داستان پيدا شدن گونه هاي جانوري مانند آهو، توله شير و پرندگان شکاري در خيابان هاي تهران داستان تازه اي نيست، تا آنجا که بعد از رسانه اي شدن ماجراي جنجالي توله شيرها و پيدا شدن يک قلاده شير در پشت بام آپارتماني مسکوني در محله هفت تير اکنون کار به جايي رسيده که اگر شهروندان بخوانند و بشنوند که در جايي نزديکي محل کار يا خانه شان دايناسور پيدا شده، ديگر تعجب نمي کنند.
نکته اينجاست که چنين اتفاقاتي براي مسئولان نيز مانند شهروندان عادي شده، چون با توجه به تکرار شدن اين ماجراها مي توان نتيجه گرفت آنها براي برخورد با چنين اتفاقات يا تکرار نشدن آنها کمترين تلاشي نکرده اند به همين دليل سودجوها از هر فرصتي براي خريد و فروش گونه هاي جانوري استفاده مي کنند، تا آنجا که جمع آوري گونه هاي جانوري غير بومي و وحشي از سطح معابر شهر براي ماموران آتش نشاني به ماموريتي ثابت تبديل شده است. براي نمونه ديروز ماموران آتش نشاني براي نجات آهويي سرگردان روانه غرب تهران و بلوار فردوس شدند تا آهويي را که از ترس درون کانال آب پناه گرفته بود، نجات دهند. فرمانده آتش نشانان اعزامي به محل حادثه در اين باره گفته آتش نشانان ايستگاه 102 اين آهو را که به نظر مي رسد از مکاني نامعلوم فرار کرده و به داخل کانال آب پناه برده با استفاده از تجهيزات نجات به دام انداخته و آن را به مراکز نگهداري حيوانات تحويل دادند.
بايد ياد آور شد که حداقل کاري که مسئولان براي تکرار نشدن چنين اتفاقاتي مي توانند انجام دهند نظارت بيشتر بر فعاليت مراکز خريد و فروش حيوانات است که اکنون در بيشتر خيابان هاي تهران وجود دارد و فعاليتشان به دنياي مجازي نيز کشيده شده است.
افزون براين مسئولان براي حفظ گونه هاي جانوري بايد آموزش خانواده ها و بخصوص کودکان را در دستور کار خود قرار دهند تا گونه هاي جانوري کشور بيش از اين آسيب نبينند. نکته ديگري که در اين ميان مي توان به آن اشاره کرد کمبود تجهيزاتي مانند تله زنده گيري حيوانات و اسلحه، گلوله و دارت بيهوشي است، زيرا اگر اين روزها براي جمع آوري گونه هايي مانند روباه با مراکز محيط زيست تماس بگيريد، آنها به دليل نداشتن چنين تجهيزاتي کمتر روانه اين ماموريت ها مي شوند.
بایگانی دسته بندی ها : یادداشت
اشتراک به خبردهیبه دانش آموزان سخت نگيريد
قرباني هستند؛ قرباني ايرادهاي نظام آموزشي کشور و باورهاي غلط خانواده هايشان تا آنجا که همه چيز دست به دست همه داده تا خلاقيت و شادابي در آنها هر روز کمرنگ تر شود؛ از دانش آموزان و دانشجويان حرف مي زنيم، گروهي که سرمايه هاي واقعي و گرانبهاي هر کشوري هستند و بايد براي حمايت، پرورش و نگهداري از آنها شرايط ايده آلي به وجود آورد.
اين روزها که فصل امتحانات است، خانواده هايي که فرزند دانش آموز دارند شرايط خاصي را براي آنها ايجاد کرده اند که در برخي مواقع بي شباهت به قوانين سفت و سخت مراکز نظامي نيست. دراين که خانواده ها بهترين ها را براي فرزندانشان مي خواهند، هيچ شکي نيست، اما نکته اينجاست که چنين شرايطي در کنار ايراد هاي نظام آموزشي مانند نتيجه محور بودن آن صدمات زيادي به دانش آموزان مي زند.
براي نمونه اين وضع آن قدر در کشور بحراني شده که مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر هشدار داده اند که درايام امتحانات مصرف ريتالين بين دانش آموزان و دانشجويان رشد 50 درصدي دارد. بايد يادآور شد که دانش آموزان هميشه از حجم بالاي کتاب هاي درسي گله داشته اند، افزون براين سيستم آموزشي و تعداد زياد دانش آموزان در کلاس هاي درس سبب شده معلمان نتوانند هر روز از وضع تحصيلي دانش آموزان مطلع شوند به همين دليل برخي دانش آموزان همه چيز را به شب امتحان موکول کرده و به جاي يادگيري مطالب، سعي در حفظ کردن آنها دارند. درچنين شرايطي وقتي در بين دانشجويان و دانش آموزان به اشتباه شايعه مي شود مصرف ريتالين مي تواند به تمرکز آنها کمک کند، اين افراد براي حفظ بهتر مطالب به مصرف اين دارو که شباهت زيادي به مخدر شيشه دارد، روي مي آورند.
هرچند نبود نظارت کافي و دقيق به فعاليت داروخانه ها و عطاري ها يکي از دلايل مصرف ريتالين بين دانش آموزان و دانشجويان است، اما نبايد از کنار ضعف هاي سيستم آموزشي کشور و بي اطلاعي خانواده ها که به اين وضع دامن مي زنند، نيز آسان گذشت، زيرا اين شرايط شايد سبب شود دانش آموزان و دانشجويان با نمرات ممتاز از دانشگاه ها و مدارس فارغ التحصيل شوند، اما نکته اينجاست که اين افراد دير يا زود به مديراني تبديل خواهند شد که قادر نيستند گره اي از مشکلات کشور باز کنند. پس شب امتحان به بچه سخت نگيريد.
مهدي آييني/گروه جامعه
شرایط باغوحشها را بهتر کنید
شرایط باغوحشهای کشور به گونهای است که برخی کارشناسان این حوزه به آنها لقب قتلگاه حیوانات دادهاند، زیرا روزی نیست که خبر مرگ گونههای جانوری یا بیماری آنها خبرساز نشود؛ برای نمونه در چند ماه اخیر بیماری، قفسهای غیراستاندارد و نبود کارشناس و تجهیزات مانند گلوله و دارت بیهوشی در این مراکز زمینه آسیب دیدن گونههای جانوری را فراهم آورده است.
در روزگاری که بهترین باغ وحش های کشور چنین شرایطی دارند، روز گذشته مدیرعامل پارک ارم با اشاره به این که هم اکنون شیر ایرانی در کشور وجود ندارد، گفته قرار است تا پایان تابستان تفاهم نامه ای امضا شود که براساس آن، شیر ایرانی بعد از ۱۲۰ سال وارد کشور شود.
در این که اضافه شدن گونه های جانوری به باغ وحش های کشور اتفاق خوشایندی است، هیچ شکی نیست، اما باید شرایط نیز برای نگهداری از آنها فراهم باشد، زیرا این روزها گونه های جانوری بیشتر باغ وحش ها از حداقل ها نیز برخوردار نیستند، به همین دلیل باغ وحش های کشورمان تاکنون نتوانسته اند در ایفای نقش خود در جامعه موفق عمل کنند.
این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، باغ وحش ها به پارک وحش بدل شده و مراکزی هستند برای آموزش، پژوهش، سرگرمی و آشتی دادن مردم با حیات وحش.
درواقع این مراکز آن قدر اصولی ساخته شده اند که در جهت اهداف و نیازهای جامعه قرار گرفته اند.
نکته اینجاست که ماجرا در کشورمان کاملا برعکس است، چون شرایط نگهداری حیوانات به گونه ای است که بازدیدکنندگان بعد از خروج از این مراکز، اندک علاقه خود را به حیات وحش و محیط زیست از دست می دهند.
برای نمونه افراد مشغول در این مراکز، اطلاع درستی از کار خود و گونه های جانوری ندارند تا آنجا که با دادن اطلاعات غلط به بازدیدکنندگان، زمینه ترس و تنفر از گونه های جانوری را در آنها به وجود می آورند.
یکی از مسائلی که به این ماجرا دامن زده، نظارت ضعیف سازمان حفاظت محیط زیست بر این مراکز است.
برای نمونه روز گذشته رئیس اداره ساماندهی و هماهنگی امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با اسفبار خواندن وضع نگهداری حیوانات در برخی باغ وحش های کشور، به ایرنا گفته در سراسر کشور 70 باغ وحش، باغ پرندگان و مراکز نگهداری حیوانات وجود دارد که در این میان فقط 37 مرکز دارای مجوز فعالیت است.
این در حالی است که خرداد سال گذشته رئیس وقت اداره ساماندهی و هماهنگی اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید به ایسنا گفته بود حدود 700 مرکز نگهداری و باغ وحش در کشور وجود دارد.
با این حساب می توان گفت مسئولان آمار دقیقی از این مراکز و نحوه مدیریت آنها ندارند؛ به همین دلیل بهتر است تا سر و سامان گرفتن این مراکز، ورود گونه های جدید به کشور کمی حساب شده تر از قبل انجام شده و هدف مسئولان بهبود کیفی این مراکز باشد، نه بهبود کمی آنها.
مهدی آیینی – گروه جامعه
نواي مكتبخانه با لهجه شيرين كرماني
«مکتبخانه» نام اثري است از مسعود نکوئي که توسط گروه کر «مهر وطن» به صورت کرال پولي فونيک اجرا و از سوي موسسه نسل مهر کرمان ارائه شده است. اجراکنندگان اين آلبوم مسعود نکوئي (آهنگساز و تنظيم کننده)، فريبا قنادي اسدي، جميله پولادي ها، مهدي قاسمي، محمدرضا صفي، هادي طاهري، مرتضي نکوئي و صالح شيخ بهايي هستند که با نام گروه مهر وطن، فعاليت هنري خود را از سال 1387 آغاز کرده و تاکنون در جشنواره هاي کرال در ايران و کره جنوبي مقام هايي به دست آورده اند.
هدف اصلي انتشار اين اثر ارائه ملودي هاي ناب نواحي جنوب شرقي ايران است که تاکنون به صورت ارکسترال عرضه نشده و بسياري از آنها حاصل تعامل فرهنگي سه استان کرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان است که در اين اثر خاص به تصوير کشيده شده تا دوباره به گوش مردم برسد.
قطعه اول اين اثر «مکتبخانه» نام دارد که بر گرفته از شيوه تحصيل در مکتبخانه هاي قديم است و سعي در تداعي فضاي واقعي اين مکان دارد. در اين قطعه به مواردي چون تنوع سن، جنس صدا، بازيگوشي و خلقيات شاگردان توجه شده است. به عنوان مثال صداي آلتو نقش کودک بازيگوشي را دارد که تکاليف خود را در خانه انجام نداده و هنگام تمرين تنوين ها ابتداي حرکات را ناقص و انتهاي آن را با صداي بلند مي خواند تا وانمود کند که درس را از بر است.
قطعه دوم اثر «لالايي» است؛ لالايي هاي کرمان از زمان هاي بسيار دور تا امروز باقي مانده اند، زيرا آنها برگرفته از شادي ها و غم هايي هستند که مادران براي فرزندانشان زمزمه مي کرده اند به همين دليل گاهي اين ملودي ها رنگ «کارآوا» را به خود مي گيرد. به اين شکل که مادران حين نگهداري از فرزندان کوچک خود کارهايي مانند قاليبافي و پته دوزي انجام مي داده اند و اين آواها را براي آرام کردن کودک به زبان مي آوردند.
قطعه سوم «يوسف گمگشته» و کاري متفاوت از دو قطعه قبل است، اين قطعه تنظيمي است براي پيانو، گروه کر و شعر حافظ که با شيوه اي نو آهنگسازي شده است. قطعه چهارم «م / کويرم / دارقالي / يشکي» نام دارد. اين قطعه حال و هواي دخترکي است که با دست هاي کوچکش صبح را با بافتن قالي به شب مي رساند و اين آواز در تار و پود قالي بافته مي شود. اين اثر به ياد کودکان قاليباف کرمان است، کودکاني که اميد، آرزو و گاهي غم و اندوه خود را در نقش هاي مشهور قالي کرمان با رنگ هاي خاصي به تصوير کشيده و شادابي و زيبايي دست، چشم و جانشان را پاي دارهاي قالي ريخته اند.
گلنوش ملايري/کارشناس موسيقي
دايه اي براي بزغاله وحشي
اين روزها حيات وحش کشور به ساکنان غرب ايران افتخار مي کند، زيرا هفته اي نيست که در آن شکارچيان اين منطقه سلاح هاي خود را نشکنند و قفس هايشان را آتش نزنند، آن قدر اين ماجرا دنباله دار اتقاق افتاده و ادامه دارد که مي توان از آن به عنوان جنبش سلاح شکنان کردستان ياد کرد، اما نکته اينجاست که اين فقط مردها و شکارچيان اين منطقه نيستند که با توبه کردن از شکار خبر ساز شده اند، زيرا زنان اين منطقه نيز به نوبه خود براي حمايت از حيات وحش غرب کشور آستين بالازده اند.براي نمونه مي توان به طوبي حسيني اشاره کرد.
آنهايي که درپاوه زندگي مي کنند از طوبي خانم به عنوان زني ياد مي کنند که به قول معروف دستش شفاست. به همين دليل هروقت اهالي اين منطقه بيمار شوند، براي مداوا حتما سري به خانه اين زن مهربان مي زنند،اما جالب اينجاست که طوبي خانم علاوه بر اهالي پاوه به داد حيات وحش منطقه نيز مي رسد.
براي نمونه چند روز پيش او يک بزغاله وحشي را که از ناحيه پا و لگن دچار شکستگي شده بود، درمان کرد. ماجرا از اين قرار است که اين بزغاله وحشي دقايقي بعد از تولد از مادرش جدا و در حادثه اي دچار آسيب ديدگي مي شود، اما شانس با او يار بود که سر از خانه طوبي خانم در آورد، چون اکنون مداوا شده و قرار است پس از اين که شرايط بهتري پيدا کرد، طوبي خانم به همراه فرزندانش که همگي از طرفداران محيط زيست هستند بزغاله را به محل زندگي اش برده و در طبيعت رها کنند.
راکون ها را دريابيد
جمعيت راکون هايي که از مرز آذربايجان وارد کشور شده اند، روز به روز در حال افزايش است؛ به همين دليل مي توان از آنها به عنوان تهديدي براي گونه هاي جانوري شهرهاي تالش و آستارا ياد کرد، زيرا راکون جانوري است که به آساني روي درختان يا داخل تالاب ها مي رود و به اين شکل براحتي به آشيانه و تخم پرندگان دسترسي پيدا کرده و مي تواند خطري جدي براي محيط زيست منطقه به حساب بيايد، به همين دليل بايد از مسئولان خواست اکنون که اين مشکل فقط چند شهر کشور را تهديد مي کند، براي رفع آن دست به کار شوند.
افزون بر اين، يکي ديگر از اين خطراتي که گونه هاي جانوري کشور را تهديد کرده و هيچ وقت آن طور که بايد و شايد جدي گرفته نشده، ورود بي ضابطه گونه هاي خارجي به کشور است. براي نمونه افرادي قرقاول هاي تزئيني را براي نگهداري در باغ وحش هاي شخصي يا باغ هاي پرندگان وارد کشور مي کنند، اين در حالي است که نبايد براحتي اجازه وارد شدن اين گونه ها را به کشور داد، زيرا در بيشتر مواقع گونه هاي خارجي وارد شده به کشور در طبيعت رها شده و سبب مي شوند نژاد اصيل گونه هاي جانوري کشور از بين برود. به همين دليل مسئولان بايد به فکر بازنگري قوانين بوده و شرايط را براي وارد کردن گونه هاي خارجي به کشور محدودتر کنند، زيرا قرقاول دورگه براي محيط زيست کشور ديگر ارزشي ندارد.
نکته ديگري که بايد به آن اشاره کرد، جاي خالي تلاش براي فرهنگسازي در کشور براي حفظ حيات وحش است، زيرا بتازگي وقتي برخي بوميان زيستگاه هاي اصلي پرندگان مهاجر کشور وضع مالي شان خوب شد، به جاي اين که دوربين و تلسکوپ خريده و براي تماشاي پرندگان بروند، بلافاصله به فکر خريد اسلحه شکاري مي افتند. اين فرهنگ غلطي است که بايد براي اصلاح آن تلاش کرد. براي نمونه مي توان با اختصاص دادن بخش هايي از کتاب هاي درسي به حيات وحش کشور شهروندان را از کودکي با ارزش گونه هاي جانوري آشنا کرد.يکي ديگر از کارهايي که اکنون در دنيا براي حفظ پرندگان مهاجر و ديگر گونه هاي جانوري در خطر انقراض انجام مي شود، افزايش پرورش گونه هاي در معرض خطر انقراض در اسارت و رهاسازي آنها در طبيعت است.
به عنوان مثال در روسيه، بلژيک و آمريکا درناي سيبري را در مراکز تخصصي پرورش مي دهند تا آنجا که در 15 سال گذشته حدود صد درنا به اين شکل پرورش يافته و در طبيعت رها شده است، اما نکته اينجاست که از اين روش در کشورمان تاکنون استفاده نشده است؛ براي نمونه مي توان به پروژه پرورش يوز در اسارت اشاره کرد که هنوز عملي نشده است.
مهدي آييني/گروه جامعه
این پلنگ بمیرد شما مسئولید
هرازگاهی کنار جاده آفتابی میشود نه اینکه دلش برای جاده و اتومبیلهای ساخت دست بشر تنگ شده باشد بلکه ساخت و سازهای بیبرنامه انسانها سبب شده جاده همچون دیوار چین زیستگاهش را به دو بخش تقسیم کند؛ از پلنگی حرف میزنیم که به گواه دوربینهای مداربسته «منطقه حفاظت شده پرور» چند بار در حاشیه جادهای که زیستگاهش را نشانه رفته، دیده شده و هر بار خطر برخورد با خودروهای عبوری به قول معروف از بیخ گوشش گذشته است.
اولین بار اسفند سال گذشته بود که دوربین های مداربسته دراین منطقه تصویر این پلنگ را هنگام عبور و رد شدن از عرض جاده به تصویر کشیدند.
روز گذشته نیز رییس سازمان حفاظت محیط زیست شهرستان مهدیشهر درباره جدیدترین تصاویر منتشرشده از پلنگ گفته، برای چندمین بار است که تصاویر این پلنگ از سوی دوربین های مدار بسته منطقه حفاظت شده پرور ثبت می شود.
آخرین تصاویر منتشر شده از پلنگ در منطقه پرور بخوبی نشان می دهد این گربه سان به آرامی در انتظار فرصت مناسبی است تا از عرض جاده عبور کند.
این تصاویر علاوه بر به تصویر کشیدن پلنگ و تخریب زیستگاهش، گواهی است بر این که در این منطقه کمترین تلاشی برای کم کردن خطر تصادف گونه های جانوری با خودرو های عبوری نشده، برای نمونه در این جاده خبری از زیرگذر مخصوص جانوران، تابلوهای هشداردهنده و سرعتگیر نیست، به همین دلیل خبر مرگ گونه های جانوری مانند پلنگ که برای تامین نیازهایی مانند پیدا کردن غذا و جفت یابی مجبور به آمدورفت در زیستگاه خود هستند، در ایران بیشتر از دیگر کشورها منتشر می شود؛ بر اساس آمارهای سازمان حفاظت محیط زیست می توان گفت تصادفات جاده ای درچند سال اخیر دلیل 70 درصد مرگ و میر گونه های جانوری بوده است.
برای نمونه در یک سال گذشته دست کم چهار قلاده پلنگ در خرم آباد، جاده پارک ملی گلستان و گچساران به دلیل تصادف تلف شده اند. در شرایطی که ساخت و سازهای بدون ارزیابی زیست محیطی زیستگاه های گونه های جانوری را تخریب کرده باید از مسئولان خواست به وظیفه خود عمل کرده و دست کم برای کم کردن خطراتی مانند تصادف گونه های جانوری با خودرو ها از مقام حرف جلوتر رفته و قدم های جدی تری بردارند.
مهدی آیینی – گروه جامعه
داستان ادامهدار شبان عاشق
آبان ماه سال گذشته بود که در همین صفحه از شبان عاشقی برایتان نوشتیم که به معنای واقعی طرفدار محیط زیست و حیات وحش است؛ آنقدر که بهتر است برخی افرادی که سنگ محیط زیست را به سینه میزنند، او را الگوی خود قرار دهند.
زمستان سال 91 بود که 44 راس از بز و گوسفندان رمه نوروز حیدری به دلیل حمله پلنگ، پراکنده شدن در کوهستان و سقوط از صخره تلف شدند، اما او با این که مسلح بود به خود اجازه نداد به سمت بزرگ ترین گربه سان کشور شلیک کند.
ماه ها از این ماجرا می گذرد، در این مدت خیلی ها تلاش کردند به بهانه های مختلف کار نوروز را زیر سوال ببرند، اما نتوانستند. به همین دلیل ماجرای جبران خسارت این جوان لرستانی هرازگاهی مطرح می شد.
کار به جایی رسید که یک شرکت خصوصی قبول کرد خسارت او را جبران کند. به این ترتیب نوروز به مشهد دعوت شد و آنجا در مراسمی از او قدردانی و خسارتش را جبران کردند.
این درحالی است که دیروز خبر رسید سازمان حفاظت محیط زیست نیز خسارت او را که برابر با 11 میلیون تومان است، آماده پرداخت کرده، اما نوروز زمانی که برای گرفتن خسارتش به سازمان حفاظت محیط زیست لرستان رفت، بار دیگر همه را غافلگیر کرد.
نوروز از پولی که حق واقعی او بود گذشت و چک خسارتش را نگرفت با این امید که مسئولان از محیط زیست و حیات وحش منطقه ای که او در آن زندگی می کند حفاظت کنند.
نوروز در منطقه شکار ممنوع هشتاد پهلو زندگی می کند؛ جایی که زیستگاه سمندر لرستانی، ماهی کور و گربه سانانی مانند پلنگ است.
نکته اینجاست که برخلاف ارزش زیست محیطی این منطقه تاکنون شورای عالی محیط زیست اقدامی برای این که این منطقه جزو مناطق چهارگانه محیط زیست کشور شود، نکرده است؛ به همین دلیل باید همراه با نوروز از رییس جمهور که رییس این شورا نیز محسوب می شود، درخواست کرد هرچه زودتر برای این منطقه تصمیم گیری کند تا بتوان دراین منطقه پاسگاه محیط بانی به نام نوروز حیدری ساخت و بیش از پیش از منطقه و گونه های جانوری آن نگهداری کرد.
مهدی آیینی – گروه جامعه
تنها خانه آهوهای کوهی، شهربازی میشود
طرفداری از محیط زیست در زبان کار سادهای است،زیرا زمان عمل که میرسد همه شمشیرهایشان را برای محیطزیست از رو میبندند.برای نمونه در روزگاری که توسعه ناپایدار و اجرای طرح های بدون گزارش زیست محیطی بلای جان منابع طبیعی کشور شده، دیروز خبر رسید که مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش برنامه هایی برای توسعه جزایر فارور بزرگ و کوچک دارد.
او گفته قصد دارد فارور کوچک را به دیزنی لند تبدیل کرده و مجوز ساخت چند هتل پنج ستاره نیز برای سرمایه گذاران علاقه مند به این کار صادر کند.
نکته اینجاست این برنامه ها نه تنها سبب رونق و آبادانی این جزایر نخواهد شد، بلکه اندک ذخایر زیست محیطی این منطقه را نیز با چالش روبه رو خواهد کرد، زیرا این محل تنها زیستگاه آهوی کوهی در کشور است و علاوه بر آن ده ها پرنده و پستاندار دیگر مانند عقاب ماهیگیر، چکاوک کاکلی، خارپشت و مار جعفری نیز دراین جزیره زندگی می کنند که با شروع ساخت و ساز دراین منطقه باید شاهد منقرض شدن برخی از این گونه ها بود.
نکته اینجاست که در شرایطی که بیشتر شهربازی های کشور غیراستاندارد است و هر چند وقت یک بار خبر مرگ کودکان در شهربازی ها به گوش می رسد باید از مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش پرسید احداث دیزنی لند در جنوب کشور و در منطقه ای که کمتر کسی امکان سفر به آنجا دارد چه گرهی از کار مردم باز می کند؟ برای چه گروهی منفعت خواهد داشت؟ افزون بر این وی از مجوز ساخت هتل های پنج ستاره سخن به میان آورده، هتل هایی که باید گفت گذر کمتر ایرانی به آنها خواهد افتاد، برای نمونه شرایط اقتصادی سبب شد در تعطیلات نوروزی امسال کمتر از 5 درصد از مسافران ترجیح بدهند در هتل ها اقامت کنند.
از این گذشته باید تاکید کرد ماجرایی که سبب شده شرایط زیست محیطی جزایر جنوبی کشور سیر نزولی داشته باشد، این است که این جزایر جزو مناطق آزاد کشور بوده و خود را مستقل می دانند.
هرچند در این مناطق کارشناسان محیط زیست وابسته به مناطق آزاد وجود دارند، اما فعالیت آنها آن طور که باید و شاید نتوانسته مانع آسیب دیدن محیط زیست منطقه شود، به نظر می رسد برای رفع این مشکل نیاز است که رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به دنبال مستقر کردن واحدهای زیست محیطی وابسته به سازمان حفاظت محیط زیست کشور در این مناطق باشد تا تمام مسائل زیست محیطی در این مناطق مطابق با قوانینی که در دیگر نقاط کشور حاکم است، مدیریت شود و به منابع طبیعی کشور که به همه ایرانیان و نسل های آینده تعلق دارد بیش از این آسیب وارد نشود.
مهدی آیینی – گروه جامعه
روايت چرخه هستي در «بعد يازدهم»
«بعد يازدهم» قسمتي از يک پروژه سمفوني رومي است که چهار فصل را شامل مي شود و در آن چرخه هستي از ازل تا عدم به زبان موسيقي روايت شده و در انتهايي ناگفته به پايان مي رسد، البته اين پايان مي تواند نقطه اي براي شروعي جديد باشد؛ در واقع اين اثر حالات روحي، فکري و عرفاني حضرت مولانا را به تصوير کشيده است.
حافظ ناظري، آهنگساز اين اثر است و در اين آلبوم نوازندگي سه تار حافظ و پرکاشن کلاسيک را به عهده دارد. او در اين مجموعه که از سوي شرکت «سوني» روانه بازار شده دو فصل منتخب «بعد يازدهم» و «زندگي» را روانه بازار کرده است. افزون بر اين استاد شهرام ناظري خواننده اين اثر است. نوازندگان ديگر بعد يازدهم را نيز «پائول نئتوبائوئر»، «گلن ولز»، «گلن ولز»، «ذاکرحسين» و «گلن ولز» تشکيل مي دهند که به ترتيب نوازندگي سازهاي ويولا، ويولنسل، طبلاو پرکاشن را به عهده دارند. توليدکنندگان اين اثر نيز حافظ ناظري و ديويد فراست هستند.
بعد يازدهم، فصل اول اين اثر است که به صورت سوئيت (فرم موسيقي مربوط به دوران باروک که از چند موومان يا بخش تشکيل شده که هر يک با ويژگي خاص، اما با هماهنگي با بخش هاي ديگر اجرا مي شود) نوشته شده اين فصل همخواني زيادي با موسيقي قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادي دارد و از مدگردي هاي نامتعارف و هارموني هاي ديسونانت (نامطبوع) و گام هاي کروماتيک به موسيقي کلاسيک قرن بيستم نزديک مي شود. سوئيت فصل بعد يازدهم داراي هفت «موومان» (بخش کاملي از يک اثر بزرگ تر موسيقي) است که هفت مرحله يگانگي انسان (هفت شهر عشق) را با حقيقت هستي بيان مي کند. طلب، عشق، ادراک، رهايي، يگانگي، حيرت، عدم مطلق اين هفت مرحله را تشکيل مي دهند.
«طلب» مرحله اول است که با آواز شروع مي شود. در حقيقت آواز ايراني به شيوه اي نو همراه با تحريرهايي با سرعت بالاو بدون استفاده از لغت است که صرفا اجراي هجايي کششي است که روي موسيقي پس زمينه با هارموني ساده اي ارائه مي شود. در مرحله دوم که «عشق» نام دارد سه تار تکامل يافته حافظ نقش پررنگ تري پيدا مي کند و با همراهي ساز «طبلا» قطعه را در مقام هاي شرقي اجرا مي کنند که در ابتدا به نرمي و کم کم وارد ريتم هاي پيچيده شرقي مي شود تا بيانگر سردرگمي در عشق باشد. مرحله سوم يا «ادراک» ادامه دونوازي ستار و طبلااست و استفاده از مدگردي (تغيير مقام) در اين قسمت همراه با نت هاي تند بيشتر شنيده مي شود. مرحله رهايي نيز با گروه کر و بصورت چند صدايي شروع مي شود و کمي بعد چند افکت صوتي از پرکاشن هاي مختلف فضا را تغيير داده و سه تار به نرمي در آغاز با مقام هاي ايراني و بعد مدگردي در گام هاي غربي و گاهي «پنتاتونيک» طبلارا همراهي مي کند.
«يگانگي» مرحله پنجم است که با ريتم چهار ضربي همراه با آواز، گروه کر و استفاده دوباره از تحريرها همراه است که در واقع حالت سوال و جواب بين گروه کر، ارکستر و خواننده را به خود مي گيرد. در اين بين گاه خواننده در بافت گروه حل شده و گاه برعکس اين ماجرا اتفاق مي افتد.
«حيرت» مرحله ششم اين اثر است که برداشتي از مرحله اول است، اما کمي گسترده تر و با آرايش بيشتر اجرا مي شود. افزون بر اين، در اين مرحله تعامل بين خواننده و گروه کر نيز در آن بيشتر است و خواننده اشاره هايي به مقام ها و گوشه هاي ايراني دارد.
در مرحله پاياني که «عدم مطلق» نام دارد سه تار همراه با آواز کر جمله مرحله اول را گاهي با چند تغيير کوچک اجرا کرده و ناگهان ارکستر و گروه کر با هماهنگي و پيوستگي زيبايي به صورت چند صدايي موسيقي را اجرا مي کند و در آخر شنونده پاياني معلق را که همان فنا باشد، احساس مي کند.
فصل دوم اين اثر قطعه «زندگي» است که خصوصيت بارز آن ريتم «شصت و هشتم» و اجراي بداهه سازهاي زهي است، شروع اين قطعه با ساز سه تار است که ملودي را با ضربه هاي ملايمي مي نوازد و گروه کر نيز به آن مي پيوندد. استاد شهرام ناظري نيز آواز را گاهي به صورت مشخص تر و گاه محو در چند صدايي گروه کر اجرا مي کند و اشعار حضرت مولانا به صورت مقامي که مشخصا در موسيقي دستگاهي ايران وجود ندارد و حاصل فعاليت مشترک چند سال پيش شهرام ناظري و رضا قاسمي است خوانده مي شود و البته هارموني بسيار زيبايي با بافت موسيقي داشته و حال مخاطب را دگرگون مي کند.
گلنوش ملايري/آهنگساز و نوازنده
گزارشگران سبز خبر اینجا سبز میشود








