ماشین تولید زباله روشن است و خیال ندارد خاموش شود، چراکه برنامهای برای کاهش زباله از سوی شهروندان و صنایع وجود ندارد. به نظر میرسد بیشتر مسئولان توجه به این مهم را به فراموشی سپردهاند، زیرا اگر غیر از این بود دستکم اجرای برنامههای فرهنگی در این خصوص در دستور کار مسئولان قرار میگرفت و شرکتهای تولیدی تشویق میشدند اجناس خود را به شکلی تولید کنند که کمترین دورریز را داشته باشد، چراکه این روزها شرکتهای تولیدی برای جلب مشتری از بستهبندیهایی استفاده میکنند که در نهایت به افزایش تولید زباله منجر میشود.چنین غفلتهایی دست به دست هم داده و شرایطی به وجود آورده برای تولید روزانه حدود 48 هزار تن زباله عادی شهری و روستایی در کشور. این آمار زمانی نگرانکننده تر میشود که بدانید کمتر از 20 درصد از این زبالهها بازیافت میشود، درحالی که بجز زبالههای شهری و روستایی در کشورمان، زبالههای دیگری نیز تولید میشود.
در چنین شرایطی اهمیت مدیریت زبالهها بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد. برای نمونه دستکم آنها میتوانند برای تشویق شهروندان به تفکیک زباله برنامهای داشته باشند و سطلهای مخصوص زبالههای خشک را نیز در معابر شهری قرار دهند، زیرا بسیاری از شهروندان به این کار تمایل دارند، اما به این درخواست آنها توجهی نمیشود. این را از کیسههایی که از زبالههای خشک پر میشود و اطراف سطلهای مکانیزه قرار میگیرد میتوان فهمید. به همین علت مسئولان شهرداری باید به این تقاضای شهروندان پاسخ دهند و این حداقلها را برای شهروندان در نظر بگیرند تا آنها به سهم خود مانع از این شوند که سیل زباله زمین را با خود ببرد.
مهدی آیینی
گزارشگران سبز خبر اینجا سبز میشود

این روزها سیل، خواب را از چشم همه استان ها ربوده است. زیر ساخت های بسیاری از بین رفتند و دردناک تر اینکه سیل، جان چند عزیز هموطن را نیز ستاند. بارانی که باید هوا را لذت بخش و پاییز را شاعرانه کند، چنین آسان پیک مرگ و شیون و عزا می شود. پزشکان میگویند سونامی سرطان هم مثل سیل دارد همین کار را می کند، البته آرام و خاموش و خزنده همانطور که خشکی سفره های آب زیر زمینی و فرونشست زمین و زلزله هایی که از راه می رسند و غبار نمک دریاچه ارومیه و هزاران هموطن خوزستانی که پس از بارش باران به جای شادمانی به بیمارستان ها پناه بردند.