آخرین خبرها
خانه / گفت و گو (برگ 2)

بایگانی دسته بندی ها : گفت و گو

اشتراک به خبردهی
  • نتیجه بی‌احتیاطی است!

    نتیجه بی‌احتیاطی است!

     با فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها ‌درباره هفتمین قربانی آتش سوزی جنگل‌ها دو روز پیش آتش جنگل‌های...

  • علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

    علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

    با فرمانده یگان حفاظت محیط زیست درباره ۳ مرگ در جنگل های سوزان کرمانشاه مختار و ‌یاسین و بلال دیروز ...

  • آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

    آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

    مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی شیلات در گفت‌وگو با ما به ضعف این سازمان در نظارت بر آشفته‌باز...

  • هرکسی بجز عیسی کلانتری!

    هرکسی بجز عیسی کلانتری!

    رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس ‌ از اولویت‌هایش  و لزوم تغییر سکاندار سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید م...

  • ایران بیابان می‌شود

    ایران بیابان می‌شود

    در آستانه روزجهانی مقابله با بیابان‌زایی، با مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان جنگل‌ها‌ بی‌‌پرده گفت‌وگ...

  • جنگل در آسمان می‌سوزد

    جنگل در آسمان می‌سوزد

    ‌گفت‌وگوی صریح‌ با رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره چرایی تامین نشدن بالگرد برای ا...

  • جنگل ملی یا منافع میلی!

    جنگل ملی یا منافع میلی!

    گفت‌وگو با هادی کیادلیری در روز ملی جنگل‌ ۵۷ سال قبل در چنین روزی  و ۱۲ سال بعد از ملی شدن نفت، اعلا...

  • ترمز نجات

    ترمز نجات

    گفت‌وگوی گزارشگران سبز با لوکوموتیورانی که مانع ‌ تصادف قطار با دوالاغ شد تصویر دو الاغ که به ریل را...

  • با پرندگان آشتی کنیم

    با پرندگان آشتی کنیم

    گفت‌وگو با محمد درویش، فعال محیط زیست درباره آشتی با طبیعت و لذت بردن از آن چند روزی است، طبع بهاری ...

  • راز پلنگی در جزیره

    راز پلنگی در جزیره

    درباره پلنگی که به تازگی در جزیره کبودان دیده شده است همین که دوربین‌ها تصویر پلنگ تازه‌وارد به جزیر...

عقبگرد در محیط‌‌ زیست

دکتر محمدی فاضل می گوید بهتر است دولت لقب زیست محیطی را از خود پس بگیرد

اگر بنا داریم که برای نسل‌های آینده، یک سرزمین سالم با امکان معیشت پایدار برجا بگذاریم، باید همین امروز درس‌های آموخته از خطاهای راهبردی گذشته خود را به کار ببندیم. با یافته‌های جدید، دیگر نمی‌توانیم همان دروغ گذشته و تکراری را به فرزندان‌مان تحویل دهیم که: «ما نمی‌دانستیم!» این عبارات را از زبان یک دانشمند ایرانی می‌شنویم که در تهیه گزارش پرسروصدای اخیر سازمان ملل متحد نقش کلیدی داشته است. دکتر اصغر محمدی فاضل که هم‌اکنون عضو هیات رئیسه سازوکار جهانی تنوع زیستی و خدمات‌زیست بومی، مشاور ارشد برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد و بنیانگذار خانه کارآفرینی بین‌المللی است، سابقه همکاری با ده‌ها نهاد علمی و اجرایی جهانی را در کارنامه خود دارد ولی همچنان خود را یک معلم می‌داند. آقای معلم وقتی  بحث به اقدامات زیست‌محیطی‌ترین دولت کشور و شرایط محیط‌زیست کشورمان می‌رسد، تاکید می‌کند   بهتر است دولت لقب زیست‌محیطی‌ترین دولت را از خود پس بگیرد.

گزارش اخیر سازمان ملل درباره شرایط محیط زیست خیلی‌ها را نگران کرده. از نحوه تهیه این گزارش برایمان بگویید.

فرآیند تهیه این گزارش از حدود سه سال پیش شروع شد، اولین اقدام نیز تهیه فهرستی از کارشناسان بود که توانایی لازم را برای تهیه این گزارش داشتند. اطلاعیهای برای مراکز علمی و تحقیقاتی و حتی بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد ارسال و حتی از طریق وزارتخانههای مرتبط نیز اقدام شد. در واقع از همه سازوکارها استفاده شد؛ به این ترتیب از سراسر جهان بیش از ۲۰۰۰ نفر اعلام آمادگی کردند. از بین این افراد نیز ۷۰۰ نفر انتخاب و از بین آنها حدود ۱۵۰ نفر برای تهیه این گزارش به عنوان کارشناسان اصلی انتخاب شدند.

در این گزارش فرآیندهای منحصر به فرد برای مطالعه دانش بومی و محلی اتخاذ شده است. از طرفی این گزارش بیش از ۲۰۰۰ تحلیل را بررسی کرده و پس از انتشار پیشنویس بیش از ۲۰ هزار نظر و پیشنهاد را دریافت کرده است. به نظرم این روند باعث شد که بسیاری از ذینفعان احساس کنند این گزارش با دانستههای آنها تطبیق‌دارد.

 شما چگونه برای این کار انتخاب شدید؟

با توجه به سابقهای که در حوزه تنوع زیستی داشتم انتخاب شدم. در دورهای رئیس رکن علمی و فناوری کنوانسیون تنوع زیستی بودم، علاوه براین با برنامه انسان و کره مسکون در یونسکو و همین طور با UNDPو UNEP نیز همکاری کرده ام به همین خاطر از من دعوت به همکاری شد.

 در تهیه این گزارش چه مسؤولیتی داشتید؟

 در کمیته مدیریت دانش مسؤولیت داشتم و عضو کمیته مدیریت تهیه گزارش نیز بودم.

 به‌جز شما دانشمندان ایرانی دیگری نیز در تهیه این گزارش نقش داشتند؟

سه آقای ایرانی دیگر نیز بودند، آقایی به نام نیامر که این روزها مشغول تحقیق و پژوهش در موزه فرانکفورت است و دکتر کلاهی از دانشگاه فردوسی مشهد و آقای پناهی از دانشگاه علوم و تحقیقات که تلاششان چشمگیر بود.

 چه اطلاعاتی از محیطزیست کشورمان مورد توجه اعضای تدوین این گزارش قرار گرفت؟

بحث مشارکت در ذخیرهگاه‌های زیست کره و بهطور مشخص مدل حفظ ذخیره‌گاه زیست کره میانکاله مورد توجه بود، علاوه بر این بحث مشارکت سازمانهای مردم نهاد در تهیه گزارش‌های محیطزیستی، فعالیت استارت آپهای محیطزیستی و تعداد زیاد شرکت‌ها و موسسات دانش بنیان در حوزه محیطزیست نیز از مواردی بود که برای گروه های تهیه گزارش جالب بود.

 از یک میلیون گونه جانوری که در خطر انقراض قرار دارند و در این گزارش به آن اشاره شده سهم ایران چقدر است؟

اطلاعات مناسبی در این خصوص وجود ندارد، چون مطالعه دقیقی نشده اما از هشت میلیون گونه جانوری جهان حدود یک میلیون‌گونه در خطر انقراض قرار دارد. میتوان گفت این روند در کشورمان نسبت به متوسط جهانی وخیمتر است. اگر بگویم در جهان تقریبا یک هشتم گونههای جهانی در خطر انقراض قرار دارند با توجه به مطالعات پراکندهای که درایران انجام شده و فشاری که روی اکوسیستمهای خشکی و آبی وجود دارد و در کنار سوءمدیریت‌ها و دست اندازیهایی که به طبیعت میشود شرایط در کشورمان را نگران کننده‌تر است. (البته برای این که برداشت سیاسی نشود باید بگویم سوءمدیریت به این دولت و دولتهای گذشته مربوط می‌شود)

 به سوءمدیریت‌ها اشاره کردهاید، به نظرتان در چند سال اخیر شرایط محیطزیست به چه شکل بوده است؟

به‌عنوان کسی که ابتدای دولت آقای روحانی ده‌ها مورد یادداشت و مقاله در تایید استقبال از رویکرد زیست محیطی ایشان نوشتم و برداشتم این بود که در دولتهای ایشان شاهد اتفاق خوبی در حوزه محیطزیست باشیم، اما متاسفانه در کمال تاسف می‌بینیم نه فقط دراین حوزه مدیریت رو به جلویی نداشتیم بلکه در برخی حوزه‌ها کاملا عملکردهای رو به عقب داشتهایم.

 بنابراین نمی‌توان دولت آقای روحانی را زیست محیط‌ی ترین دولت دانست؟

توصیه دوستانه و فنی من به آقای رئیس جمهور این است که حتما ایشان یا یکی از مقامهای مسؤول این عنوان را از دولت پس بگیرند. دولت آقای روحانی با شعارهای جذاب و جدی و اقدامات نمایشی مانند توجه به دریاچه ارومیه شروع به کار کرد اما پس از مدتی همه چیز به باد و دعا برای باران واگذار شد. اخیرا نیز که با سال پرآب مواجه شده و تراز دریاچه به حد قابل قبول رسیده این اتفاق را به عنوان افتخارات خود ثبت می‌کنند.

امروز روز جهانی تنوع زیستی است، اخیرا رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست تصمیم به واگذاری کنوانسیون تنوع زیستی گرفته، نظرتان درباره چنین تصمیم‌هایی چیست؟

به نظرم خودشان باید پاسخ بدهند که چگونه این تصمیم‌ها را می‌گیرند. حداقل به عنوان شخصی که در این حوزه ۳۰ سال تجربه کار دارم، اعتراف می‌کنم بسیاری از گفته‌های ایشان و برخی اعضای تیم دولت را اساسا متوجه نمی‌شوم. این ماجرا را می‌گذارم به پای بی‌سوادی خودم!

 اما واگذاری تنوع زیستی به جهاد کشاورزی با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

بدون تردید تنوع زیستی در حوزه مسؤولیت محیط‌زیست است، اما وقتی این موضوع توسط سازمان متولی به بدترین شکل ممکن مدیریت می‌شود دیگر تفاوتی ندارد به دست چه کسی بیفتد! سازمان محیط‌زیست ضعف مدیریتی دارد و بدون برنامه عمل می‌کند به همین خاطر بعید می‌دانم نقشه و توطئه‌ای پشت این تصمیم باشد. تاکید می‌کنم نسبت به واگذاری مرجعیت تنوع‌زیستی به جهادکشاورزی با توجه به ظرفیت‌های مدیریتی محیط‌زیست به نظرم اوضاع از این که هست بدتر نمی‌شود و امیدوارم جهاد کشاورزی با توجه به ظرفیت‌هایی که دارد در این حوزه قدمی بردارد. ‌

 برگردیم به گزارش سازمان ملل‌ چه آمارهای نگران کننده دیگری دراین گزارش وجود دارد؟

مطالعات مذکور نشان میدهد جمعیت جهان در ۵۰ سال گذشته دو برابر، اقتصاد جهانی چهار برابر و تجارت جهانی بیش از ده برابر شده است، ولی برای رسیدن به این رشد و بهخصوص به نیت تولید غذا و پوشاک و تامین انرژی بیشتر، صدها میلیون هکتار جنگل ناپدید شدهاند، حدود ۶۰درصد تالابهای جهان خشک شده، بیش از ۴۷ درصد از زیست بومهای خشکی نابود شدهاند، زیست توده جانوران وحشی به کمتر از ۲۰درصد رسیده، عرصه‌های قابل کشت ۷۰ درصد کاهش یافته، آلودگی با پلاستیک ده برابر شده، سالانه حدود ۵۰۰ میلیون تن فلزات سنگین و انواع پسابهای سرطانزا وارد منابع آبهای سطحی و زیرزمینی میشود و ۹۷درصد از منابع دریایی و اقیانوس ها تحت فشار بهره‌برداری قرار گرفته‌اند.

نکته نگران‌کننده در این فرآیند این است که میزان تخریب طبیعت به صورت فزاینده ادامه دارد، فضاهای شهری چند برابر شده‌اند و ما به صورت روزمره میزان مصرف و تقاضای خود را افزایش میدهیم در حالیکه مرتبا از منابع تولید غذا و آب و اکسیژن و آرامش انسان‌ها کاسته می‌شود و توسعه شهرها و جادههای مواصلاتی و در پی آن تخریب عرصههای طبیعی خشکی و دریایی، ادامه حیات صدها هزار گونه از حدود هشت میلیون گونه زیستمند روی کره مسکون را تهدید می‌کند.

با این سنگ تمامی که بشر برای تخریب محیطزیست گذاشته بعید نیست تا چند سال آینده بسیاری از کشورها با بحران امنیت رو به رو شوند. این گزارش دراین خصوص چه نکاتی را گوشزد می‌کند؟

در گزارش سازمان ملل هشدار داده شده که انقراض گونه ها در کنار چالش تغییرات اقلیمی مخاطره انگیز و در صورت ادامه وضعیت کنونی و اصلاح نشدن رویکردها و سیاستها در حوزه کشاورزی، مصرف و محیطزیست، امنیت غذایی، سلامت، کیفیت، بنیادهای اقتصادی، توان تامین معیشت خانوادهها و پیرو آن ثبات اجتماعی و حتی ژئوپلتیک بسیاری از کشورهای جهان به خطر خواهد افتاد. به عبارت دیگر در بسیاری از کشورهای جهان در حال حاضر پول مالیاتدهندگان به بهانه توسعه، صرف تخریب محیطزیست و ناامنی کشورها می‌شود.

 مخاطبان اصلی این گزارش چه افرادی هستند؟

گرچه این گزارش می‌تواند در سطوح وسیع علمی و اجرایی مخاطب داشته باشد ولی برای دولت‌ها توصیه‌های بسیار مفیدی دارد که مهمترین آن تاکید برای سوگیری برای یک الگوی توسعه پایدار بر مبنای ظرفیت سرزمینی و رشد اقتصادی منطقی است. در این گزارش پیشنهاد شده کشورها و حتی نهادهای بینالمللی به جای تولید ناخالص داخلی بهعنوان شاخص کلیدی رشد اقتصادی از رویکردهای جامعتری استفاده کنند که به کیفیت زندگی و تاثیر متقابل انسان و کره مسکون توجه دارد. به عبارت دیگر باید مفهوم «کیفیت خوب زندگی» از «مصرف بیشتر» تفکیک شود و رویکردهای مالی و اقتصادی که به تخریب تنوعزیستی منجر می شود باید تغییر کند.

 به نظرتان با شرایط کنونی درجوامعی مثل ما این تغییر شدنی است؟

به نظرم تحول در تصمیم‌گیری تنها زمانی امکانپذیر است که ما ابزارهای سنجش ارزش طبیعت را در تصمیم گیریهای اجتماعی و اقتصادی در همه سطوح توسعه دهیم و با فاصله گرفتن از مفاهیم طبیعتستیزانهای مثل تولید ناخالص داخلی به سمت ارزشیابی منابع زیستی و ارزیابی تنوع زیستی و سنجش میزان تاثیر آن در رفاه ملی باشیم. به عبارت دیگر باید بپذیریم طبیعت برای فروش نیست و همان اندازه که سیستم اقتصادی ما به طبیعت احترام میگذارد، میتواند انتظار دریافت منافع از سازوکارهای زیست بومی هم داشته باشد.

به‌عنوان مثال اگر به حوزه کشاورزی از منظر بهره وری (که به طور معمول با عملکرد در هکتار اندازه گیری میشود) نگاه کنید، تصویر ناقصی از هزینههای واقعی و مزایای مربوط به زنجیره ارزش غذایی کشاورزی و مواد غذایی ارائه میکند. این موضوع فقط محدود به کشورهای درحال توسعه نیست و بررسی تاثیر کمک صدمیلیارد دلاری به بخش کشاورزی در کشورهای OECD در سال ۲۰۱۵ نشان میدهد عملکرد بخش کشاورزی برای محیطزیست زیان آورتر شده است. به عبارت دیگر نظام سرمایهگذاری از طریق تزریق یارانه مستقیم و غیرمستقیم نه تنها مطابق منافع ملی نبوده بلکه تاثیرات منفی منطقهای و جهانی هم به دنبال داشته است.

الگوهای فعلی تولید، پردازش و مصرف، تاثیرات غیر قابل قبولی را بر محیطزیست بهویژه در مورد جوامع صنعتی ایجاد میکنند. بهعنوان مثال، هزینه یک کیلو گوجه فرنگی بدون محاسبه هزینه آسیب زیستمحیطی و حتی آثار مخرب کود و آفتکش محاسبه میشود و در نتیجه من و شما مبلغی که برای تهیه آن پرداخت میکنیم بسیار کمتر از خسارتی است که به سلامت عمومی و منافع ملی وارد می‌شود.

 به‌عنوان یکی از اعضای کلیدی تهیه این گزارش به نظر شما چه باید کرد؟

معتقدم از منظر ملی مهمترین کار در راستای منافع ملی ایران، قطع کمکهای دولت به صنایع مخرب، سوختهای فسیلی، ماهیگیری صنعتی و کشاورزی غرقابی است. بدون تعارف معتقدم ما به جای بهرهبرداری در حال غارت منابع ملی هستیم و در صورتی که این روند را متوقف نکنیم ادامه حیات حدود صد میلیون زن و مرد و کودک ایرانی در چند سال آینده به مخاطره خواهد افتاد. ما چارهای نداریم تا دست از لجبازی در ادامه روشهای مخرب و نخ نمای کشاورزی و بهره برداری از معادن و جنگل تراشی و تالابخواری برداریم و در مقابل، اعتبارات و توان ملی را به سوی بازسازی طبیعت و نوآوری در تولید معطوف کنیم.

اگر بنا داریم برای نسلهای آینده، یک سرزمین سالم با امکان معیشت پایدار بر جا بگذاریم، باید همین امروز درس‌های آموخته از خطاهای راهبردی گذشته خود را به کار ببندیم. با یافتههای جدید، دیگر نمیتوانیم همان دروغ گذشته و تکراری را به فرزندانمان تحویل دهیم که «ما نمی‌دانستیم!»

 به نظرتان کدام وزارتخانه و سازمان‌ها بیشتر به تغییر نیاز دارند؟

گرچه تغییر اساسی فقط به دولت محدود نمیشود و باید همه ارکان نظام به آن اهتمام داشته باشند، ولی بخشهای کشاورزی، صنعت، مسکن و معدن ما با بیل و کلنگ و لودر و دینامیت به جان مملکت افتادهاند و منافع افراد فرصت طلب و سودجو به نحو عجیبی به یکدیگر گره خورده است.

به‌عنوان مثال در حوزه تولید غذا ما هیچ چارهای جز استفاده از دانش سنتی و پایدار کشاورزی و تلفیق آن با دانش روز نداریم و این گره نه به دست نظام مهندسی کشاورزی کلاسیک بلکه فقط به دست جوانان خلاق با روشهای دانش‌بنیان حاصل خواهد شد. به عبارت دیگر ما باید جوانگرایی را در همه ارکان کشور پیاده کنیم وگرنه از کوزه این کابینه با معدل سنی ۶۰ سال همان برون تراود که تا به حال مملکت را به سراشیبی رسانده است.

مهدی آیینی

خاک بر سر خاک

گفت و گو با با مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست درباره همه خسارت‌هایی که سیل به خاک زده است


علی مریدی

خسارت‌های مادی سیل آنقدر بزرگ است،‌ بی‌خانمانی مردم آنقدر دلخراش است و نجات یافتن از محاصره آب آنقدر مهم است که چشم‌مان یک چیز را نمی‌بیند،‌ خاک را. گل و لای پاشیده به شهرها و به گل نشستن خانه‌ها را می‌بینیم، ولی این را که این گل و لای همان خاک آب خورده است را نه. می‌بینیم که سیل بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان به ما خسارت زده، تکرار می‌کنیم که زیرساخت‌های گاز لرستان ۵۰ میلیارد تومان آسیب خورده، واگویه می‌کنیم که‌ای وای خسارت ۱۶۰۰ میلیاردی سیل به کشاورزی گلستان و صدمه ۱۲هزار کیلومتری جاده‌های کشور و برباد رفتن هزار مدرسه ایران، ولی نمی‌گوییم ای وای از این خاک و وای ازحکایتی که بر آن رفته است. ما فقط می‌گوییم زیرساخت و لوله‌های آب و گاز و رشته‌های برق و جاده، ‌فقط می‌گوییم خانه‌های مردم، وسایل زندگی و دار و ندارشان، اما نمی‌گوییم از دانه‌های ریز و ارزشمند خاک که اگر نباشند راه و آب و برق هم به هیچ دردی نمی‌خورد. البته عده‌ای که دلسوزند حساب و کتابی سرانگشتی کرده‌اند، دلار ۱۴ هزارتومانی را ملاک قرار داده‌اند و حداقل را گذاشته‌اند فرسایش ۵۰۰ میلیون تن خاک در سیل اخیر و آن وقت قیمت جهانی خاک را که برای هر تن ۲۸ دلار است درآن ضرب کرده اند و رسیده اند به این که سیل به خاک ایران بیش از هر جای دیگرش خسارت زده، خسارتی بیش از۱۸۰ هزارمیلیارد تومان. ماجرای بی پایان فرسایش خاک درکشورمان داستان کشدار و پرآب چشمی است،‌ ماجرایی که سریع و موذی هر روز اتفاق می‌افتد ولی کمتر کسی است که حتی به خاک زیرپایش نگاه بیندازد و به نابودی این بستر حیات فکر کند. درباره همه این گرفتاری‌ها و به بهانه خسارت‌های خاموش سیل به خاک کشور با علی مریدی، مدیرکل دفتر آب وخاک سازمان حفاظت محیط زیست گفت‌وگو کرده‌ایم، با او که راوی همه غفلت‌ها و بی‌توجهی‌هایی است که درحق خاک روا داشته می‌شود.

 گل و لایی که این روزها از خانه‌های مردم در مناطق سیل‌زده بیرون کشیده می‌شود خاک باارزشی است که از بالادست شسته شده و به شهرها و روستاها رسیده. آیا برآوردی از میزان خسارتی که سیل به خاک وارد آورده دارید؟
اول بگویم که مقوله خاک در کشور ما بسیار مظلوم است و از میان سه المان اصلی حیات شامل آب،‌ هوا و خاک این خاک است که بیش از همه مورد بی‌توجهی قرار گرفته و حتی قانون مربوط به صیانت از آن اخیرا در مجلس تصویب شده که هنوز نیز ابلاغ نشده است. اما در مورد سیل اخیر باید بگویم که در سیلاب‌ها اولین و مهم‌ترین چیزی که خسارت می‌بیند خاک است. گل و لایی که همراه سیلاب می‌بینیم در واقع همان خاک باارزش است که اتفاقا بیشترین خسارت سیل نیز به واسطه وجود همین گل و لای ایجاد می‌شود. این گل و لای، خاکی است که می‌توانستیم در منطقه با آن کشاورزی کنیم و خاکی است که در مراتع می‌توانست بستر چرای دام و احشام باشد ولی چون آن را به‌درستی حفاظت نکرده‌ایم، هم آن را در منطقه از دست داده‌ایم و هم در بیرون از منطقه باعث ایجاد خسارت‌های بزرگ شده است.
به این ترتیب اولین خسارت سیل بحث فرسایش خاک است. وقتی خاک از بین رفت باعث می‌شود امنیت غذایی‌مان دچار مخاطره شود و به مرور با از دست دادن خاک کشاورزی و دامداری کاهش یابد و در نتیجه از نظر اجتماعی،‌ مهاجرت‌ها و کوچ‌های گسترده به علت از بین رفتن کشت به‌ویژه دیم اتفاق بیفتد.
خسارت بعدی سیل به خاک موضوع آلوده شدن آن است که بیشتر در پایین‌دست اتفاق می‌افتد. یکی از موضوعاتی که اکنون درباره آن به‌خصوص در خوزستان و گلستان نگرانی داریم همین آلودگی‌هاست که براثر سیلاب شدید شسته و حمل شده و به مرور در داخل خاک و آب ته‌نشین می‌شود. این آلودگی‌ها شامل کودها، سموم، فاضلاب و آلودگی‌های نفتی است.

 پس در واقع گل و لای جمع شده در پایین‌دست محل تجمع مواد مضر است!
بله، این آلودگی‌ها در گل و لای جمع می‌شود و در آن باقی می‌ماند چون آلودگی‌ها در رسوبات ترسیب می‌شوند. وقتی آب این گل و لای تبخیر شود آلودگی‌هایش به جا می‌ماند و این به جاماندگی می‌تواند در هرجایی بروز کند ازجمله در تالاب‌ها. یکی دیگر از بحث‌های اصلی در مورد سیلاب که تجارب جهانی نیز آن را تایید می‌کند این است که گل و لای ناشی از سیلاب وقتی خشک شود می‌تواند منشا ریزگرد باشد درحالی که نگاه همگانی در کشور این است که به علت بارندگی‌های اخیر جایی مثل خوزستان از شر ریزگردها نجات خواهد یافت.

 پس هشدارهای این روزهای کارشناسان درباره شکل‌گیری منشا جدید ریزگرد در کشور هم درست و هم جدی است.
بله، کاملا. همواره یکی از سرچشمه‌های تولید ریزگرد در کشورما تالاب‌های خشکیده بوده‌اند، پس وقتی رسوبات سیل اخیرنیزخشک شوند چه در تالاب‌ها جمع شده باشند وچه در جاهایی که به صورت غیراصولی دپو شده باشند، می‌توانند منشا جدید تولید ریزگرد در کشور باشند.

 شما گفتید گل و لای حاصل از سیلاب آلوده به مواد مضری همچون کود و سم کشاورزی است. معنی این جمله این است که این رسوبات دیگر قابل استفاده نبوده و این حجم عظیم از خاک شسته شده را باید از دست رفته دانست؟
قابل استفاده بودن یا نبودن این خاک باید تجزیه و تحلیل شود. اگر رسوبی منشا طبیعی داشته باشد برای کشاورزی خیر و برکت است چون حاوی مواد مغذی است و باعث رشد و نمو بهتر گیاهان می‌شود اما اگر آلودگی‌ها غیر از این باشد مثلا آلودگی نفتی یا سموم، این خاک قطعا مضر است.

 معمولا بعد از وقوع سیلاب‌ها در کشور این پایش روی رسوبات انجام می‌شود تا خاک مفید از خاک مضر متمایز شود؟
نه متاسفانه. پایش یکی از بحث‌هایی است که در کشور ما به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای و امکاناتی بسیار مغفول مانده وبحث پایش و بررسی بعد از سیلاب مورد توجه قرار نمی‌گیرد. البته پایش خاک در حالت عادی نیز به صورت منظم و سازمان‌یافته انجام نمی‌شود.

می‌گویند از خاکی که سطح زمین را پوشانده نهایتا۲۰ سانتی‌متر اولش مرغوب و قابل کشت است. آیا این رقم درست است؟
این عدد درجاهای مختلف کمی متفاوت است چون خاصیت، بافت و نفوذپذیری خاک درمناطق مختلف متفاوت است. اما این عدد در ارتفاعات درست است چون در این نقاط خاک خیلی کم است و بیشتر با سنگ و مصالح درشت گونه روبه‌رو هستیم و می‌بینید که این خاک باارزش را هم چطور راحت و ساده از دست می‌دهیم.


 منظورتان از ارتفاعات جنگل‌ها هم هست؟
منظورم جنگل، مرتع و کوهستان است. شک نداریم که یکی از عوامل مهم تولید سیلاب از بین رفتن جنگل‌هاست. چه درگلستان که گرفتار جنگل‌تراشی است و چه زاگرس که دچار انواع بیماری درختان و ضعف در صیانت و در نتیجه تخریب است.

 می‌توانیم بگوییم با سیل اخیر حاصلخیزی جنگل‌ها و مراتع کاهش یافته است؟
به صورت کلی می‌توانیم این را بگوییم ولی این‌که این کاهش با چه درصدی و در کدام نقاط اتفاق افتاده نیاز به مطالعه و پایش دارد. ولی آنچه می‌توان به طور قطع در مورد آن حرف زد این است که حجم زیادی از خاک حاصلخیز کشور که در استان‌های لرستان و کرمانشاه است و منشایی است برای مراتع و کشت و کار از بین رفته و این خاک آمده است در خانه‌های مردم.

 پس می‌توانیم بگوییم بعد از سیل اخیر جنگل‌های زاگرس و هیرکانی و مراتع آن خطه ضعیف‌تر شده و روند تخریبشان تندتر می‌شود؟
احتمالش هست، ولی به طور گسترده ممکن است رخ ندهد. اما در بحث سیل موضوع مهم این است که ریشه درخت‌ها از خاک بیرون می‌زند و به مرور خشک می‌شود. پس از این منظر می‌توانیم بگوییم تخریب مراتع و جنگل‌ها تشدید شود به ویژه این که سیل خاک سطحی، بذرهایی که درون خاک بوده و حتی گرده‌افشانی‌هایی که شده را می‌شوید و با خود می‌برد. البته همه این موضوعات چون تاکنون به طور دقیق و علمی مطالعه نشده درحد بحث وگفت‌های کارشناسی محدود مانده.

 رسوبات جمع شده در پایین‌دست را نمی‌شود دوباره به بالادست یعنی به مراتع و جنگل‌ها منتقل
کرد؟
این کار در مقیاس‌های کوچک و گاه در حد چند هکتار انجام می‌شود، ولی چون در حوزه جنگل و مرتع مقیاس تخریب و فرسایش خاک بالاست و نیازبه تجهیزات و سرمایه‌های مادی زیادی دارد انتقال رسوبات از نظر اقتصادی و اجرایی و مقرون به‌صرفه نیست.

 آمار فرسایش خاک در کشورمان بالاخره چقدر است؟ چون آمارهای ضد و نقیضی در این باره وجود دارد؟
آمار سازمان جنگل‌ها و مراتع می‌گوید ۱۶ تن به ازای هرهکتار یعنی حدود دو میلیارد تن فرسایش در طول سال.


مریم خباز

جنگل‌بانان بیکار نمی‌شوند/ شیطنت شرکت‌های پیمانکار

 فرمانده یگان حفاظت منابع‌طبیعی کشور درگفت‌وگو با گزارشگران سبز


عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت منابع‌طبیعی ‌

چند روزی است که تعدادی از جنگل‌بانان و قرقبانان شمال کشور نگران از دست دادن شغل‌شان هستند، افرادی که وظیفه شان حراست از جنگل‌های هیرکانی است و باید گفت با افزایش دغدغه‌های آنها فرصت بیشتری در اختیار قاچاقچیان چوب قرار می گیرد به همین دلیل نگرانی‌های این افراد باید هرچه زودتر برطرف شود. اخبار ضد و نقیض زیادی درباره شرایط این افراد منتشر شده به همین دلیل با  سرهنگ علی‌عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت منابع‌طبیعی کشور تماس گرفتیم. او تاکید کرد که این افراد قرار نیست بیکار شوند و شیطنت‌های برخی شرکت‌ها سبب نگرانی آنها شده است. در این گفت‌وگو عباس نژاد از‌ بهتر شدن شرایط جنگل‌بانان و قرقبانان با برگزاری مناقصه و عقد قرار داد با شرکت‌های توانمند سخن می‌گوید.

  • خبرهایی در فضای مجازی منتشر شده که از اعتصاب‌ تعدادی از نیروهای حفاظتی جنگل در شمال کشور حکایت دارد ماجرا از چه قرار است؟
  • ماجرای خاصی نیست. این افراد نیروهایی بوده‌اند که قبلا در طرح بهره‌برداری از جنگل فعال بودند، اما با اجرای طرح تنفس جنگل، طرح بهره برداری از جنگل متوقف شد. به این ترتیب‌ سازمان جنگل‌ها برای اینکه این افراد بیکار نشوند‌ تشخیص داد تا از آنها در بخش‌ حفاظت استفاده شود.
  • مدیریت این افراد با سازمان جنگل‌هاست یا پیمانکاران این وظیفه را به عهده دارند؟

شرکت‌های پیمانکار ‌افراد را مدیریت می کنند.

  • مشکل پیش آمده برای این افراد از سوی شماست یا پیمانکار؟

     ماجرا از این قرار است که قرار داد این افراد با شرکت پیمانکار تمام شده و باید قرار‌داد جدیدی بسته  شود. قرار داد جدید نیز به مناقصه نیاز دارد و پرسه کمی طولانی شده‌است. دراین بین متاسفانه  برخی شرکت ها شیطنت کرده‌اند به همین دلیل برخی‌‌ تصور می‌کنند که قرار است بیکار شوند.

این مناقصه چه زمانی برگزار می شود؟

مناقصه بزودی برگزار می شود، باید تاکید کنم سازمان جنگل‌ها برنامه ای برای بیکار کردن این افراد ندارد. مهم این است که شرکت‌های توانمند مدیریت این مهم را در دست بگیرند به همین دلیل ‌ مناقصه برگزار می شود.

اما برخی از این افراد نگران هستند که شرکت جدید با آنها قرارداد نبندد.

در قرار دادی که سازمان با این شرکت‌ها منعقد می‌کند گنجانده می‌شود که شرکت‌ها باید با همین نیروها کار کند البته این در صورتی است که شخص صلاحیت لازم را ‌داشته باشد.‌

  • برخی از جنگل‌بان و قرقبانان نگران هستند که بین سابقه بیمه آنها فاصله بیفتد.

  تا دو ماه در این خصوص مشکلی پیش نمی‌آید و ماهم بزودی مناقصه را برگزار می کنیم. البته تا قرار داد جدید بسته نشود شرکت قبلی باید به وضعیت این افراد رسیدگی کنند.

  • یعنی این افراد اکنون بیکار نیستند؟

 آنها بیکار نیستند متاسفانه برخی در این بین شیطنت کرده اند.

  • با ترک پست این افراد فرصت برای قاچاقچیان چوب مهیا می‌شود دراین باره چه می‌گویید؟
     
    این افرادنباید پست شان را ترک کنند.

  • چه تعداد جنگل‌بان و قرقبان‌ با پیمانکاران همکاری می‌کنند؟

بیش از هزار نفر نیروی حفاظتی داریم، اما شرکتی که با نکاچوب بوده حدود ۴۰۰ نیرو دارد.

  • برای  حقوق عقب افتاده این افراد چه برنامه ای دارید؟‌

در قرار داد‌ جدید به این مهم توجه بیشتری شده و شرایط پرداختی شان قانونمندتر شده است.بازهم اطمینان می‌دهیم که این افراد نباید نگران آینده شغلی شان باشند. ‌

جنگل می‌خواهد زنده بماند

گفت‌وگو با رئیس شورای عالی جنگل که معتقد است سیل‌های اخیر برای پوشش گیاهی کشور مفید بود ه است

کامران پور مقدم
رئیس شورای‌عالی جنگل

یک ایران است و ۱۴ میلیون هکتار جنگل انبوه و نیمه‌انبوه و تنک و ماندابی و دست‌کاشت و یک عالم ماجرا، چه زیر نقاب سیل که مثل این اواخر درختان را از ریشه کند،‌ چه زیر ماسک قاچاق چوب که تا تیغش ببرد می‌برد و چه زیر صورتک آفات و امراض که مثل خوره افتاده است به جان جنگل‌ها. این که بالاخره وسعت واقعی جنگل‌های کشور چقدر است محل بحث است، این که هرسال چه مقدار از جنگل‌ها به شکل‌های مختلف از بین می‌رود نیز محل مناقشه است، ولی همین جنگل‌هایی که برایمان مانده، همین نقطه‌های سبزی که ۸درصد مساحت ایرانند ضروری است که حفظ شود. در مورد عمده‌ترین تهدیداتی که جنگل‌های ایران از هیرکانی تا زاگرس و ارسباران را تهدید می‌کند با کامران پورمقدم، رئیس شورای‌عالی جنگل گفت‌وگو کردیم؛ مسؤولی که می‌گوید برای مهم‌ترین چالش‌های جنگل در سال ۹۸ برنامه وجود دارد.

 شاهدان عینی می‌گویند در مناطق سیل‌زده غرب و جنوب‌غرب کشور همراه سیلاب،‌ درخت‌های بلوط هم وارد شهر و خانه‌های مردم شده. آیا درباره خسارت‌هایی که سیل به جنگل‌های زاگرس وارد کرده پایشی انجام داده‌اید؟

چون هنوز در این مناطق امدادرسانی در جریان است و شرایط برای بازدیدهای ما مهیا نیست چنین پایشی انجام نشده که در زمان مناسب این کار صورت خواهد گرفت، ولی مطمئنا بخشی از پوشش گیاهی به‌واسطه جاری شدن سیل دچار آسیب شده است. البته این سیل با وجود داشتن خسارات مالی سنگین برای جنگل‌های زاگرس بسیار مفید بود.

 از چه نظر؟

از سال‌های گذشته جنگل‌های زاگرس دچار خشکیدگی گسترده شده و گرفتار بیماری زغالی و انواع آفات و امراض نیز هست که عامل اصلی آن خشکسالی و کمبود رطوبت بوده است. بارندگی‌های اخیر اما بسیارکمک کرد تا رطوبت عرصه‌های جنگلی تا حد زیادی تامین شود و برای پوشش گیاهی فرصت رویش مجدد ایجاد شود.

 این بارندگی‌ها می‌تواند ما را به کنترل آفات و امراض جنگل‌های زاگرس نیز امیدوار کند؟

مسلما فرصت خیلی خوبی را مهیا می‌کند. البته مدیریت آفات خودش مراحل و تکنیک‌های خاصی دارد که همواره اجرا می‌شده، اما چون خشکسالی به گسترش این آفات و امراض دامن زده و باعث ضعف درختان و پوشش گیاهی شده می‌توانیم لااقل امسال امیدوار باشیم.

 این در مورد جنگل‌های هیرکانی هم صدق می‌کند؟

بله. پایشی که سال گذشته درجنگل‌های هیرکانی انجام دادیم نشان داد بخش‌هایی ازجنگل‌های شمال نیز به‌شدت دچار خشکیدگی شده است. شاید برای عده‌ای غیرقابل باور باشد که در منطقه پربارش شمال کشور این اتفاق رخ داده، ولی بررسی‌های ما نشان داد در منطقه گیلان و سیاهکل، جنگل‌ها از خشکی بالایی رنج می‌برند و رطوبت به‌شدت در آن منطقه کاهش یافته. خوشبختانه بارندگی‌ها به‌ویژه درشرق جنگل‌های هیرکانی به بالارفتن سطح رطوبت بسیار کمک کرد. هم‌اکنون تقریبا خاک جنگل از رطوبت اشباع شده و فرصت خوبی برای کنترل آفات و امراض
درجنگل‌های هیرکانی به وجود آمده است.

 سال ۹۸ برنامه سازمان جنگل‌ها برای کنترل آفات و امراض جنگل‌ها چیست؟

برنامه‌های ما به دو بخش جنگل‌های هیرکانی و جنگل‌های زاگرس تقسیم می‌شود. جنگل‌های هیرکانی گرفتار آفاتی همچون شب‌پره شمشاد و عسلک است و جنگل‌های زاگرس گرفتار بیماری زغالی و خشکیدگی. از سال گذشته ستاد ویژه‌ای با حضور صاحب‌نظران و کارشناسان زبده تشکیل دادیم و برنامه‌های مدیریتی را برای کنترل این آفات تدوین کردیم. کارهای اجرایی مقدماتی از اواخر سال ۹۷ شروع شد و اصل برنامه امسال اجرا می‌شود که امیدواریم بتوانیم با عملیات بهداشتی و پرورشی و پرداختن به احیای این رویشگاه و نیز تامین قلمه‌های شمشاد و ایجاد نهالستان‌هایی که آلودگی نداشته باشند رویشگاه هیرکانی را نجات دهیم، اما درجنگل‌های زاگرس برنامه جامع مدیریت بوم سازگان جنگلی زاگرس را در انتهای سال ۹۷ تدوین کردیم و راهبردهای اجرایی و عملیات اجرایی به همراه نقشه‌هایی که مناطق را پهنه‌بندی کرده و شدت خشکیدگی را مشخص کرده، تعیین کردیم. ذخیره نزولات جوی برای افزایش سطح رطوبت و برنامه‌های احیایی، بهداشتی و پرورشی و مدیریت چرای دام در زاگرس نیز در دستورکار است. قصد داریم آن بخش از جنگل‌های زاگرس را که هنوز پتانسیل بالایی برای رویش دارد و تاج پوشش آنها ۵۰ درصد است هم به صورت کامل قرق کنیم تا مناطق ذخیره‌گاهی‌مان افزایش یابد.

 خیلی‌ها این روزها می‌گویند سیل گلستان با جنگل‌تراشی در این استان مرتبط است. شما نابودی جنگل‌ها را متهم ردیف چندم وقوع سیلاب‌های اخیر می‌دانید؟

این که جنگل‌تراشی به صورت وسیع اتفاق افتاده  و نقاط وسیعی درگیر شده باشد را نمی‌توانم تایید کنم، اما این که تخریب در جنگل‌ها به صورت پراکنده و به شکل قطع‌های غیرمجاز و دور از چشم ماموران قانون اتفاق می‌افتد مسلما در وقوع سیلاب‌ها بی‌ثاتیر نیست. پوشش گیاهی چه جنگل و چه مرتع درکاهش روان آب‌ها و کنترل فرسایش خاک نقش دارد، اما در سیل گلستان شاید کاهش پوشش گیاهی یا افت عملکرد آن در کنترل سیلاب عامل چندم باشد. بارش‌ها در این استان به حدی بود که رطوبت خاک افزایش یافت و خاک جنگل از رطوبت اشباع شد و توان جذب بارش‌های بیشتر را از دست داد و سبب شکل‌گیری سیلاب شد.

 شما از شش هکتار جنگل‌تراشی به قصد زمین‌خواری در منطقه کانی دینار مریوان مطلع هستید؟

نه، متاسفانه اطلاعی نداریم. احتمالا یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها اطلاعات بیشتری دارد.

 به یگان حفاظت اشاره کردید. این اواخر شنیدیم که نیروهای جنگلبانی و حفاظتی قرار است تعدیل شوند. این موضوع قطعی است؟

این موضوع را کاملا تکذیب می‌کنم و اساسا در سازمان جنگل‌ها با آن مخالفیم. موضوع این است که ما در قالب طرح تنفس جنگل‌های شمال که از مفاد برنامه ششم توسعه است بهره‌برداری چوبی از جنگل‌های شمال را متوقف کرده‌ایم و هرگونه بهره‌برداری ممنوع است. این درحالی است که بخشی از نیروهایی که در طرح‌های بهره‌برداری تحت عنوان قرق‌بان فعال بودند بعد از توقف طرح، کاری نداشتند. البته با حمایت‌های دولت دستمزد این افراد هرچند نامنظم، ولی پرداخت شد و سیاست دولت و سازمان این است که حفاظت از جنگل‌ها همچنان با کمک این افراد ادامه یابد.  بنابراین هیچ‌وقت صحبت از تعدیل، خروج یا اخراج این نیروها نبوده. برنامه ما این است که با تقویت شرکت‌هایی که مجری کارهای حفاظتی درحوزه جنگل هستند بخش‌های زیادی از جنگل‌ها را حفاظت کنیم. نیروهای حفاظتی هم حتما کارشان در قالب شرکت‌های حفاظتی ادامه خواهند یافت.

 طبق گفته‌های شما سیاست سازمان جنگل‌ها دارد به سمت توسعه پیمانکاری پیش می‌رود. این برای جنگل‌ها خطرناک نیست؟
نه، موضوع این نیست. ما براساس قانون از ابتدای سال ۹۹ باید طرح‌های مدیریت پایدار جنگل را جایگزین طرح‌های جنگل‌داری کنیم. دستورالعمل مدیریت پایدار جنگل تدوین شده و کارهای مطالعاتی آن امسال آغاز و تا پایان سال برای اجرا و سپردن به مجریان آماده می‌شود تا جایگزین طرح‌های قبلی مدیریت چوبی جنگل‌ها شود، اما تا آماده شدن این طرح نمی‌توانیم جنگل‌ها را رها کنیم و ناچاریم از نیروهای قرق‌بان و یگان حفاظت در قالب شرکت‌های حفاظتی استفاده کنیم تا این یک‌سال هم بگذرد و به اصل اجرای مدیریت پایدار جنگل برسیم.

 شما در لابه‌لای صحبت‌های خود گفتید که بهره‌برداری چوبی از جنگل‌های شمال متوقف شده، اما در جاده‌های اصلی و فرعی شمال کشور همواره کامیون کامیون پر از چوب درختان می‌بینیم. موضوع چیست؟

ما مجوزی برای بهره‌برداری صادر نمی‌کنیم و این کار ممنوع است. عمدتا این کامیون‌ها چوب‌های حاصل از زراعت چوب یا درختان افتاده جنگلی را برای صنایع چوب حمل می‌کنند.

 ولی بررسی‌های میدانی ما نشان می‌دهد که خرید و فروش چوب‌های جنگلی در جریان است.

 چون بهره‌برداری چوبی از جنگل‌های شمال ممنوع است براساس قانون همه خودروها و وسایل نقلیه حامل چوب باید برگه و مجوز حمل داشته باشند و اگر نداشته باشند توسط پاسگاه‌ها متوقف می‌شوند.

 برخی معتقدند طرح تنفس جنگل باعث کوچ قاچاقچیان چوب به جنگل‌های زاگرس و حتی ارسباران شده. این را تایید می‌کنید؟

قطعا منع بهره‌برداری از جنگل‌های شمال در سال‌های اخیر باعث افزایش قیمت چوب درکشور شده و طبیعتا عاملی تحریک‌کننده برای افراد سودجوست. قاچاق چوب معضلی است که از دیرباز درهمه نقاط جنگلی کشور وجود داشته برای همین نمی‌شود گفت که قاچاق چوب به خاطرطرح تنفس جنگل است. با این حال تایید می‌کنم که قطع‌های غیرمجاز در جنگل‌های زاگرس، در بیشه‌زارها و حاشیه رودخانه‌ها توسط افرادی سودجو انجام شده و می‌شود که البته برخورد با آنها همواره وجود داشته است. یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها موظف شده این گلوگاه‌ها را شناسایی کند. برای همین کانکس‌های حفاظتی را در مناطقی که احتمال می‌دادیم این پدیده رشد دارد، افزایش داده‌ایم و گشت‌های مراقبتی درجنگل‌های زاگرس و ارسباران را بیشتر کرده‌ایم‌. از سوی دیگر سازمان جنگل‌ها طرح توسعه زراعت چوب، تهیه نهال‌ها و قلمه‌ها را هم در دستور کار دارد تا با تامین بخشی از نیاز چوبی کشور انگیزه‌ها برای قاچاق چوب به حداقل برسد.

 گردش مالی قاچاق چوب در کشور ما حول و حوش چه عددی می‌چرخد؟

من آماری ندارم، چون قاچاق پدیده‌ای مخفی است و قابل محاسبه نیست.

 می‌توانیم تخمین بزنیم سالانه قاچاقچیان چند هکتار جنگل را می‌بلعند؟

اگر قاچاق چوب اتفاق می‌افتد به صورت متمرکز نیست، بلکه جسته گریخته اتفاق می‌افتد و نمی‌شود گفت فلان عرصه یکدفعه پاک تراشی می‌شود. قاچاق چوب عموما در دل جنگل یا دور از انظار اتفاق می‌افتد و برآورد کردن آن کار سختی است. 


مریم خباز

چهارچشمی مراقب طبیعت

فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط‌زیست از اقدامات نوروزی محیط‌بانان می‌گوید

طبیعت‌دوستی فقط این نیست که ته‌مانده بشقاب‌مان را بریزیم برای پرنده‌ها یا اگر سگ و گربه‌ای بی‌خانمان دیدیم دل‌مان ریش شود و لقمه نانی برایش بگذاریم. یک طبیعت‌دوست در کشوری مثل ما باید ششدانگ باشد در کشوری که وسعت مناطق حفاظت‌شده و پناهگاه‌های حیات‌وحش‌اش روی هم می‌شود ۱۷ میلیون هکتار و برای حفاظت از این پهنه وسیع فقط ۳۰۰۰ محیط‌بان دارد. سرهنگ جمشید محبت‌خانی، فرمانده یگان حفاظت محیط‌زیست برای نوروز۹۸ روی مردم طبیعت‌دوست حسابی ویژه بازکرده به‌خصوص درمورد حریق‌ها و شکارها. درسال جدیدی که در راه است ارتباط مردم با یگان حفاظت محیط‌زیست استان‌ها نیز آسان‌تر از همیشه شده، پس اگر تخلفی دیدید به شماره ۱۵۴۰ زنگ بزنید، جایی که همکاران سرهنگ محبت‌خانی گوش به زنگ نشسته‌اند.

پارسال نزدیکی‌های سال نو در گفت‌وگو با جام‌جم اعلام کردید که قرار است در سال ۹۷ سامانه تلفنی ۱۵۴۰ از بازرسی سازمان حفاظت محیط‌زیست جدا شده و در اختیار یگان حفاظت قرار بگیرد. حسن این اتفاق این است که رسیدگی به تخلفات محیط‌زیستی و حاضر شدن سر صحنه جرم سرعت می‌گیرد. آیا آن جدایی و این پیوند اتفاق افتاد؟

ما موافقت این انتقال را از سازمان حفاظت محیط‌زیست گرفته‌ایم، اما بناست زیرساخت‌های انتقال این سامانه بیشتر مهیا شود. البته در ۱۵ استان این اتفاق رخ داده و سامانه گزارشات و شکایات مردمی۱۵۴۰ در یگان حفاظت مستقر شده، ولی در بقیه استان‌ها از جمله تهران این کارصورت نگرفته و در دست اقدام است.

مشکل کجاست؟

همان‌طور که در ساختار نیروی انتظامی شماره ۱۱۰ برای اعلام فوریت‌ها و شماره ۱۹۷ برای رسیدگی به گزارشات و شکایات مردمی نسبت به عملکرد پلیس وجود دارد در یگان حفاظت محیط‌زیست هم لازم است چنین سیستمی اجرا شود. در برخی استان‌ها این تفکیک صورت گرفت و یک خط داخلی راه افتاد که هر دو کار از طریق آن انجام می‌شود، ولی در برخی استان‌ها هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت را ایجاد کنیم که امیدوارم تا سه ماه آینده این کار نیز نهایی شود.

به این ترتیب اگر در نوروز ۹۸ مردم شاهد تخلفات زیست‌محیطی بودند، می‌توانند با سامانه۱۵۴۰ تماس بگیرند و یگان حفاظت را مستقیما در جریان قرار دهند؟

بله، این امکان در نیمی از استان‌ها مهیاست.

این ۱۵ استان آیا جزو مناطقی هستند که طبیعتی شکننده دارند یا چشم طعم متخلفان بیشتر به آنهاست؟

بله، هدف ما بیشتر همین استان‌ها بوده که بیشترین چالش را دارند و در ایام نوروز بیشترین مسافر را میزبانی می‌کنند.

راه‌اندازی شماره تلفن سه رقمی برای اعلام گزارشات مردمی به کجا رسید؟

ما این کار را هم دنبال کردیم، ولی درنهایت آنچه اجرا شد انتقال سامانه تلفنی۱۵۴۰ به یگان حفاظت محیط‌زیست بود. این سامانه این قابلیت را دارد که اگر کسی با آن تماس بگیرد اپراتور سؤال می‌کند در کدام حوزه قرار است طرح موضوع شود؛ یعنی درحوزه بازرسی یا یگان حفاظت. اگر کسی با یگان کار داشته باشد کلید دو را فشار می‌دهد و ارتباط با یگان حفاظت محیط‌زیست استان برقرار می‌شود. به این ترتیب گرچه هدف ما برای راه‌اندازی شماره تلفن سه رقمی محقق نشد، ولی سامانه۱۵۴۰ ما را به هدفمان که دریافت گزارشات مردمی و فوریت هاست می‌رساند.

با این حال بخش عمده‌ای از مردم سامانه ۱۵۴۰ را نمی‌شناسند و هنوز نمی‌دانند برای برقراری ارتباط با یگان‌های حفاظت محیط‌زیست استان‌ها باید چه کار کنند. برای معرفی این سامانه به مردم چه برنامه‌ای دارید؟

در همه صحبت‌های ما در رسانه‌ها و همچنین در بروشورهایی که با عنوان آموزش همگانی به مردم می‌دهیم و نیز روی پلاستیک‌های زباله تجدیدپذیری که میان مردم به‌ویژه در نوروز توزیع می‌کنیم و بنرهایی که درمناطق چهارگانه نصب می‌کنیم، سعی کرده‌ایم سامانه ۱۵۴۰ را معرفی کنیم، ولی با این حال قبول دارم مردم هنوز این سامانه را به‌خوبی نمی‌شناسند و لازم است بیشتر تبلیغ و اطلاع‌رسانی کنیم.

مردم چه جور تخلفاتی را می‌توانند از طریق این سامانه به گوش یگان حفاظت برسانند؟

در مناطق چهارگانه و تحت حفاظت سازمان محیط‌زیست در همه حوزه‌های تخلف از جمله ساخت و ساز، قطع درختان، ایجاد آتش‌سوزی یا در بحث حیات‌وحش اگر آزار، کشتار یا شکاری روی دهد مردم می‌توانند یگان حفاظت را در جریان بگذارند. من ازهمه مردم خواهش می‌کنم اگر چنین مواردی را دیدند بلافاصله گزارش بدهند.

آماده‌باش نوروزی محیط‌بان‌ها از کی شروع می‌شود؟

از ۲۸ اسفند شروع می‌شود و تا ۱۷ فروردین ۹۸ ادامه دارد.

چند نفر آماده‌باش خواهند بود؟

۵۰ درصد نیروها در هفته اول و ۵۰ درصد بقیه در هفته دوم تعطیلات، یعنی نیمی از ۳۰۰۰ محیط‌بان کشور که به صورت شیفتی و شبانه‌روزی آماده خدمت هستند.

  شما همیشه از کمبود نیروهای محیط‌بانی گفته‌اید، اما همواره تاکید کرده‌اید این کمبود را با ابزارهای نوین جبران خواهید کرد. آیا این ابزارها در نوروز ۹۸ به کار گرفته می‌شود؟

ردیف مستقل بودجه برای یگان حفاظت همیشه صفر بود و وجود نداشت، اما برای سال ۹۸ ردیف بودجه ۳۵ میلیارد تومانی پیش‌بینی کرده‌اند که اتفاق تازه‌ای است. قصد داریم از این مبلغ اگر تخصیص پیدا کند بخشی را به خرید تجهیزات نوین اختصاص دهیم. قطعا رویکرد ما در سال ۹۸ خرید، آموزش و استفاده از این ابزارهاست.

خرید چه ابزارهایی مدنظرتان است؟

هم‌اکنون وضع به گونه‌ای است که برای انجام سرشماری حیات‌وحش که جزو وظایف اصلی محیط‌بان‌هاست چند نفر شبانه‌روز جمع می‌شوند و سرشماری می‌کنند که حتما خطای انسانی هم دارد. برای رفع این نقص برنامه خرید کوادکوپترهای تجهیز شده را داریم که بتوانیم بدون هیچ خطایی با یک اپراتور سرشماری را انجام دهیم به جای این که در یک منطقه۵۰ نفر مشغول این کار شوند. موضوعاتی مثل مقابله با خودروها و متخلفانی که وارد مناطق چهارگانه می‌شوند نیز در دستورکار است که با استفاده از کوادکوپترها می‌شود چهره افراد و پلاک خودروی آنها را شناسایی کرد و به این مدارک در محاکم نیز استناد کرد. موضوع بعدی دوربین‌های مداربسته است که حساس به حریق باشد، خرید این دوربین‌ها را برای سال ۹۸ در دستورکار داریم. همچنین خرید بی‌سیم که هنوز متاسفانه ارتباط بی‌سیمی میان ما و کارکنانمان در مناطق وجود ندارد. سعی داریم برای سال ۹۸ از سازمان مرکزی از طریق بی‌سیم با محیط‌بان‌ها تماس برقرار کنیم. این موضوع مهم است، چرا که در بسیاری از مناطق حتی ارتباط تلفنی هم میسر نیست، چون محیط‌بان‌ها در نقاطی قرار گرفته‌اند که تلفن‌همراه آنتن نمی‌دهد. ما برنامه این اقدامات را نوشته‌ایم و اگر بودجه یگان حفاظت در سال جدید محقق شود این برنامه‌ها را عملیاتی خواهیم کرد.

عید سال گذشته قرار بود شماره تلفن همراه فرمانده یگان‌های حفاظت محیط‌زیست در اختیار مردم قرار بگیرد تا تخلفات احتمالی در اسرع وقت گزارش شود. این کار انجام شد و چه بازخوردی داشت؟

بله، تلفن‌ها برای تماس‌های مردمی اعلام شد، اما نمی‌دانم نتیجه کار چه شد و آماری ندارم.

این کار نوروز امسال هم تکرار خواهد شد؟

قطعا.

شما هم شماره شخصی‌تان را در اختیار مردم می‌گذارید؟

همه کسانی که شماره من را دارند تماس می‌گیرند و گزارش می‌دهند. بعضی وقت‌ها مردم در حفظ طبیعت از ما جلوتر هستند و بعضی‌ها آنقدر دلسوزانه پیگیری می‌کنند که ما شرمنده‌شان می‌شویم. خیلی از کشفیات یگان حفاظت با کمک مردم اتفاق می‌افتد و به جرات می‌گویم۵۰ درصد تخلفاتی که ما با آنها برخورد می‌کنیم ناشی ازهمکاری مردم با یگان حفاظت است که بدون هیچ چشمداشتی و فقط با هدف حفاظت از محیط‌زیست با ما تماس می‌گیرند.

با این حال بخشی از مردم ما در زمره متخلفان هستند. در نوروز سال گذشته مهم‌ترین تخلف‌ها و تعرض‌ها به محیط‌زیست چه بود؟

متاسفانه دستگیری‌های ما نشان می‌داد همچنان تعرض به حیات‌وحش اصلی‌ترین چالش درمناطق چهارگانه تحت حفاظت محیط‌زیست است. هنوز شکارچیان متخلف داریم به طوری که سال ۹۷ نسبت به سال۹۶ آمار پرونده‌های تشکیل شده در این حوزه ۷ درصد افزایش یافت. بعد از بحث شکار، حریق دومین موضوعی بود که مناطق تحت حفاظت را آزار داد، بنابراین از مردم می‌خواهم اگر کسی آتشی روشن کرد و آن را خاموش نکرد هرکسی که این صحنه را دید برای خاموش کردن آتش اقدام کند و اگر خودشان آتشی در طبیعت روشن کردند قبل از ترک محل از خاموش بودن کامل آن مطمئن شوند. با این اقدام ساده جلوی بسیاری از آتش‌سوزی‌های گسترده گرفته می‌شود.

مریم خباز

۲۶قرق اختصاصی شکار‌ در راه است

معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست از افزایش قرق‌های اختصاصی شکار خبر می دهد

از مرداد سال گذشته که در صدر معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است، بارها در مصاحبه‌های مختلف اعلام کرده که با شکار مخالف نیست. حمید ظهرابی البته این را هم گفته است که باید سود حاصل از شکار صرف حفاظت از تنوع زیستی شود و به نحوی به جوامع محلی برسد، اما بازهم اتخاذ چنین مواضعی از متولی اصلی حفاظت از حیات وحش کشور سبب اعتراض بسیاری از فعالان محیط زیست شده است.این اعتراضات دلیلی می‌شود برای این که با ظهرابی تماس بگیریم و از او بخواهیم که توضیح دهد فروش پروانه‌های شکار در مناطق حفاظت‌شده و قرق‌های اختصاصی در زمان مدیریت او، دقیقا چه کمکی به حیات وحش و جوامع محلی کرده است و راز کسب درآمدهای میلیاردی مدیران قرق‌های اختصاصی از عرصه‌های طبیعی تحت اختیارشان چیست؟ این مصاحبه همچنین بهانه‌ای می‌شود تا از معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست درباره علت موافقت این سازمان با ایجاد سایت گردشگری در جزیره بکر «آشوراده» نیز سؤال کنیم.

هرچند ظهرابی در پاسخ به بیشتر سؤالات ما از عملکرد مجموعه خود دفاع می‌کند، اما بازهم ترجیح می‌دهد که بخشی از پرسش‌ها را بدون جواب بگذارد. او همچنین در حالی که اکنون فقط ۵ قرق اختصاصی در سطح کشور فعال است، از احتمال تعیین ۲۶ محدوده جدید به عنوان قرق اختصاصی در آینده‌ای نزدیک خبر میی دهد.

 

قرق‌های اختصاصی در همین مراحل اولیه شکل‌گیری خود با انتقادات بسیاری از سوی فعالان محیط زیست مواجه شده‌اند. شما چه پاسخی به این انتقادات می‌دهید و به نظر شما، فعالیت این قرق‌ها چه نتیجه مثبتی برای حیات وحش و جوامع محلی داشته است؟

در پاسخ به این سؤال برای شما از قرق منصورآباد رفسنجان مثال می‌زنم. یکی از اتفاق‌های خوبی که در این قرق افتاده، مشارکت مردم در حفاظت از حیات وحش در این منطقه است. به این صورت که در قرق منصورآباد، بیش از ۱۸۰ شکارچی که می‌توانستند به صورت بالقوه یک عامل تهدید برای حیات وحش منطقه محسوب شوند، امروز نه تنها دیگر دست از شکار در این زیستگاه کشیده‌اند، بلکه تشکلی مردمی تاسیس کرده و برای حفظ حیات وحش در کنار یکدیگر تلاش می‌کنند.

اما مدیران این قرق با نظارت شما تعدادی پروانه شکار هم فروخته‌اند.

فقط ۹ پروانه، که از این تعداد، ۶ پروانه سهم شکارچیان بومی منطقه بوده و یک پروانه به شکارچی داخلی غیربومی و دو پروانه هم به شکارچیان خارجی واگذار شده است.

از این تعداد پروانه فروخته شده، قرق‌داران منصورآباد چقدر درآمد کسب کرده‌اند؟

ببینید، پروانه‌هایی که به شکارچیان بومی داده می‌شود، قیمت خیلی پایینی دارند و هدف از صدور آن، فقط این است که شکارچی بومی انگیزه کنار گذاشتن شکار غیرمجاز را پیدا کند. اما آنچه که باعث درآمدزایی برای مدیران این قرق شده، پروانه‌هایی است که به دو شکارچی خارجی و یک شکارچی داخلی فروخته شده است. البته در کنار این درآمد، مدیران قرق منصورآباد باید هزینه‌هایی مثل حقوق ۸ قرق‌بان و یک کارشناس، نگهداری از چند خودرو و موتورسیکلت و خرید بنزین و دیگر تجهیزات را بپردازند و اگر منصفانه حساب کنیم، می‌بینیم که میزان هزینه‌ها با مقدار درآمد کسب‌شده تقریبا مساوی است.

با این حال، برخی کارشناسان معتقدند که قرق‌داران، سالانه چند میلیارد تومان از مدیریت این زیستگاه‌ها به دست می‌آورند.

این صحبت‌ها، هیاهوی رسانه‌ای برخی افراد است که می‌خواهند فعالیتی را که می‌تواند برای آینده حیات وحش کشور موثر باشد، زیر سوال ببرند. در حالی که قرق‌داران از عرصه‌هایی حفاظت می‌کنند که سازمان محیط زیست به خاطر کمبود نیرو و امکانات، نمی‌تواند به نحو مطلوب به آن رسیدگی کند. ضمن این که بر اساس آمارهای ما، تلاش‌های مدیران قرق‌های اختصاصی باعث افزایش جعمیت حیات وحش در آن عرصه‌ها شده است.

اما بعضی از کارشناسان می‌گویند چون این قرق‌ها نزدیک مناطق حفاظت‌شده محیط زیست قرار دارد، قرق‌داران با ناامن کردن این مناطق برای حیات وحش، حیوانات را به داخل محدوده قرق‌ها فراری می‌دهند. بنابراین به گفته آن کارشناسان، افزایش جمعیت حیات وحش در قرق‌های اختصاصی به خاطر زاد و ولد چارپایان نیست، بلکه ناشی از کوچانده شدن آنهاست.

مگر ماموران ما در مناطق حفاظت‌شده به کسی اجازه می‌دهند که وارد این مناطق شوند و آن را برای حیات وحش ناامن کنند.  این حرف‌ها به نوعی زیر سوال بردن تلاش‌های نیروهای محیط‌بانی است که در مناطق حفاظت‌شده خدمت می‌کنند.

از سویی دیگر، بر اساس آمارهای ما که قبلا آن را در مصاحبه‌های دیگری بیان کرده‌ام، در همه مناطق حفاظت‌شده نزیک به قرق‌های اختصاصی، جمعیت حیات وحش هم در این مناطق و هم در قرق‌های اختصاصی، افزایش پیدا کرده است. بنابراین اصلا این امکان وجود ندارد که حیات وحش از مناطق حفاظت‌شده به این قرق‌ها کوچ کرده باشد. از این رو، اگر مجموع صحبت‌ها را کنار هم بگذاریم، می‌بینیم مخالفت‌ها با قرق‌های اختصاصی بیشتر بهانه‌جویی است تا نقدهای منصفانه.

این‌طور که به نظر می‌رسد، شما از عملکرد قرق‌داران کاملا راضی هستید. بر این اساس آیا برنامه‌ای برای افزایش تعداد قرق‌های اختصاصی دارید و گروه‌های جدیدی در این زمینه از شما درخواست داشته‌اند؟

بله، درخواست‌های زیادی برای تاسیس قرق‌های اختصاصی ارائه شده است و این رویکرد ما در حفاظت، که همزمان منافع حیات‌وحش و جوامع محلی را تامین می‌کند، مورد استقبال قرار گرفته. از طرفی، پس از توافق با مسئولان سازمان جنگل‌ها و مراتع، در سراسر کشور ۲۶ محدوده برای راه‌اندازی قرق‌های جدید در نظر گرفته شده که در صورت تصویب در شورای عالی حفاظت محیط زیست به قرق‌های کنونی افزوده خواهند شد.

البته در این زمینه رویکرد ما از صدور مجوز قرق به نام افراد، به ثبت محدوده به عنوان قرق اختصاصی و واگذاری تصدی آن از طریق اطلاع‌رسانی عمومی برای مدت محدود به متقاضیان تغییر خواهد کرد. در فرآیند جدید، محدوده‌ها ابتدا در شورای عالی حفاظت محیط زیست به ثبت می‌رسند و سپس با بررسی درخواست متقاضیان، تصدی‌گری قرق با اولویت جوامع محلی و دارندگان حقوق و سامانه‌های عرفی چرای دام، برای مدت ۵ سال به آنها ارائه خواهد شد.

خارج از بحث قرق‌های اختصاصی، مساله ابهام‌آمیز دیگری که در حوزه کاری شما وجود دارد، ماجرای ایجاد سایت گردشگری در جزیره «آشوراده» است. در این زمینه اخیرا مدیرکل محیط زیست استان گلستان، گفته است که «مطالعات ارزیابی زیست‌محیطی برای سایت پشتیبانی این طرح انجام نشده». با توجه به این صحبت، این نگرانی ایجاد می‌شود که آیا برای خود این طرح ارزیابی‌هایی زیست‌محیطی انجام شده است؟

ببینید، سایت پشتیبان که آقای مدیرکل گفته‌اند، اصلا داخل جزیره نیست. دست‌اندرکاران این طرح می‌خواستند اقداماتی مانند ساخت مجموعه‌های اقامتی بزرگ را در این جزیره انجام دهند که سازمان محیط زیست با توجه به ارزیابی‌های زیست‌محیطی این اجازه را نداد. به همین دلیل این افراد تصمیم گرفتند که این پروژه‌ها را در بیرون از جزیره و در شهر بندر ترکمن انجام دهند. به همین جهت، ایجاد سایت پشتیبان طرح گردشگری جزیره آشوراده، دیگر از حوزه معاونت محیط طبیعی سازمان محیط زیست خارج شده است.

اما داخل خود جزیره چطور؟ فعالان محیط زیست هنوز این نگرانی را دارند جزیره آشوراده که بخشی از پناهگاه حیات وحش میانکاله محسوب می‌شود، به تفرجگاهی در معرض آسیب تبدیل شود.

اصلا قرار نیست این اتفاق بیفتد. برای این منظور مطالعات مدیریت منطقه، متکی بر ارزیابی توان اکولوژیک آن انجام شده است. بر اساس این مطالعات، ظرفیت برد حیات وحش جزیره محاسبه شده و بر اساس دستورالعمل‌ها، بناست که فقط به تعداد معدودی بازدیدکننده اجازه داده شود که وارد محدوده سایت گردشگری جزیره شوند.

اما درآمد این طرح که سال‌هاست اصرار بر اجرای آن وجود دارد، به کدام نهاد دولتی یا غیردولتی خواهد رسید؟

متولی اصلی این طرح، سازمان همیاری شهرداری‌های استان گلستان است که قرار است با همکاری استانداری آن را اجرا کند. البته این نهادها، بنگاه‌های اقتصادی نیستند که از انجام این کار دنبال منافع مادی خود باشند، بلکه هدفشان فقط خدمت‌رسانی به مردم است.

 

محمد حسین خودکار

بازی با آب سد‌ها

وزارت نیرو می‌خواهد طرح توسعه گردشگری در مخزن سدها را اجرایی کند

 اخذ سیاست ممنوعیت ورود عموم به حریم سدها و نصب تابلوهای هشداردهنده «ورود ممنوع» و«شنا اکیدا ممنوع» نتوانست وقوع حوادث در مخزن این سازه‌های آبی را کاهش دهد. هرساله چند ده نفر در مخزن سدها به‌دلیل نبود توجه به این تابلوها جان خود را از دست می‌دهند. این گروه به دلیل نبود ایمنی و امکانات کافی دچار حادثه می‌شوند، اما حالا وزارت نیرو به عنوان متولی مدیریت سدهای کشور تصمیم گرفته است تا در سدهای کشور را به روی همگان باز کند. این وزارتخانه تصمیم دارد تا گردشگری مخزن سدها را در ایران توسعه دهد. شاید این سیاست به دلیل تامین شرایط ایمنی بیشتر، بتواند تلفات ناشی از ورود غیرمجاز به مخزن سدها را هم کاهش دهد. برنامه توسعه گردشگری در مخزن سدها هنوز در ابتدای راه است و قرارداد اجرایی برای آن بسته نشده است. مجید سیاری، معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی شرکت مدیریت منابع آب ایران به عنوان مسؤول مستقیم اجرای این برنامه در گفت‌وگو با «جام‌جم» به تشریح سیاست‌های وزارت نیرو در این رابطه پرداخت.

هدف شما از اجرای طرح گردشگری در سدهای کشور چیست؟

سدها چشمانداز مناسبی را ایجاد میکنند که در بسیاری از موارد منافع حاصل از این چشماندازها به بیتالمال برنمیگردد و ممکن است افراد سودجو و دلال اجازه ندهند مردم محلی سود ببرند. در تمام پروژههای وزارت نیرو هدف و تلاشمان این است که جوامع محلی در وهله اول از مزایای آن پروژه منتفع شوند؛ زیرا هر سازهای که در طبیعت میسازیم یکسری آثار مثبت و منفی دارد. مردمی که آثار منفی این سازه را متحمل میشوند؛ در وهله اول جامعه محلی هستند، زیرا باید از محل استقرار خود جابهجا شوند. یک سد منافعی نظیر ایجاد چشمانداز، امکان پرورش ماهی، تولید برق و… هم دارد. در دیگر نقاط جهان از این قضیه خیلی خوب استفاده میکنند. با ایجاد یک سد یک امکان جدید گردشگری برای مردم ایجاد میشود. ممکن است یک سد در مناطق توسعهنیافته ایجاد شده باشد و همین سازه، امکان جدید برای گردشگری به حساب آید. از سوی دیگر اگر مردم به سدها وارد شوند و این سازهها را ببینند، میتوانند بفهمند آب چطور تامین و تولید میشود و این مساله افزایش آگاهیهای عمومی را در پی دارد. توسعه گردشگری سدها از نظر درآمدزایی هم میتواند مفید باشد و نمونههای متعددی در دنیا وجود دارد. اگر جستوجوی کوچکی در این رابطه انجام دهید، میبینید که خیلی پروژههای آبی در دیگر کشورهای جهان ورودیهای بالا دارند. روی سدها نوشتهایم که «ورود اکیدا ممنوع»، اعتقاد دارم و به اعضای کارگروه گردشگری سدها اعلام کردم که باید روی سدها تابلو بزنیم «ورود اکیدا آزاد»، تا مردم از این سازهها بازدید کنند.

در صحبتهای خود اشاره کردید بخش خصوصی از سدها سوءاستفاده میکند. بیشتر توضیح میدهید.

ما سد طالقان را ساختیم. زمینهای اطراف سد ارزش اقتصادی چندانی نداشت. عدهای این زمینها را خریدند و ویلاسازی کردند و قیمت زمین چند برابر شد. این ارزش افزوده زمین از دریاچهای آمد که ما با پول بیتالمال ساخته بودیم. این منافع باید به چه کسی باز گردد؟ باید به بیتالمال برگردد.

چطور میتوان منافع ناشی از ایجاد یک سد را به بیتالمال بازگرداند؟ همه زمینهای اطراف مخازن سدها را که نمیتوانید بخرید؟

ما نمیتوانیم بخریم، اما میتوانیم هماهنگی کرده و کاربریهای مشخصی برای این زمینها تعریف کنیم. قبلا این زمینها کاربری مسکونی نداشته است، حالا چرا اجازه تغییر کاربری داده شد؟ این مساله از دست وزارت نیرو خارج است. مسائل خاص خودش را دارد. اما میشود به سیاستگذار بحثهایی را مطرح کرد و تغییراتی در آن ایجاد کرد. در یکی از پروژههای خراسان شمالی، با توجه به تجربهای که داشتیم آب منطقهای در بحث گردشگری مشارکت کرد. بحث اصلی ما گردشگری در محدوده اراضی و تاسیسات منابع آبی است که در اختیار وزارت نیرو است. برای تحقق این هدف سدها را تقسیمبندی کردیم. در سدهای آب شرب با توجه به شرایطی که از لحاظ آلودگی ناخواسته و مخاطرات ناشی از پدافند غیرعامل دارد، بررسی کردیم که آیا میتوانیم به هر کسی اجازه ورود بدهیم؟ پس از تقسیمبندی سدها با هماهنگی دفاتر تخصصی که متولی اینکار هستند، فعالیتهایی که میشود کنار سدها انجام داد را احصا کردیم. مثلا در یک سد فقط میتوان تور علمی برد یا پیادهروی کرد یا اینکه آلاچیقی برای اقامت غیرشبانه ایجاد کرد. شاید هم ورزشهای آبی و غیرآبی انجام داد. با استخراج این فعالیتها توانستیم بگوییم چه فعالیتی متناسب با چه نوع بهرهبرداری است. البته اصل و اساس برنامهریزی ما این است که هدف اصلی سد که تامین آب است، تحت تاثیر گردشگری قرار نگیرد.برای این منظور کمیتهای متشکل از قسمتهای مختلف شامل دفاتر حراست فیزیکی، کیفی، مهندسی رودخانه، حقوقی، خصوصیسازی و… را درگیر کردیم تا دستورالعمل گردشگری برای سدها نوشته شود. البته ما متولی گردشگری نیستیم و سازمان میراث فرهنگی متولی این فعالیت است.

سازمان میراث فرهنگی در کارگروه شما حضور دارد؟

طی یک تفاهمنامه با سازمان میراث فرهنگی، هماهنگی لازم در این رابطه انجام شد. براساس این تفاهمنامه سازمان متولی گردشگری باید صلاحیت افرادی که مایل به فعالیت در زمینه گردشگری سد هستند را احراز کند. بنابراین متقاضیان باید براساس دستورالعملهایی که ما تهیه کردهایم برای دریافت مجوزهای لازم به سازمانهای ذیربط مراجعه کنند. ما هم میتوانیم طرحهایی را که خود تهیه کردهایم به فراخوان عمومی بگذاریم و از طریق مناقصه واگذار کنیم و هم میتوانیم طرحهای افراد را بررسی کنیم. به منظور تمرکززدایی به آب منطقهایها هم اختیار دادهایم که بر حسب نوع فعالیت سدها، واگذاریها را انجام دهند. البته برای انجام گردشگری در سدها نیاز به مجوزهای زیستمحیطی هم هست.

طرحهای شما به قرارداد منتهی شده است؟

هنوز منتهی به قرارداد نشده است، اما پیشنهاد زیاد داریم. بخش خصوصی خیلی با ادبیات ما آشنا نیست و ما خودمان هنوز به جمعبندی و نتیجه ملموس نرسیدهایم. در بخش حقوقی اختلاف نظر بین کارشناسان مختلف وجود دارد. براساس قوانین، تاسیسات دولتی را نمیتوان بیشتر از یکسال اجاره داد. البته نگاه قانونگذار در زمان وضع این قانون به یک سالن ورزشی، خانه سازمانی و… بوده است. اما اگر کسی بخواهد سرمایهگذاری برای گردشگری کند، اجرای طرحش حداقل دو سال طول میکشد و این قانون مانعی برای ورود سرمایهگذار است. سرمایه اصولا محتاط است و جذب جایی میشود که سودش تضمین شده باشد و تهدیدی برای آن نباشد. ما تلاش کردیم از طریق قراردادها طرحهای گردشگری را به بخش خصوصی واگذار کنیم. پتانسیل بسیار خوبی در این بخش است و بحث گردشگری فقط محدود به سدها نیست.

حریم رودخانهها با رعایت مسائل بهرهبرداری و کمی و کیفی هم دارای چنین پتانسیلی است. سازههای آبی تاریخی ما نظیر بند بهمن یا سدهای قدیمی موجود در چرخه بهرهبرداری هم پتانسیل خوبی برای گردشگری دارد.

چه تعداد سد شرایط اجرای طرح گردشگری را دارد؟

براساس دستورالعملی که تهیه شده است، امکان گردشگری در تمام سدهای کشور وجود دارد.

پس همه سدها میتوانند خدمات گردشگری ارائه کنند؟

به طور بالقوه تمام سدهای ما میتوانند براساس دستورالعمل، خدمات ارائه کنند. سطح فعالیت در سدها تغییر میکند. مثلا اگر سدی تامینکننده آب کشاورزی باشد ممکن است اجازه احداث یک هتل هم بدهیم تا با مجوز از مراجع ذیربط اقدام به ساخت هتل شود.

حضور مردم در محدوده سد یکسری مخاطره دارد. هرساله شاهد غرق شدن برخی از شهروندان در مخزن سدها هستیم. برای این مخاطرات چه برنامههایی دارید؟

اینها را هم در دستور کار داریم. با توجه به تهدیدهایی که در زمان بهرهبرداری وجود دارد، برنامهریزی لازم انجام شده است. یا ما تجهیزات خود را تغییر خواهیم داد یا اینکه تمهیدی اندیشیده میشود که رعایت ایمنی شود. ما میخواهیم امکان جدید ایجاد کنیم. قرار نیست برویم یک فضایی باز کنیم. که مشکلاتی برای بهرهبرداری و سلامت مردم ایجاد شود.

انعطاف در دستورالعملهای« گردشگری سد»

برای انجام ورزشهای آبی در مخزن سدها باید سیستم موتوری که به این منظور اختصاص مییابد، حتما برقی باشد. هدف از این تصمیم کاهش آلایندگی مربوط به این نوع گردشگری است. در فرآیند اجرای این طرح گردشگری ممکن است فردی بگوید که موتوری با سوخت فسیلی در اختیار دارد که آلایندگی ندارد، اما در دستورالعملهای تهیه شده تصمیم گرفتیم به نحوی عمل کنیم که این مسائل به صورت ریشهای حل شود. اگر قرار است در مخزن یک سد فعالیت ورزش آبی با نیروی موتوری انجام شود، این موتور حتما باید برقی باشد. ممکن است در یک سدی که تامین کننده آب شرب است، حتی اجازه ندهیم که قایق پدالی هم بگذارند. بنابراین در مناطق مختلف طبق ضوابطی که ما در دستورالعملهای خود داریم، باید رفتار شود. معیارها را طوری در نظر گرفتهایم که برای بخش خصوصی انگیزه ایجاد کرده و جذاب باشد؛ ضمن آنکه بحث بهرهبرداری از سد توسط وزارت نیرو و هدف اصلی ما که تامین آب است، دچار مشکل نشود. البته دستورالعملهای تهیه شده در وزارت نیرو قابلیت اصلاح خواهد داشت. اگر در جایی مشکل وجود داشت با پیشنهاد آب منطقهایهای سراسر کشور، این دستورالعملها به فراخور شرایط اصلاح خواهد شد. گرچه میدانیم که نمیتوان نظر همه را تامین کرد، اما از اسفند سال گذشته دستورالعمل گردشگری سدها را ابلاغ کردهایم و قرارداد نمونه هم برای این منظور تهیه شده است.

لیلا مرگن

جنگلبانی، کتک خوردن و سوختن

گفت‌وگو با جنگلبانی که می گوید قاچاقچیان چوب خود و خانوادهاش را تهدید به مرگ کرده اند

جنگلبانی حرفه‌ای است که خطراتش کم از محیط بانی نیست، اما خیلی‌ها با آن آشنا نیستند‌. هرچه محیط بانان‌چهره‌هایی شناخته شده در جامعه هستند و شرح وظایف آنها برای مردم آشناست، جنگلبان‌ها گمنام هستند. در تعریف جنگلبان حتی در میان کارشناسان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور هم اختلاف نظر وجود دارد. گروهی همه کسانی که به نحوی با جنگل سر و کار دارند و گاهی سرکشی آنها به جنگل، یک یا دو بار در طول سال را شامل می‌شود، جنگلبان می‌نامند و گروهی دیگر این عنوان را شایسته اعضای یگان حفاظت منابع طبیعی می‌دانند. جنگلبان‌‎ها هنوز چارت تشکیلاتی ندارند. سختی کار نمی‌گیرند و دو سالی است که با جست‌وجو در تقویم‌های داخلی و خارجی، روزی برای قدردانی از زحمات آنها، پیدا شده است. در تقویم فدراسیون بین‌المللی رنجرها (IRF) به عنوان یک تشکیلات جهانی که ۶۴ کشور عضو آن هستند، ۳۱ جولای از سال ۲۰۰۷ به عنوان روز رنجر به ثبت رسیده است. این روز در تقویم شمسی مصادف با نهم مرداد است. رنجرها حافظان طبیعت هستند و حفاظت از طبیعت در ایران به عهده جنگلبانان و محیط بانان است اما چون‌ در تقویم ایران هیچ روزی برای قدردانی از زحمات جنگلبانان وجود ندارد، روز رنجرها بهانه‌ای است تا حرفه جنگلبانی بیشتر به جامعه معرفی شود. به همین مناسبت با مهدی حسینی، سرجنگلبان ناهارخوران درباره جنگلبانی گفت‌وگو کردیم. ‌

‌جنگبانان با  ‌چه خطراتی دست و پنجه نرم می کنند؟ آیا تا کنون در حین ماموریت دچار آسیب شده‌اید؟

خطر زیاد است، آتش سوزی، قاچاقچیان چوب و… مدتی پیش در زمان اطفای حریق یک درخت در حال سوختن روی من افتاد و دچار سوختگی درجه دو و سه شدم. ازناحیه دست و کمر صورت و گردن هم آسیب دیدم.

چه سالی این حادثه رخ داد؟

دی سال ۹۶ در جریان اطفای حریق در جنگل دچار سوختگی شدم.

هزینه های درمانی را چه کسی پرداخت کرد؟ تحت پوشش بیمه بودید؟ بعد از مصدومیت تحت پوشش خدمات بنیاد شهید قرار گرفتید؟

نه، تحت پوشش بنیاد شهید نیستم. هزینه‌های درمانی را هم خودم پرداخت کردم.

هزینه‌های درمانی‌تان چقدر شد؟

دوره درمان من یک ماه طول کشید و حدود سه میلیون تومان هزینه کردم. البته هنوز جای سوختگی روی صورت و دستم باقی مانده است. روی دست چپم چون سوختگی بیشتر بود و دچار سوختگی درجه دو شده بوبد، هنوز آثار سوختگی باقی مانده است.

آخرین باری که شاهد قاچاق چوب بودید، کی بود؟

ما دائما قاچاق چوب داریم. مسئول منابع طبیعی ناهار خوران هستم و مدام قاچاق چوب داریم و قاچاقچیان را دستگیر می‌کنیم.

از سوی قاچاقچیان چوب بیشتر تهدید می‌شوید یا بوسیله زمین خواران؟

از طرف زمین خواران بیشتر تهدید می‌شویم.

معمولا متخلفان چگونه شما را تهدید می‌کنند. تهدیدها از طریق تلفن و وسایل ارتباط جمعی است یا اینکه در جریان گشت زنی جلوی شما را می‌گیرند و تهدید می‌کنند؟

خیلی تهدیدهای جانبی می‌کنند.

تهدیدهای جانبی یعنی چه؟

می‌گویند زن و بچه داری. این‌قدر خود را درگیر نکن. به‌طور غیر مستقیم تهدید می‌کنند. مستقیم جلوی من قرار نمی‌گیرند. اخلاقی دارم که قاچاقچیان معمولا جلوی من حرفی نمی‌زنند چون برخورد می‌کنم.

یعنی قاچاقچیان برای شما پیغام می‌دهند؟

نه، رو در رو صحبت می‌کنند و تهدید می‌کنند که به زن و بچه تان آسیب می‌رسانیم. زور قاقچاقچیان به خودمان که نمی‌رسد. زورشان به زن و بچه مان می‌رسد. قاچاقچیان بیشتر نامردی رفتار می‌کنند.

وقتی تهدید می‌کنند، چه رفتاری می‌کنید؟ به نهادهای قضایی گزارش می‌کنید؟

تهدید برای ما عادی شده است.

یعنی هیچ واکنشی ندارید؟

بیش از ۱۶ سال است که جنگلبان هستم. تهدید شدن برایمان عادی شده است. فحش نخوریم، اصلا نمی‌شود. اوایل شکایت می‌کردیم. سه یا ۶ ماه حبس می‌گرفتیم اما الان حوصله ندارم.

یعنی بابت این تهدیدها می‌توانستید اقدام کنید و متخلفان را به دادگاه ببرید؟ قوه قضائیه هم حمایت می‌کرد و ۶ ماه حبس می‌گرفتید؟

بله، از شکایت‌ها حمایت می‌شود. برای چند متخلف حبس گرفته‌ام. وقتی می‌بینم تهدیدها جدی می‌شود، اقدام می‌کنم اما این‌قدر تهدیدها زیاد است که اصلا حوصله نمی‌کنم. رویه قضائی خیلی طولانی دارد. باید بروید دادگاه و مراحل را طی کنید که من حوصله ندارم. اما برای آنهایی که اقدام کرده‌ام همه را حکم گرفته‌ام.

احتمال درگیری در زمان اجرای حکم قلع و قمع تصرفات بیشتر است یا ضبط محموله‌های قاچاق چوب؟

در زمان ضبط محموله‌های قاچاق چوب احتمال درگیری بیشتر است.

چرا؟

زیرا در لحظه، ممکن است فرد دچار عصبانیت آنی شود و درگیری رخ دهد. معمولا در این درگیری‌ها عصبانیت آنی مشکل آفرین می‌شود.

متخلفان عرصه منابع طبیعی بیشتر سلاح سرد دارند یا سلاح گرم؟

سلاح آنها سرد است. تبر و … معمولا در حوزه محیط زیست سلاح گرم دارند ما با سلاح گرم کمتر سر و کار داریم.

به شما آموزشهایی داده شده است که وقتی با افرادی که سلاح سرد دارند روبرو می‌شوید چگونه برخورد کنید؟ تجهیزات لازم برای مقابله با افرادی که مسلح به سلاح سرد هستند در اختیار دارید؟

به ما اسپری و شوکر داده‌اند. البته ۶ ماه است که شوکرها و اسپرهای قبلی را از ما گرفته‌اند اما تمدید نکرده‌اند.

چرا شوکر و اسپری را از شما گرفته‌اند؟

بیمه شوکر و اسپری تمام شده بود. اسپری تاریخ مصرف دارد. تاریخ مصرف اسپری‌های قبلی گذشته بود.

به شما تجهیزات جدید نداده‌اند؟

نه، ۶ ماه است که هنوز تجهیزات جدید نداده‌اند.

برای اطفای حریق تجهیزات لازم مثل جلیقه ضد آتش، کلاه و غیره دارید؟

کلاه و سایر تجهیزات را داریم اما تجهیزات ما را سنگین می‌کند. تحرک لازم را از ما می‌گیرد به همین خاطر هیچ‌گاه از این تجهیزات استفده نمی‌کنیم. وگرنه تجهیزات شامل لباس ضد حریق، دستکش، کلاه و ماسک و غیره به ما داده‌اند. ولی پرسنل به قدری برای رفتن به محل حریق عجله دارند که از این تجهیزات استفاده نمی‌کنند. من خودم هم ازاین تجهیزات استفاده نمی‌کنم. هیچ کس استفاده نمی‌کند.

استفاده نکردن از این تجهیزات خطرات عملیات اطفا را برای شما بیشتر نمی‌کند؟ اگر سال گذشته از تجهیزات استفاده می‌کردید دچار سوختگی درجه دو و سه می‌شدید؟

ما مثل موتورسوارها هستیم که می‌گویند «اگر اتفاقی بخواهد برایمان پیش بیاید، یک دفعه می‌افتد». در این ۱۷ سال دوره خدمت یک تا دو بار از متخلفین کتک خوردم و یکبار هم سوخته‌ام. سوختگی‌های دیگری هم داشته‌ام اما سطحی بوده است و فقط دستم دچار آسیب سطحی شد که سرپایی درمان کردم.

پس بامتخلفین هم درگیر شده و کتک خوردید. چقدر در این درگیری آسیب دیدید؟

یک بار ۱۰ نفر روی سرم ریختند و مرا زدند. ضاربان قاچاقچی چوب بودند. با چوب و چماق خیلی من را کتک زدند. از ناحیه کمر، صورت و دست آسیب دیدم اما محکوم به پرداخت دیه‌شان کردم و دو سال هم برایشان زندان گرفتم.

چقدر دیه دریافت کردید؟

نزدیک به پنج میلیون تومان دیه گرفتم. این اتفاق سال ۹۳ رخ داد.

در آموزش‌هایی که برای اطفای حریق می‌بینید؛ به شما نمی‌گویند که باید از لباس ضد حریق استفاده کنید؟ هیچ الزامی ندارید که حتما با لباس و تجهیزات در عملیات اطفا شرکت کنید؟

ما همیشه لباس فرم حفاظت را به تن داریم. به ما لباس ضد حریق هم داده‌اند که استفاده کنیم اما نمی‌کنیم.

هیچ کس بالای سر شما نیست که تاکید کند در جریان عملیات اطفای حریق از لباس ضد حریق استفاده کنید؟

من خودم مسئولی هستم که باید از همه ایراد بگیرم. اما این‌قدر کارها سریع است، آتش سوزی‌ها به سرعت رخ می‌دهد و لباس پوشیدن هم وقت گیر است که این کار را انجام نمی‌دهیم. واقعیت این است که خودمان کمی تنبلی می‌کنیم. یک مقدار خودمان تنبلی می‌کنیم و تقریبا همه‌ ما هم همین طور رفتار می‌کنیم.

بابت این تنبلی‌ها باید هزینه پرداخت کنید. فکر نمی‌کنید بهتر است که تنبلی نکنید؟

بله. بهتر است که تنبلی نکنیم.

حمایت‌های دولت از جنگلبانان، به چه صورت است؟

از سال ۹۳ که آقا دستور دادند، وضعیت خیلی خوب شده است. مقام معظم رهبری در سال ۹۳ دستور دادند که کوه‌خواری و زمین خوری را پیگیری کنید. قبلش به جز منابع طبیعی که پای کار بود دیگر ارگان‌ها پای کار نبودند. اما  حالا ارگان‌های دیگر هم پای کار آمدند. جهاد کشاورزی هم پای کار ‌ است و حتی از طرف قوه قضائیه هم بیشتر حمایت شدیم.

  شما پست جنگلبان دارید؟ سختی کار می‌گیرید و حقوقتان با دیگران متفاوت است؟

نه، هیچ سختی کاری نمی‌گیریم. من با فوق لیسانس و نزدیک به ۱۷ سال سابقه حقوقم به سه میلیون تومان نمی‌رسد. با وجود اینکه دو مسئولیت دارم، مسئول واحد هستم و فرماندهی یگان حفاظت شهرستان را دارم، حقوقم به سه میلیون تومان نمی‌رسد. حقوق جنگلبانان خیلی کم است تازه من حقوق بالا دارم. بقیه بچه‌ها بین یک میلیون ۴۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرند.

شما نیروی رسمی هستید؟

بله

وضعیت حقوقی نیروهای قراردادی چگونه است؟

حقوق آنها خیلی کم است. حدود یک میلیون و ۴۰۰ تا یک میلیون ۵۰۰ تومان است.

نیروهای قراردادی با حذف طرح جنگلداری وضعیتشان به چه صورت است. با آنها قرارداد بسته‌اند؟

بله. قرارداد بسته‌اند.

چه جور قراردادی بسته‌اند؟

مثل اینکه یک شرکتی برنده مناقصه شده است. نیروهای قراردادی با آن شرکت قرارداد بسته‌اند که حقوق این افراد را پرداخت کند.

پرداخت‌های آن شرکت به موقع هست؟

بله. به موقع حقوق نیروها پرداخت می‌شود و همه چیز آنها خوب است. البته این نیروها با وجود اینکه سختی کار دارند اما اضافه کار ندارند. البته ما به عنوان نیروی رسمی سختی کار نمی‌گیریم. در حالی که طبق قانون یگان حفاظت باید ۲۰ ساله بازنشست شویم اما چون استخدام کشوری هستیم، ۲۰ ساله بازنشستمان نمی‌کنند و می‌گویند باید ۳۰ ساله بازنشست شوید.

چرا شما را ۲۰ ساله بازنشست نمی‌کنند؟

نمی‌دانم.

شغل جنگلبانی چه جور شغلی است؟ توصیه می‌کنید که افراد دیگر وارد این شغل شوند؟

جنگلبانی عشق می‌خواهد. باید کسی وارد این شغل شود که برای پول کار نمی‌کند. اگر بخواهد برای پول کار کند، این شغل به هیچ نمی‌ارزد. باید جانت را کف دستت بگذاری و هیچ چیز برایت مهم نباشد. این شغل سرما و گرما دارد. کتک خوردن دارد. باید زمستان که سرد است، به جنگل سرکشی کنید. تابستان با گرمی و شرجی هوای شمال، در جنگل باید گشت بروید. حقوق کارمندان ادارات دیگر که پای کولر هستند، از ما بیشتر است. سختی کار ما زیاد است. هم به خودمان و هم خانواده فشار وارد می‌شود. اما چون عشق داریم و عرق داریم، همه را تحمل می‌کنیم. خیلی‌ها نمی‌توانند وارد این حرفه شوند و از کار ما فرار می‌کنند.

یک نیروی حافظ جنگل چه کارهایی انجام می‌دهد؟

نیروی حافظ جنگل با قاچاق چوب برخورد می‌کند. با کسانی که می‌خواهند زمین‌خواری کنند، برخورد می‌کند. کسانی که حاشیه جنگل هستند، می‌خواهند زمینشان را افزایش دهند که با آنها مقابله می‌کنیم. جلوی این کارها را می‌گیریم. آلودگی داخل رودخانه‌های جنگلی و برداشت‌های غیر مجاز رودخانه‌های حریم جنگل را هم کنترل می‌کنیم. هر کاری که با جنگل سر و کار داشته باشد را انجام می‌دهیم. چرای دام غیر مجاز را هم در جنگل کنترل می‌کنیم.

شیف‌های کاری چه گونه تعریف می‌شود؟

ما ساعت خاصی نداریم. در اصل ساعت اداری هستیم اما قاچاقچی ساعت اداری ندارد. اگر ما ساعت اداری کار کنیم، نمی‌شود. من به عنوان مسئول تا ساعت دو تا سه در اداره هستم. بعد هم در جنگل دور می‌زنیم.

موظف هستید که دور بزنید؟ اگر گشت زنی در جنگل نداشته باشید توبیخ می‌شوید؟

خوب اگر در منطقه قاچاق شود, سئوال می کنند که چرا قاچاق شد. نمی‌گویند که قاچاق صبح یا شب بود. مجبوریم که منطقه را هر شکلی که هست، حفظ کنیم.

بین همکارانتان کسی را دارید که در جریان دفاع از جنگل آسیب دیدگی جدی‌تر مثل قطعی نخاع یا صدمات جبران ناپذیر داشته باشد؟

یک همکار دارم که در روستای ییلاقی زیارت کتک خورده بود. آقای مقصودلو خیلی بدجور کتک خورد. چهار روز بیمارستان بود. کلیه‌اش پاره شد و خونریزی کلیه داشت.

لیلا مرگن

دیوانه آهوها

با محیط‌بانی که آهوی فکه را کشف کرد و برای زنده ماندنشان خود را مقابل گلوله قرار می‌دهد

نه خانه می‌خواهد، نه ویلا، نه حساب بانکی چنین و چنان و نه سفرهای رنگارنگ. او دلش لک زده برای یک موتورسیکلت قوی که شنزارها را زیر چرخ‌هایش بگیرد و آخ نگوید. آرزوهای سیدباقر موسوی مثل داستان زندگی‌اش منحصربه‌فرد است. هنوز چند ماهی مانده تا او ۴۱ ساله شود، ده سالی هم می‌شود که یونیفرم محیط‌بانی به تن دارد،‌ حقوق دندان‌گیری هم ندارد، سایه مرگ نیز بالای سرش مانده و ول کنش نیست ولی نه خسته است و نه بی‌انگیزه.
آرزوهای او خلاصه می‌شود به رفاه آهوها، چارپایان خوش نقشی که از فکه تا بستان را زیر سم‌هایشان می‌گیرند و وقت و بی‌وقت تنشان از شلیک‌های دور و نزدیک می‌لرزد. سیدباقر آرزو دارد که پولی می‌داشت تا چاه‌های قدیمی را لایروبی کند و به آبشخورها آب برساند، یا پولی داشت و یک وانت می‌خرید و اسباب کارش را راحت‌تر جابه‌جا می‌کرد و دو نفر روزمرد را هم به‌کار می‌گرفت تا در گشت‌های شبانه،‌ مخصوصا درشب‌هایی که مهتاب گم می‌شود و جان دل شکارچی‌هاست کمکش باشند. دنیای او بسیار قشنگ و خاص است.

شما سال گذشته دلنوشتهای در فضای مجازی منتشر کردید و گفتید عدهای قصد جانتان را دارند و تهدیدتان میکنند. خوشحالم که زندهاید!

وقتی در طبیعت هستم به تنها کسی که میتوانم پناه ببرم خداوند است. شکارچیانی که من از آنها حرف زدم یکسری آدم گردنکلفتاند که از هیچکسی نمیترسند و شاید اگر به خاطر قومیت نبود خیلی وقت پیش مرا میکشتند.

از کدام طایفه خوزستان هستید؟

سادات علوی.

و محیطبان کدام زیستگاه؟

جنوب غرب خوزستان در شنزارها و تپه ماهورهای بستان.

بودن در این منطقه انتخاب خودتان بود یا قرعه به نامتان افتاد؟

می شود گفت انتخاب خودم بود. دهه ۸۰ عدهای از دانشگاه به قصد تحقیق به منطقه آمدند و میخواستند درباره رژیم غذایی آهوها پژوهش کنند. آن زمان سازمان محیطزیست قصد داشت در رامهرمز سایت تکثیر در اسارت ایجاد کند برای همین دانستن رژیم غذایی آهوها واجب بود. این افراد سراغ من آمدند و تا جایی که امکان داشت به مدت دو سال کمکشان کردم. در پایان کار به نقطهای رسیدیم که حتی میدانستیم یک آهو در دقیقه چند دانه برگ میخورد.

آن زمان سرباز معلم بودید، درست است؟

بله، قبل از این که محققان بیایند من متوجه شده بودم که آهوها درمنطقه هستند در حالی که همه تصور میکردند بهواسطه جنگ ایران و عراق، آهوها منقرض شدهاند. من آن زمان معلم روستای ابوقریب بودم و در سه پایه تدریس میکردم و میدیدم که دانشآموزان وقتی عکس آهو یا قوچ و میش را در کتابها میبینند، میگویند ما هم اینجا از اینها داریم. این بچهها بیشترشان عصرها چوپانی میکردند، همین شد که حرف شان را جدی گرفتم و رفتم دنبال آهوها. به این ترتیب رد آهوها و سرگین شان را پیدا کردم، کمی بعدتر هم خودشان را دیدم. البته بعد از این که مطمئن شدم آهوها درمنطقه ما وجود دارند به مسئولان گزارش دادم ولی خب کسی قبول نکرد.

آهویی که شما پیدا کرده بودید ظاهرا آهوی ایرانی نبوده؟

بله، اسمش آهوی فکه یا آهوی بین النهرین است. همه گونهها و زیرگونههای آهو در خاورمیانه با آهوی ایرانی متفاوتاند و این تفاوت در ظاهرشان بخوبی دیده میشود. یکی از بارزترین این تفاوتها گواتر آنهاست بهطوری که گواتر آهوی ایرانی کاملا برجسته و برآمده است ولی آهوی فکه انگار اصلا گواتر ندارد و یک گردن کاملا صاف دارد. البته گواتر آهوهای نر فکه در زمان جفتگیری کمی برآمده میشود.

حالا شما که به نوعی کاشف آهوی بینالنهرین در ایران هستید، میخواهید هر طور شده جلوی انقراضش را بگیرید. گفتید شکارچیها آدمهای گردن کلفتی هستند، اینها دقیقا کی هستند؟

اینها مشتی آدم پولدارند که به پشتوانه این پول دست به هر کاری میزنند و حتی با خودشان شکارچی خارجی هم میآورند.

از کجا؟

از کشورهای حاشیه خلیج فارس.

این گردن کلفتها شغلشان چیست که این همه پولدارند؟

زمین و مغازه و ملک و املاک دارند. اینها شکارچی تفریحی هستند، نه اینکه زندگیشان ازشکار بگذرد، خیلی هم بیرحماند. من در دشت آزادگان کسی را نمیشناسم که شکارچی باشد اگر معدود کسانی هم که پیدا شوند همین عده شکارچی گردن کلفت هدایتشان میکنند. در دشت آزادگان برای آهوها احترام زیادی قائل اند و میگویند آهوی امام رضا(ع)، یا این که معتقدند آهو نفرین میکند اگر اذیتش کنیم. اما شکارچیها به این چیزها اهمیت نمیدهند و شبها که برای شکار میآیند با نورافکنهای قوی میزنند به چشم آهوها تا قدرت بیناییشان را به طور موقت از دست بدهند و آن وقت با اتومبیل داخل شنها و ماسهها میروند و آهوها را با تیر میزنند.

پس نر و ماده و بچه برایشان مهم نیست!

همین امسال، ماه اول بهار ماده آهویی را زدند که داشت زایمان میکرد. من آن آهو را میشناختم چون هر روز در نقطهای مشخص مینشست، اما آنها آمدند بالای سرش و در همان حالت نشسته او را زدند. من عکس خون این آهو و جایی را که میخواست در آن زایمان کند منتشر کردم تا شاید تلنگری باشد.

جریمه شکار آهو چه قدر است؟

ده میلیون تومان است ولی برای این شکارچیها که من میشناسم اصلا زیاد نیست.

شکارچیها آهوها را میخورند؟

بله کباب میکنند و میخورند، معمولا هم در همان محل شکار. قبلا که منطقه ما شکار ممنوع نبود آنها آهوها را شبانه کباب میکردند و سرشان را در همان محل دفن میکردند، بعد روباهها کلههای آهو را پیدا میکردند و از خاک در میآوردند. این طور شد که عشایر مستقر درمنطقه متوجه شکار آهوها شدند چون شکارچیها در تاریکی شب میآیند و کسی نمیبیند آنها چه میکنند. بدتر این که به شکار یک آهو هم بسنده نمیکنند و تا میتوانند شکار میزنند. آهوها همیشه در گلههای کوچک حرکت میکنند و این افراد به لطف تفنگهایشان که ساچمه را به اطراف پخش میکند شکار دسته جمعی میکنند. به نظر من اسلحههای جدید شکار بسیار کثیف است.

تا به حال شده سر بزنگاه برسید و با شکارچیها رخ به رخ شوید؟

یکبار از فاصله ۷۰ متری به من تیراندازی کردند چون پروژکتورم را به سمتشان گرفته بودم تا دست از شکار بردارند ولی آنها تیراندازی کردند که یکی از تیرها به سینهام خورد و یکی دیگرش موتورم را پنچر کرد. یک بارهم مرا با اسلحه جنگی به مرگ تهدید کردند. وقتی شکارچیان را میبینم حالتی به من دست میدهد که میخواهم به هر طریق ممکن جلویشان را بگیرم ولی یا متواری میشوند یا به سمت محیطبان تیراندازی میکنند.

بهخاطر زخمی شدنتان توانستید شکایت کنید؟

نه نتوانستم. آخرین مورد درگیری ام با شکارچیها اردیبهشت سال گذشته بود. آنها درجاده بودند و من قصد داشتم ازآنها سبقت بگیرم، ولی وقتی روبهروی پنجره ماشین شان قرار گرفتم دو تیر به قصد کشتن به سمتم شلیک کردند که جاخالی دادم و خدا را شکر زنده ماندم. البته تیرانداز را شناختم و ماجرا را صورتجلسه کردم و به اداره فرستادم، اداره هم پرونده را برای دادگاه ارسال کرد. ولی دادگاه از من شاهد خواست، یک شاهد آوردم اما گفتند یک شاهد دیگرهم لازم است که من نداشتم. البته شکارچیها بعد از تیراندازی به خانه ما آمدند و گفتند هر خسارتی وارد شده جبران میکنیم ولی من مصر به طرح شکایت بودم، گرچه شکایتم به جایی نرسید.

به نظرشما علت اصلی اصرار عدهای به شکار چیست، با توجه به این که نیاز مالی ندارند؟ فکر میکنید باید فرهنگسازی شود؟

شکارچیها دو گروهاند، برخی با فرهنگسازی مختصر دست برمیدارند ولی عدهای آدم خوشگذران هستند که زندگیشان به این سبک و سیاق میگذرد و حتما باید جانوری را بکشند. من فرهنگسازی را برای هر دو گروه امتحان کردم که برای دسته دوم جواب نداده. ما در خوزستان دو طایفه بزرگ کنانه و خسرج داریم. سالها قبل تعدادی شکارچی داشتند و من برای منصرف کردن آنها از شکار سراغ بزرگشان رفتم و توضیح دادم که آهوهای این منطقه میراث طبیعی هستند و نسل شان دارد از بین میرود. باور کنید اینها دیگر شکار نکردند ولی آن عده شکارچی خاص دست نکشیدند.

به نظر میرسد اینها باید مجازات شوند، آن هم مجازاتهای سنگین و بازدارنده!

قطعا. اینها نیازمند برخورد شدید هستند البته نه از نوع جریمه نقدی، چون جواب نمیدهد.

با وجود همه خطراتی که تا به حال وجود داشته و بعد از این هم حتما وجود خواهد داشت چرا دست از محیطبانی برنمیدارید؟

گاهی اوقات اطرافیانم به من میگویند تو دیوانهای چون جانت را بهخاطر چند آهو به خطر انداختهای. اما من آنقدر به آهوها علاقهمندم که اگر یک روز آنها را نبینم ردشان را دنبال میکنم تا آرام شوم. بهتر است بگویم من عاشقم و یک عاشق جز این نمیکند.

داستان دوربین و موتورسیکلت

او آهوها را به چشم دیده بود، ردشان را در شنزارها و تپه ماهورها گرفته بود و ایمان داشت که فکه حالا دیگر آهو دارد. اما کسانی که سالها فکه را با مینهای عمل نکردهاش میشناختند، سختشان بود آهوها را باور کنند. سیدباقر ولی افتاد دنبال آهوها تا این بار بچیندشان در قاب یک دوربین عکاسی قرضی که آویزان گردنش بود. او این کار را کرد و شد کاشف آهوها، یک محافظ جان سخت.

از سال۸۷ به این سو که او لباس رسمی محیطبانی پوشیده، داستان اما چندان فرقی با امروز نکرده چون یکی از موتورسیکلتها که روزانه تا۲۰۰ کیلومتر رویش مینشیند و میراند دارایی شخصی اوست و موتورسیکلت دوم، هدیه فعالان و دوستداران محیط زیست به سیدباقر. باورش سخت است ولی باک اینها با بنزینی پُر میشود که محیط بان خوزستانی خودش میخرد؛ از آهوها برای آهوها.

خوش تراش های پر طاقت

آهوهای فکه ظریف و نازک اند ولی پرطاقت و مقاوم، آنقدر که سیدباقر درعجب است که اینها درگرمای بالای۶۰ درجه شنزارها چطور زنده می مانند. آهوهای فکه کم می خورند و اندک می نوشند، از برج هشت تا اواخر برج دو هم به جز دو سه بار لب به آب نمی زنند، آبشان هم اگر تلخ و شور یا لجن باشد فرقی به حالشان ندارد. سیدباقر یک بار میان شنزارها از شدت عطش چند جرعه ای از آب آهوها نوشید ولی دوام نیاورد و مبتلا به اسهال شد، تا یک ماه، بی وقفه. پزشکان به او گفته بودند آبی که نوشیده روده بزرگش را به هم ریخته است.

مریم خباز

شکار به جای شکار

گفت‌وگو با یک شکارچی که تفنگش را زمین گذاشته و با دوربین عکاسی محو تماشای پرندگان است

«پاتو» دوست داشت پرنده‌ها را تماشا کند، دوست داشت آنها اوج بگیرند و او لذت ببرد. پاتو تاثیر زیادی روی علی گذاشت… دختر کوچکش حس زندگی را در او زنده کرد، لوله تفنگ را که می‌گرفت سمت پرنده‌ها صورت دخترک می‌آمد جلوی چشمش. علی پدر مهربانی شده بود… شرکت کم آورد و نیروها را تعدیل کرد، علی بیکار شد و تفنگ را فروخت، یک نخجیر دولول، بعد دیگر هیچ وقت تفنگ نخرید، رخت شکار را هم گذاشت توی انباری…زندگی علی عباسی، مرد ۴۵ ساله اصالتا تکابی، سه نقطه اوج دارد: یک دوست اهل شیلی به نام پاتو، دخترش و تفنگی که فروخت. او ۱۴ سال است از شکارچی بودن توبه کرده و نمیداند که عذاب وجدان آن سالها دست از سرش برمیدارد یا نه. ولی برای این که آرام شود این بار لنز دوربینش را میگیرد سمت پرندهها که طبیعت را آذین بستهاند. او سوژه ماست، یک شکارچی نادم که تا دلتان بخواهد صادق است.

درجمع محیطزیستیها شما را یک شکارچی نادم میشناسند. شکارچی بودن بهتر است یا نادم بودن؟

به سلیقه امروزم، نادم بودن اما به سلیقه گذشتهام شکارچی بودن. من بسیارخوشحالم که دیگر شکارچی نیستم.

عشق به شکار از کجا آمد؟

پدربزرگم از تفنگچیهای جنگ جهانی دوم بود و یک عشق برنو، در خانه هم اسلحه داشت. علاقه به تفنگ در واقع از پدربزرگم به من ارث رسید و تنها کسی بودم که متاسفانه این عشق را به ارث بردم.

این عشق از بچگی سر برآورد؟

باید بگویم متاسفانه بله. تقریبا ۱۲ سالم بود که کولهپشتی بردار شکارچیان بودم و با آنها میرفتم شکار. از ۲۲ سالگی هم مسلح شدم.

و این، چند سال طول کشید؟

تقریبا ۱۹ سال.

بیشتر چه حیواناتی را شکار میکردید؟

هر حیوانی که بختش برمیگشت و جلوی راهم قرار میگرفت میزدم، از شغال و خرگوش و کلاغ گرفته تا گراز ولی بیشتر کبک و تیهو.

کشتن شغال و کلاغ واقعا هیچ توجیهی ندارد!

وقتی اسلحه دست میگیری احساس قدرت میکنی و دوست داری به سمت هر جنبندهای شلیک کنی. من هم اینگونه بودم و به جنس طعمه‌‌ام فکر نمیکردم.

میتوانید بگویید در دو دهه شکارچی بودن چند حیوان را کشتهاید؟

حسابش واقعا از دستم در رفته، شاید هزار، شاید هم دوهزار، نمیدانم. بعضی کارهایی که من کرده‌‌ام شرمآور است و خجالت میکشم که یادآوریاش کنم، اما میگویم تا شاید تلنگری باشد برای یک عده. من واقعا شکارچی نبودم، بلکه دست به کشتار و
قتل عام میزدم. یک روز با سه نفر از دوستانم نزدیک به۸۰ کبک زدیم بدون این که به نر و ماده یا جوجه بودن کبکها فکر کنیم. آخر اگر برای خوردن است دو سه تا پرنده کافی است، ولی شکار ما برای خوردن نبود، بلکه برای لذت خونریزی بود. شکار، آدم را از اخلاقیات دور میکند.

این همه کبک را چه کردید؟

چند تایش را کادو دادیم به اطرافیان و سهم خودم را گذاشتم توی فریزر و بتدریج خوردیم آن هم با افتخار. ولی الان که اینها را میگویم دیگر از افتخار خبری نیست.

در سالهایی که شکارچی بودید آیا شد دلتان به حال شکاری بسوزد؟

بله یک بار. روزی با دوستانم به منطقه آلاداغلو رفته بودم که در برکه آبی سه جوجه اردک درحال شنا بودند. پشت یک تل خاکی برایشان کمین گرفتم و شلیک کردم. تیر به یکی از جوجهها خورد درحالی که سعی میکرد خودش را به دوستانش برساند. وقتی رسیدم بالای سرش، برای یافتن راه نجاتی سرش را مدام میچرخاند.

دلتان به رحم نیامد؟

متاسفانه نه، سرش را بریدم و با افتخار به راه افتادم. وقتی شکارچی اسلحه دست میگیرد به کمتر از کشتن راضی نمیشود، مشکل هم همین است، چون حس قدرت کاذبی دارد. به اعتقاد من آنهایی که میگویند ما به عنوان ورزش، شکار میکنیم همه دروغ میگویند چون اینها هم دنبال همان حس قدرت هستند. کسی را میشناختم که کبک را توی لانهاش درحالی که روی ۱۵ تخم نشسته بود، با گلوله زد، آخر این چه جور ورزشی است.

با این وصف، متحول شدن شما کم از معجزه ندارد!

سالها حیوانات را میکشتم و با جنازهشان عکس میانداختم، ولی حالا سالهاست از زنده بودن و زیباییهایشان عکس میگیرم و منتشر میکنم. این را مدیون چند اتفاقام. اول این که کارمند شرکتی بودم و به خاطر تعدیل، بیکار شدم و بناچار برای راهاندازی کسب و کاری مجبور شدم تفنگم را بفروشم. دوم این که صاحب فرزند دختری شدم که عشق را به زندگی‌‌ام آورد. هربار که میخواستم پرندهای را بزنم چهره دخترم میآمد جلوی چشمم. یک دوست اهل شیلی هم دارم که یک روز به پیشنهادم برای شکار جواب جالبی داد که تکانم داد. او گفت من از دیدن پرندهها لذت میبرم نه
از شکارشان.

وقتی تفنگ را کنار گذاشتید دیگر وسوسه نشدید؟

شکار مثل موادمخدر اعتیادآور است، باید سعی کنی در آن موقعیت و با آن آدمها نباشی. من با همه رفقای شکارچی‌‌ام قطع رابطه کرده‌‌ام، چون نمیخواهم تحریک شوم.

شما حالا به عنوان یک فعال محیطزیستی، برای غیرمسلح کردن شکارچیان تلاش میکنید. به نظرتان باید به یک شکارچی چه گفت تا دست از شکار بردارد؟

یک شکارچی هیچوقت به زیبایی طبیعت توجه نمیکند و تو باید این زیباییها را نشانش دهی. به نظرم شکارچیها با حرف قانع نمیشوند، بلکه باید دستشان را بگیری و ببریشان برای تماشای حیوانات و زیباییهایشان، آن وقت منتظر بمانی تا خودش انتخاب کند.

مریم خباز

روزنامهنگار

بالا