آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : ايران

بایگانی/آرشیو برچسب ها : ايران

اشتراک به خبردهی

کباب پرندگان مهاجر بر آتش حرص و آز

زیاده‌خواهی، طمع و حرص و آز؛ این کلمات شرح حال برخی صیادان است که این روزها با صید بی‌رویه و ناجوانمردانه پرندگان مهاجر در شمال کشورمان خبرساز شده‌اند. سهل‌انگاری‌ها نیز سبب شده حرص و آز در دل آنها چنان ریشه بدواند که اغلب صیادان با افراشتن تورهای هوایی کمر به قتل‌عام پرندگان مهاجر ببندند.
برای آنها فرقی نمی‌کند پرنده حرام گوشت است یا حلال‌گوشت، در خطر انقراض قرار دارد یا نه! این صیادان فقط به پول فکر می‌کنند، چون به باور آنها حضور پرندگان مهاجر در کشورمان فرصت محدودی است که باید از آن برای به‌دست آوردن هزینه زندگی و حتی زندگی مرفه بیشترین بهره را برد.

شکار پرندگان مهاجر، داستان تازه‌ای نبوده و سال‌هاست اتفاق می‌افتد، اما حکایت تازه ای که چند سالی است خبرساز و دردسرساز شده، صید بی‌رویه آنها از سوی برخی صیادان فرصت‌طلب است که شیوه سنتی صید را کنار گذاشته‌اند و برای به دام انداختن پرندگان از دام‌های هوایی و تاریکی شب بهره می‌برند؛ تورهایی که آسمان و زمین را برای پرندگان نا‌امن کرده است. تمام صیادانی که به پرندگان مهاجر به چشم فرصت می‌نگرند، نیاز مالی ندارند، زیرا اغلب آنها کشاورز و مالک زمین هستند یا از طریق ماهیگیری امرار معاش می‌کنند، آنچه امروز کارشناسان و فعالان محیط‌زیست و حقوق حیوانات را به واکنش وا داشته، حرص و آزی است که دامن برخی از این صیادان را گرفته؛ صیادانی که با افراشتن تور هوایی، سودای یکشبه پولدار شدن را در سر می‌پرورانند.

شکارچی تنها مقصر نیست

دامگاه‌داران متهم ردیف اول قتل‌عام پرندگان مهاجرند، اما نمی‌توان نقش افرادی را که بازار تقاضا را گرم نگه می‌دارند، نادیده گرفت. درواقع شخصی که برای خرید لاشه پرنده مهاجر از تهران خود را به شمال کشور می‌رساند، به اندازه شکارچی مقصر است یا رستوران داری که با گوشت پرندگان مهاجر،‌ انواع خورش و خوراک محلی می‌پزد و آنها را در فهرست غذای خود قرار می‌دهد،‌ دستش به این ماجرا آلوده است. سازمان محیط‌زیست بارها اعلام کرده که با صیادان و دامگاه‌داران برخورد می‌کند، اما این حرف ها هیچ گاه از مقام هشدار فراتر نرفته و اگر تلاشی نیز صورت گرفته، بدون مطالعه بوده و با واکنش تهدید‌آمیز دامگاه‌داران رو‌به‌رو شده است.

ابتکار:

برای کنترل شکار بی‌رویه پرندگان مهاجر در کنار فعالیت‌های آموزشی در شمال کشور ، باید برای کاهش تقاضای خرید نیز تلاش کرد

معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در این باره به جام‌جم می‌گوید: سیاست‌های محیط‌زیست در زمینه شکار برمبنای حفاظت از تنوع زیستی است. از سال گذشته شکار چهارپا را متوقف کردیم. درباره پرندگان نیز در برخی مناطق که براساس بررسی‌ها شرایط آنها مناسب گزارش شده جوامع محلی به شکل محدود و تحت کنترل اجازه شکار دارند.

وی می‌افزاید: هر‌گونه فعالیت خارج از چارچوب خلاف قانون است و فرقی نمی‌کند در فریدونکنار اتفاق بیفتد یا منطقه دیگر.

ابتکار درباره شرایط خاص فریدونکنار یادآور می‌شود: در کنار فعالیت قانونی، فعالیت آموزشی نیز در فریدونکنار دنبال می‌شود تا جامعه محلی آموزش‌های لازم را فرا گیرند. علاوه‌بر این باید برای کاهش تقاضا نیز تلاش کرد.

هرچند رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست بر وجود برنامه و طرح برای بهبود شرایط پرندگان مهاجر در فریدونکنار تاکید می‌کند، اما دست‌کم با توجه به شرایطی که در این منطقه حاکم است می‌توان گفت این سیاست‌ها کارساز نیست و باید به فکر راه‌حل مناسب‌تری بود.

محیط‌زیست جدی نیست

مسعود مولانا، دبیر شبکه سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی و منابع طبیعی مازندران درباره شرایط صید و شکار پرندگان مهاجر در فریدونکنار به جام‌جم می‌گوید: سازمان محیط‌زیست مازندران برای حمایت از پرندگان کاری نمی‌کند. در آخرین نشستی که با آنها داشتیم،گفتند طرح بلند مدتی دارند، اما تاکنون هیچ اقدامی نکرده‌اند. به همین دلیل در مرکز شهر فریدونکنار خیلی راحت زنده و مرده پرندگان در معرض خطر انقراض را خرید و فروش می‌کنند.

وی درباره این که معیشت دامگاه‌داران چقدر با شکار پرندگان گره خورده،تاکید می‌کند: واقعیت این است که بیشتر افرادی که پرندگان را صید می‌کنند اشخاص نیازمندی نیستند، زیرا آنها مالک زمین و ماهیگیر هستند. شاید تا مدتی قبل آنها به شکل سنتی و محدود پرندگان را شکار می‌کردند، اما بی‌توجهی مسئولان، حرص و آز آنها را بیشتر کرده و اکنون دامگاه‌داران با ایجاد دام‌های هوایی بی‌رویه شکار می‌کنند.

شکار و خودروی شاسی بلند

نبود برنامه جامع فرهنگی و اوضاع نامناسب اقتصاد در کشور و به‌خصوص در شمال کشور سبب شده برخی حضور پرندگان مهاجر را تنها شانس خود برای کسب درآمد قابل توجه بدانند.

مولانا در این باره خاطرنشان می‌کند: دامگاه‌داران شبی حدود 100 قطعه پرنده صید می‌کنند و آنها را بین 20 تا یکصد هزار تومان می‌فروشند. مشکل اینجاست که آنها از این پول بادآورده نمی‌توانند بگذرند، زیرا بدون هیچ زحمتی آن رابه دست می‌آورند‌.‌ این افراد زمین‌های گرانبهایی در اختیار دارند و ماهیگیری نیز می‌کنند، اما ‌هدف شان از صید بی‌رویه این است که مثلا بتوانند خودروی شاسی بلند بخرند.

چاره، تغییر سبک زندگی

تجربه نشان داده است‌، اگر در مسئولان اراده‌ای برای حل مسائل زیست‌محیطی وجود داشته باشد آنها با حمایت سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند از پس مشکلات بر آیند. برای نمونه،‌ می‌توان به تالاب کانی برازان اشاره کرد که مدتی پیش کشاورزان و صیادان کمر به نابودی آن بسته بودند، اما وقتی این افراد در اثر آموزش‌های سازمان‌های مردم نهاد به فواید تالاب و نقش آن در زندگی پی‌بردند، روند زندگی خود را تغییر دادند.

درویش:

تنها راه‌حل مساله فریدونکنار تغییر سبک زندگی جامعه محلی است،زیرا هیچ سازمانی با اتکا به قوه قهریه نمی‌تواند تغییر رفتار ماندگاری به‌وجود آورد

محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست در این باره به جام‌جم می‌گوید: کانی برازان با ارائه آموزش به کشاورزان و جامعه محلی دوباره جان گرفت و مردم محلی به جای شکار پرندگان، سایت پرنده‌نگری تاسیس کردند و سبب رونق‌گرفتن صنعت گردشگری در منطقه خود شدند. تنها راه‌حل مساله فریدونکنار نیز تغییر سبک زندگی جامعه محلی است، زیرا هیچ سازمانی با اتکا به قوه قهریه نمی‌تواند تغییر رفتار ماندگاری به‌وجود آورد.

محیط‌زیست،‌ قربانی نبود آموزش

برای بهبود شرایط در شمال کشور لازم است سازمان حفاظت محیط‌زیست برای ایجاد کارگاه‌های آموزشی سرمایه‌گذاری کنند و در کنار آن گزینه‌های جایگزین معیشتی را به دامگاه‌دارانی که زندگی شان با صید پرنده گره خورده است معرفی کنند. برای نمونه کسب و کار از طریق تولید و فروش صنایع‌دستی یا بوم‌گردی اگر با برنامه‌ریزی دنبال شود می‌تواند مشکل این افراد را بر طرف کند.درویش توضیح می‌دهد: با تقویب نگاه آموزشی و ایجاد سایت گردشگری که فواید آن به جامعه محلی برسد باید تلاش کنیم تا مناظر ناشی از قتل‌عام پرندگان کم و بهانه معیشتی از شکارچیان گرفته شود و در واقع باید کاری کرد که وضع اقتصادی و طبیعت این افراد بهتر شود.

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و وزارت علوم و شهرداری‌ها نیز در حفظ محیط‌زیست کشور وظایفی را به‌عهده دارند و چنانچه دراین راه با سازمان حفاظت محیط‌زیست همکاری کنند، می‌توان به حل این مشکل امیدوار بود.

مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره عملکرد این نهاد‌ها یادآور می‌شود: این وزارتخانه و سازمان‌ها دغدغه‌های زیست‌محیطی کمی دارند، اما اگر آنها حفظ محیط‌زیست را اولویت خود بدانند می‌توان چنین مشکلاتی را به شکل ریشه‌ای حل کرد. برای نمونه آموزش و پرورش می‌تواند کودکانی را پرورش دهد که شکار برای آنها ضد‌ارزش باشد. به این شکل آنها هرگز به والدینشان اجازه نخواهند داد به بهانه امرار معاش شکار کنند.

مهدی آیینی

 

وقتي خشکسالي انباشته مي شود

کارشناسان هشدار می‌دهند خشکسالی در کشورمان تداوم پیدا کرده و مصرف‌کنندگان آب کشور که طی چندین سال اخیر به سرعت از منابع آبی کشور برداشت کرده‌اند، حکم بدهکارانی را دارند که حداقل درکوتاه‌مدت، توانی برای پرداخت بدهی انباشته خود ندارند و با فرض درآمد مناسب (بارش‌های طبیعی) درکوتاه‌مدت فقط می‌توانند کارهای روزانه خود را انجام دهند. به همین خاطر برای جبران بدهی‌های خود باید در بلندمدت برنامه مشخصی داشته باشند. با افزایش تقاضا برای مصرف آب، سرانه آب ایرانیان کاهش پیدا کرده، به این شکل که تا حدود 50 سال پیش که جمعیت کشورمان حدود 19 میلیون نفر بود، سرانه آب هر ایرانی در سال حدود 7000 متر مکعب بود، اما اکنون که جمعیت کشورمان به حدود 80 میلیون نفر رسیده، سهم هر ایرانی سالانه حدود 1900 مترمکعب است.

خشکسالی، نامی آشنا

بحران آب در کشورمان داستان تازه ای نیست، زیرا در کتیبه هایی که به یادگار مانده، نکاتی در باره خشکسالی آمده که با توجه به آن، می توان پیشینه مشکل کمبود آب را در کشور حدس زد.

شاهرخ فاتح، رئیس مرکز خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در این باره به جام جم می گوید: کشورمان با توجه به قرار گرفتن در اقلیم خشک و نیمه خشک به شکل طبیعی محیطی شکننده دارد. بنابراین هر تغییری در آن می تواند بحران زیست محیطی ایجاد کند. ناهماهنگی انسان با طبیعت و بهره برداری بیش از حد از منابع، ازجمله منابع آب می تواند عواقب ناگواری برای اکوسیستم های طبیعی داشته باشد.

پیش بینی، کاری دشوار

بارش سالانه در ایران یک سوم متوسط دنیاست، زیرا میانگین مجموع بارش های سالانه در جهان حدود 800 میلی متر است. این درحالی است که در کشورمان، این آمار به حدود 250 میلی متر می رسد و افزایش تقاضا برای مصرف آب، توسعه ناپایدار، نبود توازن زمانی و مکانی بارش ها و افزایش تبخیر می تواند سبب ایجاد مشکلات بیشتر شود.

در این میان، برخی کارشناسان از عواقب بحران آب به شکلی یاد می کنند که براساس آن تا چند سال آینده، حدود 50 میلیون ایرانی ناچار به کوچ اجباری خواهند شد.

فاتح:

کشورمان با توجهبه قرار گرفتن در اقلیم خشک و نیمه خشک به شکل طبیعی، محیطی شکننده دارد، بنابراین هر تغییری در آن می تواند بحران زیست محیطی ایجاد کند

رئیس مرکز خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی درباره کوچ اجباری ناشی از نبود آب که از سوی برخی افراد مطرح شده، اظهار می کند: پیش بینی آینده، کار آسان و دقیقی نیست و مدل های متفاوتی وجود دارد که صرفا چشم اندازی از آینده را آن هم با درجه شفافیت کم ارائه می کنند. به این ترتیب نمی توان درباره 50 سال آینده با صراحت و قطعیت پیش بینی دقیقی انجام داد.

بنابراین بهترین راهکار، مدیریت درست شرایط کنونی است. برای این کار باید منطقی و واقع بینانه به مسائل نگاه کرد.

فاتح یادآور می شود: کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل برای تعیین شاخص بحران آب در کشورها اشاره کرده اگر میزان برداشت کشوری بیشتر از 40 درصد از منابع تجدیدپذیر آن کشور باشد،آن کشور با بحران آب رو به روست، در حالی که این آمار در کشورمان حدود 70درصد برآورد می شود.

آخرین خبر از خشکسالی

دوره پایش های آبی و کشاورزی، سال آبی نامیده می شود. این دوره از ابتدای مهر شروع می شود و تا پایان شهریور سال آینده ادامه پیدا می کند. با توجه به این که سال آبی 94ـ93 به تازگی به پایان رسیده، می توان میزان دقیق بارش ها را ارائه کرد.

رئیس مرکز خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی دراین باره می گوید: سال آبی 94ـ93 سال آبی مناسبی از لحاظ دریافت بارش ها نبود، چون از 31 استان کشور، 27 استان با کمبود بارش نسبت به شرایط بلندمدت خود مواجه بودند. در این میان، استان بوشهر با 45 درصد کاهش نسبت به بلندمدت، دشوارترین وضع را داشت. همچنین در تمام کشور نسبت به شرایط بلندمدت حدود16 درصد کاهش بارش داشته ایم.

این در حالی است که اگر سال آبی قبل را در نظر بگیریم، باید یادآور شد در سال آبی 93ـ92 نیز 22 استان با کمبود بارش روبه رو بودند. بنابراین با کنار هم قرار دادن این دو سال متوجه می شویم 18 استان کشور دو سال پی در پی است که شرایط کمبود بارش نسبت به بلندمدت دارند.

بدهکاری به منابع آب

فاتح با بیان این که پایش خشکسالی با کمک شاخص های مختلف ارائه می شود، عنوان می کند: خشکسالی در کشورمان انباشته شده. شخصی را در نظر بگیرید که برای درآمد روزانه اش با مشکل و کمبود مواجه شود . در این حالت او برای رفع نیاز روزانه از پس انداز و اندوخته خود استفاده می کند. این شخص اگر همه پس انداز خود را مصرف کند، ناچار به وام گرفتن رو می آورد و درادامه بر میزان بدهی اش افزوده می شود. در باره منابع آبی کشورمان نیز این شرایط رقم خورده یعنی با محدودیت بارش و افزایش تقاضا و نیاز روزافزون به آب، از منابع و ذخایر موجود آب کشور برداشت شده، بدون آن که برای جایگزینی منابع برداشت شده دست کم در کوتاه مدت چاره ای وجود داشته باشد.

وی یادآور می شود: در شاخص های بلندمدت مشخص است خیلی از مناطق کشور خشکسالی انباشته و چند ساله دارند و چنانچه بارش مناسبی داشته باشیم، بازهم بارش ها صرف مصرف روزانه می شود، مگر آن که از اکنون برای جبران برداشت ها برنامه مشخص داشته باشیم. بنابراین به زمان زیادی نیاز است تا بتوان بدهی انباشته شده قبلی را جبران کرد.

چالش های منابع آب در کشور

افت بارش، کاهش حجم آب های سطحی، بهره برداری بی رویه و افت منابع زیرزمینی، افزایش چاه های غیرمجاز، گسترش دشت های با وضع بحرانی و ممنوعه، تاثیر منفی نظام مالکیت زمین در بهره وری منابع آب، افزایش جمعیت،کاهش کیفیت آب از طریق پساب های صنعتی، کشاورزی و شهری و در نهایت راندمان پایین آب در کشاورزی از مهم ترین چالش های منابع آب کشور است.

100 میلیون هکتار از اراضی ایران در معرض بیابان‌زایی

«امنیت غذایی در گرو حفظ خاک سالم»، شعاری است که امسال به مناسبت امروز یعنی روز جهانی مقابله با بیابانزایی در نظر گرفته شده و بیانگر آن است که زندگی و حیات انسان به حفظ خاک گره خورده است.در تعریف بیابانزایی نیز می توان گفت، تخریب سرزمین یا کاهش توان تولید بیولوژیک اراضی در مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب که بر اثر عوامل محیطی و انسانی اتفاق می افتد. نکته اینجاست که حدود یک صد میلیون هکتار از اراضی کشورمان در معرض پدیده بیابانزایی قرار دارد. از این وسعت حدود 75 میلیون هکتار در معرض فرسایش آبی، 20 میلیون هکتار در معرض فرسایش بادی و 5 میلیون هکتار نیز در معرض عوامل دیگری مانند شیمیایی و فیزیکی قرار دارد.

از کل مساحت کشورمان 43.7 میلیون هکتار در گروه اکوسیستم بیابانی جای می گیرد و در این میان 32 میلیون هکتار از این اراضی پوشش گیاهی ندارد و حدود 20.2 میلیون هکتار از اکوسیستم های بیابانی نیز تحت تاثیر فرسایش بادی قرار دارد. علاوه بر این 7 / 7 میلیون هکتار از این مساحت نیز در محدوده مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی جای می گیرد که در کشورمان در 208 منطقه و 18 استان شناسایی شده اند.

فرهاد سرداری، معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها درباره این که مقابله با بیابانزایی چقدر جدی گرفته می شود، می گوید: پس از تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین از بیابانزایی به عنوان سومین چالش مهم جامعه جهانی در قرن 21 یاد می کنند. براساس گزارش هایی که سازمان های بین المللی منتشر کرده اند، یک ششم جمعیت، سه چهارم اراضی خشک و یک سوم خشکی های 110 کشور جهان در معرض پدیده بیابانزایی قرار دارد.

افزون بر این 73 درصد تمام مراتع جهان به مساحت 3 / 3 میلیارد هکتار نیز از سوی این پدیده تهدید می شود، در حالی که کاهش توان تولید خاک در 47 درصد مناطق خشک جهان و غیرقابل استفاده شدن حدود 70 هزار کیلومترمربع از اراضی حاصلخیز در سال و بالغ بر 42 میلیارد دلار خسارت سالانه به محصولات کشاورزی را نیز باید از دیگر آثار این پدیده برشمرد.

سرداری درباره این که این پدیده در کشورمان چه اثراتی داشته، خاطرنشان می کند: پیامدهای وسیع اکولوژیک، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی از اثرات این پدیده در کشورمان است، چون هجوم ماسه های روان به کانون های جمعیتی، زیربنایی، صنعتی و اراضی کشاورزی سبب کاهش حاصلخیزی و توان تولید اراضی زراعی و عرصه های منابع طبیعی شده است. این در حالی است که باید تشدید شوریزایی، کاهش کمی و کیفی آب های زیرزمینی، افزایش حساسیت اراضی به فرسایش، کاهش تنوع زیستی، دامن زدن به پدیده های مهاجرت و بیکاری را نیز بخشی از تاثیرات بیابانزایی در کشورمان دانست.

بیابا نزایی و چالش های پیش رو

بیابانزایی را باید مساله ای فرابخشی و بین المللی به شمار آورد، زیرا مهار و کنترل این پدیده، از عهده سازمان یا وزارتخانه واحدی بر نمی آید.

معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره چالش هایی که درخصوص کنترل این پدیده در کشورمان وجود دارد، عنوان می کند: اصلی ترین چالش، نبود مدیریت هماهنگ کنترل عوامل انسانی بیابانزاست. این مساله باید با قانونمند شدن شاخص ها و معیارهای بیابانزایی از سوی تمام دستگاه های دولتی و غیردولتی و بهره برداران برطرف شود.

وی کمبود و محدود بودن دستاوردهای تحقیقاتی در زمینه کنترل پدیده بیابانزایی در مناطق مختلف اکولوژیک بویژه با مشارکت جوامع محلی، بهره برداران، مرتعداران، کشاورزان، دامداران، تامین اعتبار مورد نیاز و نیز لزوم مدیریت هماهنگ بخش های تحقیق، آموزش، ترویج و اجرا را از چالش های پیش روی مسئولان در کنترل پدیده بیابانزایی می داند.

اقدامات انجام شده

هفدهم ژوئن 1994 کنوانسیون بین المللی مقابله با بیابانزایی نهایی شد و ایران از اولین کشورهایی بود که به عضویت این کنوانسیون درآمد.سرداری درباره تعهدات ایران در قبال این کنوانسیون و کارهایی که تاکنون برای مقابله با بیابانزایی در کشورمان انجام شده، خاطرنشان می کند: تهیه برنامه اقدام ملی بیابانزدایی و ارائه آن به کنوانسیون بین المللی بیابانزدایی سازمان ملل متحد، تعیین شاخص ها و معیارهای بیابانزایی براساس ویژگی های خاص اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی کشور و تشکیل کمیته ملی مقابله با بیابانزایی را می توان از کارهایی دانست که تاکنون برای کنترل این پدیده در کشورمان انجام شده است.

معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها به تهیه و اجرای طرح های مقابله با بیابانزایی، مستندسازی دانش بومی و فنی کشور در زمینه مقابله با بیابانزایی، سازماندهی سازمان های مردم نهاد، استفاده از انرژی خورشیدی در مناطق بیابانی را تعدادی دیگر از طرح هایی می داند که برای مقابله با بیابانزایی در کشورمان تاکنون اجرا شده است. این در حالی است که به گفته سرداری از دهه 40 در کشورمان طرح هایی برای کنترل فرسایش بادی اجرا شده است.

وی توضیح می دهد: تهیه طرح های پرورشی تاغزارها (گونه های بیابانی) و مدیریت جنگل های دست کاشت بیابانی، نهالکاری با 38 گونه مقاوم به خشکی، بذرکاری و بذرپاشی، مالچ پاشی، عملیات حفاظت و قرق و اجرای طرح مدیریت هرزآب در مناطق بیابانی نیز برخی از اقداماتی است که برای کنترل این پدیده انجام شده است.

نباید فراموش کرد حدود یکصد میلیون هکتار از اراضی کشورمان تحت معرض پدیده بیابانزایی قرار دارد. علاوه بر این، برای مهار این پدیده در کشورمان باید مدیریت منسجمی صورت بگیرد، زیرا تا وقتی تمامی دستگاه ها و جوامع و بهره برداران مانند مرتعداران، کشاورزان، دامداران و معدن داران برنامه هدفمندی را با کمک یکدیگر دنبال نکنند نمی توان به مهار این پدیده امیدوار بود.

این در حالی است که باید یاد آور شد: مسئولان در اولین گام باید شاخص های لازم برای مقابله با بیابانزایی را در همه طرح ها و برنامه های دستگاه ها مشخص و با سرمایه گذاری در بخش فرهنگی از ظرفیت های جوامع محلی نیز برای کنترل این پدیده استفاده کنند.

مهدی آیینی

قزل آلاي خال قرمز به پايتخت رسید؛ سمندرآتشين به کردستان

کنوانسیون‌ تجارت‌ بین‌المللی‌گونه‌های‌ جانوری‌ در معرض‌ خطر انقراض‌ (سایتیس‌) پیشنهاد کرده است چهل و یکمین سالگرد تاسیس این سازمان به نام روز جهانی حیات وحش نامگذاری شود.به همین دلیل امروز دوازدهم اسفند (سوم مارس) روز جهانی حیات وحش نام گرفته تا مردم از اهمیت حیات وحش و حفظ محیط زیست بیشتر مطلع شوند. جالب است بدانید تاکنون 30 استان کشور از بین گونه های جانوری بومی خود، نمادی را انتخاب کرده اند تا ضمن معرفی آن بتوان شرایط را برای بهبود وضع آن مهیا کرد. مجید خرازیان مقدم، معاون دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست در این باره به جام جم می گوید: بزرگ ترین هدف از این نامگذاری، معرفی حیات وحش به مردم است؛ زیرا بهترین اهرم برای حفاظت از محیط زیست خود مردم هستند.

در واقع، دفترتنوع زیستی و حیات وحش معاونت محیط طبیعی با توجه به اهمیت حمایت و حفاظت از گونه های با ارزش حیات وحش از مسئولان هر استان خواست با توجه به گونه های جانوری خود یک نمونه را به عنوان نماد استان معرفی کنند.

خرازیان مقدم ادامه می دهد: ملاک این بود گونه هایی که ویژگی خاصی دارند، معرفی شوند که ممکن است در معرض خطر انقراض باشند یا نباشند. برای نمونه یوزپلنگ گونه ای در خطر انقراض است، ولی استان هایی هستند که گونه ای را معرفی کردند که از نظر رده حفاظتی جایگاه بهتری دارد.

30 نماد، 30 استان

به این ترتیب در استان خوزستان، گوزن زرد؛ اصفهان، قوچ اصفهان؛ ایلام، سنجاب ایرانی؛ فارس، گورخر؛ کرمانشاه، شوکا؛ کهگیلویه و بویراحمد، خرس قهوه ای ؛ گلستان، پلنگ؛ گیلان، فک؛ مرکزی، پازن (کل و بز)؛ هرمزگان، خرس سیاه؛ همدان، قوچ ارمنی؛ خراسان شمالی، قوچ اوریال؛ خراسان رضوی، آهو؛ سمنان، یوزپلنگ؛ مازندران، مرال؛ اردبیل، قرقاول؛ آذربایجان شرقی، سیاه خروس؛ آذربایجان غربی، میش مرغ؛ چهارمحال و بختیاری، کبک دری؛ زنجان، لک لک سفید؛ قزوین، هما؛ قم، شاهین؛ کرمان، زاغ بور؛ یزد، هوبره؛ بوشهر، لاک پشت عقابی؛ تهران، قزل آلای خال قرمز؛ خراسان جنوبی، افعی شاخدار ایرانی؛ سیستان و بلوچستان، تمساح تالابی (گاندو)؛ کردستان، سمندر آتشین و لرستان، سمندر لرستانی به عنوان نماد هر استان معرفی شدند. این در حالی است که استان البرز تاکنون نماد جانوری خود را به سازمان حفاظت محیط زیست معرفی نکرده و از آنجا که تنوع محیط زیستی بالایی دارد، باید منتظر ماند و دید آنها چه گونه ای را به عنوان نماد معرفی می کنند.

خرازیان مقدم عنوان می کند: این گونه ها شاخص و پرچم هر استان هستند و حفاظت و حمایت از آنها سبب بهتر شدن وضع گونه های دیگر هم خواهد شد. برای نمونه، پلنگ وقتی به عنوان گونه شاخص معرفی می شود با توجه به موقعیتی که در هرم غذایی دارد، سبب می شود از طعمه ها و زیستگاه های او نیز حفاظت شود. بعد از مشخص شدن این نمادها سازمان حفاظت محیط زیست چارچوبی را مشخص کرد که براساس آن استان ها باید اقداماتی را برای حفظ گونه های انتخابی خود در اولویت کاری شان بگذارند. هرچند در این مدت تلاش هایی شده است، ولی رسیدن به هدف این طرح فقط با کمک بخش غیردولتی و مردم میسر خواهد شد تا گونه های جانوری کشور حفظ شده و شرایط بهتری پیدا کنند.

جای خالی فهرست قرمز ایران

به گفته کارشناسان در دنیا حدود 61 هزار پستاندار شامل پرندگان، آبزیان و خزندگان شناسایی شده و از این تعداد 1140 گونه جاندار مهره دار در کشورمان وجود دارد. به این شکل که پستانداران 197 گونه، پرندگان 535 گونه، دوزیستان 21 گونه، ماهی های آب های داخلی 160 گونه و خزندگان 227 گونه را به خود اختصاص داده اند. این در حالی است کهIUCN (سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی) هر ساله با توجه به اطلاعاتی که از کشورها دریافت می کند، فهرست قرمزی را فراهم می کند که در آن گونه های در معرض تهدید مشخص می شوند.

براساس فهرست قرمزی که این سازمان سال گذشته منتشر کرد، اکنون سه گونه جانوری ما در وضع بشدت بحرانی هستند؛ یعنی اگر مدیریت و حفاظت نشوند، به زودی منقرض خواهند شد. در کشور ما سمندر لرستانی، لاک پشت عقابی و یوزپلنگ در این وضع قرار دارند، اما گونه های دیگری نیز هستند که در معرض انقراض خوانده می شوند؛ مانند گوزن زرد، گورخر ایرانی، فک و سمندر آتشین. از گونه های آسیب پذیر کشورمان نیز می توان به قوچ اصفهان، پازن، خرس سیاه، قوچ ارمنی، آهو، قوچ اوریال، میش مرغ و هوبره اشاره کرد.

معاون دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست ادامه می دهد: برای رفع مشکل حیات وحش کشور نیاز به اعتبار ویژه ای است تا بتوان مطالعات میدانی و گسترده ای را انجام داد. اولین گام تامین اعتبارات است، زیرا ما تهیه فهرست قرمز را جزو برنامه پنجساله قرار داده ایم تا اگر اعتبارات آن فراهم شد، آن را اجرا کنیم.

3 تهدید بزرگ حیات وحش

چند سالی است حیات وحش کشور به علت های مختلفی آسیب دیده و خبر تلف شدن آنها منتشر می شود. در این بین به اعتقاد کارشناسان سه علت اصلی وجود دارد؛ تکه تکه شدن و جزیره ای شدن زیستگاه ها، بحث شکار غیرمجاز و وجود سلاح های غیرمجاز و خشکسالی اصلی ترین عامل ها به شمار می رود. برای نمونه، سال گذشته خشکسالی سبب شد گوزن های زرد جزیره اشک، دریاچه ارومیه را ترک کرده و آسیب ببینند. افزون بر این بحث خرید و فروش و قاچاق حیوانات نیز به شرایط بحرانی حیات وحش کشور دامن زده است، زیرا در دنیا بعد از تجارت مواد مخدر و اسلحه، تجارت غیرقانونی حیات وحش پردرآمدترین تجارت لقب گرفته است.

خرازیان مقدم اظهار می کند: واردات و صادرات گونه های جانوری در همه جا وجود دارد. در کشورمان در این زمینه قانون وجود دارد، اما مشکل اینجاست در مبادی ورودی و خروجی کشور کارشناس محیط زیست وجود ندارد تا جانوران در خطر انقراض را شناسایی کرده و مانع قاچاق آنها شود. این در حالی است که در داخل کشور، این مشکل به شکل دیگری نیز وجود دارد. برای نمونه این روزها با نزدیک شدن به پایان سال بحث خرید و فروش سمندر مطرح است که باید با آن برخورد کرد.

سالی حساس برای پلنگ

امسال تلفات پلنگ در کشورمان در صدر اخبار حیات وحش قرار داشت، اما به نظر خرازیان مقدم حساسیت ها نسبت به پلنگ بیشتر از سال های گذشته بود و سبب شد اخبار این ماجرا خیلی بیشتر مطرح شود. او ادامه می دهد: از سال 85 تاکنون اطلاعاتی را جمع آوری کردیم که براساس آن می توانیم بگوییم در این مدت 1100 مرگ و میر گربه سان بزرگ داشته ایم. در این هفت سال، 67 قلاده پلنگ جان خود را از دست داده اند، بنابراین می توان گفت به طور متوسط سالانه حدود 10 قلاده پلنگ تلف شده است، اما امسال 11 قلاده تلف شد و چون تلفات در حدود سه ماه اتفاق افتاد مردم نسبت به آن حساس شدند؛ هرچند ما معتقدیم تلف شدن یک قلاده نیز درست نیست.

وی یادآور می شود: برای حفظ این گونه تاقبل از عید، نقشه راه پلنگ آماده خواهد شد و با استفاده از آن می توان برای همه گربه سانان برنامه فرهنگی و حفاظتی انجام داد. به این شکل ما می توانیم تلفات را به حداقل برسانیم، زیرا برآورد می شود در کشور حدود 500 قلاده پلنگ وجود داشته باشد و چنانچه تلفات این گونه جانوری در حد سالانه 10 قلاده باقی بماند، خیلی زود پلنگ ها با خطر انقراض روبه رو می شوند.

البته سازمان حفاظت محیط زیست برنامه های دیگری نیز دارد. برای نمونه آنها در حال انعقاد قرارداد با دانشگاه ها و بخش خصوصی هستند تا نقاط حادثه خیز مشخص شده و با همکاری وزارت راه در نقاط رفت و آمد پلنگ ها پل های روگذر و زیرگذر بسازند یا در جاده هایی که از زیستگاه این گربه سان عبور می کند سیستم های سرعت گیر و کاهش سرعت نصب شود.

رکورد دارهای حیات وحش ایران

آخرین شیر ایرانی در سال 1321 دیده شد، این گونه حدود 30 سال طول عمر داشته است. ببر مازندران نیز تا پیش از منقرض شدن لقب بزرگ ترین گربه سان جهان را یدک می کشیده و آخرین گونه آن در سال 1337 شکار شده است. سرعت یوزپلنگ ایرانی مثال زدنی است. این گونه که اکنون در معرض انقراض قرار دارد، 18 سال عمر می کند. کاراکال یکی دیگر از گربه سانان ایرانی است که توانایی پرش عمودی به آسمان را داشته و براحتی پرندگان را شکار می کند. طول عمر این گربه سان نیز 18 سال برآورد می شود. گربه شنی کوچک ترین و کمیاب ترین گربه سان ایران است، برخلاف دیگر گربه سانان کف دست و پای گربه های شنی موهای بلندی دارد که سبب می شود این جاندار براحتی در شنزار حرکت کرده و گرمای زمین را تاب بیاورد. خرس قهوه ای بزرگ ترین گوشتخوار ایران است و به صورت انفرادی زندگی می کند. این گونه جانوری بین 30 تا 45 سال عمر کرده و توانایی بالارفتن از درخت را دارد. قوچ اوریال بزرگ ترین قوچ ایران است که در شمال شرق کشور زندگی می کند. بزرگ ترین شاخی که برای این گونه ثبت شده است 113 سانتی متر در پارک ملی گلستان بوده است، طول عمر قوچ اوریال 14 سال است و گرگ، پلنگ و یوز دشمنان طبیعی او هستند. قوچ ارمنی یکی دیگر از گونه های جانوری کشورمان است که در مناطق انگوران و بیجار بیشتر دیده می شود، رکورد شاخی که برای این پستاندار ثبت شده 89 سانتی متر است. در این بین باید به پازن (کل و بز) نیز اشاره کرد، علت نامگذاری این گونه جانوری این است که این پستاندار هنگامی که احساس خطر می کند پاهایش را به زمین می کوبد. رکورد شاخ پازن با 152 سانتی متر در پناهگاه حیات وحش بیستون ثبت شده است. پازن ها از حس بویایی، شنوایی و بینایی قوی برخوردارند. مرال یکی دیگر از پستانداران ایران است که بیشتر در پارک ملی گلستان و پناهگاه دودانگه مشاهده می شود. طول شاخ ثبت شده برای مرال ها 111 سانتی متر بوده است. خوک وحشی شناگر ماهر و یکی دیگراز پستانداران کشورمان است، طول دندان نیش نر ثبت شده برای این جاندار 29 سانتی متر در پارک ملی گلستان ثبت شده است . طول عمر گراز ها 20 سال است. بزرگ ترین گونه خشکی زی را باید گورخر دانست. این پستاندار حدود 40سال عمر کرده و وابستگی زیادی به آب دارد، گور ها مسافت های طولانی را با سرعت 40 تا 50 کیلومتر می دوند.

مهدی آیینی / گروه جامعه

ایران؛ رتبه پنجم در مرگ‌ومیر تصادفات

زمان زیادی به تعطیلات نوروزی و اوج مسافرت‌ها در کشور نمانده به همین دلیل باید هشدار داد تا کارشناسان و مسئولان بیشتر از گذشته به فکر سر و سامان دادن به وضع ترافیکی کشور باشند، چون کماکان شهروندان دغدغه ناامنی جاده‌ها و خودرو‌ها را دارند، برای نمونه در حالی که هنوز خبر تلخ تصادف اتوبوس اسکانیا و سوختن مسافران آن فراموش نشده، بامداد دیروز سقوط یک دستگاه اتوبوس به دره منطقه زیارباغ در محور هراز با مرگ 18 مسافر خبرساز شد.

افزون بر این روز گذشته معاون وزیر بهداشت نیز به رتبه پنجم ایران در زمینه مرگ و میر در حوادث ترافیکی اشاره کرد و هشدار داد که شیب کاهش مرگ و میر حوادث ترافیکی در کشور کندتر شده است.

با 19 هزار کشته در حوادث ترافیکی سال گذشته، در دنیا مقام پنجم را به دست آورده ایم، اما در مدیترانه شرقی اول شده ایم.download (3)

شاید باورش مشکل باشد، اما اگر آمار مرگ و میر حوادث ترافیکی کشور را با تلفات زلزله های صد سال گذشته کشور یا کشته شدگان هشت سال جنگ ایران و عراق و کشته های حوادث هواپیمایی کشور مقایسه کنیم، متوجه می شویم که جاده و خودرو های غیراستاندارد در کشور همچنان قربانیان بیشتری گرفته و می گیرند.

محمد حاجی آقاجانی، معاون درمان وزارت بهداشت در این باره به جام جم می گوید: براساس آمارهای رسمی که سازمان بهداشت جهانی منتشر کرده، ایران به ازای هر صد هزار نفر جمعیت، پنجمین کشور دنیا از لحاظ مرگ و میر و تلفات رانندگی است و رتبه های اول تا چهارم نیز به ترتیب در اختیار کشورهای نیووی، جمهوری دومینیکن، ونزوئلا و تایلند قرار دارد.

این در حالی است که با مقایسه آمار مرگ و میر حوادث رانندگی با سال های گذشته می توان ادعا کرد این آمار در حال کاهش است، اما نکته اینجاست که شیب این کاهش خیلی کندتر شده است، زیرا براساس برنامه پنجم توسعه باید این آمار هر سال حدود 10 درصد کاهش داشته باشد.

افزایش حوادث ترافیکی

آقاجانی عنوان می کند: مرگ و میر در حال کاهش است، ولی با آن 10 درصدی که برنامه پنجم توسعه توصیه کرده فاصله داریم، زیرا در اولین سال اجرای این برنامه کاهش 13 درصدی داشتیم، اما در سال های بعد بین چهار تا شش درصد کاهش تــــلفات اتفــاق افتاده به همین دلیل باید گفت شیب کاهش کمتر شده است.

 

افزون بر این باید به این نکته نیز توجه کرد که حوادث ترافیکی در کشور در حال افزایش است، برای نمونه کل ماموریت های ترافیکی اورژانس در سال 85 حدود 27 هزار مورد بوده، اما این آمار در سال 91 به 52 هزار مورد افزایش یافته است یا آمار بستری شده ها به دلیل حوادث ترافیکی در سال 85 برابر با 554 هزار نفر بوده، اما در سال 91 این آمار به 815 هزار نفر رسیده است.

آقاجانی تاکید می کند: رشد 91 درصدی ماموریت های ترافیکی همراه با افزایش 41 درصدی بستری شدن مجروحان حوادث ترافیکی کشور اتفاق افتاده، اما برخلاف این رشد ما شاهد کاهش 3.7 درصدی کاهش مرگ و میر در کشور بوده ایم، زیرا در سال 85 حدود 27 هزار نفر در حوادث ترافیکی کشته شدند، اما در سال گذشته این آمار به 19 هزار نفر رسیده است.در این میان می توان بخشی از کاهش آمار مرگ و میر را به پای افزایش پایگاه های اورژانس و بهبود خدمات بیمارستان ها گذاشت.

راهکار های موجود

کارشناسان عوامل مختلفی را زمینه ساز آمار بالای تلفات حوادث ترافیکی در کشور معرفی می کنند.علیرضا اسماعیلی، فرمانده سابق پلیس راه کشور در گفت وگو با جام جم می گوید: اگر به صورت کلان نگاه کنیم باید بگوییم ترافیک ما از نظر ساختار اداری صاحب یک مسئول مشخص نیست.

به گفته وی، یکی دیگر از مشکلات این است که بودجه مناسب با ایمنی ترافیک در اختیار نداریم، زیرا خیلی از تصادفات، ناشی از نداشتن اطلاع و آموزش کافی شهروندان است.

برای نمونه هنگام صدور گواهینامه آموزش کافی ارائه نمی شود، افزون بر این، بعد از صدور گواهینامه هم دیگر خبری از آموزش نیست، این در حالی است که در کشورهای موفق شهروندان همیشه در حال آموزش هستند.

معاون وزیر بهداشت در این باره می افزاید: برای کاهش مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی در کشور باید پنج محوری که سازمان بهداشت جهانی توصیه کرده، رعایت شود. یعنی باید مدیریت ایمنی راه ها را داشته باشیم، کاربرهای ما از راه ها درست استفاده کنند، قوانین و مقررات باید اصلاح شود، آموزش عمومی باید انجام شود، رسانه ها باید تلاش کنند، خودروها باید ایمن شود، کنترل پلیس باید بیشتر شود و مراقبت های بعد از حادثه نیز باید پیشرفت کند.

به گفته وی، باید اورژانس بموقع در صحنه حادثه حاضر شده و به شکل درست مجروح را به بیمارستان منتقل کند، افزون بر این کادر بیمارستان نیز باید بدرستی کارشان را انجام دهند.

این در حالی است که اسماعیلی به مناسب نبودن بسترهای ترافیکی اشاره کرده و یادآور می شود: ایرانی ها حدود هفت برابر اروپایی ها سفر بین شهری دارند، افزون بر این اروپایی ها بیشتر از قطار و هواپیما استفاده می کنند، اما ما بیشتر از جاده ها استفاده می کنیم.

نکته اینجاست که مسائل زیرساختی هم مناسب نیست، مثلا اکنون در تعطیلات مردم برای شمال رفتن هم ساعت ها در ترافیک می مانند.

استاندارد نبودن جاده های کشور نیز یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار است، زیرا جاده فقط با آسفالت شدن و کشیدن گاردریل ایمن نمی شود و باید از نظر فنی نیز نکاتی را برای ساخت جاده استاندارد رعایت کرد.

اسماعیلی درباره اجرای درست قوانین در کشور عنوان می کند: کنترل ها بر اجرای مقررات واقعی نیست، خیلی از راننده ها تا زمانی که پلیس را می بینند خوب رانندگی می کنند، اما راننده باید همیشه احساس کند در معرض کنترل است، البته پلیس هم حضور جــدی ندارد، زیرا امکانات به روزی ندارد.

عبدالرضا عزیزی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس درباره آمار تلفات حوادث جاده ای در کشور به جام جم می گوید: برای کاهش این تلفات باید جاده ها استاندارد شود، اما ساخت جاده ها و مناسب سازی نیاز به بودجه دارد که وزارت راه و شهر سازی در اختیار ندارد.به گفته وی، برخی جاده های کشور از 50 سال پیش تاکنون تغییر نکرده است، در حالی که تعداد خودروها چند برابر شده است.

 

آمار تکان‌دهنده فرزندآوری ایرانیان

میانگین نرخ باروری در کشور به 1.7 درصد رسیده است و چنانچه شرایط به این شکل ادامه پیدا کند باید گفت تا 30 سال دیگر، آمار فوت و ولادت برابر خواهد شد و به این شکل نرخ رشد جمعیت به صفر خواهد رسید.

جدیدترین آمار های منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال نیز بیانگر این واقعیت است که خانواده های ایرانی در حال کوچک تر شدن است.

چون براساس مطالعاتی که اخیرا و با توجه به سرشماری سال 90 انجام شده 14.4 درصد خانواده های ایرانی فرزند ندارند و حدود 19 درصد آنها نیز به تک فرزندی رضایت داده اند.

مرکز آمار نتیجه برخی از اطلاعات سرشماری سال 90 را منتشر کرده است و کارشناسان سازمان ثبت احوال نیز با استفاده از این اطلاعات و آماری که در اختیار داشتند، مطالعاتی انجام داده اند که بر اساس آن می توان گفت 33 درصد خانواده ها حداکثر صاحب یک فرزند هستند.

در این تحقیق اطلاعات دو درصد جمعیت کشور مورد بررسی قرار گرفته است به این شکل که کارشناسان در این پژوهش اطلاعات یک میلیون و 481 هزار و 586 نفر را بررسی کرده اند. این تعداد از جمعیت در واقع 423 هزار و 627 خانواده هستند.

علی اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال در این باره به جام جم می گوید: در این پژوهش اطلاعات خانم هایی که یک بار تجربه ازدواج داشته اند بررسی شده و نتایج این تحقیق بیانگر این است که 14.4 درصد این افراد فرزند ندارند.

محزون می افزاید: 20.9 درصد خانواده ها دو فرزند و حدود 19 درصد جامعه تحقیقی نیز یک فرزند دارند.

این در حالی است که می توان تعداد خانواده ها را نیز بر اساس تعداد فرزندانشان در مناطق شهری و روستایی بررسی کرد، زیرا با توجه به اطلاعات به دست آمده از این پژوهش، در مناطق شهری 14.7 درصد خانواده ها فرزند ندارند، 19.9 درصد صاحب یک فرزند و 22.5 درصد نیز دارای دو فرزند هستند. تعداد فرزندان بیشتر از پنج نفر در مناطق روستایی 7.3 درصد و در نقاط شهری 6.1 درصد است.

همچنین خانواده های شش فرزند 6.5 درصد در نقاط روستایی و 4.5 درصد در نقاط شهری، خانواده های هفت فرزند 5.6 در نقاط روستایی و 3.3 درصد در نقاط شهری اعلام شده است.

محزون عنوان می کند: براساس این آمار می توان گفت خانواده های تک فرزند در مناطق شهری از میانگین کشوری بالاتر است، زیرا در نقاط روستایی 13.9 درصد از خانواده ها فرزند ندارند. افزون بر این، در مناطق روستایی 16.4 درصد خانواده ها تک فرزند و 16.7 درصد خانواده ها صاحب دو فرزند هستند.

محزون با تاکید بر این که براساس این آمار 33.3 درصد جمعیت افراد مورد پژوهش حداکثر یک فرزند دارند، یادآور می شود: این تعداد حدود یک سوم جمعیت آماری پژوهش را تشکیل می دهند که می توان نتیجه به دست آمده را به کل جامعه تعمیم داد. در پژوهشی که از سوی سازمان ثبت احوال انجام شده استان هایی که رشد موالید بیشتری نسبت به مدت مشابه یعنی 9ماهه اول سال گذشته داشته اند نیز مشخص شده است.

محزون بیان می کند: خراسان شمالی با 8.4 درصد تغییر و خراسان رضوی با 6.9 درصد و سیستان و بلوچستان با 6.5 درصد در جایگاه اول تا سوم این رده بندی قرار گرفته اند.

جالب اینجاست که برخی استان ها رشد موالید منفی داشته اند، وی عنوان می کند: قزوین با 1.3ـ درصد سی و یکمین استان است و قبل از آن استان های چهار محال بختیاری با 1.2ـ و اصفهان با 0.4ـ درصد در جایگاه های بعدی قرار دارند.

بودجه های افزایش جمعیت در انتظار تصویب قانون

چندی قبل، معاون رئیس مجلس شورای اسلامی در برنامه تلویزیونی« نبض» عنوان کرد دولت برای اولین بار ۳۰۰ میلیارد تومان به منظور افزایش جمعیت در لایحه بودجه سال ۹۳ اختصاص داده است البته قرار است این بودجه از منابع وزارت بهداشت تامین شود، ولی با وجود کسری 8000 میلیارد تومانی بودجه وزارت بهداشت، بعید است در سال آینده، این مبلغ در راستای اجرای سیاست افزایش جمعیت قرار بگیرد.

همچنین به جای این که دولت در لایحه بودجه، اعتبار جداگانه ای برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در نظر بگیرد، قرار شده که این اعتبار از بودجه وزارت بهداشت تامین شود و با وجود این که حدود 48 درصد بودجه این وزارتخانه از مراکز درمانی و از جیب مردم تامین می شود، در صورت اجرای این قانون، بیماران باید بار مالی اجرای این قانون را به دوش بکشند.

علی محمد طاهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در این باره در گفت وگو با جام جم خاطرنشان می کند: همچنان قانونی برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در مجلس تصویب نشده است و فقط بودجه های کنترل جمعیت را که سال های گذشته در اختیار سازمان های دولتی قرار می گرفت، برای سال 93 قطع شده است.

این نماینده مجلس خبر می دهد: هم اکنون طرحی برای اجرای سیاست افزایش جمعیت در کمیسیون فرهنگی تدوین شده که این طرح در کمیسیون هم تصویب شده است، اما هنوز به صحن علنی نرفته است. فعلا که مجلس درگیر بحث و گفت وگو درباره بودجه های سال آینده است، ولی گمان می کنم تا اسفند 92 این طرح کمیسیون در صحن علنی هم تصویب شود.

طاهری تاکید می کند که در صورت تصویب نهایی این طرح و تبدیل آن به قانونی لازم الاجرا، می توان در آن شرایط بودجه های لازم را برای اجرای این قانون در اختیار دولت و دیگر نهادهای مرتبط قرار داد.

بالا