آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : گلنوش ملايري

بایگانی/آرشیو برچسب ها : گلنوش ملايري

اشتراک به خبردهی

موسیقی کودکان؛ از لالایی تا نواختن ساز

شنیدن صدای تپش قلب مادر، اولین تجربه شنیداری موسیقی برای هر کودکی است؛ پس از تولد، لالایی مادرانه این حس را تقویت می‌کند و کودک را در مسیر رشد قرار می‌دهد؛ مسیری که موسیقی در آن نقش به‌سزایی دارد. بنابراین همان طور که والدین در کودکی از لالایی گفتن دریغ نمی‌کنند، برای آموزش و تربیت کودکان خود نیز باید به موسیقی توجه کنند و از این علم برای زندگی بهتر کمک بگیرند.

دوره جنینی

با توجه به بررسی دانشمندان در خصوص تاثیر موسیقی بر نوزادان، رحم مادر اولین مدرسه موسیقی شناخته می‌شود. پروفسور راث فریدمن درباره این موضوع تحقیقات فراوانی انجام داده است. ایشان به مادران باردار آموزش داده چطور برای جنین خویش لالایی یا آواز بخوانند و همچنین موسیقی‌های بسیار مناسب برایشان پخش کنند، به‌طوری که اثر موسیقی تا سال‌ها پس از تولد جنین در او باقی بماند.

اگر مادر در دوران بارداری موسیقی مناسب (درباره خصویات آن توضیح خواهیم داد) گوش کند، رحم مانند فیلتر صدا عمل می‌کند و جنین می‌تواند موسیقی و گفتار را در فرکانس‌های زیر 500هرتز بشنود، زیرا شکم مادر، بافت رحم و مایع آمنیوتیک مانند فیلتری صدا را برای گوش جنین پخش می‌کند و این صدا برای او قابل درک و شناسایی است.

در این میان، اشاره‌ای به موسیقی مناسب کردیم. موسیقی مناسب، موسیقی‌ای است که دارای ضرباهنگ ملایم باشد، یعنی خیلی کند یا تند نباشد. علاوه بر این، ملودی‌های پراحساس و معنایی بسیار روان و امیدوار‌کننده و روشن داشته باشد. این درحالی است که تغییرات شدید ضربی نباید در آن وجود داشته باشد و آواز آن نیز مشخص‌تر از آهنگ به گوش برسد.

پس از تولد

هنگامی که کودک متولد شد، کاربرد موسیقی در آرام کردن ذهن و روح نقش پر‌رنگ‌تری می‌یابد. می‌توان هنگام حمام کردن یا لباس پوشاندن و غذا دادن با آواز خواندن یا پخش موسیقی کوتاه و ساده در حرکات فیزیکی کودک، تاثیرات بسیاری به وجود آورد. بنابراین اگر همراه با ضرباهنگ و هماهنگ با آن، بدن کودک را به آرامی نوازش کنید، باعث گسترش ادارک و احساسات کودک خواهید شد و به مرور زمان در می‌یابید کودک شما از تنش و گریه بی‌دلیل دور می‌شود. این عمل درصورتی نتیجه بخش است که مادر گوش دادن به موسیقی یا نواختن آن را برای کودک خود به‌عنوان کاری روز‌مره در نظر بگیرد.

کودک در سه ماهگی به صدا واکنش نشان می‌دهد، به سمت آن برمی‌گردد یا گاهی با پیچ خوردن عکس‌العمل نشان می‌دهد.

مساله دیگر، تکرار برای کودکان است چون آنها از تکرار چیزی که در گذشته برایشان خوشایند بوده، لذت می‌برند. پس بارها و بارها موسیقی مورد دلخواه آنها را برایشان تکرار کنید.

کودک در یک‌سالگی می‌تواند ریتم و ضرباهنگ را درک کند و همزمان با موسیقی حرکات موزون انجام دهد یا با آن دست بزند و سرش را تکان دهد. حتی گاهی با ادای صدا‌هایی می‌خواهد اشعار ملودی را همزمان بخواند. در این مواقع، می‌توانید جواب صداهایی را که کودک در می‌آورد، به او بازگردانید.

از 18 ماهگی تا 3 سالگی

هنگامی که کودک به 18 ماه می‌رسد، به‌راحتی می‌تواند موسیقی را شناسایی کند و موسیقی مورد علاقه‌اش را بشناسد و گاهی حتی گوشه‌هایی از شعر یا ریتم آهنگ را بخواند. در این زمان چون حافظه کودک تکامل نیافته، اشعار را با حرکات دست و بدن به خاطر می‌سپارد؛ این امر نیز باعث رشد حرکتی و مغزی در کودکان می‌شود، چون واکنش‌های مغز نسبت به انجام حرکات ارادی سریع‌تر اتفاق می‌افتد و ضمن این‌که با خواندن اشعار همراه با آهنگ دایره لغات بیشتری را فرا می‌گیرد، می‌توان از آهنگ‌های ساده‌ای که در باره اشیا یا حیوانات است، بهره گرفت.

کودکان وقتی به سه تا پنج سالگی می‌رسند، درک موسیقی بالایی دارند و احساس آن را کامل می‌فهمند. شنیدن موسیقی به شکل جدی در این سنین، اشتیاق کودک را برای برقراری ارتباط با دیگران بالا می‌برد

شنیدن موسیقی به شکل جدی در این سنین اشتیاق کودک را برای برقراری ارتباط با دیگران بالا می‌برد و کودک به‌راحتی می‌تواند با کودکان دیگر بازی کند، ضمن این که موسیقی حافظه و هوش او را نیز افزایش می‌دهد و به گسترش حافظه بلند‌مدت و تصویری کودک نیز کمک می‌کند. در این سنین می‌توان از سازهایی مانند طبل یا ارگ اسباب بازی یا بلز برای بالابردن اشتیاق نواختن کودک بهره گرفت.

پس از 3 سالگی

کودکان وقتی به سه تا پنج سالگی می‌رسند درک موسیقی بالایی دارند و احساس آن را کامل می‌فهمند. در ایران، کودکان را معمولا از چهار سالگی به بالا برای آموزش موسیقی در آموزشگاه‌ها ثبت‌نام می‌کنند. با توجه به تجربیاتی که دراین زمینه دیده شده، خانواده‌هایی که در خانه موسیقی مناسب گوش می‌دهند، کودکشان آمادگی بیشتری برای فراگرفتن موسیقی دارد.

بیشتر این کودکان در کلاس موسیقی از شعرهایی که خودشان فی‌البداهه می‌سرایند استفاده و سریعا آن را با یک آهنگ همراهی می‌کنند. این کودکان در کلاس بسیار با اشتیاق و احساس موسیقی را می‌نوازند و هیچ‌گاه از آن دلزده نمی‌شوند.

خانواده و موسیقی کودک

نقش خانواده در آموزش موسیقی کودک بسیار مهم است، چون در طول آموزش والدین با حمایت‌های خویش از نظر تشویق و نشان دادن علاقه به گوش دادن موسیقی می‌توانند زمینه مناسب را برای فراگیری کودک فراهم کنند، زیرا این حمایت تا سنین بلوغ یعنی زمانی که کودک به مرحله نوجوانی می‌رسد و شخصیتش شکل می‌گیرد، بسیار موثر است.

نکته دیگر این که هنگام فراگیری موسیقی از سوی کودک، والدین نیز باید به فراگیری و مطالعه اطلاعات پایه‌ای در زمینه موسیقی بپردازند تا بتوانند کودک را برای آموزش بهتر همراهی کنند.

نکات طلایی آموزش موسیقی کودکان

به‌عنوان معلم موسیقی کودکان لازم است به چند باور اشتباه در زمینه آموزش موسیقی که در ایران رواج دارد اشاره کنم‌. اول این‌که والدین نباید فرزندشان را به دلیل این که کودکی در بین فامیل یا آشنایانشان موسیقی را فرا می‌گیرد به اجبار در کلاس موسیقی ثبت‌نام کنند. آنها باید ابتدا به علاقه کودک توجه کنند.

دوم این‌که نباید معلم موسیقی را تنها عامل یادگیری موسیقی برای کودک دانست، بلکه باید موارد آموزشی را که در کلاس مطرح می‌شود، در منزل به صورت روزانه با کودک تمرین کرد.

سوم این‌که هنگام تمرین روزانه کودک والدین باید کنار او بنشینند و همراهی اش کنند. برای این کار روزانه نیم ساعت باید وقت گذاشت.

چهارم این که برخی دوره موسیقی کودک را به عنوان دوره ارف می‌شناسند. این در حالی است که این عنوان اشتباه است؛ کارل ارف، یکی از بنیانگذاران آموزش موسیقی کودک است که در قرن بیستم می‌زیست و روش مخصوص خود را داشت.

کودک در پایان دوره موسیقی کودکان از لحاظ فرماندهی نیمکره‌های مغز نسبت به عملکرد حرکتی دست راست و چپ بسیار پیشرفت می‌کند. حس شنیداری او نسبت به صداهای موسیقایی و بم و زیر بودن اصوات تقویت می‌شود و ریتم را به‌خوبی می‌شناسد. در پایان، خط نوشتاری موسیقی و علامت‌های آن را به‌راحتی می‌تواند بخواند، حتی اگر سواد نداشته باشد. به این ترتیب بعد از اتمام دوره مقدماتی باید ساز مورد نظر و علاقه کودک، انتخاب و مسیر آموزش او پیگیری شود.

گلنوش ملایری

کارشناس موسیقی

گم‌شدن آوا و هماهنگی در کنسرت‌های زنده

کنسرت به پایان می‌رسد، اما هیچ کس آن طور که باید و شاید راضی نیست، اگر به سخنان مخاطبان و اعضای گروه موسیقی که در حال ترک سالن هستند گوش دهید، متوجه می‌شوید هیچ کدامشان با رضایت کامل سالن را ترک نمی‌کنند در این میان آنها بیشترین گلایه را از صدابرداری دارند؛ برای نمونه نوازندگان می‌گویند نتوانسته‌اند صدای ساز خود یا سایر اعضای گروه را بشنوند.

مخاطبان هم ادعا می کنند صدای برخی از سازها اصلا به گوش آنها نرسیده است. نکته اینجاست که اعضای گروه ماه ها برای چنین روزی تمرین کرده و وقت گذاشته اند، در مقابل مخاطبان هم هزینه کرده اند و توقع اجرایی موفق و دلنشین را دارند، اما ناهماهنگی در صدابرداری سبب شده زحمات آنها به ثمر ننشیند. نکته اینجاست که نبود صدابرداری مطلوب در کنسرت های زنده مشکلی است که از دیرباز در کشورمان وجود داشته و همیشه یک پای لنگ اجراهای زنده بوده و هست تا آنجا که هرازگاهی بزرگان موسیقی کشور را نیز به واکنش وامی دارد.

این مشکل در موسیقی هایی که به صورت آلبوم منتشر می شود بسیار کمتر به چشم می آید، زیرا موسیقی در استودیو ضبط شده و امکان پالایش صدا با نرم افزارهای متفاوت وجود دارد، اما در کنسرت های زنده این امکان وجود ندارد.

البته در این میان نمی توان همه تقصیر ها را به گردن صدابرداری انداخت، زیرا آگاهی نوازنده از نحوه سونوریته (صدادهی ساز خود) نیز بسیار اهمیت دارد، نوازنده باید بداند هر بخش از ساز او چه حجم صدایی تولید می کند و او باید با چه نیرویی آن را بنوازد. افزون بر این نوازنده باید بتواند همان طور که در ذهن صدای سازش را تصور می کند، آوایی دلنشین را به مخاطب منتقل کند، زیرا برخی نوازندگان تصور اشتباهی از نحوه نواختن خود دارند.

نکته دیگری که روی عملکرد نوازنده تاثیرگذار است، استرس قبل از اجراست که در کنسرت های زنده بسیار دیده می شود، زیرا این روزها در اغلب گروه ها فردی به نام سرپرست گروه به معنای واقعی وجود ندارد، به همین دلیل در بیشتر گروه ها این وظیفه را خواننده یا یکی از نوازندگان به عهده می گیرد، بنابراین دغدغه آنها بیشتر شده و در نتیجه استرس بیشتری به گروه تحمیل می شود. این استرس زیاد سبب می شود نوازندگان نتوانند به خوبی تعامل لازم را با صدابردار برقرار کنند، در نتیجه در همان ابتدای کار ناهماهنگی ها شروع می شود. این در حالی است که چنانچه هر گروه موسیقی اگر یک نفر را که به صدای سازها آگاه است، همراه داشته باشد هنگام صدابرداری مشکلات کمتری خواهد داشت، زیرا در کشورهای موفق در زمینه کنسرت زنده معمولا فردی که به عنوان مهندس صدا شناخته می شود، قبل از اجرا تمام جوانب کار مانند نوع سالن، تجهیزات و آکوستیک مورد نیاز را بررسی کرده و شرایط را برای اجرایی بی نقص مهیا می کند.

صدابرداری و ساز ایرانی

این در حالی است که در کشورمان تاکنون درباره فن صدابرداری از سازهای ایرانی پژوهش یا بررسی تخصصی و علمی صورت نگرفته به همین دلیل مشکلات زیادی در کنسرت های گروه های سنتی کشور به چشم می آید برای نمونه ساز عود و بربط سازهایی هستند که کاسه طنین بزرگی دارند و هنگام صدابرداری اگر فاصله مناسبی با میکروفن نداشته باشد صدای ناخوشایند «هوم» تولید می کند. افزون بر این تجهیزات موجود در ایران مانند کمپرسور، مانیتور و میکروفن ها نیز با کشورهای موفق در این زمینه اصلا قابل مقایسه نیست، این در حالی است که اگر این تجهیزات در دسترس نیز باشد، کمتر صدابرداری را در کشور می توان یافت که بتواند با آنها کار کند.

افزون بر این تعداد صدابردارانی که در کشور به طور حرفه ای با علم موسیقی آشنا هستند نیز کم است، چون برای صدابرداری مطلوب خود صدابردار باید بتواند نت های موسیقی را در زمان اجرا دنبال کرده و شدت، ضعف و زیر و بم های قطعه های موسیقی را با دستگاه خود تنظیم کند. متاسفانه به این نکته در کشورمان توجه نشده و بسیاری از صدابرداران به صورت تجربی این حرفه را دنبال کرده اند. این ماجرا سبب ایجاد نوعی نبود درک بین نوازنده و صدابردار می شود.

مشکل دیگری که در این بین وجود دارد نبود تعریفی درست از صدابردار در کشور است، زیرا امروزه به شخصی که صرفا دستگاه میکسر دارد و می تواند چند میکروفن را جلوی سازها بچیند صدابردار می گویند. نکته اینجاست که خیلی از صدابرداران نیز در استودیو کار می کنند و قدرت و توانایی کار در کنسرت های زنده را ندارند، زیرا تجهیزات قابل استفاده در استودیو برای صدابرداری با کنسرت زنده بسیار متفاوت است.

نبود سالن مناسب

مساله دیگری که در این بین وجود دارد و نمی توان آن را به پای نوازندگان و صدابرداران نوشت؛ نبود سالن های آکوستیک مخصوص کنسرت های موسیقی در کشور است، زیرا درایران فقط سه سالن وجود دارد که برای موسیقی کلاسیک غربی طراحی شده و آکوستیک آنها به نحوی است که حتی بدون میکروفن هم ارکسترهای کلاسیک در آنها اجرای بی دردسری دارند، ولی سالن های استاندارد برای اجرای کنسرت های پاپ و سنتی ایرانی در کشور وجود ندارد، اگر سالن کنسرتی هم وجود داشته باشد تجهیزات آن محدود است، بنابراین بهتر است به سرپرست و اعضای گروه های موسیقی گوشزد کرد که قبل از اجرا حتما سناریو و نحوه چیدمان سازها را به صدابردار توضیح دهند، آنها باید مشخصات قطعات اجرا را از پیش مشخص کرده و حتی فاصله بین نوازندگان روی صحنه و چگونگی قرار گرفتن میکروفن را نیز از پیش بدانند. با رعایت این نکات و کمک گرفتن از صدابرداری با تجربه می توان اجرایی موفق و به یادماندنی داشت.

گلنوش ملایری / نوازنده و آهنگساز

 

نواي مكتبخانه با لهجه شيرين كرماني

«مکتبخانه» نام اثري است از مسعود نکوئي که توسط گروه کر «مهر وطن» به صورت کرال پولي فونيک اجرا و از سوي موسسه نسل مهر کرمان ارائه شده است. اجراکنندگان اين آلبوم مسعود نکوئي (آهنگساز و تنظيم کننده)، فريبا قنادي اسدي، جميله پولادي ها، مهدي قاسمي، محمدرضا صفي، هادي طاهري، مرتضي نکوئي و صالح شيخ بهايي هستند که با نام گروه مهر وطن، فعاليت هنري خود را از سال 1387 آغاز کرده و تاکنون در جشنواره هاي کرال در ايران و کره جنوبي مقام هايي به دست آورده اند.
هدف اصلي انتشار اين اثر ارائه ملودي هاي ناب نواحي جنوب شرقي ايران است که تاکنون به صورت ارکسترال عرضه نشده و بسياري از آنها حاصل تعامل فرهنگي سه استان کرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان است که در اين اثر خاص به تصوير کشيده شده تا دوباره به گوش مردم برسد.
قطعه اول اين اثر «مکتبخانه» نام دارد که بر گرفته از شيوه تحصيل در مکتبخانه هاي قديم است و سعي در تداعي فضاي واقعي اين مکان دارد. در اين قطعه به مواردي چون تنوع سن، جنس صدا، بازيگوشي و خلقيات شاگردان توجه شده است. به عنوان مثال صداي آلتو نقش کودک بازيگوشي را دارد که تکاليف خود را در خانه انجام نداده و هنگام تمرين تنوين ها ابتداي حرکات را ناقص و انتهاي آن را با صداي بلند مي خواند تا وانمود کند که درس را از بر است.
قطعه دوم اثر «لالايي» است؛ لالايي هاي کرمان از زمان هاي بسيار دور تا امروز باقي مانده اند، زيرا آنها برگرفته از شادي ها و غم هايي هستند که مادران براي فرزندانشان زمزمه مي کرده اند به همين دليل گاهي اين ملودي ها رنگ «کارآوا» را به خود مي گيرد. به اين شکل که مادران حين نگهداري از فرزندان کوچک خود کارهايي مانند قاليبافي و پته دوزي انجام مي داده اند و اين آواها را براي آرام کردن کودک به زبان مي آوردند.
قطعه سوم «يوسف گمگشته» و کاري متفاوت از دو قطعه قبل است، اين قطعه تنظيمي است براي پيانو، گروه کر و شعر حافظ که با شيوه اي نو آهنگسازي شده است. قطعه چهارم «م / کويرم / دارقالي / يشکي» نام دارد. اين قطعه حال و هواي دخترکي است که با دست هاي کوچکش صبح را با بافتن قالي به شب مي رساند و اين آواز در تار و پود قالي بافته مي شود. اين اثر به ياد کودکان قاليباف کرمان است، کودکاني که اميد، آرزو و گاهي غم و اندوه خود را در نقش هاي مشهور قالي کرمان با رنگ هاي خاصي به تصوير کشيده و شادابي و زيبايي دست، چشم و جانشان را پاي دارهاي قالي ريخته اند.

گلنوش ملايري/کارشناس موسيقي

روايت چرخه هستي در «بعد يازدهم»

«بعد يازدهم» قسمتي از يک پروژه سمفوني رومي است که چهار فصل را شامل مي شود و در آن چرخه هستي از ازل تا عدم به زبان موسيقي روايت شده و در انتهايي ناگفته به پايان مي رسد، البته اين پايان مي تواند نقطه اي براي شروعي جديد باشد؛ در واقع اين اثر حالات روحي، فکري و عرفاني حضرت مولانا را به تصوير کشيده است.
حافظ ناظري، آهنگساز اين اثر است و در اين آلبوم نوازندگي سه تار حافظ و پرکاشن کلاسيک را به عهده دارد. او در اين مجموعه که از سوي شرکت «سوني» روانه بازار شده دو فصل منتخب «بعد يازدهم» و «زندگي» را روانه بازار کرده است. افزون بر اين استاد شهرام ناظري خواننده اين اثر است. نوازندگان ديگر بعد يازدهم را نيز «پائول نئتوبائوئر»، «گلن ولز»، «گلن ولز»، «ذاکرحسين» و «گلن ولز» تشکيل مي دهند که به ترتيب نوازندگي سازهاي ويولا، ويولنسل، طبلاو پرکاشن را به عهده دارند. توليدکنندگان اين اثر نيز حافظ ناظري و ديويد فراست هستند.
بعد يازدهم، فصل اول اين اثر است که به صورت سوئيت (فرم موسيقي مربوط به دوران باروک که از چند موومان يا بخش تشکيل شده که هر يک با ويژگي خاص، اما با هماهنگي با بخش هاي ديگر اجرا مي شود) نوشته شده اين فصل همخواني زيادي با موسيقي قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادي دارد و از مدگردي هاي نامتعارف و هارموني هاي ديسونانت (نامطبوع) و گام هاي کروماتيک به موسيقي کلاسيک قرن بيستم نزديک مي شود. سوئيت فصل بعد يازدهم داراي هفت «موومان» (بخش کاملي از يک اثر بزرگ تر موسيقي) است که هفت مرحله يگانگي انسان (هفت شهر عشق) را با حقيقت هستي بيان مي کند. طلب، عشق، ادراک، رهايي، يگانگي، حيرت، عدم مطلق اين هفت مرحله را تشکيل مي دهند.
«طلب» مرحله اول است که با آواز شروع مي شود. در حقيقت آواز ايراني به شيوه اي نو همراه با تحريرهايي با سرعت بالاو بدون استفاده از لغت است که صرفا اجراي هجايي کششي است که روي موسيقي پس زمينه با هارموني ساده اي ارائه مي شود. در مرحله دوم که «عشق» نام دارد سه تار تکامل يافته حافظ نقش پررنگ تري پيدا مي کند و با همراهي ساز «طبلا» قطعه را در مقام هاي شرقي اجرا مي کنند که در ابتدا به نرمي و کم کم وارد ريتم هاي پيچيده شرقي مي شود تا بيانگر سردرگمي در عشق باشد. مرحله سوم يا «ادراک» ادامه دونوازي ستار و طبلااست و استفاده از مدگردي (تغيير مقام) در اين قسمت همراه با نت هاي تند بيشتر شنيده مي شود. مرحله رهايي نيز با گروه کر و بصورت چند صدايي شروع مي شود و کمي بعد چند افکت صوتي از پرکاشن هاي مختلف فضا را تغيير داده و سه تار به نرمي در آغاز با مقام هاي ايراني و بعد مدگردي در گام هاي غربي و گاهي «پنتاتونيک» طبلارا همراهي مي کند.
«يگانگي» مرحله پنجم است که با ريتم چهار ضربي همراه با آواز، گروه کر و استفاده دوباره از تحريرها همراه است که در واقع حالت سوال و جواب بين گروه کر، ارکستر و خواننده را به خود مي گيرد. در اين بين گاه خواننده در بافت گروه حل شده و گاه برعکس اين ماجرا اتفاق مي افتد.
«حيرت» مرحله ششم اين اثر است که برداشتي از مرحله اول است، اما کمي گسترده تر و با آرايش بيشتر اجرا مي شود. افزون بر اين، در اين مرحله تعامل بين خواننده و گروه کر نيز در آن بيشتر است و خواننده اشاره هايي به مقام ها و گوشه هاي ايراني دارد.
در مرحله پاياني که «عدم مطلق» نام دارد سه تار همراه با آواز کر جمله مرحله اول را گاهي با چند تغيير کوچک اجرا کرده و ناگهان ارکستر و گروه کر با هماهنگي و پيوستگي زيبايي به صورت چند صدايي موسيقي را اجرا مي کند و در آخر شنونده پاياني معلق را که همان فنا باشد، احساس مي کند.
فصل دوم اين اثر قطعه «زندگي» است که خصوصيت بارز آن ريتم «شصت و هشتم» و اجراي بداهه سازهاي زهي است، شروع اين قطعه با ساز سه تار است که ملودي را با ضربه هاي ملايمي مي نوازد و گروه کر نيز به آن مي پيوندد. استاد شهرام ناظري نيز آواز را گاهي به صورت مشخص تر و گاه محو در چند صدايي گروه کر اجرا مي کند و اشعار حضرت مولانا به صورت مقامي که مشخصا در موسيقي دستگاهي ايران وجود ندارد و حاصل فعاليت مشترک چند سال پيش شهرام ناظري و رضا قاسمي است خوانده مي شود و البته هارموني بسيار زيبايي با بافت موسيقي داشته و حال مخاطب را دگرگون مي کند.

گلنوش ملايري/آهنگساز و نوازنده

بالا