آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 12)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

افطاری با طعم اثر انگشت و کارت شناسایی

635646823685917009 (1)گوشه کادر استامپی با جوهر آبی به چشم می‌خورد، در نقطه طلایی عکس نیز چشم‌های منتظر انسانی نیازمند به غذا‌هایی که در ظروف یکبار مصرف قرار دارد، دوخته شده وکمی آن‌طرف‌تر از او فردی در حال بررسی شناسنامه و پرکردن فرم است.تصویر گویاست، اما دردناک، دردناک‌تر از فقری که در زمینه عکس جاخوش کرده و این روزها در مناطق محروم نهیب می‌زند که باید بیش از این به فکر نیازمندان بود و احوالشان را پرسید؛ چراکه رسیدگی به مشکلات آنها دستخوش غفلت شده؛ گرفتن اثر انگشت و کارت شناسایی در ازای وعده غذایی ناچیز به عنوان افطاری، پیام عکسی است که روز پنجشنبه در فضای مجازی دست به دست شد و از این حکایت داشت که دو نفراز کارمندان کمیته امداد شهرستان باغ ملک دست به چنین کاری زده‌اند.

تصویری که از این رفتار تهیه شده بود در فضای مجازی توفان راه انداخت؛ توفانی که خیلی‌ها را دگرگون کرد و یادشان انداخت مدت‌هاست که راه و رسم دستگیری از نیازمندان را از یاد برده‌اند و دیگر بسختی به یاد می‌آورند که بزرگانشان در تاریکی شب مایحتاج نیازمندان را توزیع می‌کردند و اصرار داشتند که کمک به نیازمندان باید به شکلی باشد که حرمت و شان این افراد حفظ شود.

واکنش‌ها به این اتفاق محدود به فضای مجازی و شهروندان نشد، چراکه مسئول کمیته امداد امام خمینی ( ره ) صادقانه این اشتباه را پذیرفت و بر خلاف علمکرد اشتباه برخی دستگاه‌ها که در چنین مواقعی به دیوار بلند حاشا چنگ می‌زنند، روی این رفتار اشتباه دو کارمندش سرپوش نگذاشت و با انتشار اطلاعیه‌ای از مردم عذر خواست و تاکید کرد که افراد خاطی با دستور مستقیم رئیس کمیته امداد تعلیق و از سمت خود عزل شده‌اند و تعیین تکلیف آنها به هیات تخلفات اداری استان خوزستان واگذار شده است.

واکنش مناسب کمیته امداد برای خیلی از سازمان‌ها و نهادها می‌تواند درسی باشد که خطایشان را شجاعانه بپذیرند و برای جبرانش اقدام کنند. این ماجرا درس دیگری هم دارد برای آنها که درچند روز باقیمانده ماه مهمانی خدا هنوز اصرار دارند برای چشم و همچشمی سفره‌های افطاری مجللی پهن کنند، غافل از این که رمضان ماه اطعام نیازمندان واقعی و دستگیری از آنهاست.

مهدی آیینی

جان محيط​ بانان حراج

 635646823685917009 (1)غرش اسلحه سکوت کوهستان را مي ​شکند،گلوله سينه محيط​ بانان را؛ شکارچيان غيرمجاز پشت​ چشم ​هاي بسته قانون سنگر مي​ گيرند، محيط بانان پشت دعاي خير خانواده​ شان؛محيط بانان با گوشت ​و​پوست از ​​محيط زيست دفاع مي ​کنند،اما شکارچيان با  اسلحه جنگي و شکاري​​ قلب آن را نشانه مي روند.

 انجام وظيفه محيط ​بانان رنگ و بوي جرم مي​ گيرد،اما راه فرار براي شکارچيان غير مجاز باز است. همه اين شرايط دست به دست هم داده اند تا محيط بانان و جنگلبانان سهم شان از تلاش براي حفظ محيط زيست گلوله باشد و تهديد، سختي باشد و دلنگراني .

 شهادت محمد دهقانی ، پرویز هرمز  و منوچهر شجاعیان در روزهاي اخير گواهي است براين ادعا و اينکه محيط​ بانان امنيت​ جاني ندارند و  اگر خوش شانس باشند مانند هادي جلالي، محيطبان پناهگاه حیات وحش شادگان بعد از درگيري با شکارچيان غير مجاز86 ساچمه دربدنشان به يادگار مي ماند و بايد ماه ها براي اثبات جانباز  شدنشان اين در و آن در بزنند.

محيط بانان درايران ايستاده مي ميرند،اما آسان ،چراکه  حفاظت از محيط زيست در کشورمان هيچ وقت جدي گرفته نشده،​اين را از تعداد محيط بانان کشورمان مي توان حدس زد که برخلاف افزايش​ مشکلات زيست محيطي هيچ وقت به روز نشده است​.  مناسب نبودن تجهيزات محيط بانان نيز اين غفلت را فرياد مي زند ،زيرا در نبود تجهيزات مناسب  آنها خيلي دير از حادثه مطلع مي شوند و ناچار بايد براي انجام ماموريت ​ سينه شان را سپر کنند​. همه اين کمبود ها دست به دست هم داده است تا محيط​بانان به سيبلي براي شکارچيان غير مجاز بدل شوند.

با اين حال هستند افرادي که هنوز فکر مي کنند بهبود شرايط محيط زيست کشور با يکسري شعار و برگزاري همايش حل و فصل مي شود،اما مشکل محيط بانان کشور زماني برطرف مي شود که شکارچيان غير مجاز بدانند محيط​بانان نماينده سازمان حفاظت محيط زيست هستند،اما در شرايطي که محيط بانان به کمترين امکانات دسترسي دارند و بسيار پيش آمده که شکارچيان به محيط بانان در راه مانده براي​ رفع مشکلات شان کمک کرده اند نمي​توان انتظار داشت محيط​بان به عنوان نماينده قانون جدي گرفته شوند.

مهدي آييني

درختان ولي​عصر را روي دست مي برند

635646823685917009 (1)خيابان ولي​عصر داغدار است،چنارهايش​ ايستاده مي​ميرند؛​​ صداي افتادنشان روي آسفالت سرد در شهر مي پيچد،خواب ​جماعتي را آشفته مي کند، دل ها را نگران مي کند، خبرساز مي شود​،اما خيلي زود لا به لاي هزاران دغدغه ته نشين مي شود تا از ياد برود که داستان مرگ درختان ولي​عصر سريالي تلخ ،اما تکراري ​است​.نوشتن از آفت و بیماری از غفلت برخی مسئولان و شهروندان که دست به دست هم داده‌اند تا تبری تیز شوند برای پیکر بیجان درختان ولی‌عصر، حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است؛ اما این که زنده ماندن چنارهای ولی‌عصر خواست اغلب ایرانی‌هاست باید تکرار شود تا سرانجام شنیده شود و آنها که باید آن طور رفتار کنند تا یک برگ هم از شاخه‌های درختان ولی‌عصر کم نشود.

 درختان کهنسال معروف‌ترین خیابان پایتخت که روزی جمعیت‌شان 60 هزار اصله برآورد می‌شد، حالا حدود 7000 اصله تخمین زده می‌شوند؛ اما این چنارها فقط نماد سرافرازی خیابان ولی‌عصر نیستند، چون چند نسل از آنها خاطره دارند، افرادی که نمی‌شود به پایتخت‌نشینان محدودشان کرد، چراکه بسیاری از ایرانیان از قدم زدن زیر سایه چنارهای ولی‌عصر خاطره دارند و دلشان می‌سوزد زمانی که می‌بینند یا می‌شنوند چنارهای ولی‌عصر را قطع کرده‌اند.

چند روزی است که دوباره تصاویری از قطع شدن درختان خیابان ولی‌عصر در فضای مجازی دست به دست می‌شود و کاربران زیادی نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. البته پای این واکنش‌ها به کمیته محیط زیست شواری شهر تهران نیز کشیده شده و شهرداری پایتخت نیز در بیانیه‌ای از کهولت سن، آفت کرم چوب‌خوار و احتمال سقوط تنه خشک درخت در معابر به عنوان علت قطع درختان نام برده و تاکید کرده این کارش قانونی است.

باید یادآور شد صدور بیانیه دردی از درختان ولی‌عصر دوا نمی‌کند؛ زیرا اگر شهرداری ادعا می‌کند تمام و کمال از این درختان کهنسال نگهداری می‌کند، باید قطع آنها را آخرین راهکار بداند و رویکردی در پیش بگیرد که اثباتی برای این ادعا باشد؛ زیرا تا وقتی زیاده‌خواهی و کنترل نشدن آفت و بیماری مرگ درختان را رقم می‌زند، نمی‌توان ادعای توجه به محیط زیست و حفظ درختان ولی‌عصر را داشت.

مهدی آیینی

 

گواهینامه یا قتلنامه

635646823685917009 (1)آلت قتاله می‌شود و جان می‌گیرد تا آمار سالانه جان باختگان حوادث ترافیکی همچنان به 20 هزار نفر نزدیک بماند؛ دستانی می‌شود بلند تا روی کلاف ترافیک گره کور بزند و عمر شهروندان را تباه کند؛ ابری می‌شود سیاه تا آسمان آبی را از زمین بدزدد و تنفس را برای کودکان و سالخوردگان دشوار کند، تیغی می‌شود در دست زنگی مست تا پیر و جوان از اذیت وآزارش در امان نباشند، از نبود فرهنگ درست استفاده از خودرو و شیوه مناسب رانندگی در کشورمان حرف می‌زنیم، مساله‌ای که این روزها باید آن را از مشکلات بزرگ شهرنشینی دانست.

 زیرا بررسی علل سوانح ترافیکی ثابت می‌کند بخشی از تصادفاتی که منجر به مرگ می‌شود، براثر خطای انسانی رخ می‌دهد قابل انکار نیست قسمتی از ترافیک‌هایی که در کلانشهرها و جاده‌های برونشهری وقت شهروندان را تباه می‌کند به‌دلیل شیوه نادرست رانندگی افراد و توجه نکردن آنها به نکاتی مانند رانندگی بین خطوط سفیداست. افزون براین یکی از علل اصلی آلودگی هوا در کلانشهرها و مصرف بالای سوخت‌های فسیلی در کشور دلیلی ندارد جز سیل خودروهای تک سرنشین که راه را بر عبور و مرور وسایل نقلیه عمومی و امدادی سد می‌کند. باید یادآور شد هنوز بخشی از تماس‌هایی که با پلیس 110 گرفته می‌شود برای شکایت افراد سهل‌انگار است که خودروی خود را در مکان‌هایی مانند پل‌های پارکینگ مجتمع‌های مسکونی یا تجاری پارک می‌کنند.

این مسائل وقتی قابل توجه‌تر می‌شود که آنها را در کنار آماری که رئیس مرکز صدور گواهینامه پلیس راهور ناجا صادر کرده بگذارید؛ براساس گفته‌های او تعداد افرادی که سال گذشته موفق به دریافت گواهینامه شده‌اند حدودیک میلیون و500 هزار نفر برآورد می‌شود. البته یادآوری این نکته ضروری است تمامی مشکلاتی که این روزها به‌دلیل استفاده نادرست از خودرو گریبان زندگی شهروندان را گرفته به‌دلیل مناسب نبودن مراحل آموزش رانندگی و صدور گواهینامه است ؛ زیرا برخی افراد گواهینامه می‌گیرند، اما نمی‌دانند خودرو و رانندگی در معابر شهری وسیله‌ای مناسب برای تخلیه هیجانات آنها نیست. در واقع پروسه صدور گواهینامه در کشورمان به‌گونه‌ای است که شخص مهارت لازم برای کنترل خودروی نقلیه را نیز به‌دست نمی‌آورد، بنابراین طبیعی است نکات مهمی مانند احترام به قوانین و فرهنگ درست استفاده از خودرو در آن به فراموشی سپرده شود. باید تاکید کرد تا زمانی که در کشورمان با الگو برداری از کشورهای موفق و بومی سازی طرح‌های آنها، مقدمات آموزش صحیح به رانندگان فراهم نشود نمی‌توان توقع داشت از میزان خسارتی که هر سال حوادث ترافیکی، مصرف بالای سوخت و اتلاف وقت شهروندان در ترافیک به جامعه تحمیل می‌کند، کم شود.

مهدی آیینی

شليک مستقيم قسمت محيط بان و جنگلبانان

635646823685917009 (1)جنگل سبز از خون جنگلبان سرخ می‌شود، مناطق شکار ممنوع از خون محیط‌بانان؛ این گوشه‌هایی از شرح حال حامیان منابع طبیعی کشور است که مظلومیت آنها با شهادت یا جانباز شدن‌شان به تصویر کشیده می‌شود و پس از مدتی کوتاه داستانی تکراری می‌شود که هیچ گوش یا چشمی زحمت شنیدن یا خواندنشان را به خود نمی‌دهد.خبر زخمی شدن علی آرامش، سرپرست منطقه حفاظت شده دنای شرقی نیز از این دست خبرهاست که دیروز و در هفته محیط‌زیست رسانه‌ای شد. او قصد داشت وظیفه‌اش را انجام بدهد و با شکارچیان غیرمجاز برخورد کند، اما شکارچیان غیرمجاز با اسلحه شکاری از فاصله نزدیک پایش را نشانه رفتند تا بار دیگر یادآور شوند محیط‌بانانی که سینه‌شان را برای حفاظت محیط‌زیست این کشور سپر می‌کنند، همچنان امنیت جانی ندارند؛ زیرا اگر بخواهند از خود دفاع کنند قانون آن‌قدر هوایشان را ندارد، به همین خاطر پشت‌شان گرم نیست و این احتمال وجود دارد که در دادگاه به اعدام یا حبس ابد محکوم شوند.

نبود قوانین بازدارنده یکی از عللی است که سبب شده شکارچیان و قاچاقچیان چوب به روی محیط‌بانان و جنگلبانان اسلحه بکشند؛ اما دراین بین نباید فراموش کرد که محیط‌بانان و جنگلبانان به تجهیزات و امکانات آموزشی مناسب نیز دسترسی ندارند. در واقع جدی گرفته نشدن این مسائل سبب شده برخی محیط‌بانان به‌دلیل آشنا نبودن با قوانینی مانند به‌کارگیری سلاح در دادگاه محکوم شوند یا به‌دلیل در اختیار نداشتن تجهیزات مناسب خیلی دیر در جریان ورود متخلفان به مناطق حفاظت شده قرار بگیرند، چراکه متخلفانی مانند شکارچیان غیرمجاز و قاچاقچیان چوب از خودرو و تجهیزات بهتری نسبت به آنچه محیط‌بانان در اختیار دارند استفاده می‌کنند؛‌ لذا در بیشتر مواقع محیط‌بانان و جنگلبانان زمانی در جریان قانون‌شکنی متخلفان قرار می‌گیرند که به قول معروف دیگر کار از کار گذشته است. باید یادآورشد در چنین موقعیت‌هایی احتمال درگیری فیزیکی محیط‌بانان با متخلفان افزایش پیدا می‌کند، چراکه طبیعی است متخلفان برای فرار از دست محیط‌بانان یا از بین بردن آثار و شواهد جرم دست به هرکاری بزنند.

بنابراین چنانچه مسئولان برنامه‌ای برای حفاظت از منابع طبیعی کشور دارند باید در کنار تلاش برای پر کردن خلأ‌های قانونی به فکر بروز رسانی تجهیزات و آموزش محیط‌بانان و جنگلبانان نیز باشند، زیرا اگر محیط‌بانان به تعداد کافی و با تجهیزات مناسب در مناطق حفاظت شده گشتزنی کنند کمتر متخلفی به فکر قانون شکنی می‌افتد و دیگر کار به درگیری مستقیم محیط‌بانان و جنگلبانان نمی‌رسد.

مهدی آیینی

اعدام به جرم کشتن مرغ

AZAD8301دست و پای روباه را می‌بندد، دخترک شاهد ماجراست، روباه را از طنابی آویزان می‌کند، دخترک شاهد ماجراست، با چوب روباه را می‌زند، دخترک شاهد ماجراست؛ روباه ضجه می‌زند، دخترک شاهد ماجراست این گوشه‌ای از رفتار‌های وحشتناک مردی جوان با روباهی است که فقط از روی غریزه رفتار کرده، اما به جرم خوردن مرغ و خروس‌های خانواده به دام افتاده است.

 نگران‌کننده‌تر این‌که به نظر می‌رسد مادر خانواده نیز شاهد ماجراست؛ چون آن‌طور که تسنیم از این حادثه گزارش داده، فیلم این اتفاق از سوی مادر خانواده در یکی از شبکه‌های اجتماعی منتشر، اما با اعتراض کاربران پس از مدتی کوتاه حذف شده است. این‌بار اولی نیست که چنین حیوان‌آزاری‌هایی در کشور خبرساز می‌شود، چراکه فضای مجازی پر است از فیلم و عکس‌هایی که رفتار ظالمانه انسان‌ها با حیات‌وحش را به تصویر می‌کشد. اما حادثه اخیر زنگ خطر جدی‌تری به حساب می‌آید، اتفاقی که گواهی است بر روند اشتباه مدیران در کنترل چنین پرونده‌هایی، چراکه پدر خانواده‌ای به خود اجازه می‌دهد در مقابل چشمان دختر خردسالش دست به حیوان آزاری بزند یا مادری بدون هیچ احساس مسئولیتی شاهد چنین رفتاری است و از آن فیلم و عکس تهیه می‌کند.

اما در این بین تمام تقصیرها را نمی‌توان به گردن این پدر و مادر انداخت؛ زیرا به احتمال زیاد اگر پای حرف‌هایشان بنشینید آنها هیچ حق حیاتی برای روباه قائل نیستند و نمی‌دانند این‌گونه جانوری چه نقشی در اکوسیستم دارد یا چگونه باید خشم‌شان را کنترل کنند به همین دلیل ضعف‌های نظام آموزشی و بهداشت و درمان کشور را نیز باید شریک جرم این پرونده دانست و یادآور شد که سازمان‌هایی مانند محیط‌زیست یا منابع طبیعی نیز آن‌طور که باید برای درگیر کردن سایر دستگاه‌ها در بحث‌های زیست‌محیطی تلاش نمی‌کنند.

علاوه بر این سازمان‌ها بخوبی روی برنامه‌های آموزشی نیز تمرکز نمی‌کنند، چراکه تمام برنامه‌های مشارکتی و آموزشی مدیران این حوزه در سفر‌های استانی، حضور در همایش و انتشار چند عکس در شبکه‌های اجتماعی‌شان خلاصه می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست که هنوز بسیاری از افراد از اهمیت احترام به محیط‌زیست و گونه‌های جانوری چیزی نمی‌دانند.

مهدی آیینی

جنگل هر ثانيه مي ميرد

AZAD8301در هر ثانيه 350 مترمربع از مراتع و جنگل هاي کشور نابود مي شود و يا در ده سال گذشته به مساحت جنگل هاي کشور افزوده شده؛ اين دو روايت متناقض سال هاست که هنگام ارائه آمار از سوي مسئولان درباره اوضاع و احوال جنگل هاي کشور منتشر مي شود. روايت اول را ديروز خبرگزاري ايسنا از قول مديرکل زيستگاه ها و امور مناطق سازمان حفاظت محيط زيست منتشر کرد، اما از اين که اين آمار چگونه به دست آمده، چيزي نوشته نشده است.
در مقابل اين ادعا، مديران سازمان جنگل ها نيز بارها در گزارش هاي خود از افزايش سطح جنگل هاي کشور سخن به ميان آورده اند، البته فقط اين دو سازمان نيستند که درباره شرايط مراتع و جنگل هاي کشور آمار متفاوت ارائه مي کنند، زيرا موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور نيز درباره مساحت جنگل هاي کشور آماري ارائه مي کند که با آمار ارائه شده از سوي سازمان جنگل ها، متفاوت است. اين درحالي است که اين موسسه زيرمجموعه سازمان جنگل ها نيز به حساب مي آيد.
ارائه آمارهاي متناقض از سطح جنگل هاي کشور بيانگر اين مهم است که در کشورمان اهميتي به پژوهش و تحقيقات داده نمي شود، زيرا ارائه آمار غيرواقعي با هدف سياه نمايي يا پنهانکاري نتيجه اي جز تخريب محيط زيست کشور ندارد؛ چراکه در نبود آمار قابل استناد نمي توان براي حفظ و مديريت جنگل هاي کشور برنامه ريزي مناسبي داشت.
اين درحالي است که کارشناسان همواره از اين گله داشته و دارند که هر زمان بحث پژوهش و تحقيق به ميان مي آيد، سازمان هايي مانند محيط زيست يا جنگل ها بصراحت اعلام مي کنند که کفگير اعتبارشان به ته ديگ خورده است. اين بي توجهي به پژوهش و اعتبار سبب شده بيماري و آفات خسارت جبران ناپذيري به کشور تحميل کند. براي نمونه مي توان به شيوع بيماري در بين حيات وحش کشور اشاره کرد يا از نابودي 40 هزار هکتار از شمشادهاي شمال کشور نوشت که در سال هاي اخير نابود شده اند.
بنابراين آنچه مشخص است روند رو به رشد تخريب و بي توجهي در حفظ محيط زيست کشور است که در بين آمارهاي متناقض به فراموشي سپرده شده، اما اين مشکل تنها زماني قابل کنترل است که مسئولان براي کارهاي پژوهشي و تحقيقاتي ارزش بيشتري قائل شوند.

مهدي آييني

جرم به وقت نوجواني

AZAD8301«نوجوانان بي تفاوت شده اند، سر به راه نيستند؛ احترام به بزرگ ترها را فراموش کرده اند يا در فضاي مجازي غرق شده اند.» اين روزها پاي حرف خيلي از والدين و اولياي مدارس که بنشينيد درباره نوجوانان چنين اظهار نظرهايي مي شنويد؛ در واقع بيشتر افراد اين روزها نسل آينده ساز کشور را اين طور قضاوت مي کنند، اما اين همه واقعيتي نيست که سبب شده نوجوانان آسيب پذير شوند.
ديروز در حاشيه همايش آموزش و حقوق براي دانش آموزان که در دبيرستان البرز برگزار شد به چنين مسائلي پرداخته شد. در اين مراسم قوام فروزان، سرپرست دادسراي اطفال از تخلفات راهنمايي و رانندگي، ضرب و جرح و سرقت به عنوان سه جرمي ياد کرد که نوجوانان بيشتر مرتکب آن مي شوند، جرم هايي که شبيه جرم بزرگ ترهاست؛ بررسي آمارهاي منتشرشده در خصوص جرايم عمده در کشور و حوادث ترافيکي ثابت مي کند که فرق زيادي بين نوجوانان و بزرگ ترهايشان وجود ندارد، چرا که ضرب و جرح عمدي، توهين به اشخاص عادي و سرقت در گروه جرايم اول کشور قرار دارد.
بنابراين بيراه نيست اگر بگوييم نوجوانان مرتکب جرم مي شوند، چون والدينشان به گونه اي رفتار نمي کنند که الگوي مناسبي براي آنها باشند، البته اين تنها دليلي نيست که سبب مي شود نوجوانان آن طور که بايد پرورش پيدا نکنند؛ زيرا در کشورمان بجز آموزش و پرورش نهادي براي حمايت و آموزش به اين افراد، مسئول نيست.
در اين بين آموزش و پرورش نيز نتوانسته آن طور که بايد نيازهاي نوجوانان را پوشش دهد، به خاطر همين هنوز بخشي از مشکلات نوجوانان تابوي اجتماعي است و خانواده ها و نوجوانان راهکار حل مسائلي نظير مصرف مواد مخدر يا رفتار هاي جنسي را بدرستي نمي دانند.
اين درحالي که در چارديواري خانواده نيز شرايط مناسب نيست، زيرا بسياري از والدين با رفتار نامناسبشان سبب دور شدن نوجوانان از خانواده مي شوند. البته در اين بين نمي توان والدين را فقط مقصر دانست، زيرا براي آگاه کردن آنها نيز ارداه اي وجود ندارد.
اين شرايط سبب شده براساس بررسي هاي دفتر مراقبت در برابر آسيب هاي اجتماعي وزارت آموزش و پرورش رفتارهاي پرخطر، اختلال هاي بهداشت روان، اختلالات خانوادگي، انحرافات اخلاقي، اختلالات تحصيلي، اختلالات فرهنگي و بزهکاري ها نيز به عنوان عامل مخاطره آميز و تهديدکننده دانش آموزان شناخته شود .
بنابراين به نظر مي رسد براي داشتن آينده اي بهتر بايد اين نگاه را که فقط نوجوانان و جوانان مقصرند تغيير داد و با طراحي و اجراي برنامه اي ويژه، بزرگ ترها را نيز نسبت به غفلت هايشان آگاه کرد.

مهدي آييني

بیماری ناشناخته، بیماری محیط‌ زیست

AZAD8301بیماری و غفلت، زیستگاه‌های حیات‌ وحش کشور را قرق کرده؛ طاعون نشخوارکنندگان کوچک و تب برفکی فقط برخی بیماری‌هایی است که این روزها گریبانگیر حیات‌وحش کشور شده و هر روز شرایط را برای حفظ بقا در زیستگاه‌ها دشوارتر می‌کند.در تازه‌ترین رویداد نیز دیروز رئیس اداره حیات‌وحش محیط‌‌زیست استان تهران از مرگ هشت رأس میش باردار و یک قوچ در سرخه حصار خبر داد و تاکید کرد: هنوز مشخص نیست علت مرگ این جانداران چه بوده است.

این بار اولی نیست که مسئولان در شناسایی بیماری‌هایی که نفس حیات‌وحش کشور را می‌گیرد ناکام می‌مانند. برای نمونه چند سال پیش که شیرهای باغ‌وحش ارم تلف شدند، هیچ مقام مسئولی حدس نمی‌زد آنها به بیماری مشمشه مبتلا شده باشند، چون براساس اعلام‌ها این بیماری در کشور ریشه‌کن شده بود. اما زمانی که به پیشنهاد یک دامپزشک از گونه‌های بیمار آزمایش مشمشه به عمل آمد، مشخص شد این بیماری هنوز ریشه‌کن نشده، اما بهای این تشخیص و اعتراف به قیمت یک رسوایی بزرگ تمام شد.

این روزها نیز که بیماری بخش زیادی از حیات‌وحش کشور را نشانه رفته، هنوز علت اصلی مرگ گونه‌های جانوری که در سرخه‌حصار جان می‌دهند مشخص نیست؛ چون ما برای حفظ حیات‌وحش کشور به معنای واقعی ارزش قائل نیستیم. این را می‌شود از مسائل گوناگونی که در گوشه و کنار کشور اتفاق می‌افتد اثبات کرد؛ برای نمونه در کشورمان تعداد دامپزشکانی که در بحث بیماری‌های حیات‌وحش صاحب‌نظر باشند از تعداد انگشتان دست فراتر نمی‌رود، با این حال هیچ ارگان مسئولی برای رفع چنین کمبودهایی قدم برنمی‌دارد.

افزون بر این، سازمان حفاظت محیط‌زیست اکنون پنج دامپزشک در اختیار دارد، اما به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از آنها آن‌طور که باید برای فاش شدن راز مرگ و میر حیات‌وحش کشور اقدام نمی‌کنند؛ به عبارت دیگر آنها حتی از محدودیت‌هایشان نیز برای اجرای پروژه‌های علمی گله نمی‌کنند.

این در حالی است که تعداد افراد فرصت‌طلب نیز در محیط‌زیست کشور کم نیست؛ افرادی که به شیوع بیماری در بین حیات‌وحش کشور به چشم فرصت نگاه کرده و به قول معروف تلاش می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. آنها در چنین مواقعی پیشنهاد می‌دهند در قبال گرفتن اعتبار‌های کلان دست به پژوهش بزنند، اما هدف اصلی آنها درآمدزایی است؛ به همین دلیل هیچ‌وقت نتوانسته‌اند گرهی از کار محیط‌زیست کشور بازکنند.

در چنین شرایطی باید از مسئولان خواست برای حفظ اندک باقی‌مانده حیات‌وحش کشور تعارفات را کنار گذاشته و با بیان شرایط و کم و کاستی‌ها بستر مناسب را برای حفظ حیات‌وحش کشور فراهم کنند، زیرا تنها در چنین شرایطی است که می‌توان با استفاده از ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد شناخته شده و به‌کار گرفتن کارشناسان دلسوز، راهکاری مناسب برای شناخت و مقابله با بیماری‌هایی که سبب مرگ حیات وحش می‌شود، پیدا کرد.

مهدی آیینی 

احکام سبز برای نجات محیط‌ زیست

AZAD8301«متهم، محکوم به حضور در کلاس‌های آموزشی زیست‌محیطی شد» این بخشی از مجازات شخصی است که اواخر سال گذشته سگی را در منطقه بیله‌ سوار اردبیل کشت و انتشار ویدئویی از این کار او در فضای مجازی سبب جریحه‌دار شدن افکار عمومی شد.

دیروز خبر رسید که قاضی این پرونده مجازات متهم را تعیین کرده و علاوه بر 74 ضربه شلاق تعزیری، او را محکوم کرده تا به مدت یک سال هر هفته در اداره محیط‌ زیست بیله‌سوار حاضر شود تا کارشناسان محیط‌زیست به او آموزش نحوه درست برخورد با حیوانات و رعایت حقوق آنها را بیاموزند.

این بار اولی نیست که برخی قضات برای متهمان پرونده‌های زیست‌محیطی احکام جایگزین حبس را در نظر می‌گیرند؛ حفظ احادیث درباره مهربانی با حیوانات، نگهداری از حیوان بی‌صاحب، مرمت و ساخت آبشخور حیات‌وحش، محیط‌بان افتخاری شدن و تحقیق درباره اهمیت حفظ حیات‌وحش برخی از احکامی است که تعدادی از قضات کشورمان تا به حال هنگام رسیدگی به پرونده‌های زیست‌محیطی در نظر گرفته‌اند.

با توجه به شرایط شکننده محیط‌ زیست کشور، این اقدام قضات را باید به فال‌نیک گرفت و به آنها پیشنهاد کرد با مشورت با کارشناسان محیط‌زیست و مطالعه درباره چالش‌های زیست‌محیطی مناطق مختلف کشور بهتر می‌توانند خسارت وارد شده به محیط‌ زیست کشور را جبران کنند؛ زیرا با توجه به کمبودهای زیادی که برای حفظ محیط‌ زیست و مراقبت از حیات‌وحش کشور وجود دارد، می‌توان به شکل بهتری متهمان پرونده‌های زیست‌محیطی را مجازات کرد تا آنها علاوه بر این‌که با اهمیت حفظ محیط‌ زیست آشنا می‌شوند دست به کاری بزنند که دست‌کم منفعتش به محیط‌زیست کشور برسد و به دغدغه‌ای تازه برای حامیان محیط‌ زیست بدل نشود.

از رویکرد برخی قضات می‌توان نتیجه گرفت دستگاه قضا دغدغه حفظ محیط‌ زیست کشور را دارد البته این دستگاه با ایجاد دادگاه‌های ویژه و رسیدگی خارج از نوبت به پرونده‌ای محیط‌ زیستی می‌تواند به زیست‌ محیطی‌ترین دستگاه کشور بدل شود به همین خاطر باید از نمایندگان مجلس نیز خواست بازنگری در قوانین و تصویب قوانین جدید در حمایت از محیط‌ زیست کشور را در دستورکار خود قرار دهند تا دست دستگاه قضا نیز برای مجازات تخریب‌کنندگان محیط‌زیست باز باشد.

افزون بر این دولت نیز باید از مرحله شعار فراتر رفته و در عمل ثابت کند دولتی محیط‌ زیستی است، زیرا محیط‌ زیست کشور زمانی نجات پیدا می‌کند که سران سه قوه حفظ محیط‌زیست را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند.

مهدی آیینی

بالا