفس از همین امروز نیز شروع شود‌برای برگشت به شرایط پیش از تخریب باید به جنگل های کشور حدود 150 سال زمان داد.

تعلل در اجرای طرح تنفس تنها غفلتی نیست که از نمایندگان نسبت به منابع طبیعی کشور سر زده، زیرا ‌آنها با قطع درختان برای اجرای طرح های عمرانی نیز موافقت کرده اند! آن هم در شرایطی که تاکنون بیش از‌ 7000 کیلومتر جاده در این جنگل ها ایجاد شده و درختان زیادی را به کام مرگ فرو برده است.

علاوه بر این مجلس نشینان با بهره‌برداری از جنگل با هدف بهداشت، حفاظت و پرورش جنگل از درختان پیر، خشک سرپا، افتاده، لاپی، آفت‌زده غیرقابل احیا نیز ‌ با مجوز سازمان جنگل‌ها‌ موافقت کرده اند؛ماجرایی که تا پیش از این نیز به همین شکل دنبال می شد و سود جویان با سوء استفاده از آن و نبود نظارت مناسب درختان سالم زیادی را قلع و قمع کرده اند.

چنین تصمیم هایی به طور حتم دیر یاز زود نه تنها جنگل های هیرکانی را از بین می برد بلکه سبب می شود شمال کشوراز زندگی خالی شده و تمامیت ارضی کشور نیز باتهدید رو به رو شود‌.

به نظر می رسد نمایندگان مجلس فراموش کرده اند یا نمی خواهند باور کنند‌ ‌میانگین بارش ‌در هیرکانی حدود 2000میلی‌متر برآورد می‌شود ‌و هر سال جنگل سه میلیارد و شش میلیون مترمکعب آب را ذخیره می کند.(بزرگ‌ترین سد کشور ‌،کارون‌‌ سه میلیارد مکعب آب را پشت خود نگه می‌دارد.) و یا    هر سال جنگل‌های شمال از انتشار 136میلیون تن گرد و غبار در کشور جلوگیری می کنند.

بنابراین زمانی که درختان جنگل های هیرکانی قطع شوند نه فقط آبی ذخیره نمی شود بلکه سیلاب و طغیان ریزگردها زندگی ساکنان شمال کشور و دیگر مناطق ایران را نابود خواهد کرد‌.

با تمام این غفلت ها هنوز فرصت برای نجات جنگل های کشور باقی است، باید از اعضای شورای نگهبان خواست هنگام بررسی نهایی لایحه ششم به این مهم توجه کرده و از نمایندگان مجلس بخواهند قانون را تمام و کمال برای حفظ منابع طبیعی کشور بکار گیرند و دست کم به اصل 50 قانون اساسی کشور احترام بگذارند. ‌

‌مهدی آیینی

قانون هوای محیط زیست را ندارد

جنگل های شرایط مناسبی ندارند،آفات و بیماری دست به دست آتش سوزی داده و‌ جنگل های هیرکانی و زاگرس را بیش از پیش تهدید می کند، رودخانه های کشور دیگر مانند گذشته جریان ندارند آنها که دائمی بودند فصلی شده اند واز فصلی ها نیز نشانی در دست نیست،دریاچه ها و تالاب ها نیز کم کم دارند خاطره می شوند و جز زمینی خشک از آنها چیزی باقی نمی ماند.دریای خزر نیز  به دلیل سرریز شدن فاضلاب استان های ساحلی به آن حال و روز خوبی ندارد ، این ها بخشی از آسیب هایی است که محیط زیست کشورمان با آن رو به روست و براساس آن می توان گفت شرایط محیط زیست کشور اصلا مناسب نیست.

اما این شرایط ناگوار درحالی سایه بر محیط زیست کشور انداخته که ما قوانین و نهاد های مناسبی برای حمایت و حفظ محیط زیست کشور داریم،برای نمونه حدود 108 سال از تاسیس سازمان جنگل ها می گذرد و یا حدود 50 سال است که سازمان حفاظت محیط زیست در کشور تاسیس شده است.

قوانین کشور را که بررسی کنید به اصلی‌ 50 قانون اساسی کشور می رسید که مختص محیط زیست است و اگر مورد توجه شهروندان مسئولان قرار گیرد می توان امیدوار بود که بسیاری از مشکلات کنونی محیط زیست کشور  حل و فصل شود،چراکه براساس  اصل 50 قانون اساسی‌ «در جمهوری اسلامی‌، حفاظت محیط زیست که نسل‌امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته‌ باشند، وظیفه عمومی تلقی می‌شود. از این رو، فعالیت اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن‌ ملازمه پیدا کند، ممنوع است‌.»

اما تخریب بیش از حد محیط زیست کشور گواهی است بر اینکه این گونه قوانین  زیر پا گذاشته می شود یا اراده ای برای اجرای آنها وجود ندارد‌.

بنابراین باید شرایطی را ایجاد کرد که در آن احترام به محیط زیست برای مسئولان و شهروندان در الویت قرار گیرد تا آنها با اجرای قوانینی مانند اصل 50 قانون اساسی کشور مانع از تخریب محیط زیست کشور شوند مهمی  که به نسل های آینده نیز تعلق دارد.

فاطمه مژگان دادرس

بالا