آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : محیط بان

بایگانی/آرشیو برچسب ها : محیط بان

اشتراک به خبردهی

دفاع از محیط‌زیست با تفنگ پلاستیکی!

مهدی آیینی

مهدی آیینی

«سلاح محیط‌بانان پلاستیکی است و آنها نمی‌توانند در برابر شکارچیان متخلف از آن استفاده کنند.» روایت‌هایی که در ادامه می‌آید این حقیقت تلخ را بیشتر آشکار می‌کند.
«شکارچی غیرمجازی از دست محیط‌بانان عصبانی است و می‌خواهد با خودرو آنها را زیر بگیرد. در چنین شرایط خطرناکی اما محیط‌بانان نمی‌توانند در برابر این حمله از سلاح‌گرم استفاده کنند.»
«یک شکارچی غیرمجاز، سلاح‌گرم محیط‌بانی را دزدیده و می‌خواهد از منطقه حفاظت‌شده خارج شود. در این شرایط نیز محیط‌بانان نمی‌توانند برای پس‌گرفتن سلاح‌شان دست به سلاح‌گرم ببرند.»
«لاشه چند بزکوهی روی خودروی شکارچیان تلنبارشده و متخلفان به قصد خروج از منطقه شکارممنوع، تخت‌گاز می‌رانند. محیط‌بانی که شاهد این صحنه است اما برای متوقف‌کردن متخلفان نمی‌تواند قانون به‌کارگیری سلاح را اجرا کند.»
این‌روایت‌ها شاید برای ماموران نیروی‌انتظامی مضحک به‌نظر برسد اما قوانین به‌کارگیری سلاح برای محیط‌بانان از این موارد دست‌وپا گیرتر است؛ چراکه این روایت‌ها فقط بخشی از خلأهای قانون به‌کارگیری سلاح است که سبب‌شده سلاح محیط‌بانان همچنان برایشان حکم تفنگی پلاستیکی را داشته باشد. به همین علت باید تاکید کرد قانونی که اوایل سال۹۹ درخصوص به‌کارگیری سلاح محیط‌بانان تصویب شد تا از بار مشکلات آنها کم کند، همچنان نیاز به اصلاح دارد زیرا خلأهای ‌آن دست محیط‌بانان را هنگام استفاده از سلاح می‌بندد.
ناتوانی در به‌کارگیری سلاح اما تنها مشکلی نیست که سبب‌شده محیط‌بانان به گروهی آسیب‌پذیر تبدل شوند. در این بین باید به تعداد اندک محیط‌بانان، ضعف‌ برنامه‌های آموزشی و نبود تجهیزات نیز پرداخت؛ مسائلی که رد آنها را می‌توان در پرونده ‌۱۴۵ محیط‌بانی که تاکنون به شهادت رسیده‌اند، دید. از سوی دیگر تعداد اندک محیط‌بانان سبب‌شده محیط‌بانان به‌راحتی نتوانند مانع ورود شکارچیان غیرمجاز به مناطق حفاظت‌شده شوند.
تعداد محیط‌بانان در کشورمان یک‌دوازدهم استاندارد جهانی است و برای پوشش هر ۱۲هزار هکتار یک محیط‌بان وجود دارد و در چنین شرایطی شکارچیان غیرمجاز به‌راحتی وارد زیستگاه‌های حیات‌وحش می‌شوند و در بیشتر مواقع زمانی محیط‌بانان از حادثه باخبر می‌شوند که شکارچیان مرتکب تخلف شده‌اند و برای فرار از دست محیط‌بانان دست به هرکاری می‌زنند؛ حتی شلیک مستقیم به سمت آنها. در چنین شرایطی اگر محیط‌بان نتواند به دلیل ضعف‌های آموزشی، حادثه را به‌درستی مدیریت کند احتمال بروز فاجعه بسیار است.
به همین دلیل باید تاکید کرد آموزش محیط‌بانان نباید به نحوه به‌کارگیری سلاح محدود شود؛ چراکه اگر آنها مهارت‌های لازم را برای مدیریت حوادث فراگرفته باشند می‌توانند آمار درگیری‌های مرگبار را کاهش دهند.
افزون بر این کمبود تجهیزات نیز سبب‌شده محیط‌بانان نتوانند به‌درستی در مناطق تحت‌پوشش خود گشتزنی کنند. برای نمونه یگان حفاظت محیط‌زیست این روزها دست‌کم به هزار خودروی مناسب نیاز دارد؛ چراکه فرسودگی خودروهای این یگان امکان حضور محیط‌بانان در مناطق حفاظت‌شده را کاهش داده است.
استفادنکردن از تجهیزات نوین مساله دیگری است که احتمال رویارویی محیط‌بانان و شکارچیان غیرمجاز را افزایش می‌دهد؛ چراکه نظارت بر مناطق حفاظت‌شده و استفاده از پهپادهای مناسب می‌تواند حضور فیزیکی محیط‌بانان در مناطق حفاظت‌شده را کاهش دهد و شرایط بهتری را برای محافظت از محیط‌زیست فراهم کند.
درنهایت باید گفت مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست باید برای افزایش وجهه محیط‌بانان در کشور سنگ‌تمام بگذارند زیرا تا زمانی که محیط‌بانان با مسائلی مانند مشکلات مالی و نبود تجهیزات مناسب دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این پیام به متخلفان مخابره می‌شود که نهادهای متولی نیز آن‌طور که باید برای محیط‌بانان ارزش قائل نمی‌شوند و در این شرایط بی‌توجهی به حضور و توصیه‌های محیط‌بانان کار سختی نیست.

 

مهدی آیینی

مدیریت نیستی محیط‌زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هفته محیط‌زیست از امروز در کشورمان شروع می‌شود و به همین مناسبت قرار است رئیس سازمان حفاظت‌محیط‌زیست امروز در نشستی خبری میزبان خبرنگاران این حوزه باشد. با توجه به پایان عمر دولت دوازدهم به نظر می‌رسد این نشست احتمالا آخرین جلسه پرسش و پاسخ رو در روی خبرنگاران با عیسی کلانتری در پارک پردیسان باشد. البته با توجه به عملکرد سازمان حفاظت‌محیط‌زیست و رویکرد دولت به این حوزه می‌توان گفت این نشست مانند اولین نشست خبری کلانتری پرحاشیه نخواهد بود.

سیزدهم شهریور ۹۶ بود که عیسی کلانتری به عنوان سکاندار سازمان حفاظت‌محیط‌زیست برای اولین بار مقابل خبرنگاران نشست و از برنامه‌هایش برای نجات محیط‌زیست کشور سخن گفت. سخنانی که این روزها و پس از چهارسال می‌توان گفت بیشترشان از مقام وعده و سخن فراتر نرفته است.

عیسی کلانتری، پیش از ورود به سازمان حفاظت‌محیط‌زیست نیز همواره ادعا می‌کرد دغدغه اصلی‌اش آب است. به همین دلیل وقتی در اولین نشست خبری با مطرح کردن اعداد و ارقامی از نامناسب بودن شرایط منابع آب کشور گفت، تاکید کرد ۷۰درصد از وقتش را در قامت رئیس سازمان حفاظت‌محیط‌زیست به بهبود شرایط منابع آب کشور اختصاص خواهد داد. او  مشکلاتی مانند حفظ گونه‌های جانوری و گیاهی را در برابر آب مسائلی فرعی می‌دانست. به همین دلیل این روزها که شرایط منابع آب کشور به دلیل خشکسالی و سوءمدیریت ناگوارتر از گذشته شده است می‌توان گفت عیسی کلانتری نه فقط مساله تنوع زیستی را به حاشیه برد، بلکه برای بهبود شرایط منابع آب کشور نیز قدمی جدی برنداشت، زیرا اکنون بسیاری از تالاب‌های کشور به دلیل تامین نشدن حقابه در شرایط نامناسبی قرار دارند. این رویکرد عیسی کلانتری سبب شد حفظ تنوع زیستی نیز برای بسیاری از مدیران استانی از اولویت خارج شود. دراین میان شرایط برای محافظان طبیعت نیز آن‌طور که باید بهبود پیدا نکرد، هنوز تعداد محیط‌بانان کشور حدود ۳۵۰۰ نفر برآورد می‌شود و آنها از نبود تجهیزات و مناسب نبودن حقوق‌شان گلایه دارند.

مساله دیگری که عیسی کلانتری در اولین نشست خبری روی آن دست گذاشت اهمیت تعامل مدیران سازمان با خبرنگاران بود. اما در عمل در روابط‌عمومی سازمان حفاظت‌محیط‌زیست رویکرد دیگری در جریان بود. سیاست مدیر روابط‌عمومی پیشین این سازمان که تا اواخر فروردین امسال مشغول به کار بود، رویکردی نبود به‌جز حذف خبرنگاران منتقد، اپوزیسیون خواندن آنها و اجرای پروژه‌های محیط‌زیست بدون حضور خبرنگاران. رویکردی که سبب شد دسترسی خبرنگاران این حوزه به اطلاعات و مدیران این سازمان بیش از گذشته دشوار شود.

حدود چهارسال پیش عیسی کلانتری در اولین نشست خبریش با صراحت اعلام کرد توان پاسخگویی او به مسائل علمی محیط‌زیست حدود ۵درصد است. او می‌خواست این ضعف را با دانش متخصصان این حوزه و جامعه دانشگاهیان برطرف کند اما شرایط کنونی محیط‌زیست کشور نشان می‌دهد او این وعده را نیز آن‌طور که باید اجرایی نکرد. به همین دلیل باید امیدوار بود اگر در دوران مدیریت عیسی کلانتری گرهی از مشکلات محیط‌زیست کشور باز نشده است، دست‌کم او امروز از این بگوید که توان پاسخگویی‌اش به مسائل محیط‌زیست دو رقمی شده است.

شلیک به محیط‌بان آزاد است!

مهدی آیینی

مهدی آیینی

محیط‌بانان آسان می‌میرند، جنگلبانان آسان پر می‌کشند؛ هیچ‌کس هوای مردان طبیعت را ندارد، این زخمی است کهنه که شهادت بیش از ۱۶۰محیط‌بان و جنگلبان در ۴۰سال گذشته آن را تایید می‌کند؛ زخمی که دوشنبه گذشته با شهادت دو محیط‌بان در زنجان دوباره سر باز کرد، زخمی که اگر ریشه‌های آن را جست‌وجو کنیم به کمبود نیرو، تجهیزات، آموزش، بی‌توجهی به استفاده از فناوری،ظرفیت جوامع محلی و سیاست‌های اشتباه خواهیم رسید.

بارها از تعداد اندک محیط‌بانان کشور و تجهیزات نامناسب آنها سخن به میان آمده است و نمی‌توان انکار کرد در کشورمان تعداد محیط‌بانان یک‌دوازدهم استاندارد جهانی است و برای پوشش هر ۱۲هزار هکتار یک محیط‌بان وجود دارد اما برای رفع این کمبود تاکنون آن‌طور که باید مسؤولان قدم برنداشته‌اند و حتی از ظرفیت جوامع محلی برای پر کردن این خلأ استفاده نکرده‌اند. این درحالی است که تعداد اندک آنها شرایط را برای جسور شدن شکارچیان غیرمجاز فراهم کرده.‌ درواقع با توجه به این وضعیت، شکارچیان متخلف ترجیح می‌دهند به‌جای دستگیری و پرداخت جریمه، ‌سلاح خود را به سمت محیط‌بانان ‌ بی‌دفاع نشانه بگیرند.

کمبود تجهیزات از دیگر مشکلات محیط‌بانان است، مشکلی که شرایط را برای رودررو شدن آنها با شکارچیان فراهم آورده است. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت کمبود تجهیزات سبب شده محیط‌بانان نتوانند از وقوع جرم پیشگیری کنند و زمانی متوجه تخلف ‌ شوند که شکارچی حیوانی را شکار کرده و می‌خواهد هر طور شده از دست قانون بگریزد. این درحالی است که اگر تعداد محیط‌بانان اندک نبود و آنها از طریق خودرو و موتورسیکلت در مناطق حفاظت زده گشت می‌زدند بیشتر شکارچیان با دیدن آنها ریسک شکار را به جان نمی‌خریدند. علاوه براین با توجه به تصاویری که از شهادت دو محیط‌بان زنجانی منتشرشده می‌توان گفت آنها جلیقه ضدگلوله نیز به تن نداشته‌اند، جلیقه‌هایی که برای آنها تبلیغات زیادی صورت گرفت اما به نظر می‌رسد مناسب نبودن آنها سبب شده محیط‌بانان رغبتی به استفاده از آنها نداشته باشند.

بی‌توجهی به فناوری روز نیز از دیگر مسائلی است که سبب شده نگهبانان طبیعت جان خود را آسان از دست بدهند. تجهیز مناطق حفاظت‌شده کشور به دوربین‌های مداربسته می‌تواند مواجهه شکارچیان و محیط‌بانان را کاهش دهد و به این شکل مانع بروز اتفاقات تلخ شود. علاوه بر این با توجه به حادثه‌ای که برای محیط‌بانان زنجانی رقم خورد و همکاران آنها نتوانستند در تاریکی شب خودروی آنها را زودتر شناسایی کنند، می‌توان پی برد که خودروی این محیط‌بانان به ابزار ابتدایی مانند جی‌پی‌اس نیز مجهز نبوده است، ابزاری که استفاده از آن دست‌کم می‌تواند در چنین موقعیت‌هایی کارگشا باشد.

از سیاست‌های نامناسب برخی مدیران بالادستی نیز می‌توان به‌عنوان مساله ای نام برد که شرایط را برای به خطر افتادن جان محیط‌بانان فراهم می‌کند. برخی محیط‌بانان ادعا می‌کنند مدتی است که شاخص‌های نامناسبی برای ارزیابی فعالیت آنها در نظر گرفته‌شده است. آنها دست روی شاخص کشف سلاح می‌گذارند و از این گلایه می‌کنند که اگر آمار کشف سلاحشان مناسب نباشد، مدیران بالادستی به آنها انگ بی‌انگیزگی می‌زنند. آمارها نیز حکایت از این دارد که در دو سال گذشته یگان حفاظت محیط‌زیست حدود ۱۰هزار سلاح غیرمجاز را کشف کرده است. شاید به همین دلیل باشد که برخی محیط‌بانان بر متوقف کردن شکارچیان فراری پافشاری و شرایطی ایجاد می‌کنند که به درگیری‌های مرگبار ختم می‌شود. البته ریشه چنین سیاست‌های اشتباهی را باید در بی‌توجهی نسبت به مساله پیشگیری جست‌وجو کرد؛ مساله ای که به نظر می‌رسد سازمان حفاظت محیط‌زیست برای برطرف کردن آن از کارشناسان خبره کمک نمی‌گیرد و آموزش را فقط در نحوه تیراندازی، استفاده از شوکر و باتوم خلاصه کرده است.

‌مهدی آیینی

محیط‌بانم پس نیستم!

درآستانه روز محیط‌بان، چند نفر از نگهبانان طبیعت، بی پرده از دغدغه های‌شان گفته‌اند

هم می‌ترسیدند،هم نگران بودند و درعین حال می‌خواستند حرف بزنند و همه چیز را بریزند روی دایره؛ حال عجیبی داشتند،‌ حال‌شان مثل لحظه گرگ و میش بود. به ما گفتند گوش عده‌ای از محیط‌بان‌ها را پیچانده‌اند و نسق عده‌ای‌شان را کشیده‌اند،‌ دست به تهدید زده اند و چند نفری را بی‌سر و صدا اخراج کرده‌اند، بعد هم بخشنامه نوشته اند که مصاحبه ممنوع.

چند نفر از محیط بان‌ها به واسطه همه این دلایل، عذر خواستند و حرف نزدند ولی وقتی شرط مان شد ذکر نشدن نام و نشان آنها چند نفری تردید را کنار گذاشتند و حرف زدند، درباره همه کمبودهایی که دارند،‌سختی هایی که می کشند،‌تبعیض‌هایی که تحمل می‌کنند و هر چه می‌رشتند،وقت و بی وقت پنبه می‌شد.

آنها همه اینها را گفتند به بهانه روز محیط‌بان که فرداست، فردایی که مصادف است با میلاد امام هشتم که ضامن آهوست،‌ که بهانه ای شده برای پاسداشت روز محیط‌بان که البته در تقویم نیست. اهل رسانه تا به حال به تعداد موهای سرشان درباره محیط‌بان‌ها نوشته اند، ‌محیط‌بان‌ها هم به تعداد موهای سرشان گفته اند. سختی‌های این قشر نخ نما وعیان است،‌ کیست که نداند محیط‌بان بی دفاع است و دستش خالی،‌کیست که ماجرای نبرد نابرابر قاچاقچی ، شکارچی و محیط‌بان را نشنیده باشد، کیست که عکس آش و لاش یکی از اینها بعد از درگیری را ندیده باشدوچشم ندوخته باشد به طناب‌دار که نکند به گردن محیط‌بان حلقه شود.

با محیط‌بان‌هایی که گپ زدیم، البته هیچ‌کدام وحشت مرگ نداشتند. جالب بود، وحشت آنها از زمان حال بیشتر از آینده بود، وحشت از این همه گرانی، از سختی های زندگی، از خودروها و موتورسیکلت‌های خراب پاسگاه، از نرسیدن به گرد پای قاچاقچیان و شکارچیان و تنها ماندن و بازهم تنها ماندن در برابر متخلفان.

محیط‌بان یک انسان است مثل بقیه.در ادامه خواهید دید محیط بان مثل من و شما نیازهای کوچک و دم دستی دارد. ولی اگر محیط‌بان وارسته و عاشق باشد یک انسان خاص با علاقه‌های ویژه است،‌ آنچنان که گاهی روی یک پلنگ یا راسو‌ یا درخت ارس یا نیِ تالاب تعصب پیدا می کند.

 

سن: ۴۴ سال

سابقه کار: ۱۷ سال

حقوق: ۵ میلیون تومان

گونه گیاهی مورد علاقه: نی

گونه جانوری مورد علاقه: گوزن زرد، آهو

مهم ترین دغدغه: نبود حمایت های حقوقی

مهم‌ترین آرزو: مردم همه محیط‌بان باشند  

محیط‌بان‌ها از نظر حقوقی و قضایی در شرایط سختی هستند. هر مشکلی که برای یک محیط‌بان پیش بیاید فرقی ندارد،چه اندازه‌ای است چون خودش باید وکیل خودش باشد و انتظاری از سازمان حفاظت محیط زیست نداشته باشد.این یکی از مظلومیت‌های محیط‌بان‌هاست. بارها کسانی بوده‌اند که به دست شکارچیان و قاچاقچیان مجروح شده‌اند و دست و پایشان قطع شده، ولی مسوولان چند روزی حول و حوش شان مانور داده‌اند و بعد همه چیز را فراموش کرده اند.

روزی که در یکی از درگیری‌ها مجروح شدم و پرونده‌ام نیاز به پیگیری در دادگاه داشت، این تنهایی را با همه وجود حس کردم. من حدود یک سال مجبور شدم با عصا و پای لنگ دنبال پرونده‌ام باشم.

در برخی شعب دادگاه های شهرستان قضاتی حضور دارند که به مسائل محیط زیست و قوانین آن اشراف ندارند و همین کار را سخت‌تر می‌کند. حتی یک قاضی در یکی از این دادگاه‌ها خودش شکارچی بود و پیداست سرنوشت پرونده ها چه می شود.

از تجهیزات محیط‌بانی هم که بگویم اوضاع اصلا خوب نیست. خودروها و موتورسیکلت های ما همه فرسوده و اسقاط است ولی هرطور شده از آنها استفاده می کنیم، چون چاره ای نداریم. برای رساندن تجهیزات به دست محیط بان ها وعده زیاد داده اند از جلیقه و دوربین بگیرید تا باتوم و بقیه چیزها ولی اینها در حد شعار مانده و اگر وعده‌ای عملی شده فقط برای نقاط محدودی بوده.

 

 

سن:۴۱ سال

سابقه کار: ۲۰ سال

حقوق: ۴ میلیون تومان

گونه گیاهی مورد علاقه: درخت ارس

گونه جانوری مورد علاقه: پلنگ

مهم ترین دغدغه: معیشت و کمبود تجهیزات

مهم ترین آرزو: خرید خانه

موارد زیادی است که محیط‌بان‌ها را اذیت می کند. یکی از آنها این است که محیط بان ها تحصیل می کنند ولی در حکم کارگزینی آنها تغییری ایجاد نمی شود. وضع درآمد و معیشت محیط بان ها هم مشکلی است که همه از آن خبر دارند. قرار بود امسال یک فوق العاده ویژه ۳۵ درصدی به حقوق ما اضافه شود که نشد؛ البته این مبلغ در برخی استان ها پرداخت شد که این موضوع خودش گویای تبعیض های موجود است.

از وضع خودروها و موتورسیکلت های پاسگاه های محیط بانی‌که نگویم،بهتر است. ما برای گشت زنی مشکل داریم و در تعقیب و گریزها جا می مانیم. بارها اتفاق افتاده که یک شکارچی یا قاچاقچی با ماشین های آنچنانی از جلوی ما رد شده اند، پوزخندی زده اند وچشم کشی کرده اند و ما فقط نگاه کرده ایم و حسرت خورده ایم. ما حسرت می خوریم، چون چند روز برای متخلفان کمین می زنیم ،ولی موقع عمل و اقدام که می رسد خودروی مان خراب می شود و هیچ کاری از دستمان برنمی آید.

محیط‌بان‌ها از نظر تسهیلات رفاهی هم صفرند،‌ حتی زیر صفر. ما هیچ وام خرید خانه یا ماشین یا حتی مهمان‌سرایی برای اقامت در شهرها نداریم، حال آن که کارمان شبه‌نظامی است و لااقل باید کمی از تسهیلات نیروهای نظامی را داشته باشیم. شغل محیط‌بانی حاکمیتی هم هست و طبیعتا افراد باید استخدام رسمی باشند، ولی بیشتر محیط بان ها قراردادی کار می کنند و خیلی ها با همین وضعیت بازنشسته می شوند.

 

سن:۴۷ سال

سابقه کار: ۱۲سال

حقوق: ۴ میلیون و ۳۰۰ هزارتومان

گونه گیاهی مورد علاقه: بلوط ،‌ ون

گونه جانوری مورد علاقه: آهو

مهم ترین دغدغه: معیشت،‌ اوضاع نابسامان محیط زیست

مهم ترین آرزو: مردم به محیط زیست احترام بگذارند

 

مشکلات قضایی مهم ترین موضوعی است که محیط بان ها را به چالش می کشد. قانون در بیشتر مواقع حامی ما نیست. تا به حال چند نفر از نیروهای ما تیرخورده اند یا پایشان قطع شده ولی سیستم قضایی آن طور که باید از آنها حمایت نمی کند. یکی از مشکلات ما با دادگاه ها این است که وقتی برخوردی با متخلفان صورت می گیرد و پرونده ای تشکیل می شود قضات از ما می خواهند شاهد بیاوریم در حالی که کار ما در کوه و جنگل و دشت و بیابان است،‌ ‌ما چطور می توانیم شاهد بیاوریم؟

حقوقی هم که می گیریم در مقایسه با خطراتی که به جان می‌خریم،‌ ناچیز است. قرار بود امسال حقوق ما ۵۰ درصد اضافه شود، ولی فقط ۱۵ درصد اضافه شده که وقتی اعتراض می کنیم،‌ می گویند شما ۳۵ درصد اضافه حقوق را قبلا گرفته‌اید.

البته فکر نکنید مشکل محیط‌بان‌ها فقط همین‌هاست. نکته ای که ما را بسیار اذیت می‌کند، این است که حتی درون سازمان به ما به دیده تحقیر نگاه می کنند، مثل یک سرباز . به ما می گویند شما محیط بانید و باید فلان کار را انجام دهید.

دلم می‌خواهد روزی بدون ترس و نگرانی از عواقب کار روبه روی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بایستم و بگویم«شما که هیچ اطلاعی از محیط زیست نداری،چرا روی این صندلی نشستید.»

 

 

 

سن:۳۴ سال

سابقه کار: ۱۰سال

حقوق:حدود ۴ میلیون تومان

گونه گیاهی مورد علاقه: درخت ارس

گونه جانوری مورد علاقه: راسو

مهم ترین دغدغه: ارج و قرب نداشتن محیط بان

مهم ترین آرزو: مردم به ارزش واقعی محیط زیست پی ببرند

 

شاید خیلی ها ندانند که محیط‌بان ها در پایین ترین رده سازمانی قرار دارند و به همین علت نه حقوق کافی می گیرند و نه جایگاه اجتماعی در خوری دارند. این پایین ترین رده محسوب شدن، باعث می شود زمانی که محیط بان رو در روی یک فرد متخلف قرار می گیرد و پرونده ای در دستگاه قضا تشکیل می‌شود، حمایتی که مورد انتظار نگهبانان طبیعت است از آنها به عمل نیاید.

محیط بان ها امروز بیش از هر زمانی نیازمند حمایت های قضایی و پشتیبانی از سوی مجلس و دولتمردان هستند، چون اگر از محیط‌بانان که در خط مقدم حفاظت از محیط زیست هستند حمایت نکنیم، حفاظت از عرصه های طبیعی مختل می شود.

برخلاف جایگاه پایین سازمانی محیط بان ها که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند، موضوع کمبودهای اساسی تجهیزاتی درمناطق چهارگانه محیط زیست حتما نکته ای است که خیلی ها از آن مطلعند. ما برای حفاظت از طبیعت و استمرار گشت زنی ها به خودروهای نو و قوی نیاز داریم و موتورسیکلت های به روز عصای دست ماست که هیچ کدام در اختیارمان نیست. وقتی اینها دور از دسترس ماست خب طبیعی است که دستمان به هیچ وجه به تجهیزاتی همچون بالگرد و هواپیما نمی رسد. شاید توجیه خوبی نباشد، اما همه این مسائل روی هم سبب شده تا برخی محیط بان ها گرفتار روزمرگی شده و‌ حتی در مواردی انگیزه لازم را برای حفاظت یا سرشاخ شدن با متخلفان نداشته باشند.

اگر روزی بتوانم با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بی پرده صحبت کنم از او می خواهم همراه محیط بان ها بدون هیچ‌گونه تشریفات و اسکورت هم رکاب شود و سوار خودرو و موتورهای اسقاط شده و در همان حال پای صحبت محیط بان ها بنشیند تا هم  از آنچه در دل مناطق چهارگانه محیط زیست می گذرد باخبر شود و هم از نزدیک بداند محیط بان ها چطور زندگی می‌کنند.

 

مریم خباز

جان این خانواده در خطر است

مهدی آیینی

فیلم کوتاه بود، اما محیط زیست ایران را دلگرم کرد که هنوز می‌شود به حفظ یوزپلنگ‌ آسیایی امیدوار بود. دیده شدن یک یوز ماده و چهارتوله‌اش در ذخیره‌گاه زیست‌کره توران ثابت کرد هنوز می‌توان شرایطی به‌وجود‌آورد که نام یوزپلنگ آسیایی مانند شیر و ببر ایرانی از محیط زیست کشور خط نخورد.

دراین میان نباید فراموش کرد،‌‌ یوزپلنگ‌هایی که در ذخیره‌گاه زیست‌کره توران زندگی می‌کنند با خطراتی جدی مانند تخریب زیستگاه به علت چرای دام، سگ‌های گله و تصادفات جاده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند.

حدود ۷۰هزار راس دام در این منطقه وجود دارد که خطری جدی برای زیستگاه محسوب می‌شود؛ ‌البته از خطر سگ‌های گله و چوپانان ناآگاه نیز نباید غافل شد؛ چراکه آنها حضور یوز را تهدیدی برای منافع خود می‌دانند و برای رفع این خطر، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند.

وجود دام در زیستگاه‌های یوز را باید تهدید جدی دانست که این گونه را به سمت انقراض سوق می‌دهد. وقتی دام بیش از حد وارد زیستگاه شود، خوراک حیات وحش منطقه را مصرف می‌کند. در واقع دام رقیبی برای چهارپایان این منطقه به حساب می‌آید که یوزپلنگ از آنها تغذیه می‌کند، اما دام تهدیدهای دیگری نیز با خود به همراه دارد؛ ورود انسان، وسیله نقلیه و سگ گله به زیستگاه‌های یوز همیشه حادثه ساز بوده است.

تاکنون تلاش‌هایی برای رفع این مشکل انجام شده است مثلا هشت آغل در پارک ملی خریداری و حدود ۶۵۰۰ راس دام ‌نیز از پارک ملی توران خارج شده است، اما این خطر کماکان جدی است و باید برای خروج ۷۰هزار راس دام دیگر که متعلق به حدود یکصد خانواده است نیز تدابیری اندیشید. برخی تاکنون به بهانه هزینه بر بودن خرید حقوق عرفی این خانواده‌ها دست روی دست گذاشته‌اند، اما نباید فراموش کرد این هزینه در برابر حفظ یوزپلنگ‌ها و این ذخیرگاه طبیعی ‌به چشم نمی‌آید.

خطر دام، سگ‌های گله و چوپانان ناآگاه‌ این روزها از گذشته جدی‌تر است، زیرا از حدود یکسال گذشته بیمه دانا، یوزها و محیط‌بانان را از زیر پوشش خارج کرده است. به این ترتیب در صورتی که یوزها به دام‌های دامداران آسیبی برسانند بیمه دیگر خسارت را جبران نمی‌کند یا اگر یوزی براثر تصادف جاده‌ای تلف شود بیمه خسارتی به محیط زیست پرداخت نخواهد کرد.

مساله دیگری که جان یوزپلنگ‌ها را در ذخیره‌گاه زیست‌کره توران تهدید می‌کند کمبود محیط‌بان در این منطقه است، هرچند سازمان حفاظت محیط زیست اولویت استخدام محیط‌بان را برای زیستگاه‌های یوز در نظر گرفته است، اما باید یادآور شد برای حفاظت از زیستگاه‌های رسمی یوزکه حدود شش میلیون هکتار وسعت دارد، فقط ۹۶ محیط‌بان وجود دارد ماجرا زمانی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانید این محیط‌بانان به صورت شیفتی کار می‌کنند یعنی نیمی از این آمار هر روز در زیستگاه‌های یوز فعال هستند.‌

تصادفات جاده‌ای خطر دیگری است که جان یوزپلنگ‌های ذخیره‌گاه زیست‌کره توران را به بازی گرفته است، متاسفانه بزرگراه تهران – مشهد از قلب این زیستگاه عبور می‌کند. بزرگراه در کنار تخریب و ناامن کردن زیستگاه سبب مرگ مستقیم حیات وحش نیز شده است. در ۱۸ سال گذشته دست‌کم هشت یوزپلنگ به دلیل تصادف با خودرو کشته شده‌اند.

براساس مطالعات صورت گرفته ۲۲کیلومتر از این بزرگراه خطری جدی برای یوزپلنگ‌ها به حساب می‌آید به همین دلیل نیاز جدی به فنس‌کشی و ایجاد زیرگذر برای حفظ یوزپلنگ‌ها وجود دارد، اما توجه مسوولان تاکنون منجر به ایجاد فقط هشت کیلومتر فنس‌کشی شده است. به همین دلیل باید هشدار داد تصادف جاده‌ای خطری جدی برای یوزپلنگ‌ها به حساب می‌آید.‌

با توجه به این‌که خطراتی جدی در ذخیره‌گاه زیست‌کره توران یوزپلنگ‌ها را تهدید می‌کند باید از مسوولان خواست برای رفع آنها اقدام کنند و مواردی مانند آموزش جوامع محلی و استفاده از آنها را که به اعتبار زیادی نیاز ندارد دراولویت قرار دهند، نباید فراموش کرد گزارش حضور یوز ماده و چهار توله اش را جوامع محلی به محیط‌بانان دادند.

 

مهدی آیینی

خطر محیط‌بان ۴ لیتری به دست

مهدی آیینی

باک‌های خالی دیروز خبرساز شدند، باک خالی خودروهای محیط‌بانی و باک خالی آمبولانس‌ها بار دیگر ثابت کرد برای افزایش بهای بنزین و سهمیه بندی آن،‌ همه جوانب در نظر گرفته نشده، ‌ درست مانند شرایط نامناسب حمل و نقل عمومی که افزایش ۲۰درصدی مسافران این روزها ضعف‌هایش‌ را دوچندان آشکار کرده است.

‌بوی بنزین و نگرانی از افزایش سوخت دیروز در مناطق حفاظت شده پیچید و محیط‌‌ بانان و جنگلبانان را ‌ نگران کرد،  اما کمی آن طرف تر از اردوگاه نگهبانان طبیعت،  به مذاق شکارچیان غیر مجاز و قاچاقچیان چوب خوش آمد.

محیط‌بانان و جنگلبانان زخم کم ندارند، از نبود تجهیزات گرفته تا حقوق و  جیره اندکی که کفاف زندگی شان را نمی دهد، این زخم ها اما وقتی بوی گرانی بنزین به خود بگیرد احتمال بروز اتفاقات ناگوار بیشتر می شود.

کاهش گشت‌های محیط‌بانی و جنگلبانی رابطه مستقیمی با افزایش تخلفات دارد، این را تعداد اندک محیط‌بانان و وسعت مناطق تحت پوشش آنها بیشتر آشکار می کند؛ برای محافظت از‌  ۱۸میلیون و ۸۴۰هکتار از مناطق چهارگانه محیط زیست‌حدود ۳۴۰۰محیط بان در کشورمان به کار گرفته شده است‌. در واقع می‌توان گفت برای هر ۵۳۰۰ هکتار از مناطق چهارگانه محیط زیست یک محیط بان وجود دارد این درحالی است که باید یاد آور شد برخی محیط بانان به شکل شیفتی کار می کنند به عبارت دیگر می توان گفت هر روز ۱۷۰۰ محیط بان مشغول مراقبت از محیط زیست کشور هستند.

کاهش گشت خودروهای محیط بانی و جنگلبانی در کنار فراهم کردن فرصت برای متخلفان، خطرات دیگری نیز دارد، خطراتی که ارتباط مستقیمی با جان محیط بانان و  جنگلبانان دارد. در واقع خودروهای گشتی به نوعی حکم پیشگیری از وقوع جرم را دارند، چراکه به طور معمول متخلفان با دیدن آن کمتر مرتکب جرم می شوند.

این درحالی است که مرور پرونده‌هایی که در آن محیط بانان دچار آسیب شده‌ اند نشان می دهد غافلگیر شدن شکارچیان غیرمجاز یا قاچاقچیان چوب در بیشتر مواقع زمینه درگیری را ایجاد کرده که در نهایت به  جان باختن یا زخمی شدن محیط بان یا شخص متخلف ختم شده است.

بنابراین برای حفظ محیط زیست کشور و جان محیط بانان و جنگلبانان باید هرچه زودتر سهمیه ای مشخص در اختیار یگان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها قرار گیرد چراکه میزان مصرف آنها کاملا مشخص است. برای نمونه ۶۰۴پاسگاه محیط بانی در مناطق چهارگانه ‌ محیط زیست  دایر است و محیط بانان این پاسگاه‌ها از ۹۰۰ خودرو و هزار موتورسیکلت  برای گشت زنی استفاده می‌کنند. به گفته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست محیط بانان برای گشتزنی روزانه به ۲۲ هزار لیتر بنزین نیاز دارند.

چنانچه این سهمیه در نظر گرفته نشود می توان گفت محیط بانان بیش از گذشته وجهه خود را از دست می دهند اگر در گذشته خودروی فرسوده آنها توسط خودروی مدل بالای شکارچیان برای اعزام به تعمیرگاه بکسل می شد در روزهای آینده باید منتظر محیط بانان در راه مانده ای  باشیم که ظرف چهارلیتری در دست برای خودروی شکارچیان دست تکان می دهند.

ایستاده با طبیعت

در آستانه روزملی محیط بان، چند محیط بان پرتلاش ازگذشته و حال و آرزوهایشان می گویند

صفحه تقویمِ فردا هیچ اثری از محیط بان ندارد ولی هرکه اهل طبیعت و دوستدارش باشد، می داند یازدهم ذی القعده که روز تولد امام رضاست چند سالی است روز ملی محیط بان خوانده می شود به پاس همه خدماتی که اینها به طبیعت می دهند. این روزِ قمری در سال های مختلف می چرخد و یک روز می افتد وسط زمستان و یک روز مثل امسال مصادف می شود با ۲۳ تیر، یکی از گرم ترین روزهای تابستان. چه سرد و چه گرم، چه بارانی و چه برفی و چه حتی داغ داغ و وسط خشکسالی اما برای کسانی که اونیفرم محیط بانی پوشیده اند فرقی ندارد. اینها سال هاست درعرصه هایی که بیشتر اوقات جزخدا و متخلفان حضور ندارند،‌ مانده اند و اگر چه دلشان خوش نیست از همه کمبودها و خطرها و نبود حمایت ها ولی اینها را ربط نمی دهند به طبیعت شکننده ایران که اگر محیط بان ها نیز رهایش کنند، چیزی از آن نمی ماند. به مناسبت روز ملی محیط بان با سه محیط بان حرف زدیم، با یکی که دو پایش را در این راه از دست داده ولی هنوز برای گرفتن حکم جانبازی می دود، یکی که همین چند روز پیش در درگیری با یک شکارچی غیرمجاز زخمی شده و با یکی دیگر که همه دار و ندارش را وقف حیوانات و طبیعت کرده است.

 

نگران مالچ ها هستم

سرظهر نشسته بود زیر سایه درختی که شاید کمی از زهر گرمای ۵۱ درجه ای شنزارها و تپه ماهورهای بستان گرفته شود و او راحت تر نفس بکشد. او داشت در زمین های حدفاصل تالاب خشکیده هورالعظیم با شنزارهای جنوب غربی خوزستان نفسی چاق می کرد که ما زنگ زدیم و باب مکالمه مان باز شد. باقر موسوی عاشق محیط بانی است، عاشق طبیعت، عاشق خوزستان و همه داشته هایش، شیفته آهوهای فکه که اگر او نبود شاید بازهم همه فکر می کنند منقرض شده است.

او محیط بان عجیبی است، ازآن عجیب های خوب که نه ۱۵ سال محیط بانی کردن در شنزارهای داغ خوزستان خسته اش کرده و نه وضعیت بی ثبات شغلی و حقوق اندکی که می گیرد. او دلداده آهوهاست، عاشق خزنده های شنزارهای داغ جنوب و البته نگرانشان. او به مالچ بدبین است، به جاده بدبین است، به کهور آمریکایی بدبین است، به همه اینها که افتاده اند به جان شنزارهای خوزستان و دارند مثل خوره از حیات خالی اش می کنند بدبین است.

موسوی نگران میکروارگانیسم ها وحشرات است که لای ماسه ها و شن ها خانه دارند، او دلواپس خزندگان است، دلواپس افعی شاخدارعربی،‌ کورمار،‌ دکوی انگشت کوتاه و مارمولک کرمی شکل جنوب که مالچ های نفتی نابودشان می کند.‌ او دغدغه آهوهای گواتر دار فکه را دارد که کهورهای آمریکایی مزاحم را می خورند و لطمه می بینند و می روند کنار دام هایی که تا به حال این کهورها تلفشان کرده اند. این محیط بان می گوید ازهر چوپانی که بپرسید، تلفات داشته است ولی بازهم مسئولان اصرار دارند که کهور بکارند به قصد بیابان زدایی و او نگران است.

باقر برای این طبیعت جان و مال داده و بازهم خواهد داد که حفظ شود. او محیط بانی “طرحی” است یعنی باید طرح و پروژه محیط زیستی باشد که او هم باشد، حقوقش به همین واسطه زیاد نیست، دو میلیون تومان است درنهایت که همه را خرج محیط زیست می کند؛ یک روز دوربین عکاسی می خرد برای ثبت گونه های جانوری، یک روز موتور می خرد برای گشت زنی درعرصه ها و هر روز باک همین موتور را با پول خودش پر بنزین می کند و باکش نیست ازاین آشفته بازار. اوعاشق طبیعت سرزمین خود است، شیفته آهوها که شادترین خاطره عمرش را ساخته اند وقتی بیش از۱۲ سال پیش زمانی که او سربازمعلم بود و هیچکس شک نداشت که آهوی فکه با جنگ ایران وعراق منقرض شده، یک جفت ازاین آهوهای خوش تراش ایستادند مقابل لنز دوربینی که خودش خریده بود و او ثابت کرد آهوها هنوز درخوزستان نفس می کشند.

 

مرا یادشان رفت

غمگین ترین روزعمرش ۱۴ اردیبهشت سال۹۱ است، روزی که هفت سال است سالگردش را می گیرد با هرنگاهی که به پاهای نداشته اش می کند. دوپای رضا رحیمی نژاد هفت سال پیش در یک روز بهاری در حاجی آباد هرمزگان قطع شد که داشتند با جرثقیل یک تانکر آب را بار می زدند و جرثقیل ناگهان گره خورد به کابل های برق فشار قوی و افتاد روی دوپای رضا. ۳۲ ساله بود این محیط بان و داشت کمک می کرد تانکر آب روی جرثقیل سوار شود و برود برای سیراب کردن آهوها.

از او که پرسیدیم حسش به روز ملی محیط بان چیست، زهرخندی زد و گفت او که دیگر محیط بان نیست که نظر بدهد ولی هنوز یک عاشق طبیعت است که با دو پای مصنوعی همچنان به پاسگاه محیط بانی حاجی آباد می رود برای سرکشی و کمکی اگر از دستش برآید. رضا ولی دلخور است، نه که نق بزند و گله کند، فقط دلش گرفته ازاین که محیط بان نمونه سال های ۸۸ و۹۰ که روزی به او لوح سپاس می دادند از وقتی پاها از تنش جدا شد به حاشیه رفت و دیگر دیده نشد، که فراموش شد، که رفت در بایگانی خاک گرفته خاطره ها. او یاد همه محیط بانانی می افتد که حین ماموریت از کوه پرت شده اند، در تعقیب و گریزها زخم برداشته اند و زمینگیر شده اند ولی از یادها رفته اند، گویا هرگز نبوده اند.

او یاد خودش می افتد، یاد لیردف جاسک، یاد آن روز که زیر نگاه خدا، سوار یک موتورسیکلت به همراه یک مخبر زده بود به دل منطقه و می خواست بومیانی را که بازهای شکاری را اسیر می کردند و می فرستادند برای کشورهای عربی، دستگیر کند. می رود به آن روز و دوباره آن دو بلوچ را می بیند که صورتشان را کاملا بسته اند و سوارموتور، اسلحه جنگی را به قصد کشتن او گرفته اند سمتش و او بشدت ترسیده است. از خوش حادثه ولی یک ماشین ازآن حوالی که جنبده ای نداشت و آدمیزادی گذرش نمی افتاد رد می شود و رضا می بیند که بلوچ ها راه کج کرده اند و به تاخت برگشته اند.

دوباره یاد یک شکارچی می افتد، ازآن شکارکش ها که عطش کشتن دارند فقط، یاد او که درمناطق خطرناک و صعب العبورحاجی آباد تعقیبش کرده بود و او با اسلحه جنگی به سمتش آتش باریده بود و یکی از تیرها از روی سرش رد شده بود و موهایش را سوزانده بود. همین شکارچی شش ماه بعد به دست یکی از محیط بانان کشته شد که برای دفاع از خود تیر زده بود به شکارچی اما خونریزی امان حیاتش نداده بود. محیط بان هرمزگانی را سه سال به جرم قتل نفس زندانی کردند و او به مصیبت توانست دیه شکارچی سابقه دار را جور کند و از مرگ برهد.

رحیمی نژاد آهی می کشد و می گوید دلش برای همه حمایت های قانونی که نیست، برای همه سختی های کار محیط بانی، برای همه به جان خریدن خطرها و همه روزهایی که او فاصله طولانی حاجی آباد تا تهران را با دو پای مصنوعی و یک دنیا سختی رفته و برگشته است تا کد جانبازی بگیرد و البته نگرفته است، می سوزد.

 

کمبود نیرو و دغدغه معیشت

مدثّر تیموری، بچه خواف خراسان رضوی ومحیط بان پارک ملی تندوره درگز، متن لایحه حمایت قضایی و بیمه ای ماموران یگان حفاظت دستگاه های اجرایی را که سوم تیر در مجلس تصویب شد، خوانده است. گرچه لایحه به نوعی همه گیر است ولی چون محیط بان ها را نیز شامل می شود او خوش بین است که حمایت های حقوقی از این مردان تقویت شود و دل این جماعت از امروز قرص تر شود. ولی با این همه او یک ولی می گذارد وسط جمله اش و می گوید حیف که بندهای مربوط به معیشت محیط بان ها از لایحه حذف شد و سختی کارشان و جیب کم پولشان دیده نشد.

مدثر حقوقش زیر سه میلیون تومان است، رقمی کم و آزار دهنده مخصوصا برای خانواده محیط بان ها که گرانی ها را باید بزنند تنگ نبودن های طولانی مرد خانه و دندان بگذارند روی جگر. ترس قاتقِ نان همیشگی این خانواده هاست، وقتی که مرگ بالای سر محیط بان ها پرمی زند و بیشتر وقت ها از لوله تفنگ شکارچیان غیرمجاز بیرون می پرد و زل می زند به چشم های این مردها.

یک بار گزارش داده بودند که یک شکارچی دارد وارد تندوره می شود،‌ مدثر و همکارش خودشان را رسانده بودند به دره، شکارچی ولی آنها را زود دیده بود و تفنگ را گرفته بود سمتشان و تیر می انداخت. آن روز پرترس ترین روز زندگی مدثر است، روزی پر از استرس، روز چشم درچشم مرگ شدن.

او اما شکارچی بی رحم غیرمجاز کم ندیده. همین چند روز پیش با دستور قضایی، کسی را تعقیب کرد که در زرین کوه قوچ و میش زده بود و لاشه شان را گذاشته بود توی خانه؛ او که داشت تفنگ ساچمه زن پنج تیر شکارچی را برمی داشت او با قمه حمله کرد و دست مدثر زخم برداشت. محیط بان هایی مثل او در بدنشان از این زخم ها زیاد دارند، آنها سرمی دهند برای حفظ طبیعت و جانورانش ولی مدثر می گوید چه فایده که نیروهای محیط بان کم است و روی هرمنطقه که تمرکز کنند متخلفان از منطقه ای دیگر نفوذ می کنند از بس که عرصه های طبیعی وسیع است وجمعیت محیط بان ها کم. او می گوید حیف که شکارچیان موتورسیکلت های قوی خارجی دارند ولی موتور و ماشین های محیط بان ها هم کم است و هم قدیمی و چه حیف که قدرجانفشانی ها را نمی دانند و ساده از کنار رخ به رخ شدن محیط بان ها با مرگ می گذرند.

 

 

مریم خباز

 

انتقال محیط‌بانان شرکتی به بخش دفتری

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور گفت: به ادارات محیط زیست استان‌ها ابلاغ شده است که محیط‌بانان شرکتی از پاسگاه های محیط بانی جمع آوری و در صورت نیاز در بخش اداری به کار گرفته شوند.

جمشید محبت خانی در گفت وگو با گزارشگران سبز درباره علت فوت میلاد عباس‌زاده، محیط‌بان منطقه حفاظت شده کویر‌ افزود: علت اصلی فوت ایشان باید از سوی سازمان پزشکی قانونی اعلام شود و تاکنون دراین باره گزارشی منتشر نشده است.

وی با اشاره به اینکه این شخص از سازمان حفاظت محیط زیست حقوق دریافت نمی کرده و با یک شرکت پیمانکار قرارداد داشته است، عنوان کرد‌‌: ادارات محیط زیست بدون اجازه سازمان حفاظت محیط زیست این نیروها را به کار گرفته اند به همین دلیل به دستور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به ادارات استان ها ابلاغ شد از نیروهای شرکتی فقط در بخش اداری استفاده شود.

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور تاکید کرد: هر شخصی را نمی توان به عنوان محیط بان به کار گرفت، زیرا محیط بانان در دوره‌های آموزشی خاص شرکت کرده وباید از نظر جسمانی نیز ویژگی های مناسبی داشته‌ باشند.

حفاظت‌ از‌محیط زیست با محیط‌‌‌بان عاریه

محیط‌بان هستند، محیط‌بان نیستند؛ این  بحثی است که با مرگ جوانی ۲۹ ساله در‌‌ پاسگاه محیط بانی “مکرش” این روزها دوباره داغ شده ‌. چهارشنبه گذشته  خبر فوت میلاد عباس‌زاده ‌ در منطقه حفاظت شده کویر‌ رسانه‌ای شد و خیلی ها را به تعجب وا داشت که مگر می شود پاسگاهی‌ محیط بانی پیدا شود که فقط یک محیط بان در انجام وظیفه کند! اما از این پاسگاه ‌های تک نفره در کشور بسیار است برای نمونه ‌فقط ‌۴پاسگاه محیط بانی  درمنطقه کویر‌با یک محیط‌بان اداره می شوند.

علت ‌مرگ محیط بان ورامینی البته هنوز از سوی سازمان پزشکی قانونی اعلام نشده، هرچند گمانه زنی ها از سکته او در خواب حکایت دارد، خوابی که در پاسگاه محیط بانی مکرش به مرگ ختم شد، پاسگاهی که اوایل خرداد امسال از سوی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست افتتاح شد، مسوولانی که امروز ‌ تاکید می‌کنند که باید برای “میلاد”(محیط بان فوت شده) از‌ پست محیط بان شرکتی ‌استفاده کرد ‌چراکه او با سازمان حفاظت محیط زیست هیچ قراردادی نداشته و طرف حسابش یک شرکت پیمانکار بوده است. به همین خاطر به نظر   می رسد مسوولان هنگام افتتاح این پاسگاه درک درستی از شرایط منطقه و محیط‌بانانش نداشته‌اند!

با این  حال فرمانده یگان  حفاظت محیط زیست تاکید  دارد که ادارات استانی بدون اجازه از سازمان، نیروهای شرکتی را به عنوان محیط بان به کار گرفته اند و به همین دلیل به ادارات‌ محیط زیست استان‌ها ابلاغ شده که از نیروهای شرکتی نباید در پست محیط بانی استفاده کنند و چنانچه چنین نیروهایی دارند باید آنها را در بخش دفتری به کار گیرند.

باید تاکید کرد این ادعا ‌حکم همان عذر بدتر از گناه را دارد چراکه نشان می دهد حفاظت‌از محیط زیست کشور‌ ‌ به حال خود رها شده، چراکه سال‌هاست در مناطق حفاظت شده کشور نیروهای شرکتی به عنوان محیط بان مشغول به کار هستند، نیروهایی که بعضا حقوق شان حتی از سوی  معادنی که در مناطق حفاظت شده فعالند پرداخت می شود.

این واقعیت که یگان سازمان حفاظت محیط زیست کشور با کمبود نیرو رو به رو است نقطه ضعفی است که بارها رسانه ها و خبرنگاران حوزه محیط زیست روی آن دست گذاشته اند، اما‌ هنوز پا برجاست.با توجه به بخشنامه اخیر سازمان حفاظت محیط زیست نیر باید تاکید کرد که این سازمان باید هرچه زودتر محیط بانان شرکتی را تعیین تکلیف کند، زیرا این افراد شرایط سخت محیط‌بانی را تاب می آورند اما در هنگام بروز حادثه حمایتی از آنها و خانواده هایشان نمی شود، به همین دلیل نمی توان از آنها انتظار داشت آن طور که باید برای حفظ محیط زیست کشور سنگ تمام بگذارند؛ آنها همیشه یکجای دلشان نگران وضعیت شغلی شان است.‌ حفاظت از محیط زیست ‌ با نیروی عاریه ای که آموزش‌های لازم را ندیده و از آمادگی جسمانی لازم نیز برخوردار نیست،‌شدنی نیست آن‌هم درشرایطی که هر محیط بان ناچار است با چندین شکارچی غیر مجاز در مناطق حفاظت شده دست و پنجه نرم کند.

 

                    مهدی‌آیینی

 

 

۴پاسگاه محیط‌بانی یک نفره در تهران

در حالی که براساس قانون، حضور یک محیط بان در پاسگاه‌های محیط‌بانی خلاف است، میلاد عباس زاده محیط بان ورامینی در تنهایی و در پاسگاهی در دل کویر جان خود را از دست داد. فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران می‌گوید: براساس چارت تشکیلاتی باید هشت نفر در هر پاسگاه محیط بانی حضور داشته باشند اما به دلیل کمبود نیرو، چهار پاسگاه کویری استان تهران به صورت تک نفره مدیریت می‌شود.

مشکلات و مسایل محیط بانان تمامی ندارد. چهارشنبه گذشته‌ میلاد عباس زاده محیط بان ۲۹ ساله ورامینی در پاسگاه محیط بانی و در تنهایی جان خود را از دست داد. هنوز مراجع رسمی علت اصلی مرگ او را اعلام نکرده‌اند و  هیچ کس به این نکته اشاره نمی‌کند که آیا حضور یک محیط بان در پاسگاه محیط بانی عملی مطابق با قانون است یا خیر؟ آن طور که از متن قوانین بر می‌آید، نباید در پاسگاه‌های محیط بانی یک نفر حضور داشته باشد و وجود کشیک‌های تک نفره عملی خلاف قانون است.

نقی میرزا کریمی فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران هم در گفت‌وگو با  گزارشگران سبز  تاکید می‌کند: اگر پاسگاه‌های تک نفره داریم، به دلیل کمبود نیروی انسانی است.

او می‌گوید: اکثر پاسگاه‌های ما در منطقه کویر به علت کمبود نیرو، به صورت یک نفره اداره می‌شود.

به گفته میرزاکریمی در تهران ۲۴ پاسگاه محیط بانی وجود دارد. برخی از پاسگاه‌های منطقه لار شامل پاسگاه محیط بانی قوشخانه و کمردشت در پارک ملی لار و یا پاسگاه تار در شهرستان دماوند، پاسگاه‌هایی فصلی هستند، زیرا در فصل زمستان تا بهار به دلیل مشکل در تردد و وجود برف و یخبندان در منطقه، تعطیل می‌شوند.

آن طور که او می گوید چهار پاسگاه محیط بانی هم در کویر داریم که دلیل کمبود نیرو، تک نفره اداره می‌شود.

فرمانده یگان حفاظت استان تهران به این پرسش که آیا حضور یک نیرو در پاسگاه محیط بانی خلاف قانون است یا نه پاسخ می‌دهد: برابر چارت در هر پاسگاه، باید هشت نفر محیط بان حضور داشته باشد. قانونا نباید چنین باشد. از نظر اداری، حفاظتی و تشکیلاتی صلاح بر این نیست که یک نفر در پاسگاه محیط بانی حضور داشته باشد.

او می افزاید: گشت‌های ما هم به صورت موتوری یک نفره است، امکان اینکه طرف از روی موتور زمین بخورد وجود دارد اما به خاطر کمبود نیرو، ناگزیر هستیم گشت تک نفره داشته باشیم.

میرزا کریمی تاکید می‌کند: این مساله را بارها اعلام کرده‌ایم و گفته‌ایم که باید کمبود نیروی حفاظتی جبران شود یا حداقل محیطبان‌های حاضر در بخش‌های دیگر، در پاسگاه محیط بانی انجام وظیفه کنند.

او درباره دلیل مرگ میلاد عباس زاده با اشاره به اینکه هنوز نظر قطعی پزشکی قانون اعلام نشده است، احتمال گاز گرفتگی را رد می‌کند.

فرمانده یگان حفاظت استان تهران اعلام می‌کند: برق این پاسگاه‌ها از طریق موتورهای برق تامین می‌شود و موتورخانه‌ هم درخارج از پاسگاه محیط بانی قرار دارد.

بالا