آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی (برگ 6)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی

اشتراک به خبردهی

جدایی کوشکی از دلبر

با قطع امید از‌ باردار شدن دلبر از سوی کوشکی قرار است از یوز نر دیگری استفاده شود

بیشتر از پنج سال از اولین دیدار کوشکی و دلبر می‌گذرد؛ دیداری که نور امید را در دل بسیاری از اهالی محیط‌زیست کشور برای احیای نسل یوزپلنگ آسیایی روشن کرد. نوری که البته با گذر زمان رفته رفته کم‌فروغ شد و اکنون از پس طرح‌های بی‌نتیجه سو سو می‌زنند. آن‌چنان که امروز مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان محیط‌زیست، شانس موفقیت برنامه‌های آینده این سازمان برای تکثیر یوزپلنگ‌های ایرانی را فقط در حدود ۲ تا ۳ درصد ارزیابی می‌کند. این درصد اندک نیز به طی کردن راه‌های نرفته‌ای مثل اجرای طرح تکثیر یوزپلنگ در شرایط نیمه‌اسارت یا استفاه از رحم اجاره‌ای یوزهای آفریقایی برای احیای نسل یوزهای آسیایی بستگی دارد. طرح‌هایی که البته در آنها دیگر از کوشکی استفاده نخواهد شد، زیرا قدرت بارور کردن این یوز نر که روزی قرار بود نسل یوزپلنگ آسیایی را نجات دهد، روز به روز کمتر می‌شود. گونه‌ای که روزگاری در بخش‌های وسیعی از خاورمیانه و هند می‌زیست، اما امروزه قلمروی آن به نواحی شرقی ایران محدود شده و جمعیتش نیز به کمتر از ۵۰ فرد کاهش یافته است.

دهم و یازدهم آذر ۹۳ کوشکی را از پناهگاه حیات وحش میاندشت در استان خراسان شمالی و دلبر را از پارک ملی توران در استان سمنان به محوطه‌ای قرنطینه‌شده در پارک پردیسان تهران انتقال دادند. انتقالی که با تبلیغات فراوان مسؤولان وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره احیای نسل یوز ایرانی با اجرای طرح تکثیر در اسارت انجام شد. وعده‌ای که البته بعد از گذشت پنج سال، هنوز هم محقق نشده و همچنان اجاق کوشکی و دلبر خاموش مانده است.

البته برخی کارشناسان محیط‌زیست از همان زمان، احتمال موفقیت طرح تکثیر در اسارت یوزپلنگ ایرانی را پایین می‌دانستند. آنها تاکید داشتند هنوز در دنیا تجربه موفقی برای تکثیر نسل یوز آسیایی یا همان یوز ایرانی در اسارت حاصل نشده و بعید است چنین طرحی با امکانات محدود سازمان محیط‌زیست ایران به نتیجه برسد.

ایمان معماریان، دامپزشک حیات وحش از جمله همین کارشناسان است. او کسی است که با وجود داشتن امید اندک به موفقیت طرح تکثیر در اسارت یوزپلنگ، از همان آغاز راه با پیمانکاران این طرح همراه شد. معماریان البته می‌گوید چند ماهی است از همکاری با پروژه یوزپلنگ آسیایی کنار گذاشته شده است.

این دامپزشک حیات وحش تاکید دارد با وجود تبلیغات برخی مسؤولان پیشین سازمان محیط‌زیست که از نظر او از روی ناآگاهی اتفاق افتاد، هدف اصلی پیمانکاران پروژه یوز، انجام تحقیقات درباره رفتارشناسی و گرفتن نمونه‌های ژنتیک از این گونه باارزش طبیعت ایران بود و تلاش برای احیای نسل یوزپلنگ آسیایی از نظر مجریان این طرح در مرحله دوم قرار داشت.

با این حال، معماریان عنوان می‌کند پیمانکاران پروژه در پنج سال گذشته، برنامه‌های مختلفی را برای استفاده از ظرفیت کوشکی و دلبر برای توله‌گیری از آنها اجرا کرده‌اند. برنامه‌هایی مثل امکان‌سنجی جفتگیری طبیعی این دو یوز که با وجود موفقیت نسبی اولیه، به دلیل سقط جنین یوز ماده به نتیجه نرسید.

بعد از این اتفاق، مجریان پروژه یوز به سراغ انجام برنامه امکان‌سنجی لقاح مصنوعی رفتند. برنامه‌ای که هیچ‌گاه نمونه مشابه آن در کشورهای مختلف برای انواع یوزپلنگ به نتیجه نرسیده بود و در کشور ما نیز با وجود صرف ۲۵۰ میلیون تومان هزینه با شکست روبه‌رو شد. اتفاقی که به گفته معماریان، وقوع آن باعث شد مسؤولان سازمان محیط‌زیست برنامه‌های مختلف برای تکثیر در اسارت یوزپلنگ آسیایی را متوقف کنند.

دلبر سفر می‌کند

چند ماهی است خبر جدیدی از یوزپلنگ‌های پارک پردیسان به گوش نرسیده است، اما مسؤولان سازمان محیط‌زیست تاکید دارند نه فقط طرح تکثیر یوزپلنگ‌های ایرانی متوقف نشده است، بلکه سازمان محیط‌زیست برنامه‌های تازه‌ای را نیز برای احیای نسل یوزپلنگ‌های ایرانی در راه دارد. برنامه‌هایی که شهاب‌الدین منتظمی، مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان محیط‌زیست در گفت‌وگو با جام‌جم جزئیات آن را تشریح می‌کند.

او در این زمینه اجرای طرح تکثیر در شرایط نیمه‌طبیعی یا همان تکثیر در نیمه‌اسارت را به عنوان مهم‌ترین اولویت سازمان محیط‌زیست برای احیای نسل یوزهای ایرانی معرفی می‌کند و می‌گوید: در این طرح قرار است ابتدا محدوده‌ای محصور با وسعت حداقل ۵۰۰۰ هکتار در یکی از زیستگاه‌های طبیعی یوزپلنگ در کشور ایجاد شود. بعد از آن یک یوز نر و یک یوز ماده را به این محوطه وارد خواهیم کرد.

یوز ماده‌ای که سازمان محیط‌زیست برای اجرای طرح تکثیر در نیمه‌اسارت به سراغ آن می‌رود، در درجه اول همان دلبر خواهد بود که با وجود پایین آمدن احتمال بارداری آن، طبق گفته‌های منتظمی هنوز دامپزشکان به بارداری‌اش امید دارند. البته اکنون به جز دلبر، یوزپلنگ ماده دیگری نیز در اختیار سازمان محیط‌زیست قرار دارد. یوز جوانی به نام ایران که حدود سه سال پیش در حالی که نوزاد بود، از قاچاقیان حیات وحش کشف و به مرکز تحقیقات پارک پردیسان انتقال داده شد. یوزی که از آن به عنوان گزینه جایگزین برای استفاده در طرح نیمه‌اسارت در صورت باردار نشدن دلبر یاد می‌شود.

به جز تعیین یوز ماده، دو نکته مبهم دیگر نیز باید پیش از اجرای طرح تکثیر در نیمه‌اسارت مشخص شود. ابتدا هویت یوز نر و سپس محل اجرای این طرح. جالب اینجاست که مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان محیط‌زیست نیز در صحبت‌هایی که با ما دارد، سعی می‌کند این اطلاعات دقیقی درباره آن به ما ندهد، ولی ما از لابه‌لای حرف‌های او این‌طور می‌فهمیم که احتمالا طرح تکثیر در شرایط نیمه‌اسارت احتمالا در همان پناهگاه جنجالی حیات وحش در دره‌انجیر استان یزد اجرا خواهد شد. جایی که اخیرا سازمان محیط‌زیست با وجود مخالفت شدید فعالان این عرصه مجوز اکتشاف معدن در آن را صادر کرده است و برخی فعالان محیط‌زیست معتقدند فنس‌کشی در آن منطقه دست این سازمان را برای صدور مجوز بهره‌برداری از معدن در این زیستگاه مهم یوز آسیایی باز خواهد گذاشت.

البته منتظمی زیر بار این مساله که لزوما این طرح در همان زیستگاه انجام خواهد شد، نمی‌رود، اما تاکید می‌کند حفظ ژن دو یوز نر موجود در پناهگاه حیات وحش دره‌انجیر برای آنها بسیار مهم است و به همین دلیل این سازمان، «به احتمال زیاد» از این دو برای طرح تکثیر در نیمه‌اسارت استفاده خواهد کرد.

آن‌طور که مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان محیط‌زیست می‌گوید، اولویت اصلی سازمان متبوع او برای تکثیر یوزپلنگ ایرانی در شرایط نیمه‌اسارت، باردار شدن یوز ماده با روش جفتگیری طبیعی است. اما اگر این اتفاق نیفتد، مجریان این طرح به دنبال لقاح مصنوعی با استفاده از اسپرم دو یوز نر موجود در دره‌انجیر و تخمک دلبر یا ایران خواهند رفت. کاری که پیش از این با اسپرم کوشکی نیز انجام شده، اما به نتیجه نرسیده است. اتفاقی که منتظمی دلیل آن را پایین آمدن توان اسپرم کوشکی به دلیل بالا رفتن سن آن می‌داند و تاکید دارد امیدها برای این که این یوز نر بتواند نسل یوزپلنگ‌های آسیایی را نجات دهد، روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود.

فقط ۳درصد

رد پای صحبت‌های دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان محیط‌زیست درباره برنامه‌های این سازمان برای تکثیر یوزپلنگ ایرانی در شرایط نیمه‌اسارت را می‌توان در گفته‌های پیشین دیگر مسؤولان ‌ نیز پیدا کرد. مثلا حمید ظهرابی بهمن سال گذشته در شرایطی که هنوز بر صدر معاونت محیط‌طبیعی سازمان محیط‌زیست تکیه داشت، گفته بود که «به دنبال این هستیم که با ایجاد یک محیط محصور بزرگ، جمعیت یوزپلنگ را به شکل نیمه‌طبیعی مدیریت کنیم و تعداد آنها را افزایش دهیم.» یا عیسی کلانتری در آبان ۹۶ یعنی ماه‌های اول ریاست بر سازمان محیط‌زیست گفته بود: یوز را در حالت وحش تکثیر کنید. یک منطقه ده هزار هکتاری یا حتی ۵۰۰۰ هکتاری اختصاص دهید تا یوزها تکثیر بشوند و بعد بازشان کنید تا در زیستگاه خود بروند.

البته از همان زمان، برخی کارشناسان محیط‌زیست همچون ایمان معماریان به مخالفت با این طرح پرداختند. او دلیل مخالفت آن روزهایش با طرح تکثیر در نیمه‌اسارت را این چنین بیان می‌کند: از همان زمان هم به دوستان گوشزد کردم از نظر علمی هیچ تضمینی نیست که تکثیر در نیمه‌اسارت احتمال موفقیت بیشتری از تکثیر در اسارت داشته باشد. چراکه شانس موفقیت طرح‌های تکثیر یوزپلنگ در درجه اول به تعداد یوزهای مورد استفاده در آن بستگی دارد، نه فراهم کردن محیط وسیع‌تر برای آنها. به طور مثال یوزپلنگ‌های آفریقایی در باغ وحش‌های بزرگ دنیا در شرایط اسارت به خوبی تولید مثل کرده‌اند، چراکه تعدادشان زیاد بوده و البته نسبت نرها به ماده‌ها نیز بیشتر بوده است.

این دامپزشک حیات وحش همچنین معتقد است چون در شرایط اسارت مجریان طرح مدیریت بهتری دارند، شانس موفقیت نسبت به شرایط نیمه‌اسارت بیشتر خواهد بود. ضمن این که در شرایط اسارت یوزها به صورت دستی تغذیه می‌شود، اما در نیمه‌اسارت یوزها باید خودشان شکار کنند. کاری که همواره احتمال موفق نشدن در آن وجود دارد و به همین دلیل ممکن است یوزها در شرایط نیمه‌اسارت تلف شوند.

البته مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان محیط‌زیست نیز پایین بودن احتمال موفقیت برای طرح تکثیر در نیمه‌اسارت را می‌پذیرد و در این باره می‌گوید: فقط ۲ تا ۳ درصد امید موفقیت در این طرح را داریم. زیرا یوزپلنگ ایرانی گونه‌ای بسیار خاص با رفتاری بسیار منحصر به فرد است و یوزپلنگ‌هایی که ما اکنون در اختیار داریم نیز در شرایطی بسیار ویژه قرار دارند. ولی ما قصد داریم که حتی پایین‌ترین احتمالات موفقیت را در نظر بگیریم و براساس آن برنامه‌ریزی کنیم، تا در آینده خود را سرزنش نکنیم که چرا فرصت برای احیای نسل یوز ایرانی را از دست دادید.

منتظمی همچنین می‌گوید که سازمان محیط‌زیست در صورت به نتیجه نرسیدن طرح در نیمه‌اسارت سراغ استفاده از رحم اجاره‌ای یوزهای آفریقایی خواهد رفت. طرحی که از نظر او، احتمال موفقیت در آن نیز بسیار پایین است، زیرا هیچ تجربه جهانی برای تکثیر انواع یوزپلنگ با استفاده از رحم‌های اجاره‌ای اتفاق نیفتاده.

با این حال، براساس سیاست سازمان محیط‌زیست برای در نظر گرفتن همه احتمالات ممکن برای تکثیر یوزپلنگ، این سازمان در حال مذاکره با چند کشور آفریقایی است تا بتوانند یوز مناسب برای استفاده از رحم آن را وارد ایران کنند. کاری که به نظر می‌رسد آخرین تیر باقیمانده در ترکش مسؤولان محیط زیست کشور برای احیای نسل یوزپلنگ ایرانی با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی باشد. روش‌هایی که البته هیچ‌کدام به اندازه حفظ زیستگاه‌های طبیعی یوز در گوشه و کنار کشورمان در نجات به شدت این گونه در معرض خطر موثر نخواهند بود. زیستگاه‌هایی که در سال‌های اخیر با جاده‌کشی، معدنکاوی و دیگر پروژه‌های عمرانی به شدت تخریب شده است و با وجود این، هنوز سازمان محیط‎‌زیست به دنبال صدور مجوز اکتشاف و استخراج معدن در این زیستگاه‌هاست.

 

محمد حسین خودکار

خطر محیط‌بان ۴ لیتری به دست

مهدی آیینی

باک‌های خالی دیروز خبرساز شدند، باک خالی خودروهای محیط‌بانی و باک خالی آمبولانس‌ها بار دیگر ثابت کرد برای افزایش بهای بنزین و سهمیه بندی آن،‌ همه جوانب در نظر گرفته نشده، ‌ درست مانند شرایط نامناسب حمل و نقل عمومی که افزایش ۲۰درصدی مسافران این روزها ضعف‌هایش‌ را دوچندان آشکار کرده است.

‌بوی بنزین و نگرانی از افزایش سوخت دیروز در مناطق حفاظت شده پیچید و محیط‌‌ بانان و جنگلبانان را ‌ نگران کرد،  اما کمی آن طرف تر از اردوگاه نگهبانان طبیعت،  به مذاق شکارچیان غیر مجاز و قاچاقچیان چوب خوش آمد.

محیط‌بانان و جنگلبانان زخم کم ندارند، از نبود تجهیزات گرفته تا حقوق و  جیره اندکی که کفاف زندگی شان را نمی دهد، این زخم ها اما وقتی بوی گرانی بنزین به خود بگیرد احتمال بروز اتفاقات ناگوار بیشتر می شود.

کاهش گشت‌های محیط‌بانی و جنگلبانی رابطه مستقیمی با افزایش تخلفات دارد، این را تعداد اندک محیط‌بانان و وسعت مناطق تحت پوشش آنها بیشتر آشکار می کند؛ برای محافظت از‌  ۱۸میلیون و ۸۴۰هکتار از مناطق چهارگانه محیط زیست‌حدود ۳۴۰۰محیط بان در کشورمان به کار گرفته شده است‌. در واقع می‌توان گفت برای هر ۵۳۰۰ هکتار از مناطق چهارگانه محیط زیست یک محیط بان وجود دارد این درحالی است که باید یاد آور شد برخی محیط بانان به شکل شیفتی کار می کنند به عبارت دیگر می توان گفت هر روز ۱۷۰۰ محیط بان مشغول مراقبت از محیط زیست کشور هستند.

کاهش گشت خودروهای محیط بانی و جنگلبانی در کنار فراهم کردن فرصت برای متخلفان، خطرات دیگری نیز دارد، خطراتی که ارتباط مستقیمی با جان محیط بانان و  جنگلبانان دارد. در واقع خودروهای گشتی به نوعی حکم پیشگیری از وقوع جرم را دارند، چراکه به طور معمول متخلفان با دیدن آن کمتر مرتکب جرم می شوند.

این درحالی است که مرور پرونده‌هایی که در آن محیط بانان دچار آسیب شده‌ اند نشان می دهد غافلگیر شدن شکارچیان غیرمجاز یا قاچاقچیان چوب در بیشتر مواقع زمینه درگیری را ایجاد کرده که در نهایت به  جان باختن یا زخمی شدن محیط بان یا شخص متخلف ختم شده است.

بنابراین برای حفظ محیط زیست کشور و جان محیط بانان و جنگلبانان باید هرچه زودتر سهمیه ای مشخص در اختیار یگان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها قرار گیرد چراکه میزان مصرف آنها کاملا مشخص است. برای نمونه ۶۰۴پاسگاه محیط بانی در مناطق چهارگانه ‌ محیط زیست  دایر است و محیط بانان این پاسگاه‌ها از ۹۰۰ خودرو و هزار موتورسیکلت  برای گشت زنی استفاده می‌کنند. به گفته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست محیط بانان برای گشتزنی روزانه به ۲۲ هزار لیتر بنزین نیاز دارند.

چنانچه این سهمیه در نظر گرفته نشود می توان گفت محیط بانان بیش از گذشته وجهه خود را از دست می دهند اگر در گذشته خودروی فرسوده آنها توسط خودروی مدل بالای شکارچیان برای اعزام به تعمیرگاه بکسل می شد در روزهای آینده باید منتظر محیط بانان در راه مانده ای  باشیم که ظرف چهارلیتری در دست برای خودروی شکارچیان دست تکان می دهند.

بفرمایید سیگار آقای شهردار

مهدی آیینی

برج آزادی را دود گرفته بود؛ مثل دیروز، مثل امروز، مثل فردا، اما آقای شهردار بی‌خیال آلودگی هوا دودستی فرمان دوچرخه‌اش را چسبیده بود و گاهی رکاب می‌زد. نگاه‌ها به او دوخته شده بود، برخی می‌گفتند شهردار تهران پس از عمل جراحی کمرش دوباره پا به رکاب شده و دوچرخه‌سواری را تبلیغ می‌کند.

پیروزحناچی سه‌شنبه پیش تنها نبود وقتی به سمت میدان آزادی می‌راند، چند نفر همراهش بودند؛ افرادی که مثل او کلاه ایمنی قرمز به سر گذاشته و روی زین دوچرخه مشکی رنگی با مارک ویوا نشسته بودند یا سوار بردوچرخه‌هایی زرد، کلیددار شهر را همراهی می‌کردند.

رنگ دوچرخه تنها تفاوت همراهان شهردار نبود، آنچه بیشتر به چشم می‌آمد ماسک‌هایی بود که برخی همراهان روی صورت خود گذاشته بودند؛ ماسک‌هایی که خطر آلودگی هوا را یادآوری می‌کرد.

به گواه آمار سایت کنترل کیفیت هوای تهران، سه‌شنبه گذشته آلودگی هوا در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس قرار داشت و سایت به بازدیدکنندگانش هشدار می‌داد؛«باید فعالیت‌های طولانی یا سنگین خارج از منزل را کاهش دهند، فعالیت‌هایی که سبب می‌شود نفس کشیدن تا حدی سخت‌تر از حالت طبیعی صورت گیرد؛ مثل دویدن.»

سه‌شنبه پیش آقای شهردار بی‌توجه به هشدارهایی که سایت کنترل کیفیت هوای تهران می‌داد پا به رکاب شد، سایتی که با هزینه شهرداری اداره می‌شود تا با ارائه اطلاعات کیفیت هوا مانع آسیب دیدن بیشتر شهروندان شود. هدفی که به نظر می‌رسد آقای شهردار ۱۸۰درجه مخالفش رکاب می‌زند!

آقای شهردار مشاوران خوبی دارد، مشاورانی که تشویق‌اش می‌کنند با پویش سه‌شنبه‌های بدون خودرو همراه شود، اما آنها یادشان رفته به آقای شهردار بگویند براساس مطالعاتی که محققان در دانشگاه‌های واشنگتن، کلمبیا و بوفالو انجام داده‌اند؛ هوای آلوده می‌تواند به اندازه دود کردن یک پاکت سیگار به ریه شهروندان آسیب بزند و اگر شهروندان فعالیت بدنی شان را بیشتر کنند بالتبع سیگار بیشتری نیز دود خواهند کرد.

کم نیستند افرادی که وقتی پیروز حناچی اولین بار با دوچرخه در معابر شهر حاضر شد، حرکت او را نمایشی خواندند و گفتند آقای شهردار بجای صرف وقت برای چنین نمایشی بهتر است گرهی از مشکلات کلانشهر تهران باز کند، مشکلاتی که کلانشهر تهران را به شهری نامهربان برای شهروندانش بدل کرده، برای مثال نبود پیاده‌رو و پل عابر مناسب جان شهروندان را به بازی گرفته تا آنجا که در نوروز ۹۷‌ عابران پیاده ۴۰ درصد آمار فوت ناشی از حوادث رانندگی را به خود اختصاص دادند.

بنابراین چنانچه شهردار تهران قصد دارد برای زیست‌پذیر کردن شهر تهران قدمی بردارد، بهتر است برای توسعه حمل‌ونقل عمومی شهر چانه‌زنی کند. به عبارت دیگر اگر کلیددار تهران می‌خواهد نمایش تاثیرگذارتری را روی پرده ببرد بهتر است در روزهای آلوده پایتخت برای دقایقی با دوچرخه‌اش مقابل ساختمان پاستور بایستد و یادآور شود آلودگی هوای تهران جدی است و دولت نه‌تنها به تعهداتش درخصوص توسعه مترو عمل نکرده بلکه حدود شش سال است که حتی یک اتوبوس هم به ناوگان حمل و نقل عمومی تهران اضافه نکرده است.

ماهیگیری از هوای آلوده

مهدی آیینی

باد ایستاد؛ باران نبارید؛ آسمان خاکستری شد و آلودگی هوا آب پاکی را روی دست برخی مدیران ریخت؛ مدیرانی که هوای پاک و محیط‌زیست را همیشه به متن سخنرانی‌هایشان سنجاق می‌کنند، خود را محیط‌زیستی‌ترین می‌خوانند یا نمایش دوچرخه‌سواری راه می‌اندازند و از تهران برای آلودگی هوای سارایوو نسخه می‌پیچند.

داستان آلودگی هوای کلانشهرهای ایران سر دراز دارد، درست به اندازه مدیرانی که تاکنون بر مسند نشسته‌اند، از حل و فصل آلودگی هوا دم زده‌اند و راهکار ارائه کرده‌اند، راهکارهایی که شکست، ویژگی مشترک آنهاست و شگفتی وجه تمایزشان. مدتی ‌پیش بود که مدیری می‌خواست روی هوای آلوده تهران آب بپاشد. او و مشاورانش می‌خواستند با استفاده از هواپیماهای وزارت جهاد کشاورزی از فاصله صد متری روی آلوده هوای تهران را بشویند.

طرح‌های بی‌سرانجام زیادی تاکنون برای رفع آلودگی هوای تهران ارائه شده است، طرح‌های خامی که در خوشبینانه‌ترین حالت برای عده‌ای حکم حیاط خلوت را داشته است. بایگانی شدن طرح‌های خام گواهی است براین‌که رفع آلودگی هوا دغدغه اصلی برخی مدیران نیست. در واقع آنها برای کسب محبوبیت از محیط‌زیست مایه می‌گذارند.

حال‌هوای تهران خوب نیست، تهرانی که مدیران پاستورش ادعای محیط‌زیستی‌ترین دولت را دارند و سکانداران بهشت‌اش عکس با دوچرخه بسیار. اما ساختمان‌های پاستور و بهشت نیز این روزها دود گرفته‌اند، چون توجه به محیط‌زیست هیچ‌وقت از مقام ژست برای برخی مدیران فراتر نمی‌رود. گفته‌های رئیس شورای شهر تهران نیز بر این ادعا مهر تایید می‌زند، محسن هاشمی چند روز پیش از این گفت دولت روزانه ۸۰ میلیارد تومان یارانه بنزین تهران را می‌پردازد، اما تاکنون یک ریال یارانه بلیت مترو را نپرداخته است و در شش سال گذشته یک دستگاه اتوبوس از سوی دولت به تهران تحویل داده نشده است.

شش سال زمان کمی نیست. حدود ۷۲ ماه پیش که دولت حسن روحانی با شعارهای محیط‌زیستی شروع به کار کرد خیلی‌ها امیدوار شدند دست‌کم مشکلات زیست‌محیطی کشور رنگ می‌بازد، اما گذر زمان و خبرساز شدن تصمیم‌هایی مانند انتقال آب خزر به سمنان و بی‌توجهی و  بایکوت شدن توسعه حمل و نقل عمومی در کلانشهرهایی مانند تهران ثابت کرد محیط‌زیست بهانه است.

دیروز کمیته اضطرار آلودگی هوای استان تهران تشکیل شد و مدیران برای رفع آلودگی هوا باز هم تصمیم گرفتند و قرار گذاشتند از امروز بلیت وسایل حمل و نقل عمومی نیم‌بها باشد و عوارض ورود به محدوده طرح ترافیک نیز تا ۵۰ درصد افزایش یابد.

به نظر می‌رسد این مدیران درک درستی از شرایط حمل و نقل عمومی تهران ندارد و نمی‌دانند نفس مردم در اتوبوس و واگن‌های فرسوده به خاطر انبوه جمعیت و فرسودگی ناوگان حمل و نقل عمومی می‌گیرد. آنها نمی‌دانند۶۰ درصد اتوبوس‌های تهران فرسوده است و هر روز ۳۰۰ مورد خرابی اتوبوس در تهران گزارش می‌شود؛ اتوبوس‌هایی که مسافرانشان را در نیمه راه می‌گذارند. شرایط واگن‌های مترو نیز بهتر نیست و باید گفت ۳۰ درصد از واگن‌های قطار شهری به اورهال نیاز دارند. وضع تاکسی‌ها نیز بهتر از مترو و اتوبوس نیست برای نمونه تمامی تاکسی ون‌های کشور از سن فرسودگی عبور کرده‌اند.

بنابراین اگر نگوییم در چنین شرایطی افزایش۵۰ درصدی عوارض ورود به محدوده طرح ترافیک حکم ماهیگیری از آب گل‌آلود را برای برخی مدیران دارد دست‌کم باید گفت این تصمیم راهکار مناسبی نیست و بهتر است توسعه حمل و نقل عمومی در اولویت برنامه‌های مدیران قرار بگیرد.

جنگل به جیبان!

مهدی آیینی

«جنگل‌های هیرکانی را از ثبت جهانی خارج کنید تا ما بتوانیم در آنجا تله‌کابین بسازیم و…» این چکیده نامه‌ای است که به‌تازگی رسانه‌ای شده است و در آن تعدادی از مسؤولان گلستان از استاندارشان کمک خواسته‌اند؛‌ آن‌طور که از آسمان ریسمان بافتن آنها می‌توان نتیجه گرفت. ماجرا توقف طرحی است که ارمغانش تخریب جنگل‌های هیرکانی است، طرحی که زمزمه‌های آن از سال ۹۴ شروع شد.

برخی مسؤولان گلستان این روزها دغدغه حفظ جنگل را ندارند، آنها نگران شده‌اند که ثبت جهانی جنگل هیرکانی مانع از تخریب جنگل و احداث تله‌کابین شده است.

در این نامه نوشته شده که ساخت تله‌کابین علی‌آباد کتول به دلیل ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی متوقف شده چون ۹ دکل از ۲۴ دکل آن در محدوده ثبت‌شده جنگل‌های هیرکانی قرار دارد. به همین دلیل آنها در انتهای نامه خواسته‌اند با توجه به اهمیت موضوع آقای استاندار برای حل مشکل‌شان اقدام کند.

مشکل مسؤولانی که از استاندار گلستان کمک خواسته‌اند آب پاکی را روی دست آنهایی می‌ریزد که ادعا می‌کنند در محیط زیستی‌ترین دولت برای حفظ آب، خاک و تنوع زیستی کشور سنگ تمام گذاشته می‌شود.

تلاش برای ثبت جنگل‌های هیرکانی حدود ۱۳ سال زمان برد و در این مدت کارشناسان و مدیران زیادی نقش ایفا کردند. با این حال هنوز کم نیستند مدیرانی که برای اهداف کوتاه‌مدت‌شان کمر به قتل جنگل‌های باستانی هیرکانی بسته‌اند. اهدافی که به بهانه اشتغال و رونق اقتصادی مطرح می‌شود، اما در بلندمدت با زوال دارایی‌هایی یک سرزمین پایان می‌یابد.

در خوشبینانه‌ترین حالت جنگل‌های هیرکانی حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار هکتار وسعت دارد؛ این درحالی است که شرایط شکننده و تخریب‌های صورت گرفته در این جنگل‌ها سبب شد در اواسط تیر امسال فقط حدود ۳۰۰ هکتار از این جنگل‌ها آن هم به شکل پراکنده به عنوان میراث جهانی ثبت شود.

با این حال برخی مدیران ندانم‌کار تلاش می‌کنند تا زحمات ۱۳ ساله‌ای را که برای ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی کشیده شده به باد بدهند، چرا که آنها به قول معروف جلوتر از بینی‌شان را نمی‌بینند. چنین مدیرانی ادعا می‌کنند با ساخت تله‌کابین می‌توان برای مردم محلی درآمدزایی کرد؛ این درحالی است که تجربه ثابت کرده گردشگری در چند سال اخیر برای بومیان شمال کشور ارمغانی به‌جز زباله نداشته است.

این در حالی است که ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی، پای گردشگران واقعی را به کشورمان و مناطق ثبت شده باز می‌کند؛ گردشگرانی که در کنار حفظ حرمت محیط‌زیست سبب بهبود شرایط اقتصادی بومیان منطقه نیز می‌شوند.

مدیرانی که به‌دنبال تخریب جنگل هستند یا به‌دنبال ایجاد رانت هستند و از طرح‌های پیشنهادی سود مستقیم می‌برند یا حکم مردم ندانم‌کاری را دارند که برای منافع کوتاه‌مدت‌شان جنگل را به آتش می‌کشند. باورش سخت است، اما مدتی پیش وقتی از بومیان منطقه‌ای جنگلی در ازای پرداخت پول برای اطفای حریق جنگل کمک گرفته شد، حریق‌ها افزایش پیدا کرد، چرا که برخی از آنها عمدا جنگل را آتش می‌زدند تا به خیال خود برای جوانان روستا اشتغالزایی کنند؛ اقدامی که این روزها در میان مدیران نیز دیده می‌شود. ‌

 

 

مدیرانی که انقراض می‌زایند

مهدی آیینی

درخت‌ برگ برگ می‌میرد، جنگل درخت درخت جان می‌دهد، کوهستان صخره صخره آب می‌شود،  رود جرعه جرعه می‌خشکد و  دریا موج موج فاضلاب بالا می آورد؛ داستان تخریب محیط زیست کشورمان حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است،‌ روزی در تقویم سیاه نمی شود مگر با خبر زخمی تازه بر پیکر محیط زیست کشورمان.

البته محیط زیست درهمه جا غریبه است این روزها کمتر کشوری را می‌توان یافت که در آن شهروندانش دغدغه تصمیم‌های ضد محیط زیستی مدیران‌شان را نداشته باشند، اما ماجرا در کشورمان ‌ غم انگیزتر است، چون کم نیستند‌ مدیرانی که مرغ شان یک پا دارد، افراد بر صندلی تکیه داده‌ای که محال است از تصمیم‌های اشتباه‌شان برگردند حتی اگرکارشناسان هزار و یک دلیل بیاورند، ‌آنها ‌ به مخالفان انگ سیاسی بازی می زنند و اگر فرصت مصاحبه  دست دهد آنها را توده‌ای هم می‌خوانند.

توسعه ناپایدار خیلی وقت است که مشق بسیاری از مدیران است، ‌مدیرانی که از روی دست هم تقلب می‌کنند و می خواهند به هر نحوی شده برای خود کارنامه ای دست و پا کنند، کارنامه‌ای که در سودای صندوق‌های رای به دنبال نمره قبولی است، اما این مشق پر غلط را قرار است نسلی خط بزند که سال‌های آینده درتاریخ می خواند توسعه ناپایدار، جنگل را دود کرد و دریا را خشکاند.

خیلی از مدیران هنوز نمی دانند توسعه ناپایدار گاهی جاده می‌شود و می‌راند تا انقراض ، گاهی سد می‌شود تا پای رودخانه را بشکند، درتازه ترین اتفاق نیز قرار است ‌خط لوله انتقال آب شود و رویای زندگی را از خزر بیاورد تا کویر اما قرار است در طول مسیر هزاران اصله درخت ‌را از ریشه درآورد ‌و میلیون‌ها تن خاک را قربانی کند، اتفاقی که‌ به۱۰هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد و برخی از مدیران نمی دانند قرار است با اعتباری برابر با کل بودجه عمرانی کشور در یکسال‌ منافع بلند مدت کشور را گره بزنند به منافع کوتاه مدت خودشان. به نظر می رسد آنها دست کم از خودشان نپرسیده‌ اند که اگر روزی رژیم حقوقی خزر تغییر کرد برای جمعیتی که در استان سمنان جمع شده‌اند چه برنامه ای دارند؟

انتقال آب خزر به سمنان اولین و آخرین طرح ضد محیط زیستی نیست که در کشور اجرا می شود. هر سال به طور میانگین‌ فقط در اراضی جنگلی بیش از دو میلیون و ۵۰۰ هزار اصله درخت قربانی توسعه ناپایدار می‌شود و به انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری و در نهایت به مشکلات انسان دامن می زند، به نظر می رسد‌ خیلی از مدیران هنوز نمی دانند انسانی که انقراض می‌زاید اجاقش کور ‌و چراغ خانه اش رو به خاموشی است.

 

مهدی‌آیینی

نذر دیپلماسی‌ خشکیده آب

مهدی آیینی

قایق‌هایی که خاک می‌خورند، خانه‌هایی که درهایشان را گل گرفته‌اند، چشم‌های آسیب دیده از توفان شن و نفس‌هایی که به خس‌خس عادت دارند. محال ممکن است گذر شخصی به سیستان و بلوچستان بیفتد و با این صحنه‌های آزار دهنده چشم در چشم نشود.

سیستان از حیات خالی است از وقتی تالاب به خاک نشست، زندگی هم اینجا در خاک غرق شد. این روزها در سیستان آنها که پایی داشته‌اند رفته‌اند، آنها هم که مانده‌اند یا پای رفتن ندارند یا سخت به دیارشان وابسته‌اند.

سیستان و بلوچستان دیگر آن دیار رستم دستان نیست، آن دیاری که در تاریخ از آن به عنوان انبار غله ایران یاد می‌شد. دیگر خبری از هامون سخاوتمند نیست؛‌ تالابی که تاقبل از خشکیدنش هرسال حدود ۱۵هزار تن ماهی از آن صید می‌شد.‌

این روزها به دلیل سوء‌مدیریت و خشکسالی، همه در سیستان و بلوچستان از تب کوچ می‌گویند برای نمونه فقط در سال‌های ۹۰ تا ۹۱ بیش از ۳۵ هزار نفر از منطقه سیستان کوچ کرده‌اند و شرایط زندگی هر روز دشوارتر از گذشته می‌شود.

بحران کمبود آب محدود به سیستان و بلوچستان نمی‌شود. این روزها بیشتر استان‌های کشور با کم‌آبی دست و پنجه نرم می‌کنند، هرچند خیل آوارگان زیست‌محیطی خراسان جنوبی، کرمان و سیستان و بلوچستان از شرایط ناگوار این مناطق حکایت دارد، اما نمی‌توان هیچ استانی را در ایران یافت که خطر بی‌آبی تهدیدش نکند.

بحران آب جدی است. رد این خطر را در سخنرانی‌های مسؤولان نیز می‌توان جست، اما کمتر مدیری پیدا می‌شود که به این خطر باور داشته باشد، چراکه اگر غیر از این بود از سوء‌مدیریت‌ها باید کاسته می‌شد. برای نمونه رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست بارها هشدار داده هیچ بعید نیست تا چند سال آینده ساکنان جنوب البرز تا آب‌های جنوبی و شرق زاگرس و مرز‌های شرقی کشور به خاطر بی‌آبی آواره شوند، افرادی که جمعیت‌شان حدود ۵۰ میلیون نفر برآورد می‌شود.

خطر خشکسالی امنیت کشور را تهدید می‌کند، اما راهکار مدیران به تجویز مسکن‌ها محدود شده است. در این میان سازمانی مانند هلال احمر نیز پای کار آمده و با ایجاد پویش نذر آب به سهم خود برای بهبود شرایط ساکنان مناطق بحرانی تلاش می‌کند. این تلاش ستودنی است، اما راهکار برون رفت از این مشکل به جریان انداختن دیپلماسی آب و بهبود مدیریت منابع آب است. تا وقتی ایران نتواند حقابه‌های خود را از کشورهای همسایه مانند افغانستان و ترکیه بگیرد خطر بحران آب جدی‌تر می‌شود به همین دلیل در کنار ایجاد پویش‌هایی مانند نذر آب باید برای رونق گرفتن دیپلماسی آب کشور نیز تلاش کرد.

 

مهدی آیینی

 

ترمز نجات

گفت‌وگوی گزارشگران سبز با لوکوموتیورانی که مانع ‌ تصادف قطار با دوالاغ شد

تصویر دو الاغ که به ریل راه آهن بسته شده بودند، این تصویر از سه شنبه هفته گذشته در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود و در توضیح آن نوشته‌اند، این حیوانات را به ریل بسته و رها کرده بودند تا با قطار تصادف کنند. ماجرایی تلخ که با هوشیاری لوکوموتیوران  ختم به خیر شد‌. برای اینکه ازجزییات این ماجرا بیشتر بدانیم سراغ حامد محمدی لوکوموتیورانی که با ترمز به موقع مانع تصادف قطار با الاغ‌ها شد رفتیم، مرد جوانی که متاهل است و پدر یک کودک ۲۲ماهه. با لوکوموتیوران جوان درباره  روز حادثه حرف زدیم روزی که او به کمک ‌یاسر رحمتی کمک لوکوموتیوران قطار مانع از رقم خوردن یک حادثه تلخ شد.

 با معرفی خودتان شروع کنیم؟

حامد محمدی هستم ۳۳ ساله

بچه کجایی؟

اندیمشک.

‌چند وقت است که لوکوموتیوران هستید؟

۷سال ‌است.

 در این هفت سال صحنه‌های عجیب زیاد دیدی؟

بله، شرایط شغلی ما و منطقه ای که در آن فعالیت می کنیم باعث می شود با صحنه های عجیب رو به رو شویم.

کدام منطقه کار می‌کنی؟

منطقه زاگرس‌، اندیمشک به سمت دورود.

آخرین صحنه عجیبی که با آن رو به رو شدی بگو؟

همین چند روز پیش الاغی را به ریل راه آهن بسته بودند.

از آن روز بگو؟

حدود ساعت ۱۱ سه شنبه هفته پیش بود که از اندیمشک به سمت شوشتر می‌رفتیم حدود ۴۵ دقیقه بیشتر از حرکتمان نمی گذشت که ناگهان متوجه شدم دو الاغ روی رویل هستند.

اولین کاری که کردی چه بود؟

بلافاصله بوق قطار را به صدا در آوردم، اما حیوان از جایش تکان نخورد.

قطار چقدر با الاغی که روی ریل بود فاصله داشت؟

حدود ۶۰۰ متر.

بلافاصله ترمز کردی؟

اول سرعت را کم کردم و به بوق زدن ادامه دادم اما حیوان‌ها هیچ تکانی نمی خوردند.

سرعت قطار چقدر بود؟

۶۰ کیلومتر در ساعت.

چه زمانی قطار را  کامل نگه داشتی؟

وقتی دیدم الاغ‌ها به صدای وحشتناک بوق قطار واکنش نشان نمی دهند.

وقتی پیاده شدی چکار کردی؟

قطار حدود ۱۰متری آنها متوقف شد. وقتی پیاده شدم دیدم الاغ مادر را به ریل بسته اند و کره الاغ نیز از کنار مادرش تکان نمی خورد. بعد هم به رئیس قطار اطلاع دادم و با کمک همکارم آقای یاسر رحمتی طناب را بریدیم‌. شاید باور نکنید تا ما نزدیک شدیم کره الاغ پشت مادرش پناه گرفت. آنها ‌ملتمسانه‌ کمک می خواستند و وقتی آزادشان کردیم به سرعت از محل دور شدند.

شخص دیگری آنجا نبود؟

هرچه نگاه کردیم شخصی نبود.

 متوجه دلیل این کار شدید؟

هرچه اطراف را نگاه کردیم شخص یا نوشته ای پیدا نکردیم. فکر می کنم به دلیل ناآگاهی بوده است.

توقف‌تان چقدر زمان برد؟

حدود ۱۵ دقیقه.‌

اگر توقف نمی کردی چقدراحتمال داشت قطار با الاغ‌ها برخورد کند؟

صد درصد برخورد می کردیم،‌چون الاغ را به شکلی بسته بودند ‌که طناب ‌ کوتاه بود و حیوان نمی توانست از وسط ریل تکان بخورد.

بار اولی بود که با چنین صحنه ای مواجه می شدی؟

بله.

چنین ماجرایی برای همکارانت هم رخ داده است؟

تا به حال نشنیدم با حیوانی که به ریل بسته شده باشد برخورد کنند.

‌ تا به حال پیش آمده با حیوانات تصادف کنی؟

حیوانات در مسیر زاگرس زیاد است و در برخی نقاط دید مناسب نیست، همکارانم تلاش می کنند با حیوانات برخورد نکنند  اما دربرخی مواقع اتفاق می افتد. اینجا بیشتر ‌ گوسفند،‌گاو و الاغ روی ریل می ایستند. بعضی وقت‌‌ها که یک  گله گوسفند روی ریل باشد زمان برای عکس العمل خیلی کم است.

 هنگام چنین حوادثی چقدرزمان می برد که قطار را متوقف کنید؟

زمان لازم برای توقف کامل قطار بستگی به سرعت و شرایط مسیر دارد مثلا‌ مسیر سربالایی است یا شیب دارد. برخی مواقع حدود ۷۰۰ متر طول خط ترمز قطار است.

 

زمان انقراض اطلاع رسانی در محیط‌زیست

مهدی آیینی

انقراض اطلاع‌رسانی در محیط‌زیست نزدیک است، این تازه‌ترین خطری است که خبرنگاران این حوزه نسبت به آن هشدار داده‌اند. دیروز ۲۵ نفر از خبرنگاران حوزه محیط‌زیست در نامه‌ای سرگشاده به رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت روی این مشکل جدید ـ که محیط‌زیست کشور را نشانه رفته ـ انگشت گذاشتند و از این نوشتند که برخوردهای سلیقه‌ای با خبرنگاران و نحوه مدیریت اطلاع‌رسانی از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌تازگی کارخبرنگاران را دشوار‌تر از گذشته کرده است.

ماجرا از این قرار است که به دلیل برخورد سلیقه‌ای تمامی خبرنگاران امکان حضور در نشست‌های خبری را پیدا نمی‌کنند. در برخی موارد نیز که رسانه‌ها درباره موضوعی گزارش انتقادی نوشته‌اند از روابط عمومی محیط‌زیست با مدیران آن رسانه تماس گرفته شده و پیشنهاد تغییر خبرنگار مطرح شده است. در واقع آش آنقدر شور شده که حتی روابط عمومی محیط‌زیست در تماس با سردبیر یکی از رسانه‌های دولت درخواست کرده خبرنگاری برای گفت‌وگو با رئیس سازمان انتخاب شود که منتقد نباشد!

سرنخ ترس از اطلاع‌رسانی را اگر در سازمان حفاظت محیط‌زیست دنبال کنید به طرح‌های بی‌نتیجه و برنامه‌های بدون دستاورد این سازمان می‌رسید. در واقع وقتی سازمانی نتواند به وظایف خود به‌درستی عمل کند همیشه از اطلاع‌رسانی دوری می‌کند. این ماجرا در سازمان حفاظت محیط‌زیست آن‌قدر بحرانی است که مدیران ارشد این سازمان از رو به رو شدن با رسانه‌های حامی دولت نیز ابا دارند.

انقراض اطلاع‌رسانی در سازمانی که نام محیط‌زیست را یدک می‌کشد، بدون شک به تخریب محیط‌زیست دامن می‌زند و راه را برای اجرای طرح‌های غیر‌کارشناسی بیشتری هموار می‌کند، این درحالی است که با شروع به کار عیسی کلانتری در سازمان حفاظت محیط‌زیست طرح‌های غیر‌کارشناسی زیادی به مرحله اجرا رسیده یا مقدمات آن آماده شده؛ طرح‌هایی مانند انتقال آب خزر به سمنان، سد سازی در جنگل‌های هیرکانی، واگذاری مرجعیت کنوانسیون تنوع زیستی به وزارت جهاد کشاورزی، اجرای طرح‌های گردشگری بی‌ضابطه در زیستگاه‌های بکر مانند جزیره آشوراده و رسوب‌زدایی از تالاب انزلی با اکسید تیتانیوم که به‌تازگی به دستور دادستانی متوقف شده است.

رئیس‌جمهور در حالی عیسی کلانتری را پس از معصومه ابتکار به عنوان سکاندار سازمان حفاظت محیط‌زیست در نظر گرفته که شرایط محیط‌زیست هر روز نگران‌کننده‌تر می‌شود. هرچند رئیس‌جمهور نیز بارها در سخنرانی‌های خود نسبت به شرایط شکننده محیط‌زیست هشدار داده و خود را محیط‌زیستی‌ترین دولت معرفی کرده است، اما کارنامه محیط‌زیستی دولت بیانگر این واقعیت است که محیط‌زیست برای دولت دغدغه‌ای جدی نیست، چراکه اگر غیر از این بود تخریب محیط‌زیست شدت نمی‌گرفت و کار به جایی نمی‌رسید که فعالان محیط‌زیست برای پس گرفتن عنوان محیط‌زیستی‌ترین دولت از دولت یازدهم و دوازدهم پا پیش بگذارند و پویش دولت محیط نیستی را کلید بزنند، پویشی که بیش از ۱۳هزار نفر به آن پیوسته‌اند.

به نظر می‌رسد حفظ محیط‌زیست و اعتراض محیط‌زیستی‌ها برای دولت ماجرایی قابل توجه نیست، چراکه اگر غیر از این بود پس از انتشار نامه اخیر فعالان محیط‌زیست، سازمان حفاظت محیط‌زیست درصدد انقراض اطلاع‌رسانی بر‌نمی‌آمد و کار به انتشار نامه سرگشاده خبرنگاران محیط‌زیست نمی‌رسید.

مهدی آیینی

اعتراض خبرنگاران به انقراض اطلاع رسانی در محیط زیست

جمعی از خبرنگاران حوزه محیط زیست رسانه‌های مختلف در اعتراض به عملکرد نامناسب روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست به رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت نامه‌ نوشتند.

به گزارش گزارشگران سبز، در این نامه  آمده‌؛ مدت‌هاست که مدیر روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست تعمدا برخی خبرنگاران ‌ را از دعوت به نشست ها و سفرهای خبری این سازمان حذف کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و انجام مصاحبه با مدیران ارشد این سازمان را در تماس تلفنی با برخی مدیران رسانه ها، منوط به تغییر خبرنگار حوزه محیط زیست آن رسانه عنوان کرده است. ایشان در متن یکی از جوابیه‌های خود به یک خبرگزاری، خطاب به مدیران آن خبرگزاری توصیه کرده خبرنگار دیگری را به جای خبرنگار منتقد به کار گیرند! و با مدیران دست کم سه رسانه رسمی، هم تماس تلفنی گرفته و درباره خبرنگار حوزه محیط زیست شان سخنانی غیر واقعی به مسئولان رسانه انتقال داده و خواستار تغییر خبرنگار شده و در یکی از موارد حتی خبرنگار جایگزین را هم معرفی کرده اند!‌

مدتی قبل نیز نامه‌ای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به برخی رسانه‌ها ارسال شده که چکیده‌اش چیزی نیست جز محدود شدن اطلاع رسانی، چراکه در آن خواسته شده برای هرگونه مصاحبه ای فقط از طریق روابط عمومی سازمان اقدام کنند. مسلما در شرایط سختی که طبیعت کشورمان تجربه می کند محدود شدن اطلاع رسانی حکم چراغ سبز نشان دادن به مرگ محیط زیست است.

متن کامل نامه که خبرنگاران خطاب بهرئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت به این شرح است:

جناب آقای علی ربیعی
ریاست محترم شورای اطلاع‌رسانی دولت
با سلام و احترام
ما امضاکنندگان این نامه به عنوان خبرنگاران فعال در رسانه‌های رسمی کشور با یادآوری مفاد «منشور اخلاقی دولت تدبیر و امید» مبنی بر رویکرد مثبت و فعالانه در تعامل با رسانه‌ها (بند ۱۱) و تأکید بر حفظ محیط زیست (بند ۱۲)، به عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست به ویژه در عرصه «روابط عمومی و ارتباط با رسانه» در دوره ریاست عیسی کلانتری (معاون رئیس جمهوری و رئیس این سازمان) معترضیم.
رفتارهای اخیر روابط عمومی این سازمان، آن‌چنان بی‌تدبیرانه و در تضاد با اصول ابتدایی روابط عمومی و اطلاع‌رسانی بوده که صرفنظر از دو بند مطرح شده در منشور اخلاقی دولت دوازدهم، برای هیچ دولتی در نظام جمهوری اسلامی هم – حتی بدون چنین مدعایی- شایسته نیست. مدتهاست که مدیر روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست تعمدا برخی خبرنگاران باسابقه حوزه محیط زیست را از دعوت به نشست ها و سفرهای خبری این سازمان حذف کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و انجام مصاحبه با مدیران ارشد این سازمان را طی تماس تلفنی با برخی مدیران رسانه ها، منوط به تغییر خبرنگار حوزه محیط زیست آن رسانه عنوان کرده است. ایشان در متن یکی از جوابیه‌های خود به یک خبرگزاری، خطاب به مدیران آن خبرگزاری توصیه کرده خبرنگار دیگری را به جای خبرنگار منتقد به کار گیرند! و با مدیران دست کم سه رسانه رسمی، هم تماس تلفنی گرفته و درباره خبرنگار حوزه محیط زیست شان سخنانی غیر واقعی به مسئولان رسانه انتقال داده و خواستار تغییر خبرنگار شده و در یکی از موارد حتی خبرنگار جایگزین را هم معرفی کرده اند!
روابط عمومی این سازمان اخیرا چند تن از خبرنگاران مطرح این حوزه را از گروه مجازی اطلاع‌رسانی برنامه‌های سازمان، حذف کرده و وقتی هم که با اعتراض سایر خبرنگاران مواجه شده خبرنگاران محیط زیست منتقد سازمان را «اپوزوسیون» و«ضد نظام و دولت» معرفی کرد‌ه‌اند. گویا این روزها تهمت زدن و نصب برچسب به متخصصان منتقد سازمان و خبرنگاران، با عناوین «اپوزوسیون»، «تود‌ه‌ای» و «ضد نظام» به امری رایج برای مدیران این سازمان تبدیل شده است.
یادآوری این نکته ضروری است که بهره‌گیری از شیوه پرونده‌سازی و تهمت و افترا برای منتقدان رسانه‌ای، به هیچ عنوان زیبنده مسئولان دولت داعیه‌دار رعایت اصول مدنی و حقوق شهروندی نیست! لذا انتظار می رود شورای اطلاع‌رسانی دولت در اسرع وقت شفاف‌سازی کند که آیا در دولتی که یک بند از منشور اخلاقی آن صراحتاً به تعامل مثبت با رسانه‌ها اختصاص یافته، چنین رفتار توهین‌آمیز با خبرنگاران، رویکردی مورد تایید دولت دوازدهم است یا خیر؟
ما امضا کنندگان این نامه، با انکار و رد اتهامات وارده از سوی مدیرکل روابط عمومی این سازمان در یک گروه عمومی، با یادآوری این نکته که حق شکایت قضایی از ایشان را به دلیل ایراد اتهام «ضدیت با نظام» به خبرنگاران منتقد دولت، برای خود محفوظ می‌دانیم، خواستار عذرخواهی و تغییر رویکرد خطرناک و ناپسند سازمان حفاظت محیط زیست در قبال خبرنگاران هستیم، در غیر این صورت ناچاریم تا اطلاع ثانوی از شرکت در برنامه‌های خبری این سازمان خودداری کنیم.
همچنین از آن مقام محترم استدعا داریم حال که مطابق اصل ۵۰ قانون اساسی، حفاظت از محیط زیست وظیفه همگانی قلمداد شده، دست کم مدیر و مدیرانی در روابط عمومی این سازمان منصوب شوند که از برخورد گزینشی، توهین‌آمیز و حذفی با خبرنگاران خودداری کرده و دست‌کم آیین‌نامه نحوه فعالیت روابط عمومی‌های دستگاه‌های اجرایی و ماده ۷ آن را مبنی بر همکاری و تعامل با تمامی رسانه‌های قانونی، متذکر شوید. بی‌شک عذرخواهی از خبرنگاران به دلیل رفتارهای یادشده و تغییر مشی غلط گذشته این سازمان در قبال خبرنگاران، نشانه‌ احترام دولت تدبیر و امید به اهمیت جایگاه رکن چهارم دموکراسی در تبیین دقیق مفاهیم عالی منشور شهروندی تلقی شده و به ترمیم سرمایه اجتماعی، افزایش اعتماد ملی و همکاری موثرتر در اطلاع رسانی محیط زیست کمک خواهد کرد.

با احترام
امضاکنندگان:
مهدی آیینی
آسیه اسحاقی
فاطمه باباخانی
میثاق بدیعی
مسعود بُربُر
ریحانه جاویدی
مژگان جمشیدی
مهتاب جودکی
جواد حیدریان
سمیرا خباز
زینب رحیمی
زهرا رفیعی
رضا ساکی
امین شول سیرجانی
حسن ظهوری
محسن ظهوری
زهرا کشوری
ساغر کوهستانی
مهدی گوهری
مهرو ماهر
صدرا محقق
یاسر مختاری
نیلوفر منصوری
الهه موسوی
کیوان هوشمند

بالا