آخرین خبرها
خانه / ۱۳۹۴ / مرداد (برگ 2)

بایگانی/آرشیو ماهانه: مرداد ۱۳۹۴

افرادی با گروه‌های نادر خونی

گروه خونی انسان‌ها محدود به گروه‌هایی مانند A، AB، B و O نمی‌شود. این گروه‌ها را باید گروه‌های اصلی خونی نامید، زیرا براساس اطلاعات انجمن بین‌المللی انتقال خون، تاکنون 31 سیستم خونی شناسایی و دسته‌بندی شده، در حالی که برای انسان‌ها 360 گروه خونی شناخته شده وجود دارد. در تعریف گروه خونی نادر می‌توان گفت، افرادی که گروه خونی آنها در میان 5 تا 10 هزار نفر مشابهی نداشته باشد، گروه خونی نادر دارند.

در میان حدود 80 میلیون ایرانی، گروه خونی حدود 40 نفر متفاوت است. گروه خونی این افراد به نام بمبئی شناخته می شود، چون برای اولین بار در بمبئی هندوستان شناسایی و شناخته شد. در بررسی ها مشخص شد افرادی که گروه خونی بمبئی دارند، آنتی ژن H را ندارند.

چلانو، نام گروه خونی نادر دیگری است که تا مدتی پیش، حدود هشت نفر در کشورمان با این گروه خونی در کشور شناسایی شده اند. گروه خونی RH NULL را نیز باید یکی دیگر از گروه های خونی نادر دانست، چراکه بجز یک خواهر و برادر در کشورمان، شخص دیگری این گروه خونی را ندارد. علاوه بر این، گروه خونی دیگری به نام لوترن بی منفی نیز در کشور شناسایی شده است. گروه خونی KPB منفی را باید نادرترین گروه خونی در کشورمان دانست.

سازمان انتقال خون برای رفع مشکلات احتمالی افرادی که گروه خونی نادر دارند، بانک ملی خون های نادر را ایجاد کرده است. در کشورمان بیش از 700 نفر عضو این بانک شده اند. اطلاعات این افراد در این سامانه ثبت شده و شماره تلفن مشخصی نیز به آنها اختصاص دارد تا در صورت نیاز به شکل شبانه روزی بتوانند از خدمات سازمان انتقال خون استفاده کنند.

سازمان انتقال خون برای افرادی که گروه خونی نادر دارند، پلاکی تهیه کرده که همیشه همراه این افراد است تا چنانچه حادثه ای برای آنها اتفاق افتاد، بموقع خون مناسب برای آنها تهیه شود.

خون های نادر شناسایی می شوند

برای شناسایی افرادی که گروه خونی نادر دارند، سازمان انتقال خون روش های متفاوتی دارد. یکی از این روش ها، آزمایش تصادفی خون افرادی است که برای اهدای خون به سازمان انتقال خون مراجعه می کنند. به این شکل هر سال خون حدود 5 تا 10 هزار نفر تحت آزمایش قرار می گیرد.راز گروه خونی عده ای دیگر نیز کاملا اتفاقی فاش می شود. به عنوان مثال، مدتی قبل در اتاق عمل مشخص شد، گروه خونی مرد جوانی بمبئی است، زیرا پزشکان در حال عمل آپاندیسیت او بودند که مرد جوان به خون نیاز پیدا کرد، اما پزشکان نتوانستند خون سازگار برایش پیدا کنند. در نتیجه پس از انجام آزمایش های تخصصی، گروه خونی واقعی او مشخص شد.

سقط مکرر در بانوان نیز می تواند نشانه ای از گروه خونی نادر باشد، زیرا وقتی خون مادر نسبت به خون جنین حساس باشد، جنین سقط می شود. متخصصان زنان و زایمان، وقتی متوجه چنین مشکلی در بیماران خود شوند، آنها را به سازمان انتقال خون معرفی می کنند تا برای تشخیص گروه خونی آنها، آزمایش های تخصصی انجام شود

به شهریور، ماه حوادث ترافیکی نزدیک می‌شوید

شش روز بیشتر تا آغاز شهریور باقی نمانده، ماهی که در آن سفرهای تابستانی دوباره اوج گرفته و همگام با آن حوادث ترافیکی از دیگر حوادث سبقت گرفته و خبرساز می‌شود. مرور آمارها بیانگر این حقیقت تلخ است که شهریور همیشه برای گردشگران با حوادث ناگواری همراه است. هرچند آمار تلفات حوادث ترافیکی در چند سال گذشته روندی کاهشی داشته، اما پلیس راهور همچنان تاکید می‌کند در این ماه خستگی و خواب‌آلودگی رانندگان علت حدود 40 درصد حوادث ترافیکی است.

براساس آماری که سازمان پزشکی قانونی منتشر کرده، در سالی که گذشت روزانه حدود 46 نفر جان خود را در جاده های کشور از دست داده اند؛ این در حالی است که سال 93 آمار جانباختگان حوادث ترافیکی 16 هزار و 872 نفر و در سال 92 برابر با 17 هزار و 994 نفر بوده است.

با توجه به این که سال 84 حدود 28هزار نفر در حوادث ترافیکی کشور جان خود را از دست دادند، می توان ادعا کرد آمار تلفات حوادث ترافیکی از حدود 76 به 46 نفر در روز کاهش پیدا کرده، اما با توجه به این که بیشتر کاهش این آمار را می توان پای ارتقای فرهنگ رانندگی شهروندان گذاشت؛ باید تصریح کرد وضع جاده و خودرو ها که دو عامل اصلی تاثیرگذار در حوادث ترافیکی به شمار می رود، آنچنان بهبود پیدا نکرده است.

محمدحسین حمیدی، رئیس پلیس راه راهور ناجا در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: با توجه به این که شهریور، ماه آخر تابستان است، شهروندان بیشتر برنامه های مسافرت خود را به این ماه موکول می کنند؛ در نتیجه نیمه دوم شهریورماه سفرها به اوج خود می رسد به همین دلیل با توجه به افزایش تردد، حوادث ترافیکی نیز بیشتر می شود.

خواب آلودگی و خستگی

در شهریور گذشته حدود 1500 نفر جان خود را در سوانح ترافیکی از دست دادند؛ این درحالی است که می توان گفت معمولا تا هفت برابر این آمار نیز افراد دچار معلولیت می شوند. حمیدی با اشاره به این که در شهریور سال 92 نیز حدود 1800 نفر به دلیل حوادث ترافیکی جان خود را از دست دادند، درباره علل این حوادث می افزاید: علل اصلی این حوادث خستگی و خواب آلودگی رانندگان بوده که سبب واژگونی خودروی آنها شده است.

با توجه به گفته های رئیس پلیس راه راهور ناجا باید یاد آور شد، رانندگان هنوز سهم زیادی در حوادث ترافیکی دارند، زیرا آنها قبل از آغاز سفر برای استراحت به اندازه کافی وقت نگذاشته و نقص فنی خودروی خود را نیز جدی نمی گیرند.

واژگونی بعد از ناهار

جالب اینجاست که براساس شواهد پلیس راهور، بیشتر حوادث واژگونی بعد از ظهرها و زمانی اتفاق می افتد که شخص تازه ناهارش را میل کرده، اما برای استراحت خود زمانی درنظر نگرفته است؛ به همین دلیل دقایقی پس از شروع به رانندگی، فرد پشت فرمان خودرو بر اثر خواب آلودگی جان خود و همراهانش را به خطر می اندازد.

حمیدی اظهار می کند: قسمت دیگری از واژگونی ها نیز به راننده هایی مربوط می شود که به قول معروف شبرو هستند. آنها نیز بدون توجه به خستگی به رانندگی خود ادامه می دهند به این شکل در آغاز صبح نیز آمار واژگونی خودرو ها قابل توجه است.

این در حالی است که چنانچه اشخاص از رانندگی ممتد در ساعات گرم و مسیر های یکنواخت اجتناب کنند، احتمال واژگونی برای آنها کاهش پیدا می کند.

در این بین بستن کمربند ایمنی برای سرنشین عقب خودرو نیز نقش حیاتی دارد؛ زیرا پلیس تاکید می کند در اغلب حوادث واژگونی خودرو سرنشینان عقب خودرو به علت نبستن کمربند ایمنی جان خود را ازدست می دهند.

تخلفات حادثه ساز

سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز و انحراف به چپ عمده تخلف های حادثه ساز رانندگان است که می تواند حکم آخرین تخلف را برای آنها داشته باشد.

حمیدی با بیان این که پلیس راهور بشدت با رانندگانی که این تخلفات را مرتکب شوند برخورد می کند، ادامه می دهد: خودروی چنین رانندگانی از سوی ماموران توقیف و با نصب یک بنر و توضیح درباره تخلف جلوی پاسگاه ها نگهداری می شود، علاوه بر این دوربین های نصب شده در جاده ها نیز در کنار ثبت سرعت لحظه ای، میانگین سرعت رانندگان را نیز محاسبه کرده و براساس آن تخلفات را ثبت می کنند.

شدت عمل پلیس بیشتر شود

هر چند آمار تلفات حوادث ترافیکی نسبت به ده سال گذشته کاهش داشته، اما این آمار با استانداردهای مطلوب فاصله زیادی دارد، بنابراین مسئولان باید برای بهبود شرایط تمام تلاش خود را به کار گیرند.

علیرضا اسماعیلی، مدرس دانشگاه تهران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی نیز در گفت وگو با جام جم درباره راهکارهای کوتاه مدت برای کاهش تلفات ترافیکی می افزاید: تنها کاری که برای شهریور می توان پیشنهاد کرد افزایش شدت عمل پلیس است. پلیس تلاش خود را انجام می دهد، اما باید توان مضاعفی بگذارد. شاید حضور بیش از حد پلیس مناسب نباشد، اما چاره ای بجز این نداریم؛ زیرا در این مدت کوتاه نمی توان وضع جاده و خودرو ها را تغییر داد.

توسعه حمل و نقل عمومی

بیشتر سفرها در شهریور تفریحی است، اما در اواخر این ماه سفر های آموزشی دانشجویانی که قصد ثبت نام دارند نیز بیشتر می شود؛ بنابراین وسایل حمل و نقل عمومی در این مدت باید همه توان خود را به کار بگیرند.

رسانه ها نیز باید بحث خطر حوادث ترافیکی را برای شهروندان بیشتر تکرار کنند. علاوه بر این از ظرفیت شبکه های مجازی نیز برای بهبود رفتار ترافیکی شهروندان باید استفاده کرد.

اسماعیلی درباره علل کاهش آمار حوادث ترافیکی در ده سال گذشته خاطرنشان می کند: روند افزایش حوادث ترافیکی در سال 85 متوقف شد و از سال 86 روند کاهشی را طی می کند که این اتفاق محصول چند عامل است؛ یکی استفاده از فناوری مانند دوربین های ثبت تخلفات و دیگری بهبود رفتار ترافیکی مردم و بهبود وضع جاده ها. اما راه ها باید از نظر کیفی نیز بهبود پیدا کند؛ زیرا سیستم ایمنی، روشنایی و پیچ برخی جاده های کشور مناسب نیست. به گفته وی، خیلی از جاده های کشور نیز مشکل روشنایی دارند و هنگام رانندگی در شب نمی توان راه آسفالت و خاکی را در آنها تشخیص داد.

بنابراین برای سرعت بخشیدن به روند کاهش تلفات حوادث ترافیکی در کشور در کنار تلاش برای بهبود وضع خودرو و جاده باید برنامه های آموزشی مشخصی نیز در مدارس و دانشگاه ها ارائه کرد؛ زیرا برخی شهروندان اطلاعات زیادی در این حوزه ندارند و برای نمونه خیلی ها نمی دانند لاستیک خودرو نیز تاریخ انقضا دارد.

خطر در 30 کیلومتری شهرها

مرور حوادث ترافیکی واقعیت تلخ دیگری را نیز اثبات می کند که در آن راننده به دلیل خودخواهی و توجه نکردن به عواقب کار خود باعث به خطر افتادن جان خود و همراهانش می شود؛ زیرا به لحاظ مکانی حدود 40 درصد حوادث ترافیکی در محدوده 30 کیلومتری شهرها اتفاق می افتد. از آنجا که رانندگان اغلب با این تصور اشتباه که به مقصد نزدیک شده اند، به خستگی خود توجه نکرده و به رانندگی ادامه می دهند؛ لذا خطر تصادف برای او و همراهانش افزایش پیدا می کند.

به گفته رئیس پلیس راه راهور ناجا، بهترین زمان برای رانندگی وقتی است که شخص استراحت کافی داشته است، علاوه براین ساعت 8 صبح تا 12 ظهر نیز زمان کم خطرتری برای رانندگی است.

دود اعتياد در پناه ناآگاهي خانواده ها

 نيمي از پدر و مادرها اطلاعات درستي درباره ​ نشانه هاي مصرف مواد مخدر از سوي فرزندان خود ندارند

55 درصد والدین پس از پنج سال از اعتیاد فرزندان خود باخبر می‌شوند؛ زمانی که دیگر کار از کار گذشته است. این حکایت تلخی است که به آتش اعتیاد در خانواده‌های ایرانی دامن می‌زند. در این میان به نظر می‌رسد چاره رفع این مشکل ایجاد مراکز مشاوره تخصصی و اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها و تلاش برای افزایش آگاهی آنهاست؛ زیرا تا وقتی والدین اعتیاد فرزند خود را انکار کرده و ندانند آنها مواد مخدر را از چه طریق تهیه و مصرف می‌کنند یا مصرف مواد مخدر چه نشانه‌هایی دارد و چه تاثیری روی جسم و روان افراد می‌گذارد، نمی‌توانند بموقع عمل کرده و مانع گرفتار شدن فرزندانشان در دام اعتیاد شوند.

چنانچه خانواده و جامعه به وظایف خود در برابر نیازهای روحی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نوجوانان و جوانان بدرستی عمل نکنند زمینه ای مناسب برای آسیب هایی مانند اعتیاد فراهم می شود؛ بنابراین قبل از هر اقدامی والدین باید با توجه به نیازهای روحی و روانی نوجوانان، مهارت های لازم مانند توانایی نه گفتن را به آنها بیاموزند.

در این بین مسئولان نیز وظیفه دارند با سرمایه گذاری برای اشتغال و تلاش برای بهبود فضای اجتماعی و فرهنگی جامعه، نوجوانان و جوانان را از آسیب هایی مانند اعتیاد دور نگه دارند، اما بی توجهی به این مسائل، شرایط را برای اعتیاد برخی نوجوانان و جوانان در کشور مهیا کرده و نگران کننده تر این که به گفته دبیر اتاق های فکر ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری، نیمی از والدین مهارت های لازم را در این حوزه فرا نگرفته اند و پس از پنج سال از اعتیاد فرزندانشان مطلع می شوند؛ بنابراین لازم است که مسئولان سیاست های خود را در نحوه اطلاع رسانی و آگاهی دادن به خانواده ها تغییر دهند.

دوری اعضای خانواده از یکدیگر

در کشور ما مصرف مواد مخدر همیشه با قبح همراه بوده که می توان از آن به عنوان عاملی بازدارنده برای مصرف مواد مخدر یاد کرد. در چنین شرایطی چنانچه یکی از اعضای خانواده به هر دلیل به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کند، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا دیگر اعضای خانواده از آن باخبر نشوند.

این در حالی است که نبود برنامه های فرهنگی مناسب در کشور طی سال های اخیر سبب شده والدین و فرزندان چندان با یکدیگر صمیمی نباشند که بتوانند با رویکرد حمایتگرانه، موضوعات و مشکلات فرزندان خود را شناسایی اولویت بندی و حل کنند. در چنین شرایطی اعضای خانواده خیلی دیر از مشکلات یکدیگر باخبر می شوند.

محسن روشن پژوه، معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: قبح اعتیاد نمی گذارد شخص مشکلش را با دیگران در میان بگذارد. وقتی فرد رابطه ای سازنده با خانواده ندارد، نشانه های دال بر مصرف را پنهان می کند. در این فضا نشانه های رفتار پرخطر و شواهد اختلالات رفتاری بیشتر پنهان و در نتیجه کشف آن نیز سخت تر می شود.

بنابراین در چنین شرایطی خانواده ها باید برای کسب مهارت کافی از کارشناسان حوزه اعتیاد بیشتر کمک بگیرند، برای نمونه آنها می توانند از این افراد نشانه های گرایش به مصرف مواد مخدر را جویا شوند؛ زیرا چنانچه آنها در این حوزه بدون کمک و مشورت با کارشناسان قدم بردارند، ممکن است تلاششان برای نجات شخص نتیجه عکس داده و فرد را بیشتر از کانون خانواده دور کند.

باید از دور مراقب بود

این روزها تهیه مواد مخدر کار سختی نیست، زیرا فروشنده های خرده پا را می توان در گوشه و کنار هر پارک کوچکی یافت یا مواد مخدر را به شکل آنلاین خریداری کرد و سفارش داد تا فروشنده مجازی آن را با پیک هر جا که بخواهید تحویل تان دهد بنابراین هر نوجوانی می تواند براحتی به مواد مخدر دسترسی داشته و آن را درون اتاقش نگهداری کند.

با توجه به این که جاسازی مواد مخدر به هوش فرد و فضای در اختیارش بستگی دارد، نمی توان راهکار مناسبی ارائه کرد و گفت امروزه نوجوانان گرفتار اعتیاد، مواد مخدر مصرفی خود را فقط در جلد دفتر و کتاب، زیرفرش، زیرتخت، درز کمد یا هزار و یک جای دیگر پنهان می کنند. بنابراین والدین فقط با ایجاد رابطه دوستانه و زیرنظر داشتن رفت و آمد شخص و آگاهی پیدا کردن از دوستان و شرایط خانوادگی شان می توانند فرزند خود را از اعتیاد دور نگه دارند.

نشانه های ظاهری اعتیاد

مصرف مواد مخدر اثرات سیستمی واحدی روی سلسله اعصاب می گذارد؛ بنابراین نشانه های مصرف آن در گروه های سنی مختلف یکسان است. اما شرایط جسمی فرد نوجوان و میانسال متفاوت بوده و انگیزه های مصرف نیز در آنها متفاوت است. درباره انگیزه نوجوانان و جوانان می توان به کنجکاوی، تجربه گرایی، لذت جویی و تفریح، سرگرمی و کسب هیجان اشاره کرد؛ البته بحران روحی و نبود مهارت های لازم برای واکشن های بیرونی نیز عواملی است که می تواند فرد را بیشتر به سمت پرتگاه اعتیاد سوق دهد.

احمد کاهه، معاون اجتماعی پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا در گفت وگو با جام جم درباره نشانه های ظاهری فردی که بتازگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده، می افزاید: این افراد معمولا از جهت روانی سعی می کنند احساسات مثبتی از خود نشان بدهند. برای نمونه در محیط خانه از این که برخورد مستقیمی با اعضای خانواده داشته باشند، دوری می کنند یا سعی دارند رفتار خود را خیلی عادی نشان دهند.

چشمپوشی از خطاها

افرادی که مصرف مواد را بتازگی شروع کرده اند، از ایراد گرفتن نسبت به خطای اعضای خانواده چشمپوشی می کنند، در واقع اعضای خانواده به نوعی خوش رفتاری و مهربانی کم سابقه ای را در این افراد می بینند. به این دلیل که شخص متوجه است دست به چه کار خطرناکی زده بنابراین سعی می کند نشانه های آن را مخفی کرده و در عوض نکات مثبتی از خود نشان دهد.

افزون بر این در مرحله ابتدایی اعتیاد فرد سعی می کند خود را به کارهایی که قبلا به آن توجه نمی کرد، مشغول کند. مثلا فردی را درنظر بگیرید که تا پیش از شروع مواد مخدر، کتاب و روزنامه نمی خوانده، اما پس از شروع به مصرف، او برای ظاهرسازی و ارائه نشانه مثبت و جدید از خود شروع به مطالعه می کند.

ظاهر شدن پیاپی جلوی آینه برای اطمینان یافتن از وضع ظاهری نیز می تواند نشانه دیگری از شروع مصرف مواد مخدر باشد؛ زیرا افرادی که در مرحله ابتدایی اعتیاد هستند بیش از پیش به نظافت خود اهمیت می دهند.

حشیش و سرخی چشم

افرادی که حشیش یا فرآورده های دیگر گیاه شاه دانه مانند گل، بنگ، گرس و ماری جوانا مصرف می کنند، روش های متنوعی دارند. برای نمونه آنها این فرآورده ها را با توتون سیگار مخلوط کرده و سیگار محتوی حشیش را دست به دست چرخانده و هر شخص به نوبت چند پک به آن می زند. علاوه بر این، برخی نیز از فرآورده های شاه دانه کیک درست می کنند. برای شناخت شخصی که مصرف مواد را بتازگی شروع کرده، می توان به نشانه هایی که نوع مواد مخدر مصرفی توسط او به وجود می آورد نیز توجه کرد.

مثلا اگر شخص به سمت مصرف مواد توهم زا مانند حشیش برود آثار مصرف اولیه این مواد را نشان خواهد داد؛ افزایش اشتهای کاذب، بالا رفتن ضربان قلب، قرمزی چشم، اختلال حافظه، بی توجهی به اطراف و به هم خوردن تعادل حرکتی برخی از نشانه های اولیه مصرف حشیش است.

همراه داشتن همیشگی قطره نفازولین نیز شگردی است که مصرف کنندگان حشیش از آن برای پنهان کردن نشانه های مصرف استفاده می کنند، زیرا آنها با ریختن این قطره در چشم، یکی از نشانه های مصرف حشیش و برخی دیگر از مواد مخدر را که قرمز شدن چشم است، پنهان می کنند.

محرک ها و انرژی کاذب

در روزهای ابتدایی مصرف آمفتامین، روانگردان و محرک ها آثار اولیه کوتاه مدتی ایجاد می شود که قاچاقچیان از آنها برای تبلیغ و فروش بیشتر مواد مخدر نیز بهره می گیرند. افزایش توجه، افزایش فعالیت، کاهش خستگی، کاهش اشتها، سرخوشی و افزایش فعالیت جنسی برخی نشانه های اولیه مصرف آمفتامین، روانگردان و محرک هاست که در نگاه اول شاید مثبت به نظر برسد، اما خیلی طول نمی کشد که این آثار جای خود را به تخریب های جدی می دهد. بیدار ماندن به شکل غیرعادی و بوی بد دهن و آشامیدن غیرمعمول آب را نیز می توان از نشانه های مصرف این مواد دانست. شیشه را با پایپ و فندک می کشند، اما در نبود این وسیله شخص معتاد از لامپ های کوچک نیز استفاده می کند.

کراک؛ خطرناک و بدون بو

افراد سودجو برای تهیه کراک، مرفین تریاک را جدا و در فرآیندی آن را به هروئین تبدیل می کنند. این ماده در افغانستان و ایران به عنوان کراک شناخته می شود، اما این ماده با مخدر کراک که در اروپا و آمریکا وجود دارد، متفاوت است؛ زیرا منشأ کراک در این مناطق کوکائین است در حالی که منشأ کراکی که در ایران و افغانستان وجود دارد مرفین تریاک است.

قاچاقچیان بعد از این که مرفین تریاک را خالص سازی و به هروئین فشرده با خلوص بالا تبدیل کردند، به آن کافئین اضافه می کنند؛ به این شکل هروئین از حالت پودری به شکل کلوخی درمی آید. قاچاقچیان تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا بتوانند مواد سهل المصرفی مانند کراک بسازند؛ زیرا کراک بوی خاصی نداشته و شخص آن را با ابزار ابتدایی مانند سنجاق و فندک مصرف می کند. نشانه های مصرف کراک نیز مانند تریاک است، اما امروزه به کراک مواد محرک نیز اضافه می کنند که سبب تغییر برخی نشانه های آن شده است.

نشانه های اعتیاد پیشرفته

اما برخلاف افرادی که بتازگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده اند، اشخاصی که درگیر مصرف می شوند در مرحله نسبتا پیشرفته مصرف قرار گرفته و نشانه های دیگر دارند. برای نمونه تغییرات نسبی در وضع جسمی شخص مانند لاغر شدن، تغییرات رنگ پوست و پرخاشگری برخی از این نشانه هاست.

در این مرحله شخص که سعی می کرد با خانواده فاصله اش را حفظ کند، نرمشی را که در برخورد با اعضای خانواده داشت از دست می دهد. او از خانواده فاصله گرفته و احساس غریبی می کند. برخی رفتارها مانند پرحرفی، تناقضگویی و بیهوده گویی در کلام آنها نمودار می شود و بی علاقگی نسبت به مسائل مادی و معنوی نیز در این افراد رشد می کند. افرادی که مصرف کننده پیشرفته حشیش هستند به بیماری های مزمن مبتلا می شوند، اختلالات روانی و مشکلات جنسی و جسمی پیدا کرده و دچار بیماری های تنفسی خواهند شد.

تریاک، سستی زا

معاون اجتماعی پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا درباره نشانه های اولیه اعتیاد به تریاک اظهار می کند: تریاک ماده ای سستی زاست، چون مصرف آن سبب کاهش فعالیت فکری و بدنی می شود. عوارض مصرف آن روی مغز نیز مواردی مانند اختلال خواب است؛ زیرا مصرف کننده دیر به خواب رفته و دیر نیز از خواب بیدار می شود. مشکلات گوارشی مانند یبوست را نیز باید از نشانه های مصرف تریاک دانست. شخص مصرف کننده تریاک علاقه زیادی به خاراندن بدن خود دارد و در دقایق اول مصرف پرحرف شده و با اطرافیان خود به شکل غیرمعمولی مهربان می شود. این افراد پس از مصرف تمایل زیادی نیز به خوردن شیرینی جات و چای پیدا می کنند.

زندگي در خزر غرق مي شود

امروز، روز دریای خزر است؛ دریایی که این روزها آلودگی به جای حیات درآن موج می‌زند

 پنج کشور از منابع اقتصادی خزر نفع می‌برند، اما در ازای آن، آلودگی‌هایشان را به این پهنه آبی هدیه می‌دهند؛ فاضلاب‌های شهری، آلودگی‌های نفتی و پساب‌های صنعتی و کشاورزی تنها آلاینده‌هایی نیستند که ایستگاه آخرشان، خزر است.به این موارد باید انواع زباله های شهری و بیمارستانی را نیز اضافه کرد که قدم زدن در ساحل را برای گردشگران مشکل کرده اند، چه برسد به آبتنی. این روزها برای ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، مسائل زیست محیطی این دریا در اولویت قرار ندارد. به همین دلیل هیچ بعید نیست تا چند سال آینده حیات در این پهنه آبی بمیرد و فقط از آن پیکره ای آبی، اما بی جان باقی بماند که کشورها از آن به عنوان محلی برای تخلیه پسماندهایشان استفاده کنند.

نوار ساحلی دریای خزر ـ که در کشورمان حدود 800 کیلومتر طول دارد ـ برای ایرانیان، مناطق خاطره انگیزی است که برای رسیدن به آن، بسیاری حاضرند رنج و تحمل ترافیک سنگین 20 ساعته را تحمل کنند، اما کمتر شخصی پیدا می شود که برای حفظ محیط زیست این منطقه تلاش کند.

گواه این ادعا نیز شرایط اسفبار سواحل کشور است، اغراق نکرده ایم، اگر بگوییم در زباله غرق شده اند. بخش زیادی از این شرایط بغرنج را باید به حساب شهروندانی گذاشت که نخواسته اند شرایط بهبود پیدا کند، زیرا هرچند برخی مسئولان و مدیران در ایجاد این شرایط نقش دارند، اما اگر رفع این مشکل دغدغه اصلی شهروندان بود، آلودگی میکروبی در برخی شناگاه ها از خط قرمز عبور نمی کرد.

سختی نجات خزر

در کشورمان، خزر بیش از همه چیز از ورود فاضلاب های تصفیه نشده خانگی آسیب می بیند، زیرا در میان 5 کشوری که اطراف خزر قرار گرفته اند، ایران بیشترین جمعیت ساحل نشین را دارد؛ جمعیتی که می توان گفت 90 درصد فاضلاب هایشان به شکل خام وارد دریای خزر می شود.

محمدرضا فاطمی، کارشناس اکوبیولوژی آب و دریا و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، درباره راهکار حل این مساله به جام جم می گوید: مبارزه با این مساله تقریبا غیرممکن است، چون بودجه و اراده ای برای رفع آن وجود ندارد. این بی توجهی سبب شده است، بخش عمده منابع زیستی دریای خزر نابود شود. برای نمونه جمعیت گونه هایی مانند ماهی خاویار یا کیلکا بشدت کاهش پیدا کرده است، زیرا تا مدتی قبل آمار صید کیلکا سالانه به حدود 90 هزار تن می رسید، اما اکنون به 10 تا 15 هزار تن رسیده است.

فاضلاب به خزر می رسد

فاطمی با بیان این که یک میلیون سال از جدا شدن دریای خزر از آب های آزاد می گذرد، ادامه می دهد: 40 درصد گونه های جانوری خزر بومی هستند؛ گونه هایی مانند ماهی خاویار، آزاد و کیلکا. جالب اینجاست که از حدود یکصد گونه ماهی دریای خزر، بیشترشان اقتصادی هستند. اما این ذخایر به دلیل صید بی رویه و دخالت های انسانی و از بین رفتن زیستگاه ها آسیب جدی دیده اند و یکی از دلایل اصلی تهدید این گونه ها، ورود فاضلاب به این دریاست.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد یادآور می شود: از سمت ایران، 200 رودخانه وارد این دریا می شود، اما به دلیل سدسازی، آب این رودخانه ها کم شده و بیشتر آنها حاوی فاضلاب های خام خانگی، صنعتی و سموم کشاورزی است. پیش بینی این که در آینده ذخایر زیستی دریای خزر حالت تجاری نداشته باشد کار دشواری نیست، زیرا اگر شرایط بهبود پیدا نکند، بخش عمده آبزیان این پهنه آبی از بین خواهند رفت.

دغدغه خزر را نداریم

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد ادعا می کند، شرایط به قدری بحرانی است که دیگر راهکاری برای نجات خزر نمی توان ارائه کرد. به اعتقاد او سیستم مدیریتی کشور به شکلی است که نمی تواند کار دیگری انجام دهد، زیرا بیشتر مسئولان به اجرای طرح های زود بازده علاقه دارند، نه منافع جامعه در بلندمدت. برای نمونه، می توان به احداث بی رویه سد اشاره کرد که سبب شده آب کمتری از طریق رودخانه ها به دریا برسد. این در حالی است که می توان با صرفه جویی و بازچرخانی آب، دست کم آب مورد نیاز کشور را تامین کرد. علاوه بر این، برداشت بی رویه شن و ماسه از رودخانه ها نیز حیات خزر را تهدید می کند، زیرا رودخانه ها محل تخم ریزی ماهیان هستند، اما برداشت بی رویه شن و ماسه و ساخت و ساز در حریم رودخانه ها سبب نابودی بستر مناسب زندگی آنها شده است.

بودجه هست، اراده نیست

بیشتر مدیران، علت رفع نشدن مشکلات زیست محیطی خزر را نبود بودجه می دانند؛ دلیلی که عضو هیات علمی دانشگاه آزاد آن را رد می کند، زیرا به نظر فاطمی مشکل ما این است که اراده ای برای حل شدن مشکلات وجود ندارد. فاطمی به ایجاد تصفیه فاضلاب شهر رشت اشاره می کند و می افزاید: حدود هشت سال پیش، ایران از بانک جهانی وام گرفت تا برای این شهر تصفیه خانه فاضلاب احداث کند، اما این پول خرج شد و تصفیه خانه ای ایجاد نشد. این اتفاق برای اهواز رقم خورد. بنابراین مشکل ما فقط کمبود اعتبار نیست.

انتقال آب خزر

مصرف بی رویه آب در ایران سبب شده است، منابع آب کافی در کشور وجود نداشته باشد و برخی کارشناسان و مسئولان، راهکارهایی مانند انتقال آب خزر را مطرح کنند.

تعدادی از کارشناسان، این راهکار را مناسب نمی دانند و هشدار می دهند که چنین اتفاقی، سبب آسیب دیدن بیشتر دریای خزر می شود. مشخص است که این اتفاق به عنوان آخرین راهکار باید اجرایی شود، زیرا اگر آب خزر با هزینه بالا شیرین و منتقل شود، اما از طریق شهروندان برای مواردی مانند شست وشوی خودرو به کار گرفته شود، مشکل حل نخواهد شد.

فاطمی در این باره توضیح می دهد: من با انتقال آب خزر با رعایت مسائل زیست محیطی موافقم، زیرا دربرابر افرادی که ادعا می کنند با این کار، ماهیان خزر از بین می روند، باید گفت در این دریاچه دیگر ماهی باقی نمانده و ما همه منابع با ارزش را از دست داده ایم. کار به جایی رسیده که اکنون صیادان به جای ماهیگیری به شغل هایی مانند مسافرکشی روی آورده اند.

برای انتقال آب خزر، پروژه های زیادی روی میز کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست وجود دارد، اما هیچ کدام به مرحله اجرا نرسیده و این طرح ها معایب و مزایایی دارد. بنابراین برای گرفتن تصمیم نهایی، نیاز به مطالعه و تحقیق دقیق است.

همیشه از برنامه عقب هستیم

عملکرد ها در دریای خزر به دو دسته داخلی و بین المللی تقسیم می شود. در بحث های داخلی، سازمان حفاظت محیط زیست براساس وظیفه ای که دارد، باید به اجرای طرح ها و قوانین نظارت کند، زیرا در برنامه چهارم و پنجم توسعه قوانین خوبی برای بهبود شرایط دریای خزر در نظر گرفته شده بود، اما بدرستی اجرا نشدند. برای نمونه، ارتقای سطح کیفی لوله کشی فاضلاب و تصفیه خانه در شهرهای شمالی کشور اجرا نشد یا قرار بود دفن پسماند در سه استان شمالی کشور به صفر برسد، اما این روزها گزارش های زیادی از دفن زباله در مناطق ساحلی و جنگلی منتشر می شود. برنامه های توسعه، بین بخشی است و فقط با همکاری همه جانبه همه سازمان ها به نتیجه می رسد، اما نبود تعامل در میان آنها سبب شده است، همیشه از برنامه های در نظر گرفته شده عقب باشند.

فریبرز جمال زاد، مدیرکل دفتر سواحل و تالاب های ساحلی سازمان حفاظت محیط زیست در گفت وگو با جام جم می افزاید: قوانین برنامه های چهارم و پنجم بخوبی اجرا نشد، اما در برنامه ششم پیش بینی لازم صورت گرفته است.

اهمیت تعامل و بودجه مناسب

حتی اگر در برنامه ششم به مسائل زیست محیطی دریای خزر بخوبی پرداخته شده باشد، نباید به رفع این مشکلات امیدوار بود چون اجرا شدن این قوانین مساله دیگری است که به تعامل بین بخشی و اختصاص یافتن بودجه مناسب نیاز دارد. حذف آلودگی در منابع آبی این روزها هزینه مشخصی دارد. برای نمونه وقتی صحبت از حذف فاضلاب خانگی در دریا می شود، یعنی فسفات ازت را باید از بین برد و مشخص است برای حذف یک کیلوگرم فسفات از منابع آبی چقدر باید هزینه کرد. بنابراین می توان با اختصاص بودجه مناسب، این مشکلات را رفع کرد.

پدیده ای به نام ساحل خواری

در کنار انبوه زباله در سواحل کشور گردشگران با مشکلات دیگری نیز روبه رو هستند به عنوان مثال، این روزها شهروندانی که به شمال کشور می روند، گله دارند که ساخت و ساز بدون برنامه در نوار ساحلی کشور سبب شده، به آسانی نتوان به ساحل دسترسی پیدا کرد. هرچند براساس قانون در فاصله یکصد متر از خط آغاز دریا نباید ساخت و سازی صورت گیرد، اما این مساله هیچ وقت جدی گرفته نمی شود.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، یاد آور می شود: بخش قابل توجهی از ساحل در اختیار ارگان ها و نهاد های دولتی است. بنابراین نمی توان امیدوار بود این مشکل برطرف شود. در کنار ارگان های دولتی بومیان این مناطق نیز به ویلاسازی روی آورده و از این طریق امرار معاش می کنند. متاسفانه شرایط اقتصادی کشور به شکلی است که اگر دولت مانع فعالیت این افراد شود، مشکلات دیگری به وجود میآید.

این در حالی است که دست کم شهرداری ها در مناطق ساحلی می توانند رستوران ها، مغازه ها و دکه ها را مجبور کنند پسماندهایی را که تولید می کنند، جمع آوری کنند، اما برای این راهکار نیز تلاشی صورت نمی گیرد.

سازمان حفاظت محیط زیست، مسائلی را دنبال می کند که می توان از آنها به عنوان ساحل خواری و دریاخواری یاد کرد. بحث استحصال دریا و خارج کردن ساحل از دسترس، از این موارد است.

مدیرکل دفتر سواحل و تالاب های ساحلی سازمان حفاظت محیط زیست دراین باره خاطرنشان می کند: براساس قوانین پیشین،متولی رسیدگی به چنین تخلف هایی وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو و سازمان محیط زیست است، اما چندگانگی قوا کار را بغرنج کرده است.

وی ادامه می دهد: سازمان حفاظت محیط زیست با تمام پروژه هایی که قرار است استحصال (خشک کردن دریا برای تصرف زمین) دریا را به همراه داشته باشد، مخالفت می کند.

کنوانسیونی به نام خزر

سیزدهم آبان 1382، کنوانسیون حفاظت محیط زیست دریایی خزر ـ که به کنوانسیون تهران معروف است ـ به امضای نماینده های پنج کشور ایران، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان و روسیه رسید و بیست و یکم مرداد 1385، لازم الاجرا شد و همه ساله در این روز، به نام دریای خزر در تمام کشورهای عضو، مراسمی برگزار می شود.

به اساس قوانین این کنوانسیون کشورها توافق کردند که برای حفاظت، احیا و نگهداری از منابع زنده دریایی، کاهش و کنترل آلودگی، جلوگیری از ورود، کنترل و از بین بردن گونه های مهاجم، مدیریت مناطق ساحلی، ارزیابی زیست محیطی، پایش، تحقیق و توسعه این پهنه آبی بایکدیگر تعامل داشته و همکاری کنند هرچند نمایندگان عضو این کنوانسیون روی این نکات به توافق رسیده اند، اما به آنها احترام نمی گذارند.

شناگاه های آلوده

در خزر، سواحل آلوده زیادی وجود دارد که چنانچه شهروندان در این مناطق آبتنی کنند، دچار بیماری خواهند شد، بنابراین بهتر است شهروندان هنگام استفاده از این مناطق، نکات بهداشتی را رعایت کنند. کار به جایی رسیده که سازمان حفاظت محیط زیست، مناطق آلوده را مشخص کرده و به وزارت کشور پیشنهاد داده برخی شناگاه ها را تعطیل کند؛ سواحل قوی انزلی، رادیو دریای چالوس و نوکنده گلستان، برخی سواحل آلوده در سه استان شمالی کشور است که شرایط بسیار نامناسبی دارند. بیشتر آلودگی های میکروبی این مناطق به دلیل وارد شدن فاضلاب های خانگی به دریاست.

فتح پایتخت به دست رامکال

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فروش راکون به عنوان حیوان خانگی داستان تلخی است که به آسیب جدی محیط‌زیست و نابودی گونه‌های بومی کشور ختم خواهد شد. مدتی است در استان‌های مختلف کشور این گونه به عنوان حیوان خانگی خرید و فروش می‌شود.راکون​ ​ بومی آمریکای شمالی است اما حدود 24 سال پیش برای اولین بار گزارش‌هایی از ورود آن از جمهوری آذربایجان به شهرهای شمالی کشور منتشر شد. از آن زمان تا کنون هیچ اقدام موثری برای کنترل این گونه در کشورمان انجام نشده به همین دلیل این روزها کار به جایی رسیده که در گوشه و کنار پایتخت افراد سودجو و ناآگاه چوب حراج به محیط زیست کشور زده و سه راکون را حدود یک میلیون تومان می فروشند،چنانچه جمعيت اين گونه در کشور کنترل نشود بعيد نيست که تا چند سال ديگر جمعيت راکون ها از گربه ها و سگ هاي بدون صاحب پايتخت پيشي بگيرد.

خطر ورود گونه های غیر بومی به کشورمان جدی گرفته نشده و به نظر می رسد برخی مسئولان به هزینه و خسارتی که چنین بی توجهی هایی به کشور تحمیل می کند، توجه ندارند. با این که سابقه چنین اتفاقاتی در کشور وجود دارد، اما اراده ای برای جلوگیری از تکرار آنها وجود ندارد.

برای نمونه می توان از رها سازی ماهی آمور(1360) در تالاب هامون نوشت که تعادل تالاب را به هم ریخت وحتی سبب شد نیزارهای این منطقه که افراد بومی برای حصیربافی از آن استفاده می کردند نیز از بین برود.

در واقع ورود گونه غیربومی آمور با اهداف توسعه اقتصادی و افزایش درآمد انجام شد، اما نتیجه ای کاملا معکوس داشت.

مدتی قبل تعدادی راکون با هدف تکثیر و فروش پوست از آمریکای شمالی به جمهوری آذربایجان انتقال داده شد، اما افرادی که دست به این کار زده بودند نتوانستند بخوبی عمل کنند؛ به همین دلیل راکون ها در طبیعت رها و کم کم پایشان به استان گیلان باز شد.

ویژگی هایی مانند توانایی شنا، بالا رفتن از درخت و همه چیز خوار بودن سبب شد آنها خیلی خوب به محیط های جدید سازگاری پیدا کرده و زاد و ولد کنند.

این درحالی است که دیروز دیدبان حقوق حیوانات گزارش هایی از فروش راکون به عنوان حیوان خانگی در تهران و همدان منتشر کرده که با توجه به آن می توان نتیجه گرفت اگر با این مساله جدی برخورد نشود، راکون ها به مشکلی برای محیط زیست کشور تبدیل خواهند شد زیرا بسیاری از شهروندانی که به نگهداری این گونه به عنوان حیوان خانگی اقدام می کنند، دیر یا زود به این نتیجه می رسند که شرایط نگهداری از این گونه را ندارند و در نتیجه آنها را در خیابان رها می کنند.

در شرایطی که دفع غیر اصولی زباله در شهر و روستا های کشور بستر مناسب برای تغذیه و تکثیر آنها را به وجود می آورد، می توان پیش بینی کرد افزایش جمعیت راکون ها گریبان محیط زیست کشور را بگیرد.

به همین دلیل سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان دامپزشکی، شهرداری، پلیس و وزارت بهداشت باید برای برخورد با این مشکل زمان را از دست نداده و با یکدیگر بیش از پیش همکاری کنند.

 

مشوق‌های مالیاتی برای نیکوکاران کمرنگ است

سازمان‌های حمایتی کشور همیشه از کمبود بودجه گله دارند و بیشتر مشکلات خود را در پوشش ندادن جامعه هدف خود، به گردن کم و کاستی‌های بودجه‌ای می‌اندازند. افزون بر این، دولت نیز ادعا می‌کند قادر نیست بودجه بیشتری به این سازمان‌ها اختصاص دهد؛ این در حالی است که دست‌کم مسئولان می‌توانند با در نظر گرفتن مشوق‌های مناسب مالیاتی نیکوکاران بیشتری را در مشارکت‌های عام‌المنفعه شرکت داده و به این شکل قسمتی از مشکلات نیازمندان را برطرف کنند.

براساس قانون مالیات های مستقیم که مصوب سال 66 است و اصلاحیه آن در سال 71 ابلاغ شد، صددرصد وجوهی که اشخاص حقیقی و حقوقی بابت مواردی مانند اردوگاه تربیتی، آموزش و پرورش، کتابخانه ملی، بیمارستان و درمانگاه در نظر می گیرند از سرجمع درآمدهای مشمول مالیات آنها کسر می شود.

سال 83 نیز که قانون جامع حمایت از حقوق معلولان تصویب شد ماده 14 آن دوباره به این موضوع اشاره کرد؛ اما این مشوق فقط به معلولان اختصاص یافته یعنی گفته شد مراکز توانبخشی، درمانی و مسکن معلولان جزو هزینه های قابل قبول مالیاتی است، اما ماده 14 به این معنی نیست که این میزان کمک نیکوکاران به عنوان مالیات تلقی شود.

برای نمونه شخصی را در نظر بگیرید که درآمد سالانه اش یک میلیارد تومان است چنانچه این فرد یکصد میلیون تومان به بهزیستی کمک کند باید مالیات 900 میلیون تومان درآمدش را پرداخت کند، در واقع فقط به مبلغی که شخص کمک کرده مالیات تعلق نمی گیرد.

لذا این مشوق نمی تواند به اندازه کافی نظر نیکوکاران حقوقی را جلب کند؛ زیرا بیشتر نیکوکاران حقیقی بدون هیچ چشمداشتی به مراکز حمایتی کمک می کنند.

مشوق تاثیرگذار در کشورهای موفق

در خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی هزینه هایی که اشخاص حقیقی یا حقوقی به مراکزی شبیه بهزیستی،کمیته امداد یا سازمان های مردم نهاد که در حوزه اجتماعی و محیط زیست فعالیت می کنند، به عنوان هزینه قطعی مالیاتی لحاظ می شود. یعنی فرد به جای این که مالیات خود را به دولت بدهد به این مراکز کمک می کند؛ این در حالی است که باید یادآور شد پرداخت مالیات به این شکل نیز قوانین و مقررات خاص خود را دارد؛ یعنی برای آن سقف در نظر گرفته شده است.

آماری در دست نیست

حجت الاسلام رحیم شهسواری، معاون مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: آماری تجمیعی در این حوزه وجود ندارد؛ اما شرکت ها و نیکوکارانی هستند که از این مشوق استفاده می کنند.

این در حالی است که کمک های غیرنقدی نیکوکاران نیز مشمول این مشوق کوچک می شود. برای برآورد میزان معافیت مالیاتی کمک های غیرنقدی، کارشناس رسمی دادگستری ارزش آن را مشخص کرده و برای اداره مالیات گواهی صادر می کند.

وی درباره این که چرا در کشورمان تاکنون کمک نیکوکاران به عنوان هزینه قطعی مالیاتی لحاظ نشده، اظهار می کند: در کشورمان همیشه در خصوص این که هزینه ای که در اختیار این مراکز قرار می گیرد، به عنوان مالیات قطعی محسوب نشود، مقاومت بوده است. به این شکل از سال 66 به بعد در قوانین این موضوع همیشه بخشی از هزینه قابل قبول مالیاتی شناخته شده نه
به عنوان مالیات قطعی.

شهسواری تاکید می کند: اگر کمک نیکوکاران به عنوان هزینه قطعی مالیات شناخته شود، اتفاق خیلی بزرگی است، اما باید نظرات وزارت امور اقتصادی و دارایی را جویا شد.

باید بیشتر کار کرد

سعید ستاری، معاون سابق توسعه مشارکت های مردمی کمیته امداد امام خمینی(ره) نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: تعداد نیکوکارانی که به دنبال استفاده از این مشوق هستند در کمیته امداد خیلی کم است؛ بنابراین باید روی آن بیشتر کار کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم.

در واقع باید گفت بخشی از مغفول ماندن این مشوق به این دلیل است که نهادهای درگیر در این حوزه بدرستی برای اجرایی شدن آن تلاش و اطلاع رسانی نکرده اند.

وی درباره این که این مشوق تمامی مراکز خیریه را شامل می شود، تصریح می کند: این مشوق برای مراکز خیریه ای است که سازمان اوقاف، بهزیستی یا کمیته امداد آنها را تائید کند یا ثبت شده باشد و دفتر رسمی دارایی نیز داشته باشند.

مالیات با این مشوق ها آسیب نمی بیند

علی صادقین، دکترای اقتصاد انرژی و مدرس و پژهشگر بازار سرمایه در گفت وگو با جام جم می گوید: در کشورمان نهاد های مربوط به تبلیغات دینی و مذهبی و سازمان های مردم نهاد فعال دراین حوزه از مالیات معاف هستند بنابراین می توان برای موسسات خیریه نیز چنین شرایطی در نظر گرفت.

صادقین ادامه می دهد: می توان براساس میزان کمک حتی به صورت تصاعدی نرخ بهینه تعیین کرد، به این شکل مثلا هرچه کمک به مراکز خیریه در حوزه بیشتر باشد، با توجه به این که مثلا بودجه دولتی کمتری مصرف می شود، توجیه دارد.

به گفته وی، از بعد فرهنگی نیز در نظر گرفتن این راهکار انگیزه و اشتیاق مردم را برای حضور در مشارکت های اجتماعی افزایش می دهد.

وی درباره این که گفته می شود چنین مشوق هایی برای نیکوکاران به سیستم مالیاتی کشور آسیب خواهد زد، تصریح می کند.

مالیات در کشور ما از چنین مشوق هایی آسیب نمی بیند، بلکه مشکل ما این است که بسیاری از مشاغل مالیات نمی دهند یا به اندازه مناسب مالیات پرداخت نمی کنند.

بنابراین، این مساله نه فقط مشکلی در پی نخواهد داشت بلکه سبب فرهنگ سازی، بهبود تامین اجتماعی، گسترش سازمان های مردم نهاد و تشکل های مردمی خواهد شد و توسعه را به ارمغان می آورد.

تغییر، نیازمند قانون

عیسی شهسوار خجسته، اولین رئیس کل سازمان مالیاتی کشور نیز در این باره به جام جم می گوید: نرخ مالیات در کشورما پایین است چون در مورد بنگاه های اقتصادی اکنون 25 درصد است و مالیات بر شرکت ها نیز حذف شده است.

این در حالی است که در قانون مالیات مستقیم کشور اصولا هیچ شخصیت حقوقی از مالیات معاف نیست بلکه با توجه به ماهیت کارکرد و عملکرد او معافیت مالیاتی در نظر گرفته می شود که در ماده 139 قانون مالیات های مستقیم آمده است.

وی عنوان می کند: این که در کشورمان به این فکر باشیم که پرداخت به این موسسات به عنوان مالیات در نظر گرفته شود، نیاز به قانون دارد؛ زیرا هیچ دستگاهی نمی تواند این کار را انجام دهد مگر این که قانون مالیات های مستقیم اصلاح شود.

شهسوار خجسته تاکید می کند: چنین مشوق هایی با فرهنگ ما سازگاری ندارد، چون از دیرباز در کشورمان سازمان های خیریه متاثر از رفتارهای اجتماعی و اعتقادی بوده است و مردم عموما در کارهای خیر شرکت می کنند.

این در حالی است که چنانچه قوانین مناسبی در این حوزه به کار گرفته شود، اجرایی شدن آن می تواند به افرادی کمک کند که تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد هستند؛ مثلا اکنون در کشور خانواده هایی هستند که بیش از دو فرزند معلول دارند، اما تاکنون صاحب خانه نشده اند. چنانچه مشارکت در این حوزه بیشتر شود، می توان به حل مشکل خانواده های نیازمند تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی امیدوار بود.

بروکراسی، مشکل همیشگی

برخی نیکوکاران حقیقی و حقوقی که برای آنها این مشوق مالیاتی قابل توجه است از این گله دارند که همیشه برای دریافت این مشوق گرفتار بروکراسی شده و استفاده از معافیت مالیاتی هزینه ای که انجام داده اند، زمانبر می شود. این ماجرا در استان های مختلف متفاوت است، زیرا در برخی استان ها که میزان درآمد مالیاتی دولت بالاست، برخلاف این که قانون و آیین نامه برای استفاده از این مشوق مالیاتی وجود دارد نیکوکارانی که قصد دارند از این مشوق مالیاتی استفاده کنند بخوبی همراهی نمی شوند.

جنگل تاب آزمون و خطا ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آتش سوزي، بهره برداري و آفت و بيماري کمر جنگل هاي کشور را شکسته است، اما با اين حال هنوز مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل ها به توافق نرسيده اند براي حفظ اندک جنگل هاي باقي مانده کشور بايد چه کار کرد. براي نمونه ديروز رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در جريان سفر به گلستان از توقف بهره برداري از جنگل هاي طبيعي تا ده سال آينده خبر داد، اما در همين روز معاون امور جنگل سازمان جنگل ها در اظهار نظري که مهر آن را منتشر کرده، توقف بهره برداري از جنگل ها را جايز ندانسته است.
بنابراين بيراه نگفته ايم اگر بگوييم نبود برنامه اي مشخص براي حفظ جنگل هاي کشور از سوي سازمان هاي مسئول بيش از آتش سوزي، آفت و بيماري به جنگل هاي کشور صدمه مي زند. اين درحالي است که اگر گفته هاي ابتکار را مد نظر قرار دهيم بايد پرسيد توقف بهره برداري قرار است ده سال آينده اتفاق بيفتد يا اين که در آينده اي نزديک بهره برداري از جنگل به مدت ده سال ممنوع خواهد شد. اگر اين تصميم براي ده سال ديگر اتفاق بيفتد حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را پيدا خواهد کرد؛ زيرا تا آن زمان چيزي از جنگل هاي کشور باقي نخواهد ماند. اگر امکان دوم را در نظر بگيريم نيز بايد به مسائل ديگري توجه کنيم در واقع ده سال براي احياي جنگل هاي کشور زمان خيلي کوتاهي است، چراکه به اعتقاد کارشناسان براي اين که جنگل هاي کشور به شرايط پيش از تخريب برگردد، دست کم به يکصد سال زمان نياز است. افزون بر اين آسيب ديدن زيستگاه حيات وحش را نيز بايد در نظر گرفت که با چنين تنفسي جبران نمي شود. اين درحالي است که اکنون بهره برداري از جنگل نيز به شکل منطقه اي اتفاق افتاده و پس از بهره برداري به هر منطقه ده سال تنفس مي دهند.
بنابراين چاره نجات جنگل را بايد در تغيير ديدگاه مسئولان نسبت به جنگل جستجو کرد؛ زيرا تا زماني که آنها جنگل را به چشم ذخيرگاه يا ميراث طبيعي نبينند، براي حفظ آن قدم بر نخواهند داشت. براي نجات جنگل بايد بهره برداري از جنگل هاي شمال متوقف شده و نياز کشور به چوب را از طريق واردات و زراعت چوب تامين کرد، چون اگر بودجه طرح تنفس ده ساله جنگل از سوي دولت تامين نشود، اين طرح آسيب بيشتري به جنگل هاي کشور وارد مي کند. بايد يادآور شد چنانچه بهره برداري از جنگل بدون تامين اعتبار، نيرو و برنامه مشخص اجرايي شود فاجعه بار خواهد بود؛ شغل بسياري از بوميان منطقه با بهره برداري از جنگل گره خورده است يا در جنگل هاي شمال کشور 78 هزار و 390 خانوار زندگي مي کنند، بنابراين بايد هشدار داد اجراي هر گونه طرح غيرکارشناسانه از سوي مسئولان مي تواند حکم تير خلاص را براي جنگل هاي شمال کشور داشته باشد.

مهدي آييني

پدر و مادرهایی که 5 سال عقب هستند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

  55 درصد پدر و مادرها پس از پنج سال متوجه می‌شوند فرزندشان اعتیاد دارد. این آمار واقعیت تلخی است که بیانگر دور شدن اعضای خانواده ایرانی از یکدیگر است؛ افرادی که هرچند زیر یک سقف زندگی می‌کنند اما از حال یکدیگر بی‌خبرند و آن‌قدر سرگرم حاشیه‌های زندگی شده‌اند که معنای زندگی واقعی را به فراموشی سپرده‌اند .این روزها شرایط اجتماعی و اقتصادی سبب شده والدین نقش اصلی خود را در قبال تربیت فرزندان جدی نگیرند ؛ زیرا بسیاری از آنها گمان می کنند با پرداخت شهریه های بالا به مدارس، این وظیفه را تمام و کمال به اولیای مدارس واگذار کرده اند. اما اولویت های مدارس نیز این روزها تغییر کرده و تنها چیزی که برای آنها در اولویت قرار دارد کسب نمره بالا توسط دانش آموزان است. متاسفانه تعلیم و تربیت در بسیاری از مدارس در نمره های درسی خلاصه می شود؛ نمره هایی که اولیای مدارس آنها را دستاویز قرار می دهند برای رقابت با مدارس دیگر و کسب دانش آموز و درآمد بیشتر.

بنابراین تمامی تقصیر را نمی توان به گردن والدین انداخت ؛ زیرا مسئولان نیز برنامه های جامعی برای بهبود شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه ندارند به همین دلیل زمینه برای غفلت پدر و مادرها فراهم شده، در نتیجه وقتی دبیر اتاق های فکر ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری می گوید نیمی از والدین زمانی متوجه آسیب دیدن فرزندشان می شوند که پنج سال از مصرف مواد مخدر از سوی آنها گذشته، باید منتظر آسیب های اجتماعی بیشتری بود.علاوه بر این، سازمان ها و نهاد های مسئول و رسانه به شکلی اطلاع رسانی نمی کنند که خانواده ها از مواد مخدر جدید و روش توزیع و مصرف آنها باخبر شوند.

برای نمونه اگر پای صحبت های برخی از ماموران مبارزه با مواد مخدر بنشینید، آنها می گویند یکی از شگردهای قدیمی قاچاقچیان خرده فروش برای فروش آسان تر شیشه، جاسازی این مواد در نی هایی است که برای نوشیدن آبمیوه کاربرد دارد یا مواد مخدر را در پلاستیک های کوچک زیپ دار قرار می دهند، این در حالی است که تا زمانی که در این حوزه اطلاع رسانی بدرستی صورت نگیرد، والدین اگر این اشیا را در لوازم فرزند خود پیدا کنند نیز شک نمی کنند فرزندشان مواد مخدر مصرف می کند بنابراین والدین برای جبران عقب ماندگی خود باید اطلاعات بیشتری به دست بیاورند؛ اطلاعاتی که فقط با سیاستگذاری های جدید مسئولان به دست می آید به همین دلیل باید از والدین خواست برای کسب این آگاهی و نجات فرزندان خود، قدم های جدی تری برداشته و خواسته های خود را به شکلی شفاف با مسئولان در میان بگذارند.

 

نام نكو؛ ارثيه اي كه مي ماند

«آفت تبخالپور» در نگاه اول شبيه ناسزا به نظر مي رسد، اما جالب است بدانيد اين واژه هاي به قول معروف، غريب و نامانوس نام و نام خانوادگي شخصي بود که مدتي قبل، پايش براي تغييرنام به سازمان ثبت احوال باز شد. هرچند حدود 97 سال از صدور اولين شناسنامه در کشورمان مي گذرد، اما هنوز هستند افرادي که نام مناسبي براي فرزندان خود انتخاب نمي کنند. به همين دليل سازمان ثبت احوال قوانيني را در نظر گرفته که با توجه به آن، انتخاب برخي اسامي ممنوع است يا افراد مي توانند براي تغييرنام يا نام خانوادگي خود از آنها استفاده کنند.
تغييرنام در کشور به دو بخش تقسيم مي شود؛ تغييرنام مناسب و نام نامناسب. افرادي که معني نامشان نامناسب است، مي توانند به شکل مستقيم به اداره ثبت احوال بروند و درخواست خود را مطرح کنند. به اين ترتيب، هيات اختلاف به درخواست متقاضي رسيدگي مي کند و اگر نام شخص براساس قوانين ثبت احوال نامناسب بود، براي تغييرنام او اقدامات لازم انجام مي شود.
تغييرنام هاي نامناسب از ابتدا در صلاحيت سازمان ثبت احوال بوده و از طريق هيات حل اختلاف انجام مي شود.
اواخر ارديبهشت 92 نيز تغييراتي در نحوه رسيدگي به درخواست هاي تغييرنام اتفاق افتاد، زيرا تا پيش از اين تصميم گيري بررسي تمام درخواست هاي تغييرنام در سازمان ثبت احوال پايتخت صورت مي گرفت، اما با اين تغيير رويکرد اختيارات لازم به ادارات استان ها نيز تفويض شد. به همين دليل درخواست متقاضيان تغييرنام پس از اين تصميم گيري در اداره ثبت احوال محل زندگي شخص بررسي مي شود.

14 گروه براي نام هاي نامناسب
براساس ماده 20 قانون ثبت احوال افرادي را که مجاز به تغييرنام خود هستند مي توان به 14 گروه تقسيم کرد. در گروه اول افرادي جاي مي گيرند که نامشان سبب هتک حيثيت به مقدسات اسلامي مي شود. عبداللات و عبدالعزي نمونه هايي از اين نام ها به شمار مي آيد، زيرا لات و عزي نام دو بت در دوران قبل از اسلام است.
گروه دوم افرادي هستند که نامشان مرکب ناموزون است، اما براساس عرف يک نام محسوب مي شود؛ ماننده سعيد بهزاد يا شهره فاطمه.
اشخاصي که نامشان عناوين لشکري يا کشوري يا ترکيبي از اسم و عنوان است در گروه سوم جاي مي گيرند؛ سرتيپ، دکتر سروان، شهردار و سروان محمد تعدادي از اين نام هاست که قابل تغيير است.
گروه چهارم را بايد افرادي دانست که نامشان القاب ساده و مرکب است، مانند شوکت الملک يا حاجيه سلطان.
گروه پنجم نيز مربوط به افرادي با اسامي زننده و مستهجن است. اين افراد نام هايي دارند که بر حسب زمان و مکان زننده به حساب مي آيد، مانند نام هايي که با ارزش هاي انساني همخواني ندارد؛ مثل گرگ يا قوچي. علاوه بر اين نام هايي مانند لات و خونريز که با عرف و فرهنگ مغاير هستند، در اين گروه قرار مي گيرند. براساس قانون ثبت احوال نام هايي مانند وانوشکا، ژاکاردو و شاهدوست نيز که سبب ترويج فرهنگ بيگانه مي شود و نام هايي را که سبب تحقير افراد مي شوند، بايد در گروه پنجم قرار داد؛ مانند کنيز،گدا و صد توماني.

نامي که با جنس نمي خواند
در گروه ششم، افرادي قرار مي گيرند که نامشان با جنسشان متناسب نيست. گروه هفتم نيز به اشخاصي تعلق دارد که نام آنها با کلمات زائد و غيرضروري مانند قلي، غلام و زلف همراه است.
برخي مواقع نيز پيش مي آيد که نام افراد با اشتباه املايي ثبت مي شود. اين اشتباه بيشتر به دليل آشنا نبودن ماموران ثبت احوال با لهجه هاي بومي رخ مي دهد؛ مانند منيجه به جاي منيژه.
علاوه بر اين، هستند افرادي که همنام پدر، مادر يا خواهر و برادر خود هستند. ازاين افراد بايد به عنوان گروه 10 و 11 ياد کرد که مي توانند نام خود را تغيير دهند.

نام از شنبه تا جمعه
براساس مقررات، افرادي که نام آنها به صورت عربي نوشته شده، امکان تصحيح آن به فارسي را دارند. به عنوان مثال مي توان به نام رحمن يا اسحق اشاره کرد که بعد از تصحيح به شکل رحمان و اسحاق نوشته مي شود. در گروه دوازدهم نيز افرادي جاي مي گيرند که با تائيد مراجع ذي صلاح به دين اسلام مشرف مي شوند.
گروه 13 نيز به افرادي تعلق دارد که نام آنها نام ايام هفته است.
براساس مقررات، افرادي که تغيير جنسيت مي دهند، با حکم دادگاه مي توانند نام خود را در اسناد هويتي تغيير دهند. از اين افراد مي توان به عنوان گروه 14 ياد کرد که مي توانند نام خود را تغيير دهند.

تغييرنام هاي مناسب
برخلاف افرادي که از معني بد اسم خود به ستوه آمده و تصميم به تغييرنام گرفته اند هستند افرادي که معني نامشان مناسب است، اما قصد تغيير آن را دارند. براساس قانون تا مدتي قبل صلاحيت رسيدگي به چنين درخواست هايي برعهده محاکم عمومي بود، اما از سال 91 سازمان ثبت احوال مجاز به رسيدگي به درخواست هاي تغييرنام مناسب نيز شد. به همين دليل اشخاص براي بررسي درخواست خود مي توانند به ثبت احوال محل زندگي خود مراجعه کنند و راحت تر به هدف خود برسند. حارس و اسکندر، نمونه هايي از نام هايي است که معناي نامناسبي ندارد. هرچند چنين نام هايي در گذشته از فراواني بالايي برخوردار بودند، اما در چند سال گذشته با اقبال مناسبي برخوردار نبوده اند. به همين دليل در قوانين ثبت احوال به چنين اشخاصي اجازه تغييرنام داده شده است.
از صغري، کبري، اصغر و اکبر نيز مي توان به عنوان اسامي مناسبي نام برد که امکان تغيير آنها وجود دارد. سازمان ثبت احوال به افرادي که چنين نام هايي دارند اجازه مي دهد نام مذهبي ديگري براي خود انتخاب کنند. مثلافاطمه يا زهرا به جاي صغري و کبري يا علي و محمد به جاي اصغر و اکبر.

نامي که در دهان نمي چرخد
کرم، عشرت و خرم نام هايي هستند که به قول معروف در دهان خوب نمي چرخند و در املاو تلفظ آنها ممکن است اشتباهي اتفاق بيفتد و معناي نامناسبي را تداعي کند بنابراين اشخاصي که چنين نام هايي دارند مي توانند براي تغييرنام خود اقدام کنند.
افزون بر اين، نام هاي ديگري هستند که تلفظ يا نوشتنشان به علت پردندانه يا پر نقطه بودن با پيچيدگي و دشواري همراه است. سيبويه و ذواليمينين نمونه هايي از اين نام ها هستند که براساس قوانين سازمان ثبت احوال امکان تغيير آنها وجود دارد.
در اين ميان، هستند افرادي که تمايل دارند واژه مناسبي به نام خود بيفزايند، مثلاامير را به اميرمحمد يا امين را به محمدامين بدل کنند. اين افراد نيز مي توانند براي رسيدن به خواسته خود به ثبت احوال مراجعه کنند. علاوه براين، اشخاصي که کنيه مذهبي مانند ابوسعيد و ابوحامد دارند مي توانند نام مذهبي ديگري براي خود انتخاب کنند.

نامي که در شان نيست
کم نيستند افرادي که به ادارات ثبت احوال مراجعه مي کنند و مي گويند نامي که براي آنها انتخاب شده اکنون با شان و شخصيت اجتماعي، علمي، مذهبي و اداري آنها تناسب ندارد. اين افراد چنانچه بتوانند براي ادعاي خود سند ارائه کنند، به درخواستشان پاسخ داده مي شود. به عنوان مثال، اگر پزشک جراحي نام خانوادگي اش قصاب باشد يا استاد دانشگاهي غضنفر ناميده شده باشد يا يک روحاني نامش کامران باشد، با ارائه مستندات مي تواند نام مناسب ديگري براي خود انتخاب کند.

دردسرنام مشابه
هستند افرادي که در محل کار، تحصيل يا در ميان بستگان خود نام کاملامشابهي دارند و اين تشابه براي آنها دردسرساز شده است. سازمان ثبت احوال براي اين که مشکل چنين اشخاصي را حل کند، با درخواست تغييرنام آنها موافقت مي کند.
اگر جزو افرادي هستيد که دو نام داريد يعني در ميان دوستان و آشنايان خود به نام مذهبي که در شناسنامه شما ثبت نشده شهرت پيدا کرده ايد، مي توانيد به ثبت احوال برويد و اين نام را در شناسنامه خود ثبت کنيد.

محمد؛ نامي براي همه مردان
سازمان ثبت احوال براي تمام آقايان اين فرصت را در نظر گرفته که نام خود را به محمد تغيير دهند. اين امکان پس از توهين به حضرت محمد فراهم شده است، به اين ترتيب با بخشنامه اي که سازمان ثبت احوال در اين خصوص ابلاغ کرده، همه آقايان مي توانند در کمترين زمان ممکن با مراجعه به سازمان ثبت احوال محل زندگي خود نامشان را به محمد تغيير دهند.

احترام به حقوق حيوانات در شهرداري كليد خورد

جمع آوري سگ هاي بدون صاحب يکي از چالش هاي اصلي شهرداري هاي کشور است که گاهي نحوه مديريت اين موضوع خبرساز مي شود. براي نمونه اواخر فروردين گذشته فيلمي از نحوه کشتن سگ ها در شهرک صنعتي شيراز منتشر شد که خيلي ها ادعا کردند پيمانکار از اسيد براي کشتن اين حيوانات استفاده مي کند؛ اتفاقي که خيلي ها را متاثر کرد. اما در روزگاري که شنيدن چنين خبرهاي تلخي شايع شده، اتفاق مثبتي رخ داده که مي توان از آن به عنوان نقطه عطفي براي احترام گذاشتن به حقوق سگ هاي بدون صاحب نام برد؛ زيرا شهرداري تهران به مناطق 22گانه خود اعلام کرده به جاي اصطلاح سگ هاي ولگرد از سگ هاي بدون صاحب استفاده کند تا به اين شکل به حقوق اين حيوانات احترام گذاشته شود.
وزارت کشور وظيفه دارد سگ هاي بدون صاحب را از سطح شهر جمع آوري کند، اما وزارت کشوراين کار را به شهرداري ها واگذار کرد. دستورالعمل زنده گيري سگ هاي بدون صاحب نيز هفت سال پيش تصويب شد و وزير کشور وقت آن را به شهرداري ها ابلاغ کرد؛ در حالي که اين مصوبه در بسياري از استان هاي کشور اجرا نمي شود. در چنين شرايطي که هنوز خيلي از شهرداري هاي کشور به جاي زنده گيري سگ هاي بدون صاحب به پيمانکاران خود پول مي دهند تا سگ ها را با اسلحه بکشند، در شهرداري تهران اتفاقات مناسبي رخ داده که مي تواند براي ديگر استان ها الگوي مناسبي باشد.

دستورالعمل جديد
رضا قديمي، مديرعامل شرکت ساماندهي صنايع و مشاغل شهر تهران درباره نحوه زنده گيري سگ هاي بدون صاحب در شهرداري تهران يادآور شد: حدود يک سال است که در اين حوزه کارهاي مناسبي انجام شده؛ زيرا تا دو سال قبل براي اتلاف سگ هاي بي صاحب از سلاح استفاده مي شد، اما اکنون سگ ها زنده گيري و عقيم مي شوند.
وي يادآور شد: اگر سگ بدون صاحب بيمار باشد با استفاده از روش مرگ با ترحم معدوم مي شود.علاوه بر اين، قرار است شهرداري تهران در پارک چيتگر و سرخه حصار با کمک سازمان هاي مردم نهاد مراکز عقيم سازي سگ هاي بدون صاحب راه اندازي کند، به اين شکل سگ ها پس از عقيم شدن دو هفته در قرنطينه نگهداري شده سپس در محلي که زنده گيري شده اند، رهاسازي مي شوند.

نياز شهروندان به آموزش
بسياري از سگ هاي بدون صاحبي که در شهر تهران وجود دارد به دليل بي مسئوليتي شهروندان به اين سرنوشت گرفتار شده اند؛ زيرا بسياري از افراد بدون اين که اطلاعي از نحوه نگهداري سگ ها داشته باشند اين حيوانات را مي خرند، اما بعد از مدتي متوجه مي شوند توان نگهداري از اين موجودات را ندارند، به همين دليل آنها را در پارک يا معابر شهر رها مي کنند.
جاويد آل داوود، رئيس انجمن حمايت از حقوق حيوانات نيز در گفت وگو با جام جم عنوان مي کند: رها شدن حيوانات در شهر به دليل تصميم نامناسب افراد است، بنابراين نبايد سگ ها را ولگرد بخوانيم؛ زيرا آنها سگ هاي بدون صاحب و رها شده هستند.
بنابراين براي بهبود حقوق حيوانات بايد ابتدا نظر عموم مردم تغيير کند و براي درمان سگ هاي بدون صاحب با کمک مردم برنامه هايي را اجرا کرد.

نيروي متخصص
رئيس انجمن حمايت از حقوق حيوانات درباره مشکل شهرداري تهران درمورد جمع آوري سگ هاي بدون صاحب اظهار مي کند: پيمانکاراني که در زنده گيري سگ هاي بدون صاحب نقش دارند، بايد آموزش هاي لازم را ببيند.
افزون بر اين بايد يادآور شد شهرداري تهران بايد محل مناسبي براي نگهداري و درمان سگ هاي بدون صاحب در نظر بگيرد. وي خاطرنشان مي کند: شهرداري بايد بودجه بيشتري به اين کار اختصاص دهد زيرا آنها براي اتلاف سگ ها بودجه در نظر گرفته اند، اما درمان و عقيم سازي آنها به بودجه بيشتري نياز دارد.
به نظر مي رسد براي حل مساله سگ هاي بي صاحب وزارتخانه و سازمان هاي ديگر نيز بايد با شهرداري همکاري کنند؛ زيرا بهبود شرايط در اين حوزه سبب کاهش هزينه هاي آنها نيز خواهد شد، براي نمونه وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکي نيز بايد به کمک شهرداري ها بيايند.

بالا