آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 29)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

صدای زنگ ورزش جان ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

مهدی آیینی/جام جم-  پایش که بیفتد مسئولان آموزش و پرورش می‌توانند ساعت‌ها درباره فواید ورزش سخنرانی کرده و مقاله‌های چند صفحه‌ای در این باره بنویسند، اما طبق بررسی‌های انجام شده حدود نیمی از مدارس کشور زنگ ورزش را جدی نمی‌گیرند؛ بنابراین اگر از دانش آموزان درباره زنگ ورزش مدارس بپرسید خواهید شنید که مسئولان مدارس به این نیاز دانش آموزان آن طور که باید و شاید، نپرداخته‌اند. برای نمونه در خوشبینانه ترین حالت در مدارس دولتی خبری از امکانات ورزشی مناسب نیست یا برخی از معلمان تعهد لازم نسبت به این موضوع را ندارند، به همین دلیل این زنگ برای دانش آموزان به زمان بطالت تبدیل شده است.

جالب اینجاست که این ماجرا در مدارس غیرانتفاعی بغرنج تر می شود، زیرا این مدرسه ها حیاط و محوطه ای برای ورزش ندارد و آنهایی هم که حیاط دارد به دلیل کوچک بودن آن ناچار عطای ورزش را به لقایش می بخشند.

در تائید این ماجرا روز گذشته قائم مقام معاون بهداشتی وزارت بهداشت به فـارس گفـت، ساعت های ورزش در ۴۲ درصد مدارس کشور بویژه مدارس روستایی و پسرانه جدی گرفته نمی شود.

افزون بر این باید هشدار داد که فقط ۱۲ درصد دانش آموزان به طور منظم در طول هفته در کلاس ورزش حاضر می شوند، به همین دلیل می توان ادعا کرد خانواده ها نیز برنامه های ورزشی فرزندان خود را جدی نمی گیرند.

از این گذشته رئیس دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت نیز معتقد است که 17 تا ۱۸ درصد دانش آموزان اضافه وزن دارند.

جدی گرفته نشدن ورزش و تحرک سبب بالا رفتن آمارهای بد دیگری نیز در کشور شده است، برای نمونه براساس آمار سازمان ثبت احوال علت مرگ 58 درصد از فوت های سال گذشته بیمارهای قلبی و عروقی بوده است.

علاوه براین می توان به شیوع بیماری های غیرواگیر مانند دیابت و فشار خون نیز اشاره کرد که ورزش می تواند در پایین آوردن آنها نقش مهمی داشته باشد.

اگر این آمار ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که برای تغییر سبک زندگی و کاستن از هزینه هایی که این بیماری ها به جامعه تحمیل می کند، باید سیاست های آموزشی را تغییر داد.

کیسه‌های پلاستیکی نفس زمین را به شماره انداخته است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خیلی‌ها حداقل یک یا دو بار در هفته محیط زیست را آنچنان آلوده می‌کنند که این آلودگی تا 300 سال دست از سر زمین برنمی‌دارد، شاید تصور کنید شما جزو این افراد نبوده و از این اتهام مبرایید، ولی اگر جزو افرادی هستید که حداقل هفته‌ای یک بار برای خرید از خانه خارج می‌شوید، بهتراست به خود شک کنید، چرا که خیلی از ما ندانسته برای آلوده کردن زمین آستین‌هایمان را سفت و سخت بالا زده‌ایم، یکی از عادت‌های ما که به مشکل بزرگ زیست محیطی تبدیل شده استفاده افراطی از کیسه‌های پلاستیکی است، متاسفانه در کشورمان برخلاف خیلی از کشورهای اروپایی و حتی کشوری مانند هند، هنوز قانونی برای محدود کردن استفاده از کیسه‌های پلاستیکی وجود ندارد.

 در این کشورها همه فروشگاه ها کیسه های پلاستیکی دارند، اما چون در ازای آن پول قابل توجهی از مشتری ها می گیرند کمتر شخصی به استفاده از آنها تمایل پیدا می کند یا آن قدر در این کشورها فرهنگ سازی شده که خانواده ها برای حمل وسایلی که می خرند از سبد و کیسه های مخصوصی که یک بار مصرف نیستند استفاده می کنند، اما متاسفانه در کشورمان استفاده از این کیسه ها تقریبا رایگان است و در نتیجه به حدی رایج شده که خیلی ها برای تبلیغ کار و حرفه خود کیلو کیلو از این کیسه ها را تهیه کرده و کارت تبلیغاتی خود را در آن گذاشته و کیسه ها را رایگان در اختیار فروشنده ها می گذارند، مشتری ها هم بدون این که بدانند این کیسه ها چه زیانی به طبیعت می زند، از آنها استفاده می کنند، در حالی که ما می توانیم با همراه داشتن یک ساک دستی کم حجم در کیف یا سبدی کوچک در خودروی خود مانع آلوده شدن بیشتر محیط زیست شویم.

بد نیست بدانید روزانه بیش از 50 هزار تن زباله در کشور تولید می شود، وحشتناک تر این که فقط 33 درصد از این زباله ها بازیافت می شوند برای نمونه، سالانه بیشتر از 300هزار حلقه لاستیک در کشور تولید شده و از این مقدار فقط 10 درصد بازیافت می شود بنابراین به طور حتم اگر مسئولان برای مقابله با این آلودگی راهکار مناسبی در پیش نگیرند تا چند سال دیگر اثری از محیط زیست باقی نمی ماند.

کسی برای شکار دست و دلش نمی‌لرزد

شاید باور نکنید، اما آنقدر فضا برای شکارچیان غیرقانونی امن است که آنها سوار بر موتورسیکلت کیلومترها آهوان را تعقیب کرده و زمانی که حیوان از رمق افتاد، آهوی بی‌پناه را صید می‌کنند.

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آنقدر قانونگذاران حقوق حیوانات را ندیده گرفته اند که صیادان برای ساعت ها در کنار رودخانه ها اتراق می کنند و با استفاده از سم یا موتور برق آبزیان بی شماری را مسموم کرده یا می کشند، آن قدر نظارت در محدوده های حفاظت شده ضعیف است که شکارچیانی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در دشت های مرکزی کشورمان با شکار هوبره ها خوشگذرانی می کنند یا برخی از شکارچی نماها آن قدر از خوی انسانی فاصله گرفته اند که حیوانات آبستن را هم هدف می گیرند و خبرگزاری ها در سه هفته از مرگ شوکاها و بزهای وحشی آبستن در مازندران و پارک ملی «بمو» در فارس خبر می دهند.

آن قدر نظارت بر فروش سلاح شکاری بی حساب و کتاب است که هر کارنابلدی سلاح به دست می گیرد و به جای شکار، جانوران زیادی را زخمی کرده و سبب مرگ تدریجی آنها می شود.

اگر همه این نابسامانی ها را در کنار هم بگذارید، متوجه خواهید شد چرا حوادث تکراری تلخی برای حیات وحش کشورمان رخ می دهد.

برای نمونه مدتی قبل هم در یکی از جنجالی ترین پرونده های حیات وحش کشور متهمان پرونده خرس های سمیرم به صورت غیابی محاکمه شده و فقط به 18 ماه حبس تعزیری محکوم شدند، برای همین اگر آمار حوادث تلخ حیات وحش کشورمان کم نمی شود، نباید تعجب کرد.

با این حال روز گذشته هم ایسنا در گزارشی، بهای پروانه شکار و صید و بهای جانوران وحشی را اعلام کرد. برای نمونه بهای پروانه ویژه شکار و صید پستانداران شامل کل (هر راس) برای اتباع خارجی از 4000 تا 6000 دلار و اتباع ایرانی از دو تا 9 میلیون ریال، قوچ اوریال برای اتباع خارجی از 5000 تا 8000 دلار و اتباع ایرانی 9 میلیون ریال، قوچ البرز از 5000 تا 7000 دلار برای اتباع خارجی و برای اتباع ایرانی از دو تا 9 میلیون ریال در نظر گرفته شده، ولی با توجه به بهای پایین در نظر گرفته شده برای شکار نباید انتظار داشت که معجزه ای رخ دهد و دیگر خبر مرگ و انقراض گونه های جانوری کشورمان را ننویسیم و نخوانیم.

مشکل بزرگی به نام کمبود محیط‌بان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 

کافی است واژه‌های یوزپلنگ و خطر انقراض را در اینترنت جستجو کرده تا با سیل مقاله‌ها و گزارش‌هایی که در این باره نوشته و منتشر شده است، روبه‌رو شوید. برخلاف توجه روزنامه ها و سایت های خبری به این واقعیت تلخ، هنوز آن طور که باید و شاید مسئولان حتی برای حفظ گونه های نادر جانوری زیرساخت ها را آماده نکرده اند، چرا که به گفته مدیر دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران، تعداد محیط بانان در پناهگاه حیات وحش «نایبندان» که مهم ترین زیستگاه یوزپلنگ آسیایی است، 50 برابر کمتر از حد استاندارد است.

 
البته باید اضافه کنیم که نه تنها در نایبندان بلکه در بیشتر مناطق حفاظت شده کشورمان با کمبود محیط بان روبه رو هستیم و اگر تاکنون پای گونه های جانوری بیشتری به فهرست در خطر انقراض بودن باز نشده است، باید از محیط بانانی تشکر کرد که با وجود نامناسب بودن تجهیزات و حقوق خود، با جان و دل برای حفظ و نگهداری از مناطق حفاظت شده و گونه های جانوری که در این مناطق زندگی می کنند تلاش کرده و تا مرز شهادت پیش می روند.

برای نمونه در پناهگاه حیات وحش نایبندان که با یک ونیم میلیون هکتار وسعت در یزد قرار گرفته و به عنوان بزرگ ترین پناهگاه حیات وحش کشورمان شناخته می شود، برای هر ۲۵۰ هزار هکتار یک محیط بان در نظر گرفته شده است. این در حالی است که به طور استاندارد برای هر پنج تا 10هزار هکتار یک محیط بان باید وجود داشته باشد.

برای همین با توجه به این نکته که نایبندان به عنوان محل مناسبی برای زندگی یوزپلنگ شناخته شده و حدود 12تا 15 قلاده از 70 یوزپلنگی که در کشورمان وجود دارد، در این منطقه زندگی می کنند، مسئولان باید به فکر استاندارد کردن تعداد محیط بانان این محدوده باشند.

این در حالی است که در پناهگاه حیات وحش نایبندان علاوه بر یوزپلنگ ها گونه های جانوری دیگری مانند کفتار، روباه شنی، شاه روباه، شغال و انواع سم داران زندگی می کنند، برای همین باید یادآور شد اگر تعداد محیط بانان این منطقه به حد استاندارد نرسد، خیلی دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده گونه های جانوری بیشتری در خطر انقراض قرار بگیرند.

اوج سفر به اوج خطر نزدیک است

مهدی آیینی

نفس‌های تابستان به شماره افتاده است و خانواده‌های زیادی به تکاپو افتاده‌اند که از آخرین ماه این فصل که کم‌کم داغی‌اش را از دست می‌دهد، نهایت بهره را ببرند. آنهایی که فرزند محصل دارند به روزهای باقیمانده شهریور به چشم فرصتی برای سفر نگاه کرده و دوست دارند تا سال تحصیلی جدید شروع نشده به‌جاده بزنند و با روحیه‌ای بهتر به استقبال پاییز بروند. در این که انسان همیشه باید از وقت خود بیشترین استفاده را ببرد یا دیدار با اقوام و دوستانی که در شهرهای دیگر زندگی می کنند عمل خوبی است، شکی نیست؛ اما آنچه چهره ماجرا را تغییر می دهد، دقیقه 90 بودن برخی ها برای استفاده از فرصت هاست.

برای نمونه خیلی ها با این که کل تابستان را برای مسافرت وقت داشته اند این روزها تازه به خود آمده و می خواهند هر طور شده به مسافرت بروند؛ این افراد به دلیل این که به یکباره تصمیم گرفته و از قبل برای سفر خود برنامه ریزی نکرده اند به احتمال زیاد حین سفر به دردسر می افتند زیرا بیشتر این اشخاص به طور قطع از سلامت خودروی خود مطمئن نیستند یا مقصد مشخصی ندارند؛ افزون بر این آنها هدفشان از سفر رسیدن به مقصد در کمترین زمان ممکن است.

این در حالی است که سفر درست از زمانی که خانواده ها خانه خود را ترک می کنند شروع می شود و زیبایی های مسیر جزئی از سفر است که باید از آن لذت برد.

متاسفانه در ماه شهریور که اوج مسافرت نیز محسوب می شود تعداد چنین افرادی در جاده های کشور زیاد می شود، به همین دلیل طبق گزارش های پلیس راهور، آمار تصادفات مرگبار نیز در این مواقع بالا می رود، به همین دلیل باید به خانواده هایی که چنین تصمیم های یک شبه ای برای مسافرت می گیرند هشدار داد که با ندانم کاری با جان خود و دیگران بازی نکنند زیرا تابستان تنها فرصت برای سفر نیست و با یک برنامه ریزی می توان در فصل پاییز و زمستان سفرهای به یادماندنی تری را تجربه کرد.

مهدی آیینی /جام جم

نقش منفعل بیمه‌ها در حمایت از معلولان

634972044424369741هرچه میزان آسیب‌پذیری یک گروه اجتماعی بالاتر باشد، منطق حکم می‌کندبه همان نسبت ارائه خدمات اجتماعی و درمانی به این گروه نیز گسترده‌تر باشد تا این آسیب اجتماعی به بحران تبدیل نشود.با وجود آن که جمعیت هفت میلیونی معلولان ایران از جمله گروه های آسیب پذیر جامعه است که به خدمات اجتماعی و حمایت های درمانی نیاز مبرم دارد، اما حمایت بیمه های درمانی از این گروه آسیب پذیر، هیچ نسبتی با حجم مشکلات آنان ندارد.
در حالی که سازمان بهزیستی از ارائه خدمات بیمه مکمل درمانی به ده ها هزار معلول ایرانی سخن می گوید، اما روز گذشته مدیرعامل انجمن حمایت از معلولان ایران به مهر گفت: وجود بیمه مکمل درمان برای 500 هزار نفر از معلولان کذب محض است و بیش از دو سالی است که بیمه مکمل درمان معلولان تمدید نشده و این در حالی است که بسیاری از این افراد توانایی پرداخت هزینه های کمرشکن درمان را ندارند.

جدای از بیمه مکمل درمان، صدها هزار معلول ایرانی حتی از خدمات بیمه پایه نیز محروم هستند و جالب تر آن که بارها عنوان شده، سرانه درمان هر فرد معلول در ایران زیر 10هزار تومان در سال است.

مجموع این شرایط موجب شده است، اغلب معلولان ایرانی برای پرداخت هزینه های مراکز درمانی، به جیب خود بیشتر از حمایت های بیمه ای تکیه کنند و این در حالی است که وضع اشتغال و معیشت بسیاری از معلولان کشور نیز آنچنان تعریفی ندارد تا بتوانند یک تنه از پس هزینه های درمان بربیایند.

به طور مثال، هزینه درمان یک زخم بستر ساده در معلولان ضایعه نخاعی، گاه تا مرز ده میلیون تومان هم می رسد و هزینه تهیه یک پروتز (اندام مصنوعی) نیز بندرت کمتر از دو میلیون تومان می شود، ولی بیمه های درمانی در ایران کمترین نقش را در تامین این هزینه ها برعهده می گیرند.

بدیهی است، یک فرد معلول، بیشتر از دیگر شهروندان به مراکز درمانی مراجعه می کند، اما گزینه ای که معمولا پیش پای معلولان می گذارند، استفاده از خدمات بیمه ایرانیان برای تامین هزینه های درمان است؛ بیمه ای که خدماتش آنچنان محدود است که نمی تواند حتی کسری از هزینه های تهیه وسایل کمک توانبخشی معلولان را پرداخت کند.

امین  جلالوند/جام جم

پیاده‌رو یا میدان موانع؟

مهدی آیینی

اسمش را گذاشته‌اند پیاده‌رو، اما سخت‌ترین محل برای رفت و آمد عابران است، آنقدر که برخی ترجیح می‌دهند خطر رفت و آمد در خیابان را به جان بخرند و بی‌خیال پیاده‌رو‌های کم‌عرض یا پیاده‌روهایی شوند که به دلیل پستی و بلندی‌های بسیار بیشتر شبیه میدان مشق است این ماجرا سبب شده پیاده‌رو‌ها برای آقایانی که دوره خدمت سربازی را پشت سرگذاشته‌اند، میدان موانع را تداعی کند.

 (میدانی که برای تعلیم سربازان با موانع کوچک و بزرگ تجهیز می شود.) این درحالی است که آمارها هم از اوضاع نابسامان گذرگاه های عابر پیاده حکایت دارد زیرا بر اساس آمار منتشر شده سالانه حدود 6000 نفر از عابران پیاده در کشورمان در تصادفات جان خود را از دست می دهند، ماجرا زمانی ناراحت کننده تر می شود که به آمار کشته شدن اشخاص در گذرگاه های عابران پیاده می رسیم؛ متاسفانه در پایتخت محل مرگ و میر 26 درصد عابران پیاده گذرگاه های عابر پیاده بوده است.

به این نکته هم باید توجه کرد که پیاده رو های خیابان های فرعی هم شرایط مناسبی ندارد، زیرا مسئولانی که باید بر ساخت و ساز پیاده رو ها نظارت کنند کارشان را بدرستی انجام نمی دهند، نتیجه این ندانم کاری این است که پیاده رو ها به دور از هر استانداردی ساخته شده و رفت و آمد عابران را دشوار می کند به این شکل که اگر کم عرض بودن پیاده رو کار را برای پیاده ها مشکل نکند به طور قطع ساخت و ساز غیراصولی و ناهماهنگ ورودی پارکینگ ساختمان ها سبب دشواری حرکت برای عابران می شود.

الان در شهر رسم شده که هر شخصی هر طور که دلش خواست ورودی پارکینگ خانه اش را می سازد و هیچ توجهی به این نکته ندارد که ورودی پارکینگ باید هم سطح پیاده رو باشد در نتیجه سالمندان هنگام پشت سر گذاشتن این پستی و بلندی ها دچار مشکل می شوند.

از سالمندان که بگذریم معلولان برای رفت و آمد در پیاده رو با مشکل جدی تری روبه رو هستند چون معلولانی که از ویلچر استفاده می کنند اصلا نمی توانند از پیاده رو استفاده کنند به همین دلیل به نظر می رسد برای کاهش مرگ و میر عابران پیاده در کنار افزایش جریمه رانندگانی که وارد حریم عابران پیاده می شوند باید هر چه بیشتر به اصول ساخت و ساز و مهندسی شهری نیز پرداخت.

مهدی آیینی/جام جم

آهوان بی‌دفاع «موته»

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خبرهای بد محیط‌زیستی در حالی این روزها زیاد شده است که انگار آنهایی که باید این خبرها را بخوانند چشم و گوش خود را بسته‌اند، هر چند که این بی‌خیالی دیر یا زود انسان‌ها را به زانو درمی‌آورد؛ ولی ما زمانی به این ندانم‌کاری خود پی می‌بریم که دیگر چاره‌ای برایمان باقی نمانده است.

تا مدتی قبل که اظهارنظر هایی مانند حرف های استاندار فارس که گفته بود گورخرهای منطقه حفاظت شده بهرام گور به مصیبت و عامل بیکاری جوانان استان فارس تبدیل شده اند به گوش می رسید دوستداران محیط زیست روزهای بهتری را برای محیط زیست آرزو می کردند. روز گذشته خبری منتشر شد که از بی مهری مسئولان به محیط زیست حکایت دارد.

به گزارش مهر، سرانجام دیوان عدالت اداری پس از 30 سال کشمکش میان سازمان محیط زیست و وزارت صنایع برای بهره برداری از معدن سنگ تراورتن در امن ترین منطقه پناهگاه حیات وحش موته که بهترین زیستگاه آهو در کشور است، پایان داد و به این شکل طرحی کلید خورد که لرزه بر تن آهوان بی دفاع این منطقه انداخته است.

جالب اینجاست که این معدن سال 1354 احداث شد، اما به دلیل حساسیت منطقه از سال 1362و براساس توافق سازمان محیط زیست با وزارت صنایع و معادن به دلیل قرار گرفتن معدن در ناحیه امن پناهگاه حیات وحش موته در اصفهان، هرگونه بهره برداری از آن متوقف شد.

به همین دلیل باید گفت معلوم نیست مسئولان بعد از این همه سال به چه نتیجه ای رسیده اند که دست به چنین کاری زده اند، زیرا واضح است که در این مدت اوضاع محیط زیست کشور سیری نزولی داشته است و به نظر نمی رسد که در اثر بهبود شرایط چنین تصمیمی اتخاذ شده باشد، چون براساس ارزیابی که سال 2012 انجام شد، ایران در زمینه شاخص های محیط زیستی نسبت به ارزیابی پیش از آن 36 پله سقوط را تجربه کرده است، به همین دلیل و با توجه به نقش مناطق حفاظت شده در بقای انسان باید به مسئولان جدید هشدار داد که مسائل محیط زیستی را بیشتر از پیش جدی بگیرند زیرا براساس تعهدات بین المللی مناطق حفاظت شده کشورمان تا هفت سال دیگر از حدود 10 درصد باید به 17 درصد برسد؛ بنابراین گرفتن تصمیم هایی از این دست فقط شرایط محیط زیست را بحرانی کرده و ما را از تعهدات بین المللی مان دور می کند.

 

هیس! جامعه جریحه‌دار می‌شود

مهدی آیینیدیروز در جنوب پایتخت و در توهم شیشه، جنایت دیگری رقم خورد؛ مرد جوانی دختر پنج‌ ساله‌اش را از طبقه دوم به بیرون پرتاب کرد و دختر خردسال همسایه‌اش را با چاقو کشت تا جنایت شیشه‌ای دیگری تیتر روزنامه‌ها شود. حتما شرح این حادثه تلخ را خوانده اید، خبری که هرچند جنون آمیز و شوک آور است، اما تکراری است و با مرور صفحه های حوادث روزنامه ها می توان از جزئیات ده ها نمونه از جنایت های وحشیانه ای باخبر شد که تحت تاثیر مواد روانگردان اتفاق افتاده است. خبرهایی که بیشترشان از کشته شدن بچه ها به دست یکی از اعضای معتاد خانواده حکایت دارد.

واقعیت اینجاست که این خبرها برخلاف فاجعه آمیز بودنشان فقط تا چند روز در کانون توجه مردم و مسئولان قرار گرفته و بعد از مدتی لابه لای خبرهای ریز و درشت دیگر به فراموشی سپرده می شود، به همین دلیل به نظر می رسد این اتفاقات ناگوار از سوی مقام های مسئول جدی گرفته نشده اند، زیرا اگر غیر از این بود بوی تند اسید از آشپزخانه های خانگی تولید شیشه به مشام نمی رسید و کارشناسان زمان دسترسی به این مواد روانگردان را حدود پنج دقیقه عنوان نمی کردند یا تجارت شیشه گزینه دوست داشتنی تبهکاران لقب نمی گرفت زیرا تا چند سال پیش وقتی برای تهیه خبر به دادسرای فرودگاه های کشور می رفتم همه خبرها به قاچاق شیشه از تایلند به ایران مربوط می شد، اما با لو رفتن فرمول شیشه در اینترنت در کمتر از یک سال ورق برگشت و تهیه شیشه درکشور آنقدر راحت شد که امروزه بسیاری از تبهکاران با قاچاق شیشه از ایران به کشورهای شرق آسیا رویای یکشبه میلیاردر شدن را در سر می پرورانند.کار به جایی رسیده که اکنون فقط ۶۴ قاچاقچی ایرانی محکوم به اعدام در زندان های مالزی روزهای باقی مانده عمرشان را روی دیوارهای زندان خط می زنند.همه این اتفاق ها گواهی است بر کم کاری برخی دستگاه های مرتبط با مواد مخدر، چون اگر این دستگاه ها فعالیت خود را همسو با یکدیگر انجام بدهند و برای کاهش عرضه مواد روانگردان گام های جدی تری بردارند، بی شک اوضاع بهتر از این خواهد شد.این در حالی است که چنانچه این سازمان ها رابطه بهتری با رسانه ها برقرار کرده و درباره روش های توزیع این مواد که به جاسازی در نی های ساندیس هم رسیده است، اطلاع رسانی کنند، دیگر آمار معتادان به شیشه و جنایت های آنها تا به این حد خبرساز نمی شود.

مهدی آیینی / جام جم

تیغ سلاح سرد با فرهنگ کند می‌شود

مهدی آیینی

مهدی آیینی

به نظر می‌رسد قاتلان کشورمان علاقه زیادی به استفاده از چاقو، قمه و پنجه بوکس دارند؛ زیرا در بهاری که گذشت 195 نفر از افرادی که در نزاع‌ها جان خود را از دست دادند در اثر جراحت با سلاح سرد کشته شدند. درباره استان های رکورددار در این زمینه هم باید اضافه کرد تهران، فارس و گیلان به ترتیب با بیست و دو، بیست و یک و هفده مقتول بیشترین آمار قتل با سلاح سرد را به خود اختصاص داده اند، البته کمترین آمار نیز در اختیار استان های یزد، مرکزی، کهگیلویه و بویر احمد، قم، سمنان، چهارمحال و بختیاری(با یک فقره قتل با سلاح سرد) و خراسان جنوبی بدون وقوع هیچ قتلی قرار دارد.

علاوه بر این طبق آمارهای منتشر شده می توان گفت قتل به وسیله سلاح سرد 37 درصد از قتل های رخ داده در کشور را شامل شده و در این میان سهم مردان چهار برابر خانم هاست. به گزارش مهر، روزانه شش فقره قتل در کشور اتفاق می افتد و در این میان یک سوم از مجرمان از سلاح سرد به عنوان آلت قتاله استفاده می کنند. افزون بر این طبق آماری که سازمان پزشکی قانونی کشور منتشر کرده سال گذشته 799 نفر به وسیله جراحت با سلاح سرد جان خود را از دست داده اند و در این میان 627 نفر از مقتولان مرد و 172 نفر نیز زن بوده اند. هر چند این آمار نسبت به سال 90 کاهش 8.8 درصدی داشته است، اما وجود همین تعداد نیز نگران کننده است، البته تاکنون اقداماتی برای کاهش این آمار شده ولی کارآمد نبوده است، برای نمونه برخی از کارشناسان با توجه به این نکته که در دسترس نبودن سلاح سرد هنگام نزاع می تواند سبب کاهش قتل هایی از این دست شود برای تصویب لایحه ممنوعیت حمل، فروش و توزیع سلاح سرد تلاش کرده اند، ولی این لایحه تاکنون به تصویب نرسیده است. هر چند تصویب چنین قانونی می تواند سبب کاهش این آمار شود، امانباید فراموش کرد بزهکارانی که مرتکب چنین قتل هایی می شوند اگر سلاح سرد نیز در اختیار نداشته باشند با استفاده از اشیای دیگر مرتکب جنایت خواهند شد بنابراین با توجه به این نکته که بیشتر قاتلان در محدوده سنی 16 تا 25 سال قرار دارند باید به مسئولان پیشنهاد سرمایه گذاری در بخش فرهنگی و آموزشی را داد، زیرا پرخاشگری و بی تفاوتی افراد جامعه در قبال یکدیگر ریشه در بیکاری، فقر و مهیا نبودن شرایط ورزش و تفریح برای جوانان دارد.
مهدی آیینی / جام  جم
بالا