آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 15)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

روستا خالی از توجه، روستا خالی از زندگی

مهدی آیینی

مهدی آیینی

روستاهای کشور شرایط مناسبی ندارند. هر روز مسئولان به آمار روستاهای خالی از سکنه اشاره کرده و هشدار می‌دهند سیل مهاجرت از روستاها به کلانشهرها سبب گسترش حاشیه نشینی و بروز آسیب‌های اجتماعی متعدد می‌شود، اما هیچکدام از آنها برای زنده ماندن روستا تلاش نمی‌کنند، در واقع تمام سعی آنها در سخنرانی و برگزاری همایش‌هایی خلاصه می‌شود که هیچ منفعتی برای روستاییان ندارد .

امروز در تقویم، روز روستاست، اما به جز برگزاری همایش و سخنرانی تاکنون چیزی عاید روستاییان نشده، این درحالی است که روستاییان به دلیل مدیریت اشتباه در مسائلی مانند آب و آموزش، این روزها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند؛ زیرا منابع آب در کشور به شدت کاهش یافته و زمین های حاصلخیز آنها به زمین های بایر تبدیل شده است،هرچند دراین بین خود کشاورزان نیز بی تقصیر نیستند اما مقصر اصلی را باید کسانی دانست که نتوانستند با آموزش های مناسب چنین آسیبی را به حداقل برسانند.

افزون بر این، سیاست های جاری تاکنون به شکلی بوده که معیشت روستاییان با کشاورزی و دامداری گره خورده است به گونه ای که اگر خللی در این دو عامل پدید بیاید، روستایی ناچار به مهاجرت می شود، باید یادآور شد روستا ظرفیت های دیگری نیز دارد که اگر به آنها پرداخته شود می تواند بخشی از نیازهای روستاییان را برطرف کند، برای نمونه اکنون روستاهای کشور حدود 63 هزار نقطه کشور پراکنده شده و در این میان روستاهای زیادی وجود دارد که می تواند به قطب گردشگری یا صنایع دستی تبدیل شود، اما جاذبه های آنها ندیده گرفته شده و مطرح کردن آنها برای کمتر کسی در اولویت قرار دارد.

دوشنبه گذشته برای دومین بار همایش روز روستا در پایتخت برگزار شد و نمایشگاهی نیز در این ارتباط تا جمعه برپاست، اما نکته اینجاست چنانچه نیت اصلی مسئولان توجه ویژه به روستا و رونق گرفتن این مناطق است باید دست کم چنین همایش و نمایشگاه هایی در روستاهای کشور برگزار شود تا 22 میلیون ایرانی که در این مناطق ساکن هستند به بهبود شرایط روستاها و حمایت مسئولان امیدوار شده و کوچ را تنها راه نجات ندانند.

مهدی آیینی

توجه به حيات وحش در پاييز و زمستان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

با سرد شدن هوا بايد منتظر تقابل بيشتر انسان با حيات وحش بود، زيرا دخالت هاي انسان در زيستگاه هاي حيات وحش و خشکسالي هاي اخير سبب شده حيوانات براي تامين خوراک خود ناچار به روستاهايي که در حاشيه زيستگاه آنها قرار گرفته اند نزديک شوند.

در چنين مواقعي برخي افراد به خاطر ترس يا سود جويي فرصت را غنيمت شمرده و به شکار گونه هاي جانوري دست مي زنند، به همين دليل سازمان حفاظت محيط زيست بايد به فکر تامين علوفه براي چهارپايان بوده و با آموزش جوامع محلي آنها را براي رفتار سنجيده هنگام رويارويي با حيات وحش آماده کند، زيرا در فصل هاي سرد سال علاوه برچهارپايان، گونه هاي جانوري ديگري مانند پلنگ، گرگ و خرس نيز در جست وجوي خوراک به روستاها نزديک مي شوند.
در اين ميان محيط بانان بايد مناطقي را براي علوفه دادن به حيات وحش انتخاب کنند که دسترسي به آن براي افراد راحت نباشد، تا شکارچيان از وجود چنين محل هايي باخبر نشده و با کمين در اين مناطق خيلي راحت به شکار مشغول نشوند.
علاوه بر اين، نحوه دفن زباله در روستاها نيز اهميت بسياري دارد، زيرا اگر دفن غيراصولي انجام شود بوي زباله حيوانات گرسنه را به خود جلب کرده و در نتيجه احتمال نزديک شدن حيات وحش به روستا بيش از پيش مي شود.

افرادي تصور مي کنند اگر باقيمانده خوراک خود را اطراف جاده ها بريزند لطف بزرگي در حق حيات وحش کرده اند، اما اين کار سبب بالارفتن احتمال آسيب و مرگ گونه هاي جانوري خواهد شد. زيرا نزديک شدن حيات وحش به جاده ها مساوي است با بالارفتن احتمال تصادف آنها با خودرو هاي عبوري،بنابراين ​از رها کردن باقي مانده مواد خوراکي در حاشيه جاده ها خود داري کنيد

پاستور- منهتن از مسیر پردیسان

635638645211514808رئيس جمهور در سومين سفر خود به نيويورک، موجي از اميد و انتظار را بدرقه راه خود کرده بود که در سايه اخبار فاجعه منا، فرصت بروز نيافت. در حالي که سرمايه گذاران و مديران صنايع چشم انتظار گشايش بازارهاي جهاني براي سهولت در کار و تجارت هستند، دانشگاهيان و نهادهاي علمي و فرهنگي و آموزشي هم که به واسطه تحريم هاي ناعادلانه از دسترسي به آخرين يافته هاي علمي و انجام فعاليت هاي پژوهشي محروم بودند، مي خواهند دسترسي ايران به بازارهاي دانش و فناوري تسهيل شود.
روحاني که در آستانه پرواز به نيويورک در آيين گشايش مدارس، مشکلات محيط زيستي و آب و خاک را در کنار «اشتغال جامعه و جوانان» از مهم ترين دلمشغولي هاي خود عنوان کرده و پيشتر نيز از «ريزگردها و کم آبي» در کنار «صهيونيست ها، آمريکا و تروريست ها» به عنوان بزرگ ترين دشمنان کشور نام برده بود، ديروز در کنار پاپ و به عنوان تنها سياستمدار روحاني حاضر در نشست سران توسعه پايدار در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، خشونت عليه انسان و طبيعت را دو مشکل اصلي غرب آسيا معرفي و ادعا کرد «دولت من به عنوان دولت محيط زيستي، سياست هاي خود را براساس رويکردي متوازن ميان توسعه اقتصادي و حفاظت از محيط زيست تنظيم کرده است.»
با چنين رويکردي شايد توقع براي نقش آفريني فعال تر ايران در سازمان ملل متحد و در خلال سفر رئيس جمهور انتظاري زياده از حد نباشد. گرچه معصومه ابتکار که بايد در اين سفر روحاني را همراهي کند، مجال اين سفر را نيافت، ولي همچنان اين انتظار وجود دارد که ايران در سطح بين المللي در جايگاه يک کنشگر فعال در زمينه محيط زيست قرار گيرد و دولت يازدهم که خود را «دولت محيط زيستي» مي داند از اين سفر ميوه شيريني بر سفره طبيعت ايران اسلامي بگذارد.
البته ساختار سازمان ملل به گونه اي نيست که هر کشوري بتواند به صورت واحد در آن اعمال نفوذ و نقش آفريني کند؛ بلکه بايد با تشکيل اجماعي از موافقان، طرح و ايده خود را پيش ببرد. قرار گرفتن ايران در ميانه کشورهايي که درگير مسائل نظامي و امنيتي و طبعا اقتصادي هستند و موضوعي مانند «محيط زيست» در ميان دلمشغولي هاي دست اول مقاماتشان نيست، کار را بسيار دشوار کرده است. به واسطه همين همجواري و عدم رعايت موازين پايه حفاظت از محيط زيست در کشورهاي همسايه، امروزه ما در معرض تهديدهاي امنيتي منطقه اي از دريچه وقايع طبيعي قرار داريم و همين امر نياز به فعال شدن ديپلماسي محيط زيست هيات ايراني در نيويورک را حياتي مي کند؛ امري که انتظار مي رود به محض خروج روحاني از ساختمان سازمان ملل و در حالي که خيابان 45 منهتن را به سوي فرودگاه جان اف کندي طي مي کند، از سوي اهالي پرديسان در تهران به صورت جدي دنبال شود.

دکتر اصغر محمدی فاضل/ رئیس دانشکده محیط‌زیست

 

به تعدادی صندلی پرکن نیازمندیم!

635638645211514808با انتشار نتایج آزمون سراسری، تنها داوطلبان کنکور و خانواده‌های آنها نبودند که ذوق زده یا پریشان حال شدند. دامنه این رخداد سالانه شگفتی‌ساز، با اعلام آمار 800 هزار تا یک میلیون صندلی خالی دانشگاهی، این بار جامعه آموزش عالی کشور را نیز بی‌نصیب از این هیجان نگذاشت. گرچه در صحت این آمار مختصر تردیدی دارم، ولی باید اعتراف کرد خیلی دور از انتظار هم نیست.شکی نیست که افزایش ظرفیت آموزش عالی کشور از دستاوردهای مهم کشور در سه دهه گذشته محسوب می شود، ولی باید اذعان داشت که توسعه بی برنامه ساختار آموزش عالی کشور که طی چندسال اخیر با انگیزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت، از مثال های بارز «توسعه ناپایدار» است.

چند سالی است مدیران دانشگاه های کوچک و بزرگ برای تامین هزینه آب و برق، یارانه غذای دانشجویی، معوقات حقوق، حق التدریس، تعمیر و نگهداری تاسیسات و مواد اولیه آزمایشگاه ها با چالش های جدی مواجه هستند؛ دردی که عوارض آن قبل از هر چیز گریبان فوق برنامه ، اردوی دانشجویی، سخنرانی علمی ، فرصت مطالعاتی و انتشارات و پژوهش را می گیرد.

گشاده دستی در بذل و بخشش مجوز تاسیس صدها دانشگاه و مرکز آموزش عالی جدید، چند برابر کردن ظرفیت پذیرش رشته های دانشگاهی بدون توجه به توانایی مرکز ارائه کننده، بی توجهی به زمینه آینده اشتغال دانش آموختگان و ایجاد رقابت غیرسازنده میان بخش دولتی و غیردولتی، در کنار عوامل متعدد تاثیرگذار دیگر، دست به دست هم داده تا ما برای ظرفیت اضافی آموزش عالی کشور نه دست افشانی بلکه مویه کنیم.

در آستانه ارائه برنامه ششم توسعه به مجلس شورای اسلامی و بعد از سه دهه تجربیات انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها، یک خانه تکانی اساسی دیگر در سازوکار آموزش عالی کشور اجتناب ناپذیر است.

یکپارچگی مقررات اداری، استخدامی و مالی در تمامی گستره نظام آموزش عالی و پرهیز از اتخاذ رویه های جزیره ای، توجه به نیازمحور بودن رشته های تحصیلی با رویکرد تولید ثروت دانش بنیان، الزام دانشگاه ها به اجرای دوره های مشترک با هدف هم افزایی سرمایه انسانی، الزام مراکز به مشارکت در بهره برداری از امکانات آموزشی، کمک آموزشی و رفاهی یکدیگر، تجمیع مراکز با ماموریت مشابه یا دارای حوزه جغرافیایی مشترک، تشویق دانشگاه ها به جذب دانشجوی غیرایرانی و مشارکت بانک ها در تکمیل طرح های نیمه تمام در قبال دریافت خدمات علمی و آموزشی را می توان از راهکارهای میان مدت برای درمان این مشکل طی پنج ساله برنامه ششم مطرح کرد.

به عنوان یک راهکار کوتاه مدت هم می توان با رفع ممنوعیت تحصیل در مقاطع پایین تر یا همسطح برای فارغ التحصیلان فعلی، یک موج تقاضای ده ها و شاید صدها هزار نفره را به طرف شبکه آموزش عالی در سطح کشور هدایت کرد.

با این روش افرادی که مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد یا دکتری دارند، ولی در طول زمان به رشته دیگری نیاز یا علاقه پیدا کرده اند امکان می یابند با پرداخت شهریه از ظرفیت خالی نوبت دوم دانشگاه ها برای دانش افزایی خود استفاده کنند.

شاید این پیشنهاد بتواند رویکرد ما را از جستجوی «صندلی پرکن» به طرف جذب داوطلبان و علاقه مندان واقعی تحصیلات عالیه تغییر دهد.

دکتر اصغر محمدی فاضل/ رئیس دانشکده محیط زیست

غفلت و بی‌توجهی در مترو ادامه دارد

635081008335869881فضای مترو به‌دلیل تراکم و در گردش بودن جمعیت محل امنی برای فعالیت بزهکاران است، به همین دلیل برای ساماندهی دستفروشان در مترو باید از تمام ظرفیت‌های موجود بهره برد.در واقع می توانستیم مساله دستفروشی در مترو را به گونه ای مدیریت کنیم که به وضع کنونی نرسیم، زیرا در مجموعه ای که ورود و خروج آن قابل کنترل است، براحتی می توان مسائل فرهنگی و اجتماعی را مدیریت کرد. این در حالی است که نیرو، اختیارات و مکانیزم های لازم را نیز برای حل این مشکل در اختیار داریم، بنابراین رسیدن به شرایط کنونی را باید در بی توجهی و غفلتی جستجو کرد که در ادوار فعالیت مترو از ابتدا تاکنون از سوی مدیران مترو اتفاق افتاده است.

برطرف کردن تمام مسائل اجتماعی نیازمند کار بین بخشی است و علت موفق نبودن ما نیز در مدیریت انواع آسیب های اجتماعی، بین بخشی بودن این مساله و نبود متولی مشخص است در واقع اگر مدیریت یکپارچه برای مدیریت شهر داشتیم مسائل بهتر حل می شد، اما درخصوص موضوع دستفروشی در مترو که مدیریت صفر تا صد آن یکجاست و به زبان ساده تر کلید در ورود و خروج آن در اختیار مدیری مشخص است این موضوع قابل قبول نیست، زیرا با ساز وکارهای دیگری مانند استفاده درست از امکانات این مشکل قابل حل است، برای نمونه علاوه براین که ما پلیس مترو را در اختیار داریم در شهرداری نیروی شهربان یا نیروی رفع سد معبر نیز وجود دارد، در واقع این نیروها با اختیارات قانونی می توانند با این مساله برخورد کنند.

مشکل دیگر در این بین این که متاسفانه کارهایی که زحمت دارد و به چشم نمی آید مورد توجه مدیران قرار نمی گیرد، نبود دستفروش و تکدیگری نیز از این دست کارهاست که مدیران برای رفع آن تلاش نمی کنند. البته در این بین باید توجه کرد که شرایط اجتماعی و اقتصادی در جامعه نیز مناسب نیست، برای نمونه آمار بیکاری نگران کننده است، به همین دلیل نباید فروش مواد مخدر را به تمام دستفروشان نسبت داد، علاوه براین مسائلی مانند مشکل دستفروشی در مترو یا تکدیگری حل نخواهد شد مگر زمانی که خود شهروندان به این نتیجه برسند که از جای مناسب خرید کنند یا برای کمک به نیازمند باید از طریق مجاری قانونی اقدام شود. شهرداری برای ساماندهی دستفروشان می تواند از کمک مدیران محلات نیز بهره ببرد، چون اکنون در 354 محله تهران مدیر محله وجود دارد و با کمک این افراد می توان بازار روز محلی ایجاد کرد تا دستفروشان با هویت مشخص و در محل و ساعت مشخص محصولات خود را ارائه کنند.

مرتضی طلایی/نایب رئیس شورای شهر تهران

 

در نبود نظارت معلولان آسيب مي بينند

سهيل معينيديروز خبرگزاري مهر گزارشي را منتشر کرد که از اين حکايت داشت که در يک مرکز نگهداري از معلولان ذهني در 50 کيلومتري تهران ( ولدآباد، نزدیک محمد شهر) تعدادي از معلولان شکنجه شده و براي اين کار​ از غل و زنجیر و سگ استفاده شده است،آن​طور که​ خبرنگار توضيح داد چندین خانواده معلول  نيز اسناد و مدارکي دال بر​ ضرب و شتم و اذیت و آزار فرزندانشان  دارند.​ دقايقي بعد از انتشار اين خبر نيز معاون توانبخشی سازمان بهزیستی اعلام کرد آزار معلولان برای بهزیستی ثابت نشده  و چنانچه  اين ماجرا ثابت شود  اين  مرکز که 14 سال از فعاليت اش مي گذرد  تعطيل خواهد شد.​​

اين درحالي است که بايد تاکيد کرد چناچه چنين ​بد رفتاري ​ بي سابقه اي  با معلولاني که در اين مرکز نگهداي مي شوند​ شده باشد اين مرکز بايد تعطيل شده و  مسئولان آن نيز تحت پيگرد قرار ​گيرند.در اين بين سازمان بهزيستي به​عنوان ​قيم افراد کم توان ذهني  بايد اين اتفاق را تا روشن شدن همه زواياي آن پيگيري کند.​اگر اثبات شود چنين  رفتارهاي غير انساني در اين مرکز اتفاق افتاده دست کم بايد اين مرکز تعطيل شود​.در مرحله بعد نيز پس از بررسي اين اتفاق مسئولان بايد راهکاري در نظر بگيرند تا چنين اتفاقاتي ديگر تکرار نشود،​زيرا​ سازمان بهزيستي با نظارت بيشتر بر اين مراکز مي تواند مانع تکرار چنين حوادثي شود.​

بايد ياد آور شد در سال هاي اخير يکي از سيا​ست هاي​ ​ سازمان  بهزيستي بحث واگذاري چنين خدماتي به بخش غير دولتي و خصوصي است​ که چنانچه بدرستي اجرايي شود مي تواند سياست درستي باشد​،زيرا ظرفيت هاي دولتي به اين شکل افزايش پيدا مي کند،اما در اين بين تنها امري که مي تواند ارائه خدمات مناسب دراين مراکز را تضمين کند نظارت دقيق از سوي بهزيستي است​.

 افزون بر اين  دولت نيز بايد ​سرمايه گذاري اجتماعي ​ بيشتري کرده و براي رفع نيازهاي معلولان بودجه مناسب تري اختصاص دهد،زيرا​ ارائه خدمات مطلوب به گروه هاي هدف مستلزم سرمايه گذاري قابل توجه از سوي دولت است​ و در نبود توجه به اين مهم شاهد ​حوادثي مانند ​نبود مراقبت کافي و مناسب از معلولان، آتش سوزي در ​مراکز نگهداري آنها و کاهش کيفيت تغذيه اين افراد خواهيم بود.

  سهيل معيني/مدير عامل انجمن باور

فقط ما خوبیم!

635638645211514808چند روز پیش در مراسم یادبود بانوی فعال محیط زیستی – که در آتش‌سوزی پناهگاهی که خودش برای حمایت از حیوانات ایجاد کرده بود سوخت – به این فکر افتادم که آیا من هم حاضرم مانند او در گمنامی به کشورم خدمت کنم بی‌آن‌که در رسانه‌ها دیده و ستایش شوم؟این روزها متولیان منابع طبیعی، محیط زیست، صنعت و گردشگری با نقدهای بسیاری از درون و بیرون مواجه هستند.نقدهایی که گاه در گعده های خصوصی باقی می ماند و گاهی یادداشت و نقد و تحلیل و نامه های سرگشاده در رسانه ها می شوند.

نیت خوانی کسانی که نقد می کنند آسان نیست، اما به احتمال زیاد همه با نیت «اصلاح وضع موجود» و «کمک به پیشرفت کشور» حرف و قلم می زنیم. اما آیا این تمام حقیقت است؟ آیا گاهی نقد بهانه ای برای دیده شدن، تسویه حساب های شخصی و جناحی و جدل برای دفع و جذب قدرت نیست؟

برخی از ما که اتفاقا سن و سالی هم داریم، تلاش می کنیم با حرف دنیا را تغییر دهیم و از تجربه ارزیابی نشده خود چماقی می سازیم و با عباراتی کلی، مبهم و بسته بندی شده در قابی معقول و منطقی بر سر یکدیگر فرود می آوریم. اما کدام یک از ما در قبال تحقق این مفاهیم در خانه و محله و شهرمان تعهدی مسئولانه داریم؟ تا چه اندازه حاضریم در گمنامی گامی واقعی برداریم؟ چند نفر از ما که در آلودگی هوا و کنترل کیفیت و بیماری های تنفسی سابقه مدیریت و تحقیق و تدریس داریم، با مترو و اتوبوس در شهر تردد می کنیم؟ کدام یک از ما که تجربه مدیر بودن را داریم و زمانی برای عموم مردم نسخه می پیچیدیم، خود از دارویی که تجویز کرده ایم، قطره ای چشیده ایم؟

فاصله میان حرف خوب تا کار خوب زیاد است. کسانی که نقدهای تند می کنند و همه چیز را «رو به نابودی» می خوانند، نگرانی یأس پراکندن و دلسرد کردن جوانان را ندارند؟ نقش خود ما که سال ها امانتدار سلامت و امنیت و فرصت و سرمایه مردم بودیم، در شکل گرفتن اوضاع فعلی که از آن شکایت می کنیم چقدر است؟ آیا حاضریم هزینه تصمیم های خود را که بدون تردید با خطاهایی نیز همراه بوده بپذیریم؟ براستی ما چند اقدام خوب را با هزینه شخصی و در غیاب دوربین های جذاب خبرنگاران و بدون خودرو و بودجه و حمایت دولتی انجام داده ایم؟ چرا باید دیگران قبول کنند که فقط ما خوبیم؟

تشخیص مرز میان نقد و نق و پرخاش و تهمت ساده نیست. به نظرم وظیفه این روزهای هریک از ما که دغدغه سلامت و آسایش و آرامش مردم را داریم این است در هر جایی که هستیم گامی هرچند کوچک برای اصلاح محیط اطرافمان برداریم.

کاش ما هم در کنار حرف های خوب، گام های کوچک اما مفید برداریم. در حد تیمار کردنِ پرندهِ آسیب دیدهِ درماندهِ افتادهِ در کنارِ دیوارِ خانه همسایه!

دکتر اصغر محمدی فاضل/ معاون اسبق سازمان محیط زیست کشور

پروژه‌ای برای حفظ یوز

هومن جوکار

هومن جوکار

شروع به کار پروژه حفاظت از یوزآسیایی به سال80 و زمانی برمی‌گردد که عده‌ای از کارشناسان بین‌المللی و داخلی برای حفظ یوز تلاش خود را آغاز کردند .به این ترتیب تقویت حفاظت از زیستگاه های یوز یکی از محورهای اصلی این پروژه به حساب می آید و بیشتر بار این وظیفه نیز به عهده سازمان حفاظت محیط زیست است.آموزش و آگاه سازی عمومی مردم نیز یکی دیگر از برنامه های این پروژه است ؛ زیرا برخلاف این روزها که بیشتر مردم اطلاعات مناسبی در باره یوزپلنگ دارند و بعد از جام جهانی به اوج خود رسید، اوایل پروژه مردم هیچ اطلاعی از یوز نداشتند ؛ به همین دلیل هرحادثه ای را که از سوی حیات وحش برایشان اتفاق می افتاد به یوز پلنگ نسبت می دادند.

مشارکت دادن مردم در محافظت از یوزپلنگ ها یکی دیگر از محور های اصلی پروژه حفاظت از یوزآسیایی است که از سال 2011 جدی تر شد به این شکل که اکنون به صورت آزمایشی در دو زیستگاه یوز دنبال می شود ؛ زیرا اگر مردم بومی بدانند از این پروژه نفع می برند با آن همراه خواهند شد.علاوه بر این، حفاظت چند ساله از زیستگاه های یوز سرانجام باید محصولی داشته باشد تا مورد استفاده افراد بومی قرار گیرد، به همین دلیل در زیستگاه توران اکنون بحث اکوتوریسم دنبال می شود، البته به شراط رعایت کامل مسائل زیست محیطی. منطقه ای دیگر نیز در یزد است که اگر در آن جمعیت حیات وحش به حدی برسد که امکان بهره برداری از آن وجود داشته باشد، منافع آن در اختیار مردم محلی قرار خواهد گرفت. تحقیقات و پایش نیز یکی دیگر از محورهای پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی است، که اکنون با استفاده از دوربین تله ای و گردنبند های ماهواره ای دنبال می شود. درباره میزان موفقیت این پروژه نیز باید گفت ارزیابی آن مشکل است، زیرا اگر در روزهای اول می شد از تعداد یوزها برآوردی داشت، می شد آمارها را با یکدیگر مقایسه و نتیجه گیری کرد. اما در کل با توجه به کیفیت زیستگاه ها می توان گفت پروژه موفق بوده، زیرا جلوی احداث معدن و جاده را گرفته و زیستگاه ها را نجات داده است. در حقیقت شاید این پروژه درخشان نبوده، اما اگر نبود، ممکن بود یوز منقرض شود.

هومن جوکار

مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

محیط‌ بان دلسوز نمی‌خواهد!

635638645211514808سه سال پیش در چنین روزهایی وقتی امکان این را یافتم که در زندان‌های یاسوج و شیراز با غلامحسین خالدی، اسعد تقی‌زاده و علی جامشی ملاقات کنم و بعد به دیدار خانواده بازماندگان مقتولان درگیری با محیط‌بانان رفتم، تا مدت‌ها گرفتار پرسش‌های رنج‌آوری شده بودم که برخی از آنها بعد از چند سال هنوز بی‌پاسخ است.

بر اساس تشخیص قضات پرونده، آنها در لباس خدمت در درگیری با افرادی که وارد منطقه تحت حفاظت محیط زیست شده اند، مرتکب قتل شده بودند؛ اتهامی که محیط بانان آن را نمی پذیرفتند چون معتقد بودند از خودشان دفاع کرده اند.

جامشی سال گذشته با بزرگواری و گذشت خانواده مقتول مورد عفو قرار گرفت، اما تقی زاده قریب به هفت سال و خالدی پنج سال است که در زندان به سر می برند و هر روز کابوس صدور دستور اجرای حکم اعدام می بینند.

جوانانی که شناسنامه شان می گوید سی و چند ساله اند، اما آنچه من دیدم چهره هایی تکیده و نیم قرنی بود. برای من که مورد طعنه خوشبینی افراطی و سفیدنمایی اطرافیان و همکارانم هستم، این طور غمگینانه سخن گفتن در روزی که متعلق به «محیط بان» شمرده می شود، عادی نیست.

تردیدی ندارم همه ما باید امید، شوق و سرزندگی را به آنها منتقل کنیم لذا امیدوارم هیچ محیط بانی این یادداشت را نبیند. لااقل این روزها نبیند اما با تصویری که از ندامتگاه در ذهن دارم چه کنم؟ و نیز قاب صورت چروک خورده پدر میانسالی که جوان از دست داده بود؟ از خود می پرسم نقش من به عنوان یک معلم یا شهروند علاقه مند محیط زیست در قبال این رنج ها چیست؟ خانواده قربانیان گله مند از این که آیا می ارزید به خاطر حفاظت از یک گونه جانوری، خون انسان ریخته شود؟ محیط بانان هم می پرسند اگر قرار است به ارشاد افراد بسنده کرد و در برابر شکارچی های متخلف که با سلاح پیشرفته برای شکار می آیند با اسپری فلفل مقابله کرد، چرا سلاح به ما می دهند؟

اما فراتر از این، سوالی دیگر است که چرا باید سلاح یک سازمان دولتی را گرفتار چالشی اخلاقی، احساسی، حقوقی و مالی چنین سنگین کند؟ پارادوکس حمل سلاح و عواقب قضایی به کارگیری آن از دلنگرانی های محیط بانان ایران است که گاهی پای آنها را در راه انجام وظیفه سست می کند.

اگر موضوع حمل سلاح برای محیط بانان ضرورتی خدشه ناپذیر است، به همان اندازه باید آموزش آنها هم جدی گرفته شود.

هزینه ای که صرف دادرسی، پرداخت دیه و طی مراحل قانونی دفاع از یک محیط بان می شود، گاهی برای آموزش صدها محیط بان کفایت می کند.

خسارت روحی و معنوی و اجتماعی آن هم که غیرقابل جبران است. محیط بان همانند هر ماموری که سلاح به دست می گیرد پیش از دلسوزی نیازمند توانمندسازی و ارتقای مهارت است.

منظورم فقط نحوه خشاب گذاری، هدفگیری یا تمیز کردن سلاح نیست. آموزش های نوین مبتنی بر رفتارشناسی طرف مقابل، افزایش تمرکز، کنترل خشم، مدیریت هیجانات و اموری از این دست را نباید دست کم گرفت. تا زمانی که به مقوله ای چنین حساس نگاهی علمی نشود، باید تنمان بلرزد از درج خبر کشته و زخمی شدن محیط بان یا شکارچی.

دکتر اصغر محمدی فاضل – عضو هیات علمی دانشگاه محیط زیست

محيط زيست قرباني زورآزمايي مسئولان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فاتحه همکاري بين بخشي براي حفظ محيط زيست کشور را بايد خواند،زيرا در روزگاري که همه به اين باور رسيده اند که براي حفظ محيط زيست کشور بايد تمامي نهادهاي دولتي و غير دولتي دست به دست هم​ دهند خبري از اردبيل منتشر شده که آب پاکي را روي دست آنهايي که ادعاي همکاري بين بخشي براي حفظ محيط زيست را دارند، مي ريزد. آن طور که ايرنا گزارش داده شهرداری اردبیل ساختمان موزه محیط زیست را پلمب کرده​؛ ماجرا از اين قرار است که سه شنبه گذشته​ اداره حفاظت محیط زیست استان اردبیل کارخانه آسفالت شهرداري منطقه 2 اين استان را ​به دلیل آلایندگی ​ هوا و​​ رعایت نکردن استانداردهای زيست محيطي ​تعطيل کرد؛​ مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اردبیل دراين باره​ گفته اين اقدام ​ پس از چند​ بار​​ تذکر و صدور اخطاریه های​ زیست محيطي با دستور مقام قضایی صورت گرفته به همين خاطر ​ از قصد و غرض ​ حرکت انتقامی شهرداری اردبیل ​اطلاعي ندارد.

هرچند شهرداری در توجيه عمل خود ساخت و ساز غیرمجاز در ساختمان موزه طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست اردبيل ​ را  بهانه کرده اما  با توجه به اينکه اين اقدام چند ساعت بعد از تعطيل شدن کارخانه آسفالت سازي از سوي محيط زيست يعني​ ساعت 22 چهارشنبه گذشته اتفاق افتاده، مي توان نتيجه گرفت اين حرکت تلافي جويان بوده چون اگر اقدام شهرداري ارتباطي با تعطيلي کارخانه آسفالت سازي نداشته نبايد شبانه و به يکباره به اين نتيجه مي رسيدند که ساخت و ساز محيط زيست اردبيل غير مجاز بوده است.

بايد تاکيد کرد حل مسائل زيست محيطي بدون همکاري بين بخشي ميسر نمي​شود،اما هنوز بسياري از مسئولان نهاد هاي مختلف در کشور به اين باور نرسيده اند،زيرا نبود هماهنگي مناسب دراين بخش محدود به​همکاري نامناسب بين وزاتخانه هايي مانند نفت، صنعت، معدن و تجارت ، راه و شهرسازي نيرو​ و يا نهادهايي مانند شهرداري با سازمان محيط زيست نيست،چون متولي رسيدگي به مسائل زيست محيطي کشور​ و سازمان جنگل​ها نيزدر اين ميان همکاري مثال زدني اي با يکديگر ندارند. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکل  مديران وزارتخانه ها و ارگان هايي که ادعاي حمايت از محيط زيست را دارند​ بايد فراتر از شعار عمل کرده ومحيط زيست را قرباني اهداف​​ و نشان دادن قدرت خود به ديگر مديران​ نکنند.

 ​ ​ مهدي آييني

بالا