آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : جنگل (برگ 23)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : جنگل

اشتراک به خبردهی

کوسه‌ها شوخی شوخی می‌میرند

تورهای تفریحی برای شکار کوسه حدود ۳/۵ میلیون تومان از مشتریانشان می گیرند

کوسه‌ها، این شکارچی‌های قهار هم گاهی شکارِ شکارهایشان می‌شوند. آنها به طعمه گردشگرانی بدل شده‌اند که می‌خواهند برای تفریح جان یک آبزی را بستانند.
این واقعیتی تلخ است که تعداد گردشگران ضد محیط‌زیست در حال افزایش است و برخی افراد سودجو بر این آتش می‌دمند، چراکه تعداد تورهای گردشگری که ادعا می‌کنند برای صید کوسه ماهی مجوز دارند در حال افزایش است! تورهایی که هر چند مدعی هستند کوسه‌ها را زنده می‌گیرند و رهاسازی می‌کنند و این نوع صید را هم یک قانون بین‌المللی می‌دانند، اما مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست نه فقط درباره این روش صید چیزی نشنیده‌اند، بلکه باور هم ندارند هیچ ارگانی برای صید تفریحی کوسه ماهی مجوز صادر کند. از سوی دیگر، کارشناسان هم تاکید می‌کنند هیچ روش صیدی وجود ندارد که به حیوان لطمه نزند و صدمات ناشی از صید و رهاسازی، قطعا عمر کوسه ماهیان را کوتاه می‌کند و جمعیت این گونه از آبزیان را که در خطر انقراض قرار دارد، بیشتر به مخاطره می‌اندازد.

تجارت باله کوسه از آن تجارتهای پرسودی است که انگیزه کافی برای صیادان به منظور صید هدفمند کوسه را فراهم میکند. بالههای شکارچیان دریا، پس از صید به چین و کشورهای آسیای جنوب شرقی میرود تا به سوپ تبدیل شود؛ اما این تنها دلیل صید کوسه ماهیان نیست. کوسه ماهیها که از قدرت شکارگری فوق العادهای برخوردار هستند، گاهی در تور شکارچیانی گرفتار میشوند که هدفشان از حضور در دریا، صرفا صید تفریحی است. تورهایی هستند که با هدف ایجاد ساعاتی خوش برای گردشگران، تورهای صید ماهیان بزرگ نظیر تن ماهیان، ماهی شیر و باراکودا و غیره را برگزار میکنند، اما اگر از این تورها بخواهید برایتان تور صید تفریحی کوسه برگزار کنند، با اعلام قیمتهایی که کمی بیشتر از صید ماهیان متعارف است، به تقاضایت پاسخ مثبت میدهند.

به گفته صاحبان این تورها، صید کوسه فقط به روش بگیر و رها کن انجام میشود و کوسه پس از صید، باید به داخل آب بازگردانده شود. آنها این نوع صید را روشی متداول در سراسر جهان میداند و معتقدند برای صید هدفمند و تفریحی کوسه باید شش روزی را روی آب وقت صرف کنید. برخی از این تورها در جزیره لاوان، به عنوان یک جزیره محیطزیستی برگزار میشود. این شکل صید خاص تفریحی، گویا با مجوز متولیان امر برگزار میشود، زیرا گردانندگان این تورها ادعا میکنند برای زندهگیری همه انواع کوسهها، بجز کوسه سفید و سپس رها کردن موجود در دریا میتوانند از نهادهای مسئول مجوز دریافت کنند و اگر بدون مجوز اقدام به چنین صیدی کنند باید ۲۰ میلیون تومان جریمه دهند. زیرا کوسه سفید در دریا کم است و صید آن هم مشمول محدودیتهایی است. اینها را یکی از برگزارکنندگان تورهای شکار کوسه به شرط فاش نشدن نامش به خبرنگار گزارشگران سبز میگوید.

بیاطلاعی محیطزیست

داوود میرشکار، مدیرکل دفتر زیستبومهای دریایـــی سازمان محیطزیست ضمن اعلام بیاطلاعی از صدور مجوز برای صید تفریحی کوسه به گزارشگران سبز میگوید: مجوز صید در دریا توسط سازمان حفاظت محیطزیست صادر نمیشود. این سازمان در مناطق خود یا آبهای داخلی که مربوط به این مجموعه است، در برخی موارد با توجه به وضعیت ذخایر، مجوز صید موقتی میدهد. البته صید کوسه هم ممنوع است.

او درباره برگزاری تورهای تفریحی زندهگیری و رهاسازی کوسه ماهیان عنوان میکند: برخی چون کوسه را پس از صید رها میکنند، فکر میکنند کار درستی انجام میدهند؛ اما نشنیدهام که سازمان شیلات ایران هم مجوز ورزشی برای صید کوسه ماهیان بدهد. میرشکار تاکید میکند: چون صید کوسه ممنوع است، حتی اگر قلاب و لوازم صید کوسه در دست افراد مشاهده شود، همان ۳۰ میلیون تومان جریمه صید کوسه از آنها گرفته میشود. همچنین اگر کوسه ماهی از آب خارج شود، جریمه صید از مرتکبان گرفته میشود، زیرا این رفتار تورها به مفهوم صید هدف کوسه است. او ادامه میدهد: باید مجوز تورهایی که چنین برنامههایی برگزار میکنند، بررسی شود. اگر توری مجوز زندهگیری کوسه را داشته باشند، سازمان شیلات باید پاسخگو باشد. به گفته مدیرکل دفتر زیست بومهای دریایی سازمان محیطزیست، فشار صید غیر قانونی روی کوسه ماهیان وجود دارد و این گونه در معرض خطر انقراض است. به همین دلیل صیاد معمولی یا صیادان تفریحی مجاز نیستند کوسهها را شکار کنند و در صورت مشاهده این رفتار، با آنها براساس قانون برخورد میشود.

سازمان شیلات متولی تعیین جمعیت کوسه

میرشکار، مرجع رسمی اعلام آمار جمعیت کوسههای خلیج فارس را سازمان شیلات ایران میداند. این سازمان هم در آماربرداریهای خود صرفا به بررسی ذخایر گونههای تجاری میپردازد. به همین دلیل آماری از جمعیت واقعی کوسهها در دسترس نیست. دقیقا مشخص نیست کوسهها چه شرایطی دارند و جمعیتشان چقدر است. با وجود این تورهای تفریحی ادعا میکنند مجوز برای صید و رهاسازی کوسهها دریافت میکنند.

محمدرضا فاطمی، پژوهشگر علوم دریا در گفتوگو با گزارشگران سبز درباره وضعیت کوسهها عنوان میکند: متولی تعیین جمعیت کوسه طبق قانون حفاظت و بهرهبرداری از منابع آبزی سازمان شیلات است. در این قانون که سال ۷۵ تصویب شد، وظیفه شیلات و محیطزیست مشخص شده است. او ادامه میدهد: سازمان حفاظت محیطزیست زمانی که جمعیت به خطر افتد، وارد عمل میشود. تا قبل از آن، وظیفه شیلات است که مواظب جمعیت این گونهها باشد.

آنطور که فاطمی میگوید وقتی جمعیت گونهای کم میشود نیز باید براساس مقررات عمل شود، چون اگر جمعیت یک آبزی کمتر از ۲۰ هزار قطعه شود، وارد فهرست جمعیت در خطر میشود.

این پژوهشگر علوم دریا در پاسخ به این پرسش که در شرایط نبود ارزیابی درست از ذخایر جمعیت کوسه ماهیان چگونه میفهمیم نسل این آبزی در معرض خطر انقراض است، میگوید: ارزیابی ما به دو صورت است. اول از نظر کمّی ذخایر را بررسی میکنیم، اما کوسهها چون در جای مشخصی نیستند و گلهای زندگی نمیکنند نمیتوان با روش صید مشخص ارزیابی شوند. ما برای ارزیابی از روشهای استنتاجی هم استفاده میکنیم مثلا درصد حضور کوسه در صید تجاری یا کوتاه شدن طول کوسههایی که در دام میافتند، نشان میدهد جمعیت کوسهها رو به کاهش است و ذخایر این گونه تحت فشار است.

زخمهای کاری

این استاد بازنشسته دانشگاه علوم و تحقیقات با بررسی روشهای صید، استفاده از تمام ابزارهای موجود را عاملی برای بروز آسیب به حیوان و کوتاه شدن عمر این گونه میداند و معتقد است این رفتارها، نسل کوسهها را بیشتر در معرض خطر انقراض قرار میدهد. او ادامه میدهد: در تمام روشهای ترال کف، گوشگیر یا قلاب، موجود زنده آسیب میبیند. صید با قلاب به دهان موجود آسیب میزند و باید قلاب را از دهانش درآورد. به همین دلیل کوسه را باید بکشید و داخل عرشه کشتی بیاورید. در روش تور گوشگیر که شب در دریا برای صید ماهی گذاشته میشود، پس از صید که تور را بالا میکشند اگر زمان زیادی از به دام افتادن کوسه گذشته باشد، این موجود معمولا بیحال میشود که باید از تور آن را جدا کنند در نتیجه بالهها یا بدن کوسه دچار جراحت میشود.

فاطمی تاکید میکند: اگر چنین تورهای گردشگری رواج پیدا کند برای موجوداتی که در معرض خطر انقراض هستند، خطر بزرگی به حساب میآید. صیادان تفریحی با همین منطق میتوانند دلفین و لاکپشت را هم به صورت تفریحی بگیرند و رها کنند. انسانها مجاز نیستند به خاطر تفریح خود به گونههای جانوری آسیب بزنند.

او یادآوری میکند: اگر تورهای تفریحی صید کوسه رایج شود، چه کسی این مساله را کنترل میکند؟ چنین تورهایی موجی ایجاد میکنند که افراد بهعنوان صید تفریحی کوسه وارد خلیج فارس میشوند و نسل این موجود را منقرض میکنند. زیرا در حال حاضر هم بالههای پشتی کوسه به قیمت زیاد خرید و فروش میشوند.

فاطمی احتمال میدهد مدعیان برگزاری تورهای تفریحی و رهاسازی کوسه، بیشتر به دنبال به دست آوردن باله کوسه باشند؛ زیرا ماموران دولت همراه تیم صید نیستند که ببینند کوسهای که صید شده به داخل دریا بازگردانده میشود یا نه.

او میگوید: اگر هدف از صید تفریح است، چرا باید سراغ گونهای برویم که جمعیت آن در معرض خطر است. میتوان تورهای تفریحی را برای تن ماهیان و ماهیهای بزرگ دیگری که گلهای حرکت میکنند، برگزار کرد.

تورهای ۳/۵ میلیونی

خبرنگار گزارشگران سبز با تورهای زیادی در قالب مشتری تماس گرفت، نتیجه این تماسها چیزی نبود جز تایید فعالیت تورهای ضد محیط زیستی که در ازای دست کم ۳/۵ میلیون تومان مقدمات شکار کوسه را فراهم می کنند، بیشتر این تورها اگر مهمان خارجی  داشته باشید حدود یکصددلار اضافه نیز از مشتریان می گیرند.

لیلا مرگن

جنگل‌های‌شمشاد اسیر پروانه تنبل

   آفت شب پره ۸۰ درصد ذخایر ژنتیکی شمشاد کشور را نابود کرده است

 چندی است که شب پره شمشاد میهمان ناخوانده جنگل‌های شمال ایران شده است. این آفت وارداتی آن قدر مخرب است که به راحتی در دو سالی که وارد ایران شده است، بخش اعظم توده‌های شمشاد کشور را آلوده کرده است. سازمان جنگل‌ها برای نجات این گونه گیاهی نشست‌های رسانه‌ای متعددی برگزار کرد و درباره اقدامات این سازمان نظیر محلول پاشی و تهیه قلمه و غیره  گزارش‌هایی به رسانه‌ها ارائه داد اما   به نظر می رسد این راهکارها‌ به نجات این گونه گیاهی منجر نمی‌شود. امید اسماعیل زاده عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس اقدامات انجام شده برای نجات شمشاد را اقداماتی فانتزی می‌داند که به حفظ این گونه در طبیعت ایران کمک نمی‌کند به همین خاطر او از زوال جنگل‌های شمشاد ایران خبر می‌دهد.

     گزارشگران سبز: شب پره شمشاد را پروانه تنبلی می‌دانند که توانایی پروازش   زیاد نیست اما همین پروانه تنبل، از سال ۹۵ که وارد ایران شده است به سرعت توده‌های شمشاد ایران را آلوده کرده است. گمانه‌های زیادی درباره شب پره شمشاد و نحوه ورود آن مطرح است. مقامات رسمی حتی احتمال بیوتروریسم را هم درباره ورود این گونه به ایران دور از ذهن نمی‌دانستند و می‌گفتند چون‌که شمشادهای هتلی در چالوس به این آفت آلوده شده است و نخستین گزارش‌ها درباره حضور شب پره از این هتل دریافت شد، این احتمال وجود دارد که گردشگران هتل مذکور به عمد شب پره شمشاد را در جنگل‌های ایران رها کرده باشند. البته نگاهی به نحوه شیوع این آفت و گسترش آن در اروپا، همچنین گزارش شدن این آفت در کشور همسایه ایران یعنی آذربایجان ، احتمال قوی دیگری درباره حضور شب پره شمشاد در ایران را ایجاد کرد و آن احتمال این است که این پروانه از شمال غرب کشور به ایران وارد شده باشد. (گزارش پیشین گزارشگران سبز را از طغیان آفت شب‌پره شمشاد در کشور را اینجا بخوانید)

 شب پره شمشاد آفتی قرنطینه‌ای است که نامش در صف انتظار لیست گونه‌های قرنطینه‌ای سازمان حفظ نباتات ایستاده است تا شاید این سازمان به وظایف قانونی خود در برابر مقابله با آفت قرنطینه‌ای جنگل‌های شمال عمل کند. اما پروانه‌هایی که شانس زیستن در جنگل‌های ایران را پیدا کرده‌اند مثل نامشان در صف لیست‌ نمی‌ایستند. آنها به راحتی به پرندگان، خودروها، لباس گردشگران و غیره می‌چسبند و به شمشادهای غرب تا شرق ایران حمله می‌کنند. امید اسماعیل زاده عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس در گفت‌وگو با گزارشگران سبز از نابودی ۷۵ تا ۸۰ درصد شمشادهای ایران خبر می‌دهد.

به گفته او در جنگل‌های شمال، بحث آفات و بیماری‌های شمشاد، نه اولی و نه آخری خواهد بود. گونه‌هایی داشتیم که دچار بیماری شدند، اما یکسری توانمندی و صفات اکولوژیکی داشتند که توانستند خود را در لیست تنوع زیستی شمال نگه دارند. شب خسب با تولید بذر با دوام و ملج با قابلیت گسترش بذر و بذردهی در سال‌های اولیه عمر، توانست خود را در لیست تنوع زیستی جنگل‌های شمال حفظ کند اما شمشاد هیچ یک از این استراتژی‌ها را ندارد و محکوم به فنا است.

حفظ ژرم پلاسم تنها راه نجات شمشاد

    از نگاه این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس تنها راه نجات شمشاد حفظ ژرم پلاسم این گونه است. او می‌گوید: نه محلول پاشی جوابگوی حفاظت از شمشادها است نه دشمنان طبیعی می‌توانند جمعیت شب پره را کنترل کنند. این آفت بسیار قوی است. تنها کاری که می‌شد انجام داد، یکسری اقدامات اولیه و اجرای مباحث حمایتی بود.

اسماعیل زاده در تشریح سخن خود بیان می‌کند: تا قبل از درگیر شدن تمام توده‌ها باید از توده‌هایی که در بالادست واقع شده‌اند، با استفاده از سد طبیعی و تله‌های نوری، جمع‌آوری شفیره و غیره حمایت می‌کردیم تا توده‌های سالم دچار آفت نشوند. این کارها انجام نشد و اغلب توده‌های شمشاد دچار مشکل شدند.

آن طور که او می گوید اکنون می توان با جمع‌آوری بذر، قلمه و تکثیر آن در خارج از رویشگاه، گونه را حفظ کرد. برای انجام این اقدامات باید حساب شده عمل کرد. حفظ ژرم پلاسم، تهیه قلمه و حفظ بذر در شرایط فراسرد ضروری است.  

او تاکید می‌کند: اقداماتی که تا کنون در شمال برای مقابله با شب پره انجام شده است، بیشتر جنبه دفتری و لوکس دارد. محلول پاشی، آب ژاول پاشیدن، آتش زدن و غیره بیشتر در کتاب و جزوه معنی دارد و این اقدامات سازنده و کاربردی نیست. در شمال یکسری اقدامات جسته و گریخته انجام شده است ولی موثر نبوده و جوابگو نخواهد بود. نوع آفت به نحوی است که اقدامات به شکل مقطعی در فضای خیلی کوچک پیگیری شده است و برنامه‌های انجام شده اثرگذار نبوده است.

اگرچه سازمان جنگل‌ها با کمک گرفتن از بخش خصوصی قلمه‌هایی هم از شمشادها تهیه کرده بود، اما این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس می‌گوید: قلمه یک راه تکثیر است. بهتر و ارزان‌تر از آن بذر است. بذر اطلاعات ژنتیکی گسترده‌تری به همراه دارد اگر از یک سایت قلمه بگیرید و به کل شمال تعمیم دهید، کارغیر منطقی انجام داده‌اید. می‌شد منطقی‌تر کار کرد. باید جنگل‌ها را زون‌بندی کرد و در هر زون، حتی‌المقدور در صورتی که امکان تهیه بذر باشد، بذر شمشاد را جمع‌آوری کرد. در غیر این صورت قلمه تهیه کرد و تکثیر این گونه را انجام داد.

او ادامه می‌دهد: نهال‌های جدید باید با فاصله کاشت مشخص و آشکوب فوقانی مناسب در طبقات ارتفاعی مناسب کشت و نگهداری شوند. خود سازمان جنگل‌ها عرصه‌های مناسب و مستعد و مقدار زیادی امکانات در اختیار دارد. اجرای این برنامه‌ها کمی نگاه عرصه‌ای می‌طلبید که متاسفانه تا کنون این نگاه وجود نداشته است. بنابراین چاره‌ای نیست و باید منتظر انهدام جنگل‌های شمشاد باشیم.

اسماعیل زاده عنوان می‌کند: در حال حاضر ۷۵ تا ۸۰ درصد ذخایر ژنتیکی شمشاد خود را از دست داده‌ایم. تنها سایت‌های بالادست مانده است که همچنان مورد حمایت سازمان نیست.

او درباره دلیل مورد حمایت نبودن شمشاد توسط سازمان جنگل‌ها می‌گوید: این سازمان دنبال لابی کردن است.

به این ترتیب با توجه به اینکه برنامه‌های حمایتی سازمان جنگل‌ها در زمینه حفاظت از شمشاد کافی نبوده است و مسئولیت مقابله با آفات جنگل، به عهده معاونت حفاظت و حمایت و حفظ ژرم پلاسم به عهده معاونت امور جنگلی سازمان جنگل‌ها است، نبود همکاری اثربخش این دو معاونت و نبود بودجه،‌ زمینه‌ای را فراهم کرده است که باید طبیعت ایران برای همیشه با گونه ارزشمند شمشاد خداحافظی کند.

لیلا مرگن

تله کابین؛ داغ الیم بر دل الیمستان

   با اجرای پروژه تله کابین ۶٫۵ هکتار از مناطق جنگلی و مرتعی الیمستان به یک شرکت خصوصی واگذار می‌شود

ساخت تله کابین در جنگل های الیمستان به عنوان یکی از مناطق بکر شمال که در نوبت ثبت در فهرست جهانی یونسکو قرار دارد خیلی از فعالان محیط زیست را نگران کرده است، آنها هشدار می دهند که با اجرای این پروژه حدود ۵/۶ هکتار از مناطق جنگی و مرتعی منطقه از بین برود به همین دلیل قرار است صبح فردا (جمعه ‌هفتم اردیبهشت) فعالان محیط زیست ‌آمل در منطقه چلاو روستای گت کلا مراسمی برگزار کنند.براساس اطلاعات خبرنگار گزارشگران ‌سبز خانم نغمه مبرقعی به عنوان سخنران در این مراسم حضور خواهد داشت‌.

به گزارش گزارشگران سبز، اگر تا دیروز کارشناسان نگران بهره‌برداری نامناسب چوب از جنگل بودند، امروز نبود توجه به ظرفیت تفرج در شمال، بلایی دیگر را به این اکوسیستم باستانی تحمیل می‌کند.
به اعتقاد مجید مخدوم، استاد بازنشسته دانشگاه تهران، گردشگران به اندازه بهره‌برداری از جنگل برای این اکوسیستم تخریب به همراه دارند، اما گویا در صدور مجوزهای احداث تله‌کابین برای جذب گردشگر بیشتر، متولیان و تصمیم‌سازان از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند و بدون توجه به استانداردها و حتی وجود نقشه راه، هر روز شاهد کلنگ احداث یک مجموعه تفریحی و توریستی جدید در نوار باریک جنگل‌های شمال هستیم.
این بار هم جنگل‌های الیمستان به عنوان یکی از مناطق بکر شمال که در نوبت ثبت در فهرست جهانی یونسکو قرار دارد، هدف اجرای پروژه غیر اصولی تله‌کابین قرار گرفته است. فعالان محیط‌زیست با اجرای این پروژه در این جنگل که منجر به از بین رفتن ۶٫۵ هکتار جنگل از عرصه‌های طبیعی می‌شود، مخالف هستند.
گردشگری اگر در سایر کشورها نسخه شفابخشی است که برای نجات اکوسیستم‌های طبیعی ترویج می‌شود، در شمال ایران به بلای خانمان سوزی تبدیل شده که مردم ساکن در این منطقه را به ستوه آورده است. گردشگرانی که به شمال کشور سفر می‌کنند، گرچه درآمدی برای ساکنان شمال ایجاد می‌کنند، اما انبوهی از زباله از خود به جای می‌گذارند که برای مردم محلی بشدت دردسرساز شده است.
به گفته مقامات استانی حجم تولید زباله در شمال کشور در روزهای تعطیل حتی تا دو برابر هم افزایش می‌یابد. توجه به ظرفیت برد برای توسعه گردشگری یکی از اصول اولیه است که در زمان برنامه‌ریزی برای جذب توریست به آن توجه نمی‌کنیم. اکوسیستم‌های جنگلی استان مازندران به عنوان یکی از گردشگر پذیرترین استان‌های کشور، به دلیل حضور بیش از حد مسافر در معرض تهدید جدی قرار دارد، اما باز هم تصمیم‌سازان این استان مجوز احداث تله‌کابینی جدید در منطقه الیمستان را صادر کرده‌اند.
مجید مخدوم، استاد بازنشسته دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «گزارشگران سبز» درباره این‌که آیا در زمان برنامه‌ریزی برای احداث تله‌کابین به ظرفیت برد مناطق توجهی می‌شود، از رعایت نشدن ضوابط ارزیابی سخن می‌گوید.

او ادامه می‌دهد: برای اجرای این پروژه‌ها باید اول ارزیابی انجام گیرد. دو چیز باید مشخص شود. این مناطق باید ارزیابی توان اکولوژیک شوند تا بدانیم آیا اینجا تله‌کابین امکان استقرار دارد یا نه. اگر امکان استقرار داشت، بعد ظرفیت برد را حساب کنند.

مخدوم یادآور می‌شود: اینها هیچ‌کدام از این کارها را نکرده‌اند. این قضیه در کشور سابقه‌دار است. با همین شیوه غلط هم ناهارخوران را خراب کردند و هم در نمک آبرود مشکل ایجاد کردند اما باز هم خرابکاری می‌کنند.

او به این پرسش که آیا لازم نیست در شمال اثر تجمعی تمام پروژه‌های تله‌کابین روی یکدیگر را مطالعه کنند تا بدانیم در مجموع این طرح‌ها چه بلایی سر جنگل‌ها می‌آورند؛ این گونه پاسخ می‌دهد: بررسی اثر تجمعی مرحله سوم ارزیابی است.

به گفته این استاد بازنشسته دانشگاه تهران، توسعه بی‌حد و حصر تله‌کابین در شمال کشور رفتار بسیار خطرناکی است. تاکنون تله‌کابین‌های مستقر در شمال چند بار حادثه‌آفرین شده و سقوط کرده‌اند، اما اخبار آن جایی درز نکرده است و صاحبان این سازه‌ها، اصلا به سلامت مردم توجهی ندارند.

او عنوان می‌کند: بر اساس بررسی‌هایی که در دهه ۶۰ انجام دادم و بهره‌برداری جنگل را با اکوتوریسم مقایسه کردم، در خیلی جاها اکوتوریسم اثر تخریبی بیشتری از بهره‌برداری چوب از جنگل داشت.

با توجه به اجرای طرح تنفس در جنگل‌های شمال تب ساخت تله‌کابین در این منطقه بشدت بالا گرفته است.

مخدوم در پاسخ به این پرسش که آیا با توجه به این روندها باید منتظر تخریب بیشتر جنگل باشیم، خطر حذف جنگل‌های ایران را گوشزد می‌کند.

به اعتقاد او، اگر با همین روند پیش برویم، نسل آینده جنگلی نخواهد داشت. ما در حال حاضر از چاله بهره‌برداری جنگل درآمده‌ایم و به چاه گردشگری افتاده‌ایم.

حذف ۶٫۵ هکتار جنگل هیرکانی از کره زمین

تله‌کابین قرار است توسط بخش خصوصی اجرا شود. جواهری مجری ساخت تله‌کابین در این منطقه از مصاحبه با گزارشگران سبز خودداری کرده و آن را مشروط به حضور در دفتر این شرکت می‌کند.

اما علی محمودزاده، عضو انجمن دوستداران دماوند به گزارشگران سبز می‌گوید: با اجرای این پروژه ۶٫۵ هکتار از مناطق جنگلی و مرتعی منطقه به یک شرکت خصوصی به نام مجتمع توریستی تله‌کابین نگین هراز واگذار می‌شود.

او بر اساس اتفاقاتی که در سایر مناطق شمال بعد از ساخت تله‌کابین رخ داده است، اجرای این پروژه را توام با ویلاسازی و توسعه ساخت و ساز می‌داند.

محمودزاده بیان می‌کند: در شمال کشور خارج از ظرفیت اکوسیستم و توان و ظرفیت عمومی مسافر در حال تردد است. تمام آخر هفته‌ها جاده‌هایی که از تهران منتهی به شمال می‌شود، پر ترافیک است. یعنی این مناطق بیش از ظرفیت مسافر می‌پذیرد. پس طرح‌های گردشگری در چنین شرایطی توجیه محیط‌زیستی ندارد.

او برای درآمدزایی مردم محلی نیز راهکاری دارد و معتقد است به جای احداث تله‌کابین و جذب گردشگر، روستاییان می‌توانند در مراتع خود باریجه بکارند و ۴۵ روزه این محصول را برداشت کنند. درآمد حاصل از کشت این گیاه دارویی در هر هکتار مرتع هم سه برابر درآمد سالانه گله‌داری به عنوان شغلی پر ریسک است.

عضو انجمن دوستداران دماوند با اشاره به شهرک‌سازی پس از احداث تله‌کابین در چالوس و از بین رفتن یک محوطه چند ده هکتاری در نوشهر به دلیل تله‌کابین سازی، تاکید می‌کند: متاسفانه جنگل‌های ما ظرفیت طرح‌های اینچنینی ندارد. توجیهی هم برای جذب گردشگربیشتر وجود ندارد. مازندران خارج از توانش گردشگر جذب می‌کند. حاصل توسعه گردشگری تخریب، آلودگی دریا، انباشتن زباله و ترافیک سر سام آور جاده در آخر هفته است.

او یادآور می‌شود: ساخت این تله‌کابین، بیشتر مخرب است و احداث آن به نفع مردم محلی نیست. باید برای اجرای چنین پروژه‌هایی ظرفیت سنجی شود. تهران یک ابرشهر بزرگ و شلوغ است و هوای آن آلوده است. مردم حق دارند از جنگل‌های شمال استفاده کنند. منتها باید رفتارها اصولی باشد. استفاده از جنگل باید در چارچوب توسعه پایدار باشد که این نسل و نسل‌های آینده بتوانند از نعمت جنگل برخوردار باشند. با احداث تله‌کابین مردم در مدت کوتاهی برای تفریح و تفرج به شمال می‌آیند، اما در درازمدت این صدمات جنگل را از بین می‌برد.

احداث تله‌کابین در منطقه حفاظت‌شده

مهدی مس‌چی، دیگر عضو انجمن دوستداران دماوند نیز در گفت‌وگو با گزارشگران سبز، الیمستان را جزو مناطق حفاظت‌شده معرفی می‌کند.

او ادامه می‌دهد: اخیرا اعلام شده که این منطقه جزو مناطق ۱۲گانه دولت برای ثبت در فهرست جهانی یونسکو است.

مس‌چی بیان می‌کند: این طرح در دوره احمدی‌نژاد نتوانست مجوز احداث دریافت کند و مسئولان منابع طبیعی و محیط‌زیست در مقابل آن ایستادگی کردند، اما چگونه است که از سال ۹۳ به بعد، این مجوز داده شده است.

آن‌طور که او می‌گوید: استان مازندران یکی از گردشگرپذیرترین مناطق کشور به شمار می‌رود و مسئولان توان مدیریت ترافیک حاصل از گردشگران، انبوه زباله باقیمانده و عوارض ناشی از آن را در منطقه ندارند. حال معلوم نیست چگونه به تله‌کابینی مجوز می‌دهند که یکی از پایه‌های آن در پرترافیک‌ترین نقطه جاده هراز مستقر خواهد شد.

با توجه به هشدار‌های کارشناسان باید خطر توسعه ناپایدار را بیش از پیش جدی گرفت، زیرا افزایش آمار گردشگران در شمال کشور بدون در نظر گرفتن آسیبی که به جنگل تحمیل می‌شود، تفاوت زیادی با قطع درختان ندارد. باید تاکید کرد به گفته کارشناسان محلی با اجرای این پروژه مناطقی به نام کمر کلوم، پل خمند و الیمستان که از بکرترین مناطق است، توسط تله‌کابین از بین می‌رود. این سازه ۱۲ سکو دارد و در یال غربی قله امامزاده قاسم و الیمستان واقع می‌شود. سکوی اول آن در نقطه اصلی ترافیک هراز که همیشه پلیس هم از حل مشکل آن عاجز بوده است، قرار می‌گیرد.

آغاز تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها/ ۶ دلیل اصلی برای تحقیق و تفحص

نمایندگان مردم در خانه ملت با طرح تحقیق و تفحص از عملکرد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور موافقت کردند.

گزارشگران سبز: امروز بحث تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها در صحن علنی مجلس مطرح و با ۱۲۹ رأی موافق، ۲۶ رأی مخالف و ۴ رأی ممتنع از مجموع ۱۹۶ نماینده حاضر در مجلس، مورد تایید نمایندگان ملت قرار گرفت. به نظر می‎رسد  ارائه نشدن طرح جایگزین پس از تصویب طرح توقف بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های شمال موسوم به تنفس، مهمترین دلیل کلید خوردن بحث تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها باشد. با گذشت بیش از یک سال از قانونی شدن توقف بهره‌برداری تجاری از جنگل‌‎های شمال، هنوز سازمان جنگل‌ها به عنوان متولی عرصه‌های جنگلی برنامه‌های جایگزین خود را برای مدیریت جنگل‌های شمال کشور اعلام نکرده است.

پیشتر نیز گزارشگران سبز گزارشی درباره تمایل اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس برای اجرای طرح تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها را منتشر کرده بود. امروز نمایندگان خواستار بررسی عملکرد سازمان متولی مدیریت عرصه‌های طبیعی کشور، با محورهای مختلفی درخواست خود را در صحن علنی مجلس مطرح کردند. مهمترین ابهامات مطرح شده از سوی موافقان بحث تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها به این شرح است:

– چرا سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در اجرای طرح‌ها و حتی تهیه آن‌ها ناکارآمد است؟

– چرا طرح های منابع طبیعی از جمله طرح‌های جنگلداری، مرتع داری، مدیریت منابع جنگلی، تعادل دام و مرتع، خروج دام از جنگل، ممیزی اراضی و اتمام موضوع اخذ سند منابع ملی به شکست انجامیده است؟

– چگونه با وجود ریزش شدید نیروی انسانی و امکانات، حفاظت از منابع طبیعی صورت می‌گیرد؟

– قاچاق چوب با روند تعطیلی طرح‌های جنگلداری تشدید شده است، سازمان چه اقدامی کرده است؟

– علت ناکارآمدی سازمان در پشتیبانی از مجریان موفق و برخورد با مجریان ناموفق در حوزه‌های مختلف کاری چیست؟

– مدل مدیریت بر جنگل‌ها و مراتع با تعطیلی طرح‌های گذشته چیست؟

شریعت نژاد نماینده مردم تنکابن در مجلس شورای اسلامی طراح تحقیق و تفحص از عملکرد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور است.

روزهای خانه‌نشینی سرباز فداکار

گفت‌وگو با سرباز مریوانی که به خاطر نجات جان یک سگ، پایش را از دست داد

خیلی‌ها آمدند من را از نزدیک دیدند و کارم را تحسین کردند. مسئولان زیادی زنگ زدند تلفنی صحبت کردیم و قول‌های زیادی هم دادند. اما هیچ کدامشان اتفاق نیفتاد. حتی هزینه خرید پای مصنوعی را هم خانواده ام خودشان پرداختند. آن روزهایی که تازه این اتفاق افتاده بود خانم ابتکار که رئیس سازمان محیط زیست بودند با من تماس گرفتند و از من دلجویی کردند. پارسال هم یک بار ایشان را از نزدیک در شهر سنندج دیدم. آنجا هم ایشان از من قدردانی کردند. یک لوح سپاس به من دادند و گفتند اصلا نگران نباش. قول دادند شرایط استخدام من در سازمان محیط زیست را فراهم بکنند. آن موقع خیلی امیدوار بودم که بیکار نمی‌مانم و خانه‌نشین نمی‌شوم، اما به این قول‌ها عمل نشد. این ها را محمد باختر می گوید سرباز فداکاری برای نجات یک سگ پایش را از دست داد.

آقای باختر این روزها را چطور میگذرانی؟

کار خاصی نمیکنم، یعنی کار خاصی ندارم که انجام بدهم. خانه نشین شدهام. زیاد از خانه بیرون نمیروم.

چرا؟

هم رفت و آمد برایم سخت است، هم کاری بیرون از خانه ندارم که انجام بدهم. به خاطر همین در خانه میمانم.

حوصله ات در خانه سر نمیرود؟

چرا از بیکاری کلافه شدهام، اما کاری از دستم برنمیآید، خیلی از جوانهای دیگر که سالم هم هستند بیکارند و کاری برای انجام دادن ندارند چه برسد به من که با این اتفاق، معلول هم شدهام.

درباره اتفاقی که افتاد صحبت بکنیم؟ چند بار آن لحظه را در ذهنت مرور کردهای؟

خیلی زیاد. خیلی وقتها ناخودآگاه آن صحنه به ذهنم میآید. پاییز سال ۹۵ بود، بیست و هفتم آذر. برف زیادی باریده بود و نوبت پست من در برجک پادگان بود.

کدام پادگان؟

پادگان ۰۳ عجبشیر تبریز در آذربایجان شرقی.

چند ماه خدمت بودی؟

تقریبا ده ماه از خدمتم گذشته بود. من نوزدهم بهمن ۹۴ اعزام شده بودم و آن روز هم نوبت پست نگهبانی من بود و روی برجک، نگهبانی میدادم . پستم از ساعت ۱۲ ظهر شروع شده بود و تا ساعت ۲ هم بالای برجک بودم. اما همان وقتی که بالای برجک بودم مدام صدای زوزه یک سگ را میشنیدم. این صدا جوری بود که من مطمئن بودم حادثهای برای این حیوان افتاده، اما آن موقع چون نمیتوانستم ترک پست کنم دنبال صدا نرفتم، اما وقتی پستم را تحویل دادم و از برجک پایین آمدم، دنبال صدا را گرفتم و رسیدم به سگی که در سیم خاردارها گیر کرده بود. دلم برایش سوخت و خواستم نجاتش بدهم، اما بدجوری بین سیم خاردارها گرفتار شده بود. به خاطر همین تلاش بیشتری کردم تا سگ را نجات بدهم، اما وقتی سگ آزاد شد و من خواستم از جایم بلند شوم، یکدفعه چیزی زیر پایم منفجر شد. همان موقع فهمیدم پایم را روی مین گذاشته بودم و خودم خبر نداشتم.

می دانستی آن اطراف مینگذاری شده؟

بله، اما برف زیادی باریده بود و هیچ چیزی روی زمین دیده نمیشد. هرجا را نگاه میکردی روی زمین پر از برف بود.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

وقتی صدای انفجار بلند شد، بقیه سربازها ریختند بالای سرم. من را بردند پاسدارخانه. بعد هم رفتم بهداری پادگان و بچههای بهداری هم من را به بیمارستان عجب شیر رساندند. اما وقتی اورژانس این بیمارستان من را جواب کردند و گفتند امکاناتشان خیلی کم است و نمیتوانند به من کمک کنند، من را فرستادند به بیمارستان امام رضای تبریز. حدودا دوساعت بعد من را به تبریز رساندند و پایم را شستوشو دادند و بستند. اما به خاطر این که خیلی خونریزی داشتم، باز هم من را به یک بیمارستان دیگر فرستادند و من رفتم بیمارستان شهدای تبریز. فکر کنم ساعت ۱۰ شب شده بود که من به این بیمارستان رسیدم و به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شدم.

به هوش بودی؟

تقریبا میفهمیدم از کجا به کجا میروم.

متوجه شده بودی پایت قطع شده؟

بله همان وقتی که انفجار رخ داد فهمیدم این اتفاق افتاده.اما چون خونریزی زیاد بود، خیلی به حال خودم نبودم. آن موقع بیشتر این حس را داشتم که خواب میبینم.

وقتی متوجه شدی خواب نیست و واقعا پایت قطع شده چه حسی داشتی؟

ناراحت شدم. خیلی برایم سخت بود . اول فکر میکردم از مچ پا، پایم قطع شده اما بعد فهمیدم از زیر زانو پایم قطع شده. پذیرفتنش برایم سخت بود. اما حتی همان موقع هم وجدانم راحت بود، چون میدانستم برای نجات جان یک حیوان بیگناه این اتفاق برایم افتاده و این هم حکمت خدا بوده و لابد در سرنوشت من نوشته شده است .

خانوادهات کی خبردار شد؟

فکر کنم یکی دو ساعت بعد از انفجار به آنها خبر داده بودند. همان شب در بیمارستان وقتی به هوش آمدم پدرم و عمویم را بالای سرم دیدم.

قبلا کسی را دیده بودی که روی مین برود؟

بله، در روستای خودمان هم یک بار یکی از چوپانهای روستا که از اقوام دورمان بود روی مین رفت. چشمهایش را از دست داد و یکی از دستهایش هم قطع شد.

روستای شما کجاست؟

هانه شیخان از توابع بخش خاوومیرآباد شهرستان مریوان .

الان کجا زندگی میکنی؟

با خانواده ام در مریوان زندگی میکنیم.

آن روزهایی که تازه این اتفاق افتاده بود و تو تیتر خبرها بودی حتما مسئولان زیادی سراغت را میگرفتند؟

بله . باور کن خیلیها آمدند من را از نزدیک دیدند و کارم را تحسین کردند. مسئولان زیادی زنگ زدند تلفنی صحبت کردیم و قولهای زیادی هم دادند. اما هیچ کدامشان اتفاق نیفتاد. حتی هزینه خرید پای مصنوعی را هم خانواده ام خودشان پرداختند. آن روزهایی که تازه این اتفاق افتاده بود خانم ابتکار که رئیس سازمان محیط زیست بودند با من تماس گرفتند و از من دلجویی کردند. پارسال هم یک بار ایشان را از نزدیک در شهر سنندج دیدم. آنجا هم ایشان از من قدردانی کردند. یک لوح سپاس به من دادند و گفتند اصلا نگران نباش. قول دادند شرایط استخدام من در سازمان محیط زیست را فراهم بکنند. آن موقع خیلی امیدوار بودم که بیکار نمیمانم و خانهنشین نمیشوم، اما به این قولها عمل نشد.

پیگیری کردهای چرا هنوز این اتفاق نیفتاده؟

بله، آن قدر این اداره و آن اداره رفتم که واقعا خسته شدم. الان به من میگویند مدرک لیسانس نداری. میگویند شرط استخدام در سازمان محیطزیست داشتن مدرک لیسانس است. میگویند اگر مدرک لیسانس داشتی این اتفاق میافتاد. حالا برو درس بخوان بعد استخدامت میکنیم. الان من بروم چهار سال وقتم را بگذارم درس بخوانم و بعد هم بیایم ببینم مسئولان دوباره عوض شدهاند و اصلا این قولها فراموش شدهاند.

الان با توجه به اتفاقهایی که بعد از این حادثه افتاده، هیچ وقت از تصمیمی که گرفتی و نجات آن سگ، پشیمان
نیستی؟

نه … باور کنید اگر صدبار دیگر هم این اتفاق میافتاد من باز هم میرفتم آن سگ را نجات میدادم . آن موقع که برای نجات آن سگ رفتم به این فکر نمیکردم قرار است چه اتفاقی بیفتد. آن موقع فقط هدفم نجات آن حیوان گرفتار بود. الان هم با این که خیلی در این مدت بی مهری دیدم، اما باز هم افتخار میکنم فداکاری من باعث شد آن سگ نجات پیدا کند. من قبلا هم در روستای مان وقتی چوپانی میکردم، سگ داشتم. کلا رابطه ام با حیوانات خیلی خوب است و الان پیش وجدان خودم سرافکنده نیستم. اتفاقا در این مدت تصمیم گرفتم بهعنوان سفیر مهربانی در راه دفاع از حقوق حیوانات تا جایی که میتوانم فعالیت کنم. من یادم نرفته به خاطر چه موضوعی این اتفاق برایم افتاد. حالا شاید بندههای خدا فراموش کرده باشند، اما مطمئنم خدا هم یادش نمیرود .

بعد از این اتفاق از سربازی معاف شدی؟

بله. کارت معافیت از خدمتم تیر پارسال صادر شد.

وعدهای که از یاد رفت

پیگیریهای گزارشگران سبز از مسئولان محیط زیست به این ختم شد که هنوز برای استخدام محمد باختر، قدمی جدی برداشته نشده و قول و قرارهایی که برخی مسئولان با او گذاشتهاند در بین نامهنگاریهای اداری گم شده است. محمد حق مرادی، مدیر روابط عمومی محیطزیست کردستان دراین باره به جامجم میگوید: پیگیر کار آقای باختر هستیم، سازمان حفاظت محیطزیست به استانداری نامهای نوشته است تا به این شکل مقدمات استخدام ایشان در استانداری فراهم شودیا دستکم به محیطزیست اجازه داده شود او را استخدام کند، اما هنوز‌‌ ردیف پستی مشخصی برای ایشان در نظر گرفته نشده است.

مینا مولایی

سازمان جنگل‌ها زیر ذره بین مجلس

گزارشگران سبز از تصویب تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها در کمیسیون کشاورزی خبر می‌دهد

ساخت و ساز در اراضی ملی و توقف بخشی از برنامه‌های حفاظتی سازمان جنگل‌ها عاملی است که بحث تحقیق و تفحص از سازمان متولی عرصه‌های طبیعی کشور را بار دیگر در مجلس داغ کرده است. نمایندگان مجلس نهم هم قصد داشتتند عملکرد سازمان جنگل‌ها را مورد بررسی قرار دهد. در روزهای پایانی مجلس نهم، گزارش کمیته تحقیق و تفحص از عملکرد سازمان جنگل‌ها که در آن به تخلفات زنجیره‌ای در ساختار این مجموعه اشاره شده بود، نهایی شد اما هیچ گاه نتیجه این تحقیق و تفحص قرائت نشد و حال به نظر می‌رسد اقدام نیمه کاره مجلس نهم، توسط اعضای مجلس دهم پیگیری خواهد شد.

   بررسی بحث تحقیق و تفحص از عملکرد سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور را می‌توان در لابه‌لای دستور کار این هفته مجلس شورای اسلامی مشاهده کرد. شمس الله شریعت نژاد عضو کمیسیون کشاورزی در گفت وگو با خبرنگار «گزارشگران‌سبز» با بیان اینکه بحث تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‎ها در کمیسیون کشاورزی تصویب شده است، از قرار گرفتن این خواسته اعضای کمیسیون کشاورزی در نوبت طرح، در صحن علنی مجلس خبر می‌دهد.

به گفته شریعت نژاد اگر بحث تحقیق و تفحص ازسازمان جنگل‌ها در صحن علنی مجلس رای بیاورد، قطعا کمیسیون کشاورزی به دقت عملکرد این سازمان را بررسی خواهد کرد.

او عملکرد سازمان جنگل‌ها در مباحث مربوط به حفاظت، اجرای طرح‌های جنگلداری و مدیریت منابع جنگلی، خروج دام و غیره را نیازمند بررسی بیشتر می داند و می افزاید: باید ارزیابی عملکرد این سازمان انجام شود. راه انداختن و تعطیل کردن طرح‌ها باید تابع ضوابطی باشد و این گونه نیست که به راحتی برنامه‌ها را تعطیل کنیم. (گزارش گزارشگران سبز از اجاره جنگل را اینجا بخوانید)

دلایلی برای تحقیق و تفحص

شریعت نژاد همچنین به زمین خواری‌های گسترده در ارتفاعات اطراف تهران اشاره می کند و ادامه می دهد:   توسعه ناپایدار، بی توجهی به حفظ منابع طبعی ساخت و ساز در دیزین، شمشک، اوشان و فشم و … ناشی از ضعف عملکرد سازمان جنگل‌ها است، زیرا ما همواره از حفظ کاربری اراضی سخن می‌گوییم اما شاهد ویلاسازی در اراضی ملی هستیم. اگر سازمان جنگل‌ها کوتاهی نمی‌کرد، این ساخت و سازها هم رخ نمی‌داد.(گزارش گزارشگران سبز از شرایط نامناسب جنگل را اینجا بخوانید)

این نخستین باری نیست که بحث تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها مطرح می‌شود. در مجلس نهم هم این موضوع مطرح شده بود و کمیته تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها در مجلس شکل گرفت. در آن روزها به اعتقاد نمایندگان مجلس، علل مدیریتی، کاهش میزان جنگل، از بین رفتن مراتع، میزان واگذاری‌ها، اهداف، عملکرد، انطباق با قوانین و تعامل با وزارتخانه‌های صنعتی، تولیدی، ورزشی، میزان واردات چوب به لحاظ حفظ جنگل‌ها، آثار از بین رفتن جنگل‌ها در تخریب (به جهت سیل) مزارع و از بین رفتن خاک غنی، افزایش رانش‌ها و نحوه حفاظت از جنگل به لحاظ پایش انسانی، صنعتی و الکترونیکی محورهای تحقیق و تفحص از سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور اعلام شده بود. اگرچه یک کمیته ویژه از اواخر سال ۹۳ کار تحقیق و تفحص را آغاز کرده بود اما تا سال ۹۵ همزمان با روزهای پایانی کار مجلس نهم هم این گزارش در مجلس قرائت نشد. در ۲۹ اردیبهشت سال ۹۵، محمد اسماعیل نیا، رئیس کمیته تحقیق وتفحص از سازمان جنگل‌ها در مجلس در گفت‌وگو با خانه ملت از تلاش برای قرائت گزارش تحقیق و تفحص انجام شده درصحن خبر داده بود.

آن طور که او گفته بود؛ اعضای کمیته تحقیق وتفحص از سازمان جنگل‌ها نتیجه این پرونده را تایید کردند اما روز ۲۷ اردیبهشت که قرار بود نتیجه پرونده در کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مورد بررسی و تایید قرار گیرد به دلیل نرسیدن اعضا به حدنصاب این کار انجام نشد.

به گفته اسماعیل نیا اعضای کمیته تحقیق و تفحص بیش از ۴۰ ساعت از گزارشات مستند فیلم تهیه کرده و گزارش آن را تقدیم هیات رئیسه مجلس خواهد کرد.

البته او این نکته را هم اضافه کرده بود که اگر قرائت گزارش تحقیق و تفحص عملیاتی نشود این مساله را می‌توان در مجلس دهم هم عملیاتی کرد به این ترتیب که نمایندگان متقاضی پیگیری پرونده تفحص از سازمان جنگل‌ها می‌توانند از اعضای کمیته تفحص در مجلس نهم برای نهایی کردن پرونده دعوت کنند تا از پیگیری‌های خود گزارشی ارایه داده و در نهایت روند قرائت آن در صحن علنی مجلس طی شود.

او همچنین از وجود تخلفات زنجیره‌ای در عملکرد سازمان جنگل‌ها خبر داده بود و بیان کرده بود: سهل‌انگاری و بی‌توجهی‌هایی در این حوزه شکل گرفته که برخی اقدامات خلاف قانون را رقم زده است به گونه‌ای که برخی از تخلفات زنجیره ای بوده و به همین سبب بررسی این پرونده تا حدودی به طول انجامید که متاسفانه این تخلفات در سایه نبود نظارت بر عملکردهای مدیریتی بود.

تکلیف بازداشت شده‌های محیط زیست را روشن کنید

نزدیک به ۸۰۰ نفر از فعالان محیط زیست و همچنین چهره‌های فرهنگی و هنری کشور با نوشتن نامه‌ای به رئیس جمهور از او خواستند که هرچه سریع‌تر تکلیف بازداشت شده‌های فعال محیط زیست را روشن کند و به حقوق آنها به عنوان بازداشتی توجه نشان دهد. در متن این نامه آمده:

«چنانچه مستحضر هستید، نزدیک به ۹۰ روز است که ۱۳ تن از کارشناسان حیات­ وحش و فعالان محیط‌زیست ایران در بازداشت نهادهای امنیتی به سر می­برند و در این میان نیز تنها چند گزارش تلویزیونی و مطبوعاتی به ذکر موارد غیر مستدل و شبهه برانگیز به‌عنوان دلایل بازداشت این افراد پرداخته است. مرتضی آریا نژاد، نیلوفر بیانی، هومن جوکار، امیرحسین خالقی حمیدی، حسن راغ، سام رجبی، عارف زارع، محمد زارع، علیرضا فرهاد زاده، طاهر قدیریان، عبدالرضا کوهپایه و حمیده کاشانی دوست از بازداشت‌شدگان نهادهای امنیتی هستند.

علی­رغم مراجعه مکرر خانواده‌های بازداشت‌شدگان به نهادهای مربوطه، تاکنون پاسخ شفافی درباره اتهامات، وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشت‌شدگان در دست نیست. برخی از بازداشت‌شدگان حداقل یک‌بار با خانواده خود ملاقات و یا تماس کوتاه تلفنی داشته‌اند، اما عبدالرضا کوهپایه تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته و وضعیت حسن راغ، محمد زارع و عارف زارع نیز در هاله‌ای از ابهام است. مجموع‌ این شرایط و عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول ۹، ۳۲ و ۳۵ قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری است.

همچنین این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل ۳۵ قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمی‌توان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت.

به‌علاوه حیرت‌آور است که تمامی فعالیت­ها و تلاش­های به‌حق جامعه محیط‌زیستی ایران در چند دهه اخیر برای آگاه­سازی افکار عمومی و مقابله با بحران آب، تغییر اقلیم، نابودی تنوع زیستی و سایر مشکلات زیست­محیطی که مستلزم ارتباط با اساتید، دانشگاه­ها و سمن­های خارجی، پایش و نمونه‌برداری از عرصه­های طبیعی با تجهیزاتی همچون دوربین­های تله­ای و نیز فعالیت تحقیقاتی و اجرایی در پروژه­های رسمی و مورد تائید سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت امور خارجه و سازمان جنگل­ها و مراتع مانند پروژه منارید و یا جذب کمک مالی برای پروژه‌های حفاظتی از نهادهای دست‌اندرکار بوده، اینک مشکوک و مجرمانه تلقی شده‌اند. این در حالی است که این موارد جزو فعالیت‌ها و وظایف ذاتی هر تشکل محیط‌زیستی است و مطابق اصل پنجاهم قانون اساسی و فرمایش‌های مکرر رهبر معظم انقلاب، حفظ محیط‌زیست وظیفه‌ای بر دوش تک‌تک افراد این سرزمین است؛ لذا هیچ‌گونه اهمال در این عرصه برای تشکل‌های محیط‌زیستی کشور جایز نیست.

بدیهی است حفظ امنیت کشور و برخورد با کسانی که بخواهند مخل این امنیت شوند، بر هر چیز مقدم و مورد تأیید هر ایرانی است. اما شک و شبهه افکنی در فضای کار محیط‌زیستی و گستردن دایره شبهات و اتهامات به‌تمامی فعالیت­های رایج و مرسوم و معمول محیط‌زیستی و بازداشت­های مدت­دار بدون توضیح مستدل، تنها باعث ایجاد نگرانی و دلسرد شدن فعالان محیط‌زیست می­شود.

ازاین‌رو، امضاکنندگان این نامه که شامل اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در حوزه محیط‌زیست هستند، از جنابعالی درخواست دارند؛

اول: فعالیت‌ها و وظایف بدیهی تشکل­های مردم‌نهاد محیط‌زیستی و تحقیقات علمی در زمینه طبیعت مشکوک تلقی نشده و محدود نگردد، و فضایی امن فراهم شود تا تمامی دغدغه­مندان محیط‌زیست اعم از فعالان و محققان بتوانند به وظیفه خود عمل کنند.

دوم: در جهت تحقق حقوق متهمین زندانی، به‌منظور جلوگیری از خدشه­دار شدن حیثیت بازداشت­شدگان توسط برخی رسانه­های خاص با طرح اتهامات ثابت نشده، زمینه دادرسی شفاف و بهره­مندی آزادانه این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری، ملاقات حضوری و تماس تلفنی با خانواده‌ها فراهم شود و دلایل بازداشت افراد نام‌برده در این نامه به‌روشنی اعلام و از وارد ساختن اتهامات ثابت نشده در رسانه­ها و فضای عمومی تا پیش از روشن شدن وضعیت آن­ها جلوگیری شود.

سوم: بعد از گذشت بیش از دو ماه از فعالیت کمیته چهارنفره تحقیق که با حکم جنابعالی برای بررسی موضوع بازداشت کارشناسان حیات‌وحش و فعالان محیط‌زیست مأموریت یافته بودند، نتایج حاصل از این بررسی به اطلاع عموم برسد.

در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه به‌عنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقه‌مندان محیط‌زیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشت‌شدگان را دارند و شهادت می­دهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفه­ای بازداشت‌شدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچ‌گونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبوده­ایم.»

جان محیط‌بان حراج

زخمی شدن ۴ محیط‌بان در یک ماه گذشته از شرایط نامساعد محیط‌بانان خبر می‌دهد

سه نفر از محیط‌بانان پارک ملی دز بر اثر تیراندازی متخلفان صید ماهی مجروح شدند تا آمار محیط‌بانان مجروح امسال در حالی که حدود یک ماه از آن را پشت سر گذاشته‌ایم به چهار نفر برسد و این مساله را یادآور شود که هنوز اقدامات کافی برای حفظ جان محیط‌بانان صورت نگرفته است.

۹ روز پیش بود که خبر رسید ۱۵۰۰ جلیقه ضدگلوله میان محیط‌بانان توزیع شده است تا این تجهیزات حافظ جانشان باشد؛ اما یکی از محیط‌بانان آبادانی به گزارشگران سبز می‌گوید این جلیقه‌ها تا اهواز رسید، ولی هنوز به دست محیط‌بانان آبادانی نرسیده است.

از سوی دیگر زخمی شدن چهار محیط‌بان در نخستین ماه از سال ۹۷ نشان می‌دهد حمایت از محیط‌بانان به آن سادگی‌ها که تصور می‌شود نیست.

شاید تصویب لایحه حمایت از محیط‌بانان و جنگلبانان چاره کار باشد و شاید افزایش سطح آگاهی‌های جامعه بتواند خشونتی را که علیه حافظان طبیعت ایران شکل گرفته کمتر کند اما آنچه مسلم است امروز در نقطه مطلوبی قرار نداریم و تکیه صرف به توزیع تجهیزات حفاظتی نظیر جلیقه ضد گلوله نمی‌تواند جان محیط‌بانان را حفظ کند.

صبح دیروز رضا قبانچی، مهدی قاسمی و مرتضی تفاخ محیط‌بانان پارک ملی دز خوزستان در جریان درگیری مسلحانه با شکارچیان غیرمجاز هدف گلوله سلاح جنگی قرار گرفتند و مجروح شدند.

این سه محیط‌بان تنها مجروحان سال جدید نبودند. ۳۰ فروردین هم محمد موحدی‌کیا، مسئول منطقه حفاظت‌شده سفیدکوه خرم‎آباد لرستان با تبر هدف حمله سه متخلف قرار گرفت.

به نظر می‌رسد حافظان طبیعت ایران، سال خونباری را در پیش رو خواهند داشت، اما آنها هنوز در انتظار تصویب قوانین حمایتی مرتبط در مجلس شورای اسلامی هستند.

جمشید محبت‌خانی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در گفت‌وگو با ‌گزارشگران سبز از مسکوت ماندن لایحه حمایت از محیط بانان در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی خبر می‌دهد.

محبت‌خانی در پاسخ به سوال گزارشگران سبز درباره اهمیت تصویب این قانون برای حفظ جان محیط‌بانان با دلخوری می‌گوید: بارها از مجلس درخواست شده این لایحه حمایتی را به تصویب برسانند، اما فعلا این کار انجام نشده و مجلس باید پاسخگو باشد که چرا این لایحه تصویب نشده است.

او تعداد شهدا و مجروحان سال ۹۶ را ۹ مجروح و یک شهید اعلام می‌کند و ادامه می‌دهد: مجروحیت‌های سال گذشته، منجر به نقص عضو نشده است.

وقتی از فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست درباره توزیع جلیقه‌های ضدگلوله و اثر آن بر حفظ سلامت محیط‌بانان سوال می‌شود، او توزیع این تجهیزات را برای حفظ جان محیط‌بانان بسیار موثر می‌داند.

آموزش، بهتر از جلیقه ضدگلوله

شغل محیط‌بانی، شغلی توام با عشق است. گاهی محیط‌بانانی که حتی در تعطیلات هستند، در برخورد با متخلفان نمی‌توانند سکوت کنند و به آنها تذکر می‌دهند مانع بروز تخلف در محیط‌زیست شوند و گاهی این تذکرات هم منجر به بروز حادثه برای محیط‌بانان شده است.

اما فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست می‌گوید: محیط‌بانان نباید خارج از شیفت با متخلفان درگیر شوند. برخورد با آنها وظیفه افرادی است که در حال خدمت هستند‌.

او می‌گوید: جلیقه ضدگلوله به تعداد محیط‌بانانی که در شیفت هستند، تهیه شده و افرادی که شیفت آنها به اتمام می‌رسد، باید این جلیقه‌ها را به نفر بعدی تحویل دهند.

آن طور که محبت‌خانی می‌گوید این جلیقه‌ها در سراسر کشور توزیع شده است، اما هادی جلالی محیط‌بان آبادانی از درگیری با شکارچیان متخلف ۹۶ ساچمه در بدن دارد، در گفت‌وگو با گزارشگران سبز عنوان می‌کند: جلیقه ضدگلوله هنوز به دست ما نرسیده است؛ اما شنیده‌ام در بین اهوازی‌ها توزیع شده است.

به گفته او جلیقه ضدگلوله در حفظ جان محیط‌بانان اثر دارد اما آموزش، بهتر از این جلیقه‌هاست و بهتر است برای آموزش شکارچیان نیز مانند محیط‌‌بانان وقت گذاشت.

در کمیسیون خاک می‌خورد

اگرچه آموزش و افزایش سطح آگاهی در بهبود شرایط محیط‌بانان بی‌تاثیر نیست، اما وجود قانون مناسب برای حمایت از محیط‌بانان را هم نباید از نظر دور داشت.

این قانون به گفته فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی در انتظار تصویب است.

از جلال محمودزاده، نایب‌رئیس اول کمیسیون کشاورزی درباره دلایل مطرح نشدن لایحه حمایت از محیط‌بانان و جنگلبانان در صحن علنی مجلس سوال می‌کنیم.

او به گزارشگران سبز می‌گوید: ما سال گذشته لایحه را در کمیسیون کشاورزی تصویب کردیم، اما کمیسیون تخصصی بررسی نهایی این لایحه، کمیسیون قضایی است. متاسفانه این کمیسیون، لایحه را در نوبت بررسی قرار داده است، در حالی که با توجه به اهمیت موضوع، باید این لایحه را در اولویت قرار می‌داد.

او ادامه می‌دهد: با توجه به وضعیت حاد پرسنل محیط زیست و منابع طبیعی و با توجه به این که در حال حاضر تعداد پرسنل منابع طبیعی و محیط زیست اندک است و بیشتر پست‌های سازمانی در این دو مجموعه خالی است، همچنین تعداد نیروهای موجود جوابگوی حفاظت از عرصه گسترده محیط زیست و منابع طبیعی کشور نیست، در لایحه حمایت از محیط بانان و جنگلبانان علاوه بر فراهم کردن شرایط جذب نیروی جدید، بحث تامین جانی این نیروها نیز مد نظر قرار گرفت.

به گفته محمودزاده افزایش حقوق، بهبود حق ماموریت همچنین بحث جانباز و شهید محسوب شدن محیط‌بانان و جنگلبانان در این لایحه دیده شده است.

آن طور که او می‌گوید باید کمیسیون قضایی مجلس، موضوع تصویب این لایحه را پیگیری کند تا پس از تصویب در صحن علنی مجلس، لایحه به سراسر کشور ابلاغ شود.

لیلا مرگن

به زمین پلاستیکی نزدیک می‌شوید!

دوم اردیبهشت دیگری رسید تا باز هم حفاظت از زمین را پاس بداریم. مردم سراسر جهان در ۲۲ آوریل، به داشتن زمین پاک توجه می‌کنند. این بار سازمان ملل، شعار پایان آلودگی پلاستیکی را برای روز جهانی زمین پاک – که با هدف جلب توجه مردم به جلوگیری از تخریب زمین و راهکارهای حفاظت از آن تعریف شده – انتخاب کرده است.
در ایران هم شعار «نه به کیسه‌های پلاستیکی» برای این روز جهانی برگزیده شده است. چرا که ما ایرانیان هم بی‌رویه از کیسه‌های پلاستیکی استفاده می‌کنیم و همین رفتار غلط، منجر شده سراسر ایران به تصرف کوه‌هایی از کیسه‌های پلاستیکی درآید. حاشیه جاده‌ها با بقایای زباله‌های پلاستیکی ما فرش شود و نفس گیاهان و جانوران این سرزمین، به دلیل این رفتار غلط ما تنگ شود. روز جهانی زمین پاک به ما یادآوری می‌کند باید با سرزمین خود و سایر زیستمندان این کره خاکی، مهربان‌تر باشیم.

آلودگی‌های پلاستیکی کره زمین به نقاط خطرناکی نزدیک می‌شودهمین روزهاست که ساکنان زمین در انبوهی از زباله‌های پلاستیکی غرق شوندبخش‌هایی از اقیانوس آرام توسط پلاستیک‌ها اشغال شده و ردپای این ماده دست ساز بشر که به شیوه شیمیایی از زغال سنگ، گاز طبیعی، سنگ آهک، نفت، نمک و آب به دست می‌آید در اقیانوس منجمد شمالی هم پیدا شده استافزایش حجم زباله‌های پلاستیکی معضلی جهانی استبه همین دلیل سازمان ملل شعار روز جهانی زمین ۲۰۱۸ را پایان آلودگی پلاستیکی اعلام کرده استدر ایران هم این روز با شعار نه به کیسه‌های پلاستیکی برگزار می‌شود تا شاید فرصتی باشد مردم بیشتر به سنت‌های گذشته خود باز گردند و به جای استفاده از کیسه‌های پلاستیکی یکبار مصرف، زنبیل‌ها را برای خرید همراه داشته باشند تا سرانه مصرف پلاستیک در ایران کاهش یابد.

اما آیا بشر باید در انتظار پیشرفت فناوری برای حل معضل پلاستیک باشد یا این که ناگزیر به تغییر رویکردهای خود استسعید متصدی، معاون پیشین محیط‌های انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در این باره به‌ گزارشگران سبز می‌گوید: بشر برای داشتن محیط زیستی سالم‌تر باید رویکردهای خود را تغییر دهد، زیرا پلاستیک صدها سال تجزیه نمی‌شوند و این ترکیبات زایایی خاک سرزمین را از بین می‌برند.

او ادامه می‌دهد: پلاستیک‌هایی که به طرز بی‌رویه‌ای مصرف و رها می‌شود، اگر به قطعات ریزتری تبدیل شوند، ممکن است وارد چرخه زندگی ما بشوند و سلامت ما را دچار اشکال کنندنمونه آن را در اقیانوس‌ها و دریاها می‌بینیم که قطعات ریز پلاستیک وارد بدن آبزیان و در نهایت انسان می‌شوند.

اصلاح فرهنگ، ضروری است

پلاستیک‌هایی که به گفته متصدی تبدیل شدن آنها به قطعات ریز سلامت انسان را به خطر می‌اندازد چطور تا این حد مورد اقبال عمومی استچرا مردم هیچ گاه به تبعات مصرف پلاستیک فکر نمی‎کنند و مصرف این ماده در ایران تا این حد بالاستهومان لیاقتی، عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی در این باره  می‌گوید: تولید پلاستیک رابطه مستقیم با فرهنگ مصرف ما داردباید این مساله اصلاح و زمینه‌هایی ایجاد شود که از لحاظ اقتصادی استفاده از پلاستیک برای مردم به‌صرفه نباشد.

او عنوان می‌کند: در اروپا برای استفاده از کیسه‌های پلاستیکی، مالیات خاصی وضع شده است؛ بنابراین در درجه اول باید فرهنگسازی انجام دهیم و در مرحله بعد، اهرم‌های اقتصادی درست برای کمتر مصرف کردن پلاستیک به کار گرفته شود.

لیاقتی درباره اهرم‌های اقتصادی که می‌توان برای کنترل مصرف به کار گرفت، چنین می‌گوید: باید اعلام شود کسی که کیسه پلاستیکی استفاده می‌کند به یک طریق اقتصادی شامل مالیات، جریمه یا هرچیزی که نام آن را می‌گذاریم، هزینه تحمیلی مصرف این ماده به طبیعت را پرداخت کنداین مساله بتدریج باعث تغییر رفتار مردم می‌شود، زیرا مردم نمی‌دانند این پلاستیک باعث بسیاری از مشکلات روی کره زمین می‌شود، بخصوص در کشور ما مصرف بیش از حد پلاستیک مشکلات عدیده‌ای به‌وجود می‌آوردما در ایران با مصرف بیش از حد پلاستیک مرتب کوه‌های پلاستیک ایجاد می‌کنیم.تجزیه پلاستیک چند صد سال طول می‌کشد و باقی ماندن این مواد در طبیعت برای حیات کره زمین مشکل ایجاد می‌کند.

به اعتقاد او اقداماتی در ایران برای کاهش مصرف پلاستیک انجام شده است، اما این اقدامات کافی نبوده است.

دسترسی راحت، اما مرگبار

آمارهای مختلفی درباره میزان مصرف پلاستیک در ایران اعلام می‌شودبرخی ایران را جزو ده کشور اول مصرف‌کننده پلاستیک به عنوان ترکیبی دیر تجزیه‌پذیر می‌دانند و گروهی هم مصرف کیسه پلاستیکی هر خانوار ایرانی را روزانه بین پنج تا هفت کیسه پلاستیکی اعلام می‌کنندسعید متصدی، معاون پیشین محیط زیست انسانی نیز تاکید می‌کند ایران بیشتر از سایر کشورهای جهان پلاستیک مصرف می‌کندهمچنین ۵۰ درصد کیسه‌های پلاستیکی که در اختیار افراد قرار می‌گیرد یکبار مصرف هستند.

او می‌گوید: گاهی مصرف پلاستیک اجتناب‌ناپذیر است اما امروز، ایران درگیر بلایی به نام مصرف بی‌رویه کیسه پلاستیکی استزیرا در کشور به طرز وحشتناکی از پلاستیک و محصولات یکبار مصرف در منازل و هنگام مهمانی‌ها استفاده می‌شود که این رفتار با سنت، فرهنگ و اصول حفاظت محیط زیست سازگاری ندارد.

متصدی درباره دلایل مصرف پلاستیک در ایران بیان می‌کند: گاهی نبود آگاهی مردم و این‌که نمی‌دانند مصرف این ترکیبات چه زیان‌هایی دارد، سبب می‌شود مردم بیش از حد پلاستیک مصرف کنندبرای حل این مشکل باید به سمت فرهنگسازی حرکت کنیم تا نگرش مردم اصلاح شودما با کمبود منابعی نظیر آب و خاک روبه‌رو هستیم و مصرف بیش از حد زباله به آلودگی این منابع منتهی می‌شود.

او سهولت دسترسی به مواد و کیسه‌های پلاستیکی را عامل دیگری می‌داند که منجر به مصرف بیش از حد شده است.به اعتقاد معاون سابق محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست امروز در فروشگاه‌های بزرگ کیسه پلاستیکی رایگان در اختیار مردم قرار می‌گیردیک خرید کوچک مثل یک بسته آدامس به جای انتقال به کیف و جیب افراد در کیسه‌های پلاستیکی قرار داده می‌شود و این مساله مصرف کیسه پلاستیک را افزایش می‌دهددر حالی که باید عرضه کیسه‌های پلاستیکی تابع شرایط بازار و قیمت شود و هر کسی کیسه پلاستیکی استفاده می‌کند، بهای مستقیم آن را بپردازد.

آن طور که متصدی می‌گوید بهای غیر‌مستقیم مصرف پلاستیک برای طبیعت بسیار زیاد است، زیرا رها شدن پلاستیک خسارات زیادی به طبیعت وارد می‌کند، به همین دلیل نباید پلاستیک را رایگان توزیع کنیم.این درحالی است که حتی برخی کشورهای آفریقایی هم مصرف پلاستیک را منع کرده‌انداگرچه نمی‌توانیم مصرف پلاستیک را به صفر برسانیم، اما می‌توانیم آن را مدیریت کنیم و به حداقل برسانیم.

معاون پیشین سازمان حفاظت محیط زیست عنوان می‌کند: دولت قطعا باید در زمینه منع مصرف کیسه پلاستیکی و کاهش مصرف آن مصوباتی داشته باشدقطعا باید ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی و غیر دولتی ابتدا این محصولات را منع کنند و استفاده از آن را به حداقل برساننددر هر فروشگاهی بخصوص فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بزرگ، مصرف پلاستیک را مدیریت کنند تا شاهد مصرف معقول و بهینه آن باشیم و محیط زیست سالمی داشته باشیم.

همه ساکنان زمین در زمینه مصرف پلاستیک مسئول هستندزیرا پلاستیک‌هایی که ما دور می‌اندازیم ممکن است از سوی دیگر کره زمین و دستگاه گوارش نهنگ‌هایی سر دربیاورد که فقط تعداد اندکی از آنها در اقیانوس‌ها مانده است.کسی چه می‌داند، شاید یک گرم از ۲۹ کیلوگرم پلاستیکی که از درون لاشه یک قطعه نهنگ عنبر سواحل جنوبی اسپانیا در ماه فوریه امسال کشف شد، همان پلاستیکی باشد که من و شما در طبیعت رها کرده‌ایم.


لیلا مرگن

محیط زیست اختیار ندارد

سکاندار ۶۵ ساله، اما تازه نفس سازمان حفاظت محیط‌زیست در مدت کوتاهی که پایش به پردیسان باز شده، تصمیم و اظهارنظر‌های جنجالی کمی نگرفته و نداشته،‌ از واگذاری پارک پردیسان به شهرداری تهران بگیرید تا پافشاری بیش از حدش بر مساله بحران آب. او که دکتری فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی‌اش را ‌‌از دانشگاه ایالتی آیوای آمریکا گرفته‌ در اولین نشست خبری‌اش با این جمله که توان پاسخگویی علمی او به مسائل زیست‌محیطی حدود ۵ درصد است خبرنگاران را غافلگیر کرد.به نظر می‌رسد وزیر کشاورزی پیشین کشور که به دلیل ادغام دو وزارتخانه کشاورزی و جهاد سازندگی کار وزارت را رها کرد برنامه‌های خبرساز زیادی برای سازمان حفاظت محیط‌زیست داشته باشد‌.‌ او برخلاف‌ معصومه ابتکار، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط‌زیست، تلاشی برای پوشاندن ضعف‌های محیط‌زیست نمی‌کند و در کنار اعتراف‌ به این کاستی‌ها از این می‌گوید که رئیس‌جمهور نیز از ضعف‌های این سازمان بی‌اطلاع است. آن طور که از سخنان کلانتری می‌توان برداشت کرد قرار است او تغییرات گسترده‌ای نیز در سطح مدیرکل‌های استانی داشته باشد، زیرا به نظر او این افراد نباید بومی استان محل خدمت‌شان باشند. به همین دلیل باید منتظر انقلابی در پردیسان بود، انقلابی که اگر به درستی مدیریت نشود می‌تواند محیط‌زیست شکننده کشور را با چالش‌های بیشتری روبه‌رو کند.

با این که محیط‌زیست کشور ‌مشکلات زیادی دارد‌‌ ‌از اظهارنظر‌های شما می‌شود به این نتیجه رسید که دغدغه اصلی‌تان مساله بحران آب است.

دغدغه ‌کم نیست، اما اصلی‌ترین آن، مساله آب است که مشکل جدی کشور محسوب می‌شود.

انتقادی که از شما می‌شود، همین پافشاریتان روی مساله آب است، چون با توجه به مسئولیت جدیدتان به عنوان رئیس‌ سازمان حفاظت محیط‌زیست ابزار کافی و مسئولیت پرداختن به این مساله را ندارید.

مسئولیت این مساله و تمام‌ تخریب‌هایی را که در محیط‌زیست اتفاق می‌افتد به عهده داریم. به همین علت محیط‌زیست باید در این ارتباط اعلام وجود کند، چون تنها دستگاه حافظ حقوق نسل‌های آینده سازمان حفاظت محیط‌زیست است.

اما وقتی می‌گوییم محیط‌زیست باید مسائل دیگری مانند تنوع زیستی و خاک را نیز به یاد داشته باشیم، در حالی که شما فقط روی آب پافشاری می‌کنید.

درست است مسائلی مانند خاک و آلودگی هوا مطرح است، اما اینها فعلا مشکل اصلی کشور نیست یعنی در مقابل آب مشکل اصلی تلقی نمی‌شوند یا حیات‌وحش یکی از مشکلات اصلی است، اما علت اصلی فرسایش ژنتیک و از بین رفتن حیات‌وحش ‌نیز آب است، علاوه بر این دلیل مساله‌ای مانند فقر نیز آب است.

اما به مسائلی مانند فقر باید نهاد‌های دیگری رسیدگی کنند.

ارگان‌های دیگر نیز محدودیت و اختیاراتی دارند، ولی این که فرض کنیم محیط‌زیست خاموش باشد تا وزارت نیرو همه آب‌ها را بفروشد نیز درست نیست.

اما وزارت نیرو وظیفه حاکمیتی‌اش آب است.

این از نظر اجرایی است، اما نهادی که باید جامعه را آگاه کند یا به مسئولان اخطار بدهد محیط‌زیست است، آب دغدغه ۲۰ سال اخیر من است، اما اکنون که به محیط‌زیست آمده‌ام وظیفه اصلی‌ام است، چون بجز ما کسی آینده و حقوق نسل آینده را در نظر نمی‌گیرد.

این رویکرد باعث نمی‌شود از مسائل دیگر مانند تنوع زیستی غافل شوید؟

تنوع زیستی نیز قربانی آب است، اکنون مشکل یوز و گور خر و حیات‌وحش مساله آب است، چون آب نیست چرخه کامل نیست یعنی حیات گیاهخوار و گوشتخوار تحت تاثیر قرار گرفته است. برای نمونه مساله اصلی یوزپلنگ گرسنگی است، چرا؟ چون جمعیت طعمه‌هایی مانند خرگوش و جبیر کم شده است، به این دلیل که‌ این گونه‌ها نیز به دلیل کمبود آب خوراک کافی ندارند‌.

درست است، آب نیست، چون کشاورزی ما مناسب نیست، اما سازمان حفاظت محیط‌زیست چطور می‌خواهد کشاورزی را درست کند؟

اینها مسائلی متفاوت است. ما به کشاورزی کار نداریم. ما می‌گوییم استحصال آب نباید بیش از حد باشد. بخش زیست‌محیطی آب باید به محیط‌زیست داده شود، برای نمونه گرد و غبار خوزستان به این علت است که حقابه تالاب و دشت‌ها با ایجاد سد‌ها در نظر گرفته نشده است.

اما خودتان نیز بارها گفته‌اید ۹۰درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

این مقدار خیلی زیاد است و باید کم شود. همه کشور اگر کشاورزی است اشکالی ندارد، اما این طور نیست. کشاورزی حق ندارد ۹۰ درصد آب کشور را ببرد. سهم محیط‌زیست باید داده شود.

۵۰ میلیارد مترمکعب حقابه محیط‌زیست است که باید از کشاورزی پس گرفته شود. برای این مساله چه برنامه‌ای دارید؟

بله حداکثر باید ۴۰ درصد از آب تجدیدپذیر استفاده شود، اما ما ۱۱۰درصد استفاده می‌کنیم، بنابراین یکی از اصلی‌ترین سهمیه‌هایی که‌ محیط‌زیست دارد و به آن داده نمی‌شود آب است که من برای آب و به دست آوردن سهم محیط‌زیست می‌جنگم.

پس برای آب می‌جنگید؟‌

برای گرفتن سهم محیط‌زیست برای سهم خودم که نمی‌گویم، من روزی سه لیتر بیشتر آب مصرف نمی‌کنم.

واقعا سه لیتر ‌آب بیشتر در روز مصرف نمی‌کنید؟

هر انسانی حداکثر نیازش سه لیتر است به طرق مختلف و بدون در نظر گرفتن مواد غذایی؛ بنابراین محیط‌زیست باید حقابه‌اش را بگیرد و متاسفانه با ایجاد سدها این حقآبه قابل وصول نیست مگر این که یک نسل برای آن بجنگد.

زمانی که خانم ابتکار مسئول محیط‌زیست بود می‌گفتید محیط‌زیست کوتاه آمده و زورش نرسیده به همین خاطر حقابه‌اش را گرفته‌اند.

بله، حقآبه دریاچه و تالاب‌هایی مانند دریاچه ارومیه را گرفته‌اند.

حرف زدن درباره این مسائل آسان است، اما برای پس گرفتن این حقابه‌ها چه برنامه‌ای دارید؟

برنامه‌ام آگاه‌سازی ۸۰ میلیون ایرانی است.

اگر بخواهید صادقانه زمان بدهید چه زمانی می‌توانید این حقابه را پس بگیرید؟

ما باید حقوق شهروندی خود را انجام بدهیم، زمانش ممکن است پنج یا ۲۰ سال دیگر باشد، اما ۲۰ سال دیگر بخش عمده‌ای از کشور نابوده شده است، خود مردم باید آگاه شوند، نمی‌توانیم اهداف بلندمدت کشور را قربانی اهداف کوتاه‌مدت کنیم.

نمی‌توانید بگویید چند سال دیگر این حقابه را پس می‌گیرید؟

نمی‌توانم زمان بدهم. غیبگو که نیستم، اما همیشه باید مبارزه کرد و به سمت گرفتن حق و حقوق رفت.

به نظر می‌رسد اگر بخواهید حق و حقوق محیط‌زیست را بگیرید کشور به‌هم بریزد. چطور می‌خواهید کشاورزی را که زندگی‌اش در کشت خلاصه می‌شود و طی سال‌ها برایش حق ایجاد شده از کشت و کار منع کنید؟

بالاخره تصمیم‌گیران کشور باید مواضع خود را مشخص کنند، باید به این نتیجه برسند کشور را بلندمدت می‌خواهند یا کوتاه‌مدت، ‌چون توانایی من نیز محدود است، اما همه‌اش را به کار می‌گیرم. ولی در نهایت تصمیم‌گیران، قانونگذاران و مسئولان رده اول کشور باید بگویند چه اتفاقی خواهد افتاد و مسئولیت برنامه‌ها را به عهده بگیرند. چون بدون مسئولیت‌پذیری نمی‌شود تصمیم گرفت؛ برای نمونه براساس برنامه ششم توسعه در بخش کشاورزی اگر بخواهیم ۹۵ درصد خودکفا شویم ۳۶ میلیارد مترمکعب آب بیشتر می‌خواهیم. به همین علت مسئولان باید بدانند چه تصمیم‌هایی می‌گیرند و چه تاثیری خواهند گذاشت. ‌آنها در یک خلأ اطلاعاتی برای خوشایند عده‌ای نمی‌توانند تصمیم مخرب بگیرند. دراین میان‌ متاسفانه رسانه‌ها نیز کوتاهی می‌کنند، چون باید مشکلات را تحلیل کنند ‌و حافظ منافع ملی باشند ولی به‌عنوان مثال‌ خبر پارک پردیسان خیلی خوب از سوی رسانه‌ها پوشش داده نشد.

اما برای واگذاری پردیسان نیز انتقادات زیادی به شما وارد است.

این اتفاق در راستای اهداف زیست‌محیطی بود که محیط‌زیست قادر به انجامشان نبود.

اما مسائل زیست‌محیطی برای شهرداری در اولویت نیست. شهرداری تهران حدود ۵/۱ برابر بودجه‌اش بدهی دارد. پس چگونه می‌خواهد اهداف زیست‌محیطی شما را محقق کند؟

شهرداری برای پردیسان تعهداتی دارد و می‌خواهد طرح زیست‌محیطی را اجرا کند، چون پردیسان در حال خشک شدن است پول آب و برقش را ندارد. شهرداری به داد پردیسان رسیده است.

آخر به چه قیمتی با ساخت باغچه ژاپنی و تخریب گونه‌های بومی؟

قرار است طرح محیط‌زیستی پردیسان اجرا شود.

نقدی که به شما وارد است این که روسای قبلی محیط‌زیست این پارک را حفظ کردند، اما شما آن را واگذار کردید؟

قرار شده شهرداری طرح‌های پردیسان را‌ ۱۵ سال ‌انجام بدهد و بعد از این پارک خارج شود. درباره مساله واگذاری نیز باید به عقب برگشت و دید چه کسی پردیسان را نجات داد، پردیسان را من سال ۶۷ از ‌اوقاف پس گرفتم. اولین درخت اینجا را نیز حدود ۳۰ سال پیش رهبر معظم انقلاب کاشتند.

پس چرا برخلاف این همه تلاش کوتاه آمدید تا‌ مخالفان شما بگویند آقای کلانتری که پارک پردیسان را در بیخ گوشش نتوانست حفظ ‌کند چطور می‌تواند منابع طبیعی کشور را حفظ کند.

خیلی خب، پردیسان را نمی‌توانم حفظ کنم باید آتش بزنم؟ این مساله مثل ماجرای محیط‌بان و خرسی است که داشت دهیار را می‌کشت. اینجا محیط بان باید تصمیم می‌گرفت خرس را نجات دهد یا دهیار را. این مساله یک بعدی نگری است. نباید اجازه داد بی‌پولی، نبود توانمندی و خشکسالی محیط‌زیست را نابود کند.

اما این سیاستی که در پیش گرفتید و مدام می‌گوید محیط‌زیست مستضعف و ضعیف است به نظرتان سبب کمتر شدن اقتدار نامناسب محیط‌زیست نمی‌شود؟

محیط‌زیست توانمند نیست و بی‌اختیار است. محیط‌زیست اگر تا دو ماه پاسخ مطالعات زیست‌محیطی پروژه‌ای را ندهد حذف می‌شود. این اتفاق می‌افتد، بنابراین محیط‌زیست باید قوی شود تا بتواند جواب بدهد.

برای قوی شدن سازمان حفاظت، این سیاست درستی است که در پیش گرفته‌اید‌؟

‌محیط‌زیست کارشناسان مناسب ندارد. اگر محیط‌زیست می‌خواهد قوی شود باید تقویت شود.‌

چه کسی باید محیط‌زیست را تقویت کند؟

دولت و مجلس باید محیط‌زیست را تقویت کنند.

اما آقای روحانی که بارها ادعا کرده زیست‌محیطی‌ترین دولت تاریخ است.

چون آقای روحانی نمی‌داند، ضعف‌های محیط‌زیست چیست.

نمی‌داند؟

به او نگفته‌ا‌ند و در جریانش نیست. او فکر می‌کند اینجا پر از دانشمندان درجه یک دنیاست.

شما که قبلا مشاور آقای جهانگیری بودید چرا نگفتید؟

آن زمان داخل نبودیم و از بیرون نظاره‌گر بودیم و می‌دانستم، اما وقتی اعلام نمی‌کنید توانمندی لازم را ندارید کمک‌تان نمی‌کنند. واقعا اگر محیط‌زیست توانمند باشد به نفع همه است. ما با پوشاندن ضعف به خودمان لطمه می‌زنیم، ما قطعا قوی خواهیم شد.

این مسائل را چگونه به آقای روحانی اطلاع می‌دهید تا مشکلات رفع شود؟

برنامه می‌دهیم و آنها اجرا می‌کنند. ما قرار است به دانشگاه‌ها نزدیک شده و از توانمندی علمی آنها برخوردار شویم و هر جا ضعف باشد از خارج کمک می‌گیریم. به عنوان مثال سه سال پیش درخواست کردیم پاسخ زیست‌محیطی یک طرح را بدهند، اما طرح را متوقف نکردیم و ۷۰درصد پروژه را پیش بردیم، اما محیط‌زیست پاسخی نداد.

برخی کارشناسان می‌گویند واقعا دست محیط‌زیست خالی است وحتی نمی‌تواند پروژه‌ها را ارزیابی کند.

درد اصلی محیط‌زیست همین است. معیار وجود دارد، اما توان سنجش ندارد که بتواند اظهارنظر کند. ما ضعف علمی داریم و باید آن را برطرف کنیم.

مساله دیگر این است که شما نیز مانند خانم ابتکار هیچ کدام از معاونانتان را از بدنه سازمان انتخاب نکرده‌اید‌.

من باید در این حوزه تشخیص و تصمیم‌گیری کنم مشکل محیط‌زیست همین است. اصلا قصد کوچک کردن همکارانم را ندارم، اما برای شرح وظیفه‌ای که این سازمان باید انجام بدهد کارشناسان مناسب خیلی کم دارد، چون سازمان بی‌پول و ضعیف است، نیروهای انسانی توانمند اینجا نمی‌مانند. با توجه به شرح وظیفه سنگین سازمان باید کیفی‌ترین نیروی انسانی در آن به کار گرفته شود.

یعنی در مدت حدود ۵۰ سالی که از فعالیت سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گذرد یک کارشناس در حد معاونت در سازمان وجود ندارد؟

به نظرم خیلی کم هستند، چون بنیان سازمان شکاربانی بوده و اکنون نیز حدود ۷۰ درصد نیروی آن در حوزه محیط طبیعی فعالند. این افراد برای زیستگاه و پارک‌های ملی مناسب هستند، اما کارشناسانی که امروز بیشتر مورد نیازند‌ خیلی محدود است.

آقای کاوه مدنی را چطور به عنوان معاون آموزش و پژوهش سازمان محیط‌زیست انتخاب کردید؟

ایشان صاحب‌نظر هستند درخصوص مسائلی مانند توسعه پایدار و آب. آقای مدنی جوان‌ترین استاد اروپای غربی بوده‌اند.

اما تجربه کار اجرایی نداشته‌اند؟

ایشان باید برنامه‌ریز و نظریه‌پرداز باشد و برای مشارکت مردمی و تحقیق و پژوهش کار خواهد کرد.

برای این که از نظرات کارشناسان خارج از سازمان استفاده کنید برنامه‌ای دارید، چون در زمان خانم ابتکار برخی کارشناسان گله داشتند آنها را حتی به سازمان راه نمی‌دهند؟

قرار است از خدمات‌دهی همه دانشگاه‌های کشور درخصوص مسائلی که خود سازمان در آنها ضعف دارد استفاده شود به این شکل با آنها قرارداد‌های کوتاه و بلندمدت منعقد شود.

با توجه به کاهش دما و اوج گرفتن آلودگی هوا در کلانشهرها مدتی دیگر انتقادها نسبت به شما بیشتر خواهد شد، چه برنامه کوتاه و بلندمدتی برای کاهش آلودگی هوا دارید؟ آیا سیاست‌های روسای پیش سازمان در زمینه درست بوده است؟

برخی سیاست‌ها درست بوده و باید ادامه پیدا کند، اما بخش‌هایی از آلودگی هوای تهران دیده نمی‌شود مثلا ۳۰ درصد از آلودگی هوای پایتخت به دلیل تردد شبانه کامیون‌های فرسوده است. علاوه بر این حدود ۲۰ درصد آلودگی هوای البرز و تهران هنگام وارونگی هوا به دلیل فعالیت نیروگاه شهید رجایی با سوخت مازوت است. به‌عنوان برنامه کوتاه‌مدت می‌توان این موارد را هنگام آلودگی هوا مدیریت کرد و مانع تردد کامیون‌های فرسوده و فعالیت نیروگاه‌ها با سوخت مازوت شد‌‌.

برنامه‌های بلندمدت چه؟

در بلندمدت باید مانع تولید خودروهای غیراستاندارد شد و مصرف سوخت را کاهش داد، چون یکی از کشورهای پرمصرف انرژی هستیم، علاوه بر این باید مانع فعالیت صنایع آلاینده نیز شد.

‌اما چطور می‌خواهید از لابی صنایع عبور کنید؟

ما ارگانی هستیم که باید وظیفه‌مان را انجام بدهید، اگر مسئولان بلندپایه بخواهند هوا آلوده باشد کاری از دست ما ساخته نیست، یعنی آنها باید کمک کنند. باید توجه داشت حفظ سلامت مردم به رشد اقتصادی ارجحیت دارد. ما باید درد را درست تشخیص بدهیم و راه درمانش را مشخص کنیم، به همین دلیل در زمان وارونگی هوا، کارخانجات آلاینده تعطیل می‌شود، علاوه براین باید شرایطی به وجود آورد تا مردم از حق و حقوق‌شان آگاه شوند. البته در چند سال اخیر به دلیل بهبود کیفیت سوخت از تعداد روزهای ناسالم کاسته شده است.

برای نظارت، ابزار کافی در اختیار دارید؟

مشکل همین است برای رفع این نیاز باید از دانشگاه‌ها کمک گرفت.

چقدر از جانب استانداری یا نهادهای دیگر برای انتخاب مدیر کل استان‌ها تحت فشار هستید؟

دست ما در این خصوص باز است و اگر اختلافی در این باره ایجاد شد معاون اول تصمیم خواهد گرفت. ما جلوی نظر استاندارانی که نظرشان درست نیست، می‌ایستیم.

بحثی که در استان شمالی این روزها مطرح است کشتار پرندگان مهاجر است. می‌گویند این مساله حل نمی‌شود چون بسیاری از مسئولان صاحب دامگاه هستند. خانم ابتکار در این خصوص کار تاثیر‌گذاری نکرد. شما چه برنامه‌ای برای حل این مشکل و دیگر مسائل زیست‌محیطی در استان‌ها دارید؟

یکی از دلایلی که اعتقاد دارم مدیرکل‌ها نباید بومی باشند چنین مسائلی است. من بتدریج مدیرکل استان‌ها را از بین افراد غیربومی انتخاب می‌کنم، چون بومیان گرفتار چنین مسائلی هستند و حداقل استانداردهای محیط‌زیستی را رعایت می‌کنند.

برای استان‌های سیستان و بلوچستان و خوزستان با توجه به بحران بی‌آبی و گرد و غبار ‌چه برنامه ویژه‌ای دارید؟

واقعا شرایط ساکنان این استان‌ها سخت است. تلاش شد زندگی اقتصادی این افراد ‌بهبود ‌پیدا کند، اما شرایط بدتر شد. به قول معروف خواستیم ابرویشان را درست کنیم، اما چشم‌شان را کور کردیم. وقتی سطح زیر کشت زابل را ‌بدون رعایت حق محیط‌زیست توسعه دادیم یا برای تامین آب آشامیدنی حقوق محیط‌زیست را زیرپا گذاشتیم به مشکلات افراد اضافه کردیم، چون‌ به این شکل با توسعه نامناسب آسایش کوتاه‌مدت ایجاد کردیم، اما در بلندمدت آسیب بیشتری به آنها زدیم‌. ما به دنبال این هستیم وزارت نیرو سهمیه آب برای دشت‌های اختصاص دهد تا با رهاکردن آب در این مناطق‌ پیوستگی خاک ‌حفظ ‌و پوشش گیاهی نیز در آن ایجاد شود؛ چون اگر پیوستگی خاک از بین برود گرد و غبار شدت بیشتری
خواهد گرفت.‌

سرانجام دو لایحه حمایت از محیط‌بانان و حقوق حیوانات چه شد؟

لایحه حمایت از محیط‌بانان در مجلس در حال پیگیری است و لایحه ‌حقوق حیوانات نیز در کمیسیون‌های دولت تحت بررسی است و منتظر نظر قوه قضاییه هستیم.

شایع بود خانم ابتکار به سیاست، سازمان‌های مردم نهاد و امور بین‌الملل علاقه دارند. به همین دلیل متهم به سیاسی کاری می‌شدند. شما در این باره چه نظری دارید؟

محیط‌زیست جای سیاسی کاری نیست برای سازمان‌های مردم نهاد نیز به آنها که در خدمت محیط‌زیست هستند کمک خواهیم کرد.

مهدی آیینی

بالا