آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 28)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

زیرگرفتن حیوانات جایزه ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هر سال تعداد زیادی از گونه‌های جانوری کشورمان قربانی تصادفات جاده‌ای و ندانم کاری انسان‌ها می‌شود، از جانورانی مانند گربه تا یوزپلنگ، روباه و انواع حیوانات وحشی که در کشورمان زندگی می‌کند. نکته اینجاست که مرگ حیواناتی مانند گربه ها در شهرها به موضوعی عادی بدل شده تا آنجا که برخی انسان های روانپریش برای زیرگرفتن و کشتن حیوانات با یکدیگر رقابت می کنند.

متاسفانه به دلیل این که در کشورمان قانونی برای برخورد با این افراد وجود ندارد و سازمان های مردم نهاد هم آن طور که باید و شاید فعال نیستند، حاشیه امنی برای این افراد به وجود آمده است.

افزون بر این، بیشتر مردمی که به طور اتفاقی با این حیوانات تصادف می کنند، نمی دانند برای کمک به حیوان زخمی چه باید انجام دهند، به همین دلیل جاندار زخمی را کف خیابان رها کرده و راه خود را در پیش می گیرند.

این در حالی است که این افراد حداقل می توانند با تماس با نهادهای مردمی مانند انجمن حمایت از حیوانات برای نجات جان حیوان آسیب دیده تلاش کنند البته این اوضاع در جاده های برون شهری برای حیوانات خطرناک تر است، زیرا انسان با تخریب زیستگاه های حیات وحش و ساخت جاده و معادن در این مناطق سبب کاهش منابع غذایی آنها شده و به همین دلیل گونه های جانوری ناچارند برای تامین غذا به شهر و روستاها نزدیک شده و متاسفانه تعدادی از آنها به دلیل تصادف با خودرو های عبوری تلف شوند.

بر اساس آمارهای منتشر شده در شش سال اخیر دلیل 70 درصد مرگ و میر گونه های جانوری در کشور تصادفات جاده ای اعلام شده است.

برای نمونه در این مدت 16 یوزپلنگ، 14 پلنگ، 9 گربه کاراکال، 104روباه و 21 گرگ به دلیل تصادف با خودرو کشته شده اند.

از این گذشته برخی از این گونه ها در خطر انقراض قرار داشته و هر سال برای حفظ آنها برنامه هایی در کشور اجرا می شود به همین دلیل تلف شدن آنها در جاده ها هزینه جبران نشدنی به کشور تحمیل می کند.

این در حالی است که مسئولان با برنامه ریزی برای حل مشکلاتی مانند تخریب زیستگاه حیات وحش، نبود تابلو و علائم هشداردهنده در جاده ها و ساخت و ساز در مناطق حفاظت شده می توانند برای نجات جان گونه های جانوری قدم بردارند.

 

باز هم سلطان جنگل قرباني باغ وحش غير استاندارد شد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

انگار دیگر جایی برای گونه‌های جانوری کشورمان وجود ندارد، زیرا تعداد اندک باقیمانده حیات‌ وحش یا در مناطق حفاظت شده سلاخی می‌شود یا در باغ‌وحش‌های غیراستاندارد قربانی نبود امکانات و سهل‌انگاری مسئولان می‌شود، اوضاع آ‌ن‌قدر نابسامان است که روزی را نمی‌توان پیدا کرد که در آن ‌خبر کشته شدن گونه‌های جانوری، بیماری آنها در باغ‌وحش‌ها یا دستگیری شکارچی‌های غیرمجاز مطرح نشود. برای نمونه روز گذشته حادثه ای در پارک بعثت دزفول اتفاق افتاد که کم از شیوع بیماری مشمشه در باغ وحش ارم و قربانی شدن شیر و ببرهای این پارک ندارد؛ زیرا یکی از شیرهای این پارک، قربانی شرایط نامناسب آنجا شد.

هرچند که خبرهای تائیدنشده ای از شایع شدن مگس میاز در این پارک مطرح شده و برخی ها می گویند یک قلاده شیر و خرس در این پارک بر اثر مگس میاز جان خود را از دست داده اند، اما مدیر سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری دزفول نظر دیگری دارد.

او در این باره به فارس می گوید: کشته شدن یک قلاده شیر به دلیل دعوای دو شیر با یکدیگر بوده است. با این که این مقام مسئول کشته شدن جانداران این باغ وحش را به دلیل مگس میاز تکذیب می کند، اما همین که شیری به دلیل درگیری با همنوع خود در باغ وحش کشته شده، بیانگر این حقیقت تلخ است که این مرکز نیز مانند 700 محل نگهداری حیوانات کشور از هیچ شرایط استانداردی برخوردار نیست زیرا اگر دست کم شیرهای نر را جدا از یکدیگر نگهداری می کردند، کار به اینجا نمی رسید یا اگر کارکنان باغ وحش به سلاح یا دارت بیهوشی دسترسی داشتند، این حادثه تلخ هرگز اتفاق نمی افتاد.

نکته اینجاست که بیشتر باغ وحش های کشور شرایط مناسبی نداشته و کارکنان آموزش ندیده آنها نیز امکانات لازم را در اختیار ندارند، به همین دلیل زنده ماندن اندک گونه های جانوری در کشور را باید به پای بخت و اقبال آنها گذاشت.

این در حالی است که در کشورهای موفق، باغ وحش های استاندارد محلی است برای آشتی دادن مردم و حیات وحش، ایجاد حس حيوان دوستي ، آموزش، تحقیق و کسب درآمد، اما شرایط نامناسب باغ وحش های کشور نه تنها رسیدن به هیچ کدام از این هدف ها را میسر نمی کند؛ بلکه بستری را فراهم کرده برای آسیب دیدن گونه های جانوری یا جریحه دار شدن احساس انسان ها. شرایط نامناسب باغ وحش ها می تواند سبب حوادث دیگری نیز شود.

به همین دلیل باید به مسئولان محیط زیست هشدار داد برای جلوگیری از قربانی شدن گونه های جانوری در باغ وحش های غیراستاندارد هنگام صدور مجوز برای باغ وحش ها حداقل های لازم را در نظر بگیرند و در کنار آموزش محیط بانان، برنامه ای را نیز برای آموزش کارکنان باغ وحش ها پیش بینی کنند.

رشوه 100 میلیون توماني عرب ها براي پرندگان شکاري

شیخ‌های حاشیه‌نشین خلیج‌فارس برای به دست آوردن پرنده‌های شکاری کشورمان خیلی دست و دلباز شده‌اند، تا آنجا که قاچاقچیان و افراد سودجویی که محیط‌زیست و گونه‌های جانوری کشور برایشان ارزشی ندارد، برای برآورده کردن خواسته‌های آنها تن به هر کاری می‌دهند. قوش بازهای حاشیه خلیج فارس آن قدر پیشنهاد های وسوسه کننده ای به قاچاقچیان پرنده های شکاری می دهند که آنها حاضرند برای چند شبانه روز در بیابان ها کمین کرده و پرندگان شکاری را به دام انداخته و بعد از زنده گیری بال آنها را بسته و پلک چشمانشان را بدوزند تا راحت تر بتوانند پرندگان شکاری را قاچاق کنند.

این در حالی است که متاسفانه در کشورمان قانون و جریمه بازدارنده ای برای مقابله با این اشخاص وجود ندارد، تا جایی که جریمه شکارچیان پرندگان شکاری که بتازگی افزایش یافته بیشتر از دو میلیون تومان نیست.

به همین دلیل اگر محموله این قاچاقچیان هر از گاهی در کشور لو می رود فقط به این دلیل است که پرندگان خوش شانس بوده اند و مامور وظیفه شناسی پیشنهاد رشوه قاچاقیچان را رد کرده است.

برای نمونه می توان به ماجرای رد پیشنهاد رشوه صد میلیون تومانی از سوی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گناوه اشاره کرد که بتازگی اتفاق افتاده است.

ماجرا از این قرار است که قاچاقچیان برای قاچاق چند بازشکاری به این مقام مسئول پیشنهاد صد میلیون تومان پول نقد و یک دستگاه خودروی زانتیا دادند، اما او قبول نکرد. این ماجرا خبر خوبی است برای دوستداران محیط زیست، زیرا در آشفته بازاری که محیط زیست و گونه های جانوری و گیاهی کشور با آن رو به روست، شنیدن چنین خبرهایی می تواند مردم را اندکی به آینده محیط زیست کشور امیدوار کند.

البته مسئولان محیط زیست باید برای افزایش جریمه های قاچاقچیان قدم های جدی بردارند، زیرا جریمه های ناچیز نمی تواند مانع مناسبی در برابر قوش بازهایی باشد که برای دست یافتن به پرندگان شکاری کشور هزینه های چند صد میلیونی می کنند.

این در حالی است که حقوق پایین محیط بانان نیز می تواند به قاچاق پرندگان شکاری در داخل کشور دامن بزند زیرا وقتی یک محیط بان برای برآورده کردن نیازهای اولیه زندگی خود با مشکل رو به روست ، نمی توان از او انتظار داشت که در برابر پیشنهاد رشوه هایی که چند برابر حقوق سالانه اوست، مقاومت کند.

خیال زورگیران تا هفته آینده راحت باشد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

پلیس عده‌ای از زورگیران را شناسایی کرده، ولی قرار است هفته آینده برای دستگیری آنها پاشنه‌های کفش خود را بالا بکشد؛ این وعده‌ای است که روز گذشته رئیس پلیس تهران بزرگ به پایتخت‌نشینان داده، اما او درباره این‌که چرا قرار است به زورگیرانی که با جان و مال مردم بازی می‌کنند یک هفته فرصت داده شود، سخنی به میان نیاورده است، به همین دلیل هر شهروند عاقلی با خودش کلنجار می‌رود تا جواب قانع‌کننده‌ای برای این پرسش پیدا کند.

  برای نمونه یکی از جواب هایی که ممکن است به ذهن برخی ها خطور کند این است که عده ای از زورگیران برای تعطیلات از شهر خارج شده اند و قرار است تا هفته آینده به مخفیگاه خود برگردند.

شاید هم تا هفته آینده برخی آنها توبه کرده و کار خلاف را کنار گذاشته و به جای زورگیری و کیف قاپی با موتور به عنوان پیک موتوری مشغول به کار شوند، احتمال دیگری که مطرح است این که نیروهای پلیس تا هفته دیگر قدرتشان بیشتر از قبل شده و ترس زورگیران از ماموران پلیس بیشتر شود؛ چون رئیس پلیس تهران بزرگ در بخش هایی از سخنانش که ایسنا آن را منتشر کرد، به ترس زورگیران از ماموران اشاره کرد و گفت: نه تنها پلیس از زورگیران نمی ترسد، بلکه این زورگیران هستند که از پلیس می ترسند.

به هر حال این نکته هم می تواند دلیل این تصمیم باشد. البته می توان دلایل دیگری برای این فرصت یک هفته ای مطرح کرد، زیرا مدتی است مسئولان نیروی انتظامی سیاستی را در پیش گرفته اند که در آن پلیس با گرداندن اوباش و زورگیران در سطح شهر سعی در نشان دادن عاقبت این اعمال دارند.

آنچه واضح است این که با توجه به افزایش روزافزون جرم و جنایت در کلانشهرها، پلیس نباید کوچک ترین فرصتی به متهمان بدهد و چنانچه پلیس در اجرای نقش خود در جامعه بدرستی و بموقع عمل کند، نیازی به اجرای این نوع برنامه ها ندارد زیرا این روز ها اگر پای حرف های دوست و آشنایان خود بنشیند، تائید خواهید کرد که بخشی از صبحت آنها به ماجرای سرقت ها و زورگیری هایی که برای خود یا آشنایان شان اتفاق افتاده، مربوط می شود. برای نمونه در حوزه روزنامه نگاری بخشی از خاطرات مشترک دوستان عکاس من که در خبرگزاری ها و نشریات مختلف کار می کنند، مربوط به زورگیرانی است که سعی در سرقت دوربین و تجهیزات آنها داشته اند.

آخرین مورد هم حادثه ای بود که چند شب پیش برای عکاس روزنامه اتفاق افتاد و خوشبختانه سارقان ناکام ماندند اما اوایل ماه مهر برای عکاس ایرنا حادثه مشابهی اتفاق افتاد و سارقان توانستند دوربین و تجهیزات او را به سرقت ببرند و برخلاف این که رئیس پلیس تهران می گوید روسای کلانتری ها ملزم هستند در صورت وقوع زورگیری طی 24 ساعت نسبت به پیگیری، کشف و دستگیری متهمان اقدام کنند، سرانجام چند روز پیش با همکاری عکاس و فروشنده دوربین به نتیجه رسید.

به این شکل که سارق وقتی قصد داشت دوربین مسروقه را با دوربین دیگری معاوضه کند، متوجه شک فروشنده به او شد و با برداشتن دوربین دیگری پا به فرار گذاشت، اما عکاس ایرنا خوش شانس بود که سارق، دوربین او را در مغازه جا گذاشت.

تعریف کودک‌آزاری گم‌شده است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

چه کسی باور می‌کند در شش ماهه اول امسال فقط 23 مورد کودک‌آزاری در کشور رخ داده باشد؛ آن هم وقتی بیش از 1.5 میلیون کودک‌کار هر روز در شهرهای مختلف کشور با ناملایمات اجتماعی و انواع و اقسام خطرها دست و پنجه نرم می‌کنند یا وقتی بیش از 80 درصد کودکانی که در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی نگهداری می‌شوند، کودکان بدسرپرست هستند.

هیچ کس این آمار را باور نمی کند مگر این که به دلیل حوادث ناگواری که در کشور اتفاق می افتد، معنی کودک آزاری برای برخی از فعالان این حوزه تغییر کرده باشد و یا آنها دست روی دست گذاشته باشند تا کودکان آزار دیده برای اطلاع رسانی به سراغشان بروند، چرا که پرونده های کودک آزاری زیادی در کشور در حال رسیدگی است پرونده هایی که مرور آنها بیانگر این حقیقت تلخ است که معیار کودک آزاری درکشورمان در حال تغییر است برای نمونه اوایل امسال پرونده فاطمه دختر شش ساله بوشهری یکی از جنجالی ترین موارد کودک آزاری در کشور بود که در آن مادر سنگدلی با همدستی متهمی دیگر بدن کودک خود را با فندک سوزانده و تا حدی او را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند که کودک بینایی خود را نیز از دست داده بود.

از این دست پرونده ها در کشورمان کم نیست. پرونده هایی که در آن کودکان قربانی نبود قانون مناسب و خشونت والدین خود شده و وقتی در کانون توجه قرار می گیرند که با مرگ فاصله اندکی دارند.

به همین دلیل انگار برای خیلی ها تا زمانی که کودکی با فندک، سیگار یا اتو داغ نشود یا زیر ضربات مشت و لگد کارش به بیمارستان یا گورستان نکشد کودک آزاری رخ نداده است. این درحالی است که توهین کردن، ترساندن، تحقیر کردن، تبعیض و توجه نکردن به نیازهایی مانند تغذیه، بهداشت، پوشاک و آموزش کودک نیز کودک آزاری محسوب می شود.

به همین دلیل وقتی یکی از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودکان ادعا می کند که در شش ماهه اول امسال 23 مورد کودک آزاری به انجمن حمایت از حقوق کودکان ارجاع داده شده است باید به او گفت که انتشار چنین آماری از سوی این انجمن نه تنها دردی از کودکان آزار دیده و در معرض خطر کشور کم نمی کند، بلکه ممکن است نتیجه عکس هم داشته باشد.

باید به مسئولان این انجمن هشدار داد وقتی آنها قادر نیستند درک درستی از حوادثی که در کشور رخ می دهد داشته باشند یا نمی توانند حتی اخبار حوزه خود را با مرور صفحه حوادث روزنامه ها به روز کنند، نیازی به ارائه آمار نیست و بهتر است آنها به انجام کارهای فرهنگی و حمایتی بسنده کنند.

آموزش محیط‌بانان لنگ می‌زند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

محیط‌بانان جزو افرادی هستند که خیلی کم پشتیبانی می‌شوند، اما همه از آنها توقع بالایی دارند، به همین دلیل مشکلات زیادی تاکنون برای این حامیان محیط‌زیست رخ داده، از درگیری با شکارچیان بگیرید تا مجروح شدن، به‌زندان افتادن و حکم اعدام گرفتن آنها. هر چند قسمتی از این مشکلات را می توان پای کم توجهی خود محیط بانان گذاشت، اما در این بین نباید از این نکته غافل شد که این مسئولان محیط زیست هستند که باید زمینه را برای فعالیت هر چه بهتر این افراد فراهم کنند.

روز گذشته مدیرکل محیط زیست استان تهران حرف هایی را به زبان آورد که از فقر تجهیزات و آموزش محیط بانان حکایت دارد، زیرا به گفته او در استان تهران فقط شش قبضه اسلحه بیهوشی وجود دارد و متاسفانه در این میان فقط یک یا دو محیط بان می توانند بدرستی با این سلاح ها کار کنند.

این در حالی است که سال گذشته مسئولان محیط زیست به بهانه نبود اعتبار، دوره های آموزشی را برای محیط بانان برگزار نکرده و فقط به برگزاری سه کلاس سلاح شناسی، تیراندازی و قانون به کارگیری سلاح بسنده کردند، هرچند که باید یادآور شد این چند کلاس نیز از استاندارد مناسبی برخوردار نبود.

این در حالی است که مسئولان باید دست کم تدارک 40 کلاس آموزشی را برای محیط بانان ببینند، زیرا چنانچه محیط بانان در دوره هایی مانند قانون مجازات اسلامی، حقوق قضا، غریق نجات، دفاع شخصی، جمع آوری نمونه، زنده گیری حیوانات و اصول اولیه نجات حیواناتی که در محدوده فعالیت آنها زندگی می کنند آشنا نباشند، نمی توانند برای محیط زیست مفید باشند، چون بی اطلاعی آنها به طور قطع آسیب بیشتری به محیط زیست خواهد زد.

برای مثال می توان به مرگ پلنگ شاهرودی در سال گذشته اشاره کرد، هر چند مسئولان محیط زیست وقت، دلیل مرگ حیوان را خونریزی شدید عنوان کردند، اما به اعتقاد کارشناسان، پلنگ به دلیل اصابت دارت داروی بیهوشی به طحالش و شلیک گلوله کلاشینکف از سوی محیط بان کشته شد.

از این نمونه های تاسف بار در کشورمان کم نیست؛ کشته شدن دو خرس قهوه ای در دانشگاه تبریز و سراب نیز از مواردی است که به دلیل نبود گلوله بیهوشی رقم خورده است بنابراین باید به مسئولان محیط زیست هشدار داد چنانچه تصمیم به حفظ اندک حیات وحش باقیمانده کشور دارند باید سرمایه گذاری برای آموزش و حمایت از محیط بانان را هر چه زودتر عملی کنند.

نامه یک محیط‌بان از زیر تیغ

مهدی آیینی – حدود سه سال پیش همراه چند نفر از همکارانش به ارتفاعات دنا رفت، آنجا بود که به طور ناخواسته با چهار شکارچی درگیر شد و در این درگیری متاسفانه یکی از شکارچیان جان خود را از دست داد و غلامحسین خالدی در مخمصه‌ای افتاد که هرگز آن را پیش‌بینی نمی‌کرد.

این محیط بان بیش از سه سال است که در زندان یاسوج روزها را به شب می رساند.

او روزهای طولانی زندان را با یاد خانواده و حیواناتی که نجات داده است، تاب می آورد. نامه او که روز گذشته رسانه ای شد، خطاب به معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست است.

خالدی در این نامه سرگشاده از ابتکار درخواست کرده که نگذارد زندگی او در زندان یا در پای چوبه دار به فراموشی سپرده شود.

محیط بان زندانی در بخشی از نامه اش می نویسد: مشکلات شدید خانوادگی، نظیر نداشتن هیچ سرپناهی برای خانواده ام و بلاتکلیفی و اضطراب ناشی از زندان سه ساله، افسردگی شدیدی را برایم به وجود آورده است.

متاسفانه کم کاری مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد و سهل انگاری نمایندگان حقوقی سازمان در طول این سه سال و نیم، باعث شده که حقوق اینجانب ضایع و در مدت بازداشت یعنی سه سال و چهار ماه بلاتکلیف باشم.

خالدی در بخش دیگری از نامه اش اینچنین می نویسد: پدر پیر و مریض احوالی دارم و همین طور مادری که نمی تواند راه برود. من در زندانم و از حقوق دریافتی خانواده ام و همچنین خانواده پدری ام امرار معاش می کنم. به دلیل بازداشت، مشکلات شدید خانوادگی برایم پیش آمده؛ همسرم دچار ناراحتی قلبی شده است.«نازنین» دخترم کلاس اول راهنمایی است. برای مدرسه اش هیچ کاری نتوانسته ام انجام بدهم، حتی در طول سال شاید سه بار آن هم ده دقیقه او را دیده ام. خالدی در نامه خود به یکی دیگر از همکارانش به نام اسعد تقی زاده نیز اشاره می کند.

این محیط بان هم بیشتر از پنج سال است که در زندان روزگار می گذراند. در سطر سطر نامه خالدی این نکته به چشم می آید که او می ترسد مانند برخی از محیط بانانی که در زندان فراموش شده اند، در بلاتکلیفی بماند. آنچه مشخص است، این نکته است که محیط بانان با توجه به حقوق کم و شغل سختی که دارند، افراد زحمتکشی هستند که گاهی به دلیل نبود قانون مناسب یا سهل انگاری خودشان گرفتار مشکلاتی می شوند، اما نباید فراموش کرد که آنها حین دفاع از محیط زیستی که به تمامی ایرانیان تعلق دارد، گرفتار شده اند. به همین دلیل اکنون نباید آنها را تنها گذاشت.

هرچند که این وظیفه مسئولان محیط زیست است که کار آنها را با جدیت دنبال کنند، اما دیگران هم می توانند در این بین نقش داشته باشند.

برای نمونه هنرمندان می توانند پیشقدم شده و برای جلب رضایت شاکیان پرونده تلاش کنند یا خیران می توانند با کمک نقدی رضایت شاکیان چنین پرونده هایی را جلب کنند تا محیط بانان کمی سختی کار خود را فراموش کرده و با انگیزه بیشتری در راه حفظ محیط زیست تلاش کنند.

وحشت حیات وحش از انسان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

کم نیست تعداد فیلم‌هایی که در آن انسان‌نما‌ها دست به کشتار وحشیانه حیوانات زده‌اند؛ از معروف‌ترین آنها که سلاخی توله‌خرس‌ها در سمیرم است بگیرید تا کشتن الاغ با ضربات پتک و گرفتن عکس یادگاری با خرس سربریده و شکار پلنگ با تیر و کمان. البته باید به این آمار صدها عکس و فیلم دیگر را نیز اضافه کرد که فقط یکی از آنها برای محکوم کردن برخی انسان‌ها و مسئولانی که سنگ محیط زیست را به سینه می‌زنند، کافی است.

متاسفانه اوضاع محیط زیست و حمایت از حیوانات در کشور آن قدر نابسامان است که اصلا نمی توان انتظار داشت وقفه ای بین انتشار این گونه فیلم و عکس ها بیفتد تا حیوانات نفس راحتی کشیده و زخم های ریز و درشت حیات وحش نیز تا حدی التیام پیدا کند، زیرا چند روزی است که فیلمی در دنیای مجازی منتشره شده که از تکرار بی رحمی و بی مسئولیتی انسان ها نسبت به محیط زیست و گونه های جانوری در خطر انقراض حکایت دارد، در این فیلم چند انسان نما تعدادی سگ را به جان پلنگ جوانی انداخته و این گربه سان را که در خطر انقراض قرار دارد، می کشند؛ جالب اینجاست که به گفته شاهدان، این پلنگ هیچ آسیبی به این افراد یا دام هایشان نزده بود.

هرچند از مرتکبان این جنایت نباید گذشت، اما نکته اینجاست که در این بین مسئولان نیز به همان اندازه مقصرند.

برای نمونه اواخر دی ماه گذشته که دادگاه افرادی که سه خرس را در سمیرم سلاخی کرده بودند، برگزار شد، در میان بهت دوستداران محیط زیست متهمان به صورت غیابی فقط به 18 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

اگر آن زمان مسئولان حساب شده تر عمل کرده و حکم بازدارنده ای صادر می شد، به طور حتم افرادی که در گوشه و کنار کشور با کشتن حیوانات و گرفتن فیلم از جنایت خود خبرساز می شوند، حداقل از بیم برخورد قضایی مناسب لحظه ای مردد خواهند شد بنابراین می توان گفت اگر در سه قوه کشورمان تصمیم های مناسبی برای حمایت از گونه های جانوری در خطر انقراض گرفته نشود خیلی دور نیست که بعد از شیر و ببر ایرانی که سال هاست منقرض شده اند، پلنگ، یوزپلنگ، یا دیگر گونه های جانوری نیز لقب منقرض شده خواهند گرفت.

این در حالی است که در فیلم اخیر چهره افرادی که مرتکب این جنایت شده اند مشخص است و از سوی افراد بومی قابل شناسایی هستند، بنابراین باید منتظر ماند و دید که مسئولان در این پرونده چگونه با مجرمان برخورد خواهند کرد.

ازدواج، درک درست می‌خواهد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آمار طلاق در کشور بالا رفته، کارشناسان هشدار می‌دهند سونامی یا زلزله طلاق در راه است. مسئولان بعضی وقت‌ها از محرمانه بودن آمار در این حوزه دم می‌زنند و گاهی نیز اعتراف می‌کنند در هر ساعت 16 زوج از یکدیگر جدا می‌شوند. همه این آمار و اظهار نظر ها درست است، اما نکته اینجاست که می توان مانع آن شد، زیرا بسیاری از طلاق هایی که این روزها در دفترخانه های کشور ثبت می شود، دلیل واضحی دارد که مسئولان آن طور که باید و شاید تاکنون آن را جدی نگرفته یا دست کم برای حل آن برنامه ای نداشته اند.

کارشناسان و مسئولان آن قدر در پژوهش و آمارهای به دست آمده در این حوزه غرق شده اند که یادشان رفته آمارها ارائه می شود تا به کمک آنها بتوان مشکلات را شناخت و برای رفع آنها برنامه ریزی و تصمیم گیری کرد.

برای نمونه یکی از مشکلاتی که امروزه همه سعی در رفع آن دارند، کاستن از آمار طلاق است. این مشکل دلایل زیادی دارد، اما با فرهنگ سازی و آموزش بموقع می توان تا حد زیادی مانع آن شد، مثلا اگر این روزها از زوج های جوانی که تصمیم به ازدواج می گیرند بپرسید هدف آنها از ازدواج چیست، یا چه برنامه ای برای آینده خود دارند، عده کمی می توانند پاسخ قانع کننده ای بدهند. متاسفانه خیلی از آنها درک درستی از ازدواج ندارند و تصور می کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن زیر یک سقف، بچه دار شدن و در نهایت رفع نیازهای جنسی.

نتیجه این درک نادرست سبب شده که بسیاری از زوج های جوان در خوشبینانه ترین حالت در پنج ساله اول زندگی خود به بن بست رسیده و درخواست جدایی دهند یا این که آنقدر از یکدیگر دور شوند که زندگی مشترکشان به طلاق عاطفی ختم شود.

این افراد آموزش ندیده اند که ازدواج فراتر از زندگی کردن دو نفر زیر یک سقف است و این پیوند باید بستری را فراهم کند که در نهایت منجر به تغییر مثبت آنها شود یا برای داشتن زندگی موفق باید علاوه بر زمان حال برنامه ای هم برای آینده زندگی مشترک داشت.

به همین دلیل چنین زوج هایی با بروز کوچک ترین مشکلات مانند مشکل اقتصادی یا اختلاف نظر، تنها راه خلاصی را در جدایی از یکدیگر می بینند. البته باید تاکید کرد دراین میان فقط جوانان مقصر نیستند، زیرا این مسئولان هستند که باید با فرهنگ سازی در خانواده ها یا حداقل اضافه کردن این موضوعات به کتاب های درسی مانند تنظیم خانواده سبب شوند که جوانان دید بازتری نسبت به ازدواج پیدا کرده و با تصمیم های احساسی و نادرست خود هزینه های زیادی را به خود، خانواده و جامعه تحمیل نکنند.

زنگ جشن عاطفه‌ها تاخیر دارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هر سال وقتی نفس‌های تابستان به شماره می‌افتد، خانواده‌هایی که فرزند دانش‌آموز دارند، به تکاپو می‌افتند تا خود را برای سال تحصیلی جدید آماده کنند.امسال هم مانند سال های قبل این جنب و جوش چند روزی است آغاز شده، زیرا براساس تقویم از دوشنبه سال تحصیلی جدید برای 12 میلیون و 300 هزار دانش آموز در 105 واحد آموزشی، کلید خواهد خورد، اما در این شور و حال وصف نشدنی و خاطره انگیز، همیشه چیزهایی برای ما آدم ها از قلم می افتد؛ برای نمونه این شور و حال برای خیلی ها آن قدر بالا می گیرد که یادشان می رود که دانش آموزانی هستند که به دلیل وضع مالی نامناسب تمام تابستان را کار کرده اند و نمی توانند مانند دیگر دانش آموزان با لباس نو یا حداقل با لوازمی که یک دانش آموز به آن نیاز دارد، سال تحصیلی جدید را شروع کنند.

نکته اینجاست که تعداد دانش آموزان کم نیست، چون بر اساس آماری که کمیته امداد امام خمینی(ره) منتشر کرده، می توان گفت یک میلیون و 400 هزار دانش آموز نیازمند در کشور شناسایی شده که فقط نیمی از آنها تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند.

این در حالی است که این آمار به طور قطع بیشتر از این رقم است، زیرا خیلی ها در همسایگی من و شما زندگی می کنند که با سیلی صورت خود را سرخ نگاه داشته و هیچ وقت راضی نمی شوند دست کمک به سوی کسی دراز کنند؛ به همین دلیل این وظیفه ماست که پیشدستی کرده و به کمک این افراد بشتابیم.

افزون بر این، ماجرایی که سبب شده برخلاف حضور خیران بسیار در کشور، نیاز دانش آموزان نیازمند بخوبی برطرف نشود، نامناسب بودن زمان برگزاری جشن عاطفه هاست که مدتی است دهم مهر هر سال و به مدت سه روز در کشور برگزار می شود.

همان طور که مشخص است این جشن زمانی برگزار می شود که از تب و تاب آغاز سال تحصیلی جدید کاسته شده و دانش آموزان نیازمند با همان لباس وصله دار، کیف، قلم و دفتر نامناسب به مدرسه رفته اند.

به همین دلیل باید یادآور شد اگر نیکوکاری قصد کمک دارد باید به شکلی عمل کند تا کمک ها بموقع به دست نیازمندان برسد، زیرا بعد از اتمام این مراسم چند روزی هم زمان نیاز است تا کمک های جمع آوری شده به دست دانش آموزان نیازمند برسد.

این در حالی است که برای کودکان نیازمند هیچ چیز مهم تر از این نیست که کیف و کفش آنها هم مانند دیگر دانش آموزان در روزهای اول مهر بوی تازگی بدهد و برق بزند.

بالا