آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : گزارشک (برگ 25)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : گزارشک

اشتراک به خبردهی

كشتار قانوني 8000 گونه جانوري در 11 سال

گونه هاي جانوري کشورمان وضع مناسبي ندارند، از يک سو خشکسالي منابع غذايي آنها را محدود کرده و از سوي ديگر شکار غيرقانوني سبب شده جمعيت آنها بشدت کاهش پيدا کند. با اين حال روز گذشته معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از صدور 390 مجوز شکار در امسال سخن به ميان آورد. با توجه به وضع اسفبار گونه هاي جانوري و تخريب زيستگاه هاي آنها در کشورمان بايد هشدار داد چنانچه مسئولان مديريت درستي را در اين حوزه در پيش نگيرند از حيات وحش کشور چيزي باقي نخواهد ماند.
سازمان حفاظت محيط زيست هر سال با توجه به جمعيت حيات وحش و شرايط آنها مجوز شکار صادر مي کند. نکته اينجاست که در برخي از سال ها مجوز هاي زيادي صادر شده تا آنجا که براساس آماري که سازمان حفاظت محيط زيست منتشر کرده در 11 سال گذشته و به صورت ميانگين هر سال بيش از 750 راس چهارپا شکار شده يعني در اين مدت بيش از 8250 گونه جانوري به شکل قانوني کشته شده است.
احمدعلي کيخا، معاون سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به بررسي آمار گذشته صدور مجوز هاي شکار در سازمان حفاظت محيط زيست، گفت: ميانگين پنج سال گذشته با احتساب اين که صدور مجوز در سال گذشته صفر بوده برابر 446 راس است.
اين در حالي است که اگر سال گذشته را در نظر نگيريم ميانگين به 600 راس مي رسد.
وي با بيان اين که امسال براي حدود 390 راس مجوز شکار صادر شده، افزود: بيش از 50 درصد مجوز ها در مناطق آزاد و خارج از مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست و کمتر از 50 درصد در مناطق تحت مديريت اين سازمان که در دو منطقه حفاظت شده و پناهگاه حيات وحش انجام مي شود، صادر مي شود نکته ديگر اين که مجوز شکار خوک وحشي و گراز فقط به شکارچيان خارجي داده مي شود.

شکارچي قانوني و غيرقانوني
برخي معتقدند که شکار ظرفيتي براي توسعه کشور است و صدور مجوز هاي شکار مي تواند محل درآمدي براي کشورها باشد به اين شکل که رفت و آمد شکارچيان خارجي به کشور مي تواند منافع فرهنگي، اقتصادي براي کشور داشته باشد. گروه ديگري نيز معتقدند حضور شکارچي قانوني عرصه را براي متخلفين تنگ کرده و ميزان تخلف را کاهش مي دهد.
معاون سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: بعضي معتقدند که بيش از دو ميليون سلاح مجاز و غيرمجاز در دست مردم وجود دارد که اگر اين موضوع را مديريت نکنيم مي تواند آسيب بيشتري به جمعيت حيات وحش برساند.
اين در حالي است که به گفته کيخا برخي از شکارچيان در صورت صادر نشدن مجوز شکار با لجبازي ممکن است حتي آسيب بيشتري به حيات وحش برسانند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني سازمان حفاظت محيط زيست، وي با اشاره به اين که در سال هاي گذشته 20 درصد از کل پروانه هايي که صادر شده است به اصطلاح سهميه سازمان حفاظت محيط زيست بوده يعني سازمان تصميم مي گرفته که مجوزها به چه کساني داده شود، اما با توجه به اين که از نظر ما اين عمل نوعي رانت است و ايجاد مشکل مي کند چنين سهميه اي را نه براي سازمان حفاظت محيط زيست و نه براي ادارات کل حفاظت محيط زيست استان ها قائل نشديم. به علاوه صرفا براي گونه هاي نر با سن بالاي هفت سال مجوز صادر شد تا بحث هاي اکولوژيکي را هم مدنظر قرار داده باشيم.وي تصريح کرد: تمايل سازمان حفاظت محيط زيست بر اين است که درآمدهاي حاصل از شکار در همان منطقه اي که شکار انجام مي شود؛ هزينه شود تا به اين وسيله بنيان هاي حفاظتي گونه در آن منطقه تقويت شود ضمنا تاکيد ما بر اين است که جوامع محلي از منافع حاصل از شکار بهره مند باشند تا انگيزه حفاظتي در آنها به وجود بيايد؛ ولي محدوديت هاي قانوني در اين زمينه وجود دارد.

شکارچيان خارجي
چند روزي است که ماجراي ورود چند شکارچي خارجي به کشور خبرساز شده است تا آنجا که روز گذشته معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در اين خصوص ناچار به اظهارنظر شد. او با بيان اين که در مورد شکارچي خارجي، انتخاب فرد و بررسي صلاحيت شکارچي در حوزه اختيارات سازمان حفاظت محيط زيست نيست، گفت: اگر محيط زيست تصميم بگيرد مجوز شکاري صادر کند اين مجوز را در اختيار شرکت هاي متقاضي داراي مجوز قرار مي دهد که در طول سال هاي گذشته شکل گرفته و حوزه فعاليت آنها گردشگري است و در زمينه شکار هم فعال هستند. اين شرکت ها خودشان بازاريابي در سطح بين المللي را انجام داده و مشتريان خود را مشخص مي کنند و از طريق سفارتخانه ها به اخذ رواديد اقدام مي کنند. سازمان حفاظت محيط زيست در انتخاب اين که شکارچي از چه کشوري يا چه شخصي باشد اصلانقشي ندارد.
با توجه به اين که هر سال بيش از 20 هزار نفر براي تهيه مجوز شکار داوطلب مي شوند و گونه هاي جانوري نيز شرايط مناسبي ندارند، مسئولان بايد تدبيري بينديشند که اوضاع محيط زيست از اين بدتر نشود، براي نمونه افزايش تعداد محيط بانان کشور و تشويق شکارچيان به استفاده از باشگاه هاي تيراندازي به جاي شکار مي تواند تا حدي مانع کاهش جمعيت حيات وحش کشور شود.

باز هم سلطان جنگل قرباني باغ وحش غير استاندارد شد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

انگار دیگر جایی برای گونه‌های جانوری کشورمان وجود ندارد، زیرا تعداد اندک باقیمانده حیات‌ وحش یا در مناطق حفاظت شده سلاخی می‌شود یا در باغ‌وحش‌های غیراستاندارد قربانی نبود امکانات و سهل‌انگاری مسئولان می‌شود، اوضاع آ‌ن‌قدر نابسامان است که روزی را نمی‌توان پیدا کرد که در آن ‌خبر کشته شدن گونه‌های جانوری، بیماری آنها در باغ‌وحش‌ها یا دستگیری شکارچی‌های غیرمجاز مطرح نشود. برای نمونه روز گذشته حادثه ای در پارک بعثت دزفول اتفاق افتاد که کم از شیوع بیماری مشمشه در باغ وحش ارم و قربانی شدن شیر و ببرهای این پارک ندارد؛ زیرا یکی از شیرهای این پارک، قربانی شرایط نامناسب آنجا شد.

هرچند که خبرهای تائیدنشده ای از شایع شدن مگس میاز در این پارک مطرح شده و برخی ها می گویند یک قلاده شیر و خرس در این پارک بر اثر مگس میاز جان خود را از دست داده اند، اما مدیر سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری دزفول نظر دیگری دارد.

او در این باره به فارس می گوید: کشته شدن یک قلاده شیر به دلیل دعوای دو شیر با یکدیگر بوده است. با این که این مقام مسئول کشته شدن جانداران این باغ وحش را به دلیل مگس میاز تکذیب می کند، اما همین که شیری به دلیل درگیری با همنوع خود در باغ وحش کشته شده، بیانگر این حقیقت تلخ است که این مرکز نیز مانند 700 محل نگهداری حیوانات کشور از هیچ شرایط استانداردی برخوردار نیست زیرا اگر دست کم شیرهای نر را جدا از یکدیگر نگهداری می کردند، کار به اینجا نمی رسید یا اگر کارکنان باغ وحش به سلاح یا دارت بیهوشی دسترسی داشتند، این حادثه تلخ هرگز اتفاق نمی افتاد.

نکته اینجاست که بیشتر باغ وحش های کشور شرایط مناسبی نداشته و کارکنان آموزش ندیده آنها نیز امکانات لازم را در اختیار ندارند، به همین دلیل زنده ماندن اندک گونه های جانوری در کشور را باید به پای بخت و اقبال آنها گذاشت.

این در حالی است که در کشورهای موفق، باغ وحش های استاندارد محلی است برای آشتی دادن مردم و حیات وحش، ایجاد حس حيوان دوستي ، آموزش، تحقیق و کسب درآمد، اما شرایط نامناسب باغ وحش های کشور نه تنها رسیدن به هیچ کدام از این هدف ها را میسر نمی کند؛ بلکه بستری را فراهم کرده برای آسیب دیدن گونه های جانوری یا جریحه دار شدن احساس انسان ها. شرایط نامناسب باغ وحش ها می تواند سبب حوادث دیگری نیز شود.

به همین دلیل باید به مسئولان محیط زیست هشدار داد برای جلوگیری از قربانی شدن گونه های جانوری در باغ وحش های غیراستاندارد هنگام صدور مجوز برای باغ وحش ها حداقل های لازم را در نظر بگیرند و در کنار آموزش محیط بانان، برنامه ای را نیز برای آموزش کارکنان باغ وحش ها پیش بینی کنند.

گرفتاری‌های بچه‌دار شدن با رحم اجاره‌ای

با این‌که بیش از 10 سال از زمانی که استفاده از رحم اجاره‌ای در کشور شروع شده می‌گذرد، اما هنوز مشکلات زیادی بر سر راه زوج‌هایی است که برای رفع مشکل خود از این راهکار استفاده می‌کنند؛ از نبود قانون برای درج نام مادر نوزاد در شناسنامه‌اش تا باب شدن رقم‌های غیرمتعارف برای اجاره رحم، تاجایی که افراد سودجو به عنوان تجارت به این ماجرا نگاه کرده و رحم خود را تا 22 میلیون تومان اجاره داده و در مدت بارداری به بهانه‌های مختلف از زوج‌های جوان اخاذی می‌کنند.
 آمار مراجعان به مراکز ناباروری و درمانی از این حکایت دارد که تعداد زوج هایی که در کشورمان با مشکل ناباروری دست و پنجه نرم می کنند کم نیست و به اعتقاد برخی کارشناسان حدود 21 درصد زوج های جوان با چنین مشکلی روبه رو هستند.

در کنار این ماجرا هزینه های بالای درمان ناباروری در کنار نبود قانون مناسب در برخی روش ها سبب شده شرایط برای خیلی از زوج های جوان بسیار دشوار شود.

برای نمونه برخی از زوج های جوانی که از روش رحم اجاره ای استفاده می کنند، مجبور هستند برای این که نام مادر واقعی کودک در شناسنامه اش ثبت شود با بیمارستان ها تبانی کرده و شخصی که رحم خود را اجاره می دهد، با شناسنامه مادر واقعی هنگام زایمان در بیمارستان بستری شود، زیرا بر اساس قانون، سازمان ثبت احوال مکلف است نام شخصی را که زایمان کرده به عنوان مادر ثبت کند.

روز گذشته کارشناسان حقوقی سازمان ثبت احوال کشور در یک گردهمایی به بررسی مقررات سازمان ثبت احوال در مبحث رحم اجاره ای پرداختند.

محمدرضا علیان، مدیرکل امور حقوقی، مجلس و استان های سازمان ثبت احوال کشور در این باره به جام جم می گوید: چند سالی است که با پیشرفت فناوری مشکل ناباروری زوج هایی که مشکل دارند، حل می شود. یکی از این روش ها بحث اهدای جنین است که خوشبختانه قانونگذار سال 82 در خصوص آن قانون تصویب کرده و شرایط اهداکننده و گیرندگان را مشخص کرده است.

در این قانون پیش بینی شده مادر و پدری که تخمک یا اسپرم سالم ندارند، می توانند از شخص دیگری تخمک و اسپرم دریافت کنند. علاوه براین در این قانون آمده است که تقاضای دریافت باید به طور مشترک از سوی زوجین به دادگاه داده شود. از دیگر شرط های لازم برای زوج ها می توان به گواهی پزشکی معتبر مبنی بر امکان بچه دار نشدن زوجین اشاره کرد.

افزون بر این زوجه نیز باید استعداد دریافت جنین را داشته باشد. مهجور نبودن، مبتلا نبودن به بیماری های صعب العلاج و تبعه جمهوری اسلامی بودن نیز از دیگر شرایطی است که می توان به آن اشاره کرد. به این شکل دادگاه در صورت احراز شرایط زوجین مجوز دریافت جنین را صادر می کند.

در شیوه اهدای جنین چون قانون همه چیز را پیش بینی کرده، سازمان ثبت احوال نیز با توجه به حکم دادگاه برای کودک شناسنامه صادر می کند و مشکلی برای زوج ها به وجود نمی آید، اما بر خلاف این زوج هایی که از روش رحم اجاره ای استفاده می کنند، مشکلات زیادی دارند.

مشکلات دریافت شناسنامه

در روش رحم اجاره ای زن و شوهر مشکل تخمک یا اسپرم ندارند، بلکه به دلیل این که در زمینه محل نگهداری جنین یعنی رحم مشکل دارند، به رحم شخص دیگری نیاز دارند تا نقص خود را جبران کنند، اما نکته اینجاست که با این که بیش از ده سال از مطرح شدن این روش در کشور می گذرد، قانونی در این خصوص وجود ندارد. به همین دلیل سازمان ثبت احوال برای صدور شناسنامه کودک رویه ای را در پیش گرفته که نیاز است هرچه سریع تر به قانون تبدیل شود.

بر اساس ماده 19 قانون ثبت احوال ماما یا پزشکی که در حین ولادت نوزاد حضور دارد و در زایمان دخالت می کند مکلف به صدور گواهی ولادت به نام شخص زایمان کننده است اما برای این که زوج هایی که از شیوه اجاره رحم استفاده می کنند با مشکل روبه رو نشوند ثبت احوال بر اساس گواهی که بیمارستان صادر کرده و در آن تاکید می کند که شخصی که زایمان می کند رحم خود را اجاره داده است نام مالک تخمک و اسپرم به عنوان پدر و مادر واقعی در شناسنامه کودک ثبت می شود.

مدیرکل امور حقوقی، مجلس و استان های سازمان ثبت احوال کشور می افزاید: وقتی زوج هایی که با استفاده از این روش صاحب فرزند شده اند برای تنظیم شناسنامه کودک به ثبت احوال مراجعه می کنند، تناقصی مطرح می شود، چون دراین باره قانونی وجود ندارد وفقط نظریه حقوقی قوه قضاییه که سال 84 مطرح شده است به چشم می آید.بر اساس نظریه حقوقی قوه قضاییه مالک اسپرم صاحب کودک شناخته می شود، ولی خانم زایمان کننده نیز محرم خونی است .

هرچند ثبت احوال رویه ای را برای آسان شدن کار چنین زوج هایی در نظر گرفته است، اما این رویه باید با همکاری سازمان های درگیر به قانون تبدیل شود، زیرا در این رابطه بحث فقهی، حقوق شهروندی، قانون مدنی و قانون ثبت احوال مطرح است به همین دلیل سازمان هایی مانند وزارت بهداشت و درمان، مراکز درمان ناباروری و سازمان ثبت احوال باید برای تصویب شدن قانون در این زمینه وارد عمل شوند.

علیان در خصوص مشکلات دیگری که در این خصوص وجود دارد، تصریح می کند: بعضی می گویند هر دو زوجه مادر هستند، ولی با درجات مختلف چون بچه صفاتی را از هر دو زوجه به ارث می برد. علاوه براین در خصوص مبلغ اجاره رحم و پرداخت نفقه به شخصی که رحم خود را اجاره می دهد، مشکلاتی وجود دارد که باید چارچوب مشخصی برای آن تعیین شود.

اجاره های 22 میلیون تومانی

مساله دیگری که در این بین مطرح است فشارهای روانی است که صاحبان اصلی جنین در مدت 9 ماه باید آن را تحمل کنند، زیرا آنها امانتی را به شخصی سپرده اند که ممکن است به هر دلیل از آنها سوءاستفاده شود.

منصوره موحدین، جنین شناس و استاد دانشگاه تربیت مدرس در این باره به جام جم می گوید: گاهی شخصی که رحم خود را اجاره می دهد با کودک رابطه عاطفی پیدا کرده و حاضر نیست کودک را به پدر ومادر واقعی خود برگرداند.

افزون براین به دلیل این که در بیشتر موارد برای انتخاب جنین اجاره ای تحقیقی صورت نمی گیرد و تعداد افراد که رحم خود را اجاره می دهند نیز محدود است تعداد افراد سودجویی که فقط با نیت دریافت پول و سوءاستفاده مالی از زوج ها راضی به این کار می شوند، زیاد است برای نمونه بیشتر آنها معتاد بوده و دلسوزی لازم را در قبال جنین ندارند.

موحدین درباره قیمت رحم های اجاره ای اضافه می کند: اصلا مشخص نیست که این رقم ها چگونه تعیین می شود، ولی سعی ما این است که این رقم ها زیاد بالا نرود. اکنون قیمت ها روی 21 تا 22 میلیون تومان است.

وی به زوج هایی که قصد دارند از این روش استفاده کنند، توصیه می کند: برای این که با مشکل روبه رو نشوند بهتر است از بستگان و نزدیکان خود تقاضای اجاره رحم کنند.

تنظیم قرارداد

زوج هایی که تصمیم به استفاده از روش اجاره رحم می گیرند با شخصی که رحم خود را اجاره می دهد، قرارداد، تنظیم می کنند در این قرار داد مبلغ اجاره و نحوه پرداخت آن قید می شود. افزون بر این در این قرارداد نوشته می شود فردی که رحم خود را اجاره می دهد صاحب کودک نخواهد بود.

مشاور حقوقی یکی از کلینیک های ناباروری درباره شرایطی که دراین قرارداد ها آورده می شود به جام جم می گوید: در این قرار داد پیش بینی می شود اگر در مدت بارداری پدر و مادر اصلی به هر دلیلی غایب شوند یا فوت کنند، سرپرستی کودک به خانواده پدری و در صورت نبود آنها به خانواده مادری خواهد رسید.

وی درباره قیمت هایی که برای رحم های اجاره ای در نظر گرفته می شود، خاطرنشان می کند: بیشتر توافقی است، اما بر اساس عرف اگر نوزاد سالم متولد شود، اجاره حدود 15 میلیون و 500 هزار تومان است یا اگر دو قلو باشد قیمت به 19 میلیون تومان می رسد.

این درحالی است که معمولا اجاره بهاء در این خصوص به صورت اقساط پرداخت می شود، به این شکل که با انتقال نطفه به رحم اجاره ای زوج باید حدود یک میلیون و 400 هزار تومان پرداخت کرده و بعد از آن اگر جواب آزمایش بارداری مثبت بود، ماهانه 600 هزار تومان پرداخت کنند و در نهایت مبلغ باقی مانده را نیز هنگام به دنیا آمدن کودک باید پرداخت کنند.

با توجه به آمار بالای مشکلات ناباروری در کشور و مشکلاتی که زوج های جوان برای استفاده از روش رحم اجاره ای با آن روبه رو هستند مسئولان هرچه زودتر باید برای به تصویب رسیدن قانون در این خصوص اقدام کنند و با توجه به این که این روزها قانون ثبت احوال در دست بازنویسی است می توان شرایط لازم را به عنوان تبصره در ماده 19 قانون ثبت احوال لحاظ کرد.

خیال زورگیران تا هفته آینده راحت باشد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

پلیس عده‌ای از زورگیران را شناسایی کرده، ولی قرار است هفته آینده برای دستگیری آنها پاشنه‌های کفش خود را بالا بکشد؛ این وعده‌ای است که روز گذشته رئیس پلیس تهران بزرگ به پایتخت‌نشینان داده، اما او درباره این‌که چرا قرار است به زورگیرانی که با جان و مال مردم بازی می‌کنند یک هفته فرصت داده شود، سخنی به میان نیاورده است، به همین دلیل هر شهروند عاقلی با خودش کلنجار می‌رود تا جواب قانع‌کننده‌ای برای این پرسش پیدا کند.

  برای نمونه یکی از جواب هایی که ممکن است به ذهن برخی ها خطور کند این است که عده ای از زورگیران برای تعطیلات از شهر خارج شده اند و قرار است تا هفته آینده به مخفیگاه خود برگردند.

شاید هم تا هفته آینده برخی آنها توبه کرده و کار خلاف را کنار گذاشته و به جای زورگیری و کیف قاپی با موتور به عنوان پیک موتوری مشغول به کار شوند، احتمال دیگری که مطرح است این که نیروهای پلیس تا هفته دیگر قدرتشان بیشتر از قبل شده و ترس زورگیران از ماموران پلیس بیشتر شود؛ چون رئیس پلیس تهران بزرگ در بخش هایی از سخنانش که ایسنا آن را منتشر کرد، به ترس زورگیران از ماموران اشاره کرد و گفت: نه تنها پلیس از زورگیران نمی ترسد، بلکه این زورگیران هستند که از پلیس می ترسند.

به هر حال این نکته هم می تواند دلیل این تصمیم باشد. البته می توان دلایل دیگری برای این فرصت یک هفته ای مطرح کرد، زیرا مدتی است مسئولان نیروی انتظامی سیاستی را در پیش گرفته اند که در آن پلیس با گرداندن اوباش و زورگیران در سطح شهر سعی در نشان دادن عاقبت این اعمال دارند.

آنچه واضح است این که با توجه به افزایش روزافزون جرم و جنایت در کلانشهرها، پلیس نباید کوچک ترین فرصتی به متهمان بدهد و چنانچه پلیس در اجرای نقش خود در جامعه بدرستی و بموقع عمل کند، نیازی به اجرای این نوع برنامه ها ندارد زیرا این روز ها اگر پای حرف های دوست و آشنایان خود بنشیند، تائید خواهید کرد که بخشی از صبحت آنها به ماجرای سرقت ها و زورگیری هایی که برای خود یا آشنایان شان اتفاق افتاده، مربوط می شود. برای نمونه در حوزه روزنامه نگاری بخشی از خاطرات مشترک دوستان عکاس من که در خبرگزاری ها و نشریات مختلف کار می کنند، مربوط به زورگیرانی است که سعی در سرقت دوربین و تجهیزات آنها داشته اند.

آخرین مورد هم حادثه ای بود که چند شب پیش برای عکاس روزنامه اتفاق افتاد و خوشبختانه سارقان ناکام ماندند اما اوایل ماه مهر برای عکاس ایرنا حادثه مشابهی اتفاق افتاد و سارقان توانستند دوربین و تجهیزات او را به سرقت ببرند و برخلاف این که رئیس پلیس تهران می گوید روسای کلانتری ها ملزم هستند در صورت وقوع زورگیری طی 24 ساعت نسبت به پیگیری، کشف و دستگیری متهمان اقدام کنند، سرانجام چند روز پیش با همکاری عکاس و فروشنده دوربین به نتیجه رسید.

به این شکل که سارق وقتی قصد داشت دوربین مسروقه را با دوربین دیگری معاوضه کند، متوجه شک فروشنده به او شد و با برداشتن دوربین دیگری پا به فرار گذاشت، اما عکاس ایرنا خوش شانس بود که سارق، دوربین او را در مغازه جا گذاشت.

تعریف کودک‌آزاری گم‌شده است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

چه کسی باور می‌کند در شش ماهه اول امسال فقط 23 مورد کودک‌آزاری در کشور رخ داده باشد؛ آن هم وقتی بیش از 1.5 میلیون کودک‌کار هر روز در شهرهای مختلف کشور با ناملایمات اجتماعی و انواع و اقسام خطرها دست و پنجه نرم می‌کنند یا وقتی بیش از 80 درصد کودکانی که در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی نگهداری می‌شوند، کودکان بدسرپرست هستند.

هیچ کس این آمار را باور نمی کند مگر این که به دلیل حوادث ناگواری که در کشور اتفاق می افتد، معنی کودک آزاری برای برخی از فعالان این حوزه تغییر کرده باشد و یا آنها دست روی دست گذاشته باشند تا کودکان آزار دیده برای اطلاع رسانی به سراغشان بروند، چرا که پرونده های کودک آزاری زیادی در کشور در حال رسیدگی است پرونده هایی که مرور آنها بیانگر این حقیقت تلخ است که معیار کودک آزاری درکشورمان در حال تغییر است برای نمونه اوایل امسال پرونده فاطمه دختر شش ساله بوشهری یکی از جنجالی ترین موارد کودک آزاری در کشور بود که در آن مادر سنگدلی با همدستی متهمی دیگر بدن کودک خود را با فندک سوزانده و تا حدی او را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند که کودک بینایی خود را نیز از دست داده بود.

از این دست پرونده ها در کشورمان کم نیست. پرونده هایی که در آن کودکان قربانی نبود قانون مناسب و خشونت والدین خود شده و وقتی در کانون توجه قرار می گیرند که با مرگ فاصله اندکی دارند.

به همین دلیل انگار برای خیلی ها تا زمانی که کودکی با فندک، سیگار یا اتو داغ نشود یا زیر ضربات مشت و لگد کارش به بیمارستان یا گورستان نکشد کودک آزاری رخ نداده است. این درحالی است که توهین کردن، ترساندن، تحقیر کردن، تبعیض و توجه نکردن به نیازهایی مانند تغذیه، بهداشت، پوشاک و آموزش کودک نیز کودک آزاری محسوب می شود.

به همین دلیل وقتی یکی از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودکان ادعا می کند که در شش ماهه اول امسال 23 مورد کودک آزاری به انجمن حمایت از حقوق کودکان ارجاع داده شده است باید به او گفت که انتشار چنین آماری از سوی این انجمن نه تنها دردی از کودکان آزار دیده و در معرض خطر کشور کم نمی کند، بلکه ممکن است نتیجه عکس هم داشته باشد.

باید به مسئولان این انجمن هشدار داد وقتی آنها قادر نیستند درک درستی از حوادثی که در کشور رخ می دهد داشته باشند یا نمی توانند حتی اخبار حوزه خود را با مرور صفحه حوادث روزنامه ها به روز کنند، نیازی به ارائه آمار نیست و بهتر است آنها به انجام کارهای فرهنگی و حمایتی بسنده کنند.

تصورات اشتباه درباره سالاد

خاصیت و ارزش تغذیه‌ای سالاد کاهو و کلم چه میزان است؟ این‌که می‌گویند خوردن سالاد بعد از غذا باعث بزرگ و گشاد‌شدن معده می‌شود، صحت دارد؟ آیا سالاد می‌تواند از میزان جذب چربی و کالری وعده اصلی غذا بکاهد و موجب لاغری شود؟ بهترین زمان مصرف سالاد چه موقع است؟ سالادهای آماده و بسته بندی شده ای که می گویند با ازن سم زدایی و ضدعفونی می شود، نسبت به سالادهای معمولی چه مزیتی دارد؟ این ها پرسش هایی است که این روزها اغلب افراد به دنبال پاسخ آن از سوی کارشناسان و متخصصان علوم غذایی هستند.

سالاد فصل یکی از پرمصرف ترین سالادهاست که این روزها در بیشتر رستوران ها با افزودن مقداری پنیر و زیتون به آن، هویتش تغییر کرده و سالاد یونانی نام گرفته، اما در اصل همان سالاد کاهوی خودمان است. کاهو پیچ، کاهو چینی و کاهو رسمی از انواعی است که همراه خیار و گوجه با آن این سالاد را تهیه می کنند.

خواص و مواد مغذی این کاهوها تفاوت چندانی با هم ندارد و مزیت اصلی آنها داشتن ویتامین A، C، کلسیم و منیزیم است. مهم ترین خاصیتی که به سالاد کاهو نسبت داده اند، خواب آور بودن آن است، طوری که متخصصان توصیه کرده اند، قبل از رانندگی در شب از مصرف مقدار زیاد آن بپرهیزید.

گرچه برگ های جوان و روشن مغز کاهو، سالاد را خوشمزه تر می کند، اما برگ هایی که سبز تیره است، چون عمر بیشتری دارد، مواد مغذی زیادتری در خود ذخیره می کند و ارزش بالاتری دارد. بهتر است در سالاد از ساقه کاهو نیز استفاده شود، چرا که در مقایسه با برگ کاهو فیبر بیشتری دارد و برای رفع یبوست و کنترل کلسترول خون مفید است.

​ اگر با خوردن سالاد کاهو دچار نفخ و مشکلات پس از آن می شوید، پیشنهاد می کنیم این سالاد را با زیره، رازیانه یا گشنیز میل کنید. گاهی برخی انواع سالاد های فصل تلخ است.

در تمام کاهوها ماده ای وجود دارد که اگر درصد آن زیاد باشد، سبب تلخ شدن کاهو و در نتیجه سالاد می شود اما لازم است بدانید این ماده به هیچ وجه مضر نیست و جالب تر آن که موجب تقویت معده و هضم بهتر غذا می شود. ممکن است برگ برخی کاهوها به وسیله انگل هایی دچار زنگ زدگی شده باشد که بهتر است لک ها را جدا کنید و دور بیندازید، چرا که احتمال دارد برخی انگل های گیاهی برای سلامت زیان آور باشد.

سس؛ نقطه ضعف سالاد کلم

یکی از سالادهایی که بعد از سالاد فصل بیشترین طرفدار را دارد، سالاد کلم آن هم با سس فراوان است که البته استفاده از سس در آن از امتیازاتش می کاهد. کلم پیچ، کلم بروکلی، کلم بروکسل، کلم قمری و گل کلم انواعی است که می توان با آن سالادهای متنوعی از خانواده کلم تهیه کرد. مهم ترین خاصیت سالاد کلم بخصوص کلم بنفش، بروکلی و گل کلم، تاثیر آن در پیشگیری از سرطان روده، معده، سینه و ریه است.

سالادی که در آن از کلم بروکسل استفاده می شود، می تواند بخصوص در فصول سرد سال ویروس و باکتری های مولد بسیاری از بیماری های عفونی را از بین ببرد و به سبب اسید فولیک زیاد برای جنین زنان باردار و پیشگیری از بیماری های قلبی مفید است و به دلیل پتاسیم بالا برای مبتلایان فشارخون فوق العاده مفید است و از نظر داشتن ویتامین به سایر کلم ها ارجحیت دارد.

سالادی که حاوی گل کلم باشد، به دلیل ترکیبات خاص برای تقویت حافظه و پیشگیری از آلزایمر مفید است و به دلیل آن که نصف کلم برگ کالری دارد و ادرار آور است، به کار بردن آن در سالاد برای کنترل وزن مفید است و همراه کلم برگ خاصیت ضدالتهابی دارد.

استفاده از کلم بروکلی در تمام سالادها می تواند به دلیل کلسیم زیاد تا حدودی از بروز پوکی استخوان پیشگیری کند و ماده موثر موجود در آن با استروژن مازاد در بدن مبارزه و از رشد تومور جلوگیری کند. استفاده از این سالاد به همراه هویج، جوانه شبدر و جوانه ماش در روزهایی که آلودگی هوا بالاست، توصیه می شود و برای سیگاری ها مفید است. این سالاد اگر همراه آب نارنج یا آب غوره استفاده شود، برای مبتلایان چربی خون مفید است و می تواند جلوی سکته قلبی و مغزی را بگیرد.

اگر گواتر دارید، کمتر سراغ سالاد خانواده کلم بروید زیرا کلم دارای ترکیبی است که مشکل گواتر را تشدید می کند و مصرف زیاد آن موجب خواب های پریشان، غلظت خون، تنبلی کبد و نفخ می شود. البته اگر کلم را با کمی آب لیموی تازه بخارپز کنید، از نفخ آن در امان خواهید ماند.

سالاد تپلتان نکند

برخی افرادی که قصد لاغری دارند، گمان می کنند سالاد به دلیل فیبر بالایی که دارد، می تواند چربی و کالری دریافتی غذا را کاهش دهد به همین دلیل با هر وعده غذا یک بشقاب پر سالاد می خورند اما باید بدانید سالاد زمانی شما را لاغر می کند که جایگزین بخشی از وعده اصلی غذا شود و تصور نکنید فیبر سالاد، جلوی جذب چربی غذا را می گیرد. موضوع دیگر آنکه هر سالادی رژیمی نیست.

سالادی که در آن، علاوه بر صیفی و سبزی از سس، تخم مرغ، حبوبات، سیب زمینی، نودل، مرغ، ماهی تن و دیگر ترکیبات کالری زا استفاده شده باشد، نه تنها رژیمی نیست، بلکه مانند یک پرس غذای اصلی تا هزار کالری انرژی دارد. این نوع سالاد را باید یک غذای نسبتا سبک در نظر گرفت، اما دیده می شود که بیشتر افراد با خوردن این نوع سالادها احساس سیری نمی کنند و اغلب تمایل دارند، پس از صرف آن از غذاهای نانی یا برنج دار استفاده کنند که بدون شک چاقی، سنگینی و ناراحتی گوارشی از پیامدهای آن است.

بهترین زمان مصرف سالاد

برخی افراد بر این باورند که سالاد به علت حجیم بودن، موجب گشاد شدن معده می شود و اشتها را تحریک می کند و حتی ادعا می کنند وقتی سالاد می خورند، نسبت به زمان های دیگر پرخورتر و دچار افزایش وزن می شوند اما باید بدانید این گفته ها زمانی صحت دارد که سالاد را همراه یا پس از غذا میل کنید. با توجه به این که سالاد فیبر زیادی دارد، مصرف آن همراه غذا یا پس از آن به دلیل پر بودن معده می تواند به بزرگ تر شدن حجم معده و در نتیجه افزایش اشتها کمک کند اما اگر مصرف سالاد، آن هم از نوع رژیمی در افراد پرخور و چاق، 20 تا 30 دقیقه پیش از صرف وعده اصلی غذا باشد، با ایجاد سیری نسبی هم از پرخوری جلوگیری می کند و هم محتوای فیبر آن موجب حرکت و فعالیت درست روده ها شده، به اجابت مزاج سریع تر کمک می کند.

اما کسانی که عقیده دارند سالاد باعث چاقی شکم می شود، باید بدانند سالاد به دلیل ترکیبات فیبری نفاخ و موجب ورم موقت شکم می شود که نیم تا یک ساعت پس از تخلیه سالاد از معده به روده این مشکل حل خواهد شد اما اگر این موضوع برایتان آزاردهنده است، اوقاتی را که قصد خروج از خانه یا شرکت در مراسم مهمانی دارید، از خوردن سالاد اجتناب کنید.

سالادی که با ازن ضدعفونی می شود

به گفته محققان اسفناج، کاهو، کلم، خیار و گوجه فرنگی که به صورت خام در سالاد استفاده می شود، می تواند از طریق کود، آبیاری غیربهداشتی، آفت کش ها و فلزات سنگین، عامل بروز بیش از 363 نوع بیماری شود. به همین دلیل، برخی تولیدکنندگان به جای ترکیبات کلر، محتویات سالاد را با کمک اکسیژن فعال (ازن) علاوه بر ضدعفونی، سم زدایی می کنند. گرچه از ازن به عنوان یک عنصر خطرناک و نگران کننده یاد می شود، اما در عین حال حذف کننده سموم و میکروارگانیسم ها معرفی شده و پس از ضدعفونی بسرعت به گاز اکسیژن تبدیل می شود و در ترکیبات سالاد باقی نمی ماند و خطرات ناشی از سایر ضدعفونی کننده ها را ندارد اما این که قدرت ضدعفونی کنندگی و سم زدایی ازن چه میزان است و آیا می تواند تهدید کننده سلامت باشد یا نه، موضوعی است که باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

دردهای آپاندیس را جدی بگیرید

خیلی از ما تصور می‌کنیم آپاندیس فایده‌ای برای بدن ندارد، اما دکتر شیوا رفعتی، متخصص اطفال و استادیار دانشگاه علوم ‌پزشکی شاهد به «جام‌جم» می‌گوید: امروزه ثابت ‌شده آپاندیس بر سیستم ایمنی تاثیر و در تولید آنتی‌بادی‌ها نقش بسزایی دارد. آپاندیس زائده ای به طول ده سانتی متر در بدن همه ماست، یک سر این زائده کرمی شکل به روده بزرگ وصل است و یک سر آن داخل حفره شکم قرار دارد. به گفته این متخصص کودکان، گاهی این زائده در کودکان ملتهب و عفونی می شود و از آنجا که بچه ها نمی توانند دقیقا علائم خود را بیان کنند، ممکن است آپاندیسیت در آنها دیرتر تشخیص داده شود که متاسفانه می تواند باعث سوراخ شدن آپاندیس و عوارضی شود، پس باید علائمش را جدی بگیریم.

بچه ها معمولا بیشتر در سنین 9 تا 12 سال ممکن است دچار التهاب و عفونت آپاندیس شوند. البته گاهی قبل از 9 سال هم ممکن است این اتفاق بیفتد. علائم آپاندیسیت در آنها هم گاهی معمول و گاهی غیرمعمول است. دکتر رفعتی درباره علائم معمول آپاندیسیت می گوید: درد شکم، اولین علامت معمول این عارضه است. یعنی اگر کودک در سنی باشد که بتواند دردش را ابراز کند، از درد شکم شکایت خواهدداشت. این درد در ناحیه اطراف و بالای ناف، مبهم و مداوم است. این متخصص اطفال ادامه می دهد: بتدریج بیمار دچار بی اشتهایی می شود، حالت تهوع و استفراغ پیدا می کند و ممکن است یکی دو بار استفراغ کند. بعد کم کم درد به قسمت پایین و راست شکم منتقل می شود که محل آپاندیس است. او تاکید می کند: اگر بچه چنین علائمی داشت باید او را به پزشک جراح رساند تا با معاینه، تشخیص نهایی را مطرح کند. البته در کودکان کم سن تر که امکان دارد نتوانند خیلی واضح نوع درد و محل آن را بیان کنند، تشخیص آپاندیس سخت تر است. دکتر رفعتی درباره علائم غیرمعمول آپاندیس که گاهی تشخیص آن را مشکل تر هم می کند، توضیح می دهد: آپاندیس حالت کرمی دارد و یک سر آن به روده بزرگ متصل است، ولی سر دیگر آن ممکن است در قسمت های مختلف شکم باشد. گاهی این زائده آنقدر بلند است که سر آن مثلا نزدیک لوله حالب یا بیضه ها قرار می گیرد. در این صورت به جای این که درد آن در ناحیه راست شکم احساس شود، در پهلو حس می شود یا بیضه های کودک درد می گیرد. در چنین حالتی درد آپاندیس با درد ارگان های دیگر اشتباه گرفته می شود.

تشخیص اصلی با معاینه

اگر بیمار دچار علائم معمول آپاندیسیت باشد، معمولا پزشک جراح بلافاصله پس از معاینه و تشخیص نهایی اقدام به جراحی می کند. دکتر رفعتی می گوید: البته اگر علائم مبهم باشد، پزشک آزمایش خون درخواست می کند. چون در خون بیمار دچار آپاندیسیت معمولا گلبول های سفید افزایش می یابد. ممکن است آزمایش ادرار و عکس شکم هم درخواست کند. البته در عکس شکم، یافته ای به نفع آپاندیسیت وجود ندارد، ولی برای رد احتمال مشکلات دیگر انجام می شود. سونوگرافی هم برای تشخیص آپاندیسیت مفید است، اما در واقع راه اصلی تشخیص این بیماری معاینه و توجه به علائم بیمار است و درخواست آزمایش خون و سونوگرافی برای تائید تشخیص انجام می گیرد.

سرعت در جراحی، یک ضرورت است

به گفته دکتر رفعتی، جراحی باید بعد از تشخیص آپاندیسیت هر چه سریع تر انجام شود و این که پدر و مادر تعلل کنند یا بخواهند تحقیق و از چند جراح نظرخواهی کنند، کار درستی نیست چون آپاندیس بچه ها در زمان کمتری ممکن است پاره و چرک و آلودگی وارد شکم شود و سلامت کودک را به خطر بیندازد.

بیماری هایی با علائم مشابه

بعضی بیماری ها در بچه ها علائم مشابه التهاب آپاندیس ایجاد می کند، بنابراین باید آنها را حتما در نظر داشته باشیم. یکی از این بیماری ها، اسهال و استفراغ و دیگری مسمومیت غذایی است، بخصوص در تابستان. دکتر رفعتی درباره تفاوت اسهال و استفراغ و مسمومیت با آپاندیسیت می گوید: بچه مبتلا به این بیماری ها هم معمولا اسهال، استفراغ شدید و دل درد و تب پیدا می کند، اما اول تهوع و استفراغ سراغش می آید و بعد تب، اسهال و دل درد شروع می شود در حالی که در التهاب و عفونت آپاندیس، اول درد است بعد تهوع و استفراغ. علاوه بر این، بچه دچار التهاب آپاندیس تب خفیفی دارد و تبش خیلی بالا نیست، مگر این که آپاندیسش سوراخ شده باشد. وی تاکید می کند: نکته مهم این است که گاهی اسهال هم باعث ایجاد آپاندیسیت می شود و حتی گاهی بیمار دچار آپاندیسیت با اسهال مراجعه می کند، بنابراین فقط نمی توانیم روی یافته های بالینی قضاوت کنیم و هرگاه پدر و مادری در مورد ابتلای فرزندشان به التهاب آپاندیس شک داشتند، حتما باید به پزشک مراجعه کنند. این متخصص کودکان می افزاید: بیماری دیگری که می تواند با آپاندیسیت اشتباه شود، بخصوص در بچه های کوچک تر، انسداد روده است. بچه های دچار این مشکل هم تهوع، استفراغ و درد شکم دارند، ولی معمولا دفع گاز و اسهال ندارند. گاهی گلودرد چرکی و التهاب غدد لنفاوی روده هم باعث ایجاد علائمی مثل آپاندیسیت می شود و این نقش مهم پزشک و تشخیص او براساس شرح حال و معاینه را نشان می دهد.

چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟

دکتر رفعتی در پاسخ به این پرسش می گوید: والدین باید توجه داشته باشند آپاندیسیت معمولا یکباره شروع نمی شود مگر این که آپاندیس سوراخ شده باشد که معمولا 24 تا 48 ساعت قبل علائمی مثل درد کناره ناف و قسمت راست شکم دارد، بنابراین اگر درد شکم کودک بیش از چهار ساعت طول بکشد و پیشرونده باشد، حتما باید به پزشک مراجعه کرد. این متخصص کودکان تاکید می کند: اگر کودکی درد شکمی داشت، هرگز نباید خودسرانه به او مسکن داد. اگر نفخ و دل درد در حد دل پیچه خفیف بود، می توان یک بار به او مسکن داد، ولی اگر درد ادامه پیدا کرد، باید حتما به مراکز درمانی مراجعه کرد چون مسکن می تواند درد آپاندیسیت را محو و پزشک را در تشخیص سریع دچار مشکل کند که برای بیمار خطرناک است.

اگر آپاندیس بترکد…

دکتر رفعتی با اشاره به این که متاسفانه در بچه ها زمانی که آپاندیس شروع می شود تا زمانی که بترکد، خیلی کوتاه است و امکان دارد حداکثر یک یا دو روز باشد، ادامه می دهد: اگر به بیمار دیر رسیدگی شود و آپاندیس سوراخ شود، چرک و عفونت وارد فضای شکم می شود و شکم کاملا سفت و درد شدیدی ایجاد خواهد شد. از سوی دیگر، کودک ممکن است دچار تب بالا شود و در این صورت باید حتما لوله تخلیه یا درم در شکم او تعبیه و هفت تا ده روز در بیمارستان بستری شود تا شکمش شست وشو و تخلیه شود. او می افزاید: متاسفانه هر التهاب و عفونتی وارد حفره شکم شود، ممکن است چسبندگی هایی در آن به وجود آورد و هر چه دیرتر مراجعه شود، این چسبندگی بیشتر خواهد بود و بعدها برای بیمار مشکل ایجاد می کند.

گرما، اوضاع را بدتر یا بهتر نمی کند

برخی معتقدند اگر روی شکم کودک دچار دل درد کیسه آب گرم یا حوله داغ گذاشته شود و بچه دچار التهاب و عفونت آپاندیس باشد، حتما باعث ترکیدن آپاندیس می شود، ولی دکتر رفعتی می گوید این باورها پایه علمی ندارد، چون آپاندیس عضوی در درون شکم است و گرما و سرمای بیرونی تاثیر چندانی روی آن ندارد.

این مرغ عزیز را چگونه بخوریم؟

همیشه کارشناسان و متخصصان علوم غذایی، مرغ و ماهی را بهترین جایگزین گوشت قرمز معرفی می‌کنند و ورود آن به برنامه غذایی خانواده را عادت مناسبی می‌دانند، اما موضوعی که کمتر به آن پرداخته می‌شود، نوع طبخ مرغ است که در عین تنوع بخشیدن به طعم، می‌تواند آن را سالم یا ناسالم کند‌. برخی افراد عقیده دارند بریان یا کنتاکی کردن مرغ بهترین روش طبخ است . تعدادی دیگر بر این باورند که تنها مرغ آب پز می تواند نیاز تغذیه ای روزانه را تامین کند. بعضی هم می گویند غذا باید خوشمزه باشد؛ حالا سوخاری، بریان، کبابی و آب پز فرقی نمی کند، اما متخصصان و کارشناسان کدام روش طبخ را تائید می کنند؟

گرچه گوشت سفید در مقایسه با گوشت گوسفند و گاو، آهن کمتری دارد و نباید به طور کامل با گوشت قرمز خداحافظی کرد، اما به دلیل چربی های اشباع و کلسترول کمتر می توان گوشت مرغ را یک منبع خوب پروتئین به همراه درصدهای مختلف ویتامین و املاح معدنی دانست و روزانه یا حداقل چهار بار در هفته سه تا چهار واحد از آن استفاده کرد . یک ران کامل یا نصف سینه مرغ تقریبا معادل چهار واحد گوشت است.

مرغ بریان بخوریم یا نخوریم؟

حتما مرغ های درسته به سیخ کشیده بریانی را که ظاهر تپل و سرحالی دارند و در هر ران آنها یک فلفل قرمز یا گوجه فرنگی قرار گرفته و درون شکمشان را با فلفل سبز به همراه ادویه تند و شور هندی پر کرده اند، دیده اید. این مرغ اگر سالم باشد و مرغ بریان خشکیده و مجدد گرم شده روز گذشته نباشد، روش طبخ سالمی دارد چون بدون حضور آب یا روغن مازاد پخته می شود.

نکته مهم آن که این مرغ چون به صورت درسته و همراه با قسمت های پرچرب همچون پوست، بال و گردن پخته می شود، حاوی کلسترول بیشتری بوده، بخصوص گوشت ران آن چرب تر از مرغ آب پز و کبابی است. این موضوع زمانی دردسرساز می شود که مرغ منتخب شما در سیخ های ردیف پایین دستگاه باشد و چربی آب شده مرغ های بالایی روی آن ریخته باشد. معضل دیگر، پوست و بال برشته شده مرغ بریان است که هرگز دور انداخته نمی شود و گاهی بر سر خوردن آن جنگ و دعوای مفصل، اما صمیمانه ای بین افراد خانواده به راه می افتد.

تحقیقات نشان داده است، داروهای آنتی بیوتیک یا آفت کش ها و فلزات سمی که به همراه دانه وارد جیره غذایی مرغ می شود، در بافت های لطیف و پرچرب همچون پوست مرغ تجمع می یابد و مصرف آن باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن شده، حتی ریسک ابتلا به تومورهای سرطانی را افزایش می دهد . اگر هم احتمال تزریق هورمون در مرغ وجود داشته باشد، مصرف پوست آن عامل اصلی ایجاد کیست تخمدان، اختلال در باروری و رویش موهای زائد در بدن خانم ها و در آقایان آکنه های شدید پوستی، نارسایی درهورمون ها و مشکلات جنسی و در کودکان موجب اختلالات رفتاری و چاقی می شود .

به مرغ سوخاری نه بگویید

مرغ سوخاری یکی از اشتهابرانگیزترین غذاهایی است که شکل و بوی آن هر فرد سیری را گرسنه می کند . تصور به دندان کشیدن یک تکه مرغ سوخاری به همراه سیب زمینی برشته سس دار چیزی نیست که بشود براحتی از کنار آن گذشت، اما لازم است بدانید وقتی مرغ در حرارت روغن طبخ می شود بیشتر ویتامین ها بخصوص ویتامین های گروه B و اسیدهای آمینه ضروری آن ـ که عامل ترشح سروتونین، هورمون شادی بخش است ـ تخریب و برخی اسید های چرب آن اکسید و دیر هضم شده و قابلیت جذب پروتئین آن کاهش می یابد و دسترسی به مواد معدنی آن کم می شود.

همچنین شنیسل به علت پودر سوخاری افزوده شده به سطح آن نیاز به پخت طولانی تری دارد و حرارت زیاد روغن، باعث تغییر رنگ و قهوه ای شدن آرد سوخاری آن و ایجاد ماده ای سمی به نام آکریلامید می شود که به مرور زمان کبد را دچار نارسایی و اختلال می کند . این ماده به محض ورود به بدن تجزیه و با اثر روی DNA و با ایجاد جهش در ژن ها موجب بروز سرطان، انواع عفونت ها، ناباروری، تضعیف سیستم ایمنی و عوارض عصبی می شود .

این روش طبخ در مقایسه با سرخ کردن مرغ به طور مستقیم در روغن این مزیت را دارد که خمیر سوخاری تا حدودی از جذب روغن به داخل غذا جلوگیری می کند و از افت ارزش تغذیه ای محصول می کاهد . بنابراین در صورت استفاده از غذاهایی که حاوی پودر یا خمیر سوخاری است در زمان مصرف، لایه سوخاری را از روی غذا جدا کنید تا کالری کمتری دریافت کنید و از ترشح زیاد صفرا که ریسک ابتلا به سرطان روده را زیاد می کند، پیشگیری کنید .

مرغ آب پز خوب است اما …

می گویند آب پز کردن یکی از سالم ترین روش های طبخ مرغ است ، اما باید بدانید اگر دما و زمان آب پز کردن زیاد باشد، آب جوش دیواره محکم سلول های بافت مرغ را سست کرده، مواد مغذی بخصوص ویتامین های B، C و برخی املاح خارج و وارد آب شده، بتدریج تخریب حرارتی در آب ایجاد می شود ، به طوری که آب مرغ هم خاصیت چندانی نخواهد داشت . از سوی دیگر اگر نمک در مراحل اولیه طبخ، زمانی که مرغ خام است به آن افزوده شود، باعث خروج سریع آب و ویتامین های مرغ شده، آن را دیرپز می کند . از طرفی ید نمک که عاملی برای تنظیم ترشح غده تیروئید است و به رشد مغزی کودکان کمک می کند، در همان ساعات اولیه پخت تبخیر و از ظرف خارج می شود ، بنابراین مرغ را با حرارت ملایم در مقدار کمی آب با فشار زودپر بپزید و نمک آن را در دقایق پایانی پخت یا سر سفره بیفزایید . در این صورت مرغ آب پز نسبت به مرغ بریان و سوخاری بخوبی مغز پخت شده، پروتئین های آن کمتر دستخوش تغییر قرار می گیرد و کیفیتش تا حدودی حفظ خواهد شد .

ناگفته های مرغ کبابی

مرغ کبابی به دلیل آن که در شیره خود پخته می شود، در مقایسه با مرغ آب پز و سوخاری ارزش غذایی بالاتری دارد و نسبت به مرغ بریان کم چرب تر است ، اما موضوع مهم دود چوب یا زغالی است که به بافت مرغ نفوذ کرده، موجب خوش عطر و طعم شدن آن می شود . بر اساس تحقیقات انجام شده، این دود مشکوک به ترکیبات سرطانزاست . البته کبابی کردن مرغ روی باربکیوی برقی یا اجاق گاز خطرات ناشی از زغال را ندارد ولی نباید ترکیبات سمی گاز شهری را هم از یاد برد . مساله مهم تر آن که حرارت ناشی از برق، زغال یا گاز به سرعت سطح کباب را می سوزاند و احتمال ناپز ماندن مغز مرغ بسیار زیاد است . در ضمن توصیه می شود از مصرف قسمت های سوخته غذاهای کبابی بپرهیزید، چرا که به کبد، عضو سم زدای بدن آسیب می رساند و آن را تنبل می کند .

طلاق، ازدواج را پشت سر گذاشت

وضع طلاق و ازدواج در کشورمان تامل‌برانگیز است، زیرا هر چه مسئولان برای تشویق جوانان به ازدواج تلاش می‌کنند، آمارها آن‌طور که باید و شاید بر وفق مراد نیست. روز گذشته براساس آماری که سازمان ثبت احوال ارائه کرد طلاق در کشور شتاب بیشتری گرفته و نسبت به پنج سال گذشته 1.5 برابر رشد کرده است، به همین دلیل باید به مسئولان هشدار داد سیاست هایی که آنها برای تشویق جوانان به ازدواج در پیش گرفته اند، نتیجه نداده است، چون به اعتقاد کارشناسان، جوانان ازدواج می کنند ولی بعد از چند ماه یا چند سال مشکلات اقتصادی زندگی آنها را به سمت پرتگاه طلاق سوق می دهد.

پنج سال پیش یعنی سال 1387 در برابر هرصد ازدواج، 12 واقعه طلاق به ثبت می رسید، اما آخرین آمار ها نشان می دهد این روزها در برابر هر صد ازدواج، 18 طلاق به ثبت می رسد. با مقایسه این داده ها می توان نتیجه گرفت در این پنج سال حداقل آمار طلاق 1.5 برابر بیشتر شده و شتاب بیشتری از ازدواج گرفته است.

علی اکبر محزون، مدیرکل دفتر اطلاعات آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در گفت وگو با جام جم با ارائه این آمار می گوید: تا چند سال پیش آمار طلاق 1.7 در هزار بود، اما آخرین تحقیقات ما بیانگر این است که این آمار به دو در هزار رسیده است.

براساس قانون دفترخانه هایی که ازدواج و طلاق را ثبت می کنند، موظفند یک نسخه از اعلامیه خود را به ثبت احوال بفرستند، کارشناسان ثبت احوال هم با بررسی این داده ها میزان طلاق یا ازدواج را در هر سال اعلام می کنند.

محزون درباره نرخ ازدواج ادامه می دهد: آخرین آمار نرخ ازدواج حاکی از این است که در قبال هر هزار نفر جمعیت در سال 11 ازدواج ثبت می شود، به بیان دیگر نرخ ازدواج 10.09 در هزار است.

وی درباره نرخ طلاق نیز عنوان می کند: نرخ طلاق در کشور از 1.9 در سال های گذشته به دو در هزار رسیده است، یعنی در قبال هر یک هزار جمعیت دو طلاق در کشور اتفاق می افتد.

به این ترتیب با مقایسه نرخ ازدواج و طلاق در چند سال گذشته می توان هشدار داد که طلاق شتاب بیشتری نسبت به ازدواج گرفته است، به همین دلیل مسئولان باید سیاست های مناسبی را برای کنترل آن در پیش بگیرند.

به گفته مدیرکل دفتر اطلاعات آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور وضع ازدواج در ایران نسبت به کشورهای منطقه مطلوب است.

وی ادامه می دهد:در منطقه، کشور ما جایگاه دوم را در نرخ ازدواج بعد از تاجیکستان دارد زیرا نرخ ازدواج در این کشور 14.5 در هزار است. در مقایسه با کشورهای توسعه یافته نیز جایگاه خوبی داریم چرا که در کشورهای توسعه یافته نرخ ازدواج رسمی زیر ده در هزار نفر جمعیت است.

بیکاری و مشکلات اقتصادی

اگر چند سال گذشته را مرور کنیم متوجه می شویم که هر ساله آمار طلاق در کشور بالا رفته است، زیرا به همان نسبت شرایط زندگی سخت تر شده است، به همین دلیل می توان فشارهای اقتصادی را یکی از مهم ترین دلایل بالا رفتن طلاق در کشور دانست.

مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران نیز افزایش طلاق را در کشور تائید کرده و درخصوص دلایل آن به جام جم می گوید: درآمدهای خانواده ها کفاف هزینه های آنها را نمی دهد در همه جای دنیا در این زمینه استانداردی وجود دارد، مثلا 25 درصد از درآمد مرد خانوار صرف هزینه مسکن، 25 درصد صرف خورد و خوراک و پوشاک، 25 درصد تفریحات و بیماری و 25 درصد هم برای پس انداز کنار گذاشته می شود، اما در کشورمان به این شکل نیست.

نکته اینجاست که در این چند سال حقوق کارمندان و کارکنان افزایش یافته برای نمونه سال گذشته 20 درصد به حقوق ها اضافه شد، اما این افزایش هیچ تناسبی با تورم ندارد. این در حالی است که اگر تورم مهار شود خانواده ها قادر خواهند بود برای آینده خود برنامه ریزی کرده و جوانان نیز تصمیم به ازدواج می گیرند.

اقلیما یکی از مخالفان پرداخت وام ازدواج به جوانان است. به گفته او وقتی جوان کاری نداشته باشدکه بتواند قسط هایش را پرداخت کند، با دریافت وام فقط مشکلاتش بیشتر خواهد شد.

وی ادامه می دهد: هیچ کشوری مانند ما وام ازدواج نمی دهد از بنگلادش بگیرید تا آمریکا، زیرا دولت برای تشویق جوانان به ازدواج باید کار تولید کند، اگر ما کار تولید کنیم شخص درآمد خواهد داشت و تصمیم به ازدواج خواهد گرفت، این اشتباه است که بخواهیم با پرداخت وام آمار ازدواج را بالا ببریم.

رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران می افزاید: خیلی ها به دلیل این که از پس هزینه های زندگی برنمی آیند تصمیم به جدایی می گیرند ما بررسی کرده و متوجه شدیم بیشتر از نیمی از افرادی که سال گذشته کارشان به طلاق ختم شد، وام ازدواج گرفته بودند.

ازدواج های اجباری

این در حالی است که بسیاری از ازدواج هایی که به طلاق ختم می شوند، ازدواج هایی هستند که به اجبار انجام شده اند، برای مثال برخی از دختر ها به این دلیل تصمیم به ازدواج می گیرند که بتوانند از خانه پدری خارج شوند یا برخی جوانان نیز برای مسائل مالی تن به ازدواج می دهند تا وضع مالی شان بهتر شود.

افزون بر این افرادی هستند که برای رفع نیاز جنسی یا به دلیل بالا رفتن سن تصمیم به ازدواج می گیرند. بنابراین می توان گفت نداشتن درک درستی از ازدواج هم یکی از دلایل بالا رفتن آمار طلاق در جامعه است.

اقلیما عنوان می کند: خیلی از جوانان هم هنوز ازدواج نکرده به فکر طلاق هستند، برای نمونه وقتی به شخصی بگویید فردی که برای ازدواج انتخاب کرده مناسب نیست، او می گوید اگر مناسب نبود طلاق می گیرم چنین فردی قبل از ازدواج طلاق گرفته است.

وی تصریح می کند: برای نمونه در هفته ازدواج روز بدون طلاق مطرح شد، ولی طلاق هایی که در این روز ثبت نشد در روز بعد به ثبت رسید، به جای این تصمیم گیری ها مسئولان باید زمان هایی را برای بررسی دلایل طلاق و ازدواج نکردن جوانان در نظر بگیرند.

وام ازدواج، چاره کار نیست

ابراهیم نکو، دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس نیز به جام جم می گوید: متاسفانه شرایط اقتصادی جوابگوی نیاز های متوسط و پایین تر از آن جوانانی که تازه ازدواج کرده اند، نیست.

وی تاکید می کند: قدرت خرید مردم بسیار پایین آمده است. به همین دلیل زوج های جوان خیلی زود به مشکل برخورده و کارشان به طلاق می انجامد.

به گفته نکو، باید بپذیریم با درآمد های کنونی چنانچه زوج های جوان هر دو شاغل باشند درآمدها کفاف هزینه ها را نمی دهد.

دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس درخصوص خط میزان فقر نیز عنوان می کند: زوجی که در شهر صاحبخانه هستند و همه امکانات اولیه را نیز دارند اگر درآمدشان دو میلیون تومان باشد زندگی خیلی معمولی را می توانند تجربه کنند.

بنابراین باید هشدار داد چنانچه مسئولان به طور قطع تصمیم به کاهش آمار طلاق در کشور دارند باید کارهای زیربنایی انجام داده و با ایجاد شغل برای سه میلیون جوان بیکار کشور در این خصوص قدم بردارند، علاوه بر این مسئولان به جای پرداخت وام ازدواج که مناسب با هزینه ها هم نیست، باید به فکر مهار تورم در کشور باشند؛ زیرا پرداخت وام فقط مسکنی است که نمایان شدن زخم های جامعه را به تعویق می اندازد.

میانگین سن ازدواج

مدیرکل دفتر اطلاعات آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور درباره میانگین سن ازدواج پسران و دختران کشور می افزاید: براساس آمار میانگین سن ازدواج برای دختران 22.1 و برای پسران 27.4 است. این در حالی است که میانگین سن ازدواج در استان های مختلف نیز متفاوت است برای نمونه میانگین سنی آقایان در استان البرز 28.5 ،تهران 28.1 و سمنان 28.6 است. این استان ها بالاترین میانگین سنی آقایان را به خود اختصاص داده اند، افزون بر این استان های سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی با 25.1 و هرمزگان با 26.1 نیز استان هایی هستند که آقایان در آن کمترین میانگین سنی را داشته اند. درباره استان هایی که میانگین سن دختران در آنها از دیگر استان ها بالاتر بوده است نیز باید به تهران با 25 سال، البرز 24.4 و سمنان با 24.2 سال اشاره کرد. در این میان استان های سیستان و بلوچستان با 20.9، هرمزگان و خراسان جنوبی با میانگین سنی 21.1 سال کمترین میانگین سنی ازدواج دختران را ثبت کرده اند.

جای خالی نظارت بر مؤسسه‌های خیریه

 

آنقدر اوضاع مراکز خیریه کشور نابسامان است که این روزها شهروندان آنها را با بازاریاب هایی که به صورت تلفنی یا حضوری سعی در فروش اجناس خود دارند مقایسه می کنند، برخی نیز بر این باورند که سیاستی که برخی از این مراکز در پیش گرفته اند بی شباهت به تکدیگری مدرن نیست، اما مشخص است دلیل اصلی این آشفته بازار نبود یک مدیریت و اراده ای واحد برای سروسامان دادن به مراکز خیریه است، زیرا به گفته مدیرکل امور اجتماعی و موسسات خیریه سازمان اوقاف و امور خیریه حدود 15 هزار موسسه خیریه در کشور فعال است که هیچ گونه نظارتی روی عملکرد مالی بیشتر آنها وجود ندارد. صندوق های جور واجور در هر شکل و اندازه، قبض های گوناگونی که در ازای گرفتن کمک به خیران ارائه می شود، این روزها بازارکمک به نیازمندان آنقدر داغ شده که محال است،شخصی برای کمک به نیازمندان معطل بماند ولی نکته اینجاست که به همان اندازه که مراکز خیریه در کشورمان وجود دارد در گوشه و کنار کشور نیز نیازمند وجود دارد، افزون براین شفاف نبودن عملکرد برخی مراکز خیریه سبب شده عملکرد موسسه های خیریه ای که به وظایف خود درست عمل می کنند نیز به چشم نیاید؛ به همین دلیل برخی شهروندان ترجیح می دهند، صندوق های خانوادگی و فامیلی برای کمک به نیازمندان تشکیل دهند.

در نتیجه با وجود این که آمار خیران و مراکز خیریه در کشور بالاست، ولی نیازمندان آن طور که باید و شاید حمایت نمی شوند، زیرا نبود هماهنگی بین این نهاد ها سبب شده قدرت، منابع و امکانات آنها متمرکز نباشد و در نتیجه نیازها و اولویت ها بخوبی شناسایی و رفع نمی شود.

فرج الله عارفی، نایب رئیس کمیسیون اجتماعی درباره تعداد زیاد موسسه های خیریه در کشور به جام جم می گوید: آمار های متفاوتی تاکنون در این زمینه ارائه شده است، زیرا این مراکز از سوی نهادهای مختلفی مانند بهزیستی و وزارت کشور ثبت می شوند، چند سال پیش هم آمار ها از حدود 12 هزار مرکز خیریه در کشور حکایت داشت،اما باید به این تعداد، مراکز خیریه خانوادگی یا محله ای را نیز اضافه کرد.

از آنجا که مدیریت واحدی روی مراکز خیریه کشور وجود ندارد، مسئولان نیز نمی توانند آمار دقیقی در این خصوص ارائه کنند تا آنجا که حمید عسگری سوادجانی، مدیرکل امور اجتماعی و موسسات خیریه سازمان اوقاف و امور خیریه کشور تعداد این مراکز را 15 هزار موسسه دانسته و در گفت و گو با جام جم تاکید می کند: بر اساس تعریف های که وجود دارد سازمان اوقاف و امور خیریه باید متولی مراکز خیریه باشد، ولی قانونگذار گفته که آن دسته از موسسه های خیریه و بنیاد هایی که از سوی مراجع ذی صلاح مانند قضات دادگستری بنا به دلایلی واگذار می شود، زیر نظر اوقاف قرار می گیرند.

این در حالی است که موسسه های خیریه نیز در مقابل ادعا می کنند که ماهیت کار آنها با کار سازمان اوقاف و امور خیریه سنخیت ندارد، نایب رئیس کمیسیون اجتماعی در این باره تصریح می کند: مدتی بحث مدیریت اوقاف بر مراکز خیریه مطرح بود، اما سنخیتی ندارد چون مراکز خیریه مردم نهاد هستند و کارهای حمایتی مانند تولید اشتغال، مسکن، بهداشت و درمان انجام می دهند، به همین دلیل باید مجموعه ای که نهاد مردمی است این وظیفه را به عهده بگیرید.

به گفته او بیشتر موسسه های خیریه تمایل دارند با کمیته امداد همکاری کنند تا سازمان اوقاف و امور خیریه. سعید ستاری، معاون توسعه مشارکت های کمتیه امداد امام خمینی(ره) نیز در گفت وگو با جام جم بیان می کند: کمیسیون اجتماعی مجلس طرح ساماندهی را مطرح کرده است، بر اساس این طرح کمیته امداد فقط می تواند ناظر عملکرد مراکز خیریه باشد و نمی تواند مجوز صادر کند.

او با اشاره به این که این طرح فعلا در یکی از کمیته های فرعی مجلس در حال بررسی است. می گوید: در برخی کشورها به ازای هر صد نفر یک تشکل مردمی و خیریه وجود دارد به همین دلیل تعداد بالای این موسسه ها در کشور ما می تواند نشانه مثبتی باشد.

عسگری سوادجانی نیز در مقابل، موسسه های خیریه را به نظارت گریزی متهم کرده و عنوان می کند: می گویند ماهیت کار ما به اوقاف نمی خورد، اما فعالیت سازمان اوقاف با توجه به مساجد و مراکز مذهبی نهاد مردمی است، چون نحوه اداره مساجد و اماکن مذهبی به صورت مردمی است.

او ادامه می دهد: فعالیت مساجد و مراکز مذهبی در قالب هیات های امنا انجام می شود این کار در موسسه های خیریه به صورت هیات موسسان است که در نهایت هیات مدیره را انتخاب می کند به همین دلیل تفاوتی در نوع مدیریت وجود ندارد. بنابراین باید گفت نظارت گریزی یکی از چالش های بزرگ در بحث مراکز خیریه است.

محمدحسن خیرخواه، مدیرکل دفتر مشارکت های مردمی و موسسات غیردولتی سازمان بهزیستی یکی از مخالفان مدیریت یکپارچه برای موسسه های خیریه است، او با تاکید براین که سازمان بهزیستی تنها سازمانی است که قانونا می تواند برای مراکز خیریه مجوز صادر کند به جام جم می گوید: بجز بهزیستی بقیه سازمان ها مانند نیروی انتظامی و وزارت کشور بر اساس مصوبه هیات وزیران می توانند مجوز صادر کنند.

او می افزاید: در این حوزه نمی توان مدیریت یکپارچه ای را انتظار داشت، زیرا سازمان های مختلفی که برای این مراکز مجوز صادر می کنند با اهداف مشخصی این کار را انجام می دهند برای نمونه سازمان جوانان با توجه به نیاز خود به این مراکز مجوز داده و خودش می تواند عملکرد آنها را بسنجد.

به گفته خیرخواه، بهزیستی بیش از 2000 مجوز برای مراکز خیریه صادر کرده و روی فعالیت آنها نظارت می کند.

خیریه های بی خیر 

نماینده مردم جیرفت دلیل نبود مدیریت واحد در این حوزه را ضعف قوه مجریه دانسته و عنوان می کند: برای رفع این مشکل دولت باید لایحه ای را تنظیم کرده و به مجلس بیاورد.

عسگری سواد جانی درباره تنظیم لایحه یادآوری می کند: مدتی قبل سازمان اوقاف با کمیسیون اقتصادی دولت لایحه ای را در این خصوص آماده کردند تا به این شکل یک ناظر عالی با دبیری سازمان اوقاف و امور خیریه مشخص شود، ولی متاسفانه این لایحه مسکوت مانده، زیرا اراده ای برای عملی کردن آن نیست.

افزون براین نمایندگان مجلس نیز می توانند با ارائه طرحی این مشکل را حل کنند، عارفی دراین باره توضیح می دهد: متاسفانه در چند دوره گذشته مجلس این مساله مطرح نشده است، زیرا طرح های زیادی در کمیسیون اجتماعی مطرح است، ولی سعی می کنیم این موضوع را پیگیری کنیم.

 198 موسسه خیریه تحت نظارت اوقاف

مدیرکل امور اجتماعی و موسسات خیریه سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به برنامه این سازمان برای شناسایی و ساماندهی مراکز خیریه کشور می افزاید: بر اساس این برنامه تا کنون 29 استان برای ما اطلاعات مراکز خیریه خود را ارسال کرده اند ما در مجموع 3579 موسسه را از سوی استانداری، فرمانداری، بهزیستی، کمیته امداد و مراکز دیگر شناسایی کرده ایم، البته باید بگویم سازمان اوقاف فقط روی 198 عدد از این مراکز نظارت دقیق دارد. در این بین بیشترین آمار مراکز خیریه نیز به تهران با 258 مرکز، آذربایجان شرقی با 237 و اصفهان با 176 مرکز خیریه مربوط می شود.

بنابراین خیلی دور از ذهن نیست که این شائبه به وجود بیاید که موسسه های خیریه عملکرد شفافی ندارند، زیرا هیچ سازمانی فعالیت آنها را رصد نکرده و در نتیجه تراز مالی آنها مشخص نیست. این درحالی است که این نابسامانی سبب موازی کاری نیز خواهد شد، برای نمونه نیازمندان غیرواقعی می توانند از چند مرکز خیریه خدمات دریافت کرده و حق دیگر نیازمندان را ضایع کنند.

راهکارهای مطرح

یکی از راهکارها این است که سازمان واحدی مراکز خیریه را مدیریت کند تا بتوان عملکرد آنها را با نیازهای روز جامعه تطبیق داد.

برای نمونه تا مدتی قبل موسسه های مالی و اعتباری یکی از چالش های نظام بود، اما بانک مرکزی آنها را ساماندهی کرد به همین دلیل می توان امیدوار بود که اگر این سیاست درباره مراکز خیریه نیز عملی شود، عملکرد آنها بهتر شده و مردم نیز به همکاری با این سازمان ها بیشتر تشویق می شوند زیرا وجود مدیریت یکپارچه، دخالت در کار آنها نیست بلکه هماهنگی کار آنها را بیشتر می کند.

به خیر این خیریه ها امیدی نیست

فعالیت زیاد مراکز خیریه در کشور سبب شده برخی افراد شیاد و فرصت طلب هم از حسن نیت شهروندان سوءاستفاده کرده و به بهانه های مختلف دست به کلاهبرداری از آنها بزنند. مرور اخبار حوادث این ماجرا را ثابت می کند،زیرا تا کنون کلاهبردار های زیادی دستگیر شده اند که با معرفی خود به عنوان مامور یا وکیل موسسه های خیریه سر قربانیان خود کلاه گذاشته اند. به همین دلیل بهتر است در مواجهه با این افراد سنجیده تر عمل کرد.برای مثال این روز ها افراد زیادی با معرفی خود به عنوان مامور موسسه خیریه اقدام به توزیع صندوق های خانگی کرده و یا با ارائه رسید هایی کمک های نقدی جمع آوری می کنند. این افراد گاهی برای جمع آوری کمک، بیشتر از متکدیان اصرار می کنند، اما باید توجه داشت که خیریه هایی که درست عمل می کنند هیچ گاه برای جمع آوری کمک برای شهروندان مزاحت ایجاد نمی کنند، علاوه بر این شاید برخی از این موسسه ها مجوز گرفته و ثبت شده نیز باشند،اما این درستی کار آنها را تضمین نمی کند، بنابراین بهتر است اگر شخصی قصد کمک دارد، سراغ نیازمندانی که در بین خویشاوندانش زندگی می کند، برود یا حداقل به مراکز خیریه ای کمک کند که شناخته شده هستند. افزون بر این برای کمک به نیازمندان واقعی لازم است همان طور که شگرد های جدید متکدیان حرفه ای را یاد گرفته ایم، نسبت به شگرد های موسسه های خیریه قلابی نیز حساس باشیم.
بالا