آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 27)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

خودکشی تدریجی سالانه 150 هزار ایرانی

بی‌دلیل نیست که اصطلاحی مانند «مرگ همیشه برای همسایه است»، بین ایرانی‌ها رایج شده، زیرا مرور علل مرگ و میر در کشور بیانگر این حقیقت است که منشأ مرگ بیش از 150 هزار نفر در کشور فشارخون، قند و کلسترل بالا، سیگار، قلیان، تغذیه ناسالم، چاقی و کم‌تحرکی است.

  این هفت عامل شناخته شده براحتی سبب بیماری های مزمنی مانند بیماری قلبی و عروقی یا دیابت شده و جان انسان های زیادی را می گیرد.

برای نمونه با توجه به آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال، سال گذشته بیماری های قلبی و عروقی به عنوان دلیل مرگ حدود 123 هزار نفر در شناسنامه های باطل شده آنها ثبت شد.

این در حالی است که این افراد حداقل می توانستند با پرهیز از این هفت عامل خطرساز و شناخته شده دست به خودکشی تدریجی نزنند، چون این روزها با توجه به اطلاع رسانی رسانه ها کمتر شخصی را می توان پیدا کرد که از خطرات این هفت عامل بی خبر باشد.

به نظر می رسد آنچه سبب شده هر سال خیلی ها آگاهانه دست به خودکشی تدریجی بزنند سهل انگاری و طرز فکر اشتباه آنها و کم کاری برخی از سازمان های مسئول در این حوزه است. برای نمونه برخی ها تصور می کنند همیشه از خطر دور هستند و اتفاق های ناگوار فقط برای دیگران رخ می دهد.

در این میان نمی توان همه گناه را به پای شهروندان و طرز فکر آنها گذاشت، زیرا با این که مدل سازی انجام شده از سوی وزارت بهداشت گواه این است که تا سال 1404 حدود 70 درصد بار بیماری کشور را بیماری های غیرواگیر تشکیل می دهد، در این وزارتخانه اراده ای قوی برای کاهش این آمار دیده نمی شود، زیرا مشاور معاون بهداشت و رئیس واحد بیماری های غیرواگیر وزارت بهداشت دراین باره به ایسنا گفته است: ساختارها و منابع موجود پاسخگوی نیازهای بیماری های غیرواگیر در کشور نیست واکنون ساختار مشخصی دراین باره در وزارت بهداشت وجود ندارد.

افزون براین اختیارات و منابع بخش بیماری های غیرواگیر وزارت بهداشت نیز به اندازه بیماری های واگیر شفاف نیست.

نبود واحدی برای نیازسنجی و ثبت بیماری ها نیز یکی دیگر از ضعف های مدیریت بیماری های غیرواگیر در کشور است، زیرا اکنون پرداختن به بیماری های غیرواگیر سلیقه ای انجام می شود.

این در حالی است که منطق حکم می کند این بیماری ها باید براساس عوامل خطر و بار بیماری در واحدی مشخص اولویت بندی و بررسی شود بنابراین با توجه به نقش عوامل فرهنگی و نبود سیاست های پیشگیرانه در این حوزه مسئولان باید با سرمایه گذاری در بخش فرهنگی، طرز فکر برخی از شهروندان را تغییر داده و از خسارتی که بیماری های غیرواگیر به سرمایه های انسانی کشور وارد می کند، کم کنند.

مهدي آييني/گروه جامعه

آقای دکتر! لباس اتاق عمل جیب ندارد

پرستارها بیمار را برای رفتن به اتاق عمل آماده می‌کنند، بعد از انجام آزمایش‌های اولیه، بیمار لباس یک‌دست آبی مخصوص اتاق عمل را به تن کرده و به همراه یک پرستار و بهیار روانه اتاق عمل می‌شود. هر چند همراهان او سعی در دلگرم کردنش دارند و مدام یادآور می شوند که جراحی او ساده است و جای نگرانی نیست، اما محیط بیمارستان و دیدن اتاق عمل کار خودش را کرده و استرس بیمار بیش از قبل شده است.

بیمار از همه جا بی خبر هنوز روی تخت بیمارستان دراز نکشیده که شوک دیگری بر او وارد می شود، زیرا پزشک با جملاتی حال روحی او را وخیم تر می کند، آقای پزشک از او سراغ حق مطبش را می گیرد؛ حق مطب همان مبلغی است که بیماران آن را به عنوان زیرمیزی می شناسند. این که اکنون شرایط سبب شده پزشکان و بیماران بر سر مبلغی به عنوان زیرمیزی یا حق مطب به توافق برسند، موضوع این نوشته نیست زیرا پزشکان در این خصوص دلایل خود را دارند و می گویند تعرفه های مشخص شده برای آنها واقعی نیست، اما این نکته که پزشکی در اتاق عمل به جای پرسیدن حال بیمارش و آرام کردن او، سراغ زیرمیزی خود را می گیرد، جای تامل دارد و آب پاکی را روی دست آنهایی می ریزد که ادعا می کنند اخلاق برای اکثر پزشکان هنوز در اولویت قرار دارد.

بگذارید به اتاق عمل برگردیم، جایی که وقتی پزشک مطمئن می شود حق مطب او نزد همراه بیمار محفوظ است، عمل جراحی خود را شروع می کند، اما داستان به همین جا ختم نمی شود، زیرا وقتی بیمار به هوش می آید متوجه می شود، پزشک او رفتاری مشابه با همسرش داشته است، به این شکل که بعد از عمل همسر بیمار را از طریق بلندگوی بیمارستان فراخوانده و همراه از همه جا بی خبر بیمار هم به خیال این که برای بیمارش اتفاق ناگواری افتاده است، بسرعت خودش را به اتاقی در کنار اتاق عمل بیمارستان رسانده و آنجا تازه متوجه می شود که پزشک فقط برای گرفتن زیرمیزی او را خواسته است.

اگر تصور می کنید رفتارهای ناپسند آقای پزشک به همین چند مورد ختم می شود، اشتباه کرده اید، زیرا او بعد از جراحی برای این که بیمار را مجبور کند که دوباره به مطب او برگردد و حق ویزیت پرداخت کند، گواهی مرخصی استعلاجی بیمار را در بیمارستان صادر نکرده و از او می خواهد هفته دیگر برای گرفتن برگه به مطبش مراجعه کند.

هر چند که نمی توان منکر حضور پزشکان بااخلاق در کشورمان شد، اما نکته اینجاست که تعداد پزشکانی که پول برایشان بیشتر از سلامتی بیمار اهمیت دارد، در حال افزایش است؛ شاید یکی از دلایل آن برخورد ضعیف مسئولان درباره رواج زیرمیزی گرفتن از سوی پزشکان باشد که سبب شده حالا کار به جایی برسد که برخی از پزشکان در اتاق عمل هم به دنبال گرفتن زیرمیزی باشند. به نظر می رسد اگر هرچه زودتر چاره ای برای این معضل اندیشیده نشود، اخلاق پزشکی بیش از پیش به فراموشی سپرده شود.

5 موش برای هر تهرانی

باور کردنی نیست، اما این ماجرا که حدود 60 میلیون موش در پایتخت زندگی می‌کنند، حقیقت دارد، جالب اینجاست که اگر سیاست مسئولان شهری به همین روال ادامه پیدا کند، تعداد موش‌های تهرانی تا مدتی دیگر با جمعیت 75 میلیونی انسان‌های کل کشور برابری کرده یا از آن سبقت می‌گیرد.

از طرف دیگر اگر این تعداد موش را در مقابل جمعیت 12 میلیون نفری تهران قرار دهیم به هر تهرانی پنج موش می رسد؛ موش هایی که این روز ها آن قدر چاق و چله و نترس شده اند که با عابران قدم زده و در برخی موارد شهروندان آنها را با گربه اشتباه می گیرند. نکته اینجاست که مسئولان برای مقابله با لشکر موش ها دست به کارهای متعددی زده اند؛ کارهایی که برخلاف هزینه بر بودنشان راه به جایی نبرده اند.

برای نمونه مدتی پیش مبارزه با موش ها که حدود 40 سال است به معضلی برای پایتخت نشینان تبدیل شده اند، با طعمه و سم گذاری آغاز شد و با کشتن موش ها با تفنگ بادی ادامه پیدا کرد و کار به جایی رسید، قرار بر این شد که برای پیدا کردن پاشنه آشیل موش ها مبارزه با آنها در مجلس دنبال شود، اما از بخت خوب موش ها تاکنون این راهکارها جز اتلاف انرژی و سرمایه چیزی به همراه نداشته و بنابراین هر روز به تعداد موش ها اضافه می شود البته باید یادآور شد موش ها تنها جانوران موذی نیستند که شهر تهران را به تصرف خود درآورده اند، چون باید به میلیون ها سوسکی که در گوشه و کنار شهر زندگی می کنند نیز توجه کرد، حال فرض کنید اگر در اثر حادثه ای مانند زلزله وضع پایتخت در شرایط بحران قرار بگیرد، آنها که به دلیل بخت خوب شان از بحران جان سالم به در ببرند باید خود را برای نبرد سخت دیگری آماده کنند و آن چیزی نیست بجز جدال انسان های نجات یافته با موش ها، به همین دلیل می توان گفت اگر برخلاف پیش بینی ها، زلزله جمعیت زیادی از پایتخت نشینان را در لحظات اولیه از بین نبرد به طور حتم جانوران موذی خسارت جبران ناپذیری به شهروندان آسیب دیده وارد خواهند کرد.

به گفته دبیر علمی کنفرانس ملی مدیریت بحران(HSE) براساس آمارتا چند سال پیش فقط 20 میلیون موش در تهران زندگی می کرد، اما اکنون تعداد این جوندگان به 60 میلیون رسیده است این درحالی است که کارشناسان معتقدند از هفت نوع موشی که در تهران زندگی می کنند، فقط یک نوع ایرانی است و بقیه مهاجر هستند بنابراین باید به مسئولان هشدار داد، اگر آنها هرچه زودتر از راهکارهای کشورهای موفق در این زمینه الگوبرداری نکنند، خیلی بعید نیست که موش ها کلید پایتخت را به دست آورده و کلیددار تهران شوند.

وام ازدواج در انتظار ردیف بودجه مستقل

چرا ازدواج نمی‌کنید؟جامعه تاچند سال دیگر با بحران کهنسالی روبه‌رو خواهد شد. اینها نمونه‌ای از پرسش‌ها و هشدارهایی است که این روز‌ها کارشناسان در مواجهه با جوانان به زبان می‌آورند یا در مقاله‌هایشان به آنها می‌پردازند.گروهی از کارشناسان و مسئولان این روزها جوانان را مقصر دانسته و ادعا می‌کنند، جوانان سبک زندگی خود را تغییر داده‌اند و دیگر مسئولیت‌پذیر نیستند.

  این درحالی است که باید تاکید کرد، جوانان هیچ وقت از ازدواج و قبول مسئولیت فراری نبوده اند. نکته اینجاست که شرایط برای تصمیم گیری آنها مناسب نیست و جوانان دوست ندارند مشکلی جدید را به دغدغه هایشان اضافه کنند؛ بیشر جوانان این روز ها با بیکاری دست و پنجه نرم می کند و آنهایی نیز که شاغل به حساب می آیند از این گلایه دارند که امنیت شغلی ندارند و هر لحظه ممکن است کار خود را از دست بدهند.

افزون براین خیلی از جوانان نیز به دلیل نبود شغل یا پایین بودن حقوق با مشکلات اقتصادی دست به گریبان هستند؛ این گروه از جوانان تا مدتی قبل حداقل می توانستند با گرفتن وام ازدواج مشکل خود را تا حدی برطرف کنند، ولی مدتی است که این کمک هزینه ناچیز دیگر قسمت جوانان نمی شود. چون براساس آمار حدود 800 هزار نفر برای دریافت این کمک هزینه اقدام کرده اند، ولی تاکنون موفق به دریافت آن نشده اند.

هرچند برخی از کارشناسان معتقدند، پرداخت وام ازدواج به جوانان چاره باز کردن گره مجرد ماندن آنها نیست و باید برای جوانان شغل ایجاد کرد تا شرایط اقتصادی آنها بهبود پیدا کرده و نسبت به تشکیل خانواده تمایل پیدا کنند، اما باید گفت که ایجاد اشتغال برای جوانان در بلندمدت فراهم خواهد شد و در این بین جوانان زیادی هستند که برای تشکیل خانواده نیازمند کمک های کوچکی مانند وام ازدواج هستند و اگر مسئولان به حال آنها فکری نکنند، این جوانان هرروز با آرزوهایشان فاصله گرفته و به جایی می رسند که دیگر تن به ازدواج نخواهند داد. با این تفاسیر روز گذشته عباس قائیدرحمت، عضو هیات رئیسه کمیسیون اجتماعی درباره شرایط پرداخت وام ازدواج به مهر گفته است: پرداخت تسهیلات وام ازدواج تاکنون ردیف مستقلی در بودجه نداشته و سال آینده نیز برای آن ردیف مستقلی پیش بینی نشده است و به همین دلیل باید به مسئولان گوشزد کرد اگر آنها واقعا دغدغه جوانان و بحران کهنسالی کشور را دارند، باید بیشتر از قبل به مسائل جوانان و رفع نیازهای آنها بپردازند.

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آمارها در حوزه جنگل تاسف‌بار است، آن قدر که اگر بگوییم جنگل را بیابان کرده‌اند، بیراه نگفته‌ایم. اکنون یک میلیون و 130 هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس گرفتار آفت زغالی بلوط شده و در این میان 106 هزار و 440 هتکار از این وسعت بین 75 تا 100 درصد به این آفت مبتلاست. می توان گفت اگر شرایط به همین روال پیش برود تا چند سال آینده از جنگل های زاگرس باید به عنوان بیابان های زاگرس یاد کرد البته در شمال کشور نیز اوضاع تعریفی ندارد؛ برای نمونه افراد سودجو برای خشکاندن سریع درختان روی تنه آنها اسید می پاشند تا راه را برای زمین خواری و قاچاق چوب باز کنند. افزون بر این حدود۵۰ هزار هکتار از توده های شمشاد در جنگل های شمال نیز گرفتار بیماری قارچی شده اند، تا آنجا که کارشناسان نسبت به انقراض این گونه گیاهی بارها هشدار داده اند.

این در حالی است که براساس آخرین آماری که سازمان فائو منتشر کرده، وسعت جنگل های کشورمان حدود 12 میلیون هکتار است و اگر بخواهیم سرانه جنگل را برای جمعیت کل کشور در نظر بگیریم، به هر نفر چیزی حدود 1600 مترمربع می رسد. متاسفانه رقم به دست آمده بسیار پایین تر از استاندارد های جهانی است، زیرا براساس استاندارد های بین المللی، این رقم باید برابر با 7500 متر مربع برای هر نفر باشد.

به همین دلیل باید تاکید کرد که مسئولان برای افزایش سرانه جنگل در کشور باید تلاش بیشتری از خود نشان دهند. یکی از دلایلی که سبب شده سازمان های مسئول در این حوزه نتوانند بخوبی از پس مشکلات بربیایند نبود مدیریت درست، کمبود بودجه و نیروی متخصص و متعهد است.

برای نمونه اکنون برای هر 13 هزار هکتار جنگل در کشور یک جنگلبان وجود دارد، این درحالی است که براساس استاندارد های بین المللی، دست کم برای هر هزار هکتار از عرصه های طبیعی به یک نیرو نیاز است.

به همین دلیل باید گفت اگر مسئولان جنگلبانی برای مهار آفت هایی که جنگل های زاگرس و شمال را دربرگرفته بهانه های مختلفی مطرح می کنند، درخصوص قاچاق چوب نمی توانند بهانه ای بیاورند، زیرا اگر آنها تلاش خود را برای مدیریت درست، تامین بودجه و جذب نیروهای لازم به کار ببرند، می توانند علاوه بر تنگ کردن عرصه بر قاچاقچی های چوب مانع افزایش خسارت 4660 میلیارد تومانی آفت جنگل های زاگرس به کشور شوند.

خرید سالانه 800 میلیارد تومان سوغاتی چینی!

مهدی آیینی

مهدی آیینی

با یک حساب سرانگشتی می توان میزان ارزی را که زائران با خرید سوغاتی از کشور خارج می کنند، بررسی کرد. برای نمونه، چند سالی است ​ به زائران تمتع و عمره 300 دلار ارز پرداخت می شود؛ یعنی به حدود 900 هزار زائر حج و عمره​ در سال حدود 270 میلیون دلار ارز تعلق می گیرد. حال اگر فرض کنیم زائران خانه خدا همین 300 دلار را صرف خرید سوغاتی کنند، می توان نتیجه گرفت هر سال چیزی حدود 810 میلیارد تومان از سوی زائران سرزمین وحی از کشور خارج می شود. حال اگر این هزینه صرف خرید اشیای بی کیفیت ساخت چین شود، باید گفت زائران در اولین گام خود بعد از بازگشت از خانه خدا دچار اشتباه شده اند؛ زیرا آنها به نفع کشور و هموطنانشان عمل نکرده اند. به همین دلیل باید به زائران یادآور شد​ عزیزان و دوستداران واقعی شان چیزی​ جز آرزوی سلامت​ و سفری پربار برای آنها ندارند و چنانچه حجاج بتوانند از فرصت پیش آمده برای توانمند ترکردن خود- که یکی از نتایج آن کمک به دیگران است- بهره ببرند، تحفه ای ماندگار را از سرزمین وحی با خود به ارمغان خواهند آورد.

هر سال حدود 64 هزار زائر ایرانی به حج تمتع می روند و حدود 12 برابر این آمار نیز راه سفر عمره را در پیش می گیرند. این زائران خوش اقبال به سفری می روند که آرزوی هر مسلمانی است.

آنها برای رسیدن به این هدف سال ها صبر و تلاش کرده اند تا توفیق چنین سفری نصیب شان شود. به همین دلیل می توان گفت این حق آنهاست که تمام تلاش خود را برای بهره بردن از فرصت پیش آمده به کار بگیرند، اما نکته اینجاست​ برخی​ زائران از این فرصت پیش آمده که ممکن است در زندگی هر شخص فقط یک​بار فراهم شود، آن طور که باید و شاید بهره نمی برند.

آنها در فضا​ی معنوی حج دچار غفلت شده و زمان زیادی را به بازارگردی و تهیه سوغات برای اقوام و آشنایان خود اختصاص می دهند. این در حالی است که دوستداران واقعی آنها هیچ توقعی برای خرید سوغاتی از آنها ندارند و همین برای آنها کافی است که مسافرشان وقتی​​ از خانه خدا به کشورش بازگشت، زندگی جدیدی را شروع کند؛ زندگی جدیدی را که هر زائری هنگام طواف خانه خدا قول و قرارش را با معبودش می گذارد.

چنانچه هر زائری عمل به این قول و قرار را به عنوان ارمغان برای دوستان و آشنایان همراه بیاورد دست به کار بزرگی زده است، کاری که ارزشش از هزاران تحفه و سوغاتی مادی بیشتر است.

البته آوردن سوغات اگر در حد عرف باشد کار پسندیده ای است، اما چنانچه این ماجرا سبب شود زائر در سرزمین وحی از هدف سفر خود فاصله بگیرد، قابل توجیه نیست؛ زیرا این روزها کالاهایی که به عنوان سوغاتی در عربستان به فروش می رسد، بیشتر محصول کشور چین است و باید تاکید کرد که این وسایل در کشور خودمان نیز در دسترس همگان قرار دارد. به همین دلیل باید به زائرانی که در انتظار مشرف شدن به خانه خدا هستند، هشدار داد ​ فرصت پیش آمده را صرف خرید سوغاتی هایی که در کشورمان نیز وجود دارد، نکنند.

این در حالی است که با یک حساب سرانگشتی می توان میزان ارزی را که زائران با خرید سوغاتی از کشور خارج می کنند، بررسی کرد. برای نمونه، چند سالی است ​ به زائران تمتع و عمره 300 دلار ارز پرداخت می شود؛ یعنی به حدود 900 هزار زائر حج و عمره​ در سال حدود 270 میلیون دلار ارز تعلق می گیرد. حال اگر فرض کنیم زائران خانه خدا همین 300 دلار را صرف خرید سوغاتی کنند، می توان نتیجه گرفت هر سال چیزی حدود 810 میلیارد تومان از سوی زائران سرزمین وحی از کشور خارج می شود.

حال اگر این هزینه صرف خرید اشیای بی کیفیت ساخت چین شود، باید گفت زائران در اولین گام خود بعد از بازگشت از خانه خدا دچار اشتباه شده اند؛ زیرا آنها به نفع کشور و هموطنانشان عمل نکرده اند. به همین دلیل باید به زائران یادآور شد​ عزیزان و دوستداران واقعی شان چیزی​ جز آرزوی سلامت​ و سفری پربار برای آنها ندارند و چنانچه حجاج بتوانند از فرصت پیش آمده برای توانمند ترکردن خود- که یکی از نتایج آن کمک به دیگران است- بهره ببرند، تحفه ای ماندگار را از سرزمین وحی با خود به ارمغان خواهند آورد.

کسی از پلنگ‌های ایرانی خبر ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

برخلاف نام پرابهتی که دارند، این روزها برای زنده ماندن باید از هفت خان رستم بگذرند. اگر شانس بیاورند و گلوله شکارچی‌ها خطا برود، اگر طعمه‌های مسموم گله‌داران زمینگیرشان نکند، اگر گرفتار سگ‌های گله نشوند و اگر به دلیل ساخت جاده در زیستگاه‌هایشان با خودروها تصادف نکنند؛ به طور حتم نبود طعمه و منابع غذایی سبب سوءتغذیه آنها شده و جانشان را خواهد گرفت. این ماجرای تاسف بر انگیز پلنگ های ایران است؛ گربه سانی که بعد از منقرض شدن شیر و ببر ایرانی حالا لقب بزرگ ترین گربه سان ایران را یدک می کشد و برخلاف انتظار، این روزها برای بقا با خطرات زیادی دست و پنجه نرم می کند.

 

روز گذشته مدیرکل محیط زیست فارس درخصوص پیدا شدن یک لاشه پلنگ در استهبان به ایسنا گفت: برخلاف آنچه رسانه ها اعلام کردند، مطالعات اولیه نشان می دهد مرگ این پلنگ بر اثر سوءتغذیه بوده، نه طعمه مسموم.

او تاکید کرد که هیچ گونه آثاری از گلوله روی لاشه حیوان دیده نشده و به احتمال قوی این پلنگ به دلیل جدا شدن از قلمرو اصلی و کوچک شدن زیستگاه و ضعف و سوءتغذیه تلف شده است.

نکته اینجاست که همه دلایلی که مدیرکل محیط زیست استان فارس مطرح می کند، جای دفاع برای خود او و هیچ کدام از مقام های مسئول سازمان حفاظت محیط زیست کشور باقی نمی گذارد؛ زیرا به دلیل تصمیم های اشتباهی که تاکنون برای محیط زیست کشور گرفته شده، کار بزرگ ترین گربه سان کشور به جایی رسیده که جانداری مانند او که در راس هرم جانوری قرار دارد، باید به دلیل سوءتغذیه یا اقدام های خصمانه برخی از دامداران به سمت انقراض سوق داده شود.

این در حالی است که باید تاکید کرد که ندانم کاری برخی مسئولان نیز به این وضع نابسامان دامن زده و سبب وخامت شرایط زندگی پلنگ ها در کشور شده است؛ زیرا ساخت وساز در زیستگاه های این پستاندار سبب محدود شدن طعمه ها و منابع غذایی این جاندار شده و پلنگ ها که تا مدتی قبل قوچ و آهو شکار می کردند، اکنون برای شکار خرگوش و گراز نیز با مشکل روبه رو هستند و ناچار می شوند که برای تهیه غذا، خود را به حاشیه شهرها و روستاها برسانند، اما درست در همین موقع به دلیل نبود برنامه آموزشی برای دامداران و مردم محلی، آنها به اشتباه برای دفاع از خود و گله هایشان کمر به کشتن پلنگ یا دیگر حیوانات وحشی می بندند.

افزون بر این ساخت جاده در زیستگاه های پلنگ سبب شده در شش سال گذشته 14 قلاده پلنگ به دلیل تصادف با خودرو تلف شوند.

این در حالی است که سازمان حفاظت محیط زیست با جلوگیری از ساخت وساز در زیستگاه ها، محدود کردن صدور پروانه شکار و جبران بموقع خسارت دامداران می تواند مانع از تلف شدن بزرگ ترین گربه سان کشور و در خطر انقراض گرفتن پلنگ ها شود.

روز جهانی معلولان؛ مناسبتی در تقویم

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فردا سوم دسامبر، روز جهانی معلولان است؛ روزی که در آن حداقل باید به مسائل بیش از سه میلیون نفر در کشور که دچار معلولیت ویژه هستند، پرداخت؛ اما کارکرد مسئولان در این چند سال بیانگر این حقیقت است که روز معلولان در کشور هیچ‌گاه از مقام مناسبت فراتر نرفته، زیرا اگر از وعده‌هایی که در نشست‌های خبری مسئولان مطرح می‌شود، بگذریم، تاکنون به بهانه نبود بودجه و اعتبار برای رفع ابتدایی‌ترین نیاز معلولان قدم‌های جدی برداشته نشده است.

برای نمونه می توان به قانون جامع حمایت از معلولان که 9 سال پیش تصویب شد و اکنون با عنوان لایحه حقوق شهروندی معلولان از آن یاد می شود، اشاره کرد.

قانونی که بر حمایت از اشتغال، مناسب سازی معابر و حق مسکن معلولان تاکید دارد. براساس این قانون باید سه درصد از سهمیه استخدام سازمان های دولتی و خصوصی در اختیار معلولان قرار گیرد یا مصوب شده مسکن اجاره به شرط تملیک به معلولان داده شود، افزون بر این موارد باید به آموزش عالی رایگان معلولان، مناسب سازی معابر و بازنشستگی پیش از موعد این افراد نیز اشاره کرد که متاسفانه به دلیل نبود ضمانت اجرایی مناسب تاکنون آن گونه که باید اجرایی نشده اند.

این درحالی است که معمولا با نزدیک شدن به روز جهانی معلولان سازمان هایی که در این حوزه فعالیت می کنند دست به اقداماتی می زنند که به نظر بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد، زیرا این برنامه ها هیچ وقت با جمعیت معلولان متناسب نبوده و نیست.

برای نمونه روز گذشته با همکاری معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی و انجمن دفاع از حقوق معلولان 120 دستگاه ویلچر در اختیار معلولان نیازمند قرار گرفت، ولی نکته اینجاست که از 40 هزار معلولی که فقط در استان تهران از خدمات انجمن دفاع از حقوق معلولان ایران استفاده می کنند 3000 نفرشان نیاز ویژه ای به ویلچر دارند.

از این گذشته این روزها انسان هایی که به قول معروف چارستون بدنشان سالم است، برای تردد و استفاده از خدماتی که در شهر ارائه می شود با مشکل رو به رو هستند، چه برسد به افراد معلول، زیرا پیاده روها، وسایل حمل و نقل عمومی، ساختمان ها و ادارات دولتی، باجه های تلفن، عابربانک ها، پل های عابر پیاده و پارک ها به شکلی طراحی شده اند که معلولان برای استفاده از آنها با مشکل جدی روبه رو هستند.

این در حالی است که این مشکلات سبب خانه نشینی معلولان شده و از طرف دیگر به عده ای از آنها که تلاش دارند در جامعه حضور پیدا کنند، آسیب جسمی بیشتری وارد می کند.

به همین دلیل با توجه به این که رئیس جمهور این روز ها متن پیش نویس غیررسمی حقوق شهروندی را ارائه کرده، بهتر است سازمان و نهاد هایی که همیشه سنگ حمایت از معلولان را به سینه زده اند، نسبت به ضعف های موجود یا نکته هایی که ممکن است در این منشور از قلم افتاده باشد، از خود واکنش نشان دهند.

حقوق کودکان، نیازمند حمایت قانونی

صحبت از حقوق کودکان که می‌شود، همه می‌توانند ساعت‌ها حرف بزنند و از باید و نباید‌هایی که در این حوزه وجود دارد بگویند، اما زمان عمل که می‌رسد، توجهات به حقوق کودکان به اندازه آسیب‌ های این حوزه نیست.

 برای نمونه اگر درباره فراکسیون یا کمیسیون ویژه کودکان از نمایندگان مجلس پرس و جو کنید متوجه می شوید که بتازگی تعدادی از نمایندگان مجلس به فکر تشکیل فراکسیون حمایت از حقوق کودکان افتاده اند تا جایی که هنوز اعضای هیات رئیسه آن مشخص نشده است، نکته اینجاست که رسیدگی به امور کودکان در کشور حداقل به تشکیل کمیسیونی نیاز دارد که اعضای آن فعال بوده و با آگاهی کامل نسبت به ضعف قوانین موجود با ارائه طرح های مناسب قوانین کارآمدی که ضمانت اجرایی داشته باشد، تصویب کنند، زیرا اگر این روزها نیمه های شب سری به چهارراه ها و خیابان های شهر بزنید قبول خواهید کرد که تعداد زیادی از کودکان کار برای کمک به خانواده هایشان تا نیمه شب در خیابان ها به دستفروشی و تکدیگری مشغولند و هر لحظه ممکن است با خطرات گوناگونی روبه رو شوند.

متاسفانه در سال های اخیر حوادث کودک آزاری زیاد شده است، اما این در حالی است که در کشور بانک اطلاعاتی نیز در خصوص ثبت کودک آزاری وجود ندارد به همین دلیل تا کنون آمار دقیقی از میزان کودک آزاری منتشر نشده و در نتیجه نمی توان به طور قطع گفت وضع کودک آزاری در کشورمان چگونه است، تا با توجه به آن راهکارهای مناسبی پیدا کرد.

علاوه بر این تعریف مشخصی هم از کودک آزاری در دست نیست، زیرا برخلاف دیگر کشور ها که در آنها تحقیر کردن، ترساندن، تبعیض قائل شدن و کم اهمیت بودن نسبت به آموزش، بهداشت و پوشاک کودک، کودک آزاری تلقی می شود، در کشورمان تا کودکی آسیب جدی نبیند شخصی از او حمایت نکرده و رسانه ها نسبت به آن واکنش نشان نمی دهند.

به همین دلیل باید هشدار داد که وضع حقوق و حمایت از کودکان در کشورمان مطلوب نیست و چناچه مسئولان حمایت از کودکان را در دستور کار خود قرار ندهند در آینده نزدیک کشور با بحرانی روبه رو خواهد شد که کودکان آسیب دیده در بروز آن نقش پررنگی دارند.

نوروز؛ شبان عاشق

مهدی آیینی

مهدی آیینی

پلنگ به گله‌اش حمله کرد؛ 44 راس از رمه‌اش را درید، اما با این‌که مسلح بود به خودش اجازه نداد اسلحه برنواش را به سمت پلنگ نشانه برود. این حکایت شبان عاشقی است که می‌گوید: اگر عقابی در آسمان پرواز نکند، اگر کل و بزهای وحشی در کوه نباشند، اگر سر هر چشمه کبک‌ها آب نخورند، طبیعت لذت‌بخش نیست.

اگر از او بپرسید چرا به پلنگی که به گله اش حمله کرده شلیک نکرده، پاسخ می دهد: من قبلا پلنگ را در این کوه دیده بودم، خیلی زیباست، تا از نزدیک نبینید متوجه حرفم نمی شوید. به خدا قسم اگر تمام دام هایم را می خورد هرگز به طرفش تیر نمی انداختم. اینها بخشی از حرف های نوروز حیدری یکی از دامدارهای لرستانی است که چند روز پیش 140 راس از دام هایش را برای چرا به منطقه کول پیر در ارتفاعات هشتادپهلو برده بود.

 

آن روز صبح زود نوروز گله اش را به سمت ارتفاعات حرکت داد و مشغول چرای دام هایش شد. همه چیز بخوبی پیش می رفت تا این که با غروب آفتاب مرد جوان تصمیم گرفت رمه اش را جمع کرده و به روستا برگردد. هوا مه آلود شده بود و نوروز باید هر چه سریع تر گوسفند و بزهایی را که پراکنده شده بودند، جمع می کرد.

مرد روستایی چوب دستی اش را در هوا تاب می داد و سعی می کرد با هی هی کردن، رمه اش را به سمت پایین کوه هدایت کند، اما در این گیر و دار سر و صدای غیرعادی تعدادی از گوسفندان توجهش را جلب کرد، هر چند که مه آلود شدن فضا قدرت دیدش را کم کرده بود، ولی وقتی نوروز اطرافش را بخوبی نگاه کرد، متوجه شد تعدادی از بزهایش زخمی شده اند و پلنگی یکی از گوسفندان او را به دندان گرفته است.

به همین دلیل مرد جوان شروع به فریاد زدن کرد و پلنگ هم که متوجه حضور او شده بود، به سمت ارتفاعات فرار کرد. نوروز با این که مسلح بود، اما به پلنگ شلیک نکرد.

او به دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران می گوید: خداوند به ما برکت می دهد، هر سال بزغاله ها و بره های جدید متولد می شوند، اما اگر پلنگ از بین برود دیگر این کوه پلنگ ندارد.

نوروز کشته شدن گله اش را دید، اما به احترام محیط زیست و گونه های جانوری در خطر انقراض آن به پلنگ آسیبی نرساند.

اگر عمل نوروز را در مقابل کار تاسف بار چند گله دار دیگر که مدتی قبل چند سگ گله را به جان پلنگی انداخته و حیوان را به طرز وحشیانه ای کشته بودند قرار دهید، به ارزش کار نوروز پی خواهید برد.

به همین دلیل مسئولان باید اکنون هرچه سریع تر به وظیفه خود عمل کرده و خسارت او را جبران کنند، زیرا اگر پرداخت خسارت به این مرد روستایی به تاخیر بیفتد، دیگر نمی توان از گله داران انتظار داشت که کشته شدن دام هایشان را ببینند و دست روی دست بگذارند.

این در حالی است که مسئولان محیط زیست می توانند برای قدردانی از نوروز مراسمی برگزار کرده و به صورت نمادین هم که شده از او تشکر کنند تا دامداران از جبران خسارتشان در چنین مواقعی مطمئن شده و دیگر شاهد کشته شدن یوزپلنگ یا پلنگی به دست دامداران یا سگ های گله آنها نباشیم.

افزون بر این، مسئولان می توانند با طراحی مدالی با عنوان نوروز از این به بعد از دامدارهایی که مانند نوروز حیدری عاشق محیط زیست هستند، تشکر کرده و قدم هایی برای فرهنگ سازی بین دامداران بردارند.

بالا