آخرین خبرها
خانه / ۱۳۹۴ / شهریور

بایگانی/آرشیو ماهانه: شهریور ۱۳۹۴

پروژه‌ای برای حفظ یوز

هومن جوکار

هومن جوکار

شروع به کار پروژه حفاظت از یوزآسیایی به سال80 و زمانی برمی‌گردد که عده‌ای از کارشناسان بین‌المللی و داخلی برای حفظ یوز تلاش خود را آغاز کردند .به این ترتیب تقویت حفاظت از زیستگاه های یوز یکی از محورهای اصلی این پروژه به حساب می آید و بیشتر بار این وظیفه نیز به عهده سازمان حفاظت محیط زیست است.آموزش و آگاه سازی عمومی مردم نیز یکی دیگر از برنامه های این پروژه است ؛ زیرا برخلاف این روزها که بیشتر مردم اطلاعات مناسبی در باره یوزپلنگ دارند و بعد از جام جهانی به اوج خود رسید، اوایل پروژه مردم هیچ اطلاعی از یوز نداشتند ؛ به همین دلیل هرحادثه ای را که از سوی حیات وحش برایشان اتفاق می افتاد به یوز پلنگ نسبت می دادند.

مشارکت دادن مردم در محافظت از یوزپلنگ ها یکی دیگر از محور های اصلی پروژه حفاظت از یوزآسیایی است که از سال 2011 جدی تر شد به این شکل که اکنون به صورت آزمایشی در دو زیستگاه یوز دنبال می شود ؛ زیرا اگر مردم بومی بدانند از این پروژه نفع می برند با آن همراه خواهند شد.علاوه بر این، حفاظت چند ساله از زیستگاه های یوز سرانجام باید محصولی داشته باشد تا مورد استفاده افراد بومی قرار گیرد، به همین دلیل در زیستگاه توران اکنون بحث اکوتوریسم دنبال می شود، البته به شراط رعایت کامل مسائل زیست محیطی. منطقه ای دیگر نیز در یزد است که اگر در آن جمعیت حیات وحش به حدی برسد که امکان بهره برداری از آن وجود داشته باشد، منافع آن در اختیار مردم محلی قرار خواهد گرفت. تحقیقات و پایش نیز یکی دیگر از محورهای پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی است، که اکنون با استفاده از دوربین تله ای و گردنبند های ماهواره ای دنبال می شود. درباره میزان موفقیت این پروژه نیز باید گفت ارزیابی آن مشکل است، زیرا اگر در روزهای اول می شد از تعداد یوزها برآوردی داشت، می شد آمارها را با یکدیگر مقایسه و نتیجه گیری کرد. اما در کل با توجه به کیفیت زیستگاه ها می توان گفت پروژه موفق بوده، زیرا جلوی احداث معدن و جاده را گرفته و زیستگاه ها را نجات داده است. در حقیقت شاید این پروژه درخشان نبوده، اما اگر نبود، ممکن بود یوز منقرض شود.

هومن جوکار

مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

ایران با یوزپلنگ هایش می‌دود

یوزپلنگ‌ها زنده می‌مانند؛ این آرزوی خیلی از ایرانیان و طرفداران حیات‌وحش و محیط زیست در دنیاست که برخلاف گذشته باید به آن دل خوش کرد، زیرا تا چند سال پیش حتی نمی‌شد برآوردی از تعداد یوزپلنگ‌های کشور داشت و برخی کارشناسان ادعا می‌کردند نسل یوزپلنگ ایرانی منقرض شده و باید آن را از نقشه آسیا حذف کرد، اما این روزها جمعیت یوزپلنگ‌های کشور دست‌کم 50 قلاده برآورد می‌شود.هرچند شرایط یوز ها با جایگاه مناسب فاصله زیادی دارد و خطر انقراض هنوز بر سر آنها سنگینی می کند، اما مشاهده 13 یوزپلنگ ماده همراه توله هایشان در یک ماه گذشته، خبری امیدوارکننده است که می توان امروز، روز ملی یوزپلنگ با اشاره به آن از مردم و مسئولان خواست برای نجات یوزپلنگ ها همچنان با آنها بدوند.

حدود 20 سال پیش بود که زمزمه منقرض شدن نسل یوز پلنگ ایرانی سرزبان ها افتاد،چون مدتی بود این گونه وضع روشنی نداشت و حتی تعدادی از مجلات و نشریات تخصصی، نام یوزپلنگ را از نقشه آسیا خط زده بودند.هشدارها نسبت به شرایط نامناسب یوز ایرانی ادامه داشت تا این که تلاش های برخی سازمان های مردم نهاد و مسئولان به بار نشست و سال 1380 پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و بخش برنامه ریزی برای توسعه سازمان ملل کلید خورد. تلاش برای نجات یوزپلنگ از خطر انقراض همواره با کاستی هایی همراه بوده و هست، برای نمونه تا چند سال پیش دوربین تله ای در اختیار کارشناسان این پروژه نبود و آنها فقط با توجه به رد پا و مدفوع این گونه شرایط آنها را تخمین می زدند، اما با وجود این نقشه ای برای مناطقی که گمان می شد یوز در آنها وجود دارد، تهیه شد . آن موقع این نقشه پنج ناحیه را شامل می شد که در فلات مرکزی ایران قرار دارد.اما اکنون این محدوده ها به ده منطقه افزایش یافته، مناطقی که شش میلیون هکتار از خاک کشور را پوشش می دهد.

خانواده کوچک یوزپلنگ ها

برخلاف این که تا مدتی قبل نمی شد برآوردی از تعداد یوزپلنگ ها در کشورمان داشت،اکنون جمعیت آنها در کشور بین 50 تا 100 یوز برآورد می شود،یعنی دست کم 50 یوزپلنگ در کشورمان وجود دارد.

بجز آمار جمعیتی که حالا وجود دارد،وضع زادآوری یوز در طبیعت نیز خوشبختانه بهبود پیدا کرده، برای نمونه در ماه گذشته 13 مورد یوز مادر و توله دیده شد و می توان با توجه به آن امیدوار بود که یوزآینده بهتری خواهد داشت.

یوزپلنگ ها همیشه با خطراتی مانند تخریب زیستگاه،تصادفات جادهای،سگ های گله و برخی چوپان های ناآگاه رو به رو بوده و هستند، اما این روز مهم ترین عامل تهدید را شاید بتوان مسائل توسعه ای در زیستگاه یوز دانست که بیشتر از قبل شده است.

جاده و معدن علیه یوز

به طور مشخص جاده و معدن را باید از تهدید های اصلی تخریب زیستگاه یوز دانست ؛ زیرا تقاضا برای احداث معدن زیاد شده اما خوشبختانه سازمان حفاظت محیط زیست توانسته مقاومت کند و برای احداث معدن در زیستگاه های یوز مجوز صادر نکند. با این حال تقاضای زیاد برای احداث معدن در زیستگاه های یوز خطری است که نیاز به تعامل بین بخشی دارد ؛ زیرا معادن بزرگ استراژیک آهن، زغال سنگ، اورانیوم و معادن کوچک سرب و روی زیادی در زیستگاه های یوز وجود دارد.جالب اینجاست که پروانه معادنی که صادر شده بیشتر برای بهره برداری نیست، بلکه افراد فقط پروانه های صادر شده را به یکدیگر می فروشند.

در این بین بهبود شبکه جاده ای و کیفیت آن را نیز باید خطری برای یوزپلنگ ها دانست؛ برای نمونه جاده یزد به بندرعباس که از میان زیستگاه کالمند می گذرد، در گذشته یک بانده بود، به همین خاطر گونه های جانوری مانند یوز براحتی از آن عبور می کردند؛ اما اکنون این جاده دو بانده شده و در بین آن گاردریل کار گذاشته اند، به همین دلیل گونه های جانوری بسختی از آن عبور می کنند و هنگام رد شدن از جاده با خودروهای عبوری تصادف کرده و کشته می شوند.

دراین میان باید به ساخت جاده گزوئیه نیز اشاره کرد؛ جاده ای که تا ماه گذشته خیلی ها پیگیر ساخت آن بودند. این جاده در یزد و منطقه حفاظت شده بافق قرار دارد، هرچند مردم این منطقه به جاده نیاز دارند، اما این جاده از قلب زیستگاه و منطقه امن زیستگاه یوز می گذرد؛ بنابراین باید جایگزین مناسبی برای آن پیدا کرد.

خوشبختانه با جلسات متعددی که به کمک سازمان های مردم نهاد و پروژه حفاظت از یوز آسیایی برگزار شده، فعلا مردم رضایت داده اند این جاده ساخته نشود ؛ اما باید به فکر جاده ای جایگزین برای مردم بود.

این درحالی است که جاده جایگزین نیز مشخص شده و فقط باید منتظر اختصاص بودجه از سوی دولت بود تا عملیات ساخت آن اجرایی شود.

با توجه به آمار به شکل میانگین هرسال 1.5 یوز بر اثر تصادفات جاده ای تلف شده اند. باید یاد آور شد سال گذشته نیز دو یوز در محور شاهرود- سبزوار براثر تصادف با خودرو کشته شدند.

علاوه بر احداث جاده و معدن، خط لوله نیز زیستگاه یوز را تخریب می کند. برای مثال خط لوله یازدهم گاز از منطقه عباس آباد نائین عبور می کند که یکی دیگر از زیستگاه های یوز است. البته به نظر می رسد مسئولان به این توافق رسیده اند که خط لوله از لبه زیستگاه یوز عبور کند نه از دل آن.

یوز طعمه ندارد

کمبود طعمه را باید یکی دیگر از خطرات عمده ای دانست که یوزها را تهدید و هر روز نمود بیشتری پیدا می کند . در واقع علت این تهدید نیز چیزی نیست جز افزایش شکار غیر مجاز در زیستگاه های یوز که سبب کاهش جمعیت حیات وحش در زیستگاه آنها شده است.

در این میان می توان پیشرفت فناوری را دلیل افزایش شکار غیرمجاز دانست، زیرا فرهنگ استفاده از آن به گونه ای که باید رشد نکرده است؛ برای نمونه شکارچیان غیرمجاز برای این که دستگیر نشوند حضور محیط بانان را با استفاده از تلفن همراه به یکدیگر خبر داده یا شخصی را مامور می کنند تا لحظه به لحظه موقعیت محیط بانان را به آنها اطلاع دهد.

این درحالی است که تعداد محیط بانان نیز نسبت به گذشته افزایش نداشته و از طرفی جامعه محیط بانی کشور نیز سالخورده شده است، ارزان شدن سلاح های شکاری و دیگرتجهیزات آن را نیز باید دلیل دیگری برای کاهش طعمه های یوز پلنگ دانست ؛ زیرا اکنون شکارچیان غیر مجاز با استفاده از موتور به تعقیب آهو و جبیرها پرداخته و آنها را شکار می کنند. جمعیت قوچ و میش نیز در زیستگاه یوز کاهش پیدا کرده، متاسفانه شکارچیان تمام طعمه های یوز را شکار می کنند.

انسان، دام و سگ گله

وجود دام در زیستگاه های اصلی یوز را باید تهدید دیگری دانست که این گونه را به سمت انقراض سوق می دهد ؛ زیرا وقتی دام بیش از حد وارد زیستگاه شود خوراک حیات وحش منطقه را مصرف می کند. در واقع دام رقیبی برای چهارپایان این منطقه به حساب می آید که یوزپلنگ از آنها تغذیه می کند،اما دام تهدیدهای دیگری نیز با خود به همراه دارد؛ ورود انسان، وسیله نقلیه و سگ گله به زیستگاه های یوز همیشه حادثه ساز بوده است.

بنابراین باید از مسئولان خواست به جای تلاش برای خروج دام که در عملی کردن آن تاکنون موفق نبوده اند، جمعیت دام را در این مناطق مدیریت کنند ؛ زیرا دامداران تا سه برابر حد مجاز نیز دام به این زیستگاه ها وارد می کنند.

برکت یوزپلنگ

یوز مانند گونه های دیگری که در راس هرم اکولوژیک قرار دارند گونه ای قابل توجه به حساب می آید و برای حفظ آن باید سرمایه گذاری کرد. به واسطه این گونه، زیستگاه ها حفظ شده و در نهایت حیات انسان تهدید نمی شود، برای نمونه درمورد یوزپلنگ شش میلیون هکتار از خاک کشور تحت حفاظت قرار گرفته است.

در واقع در این بین فقط از یوز مراقبت نمی شود، بلکه از تمامی گونه های جانوری و گیاهی این زیستگاه ها مراقبت می شود.برای نمونه آبشخورها چک شده و بازسازی می شوند یا محیط بانان بیشتری با متخلفان به شکل جدی برخورد می کنند .به این شکل باید یادآور شد حفظ یوزپلنگ به نفع مردم بومی منطقه و کشور است.

بیمه یوز؛ اتفاقی خوب

حدود یک سال و نیم از بیمه شدن یوز گذشته است ؛ اقدامی که باید آن را یکی از قدم های مثبتی ارزیابی کرد که تاکنون برای حفظ یوز برداشته شده است . به این شکل بیمه دانا تعهد کرده چنانچه یوزی به دلیل عوامل انسانی کشته شود 50 میلیون تومان خسارت پرداخت کند، برای نمونه سال گذشته که دو یوز در تصادف جاده ای کشته شدند، بیمه یکصد میلیون تومان خسارت پرداخت کرد تا این مبلغ برای رفع عواملی که سبب حادثه شده هزینه شود، علاوه بر این بیمه دانا محیط بانانی را که در زیستگاه یوز خدمت می کنند نیز تحت پوشش خود قرار داده است.

روز ملی یوز

21 سال پیش در چنین روزی حادثه ای تلخ در بافق اتفاق افتاد که هیچ وقت از خاطر طرفداران محیط زیست و حیات وحش پاک نمی شود.در واقع آن را باید تراژدی کاملی دانست که برای یک یوز مادر با سه توله اش در حاشیه نخلستان های بافق رقم خورد. شاید آن زمان افرادی که این تراژدی را خلق کردند نمی دانستند یوز حیوان بی آزاری است، شاید هم هیبت یوزپلنگ ها سبب ترس شان شد . در جریان این حادثه وقتی چهار یوزپلنگ به حاشیه بافق نزدیک شدند،عده ای با استفاده از سنگ و چوب تصمیم به نابودی آنها گرفتند . در جریان این حادثه یوز مادر موفق به فرار شد،اما دو توله اش کشته شدند و یک توله دیگر نیز که بشدت زخمی شده بود، پس از انتقال به تهران از مرگ نجات یافت. توله یوزپلنگ نجات یافته «ماریتا» نام داشت، ماریتا پس از 9 سال زندگی در پارک پردیسان مرد. به این ترتیب نهم شهریور 86 به پیشنهاد انجمن یوز پلنگ ایرانی روز ملی یوزپلنگ نامیده شد.

مهدی آیینی

 

تعامل بين بخشي چاره آفت ​ زمين خواري

ساخت و سازهای غیرقانونی در مناطق خوش آب و هوا و روستاهای ییلاقی بیداد می‌کند. روزی نیست که خبری از زمین‌خواری در این مناطق منتشر نشود؛ اما این همه وقایعی که در این مناطق اتفاق می‌افتد نیست.کم نیستند افرادی که برای فرار از آلودگی و شلوغی سرسام آور کلانشهرها به این مناطق کوچ می کنند، اما نبود تعامل بین بخشی و مطالعه دقیق روی طرح های هادی روستاها سبب شده شهروندان بدرستی و بموقع از مناطقی که در آنها ساخت و ساز، غیرقانونی است، آگاهی پیدا نکرده و گرفتار مسائلی شوند که علاوه بر تخریب محیط زیست به شلوغی دادگاه ها نیز دامن می زند.

از یک طرف مردم را تشویق به ترک کلانشهرها می کنیم، اما از طرف دیگر شرایط را بدرستی مدیریت نمی کنیم تا آنها با کمترین دغدغه در شهرهای کوچک یا روستاها ساکن شوند.

این روزها آلودگی هوا در کلانشهرها آن قدر بحرانی شده که تعدادی از بازنشسته ها به قول معروف عطای زندگی در این شهرها را به لقایش ببخشند و به روستاهای پدری خود مهاجرت کنند؛ البته اگر هنوز زندگی در آن جریان داشته باشد، به همین دلیل برخی ترجیح می دهند راهی روستاهایی شوند که آشنایی کمتری با فضا دارند.

کوچ شهروندان از کلانشهرها به روستا و شهرهای کوچک می تواند به بهبود شرایط اقتصادی در این مناطق منجر شود، به همین دلیل در حالی که راهکارهای دولت برای تشویق مردم به ترک کلانشهرها تاکنون راه به جایی نبرده و نیروهای جوان روستا در جستجوی شغل زادگاهشان را ترک می کنند، باید به مسئولان هشدار داد مقابله نامناسب با روند ساخت و ساز و ساکن شدن افراد در روستاها می تواند حل این مساله را بیش از پیش دشوار کند.

حفظ جنگل، حفظ مردم

در این که حفظ منابع طبیعی باید اولویت مسئولان و مردم باشد هیچ شکی نیست، اما نحوه مدیریت ساخت و ساز در روستاهایی که مردم به ساکن شدن در آن علاقه مندند نیز باید به قدری با مطالعه همراه باشد که شانس آباد شدن روستاها را از بین نبرد.

می توان گفت اکنون دو دسته روستا در کشور وجود دارد؛ بخشی که در مناطق چهارگانه محیط زیست قرار گرفته اند و به همین دلیل هرگونه ساخت و ساز در آنها با توجه به مقررات سازمان حفاظت محیط زیست انجام می شود و گروه دیگر روستاهایی که خارج از مناطق حفاظت شده قرار دارند و قوانین ساخت و ساز نیز در آنها مشخص است.

باید تاکید کرد چنانچه هنگام طرح هادی روستا تمامی جوانب و آینده روستا در نظر گرفته شده باشد، ساخت و ساز غیرقانونی کمتری در این منطقه اتفاق خواهد افتاد.

روستاها مشخص شوند

برخی مواقع نیز ساخت و سازهای غیرقانونی به این دلیل اتفاق می افتد که شخص نمی داند منطقه ای که برای ساخت و ساز انتخاب کرده روستا نیست، در این بین متولی این که مشخص کند کجا روستاست، وزارت کشور است.

به این ترتیب وقتی منطقه ای به عنوان روستا شناخته شد، برای کنترل ساخت و ساز در آن باید طرح هادی با محوریت بنیاد مسکن تهیه شود، در این طرح، توسعه روستا تعداد افراد ساکن و افزایش آنها در سال های آینده مشخص و پیش بینی می شود.

بنیاد مسکن و مشاوری که این کار را انجام می دهد باید توسعه روستا را به شکلی در نظر بگیرد تا علاوه بر این که نیاز سکونت برای آینده در روستا مشخص می شود، اراضی مناسبی برای ساخت و ساز انتخاب شود که جزو منابع طبیعی نباشد.

لزوم مطالعه دقیق در طرح هادی

ﺑﺮ اﺳﺎس آﯾﯿﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﺤﻮه ﺑﺮرﺳﯽ ﻃﺮح ﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﻋﻤﺮان ﻣﺤﻠﯽ و ﻣﻠﯽ و ﻣﻘﺮرات ﺷﻬﺮﺳﺎزی و ﻣﻌﻤﺎری ﮐﺸﻮر که هیات وزﯾﺮان دی 78 آن را تصویب کرد، طرح هادی باید در کنار ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﯽ و اﺻﻼح ﺑﺎﻓﺖ، ﻣﯿﺰان و ﻣﮑﺎن ﮔﺴﺘﺮش آینده و ﻧﺤﻮه اﺳﺘﻔﺎده از زﻣﯿﻦ ﺑﺮای ﻋﻤﻠﮑﺮدﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ مانند ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ، ﺗﺠﺎری و ﮐﺸﺎورزی و ﺗﺎﺳﯿﺴﺎت و ﺗﺠﻬﯿﺰات و ﻧﯿﺎزﻣندی های ﻋﻤﻮﻣﯽ روﺳﺘﺎﯾﯽ را در نظر بگیرد.

این در حالی است که براساس قانون ساخت و سازهایی که در خارج از بافت هادی روستا صورت می گیرد، تخلف محسوب می شود.

مسعود منصور، معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفت وگو با جام جم می افزاید: مشاورانی که طرح هادی را تهیه می کنند، مکلفند در جریان تهیه طرح از نهاد هایی مانند منابع طبیعی و جهاد کشاورزی استعلام بگیرند. علاوه بر این وقتی طرح هادی در شورای برنامه ریزی استان ها تصویب می شود، حضور سازمان حفاظت محیط زیست و جهاد کشاورزی باید به گونه ای باشد که مشخص شود طرح هادی به اراضی ملی و کشاورزی آسیب نمی زند.

این در حالی است که می توان گفت این روند در برخی مناطق بخوبی مدیریت نمی شود، زیرا افراد زیادی وجود دارند که به دلیل ناآگاهی در این زمینه طعمه کلاهبرداران شده و در کنار خسارت مالی خود به محیط زیست نیز آسیب می زنند.

وقتی نظارت گم می شود

مشاورانی که طرح هادی را آماده می کنند ، باید هنگام آماده کردن آن نظر محیط زیست و سازمان جنگل ها را جویا شوند.

علاوه بر این با توجه به این که حریم روستا ممکن است تا 10 سال آینده به ساخت و ساز و توسعه پیدا نیاز نکند، افرادی که تهیه کننده طرح هادی را باید آینده روستا را بدرستی پیش بینی کنند؛ زیرا وقتی اراضی به عنوان حریم روستا در نظر گرفته می شود، از حوزه مدیریتی منابع طبیعی خارج شده و کار حفاظتی کمتری روی آن صورت می گیرد.

بنابراین امکان تصرف آنها از سوی افراد افزایش پیدا می کند، به همین دلیل باید حریم روستا به شکلی انتخاب شود که نیاز واقعی بوده و بنیاد مسکن برای آن برنامه داشته باشد.

معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور تصریح می کند: بنیاد مسکن مانند سازمان جنگل ها و منابع طبیعی نیرو و ابزار حفاظتی ندارد، به همین دلیل احتمال تصرف حریم روستا توسط فرصت طلبان وجود دارد.

وی ادامه می دهد: اکنون ما با مواردی روبه رو هستیم که حریم روستا درست انتخاب نشده، به همین دلیل مشکلاتی به وجود آمده است.

توجه به تعامل بین بخشی

برای این که ساخت و سازهای غیرقانونی در مناطق ییلاقی به حداقل برسد، باید تمامی سازمان ها و نهادهای درگیر در این حوزه با یکدیگر همکاری مناسبی داشته باشند؛ از محیط زیست و سازمان جنگل ها گرفته تا بنیاد مسکن، وزارت نیرو و قوه قضاییه.

به این شکل وقتی خدماتی مانند آب، برق و گاز در اختیار متخلفان قرار نگیرد، آنها کمتر دست به ساخت و ساز می زنند.

علاوه بر این وقتی قوه قضاییه نیز بسرعت با متخلفان برخورد کند، می توان امیدوار بود میزان ساخت و ساز غیرقانونی در کشور کاهش پیدا کند.

بیژن مقیمی، رئیس اداره محیط زیست شمیرانات نیز در گفت وگو با جام جم تصریح می کند: ساخت و ساز غیرمجاز در حوزه شهری و روستایی اتفاق می افتد و با تعاملی که بین بخش هاست، با ساخت و ساز غیرمجاز برخورد می شود.

وی یادآور می شود: ویلاها بیشتر به افراد روستایی تعلق ندارد؛ بلکه صاحبان آن افراد مرفهی هستند که از استان های دیگر به این مناطق می آیند.

از سوی دیگر قیمت بالای اراضی نیز سبب شده بسیاری از باغداران زمین های خود را به ویلا تبدیل کنند، این تغییر کاربری ها نیز تهدیدی برای محیط زیست کشور محسوب می شود.

رئیس اداره محیط زیست شمیرانات، درباره میزان برخورد با متخلفان ساخت و ساز در این منطقه یادآور می شود: در حوزه رودبار قصران و لواسان از شش ماهه دوم سال 93 تاکنون حدود 117 هکتار از اراضی تصرف شده را به بیت المال برگردانده ایم.

نکاتی برای خرید یا ساخت و ساز در روستا

شهروندان چنانچه قصد دارند در مناطق روستایی ساخت و ساز کرده یا ملکی را بخرند، ابتدا باید مطمئن شوند محلی که انتخاب کرده اند در روستا واقع شده؛ زیرا فقط برای مناطق روستایی طرح هادی تهیه شده و اجازه ساخت و ساز داده می شود.

افراد می توانند با استعلام از سازمان جنگل ها آگاهی پیدا کنند که اراضی انتخابی آنها در محدوده اراضی ملی قرار دارد یا در حریم روستاها واقع شده است.

محیط‌ بان دلسوز نمی‌خواهد!

635638645211514808سه سال پیش در چنین روزهایی وقتی امکان این را یافتم که در زندان‌های یاسوج و شیراز با غلامحسین خالدی، اسعد تقی‌زاده و علی جامشی ملاقات کنم و بعد به دیدار خانواده بازماندگان مقتولان درگیری با محیط‌بانان رفتم، تا مدت‌ها گرفتار پرسش‌های رنج‌آوری شده بودم که برخی از آنها بعد از چند سال هنوز بی‌پاسخ است.

بر اساس تشخیص قضات پرونده، آنها در لباس خدمت در درگیری با افرادی که وارد منطقه تحت حفاظت محیط زیست شده اند، مرتکب قتل شده بودند؛ اتهامی که محیط بانان آن را نمی پذیرفتند چون معتقد بودند از خودشان دفاع کرده اند.

جامشی سال گذشته با بزرگواری و گذشت خانواده مقتول مورد عفو قرار گرفت، اما تقی زاده قریب به هفت سال و خالدی پنج سال است که در زندان به سر می برند و هر روز کابوس صدور دستور اجرای حکم اعدام می بینند.

جوانانی که شناسنامه شان می گوید سی و چند ساله اند، اما آنچه من دیدم چهره هایی تکیده و نیم قرنی بود. برای من که مورد طعنه خوشبینی افراطی و سفیدنمایی اطرافیان و همکارانم هستم، این طور غمگینانه سخن گفتن در روزی که متعلق به «محیط بان» شمرده می شود، عادی نیست.

تردیدی ندارم همه ما باید امید، شوق و سرزندگی را به آنها منتقل کنیم لذا امیدوارم هیچ محیط بانی این یادداشت را نبیند. لااقل این روزها نبیند اما با تصویری که از ندامتگاه در ذهن دارم چه کنم؟ و نیز قاب صورت چروک خورده پدر میانسالی که جوان از دست داده بود؟ از خود می پرسم نقش من به عنوان یک معلم یا شهروند علاقه مند محیط زیست در قبال این رنج ها چیست؟ خانواده قربانیان گله مند از این که آیا می ارزید به خاطر حفاظت از یک گونه جانوری، خون انسان ریخته شود؟ محیط بانان هم می پرسند اگر قرار است به ارشاد افراد بسنده کرد و در برابر شکارچی های متخلف که با سلاح پیشرفته برای شکار می آیند با اسپری فلفل مقابله کرد، چرا سلاح به ما می دهند؟

اما فراتر از این، سوالی دیگر است که چرا باید سلاح یک سازمان دولتی را گرفتار چالشی اخلاقی، احساسی، حقوقی و مالی چنین سنگین کند؟ پارادوکس حمل سلاح و عواقب قضایی به کارگیری آن از دلنگرانی های محیط بانان ایران است که گاهی پای آنها را در راه انجام وظیفه سست می کند.

اگر موضوع حمل سلاح برای محیط بانان ضرورتی خدشه ناپذیر است، به همان اندازه باید آموزش آنها هم جدی گرفته شود.

هزینه ای که صرف دادرسی، پرداخت دیه و طی مراحل قانونی دفاع از یک محیط بان می شود، گاهی برای آموزش صدها محیط بان کفایت می کند.

خسارت روحی و معنوی و اجتماعی آن هم که غیرقابل جبران است. محیط بان همانند هر ماموری که سلاح به دست می گیرد پیش از دلسوزی نیازمند توانمندسازی و ارتقای مهارت است.

منظورم فقط نحوه خشاب گذاری، هدفگیری یا تمیز کردن سلاح نیست. آموزش های نوین مبتنی بر رفتارشناسی طرف مقابل، افزایش تمرکز، کنترل خشم، مدیریت هیجانات و اموری از این دست را نباید دست کم گرفت. تا زمانی که به مقوله ای چنین حساس نگاهی علمی نشود، باید تنمان بلرزد از درج خبر کشته و زخمی شدن محیط بان یا شکارچی.

دکتر اصغر محمدی فاضل – عضو هیات علمی دانشگاه محیط زیست

محيط بان با زمين ايستاده اند

رنج خدمت در مناطق صعب‌العبور را تاب می‌آورند تا جلوی گلوله شکارچی‌هایی سینه سپر کنند که چشم طمع به ‌اندک باقیمانده حیات‌وحش کشور دارند. این حکایت زندگی محیط‌بانان کشور است افرادی که تجهیزات‌شان به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با شکارچیان نیست، اما برای حفظ محیط‌زیست کشور از جان مایه می‌گذارند.فردا در تقویم، روز ملی محیط بان نامیده شده تا مجالی باشد برای یادآوری مظلومیت و نقش تاثیرگذار محیط بانان در حفظ محیط زیست کشور، زیرا به معنای واقعی می توان محیط بانان را سربازان بی دفاع زمین نامید.

محیط بانان وظیفه دارند از دارایی های سرزمین ما که به همه ایرانی ها تعلق دارد، محافظت کنند؛ از کویر،کوهستان، دشت و دریا بگیرید تا گونه های جانوری و گیاهی علاوه براین، باید مراقب باشند مقررات زیست محیطی در اقصا نقاط کشور جدی گرفته شود. در این میان، بی توجهی و جدی گرفته نشدن وظیفه آنها بیشترین آسیب را به محیط بانان می زند، زیرا آنها با عشق به محیط زیست برای حفظ آن تلاش می کنند، اما وقتی متوجه می شوند برای بسیاری از مردم و برخی مسئولان، محیط زیست در اولویت قرار ندارد، آزرده خاطر می شوند؛ آزرده تر از هر زمان دیگری، حتی زمانی که سلاح شکارچیان آنها را زمینگیر می کند.

هیچ چیز بیشتر از بی توجهی مردم و این دسته مسئولان نسبت به محیط زیست، دل محیط بانان را به درد نمی آورد، هرچند زمینه برای آسیب دیدن آنها بیشتر از این مهیاست زیرا برخلاف این که اسباب و تجهیزات افراد برای رسیدن به دل مناطق حفاظت شده بیشتر شده و به همین دلیل، افراد بیشتری می توانند خود را به زیستگاه ها برسانند، اما تعداد محیط بانان هنوز مانند شرایط بیش از 30 سال پیش است و تجهیزاتی که آنها در اختیار دارند با برخی شکارچیان قابل مقایسه نیست. برای نمونه پیش آمده که خودروی محیط بانان خراب شده و خودروهای پیشرفته شکارچیان، آنها را یدک کشیده است. اکنون حدود 2700 محیط بان باید از 17 میلیون هکتار اراضی کشور مراقبت کنند.

افزون بر این، محیط بانان همیشه از حداقل دستمزد برخوردار بوده اند و این شرایط، بستر را برای زیر پا گذاشتن اخلاق و قانون از سوی برخی محیط بانان مهیا می کند. بنابراین چنانچه بگویند محیط بانی وجود دارد که به عنوان راهنمای شکارچیان عمل می کند، نباید تعجب کرد.

شرایط بهتر از گذشته است

حمیدرضا خیلدار فرمانده یگان سازمان حفاظت محیط زیست بر آن است که شرایط برای محیط بانان بهتر از گذشته شده، زیرا پیش از این درباره حفاظت محیط زیست بجز شعار چیزی عاید محیط بانان نمی شد . او ادامه می دهد: اکنون حمایت های بیشتر از محیط بانان می شود. برای نمونه، هزینه هایی که محیط بانان در اجرای ماموریت دارند، از سوی ستاد حمایت از محیط بانان تامین می شود یا اگر محیط بانی زخمی شده باشد و در بیمارستان دولتی درمان نشود، هزینه بیمارستان خصوصی او از سوی این ستاد تامین می شود. خیلدار درباره حقوق محیط بانان نیز یادآور می شود: با پیگیری رئیس کنونی سازمان حفاظت محیط زیست و تاثیر گذاری او در هیات دولت، بالاخره حدود دو هفته پیش تصمیم گرفته شد امتیاز سختی کار محیط بانان از یکهزار به 3000 برسد. به این ترتیب، حقوق محیط بانان حدود 350 هزار تومان افزایش پیدا می کند.به گفته وی، این افزایش حقوق را دولت مصوب کرده که از ابتدای سال باید پرداخت می شد. بنابراین زمانی که اعتبارات آن تامین شود، معوقات آن نیز پرداخت خواهد شد.

خیلدار ابراز می کند: برای تکمیل یگان حفاظت محیط زیست نیاز به 5000 محیط بان جدید داریم و امیدواریم دولت در مدت پنج سال شرایط جذب این تعداد نیرو را برای ما فراهم کند. این در حالی است که باید تاکید کرد اکنون میانگین سن خدمتی محیط بانان بیش از 17 سال است .بنابراین محیط زیست با جذب نیروی جوان و با انگیزه می تواند حضور پر رنگ تری در مناطق حفاظت شده داشته باشد.

دستورالعمل خدمتی محیط بانان

مشکل دیگری که محیط بانان با آن دست به گریبان هستند به قوانین برمی گردد، زیرا قانون آن طور که باید در برابر حوادث از آنها حمایت نمی کند.

فرمانده یگان سازمان حفاظت محیط زیست اظهار می کند: مشکل اینجا بود که دستور العمل خدمتی برای محیط بانان تائید نشده بود تا در زمان نیاز قضات با توجه به آن برای محیط بانان رای صادر کنند، اما این دستور العمل خدمتی نیز حدود یک ماه پیش از سوی ستاد کل نیروی مسلح تصویب شد. در این دستورالعمل آمده، محیط بانان سختی کار می گیرند یا اگر در اجرای ماموریت با متخلف درگیر و آسیب دیده یا کشته شوند، به عنوان جانباز یا شهید شناخته می شوند.

افزون براین، جیره غذایی نیز برای محیط بانان مشخص شده چون برخی از آنها در محل های خدمتی خود 18 روز بیتوته می کنند و 12 روز به خانه های خود می روند، اما متاسفانه در مدتی که بیتوته می کنند، باید از جیب خود هزینه های خورد و خوراک را پرداخت می کردند. برای رفع این مشکل در دستورالعمل خدمتی محیط بانان آمده که از سال آینده جیره غذایی به آنها پرداخت شود.خیلدار یادآور می شود: در دستورالعمل خدمتی سابق در حق محیط بانان ظلم شده بود، زیرا محیط بان جزو کارکنان دولت به حساب می آید . به همین دلیل باید مانند افرادی که استخدام کشوری یا لشکری هستند، خدمت کنند. در این میان، محیط بانان در ماه 18 شبانه روز خدمت می کردند، بدون این که اضافه کاری بگیرند. این در حالی است که براساس تصمیم گیری جدید، محیط بانان 15 شبانه روز کار و 15 شبانه روز استراحت می کنند. البته محیط بانان با توجه به دور یا نزدیک بودن محل خدمتی خود می توانند دو روز خدمت و دو روز استراحت کنند.

فرمانده یگان سازمان حفاظت محیط زیست، با تاکید بر این که اسناد بالادستی برای حمایت از محیط بانان تشکیل شده ابراز می کند: در گذشته، شایعاتی نسبت به جمع آوری یگان حفاظت نیز وجود داشت، اما اکنون ساختار یگان تصویب شده است. به این ترتیب به عنوان متولی امر محیط بانان می توانیم برای حمایت از آنها برنامه ارائه کنیم. این درحالی است که پیش از این با خواهش و تمنا برای کمک به آنها اعتبار می گرفتیم.

از محیط بان تا ارشد محیط دار

براساس قوانین جدید برای محیط بانان درجه نیز در نظر گرفته شده، به این شکل که افراد با درجه محیط بانی خدمت خود را آغاز می کنند و می توانند تا درجه محیط دار افسر محیط دار یا ارشد محیط دار ارتقای درجه پیدا کنند. خیلدار با اشاره به این که حقوق محیط بانان با توجه به درجه آنها افزایش پیدا می کند، درباره تجهیزات و کلاس های آموزشی محیط بانان عنوان می کند: سال گذشته با اعتباری حدود سه میلیارد تومان، یکهزار محیط بان آموزش دیدند؛ محیط بانانی که 18 سال آموزش ندیده بودند. به همین دلیل حتی برخی از آنها سر از زندان درآورده بودند. تجهیزات محیط بانان نیز از سال 90 تا کنون حدود سه برابر شده؛ یعنی اکنون یگان حفاظت محیط زیست می تواند تمام محیط بانان خود را به سلاح کلاشینکف مجهز کند و تجهیزات دیگری مانند شوکر،افشانه و دستبند در اختیار آنها بگذارد.

به گفته وی، اکنون فقط چهار محیط بان در زندان به سر می برند و در این میان، حکم قصاص دو نفر از آنها نیز تائید شده است.

براساس اطلاعاتی که یگان حفاظت محیط زیست در اختیار جام جم گذاشته سال گذشته 13 محیط بان هنگام اجرای ماموریت با شکارچیان غیرمجاز درگیر و مجروح شده اند. در این میان، بیشتر محیط بانان از سوی شکارچیان غیرمجاز هدف گلوله قرار گرفته اند. این درحالی است که طی سال های 91 و 92 در مجموع 33 محیط بان در درگیری با شکارچیان غیرمجاز زخمی شده بودند.فرمانده یگان سازمان حفاظت محیط زیست درباره برنامه های سازمان حفاظت محیط زیست برای امروز یادآور می شود: امروز نیز مانند سال های گذشته از محیط بانان نمونه در کل کشور قدردانی و از بین آنها سه نفر به عنوان محیط بان نمونه ملی معرفی می شوند.

محيط بان آهني

اواخر تيرماه سال گذشته بود که به هادي جلالي خبردادند​، چهار شکارچي وارد پناهگاه حيات وحش تالاب شادگان شده و در حال شکار هستند​ به اين ترتيب جلالي به همراه دو همکار ديگرش روانه محل حادثه شد،محيط بانان براي اينکه بتوانند شکارچيان را دستگير کنند تصميم گرفتند وانمود کنند که متوجه حضور شکارچيان غير مجاز نشده اند به همين دليل  جلالي از خودرو پياده شد و زير يک تپه پناه گرفت ، دو همکار ديگر او نيز با خودرو​  از محل حادثه فاصله گرفتند، در اين بين يکي از شکارچيان روي تپه اي که جلالي زير آن پنهان شده بود رفت ​تا از رفتن محيط بانان مطمئن شود،اما در اين لحظه او  متوجه حضور جلالي شد ​و با محيط بان جوان درگير شدند​.هرچند جلالي توانست اسلحه شکارچي را  به دست بياورد،ولي شکارچيان ديگر نيز از حضور با خبر شده و به کمک دوست خود رفتند. در نتيجه شرايط تغيير کرد و يکي از شکارچيان​​ سينه جلالي را هدف گوله قرار داد.

جلالي براي متوقف کردن شکارچيان تير هوايي شليک کرد،اما شکارچيان تصميم گرفته بودند​ آثاري از  جرم خود بجاي نگذارند به همين دليل​ وقتي سوار خودرو شان شدند دو گلوله ديگر به سمت جلالي شليک کردند. زماني که ​ محيط بانان ديگر ​ از راه رسيدند نتوانستند شکارچيان را متوقف کنند. ​اما يکي از شکارچيان يک ساعت بعد از حادثه دستگير شد، اما سه  متهم ديگر تاکنون دستگير نشده و به شکل غيابي در دادگاه ​به 9 سال زندان محکوم شده اند. ​

بعد از حادثه جلالي به بيمارستان طالقاني آبادان و از آنجا به بيمارستان ​پارس تهران منتقل شد،او درباره ادامه ماجرا به  جام جم مي گويد:پزشکان گفتند 96 ساچمه دربدنم وجود دارد تا امروز 11 ساچمه ​از بدنم خارج شده،ولي هنوز 85 ساچمه در بدنم وجود دارد.

به همين دليل او ​اکنون در قسمت چپ بدنش احساس درد مي کند و نمي تواند به پهلوي چپ بخوابد​.

در جستجوي جانبازي

آقاي محيط بان در باره اينکه به عنوان جانباز شناخته مي شود يا نه عنوان مي کند:خيلي دنبال جانبازي دويده​ام،​اما هنوز نتيجه مطلوب نرسيده ام،زيرا به من مي گويند 4000 نفر در نوبت کميسيون پزشکي هستند​ تا ميزان جانبازي مرا مشخص کنند​.

او درباره افزايش حقوق محيط بانان نيز ياد آور مي شود: وعده هايي به ما داده شده ،اما هنوز افزايش حقوقي نديده ايم.جلالي تصريح مي کند:زماني متوجه کم بودن حقوق ما مي شويد که آن را با ديگر ارگان ها مقايسه کنيد براي نمونه حقوق نگهبانان پالايشگاه که آلوده کننده محيط زيست نيز هست اکنون حدود 5 ميليون و 700 هزار تومان است ،اما​ حقوق محيط بانان 900 هزار تومان است.​

زندگی شیرین زیر چتر فرزند​خواندگی

سالانه حدود یکهزار کودک از سوی بهزیستی به فرزندخواندگی سپرده می‌شود؛ کودکانی که در معصومیت تمامی آنها شکی نیست، اما در این میان تقاضا برای قبول برخی به فرزندخواندگی بیشتر از دیگران است. برای نمونه بیشتر زوج‌ها به‌دنبال قبول سرپرستی نوزادان هستند یا کم نیستند افرادی که فقط سرپرستی کودکان دختر را قبول می‌کنند، در حالی که برخی سختگیری را نیز از این بیشتر کرده و به دنبال نوزادانی می‌گردند که در ظاهر شبیه آنها باشند یا دست‌کم رنگ پوست‌شان با رنگ پوست آنها همخوانی داشته باشد.این سختگیری نامناسب از سوی برخی متقاضیان فرزندخواندگی سبب شده کودکان واجد شرایط فرزندخواندگی زمان بیشتری را در مراکز شبه خانواده بمانند. به همین دلیل باید از افراد متقاضی فرزندخواندگی خواست با تغییر نگرش دربرخورد با این مساله از بار مشکلات خود و کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست کم کنند. ‌

حدود 41 سال پیش بود که برای نخستین‌بار قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در کشورمان به تصویب رسید؛ اما هرچه از زمان تصویب این قانون می‌گذشت خانواده‌های کمتری شانس قبول فرزندخوانده را به‌دست می‌آوردند، زیرا گذشت زمان سبب تغییر دیدگاه افراد می‌شود. تا این که دو سال پیش قانون جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست ​مورد بازنگری قرار گرفت تا کودکان بیشتری بتوانند جذب خانواده‌ها شوند. علاوه بر این، پس از تصویب ​ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در سال 92 اجرای برخی مواد آن به آیین‌نامه نیاز پیدا کرد، زیرا اجرای آنها ممکن بود مشکلاتی را برای کودک یا افراد متقاضی فرزندخواندگی به وجود بیاورد. به این شکل تیرماه امسال آیین‌نامه‌​های ماده 36 و 22 این قانون تهیه و از سوی دولت ابلاغ شد.

تفاوت قانون جدید و قدیم

هرچند کم نیستند افرادی که ادعا می​کنند شرایط برای فرزندخواندگی هنوز دشوار است. اما حبیب‌الله مسعودی فرید، ​معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفت‌وگو با جام‌جم به آسان‌تر شدن شرایط فرزندخواندگی در کشور اشاره می‌کند و می‌افزاید:​ در قانون جدید،​ ایرانیان مقیم خارج نیز می‌توانند سرپرستی کودکان بی‌سرپرست یا بدسرپرست را عهده‌دار شوند​‌بعلاوه بانوان مجردی که 30 سال بیشتر دارند نیز می‌توانند سرپرستی کودکان دختر را به‌عهده بگیرند​.

از دیگر تفاوت‌های قانون قدیم و جدید فرزندخواندگی می​توان به تغییر شرایط سنی نیز اشاره کرد، زیرا تا پیش از تصویب قانون جدید در سال 92​ فقط کودکان زیر 12 سال می‌توانستند به فرزندخواندگی سپرده شوند، اما اکنون کودکان زیر 16 سال نیز واجد شرایط به حساب می‌آیند​.‌ برخلاف قانون سال 53 اکنون زوجینی که فرزند دارند نیز می‌توانند برای گرفتن فرزند خوانده اقدام کنند​. اما اولویت ​ در پذیرش سرپرستی به ترتیب با زن و شوهر بدون فرزند، زنان و دختران بدون شوهر فاقد فرزند و در نهایت زن و شوهر ‌دارای فرزند است.

شرط به نام زدن ملک در اختیار قاضی

​ تا مدتی قبل برای سرپرستی کودکان شرطی وجود داشت که براساس آن شخص متقاضی باید یک‌سوم ملکی را ​ به نام کودک بی‌سرپرست می‌کرد، اما اکنون در نظر گرفتن این شرط در اختیار قاضی دادگاه است، چون ممکن است زوجی مانند بسیاری از والدین املاک​ نداشته باشند، اما ​ صلاحیت نگهداری از کودک را داشته باشند.

​ ​​علاوه‌بر این تغییر باید به شرایط در نظر گرفته برای دختران مجرد بالای 30 سال نیز اشاره کرد؛ چون به نظر می‌رسد کودک بی‌سرپرست چنانچه کودک خانواده‌ای تک‌سرپرست نیز داشته باشد شرایط بهتری را نسبت به زندگی در مراکز شبه خانواده تجربه خواهند داشت.

​ مرخصی شش ماهه نیز برای دخترانی که کودکی را به فرزندخواندگی می‌گیرند در قانون پیش‌بینی شده؛ اما این درحالی است که بسیاری از مادرانی که به شکل طبیعی صاحب فرزند می‌شوند نیز قادر به استفاده از این تسهیلات نیستند. پس می‌توان گفت این مساله ضمانت اجرایی مناسبی ندارد. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور دراین باره می‌گوید: این نکته به هر‌حال در قانون در نظر گرفته شده است​.

​سرپرستانی از آن سوی آب

​ یکی دیگر از تفاوت‌های قانون جدید فرزندخواندگی با قانونی که 41 سال پیش به تصویب رسید در این است که براساس آن​ فقط اشخاص مقیم در ایران شرایط قبول فرزندخواندگی را ندارند​. در واقع در قانون جدید تابعیت ایرانی ملاک قرار داده شده و به این شکل ایرانیان ساکن خارج از کشور راحت‌تر می‌توانند فرزندخوانده داشته باشند​، چون تا پیش از تصویب قانون جدید آنها ناچار بودند به شکل موقت شش ماه درایران ساکن شوند​، اما اکنون این افراد می‌توانند از طریق سفارتخانه​ ایران ​اقدام کنند، چون براساس قانون جدید سفارتخانه​​ و دفاتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران ​ موظفند در اجرای این قانون​ همکاری کنند.

نحوه تنظیم شناسنامه

در ​ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست مصوب سال 92 آورده شده که مشخصات واقعی کودک و والدین او باید در اسناد سجلی‌اش درج شود؛ یعنی در قسمت توضیحات شناسنامه نام والدین واقعی فرزندخوانده درج شود، اما این تصمیم شرایط سختی را برای کودک و سرپرستان آن به وجود می‌آورد، زیرا ​ برخی افراد قبول سرپرستی کودکان را راز خود می‌دانند.

مسعودی فرید در این باره عنوان می‌کند: این مساله در آیین‌نامه‌هایی که تیرماه از سوی دولت ابلاغ شده رفع‌ و به این شکل قرار است در صفحه توضیحات کودک فقط شماره حکم دادگاه به ثبت برسد و نام والدین واقعی او در اسناد سجلی که در بایگانی ثبت احوال محفوظ است، ​ نوشته شود​.‌ یکی دیگر از نکته‌های قابل توجه در قانون فرزندخواندگی امکان فسخ حکم سرپرستی از سوی کودک است، زیرا او وقتی به 18 سالگی برسد می‌تواند دراین باره تصمیم ​بگیرد و نام خانوادگی والدین واقعی یا جدیدی را برای خود انتخاب کند.

شرایط درخواست‌کنندگان سرپرستی ​

تقید به انجام واجبات و ترک محرمات، عدم محکومیت جزایی مؤثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی، تمکن مالی، عدم حجر، سلامت جسمی و روانی لازم و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی، نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل، صلاحیت اخلاقی، عدم ابتلا به بیماری​های واگیر یا صعب‌العلاج و اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شرایطی است که درخواست‌کنندگان سرپرستی باید داشته باشند​. این درحالی است که رعایت اشتراکات دینی میان سرپرست و افراد تحت سرپرستی الزامی است.​

افرادی‌که می‌توانند ​​فرزندخوانده داشته باشند

قانون برای افرادی که مجاز هستند برای به‌عهده گرفتن سرپرستی کودکان اقدام کنند نکاتی را در نظر گرفته است. براساس ماده 5 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست‌، زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و صاحب فرزند نشده باشند می‌توانند برای گرفتن فرزندخوانده درخواست بدهند، به این شرط که دست‌کم یکی از آنان بیش از 30 سال داشته باشد. البته براساس تبصره یک این ماده قانون ‌به تشخیص سازمان پزشکی قانونی، امکان بچه‌دار شدن زوجین وجود نداشته باشد، درخواست‌کنندگان از شرط گذشت پنج سال مستثنا هستند.‌ زن و شوهر دارای فرزند نیز می‌توانند چنین درخواستی بدهند، البته ​شرط سنی داشتن 30 سال نیز برای این افراد​ در نظر گرفته شده است. علاوه‌بر این، دختران و زنان بدون شوهر نیز که ​ دست کم 30سال داشته باشند نیز می‌توانند سرپرستی کودکان بی‌سرپرست مونث را به‌عهده بگیرند​.‌ این درحالی است که براساس قانون اگر درخواست‌کنندگان سرپرستی از بستگان کودک یا نوجوان باشند، دادگاه با اخذ نظر سازمان و با رعایت مصلحت کودک و نوجوان می​تواند آنان را از برخی شرایط مقرر ​مستثنا کند.

برای سرپرست بودن مهربان‌تر باید بود

این روزها برای هر کودک واجد شرایط فرزندخواندگی 8 متقاضی در کشور وجود دارد، آمار متقاضیان برای نوزادان بالاتر است و به 20 نفر ​می‌رسد. مساله اینجاست که​ اغلب زوج‌هایی که در جستجوی فرزندخوانده هستند، مورد خاصی را در نظر دارند؛ برای نمونه خیلی‌ها علاوه‌بر این که نوزاد دختر می​خواهند، نسبت به​ رنگ پوست نوزاد یعنی سبزه ​یا سفید بودن آنها نیز حساس هستند.

در واقع به‌دلیل این که به قول معروف فرهنگ فرزندخواندگی در کشورمان بخوبی جا نیفتاده است، بسیاری از افراد از این که دیگران متوجه شوند آنها کودکی را به فرزندخواندگی گرفته اند واهمه دارند یا هستند افرادی که سعی دارند ناتوانی خود را در فرزند‌آوری زیر چتر فرزندخواندگی پنهان کنند؛ درحالی که باید به این افراد یاد‌آور شد دیر یا زود راز مگوی آنها فاش خواهد شد و در این میان بیشترین آسیب به کودک و سرپرستان او خواهد رسید.

امین موقت باشید

افزون بر این، چنین مسائلی سبب شده افراد متقاضی فرزندخوانده داشتن خیلی دیر به خواسته خود برسند. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در این باره عنوان می‌کند: حل این مشکل به راهکار فرهنگی نیاز دارد. علاوه‌بر این ما باید افراد را تشویق کنیم که ​​آنها سرپرستی کودکان را به شکل​ امین موقت قبول کنند؛ چون به این شکل کودکان بیشتری صاحب خانواده خواهند شد. در واقع هرچه کودکان بهزیستی زمان کمتری را در مراکز شبه‌خانواده سپری کنند، آسیب کمتری می‌بینند، زیرا​​ هرچه شرایط در مراکز نگهداری کودکان مناسب باشد بخوبی مهر و محبت والدین نیست.

برای نمونه کودکی را در نظر بگیرید که ​مادرش فوت کرده و پدرش برای ده سال باید در زندان باشد. به همین دلیل این کودک شرایط فرزندخواندگی دائم را ندارد؛ در حالی که اگر این کودک برای مدتی کوتاهی نیز در محیط خانواده باشد آسیب کمتری خواهد دید، بنابراین افراد نیکوکار می‌توانند سرپرستی این کودک را برای مدتی‌که پدر او در زندان است، قبول کنند​.

حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی بهزیستی دراین باره یادآور می‌شود: جالب اینجاست که بتازگی مورد قابل توجهی نیز رخ داد،​​ چون پدر یکی از کودکان بد‌سرپرست از زندان آزاد شد،​ اما وقتی دریافت فرزندش شرایط مناسبی در خانه سرپرست‌هایش دارد از حق پدری خود گذشت و راضی شد​ کودکش برای همیشه نزد سرپرستانش​ باقی بماند.

نیکوکاران به روز شوند

نیکوکاران در مراکز شبه‌خانواده کمک حال واقعی بهزیستی هستند،زیرا از حدود 600 مرکز شبه خانواده‌ای که در تمام کشور وجود دارد بیش از 530 مرکز ​ غیردولتی است و مراکز باقیمانده نیز بیشتر شیرخوارگاه هستند و تعداد مراکز شبه‌خانواده دولتی که برای کودکان بالای شش سال در نظر گرفته شده خیلی کم است.

​در این میان برخی نیکوکاران​ سالانه برای نگهداری از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در مراکز شبه‌خانواده حدود یک میلیون یا 500 هزار تومان هزینه می‌کنند، درحالی که اگر ​ نیکوکاران ​به این باور برسند که کودکان بهزیستی می‌توانند با کمک آنها صاحب خانواده بشوند مشکل کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست زیادی حل می‌شود​.

برای نمونه مادربزرگی را در نظر بگیرید که دوست دارد از نوه‌اش نگهداری کند، اما توانایی مالی آن را ندارد. نیکوکاران می‌توانند با کمک به این مادربزرگ شرایطی را به وجود بیاورند که کودک در کنار مادربزرگ خود زندگی کند.

محيط زيست قرباني زورآزمايي مسئولان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فاتحه همکاري بين بخشي براي حفظ محيط زيست کشور را بايد خواند،زيرا در روزگاري که همه به اين باور رسيده اند که براي حفظ محيط زيست کشور بايد تمامي نهادهاي دولتي و غير دولتي دست به دست هم​ دهند خبري از اردبيل منتشر شده که آب پاکي را روي دست آنهايي که ادعاي همکاري بين بخشي براي حفظ محيط زيست را دارند، مي ريزد. آن طور که ايرنا گزارش داده شهرداری اردبیل ساختمان موزه محیط زیست را پلمب کرده​؛ ماجرا از اين قرار است که سه شنبه گذشته​ اداره حفاظت محیط زیست استان اردبیل کارخانه آسفالت شهرداري منطقه 2 اين استان را ​به دلیل آلایندگی ​ هوا و​​ رعایت نکردن استانداردهای زيست محيطي ​تعطيل کرد؛​ مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اردبیل دراين باره​ گفته اين اقدام ​ پس از چند​ بار​​ تذکر و صدور اخطاریه های​ زیست محيطي با دستور مقام قضایی صورت گرفته به همين خاطر ​ از قصد و غرض ​ حرکت انتقامی شهرداری اردبیل ​اطلاعي ندارد.

هرچند شهرداری در توجيه عمل خود ساخت و ساز غیرمجاز در ساختمان موزه طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست اردبيل ​ را  بهانه کرده اما  با توجه به اينکه اين اقدام چند ساعت بعد از تعطيل شدن کارخانه آسفالت سازي از سوي محيط زيست يعني​ ساعت 22 چهارشنبه گذشته اتفاق افتاده، مي توان نتيجه گرفت اين حرکت تلافي جويان بوده چون اگر اقدام شهرداري ارتباطي با تعطيلي کارخانه آسفالت سازي نداشته نبايد شبانه و به يکباره به اين نتيجه مي رسيدند که ساخت و ساز محيط زيست اردبيل غير مجاز بوده است.

بايد تاکيد کرد حل مسائل زيست محيطي بدون همکاري بين بخشي ميسر نمي​شود،اما هنوز بسياري از مسئولان نهاد هاي مختلف در کشور به اين باور نرسيده اند،زيرا نبود هماهنگي مناسب دراين بخش محدود به​همکاري نامناسب بين وزاتخانه هايي مانند نفت، صنعت، معدن و تجارت ، راه و شهرسازي نيرو​ و يا نهادهايي مانند شهرداري با سازمان محيط زيست نيست،چون متولي رسيدگي به مسائل زيست محيطي کشور​ و سازمان جنگل​ها نيزدر اين ميان همکاري مثال زدني اي با يکديگر ندارند. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکل  مديران وزارتخانه ها و ارگان هايي که ادعاي حمايت از محيط زيست را دارند​ بايد فراتر از شعار عمل کرده ومحيط زيست را قرباني اهداف​​ و نشان دادن قدرت خود به ديگر مديران​ نکنند.

 ​ ​ مهدي آييني

آخرین توصیه‌ها برای زائران تمتع 1394

سه روز دیگر همزمان با آغاز شهریور رسما سفرهای تمتع کلید خواهد خورد و در نخستین روز هزار زائر از ایستگاه‌های پروازی تهران، ساری و تبریز کشورمان را به مقصد مدینه منوره ترک می‌کنند.رئیس سازمان حج و زیارت در گفت وگو با جام جم آخرین توصیه ها به زائران تمتع 94 را تشریح کرده تا زائران با توجه به آن سفر ایمن تری را تجربه کرده و دچار مشکلاتی مانند گم شدن، بیماری و بحث با عوامل امر به معروف و پلیس عربستان نشوند.

براساس آخرین خبرها، برنامه صدور روادید زائران روندی طبیعی را پشت سر می گذارد، چون روادید تمامی زائران مدینه قبل صادر شده و از امروز نیز قرار است روادید زائران مدینه بعد صادر شود. این درحالی است که حدود یک ماه تا آخرین پرواز به عربستان باقی مانده است؛ بنابراین به گفته رئیس سازمان حج و زیارت مشکلی در این حوزه پیش نخواهد آمد.

سعید اوحدی به جام جم می گوید: پیش پروازها برای ارائه خدمات به زائران از چهار روز قبل شروع شده و دو پرواز دیگر در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه برای اعزام عوامل ستادی به عربستان انجام خواهد شد. علاوه بر این امسال فقط 11درصد اتاق های زائران پنج تخته است، این درحالی است که سال گذشته 30 درصد اتاق های زائران در مکه مکرمه پنج تخته بود.

سفر تمتع با سفر 10 روزه عمره یا سفر هفت روزه عتبات متفاوت است؛ زیرا علاوه براین که زائران به شکل طبیعی نگران انجام اعمال فریضه واجب خود هستند، مدت سفر طولانی تر بوده و گرمای هوا و ازدحام جمعیت نیز شرایط را مشکل تر می کند، امسال میانگین زمان سفر تمتع 29 تا 35 روز در نظر گرفته شده است.

در این میان سفر عمده کاروان ها 32 روزه است و بیشترین دوره سفر آنها نیز با 22 روز در مکه سپری خواهد شد بنابراین زائران باید نکات زیادی را رعایت کنند تا در طول سفر مشکلی برای خود و همراهانشان ایجاد نکنند.

ترافیک و پیاده روی طولانی

در سفر تمتع زائران سراسر جهان که زبان و فرهنگ متفاوتی دارند دور هم جمع می شوند بنابراین زائران باید خود را برای ترافیک و گرمای طاقت فرسا و برخی آلودگی ها و بیماری ها آماده کنند.

علاوه بر این با توجه به ساخت و ساز های اطراف مسجد الحرام و توسعه فضا در این منطقه، آخرین ایستگاه های اتوبوس برای زائران حدود یک تا 1.5 کیلومتر با مقصد زائران فاصله دارد، به همین دلیل زائران باید آماده چنین پیاده روی هایی باشند.

دارو و ترجمه نسخه پزشک

برخلاف سال های گذشته امسال زائران اگر داروی خاصی مصرف می کنند باید نسخه مهردار پزشک خود را به زبان انگلیسی ترجمه کرده و در آن طول درمان و مدت زمان استفاده از دارو را نیز قید کنند.

قوانین متفاوت رفتاری در عربستان

براساس فرهنگ ما اگر شخصی اشیایی مانند موبایل، کیف، انگشتر و گردنبند را پیدا کند آن را بر می دارد تا به مسئولان مکانی که شیء در آنجا پیدا شده، تحویل دهد؛ اما در عربستان چنین کاری جرم است بنابراین زائران باید آگاه باشند هیچ چیزی را در صحن مسجد الحرام از زمین بر ندارند، چون جرم محسوب شده و برای فرد خاطی پرونده تشکیل می شود.

کفش، بدون کیسه ممنوع

وارد کردن کفش بدون جاکفشی یا کیسه کفش به داخل مسجد النبی جرم و بی احترامی تلقی می شود؛ زیرا در سال های گذشته زائرانی سالخورده بوده اند که این نکته را رعایت نکرده و دچار مشکل شده اند.

روزهای بدون اتوبوس

سیستم و حمل و نقل عربستان از 6 یا 7 ذی الحجه به دلیل حرکت اتوبوس ها به سمت عرفات تا 13 این ماه تعطیل می شود، بنابراین امکان استفاده از اتوبوس برای رفتن به حرم وجود ندارد، البته چهار روز از این مدت صرف توقف در منا و عرفات است؛ اما برای دو روز باقی مانده هیچ اتوبوسی وجود ندارد که به زائران سرویس بدهد، بنابراین بهتر است زائران برای جابه جایی به شکل گروهی از تاکسی استفاده کنند.

مواد مخدر و 5 سال محرومیت

عربستان قوانین سختگیرانه ای برای حمل مواد مخدر به این کشور دارد، حتی داروهایی که شبه مواد مخدر است نیز در این گروه جای می گیرد. این درحالی است که در داخل کشور نیز اگر ماموران پلیس از زائران مواد مخدر کشف کنند برای آنها پنج سال ممنوعیت سفر به خارج از کشور در نظر گرفته می شود؛ بنابراین زائران باید اطمینان پیدا کنند دارویی که با خود حمل می کنند حاوی مواد مخدر نیست.

زائرانی که گم می شوند

سال گذشته بیش از 25 نفر از زائران تمتع کشور گم شدند هرچند بیشتر آنها ظرف دو تا سه ساعت پیدا شدند، اما عملیات جستجو برای سه زائر بیش از یک روز زمان برد. بیشتر زائران در مکه گم می شوند، چون مسجدالحرام درهای متعدد و فضای گسترده ای دارد.

به همین دلیل بی دقتی زائران سبب گم شدن آنها می شود، بخش دیگری از زائران نیز در منا و عرفات گم می شوند،؛ بنابراین زائران باید کارت هایی را که برای آنها در نظر گرفته شده همیشه همراه داشته باشند و در مواقع لزوم با شماره تلفن هایی که در اختیارشان قرار دارد تماس بگیرند.

لیز خوردن زائران

یکی دیگر از مشکلات زائران زمین خوردن و شکستگی دست و پای آنهاست، زیرا تعدادی از آنها به اشتباه برای پیاده روی از دمپایی های نامناسب ابری استفاده می کنند. سال گذشته حدود ده زائر دچار شکستگی حاد و بیش از 40 نفر دیگر دچار ضرب دیدگی شدند؛ بنابراین زائران باید هنگام استحمام و پیاده و سوارشدن به اتوبوس دقت لازم را داشته باشند.

بیماری واگیر

بیماری کرونا و ابولا در گذشته در عربستان شایع بود، اما اکنون به نظر می رسد کنترل شده است. البته زائران برای جلوگیری از سرماخوردگی و بیماری های تنفسی باید واکسن مننژیت و آنفلوآنزا بزنند و در فضای شلوغ از ماسک استفاده کنند.

آلودگی چشمی

یکی دیگر از مشکلات زائران در عربستان آلودگی چشمی است، چون بسیاری از زائران دست آلوده را به چشم مالیده و دچار مشکل می شوند، علاوه بر این برخی زائرانی که برای رمی جمرات سنگ جمع می کنند، بدون دستکش این کار را انجام داده و بر اثر تماس دست ها با چشم هایشان سبب ناراحتی چشم شان می شوند. جالب است بدانید سال گذشته بی توجهی به این نکته ساده سبب شد دو زائر به جراحی چشم نیاز پیدا کنند.

با پلیس و عوامل امر به معروف بحث نکنید

درگیری لفظی زائران با عوامل امر به معروف و پلیس های عربستان یکی دیگر از مشکلات زائران در سفر تمتع است؛ زیرا عربستان عده ای از اتباع افغانستان، پاکستان و عربستان را به این کار گمارده و چون بیشتر این افراد پرخاشگر هستند، زائران با آنها مشکل پیدا می کنند. بنابراین زائران باید از بحث کردن با این افراد خودداری کنند چون هیچ نتیجه ای نخواهد داشت.

تذکر درباره خدمات هتل ها

برخی زائران ممکن است از نحوه ارائه خدمات در هتل، خدمات بهداشتی و درمانی محل اقامت خود گله داشته باشند. این زائران می توانند مشکل خود را با مدیر هتل که ایرانی است یا روحانی و مدیر کاروان در میان بگذارند؛ زیرا مدیران کاروان ها وظیفه دارد به چنین مشکلاتی رسیدگی کنند.

بازارگردی نکنید

زائری که برای سفر تمتع 15 سال وقت گذاشته درست نیست، زمان خود را برای خرید جنس های بی کیفیت ترکیه ای و چینی صرف کند؛ زیرا نمونه باکیفیت تر بیشتر اجناسی که در عربستان به عنوان سوغاتی عرضه می شود، در کشورمان وجود دارد.

 

خيابان خوابي سفر نيست

هزينه هاي بالاي خدمات گردشگري سبب گران شدن سفر و بروز مشکلاتي مانند خيابان خوابي در کشور شده است

هزینه‌های سرسام‌آور اقامت، حمل و نقل و خورد و خوراک امان گردشگران را بریده، اما گردشگران تنها افرادی نیستند که از اوضاع آشفته صنعت گردشگری کشور آسیب می‌بینند. باید محیط زیست کشور را نیز قربانی دیگر نبود مدیریت در این حوزه دانست، زیرا گردشگران زیادی با هدف سفر ارزان در دل منابع طبیعی کشور اتراق کرده است و خسارت جبران‌ناپذیری به این مناطق وارد می‌کنند. علاوه بر این، گروهی دیگر از گردشگران نیز با برپا کردن چادر در معابر و بوستان ها چهره زشتی به این مناطق داده اند و به مسائل اجتماعی و بهداشتی دامن می زنند؛ تمام این مشکلات دلیلی ندارد جز این که بازار انحصاری سبب شده شرکت های ارائه دهنده خدمات سفر نیازی به رقابت احساس نکنند.

شاید بتوان به گردشگران بسته ای پیشنهاد کرد که با استفاده از آن بتوانند سفر به نسبت ارزانی را تجربه کنند؛ برای نمونه آنها باید در زمان هایی که تعداد گردشگران به حداقل می رسد روانه سفر شوند یا گروهی سفر کرده و با استفاده از چادر هزینه بالای اقامت را از فهرست خود حذف کنند، اما در این میان واقعیتی وجود دارد که نمی توان آن را انکار کرد، زیرا گردشگر در صنعت گردشگری مصرف کننده کالاست به همین دلیل در فضایی که رقابت وجود ندارد برای ارزان کردن سفر از دست او کاری ساخته نیست.

گردشگر حق انتخاب ندارد

در واقع گردشگران در کشورمان ابتدا نگاهی به جیب خود انداخته و با توجه به اندوخته ای که دارند برنامه سفر خود را تنظیم می کنند، بنابراین چنین گردشگری نمی تواند با تحریم کردن شرکت های خدماتی در این حوزه در بازار گردشگری تاثیرگذار باشد. درست است که گردشگر نباید جنس گران بخرد، اما چون در فضای کنونی گردشگران حق انتخاب ندارند نمی توان به تاثیر گذاری آنها امیدوار بود.

به نظر می رسد رفع این مشکل نیاز به فرهنگسازی و پادرمیانی دولت دارد، زیرا چنانچه دستگاه های متولی در این حوزه از گردشگران حمایت نکنند مشکلات آنها حل نشده باقی خواهد ماند. مساله دیگر مغفول ماندن گردشگری است، زیرا تا وقتی درآمدهای دولت وابسته به نفت باشد نسبت به ایجاد درآمد از طریق گردشگری احساس نیاز نمی کند.

مرگ رقابت در حوزه گردشگری

نبود رقابت میان هتلداران و افرادی که مسافرخانه ها را اداره می کنند سبب شده اغلب آنها خدمات گران، اما بدون کیفیتی را به مسافران ارائه کنند، زیرا کم نیستند مسافرانی که همیشه از خدمات ارائه شده در هتل ها و مسافرخانه ها گله دارند.

مشکل اینجاست که تعداد هتل ها و مسافرخانه ها در کشورمان آن قدر نیست که آنها احساس رقابت کنند و بخواهند قیمت های خود را کاهش دهند.

ناصر رضایی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی در این باره به جام جم می گوید: اکنون مشهد تنها شهری است که به نسبت تعداد هتل هایش مناسب است، بنابراین باید اقدامات لازم برای توسعه در این حوزه صورت گیرد.

این در حالی است که در حوزه حمل و نقل نیز چنین شرایطی حاکم است؛ مثلا به دلیل تعداد کم شرکت های هواپیمایی رقابتی میان آنها شکل نمی گیرد و مسافران ناچار ند برای خرید بلیت از شرکت هایی که خدمات نامناسبی ارائه می کنند نیز با محدودیت رو به رو باشند.

درباره خورد وخوراک گردشگران نیز باید تاکید کرد کیفیت مهم است،اما با رقابت می توان هزینه آن را کاهش داد.

سفر توزیع نمی شود

با توزیع مکان های سفر می توان اندکی از هزینه های گردشگری را کاهش داد، اما این کار به فرهنگسازی نیاز دارد، زیرا در همه کشورها قطب های گردشگری وجود دارد، اما چون زیر ساخت های مناسب در دیگر مناطق نیز فراهم شده و تبلیغات مناسب و بازاریابی موفقی در این حوزه صورت گرفته گردشگران انتخاب های محدودی ندارند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری یادآور می شود: غرب و شرق کشورمان جاذبه های خاص خود را دارد،اما برای معرفی آنها به گردشگران تلاشی صورت نگرفته، بنابراین بیشتر گردشگران به سواحل شمالی کشور می روند.

این مساله سبب شده برخی شرکت های ارائه دهنده خدمات دراین مناطق به قول معروف از آب گل آلود ماهی بگیرند و هزینه های غیرمعمولی را از گردشگران طلب کنند.

برای کاهش هزینه های گردشگری به ارائه برنامه هایی تشویقی از سوی دولت نیاز است؛ مانند کاهش مالیات یا ارائه وام های بلندمدت با چنین مشوق هایی و نظارت دقیق افرادی که خدمات گردشگری بهای خدمات خود را کاهش خواهند داد.

رضایی تاکید می کند: بعلاوه در این حوزه باید مانع ایجاد انحصار شد، زیرا شرکت هایی که خدمات گردشگری ارائه می دهند در نبود رقابت، قیمت ها را تعیین می کنند.

این در حالی است که برای ایجاد رقابت با ایجاد فضای جدید ایجاد کرد. افزون بر این به منظور بهبود شرایط باید فضا برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نیز باز شود تا به این شکل ارائه دهندگان خدمات افزایش پیدا کنند.

سیل گردشگر، سیل قیمت ها

مقصد بیشتر گردشگران و زمان سفر آنها اکنون مشخص است، زیرا اغلب آنها در انتظار روزهای تعطیل تقویم هستند تا روانه سواحل شمالی کشور یا اصفهان، یزد و شیراز شوند. این در حالی است که اگر شرایط در مناطقی مانند خراسان جنوبی، خوزستان یا سنندج فراهم شود و آنها به این مناطق سفر کنند می توان در کنار بهره بردن از مزیت چهار فصل بودن کشور، زمینه را برای ایجاد رقابت و توزیع ثروت در حوزه گردشگری نیز مهیا کرد، زیرا به این شکل عرضه و تقاضا متعادل شده و قیمت ها قابل مدیریت شدن می شود.

آرش نورآقایی، رئیس هیات مدیره کانون انجمن های صنفی کارگری راهنمایان گردشگری کشور نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: سیل گردشگر وقتی به منطقه ای هجوم می برد قیمت ها نیز افزایش پیدا می کند، چون در کشورمان بجز مرکز و شمال سایر استان های کشور فراموش شده اند.

دولت می تواند شرایط را بهبود ببخشد. برای نمونه در سایر کشورها وقتی تعداد گردشگران در منطقه ای کاهش پیدا می کند مسئولان با ارائه بسته های تشویقی مانند پارکینگ رایگان یا در نظر گرفتن تخفیف برای موزه، کافه و سینماها گردشگران را تشویق به سفربه این مناطق کرده و از بار گردشگران در قطب های گردشگری کم می کنند.

نورآقایی عنوان می کند: در کشورمان فقط در کیش چنین راهکارهایی مانند جشنواره تابستانی کیش اجرا می شود، اما باید چنین مشوق هایی در تمام استان های کشور عملی شود که نیاز به پشتیبانی دولت دارد.

به گفته وی شهروندان نیز می توانند با استفاده از خدماتی که تورها ارائه می کنند هزینه های سفر خود را کاهش دهند.

خیابان خوابی چاره کار نیست

این روزها در کشورمان به اشتباه سفر ارزان با خیابان خوابی گره خورده است و در بسیاری از شهرهای گردشگر پذیر می توان گردشگران زیادی را دید که با خیابان خوابی چهره نامناسبی خلق کرده اند. هرچند با ایجاد هتل های ارزانقیمت این مشکل برطرف می شود، اما نباید فراموش کرد با راه اندازی کمپ های گردشگری در خارج از شهرها نیز می توان نیاز این عده از گردشگران را پاسخ داد و مانع تخریب محیط زیست و دپوی زباله در جنگل و سواحل شد.

برخلاف کشورمان که تاکنون هیچ کمپ گردشگری در آن ایجاد نشده در بسیاری از کشورهای توسعه یافته برای گردشگرانی که با خودروهای کاروان سفر می کنند یا علاقه به چادر زدن دارند محل هایی در پنج تا ده کیلومتری خارج از شهرهای گردشگرپذیر ایجاد می کنند تا گردشگران بتوانند در این کمپ ها اقامت کرده و از خدماتی که در آنها ارائه می شود بهره ببرند،زیرا گردشگر برای ورود به این کمپ ها باید هزینه ای بپردازد، اما در مقابل از خدماتی مانند استحمام و محل مناسبی برای شست وشوی لباس و پخت و پز استفاده کرده و می تواند مطمئن باشد که امنیت اش تامین می شود.علاوه بر این در این کمپ ها با خدماتی مانند حمل و نقل عمومی یا اجاره دوچرخه شرایط برای بازدید گردشگران از جاذبه های شهرهای مقصد نیز تسهیل می شود.

در واقع به این شکل مشکل این گروه از گردشگران حل شده و مسئولان نیز دیگر دغدغه تخریب محیط زیست و مسائل اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی چادر زدن گردشگران در داخل شهرها را ندارند.

 

دنیای واقعی و مجازی غریبه با محیط‌ زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

گونه‌های جانوری یکی پس از دیگری کشته می‌شوند؛ پوست و پیکر بی‌جان آنها تاکسیدرمی شده و توسط عده‌ای سودجو در دنیای واقعی و مجازی به‌فروش می‌رسد. علاوه بر این تصاویر غرق به خون آنها نیز در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی باز نشر داده می‌شود و عده‌ای شرایط اسفبار آنها را لایک می‌زنند. برای نمونه این روزها صفحه ای به نام «شکارگاه» در اینستاگرام باز شده که حدود 3000 نفر عکس هایی را که در آن به نمایش گذاشته می شود، دنبال می کنند.جالب اینجاست که گرداننده این صفحه هشدار داده ورود اشخاص بی ادب، اطفال، خانم ها و آقایان دل نازک به این صفحه ممنوع است. او از علاقه مندان شکار خواسته از شکار فیلم و عکس تهیه کرده و برای نمایش در صفحه شکارگاه برایش ارسال کنند.

در نتیجه بیشتر عکس هایی نیز که در این صفحه به نمایش گذاشته می شود تصاویر غرق به خون جانورانی مانند کبک، گراز، قوچ، باقرقره و کبوتر یا فیلم هایی از اسارت پلنگ و شکار انواع گونه های جانوری است که عده ای سلاح به دست کنار آنها عکس و فیلم یادگاری گرفته اند.

معضل شکار غیرقانونی در کشورمان تاکنون حل نشده، زیرا دستگاه های مسئول نتوانسته اند این حوزه را بدرستی مدیریت کرده و جایگزین مناسبی برای افرادی که به شکار علاقه دارند، ارائه کنند، در نتیجه محیط زیست و حیات وحش کشور هر روز شرایط بحرانی تری پیدا می کند.

در واقع بین مسئولان و شهروندان کمتر شخصی را می توان یافت که به معانی واقعی دغدغه محیط زیست را داشته باشد، به همین دلیل این روزها همه چیز برای آنها که برای محیط زیست و حیات وحش کشور احترام قائل نیستند در دنیای واقعی و فضای مجازی فراهم است. این درحالی است که دیروز دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران نیز از کشف لاشه پلنگی در مناطق جنگلی محمدآباد کتول خبر داد.

متاسفانه پوست لاشه کنده شده و دست، پا و سر پلنگ نیز قطع شده بود، بنابراین می توان حدس زد که عده ای با انگیزه تاکسیدرمی پلنگ را کشته و بقایای لاشه او را رها کرده اند.

با انتشار گزارش مرگ این پلنگ می توان گفت امسال دست کم خبر مرگ 14پلنگ رسانه ای شده، هرچند علت مرگ این گربه سان مدت هاست مشخص شده و می توان از تصادفات جاده ای و کشتن این گونه توسط دامداران به عنوان علت اصلی مرگ پلنگ یاد کرد، اما حمایت از آنها هنوز اندرخم یک کوچه است، چون برخی هنوز اصرار دارند دوباره این علت ها را کشف کرده و برای آن راهکار ارائه دهند شاید هم تصور می کنند دم زدن از آماده شدن طرح های نجات به عنوان گزارش کار حساب می شود.

غافل از این که شرایط نامناسب محیط زیست تاب چنین رفتارهایی را ندارد. به همین دلیل باید هشدار داد چنانچه برخی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست دغدغه حفظ اندک باقی مانده حیات وحش کشور را دارند، باید فراتر از پشت میز نشینی و کشف دوباره راهکارها عمل کرده و در دنیای واقعی و مجازی حضور پررنگ تری داشته باشند.

مهدی آیینی

بالا