آخرین خبرها
خانه / یادداشت (برگ 17)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

فرهنگ‌های فراموش‌شده زیست‌محیطی را زنده‌کنیم

مهدی آیینی

مهدی آیینی

براساس آمار منتشر شده سهم سالانه کشورمان از تولید پلاستیک حدود 177 هزار تن برآورد می‌شود در نتیجه روزانه حدود 500 تن وسایل پلاستیکی وارد زندگی ایرانی‌ها می‌شود. این درحالی است که بخش قابل توجهی از این تولیدات پلاستیکی خیلی زود و بدون هیچ تفکیکی درون سطل زباله انداخته می‌شود.تفکیک نشدن زباله در کشورمان خطر زباله های پلاستیکی را برای محیط زیست چند برابر می کند، چون حجم و تولید زباله های پلاستیکی به دلیل ارزان بودن این مواد بالاست و وقتی تلاشی برای تفکیک و بازیافت آنها صورت نگیرد خیلی زود بخش زیادی از طبیعت را اشغال می کنند. برای نمونه مدتی پیش مدیرعامل سازمان میادین میوه و تره بار تهران درباره میزان استفاده ساکنان تهران از کیسه های نایلونی گفته بود روزانه 500 هزار عدد کیسه نایلونی در میادین میوه و تره بار مصرف می شود.

تاکنون هشدارهای زیادی درباره استفاده بیش از حد پلاستیک در کشورمان مطرح شده، اما به نظر می رسد هیچ کدام از آنها آن طور که باید و شاید کارگر نبوده، زیرا هنوز شهروندان به این باور نرسیده اند که باید زباله کمتری تولید کنند.

کمپین هایی مانند «خرید سبز» یا «به کیسه های پلاستیکی نه بگوییم» نیز شروع به کار کرده اند، اما فعالیت آنها در برابر وسعت مشکلات این حوزه نتوانسته راه به جایی ببرد، به همین دلیل مسئولان نیز باید وارد این عرصه شده و با حمایت از این کارزارها و سرمایه گذاری در اجرای برنامه های فرهنگی به محیط زیست کشور بیشتر توجه کنند.

یکی از کارهایی که مسئولان می توانند در این حوزه انجام دهند زنده کردن فرهنگ های زیست محیطی پدران و مادران ماست که این روزها به فراموشی سپرده شده است، برای نمونه آنها هنگام رفتن به میدان تره بار با خود سبد و زنبیل می برند، اما بی توجهی به این رفتارهای سنجیده، سبب شده نسل جدید به نوعی این رفتار را ارزش محسوب نکرده و آن را از یاد ببرند. افزون بر این می توان به استفاده از پاکت های کاغذی و جدا کردن زباله های تر و خشک اشاره کرد،چون در گذشته دست کم برای نان احترام بیشتری قائل بوده و آن را با دیگر دورریزها درون سطل زباله نمی انداختند، اما این روزها نان نیز روانه سطل آشغال می شود. اگر مسئولان برای حفظ این ارزش ها برنامه ای داشتند، اکنون راحت تر می توانستند اهمیت حفظ محیط زیست را به نسل جدید آموزش دهند. باید از مسئولان خواست تا زمانی که این فرهنگ های محیط زیستی به طور کامل از یاد نسل جدید نرفته برای احیای آنها اقدام کنند.

بهارستان، غریبه با محیط زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

عمر مجلس نهم به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود؛ مجلسی که باید گفت براي محيط زيست کشور خيلي کم گذاشت، زیرا نمایندگان آن‌طور که باید و شاید به مسائل این حوزه نپرداختند و نهایت تلاش‌شان به نامه‌نگاری و دادن شعار و هشدار ختم شد. براي رسيدن به اين نتيجه نيازي به بررسي فعاليت حدود چهار ساله گذشته نيست،زيرا ​ اخبار محيط زيست  مجلس در سالي که گذشته تا امروز گواهي است بر اين ادعا.

 اواخر تیر سال گذشته بود که آنها در نامه ای به رئیس جمهور به وضع بحرانی محیط زیست کشور اشاره کرده و از دولت خواستند برای جلوگیری از تخریب منابع طبیعی برنامه ریزی کند؛ این درحالی است که به نظر می رسد آنها قدرت قانونگذاری را فراموش کرده اند زیرا به جای نامه نگاری با قانونگذاری می توانند مشکلات محیط زیست کشور را بخوبی برطرف کنند. افزون بر این، آذر سال گذشته نیز یکی از اعضای فراکسیون محیط زیست مجلس اعتراف کرد برخی نمایندگان برای امضای نامه ساخت جاده در جنگل ابر، او را فریب داده اند.

داستان غریبه بودن نمایندگان با محیط زیست به این چند مورد ختم نمی شود. برای نمونه اواخر ماه گذشته نیز بار دیگر توجه بهارستانی ها به محیط زیست محک خورد؛ زیرا با توجه به شرایط بحرانی جنگل های کشور، آنها با یک فوریت طرح حفاظت و صیانت از جنگل های کشور مخالفت کردند.

این در حالی است که در جدیدترین مورد نیز دیروز فارس گزارش داده که به دلیل تشکیل نشدن جلسه فراکسیون محیط زیست در هفته گذشته، حضور معصومه ابتکار در مجلس منتفی شد. قرار بود در این جلسه نمایندگان مجلس درباره وضع آلودگی هوا با ابتکار صحبت کنند.

با توجه به شرایط زیست محیطی کشور و این که عمر مجلس نهم رو به پایان است، باید از شهروندان خواست اگر به حل شدن مسائل زیست محیطی کشور علاقه مندند، هنگام انتخاب نماینده شهر خود، اندکی به دغدغه های زیست محیطی شخصي که کانديد شده نیز توجه کنند،زيرا نماينده​اي که براي محيط زيست کشور دل نسوزاند نمي تواند گرهي حتي کوچک از مسائل شهروندان باز کند.

آبتنی در تابستان، تفریحی با چاشنی مرگ و بیماری

مهدی آیینی

مهدی آیینی

شناگاه‌های کشور محل مناسبی برای آبتنی نیستند؛ امکانات بهداشتی اندک و نبود تجهیزات مناسب در شناگاه‌های ساحلی کشور سبب شده کمتر شهروندی رغبت کند از این مناطق استفاده کند؛ این شرایط زمینه را برای آسیب جدی شهروندان فراهم کرده؛ گواه این ادعا نیز آماری است که سازمان پزشکی قانونی از غرق‌شدگان اعلام کرده؛ براساس این گزارش علت مرگ 898 نفر در سال گذشته غرق‌شدگی بوده است یا درباره بهداشت این مناطق نیز می‌توان به سخنان رئیس اداره آب و فاضلاب مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت استناد کرد که گفته آلودگی آب شناگاه‌ها و بهداشت محیط نامطلوب این مناطق سلامتی استفاده‌کنندگان را تهدید می‌کند.

بنابراین دور از انتظار نیست که شهروندان مناطق دیگری بجز شناگاه های رسمی را برای آبتنی انتخاب می کنند، چون براساس اطلاعاتی که در گزارش پزشکی قانونی آمده بیشتر قربانیان در رودخانه ها و محدوده های خارج از شناگاه های مجاز ساحلی غرق شده اند. شاید برخی کارشناسان علت اصلی مرگ این افراد را بی احتیاطی از سوی آنها بدانند، اما نباید فراموش کرد که شرایط نامناسب شناگاه های مجاز علت این تصمیم اشتباه شهروندان است، زیرا آلودگی و کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی در این محدوده ها سبب شده بیشتر شهروندان تمایلی به استفاده از این مناطق نداشته باشند و برای شنا تن به آب های مناطقی بسپارند که ایمن سازی نشده اند.

باید یادآور شد 433 نفر در سال گذشته در رودخانه ها و محدوده های خارج از طرح سالم سازی دریا جان خود را از دست داده اند و در این میان در شناگاه های رسمی فقط هفت غرق شدگی به ثبت رسیده. شاید در نگاه اول آمار تعداد غرق شدگان در شناگاه های رسمی مثبت ارزیابی شود، اما واقعیت دیگری نیز در این بین وجود دارد و آن چیزی نیست جز این که شرایط و تجهیزات نامناسب شناگاه های رسمی سبب شده این مناطق جذابیتی برای گردشگران نداشته و به قول معروف شهروندان عطای ایمنی این شناگاه ها را به لقایش ببخشند.

در واقع نبود امکانات و تجهیزات بهداشتی مانند سرویس بهداشتی مناسب، آب آشامیدنی، دوش، بهداشت محیط مناسب و بوفه را باید دلیل اصلی فاصله گرفتن شهروندان از شناگاه های ساحلی مجاز دانست، زیرا وقتی امکانات دیگر مناطق ساحل فرقی با مناطق مجاز نداشته و در آنها خبری از ازدحام جمعیت نیز نیست، نباید توقع داشت برخی شهروندان برای شنا جذب این مناطق شوند.

بنابراین باید از مسئولان وزارت بهداشت، محیط زیست و وزارت کشور خواست در کنار تلاش برای کاستن از آلودگی سواحل و آمار قربانیان غرق شدگی تدبیری نیز برای تجهیز این مناطق به امکانات بهداشتی و رفاهی بیندیشند تا این مناطق برای شهروندان جذابیت پیدا کرده و با حضور بیشتر شهروندان در شناگاه های مجاز آمار غرق شدگی کاهش پیدا کند.

 

عذرخواهی، فرهنگ و مهارت فراموش شده

مهدی آیینی

مهدی آیینی

یاد گرفته‌ایم به چندین و چند هزار سال تاریخمان افتخار کنیم، اما یاد نگرفته‌ایم یا دست‌کم از یاد برده‌ایم طوری رفتار کنیم که آیندگان نیز بتوانند حداقل از فرهنگ و نحوه برخورد ما با طبیعت و همنوعانمان به نیکی یاد کنند؛ نمونه‌اش بهره‌برداری‌های بی‌حساب و کتاب ما از منابعی مانند آب، سوخت و جنگل یا این‌که هر ایرانی روزانه حدود 750 گرم زباله تولید می‌کند.از نحوه برخورد با محیط زیست که بگذریم، رفتارمان با اطرافیان نیز چنگی به دل نمی زند؛ چون براساس گزارش پزشکی قانونی روزانه فقط 1600 پرونده نزاع در این سازمان تشکیل می شود، این در حالی است که باید هزاران پرونده دیگر مانند خیانت در امانت، سرقت و تجاوز را نیز به این آمار اضافه کرد که تمامشان به دلیل زیر پا گذاشتن حقوق انسان توسط همنوعش در دادسراها تشکیل می شود.

بیشتر افرادی که یک پای چنین پرونده هایی هستند ادعا می کنند حقشان پایمال شده، اما واقعیت این است که دلیل بالا رفتن آمار این پرونده ها در کشور چیزی نیست جز این که فراموش کرده ایم به اندازه حق خود برای دیگران احترام قائل شویم.

باید اعتراف کرد هزار و یک دلیل برای از کوره در رفتن انسان ها وجود دارد؛ از نبود شغل، بالابودن هزینه ها و ترافیک گرفته تا دیگر مشکلات اجتماعی و اقتصادی که نمی توان آنها را انکار کرد.

این در حالی است که شرایط اقلیمی نیز این روزها فشار بیشتری به شهروندان وارد می کند، به همین دلیل در روزهای داغ تابستان که گرمای سوزان و آلودگی هوا در قالب گرد و غبار بر زندگی انسان سایه بیشتری می اندازد، نزاع های بیشتری در کوچه و معابر شهر اتفاق می افتد.

درست است که بخش عمده علت پایین آمدن آستانه تحمل، به مسائل اجتماعی و اقتصادی مربوط می شود و مسئولان باید برای رفع آنها بیشتر تلاش کنند؛ اما نباید از یاد برد که ارزش های انسانی نیز در چند سال اخیر دستخوش تغییر شده است.

برای نمونه دیگر کمتر شخصی را می توان پیدا کرد که در عذرخواهی از دیگران پیشقدم شود، باید تاکید کرد یکی از دلایل اصلی بالا رفتن آمار نزاع ها کمرنگ شدن فرهنگ عذرخواهی در کشور است؛ زیرا دیگر کمتر والدین، معلم و آموزگاری را می توان یافت که برای آموختن این مهارت به کودکان، نوجوانان و جوانان وقت بگذارد.

 

​ منابع آب را مانند نفت ملي کنيد

اراضي کشور رفته رفته چهره بياباني به خود گرفته و برخي مسئولان از اينکه جنگ آينده جنگ آب است دم مي زنند،اما کمتر ​مسئولي​ به اين باور رسيده که بايد مديريت منسجمي در بحث آب صورت بگيرد،گواه اين ادعا نيز نمره تاسفبار کشورمان در مدیریت منابع آب است(2.77 از يکصد) ​يکي از نتايج اين نمره اين شده که​​​ 294 دشت کشور​  لقب مناطق ممنوعه آبی گرفته ​ و به طور ميانگين​​​ ​30 سانتي متر ​نشست​ کرده اند.

واقعيت اينجاست که ما براي استفاده از منابع آب در کشورمان برنامه و اهداف راهبردي نداريم به همين دليل روز به روز آسيب بيشتري ديده و در بسياري از مناطق کشور بايد به تماشاي مرگ سرزمين مان بنشينيم.

بايد يادآور شد در اين ميان کشاورزي بيشترين آسيب را به منابع آب کشور مي زند،زيرا حدود 90 ميليارد متر مکعب از منابع آبي کشور در اختيار اين بخش قرار مي گيرد آن​هم با بهره وري 35 درصد ،بنابراين حدود 55 میلیارد مترمکعب آب فقط در اين بخش هدر مي رود.

نگران کننده تر اين که چاه​هاي بيشماري که در سراسر کشور حفر شده ​​آب هاي زير زميني کشور را مي بلعد،​ آب هايي که گرانبهاترين دارايي موجودات زنده است  و ​نمي توان مالکيت ​آن را به شخص يا گروهي نسبت داد،نکته اينجاست که در کشورمان مديريت و قانون مشخصي براي پاسداري از آب هاي زيرزميني که طي صدها سال ​ ايجاد شده و منابع آب استراتژیک نيز خوانده مي شود وجود ندارد به همين دليل برخي به بهانه کشاورزي با حفر چاه هاي غير مجاز اين سرمايه ملي را به نوعي مي دزدند، هرچند از تعداد چاه​هايي که در  کشور حفر شده اطلاعات دقيقي در دست نيست، اما بر اساس آمارهاي اعلام شده از حدود 754 هزار حلقه چاه آب ​دست کم  300 هزار حلقه غير مجاز بوده و  پروانه فعالیت ندارد.

اين درحالي است که بايد تاکيد کرد نظارت دقيقي نيز روي فعاليت  افرادي که از چاه هاي مجاز استفاده مي کنند، نيست و بسياري از کشاورزان روي پرورش محصول هايي که به آب زياد نياز دارند پا فشاري کرده و در پاسخ به ميزان مصرف آب بي رويه مي گويند جريمه آن را پرداخت مي کنند،در صورتي که اين جريمه به هيچ وجه با خسارتي که برداشت بي رويه آب به کشور مي زند هم​خواني ندارد و نتوانسته سبب حفظ اين منابع شود،براي نمونه ميزان برداشت از آب هاي زير زميني تا36 سال پيش​حدود 70 میلیون مترمکعب بود،اما اين روزها اين ميزان به 11 میلیارد مترمکعب رسیده ​به همين دليل کارشناسان هشدار مي دهند تا چند سال ديگر 50 ميليون ​ايراني ناگزير به کوچ خواهند شد.

بنابراين بايد به مسئولان هشدار داد چنانچه هرچه زودتر براي مديريت منابع آب کشور وارد عمل نشده و به قول معرف جنگ اول را به صلح آخر ترجيج ندهند آينده کشور بيش از اين به خطر مي افتد بايد ديد کدام​يک از مسئولان اين حقيقت را جدي گرفته و براي ملي شدن منابع آب در کشور اولين قدم را بر خواهد داشت،زيرا به نظر مي رسد فقط زماني مي توان به رفع اين مشکل اميدوار بود که بهره‌برداری از منابع آب به شکل کامل از سوي دولت انجام شود.

مهدي آييني

بهارستان جنگل را دور زد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

دیروز مجلس با یک فوریت طرح حفاظت و صیانت از جنگل‌های کشور مخالفت کرد تا این طرح نیز مانند دیگر طرح‌ها روندی فرسایشی را پشت سرگذاشته و زمانی به تصویب برسد که دیگر کار از کار گذشته باشد.نکته اینجاست تصویب این طرح می توانست منجر به توقف بهره برداری نادرست از جنگل شود هرچند برای فرصتی محدود.

نباید فراموش کرد که فقط 8 درصد از اراضی کشور را جنگل فرا گرفته و سرانه جنگل برای هر ایرانی 0.2 درصد است در چنین شرایطی چاره ای بجز توقف کامل بهره برداری از جنگل ها باقی نمی ماند در واقع جنگل های شمال کشور دیگر توان تولید چوب ندارند و برای این که به شرایط پیش از تخریب برگردند دست کم به 200 سال زمان نیاز دارند، اما متاسفانه بسیاری از نمایندگان از این واقعیت چشم پوشیده اند.

باید تاکید کرد برخی از نمایندگان مجلس در جلسه دیروز خود غیر مستقیم ثابت کردند که فقط در مقام حرف طرفدار جنگل هستند، چون زمان عمل که رسید مشخص شد برخی از نمایندگان نیز مانند برخی مسئولان تلاش شان برای حفظ جنگل از وعده و حرف بالاتر نمی رود.

به همین دلیل باید از نمایندگان خواست برای حفظ محیط زیست کشور بیشتر تلاش کرده و مشکلات این حوزه را بدون این که از جنگل مایه بگذارند حل کنند، برای نمونه مخالفان این طرح ادعا می کنند تعیین ممنوعیت برای استفاده از جنگل ها ممکن است جلوی برخی از اقدامات مثبت را بگیرد با توجه به این اظهار نظر باید گفت برخی از نمایندگان مجلس از وضع تاسف بار منابع طبیعی کشور آگاه نیستند و نمی دانند که برای حفظ اندک باقی مانده جنگل های کشور بهتر است برای تامین چوب مورد نیاز کشور یا برآورده کردن نیاز جوامعی که به جنگل وابسته هستند راهکارهای دیگری ارائه کنند.

این درحالی است که باید به نمایندگانی که با این طرح مخالفت کرده یا رای ممتنع داده اند یاد آور شد، آنها از قانون گذاری، یعنی بهترین ابزاری که می تواند اندک باقی مانده جنگل های کشور را حفظ کند می توانستند بهتر استفاده کنند و با این کار برای مردمی که به آنها رای داده اند احترام بیشتری قائل می شدند،زیرا شاید آنها نماینده استانی باشند که پوشش جنگلی ندارد،اما منابع طبیعی کشور به تمامی مردم تعلق دارد و تمامی ایرانیان باید به سهم خود برای حفظ آن تلاش کنند.

مهدی آیینی

نيازمندان واقعي فراموش شده اند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خبرهای عجیب و غریب زیادی تا به حال درباره گدایان میلیونر منتشر شده، خبرهایی که هر کدام از آنها برای روشن شدن تکلیف هر انسانی با این جماعت فریبکار کافی است، اما هر روز بر جمعیت متکدیان تقلبی اضافه می‌شود، چون هستند افرادی که نمی‌خواهند مسئولیت‌پذیر باشند، این گروه از شهروندان قوانین اجتماعی را زیر پا می‌گذارند تا اندکی از حس نوعدوستی خود را ارضا کنند، اما آنها از این نکته غافلند که کمک‌های به‌ظاهر کوچک‌شان حاصلی به‌جز گداپروری ندارد و نتیجه‌اش وجود نزدیک به 5000 متکدی در تهران می‌شود، متکدی‌های حرفه‌ای که به‌طور میانگین روزانه حدود۴۰۰ هزار تومان درآمد دارند.

این اطلاعات نتیجه یک پژوهش در تهران است و در تسنیم منتشر شده است. نکته جالب این پژوهش آن است که برخی از این گدایان به شوکر مسلح هستند و فقط حدود 10 درصدشان نیازمند واقعی اند.

گدایان تقلبی به شوکر مسلح شده اند و باندی عمل می کنند؛ این واقعیت های تلخ را باید زاییده رفتار غیرمسئولانه برخی شهروندان و مدیران دانست، زیرا هیچ وقت برای ساماندهی نیازمندان واقعی و رفع نیاز آنها گا م های محکمی برداشته نشده است، به همین دلیل روزبه روز گدایان شیوه کار خود را تغییر می دهند، برای نمونه اگر زمانی که مشخص شد گدایان به شکل گروهی عمل می کنند یا برای یادگیری و آموزش روش های گدایی در بین خود کلاس های آموزشی برگزار می کنند، تدبیری برای مقابله با آنها اندیشیده شده بود، امروز متکدیان بازار نظارت را آنقدر آشفته نمی دیدند که برای جلب ترحم شهروندان هر روز نقشه ای تازه بکشند یا از حمل شوکر بیم نداشته باشند.

افزون بر این می توان نبود نظارت کامل و جامع برخی مراکز خیریه و صدور مجوز برای آنها از سوی نهادهایی مانند بهزیستی، وزارت کشور و سازمان اوقاف و امور خیریه را علت دیگر رواج تکدی گری در جامعه دانست، چون براساس آمارهای منتشر شده حدود 15 هزار موسسه خیریه در کشور وجود دارد که بیشتر آنها عملکرد شفافی ندارند و برخی از آنها از روش هایی برای جمع آوری کمک های مردمی استفاده می کنند که بی شباهت به تکدی گری مدرن نیست به همین دلیل گروه زیادی از شهروندان اعتماد خود را نسبت به عملکرد تعدادی ازآنها از دست داده و با کمک به متکدیانی که در گوشه گوشه شهر پیدا می شوند سعی در ارضای حس نوعدوستی خود دارند. این در حالی است که دست کم اگر شهروندان در کنار کمک به خیریه های واقعی برای شناسایی نیازمندان ابتدا بین اقوام و دوستان خود جستجو کنند می توان به رفع مشکل نیازمندان واقعی کشور امیدوار بود.

مهدی آیینی 

وليعصر بدون چنار هيچ ، پايتخت بدون وليعصرهيچ

مهدی آیینی

مهدی آیینی

نمی‌توان ولیعصر را فقط یک خیابان نامید یا درختان چنار سر به آسمان ساییده آن را درختان معمولی دانست، این خیابان که حدود یک قرن از عمرش می‌گذرد برای اهالی تهران و ایرانی‌هایی که حتی یک بار گذرشان به آن افتاده نمادی است که با آن احساس غرور می‌کنند، خاطراتشان زنده می‌شود یا دست‌کم حس خوبی پیدا می‌کنند که سبب می‌شود خون در رگ‌هایشان بدود و هوس کنند خودرویشان را کنار گذاشته و دقایقی را در حد فاصل میدان راه‌آهن تا تجریش قدم زده و خاطره‌بازی کنند.

اما نکته اینجاست که چند سالی است حال چنارهای خیابان ولیعصر خوب نیست چنارهایی که اگر آنها را از این خیابان 18 کیلومتری بگیرید چیزی برایش باقی نمی ماند تا به آن بنازد جز آسمانخراش ها و مجتمع های تجاری نخراشیده ای که آنها را باید یکی از علل بیماری و مرگ چنارهای خیابان ولیعصر دانست، درختان تنها مانده ای که روزگاری جمعیت شان به 60 هزار اصله نیز می رسید، اما این روزها در خوشبیانه ترین حالت باید به 7000اصله درختی دل خوش کرد که تصمیمات مدیریت شهری و نامهربانی برخی شهروندان ریشه هایشان را سست کرده و سبزی برگ هایش را به سمت سیاهی سوق داده است.

باید یادآور شد داستان غم انگیز چنارهای خیابان ولیعصر هر از گاهی مطرح می شود، اما خیلی زود لابه لای خبرهای ریز و درشت کلانشهر تهران به فراموشی سپرده می شود، زیرا اگر غیر از این بود این درختان اکنون وضع مناسب تری داشتند و قطع شبانه آنها هرچند وقت یک بار خبرساز نمی شد.

دیروز در جلسه شورای شهر تهران رئیس کمیته محیط زیست شورا یادآور شد ریختن نمک زیاد پای درختان و ساخت و سازهایی که سبب محروم شدن چنارها از نور خورشید می شود در کنار تغییر سیستم آبیاری سبب آسیب دیدن درختان شده، چون تا چند سال پیش این درختان از آب روانی که در دو سمت خیابان جریان داشت سیراب می شدند، اما اکنون از سیستم آبیاری قطره ای استفاده می شود.

شهرداری تهران تا به حال طرح هایی را برای ساماندهی این درختان اجرا کرده، اما نتوانسته به درستی شرایط آنها را بهبود ببخشد، این در حالی است که باید تاکید کرد رسیدگی به اوضاع خیابان و درختانی که برای شهروندان ارزش خاصی دارد باید جزو برنامه های اصلی شورای شهر و شهرداری تهران باشد و به چند هشدار و طرح ابتدایی محدود نشود.

مهدی آیینی

پای لنگ مدیریت در حوزه جوانان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

امروز نخستین روز هفته جوان است، هفته‌ای که حدود 12 میلیون جوان و خانواده‌هایشان انتظار دارند در آن خبرهای خوشی از رفع مشکلات جوانان بخوانند، اما مشکل اینجاست که نام جوانان این روزها آنچنان با مشکلات گره خورده که اگر سال را سال جوانان بنامند نیز نمی‌توان امیدوار بود قسمتی از مشکلاتی که گریبان جوانان را گرفته برطرف شود. مشکل اینجاست که برخی مسئولان آن طور که باید و شاید به جوانان بها نداده و فقط در چنین مناسبت‌هایی از مسائل آنها سخن می‌گویند.

این درحالی است که برخی از مدیران با دید مشکل به آنها نگاه کرده و بر این باورند که برای سرو سامان دادن به اوضاع آنها باید وزارتخانه یا سازمان تشکیل بدهند، این درحالی است که باید تاکید کرد جوانان را باید منبعی از انرژی و توانایی به حساب آورد و به این فکر بود که هرچه بهتر از توانایی آنها بهره برد و چرخ های اقتصاد کشور را به حرکت درآورد.

در کشورمان همه چیز برای استفاده از نیروی جوانان وجود دارد، مدیریت مناسبی برای کنار هم گذاشتن قطعات پازل و حل مسائلی که امروز جامعه را آزار می دهد، وجود ندارد.

باید تاکید کرد این ضعف نه فقط در وزارت ورزش و جوانان بلکه در بسیاری بخش ها به چشم می خورد. برای نمونه باید یادآور شد برخی مسئولان کشور تمام تلاش شان بر این است که با خام فروشی مواد از نفت بگیرید تا معادن کسب درآمد کنند، این درحالی است که اگر مسئولان به فناوری بیشتر توجه کنند می توانند زمینه را برای اشتغال و بالا بردن سطح درآمد جوانان مهیا کنند.

در بخش آموزش نیز باید یادآور شد اکنون شرایط به گونه ای است که در برخی دانشگاه ها جای استاد و دانشجو با یکدیگر عوض شده تا آنجا که گاهی استادها وظیفه خلاصه کردن جزوه هایی را که ارائه می کنند نیز به عهده می گیرند، چنین آشفته بازاری سبب شده جوانان در دانشگاه ها مهارتی کسب نکرده و فقط به مدرک فکر کرده و بعد از فارغ التحصیل شدن نیز به کمتر از پشت میزنشینی راضی نشوند.

در بخش فرهنگی و مسائلی مانند ازدواج نیز این مشکلات کماکان وجود دارد، زیرا اکنون کارشناسان نسبت به روابط خارج از چارچوب جوانان و آسیب هایی نظیر ازدواج سفید هشدار می دهند، بنابراین باید یادآور شد در جوانان تمایل برای زندگی مشترک وجود دارد، اما بعضا مدیریت ناکارآمد و ناصحیح سبب شده آنها از مسیر درست خارج شوند.

باید تاکید کرد، تمامی این مشکلات به این دلیل به وجود آمده که مدیریت کارآمد در حوزه جوانان وجود ندارد. به همین دلیل درحالی که همه چیز برای حل شدن مشکلات جوانان در کشور وجود دارد، اما روز به روز مشکلات جدیدی گریبان جوانان را می گیرد.

بهار فصل تاراج گیاهان نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

بهار فصل زنده شدن طبیعت است، اما نبود نظارت دقیق بر عرصه‌های منابع طبیعی کشور سبب شده این فصل حکم خزان برخی گونه‌های گیاهی را پیدا کند،زیرا همزمان با رویش گیاهانی مانند موسیر افراد فرصت‌طلب نیز دست به کار می‌شوند،تا با برداشت بی‌رویه از گیاهان مرتعی و تخریب آنها درآمدزایی کنند.

در تازه ترین مورد دیروز دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران، خبر از دستگیری متخلفی داد که قصد داشت بیش از هزار کیلوگرم گیاه موسیر را قاچاق کند.

این درحالی است که براساس قانون بهره برداری و حمل و نقل موسیر برابر ماده ۵۵ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع ممنوع است و جریمه برداشت غیرمجاز هر کیلوگرم موسیر تر 5000 تومان و جریمه کشف هر کیلوگرم موسیر خشک 10 هزار تومان تعیین شده است.

با توجه به جرایم در نظر گرفته شده باید تاکید کرد تناسب نداشتن تخلف با جریمه یکی از عواملی است که سبب شده افراد سودجو ترسی از قانون شکنی نداشته باشند.

به همین دلیل باید از مسئولان خواست علاوه بر افزایش نیروهای حفاظت برای به روزرسانی قانون و بازدارنده کردن قوانین قدم بردارند.

باید یادآور شد بیکاری و نبود درآمد نیز از عوامل دیگر تخریب منابع طبیعی کشور است، زیرا افراد محلی با برداشت بی رویه گیاهان و قاچاق آنها به استان های همسایه و حتی خارج از کشور برای خود تجارت غیرقانونی اما پرسودی را رقم می زنند.

متاسفانه این روند به قدری غیراصولی و بدون برنامه انجام می شود که زمینه را برای انقراض گونه های گیاهی فراهم کرده است زیرا اشخاص سودجو به این مساله که با برداشت پیاز گیاه موسیر سبب از بین رفتن این گونه می شوند توجه نکرده و پیش ازاین که گیاه بتواند با بذردهی بقای خود را تضمین کند مرگ آن را رقم می زنند.

افزون براین نبود برنامه ای مشخص برای مقابله با این تخریب سبب شده اغلب رویشگاه های این گونه گیاهی دستخوش آسب شود تا آنجا که می توان هشدار داد چنانچه راهکار مناسبی برای کنترل این مشکل ارائه نشود، گونه موسیر منقرض خواهد شد.

این درحالی است که دست کم با آموزش و پرداخت یارانه به افرادی که دست به قاچاق این گونه می زنند می توان آنها را مجاب کرد که با کشت این گیاه درآمدزایی کنند نه قاچاق و تخریب منابع طبیعی.

مهدي آييني

بالا