آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 7)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

مدیران می‌روند، آسیب‌ها می‌مانند

 مستاجران کوره‌پزخانه‌های جنوب تهران نمی‌دانند که حول وحوش ساعت۱۴ و ۳۰ دقیقه امروز قرار است رئیس جدید سازمان بهزیستی کشور به شکل رسمی معرفی شود، درست مثل ساکنان حدود ۳۰۰۰سکونتگاه غیر رسمی دیگر که جمعیت‌شان حدود ۱۹ میلیون نفر برآورد می‌شود. بیشتر مستاجران، کوره‌پزخانه سازمان بهزیستی را نمی‌شناسند، چراکه بجز گروه کوچکی از خیران، دستگاه‌های مسؤول خیلی سراغ‌شان را نمی‌گیرند. به همین دلیل برایشان مهم نیست چه کسی قرار است سکان هدایت سازمان بهزیستی را به دست بگیرد، سازمانی که ایجاد شده تا قد علم کند جلوی آسیب‌های اجتماعی؛ از حاشیه‌نشینی بگیرید تا طلاق و اعتیاد.
‌ افزایش آسیب‌های اجتماعی گواهی است براین‌که برنامه‌های این سازمان تاکنون آن طور که باید پاسخگو نبوده است. این درحالی است که شرایط نامناسب اقتصادی، هر روز خانواده‌های بیشتری را از دل شهر به حاشیه شهر می‌راند، خانواده‌هایی که به یکباره گرفتار می‌شوند و به همین دلیل آسیب بیشتری می‌بینند.
در چنین شرایطی امروز وحید قبادی‌دانا، جانشین انوشیروان محسنی‌بندپی در سازمان بهزیستی می‌شود، مدیری که متولد ۵۶ و مدرک تحصیلی‌اش فوق تخصصی آلرژی و ایمونولوژی بالینی است. سوابق او نیز مانند مدرک تحصیلی‌اش ربط زیادی به وظیفه‌ای که امروز به‌عهده می‌گیرد، ندارد: رئیس سازمان جوانان جمعیت هلال احمر کشور، معاون فرهنگی جهاددانشگاهی علوم پزشکی تهران، عضو شورای اجتماعی کشور، رئیس مرکز فرهنگی دانشجویی امام و انقلاب اسلامی، عضو شورای مشورتی نمایندگی ولی فقیه در جمعیت هلال‌احمر، عضو کارگروه تدوین نقشه راه و نحوه اجرایی‌سازی ماموریت فرهنگی و چند پست دیگر.
این رزومه اگر با عینک خوشبینانه برانداز شود باید گفت قبادی دانا مدیر جوانی است که با توجه به پیشینه‌اش می‌تواند در حوزه سازمان‌های مردم نهاد و پیشگیری از معلولیت کودکان در سازمان بهزیستی حرفی برای گفتن داشته باشد. اما کنترل و به حداقل رساندن آسیب‌های اجتماعی در کشور نیازمند توانمندهای بیشتری است. سازمان بهزیستی تاکنون نتیجه مطلوب را نگرفته چون مسائل اجتماعی هیچ وقت برای دولت‌ها در اولویت نبوده است. بی‌توجهی به این مهم حتی در سخنرانی‌های روسای جمهور هم دیده می‌شود، چون آنها کمتر از آسیب‌های اجتماعی حرف می‌زنند.
این بی‌توجهی سبب شده سیاست اجتماعی واحدی در کشور وجود نداشته باشد و خدمات سازمان بهزیستی از ویژگی‌های مهمی مانند در دسترس بودن، به‌موقع ارائه شدن و تخصصی بودن برخوردار نباشد. علاوه بر این، سازمان بهزیستی قدرت لازم را برای مدیریت آسیب‌های اجتماعی در اختیار ندارد به همین دلیل به مدیری نیاز دارد که بتواند این سنگ‌ها را از جلوی پای سازمانی که متولی آسیب‌های اجتماعی است بردارد. به نظر می‌رسد رسیدن به این اهداف برای سکاندار جوان و تازه‌نفس بهزیستی فقط در صورتی امکان عملی شدن دارد که او دست‌کم از مشاوران متخصص در داخل و خارج سازمان کمک بگیرد.
مهدی آیینی

اتوبوس‌های تاناکورا در راه پایتخت

حمل و نقل عمومی تهران تق و لق‌تر می‌شود و قبای خاکستری ‌تهران ‌خاکستری تر از گذشته به تن شهر زار می‌زند، چون برخی مدیران همه تلاش خود را به کار می‌گیرند تا آلودگی ‌ از این کلانشهر ‌بار نبندد؛ دیروز خبر رسید که ‌ مدیر ‌شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گفته قصد دارند تعدادی اتوبوس دست دوم وارد کنند، چون پول شان به خرید اتوبوس نو نمی‌رسد.‌

هرچند او وعده داد که اتوبوس های دست دوم استاندارد یور۴ خواهند داشت و سن شان از اتوبوس های فعلی تهران کمتر خواهد بود، اما‌ واردات اتوبوس دست دوم برای کلانشهری مانند تهران و مدیران شهری اش که ادعا می‌کنند برای  شهروندان سنگ تمام می گذارند قابل توجیه نیست.

دود این تصمیم‌های خاکستری به چشم تهران و شهروندانش می رود، شهروندانی که همیشه از نحوه هزینه کرد عوارض و مالیاتی که پرداخت می کنند گلایه  دارند. ‌گلایه ای که ریشه هایش به سوء مدیریت بر می‌گردد؛ برای نمونه اوایل شهریور گذشته و در هشتاد و سومین جلسه شورای شهر ‌ ‌حبیب زاده، عضو این شورا از یکی از این اشتباه‌ها پرده برداشت و فاش کرد که بیش از یکسال است که ۵۵ دستگاه اتوبوس برقی برخلاف سالم بودن‌ ‌ در محوطه پایانه اتوبوسرانی خاک می‌خورند.

این فقط یکی از نمونه‌های مدیریت نامناسب دارایی های شهر است که براساس آن باید آب پاکی را ریخت روی دست افرادی که ادعا می‌کنند دغدغه حفظ اموال عمومی دارند. ‌

حمل و نقل عمومی تهران مشکل کم ندارد به نظر می رسد‌ شهردار تازه نفس تهران نیز این مساله را با گوشت و پوست اش حس کرده چون او  این روزها پای ثابت سه شنبه های بدون خودرو است. سه شنبه هایی که به دلیل نبود حمل و نقل  عمومی مناسب تاکنون آن طور که باید راه به جایی نبرده است.

این درحالی است که تهیه اتوبوس برای کلانشهری که به گفته مدیر ‌شرکت واحد اتوبوسرانی اش از سال ۸۹تاکنون رنگ اتوبوس نو به خود ندیده کاری نشدنی نیست، چراکه اگر مدیران اندکی اولویت هایشان را تغییر دهند، هیچ وقت کار به جایی نمی رسد که برخی از شهروندان در جست‌وجوی کاتالیست و لاستیک اجاره ای برای گرفتن معاینه فنی باشند و ‌ عده ای از مدیران‌برای توسعه حمل و نقل عمومی کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرند و واردات اتوبوس‌های تاناکورایی اولویت شان باشد.

 

مهدی آیینی

روزنامه نگار

دولت‌ محیط‌نیستی!

زیست محیطی‌ترین دولت رکورددار محیط نیستی ترین تصمیم‌ها شد؛ حدود ۶۵ ماه پیش دولت یازدهم ‌ با شعارهای محیط زیستی کارش را شروع کرد و وعده داد آنها را در دولت دوازدهم پیگیری کند، دولتی که ‌حتی اولین مصوبه اش را ‌به نام دریاچه ارومیه زد تا ثابت کند محیط زیست برایش مهم است، اما این ادعا هیچ وقت از مقام وعده فراتر نرفت.

حال و روز دریاچه ‌ارومیه این روزها ‌تعریفی ندارد‌. چند روز پیش‌ نماینده مردم ارومیه درباره اش گفت آقای رئیس جمهور ‌ منت می گذارد و می‌گوید برای تثبیت دریاچه ارومیه کمک کرده درحالی که ایشان‌ وعده احیای دریاچه را داده بودند.

خلف وعده‌های زیست محیطی این روزها کم اتفاق نمی افتد،‌ چون تصمیم های دولت نشان می دهد‌‌اعتقادی به توسعه پایدار ندارد، آخرین نمونه اش موافقت رئیس جمهور با طرح انتقال آب خزر به سمنان است که به نگرانی و دغدغه های محیط زیستی ها دامن زده و آنها را نگران ‌کرده‌ که ممکن است خزر به سرنوشت ارومیه دچار شود‌.

تصمیم‌های محیط نیستی در زیست محیطی‌ترین دولت‌ کم گرفته نشده چند روز پیش بود که ماجرای شکایت سازمان های مردم نهاد خوزستان از رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خبرساز شد و فعالان محیط زیست ‌برای نجات منطقه حفاظت شده خاییز ازعواقب‌ویلا سازی ‌دست به دامان دستگاه قضا شدند.

واگذاری بخشی از منطقه حفاظت شده لشگر ‌ملایر ‌به معدن سرمک و بخشنامه جنجالی وزیر جهاد کشاورزی برای رسمیت شناخته شدن نسق زراعی اراضی زیرآشکوب زاگرس را نیز باید از دیگر تصمیم های محیط‌نیستی دانست که اخیرا از سوی دولت گرفته شده است.

دیروز تشکل‌های زیست محیطی مازندران نیز در اعتراض به اجرای طرح گردشگری در جزیره آشوراده بیانیه‌ای صادر کردند ‌ و هشدار دادند مجریان این طرح سودای تبدیل این زیستگاه بکر را به منطقه ای مانند جزیره کیش درسردارند.

توسعه بی ضابطه گردشگری در شمال کشور نتیجه ای بجز تخریب منابع طبیعی کشور ندارد، چراکه جنگل‌های شمال این روزها به محلی برای دفن زباله بدل شده و  برای منابع آب و خاک تهدیدی جدی بشمار می رود.

موافقت با اجرای طرح گردشگری در آشوارده‌ چهار سال پیش با امضای معصومه ابتکار به جریان  افتاد تصمیمی که‌احمدعلی کیخا، معاون وقت محیط زیست طبیعی‌ سازمان حفاظت محیط زیست و نماینده کنونی مجلس ‌درباره اش‌گفت امضای طرح گردشگری آشوراده بزرگترین اشتباه مدیریتی‌ام بود.

اشتباه‌های مدیریتی شاید برخی مواقع با اعتراف و  عذرخواهی قابل جبران باشد، اما تصمیم‌های اشتباهی که  محیط‌زیست کشور را قربانی می کند ‌قابل جبران و چشم پوشی نیست با مرگ ارومیه، آشوراده، زاگرس، ‌ هیرکانی و… یک سرزمین از نفس می افتد‌.

مهدی آیینی

روزنامه نگار

تهران گران و دوچرخه نه‌چندان ارزان آقای شهردار

شهردار تهران دیروز رکاب زد، از خیابان‌های غرق در ترافیک گذشت و هوای دودی تهران را عمیق‌تر از گذشته نفس کشید. دیروز اولین سه‌شنبه خبرساز آقای شهردار نبود، هفته گذشته که هنوز حکمش برای کلیدداری پایتخت صادر نشده بود، عکس‌هایی از او منتشر شد که نشان می‌داد سکاندار تازه نفس تهران لحظات نفسگیر اتوبوس و مترو سواری را هم تجربه کرده است.

در دو سه‌شنبه گذشته که مدتی است لقب روز بدون خودرو را یدک می‌کشند، شهردار تهران دست کم نشان داد حواسش به حمل و نقل عمومی تهران هست که زیربار جمعیت چند میلیونی پایتخت به هن‌وهن افتاده وخون به دل شهروندانی می‌کند که می‌خواهند نه‌تنها سه‌شنبه‌ها، بلکه بیشتر روزهایشان روز بدون خودرو باشد.

عکس‌های اتوبوس و دوچرخه‌سواری آقای شهردار خیلی زود در فضای مجازی دست به دست شد، خیلی‌ها نوشتند بهتراست شهردار به جای دوچرخه‌سواری وقت بگذارد و گرهی از حمل و نقل عمومی تهران باز کند، برخی نیز گفتند سخت است اما تلاش می‌کنند این حرکت نمایشی آقای شهردار را باور کنند.

ریزبینی‌ها به این نکات محدود نشد، دیروز برخی ذره‌بین انداختند روی دوچرخه آقای شهردار و گفتند دوچرخه‌ای که پیروز حناچی با آن خیابان‌های شیبدار تهران را رکاب زده وطنی و ساخت کارخانه «آساک» که سال گذشته تعطیل شد نیست، بلکه دوچرخه‌ای برقی با مارک ویوا است؛ که حدود ۹ میلیون تومان می‌ارزد. تا اینجای کار ایرادی به کار آقای شهردار نمی‌توان گرفت که چرا با دوچرخه‌ای چند میلیونی با سه‌شنبه‌های بدون خودرو همراه شده است.

ایراد کار اینجاست که تهران در حال تبدیل شدن به شهر پولدارهاست شهری که برخی دوست دارند فقط گران باشد، حتی اگر حداقل‌هایی مانند آب و هوا را هم برای زندگی نداشته باشد، دوچرخه نه‌چندان ارزان آقای شهردار یادآور همین دغدغه‌هاست که نمی‌توان نادیده‌شان گرفت.

تهران شهر دوستدار دوچرخه نیست، چون شیب خیلی از خیابان‌هایش تند است و تردد با دوچرخه‌های معمولی دشوار. تهران مسیر دوچرخه‌سواری کم دارد و هوای آلوده‌اش نیز برای سلامتی دوچرخه‌سوارها بیش از دیگران شاخ و شانه می‌کشد. شاید دیروز حناچی در مسیرش به این مسائل هم فکر کرده و کیوسک‌های دوچرخه‌ای را هم دیده باشد که مدت‌هاست خاک می‌خورند و یادآور این مساله‌اند که حرکت‌های نمایشی و بدون برنامه محکوم به شکست است. کلانشهر تهران مدت‌هاست که گرفتار پروژه‌های نمایشی شده، تصمیم‌هایی که برای شهروندان آب ندارد، اما برای پیمانکاران سفارش شده نان دارد.

مهدی آیینی

روزنامه‌نگار

تهران غم دود، تهران غم پول

تهران بی‌هواست، تهران پرنده ندارد، تهران جای زندگی نیست و… تهران به اینجا رسیده چون تا به حال قربانی ایده و طرح‌های خام شده، طرح‌هایی که نوشته می‌شوند تا برخی مدیران خودی نشان دهند.طرح‌هایی که برای تهران حکم دوربرگردان‌های نامناسبی را دارند که در کوتاه مدت اندکی از بار مشکلاتش می‌کاهند، اما خیلی زود به گره تازه‌ای بدل می‌شوند که باید با دندان بازشان کرد.

طرح ترافیک تازه تهران نمونه‌ای از این طرح هاست، طرحی که سال گذشته به استرس و دغدغه شهروندان دامن زد و با شروع فصل خاکستری تهران ثابت شد باری از روی دوش مشکلات زیست محیطی این کلانشهر برنداشته است. هنوز مشکلات اجرای طرح ترافیک جدید تهران حل نشده که از مدیریت شهری خبر رسیده قرار است سال آینده طرح ترافیک تا مرزهای محدوده طرح زوج و فرد گسترش پیدا کند. این‌که مدیران شهری تهران چطور به این نتیجه رسیده اند که باید طرحی را که هنوز دغدغه بسیاری از شهروندان است، فراگیرتر کنند جای سوال است؛ سوالی که خبرنگار ما برای رسیدن به پاسخ آن سعی کرد با مدیران شهری تماس بگیرد، اما موفق نشد.

به نظر می‌رسد مدیران شهری کاهش ترافیک، کاهش آلودگی هوا و کسب درآمد برای شهر را جزو اهداف این طرح بدانند، اما در شرایط کنونی هیچ کدام از این نکات نمی‌تواند دلیل مناسبی باشد، زیرا طرح جدید نه فقط منجر به کاهش آلودگی هوا و ترافیک نشده بلکه به مشکلات شهروندان برای تردد نیز دامن زده است.

نمونه‌اش گزارشی که دهم آبان گذشته با عنوان معاینه فنی اجاره‌ای در همین صفحه منتشر شد و از این حکایت داشت که بسیاری از شهروندان به‌دلیل مشکلات اقتصادی و افزایش هزینه‌های لوازم یدکی و تعمیرات برای تامین قطعاتی مانند کاتالیست یا حتی لاستیک خودرو با مشکل رو به رو هستند و برای گرفتن معاینه فنی ناچارند این لوازم را اجاره کنند. این رفتار برخی شهروندان قابل توجیه نیست، اما پیامی واضح برای مدیران شهری دارد و آن چیزی نیست جز این‌که آنها تاب فشار بیشتر را ندارند.

یک روز پیش از صدور حکم شهردار تازه نفس تهران، تصاویری از او منتشر شد که نشان می‌داد او در حال استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی است، حمل ونقلی که توسعه اش کلید قفل مشکلات تهران است و اگر به سرانجام برسد می‌توان به ایده‌هایی مانند گسترش محدوده طرح ترافیک مثل بسیاری از کلانشهرهای موفق دنیا فکر کرد، اما این ایده زمانی شدنی است که آقای شهردار و همکارانش نه فقط یک روز در سال بلکه در بیشتر روزهای تقویم، رغبت کنند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند.

مهدی آیینی
روزنامه نگار

حفاظت‌ از‌محیط زیست با محیط‌‌‌بان عاریه

محیط‌بان هستند، محیط‌بان نیستند؛ این  بحثی است که با مرگ جوانی ۲۹ ساله در‌‌ پاسگاه محیط بانی “مکرش” این روزها دوباره داغ شده ‌. چهارشنبه گذشته  خبر فوت میلاد عباس‌زاده ‌ در منطقه حفاظت شده کویر‌ رسانه‌ای شد و خیلی ها را به تعجب وا داشت که مگر می شود پاسگاهی‌ محیط بانی پیدا شود که فقط یک محیط بان در انجام وظیفه کند! اما از این پاسگاه ‌های تک نفره در کشور بسیار است برای نمونه ‌فقط ‌۴پاسگاه محیط بانی  درمنطقه کویر‌با یک محیط‌بان اداره می شوند.

علت ‌مرگ محیط بان ورامینی البته هنوز از سوی سازمان پزشکی قانونی اعلام نشده، هرچند گمانه زنی ها از سکته او در خواب حکایت دارد، خوابی که در پاسگاه محیط بانی مکرش به مرگ ختم شد، پاسگاهی که اوایل خرداد امسال از سوی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست افتتاح شد، مسوولانی که امروز ‌ تاکید می‌کنند که باید برای “میلاد”(محیط بان فوت شده) از‌ پست محیط بان شرکتی ‌استفاده کرد ‌چراکه او با سازمان حفاظت محیط زیست هیچ قراردادی نداشته و طرف حسابش یک شرکت پیمانکار بوده است. به همین خاطر به نظر   می رسد مسوولان هنگام افتتاح این پاسگاه درک درستی از شرایط منطقه و محیط‌بانانش نداشته‌اند!

با این  حال فرمانده یگان  حفاظت محیط زیست تاکید  دارد که ادارات استانی بدون اجازه از سازمان، نیروهای شرکتی را به عنوان محیط بان به کار گرفته اند و به همین دلیل به ادارات‌ محیط زیست استان‌ها ابلاغ شده که از نیروهای شرکتی نباید در پست محیط بانی استفاده کنند و چنانچه چنین نیروهایی دارند باید آنها را در بخش دفتری به کار گیرند.

باید تاکید کرد این ادعا ‌حکم همان عذر بدتر از گناه را دارد چراکه نشان می دهد حفاظت‌از محیط زیست کشور‌ ‌ به حال خود رها شده، چراکه سال‌هاست در مناطق حفاظت شده کشور نیروهای شرکتی به عنوان محیط بان مشغول به کار هستند، نیروهایی که بعضا حقوق شان حتی از سوی  معادنی که در مناطق حفاظت شده فعالند پرداخت می شود.

این واقعیت که یگان سازمان حفاظت محیط زیست کشور با کمبود نیرو رو به رو است نقطه ضعفی است که بارها رسانه ها و خبرنگاران حوزه محیط زیست روی آن دست گذاشته اند، اما‌ هنوز پا برجاست.با توجه به بخشنامه اخیر سازمان حفاظت محیط زیست نیر باید تاکید کرد که این سازمان باید هرچه زودتر محیط بانان شرکتی را تعیین تکلیف کند، زیرا این افراد شرایط سخت محیط‌بانی را تاب می آورند اما در هنگام بروز حادثه حمایتی از آنها و خانواده هایشان نمی شود، به همین دلیل نمی توان از آنها انتظار داشت آن طور که باید برای حفظ محیط زیست کشور سنگ تمام بگذارند؛ آنها همیشه یکجای دلشان نگران وضعیت شغلی شان است.‌ حفاظت از محیط زیست ‌ با نیروی عاریه ای که آموزش‌های لازم را ندیده و از آمادگی جسمانی لازم نیز برخوردار نیست،‌شدنی نیست آن‌هم درشرایطی که هر محیط بان ناچار است با چندین شکارچی غیر مجاز در مناطق حفاظت شده دست و پنجه نرم کند.

 

                    مهدی‌آیینی

 

 

محیط زیست پاسخ دهد

به مصوبه هیات وزیران مبنی بر واگذاری مرجعیت کنوانسیون تنوع زیستی از هر زاویه ای که نگاه کنیم باعث تعجب است. هدف از ایجاد این کنوانسیون، حفظ تنوع زیستی در کشورهای عضو است حال آن که وزارت جهادکشاورزی یک وزارتخانه تولیدی است که به تولید در کوتاه مدت و حجم انبوه فکر می کند ضمن این که اقدامات این وزارتخانه در برهه های گوناگون با تنوع زیستی در تضاد بوده است مثلا در بحث خودکفایی گندم در روزگاری که رییس فعلی سازمان حفاظت محیط زیست، وزیر جهادکشاورزی بود چه خسارت ها که بر اراضی و تنوع زیستی وارد شد.

تلاش برای وضع قوانینی که در تضاد با تنوع زیستی است از جمله خصویات وزارت جهادکشاورزی در کشورماست، همچنین اجرای طرح هایی همچون کشت در اراضی شیبدار یا مراتعی که عنوان می شد عرصه هایی ضعیف و فقیرند. با عنایت به چنین  پیشینه ای است که کارشناسان معتقدند این واگذاری به صلاح نیست که البته علت چنین تصمیمی را فقط و فقط باید از سازمان محیط زیست پرسید .

 

دکتر هادی کیادلیری

رییس سابق دانشکده منابع طبیعی  و کشاورزی

وعده‌های الکی، شهادت‌های واقعی

محیط‌بانان تجهیزات ندارند، محیط‌بانان آموزش ندیده‌اند، ‌محیط‌بانان تعدادشان اندک است، ‌محیط‌بانان حقوقشان ناچیز است؛‌ جملات تکراری زیادی در وصف محیط‌بانان ساخته می‌شود؛ جملاتی که زبان و متن سخنرانی‌ خیلی از مسؤولان و مدیران با آنها غریبه نیست؛ جملاتی که واقعیت دارند، اما‌ خیلی زود تکراری می‌شوند و بی‌خاصیت.

محیطبانان آسان شهید میشوند؛ این جملهای است که این روزها دارد برای محیطبانان کشور تکراری میشود، چراکه صبح دیروز با شهادت تاجمحمد باشقره، محیطبان پارک ملی گلستان آمار محیطبانان شهید به ۱۲۳ رسید، محیطبانانی که جانشان را برای حفظ محیط زیست و تنوع زیستی کشور فدا کردند، اما شرایط محیط زیست و همکارانشان تغییر جدی نکرد.

دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در واکنش به شهادت محیطبان گلستانی گفت که یکی از شکارچیانی که محیطبان پارک ملی گلستان را به شهادت رسانده سابقهدار بوده و گریخته و امیدوار است امروز خبر دستگیری این متخلف منتشر شود. او وعده داد که با تصویب لایحه حمایت از محیطبانان و تامین اعتبار، مشکل محیطبانان حل شود. دیروز مدیرکل حفاظت محیط زیست گلستان نیز حرف زد واز این گفت که محیطبان گلستانی در درگیری تن به تن جانش را از دست داده و در کنار او دو همیار محیط‌‌زیست نیز براثر ضربات چاقو مجروح شدهاند.

با توجه به گفتههای همین دو مسؤول نیز میتوان گفت پای مدیریت در محیط زیست و یگان حفاظت آن هنوز لنگ میزند، از سخنان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست میتوان به این واقعیت تلخ پی برد که برخورد نامناسب با شکارچیان غیرمجاز سبب شده شکارچیان سابقهدار آنقدر احساس امنیت کنند که ترسی از شلیک مستقیم به محیطبانان نداشته باشند.

از سخنان مدیرکل محیط زیست گلستان نیز میتوان به این واقعیت رسید که محیط‌بانان هنوز آن طور که باید در اصول و فنون رو‌به‌رو شدن با خطر مهارت ندارند که کارشان به درگیری تن به تن ختم می‌شود. در واقع جلیقه‌های ضد گلوله و آموزش‌های کنونی نتوانسته محیط بانان را دربرابر شکارچیان غیرمجاز یا دست کم حوادث مرگبار
توانمند کند.

این روزها بحث برسر تصویب لایحه حمایت از محیط‌بانان و جنگلبانان نیز داغ است،‌ لایحه‌ای که ماه‌هاست در مجلس بایگانی شده و برخی می‌گویند اگر به قانون بدل شود مشکلات محیط‌بانان حل و فصل خواهد شد،‌ اما مرور نحوه ‌عملکرد بسیاری از محیط‌بانان و مدیرانشان‌ در پرونده‌های حادثه‌ساز نشان می‌دهد که کاهش این حوادث در گرو تغییر نحوه عملکرد آنهاست، برای نمونه اگر محیط‌بانان اولویت را بر پیشگیری بگذارند نه غافلگیری، کار به درگیری تن به تن و حوادث ناگوار نمی‌رسد. علاوه‌بر این اگر نمایندگان مجلس، نیروی انتظامی و قوه قضاییه نیز برای حمایت از محیط‌بانان و برخورد با شکارچیان غیرمجاز سنگ تمام بگذارند دیگر هیچ شکارچی غیرمجاز و سابقه‌داری به خود جرات نمی‌دهد لوله اسلحه‌اش را به سمت محیط‌بان نشانه بگیرد.

بنابراین محیط‌بانان به جملات تکراری و دلسوزانه احتیاج ندارند، چراکه حفظ جان آنها و محیط زیست کشور درگرو عمل و تغییر است نه شعار و وعده.

مهدی آیینی

وعده انقراض

 انقراض سال‌هاست پا به پای یوزپلنگ‌های آسیایی می دود، سال‌هاست کارشناسان و روزنامه نگاران از خطر انقراض این گونه حرف می زنند و می نویسند؛ دست کم حود دو دهه است که تلاش برای نجات این گونه با حمایت‌های بین المللی همراه شده اما نتیجه همان خطر انقراض است که هنوز روی سر یوزپلنگ‌ها سایه انداخته است.

کارشناسانی که به تلاش‌  برای نجات یوزپلنگ ها درکشورمان با خوشبین هستند می‌گویند ا‌گر این تلاش‌ها نبود به طور حتم اکنون دیگر یوزپلنگی در ایران زندگی نمی کرد به همین دلیل نباید  به فعالیت ‌ افرادی که برای نجات یوزپلنگ تلاش می کنند خیلی ‌خرده گرفت. این افراد از این می گویند که کمک های برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) برای نجات یوز خیلی نیست و نهادهای بین المللی چند برابر بودجه ای که برای پروژه حفاظت از یوز آسیایی در نظر می گیرند برای دیگرگونه های درمعرض خطر انقراض در سایر کشورها هزینه می کنند.

دربرابر این گروه هستند افرادی که می گویند نجات یوزپلنگ در کشورمان به نقطه مناسبی نمی رسد، چون نجات این گونه همواره گرفتار حاشیه هایی است که راه را برای نجات این گونه دشوارتر می کند.

این حاشیه ها آنقدر بوده که سبب شده حتی کمک های بین المللی نیز برای نجات این گونه کاهش پیدا کند. هرچند این روزها در سازمان حفاظت محیط زیست تلاش برای تمدید این قرار داد ادامه دارد، اما هنوز هیچ قرار دادی نهایی نشده است.

تلاش ها برای نجات یوزپلنگ از خطر انقراض به سرانجام نمی رسد، چون خیلی ها به این مساله به  چشم نمایش نگاه می کنند و نمی خواهند هیچ گاه از مقام حرف به عمل برسند. کمتر مسئولی است که این روزها از شرایط یوزپلنگ ها آگاه نباشد و نداند که تخریب زیستگاه و تصادفات جاده ای هر روز یوزها را به انقراض نزدیک تر می کند. اما این ‌تهدید ها در اصلی ترین زیستگاه ها پا به پای یوزها می دوند.

یوزپلنگ‌ها در کشورمان قربانی می شوند و مسئولان همچنان برای نجات این گونه وعده می دهند، وعده هایی مانند فنس کشی جاده، ساخت زیرگذر، خروج دام از زیستگاه و توقف فعالیت هایی مانند معدنکاوی، وعده هایی که به نظر می رسد این روزها جدی ترین عامل انقراض یوز آسیایی است.

مهدی آیینی
روزنامه‌نگار

برای جاری شدن دیپلماسی آب نذر کنیم

بهتر است در کنار پویش نذر آب، ‌‌کمپینی نیز  برای پیگیری تامین ‌حقآبه های کشور و ‌دیپلماسی آب‌ شکل بگیرد تا وزارت امور خارجه به این مهم توجه کند

تالاب‌هایی که می‌خشکند، دشت‌هایی که فرو می‌ریزند، رودهایی که در راه می‌مانند؛ گواهی می‌دهند‌ که بی‌آبی ازمرحله بحران عبور کرده است‌‌.

‌بحران آب شمشیرش را ‌از رو بسته‌ در سیستان و بلوچستان  هر روز افراد بیشتری تصمیم می گیرند خانه و کاشانه شان را ترک کنند و به عنوان آواره زیست محیطی روانه استان‌های شمالی کشور شوند، اما در شمال کشور نیز شرایط مناسب نیست؛آبرسانی به  برخی روستاهای گلستان، گیلان و مازندران با تانکر انجام می‌شود.

آواره های زیست محیطی به سیستان و بلوچستان محدود نمی شود، خراسان جنوبی،‌ کرمان و خوزستان نیز این روزها گرفتار تب تند بی آبی هستند، تبی که زندگی را برای اهالی این مناطق دشوارتر از  گذشته کرده است.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد طرحی مانند نذر آب که این روزها در سیستان و بلوچستان کلید خورده اتفاق خوبی باشد، اما نباید فراموش کرد که چنین طرح هایی برای مناطقی مانند سیستان و بلوچستان ‌ که در حال تخلیه شدن هستند حکم مسکن را دارد.

پرداختن به نذر آب شاید در کوتاه مدت با همکاری مردم اندکی از بار مشکلات مناطق بی آب کشور کم کند، اما در شرایطی که  ریشه اصلی بحران آب سوء مدیریت منابع آب، تلاش نکردن برای تامین حقآبه های کشور و خشکیدگی دیپلماسی آب در وزارت امور خارجه است، نمی تواند گره کور زندگی را در سیستان و بلوچستان یا هر استان دیگری که در تب بی‌آبی می سوزد باز کند،‌چراکه بحران آب در تشنگی خلاصه نمی شود‌ برای نمونه ‌ در هفته ای که گذشت ‌ توفان گرد و غبار بیش یکهزار نفر را به دلیل مشکلات تنفسی و بینایی ‌روانه بیمارستان های سیستان کرد. این درحالی است که بسیاری‌از روستاییان و عشایر منطقه‌ حتی امکان دسترسی به مراکز درمانی را  ندارند‌.

بنابراین باید گفت اگر نهادهای مسئولی مانند سازمان حفاظت محیط زیست،‌منابع طبیعی و وزارت امورخارجه برای تامین حقابه کشور اقدام نکنند و نذر تامین حقابه های کشور و دیپلماسی آب در آنها کلید نخورد روز به روز به مشکلات این استان ها و به تبع آن به مشکلات کشور دامن زده می شود‌ و شرایطی بوجود می آید که دیگر با هیچ نذری نمی توان گره کور آن را باز کرد.

مهدی آیینی

روزنامه نگار

 

بالا