آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : آمار (برگ 2)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : آمار

اشتراک به خبردهی

اينجا همه چيز براي معلول شدن مهياست

12 میلیون نفر در کشور با معلولیت دست و پنجه نرم می‌کنند و هر روز به تعداد آنها افزوده می‌شود. از یک سو جاده‌های ناامن و خودروهای غیراستاندارد زمینه را برای مرگ و معلولیت شهروندان فراهم کرده‌اند.

علاوه بر این کمبود مراکز مشاوره ژنتیک و فقر فرهنگی در کشور سبب شده ازدواج‌های فامیلی هر سال تعداد زیادی معلول مادرزاد به جامعه هدیه کند، افزون بر این هوای آلوده کلانشهرها سبب شده بسیاری از شهروندان به بیماری‌های قلبی و عروقی مبتلا شده و تعدادی از آنها گرفتار معلولیت شوند.

این در حالی است که استاندارد نبودن مواد اولیه خوراکی و نبود نظارت دقیق بر تولید آنها را نیز می‌توان از عواملی دانست که زمینه را برای افزایش سکته و معلولیت در کشور آماده کرده است.

بنابراین اگر بگوییم همه دست روی دست گذاشته‌ایم تا معلولیت در کشور ریشه بدواند بیراه نگفته‌ایم، چون اگر غیر از این بود سالانه حدود یکصد هزار نفر فقط به دلیل تصادفات معلول نمی‌شدند.

در جدیدترین اظهار نظر درباره آمار معلولیت در کشور نیز معاون توانبخشی سازمان بهزیستی به ایرنا گفته آمار معلولیت در کشور طی دو سال اخیر از 10 به 15درصد افزایش یافته است، نکته اینجاست که در این حوزه مسئولان فقط به اظهار نظر و بیان آمار بسنده کرده و برای کاهش رشد سرعت این آمار و کاهش هزینه‌های تحمیلی معلولیت به کشور تلاش جدی نکرده‌اند زیرا مرور آمار مرگ و میر سالانه تصادفات در 13 سال گذشته بیانگر این حقیقت است که هر سال حدود 20 هزار نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست داده و بین پنج تا هفت برابر کشته‌شدگان نیز اشخاص دچار معلولیت شده‌اند بنابراین می‌توان گفت مسئولان برنامه‌ای برای کاهش تعداد معلولان کشور ندارند.

این در حالی است که با یک حساب سرانگشتی می‌توان هزینه سرسام‌آوری را که معلولیت به کشور تحمیل می‌کند محاسبه کرد، برای نمونه اگر برخلاف استاندارد‌های جهانی حداکثر‌ها را در نظر نگرفته و در خوشبینانه‌ترین حالت هزینه نگهداری از هر معلول را ماهانه حدود 500 هزار تومان در نظر بگیریم، می‌توان نتیجه گرفت هزینه سالانه نگهداری از 12 میلیون معلول کشور برابر 72 هزار میلیارد تومان است. نکته اینجاست که باید هزینه‌های عاطفی معلولیت را نیز در نظر گرفت.

در شرایطی که معلولان از حداقل امکانات نیز برای تردد در شهر‌ها برخوردار نیستند، باید از مسئولان خواست دست‌کم برنامه ویژه‌ای برای مهار رشد آمار معلولیت در کشور در نظر بگیرند.

مهدی آیینی ‌- ‌گروه جامعه

فصل داغ مرگ موتورسيکلت سواران نزديک است

تابستان زمان مناسبی برای موتورسواری است، اما عمر هر موتورسواری کفاف لذت بردن از این فصل داغ را نمی‌دهد، زیرا از حدود 5000 موتورسواری که سالانه در کشور جان خود را از دست می‌دهند، حدود 45 درصدشان در تابستان و به حکم اجل، موتورسیکلت‌سواری را برای همیشه ترک می‌کنند.

ماجرا زمانی قابل تامل تر می شود که بدانید 75 درصد این افراد زیر 40 سال دارند، به قول معروف آنها نیروهایی هستند که برای به این سن و سال رسیدنشان هزینه زیادی شده تا بتوان از توان آنها در پیشرفت کشور بهره گرفت، اما نکته اینجاست که درست زمانی که باید به ثمر بنشینند همه چیز دست به دست هم می دهد تا آنها به جای نقش داشتن در رشد جامعه، هزینه زیادی به کشور تحمیل کنند.

در واقع این افراد سبب مرگ یا آسیب دیدن خود و دیگران شده یا در خوشبینانه ترین حالت به اوج گرفتن آلودگی هوا یا زیر پا گذاشتن قانون و مقررات دامن می زنند.

این در حالی است که مسئولان بارها در سخنرانی هایشان به اهمیت نقش جوانان در سازندگی کشور اشاره کرده و می کنند، اما در واقعیت آنها برای حفظ این سرمایه ها تاکنون نتوانسته اند راهکار مناسبی ارائه کنند، برای نمونه براساس آمار، حدود 61 درصد این قربانیان به دلیل ضربه به سر جان خود را از دست می دهند، ولی مسئولان تاکنون نتوانسته اند اهمیت استفاده از کلاه ایمنی را برای این افراد جا بیندازند؛ زیرا تمرکز آنها بیشتر روی اعمال قانون و جریمه کردن این افراد بود است، به همین دلیل به برنامه های فرهنگی کمتر پرداخته یا برنامه هایی اجرا کرده اند که تاثیر چندانی نداشته است، برای نمونه سال گذشته پلیس راهور پایتخت علاوه بر اعمال قانون و توقیف موتورسیکلت متخلفان، آنها را مجبور به حضور در کلاس های بازآموزی قوانین کرد.

نکته اینجاست که نباید منتظر ماند موتورسیکلت سواران تخلف کرده و بعد برای آنها کلاس آموزشی تشکیل داد. در واقع این برنامه ها باید به گونه ای اجرا شود که موتورسواران با اشتیاق درآن شرکت کرده و بتوانند از آن بهره ببرند.

افزون بر این باید یادآور شد که مسئولان تجربه موفقیت آمیزی در بحث آگاه کردن شهروندان در اهمیت استفاده از کمربند ایمنی داشته اند؛ بنابراین چنانچه به اندازه همین طرح برای موتورسواران وقت و اعتبار بگذارند یا مانع تولید موتورسیکلت های غیراستاندارد شده و هشدار و طرح های خود را به خرداد و فصل تابستان محدود نکنند، می توان امیدوار بود که مساله قانون شکنی موتورسیکلت سواران و مرگ و میر آنها کاهش پیدا کند.

مهدی آیینی – گروه جامعه

آمار تکان‌دهنده فرزندآوری ایرانیان

میانگین نرخ باروری در کشور به 1.7 درصد رسیده است و چنانچه شرایط به این شکل ادامه پیدا کند باید گفت تا 30 سال دیگر، آمار فوت و ولادت برابر خواهد شد و به این شکل نرخ رشد جمعیت به صفر خواهد رسید.

جدیدترین آمار های منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال نیز بیانگر این واقعیت است که خانواده های ایرانی در حال کوچک تر شدن است.

چون براساس مطالعاتی که اخیرا و با توجه به سرشماری سال 90 انجام شده 14.4 درصد خانواده های ایرانی فرزند ندارند و حدود 19 درصد آنها نیز به تک فرزندی رضایت داده اند.

مرکز آمار نتیجه برخی از اطلاعات سرشماری سال 90 را منتشر کرده است و کارشناسان سازمان ثبت احوال نیز با استفاده از این اطلاعات و آماری که در اختیار داشتند، مطالعاتی انجام داده اند که بر اساس آن می توان گفت 33 درصد خانواده ها حداکثر صاحب یک فرزند هستند.

در این تحقیق اطلاعات دو درصد جمعیت کشور مورد بررسی قرار گرفته است به این شکل که کارشناسان در این پژوهش اطلاعات یک میلیون و 481 هزار و 586 نفر را بررسی کرده اند. این تعداد از جمعیت در واقع 423 هزار و 627 خانواده هستند.

علی اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال در این باره به جام جم می گوید: در این پژوهش اطلاعات خانم هایی که یک بار تجربه ازدواج داشته اند بررسی شده و نتایج این تحقیق بیانگر این است که 14.4 درصد این افراد فرزند ندارند.

محزون می افزاید: 20.9 درصد خانواده ها دو فرزند و حدود 19 درصد جامعه تحقیقی نیز یک فرزند دارند.

این در حالی است که می توان تعداد خانواده ها را نیز بر اساس تعداد فرزندانشان در مناطق شهری و روستایی بررسی کرد، زیرا با توجه به اطلاعات به دست آمده از این پژوهش، در مناطق شهری 14.7 درصد خانواده ها فرزند ندارند، 19.9 درصد صاحب یک فرزند و 22.5 درصد نیز دارای دو فرزند هستند. تعداد فرزندان بیشتر از پنج نفر در مناطق روستایی 7.3 درصد و در نقاط شهری 6.1 درصد است.

همچنین خانواده های شش فرزند 6.5 درصد در نقاط روستایی و 4.5 درصد در نقاط شهری، خانواده های هفت فرزند 5.6 در نقاط روستایی و 3.3 درصد در نقاط شهری اعلام شده است.

محزون عنوان می کند: براساس این آمار می توان گفت خانواده های تک فرزند در مناطق شهری از میانگین کشوری بالاتر است، زیرا در نقاط روستایی 13.9 درصد از خانواده ها فرزند ندارند. افزون بر این، در مناطق روستایی 16.4 درصد خانواده ها تک فرزند و 16.7 درصد خانواده ها صاحب دو فرزند هستند.

محزون با تاکید بر این که براساس این آمار 33.3 درصد جمعیت افراد مورد پژوهش حداکثر یک فرزند دارند، یادآور می شود: این تعداد حدود یک سوم جمعیت آماری پژوهش را تشکیل می دهند که می توان نتیجه به دست آمده را به کل جامعه تعمیم داد. در پژوهشی که از سوی سازمان ثبت احوال انجام شده استان هایی که رشد موالید بیشتری نسبت به مدت مشابه یعنی 9ماهه اول سال گذشته داشته اند نیز مشخص شده است.

محزون بیان می کند: خراسان شمالی با 8.4 درصد تغییر و خراسان رضوی با 6.9 درصد و سیستان و بلوچستان با 6.5 درصد در جایگاه اول تا سوم این رده بندی قرار گرفته اند.

جالب اینجاست که برخی استان ها رشد موالید منفی داشته اند، وی عنوان می کند: قزوین با 1.3ـ درصد سی و یکمین استان است و قبل از آن استان های چهار محال بختیاری با 1.2ـ و اصفهان با 0.4ـ درصد در جایگاه های بعدی قرار دارند.

بودجه های افزایش جمعیت در انتظار تصویب قانون

چندی قبل، معاون رئیس مجلس شورای اسلامی در برنامه تلویزیونی« نبض» عنوان کرد دولت برای اولین بار ۳۰۰ میلیارد تومان به منظور افزایش جمعیت در لایحه بودجه سال ۹۳ اختصاص داده است البته قرار است این بودجه از منابع وزارت بهداشت تامین شود، ولی با وجود کسری 8000 میلیارد تومانی بودجه وزارت بهداشت، بعید است در سال آینده، این مبلغ در راستای اجرای سیاست افزایش جمعیت قرار بگیرد.

همچنین به جای این که دولت در لایحه بودجه، اعتبار جداگانه ای برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در نظر بگیرد، قرار شده که این اعتبار از بودجه وزارت بهداشت تامین شود و با وجود این که حدود 48 درصد بودجه این وزارتخانه از مراکز درمانی و از جیب مردم تامین می شود، در صورت اجرای این قانون، بیماران باید بار مالی اجرای این قانون را به دوش بکشند.

علی محمد طاهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در این باره در گفت وگو با جام جم خاطرنشان می کند: همچنان قانونی برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در مجلس تصویب نشده است و فقط بودجه های کنترل جمعیت را که سال های گذشته در اختیار سازمان های دولتی قرار می گرفت، برای سال 93 قطع شده است.

این نماینده مجلس خبر می دهد: هم اکنون طرحی برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در کمیسیون فرهنگی تدوین شده که این طرح در کمیسیون هم تصویب شده است، اما هنوز به صحن علنی نرفته است. فعلا که مجلس درگیر بحث و گفت وگو درباره بودجه های سال آینده است، ولی گمان می کنم تا اسفند 92 این طرح کمیسیون در صحن علنی هم تصویب شود.

طاهری تاکید می کند که در صورت تصویب نهایی این طرح و تبدیل آن به قانونی لازم الاجرا، می توان در آن شرایط بودجه های لازم را برای اجرای این قانون در اختیار دولت و دیگر نهادهای مرتبط قرار داد.

5 موش برای هر تهرانی

باور کردنی نیست، اما این ماجرا که حدود 60 میلیون موش در پایتخت زندگی می‌کنند، حقیقت دارد، جالب اینجاست که اگر سیاست مسئولان شهری به همین روال ادامه پیدا کند، تعداد موش‌های تهرانی تا مدتی دیگر با جمعیت 75 میلیونی انسان‌های کل کشور برابری کرده یا از آن سبقت می‌گیرد.

از طرف دیگر اگر این تعداد موش را در مقابل جمعیت 12 میلیون نفری تهران قرار دهیم به هر تهرانی پنج موش می رسد؛ موش هایی که این روز ها آن قدر چاق و چله و نترس شده اند که با عابران قدم زده و در برخی موارد شهروندان آنها را با گربه اشتباه می گیرند. نکته اینجاست که مسئولان برای مقابله با لشکر موش ها دست به کارهای متعددی زده اند؛ کارهایی که برخلاف هزینه بر بودنشان راه به جایی نبرده اند.

برای نمونه مدتی پیش مبارزه با موش ها که حدود 40 سال است به معضلی برای پایتخت نشینان تبدیل شده اند، با طعمه و سم گذاری آغاز شد و با کشتن موش ها با تفنگ بادی ادامه پیدا کرد و کار به جایی رسید، قرار بر این شد که برای پیدا کردن پاشنه آشیل موش ها مبارزه با آنها در مجلس دنبال شود، اما از بخت خوب موش ها تاکنون این راهکارها جز اتلاف انرژی و سرمایه چیزی به همراه نداشته و بنابراین هر روز به تعداد موش ها اضافه می شود البته باید یادآور شد موش ها تنها جانوران موذی نیستند که شهر تهران را به تصرف خود درآورده اند، چون باید به میلیون ها سوسکی که در گوشه و کنار شهر زندگی می کنند نیز توجه کرد، حال فرض کنید اگر در اثر حادثه ای مانند زلزله وضع پایتخت در شرایط بحران قرار بگیرد، آنها که به دلیل بخت خوب شان از بحران جان سالم به در ببرند باید خود را برای نبرد سخت دیگری آماده کنند و آن چیزی نیست بجز جدال انسان های نجات یافته با موش ها، به همین دلیل می توان گفت اگر برخلاف پیش بینی ها، زلزله جمعیت زیادی از پایتخت نشینان را در لحظات اولیه از بین نبرد به طور حتم جانوران موذی خسارت جبران ناپذیری به شهروندان آسیب دیده وارد خواهند کرد.

به گفته دبیر علمی کنفرانس ملی مدیریت بحران(HSE) براساس آمارتا چند سال پیش فقط 20 میلیون موش در تهران زندگی می کرد، اما اکنون تعداد این جوندگان به 60 میلیون رسیده است این درحالی است که کارشناسان معتقدند از هفت نوع موشی که در تهران زندگی می کنند، فقط یک نوع ایرانی است و بقیه مهاجر هستند بنابراین باید به مسئولان هشدار داد، اگر آنها هرچه زودتر از راهکارهای کشورهای موفق در این زمینه الگوبرداری نکنند، خیلی بعید نیست که موش ها کلید پایتخت را به دست آورده و کلیددار تهران شوند.

سود سالانه 3 ميليارد دلاري قاچاقچيان ايراني از مواد مخدر

800 هزار قاچاقچي مواد مخدر مصرفي معتادان کشور را تامين مي کنند

روز گذشته برنامه «مناظره» با موضوع مواد مخدر در کشور بار ديگر روي آنتن رفت. در اين برنامه که با حضور پنج مهمان برگزار شد، سعي براين بود که اولويت برخورد با مواد مخدر مشخص شود، زيرا نظرسنجي اين برنامه نيز به اين شکل طرح شده بود که بينندگان بين دو گزينه مبارزه با عرضه و تقاضاي مواد مخدر، يکي را انتخاب کنند. در اين بين کارشناسان دعوت شده به برنامه نظرات مختلفي داشتند، اما در نهايت بيش از 65 درصد از شرکت کنندگان در نظر سنجي برنامه تاکيد کردند که بايد اولويت، مبارزه با عرضه مواد مخدر باشد.
در ابتداي مناظره، حميدرضا جلايي پور، جامعه شناس و دانشيار گروه جامعه شناسي دانشگاه تهران، گفت: سوال اينجاست که چرا آمار معتادان در کشور بالارفته است.
جلايي پور ادامه داد: به نظر من بزرگ ترين نهادها و سازمان هاي کشور حاکميتي است و اين نهاد ها با مانيتور کردن آسيب هاي اجتماعي کار نمي کنند.
وي يادآور شد: ميزان معتادها مساله مهمي در کشور است، زيرا در اين ميان بين دو تا چهار ميليون اختلاف نظر وجود دارد. البته رابطه اي هم بين اعتياد و بيکاري وجود دارد.
اين درحالي است که تعداد آمار بيکار نيز به طور قطعي مشخص نيست، زيرا برخي از کارشناسان تعداد بيکاران را سه و برخي نيز پنج ميليون نفر تخمين مي زنند. به همين دليل و به طور قطع مهار مشخص نشدن ميزان بيکاري در کشور مي تواند به افزايش تعداد معتادان در کشور دامن بزند.
بايد هشدار داد تا زماني که همه ارگان هاي کشور شناخت دقيقي روي آسيب هاي اجتماعي نداشته باشند، نمي توان اميدوار بود که مشکلي نظير اعتياد در کشور مهار شود.
بابک دين پرست، معاون کاهش تقاضا و مشارکت هاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدر نهاد رياست جمهوري درخصوص اين که چرا آمار مشخصي در اين حوزه وجود ندارد، بيان کرد: آمار سازمان ملل نيز به اين شکل است و مي گويد بين 130 تا 240 ميليون معتاد در جهان وجود دارد.
به گفته وي، معتادان خياباني را مي توان شمرد ولي معتادان يقه سفيد قابل شمارش نيستند.
دين پرست تاکيد کرد: بر اساس آماري که سال 91 جهاد دانشگاهي تهيه کرد، تعداد معتادان کشور يک ميليون و 325 هزار نفر است.

از سنتي به صنعتي
اين در حالي است که تقاضا براي مصرف مواد مخدر در کشور به سمت مواد مخدر صنعتي پيش مي رود و متاسفانه موادي نظير شيشه در کشور توليد مي شود و به نظر مي رسد براي کنترل مصرف کنندگان چنين موادي بايد روي فرهنگ سازي و آگاه کردن خانواده ها سرمايه گذاري کرد، زيرا مواد اوليه مخدر شيشه نيازي به عبور از مرزهاي کشور ندارد و در داخل کشور وجود دارد.

دليل مصرف؛ کسب لذت و تفريح
معاون کاهش تقاضا و مشارکت هاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدر نهاد رياست جمهوري اظهار کرد: ما در کاهش عرضه ابتکار عمل نداريم، کنترل و مديريت چرخه نيز در اختيار ما نيست. ما در همسايگي افغانستان هستيم؛ کشوري که 80 درصد ترياک جهان را تامين مي کند.
وي در ادامه با بيان اين که ده ميليون نفر در جهان قاچاق مواد مخدر را در دست دارند، گفت: اين افراد نيز با ما مذاکره نمي کنند. به گفته دين پرست، يکي ديگراز دلايل رشد مصرف مواد مخدر در کشور اين است که قاچاقچيان سود زيادي مي کنند. براي نمونه قاچاقچيان ايراني سالانه سه ميليارد دلار سود به دست مي آورند.
وي تاکيد کرد: اولين هدف ما بايد مصون نگهداشتن جامعه سالم باشد.
دين پرست به بررسي علل تمايل مخاطبان به مصرف مواد مخدر اشاره و بيان کرد: براساس بررسي هاي ما در سال 90 کسب لذت، کنجکاوي و تفريح از عمده دلايل مصرف کنندگان بوده است.
به گفته وي، 800 هزار قاچاقچي مواد مخدر يک ميليون و 325 هزار نفر معتاد کشور را تامين مي کنند، اين درحالي است که برخي معتادان، قاچاقچي نيز هستند.
براساس آمارهاي موجود، در سال 84 روزانه 13 نفر به دليل مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست مي دادند، اين درحالي است که در سال گذشته 3850 نفر به دليل مصرف مواد مخدر فوت کرده و بر اساس آمار در اين سال روزانه هشت نفر جان خود را از دست دادند.

مصرف 17 درصدي در ايران
سومين کارشناسي که در برنامه پشت تريبون رفت، اميرحسين قاضي زاده هاشمي، عضو کميسيون اجتماعي مجلس بود. به نظر او اعتياد بيماري اجتماعي است و وقتي نرخ طلاق و ديگر مشکلات اجتماعي در جامعه افزايش پيدا کند آمار اعتياد نيز افزايش مي يابد.
وي با بيان اين که تا سال 76 تمرکز مبارزه بر عرضه مواد بود، عنوان کرد: آن موقع ما کمتر از 5 درصد موفقيت داشتيم و وقتي رويکرد را تغيير داديم، سطح موفقيت رشد بيشتري داشت. به گفته اين نماينده مجلس، اکنون 17 درصد مواد مخدري که در افغانستان توليد مي شود، در کشور به مصرف مي رسد، اين در حالي است که کشور هزينه زيادي هم بابت ترانزيت مواد مخدر متحمل مي شود.
قاضي زاده با بيان اين که مواد مخدر جديد در خانه و آشپزخانه ها قابل توليد است، بيان کرد: اين ماجرا کار را براي برخورد با شبکه هاي مافيايي سخت مي کند.
به نظر مي رسد براي مقابله با توليدکنندگان مواد مخدر در کشور فضا بايد براي توليدکنندگان ناامن شده و از طرفي استفاده از خدمات در حوزه درمان افزايش پيدا کند.

در مبارزه موفق نبوده ايم
موسي قرباني، مستشار ديوان عالي کشور و کارشناس مسائل حقوقي بر اين باور است که براي مبارزه با مواد مخدر در کشور بايد به مهار عرضه توجه کرد.
وي اظهار کرد: مواد مخدر موضوعي است که روي آن اجماع جهاني وجود دارد و حتي از مبارزه با تروريست اتفاق نظر بيشتري روي آن وجود دارد.
به گفته قرباني، ما در بحث مبارزه کمترين توفيق را داشته ايم، پليس و قوه قضاييه در خصوص موضوع هايي مانند اشرار و ترافيک موفق بوده اند، ولي در زمينه مبارزه با مواد مخدر توفيق کمي داشته اند.

4000 شهيد و 12 هزار جانباز
علي مويدي، رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا نيز يکي ديگر از کارشناسان برنامه «مناظره» بود. او معتقد است که اولويت بايد مهار عرضه مواد مخدر در کشور باشد.
وي با بيان اين که عملکرد نظام جمهوري اسلامي ايران در مبارزه با مواد مخدر در جهان زبانزد است، ابراز کرد: ما در مهار عرضه مواد مخدر الگو هستيم، ما در راه مبارزه با مواد مخدر 4000 شهيد و 12هزار جانباز داشته ايم.
در ادامه مناظره مستشار ديوان عالي کشور با اشاره به اين که نيروي انتظامي اقدامات خوبي داشته، اما رضايت کاملي در خصوص انسداد مرزها ندارد، بيان کرد: آنها اعتقاد دارند بايد در اين بخش اعتبارات تخصيص پيدا کند.
معاون کاهش تقاضا و مشارکت هاي مردمي ستاد مبارزه در مقابل اين اظهار نظر تاکيد کرد: ما مي توانيم جلوي توزيع مواد مخدر در زندان ها را بگيريم.
به نظر مي رسد بين مسئولان کشور براي مبارزه با مواد مخدر اجماعي وجود ندارد، بر اين اساس بايد تاکيد کرد که برگزاري چنين نشست هايي مي تواند سبب مطرح شدن مشکلات موجود شود و کارشناسان به هدفي واحد دست پيدا کنند، زيرا تا زماني که در اين حوزه نتوان هدفي مشخص را پيگيري کرد، به طور حتم مبارزه با مواد مخدر راه به جايي نخواهد برد. افزون بر اين مسئولان کشور بايد بودجه اي را براي فرهنگ سازي، ايجاد اشتغال و فراهم شدن امکانات تفريحي براي جوانان و خانواده ها در نظر بگيرند، زيرا مواد مخدر صنعتي اين روزها در کشور توليد شده و با مسدود کردن کامل مرزها نيز نمي توان ميزان عرضه را کاهش داد، بنابراين کاهش تقاضا که فقط با آگاه شدن خانواده ها و جوانان شدني است، مي تواند در اين زمينه موثر باشد.

كشتار قانوني 8000 گونه جانوري در 11 سال

گونه هاي جانوري کشورمان وضع مناسبي ندارند، از يک سو خشکسالي منابع غذايي آنها را محدود کرده و از سوي ديگر شکار غيرقانوني سبب شده جمعيت آنها بشدت کاهش پيدا کند. با اين حال روز گذشته معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از صدور 390 مجوز شکار در امسال سخن به ميان آورد. با توجه به وضع اسفبار گونه هاي جانوري و تخريب زيستگاه هاي آنها در کشورمان بايد هشدار داد چنانچه مسئولان مديريت درستي را در اين حوزه در پيش نگيرند از حيات وحش کشور چيزي باقي نخواهد ماند.
سازمان حفاظت محيط زيست هر سال با توجه به جمعيت حيات وحش و شرايط آنها مجوز شکار صادر مي کند. نکته اينجاست که در برخي از سال ها مجوز هاي زيادي صادر شده تا آنجا که براساس آماري که سازمان حفاظت محيط زيست منتشر کرده در 11 سال گذشته و به صورت ميانگين هر سال بيش از 750 راس چهارپا شکار شده يعني در اين مدت بيش از 8250 گونه جانوري به شکل قانوني کشته شده است.
احمدعلي کيخا، معاون سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به بررسي آمار گذشته صدور مجوز هاي شکار در سازمان حفاظت محيط زيست، گفت: ميانگين پنج سال گذشته با احتساب اين که صدور مجوز در سال گذشته صفر بوده برابر 446 راس است.
اين در حالي است که اگر سال گذشته را در نظر نگيريم ميانگين به 600 راس مي رسد.
وي با بيان اين که امسال براي حدود 390 راس مجوز شکار صادر شده، افزود: بيش از 50 درصد مجوز ها در مناطق آزاد و خارج از مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست و کمتر از 50 درصد در مناطق تحت مديريت اين سازمان که در دو منطقه حفاظت شده و پناهگاه حيات وحش انجام مي شود، صادر مي شود نکته ديگر اين که مجوز شکار خوک وحشي و گراز فقط به شکارچيان خارجي داده مي شود.

شکارچي قانوني و غيرقانوني
برخي معتقدند که شکار ظرفيتي براي توسعه کشور است و صدور مجوز هاي شکار مي تواند محل درآمدي براي کشورها باشد به اين شکل که رفت و آمد شکارچيان خارجي به کشور مي تواند منافع فرهنگي، اقتصادي براي کشور داشته باشد. گروه ديگري نيز معتقدند حضور شکارچي قانوني عرصه را براي متخلفين تنگ کرده و ميزان تخلف را کاهش مي دهد.
معاون سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: بعضي معتقدند که بيش از دو ميليون سلاح مجاز و غيرمجاز در دست مردم وجود دارد که اگر اين موضوع را مديريت نکنيم مي تواند آسيب بيشتري به جمعيت حيات وحش برساند.
اين در حالي است که به گفته کيخا برخي از شکارچيان در صورت صادر نشدن مجوز شکار با لجبازي ممکن است حتي آسيب بيشتري به حيات وحش برسانند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني سازمان حفاظت محيط زيست، وي با اشاره به اين که در سال هاي گذشته 20 درصد از کل پروانه هايي که صادر شده است به اصطلاح سهميه سازمان حفاظت محيط زيست بوده يعني سازمان تصميم مي گرفته که مجوزها به چه کساني داده شود، اما با توجه به اين که از نظر ما اين عمل نوعي رانت است و ايجاد مشکل مي کند چنين سهميه اي را نه براي سازمان حفاظت محيط زيست و نه براي ادارات کل حفاظت محيط زيست استان ها قائل نشديم. به علاوه صرفا براي گونه هاي نر با سن بالاي هفت سال مجوز صادر شد تا بحث هاي اکولوژيکي را هم مدنظر قرار داده باشيم.وي تصريح کرد: تمايل سازمان حفاظت محيط زيست بر اين است که درآمدهاي حاصل از شکار در همان منطقه اي که شکار انجام مي شود؛ هزينه شود تا به اين وسيله بنيان هاي حفاظتي گونه در آن منطقه تقويت شود ضمنا تاکيد ما بر اين است که جوامع محلي از منافع حاصل از شکار بهره مند باشند تا انگيزه حفاظتي در آنها به وجود بيايد؛ ولي محدوديت هاي قانوني در اين زمينه وجود دارد.

شکارچيان خارجي
چند روزي است که ماجراي ورود چند شکارچي خارجي به کشور خبرساز شده است تا آنجا که روز گذشته معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در اين خصوص ناچار به اظهارنظر شد. او با بيان اين که در مورد شکارچي خارجي، انتخاب فرد و بررسي صلاحيت شکارچي در حوزه اختيارات سازمان حفاظت محيط زيست نيست، گفت: اگر محيط زيست تصميم بگيرد مجوز شکاري صادر کند اين مجوز را در اختيار شرکت هاي متقاضي داراي مجوز قرار مي دهد که در طول سال هاي گذشته شکل گرفته و حوزه فعاليت آنها گردشگري است و در زمينه شکار هم فعال هستند. اين شرکت ها خودشان بازاريابي در سطح بين المللي را انجام داده و مشتريان خود را مشخص مي کنند و از طريق سفارتخانه ها به اخذ رواديد اقدام مي کنند. سازمان حفاظت محيط زيست در انتخاب اين که شکارچي از چه کشوري يا چه شخصي باشد اصلانقشي ندارد.
با توجه به اين که هر سال بيش از 20 هزار نفر براي تهيه مجوز شکار داوطلب مي شوند و گونه هاي جانوري نيز شرايط مناسبي ندارند، مسئولان بايد تدبيري بينديشند که اوضاع محيط زيست از اين بدتر نشود، براي نمونه افزايش تعداد محيط بانان کشور و تشويق شکارچيان به استفاده از باشگاه هاي تيراندازي به جاي شکار مي تواند تا حدي مانع کاهش جمعيت حيات وحش کشور شود.

تعریف کودک‌آزاری گم‌شده است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

چه کسی باور می‌کند در شش ماهه اول امسال فقط 23 مورد کودک‌آزاری در کشور رخ داده باشد؛ آن هم وقتی بیش از 1.5 میلیون کودک‌کار هر روز در شهرهای مختلف کشور با ناملایمات اجتماعی و انواع و اقسام خطرها دست و پنجه نرم می‌کنند یا وقتی بیش از 80 درصد کودکانی که در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی نگهداری می‌شوند، کودکان بدسرپرست هستند.

هیچ کس این آمار را باور نمی کند مگر این که به دلیل حوادث ناگواری که در کشور اتفاق می افتد، معنی کودک آزاری برای برخی از فعالان این حوزه تغییر کرده باشد و یا آنها دست روی دست گذاشته باشند تا کودکان آزار دیده برای اطلاع رسانی به سراغشان بروند، چرا که پرونده های کودک آزاری زیادی در کشور در حال رسیدگی است پرونده هایی که مرور آنها بیانگر این حقیقت تلخ است که معیار کودک آزاری درکشورمان در حال تغییر است برای نمونه اوایل امسال پرونده فاطمه دختر شش ساله بوشهری یکی از جنجالی ترین موارد کودک آزاری در کشور بود که در آن مادر سنگدلی با همدستی متهمی دیگر بدن کودک خود را با فندک سوزانده و تا حدی او را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند که کودک بینایی خود را نیز از دست داده بود.

از این دست پرونده ها در کشورمان کم نیست. پرونده هایی که در آن کودکان قربانی نبود قانون مناسب و خشونت والدین خود شده و وقتی در کانون توجه قرار می گیرند که با مرگ فاصله اندکی دارند.

به همین دلیل انگار برای خیلی ها تا زمانی که کودکی با فندک، سیگار یا اتو داغ نشود یا زیر ضربات مشت و لگد کارش به بیمارستان یا گورستان نکشد کودک آزاری رخ نداده است. این درحالی است که توهین کردن، ترساندن، تحقیر کردن، تبعیض و توجه نکردن به نیازهایی مانند تغذیه، بهداشت، پوشاک و آموزش کودک نیز کودک آزاری محسوب می شود.

به همین دلیل وقتی یکی از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودکان ادعا می کند که در شش ماهه اول امسال 23 مورد کودک آزاری به انجمن حمایت از حقوق کودکان ارجاع داده شده است باید به او گفت که انتشار چنین آماری از سوی این انجمن نه تنها دردی از کودکان آزار دیده و در معرض خطر کشور کم نمی کند، بلکه ممکن است نتیجه عکس هم داشته باشد.

باید به مسئولان این انجمن هشدار داد وقتی آنها قادر نیستند درک درستی از حوادثی که در کشور رخ می دهد داشته باشند یا نمی توانند حتی اخبار حوزه خود را با مرور صفحه حوادث روزنامه ها به روز کنند، نیازی به ارائه آمار نیست و بهتر است آنها به انجام کارهای فرهنگی و حمایتی بسنده کنند.

حوادث رانندگی بیش از زلزله و جنگ قربانی می‌گیرد

مهدی آیینی/ آمارهای کشته‌شدگان تصادفات رانندگی واقعی اما تلخند. این آمارها زمانی تلخ‌تر می‌شوند که آنها را در کنار دیگر آمارهای تلفات انسانی مانند کشته‌شدگان زلزله، حوادث هوایی یا جنگ قرار دهیم.در این گزارش آمارهای منتشرشده از سوی سازمان های مختلف را کنار هم قرار دادیم تا نتیجه اش تلنگری باشد به شهروندان و مسئولان کشور تا با برنامه ها و طرح های سازنده بتوانند از این آمار وحشتناک بکاهند.

غیر استاندارد بودن جاده ها وخودروهای تولیدی داخل کشور دست به دست فرهنگ پایین رانندگان و نظارت ضعیف پلیس داده و نتیجه تاسف بار

و مرگباری را رقم زده است تا آنجا که می توان گفت حدود 280 هزار نفر در 12 سال گذشته به دلیل تصادفات رانندگی جان خود را از دست

download (3)داده اند. این در حالی است که به گفته مسئولان کشور تا هفت برابر کشته شدگان تصادفات، اشخاص دچار معلولیت می شوند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که در 12 سال گذشته حدود دو میلیون نفر هم به دلیل تصادفات رانندگی معلول شده اند.

اگر بخواهیم از هزینه های پنهان تصادفات مانند بی سرپرست شدن افراد و طلاق به دلیل معلولیت چشمپوشی کنیم و فقط حداقل هزینه افراد معلولی را که تصادفات به جامعه تحمیل می کند، بررسی کنیم، رقم فراوانی به دست می آید. برای نمونه اگر هزینه ماهانه هر فرد معلول را چیزی حدود 500 هزار تومان در نظر بگیریم باید گفت این معلولان سالانه هزینه ای برابر با 12 هزار میلیارد تومان به جامعه تحمیل کرده اند.

هواپیما بسیار ایمن تر از خودرو

این در حالی است که اگر آمار کشته شدگان حوادث رانندگی را با حوادث هوایی کشور مقایسه کنیم متوجه می شویم ترس بسیاری از مردم از پرواز بی دلیل است، زیرا از سال 1327 تا 1390 براساس آمار پایگاه اطلاع رسانی صنعت هواپیمایی کشور، حدود 104 سانحه هوایی رخ داده که برخی آنها تلفات جانی داشته است. جالب اینجاست که تعداد افرادی که در این حادثه ها جان خود را از دست داده اند حدود 2052 نفر است.بنابراین با توجه به آمار کشته شدگان تصادفات رانندگی می توان گفت پرواز ایمنی بیشتری دارد.

علاوه بر این به گزارش ایسنا، از سال 1977 میلادی تا 2009 میلادی (1357 تا 1388 شمسی) 17 سانحه هوایی در طول تاریخ صنعت هواپیمایی در نقاط مختلف دنیا به وقوع پیوسته که این تعداد جزو بدترین و مرگبارترین سوانح محسوب می شوند. جالب اینجاست که طی این 32 سال در کشورهای جهان، 5416 نفر جان خود را از دست دادند.

جنگ امن تر از رانندگی در ایران

چنانچه بخواهیم آمار کشته شدگان تصادفات رانندگی کشورمان در 12 سال گذشته را با کشته شدگان جنگ ایران و عراق مقایسه کنیم درمی یابیم تلفات این جنگ هشت ساله پایین تر از کشته شدگان رانندگی بوده است. زیرا به گزارش مهر در دوران دفاع مقدس شاهد از دست دادن 221 هزار و 682 نفر از جوانان و فرماندهان بودیم. از این گذشته تعداد جانبازان جنگ ایران و عراق هم بسیار کمتر از افرادی است که در 12 سال گذشته به دلیل تصادفات رانندگی دچار معلولیت شده اند زیرا جنگ 554 هزار و 858 رزمنده جانباز به یادگار گذاشت ولی در تصادفاتی که به آن اشاره کردیم حدود دو میلیون نفر دچار معلولیت شده اند.

 

page101

بالا