آخرین خبرها
خانه / گفت و گو (برگ 3)

بایگانی دسته بندی ها : گفت و گو

اشتراک به خبردهی
  • نتیجه بی‌احتیاطی است!

    نتیجه بی‌احتیاطی است!

     با فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها ‌درباره هفتمین قربانی آتش سوزی جنگل‌ها دو روز پیش آتش جنگل‌های...

  • علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

    علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

    با فرمانده یگان حفاظت محیط زیست درباره ۳ مرگ در جنگل های سوزان کرمانشاه مختار و ‌یاسین و بلال دیروز ...

  • آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

    آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

    مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی شیلات در گفت‌وگو با ما به ضعف این سازمان در نظارت بر آشفته‌باز...

  • هرکسی بجز عیسی کلانتری!

    هرکسی بجز عیسی کلانتری!

    رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس ‌ از اولویت‌هایش  و لزوم تغییر سکاندار سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید م...

  • ایران بیابان می‌شود

    ایران بیابان می‌شود

    در آستانه روزجهانی مقابله با بیابان‌زایی، با مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان جنگل‌ها‌ بی‌‌پرده گفت‌وگ...

  • جنگل در آسمان می‌سوزد

    جنگل در آسمان می‌سوزد

    ‌گفت‌وگوی صریح‌ با رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره چرایی تامین نشدن بالگرد برای ا...

  • جنگل ملی یا منافع میلی!

    جنگل ملی یا منافع میلی!

    گفت‌وگو با هادی کیادلیری در روز ملی جنگل‌ ۵۷ سال قبل در چنین روزی  و ۱۲ سال بعد از ملی شدن نفت، اعلا...

  • ترمز نجات

    ترمز نجات

    گفت‌وگوی گزارشگران سبز با لوکوموتیورانی که مانع ‌ تصادف قطار با دوالاغ شد تصویر دو الاغ که به ریل را...

  • با پرندگان آشتی کنیم

    با پرندگان آشتی کنیم

    گفت‌وگو با محمد درویش، فعال محیط زیست درباره آشتی با طبیعت و لذت بردن از آن چند روزی است، طبع بهاری ...

  • راز پلنگی در جزیره

    راز پلنگی در جزیره

    درباره پلنگی که به تازگی در جزیره کبودان دیده شده است همین که دوربین‌ها تصویر پلنگ تازه‌وارد به جزیر...

ایستاده با درختان انجیر

گفت‌وگو با پیرمردی که ۲۰ هزار اصله انجیر کاشته است

در جنوبی‌ترین قسمت خلیج گرگان، درست زیر پای دریای خزر کمی بالاتر از رشته کوه‌های البرز، در شهر گلوگاه مردی ۸۴ ساله زندگی می‌کند که همه عمرش را به درختکاری گذرانده است. مردی که دل در گرو طبیعت گذاشته و تعداد درخت‌هایی که در این مدت کاشته از تعداد سال‌های رفته عمرش بیشتر است.

   گزارشگران سبز: علیاکبر ایراننژاد را در مازندران خیلیها میشناسند؛ همانهایی که به او لقب پدر انجیر گلوگاه را دادهاند میدانند نهالهای انجیری که او در سالهای گذشته در حاشیه جاده جنگلی گلوگاه به منطقه هزارجریب، کاشته حالا درختانی تنومندند؛ درختانی که هر سال تابستان به بار مینشینند و انجیرشان نصیب همه آنهایی میشود که مسافر این جادهاند. علیاکبر ایراننژاد اما از دوسال پیش به خاطر شکستگی لگن، خانهنشین شده و روزگار امروزش را روی تخت میگذراند و هر روز تقویم روزهای خوش گذشته را در ذهنش ورق میزند، روزهایی که هر صبح با چند نهال انجیر به دل جاده میزد و غروب با تنی خسته و دلی روشن به خانه برمیگشت؛ روزگار خوش درختکاری.

آقای ایراننژاد متولد چه سالی هستید؟

من سال ۱۳۱۳ در همین شهر گلوگاه به دنیا آمدم. البته آن موقع گلوگاه شهر نبود، به بزرگی امروز هم نبود، امکانات امروز را هم نداشت و بیشتر شبیه یک روستا بود. آن روزها همه جای گلوگاه پر از درخت بود، درخت گلابی، انار و… الان هم البته اینجا درخت هست اما به تعداد آن وقتها نیست.

فکر میکنید چرا این اتفاق افتاد؟

به خاطر شهرنشینی. به خاطر ساختوساز. من که جزو قدیمیهای گلوگاه هستم در این سالها دیده ام چقدر درخت از بین رفت و چقدر ساختمان ساخته شد.

دلتان برای آن روزهای گلوگاه تنگ نمیشود؟

چرا خیلی زیاد. آن موقع به هرطرف نگاه میکردیم درخت بود، سرسبزی بود، چشم از دیدن رنگ سبز و درخت سیر نمیشد، اما الان اینطوری نیست، درخت دغدغه خیلیها نیست.

پس چطور دغدغه شما شده؟

به خاطر این که من عاشق درخت هستم. من به ارزش درخت آگاهم، میدانم سایهاش چقدر خوب است، میوهاش چقدر مفید است، برای پاکی هوا چقدر مهم است و… از وقتی هم که چشم باز کردم در طبیعت بزرگ شدم، پدربزرگم کشاورز بود، پدرم با این که کاسب بود اما همیشه به درختها میرسید. من هم مدتی کشاورزی کردم بعد رفتم کارمند بانک شدم. اما حتی این اتفاق هم باعث نشد از علاقهام به طبیعت دست بردارم.

یادتان هست اولین درخت را کی کاشتید؟

شاید در روزهای کودکی درخت کاشته باشم اما یادم نمانده. آن چیزی که الان یادم میآید این است از ۲۰ سالگی رسما کاشتن درخت را شروع کردم. فکر کنم از همان موقع با خودم عهد کردم تا وقتی عمردارم و سرپا هستم درخت بکارم.

به این قولتان عمل کردید؟

بله… بجز این دو سالی که به خاطر شکستگی لگن خانهنشین شدم، زمانی نبود که به کاشتن درخت نگذشته باشد.

چه درختهایی میکاشتید؟

اوایل درختهای میوه مثل آلوچه، گردو، انار، پرتقال و… میکاشتم بعد به این نتیجه رسیدم انجیر بهترین انتخاب برای کاشتن است.

چطور به این نتیجه رسیدید؟

خداوند در قرآن به انجیر و زیتون قسم خورده به خاطر همین به فکر کاشتن این دو درخت افتادم؛ اما چون زیتون اینجا رشد خوبی نداشت، تمرکزم را روی انجیر گذاشتم و شروع کردم به کاشتن انجیر و هرجایی که میرسیدم انجیر میکاشتم.

هرجا؟

بله برایم فرقی نداشت، حیاط مردم، کوچه و خیابان. حتی اگر یک جایی محله من نبود ولی زمین خالی داشت، درخت میکاشتم. آن روزها در خورجین موتورم همیشه چندتا نهال انجیر داشتم.

نهالها را از کجا میآوردید؟

خودم پرورش میدادم و چون دستم خوب بود نهالها زود میگرفتند و قد میکشیدند.

الان خیلیها شما را به خاطر درختهایی که در حاشیه جاده گلوگاه به دامغان کاشتهاید میشناسند.

بله آن روزها این جاده را تازه کشیده بودند، من دیدم حاشیه این خیابان خالی است و هیچ درختی ندارد و برای کاشت درخت مناسب است.

طول این مسیر چقدر بود؟

نمیدانم خیلی زیاد است، اما من حدودا ۲۰ کیلومتر آن را با هزینه شخصی درخت کاشتم.

از کی این کار را شروع کردید؟

آن موقعی که این جاده را کشیده بودند من تازه بازنشسته شده بودم، فکر کنم سال ۱۳۷۰ بود. بعد از بازنشستگی هم بیکار بودم به خاطر همین رفتم تصمیم گرفتم در حاشیه این جاده درخت بکارم. هر روز از خانه بیرون میزدم و غروب بعد از کاشتن پنج شش نهال به خانه برمیگشتم.

چه انگیزهای باعث میشد هر روز این کار را انجام بدهید؟

من واقعا عاشق کاشتن درخت بودم، وقتی اینها را در دل خاک میکاشتم و جان میگرفتند و رشد میکردند انگار بچههای خودم باشند، حس خوبی داشتم یعنی اینقدر از دیدنشان خوشحال میشدم.

خانواده شما مخالفتی با این کار نداشت؟

نه اتفاقا همسری داشتم که به رحمت خدا رفته. ایشان مشوق اصلی من بود، حتی وقتی من خسته و ناامید میشدم او باز هم من را تشویق میکرد.

چرا ؟ ایشان هم به درختکاری علاقه داشتند؟

نه همسرم عاشق من بود، میدانست من چقدر این کار را دوست دارم، به این علاقه من احترام میگذاشت. من هم او را خیلی دوست داشتم، از وقتی از دنیا رفته خیلی تنها شدهام.

وقتی این درختها را در حاشیه جاده میکاشتید واکنش مردم چطور بود؟

اوایل مردم خیلی به ارزش کار توجه نمیکردند، حتی آن ماههای اول خیلیها با تمسخر به این کار من نگاه میکردند. خیلی وقتها من یک نهال را با زحمت زیاد میکاشتم و فردا که برای آبیاریاش میرفتم میدیدم از ریشه از خاک درآمده. حتی وقتی این نهالها قویتر و جاندارتر شده بودند باز هم این اتفاق میافتاد و باز هم میدیدم خیلیها این درختها را بریدهاند تا از چوبشان استفاده کنند.

خاطره بدی از آن روزها دارید؟

بدترین خاطرهام روزی بود که رفتم به درختها سر بزنم و در یک مسیر طولانی با جای خالی ۸۰ درختی که کاشته بودم روبهروشدم و فهمیدم آنها را برای فروش چوبهایشان بریدهاند. آن موقع واقعا ناراحت شدم، اما همسرم به من دلداری داد و گفت آنها بالاخره از این کارشان یک روزی خسته میشوند، اما ما از درخت کاشتن خسته نمیشویم. اما در کل وقتی درختها به محصول نشست، علاقه مردم هم به آنها بیشتر شد و تازه به ارزش این کار پی بردند.

یعنی چه زمانی؟

فکر کنم سه چهارسال بعد که انجیرها به بار نشست.

محصول این درختها در اختیار همه مردم است؟

بله همیشه هر مسافر یا عابری که از این منطقه رد شده از این انجیرها استفاده کرده، من اینها را برای مردم ایران کاشتهام. فرقی هم نمیکند گردشگر باشد یا هم محلی خودم، همه میتوانند از محصول این درختها استفاده کنند. حتی خیلی وقتها جوانهای شهرمان این انجیرها را میچینند و میفروشند و از آن برای خودشان کسب درآمد میکنند.

چه کسی به این درختها رسیدگی میکند؟

الان هیچکس، این درختها بیست و چندساله شدهاند. اما آن سالهای اول همیشه خودم به آنها رسیدگی میکردم. منتظر کمک هیچ نهادی هم نبودم و با دست خالی و موتورسیکلتی که داشتم هم درختها را میکاشتم و هم به آنها آب میدادم. خیلی روزها از خانه با دبه آب میبردم و پای درختها میریختم تا سال اول عمرشان خطر خشکسالی تهدیدشان نکند. البته یکبار هم همین چندسال پیش فهمیدم به آنها آفت زده و ممکن است از بین بروند. به خاطر همین سریع به جهاد کشاورزی رفتم و از آنها کمک خواستم تا با سم پاشی از نابودی آنها جلوگیری کنند.

دیگر کجاها درخت کاشتید؟

بهشت رضا(ع)، ایستگاه راه آهن و خیلی جاهای دیگر، الان دیگر دقیق یادم نیست.

از کی به شما لقب پدر انجیر گلوگاه را دادند؟

این لطف همشهریهایم بود، وقتی دیدند زندگی من با درخت انجیر گره خورده و هرجایی یک نشانه از این درختهای انجیر دیده میشود به من این لقب را دادند.

می دانید تا حالا چندتا درخت کاشتهاید؟

دقیق که نمیدانم. اما فکر میکنم بیشتر از ۲۰ هزار اصله انجیر در این مدت کاشتهام و همه آنها را جزئی از خانوادهام میدانم و احساس میکنم همیشه باید مراقبشان باشم.

پس واقعا خودتان را پدر این همه درخت انجیر میدانید؟

بله، این درختها مثل بچههای من هستند. من از وقتی که نهال کوچکی بودند به آنها رسیدگی کردم تا حالا که همه آنها به بار نشستهاند.

خودتان چند تا بچه دارید؟

هفت تا؛ سه تا پسر و چهار تا دختر. ۲۰ تا هم نوه دارم و پنج تا نتیجه.

از بین آنها کسی هست که این کار شما را ادامه بدهد؟

فقط یکی از پسرهایم به این کار علاقهمند است و الان انجیر پرورش میدهد.

مینا مولایی

روزهای خانه‌نشینی سرباز فداکار

گفت‌وگو با سرباز مریوانی که به خاطر نجات جان یک سگ، پایش را از دست داد

خیلی‌ها آمدند من را از نزدیک دیدند و کارم را تحسین کردند. مسئولان زیادی زنگ زدند تلفنی صحبت کردیم و قول‌های زیادی هم دادند. اما هیچ کدامشان اتفاق نیفتاد. حتی هزینه خرید پای مصنوعی را هم خانواده ام خودشان پرداختند. آن روزهایی که تازه این اتفاق افتاده بود خانم ابتکار که رئیس سازمان محیط زیست بودند با من تماس گرفتند و از من دلجویی کردند. پارسال هم یک بار ایشان را از نزدیک در شهر سنندج دیدم. آنجا هم ایشان از من قدردانی کردند. یک لوح سپاس به من دادند و گفتند اصلا نگران نباش. قول دادند شرایط استخدام من در سازمان محیط زیست را فراهم بکنند. آن موقع خیلی امیدوار بودم که بیکار نمی‌مانم و خانه‌نشین نمی‌شوم، اما به این قول‌ها عمل نشد. این ها را محمد باختر می گوید سرباز فداکاری برای نجات یک سگ پایش را از دست داد.

آقای باختر این روزها را چطور میگذرانی؟

کار خاصی نمیکنم، یعنی کار خاصی ندارم که انجام بدهم. خانه نشین شدهام. زیاد از خانه بیرون نمیروم.

چرا؟

هم رفت و آمد برایم سخت است، هم کاری بیرون از خانه ندارم که انجام بدهم. به خاطر همین در خانه میمانم.

حوصله ات در خانه سر نمیرود؟

چرا از بیکاری کلافه شدهام، اما کاری از دستم برنمیآید، خیلی از جوانهای دیگر که سالم هم هستند بیکارند و کاری برای انجام دادن ندارند چه برسد به من که با این اتفاق، معلول هم شدهام.

درباره اتفاقی که افتاد صحبت بکنیم؟ چند بار آن لحظه را در ذهنت مرور کردهای؟

خیلی زیاد. خیلی وقتها ناخودآگاه آن صحنه به ذهنم میآید. پاییز سال ۹۵ بود، بیست و هفتم آذر. برف زیادی باریده بود و نوبت پست من در برجک پادگان بود.

کدام پادگان؟

پادگان ۰۳ عجبشیر تبریز در آذربایجان شرقی.

چند ماه خدمت بودی؟

تقریبا ده ماه از خدمتم گذشته بود. من نوزدهم بهمن ۹۴ اعزام شده بودم و آن روز هم نوبت پست نگهبانی من بود و روی برجک، نگهبانی میدادم . پستم از ساعت ۱۲ ظهر شروع شده بود و تا ساعت ۲ هم بالای برجک بودم. اما همان وقتی که بالای برجک بودم مدام صدای زوزه یک سگ را میشنیدم. این صدا جوری بود که من مطمئن بودم حادثهای برای این حیوان افتاده، اما آن موقع چون نمیتوانستم ترک پست کنم دنبال صدا نرفتم، اما وقتی پستم را تحویل دادم و از برجک پایین آمدم، دنبال صدا را گرفتم و رسیدم به سگی که در سیم خاردارها گیر کرده بود. دلم برایش سوخت و خواستم نجاتش بدهم، اما بدجوری بین سیم خاردارها گرفتار شده بود. به خاطر همین تلاش بیشتری کردم تا سگ را نجات بدهم، اما وقتی سگ آزاد شد و من خواستم از جایم بلند شوم، یکدفعه چیزی زیر پایم منفجر شد. همان موقع فهمیدم پایم را روی مین گذاشته بودم و خودم خبر نداشتم.

می دانستی آن اطراف مینگذاری شده؟

بله، اما برف زیادی باریده بود و هیچ چیزی روی زمین دیده نمیشد. هرجا را نگاه میکردی روی زمین پر از برف بود.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

وقتی صدای انفجار بلند شد، بقیه سربازها ریختند بالای سرم. من را بردند پاسدارخانه. بعد هم رفتم بهداری پادگان و بچههای بهداری هم من را به بیمارستان عجب شیر رساندند. اما وقتی اورژانس این بیمارستان من را جواب کردند و گفتند امکاناتشان خیلی کم است و نمیتوانند به من کمک کنند، من را فرستادند به بیمارستان امام رضای تبریز. حدودا دوساعت بعد من را به تبریز رساندند و پایم را شستوشو دادند و بستند. اما به خاطر این که خیلی خونریزی داشتم، باز هم من را به یک بیمارستان دیگر فرستادند و من رفتم بیمارستان شهدای تبریز. فکر کنم ساعت ۱۰ شب شده بود که من به این بیمارستان رسیدم و به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شدم.

به هوش بودی؟

تقریبا میفهمیدم از کجا به کجا میروم.

متوجه شده بودی پایت قطع شده؟

بله همان وقتی که انفجار رخ داد فهمیدم این اتفاق افتاده.اما چون خونریزی زیاد بود، خیلی به حال خودم نبودم. آن موقع بیشتر این حس را داشتم که خواب میبینم.

وقتی متوجه شدی خواب نیست و واقعا پایت قطع شده چه حسی داشتی؟

ناراحت شدم. خیلی برایم سخت بود . اول فکر میکردم از مچ پا، پایم قطع شده اما بعد فهمیدم از زیر زانو پایم قطع شده. پذیرفتنش برایم سخت بود. اما حتی همان موقع هم وجدانم راحت بود، چون میدانستم برای نجات جان یک حیوان بیگناه این اتفاق برایم افتاده و این هم حکمت خدا بوده و لابد در سرنوشت من نوشته شده است .

خانوادهات کی خبردار شد؟

فکر کنم یکی دو ساعت بعد از انفجار به آنها خبر داده بودند. همان شب در بیمارستان وقتی به هوش آمدم پدرم و عمویم را بالای سرم دیدم.

قبلا کسی را دیده بودی که روی مین برود؟

بله، در روستای خودمان هم یک بار یکی از چوپانهای روستا که از اقوام دورمان بود روی مین رفت. چشمهایش را از دست داد و یکی از دستهایش هم قطع شد.

روستای شما کجاست؟

هانه شیخان از توابع بخش خاوومیرآباد شهرستان مریوان .

الان کجا زندگی میکنی؟

با خانواده ام در مریوان زندگی میکنیم.

آن روزهایی که تازه این اتفاق افتاده بود و تو تیتر خبرها بودی حتما مسئولان زیادی سراغت را میگرفتند؟

بله . باور کن خیلیها آمدند من را از نزدیک دیدند و کارم را تحسین کردند. مسئولان زیادی زنگ زدند تلفنی صحبت کردیم و قولهای زیادی هم دادند. اما هیچ کدامشان اتفاق نیفتاد. حتی هزینه خرید پای مصنوعی را هم خانواده ام خودشان پرداختند. آن روزهایی که تازه این اتفاق افتاده بود خانم ابتکار که رئیس سازمان محیط زیست بودند با من تماس گرفتند و از من دلجویی کردند. پارسال هم یک بار ایشان را از نزدیک در شهر سنندج دیدم. آنجا هم ایشان از من قدردانی کردند. یک لوح سپاس به من دادند و گفتند اصلا نگران نباش. قول دادند شرایط استخدام من در سازمان محیط زیست را فراهم بکنند. آن موقع خیلی امیدوار بودم که بیکار نمیمانم و خانهنشین نمیشوم، اما به این قولها عمل نشد.

پیگیری کردهای چرا هنوز این اتفاق نیفتاده؟

بله، آن قدر این اداره و آن اداره رفتم که واقعا خسته شدم. الان به من میگویند مدرک لیسانس نداری. میگویند شرط استخدام در سازمان محیطزیست داشتن مدرک لیسانس است. میگویند اگر مدرک لیسانس داشتی این اتفاق میافتاد. حالا برو درس بخوان بعد استخدامت میکنیم. الان من بروم چهار سال وقتم را بگذارم درس بخوانم و بعد هم بیایم ببینم مسئولان دوباره عوض شدهاند و اصلا این قولها فراموش شدهاند.

الان با توجه به اتفاقهایی که بعد از این حادثه افتاده، هیچ وقت از تصمیمی که گرفتی و نجات آن سگ، پشیمان
نیستی؟

نه … باور کنید اگر صدبار دیگر هم این اتفاق میافتاد من باز هم میرفتم آن سگ را نجات میدادم . آن موقع که برای نجات آن سگ رفتم به این فکر نمیکردم قرار است چه اتفاقی بیفتد. آن موقع فقط هدفم نجات آن حیوان گرفتار بود. الان هم با این که خیلی در این مدت بی مهری دیدم، اما باز هم افتخار میکنم فداکاری من باعث شد آن سگ نجات پیدا کند. من قبلا هم در روستای مان وقتی چوپانی میکردم، سگ داشتم. کلا رابطه ام با حیوانات خیلی خوب است و الان پیش وجدان خودم سرافکنده نیستم. اتفاقا در این مدت تصمیم گرفتم بهعنوان سفیر مهربانی در راه دفاع از حقوق حیوانات تا جایی که میتوانم فعالیت کنم. من یادم نرفته به خاطر چه موضوعی این اتفاق برایم افتاد. حالا شاید بندههای خدا فراموش کرده باشند، اما مطمئنم خدا هم یادش نمیرود .

بعد از این اتفاق از سربازی معاف شدی؟

بله. کارت معافیت از خدمتم تیر پارسال صادر شد.

وعدهای که از یاد رفت

پیگیریهای گزارشگران سبز از مسئولان محیط زیست به این ختم شد که هنوز برای استخدام محمد باختر، قدمی جدی برداشته نشده و قول و قرارهایی که برخی مسئولان با او گذاشتهاند در بین نامهنگاریهای اداری گم شده است. محمد حق مرادی، مدیر روابط عمومی محیطزیست کردستان دراین باره به جامجم میگوید: پیگیر کار آقای باختر هستیم، سازمان حفاظت محیطزیست به استانداری نامهای نوشته است تا به این شکل مقدمات استخدام ایشان در استانداری فراهم شودیا دستکم به محیطزیست اجازه داده شود او را استخدام کند، اما هنوز‌‌ ردیف پستی مشخصی برای ایشان در نظر گرفته نشده است.

مینا مولایی

محیط زیست اختیار ندارد

سکاندار ۶۵ ساله، اما تازه نفس سازمان حفاظت محیط‌زیست در مدت کوتاهی که پایش به پردیسان باز شده، تصمیم و اظهارنظر‌های جنجالی کمی نگرفته و نداشته،‌ از واگذاری پارک پردیسان به شهرداری تهران بگیرید تا پافشاری بیش از حدش بر مساله بحران آب. او که دکتری فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی‌اش را ‌‌از دانشگاه ایالتی آیوای آمریکا گرفته‌ در اولین نشست خبری‌اش با این جمله که توان پاسخگویی علمی او به مسائل زیست‌محیطی حدود ۵ درصد است خبرنگاران را غافلگیر کرد.به نظر می‌رسد وزیر کشاورزی پیشین کشور که به دلیل ادغام دو وزارتخانه کشاورزی و جهاد سازندگی کار وزارت را رها کرد برنامه‌های خبرساز زیادی برای سازمان حفاظت محیط‌زیست داشته باشد‌.‌ او برخلاف‌ معصومه ابتکار، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط‌زیست، تلاشی برای پوشاندن ضعف‌های محیط‌زیست نمی‌کند و در کنار اعتراف‌ به این کاستی‌ها از این می‌گوید که رئیس‌جمهور نیز از ضعف‌های این سازمان بی‌اطلاع است. آن طور که از سخنان کلانتری می‌توان برداشت کرد قرار است او تغییرات گسترده‌ای نیز در سطح مدیرکل‌های استانی داشته باشد، زیرا به نظر او این افراد نباید بومی استان محل خدمت‌شان باشند. به همین دلیل باید منتظر انقلابی در پردیسان بود، انقلابی که اگر به درستی مدیریت نشود می‌تواند محیط‌زیست شکننده کشور را با چالش‌های بیشتری روبه‌رو کند.

با این که محیط‌زیست کشور ‌مشکلات زیادی دارد‌‌ ‌از اظهارنظر‌های شما می‌شود به این نتیجه رسید که دغدغه اصلی‌تان مساله بحران آب است.

دغدغه ‌کم نیست، اما اصلی‌ترین آن، مساله آب است که مشکل جدی کشور محسوب می‌شود.

انتقادی که از شما می‌شود، همین پافشاریتان روی مساله آب است، چون با توجه به مسئولیت جدیدتان به عنوان رئیس‌ سازمان حفاظت محیط‌زیست ابزار کافی و مسئولیت پرداختن به این مساله را ندارید.

مسئولیت این مساله و تمام‌ تخریب‌هایی را که در محیط‌زیست اتفاق می‌افتد به عهده داریم. به همین علت محیط‌زیست باید در این ارتباط اعلام وجود کند، چون تنها دستگاه حافظ حقوق نسل‌های آینده سازمان حفاظت محیط‌زیست است.

اما وقتی می‌گوییم محیط‌زیست باید مسائل دیگری مانند تنوع زیستی و خاک را نیز به یاد داشته باشیم، در حالی که شما فقط روی آب پافشاری می‌کنید.

درست است مسائلی مانند خاک و آلودگی هوا مطرح است، اما اینها فعلا مشکل اصلی کشور نیست یعنی در مقابل آب مشکل اصلی تلقی نمی‌شوند یا حیات‌وحش یکی از مشکلات اصلی است، اما علت اصلی فرسایش ژنتیک و از بین رفتن حیات‌وحش ‌نیز آب است، علاوه بر این دلیل مساله‌ای مانند فقر نیز آب است.

اما به مسائلی مانند فقر باید نهاد‌های دیگری رسیدگی کنند.

ارگان‌های دیگر نیز محدودیت و اختیاراتی دارند، ولی این که فرض کنیم محیط‌زیست خاموش باشد تا وزارت نیرو همه آب‌ها را بفروشد نیز درست نیست.

اما وزارت نیرو وظیفه حاکمیتی‌اش آب است.

این از نظر اجرایی است، اما نهادی که باید جامعه را آگاه کند یا به مسئولان اخطار بدهد محیط‌زیست است، آب دغدغه ۲۰ سال اخیر من است، اما اکنون که به محیط‌زیست آمده‌ام وظیفه اصلی‌ام است، چون بجز ما کسی آینده و حقوق نسل آینده را در نظر نمی‌گیرد.

این رویکرد باعث نمی‌شود از مسائل دیگر مانند تنوع زیستی غافل شوید؟

تنوع زیستی نیز قربانی آب است، اکنون مشکل یوز و گور خر و حیات‌وحش مساله آب است، چون آب نیست چرخه کامل نیست یعنی حیات گیاهخوار و گوشتخوار تحت تاثیر قرار گرفته است. برای نمونه مساله اصلی یوزپلنگ گرسنگی است، چرا؟ چون جمعیت طعمه‌هایی مانند خرگوش و جبیر کم شده است، به این دلیل که‌ این گونه‌ها نیز به دلیل کمبود آب خوراک کافی ندارند‌.

درست است، آب نیست، چون کشاورزی ما مناسب نیست، اما سازمان حفاظت محیط‌زیست چطور می‌خواهد کشاورزی را درست کند؟

اینها مسائلی متفاوت است. ما به کشاورزی کار نداریم. ما می‌گوییم استحصال آب نباید بیش از حد باشد. بخش زیست‌محیطی آب باید به محیط‌زیست داده شود، برای نمونه گرد و غبار خوزستان به این علت است که حقابه تالاب و دشت‌ها با ایجاد سد‌ها در نظر گرفته نشده است.

اما خودتان نیز بارها گفته‌اید ۹۰درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

این مقدار خیلی زیاد است و باید کم شود. همه کشور اگر کشاورزی است اشکالی ندارد، اما این طور نیست. کشاورزی حق ندارد ۹۰ درصد آب کشور را ببرد. سهم محیط‌زیست باید داده شود.

۵۰ میلیارد مترمکعب حقابه محیط‌زیست است که باید از کشاورزی پس گرفته شود. برای این مساله چه برنامه‌ای دارید؟

بله حداکثر باید ۴۰ درصد از آب تجدیدپذیر استفاده شود، اما ما ۱۱۰درصد استفاده می‌کنیم، بنابراین یکی از اصلی‌ترین سهمیه‌هایی که‌ محیط‌زیست دارد و به آن داده نمی‌شود آب است که من برای آب و به دست آوردن سهم محیط‌زیست می‌جنگم.

پس برای آب می‌جنگید؟‌

برای گرفتن سهم محیط‌زیست برای سهم خودم که نمی‌گویم، من روزی سه لیتر بیشتر آب مصرف نمی‌کنم.

واقعا سه لیتر ‌آب بیشتر در روز مصرف نمی‌کنید؟

هر انسانی حداکثر نیازش سه لیتر است به طرق مختلف و بدون در نظر گرفتن مواد غذایی؛ بنابراین محیط‌زیست باید حقابه‌اش را بگیرد و متاسفانه با ایجاد سدها این حقآبه قابل وصول نیست مگر این که یک نسل برای آن بجنگد.

زمانی که خانم ابتکار مسئول محیط‌زیست بود می‌گفتید محیط‌زیست کوتاه آمده و زورش نرسیده به همین خاطر حقابه‌اش را گرفته‌اند.

بله، حقآبه دریاچه و تالاب‌هایی مانند دریاچه ارومیه را گرفته‌اند.

حرف زدن درباره این مسائل آسان است، اما برای پس گرفتن این حقابه‌ها چه برنامه‌ای دارید؟

برنامه‌ام آگاه‌سازی ۸۰ میلیون ایرانی است.

اگر بخواهید صادقانه زمان بدهید چه زمانی می‌توانید این حقابه را پس بگیرید؟

ما باید حقوق شهروندی خود را انجام بدهیم، زمانش ممکن است پنج یا ۲۰ سال دیگر باشد، اما ۲۰ سال دیگر بخش عمده‌ای از کشور نابوده شده است، خود مردم باید آگاه شوند، نمی‌توانیم اهداف بلندمدت کشور را قربانی اهداف کوتاه‌مدت کنیم.

نمی‌توانید بگویید چند سال دیگر این حقابه را پس می‌گیرید؟

نمی‌توانم زمان بدهم. غیبگو که نیستم، اما همیشه باید مبارزه کرد و به سمت گرفتن حق و حقوق رفت.

به نظر می‌رسد اگر بخواهید حق و حقوق محیط‌زیست را بگیرید کشور به‌هم بریزد. چطور می‌خواهید کشاورزی را که زندگی‌اش در کشت خلاصه می‌شود و طی سال‌ها برایش حق ایجاد شده از کشت و کار منع کنید؟

بالاخره تصمیم‌گیران کشور باید مواضع خود را مشخص کنند، باید به این نتیجه برسند کشور را بلندمدت می‌خواهند یا کوتاه‌مدت، ‌چون توانایی من نیز محدود است، اما همه‌اش را به کار می‌گیرم. ولی در نهایت تصمیم‌گیران، قانونگذاران و مسئولان رده اول کشور باید بگویند چه اتفاقی خواهد افتاد و مسئولیت برنامه‌ها را به عهده بگیرند. چون بدون مسئولیت‌پذیری نمی‌شود تصمیم گرفت؛ برای نمونه براساس برنامه ششم توسعه در بخش کشاورزی اگر بخواهیم ۹۵ درصد خودکفا شویم ۳۶ میلیارد مترمکعب آب بیشتر می‌خواهیم. به همین علت مسئولان باید بدانند چه تصمیم‌هایی می‌گیرند و چه تاثیری خواهند گذاشت. ‌آنها در یک خلأ اطلاعاتی برای خوشایند عده‌ای نمی‌توانند تصمیم مخرب بگیرند. دراین میان‌ متاسفانه رسانه‌ها نیز کوتاهی می‌کنند، چون باید مشکلات را تحلیل کنند ‌و حافظ منافع ملی باشند ولی به‌عنوان مثال‌ خبر پارک پردیسان خیلی خوب از سوی رسانه‌ها پوشش داده نشد.

اما برای واگذاری پردیسان نیز انتقادات زیادی به شما وارد است.

این اتفاق در راستای اهداف زیست‌محیطی بود که محیط‌زیست قادر به انجامشان نبود.

اما مسائل زیست‌محیطی برای شهرداری در اولویت نیست. شهرداری تهران حدود ۵/۱ برابر بودجه‌اش بدهی دارد. پس چگونه می‌خواهد اهداف زیست‌محیطی شما را محقق کند؟

شهرداری برای پردیسان تعهداتی دارد و می‌خواهد طرح زیست‌محیطی را اجرا کند، چون پردیسان در حال خشک شدن است پول آب و برقش را ندارد. شهرداری به داد پردیسان رسیده است.

آخر به چه قیمتی با ساخت باغچه ژاپنی و تخریب گونه‌های بومی؟

قرار است طرح محیط‌زیستی پردیسان اجرا شود.

نقدی که به شما وارد است این که روسای قبلی محیط‌زیست این پارک را حفظ کردند، اما شما آن را واگذار کردید؟

قرار شده شهرداری طرح‌های پردیسان را‌ ۱۵ سال ‌انجام بدهد و بعد از این پارک خارج شود. درباره مساله واگذاری نیز باید به عقب برگشت و دید چه کسی پردیسان را نجات داد، پردیسان را من سال ۶۷ از ‌اوقاف پس گرفتم. اولین درخت اینجا را نیز حدود ۳۰ سال پیش رهبر معظم انقلاب کاشتند.

پس چرا برخلاف این همه تلاش کوتاه آمدید تا‌ مخالفان شما بگویند آقای کلانتری که پارک پردیسان را در بیخ گوشش نتوانست حفظ ‌کند چطور می‌تواند منابع طبیعی کشور را حفظ کند.

خیلی خب، پردیسان را نمی‌توانم حفظ کنم باید آتش بزنم؟ این مساله مثل ماجرای محیط‌بان و خرسی است که داشت دهیار را می‌کشت. اینجا محیط بان باید تصمیم می‌گرفت خرس را نجات دهد یا دهیار را. این مساله یک بعدی نگری است. نباید اجازه داد بی‌پولی، نبود توانمندی و خشکسالی محیط‌زیست را نابود کند.

اما این سیاستی که در پیش گرفتید و مدام می‌گوید محیط‌زیست مستضعف و ضعیف است به نظرتان سبب کمتر شدن اقتدار نامناسب محیط‌زیست نمی‌شود؟

محیط‌زیست توانمند نیست و بی‌اختیار است. محیط‌زیست اگر تا دو ماه پاسخ مطالعات زیست‌محیطی پروژه‌ای را ندهد حذف می‌شود. این اتفاق می‌افتد، بنابراین محیط‌زیست باید قوی شود تا بتواند جواب بدهد.

برای قوی شدن سازمان حفاظت، این سیاست درستی است که در پیش گرفته‌اید‌؟

‌محیط‌زیست کارشناسان مناسب ندارد. اگر محیط‌زیست می‌خواهد قوی شود باید تقویت شود.‌

چه کسی باید محیط‌زیست را تقویت کند؟

دولت و مجلس باید محیط‌زیست را تقویت کنند.

اما آقای روحانی که بارها ادعا کرده زیست‌محیطی‌ترین دولت تاریخ است.

چون آقای روحانی نمی‌داند، ضعف‌های محیط‌زیست چیست.

نمی‌داند؟

به او نگفته‌ا‌ند و در جریانش نیست. او فکر می‌کند اینجا پر از دانشمندان درجه یک دنیاست.

شما که قبلا مشاور آقای جهانگیری بودید چرا نگفتید؟

آن زمان داخل نبودیم و از بیرون نظاره‌گر بودیم و می‌دانستم، اما وقتی اعلام نمی‌کنید توانمندی لازم را ندارید کمک‌تان نمی‌کنند. واقعا اگر محیط‌زیست توانمند باشد به نفع همه است. ما با پوشاندن ضعف به خودمان لطمه می‌زنیم، ما قطعا قوی خواهیم شد.

این مسائل را چگونه به آقای روحانی اطلاع می‌دهید تا مشکلات رفع شود؟

برنامه می‌دهیم و آنها اجرا می‌کنند. ما قرار است به دانشگاه‌ها نزدیک شده و از توانمندی علمی آنها برخوردار شویم و هر جا ضعف باشد از خارج کمک می‌گیریم. به عنوان مثال سه سال پیش درخواست کردیم پاسخ زیست‌محیطی یک طرح را بدهند، اما طرح را متوقف نکردیم و ۷۰درصد پروژه را پیش بردیم، اما محیط‌زیست پاسخی نداد.

برخی کارشناسان می‌گویند واقعا دست محیط‌زیست خالی است وحتی نمی‌تواند پروژه‌ها را ارزیابی کند.

درد اصلی محیط‌زیست همین است. معیار وجود دارد، اما توان سنجش ندارد که بتواند اظهارنظر کند. ما ضعف علمی داریم و باید آن را برطرف کنیم.

مساله دیگر این است که شما نیز مانند خانم ابتکار هیچ کدام از معاونانتان را از بدنه سازمان انتخاب نکرده‌اید‌.

من باید در این حوزه تشخیص و تصمیم‌گیری کنم مشکل محیط‌زیست همین است. اصلا قصد کوچک کردن همکارانم را ندارم، اما برای شرح وظیفه‌ای که این سازمان باید انجام بدهد کارشناسان مناسب خیلی کم دارد، چون سازمان بی‌پول و ضعیف است، نیروهای انسانی توانمند اینجا نمی‌مانند. با توجه به شرح وظیفه سنگین سازمان باید کیفی‌ترین نیروی انسانی در آن به کار گرفته شود.

یعنی در مدت حدود ۵۰ سالی که از فعالیت سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گذرد یک کارشناس در حد معاونت در سازمان وجود ندارد؟

به نظرم خیلی کم هستند، چون بنیان سازمان شکاربانی بوده و اکنون نیز حدود ۷۰ درصد نیروی آن در حوزه محیط طبیعی فعالند. این افراد برای زیستگاه و پارک‌های ملی مناسب هستند، اما کارشناسانی که امروز بیشتر مورد نیازند‌ خیلی محدود است.

آقای کاوه مدنی را چطور به عنوان معاون آموزش و پژوهش سازمان محیط‌زیست انتخاب کردید؟

ایشان صاحب‌نظر هستند درخصوص مسائلی مانند توسعه پایدار و آب. آقای مدنی جوان‌ترین استاد اروپای غربی بوده‌اند.

اما تجربه کار اجرایی نداشته‌اند؟

ایشان باید برنامه‌ریز و نظریه‌پرداز باشد و برای مشارکت مردمی و تحقیق و پژوهش کار خواهد کرد.

برای این که از نظرات کارشناسان خارج از سازمان استفاده کنید برنامه‌ای دارید، چون در زمان خانم ابتکار برخی کارشناسان گله داشتند آنها را حتی به سازمان راه نمی‌دهند؟

قرار است از خدمات‌دهی همه دانشگاه‌های کشور درخصوص مسائلی که خود سازمان در آنها ضعف دارد استفاده شود به این شکل با آنها قرارداد‌های کوتاه و بلندمدت منعقد شود.

با توجه به کاهش دما و اوج گرفتن آلودگی هوا در کلانشهرها مدتی دیگر انتقادها نسبت به شما بیشتر خواهد شد، چه برنامه کوتاه و بلندمدتی برای کاهش آلودگی هوا دارید؟ آیا سیاست‌های روسای پیش سازمان در زمینه درست بوده است؟

برخی سیاست‌ها درست بوده و باید ادامه پیدا کند، اما بخش‌هایی از آلودگی هوای تهران دیده نمی‌شود مثلا ۳۰ درصد از آلودگی هوای پایتخت به دلیل تردد شبانه کامیون‌های فرسوده است. علاوه بر این حدود ۲۰ درصد آلودگی هوای البرز و تهران هنگام وارونگی هوا به دلیل فعالیت نیروگاه شهید رجایی با سوخت مازوت است. به‌عنوان برنامه کوتاه‌مدت می‌توان این موارد را هنگام آلودگی هوا مدیریت کرد و مانع تردد کامیون‌های فرسوده و فعالیت نیروگاه‌ها با سوخت مازوت شد‌‌.

برنامه‌های بلندمدت چه؟

در بلندمدت باید مانع تولید خودروهای غیراستاندارد شد و مصرف سوخت را کاهش داد، چون یکی از کشورهای پرمصرف انرژی هستیم، علاوه بر این باید مانع فعالیت صنایع آلاینده نیز شد.

‌اما چطور می‌خواهید از لابی صنایع عبور کنید؟

ما ارگانی هستیم که باید وظیفه‌مان را انجام بدهید، اگر مسئولان بلندپایه بخواهند هوا آلوده باشد کاری از دست ما ساخته نیست، یعنی آنها باید کمک کنند. باید توجه داشت حفظ سلامت مردم به رشد اقتصادی ارجحیت دارد. ما باید درد را درست تشخیص بدهیم و راه درمانش را مشخص کنیم، به همین دلیل در زمان وارونگی هوا، کارخانجات آلاینده تعطیل می‌شود، علاوه براین باید شرایطی به وجود آورد تا مردم از حق و حقوق‌شان آگاه شوند. البته در چند سال اخیر به دلیل بهبود کیفیت سوخت از تعداد روزهای ناسالم کاسته شده است.

برای نظارت، ابزار کافی در اختیار دارید؟

مشکل همین است برای رفع این نیاز باید از دانشگاه‌ها کمک گرفت.

چقدر از جانب استانداری یا نهادهای دیگر برای انتخاب مدیر کل استان‌ها تحت فشار هستید؟

دست ما در این خصوص باز است و اگر اختلافی در این باره ایجاد شد معاون اول تصمیم خواهد گرفت. ما جلوی نظر استاندارانی که نظرشان درست نیست، می‌ایستیم.

بحثی که در استان شمالی این روزها مطرح است کشتار پرندگان مهاجر است. می‌گویند این مساله حل نمی‌شود چون بسیاری از مسئولان صاحب دامگاه هستند. خانم ابتکار در این خصوص کار تاثیر‌گذاری نکرد. شما چه برنامه‌ای برای حل این مشکل و دیگر مسائل زیست‌محیطی در استان‌ها دارید؟

یکی از دلایلی که اعتقاد دارم مدیرکل‌ها نباید بومی باشند چنین مسائلی است. من بتدریج مدیرکل استان‌ها را از بین افراد غیربومی انتخاب می‌کنم، چون بومیان گرفتار چنین مسائلی هستند و حداقل استانداردهای محیط‌زیستی را رعایت می‌کنند.

برای استان‌های سیستان و بلوچستان و خوزستان با توجه به بحران بی‌آبی و گرد و غبار ‌چه برنامه ویژه‌ای دارید؟

واقعا شرایط ساکنان این استان‌ها سخت است. تلاش شد زندگی اقتصادی این افراد ‌بهبود ‌پیدا کند، اما شرایط بدتر شد. به قول معروف خواستیم ابرویشان را درست کنیم، اما چشم‌شان را کور کردیم. وقتی سطح زیر کشت زابل را ‌بدون رعایت حق محیط‌زیست توسعه دادیم یا برای تامین آب آشامیدنی حقوق محیط‌زیست را زیرپا گذاشتیم به مشکلات افراد اضافه کردیم، چون‌ به این شکل با توسعه نامناسب آسایش کوتاه‌مدت ایجاد کردیم، اما در بلندمدت آسیب بیشتری به آنها زدیم‌. ما به دنبال این هستیم وزارت نیرو سهمیه آب برای دشت‌های اختصاص دهد تا با رهاکردن آب در این مناطق‌ پیوستگی خاک ‌حفظ ‌و پوشش گیاهی نیز در آن ایجاد شود؛ چون اگر پیوستگی خاک از بین برود گرد و غبار شدت بیشتری
خواهد گرفت.‌

سرانجام دو لایحه حمایت از محیط‌بانان و حقوق حیوانات چه شد؟

لایحه حمایت از محیط‌بانان در مجلس در حال پیگیری است و لایحه ‌حقوق حیوانات نیز در کمیسیون‌های دولت تحت بررسی است و منتظر نظر قوه قضاییه هستیم.

شایع بود خانم ابتکار به سیاست، سازمان‌های مردم نهاد و امور بین‌الملل علاقه دارند. به همین دلیل متهم به سیاسی کاری می‌شدند. شما در این باره چه نظری دارید؟

محیط‌زیست جای سیاسی کاری نیست برای سازمان‌های مردم نهاد نیز به آنها که در خدمت محیط‌زیست هستند کمک خواهیم کرد.

مهدی آیینی

مهار‌آسیب‌های فضای مجازی، اولویت امسال

در سالی که گذشت حساسیت‌ها نسبت به گسترش آسیب‌های اجتماعی افزایش یافت؛ ‌اعتیاد، بیکاری، حاشیه‌نشینی، طلاق و فساد اخلاقی به عنوان اولویت‌های این حوزه انتخاب شدند‌، اما سیاست‌گذاری‌های انجام شده به نتیجه نمی‌رسد مگر این‌که دستگاه‌های اجرایی کشور برای اجرای آنها قدم‌های جدی بر دارند.سه‌شنبه همزمان با ولادت حضرت علی‌(ع)، روز مددکاران اجتماعی است، افرادی که اگر بدرستی آموزش داده شده و از ظرفیت‌شان استفاده شود می‌توانند در حل آسیب‌های اجتماعی نقش چشمگیری داشته باشند. در گفت‌وگوی کوتاه با ‌حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور از نیازهای لازم برای برخورد با آسیب‌های اجتماعی و نقش مددکاران اجتماعی سخن می‌گوییم.
  • سال 95 نسبت به سال‌های گذشته در حوزه سیاستگذاری‌های اجتماعی موفق‌تر بودیم با این نظر موافقید؟

بدون شک ورود مقام معظم رهبری و برگزاری جلسات و گزارشگیری‌های مستمر در ایجاد حساسیت‌ها نسبت به مسائل اجتماعی تاثیر گذار بود.‌ به نظرم از منظر سیاستگذاری، 95 سالی کاملا متفاوت نسبت به همه سال‌های بعد از انقلاب بود،زیرا در برنامه ششم توسعه و احکام دائمی برنامه توسعه و سایر سیاستگذاری‌ها در قوای مختلف نیز ‌توجه بیشتری به آسیب‌های اجتماعی شد.

  • اما در برنامه ششم توسعه ابتدا به مسائل اجتماعی پرداخته نشده بود.

البته در کنار ورود مقام‌های ارشد کشور به بحث آسیب‌های اجتماعی روند افزایش آسیب‌های اجتماعی و رشد هزینه آسیب‌های اجتماعی که کشور در این حوزه متحمل می‌شود نیز‌ سبب شد حساسیت‌ها نسبت به این مهم افزایش یابد. درست است در برنامه ششم که از سوی دولت ارائه شد ابتدا توجهی به این مساله نشده بود، اما حساسیت‌های ایجادشده باعث شد‌ در قانون برنامه و احکام دائمی برنامه توسعه توجه بیشتری به مسائل اجتماعی ‌شود و سازمان بهزیستی را به عنوان متولی سلامت اجتماعی در نظر بگیرند.

  • سیاستگذاری‌های خوبی انجام شده، اما مهم اجرای مناسب این برنامه‌هاست.

درست است. در کنار سیاستگذاری باید دید چقدر برنامه‌های اجرایی در راستای این سیاستگذاری‌ها قرار می‌گیرد. یکی از نگرانی‌های ما این است که با نزدیک شدن به برگزاری انتخابات، حوزه اجتماعی تحت‌تاثیر قرار گرفته و از آن غفلت شود. نباید فراموش کنیم که حوزه اجتماعی نیازمند توجه بیشتر، برنامه‌ریزی و الزام تهیه پیوست‌های اجتماعی است،زیرا هر تصمیمی که گرفته می‌شود باید پیامد‌های اجتماعی آن را از قبل بررسی کنیم.

  • برای نتیجه‌گیری بهتر نگاه به مساله آسیب‌های اجتماعی چقدر باید تغییر کند؟

برای کنترل این مسائل نگاه جزیره‌ای نباید داشته باشیم، بدون شک استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی ‌و بهره‌گیری از ظرفیت مدیریت شهری فرصت‌هایی است که می‌توان از آنها در حل مسائل اجتماعی بهره گرفت، اما باید توجه داشت که فعالیت در حوزه اجتماعی سخت است چون موضوعات پیچیده‌ای دارد و نمی‌توان با مسائل عمرانی‌ مقایسه‌اش کرد. در واقع آسیب‌های اجتماعی نوزایی دارند و نیاز است برای کنترل آنها هوشمندی و آینده‌نگری داشت. باید تاکید کرد که آسیب‌های اجتماعی یک زنجیره است؛ مثلا زندگی در مناطق حاشیه‌ای آسیب نیست، اما عوارضی به همراه دارد.

  • به نظرتان امسال باید به چه آسیبی بیشتر توجه کرد؟

مبارزه با ‌آسیب‌های فضای مجازی موضوعی است که باید بیشتر به آن توجه کرد، اما در کنار نگاه ملی به این مسائل باید نگاه بومی نیز داشت.

  • اما به نظر می‌رسد نگاه بومی و منطقه‌ای به آسیب‌های اجتماعی وجود ندارد.

گاهی در یک استان ممکن است مناطق حاشیه‌نشین نباشد، اما ممکن است مسائل دیگری مطرح و در اولویت باشند، به همین دلیل ‌در کنار نگاه ملی باید نگاه بومی منطقه‌ای نیز به مسائل اجتماعی داشت و فراموش نکرد که آسیب‌های اجتماعی زنجیره هستند، یعنی اگر بخواهیم روی اعتیاد یا طلاق کار کنیم نباید این مسائل را به شکل جزیره ببینیم.

  • امروز روز مددکاران اجتماعی نیز هست، به نظرتان جدی‌ترین مسائلی که مددکاران با آن روبه‌رو هستند، چیست؟

امسال برای سی و دومین سال ‌در روز ولادت حضرت علی(ع) روز مددکار را نیز جشن می‌گیریم‌. مددکاری اجتماعی ظرفیت زیادی دارد، زیرا در تعریف‌های جدید، نقش مددکاری اجتماعی باید‌ در توسعه، تغییر، نظم، انسجام، سلامت و نشاط و تسهیل‌گری‌ و رفاه اجتماعی مشخص شود. مددکاران اجتماعی باید به اندازه کافی قوی شوند، آنها نیازمند سازمان نظام مددکاری اجتماعی هستند، نظام آموزشی در حوزه مددکار اجتماعی نیز متناسب با نیاز مددکاران نیست‌. افزون براین در بسیاری از حوزه‌ها مدیریت‌های حوزه مددکاری اجتماعی را به افراد غیر‌متخصص واگذار کرده‌اند‌ و مساله دیگر نیز ثبت روز ملی مددکاری اجتماعی در تقویم است.

مهدی آیینی

جاده با مسافر شوخی ندارد

حدود 9500 مسافر در تعطیلات نوروزی هشت سال گذشته آخرین سفرشان را تجربه کرده‌اند، مسافرانی که باید آنها را قربانی ندانم‌کاری برخی راننده‌ها و غفلت مسئولان دانست؛ زیرا هنوز حدود 5000 نقطه حادثه‌خیز در معابر درون و برون‌شهری کشور وجود دارد و علل عمده سوانح ترافیکی چیزی نیست جز سرعت ‌غیرمجاز، سبقت غیرمجاز، توجه نکردن به جلو و خستگی و خواب‌آلودگی.‌ درحالی که بیشتر مسافران نوروزی در حال بستن کوله‌بار سفر هستند و چند روز بیشتر به استارت خوردن سفرهای نوروزی 96 باقی نمانده، این دغدغه‌ها را با سردار تقی مهری، رئیس پلیس راهور ناجا در میان گذاشتیم. در این گفت‌وگو او از تلاش مسئولان برای ایمن شدن سفرهای نوروزی و علل اصلی سوانح ترافیکی می‌گوید.
  • امسال حجم سفرهای نوروزی نسبت به سال گذشته چقدر افزایش پیدا می‌کند؟

قطعا تعداد کاربران ترافیک در نوروز امسال نسبت به نوروز سال گذشته افزایش خواهد داشت، چون آمار 11 ماه گذشته نشان می‌دهد شماره‌گذاری خودرو 37درصد و موتورسیلکت 40 درصد رشد داشته و یک میلیون و 700 هزار وسیله نقلیه نیز در این مدت شماره‌گذاری شده است. بنابراین شرایط تعطیلات نوروزی امسال با سال گذشته متفاوت خواهد بود.

  • در این مدت چند گواهینامه جدید صادر شده است؟‌

بیش از 5/1 میلیون نفر در 11 ماه گذشته گواهینامه گرفته‌اند.

  • معمولا افراد نوگواهینامه یک پای تصادفات رانندگی هستند. برای‌ این افراد و خانواده‌هایشان چه توصیه‌ای دارید؟

باید توجه داشت این افراد فقط مجازند درون شهرها تردد کنند و از 11 شب تا 5 صبح نیز حق رانندگی ندارند؛ بنابراین ‌خانواده‌ها نیز باید به این مقررات توجه کنند تا اتفاق ناگواری رخ ندهد‌.

  • با توجه به این که در تعطیلات نوروزی سال گذشته بیش از 900 نفر جان خود را در سوانح ترافیکی از دست داده‌اند، تحلیل شما از علل این سوانح چیست؟‌

علل عمده تصادفات‌ را می‌توان سرعت ‌غیرمجاز،سبقت غیرمجاز، توجه نکردن به جلو و خستگی و خواب‌آلودگی دانست. بررسی‌های نشان می‌دهد‌ این موارد علت حدود 70درصد تصادفات بوده است.

  • در تعطیلات نوروزی سال گذشته بیشترین سوانح رانندگی در جاده‌های کدام استان‌ها اتفاق افتاده است؟

اصفهان، خراسان رضوی، تهران، فارس و آذربایجان غربی جزو نقاطی محسوب می‌شود که بیشترین تصادفات در آن رخ داده است.

  • حجم بالای تردد علت رکورددار شدن این استان‌هاست یا جاده‌های آنها نقاط حادثه‌خیز زیادی دارد؟

مسافران بیشتری در محورهای این استان‌ها تردد می‌کنند؛ چون استان‌های مسافرپذیری هستند‌.

  • نقاط حادثه‌خیز بیشتر در کدام جاده‌ها شناسایی شده است؟

در جاده‌های برون‌شهری حدود 3200 نقطه حادثه‌خیز و در داخل شهرها حدود 2000 نقطه حادثه‌خیز داریم؛ یعنی محل‌هایی که بیش از یک بار تصادف فوتی در آنها رخ داده است. البته این نقاط حدود 8000 نقطه بوده و کاهش پیدا کرده است.

  • نمی‌توان گفت نقاط حادثه‌خیز در جاده کدام استان‌ها بیشتر است؟

همه استان‌ها تقریبا نقاط حادثه‌خیز دارند.

  • آیا برای ایمن‌تر شدن سفرهای شهروندان هماهنگی‌های لازم را با سایر دستگاه‌ها دارید؟

همه هماهنگی‌های لازم را با دستگاه‌های امدادی و خدماتی مانند ‌اورژانس، بیمه، آتش‌نشانی، وزارت کشور و… داشته‌ایم. از 25 اسفند 95 تا 14 فروردین 96 تعامل‌های لازم را داریم تا بتوانیم سفر ایمنی را برای تمامی شهروندان ایجاد کنیم. همکارانم در پلیس راهور آمادگی کامل دارند. فرماندهی محترم نیروی انتظامی نیز شرایطی را فراهم کرده‌اند تا از سایر بخش‌های انتظامی حدود5000 نیرو و 1100 دستگاه خودرو به پلیس راهنمایی و رانندگی در درون و برون شهر کمک ‌کنند. شعاری که امسال برای نوروز96 انتخاب شده «پرهیز از خطر و آرامش در سفر» است.

  • بازرسان نامحسوس نیز در جاده‌ها حضور دارند؟

از ده‌ها هزار بازرس نامحسوس استفاده می‌شود، بازرسان نامحسوس دو گروه هستند؛ عده‌ای جزو فرهنگ یاران ترافیک و راهوران محله هستند و گروهی نیز‌‌ افسران پلیس راهورند که با لباس شخصی رفتار کاربران ترافیک را زیر نظر دارند و رانندگانی را که رفتار پرخطر داشته باشند از سفر باز می‌دارند؛ چراکه خط قرمز پلیس رفتار پرخطر است.

  • براساس تعطیلات نوروزی سال‌های گذشته می‌توانید بگویید در چه روزهایی ترافیک و تلفات حوادث جاده‌ای بیشتر بوده است؟

در تعطیلات نوروزی گذشته27 اسفند 94، 5 و 7 فروردین 95 روزهای بوده که بیشترین تصادفات را داشته‌ایم. بیشترین ساعات وقوع تصادفات نیز از 18 ‌تا 24 بوده است.

  • اگر مردم گله‌ای از رفتار پلیس داشتند برای نمونه اگر از آنها تقاضای رشوه شد از چه طریق می‌توانند انتقاد یا پیشنهاد خود را مطرح کنند؟

پل ارتباطی پلیس با مردم از طریق سامانه 197 است. شهروندان می‌توانند انتقاد، پیشنهاد یا تشویق‌های خود را با پلیس در میان بگذارند.

توصیه‌های رئیس پلیس راهور ناجا به مسافران نوروزی

  • تصادف محصول تخلف است، بنابراین تخلف نکنید.
  • برنامه‌ریزی برای سفر ایمن یکی از اصول سفر است.
  • طول سفر را جزئی از سفر بدانید‌.
  • دست‌کم 48 ساعت قبل از سفر از وسیله نقلیه خود بازدید فنی داشته باشید.
  • ‌ پیش از سفر خواب و استراحت کافی داشته باشید.
  • هرگز با خستگی و خواب‌آلودگی رانندگی نکنید.
  • ‌پس از هر دو ساعت رانندگی دست‌کم 15 دقیقه استراحت کنید.
  • ‌سرنشینان خودرو باید شرایط مناسب را برای راننده ایجاد کنند.
  • ‌قبل از سفر اطلاعات لازم را درباره مسیر و شرایط جوی به دست آورید.
  • ‌رفتارهای پرخطر متخلفان را به پلیس اطلاع دهید.
  • ‌تجهیزات زمستانی را همراه داشته باشید.
  • ‌بستن کمربند ایمنی برای تمامی سرنشینان الزامی است.
  • ‌حمل بار اضافه زمینه را برای بروز حادثه مهیا می‌کند.
  •  از خودروهای وانت و کامیونت برای جابه‌جایی مسافر استفاده نکنید.

 

مهدی آیینی

معاینه فنی سفارش نمی خواهد

معاینه فنی، حدود 10درصد در کاهش آلودگی هوای کلانشهرها نقش دارد، اما آن طور که باید از سوی شهروندان و برخی مسئولان جدی گرفته نمی‌شود، زیرا نمایندگان مجلس هنوز قانون مربوط به سن خودروهایی را که باید معاینه فنی بگیرند، از پنج سال کاهش نداده‌اند و حدود 20 درصد رانندگانی که در تهران تردد می‌کنند، هنوز اراده‌ای برای گرفتن معاینه فنی ندارند. نواب حسینی‌منش، دبیر معاینه فنی کلانشهرهای کشور و مدیرعامل ستاد معاینه فنی خودروهای تهران در این گفت‌وگو از مشکلاتی که مردم هنگام مراجعه به مراکز معاینه فنی با آن رو‌به‌رو هستند، می‌گوید:
آخرین بار که شخصی از شما خواست برای گرفتن معاینه فنی‌اش سفارش کنید، کی بوده است؟

برای گرفتن معاینه فنی، هیچ‌وقت شخص خاصی را سفارش نمی‌کنیم، چون سیستم معاینه فنی در همه مراحل به صورت سیستماتیک عمل می‌کند و ابزار‌های دقیق ما، اطلاعاتی را که از خودرو‌ها به دست می‌آورد، به شکل مستقیم و آنلاین‌ در سامانه سیمفا (سامانه یکپارچه معاینه فنی) ثبت می‌کند .

یعنی دیگر با سفارش نمی‌توان معاینه فنی گرفت؟

در گذشته که سامانه سیمفا ایجاد نشده ‌بود، می‌شد ‌اغماض کرد، اما اکنون چنین امکانی وجود ندارد ‌‌.

بنابراین دیگر امکان خرید برچسب معاینه فنی بدون حضور در مراکز معاینه فنی وجود ندارد؟

اصلا امکان ندارد. چند روز پیش با شخصی برخورد داشتم که بدون مراجعه به مراکز معاینه فنی اقدام به گرفتن معاینه فنی کرده و برایش حدود 500هزار تومان جریمه صادر شده بود. او تصور می‌کرد اشتباهی رخ داده و دوربین‌ها به اشتباه جریمه‌اش کرده‌اند، اما وقتی مدارکش را بررسی کردیم، متوجه شدیم او بدون حضور در مراکز معاینه فنی گواهی تهیه کرده و سودجویان به او برچسب جعلی فروخته‌اند.

چرا مردم فکر می‌کنند برای گرفتن معاینه فنی به سفارش نیاز‌ دارند؟

الحمدلله در مدتی که در این پست مشغول هستم، بجز مسائلی که به خاطر طول صف‌های معاینه فنی است، سفارش دیگری به ما ندارند. یکی از شهردار‌های مناطق تهران خودش برای گرفتن معاینه فنی به یکی از مراکز ما مراجعه کرده بود و خودرویش به خاطر نامناسب بودن وضع آج لاستیک رد شده بود.

باورش سخت است که سفارش شهردارهای مناطق را نیز نمی‌کنید؟

بله، ایشان از آزمون اولیه رد شد و پس از رفع این ایراد توانست، برای خودروی خود معاینه فنی بگیرد.

به نظر می‌رسد، یکی از مشکلات اصلی مردم در مراجعه به شما همین صف‌های طولانی است. چرا برای رفع این معضل اقدامی نمی‌کنید؟

رفع این مشکل در دستورکار ماست. به همین خاطر فراخوان دادیم و از بخش خصوصی برای مشارکت دعوت کردیم‌، اما متاسفانه در این فراخوان فقط سه شرکت یا فرد داوطلب شدند. ‌ظرفیتی که مراکز معاینه فنی تهران دارد، پذیرش بیش از دو میلیون و 400هزار خودرو در دو شیفت است، ‌اما متاسفانه در برخی زمان‌ها تعداد مراجعان بیشتر می‌شود.

مثل زمانی که پلیس ورود به طرح زوج و فرد را مشروط به داشتن معاینه فنی کرد و گفت، متخلفان به وسیله دوربین جریمه خواهند شد.

درست است‌. مهر و آبان امسال با اجرای طرح کاهش آلودگی هوا تعداد خودرو‌هایی که به مراکز ما مراجعه کردند، خیلی افزایش یافت. میزان پذیرش روزانه ما در 40 خط معاینه فنی 8000 خودرو است، اما وقتی 12 هزار خودرو مراجعه می‌کنند، صف‌های طولانی ایجاد می‌شود.

دلیل این که بخش خصوصی تمایلی به همکاری با معاینه فنی ندارد، چیست؟

بزرگ‌‌ترین دلیل تمایل نداشتن بخش خصوصی در کلانشهری مانند تهران وسعت حداقل زمینی است که برای ایجاد مرکز معاینه فنی در قانون ذکر شده است. در قانون آمده اگر شخصی قصد دارد مرکز معاینه فنی ایجاد کند، باید هزار متر‌ زمین داشته باشد، اما قیمت چنین زمینی در شهری مانند تهران خیلی بالاست و از طرف دیگر درآمد زیادی ندارد‌.

میانگین انتظار برای گرفتن معاینه فنی چقدر است؟

کمتر از یک ساعت.

برخی مواقع شهروندان گله می‌کنند که ساعت‌ها معطل می‌شوند‌؟

دو پیک زمانی داریم؛ برای نمونه مهر و آبان امسال بیشترین مراجعه را داشتیم که به خاطر اجرای طرح کاهش آلودگی هوا بود.

آقای آذروش، دبیر پیشین معاینه فنی کلانشهرهای کشور گله داشت که مراکز معاینه فنی در شرف تعطیلی است، ‌چون کمتر به آنها مراجعه می‌شود. هنوز با این مشکل رو‌به‌رو هستید؟

وقتی من در مرکز معاینه فنی مشغول شدم، این مشکل وجود داشت‌،چون برخورد مناسبی با خودروهای فاقد معاینه فنی نمی‌شد و بضاعت پلیس محدود بود، اما وقتی طرح کاهش آلودگی هوا اجرا شد، این امکان فراهم آمد تا به وسیله دوربین‌های مکانیزه نیز بتوان خودرو‌های فاقد معاینه فنی را کنترل کرد‌.

با اجرای این طرح، تعداد مراجعان به مراکز معاینه فنی چقدر افزایش یافت؟

دی، بهمن و اسفند94 تعداد مراجعان نسبت به سال 93 حدود 80 درصد افزایش یافته بود و امسال نیز نسبت به سال گذشته، مراجعه‌ها 85 درصد افزایش پیدا کرده و حتی رکورد سنوات گذشته در سال 89 نیز شکست، ‌چراکه برای مردم هم روشن شده که باید به معاینه فنی اهمیت بیشتری بدهند. مهر امسال، میزان مراجعان ما حدود 400 درصد افزایش داشت و اتفاق ناگوارتر این که 70درصد این خودرو‌ها اولین بار بود که برای معاینه فنی مراجعه می‌کردند.

سختگیری پلیس باعث افزایش مراجعان شما شد یا فرهنگسازی نیز تاثیرگذار بود؟

اگر کمربند ایمنی در کشور جا افتاد، به خاطر اعمال جریمه و سختگیری پلیس بود. شاید در هفته‌های اول اجرای طرح کاهش آلودگی هوا مردم تصور می‌کردند این طرح اجرایی نشود، اما وقتی قبض‌های جریمه به دست آنها رسید، برای گرفتن معاینه فنی مراجعه کردند.

کدام خودرو‌ها بیشتر در آزمون معاینه فنی رد می‌شوند؟

خودروی پراید و ام‌وی‌ام 530، بیشترین آمار مردودی را نسبت به دیگر خودرو‌ها دارند. البته این آمار نسبت به مراجعان همین خودروها‌ست؛ مثلا اگر یکصد خودروی ام‌وی‌ام مراجعه می‌کند، حدود80 تایشان در آزمون رد می‌شود. از طرفی 70 درصد خودرو‌هایی که مردود می‌شوند، تولید داخل و دو دسته هستند؛ 25 درصد از کل خودرو‌ها پراید و بقیه به شرکت ایران خودرو مانند 405، سمند و 206 مربوط می‌شود.

در 11 ماه گذشته صاحبان چه تعداد خودرو برای گرفتن معاینه فنی اقدام کرده‌اند؟

در 11 ماهه امسال، ‌یک میلیون و 100هزار خودرو به مراکز معاینه فنی تهران مراجعه کرده‌اند، این درحالی است که سال گذشته، حدود 540 هزار خودرو به مراکز معاینه فنی مراجعه کرده بودند. بنابراین می‌توان گفت این آمار حدود 85 درصد رشد کرده است.

به نظرتان مالکان چه تعداد خودرو برای گرفتن معاینه فنی مراجعه نمی‌کنند؟

تعداد خودرو‌های سبک و سنگین پایتخت حدود 3 میلیون و 800 هزار دستگاه برآورد می‌شود. در این میان حدود دو میلیون و 800 هزار خودرو مشمول معاینه فنی هستند و می‌توان گفت بیش از 80 درصد خودرو‌ها معاینه فنی دارند.

تعداد باقیمانده را چطور می‌توان مجاب کردکه معاینه فنی بگیرند؟

بیشتر مالکان این خودروها می‌دانند، اگر مراجعه کنند در آزمون‌ها رد می‌شوند و نمی‌توانند معاینه فنی بگیرند. از گذشته نیز مشخص بود که حدود 400 هزار خودروی فرسوده در تهران وجود دارد.

بیشترین علت مردودی خودروهایی که برای گرفتن معاینه فنی مراجعه می‌کنند، چیست؟

از هر صد خودرو به طور میانگین، 30خودرو در آزمون‌ها رد می‌شود. 40 درصد این رد شدن‌ها به دلیل آلایندگی خودرو است و بقیه به دلیل ایمنی خودرو؛ مثل تست ترمز، عیب ظاهری، کمک فنر و انحراف فرمان خودرو‌ها.

معاینه فنی چقدر در کاهش آلودگی هوا نقش دارد؟

‌ مطالعات دانشگاهی اثبات می‌کند معاینه فنی می‌تواند حدود 10درصد از میزان آلودگی هوای تهران کم کند. این درحالی است که میزان خودروهایی که به دلیل آلودگی هوا از آزمون‌ها رد می‌شوند، سالانه حدود7 درصد است، اما مهر 95 حدود 15 درصد خودرو‌ها به دلیل آلایندگی در آزمون‌ها رد شدند.

‌جریمه خودرو‌های بدون معاینه فنی از سوی دوربین‌های مکانیزه پلیس هنوز ادامه دارد‌؟

بله، هنوز ادامه دارد. جریمه خودرو‌ها 50هزار تومان است و هر 24 ساعت یکبار برای خودروهای بدون معاینه فنی اعمال می‌شود‌.

برنامه‌ای برای رایزنی با نمایندگان مجلس و اصلاح قانون معاینه فنی ندارید، چون به نظر می‌رسد پنج سال، زمان زیادی برای معافیت از گرفتن گواهی معاینه فنی است؟

براساس قانون، سن معافیت معاینه فنی خودرو‌ها پنج سال است،اما خودرویی که پنج سال از عمرش می‌گذرد، ایراد زیادی پیدا می‌کند؛ مانند خراب شدن کاتالیست و انحراف فرمان. به همین دلیل به مجلس پیشنهاد شده، قانون معافیت را اصلاح کند . خدا را شکر، خبرهای خوبی شنیده‌ایم و قرار است این اتفاق بیفتد.

با توجه به این که موتورسیکلت‌ها چند برابر خودرو‌ها آلایندگی ایجاد می‌کنند، بحث معاینه فنی‌شان چرا هنوز جدی گرفته نمی‌شود؟

درباره خودرو‌ها قابلیت رصد کردن وجود دارد، اما درباره موتور این شرایط وجود ندارد و به همین دلیل موتورسیکلت‌ها برخلاف این که بیشترین حجم آلایندگی را دارند، به مراکز ما مراجعه نمی‌کنند.

چه تعداد موتورسیکلت امسال به مراکز شما مراجعه کرده؟

تقریبا هیچ، چون حدود 200 هزار موتورسیکلت ‌به ده خط ویژه معاینه فنی تهران مراجعه کرده‌اند.

برآورد شما از تعداد موتورسیکلت‌های پایتخت چقدر است؟

در تهران 800 هزار موتور پلاک شده داریم، اما تعداد موتورهایی هم که از شهرهای اقماری به تهران می‌آیند کم نیست. پیش‌بینی ما وجود دو میلیون موتورسیکلت در تهران است.

برای سال آینده چه برنامه‌ای دارید؟

بحث نوبت‌دهی اینترنتی را می‌خواهیم قطعی کنیم،چراکه اکنون به صورت آزمایشی انجام می‌شود و قرار است از سال آینده اجرایی شود. به این ترتیب زمان انتظار شهروندان کمتر خواهد شد‌.

مهدی آیینی

برنامه ششم کشور را می خشکاند

دبیری یکی از جنجالی‌ترین ستادهای کشور را در دست دارد، با این امید که دریاچه ارومیه را احیا کند، اما وقتی صحبت از نتیجه و گذر زمان می‌شود، می‌گوید تا اعتبار نباشد، کاری از پیش نمی‌رود. وقتی حرف بی‌توجهی مسئولان و مدیران به محیط‌زیست و شرایط بحرانی منابع آب کشور به میان می‌آید، می‌گوید همه این مساله را شوخی گرفته‌اند، چون برنامه ششم توسعه تتمه منابع آب کشور را حراج می‌کند. اینها بخشی از گفت‌وگوی ما با عیسی کلانتری، وزیر پیشین ‌کشاورزی، دبیر کل خانه کشاورز، دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه و مشاور معاون اول رئیس‌جمهور است؛ مسئولی که تقریبا در تمام دولت‌ها دستی بر آتش داشته و معتقد است، برای جلوگیری از بحران و مصیبت آب که اکنون واردش شده‌ایم، دست‌کم در پنج سال آینده باید‌ برداشت از منابع آب کشور را حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب کاهش داد‌‌.

اولین مصوبه آقای روحانی احیای دریاچه ارومیه بود. فکرمی کنید با گذشت حدود چهار سال از این مصوبه، چرا هنوز نتیجه‌ای نگرفته‌ایم؟ ‌

عملیات تثبیت دریاچه بخوبی پیش رفته و می‌توانم بگویم، دو سال عملیات تثبیت نسبت به سال ۹۲ موفق‌تر بوده است.

اما درباره احیای دریاچه نتیجه‌ای نگرفته‌اید.

عملیات احیا به خاطر کمبود بودجه به درستی پیش نرفت. بودجه ما از دو قسمت تامین می‌شود؛ یکی بودجه آب‌های مرزی که حدود ۳۰۰ میلیارد تومان بود و کامل پرداخت شد، اما حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار دیگر می‌ماند. حدود ۱۱۰۰ میلیارد تومان از محل مواد حوادث غیرمترقبه بود که پرداخت نشده است و حدود ۳۵۰ میلیارد تومان از بودجه دستگاه‌های اجرایی است. البته قرار شده تا آخر سال، ۶۰۰ میلیارد تومان از این ۱۵۰۰میلیارد تومان پرداخت شود.

با این اوصاف، چه نمره‌ای به فعالیت‌تان می‌دهید؟

تا شهریور، نمره ۱۰۰ از ۱۰۰ می‌گیریم، چون برنامه احیا جلوتر از سال ۹۲ است، ‌اما بخش احیا بستگی مستقیم به تامین بودجه ‌دارد.

چرا بودجه تامین نمی‌شود؟ آقای روحانی که دولت خودش را زیست‌محیطی‌ترین دولت می‌داند؟

بودجه ندارد. دولت قبلی، آنقدر تعهد روی دست آنها گذاشته که دولت‌های بعدی نیز قربانی خواهند بود.

به دولت گذشته اشاره کردید. اگر سوابق شما را مرور ‌کنیم، مشخص است که در بیشتر دولت‌ها به قول معروف دستی بر آتش داشته‌اید. بخواهید مقایسه کنید، عملکرد کدام دولت در حوزه محیط‌زیست بهتر بوده است؟

فکر می‌کنم دولت هفتم و هشتم نسبتا موفق بود. محیط‌زیست در دولت‌های دهه ۶۰ جایگاهی نداشت، چون محیط‌زیست را در حد حفاظت شکارگاه و حیات‌وحش می‌دانستند.‌

می‌گویید، دولت هفتم و هشتم موفق بوده، اما آن زمان نیز محیط‌زیست جزو اولویت‌ها نبود، چراکه سد سازی‌های بی‌رویه ادامه داشت و حقابه تالاب‌ها جدی گرفته نمی‌شد.

‌به نظرم، آن زمان محیط‌زیست جایگاه قوی‌تری پیدا کرد.

البته نباید فراموش کرد که زمان چنین دولت‌‌هایی، مهاجرت از روستاها به کلانشهرها بیشتر شد.

مهاجرت از روستا به شهر، ربطی به محیط‌زیست ندارد.

وقتی دولت منابع آبی را تامین نکند و کشاورز نتواند کشاورزی کند، تصمیم به مهاجرت می‌گیرد.

ببینید آیا اکنون آبی وجود دارد که از آن استفاده‌ای نمی‌شود؟

آن زمان شرایط منابع آب بهتر بود.‌

‌در کشور ما جایی که آب بود، آن منبع بدون نیروی انسانی نبود. جمعیت اضافی و سر ریز روستا مهاجرت می‌کنند، چراکه باید روستا توسعه پیدا کند که این اتفاق نیفتاده است، ما برای خیلی از روستاها جاده، آب، برق و خانه بهداشت ایجاد کرده‌ایم، اما برایشان ‌اشتغال مولد ایجاد نکرده‌ایم. کشاورزی نیز از اشتغال اشباع است.

پس به نظر شما ‌اقتصاد کشور باید بر پایه کشاورزی یا صنعت باشد؟

این مقایسه درستی نیست، چون پتانسیل کشاورزی ما محدود است و در حد آبی است که داریم و کشاورزی ما حدود هشت درصد تولید ناخالص را دارد. بنابراین اگر بخواهیم اقتصاد اول منطقه بشویم و به عنوان مثال، تولید ناخالصمان‌ به ۱۵۰۰ میلیارد دلار برسد، کشاورزی ما حداکثر می‌تواند حدود سه درصد از این تولید ناخالص را در چنین مقطعی داشته باشد و بقیه باید از بخش صنعت و خدمات تامین شود. البته این دلیل نمی‌شود که کشاورزی را رها کنیم‌. باید روی کشاورزی سرمایه‌گذاری کرد و حداکثر بهره‌وری و تولید را با توجه به آب موجود داشت.

پس چرا آن‌طور که باید، به کشاورزی یا صنعت نپرداخته‌ایم؟

باید دید به چه پرداخته‌ایم؟ مشکل ما این است که از بعد اقتصادی دور باطل می‌زنیم و کسی جرات نمی‌کند، مشکلات جدی اقتصادی را مطرح کند. وقتی قیمت و تولید نفت بیشتر می‌شود وضع کشور کمی بهتر می‌شود و بر عکس. در واقع، ‌مقداری از سیاست‌های جهانی ما مانع توسعه اقتصادی است که آن‌هم دست دولت‌ها نیست.

  برای احیای دریاچه ارومیه این همه هزینه می کنیم از طرف دیگر شما نسبت به کوچ اجباری ۵۰ میلیون ایرانی هشدار می دهید منتقدان می گویند این ها بایکدیگر در تضاد است، زیرا ‌اگر ‌ پروژه احیا شکست بخورد شرایط ناگوارتر خواهد شد. ‌

احیای دریاچه را می توان با برجام مقایسه کرد با برجام مشکل تقریبا حل شد. باید دید اگر نبود‌ چه اتفاقی می افتاد. برجام ما را به بهشت نبرد ،اما  شاید با آن از جهنم فاصله گرفتیم.

مسائل زیست محیطی خود به خود تولید کننده ارزش افزوده نیستند، اما اگر نباشند هزینه ده برابری به جامعه تحمیل می کنند، درست مانند زمانی که انسان سالم است و قدر سلامتی را نمی داند،نبود دریاچه صدها برابر هزینه دارد، به همین خاطر می توان گفت آقای روحانی کار عاقلانه ای کرده است.

به نظر شما که بین دولتمردان هستید، چرا همه فکر می‌کنند این مساله شوخی است؟

متاسفانه برای همه اهداف زودرس و کوتاه‌مدت، صد برابر اهداف بلند‌مدت اولویت دارد. میزان آب تجدیدپذیر کشور حدود ۸۸میلیارد متر‌مکعب است، اما ۳۰ سال پیش۱۳۲ میلیارد متر‌مکعب بود و امروز تراز منفی آب سفره‌های زیر زمینی، حداقل حدود ۱۵ میلیارد مترمکعب است در حالی که ۴۰ سال پیش صفر بود یا امروز ‌بیش از ۵۰ درصد روان‌آب‌های ما کم شده. اینها نشانه این است که کشور کویر شده و از بین می‌رود، اما هیچ‌کس به فکر این مساله نیست. خیلی از آنهایی که باخبرند، جرات ندارند از بعد سیاسی به آن بپردازند.

به نظرتان چه باید کرد؟

باید به مسئولان و مردم آگاهی داد. ما چاره‌ای نداریم جز این که بشدت مصرف آبمان را کاهش دهیم.

خودتان می‌گویید، بیشترین منابع آب کشور ‌در بخش کشاورزی مصرف می‌شود، اما به نظر نمی‌رسد، از زمانی که شما وزیر کشاورزی بودید تاکنون بهبودی در عملکرد کشاورزان حاصل شده باشد.

متاسفانه اصلا بهبود حاصل نشده. ممکن است بگوییم بازده آبیاری‌مان مثلا به ۴۰ درصد رسیده، ولی بهره‌وری‌ آب بهبود چندانی پیدا نکرده، چون ۹۵۰ گرم بود و به یک کیلو رسیده است. در حقیقت ما آب، محیط‌زیست و تمدن کشور را قربانی اهداف زودرس خود می‌کنیم.

به نظر شما به عنوان دبیرکل خانه کشاورز و مسئولی که سابقه وزارت کشاورزی را دارید، چرا نمی‌توان کشاورزان را مجاب کرد و آموزش دا‌د که بهره‌وری آب را افزایش دهند؟

چون در کشاورزی ما سرمایه‌گذاری زیر بنایی حتی به اندازه استهلاک سرمایه انجام نگرفته و این مساله سابقه تاریخی دارد که به اصلاحات اراضی زمان شاه و فعال شدن هیات‌های هفت نفره بعد از انقلاب ما بر می‌گردد. به این شکل ما امنیت سرمایه‌گذاری را از بخش کشاورزی سلب کردیم. مردم و بخش خصوصی بدون وام بانکی حاضر به سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی نیستند و دولت نیز نمی‌تواند همه سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی را قبول کند‌. این‌گونه بخش کشاورزی دچار خلأ سرمایه تاریخی شده است‌. به همین دلیل بهره‌وری بالا نرفته چون بهره‌وری با فناوری و مدیریت بالا می‌رود.

بنابراین، ما نکاتی مانند مدیریت و فناوری را در بخش کشاورزی نداریم.

سرمایه و مدیریت درست در تولید نداریم که نتیجه آن بهره‌وری درست است. اکنون ما هزار کیلو آب شیرین مصرف می‌کنیم تا یک کیلو مواد کشاورزی خشک تولید کنیم.

به بحث دریاچه ارومیه برگردیم. کمک‌های بین‌المللی در این پروژه چقدر نقش داشته است؟

به آن صورت کمک نشده، اما از نظر علمی از تمام کشورها که دانش داشته‌اند، بهره گرفته‌ایم. ما در سه سال گذشته نزدیک ۱۵۰۰ میلیارد تومان خرج کردیم، یعنی حدود ۵۰۰ برابر کمک‌های خارجی‌.

برای احیای دریاچه ارومیه چقدر اعتبار نیاز است؟

برای رسیدن به اهدافمان ‌دست‌کم به حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان نیاز داریم‌.

اما مخالفان می‌گویند مصوبه هیات دولت برای احیای دریاچه‌ حرکتی نمایشی است؟

مخالفان همه چیز را به هم تشبیه می‌کنند. در ۲۰ سال گذشته به شکل میانگین ۴۰ سانتی متر عمق آب دریاچه کاهش داشته، اما در سه سال گذشته نه تنها کاهش عمق نداشته‌ایم، بلکه حدود ۲۵ سانتی متر افزایش عمق داشته است.

منتقدان می‌گویند این روند تحت تاثیر ورود پساب و بارش باران اتفاق افتاده است.

پساب‌ها همیشه بوده و بارش‌ها را نیز می‌توان از طریق گزارش‌های هواشناسی بررسی کرد. سال گذشته که بارش‌ها خوب بود، شرایط ۵/۱درصد بهتر از دو سال پیش بود، یعنی ارتفاع دریاچه حدود ۳۵ سانتی‌متر بیشتر از قبل بود. خوشبختانه اینها فاکتورهای کمی و قابل اندازه‌گیری است.

ایراد دیگری که از عملکرد شما می‌توان گرفت، این است که روی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی تمرکز نمی‌کنید، یعنی بیشتر دنبال پروژه‌های انتقال آب هستید.

ما فقط یک پروژه انتقال آب را دنبال می‌کنیم که حق ماست، چرا که آب از کشور خارج می‌شود. علاوه براین، پروژه مربوط به پیش از انقلاب است.

اما آیا به همین اندازه نیز برای اصلاح الگوی مصرف تلاش می‌کنید؟

ما هر سال ۸ درصد آب کشاورزان را کاهش می‌دهیم و برخلاف این که در دو سال گذشته ۱۶درصد آب مصرفی کشاورزان کاسته شده، عملکرد کشاورزان ۱۷ درصد بالا رفته است.

اما انتقال آب عوارض زیادی دارد و گفته می‌شود، این آب باید برای توسعه کشاورزی استفاده می‌شد.

عوارض انتقال آب برای زمانی است که فراتر از حد قانونی و زیست‌محیطی پیش برویم.

البته درست است. قرار بود این آب برای توسعه ‌۳۰ هزار هکتار کشاورزی باشد، اما چون کشاورزی حقآبه دریاچه را برده، دولت تصمیم گرفته این آب به عنوان حقآبه دریاچه باشد‌.

با توجه به این که شما روی پروژه‌های انتقال آب پافشاری می‌کنید و محیط‌زیست با این مساله مخالف است، به نظر می‌رسد شما به عنوان مشاور آقای جهانگیری در چنین مسائلی محیط‌زیست را بازی نمی‌دهید.

دریاچه متعلق به محیط‌زیست است‌ و خود محیط‌زیست باید مسئولیت احیای دریاچه را به عهده می‌گرفت. همه ما به کمک محیط‌زیست آمده‌ایم. البته‌ محیط‌زیست باید پاسخگو باشد که چرا دریاچه خشکیده؟ نه این که مدعی باشد. محیط‌زیست در انجام وظیفه‌اش سستی کرده، زیرا احیای دریاچه وظیفه محیط‌زیست است و به همین خاطر دبیر احیای دریاچه ارومیه باید خانم ابتکار باشد، نه من!

پس‌به نظر شما خانم ابتکار، قدرت لازم را برای این کار ندارد؟

کلا محیط‌زیست را می‌گویم، چون روسای متفاوتی داشته است. محیط‌زیست نتوانسته از حق و حقوق خود دفاع کند و کوتاه آمده است. مساله اینجاست که محیط‌زیست جایی که قرار است توسعه صنعتی اتفاق بیفتد، سختگیری بیش از حد می‌کند و آنجا که مساله در مالکیت خودش است، کوتاه آمده یعنی حقابه‌اش را گرفته‌اند و صدایش هم در نیامده است.

به نظرخودتان جدی‌ترین مشاوره‌ای که تاکنون به آقای جهانگیری داد‌ ه اید، چه بوده است؟

بیشترین فشاری که آورده‌ام، برای افزایش بهره‌وری آب و سرمایه‌گذاری در این زمینه بوده است.

چقدر به این هدف رسیده‌اید؟

در قوانین و مقرراتی که دولت تصویب کرده این مساله آمده، اما در اجرا مشکل پیدا کرده چون دولت ما وارث مشکلات قبل است.

البته همه چیز را نمی‌توان گردن قبلی‌ها انداخت.

همه چیز گردن آنهاست، دولت‌های بعد هم گرفتار هستند.

مشکلات البته ریشه‌ای است و دولت‌های قبل‌تر نیز از لحاظ زیست‌محیطی‌ عملکرد مناسبی نداشتند و ‌به نظر می‌رسد برایشان راحت است که هرجا مشکلی ایجاد می‌شود، همه تقصیرها را گردن دولت احمدی‌نژاد بیندازند.

بیلان و شاخص‌هایی که به جامانده، بخوبی وضعیت را نشان می‌دهد. برای نمونه شوری سد گتوند را درنظر بگیرید. من دراین باره نامه نوشتم و خواستم که دستور بهره‌برداری از این سد را ندهند.

اما ساخت این سد از دوره قبل از احمدی‌نژاد آغاز شده بود؟

درست است، اما سال ۹۱ که می‌خواستند بهره‌برداری کنند، من تقاضای توقف داشتم.

از قبل نمی‌دانستند چنین مشکلی پیش می‌آید؟

مطالعات ناقص بود و سواد کافی نداشتند، اما به مرور متوجه شدند.

پس قبول دارید تحقیقات روی سد‌سازی از دوران سازندگی بدون مطالعه بوده است؟

قبول دارم تحقیقات ناقص بوده است.

برای تمام سد‌ها؟

سد‌سازی ما صرفا از بعد مهندسی است. قبلا فکر می‌کردند سد سازی فقط ساخت دیواره و جمع آوری آب است. به همین خاطر مسائل زیست‌محیطی اقتصادی و اجتماعی را درهیچ کدام ازسدها در نظر نمی‌گرفتند. تا یک زمانی دیدگاه‌ها ناقص بود، اما از زمانی که مشخص شد برای سدسازی باید ابعاد دیگری را در نظر گفت، اشتباه‌ها آگاهانه شد. این مساله فرقی با خیانت ندارد.

جالب است. آن زمان شما برای سد‌سازی همکاری می‌کردید و حالا درباره حقآبه دریاچه صحبت می‌کنید. این تضاد نیست؟

من می‌گویم در یک زمانی آگاهی‌ها ناقص است.

پس خودتان تایید می‌کنید که آن زمان آگاهی نداشتید؟

اصلا کشور آگاهی نداشت. تا اواسط دهه ۷۰ آگاهی کم بود و کسی به فکر توسعه پایدار نبود، اما وقتی آگاهی پیدا شد، اشتباه‌ها ادامه پیدا کرد.

برگردیم به بحث کمبود منابع آب. این روزها به دلیل خشکسالی خیلی از روستاییان زابل در خانه‌هایشان را گل گرفته‌اند تا کوچ کنند، چون بخشنامه شده که مانع اسباب کشی این خانواده‌ها شوند. به نظرتان این شیوه درستی است؟

این شیوه درستی نیست. سیستان بشدت در خطر است، چراکه آب آن مستقیما از افغانستان تامین می‌شود. مردم باید مهاجرت کنند یا دولت غیر از کشاورزی برایشان ایجاد شغل کند.

دراین باره به آقای جهانگیری هشدار داده‌اید؟

با آقای جهانگیری از این مناطق بازدید داشته‌ایم. واقعا نمی‌توان دراین منطقه زندگی کرد. دولت باید به سرمایه‌گذاری در بخش خدمات مرزی و تجاری و صنایع کم آب بپردازد، زیرا این مناطق دیگر جای کشاورزی نیست.

دیپلماسی ما ضعیف است؟ به نظرتان چه چیزی سبب شده که ما با این همه کمک به افغانستان، نتوانسته‌ایم حقآبه هامون را پس بگیریم؟

الحمدالله همه چیزمان باهم می‌خواند، دیپلماسی با اقتصاد یا مسائل اجتماعی، فرهنگی یا مدیریتی‌. ما درسیاست‌های کلان مشکل داریم. بدتر از زابل مشهد است. ما آب آشامیدنی شهر مشهد را به سد دوستی وصل کرده‌ایم که منشأ ۹۹ درصد آن هیرمند و افغانستان است. سال گذشته برای تامین آب شرب مشهد مشکل زیاد بود و دولت پول داد و لجن‌های ته سد را با سرمایه‌گذاری حدود ۱۵۰میلیاردی برای شرب منتقل کردند.

حرف آخر؟

برای رسیدگی به مشکل بحران آب اکنون نیز دیر است، چون ما وارد مصیبت و بحران شده‌ایم، در مرکز ثقل بی‌آبی قرار داریم و متاسفانه خیلی‌ها متوجه نیستند. آنها پنج سال دیگر متوجه می‌شوند، اولین کاری که باید بکنیم، این است که دست‌کم در پنج سال آینده به جای ۱۱ میلیارد مترمکعب آبی که مجلس مصوب کرده، ۴۰ میلیارد مترمکعب از میزان برداشت منابع آب کم کنیم.

مهدی آیینی

 

سیستان و بلوچستان، چشم به راه خیّران

82408466-71368809سیستان و بلوچستان، یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور است؛ استانی که پس از خشک شدن هامون به تعداد نیازمندانش افزوده شده، اما اعتبار و کمک‌هایی که برای دستگیری از محرومان این منطقه در نظر گرفته می‌شود با جمعیت این استان همخوانی ندارد. این مسائل را با رضا شهرکی، مدیرکل کمیته امداد سیستان و بلوچستان در میان گذاشته‌ایم. او حل مشکلات محرومان استان را در گروی کار فرابخشی تمام دستگاه‌ها و توجه نیکوکاران ‌کشور به این استان می‌داند.
  • بزرگ‌ترین مشکل مددجویان کمیته امداد‌ در استان سیستان و بلوچستان را چه می‌دانید‌؟

اساسی‌ترین مشکلی که در استان داریم، ‌انگیزش و ارائه تسهیلات لازم به مددجوها ست، چراکه باید ابتدا مشکل انگیزش و فرهنگی مددجوها را حل کرد و پس از آن به بحث‌های مالی و اقتصادی ‌که مددجوها با آن روبه‌رو هستند، پرداخت.

  • برای اشتغال بیشتر مددجوها چه رویکردی را دنبال می‌کنید؟

اشتغال به معنی استخدام در استان زیاد نیست یا اگر باشد، مددجویان ما شرایط آن را کمتر دارند. به همین خاطر ما آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مشاغل خرد را دنبال می‌کنیم. در این میان، مهم‌ترین مساله موضوع ضمانت ‌و پرداخت وام‌هاست که در نهایت به رسیدگی بیشتر به وضع محرومان منجر می‌شود.

  • چه تعداد مددجو‌ در استان تحت پوشش کمیته امداد هستند؟

239 هزار نفر در استان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی هستند.

  • از میان سالمندان، کودکان و زنان سرپرست خانوار، آسیب‌پذیرترین قشر در میان مددجویان کدام است؟

نمی‌توان گفت کدام گروه بیشتر آسیب‌پذیر هستند، اما جمعیت زنان سرپرست خانوار ما حدود 56 هزار و ایتام حدود‌ 40 هزار نفر است که 28 هزار نفر از ایتام زیر 18 سال هستند که می‌توان گفت این گروه‌ها آسیب‌پذیرتر هستند. از جهت تغذیه نیز برای کودکان زیر پنج سال آسیب‌های زیادی وجود دارد. دانش‌آموزان و دانشجویانی هم هستند که جزو اقشار آسیب‌پذیر قرار دارند.

  • چه تعداد از کودکان‌‌ استان دچار سوءتغذیه هستند؟

پایش‌ها در این باره شروع شده و تاکنون 11 هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه شناسایی شده‌اند که قد و وزن آنها گرفته شده و لیستشان وجود دارد.

به نظر می‌رسد، این آمار باید بیشتر از این مقدار باشد، زیرا دسترسی به نقاط محروم دشوار است.

درست است. آمار می‌تواند بیشتر باشد، چون از لحاظ اعتبار محدودیت داریم‌.

  • محروم‌ترین منطقه استان چه منطقه‌ای است؟‌‌

مناطق مختلف را بخش‌بندی کرده‌ایم، تقریبا 50 درصد محرومانی که در ضرایب بالا طبقه‌بندی می‌شوند در استان سیستان و بلوچستان قرار دارند. این نشان‌دهنده فقری است که در منطقه وجود دارد و در این میان، منطقه نیک شهر، اطراف کنارک، چابهار و قصر قند ضرایب بالایی دارند. می‌توان گفت در استان منطقه‌ای با ضریب کمتر از شش یا پنج وجود ندارد.

  • مشکل چنین مناطقی با فعالیت کمیته امداد به تنهایی برطرف نمی‌شود، چه سازمان‌های دیگری باید به شما کمک کنند؟

‌انتظار داریم، تمام بخش‌ها در این زمینه فعالیت کنند یعنی دستگاه‌های مسئول در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی باید دست به دست هم بدهند تا مشکل مناطق محروم بر طرف شود، چراکه امداد نشانه‌های بیماری را برطرف می‌کند و برای درمان قطعی آن نیاز به حمایت تمام دستگاه‌هاست.

خشکسالی و اختصاص نیافتن حقآبه هامون نیز به شرایط بحرانی منطقه دامن زده است. بنابراین وزارت خارجه نیز نقش چشمگیری در حل مشکلات اهالی استان دارد.

در بخش شمالی استان اگر حقآبه تالاب تامین شود، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود، زیرا کشاورزی و مشاغل وابسته به آن از بین رفته است. به همین خاطر وزارت خارجه در حل مشکلات سیستان و بلوچستان نقش چشمگیری دارد.

  • تلخ‌ترین اتفاقی که در مدت حضور در کمیته امداد با آن روبه‌رو شده‌اید، چه بوده است؟

مدتی پیش، هنگام بازدید از مناطق محروم کودکی را دیدم که والدینش فوت کرده بودند. پدربزرگ او هم پس از مدتی فوت کرد. این کودک فامیل نزدیکی‌ نداشت. به همین خاطر نهایتا یکی از اقوام دور سرپرستی او را قبول کرد، اما این فامیل هم به دلیل فقر نتوانست سرپرستی‌ کودک را ادامه بدهد. به همین خاطر او را تحویل بهزیستی داد. خیلی تلخ است که کودکانی وجود دارند که در این دنیا خویشاوندی ندارند که از آنها حمایت کند.

  • موضوع ایرانیان بی‌شناسنامه در استان چقدر جدی است؟

این مشکل وجود دارد، زیرا خیلی‌ها در سیستان و بلوچستان به شکل عشیره‌ای زندگی می‌کنند یعنی زندگی‌شان در دو طرف مرز جریان دارد. به همین خاطر خیلی از آنها‌ ایرانی محسوب می‌شوند، اما شناسنامه نگرفته‌اند. شورای تامین استان باید درخواست‌های این افراد را بررسی کند.

  • و حرف آخر؟

در بخش مسکن مددجویان باید ورود کنیم و برای حل این مساله به مشارکت مردمی نیاز داریم. فقر عمومی سبب شده ساکنان استان نتوانند بخوبی در این زمینه فعالیت کنند. بنابراین نیکوکاران سایر استان‌ها نیز بهتر است به رفع محرومیت در این استان کمک کنند.

آلودگی هوا تقصیر ما نیست

 به فکر رئيس جمهور شدن نيست؛​ برخي ماموريت دارند بهترين اقدامات او را به بدترين ها تبديل کنند؛  است ‌؛ احتمال  انتخاب مجدد آقاي حسن روحاني را به عنوان رئيس جمهور بعدي کم نمي داند و معتقد است،تنها گزينه جدي جريان اعتدال و اصلاحات ​ ​آقاي روحاني است ​،​ براي افکار عمومي ارزش قائل است ‌و تاکيد مي کند که​ آلودگي هوا در حدود سه سال گذشته کاهش داشته است؛اين ها برخي از محورهاي گفت و  گوي ما با معصومه ابتکار،رئيس سازمان حفاظت محيط زيست است ​مديري که اين روزها با  شدت گرفتن آلودگي هوا افکار عمومي تلاش هايش را بيش از گذشته به چالش مي کشد.

  • ·      چقدر نگاه و سیاست دولت ها را در بهبود شرایط محیط زیست مهم می دانید؟

‌ دولت ها بنابر گرايش سياسي خود با مقوله محيط زيست تفاوت ديدگاه، فاصله يا قرابت پيدا می کنند. شايد جداي دوران جنگ و سازندگي به خاطر فشار های ديگر خيلي به مسائل زيست محيطي پرداخته نشد البته اين مساله نيز جاي نقد دارد که چرا در آن دوران خيلي خوب به مسائل محيط زيستي توجه نشد،اما در دوران اصلاحات محيط زيست جدي  گرفته شد سبب ايجاد فرصت هاي خوبي براي کشور شد،اما در دولت آقاي احمدي نژاد در بحث محيط زيست با فرود روبه رو هستيم و صورت مساله پاک شد اين نشان مي دهد رابطه اي در اين خصوص وجود دارد.

اما دوباره در دوران که جرياني سر کار آمد که با اعتدال و اصلاحات نزديک بود به مسائل محيط زيست بيشتر توجه شده و در واقع   رئيس جمهور ​خيلي جدي و عميقا و با نگاه فلسفي و سياسي خود موضوع محيط زيست را پيوند داده است.يعني برخورد تصنوعي ندارد که بخواهد از محيط زيست استفاده تبليغاتي کند.

  • ·      اما با این وجود از شما نیز انتقاد می شود که بیشتر به سیاست می پردازید این انتقاد رادرست می دانید؟

‌ مشخص است که فرصت زيادي براي فعاليت سياسي ندارم، اما اينکه خط مشي سياسي دارم مشخص است و اينکه پيشينه سياسي دارم قابل انکار نيست.

اما براي اين موضوع طراحي مي کنند دوسال پيش نشست دانشجويي داشتيم بعد از آن گروه هاي خاصي ماجرايي را با برنامه ريزي قبلي طراحي کردند و پرچم امريکا را در مسير  عبور من پهن گذاشته دوربين هايشان را هم در مقابل محل عبورم گذاشتند ​و از اين عکس بارها و بارها طيف ضد انقلاب عليه من استفاده مي کنند که خانم ابتکار پا روي پرچم امريکا مي گذارد يا گروگانگير است.

خيلي جالب است که انتقادات در داخل با خارج از کشور هماهنگ است و اما نمي دانم چگونه بايکديگر هماهنگ مي شوند ،اما بايد اين موضوع چه نتيجه و حاصلي دارد يعني مشکل کشورما با رد شدن يک مسئول از روي پرچم امريکا حل مي شود؟

  • ·      با این حال اگر رياست جمهوري آقاي روحاني براي دوره بعد تکرار شود چه اولويت ها را دنبال خواهيد کرد؟

بايد منتظر بود و ديد چه اتفاقي خواهد افتاد و پيش بيني دور و درازي است فعلا تمام تلاشمان اين است که برنامه هاي محيط زيست را نهادينه کنيم به نحوي که هر دولتي سرکار آمد نتواند مسير اصولي راتغيير بدهد ما از اين بابت خيلي آسيب خورديم‌ محيط زيست مقوله سياسي نيست.مساله اي است که بايد هميشه در اولويت باشد.يعني کشور در ريل درستي قرار بگيرد.يعني همه دستگاه برنامه برايمحيط زيست داشته باشند.

  • ·      مي گوييد سعي داريد همه چيز را نهادينه کنيد،اما وقتي نگاهي به معاونان شما مي اندازم هيچ کدام آنها از بدنه سازمان حفاظت محيط زيست نيستند!
  • چرا از داخل سازمان هم هستند. مثلا آقاي دکتر دبيري(معاون محیط طبیعی سازمان)
  • ·      ايشان که چند سالي است بازنشسته شده اند و اخيرا دوباره دعوت به کار شده اند،مساله اينجاست که با رفتن شما اين مديران تغيير خواهند کرد!
  • ‌ هر شخصي بيايد ممکن است بخواهد تيم خود را بچيند. اتفاقا   برخلاف انتقادات بالاي 95درصد از مديرانم از خود بدنه سازمان هستتند.
  • ·      آيا درمورد معاونين تان هم به همين شکل است؟
  • آقاي دکتر دبيري از بدنه سازمان است، آقاي مجابي (معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس ) و آقای متصدی (معاون محیط زیست انسانی) نیز دوره قبلي مدير سازمان بوده و الان هم هستند. مهم اين است که بتوانيم جوابگوي مسائل باشيم ما در بحث آلودگي هوا و محيط انساني شرايط بسيار سختي را داشتيم.
  • ·      واقعا در بدنه سازمان شخصي در حد معاون نبود که شما از او استفاده کنيد؟

لابد نبوده و تشخيص من اين بوده است الان هم بيشتر مديران از بدنه سازمان هستند يعني هرجايي که توانستيم از بدنه سازمان استفاده کرده ايم.اتفاقا اين موضوع باعث شده اميدبه ارتقاء شغلي براي خيلي از افراد باشد،اما جاهايي  که امکان آن وجود نداشته معطل نشده ايم تا کار بخوابد.

  • ·      در رابطه با مديران استاني خود چقدر از سوي استانداران و نمايندگان مجلس تحت فشار هستيد؟

براي انتخاب آنها  اصلا تحت فشار نيستيم و در کميته اي خاص انجام مي گيرد و خدا را شکر مديران توانمندي در استان ها داريم هرچند براساس سياست هاي دولت ما با استاندران هماهنگ مي کنيم.

  • ·      اين سياست به ضرر محيط زيست نيست؟

نه انتخاب مديران استاني به عهده ماست مدير توجيه شده که بايد قوانين و مقررات محيط زيست را بدور از هرگونه مماشات انجام بدهد.

  • ·      اما به نظر مي رسد تحت فشار هستيد تا برخي مديران استاني را تغيير دهيد؟

ممکن است فشار باشد اما اينکه چقدر به اين فشارها بها بدهيم مهم است،ما براي خيلي از طرح هايي که با ضوابط محيطي زيستي همخواني ندارد تحت فشار هستيم.

 photo323317858529552944

  • ·      مدتي پيش فيلم نشست خبري يکي از معاونان شما حاشيه ساز شد و محيط زيست اعلام کرد که فيلم دستکاري شده است واقعا چرا چنين مسائلي پيش مي آيد؟

چند بار فيلم هاي من نيز دستکاري شده است يکبار د دوران آقاي ضرغامي درباره تالاب جازموريان صحبت مي کردم و به استان سيستان و بلوچستان اشاره کردم اما بلوچستانش در فيلم حذف شد و ماجرا داشت تبديل به مساله قومي بدل مي شد و بعد از چند روز فيلم اصلي را منتشر کردند و گفتند چون زمان کم بوده اينکار را انجام داده اند

همين کار هم درمورد آقاي متصدي(معاون محیط زیست انسانی)  انجام شد تا به نظر برسد ايشان گفته اند الودگي هوا طبيعي است.

  • ·      ولي بهتر نيست ايشان در نشست هاي خبري موضوعات را به زبان ساده تري توضيح بدهند تا چنین برداشت هاي نشود.

دو حالت وجود دارد يکي اينکه ما بايد بشکلي صحبت کنيم که عامه مردم متوجه آن بشوند بخشي هم به اين مربوط مي شود مباحث محيط زيست علمي و بسيار پيچيده است و اصلا نمي توان   ​ به خاطر ساده سازي ابعاد علمي آن را ناديده گرفت  چون اشکال پيش مي آيد براي فهم مخاطب بايد توضيح داد اين پديده اينورژن اتفاقي که مي افتد کاملا طبيعي است و دست کسي نيست. کاري که مي شه کرد کاهش آلودگي است و توليد آلاينده ها را کم کرد و اين يعني برنامه کاهش آلودگي هوا.

آلودگي هوا تقصير محيط زيست نيست، تقصير افراد تک سرنشين تقصير صنايعي است که شرايط هوا را رعايت نمي کنند اگر بخواهمي مقصر پيدا کنيم همه مقصريم خيلي ها خانه خود را بيش از حد گرم مي کنند. معاينه فني موتور خانه الزامي شده است در قانون هوا.

  • ·      اشاره کرديد که خيلي زود است درباره رياست جمهوري دوباره آقاي روحاني صحبت کنيم،چرا احتمالش را کم مي بينيند؟

اصلا اين احتمال را پايين نمي بينم،تنها گزينه جدي جريان اعتدال و اصلاحات آقاي دکترروحاني هستند هيچ شکي دراين مساله نيست و خوشبختانه دستاورد ها و پيشرفت هايي که دراين دوره اتفاق افتاده جوانان را اميدوار کرده   و اين تصور در نتخبگان و دانشگاهيان هست که اگر فرصت 4 سال ديگر به دکتر روحاني داده شود مي تواند بسياري از مشکلات کنوني را پشت سر بگذاريم و دوره و عصر نويني را براي ايران تعريف کنيم دراين مسائل ترديد واقعا  تعللي نخواهد بود از جهت تلاش براي اينکه در انتخابات آتي آقاي روحاني بتوانند براي بار دوم انتخاب شوند.

  • ·      با توجه  نقش سياسي که از شما سراغ داريم اگر اين مساله رجال سياسي براي انتخابات رياست جمهوري برداشته شود شما کانديد رياست جمهوري مي شويد؟

نه اصلا من چنين برنامه اي ندارم و در مخيله و ذهنم هم چنين مساله نيست.

  • ·      يعني اگر اين مساله برطرف شودشما به آن فکر نمي کنيد؟

الان هيچ تصوري براي اين موضوع ندارم به اندازه کافي درگير مسائل مرتبط با محيط زيست آلودگي وهوا گرد و غ بار و تالاب و غيره و غيره و دارم

  • ·      در سال هاي آينده چه؟

نه اصلا چنين تصوري نداريم اهل اين گونه بلند پروازي ها نيستم.‌

  • ·      مدتي پيش نشان خرس طلايي را از سوي يکي از سازمان هاي فعال در حوزه حقوق حيوانات گرفتيد فکر مي کنيد اين‌قدر براي دفاع از حقوق حيوانات تلاش کرده ايد؟

آنهايي که اين نشان را دادند حتما اين فکر را مي کردند چنين  محاسباتي را داشته اند. براي من مايه افتخار بود چون ذاتا به فعاليت مراکز مردم نهاد اعتقاد داريم دراين دوره تلاش کرديم و لايحه را براي حمايت از حقوق حيوانات آماده کرديم.

  • ·      اما اين لايحه هنوز به مجلس نرسيده است؟

خوب در دولت روي آن کار مي شود و دست ما نيست ما کار خود را بخوبي انجام داده ايم

  • ·      و حرف آخر

در فضايي که عده اي تلاش دارند فضاي رسانه ها را خاکستري کنند نقش رسانه هاي آزاد ومستقل خيلي مهم است در اطلاع رساني و نقد صحيح مردم حق دارند در مسائل محيط زيست واقعيت را بدانند.

  • ·      اما   مديران شما زياد رسانه اي نيستند و اگر مديران شما اين روزها در صدا و سيما بيشتر ديده مي شوند به خاطر تغيير رويکرد صدا و سيماست.

مديران ما خيلي درگير کار هستند و حجم کارمان زياد شده است بله رويکرد رسانه ملي در دوران آقاي عسکري خيلي بهتر شده البته بخش خبر سيما اصلا با ما همراهي ندارد، ولي در مجموع رسانه همراهي بسيار خوبي دارد بايد ادامه پيدا کند، اخير نيز مقام معظم رهبري تاکيد کردند که رسانه ملي بايد در بحث محيط زيست اطلاع رساني کند.

 

مهدی آیینی

 

مشکل محیط زیست دوربرگردان‌های سیاسی است

«پرداختن به سیاست، به جای رتق‌ و ‌فتق مسائل‌ محیط زیست» این‌ یکی از انتقادهایی است که این روزها رئیس‌سازمان حفاظت محیط‌زیست با آن رو به روست، مساله‌ای که باعث شده خیلی‌ها نتوانند با اطمینان بگویند سکاندار پردیسان‌، چهره‌ای است سیاسی یا زیست‌محیطی.

اگرچه ‌معصومه ابتکار پیش از این نیز به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مشغول بوده و پدرش نیز چنین مسئولیتی را تجربه کرده، اما او چهره‌ای است که اولین بار به عنوان یک دانشجوی پیرو خط امام، در جریان تسخیر لانه جاسوسی در رسانه‌ها مطرح شد و سال‌های بعد با ورود به احزاب، درباره مسائل روز سیاسی اظهارنظر کرد، شاید همین اظهارنظرها او را در کانون توجهات و نقدها قرار داد.

ابتکار اولین زنی نیز است‌ که در تاریخ جمهوری اسلامی به هیات وزیران راه یافته‌ شاید هم این ویژگی‌‌ او را به سوژه مناسبی برای رسانه‌های خارجی تبدیل کرده و گفت‌وگوهای او با این رسانه‌ها، برایش چندان کم‌هزینه نبوده است. برای همین ‌بسیاری می‌گویند رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به‌جای آن که وقتش را صرف وظایفش کند، بیشتر درگیر فعالیت‌های سیاسی است. ما در این گفت‌وگو با ابتکار درباره عملکرد سازمان حفاظت محیط‌زیست و نقدهایی که از او می‌شود صحبت کردیم.

خیلی‌ها شما را به عنوان یک فعال سیاسی می‌شناسند تا یک چهره زیست‌محیطی. شاید به‌خاطر سابقه‌ای که از شما در فضای رقابت‌های حزبی ایران وجود دارد، این ذهنیت شکل گرفته‌، واقعا چقدر مسائل محیط زیست را سیاسی می‌دانید؟

در حدود سه سال و اندی که مسئولیت اجرایی دارم فکر می‌کنم ۹۹ درصد کارم تخصصی محیط زیست و اجرایی است و یک درصد سیاسی، آن هم بستگی به تعریف نگاه، فعالیت یا جهت‌گیری سیاسی دارد، چراکه اقتضای کار همین است.

این که گفتید ۹۹ درصد فعالیت‌هایتان زیست‌محیطی است واقعا صادقانه است؟‌ خیلی زیاد تخمین نزدید؟

بله واقعا صادقانه است،چون فکر می‌کنم اگر جاهایی وارد بحث سیاسی می‌شویم تا دستاوردی‌ های دولت را تبیین کنیم در حقیقت در راستای کار ماست، برای نمونه می‌پرسند چرا دستاورد‌های برجام را تبیین می‌کنیم، چون بخش مهمی از دستاورد‌های برجام با دسترسی به فناوری‌های روز منجر به بهبود شرایط محیط زیست می‌شود. افزون براین باید یادآور شد که ۸ درصد کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را به بحث برجام وابسته کرده‌ایم و گفته‌ایم اگر تحریم‌ها به شکل کامل برداشته شود این میزان گاز گلخانه‌ای را کاهش خواهیم داد، بنابراین این بحث‌ها به یکدیگر وابسته است.

با وجود این شاهد هستیم که شما اظهارنظرهای سیاسی دارید. اظهارنظرهایی که شاید ضرورتی نداشته باشد در مقام رئیس سازمان محیط زیست آنها را بیان کنید. سوال من این است که چطور بین سمت حقوقی و شخصیت سیاسی‌تان مرزبندی می‌کنید؟‌

به هرحال با یکدیگر ارتباط دارند، چون در دنیا نیز جهت‌گیری احزاب سیاسی و دولت‌ها نسبت به مسائل محیط زیست متاثر از جهت‌گیری سیاسی آنهاست و شاید احزابی که نگاهشان رو به آینده است یا روی آزادی‌ها و حقوق اجتماعی تاکید دارند نسبت به مسائل محیط زیست حساس هستند، اما احزابی که نگاهشان بسته‌تر است و محافظه کار هستند خیلی موضوعات محیط زیست را جدی نمی‌گیرند.

‌با این همه، عملکرد دولت آقای روحانی هم در قبال محیط زیست چندان بی‌عیب نیست. مثلا دولت کارش را با یک مصوبه درباره دریاچه ارومیه آغاز کرد، اما بعدا کار رها شد.  

چند نکته وجود دارد اول این که ماهیت مسائل محیط زیست برنامه‌ای و بلند مدت است یعنی اگر بخواهیم مشکلات زیست‌محیطی را حل کنیم باید در دوره‌های ۵ تا ۱۵ ساله با برنامه‌ریزی هدف‌گذاری تامین اعتبارات همراه باشد مساله دیگر فرابخشی بودن مسائل محیط زیست است، مثلا در دریاچه ارومیه وزارت نیرو و کشاورزی مسئولیت جدی دارند.

یعنی این دو وزارتخانه با برنامه‌های شما هماهنگ نیستند؟ خب، این که می‌شود یک نشانه دیگر از ضعف دولت در حل مساله محیط زیست!

هماهنگ هستند، اما برنامه‌هایشان بلند مدت است و با مشکلاتی که بیشتر آنها به گذشته برمی‌گردد مواجهند. برای نمونه در حوضه دریاچه ارومیه در ۴۰ سال گذشته ۱۵۰ هزار هکتار کشاورزی بود که بیشترش انگور بود، اما کشت به سمت چغندر و سیب رفت که بیش از پنج برابر انگور آب مصرف می‌کند،‌ مساحت اراضی کشاورزی نیز به ۴۰۰ هزار هکتار رسید‌. علاوه بر این ۹۰ سد نیز در این محدوده ساخته شد.‌ از این گذشته‌ واقعیت تغییر اقلیم را نیز نمی‌توان نادیده گرفت، چراکه در حدود ۵۰ سال گذشته روند تدریجی کاهش بارندگی، روان آبها و افزایش دما را تجربه کرده‌ایم.

 

همان طور که اشاره کردید برخی دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها در زمینه مسائل زیست‌محیطی کم‌کاری می‌کنند، بتازگی نیز سازمان بازرسی کشور گفته می‌خواهد اسامی ۱۱ دستگاه کم‌کار درباره آلودگی هوا را معرفی کند. اینها نشان می‌دهد انتقاد منتقدان نسبت به فعالیت زیست‌محیطی دولت درست است‌. فکر می‌کنید سازمان حفاظت محیط زیست نیز جزو این دستگاه‌هاست؟

در رابطه با آلودگی هوا باید گفت مساله بلندمدت و فرابخشی مطرح است،برای نمونه سال ۷۹ برنامه کاهش آلودگی هوا را شروع کردیم و اجرای استانداردهای خودرو را شاهد بودیم و پیکان از رده خارج شد یا سرب از بنزین حذف شد و دولت برنامه ده سال آینده را تصویب کرد و براساس آن قرار شد در سال ۸۶‌ استاندارد بنزین و خودرو‌ها به یورو ۴ ارتقا پیدا کند، اما متاسفانه سال ۸۶ هیچ اتفاقی نیفتاد. از سال ۸۳ و ۸۴ برنامه برای کاهش آلودگی هوا داشتیم که ده سال بود نیمه‌کاره رها شده بود.‌ وقفه‌ای که افتاد سبب شد سال ۹۲ دوباره به اول خط برگردیم و براستاندارد یورو ۴ برای بنزین و خودرو تاکید کنیم.

بنابراین به نظر شما دلیل اصلی آلودگی هوا وقفه‌ای بوده که دولت قبلی در اجرای این سیاستگذاری‌ ها داشته است؟

یکی از دلایل این است.

فکر نمی‌کنید نباید همه مشکلات را به گردن دولت قبل انداخت؟

‌دلیل دیگر این است که دستگاه‌های دیگر نیز باید به وظیفه خود عمل می‌کردند. به فرض دولت مساله را جدی نگیرد، اما خودروسازی یا نیروگاه‌ها باید این مساله را جدی می‌گرفتند. دستگاه‌ها به تبع این که دولت در دوره‌ای این مسائل را رها کرد آنها نیز به آن توجه نکردند، اما دلیل این که چرا امروز با این مشکل مواجه هستیم این است که تعداد زیادی خودروی فرسوده داریم که بموقع از رده خارج نشدند. الان به این منظور برنامه‌ریزی می‌کنیم.

اما انتقادهای زیادی درباره از رده خارج کردن خودروهای فرسوده وجود دارد که می‌گویند این روند کند است.

براساس آخرین آماری که رئیس‌جمهور هم به آن اشاره کرده‌اند حدود ۸۰۰ هزار خودرو از رده خارج شده‌اند. نوسازی ۶۰ هزار خودرو را داشتیم که اکنون در کلانشهرها ۳۰ هزار تاکسی نوسازی شده‌اند و برای نوسازی اتوبوس‌ها نیز برنامه داریم. علاوه بر این با همکاری وزارت کشور و پلیس راهور سیستم یکپارچه معاینه فنی ایجاد شد و لایحه هوای پاک را به مجلس بردیم.

با این همه وضع هوای کلانشهرها قابل دفاع نیست. به نظر می‌رسد لابی‌هایی علیه هوای پاک اقدام می‌کنند؟

ما تلاش خودمان را می‌کنیم مجلس نیز همراهی می‌کند. بالاخره اگر انضباط مقررات زیست‌محیطی را اجرا کنیم ممکن است به شکل مقطعی برای گروه‌های خاصی محدودیت‌هایی ایجاد کند.

نمی‌خواهید بگویید این لابی‌ها چه افرادی هستند؟

خودروسازها نباید مشکلی داشته باشند چون خودروساز نمی‌تواند استاندارد محیط زیستی را رعایت نکند. امروزه استاندارد زیست‌محیطی برای خودرو ضروری است. این افراد ممکن است عده‌ای باشند که فکر کنند می‌توانند از فرصت استفاده کرده و کشور را به عقب برگرداند. البته شاید نفوذ سیاسی باشد یا لابی قدرت و ثروت باشد؛ این مسائل همیشه بوده و ما نیز به این نوع فضا سازی‌ها بها نمی‌دهیم.

این که می‌گویید به این مسائل بها نمی‌دهید، آیا فقط مربوط به لابی‌هاست، یا نه، منتقدان را هم در بر می‌گیرد؟

برخی دنبال عیبجویی هستند. کار ما بدون اشکال نیست خیلی خوشحال می‌شویم که نقاط ضعف واقعی ما را مشخص کنند، اما وقتی در اوج گرد و غبار آلودگی هوا با نماینده سازمان ملل به ایلام و کرمانشاه رفتیم، گفتند من در جلسه نقاشی کشیده‌ام، اما عکسی که در این رابطه از من منتشر کردند فتوشاپ بود. این را نمی‌توان انتقاد نامید یا این که می‌گویند ابتکار در آلمان با یک مرد دست داد در شرایطی که ما توافق خوبی با آلمان انجام دادیم، اما اسمی از توافق آورده نمی‌شود. باید پرسید این مسائل چه فایده‌ای برای کشور یا سیاست دارد. علاوه براین انتقاد کردند که در یکی از روزهای آلوده من به نمایندگی از کشورمان در اجلاس بین‌الملی و مهم مراکش که در سطح رئیس‌جمهور شکل گرفت شرکت کردم.

اما شما سابقه آلودگی هوای اهواز و کنسل شدن پروازتان به این شهر و انتقادهایی که از شما در این زمینه شد را داشتید، با این همه ترجیح دادید به مراکش بروید. خب این نشان می‌دهد چندان به انتقادها توجهی ندارید؟

پس از سفر به ایلام و کرمانشاه من هفت سفر به خوزستان داشتم برای مسائل مختلف زیست‌محیطی این استان.

اما چرا به مراکش رفتید؟

مراکش ادامه اجلاس پاریس بود. آقای رئیس‌جمهور دعوت شده بودند و خیلی از سران کشورهای دیگر، اما آقای رئیس جمهور به دلیل گرفتاری‌هایی که داشتند دستور دادند من به این نشست بروم.

نمی‌توانستید پیشنهاد بدهید شخص دیگری به جای شما برود؟ به هر حال مدیری در سطح شما باید متوجه حساسیت‌های افکار عمومی باشد.

به جای رئیس‌جمهور باید معاون رئیس‌جمهور یا وزیر دیگری می‌رفت، اما این مساله در حوزه کاری من بود. از این گذشته شش ماه هماهنگی کرده و نشست بین‌المللی مقابله با گرد و غبار را طراحی کرده بودیم. به همین دلیل نمی‌شد آن را کنسل کنیم. ما آنجا با دست‌کم چهار وزیر محیط زیست دیدار کردیم و با رئیس‌جمهور عراق درباره کانون گرد و غبارهای این کشور مذاکره کردیم.

اما اینجا افکار عمومی به شما نیاز داشت.

افکار عمومی نبود، بلکه جوسازی بود که عده‌ای در برخی رسانه‌ها انجام دادند. هدف آنها بهانه‌جویی و عیب‌جویی است. کدام عقل سلیم و منطقی می‌گوید در اجلاسی بین‌المللی که منافع ما در آن وجود دارد شرکت نکنیم. این اجلاس‌ها تشریفاتی نیستند. بسیار متاسفم برای افرادی که تصور می‌کنند این اجلاس‌ها تشریفاتی است. این اجلاس‌ها مسئولیت ملی و بین‌المللی ماست. کشورهایی که نتوانند در سطح بین‌المللی از حقوق و منافع ملی خود دفاع کنند حتما شکست خورده‌اند. ما با قوت در اجلاس پاریس شرکت کردیم و جزو کشورهایی بودیم که در شکل‌گیری توافق پاریس نقش داشتیم. این ماجرایی است که منتقدان اصلا به آن اشاره نکردند. رئیس اجلاس رسما اعلام کردند هیات ایرانی جزو موفق و تاثیرگذارترین هیات‌ها بوده به همین سبب در نشست مراکش نیز باید حداکثر بهره را برای منافع ملی خود می‌گرفتیم. در اعتبارات بین‌المللی در بحث تغییر اقلیم سالانه صد میلیارد یورو در سطح بین الملی در نظر گرفته می‌شود تا کشورها از آن بهره بگیرند، بنابراین به چه دلیلی باید از منافع ملی خود بگذریم؟ به دلیل ترس از این که عده‌ای می‌خواهند عیب جویی کنند؟

می‌توان مساله را این‌طور دید که شما دربرابر افکار عمومی نیز مسئولیت دارید می‌توانستید آن روز در پردیسان بمانید و با مردم همدلی کنید.

مسئول باید همدلی کند؟ مسئول باید برای مردم کار کند.

اما باید به این مساله هم توجه داشت اگر بین مدیران و مردم گسست بیفتد، تلاش‌ها کمتر نتیجه می‌دهد. این‌طور فکر نمی‌کنید؟

من روزهای آلوده زیادی را در تهران بوده‌ام، اما سفر مراکش فقط ۴۸ ساعت بود، حدود ۲۴ ساعت در مسیر رفت و برگشت گذشت و حدود دو روز در مراکش بودیم.

از سفر به مراکش عکسی در صفحه اینستاگرام شما منتشر شد. چرا کامنت گذاشتن برای این عکس را محدود کردید؟ آیا برای این نبود که دریافتید، همه نگاه‌ها به این سفر انتقادی است؟

در یک دوره‌ای متاسفانه عده‌ای با عمد و ماموریت می‌آیند‌، به نوعی رفتارشان این را نشان می‌دهد؛ تعداد پست‌های خیلی از این کاربران‌ صفر است، یعنی آی دی ایجاد کرده‌اند برای کامنت‌گذاری و تخریب. البته باید این را روشن کنم جزو مسئولانی هستم که در شبکه‌های اجتماعی هستم و امکان انتشار کامنت و نظر را برای مخاطبان حفظ کرده ام. خیلی هم از کامنت و نظر استقبال می‌کنم، اما شرط دارد؛ اجازه توهین، افترا و تخریب را نمی‌دهیم به خاطر این که گروه‌های خاص بتوانند روی این موضوع سوار شوند هجمه‌هایی می‌آورند. طبیعی است شخصی که صفحه را مدیریت می‌کند ممکن است در آن زمان نتواند جوابگو باشد و برای چند ساعتی کامنت‌گذاری را محدود کند. ترسی از انتقادات نداریم هیچ محدودیتی در بحث نقد نیست، اما در مقابل تخریب و تهدید و الفاظ ناشایست باید به شکل شایسته‌ای مساله را مدیریت کرد.

می‌گویید انتقادهایی که از شما می‌شود، نقد نیست و بیشتر تخریب است. می‌خواهم بدانم درست‌ترین انتقادی که از شما می‌شود چیست؟ در واقع مصداق نقد درست از نظر شما چیست؟

مثلا انتقاد می‌شود چرا خیلی از برنامه‌ها به نتیجه نمی‌رسد یا زمانبر می‌شود، اما ماهیت بسیاری از مشکلات ما بلندمدت است. علاوه براین از ما انتقاد می‌شود چرا با مردم همراهی نمی‌کنید. فکر می‌کنم باید جوابگوی افکار عمومی باشیم، اما در عمل.

تا پایان عمر این دولت زمان زیادی باقی نمانده‌‌ در این مدت باقی مانده چه اولویت‌هایی دارید؟

فعلا تمام تلاشمان این است که برنامه‌های محیط زیست را نهادینه کنیم به نحوی که هر دولتی سرکار آمد نتواند مسیر اصولی را تغییر بدهد. ما از این بابت خیلی آسیب خوردیم. در گذشته در برنامه‌های محیط زیست چرخش‌های ۱۸۰ درجه اتفاق افتاد و دور برگردان زدند، محیط زیست مقوله سیاسی نیست. مساله‌ای است که باید همیشه در اولویت باشد. یعنی کشور در ریل درستی قرار بگیرد و همه دستگاه‌ها برنامه برای محیط زیست داشته باشند.

بگذارید بازگردیم به مساله آلودگی هوا که دغدغه این روزهای خیلی‌هاست. عامه مردم انتقاد می‌کنند آلودگی هوا ناشی از سیاست‌های سازمان شماست؛ اگر بخواهید به زبان ساده بگویید این مشکل چه زمانی حل خواهد شد، چه می‌گویید؟

براساس برنامه ده ساله‌ای که در نظر گرفته شده‌ برنامه آلودگی هوا باید پیش برود .در سه سال اخیر نیز دستاورد خوبی داشته‌ایم. تمام منحنی‌ها نشان می‌دهد وضع هوا رو به بهبود است ما در کلانشهرها دیگر بنزن نداریم. در حالی که سال ۸۹ بنزن تنفس می‌شد و در برخی مواقع تا هزار برابر حد مجاز بود. سرب نیز حذف شده است. تمام نیروگاه‌های کشور که قبلا از مازوت استفاده می‌کردند هم مکلف شده‌اند از گاز طبیعی استفاده کنند. متوسط شاخص آلودگی هوا در کشور کاهش پیدا کرده و تعداد روزهای ناسالم نیز کم شده است، اگرچه ما مساله گرد و غبار را داریم، خیلی جالب است که مشهد امسال از صحرای قره قم (ترکمنستان)گرد و غبار داشت، البته از کانون‌های داخلی نیز بود، مساله اینجاست که بر‌خی عوامل فراملی است.

در مورد مساله آشوراده چه، آیا شما واقعا با ساخت و ساز در این جزیره موافقت کردید؟

‌مناطق حفاظت شده و پارک‌های ملی در سطح کشور مطالعاتی دارد، مطالعات مربوط به آشوراده مربوط به دولت اصلاحات است. در این دوره ما مطالعات مدیریت آن را تکمیل کرده‌ایم و هر کدام از این مطالعات یک کتاب دارد‌، در واقع می‌خواهیم این کتاب را اجرایی کنیم، بخشی از این مطالعات‌ به طبیعت‌گردی با مشارکت مردم محلی مربوط می‌شود چیزی که در دنیا انجام می‌شود‌.‌

پس شما می‌گویید این موارد استاندارد و براساس مقررات است، پس چرا معاون وقتتان آقای کیخا گفت امضای صورت جلسه این پروژه بزرگ‌ترین اشتباه مدیریتی‌اش بوده است؟

آن بحثی بود که ایشان در مورد ساخت هتل و واگذاری گفتند، اما از اول بحث ساخت هتل و واگذاری مطرح نبود. بحث، تعریف فعالیت‌هایی است که بخش خصوصی بتواند با همکاری جوامع محلی برخی فعالیت‌های سبک طبیعت‌گردی و بدون هیچ تخریبی را دنبال کند.

به این دلیل از سوی هیچ لابی شما تحت فشار نیستید؟

نه هیچ لابی خاصی نیست. اگر تقاضا برای چنین فعالیتی باشد، در چارچوب مشخص آن را انجام خواهیم داد و ‌قرار است چنین فعالیت‌هایی نیز در کرمان انجام شود.

با همه دفاعی که از عملکرد خود و سازمان محیط زیست دارید، اگر مرحوم پدرتان که سابقه مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست را نیز داشت قرار بود به شما نمره بدهد فکر می‌کنید چه نمره‌ای می‌گرفتید؟

سوال سختی است. پدرم استاد خوب دانشگاه بود، اما سختگیرانه نمره می‌داد، نمی‌دانم… امیدوارم نمره خوبی بدهد. من محیط زیست را آموزش خانگی دیدم چون رشته تحصیلی‌ام نیست. فکرم می‌کنم ایشان نیز اگر بود می‌گفت بگذارید مردم نمره بدهند.

مهدی آیینی

بالا