آخرین خبرها
خانه / گفت و گو (برگ 4)

بایگانی دسته بندی ها : گفت و گو

اشتراک به خبردهی
  • نتیجه بی‌احتیاطی است!

    نتیجه بی‌احتیاطی است!

     با فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها ‌درباره هفتمین قربانی آتش سوزی جنگل‌ها دو روز پیش آتش جنگل‌های...

  • علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

    علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

    با فرمانده یگان حفاظت محیط زیست درباره ۳ مرگ در جنگل های سوزان کرمانشاه مختار و ‌یاسین و بلال دیروز ...

  • آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

    آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

    مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی شیلات در گفت‌وگو با ما به ضعف این سازمان در نظارت بر آشفته‌باز...

  • هرکسی بجز عیسی کلانتری!

    هرکسی بجز عیسی کلانتری!

    رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس ‌ از اولویت‌هایش  و لزوم تغییر سکاندار سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید م...

  • ایران بیابان می‌شود

    ایران بیابان می‌شود

    در آستانه روزجهانی مقابله با بیابان‌زایی، با مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان جنگل‌ها‌ بی‌‌پرده گفت‌وگ...

  • جنگل در آسمان می‌سوزد

    جنگل در آسمان می‌سوزد

    ‌گفت‌وگوی صریح‌ با رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور درباره چرایی تامین نشدن بالگرد برای ا...

  • جنگل ملی یا منافع میلی!

    جنگل ملی یا منافع میلی!

    گفت‌وگو با هادی کیادلیری در روز ملی جنگل‌ ۵۷ سال قبل در چنین روزی  و ۱۲ سال بعد از ملی شدن نفت، اعلا...

  • ترمز نجات

    ترمز نجات

    گفت‌وگوی گزارشگران سبز با لوکوموتیورانی که مانع ‌ تصادف قطار با دوالاغ شد تصویر دو الاغ که به ریل را...

  • با پرندگان آشتی کنیم

    با پرندگان آشتی کنیم

    گفت‌وگو با محمد درویش، فعال محیط زیست درباره آشتی با طبیعت و لذت بردن از آن چند روزی است، طبع بهاری ...

  • راز پلنگی در جزیره

    راز پلنگی در جزیره

    درباره پلنگی که به تازگی در جزیره کبودان دیده شده است همین که دوربین‌ها تصویر پلنگ تازه‌وارد به جزیر...

صداي شکستن خانواده مي آيد

25هزار تماس در ماه، میانگین تعداد تماس‌هایی است که با خط ملی اعتیاد گرفته می‌شود؛ سامانه‌ای با شماره09628 که حدود هشت سال است پلی شده میان مشاوران سازمان بهزیستی و آنها که از اعتیاد آسیب دیده‌اند یا احساس می‌کنند در معرض خطر این آسیب اجتماعی قرار دارند. به همین دلیل به دنبال اطلاعات درست می‌گردند. بیشتر افرادی که با این سامانه تماس می‌گیرند زنانی هستند که نگران همسرشان هستند یا می‌ترسند کودک‌شان گرفتار اعتیاد شود.

در این گفت‌وگو ماریت قازاریان، رئیس گروه پیشگیری از اعتیاد معاونت پیشگیری بهزیستی و مسئول خط ملی اعتیاد از تماس‌هایی می‌گوید که با این سامانه گرفته می‌شود؛ تماس‌هایی که می‌شود آنها را صدای شکستن خانواده دانست.

موضوع بیشترین تماس‌هایی که با خط ملی اعتیاد گرفته می‌شود چیست؟

تماس‌هایی که با این خط گرفته می‌شود کلکسیونی از مشکلات حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد است. تماس‌های متنوعی از تمام روستاها، شهرها و استان‌های کشور به این مرکز وصل می‌شود، چون متمرکز است.

افرادی که تماس می‌گیرند بیشتر درباره چه نوع مواد مخدری کنجکاوند؟

می‌شود گفت درباره همه نوع مواد مخدری می‌پرسند. اما براساس آنچه در جامعه اتفاق می‌افتد سوال‌ها نیز تغییر می‌کند، مثلا اگر رسانه‌ها مدتی درباره نوع بخصوصی از مخدر هشدار بدهند مردم نیز درباره آن تماس می‌گیرند.

دغدغه این روزهای تماس‌گیرندگان با خط ملی اعتیاد از چه جنسی است‌؟

خیلی دقیق نمی‌توان گفت، چون متعدد و متنوع است، اما درباره مواد محرک مثل شیشه یا ماری جوانا و حشیش تماس‌های بیشتری با ما گرفته می‌شود، اما از این نمی‌شود نتیجه گرفت که درباره مواد دیگری نمی‌پرسند. اما اگر نام مواد جدیدی شایع شود شاید حدود 700 تماس در روز درباره این مواد با خط ملی اعتیاد گرفته شود.

روزانه چند نفر با خط ملی اعتیاد تماس می‌گیرند؟

به شکل میانگین در طول ماه بین 20 تا 25 هزار تماس با خط ملی اعتیاد گرفته می‌شود.

بالا رفتن تماس با خط ملی اعتیاد به چه چیزهایی بستگی دارد؟

شاید به مطرح شدن مسائل در رسانه‌ها مربوط است، برای نمونه اگر کارشناس یا مسئولان درباره نوعی از مواد مخدر و اثرات سوء آن صحبت کنند، تماس‌ها با خط ملی اعتیاد نیز بیشتر می‌شود.

آنها که دغدغه درمان دارند به چه چیزی نیاز دارند؟

می‌پرسند برای درمان کجا برویم یا یکی از سوال‌هایی که زیاد مطرح می‌شود این است فردی که به درمان نیاز دارد را چطور می‌توان تشویق به درمان کرد. علاوه بر این درباره اتفاقات خشونت‌آمیزی که در خانواده اتفاق می‌افتد نیز از ما می‌پرسند، مثلا پدر و مادرانی که جوانان پرخاشگر دارند.

اما رسیدگی به این موارد وظیفه خط ملی اعتیاد نیست.

درست است. به همین علت ما از آنها می‌خواهیم با 110 تماس بگیرند.

افرادی که با خط ملی اعتیاد تماس می‌گیرند بیشتر در چه گروه سنی قرار دارند؟

میانگین سن تماس‌گیرندگان حدود 30 تا 35 سال است،اما افرادی با سن‌های کمتر و بیشتر نیز داریم. کم سن و سال‌ها معمولا بین 20 تا 30 سال دارند.

نوع سوال‌های آنها چقدر با یکدیگر متفاوت است؟ جوانان بیشتر درباره چه سوال می‌کنند؟

جوانان درباره خود مواد، عوارض، عواقب و نشانه‌های مصرف می‌پرسند.

میانسال‌ها چطور؟

آنها درباره همسرشان می‌پرسند.

آنها گروهی هستند که بیشترین تماس را با خط ملی اعتیاد برقرار می‌کنند؟

بیشترین افرادی که تماس می‌گیرند خانم‌هایی هستند که نگران همسر یا کودک و خانواده‌‌هایشان هستند. این نشان می‌دهد خانواده بیشتر درگیر مشکل اعتیاد است به همین علت باید به ساختار خانواده توجه بیشتری کرد.

افراد سالخورده چه پرسش‌هایی دارند؟

سالمند زیاد نداریم، یعنی آمارشان زیاد قابل توجه نیست؛ برای نمونه آنها می‌پرسند آیا مصرف برخی مواد برای درمان فشار خون یا کمردرد خوب است؟ درواقع آنها بیشتر به دنبال تایید برخی ادعاها هستند.

این مساله به رواج باورهای نادرست درباره مصرف مواد مخدر در جامعه مربوط می‌شود. افرادی که با خط ملی اعتیاد تماس می‌گیرند درباره چه باورهای اشتباه دیگری سوال می‌کنند؟

مثلا هستند افرادی که می‌پرسند مصرف مواد مخدر برای درمان ناتوانی جنسی مناسب است یا نه. اما نمی‌شود گفت اینها اولویت ماست. کلکسیونی از سوال‌ها مطرح می‌شود. علاوه بر این مردم مطرح می‌کنند مصرف تفننی در آخر هفته خطرناک است یا نه. برخی نیز اطلاع درستی از خدماتی که برای درمان اعتیاد ارائه می‌شود ندارند؛ مثلا می‌پرسند چرا نتیجه نمی‌گیرند‌. در واقع می‌شود گفت اطلاعات مردم دراین حوزه مناسب نیست.

به تماس قابل توجه بانوان اشاره کردید. آیا از این مساله می‌توان نتیجه گرفت اعتیاد جدی‌تر از گذشته زنان را تهدید می‌کند؟

بیشتر خانم‌ها نگران اعتیاد اعضای خانواده خود هستند و می‌خواهند مانع اعتیاد فرزندان‌شان شوند. در واقع میان تماس‌گیرندگانی که مصرف‌کننده هستند تعداد آقایان بیشتر است. تعداد خانم‌هایی که اعتیاد دارند و با ما تماس می‌گیرند در چند سال گذشته تغییر قابل توجهی نکرده است، اما باید توجه داشت خط ملی اعتیاد یکی از خدماتی است که در حوزه درمان و پیشگیری از اعتیاد در کشور ارائه می‌شود.

سوال درباره شیشه هنوز جزو بیشترین سوال‌های تماس‌گیرندگان است؟

سوال‌های زیادی درباره شیشه مطرح می‌شود، اما نمی‌توان گفت همه تماس‌گیرندگان مصرف‌کننده شیشه هستند. شاید خیلی‌ها درباره شیشه اطلاعاتی به دست آورده‌اند و نگران هستند.

در مدت حدود هشت سالی که از افتتاح خط ملی اعتیاد می‌گذرد چه تغییراتی در تماس احساس می‌کنید؟

تعداد تماس‌ها زیاد شده و پشت خطی‌های ما کاهش یافته است.

این موارد به تجهیزات و تلاش‌های شما و همکارانتان مربوط می‌شود. سوال اینجاست که چه تغییراتی در مشکلات تماس‌گیرندگان اتفاق افتاده؟

تا مدتی پیش سوال‌ها درباره حوزه پیشگیری کمتر بود، یعنی آدم‌های سالمی که نگران اعتیاد بودند کمتر تماس می‌گرفتند. الان سوال‌های پیشگیری بیشتر شده مثلا قبلا افراد از کارشناسان ما می‌خواستند مرکز درمان معرفی کنند، اما اکنون مردم با مقوله پیشگیری آشناتر شده‌اند.

برای نمونه برخی مدیران مدارس تماس می‌گیرند و به دنبال اطلاعات مناسبی از اعتیاد و مواد مخدر و محرک هستند و از ما می‌خواهند به آنها کتاب معرفی کنیم. اما چند سال قبل چنین کمبود‌هایی احساس نمی‌شد، چون این مسائل دغدغه مردم نبود.

آیا دانش‌آموزان نیز با خط ملی اعتیاد تماس می‌گیرند؟

آمار تماس آنها قابل ملاحظه نیست، یعنی می‌شود گفت تماس دانش‌آموزی نداریم.

کم سن و سال‌ترین تماس گیرنده خط ملی اعتیاد که بوده است؟

در یک سال اخیر فقط یک مورد داشته‌ایم که پسر 14 ساله‌ای تماس گرفته و نگران اعتیاد پدرش بود.

آمار تماس دانشجویان با خط ملی اعتیاد زیاد است؟

تماس دانشجویی داریم، اما به این معنی نیست که سن همه آنها حدود 20 سال است، چون دانشجویان میانسال نیز داریم.

آنها چه دغدغه‌هایی دارند؟

دانشجویان نیز بیشتر درباره عوارض مصرف مواد مخدر می‌پرسند. برخی می‌خواهند بدانند اگر برای شب امتحان ریتالین بخورند تمرکزشان زیاد می‌شود یا نه؟ در چنین مواقعی مشاوران ما به آنها توضیح می‌دهند مصرف چنین داروهایی چه عواقبی برای آنها دارد.

آیا در فصل امتحانات چنین پرسش‌هایی بیشتر مطرح می‌شود؟

درست است در زمان نزدیک امتحانات بیشتر از ما در این باره می‌پرسند، آنها چیزهایی شنیده‌اند و می‌خواهند مطمئن شوند، اما ما اطلاعات درست را در اختیار آنها می‌گذاریم.

باور نادرست دیگری وجود دارد که شیشه باعث لاغری می‌شود. آیا دراین باره نیز از خط ملی اعتیاد سوال می‌کنند؟

به شکل مستقیم نمی‌پرسند.

شایع‌ترین باور اشتباهی که میان مردم وجود دارد، چیست؟

اثرات مصرف تفننی بیشترین چیزی است که تماس‌گیرندگان می‌پرسند؛ اما خیلی از سوال‌هایی که افراد مطرح می‌کنند به دلیل باور نادرست اطلاعات کم آنهاست.

سیر تحول مصرف مواد از سنتی به محرک نیز در تماس‌های شما مشهود است؟

این که بتازگی سوال‌ها بیشتر درباره مواد محرک است، این ماجرا را تایید می‌کند، چون تا چندسال پیش اصلا سوالی درباره شیشه مطرح نمی‌شد. قبلا سوال درباره مصرف تریاک زیاد بود، اما اکنون درباره محرک و داروهایی مانند ترامادول بیشتر شده است.

برخی شهروندان ازاین گلایه دارند که هنگام تماس با خط ملی اعتیاد، زمان زیادی پشت خط می‌مانند.

خیلی این انتقاد را نشنیده‌ایم. ما باید به مشکلات افراد توجه کنیم. اکنون در مطب پزشکان نیز افراد معطل می‌شوند.

به نظرشما آیا تعداد خطوط تلفن یا تعداد مشاوران شما با نیاز جامعه تناسب دارد؟

خدمات ما باید گسترش پیدا کند، هرچند اکنون نیز درحال گسترش زیرساخت‌های خود هستیم، اما این روند زمانبراست و به اعتبار و تجهیزات مناسبی نیاز است. اما تلاش می‌کنیم مردم کمتر پشت خط بمانند.

به شکل میانگین، افراد چقدر پشت خط منتظر می‌مانند؟

میانگین صف انتظار در خط ملی اعتیاد در طول ماه یک تا دو دقیقه است.

مشاوران شما برای هر تماس‌گیرنده چقدر زمان می‌گذارند؟

میانگین تماس تلفنی حدود هفت دقیقه است. اما اگر تماس‌گیرنده در معرض خطر باشد تا یک ساعت نیز برای مشاوره با او وقت داده می‌شود.

از کدام استان‌ها بیشتر با این سامانه تماس گرفته می‌شود؟

از همه استان‌ها با خط ملی اعتیاد تماس گرفته می‌شود و نمی‌توان آمار دقیقی دراین باره داد، چون هر ماه تغییر می‌کند.

با شماره 09628 مشاوره رایگان بگیرید

مشاوران و مددکاران خط ملی اعتیاد هر روز از ساعت 8 صبح تا 8 شب آماده‌اند به افرادی که در خصوص اعتیاد نیاز به مشاوره دارند، خدمات رایگان ارائه کنند. پس چنانچه نیاز به مشاوره داشتید می‌توانید براحتی مشکلاتتان را با مشاوران بهزیستی درمیان بگذارید. فقط به یاد داشته باشید بیشترین تماس‌ها با خط ملی اعتیاد بین ساعات 10 تا 11 صبح و 16 تا 20 گرفته می‌شود؛ بنابراین اگر در ساعات غیر پیک تماس بگیرید می‌توانید راحت‌تر از نظرات مشاوران این سامانه بهره ببرید.

مهدی آیینی

سازمان جنگل‌ها اقتدار ندارد!

حال جنگل‌های کشور خوب نیست. این را غرش اره‌برقی‌هایی که در جنگل‌های شمال از صدا نمی‌افتند تکرار می‌کند؛ جنگل‌های کشور رمق ندارد، این را آفت شب‌پره شمشاد‌های شمال زمزمه می‌کند. شرایط جنگل‌های کشور بحرانی است. این را درختان بلوطی می‌گویند که پیکر بی‌جانشان در سودای هیزم شدن از زاگرس به شهرهای دور و نزدیک کشور قاچاق می‌شوند، اما دستان سازمان جنگل‌ها نیز برای مقابله با این‌همه آشفتگی خالی است. این را ناصر مقدسی، قائم‌مقام سازمان جنگل‌ها و رئیس شورای‌عالی جنگل می‌گوید و گله می‌کند که سازمانی که وظیفه حفاظت از حدود 130 میلیون هکتار اراضی کشور را به دوش می‌کشد، از تجهیزات، امکانات، اعتبار، نیروی کافی و در یک کلام از اقتدار لازم برخوردار نیست.

به نظر شما مساحت جنگل‌های کشور کم نشده است؟

وقتی توسعه شهر، کشاورزی و فعالیت عمرانی اتفاق می‌افتد، بالتبع مساحت جنگل کم می‌شود، زیرا این فعالیت‌ها عرصه‌های طبیعی را از بین می‌برد.

پس چرا برخی همکاران شما در سازمان جنگل‌ها ادعا می‌کنند شرایط جنگل‌ها نسبت به گذشته بهتر شده است؟

نمی دانم، ماموریت سازمان جنگل‌ها حفاظت از جنگل است. باید دید درباره کدام منطقه صحبت می‌کنیم، چون در برخی مناطق برای توسعه جنگل تلاش شده و جنگل‌های دست‌کاشت ایجاد می‌شود. برای نمونه در استان‌های جنوبی با مشارکت مردم جنگل‌های دست‌کاشت ایجاد شده است.

اما جنگل اکوسیستمی که طی گذر سال‌ها ایجاد شده، با جنگل دست‌کاشت تفاوت می‌کند و با کاشت درخت نمی‌توان جایش را پر کرد.

درست است، جنگل دست‌کاشت جنگل طبیعی نیست، اما جنگل‌های دست‌کاشت نیز طبقه‌ای از جنگل‌ها هستند. برای نمونه جنگل‌های حومه تهران در تولید اکسیژن و کاهش گرد و غبار مفید و بسیار حائز اهمیت هستند، اما مانند جنگل‌های طبیعی نیستند.

به هرحال مساحت جنگل‌های طبیعی کشور کاهش پیدا کرده. به نظرتان اصلی‌ترین عامل در این میان چیست؟

توسعه غیرمتوازن در زیستگاه‌ها یکی از علل اصلی است، اما این موضوع تک‌عامله نیست. برای نمونه در جنگل‌های زاگرس توسعه‌نیافتگی سبب شده وابستگی به جنگل از لحاظ معیشت بالا باشد. وقتی کشورمان از نظر منابع گازی رتبه اول را دارد، اما هنوز برخی روستاها یا عشایر در تامین سوخت مناسب با مشکل رو‌به‌رو هستند، ناچار افراد از چوب جنگلی برای سوخت استفاده می‌کنند و راه برای تخریب جنگل باز می‌شود.

چرا از وزارت نفت نمی‌خواهید مشکل سوخت‌رسانی به جنگل‌نشینان را برطرف کند؟

آنها نیز برای خود معیار‌هایی دارند. برای مثال روستاهای با جمعیت کمتر از 20 خانوار اساسا در بحث‌های ارائه خدمات زیربنایی لحاظ نمی‌شود. این مساله شاید درست باشد، زیرا اقتصادی به نظر نمی‌رسد. به همین خاطر در چنین روستاهایی از انرژی‌های نو استفاده می‌کنیم؛ مثلا پنل‌های خورشیدی کار می‌گذاریم یا قرار است در برخی روستاها مخازن گاز نصب شود.

پس چرا به نظر می‌رسد کاری از پیش نمی‌رود؟

باید به فعالیت‌ها سرعت بخشید؛ مثلا مساله برداشت 5 میلیون متر مکعب چوب از جنگل برای تامین سوخت را باید در برنامه پنج‌ساله به صفر برسانیم.

مسائل فرهنگی را در این میان چقدر تاثیرگذار می‌دانید؟

مساله فرهنگی به نظرم مهم ترین عامل است، زیرا قدر و اهمیت جنگل برای بسیاری از مردم و مسئولان هنوز شناخته شده نیست. به همین خاطر وقتی پروژه‌ای عمرانی مطرح می‌شود اجرای آن در اولویت قرار می‌گیرد.

برخی کارشناسان معتقدند این قانون شکنی‌ها اتفاق می‌افتد، چون سازمان جنگل‌ها اقتدار لازم را ندارد. با این نظر موافقید؟

دستگاه متولی حفاظت از جنگل باید از اقتدار، تجهیزات و امکانات کافی برخوردار باشد، چراکه سازمان جنگل‌ها 130 میلیون هکتار از اراضی کشور را پوشش می‌دهد.

سازمان جنگل‌ها در مقایسه با ماموریت و وسعت کار و حساسیت کار و چشمداشتی که نسبت به منابع طبیعی وجود دارد، از امکانات لازم برخوردار نیست، ساختار سازمان نیز در آن حد و اندازه نیست. برای نمونه منابع مالی سازمان در مقایسه با برخی دستگاه‌ها جزئی و ناچیز است. به همین دلیل نمی‌توان از سازمان جنگل‌ها انتظار معجزه داشت.

به نظر می‌رسد با طرح برخی نمایندگان مجلس که برای ادغام سازمان جنگل‌ها با محیط زیست تلاش می‌کنند، موافق باشید؟

این نظر را دولت رد می‌کند و ما نیز تابع دولت هستیم،اما می‌توان گفت سازمان حاکمیتی مانند سازمان جنگل‌ها باید تقویت شود.

چرا به سازمان جنگل‌ها توجه زیادی نمی‌شود؟

باید ظرف و مظروف مناسب هم باشد، چراکه حفاظت از اراضی منابع طبیعی دشوار و مستلزم همکاری تمامی نهاد هاست. علاوه براین براساس اصل پنجم قانون اساسی حفاظت از منابع طبیعی وظیفه همگانی است. بنابراین ما نباید با تمام دستگاه‌های دولتی و افراد تقابل کنیم. در واقع حفظ منابع طبیعی باید به فرهنگ عمومی بدل شود.

به نظر می‌رسد شما علت تمام مشکلات مانند جنگل‌خواری، شیوع آفات یا قاچاق چوب را نبود اعتبار و تجهیزات مناسب درسازمان جنگل‌ها می‌دانید؟

این همه دلایل نیست. برای نمونه مقابله با مساله‌ای مانند قاچاق چوب نیز به همکاری بین‌دستگاهی ارگان‌های انتظامی، امنیتی و قضایی نیاز دارد.

چرا نتوانسته‌اید چنین نهادهایی را برای حراست از جنگل به همکاری بیشتر دعوت کنید؟

باید یادآور شد این موارد مستدل و مستند شده است، چون برنامه ملی جنگل نوشته شده و وظایف دستگاه‌ها مشخص است. افزون براین برنامه جامع صیانت از جنگل‌ها نیز وجود دارد. در واقع مشکل ما در اجراست.

چرا در اجرا مشکل داریم؟

باید قوانین متقن‌تری را تعریف کنیم. البته تلاش می‌کنیم برای فرهنگسازی و به‌روزرسانی مجازات‌ها نیز کار کنیم. علاوه براین باید در آمایش‌های استانی جایگاه جنگل تعریف شود تا دستگاه‌های اجرایی بدانند هنگام اجرای طرح و پروژه‌های عمرانی جنگل خط قرمز است و اگر ناچار به عبور از جنگل شدیم، باید مسائل زیست‌محیطی را رعایت کنیم.

علاوه بر جنگل‌های زاگرس باید به مشکلات جنگل‌های شمال (هیرکانی) نیز توجه کرد، زیرا بهره‌برداری بیش از حد و شیوع آفات این جنگل‌ها را تهدید می‌کند. در این مناطق چه کاری انجام می‌دهید؟

سیاست دولت برای جنگل‌های شمال، اجرای طرح تنفس جنگل است.

به نظر می‌رسد طرح تنفس جنگل قرار نیست از مقام حرف فراتر برود، چراکه هنوز اعتباری برای اجرای آن درنظر گرفته نشده است.

طرح تنفس اجرا می‌شود، چون براساس مصوبه‌ای که دولت سال 92 تصویب کرده، برداشت از جنگل‌های شمال به درخت‌های آسیب‌دیده و آفت‌زده محدود شده است.

اما کارشناسان می‌گویند هنوز درختان سالم جنگل‌های شمال را نیز قطع می‌کنند.

درست است. نمی‌توان این مساله را نفی کرد، زیرا امکان دارد دور از چشم ناظران و یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها چنین اتفاقی بیفتد، اما با اجرای این مصوبه می‌توان گفت، در سه سال اخیر بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کم شده است.

کاهش بهره‌برداری راه نجات جنگل نیست، چراکه برخی کارشناسان می‌گویند برای برگشت جنگل به شرایط پیش از تخریب به حدود 200 سال زمان نیاز است.

اعتقاد کارشناسی ما نیز این است که جنگل‌های شمال بعد از پنج دهه بهره‌برداری باید دست کم یک دوران ده‌ساله استراحت داشته باشد، اما برخی به اشتباه دوران استراحت را رها کردن جنگل می‌دانند، زیرا برنامه استراحت ما به معنی برداشتن فشار و تهدید از جنگل‌های شمال است.به همین دلیل به دولت پیشنهاد کرده‌ایم، با اجرای برنامه ششم، بهره‌برداری از جنگل‌های شمال نیز متوقف شود، اما توقف بهره‌برداری از جنگل به الزاماتی نیاز دارد.

منظورتان از الزامات، تامین اعتبار است؟ زیرا با توقف بهره‌برداری از جنگل باید برنامه جایگزینی برای بهره‌برداران از جنگل داشت.

درست است. اکنون حدود 50 شرکت بهره‌برداری فعال هستند، اما روش کار ما این است که از زمان اجرای طرح تنفس، موضوع قرار داد سازمان جنگل‌ها با بهره‌برداران تغییر خواهد کرد و به قرار داد حفاظت از جنگل بدل خواهد شد.

برای سایر تهدید‌های جنگل چه برنامه‌ای دارید؟

به موازات اجرای طرح تنفس باید برای کاهش تهدیدهایی مانند خروج 4 میلیون واحد دامی که در جنگل وجود دارد یا خانوار‌هایی که در جنگل زندگی می‌کنند نیز تلاش کرد. برای این کار نهاد‌های مسئول نباید اجازه ساخت مسکن را در جنگل بدهند.

برای تامین اعتبار لازم اجرای طرح تنفس جنگل چه برنامه‌ای دارید؟ مدتی پیش، رئیس سازمان جنگل‌ها با گلایه از نبود اعتبار لازم گفته بود، برای مدیریت یک میلیون و 200 هزار هکتار از جنگل‌های شمال به حدود 300 میلیارد تومان اعتبار نیاز است؟

اعتبار مورد نیاز کمتر از این مقدار است، علاوه بر این جنگل درآمدزاست، زیرا فعالیت‌های کوچک اکوتوریسم درآمد میلیاردی دارد و گردشگران داخلی و خارجی زیادی به جنگل‌های شمال کشور می‌روند. برای نمونه، مدتی قبل از یک طرح کوچک در جنگل‌های شمال بازدید داشتم که در شش ماهه اول سال بیش از یک میلیون گردشگر از آن بازدید کرده بودند.

چه برنامه‌ای دارید تا این حجم از گردشگر به جنگل‌های کشور آسیب نرسانند؟

برخی مناطقی که اکنون بهره‌برداری از آنها انجام می‌شود، قابلیت تبدیل شدن به پارک را دارد. به همین خاطر چنین مناطقی پهنه‌بندی می‌شوند و به شکل میانگین، حدود 85 درصدشان حفاظت خواهد شد. در این میان، قسمت کوچکی را نیز برای گردشگران اختصاص می‌دهیم، مثلا در مناطقی که درخت کمتر است با ایجاد سازه‌های سازگار با طبیعت اجازه فعالیت خواهیم داد.

نمونه موفقی هم داشته‌اید؟

از طریق یک طرح گردشگری که حدود 15 تا 20 هکتار وسعت دارد، توانستیم حدود 2000 هکتار از جنگل را حفاظت کنیم، چراکه قاچاق چوب در این منطقه کاهش قابل توجهی داشته است. بنابراین یکی از روش‌های بهره‌برداری جایگزین کردن گردشگری مسئولانه است.

شاید به این شکل بتوان اعتبار لازم برای حفاظت از جنگل را تامین کرد، اما برای برآورده شدن نیاز صنایع به چوب چه برنامه‌ای دارید، زیرا اگر نیاز آنها برآورده نشود حتما قاچاق چوب افزایش خواهد یافت.

این مساله نکته مهمی است، چون سالانه حدود شش میلیون مترمکعب چوب از سوی صنایع استفاده می‌شود، اما باید توجه داشت که برداشت از جنگل‌های طبیعی حدود 500 هزار متر مکعب است، یعنی در حال حاضر، وابستگی صنایع به جنگل براساس اعداد رسمی حدود 10درصد است. بنابراین کاری که ما باید به موازات طرح استراحت انجام دهیم، تسهیل واردات چوب است، چراکه کشورهایی که به جنگل‌های خود استراحت داده‌اند، به واردات چوب توجه زیادی کرده‌اند، هرچند اکنون نیز در کشورمان این مساله دنبال می‌شود و از کرواسی، ترکیه، گرجستان و روسیه چوب به کشور وارد می‌شود.

سال هاست درباره طرح تنفس جنگل صحبت می‌شود. به نظرتان این طرح سرانجام چه زمانی اجرایی خواهد شد؟

سازمان جنگل‌ها در سه سال گذشته، بهره‌برداری از جنگل‌های شمال را کاهش داده است. برای اجرای این طرح واقعا وارد عمل شده‌ایم و تمام تلاشمان این است که طرح‌های مناسبی را جایگزین طرح‌های وابسته به برداشت چوب کنیم.

مهدی آیینی

فقط 2 ​ماده يوز

برخلاف تلاش صورت گرفته‌‌ برای حفظ یوز ایرانی خبرهای ناگواری از تحقیقات و بررسی کارشناسان به گوش می‌رسد تا آنجا که آنها شرایط یوزپلنگ‌ها را اورژانسی می‌دانند و می‌گویند تعداد این گونه نسبت به سال گذشته کاهش پیدا کرده و به کمتر از 50 قلاده رسیده است. تمام این مسائل را با مرتضی اسلامی دهکردی، مدیرعامل انجمن یوزپلنگ ایرانی در میان گذاشتیم. او ابراز نگرانی کرد که براساس پژوهش‌ها در تمام کشور فقط دو یوزپلنگ ماده شناسایی شده‌ ، ماجرایی که آب پاکی را روی دست آنهایی می‌ریزد که ادعای نجات یوزها ‌ از خطر انقراض را دارند.

چرا می‌گویید شرایط یوزها نسبت به قبل بحرانی‌تر شده است؟

با توجه به پایش‌های انجام شده در زیستگاه یوزپلنگ‌ها تعداد یوز‌های ماده‌‌ بسیار کاهش پیدا کرده است و در خیلی از زیستگاه‌ها نتوانستیم حضور هیچ ماده یوزپلنگی را ثبت کنیم و این مساله‌ای نگران‌کننده است، این خطروجود دارد که زیستگاه‌های دیگر یوز نیز به سرنوشت پارک ملی کویر دچار شو‌د.

شرایط پارک ملی کویر چگونه است؟

براساس مطالعاتی که سال 88 دراین پارک انجام شد، فقط حضور یک یوز نر ثبت شد و بعد از گذشت این چند سال به نظر می‌رسد همان یوز نر نیز دیگر در این منطقه وجود ندارد ویوز به شکل منطقه‌ای در پارک ملی کویر منقرض شده باشد.

در سایر زیستگاه‌ها چطور؟

در خیلی از مناطق بویژه استان یزد از تعدادی یوز نر ثابت عکسبرداری شده است. در واقع تعدادی یوز نر در مناطق مختلف جابه‌جا می‌شوند و در کل کشور، دو یوز ماده شناسایی شده وجود دارد و این گواهی است بر بحران بی‌سابقه شرایط یوز.

بجز گزارش مرگ یوز ماده‌ای که در جاده مشهد کشته شد تلفات دیگری از این گونه امسال منتشر نشده، پس بقیه یوزها چه شده‌اند؟

سوال همین است. نمی‌دانیم. در فاز اول پایش در استان یزد سه یوز ماده شناسایی کرده بودیم (بین سال 90 تا 92) اما در فاز دوم پایش در سال‌های 93 و 94 و بخشی از بررسی‌های امسال هیچ یوز ماده‌ای را در یزد نتوانستیم شناسایی کنیم و درواقع از سرنوشت یوزهای ماده اطلاعی نداریم.

به نظرتان یوزهای ماده چه شده‌اند؟

نمی‌دانیم یوزهای ماده‌ای که قبلا شناسایی شده‌اند، کجا رفتند. آیا کشته شده‌اند؟ جابه‌جا شده‌اند؟ براساس مطالعه تابستان امسال که به لحاظ تعداد دوربین‌های تله‌ای و تلاش‌های صورت گرفته یکی از مفصل‌ترین مطالعات بود اگر یوز دیگری وجود می‌داشت باید تصویرش ثبت می‌شد، به همین خاطر این نشانه نگران‌کننده دیگری است.

بنابراین باید منتظر شنیدن خبرهای ناگواری بود؟

وقتی جمعیت یک گونه به جمعیت‌های کوچک‌تر تبدیل می‌شود، ارتباطات آنها بامشکل روبه‌رو می‌شود. در نتیجه گونه دچار انقراض تصادفی می‌شود.

چرا برخلاف تلاش‌های صورت گرفته آن طور که باید‌ نتیجه نگرفته‌ایم؟

اطلاعات ما درباره یوز ایرانی هر روز افزایش پیدا می‌کند و یکی از نکاتی که بتازگی متوجه آن شده ایم، مهاجرت‌های بسیار طولانی این گونه است. در گذشته‌ وقتی یوزها مشاهده می‌شدند تصور می‌شد آنها جمعیت‌های جداگانه‌ای هستند، اما وقتی دوربین گذاری‌ها انجام و تصویر‌ها بررسی شد و برای یوزها شناسنامه تهیه کردیم،‌ دریافتیم آنها تعداد محدودی هستند که در میان زیستگاه‌ها جابه‌جا می‌شوند.

پس برآورد‌ها از تعداد آنها اشتباه بود؟

بله،‌ این بررسی نشان داد جمعیت یوز‌ها به آن اندازه که تصور می‌کردیم نیست و این که مهاجرت یک نکته مثبت و خطری بزرگ است؛‌ مثبت به این دلیل که آنها ارتباط ژنتیک با هم دارند، اما منفی به خاطر این که آنها در مهاجرت آسیب‌پذیرتر هستند.

می‌توانید بگویید چه تعداد یوز باقی مانده است؟

با توجه به پایش‌های انجام شده می‌توان گفت تعداد یوزها کاهش پیدا کرده، اما برای ارائه آمار دقیق باید منتظر نتایج فاز سوم مطالعات بود که تا پایان سال زمان می‌برد.

بنابراین سازمان حفاظت محیط زیست باید نحوه مدیریت خود را تغییر دهد؟

مساله این است که برنامه‌ها دیگر جوابگو نیست و باید کارهای جدیدی را بسرعت دنبال کرد چراکه شرایط اورژانسی است و اگر دست روی دست بگذاریم، یوزپلنگ تا پنج سال آینده منقرض می‌شود، یعنی از یوزپلنگ‌ها فقط تعدادی یوز نر باقی خواهد ماند که آنها نیز به مرور زمان جانشان را از دست می‌دهند.

به نظرتان چه باید کرد؟

شرایط باید تغییر کند؛ یعنی حفاظت از زیستگاه‌ها قوی‌تر و تعداد محیط بانان در زیستگاه یوز بیشتر شود. با احداث معدن و جاده در زیستگاه یوز‌ها نباید موافقت شود چراکه هر سال پیشنهادهایی در این خصوص مطرح می‌شود. علاوه بر این باید مستثنیاتی که در زیستگاه یوز وجود دارد خریداری و زیستگاه یوز یکپارچه شود. مساله دیگر ایمن‌سازی نقاط حادثه‌خیز مانند جاده‌ای است که از شمال پارک ملی توران عبور می‌کند. برنامه‌های آموزشی برای ساکنان روستاهای همجوار یوز نیز باید جدی گرفته شود چراکه درگیر کردن مردم در بحث حفاظت مهم است.

خانواده بي​دفاع در گرداب آسيب​هاي اجتماعي

اعتياد، طلاق، روابط نامشروع، خيانت زناشويي و حاشيه نشيني برخي از آسيب هاي اجتماعي است که اين روزها جامعه را نشانه رفته و تحت تاثير آن بنيان خانواده نيز بيش از پيش تهديد مي شود. به نظر مي رسد آن طور که بايد نهادهاي مسئول براي کنترل اين آسيب ها تلاش نمي کنند.
در ميزگردي که به اين منظور و با حضور مجيد رضازاده، رئيس مرکز توسعه پيشگيري سازمان بهزيستي کشور،مهدي ميرمحمد صادقي، معاون مشاوره و امور روانشناختي ،محسن روشن پژوه، معاون پيشگيري و درمان اعتياد و شيرين احمدنيا، معاون پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي اين سازمان در روزنامه جام جم برگزار شد مسائلي مانند تغيير ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي، فاصله بين نسلي و مادي گرايي به عنوان عواملي که جامعه را تهديد مي کند ياد کرده و تاکيد کردند حاشيه نشيني، اعتياد، طلاق، روابط نامشروع و خيانت زناشويي و مناطق بحراني و حاد از اصلي ترين آسيب هاي اجتماعي است که کانون خانواده را نشانه رفته است.
در کنار اين مسائل بحث هايي نظير فراگير نبودن برنامه ها و نداشتن اقتدار لازم از سوي سازمان بهزيستي نيز در اين ميزگرد مطرح شد و کارشناسان بر اين نکته تاکيد کردند که براي کنترل آسيب هاي اجتماعي بايد با عوامل زمينه ساز آنها مقابله کرد.

   آسيب هاي اجتماعي زيادي اين روزها خانواده ها را نگران کرده به نظرشما چه تهديدي جدي تر است؟

ميرمحمد صادقي :به نظرم تغيير ​ ارزش ​ و هنجارهاي اجتماعي است. ​

برخي جامعه شناسان  علت اين تغييرات را دوران گذار مي دانند.

ميرمحمد صادقي: اين نظر برخي جامعه شناسان است،اما چون ارزش هاي جديد در جامعه شکل نگرفته و در اين عين حال​ سنت هاي قديمي نيز تغييرکرده ​ ما با فضايي بي هنجاري رو به رو هستيم در اين فضا افراد به خود اجازه رفتارهاي متفاوتي ​ مي دهند. البته از مهاجرت نيز مي توان به عنوان يکي ديگر از تهديد هاي خانواده ياد کرد،چون مهاجرت از روستاها و شهرهاي کوچک به کلانشهر ها ​سبب گسسته شدن پيوند هاي خانوادگي و اجتماعي شده ​.براي نمونه چند سال پيش خانواده ها مانع طلاق و جدايي دوستان و آشنايان خود مي شدند، اما اکنون اين گسست اجتماعي زمينه را براي شيوع آسيب هاي اجتماعي فراهم کرده است.

 بنابراين نمي توان رسيدگي به آسيب هاي اجتماعي را اولويت بندي کرد؟

رضا زاده:فاصله بين نسلي بين فرزندان و والدين از نظر ميزان اطلاعات و مهارت نيز يکي ديگر  از تهديد​هاي خانواده است،چون اکنون فضاي ذهني آنها از يکديگر دور شده ​ و زمينه را براي آسيب هاي اجتماعي فراهم کرده.براي همين نمي توان جدي ترين آسيبي را که خانواده ايراني را تهديد مي کند مشخص کرد.

ميرمحمد صادقي: فاصله بين نسلي را بايد تهديدي استراتژيک دانست، تصور مي کنم فاصله بين نسلي يکي  از شش تهديداستراتژيک امريکا نيز هست.

روشن پژوه:دوستان به عوامل بروز آسيب هاي اجتماعي اشاره کردند، البته به نظرم   در رویکرد پیشگیرانه، توجه به عوامل زمينه ساز بروز آسيب هاي اجتماعي از پرداختن به خود آسيب مهمتر است و براي ارتقاي جايگاه خانواده و پیشگیری از آسیب هایی که خا نواده را تهدید می کند بايد به آنها توجه ویژه کرد. در رويکرد پيشگيرانه با کنترل عوامل بروز آسيب هاي اجتماعي مي توان به کاهش همه آسيب ها دست یافت. به عنوان مثال يکي از مهمترين آسيب هاي اجتماعي  اعتياد است که با پرداختن به عوامل خطر بروز آن می توان علاوه بر کاهش و کنترل اعتیاد شاهد کنترل سایر آسیب ها نیز بود​.

 چنانچه بخواهيم از منظر جامعه شناسي به موضوع نگاه کنيم،چه عواملي دراين بين موثر است؟

احمدنيا: ​بايد به موضوع از منظر ساختاري نگاه کرد، یعنی تاثیرگذاری جريان​ها و بستر های اجتماعي که توليد کننده آسيب هاي اجتماعي  هستند و  بر نهادهای اجتماعی نظیر  خانواده، اقتصاد و غیره تاثير مي گذارند مدنظر قرار گيرد. وقتي ساختاري به موضوع نگاه کنيم متوجه می شویم که چگونه  انواع نابرابري هاي اجتماعي زمينه ساز آسيب هاي اجتماعي می شود، بنابراين ساخت رابطه نابرابر در سطوح خرد، میانه و کلان  بستر آسيب هاي اجتماعي را فراهم مي کند.

 اما چه مساله سبب شده اخلاق براي خيلي ها مهم نباشد؟

احمد نيا:یکی از مهم ترین آسيب هایی که متوجه ​جامعه​ ماست، روند  تزاید مادي گرایی است ، چراکه خود بر  گسترش نابرابري ها دامن می زند​ و رقابت ناسالم برای دستیابی به  منابع مادی به وجود می آید،  ​ به عنوان مثال،  به جاي اينکه شکل گيري خانواده ها براساس اخلاق  و ارزش های جمعی معنوی باشد  براساس ارزش هاي مادي است. ​مثلا امروزه انتخاب همسر به شهادت مشارکت کنندگان در پژوهشی که  در تهران به انجام رسیده، عملاً  براساس معیارهایی چون ثروت و زيبايي  یعنی بر اساس معیارهایی مادی صورت گرفته ​ که غلبه ​ چنین ارزش هایی منتهی به سلامت ازدواج و کانون خانواده نمی شود.

 خانواده مادي گرا چه تاثيري در جامعه مي گذارد؟

احمد نيا:اين نابرابري از خانواده شروع و به جامعه تسري پيدا مي کند در چنين جامعه اي انسان ها دچار احساس محروميت نسبي مي شوند، چراکه مدام درحال مقايسه خود با ديگري هستند.بنابراين احساس هاي منفي تشديد مي شود و مقايسه ها از بعد برخورداری فرد و خانواده از  رفاه اجتماعي افزايش مي يابد به اين شکل در جامعه انواع آسيب ها مانند اعتياد  و طلاق در نتیجه​ درک نابرابری و تبعیض در  فرصت های کار و اشتغال، و  نامناسب بودن کیفیت زندگی اقشار کم درآمد رواج پيدا مي کند و  در نتیجه ​فقر نسبی​ و  عدم بهره​مندی عادلانه از مواهب زندگی،  افراد در پی مهاجرت برمی آیند و بنابر این حاشيه نشيني تشديد مي شود. می دانیم که در طی چند دهه،  از  نظر معیشتی، از دوران غلبه ​ اقتصاد کشاورزي به غلبه ​ اقتصاد شهري و صنعتي و گسترش خدمات متحول شده ایم.

 فضاي مجازي به آسيب ها چطور دامن مي زند؟

احمدنيا:  تغيير معيشت سبب افزايش حاشيه نشبني شده  و فاصله ی بین- نسلي نيز به دليل سرعت تغيیرات ارزشي تشديد شده بنابراين ارزش ها و علائق و آرزوهای  نسل جديد نيز تغيير و تحولات زيادي پیدا کرده است،  در واقع بانسلي مواجه هستيم که بانسل هاي گذشته خود تفاوت آشکار داشته وزبان مشترکي ندارند و سرعت  پيشرفت فناوري های جدید ارتباطی و اطلاعاتی  نيز مزيد بر علت شده  . در معاونت پیشگیری از آسیب های اجتماعی در سازمان بهزیستی برای پیشگیری از تبعات منفی تحولات اجتماعی اقتصادی شتابنده برنامه های متعددی تدارک دیده شده ​​   از جمله ​ برنامه ای برای آموزش و آگاهی رسانی در خصوص فرصت های  فضاي مجازي و پیشگیری از تهدید های آن نيز گنجانده شده چراکه خواهی نخواهی همه ​ ما در عصر حاضر دچار زندگي دوگانه ای شده ايم؛ زندگي در دنياي واقعي و  به موازات آن در دنیای مجازي.

 براي کاهش چنين آسيب هايي چه برنامه هايي داريد؟

 احمدنيا:​در چنين فضايي نياز به آموزش های متناسب با شرایط سبک زندگی سالم خانوادگی و همچنین ترویج انتظارات و وظایف زندگي  شهروندي داريم که در  برنامه هاي مان  از  شيوه هاي کلاسيک ، کمپين رسانه اي ، انيميشن و فيلم براي آموزش شهروندان و خانواده ها استفاده مي کنيم.

رضا زاده: در مقابل آسيب هاي اجتماعي وظيفه پيشگيري را براي خود متصور هستيم و  تا کنون برنامه ها ي زيادي در اين راستا اجرا شده که برخي از آنها 15 سال سابقه دارد، مانند آموزش مهارت هاي زندگي، آموزش پيش از ازدواج، برنامه ها اجتماع محور پيشگيري از اعتياد،پايگاه سلامت روان اجتماعي و..

 اما با وجود اجراي اين همه برنامه چرا آسيب هاي اجتماعي هنوز نگران کننده است؟

 رضا زاده: دلايلي مانع نتيجه گرفتن شده که بايد بازنگري شوند ​يکي از دلايل اين است که پوشش برنامه به اندازه کافي نبوده است.​

 چرا پوشش برنامه ها مناسب نبوده ؟

رضازاده :چون بودجه کافي براي اجراي آنها نبوده براي نمونه ثابت شده که آموزش هاي پيش از ازدواج ​ تا 40درصد از مشکلات خانواده مانند طلاق پيشگيري مي کند،اما پوشش ما دراين خصوص 10 تا 15 درصد است بنابراين نمي توان انتظار بالايي از اين برنامه داشت ​.

SAID9234

 مساله ديگر اين است که آيا بهزيستي قدرت لازم را براي اجراي چنين برنامه هايي دارد؟

رضا زاده :به عنوان سازمان مهم اجتماعي در کشور آن قدرت کافي را نداريم که برنامه ها را پيش ببريم، اين قدرت بايد در اختيار ما قرار بگيرد تا بتوانيم پاسخگو نيز باشيم اين نيز جزو برنامه هاي کلان ماست تا  سازمان بهزيستي بتواند متولي و پاسخگوي مسائل اجتماعي باشد.

 سازمان و نهادهاي ديگر دراين بين چه نقشي دارند؟

رضا زاده :​ در همه برنامه و طرح ها ​ بايد ملاحظات اجتماعي لحاظ شود،يعني نبايد مسکن مهر ​، عسلويه ​يا مدارس غير انتفاعي ايجاد کنيم اما به عواقب اجتماعي آنها نينديشيم​.بنابراين اگر اين موضوعات رعايت شود،معتقدم​ به اندازه کافي برنامه و توان داريم که روي آسيب هاي اجتماعي تاثير گذار باشيم.

 سازمان بهزيستي رسيدگي به کدام آسيب هاي اجتماعي را اولويت مي داند؟

رضا زاده:​ 5 عامل اصلي را مد نظر قرار داده ايم،حاشيه نشني،اعتياد،طلاق،روابط نامشروع و خيانت زناشويي​ ومناطق بحراني و  حاد.

 براي اين آسيب هاي چه برنامه هايي داشته و داريد؟

رضازاده :براي حاشيه نشيني 7 برنامه پيشگيري داريم غير از برنامه هاي حوزه اجتماعي و توانبخشي در حوزه اعتياد بيش از 6 برنامه کلي داريم که براساس گروه سني و جنسي ​است.در حوزه طلاق 13 برنامه داريم که اگر اجرا مي شد طلاق اينقدر افزايش پيدا نمي کرد،در حوزه هاي روابط نامشروع نيز برنامه هايي داريم.

 براي آموزش خانواده ها چه بايد کرد؟

رضازاده :​در مدارس به افراد تست زدن ياد مي دهيم اما براي زندگي آينده شان برنامه اي نداريم،​به  خانواده نيز بايد آموزش ​ اقتصاد،  فرزند پروري  و روابط  جنسي داد، چراکه اگر فرزند پروري درست اتفاق بيفتند زندگي بهتري را در آينده تجربه خواهند کرد.

 به نظر مي رسد در مقابله با اعتياد نيز موفق نبوده ايم،چرا؟

روشن پژوه: حتما مداخلاتي که انجام شده تاثيرات ​ خوب و قابل قبولي داشته ​، اما قطعا تا وضع مطلوب فاصله داریم. به عبارتی ​ اگر برنامه هايي که تا کنون ​ انجام شده ​ اجرا نمي شد، حتما اوضاع بسيار پيچيده تر از حالا بود. نکته مهم​​ در پيشگيري از آسيب های اجتماعی ​مانند اعتياد  این است که به دلیل عوامل متعدد زمینه ساز و تاثیرات متقابل آنان با هم نمی توان از عملکرد یک دستگاه و نهاد توقع اثر بخشی در تمام سطوح داشت و برای کنترل مشکلاتی از جمله اعتیاد باید تمامی دستگاه های دولتی، حکومتی، نهادهای مدنی از جمله نهادهای فرهنگی ، رسانه ها و آحاد مردم نیز باید مسئولانه وارد عمل شوند.

رضا زاده :آسيب​هاي اجتماعي فرايند​هاي قانونمند هستند که  قابل پيش بيني نيز هستند ،بنابراين قابل پيشگيري نيز هستند،اما اين مسائل در اذهان عمومي مانند جعبه سياه هستند وممکن است افراد به يکباره به آن توجه کرده و بگويند​ گسترش پيدا کرده است​ ،​بنابراين تمام مداخلات دراين حوزه تاثير گذار است  و مي توان گفت اگر اين برنامه ها اجرا نمي شد وضع چه مي شد​.

  براي فراگير شدن برنامه هايتان به چه ميزان اعتبار نياز داريد؟

رضا زاده: با توجه به نوع برنامه ​اعتبار نيز متفاوت است براي نمونه براي آموزش پيش از ازدوا ج سال گذشته  يک ميليارد تومان اعتبار داشتيم ،اما اين ميزان ده درصد افراد را پوشش داد. لازم به ياد آوري است که هزينه زيادي نمي خواهد، چون آموزش ها از سوي 4000 مربي و به شکل گروهي ارائه مي شود، درواقع براي فراگير شدن آن به ​ حدود 20 برابر اعتبار کنوني نياز داريم.

​ درحوزه اعتياد چه؟

رضازاده: برنامه پيشگيري از اعتياد ما سال گذشته 4 ميليارد تومان اعتياد داشت، اما اگر بخواهيم 5000​ تيم را آموزش صحيح بدهيم و گسترش بدهيم چندين برابر اين بودجه را نياز داريم

 در کنار افزايش اعتبار بايد از اقتدار لازم نيز برخوردار باشيد براي حل اين مساله چه بايد کرد؟​​

رضا زاده: اکنون اين بحث مطرح است​ محوريت مقابله با آسيب هاي اجتماعي ​ بهزيستي باشد چراکه ما​ پتانسيل هاي زيادي در سراسر کشور داريم، ​اگر اين رويکرد اتفاق بيفتند واعتبار کافي نيز به ما بدهند اقتدار لازم نيز  به دست مي آيد.

کودکان قربانيان تازه اعتياد

مشق و کتاب تنها نیاز کودکان نیست، این را آمار رو به رشد آسیب‌های اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان نیز تایید می‌کند، زیرا غفلت اولیای مدرسه و والدین از نیازهای اصلی کودکان و نوجوانان سبب شده آنها مهارت‌های لازم در زندگی را کسب نکنند و در اثر کوچک‌ترین ناملایمتی گرفتار مسائلی مانند مصرف مواد مخدر شوند، اتفاق نگران‌کننده‌ای که دکتر مجید رضازاده، رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی نیز آن را تایید می‌کند.در این گفت‌وگو که حول محور اعتیاد کودکان و نوجوانان می‌چرخد، رضازاده از عواملی که سبب بالا رفتن اعتیاد بین این گروه سنی شده سخن می‌گوید.

آماری از اعتیاد کودکان و نوجوانان در کشور وجود دارد؟

نه. واقعا در این حوزه آماری نداریم.

این مساله برای مسئولان مهم نیست؟

برای تهیه آمار در بیشتر حوزه‌ها در کشور دچار مشکل هستیم، اما آمار اهمیت دارد چون در نبود آمار نمی‌توان برنامه‌ریزی درستی کرد و به نقایص کار پی برد. با این حال مساله اعتیاد کودکان بتازگی جدی و مهم شده است. این در حالی است که در زمینه اعتیاد جوانان و بزرگسالان نیز آمار به روزی در دست نیست، اما شیوع‌شناسی اعتیاد انجام شده و در آن از لحاظ تقسیم‌بندی جنسی و جسمی موضوع بررسی شده است.

یعنی در این شیوع‌شناسی آمار کودکان و نوجوانان معتاد نیز مشخص می‌شود؟

باید گفت آمار کودکان و نوجوانان معتاد نیاز به شیوع‌شناسی خاص دارد.

آمار تخمینی نیز از اعتیاد این گروه سنی در دست نیست؟

واقعیت این است که درمان اعتیاد کودکان به عهده بهزیستی نیست و وزارت بهداشت به این مساله رسیدگی می‌کند، اما کودکان بد سرپرست و بی سرپرست از گروه‌های هدف بهزیستی هستند.

با توجه به این که آماری از نوجوانان معتاد نداریم، چرا سازمان بهزیستی دو مرکز برای درمان اعتیاد کودکان و نوجوانان در سیستان و بلوچستان دایر کرده؟ می‌شود از این سیاست نتیجه گرفت که آمار اعتیاد کودکان و نوجوانان در کشور به چشم می‌آید ؟

این مراکز ایجاد شده‌اند، چون احساس نیاز کرده‌ایم، بخصوص در استان سیستان و بلوچستان چون کودکان زیادی وجود دارند که به اعتیاد مبتلا هستند. به همین سبب در این استان به شکل پایلوت کار را شروع کرده‌ایم. در پژوهشی نیز که بتازگی انجام شده و اطلاعات آن هنوز گزارش نشده به شکل کلی می‌توان دید که سن اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی کاهش پیدا کرده است.

آماری از میزان شیوع اعتیاد بین کودکان خیابانی دارید؟

دو سال گذشته پژوهشی انجام شدکه براساس نتایج آن 25 درصد از کودکان خیابانی مواد مصرف می‌کنند.

برنامه‌ای برای درمان و پیشگیری اعتیاد این گروه از کودکان و نوجوانان دارید؟

کاری که به شکل پایلوت در زاهدان انجام می‌شود قرار است در بقیه استان‌های کشور نیز دنبال شود، آن هم با محوریت ستاد مبارزه با مواد مخدر و همکاری دانشگاه‌های علوم پزشکی، ادارات کل سازمان بهزیستی و بخش غیردولتی.

چند وقت است این طرح را دنبال می‌کنید؟

حدود یک سال و نیم است که یک مرکز برای پسران و مرکز دیگری نیز برای دختران در زاهدان شروع به کار کرده است.

شیوه درمان در این مراکز به چه شکل است؟

کودکان مبتلا به اعتیاد از سوی ضابط قضائی جمع آوری شده و بعد از مرحله غربالگری اگر مشخص شود که بجز اعتیاد مشکل دیگری ندارند دوره سم‌زدایی را در بیمارستان پشت‌سر می‌گذارند. به این ترتیب وقتی از نظر جسمی مشکلشان برطرف شد به مراکز اقامتی می‌روند تا درمان‌های روان‌شناسی و مددکاری را دنبال کنند و برای سه ماه در این مراکز نگهداری می‌شوند. دراین مدت با خانواده آنها ارتباط برقرار می‌شود. اگر خانواده مناسب داشته باشند کودکان در اختیار خانواده قرار می‌گیرند و در غیر این صورت کودکان در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند.

از زمان آغاز به کار این دو مرکز چند کودک درمان شده‌اند؟

حدود 110 کودک پذیرش شده اند و در این مدت حدود 20 درصد آنها به خانواده برگشته‌اند و بقیه نیز در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند.

مراکز درمان اعتیاد کودکان و نوجوان چه زمانی در سایر استان‌ها نیز راه اندازی می‌شود؟

با هماهنگی انجام شده پروتکل درمان کامل کودکان و نوجوانان تهیه شده و منتظر تایید نهایی و ابلاغ آن هستیم تا در استان‌هایی که ضرورت دارد این مراکز ایجاد شود.

اولویت بهزیستی تاسیس این مراکز در کدام استان‌هاست؟

در محل‌هایی که کودکان خیابانی بیشتری وجود دارد، مانند کلانشهرهایی مثل تهران، چون خیابانی بودن خطر اعتیاد را بالا می‌برد.

براساس تحقیقات شما، کودکان و نوجوانان بیشتر چه مواد مخدری مصرف می‌کنند؟

موادی که آنها مصرف می‌کنند شبیه موادی است که از سوی بزرگسالان در جامعه مصرف می‌شود، البته آمار ما اجمالی است.

به نظر شما یکی از دلایل اعتیاد کودکان دسترسی آسان به مواد در جامعه است؟

دسترسی به مواد آسان است و یکی از راه‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر این است که دسترسی را مشکل کنیم، اما وقتی شرایط برای دسترسی به مواد مشکل می‌شود، مصرف مواد پرخطر بالا می‌رود، زیرا اگردسترسی به مواد کم‌خطر کم شود شخص به سمت مصرف مواد پرخطر گرایش پیدا می‌کند. برای نمونه مصرف‌کننده هروئین اگر دسترسی‌اش مشکل شود به سمت تزریق این مواد می‌رود. بنابراین همزمان با کاهش دسترسی باید زمینه‌های مصرف را نیز کاهش داد چراکه کاهش دسترسی به تنهایی نتیجه معکوس می‌دهد.

دسترسی یکی از فاکتورهاست. به‌نظر شما عواملی که زمینه اعتیاد را فراهم می‌کند دیگر چیست؟

بحث شرایط روانی جامعه و اوضاع خانواده‌ها نیز مهم است، چون حضور شخص معتاد در خانواده ریسک اعتیاد را افزایش می‌دهد، مساله دیگر پیشگیری است و براساس آن باید مهارت افراد در جامعه را ارتقا داد، یعنی کودکان باید برای زندگی آینده خود آماده شوند و والدین نیز باید مهارت فرزند پروری پیدا کنند، زیرا دراین بخش ما کمبود داریم و شرایط سبب شده خانواده‌ها فقط روی تحصیل کودکان تمرکز کنند. کودکان حتی مهارت نه گفتن را نیز نمی‌آموزند، چراکه ما به آنها نه گفتن را یاد نمی‌دهیم چون از این می‌ترسیم که به خودمان نه بگویند.

مواردی که شما به آن اشاره کردید نظام آموزشی کشور را متهم می‌کند. آیا شما برای رفع این نواقص با آموزش و پرورش همکاری می‌کنید؟

منظورم نظام پرورشی آموزشی است، ما حدود 20 سال است مهارت‌های زندگی را وارد کشور کرده‌ و از کارشناسان کمک گرفته‌ایم تا کتاب‌هایی را برای تمام گروه‌های سنی تهیه کنند. ابتدا با آموزش و پرورش ارتباط خوبی داشتیم، اما در برهه‌ای از دولت قبل، آموزش و پرورش با این بهانه که این روش‌ها غربی و بی‌فایده است این ارتباط را قطع کرد، اما بتازگی دوباره با آموزش و پرورش تفاهمنامه‌ای امضا کرده‌ایم تا به آنها کمک علمی و فنی بدهیم.

به نقش مدارس اشاره کردید. قرار بود شیوع شناسی اعتیاد در مدارس نیز انجام شود. این طرح به کجا رسید؟

در جریان شیوع‌شناسی اعتیاد در مدارس نیستم، اما شیوع‌شناسی اعتیاد در جامعه عمومی را با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام داده‌ایم و نتایج آن بزودی منتشر می‌شود.

وضع کمپ‌های ترک اعتیاد نیز به گونه‌ای است که بیشتر افرادی که گذر یکی از اعضای خانواده‌شان به آن افتاده از مدیریت آنها گله دارند. علت افزایش این مراکز و کاهش کارایی آنها چیست؟

در برهه‌ای از زمان به دلیل فشارهایی که بود سازمان بهزیستی تعداد آنها را از نظر کمی گسترش داد، یعنی دریک سال ده برابر شدند، اما از دو سال گذشته ما بخشنامه‌ای صادر کردیم تا به مراکز جدید مجوز داده نشود، در این مدت تمام مراکز مورد ارزشیابی و بازدید قرار گرفتند. به این شکل دستورالعمل‌ها اصلاح ‌و برای آنها پروتکل نیز تهیه شد.

گسترش بی برنامه مراکز درمانی چگونه اتفاق افتاد؟

سال 91 یا 92 به دلیل فشارهایی که برای جبران کمبود مراکز و درمان اعتیاد وجود داشت و برخی بهبود پیدا یافتگان نیز روی ایجاد مرکز اصرار داشتند تعداد آنها از 80 به 800 مرکز رسید.

به نظر می‌رسد هنوز مشکلات کمپ‌ها بر طرف نشده است.

نمی‌توانم ادعا کنم در مراکز بهزیستی تمام مشکلات برطرف شده چون تا مرداد برای رفع مشکلاتشان وقت دارند. علاوه بر مراکز بهزیستی، برخی مراکز ماده 16 (نگهداری از معتادان متجاهر) نیز در کشور وجود دارد که وزارت بهداشت متولی آنهاست و بهزیستی دراین مراکز فقط خدمات مددکاری ارائه می‌کند.

برخی کارشناسان از این گله می‌کنند که کمپ‌های ترک اعتیاد تخصصی فعالیت نمی‌کنند، نظر شما در این باره چیست؟

لزومی بر تخصصی شدن فعالیت مراکز درمان اعتیاد وجود ندارد مگر این که استثنایی وجود داشته باشد. مثلا برای ترک الکل اگر شخص‌‌مصرف‌کننده شدید باشد باید بستری شود، اما بقیه مصرف‌کنندگان مواد می‌توانند در مراکز ترک اعتیاد معمولی درمان شوند.

سازمان‌ها و نهاد‌های مختلفی برای کاهش اعتیاد در کشور تلاش می‌کنند. به نظرتان در این حوزه کار بین بخشی بدرستی انجام می‌شود؟

این موضوع فراز و نشیب دارد و این که نهادهای مختلفی فعال هستند الزاما چیز بدی نیست، چون مبارزه با اعتیاد بین دستگاهی و مشکل بزرگ و پیچیده‌ای است. کار ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز هماهنگی بین دستگاه‌هاست، اما برخی مواقع ستاد وارد کارهای اجرایی شده و به این شکل آسیب ایجاد می‌شود یا بین وزارت بهداشت و بهزیستی اختلافاتی پیش می‌آید.

برای رفع این مشکلات چه باید کرد؟

باید یاد بگیریم کار تیمی انجام بدهیم، افزون براین دستگاه‌های هماهنگ‌کننده باید وجود داشته باشند و این مساله را فرابخشی ببینیم. در واقع دستگاه‌ها باید بالغانه عمل کنند و هدفشان گسترش قلمرو نباشد.

انتقاد دیگری که از بهزیستی می‌کنند این است که بهزیستی باید درمان اعتیاد را رها کند، چون درمان‌ کار وزارت بهداشت است. به نظرتان این ایراد درست است؟

نباید فراموش کرد ‌ اعتیاد بیماری چند وجهی است و در علل پدید آورنده و راه‌های درمانی آن باید جوانب مختلفی را در نظر گرفت. بنابراین فقط وزارت بهداشت نباید آن را دنبال کند این در حالی است که شروع‌کننده این فعالیت نیز بهزیستی بوده است و آن اوایل که مراکز بازپروری وجود داشت و بعد از مدتی به مراکز درمان اعتیاد بدل شد ، بهزیستی این وظیفه را به عهده گرفت و تا مدت‌ها نیز تمام کار به عهده بهزیستی بود.

چرا اگر شخصی به دلیل کودک‌آزاری و همسرآزاری ناشی از اعتیاد با اورژانس اجتماعی تماس بگیرد، این مرکز به مشکل‌اش رسیدگی نمی‌کند؟

اگر شخصی اعتیاد داشته باشد و به رفتار خشن دست زده باشد باید محدود و بستری شود. در واقع او به خدمات اورژانس روانپزشکی نیاز دارد. بنابراین این مورد به بهزیستی مربوط نمی‌شود، چراکه بهزیستی امکانات برخورد با چنین مواردی را ندارد.

برخی نهاد‌ها ادعا می‌کنند مصرف شیشه در کشور کاهش یافته، به نظر شما این ادعا درست است؟

از نظر کارشناسی می‌توان گفت همه مواد دوره سینوسی دارند؛ یعنی پس از مدتی که در اوج مصرف قرار می‌گیرند خود به خود پایین می‌آیند، چراکه افرادی که شیشه مصرف کرده‌اند پس از مدتی از عوارض آن مطلع شده و آن را کنار می‌گذارند، اما سیستم اعتیاد مواد دیگری را جایگزین می‌کند. بنابراین ممکن است مصرف شیشه کم شده باشد. برخی مراکز ما نیز می‌گویند مصرف شیشه کم شده، اما هروئین افزایش پیدا کرده است.

مدتی است برخی بحث مخدرهای صوتی را مطرح می‌کنند. به نظرتان این خطر جدی است؟

مخدر صوتی مبنای علمی ندارد، اما مواد جدید ساخته می‌شود، چون قاچاقچیان و تولیدکنندگان تلاش می‌کنند برای خود بازار ایجاد کنند. برای نمونه وقتی افراد نسبت به عواقب مصرف هروئین مطلع شدند کمتر سراغ آن رفتند، اما تولید‌کنندگان هروئین فشرده را با نام کراک وارد بازار کردند.

پرمصرف‌ترین مواد در کشورمان هنوز تریاک است؟

بله تریاک پرمصرف‌ترین است و پس از آن شیشه و هروئین قرار دارد.

مهدی آیینی  

تهران ركورددار طلاق در كشور

تحکيم خانواده در کشورمان به فراموشي سپرده شده و زلزله طلاق هر روز چارچوب خانواده هاي زيادي را ويران مي کند؛ روستا، شهر، شهرستان يا کلانشهر نيز ديگر فرقي نمي کند، غول طلاق زنجير پاره کرده و هيچ چيز جلودارش نيست، شرح اين آشفته بازار ديروز با اظهارنظرهاي رئيس بهزيستي استان تهران که گفته بود پايتخت رکورددار طلاق است، بار ديگر مطرح و بهانه اي شد براي گپي کوتاه با حسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاران اجتماعي کشور.

    ارزيابي شما از روند طلاق در سال هاي اخير در کشور چيست؟
در ده سال اخير روند رشد طلاق در کشورمان نگران کننده شده به گونه اي که مدتي قبل به ازاي هر 14 ازدواج يک طلاق ثبت مي شد، اما اکنون به شکل ميانگين در تمام کشور در مقابل هر پنج ازدواج يک طلاق رقم مي خورد. در کلانشهرها شرايط بحراني تر است، براي مثال در تهران از هر سه ازدواج يکي به طلاق ختم مي شود.

    چرا در کلانشهرها شرايط بحراني تر است؟
مهاجرت به کلانشهرها سبب بالارفتن آمار جمعيت و حاشيه نشيني شده و اين شرايط سبب گمنامي بيشتر اشخاص مي شود؛ در نتيجه قبح طلاق براي شخص کمتر شده و طلاق را مساله عادي مي بيند، اما در شهرهاي کوچک فشار بيشتري روي افرادي است که قصد دارند طلاق بگيرند.

    براي مهار اين پديده اجتماعي چگونه بايد آن را بررسي کرد؟
افزايش طلاق از دو ديدگاه قابل بررسي است؛ يکي اين که طلاق را به شکل جزيره ديده و عواملي مانند اعتياد ،خشونت، روابط فرازناشويي، بي مسئوليتي و نداشتن مهارت زندگي و کاهش زمان گفت وگو را مطرح کنيم، اما ديدگاه بهتري نيز وجود دارد؛ يعني نبايد طلاق را به شکل جزيره ديد چون مسائل ديگري مانند کاهش سرمايه اقتصادي و اجتماعي و تاثير گذاري فضاي مجازي نيز در آن بسيار قابل توجه است. در واقع بدون اين عوامل نمي توان اين پديده را بررسي کرد.

    به نظر شما چرا بسياري از ازدواج ها به آساني به طلاق ختم مي شود؟
چون انتخاب همسر بدرستي انجام نمي شود و خانواده ها شناخت کافي از يکديگر به دست نمي آورند و معيارهاي مناسبي نيز براي اين کار ندارند.

    چه نکاتي را براي ازدواج موفق بايد در نظر گرفت؟
مولفه هاي کليدي در اين بين وجود دارد يعني زوج هاي جوان بايد بدانند هدفشان از زندگي چيست، صداقت داشته باشند، مسئوليت پذير بوده، گذشت داشته باشند و براي باهم بودن وقت بگذارند.

    آيا برنامه مناسبي براي تحکيم خانواده در کشور اجرا مي شود؟
کارهايي انجام مي شود، اما منسجم و جامع نيست؛ چون خدماتي که در اين حوزه ارائه مي شود بايد با اولويت برنامه هاي پيشگيري باشد.

    براي کاربردي تر شدن اين برنامه ها چه بايد کرد؟
اين برنامه ها بايد از فراگيري، کفايت و استمرار برخوردار باشند. متاسفانه ما در حوزه اجتماعي برنامه اي نداريم، چون بايد سواد اجتماعي را بالاببريم. در واقع شايد افراد از سطح تحصيلات بالايي برخوردار باشند، اما سواد اجتماعي ندارند.

    سطح سواد اجتماعي افراد چگونه ارتقا پيدا مي کند؟
در کنار اصلاح نظام آموزشي کشور بايد خانواده ها از کودکي مهارت هاي اجتماعي را به فرزندانشان بياموزند.

    با اين شرايط آينده را چگونه مي بينيد؟
کانون خانواده اکنون محور آسيب هاي اجتماعي است و بايد توجه داشت آسيب ها در خانواده مزمن مي شود، چون وقتي خانواده درگير اين مسائل شود، مي کوشد آنها را پنهان کند. به همين خاطر بايد چاره اي بينديشيم تا گرفتار اين مسائل نشويم.

پشت نوبتی‌های بهزیستی منتظر بمانند

چشم خیلی‌ها به حمایت‌ها و خدماتی است که سازمان بهزیستی ارائه می‌دهد، از معلولان و زنان سرپرست خانوار بگیرید تا آنها که گرفتار معضلاتی مانند اعتیاد و طلاق شده‌اند؛ اما در این بین برخی کارشناسان معتقدند سازمان بهزیستی آن طور که باید در حمایت و ارائه خدمات به جامعه هدفش موفق نبوده است. این مساله و دغدغه‌های دیگری را که در این حوزه وجود دارد، با انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در میان گذاشتیم.او در این گفت‌وگو با تاکید بر این که سازمان تحت مدیریتش یکی از تخصصی و علمی‌ترین سازمان‌ها در زمینه مداخله در آسیب‌های اجتماعی و جسمی است از عملکرد سازمانش دفاع کرد، برخی کم و کاستی‌های بهزیستی را پذیرفت و از پیش‌بینی‌اش نیز در خصوص آینده روند آسیب‌های اجتماعی در کشور گفت.

سازمان شما خدمات متنوعی به گروه‌های آسیب‌دیده جامعه ارائه می‌کند. به نظرتان چرا این همه مسئولیت به بهزیستی سپرده شده است ؟

سازمان بهزیستی به شکل قانونی متعهد شده به دو گروه عمده جامعه، یعنی افرادی که دچار آسیب‌های اجتماعی شده‌اند و گروهی که دچار آسیب‌های جسمی شده‌اند خدمات بدهد. برای این دو گروه فقط خدمات حمایتی مد نظر نیست، زیرا آنها به خدمات تخصصی و کارشناسی هم نیاز دارند، به همین سبب‌ رسیدگی به این افراد به بهزیستی محول شده است.

پس چرا حمایت‌های دولت از بهزیستی ‌با وظایف زیادی که این سازمان به عهده دارد تناسب ندارد؟

آسیب‌های اجتماعی و جسمی ماهیت پیچیده‌ای دارد و تقریبا رسیدگی به آن کار یک دستگاه‌ یا سازمان خاص نیست. بنابراین لازم است بسیاری از دستگاه‌ها و نهادهای دیگر در این زمینه مشارکت کنند؛ برای نمونه شهرداری یک نهاد اجتماعی است در قانون تشکیل شهرداری‌ها نیز یکی از وظایفی که به آنها محول شده رسیدگی و ساماندهی مسائل سلامت اجتماعی شهروندان است.

شما از بودجه‌ای که به سازمان اختصاص می‌یابد راضی هستید؟

غیر از مستمری مددجویان، بقیه اقلام بودجه‌ای به فراخور منابع مالی دولت مناسب است.

امسال بودجه شما چقدر رشد داشت؟

11 درصد رشد داشت و بین دستگاه‌های مختلف، بودجه بهزیستی رشد بدی نداشت.

این رشد چقدر با شرایط مطلوب شما فاصله دارد؟

برای پرداختن به مسائل مستمری بگیران در بودجه 94 کمیته امداد حضرت امام(ره) 2000میلیارد تومان و سازمان بهزیستی هزار میلیارد تومان اعتبار پیش‌بینی شده است. چانچه این منابع در اختیار قرار بگیرد و برای توانمند شدن و اشتغال مستمری بگیران هزینه شود، اقدام اثر بخشی صورت خواهد گرفت.

به نقش شهرداری‌ها در مسائل اجتماعی اشاره کردید، اما شهرداری ادعا می‌کند وظیفه سازمان بهزیستی را در‌خصوص‌ جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها انجام می‌دهد. این ادعا درست است؟

جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها وظیفه بهزیستی و شهرداری نیست، اما در تفکیک وظایف که عزیزان شهرداری از آن مطلع هستند، تامین مکان، محل و فضای فیزیکی به‌عهده شهرداری‌هاست و ارائه خدمات تخصصی، حمایتی، حرفه آموزی و اجتماع‌پذیری این افراد به عهده بهزیستی گذاشته شده و اکنون این کار با محوریت استاندار تهران انجام می‌شود‌. در خصوص معتادان، کودکان کار و کودکان خیابان نیز این تعامل دنبال می‌شود.

همکاری شما با ستاد مبارزه با مواد مخدر چگونه پیش می‌رود؟

با ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز هماهنگ هستیم. برای نمونه ما به کمپ‌های نگهداری افرادی که دچار معضل اعتیاد هستند و خودشان داوطلبانه متقاضی ترک اعتیاد شده‌اند نظارت می‌کنیم‌. اما مراکز نگهداری افراد معتادی که داوطلب درمان نیستند و ممکن است علاوه بر اعتیاد به بیماری‌هایی نظیر ایدز نیز مبتلا باشند، براساس قانون به عهده وزارت بهداشت ‌است.

به نظر می‌رسد مشکلی که در این مورد وجود دارد نحوه ارائه مجوز به کمپ‌های ترک اعتیاد است، چون حوادث نگران‌کننده زیادی در این خصوص اتفاق افتاده است.

براساس بررسی‌های ما نیز مشخص شده مراکز ترک اعتیادی که از سازمان بهزیستی مجوز می‌گرفتند ‌با استاندارد‌های روز دنیا اختلاف اساسی دارند به همین سبب با کمک مدیران مراکز، کارشناسان علم مبارزه با اعتیاد و کارشناسان بهزیستی ضوابط مناسبی برای راه‌اندازی ‌کمپ در نظر گرفته شده است.

این ضوابط چه زمانی اعمال می‌شود؟

دستور‌العمل آن آماده و جزئیات کادر درمان و فضای مناسب کمپ‌ها نیز تهیه شده است‌. این ضوابط قبل از آغاز سال جدید اعلام خواهد شد تا کمپ‌های ترک اعتیاد حداقل‌ها را از لحاظ نیروی انسانی، فضای فیزیکی یا پروتکل‌های درمانی داشته باشند.

برای نظارت بر این مراکز چه برنامه‌ای دارید؟

مهم‌ترین نکته بخش نظارت است، زیرا نباید این مراکز را به حال خود رها کرد. ارزیابی‌ها انجام شده و مراکزی سال آینده می‌توانند به کار ادامه دهند که ترخیص‌های موفقی داشته باشند.

چرا توسعه مراکزی مانند صدای مشاور و اورژانس اجتماعی بهزیستی به کندی پیش می‌رود؟ برخی کارشناسان می‌گویند در تهران برای سامانه 123 تبلیغ نمی‌شود، چون ترس از این وجود دارد که نتوانند پاسخگوی نیاز تمام متقاضیان باشند.

زمینه توسعه این مراکز در تمام نقاط کشور فراهم نشده است. در 180 شهرستان اورژانس‌های اجتماعی شکل گرفته، ولی در 80 شهر دیگر نتوانسته‌ایم چنین مراکزی تاسیس کنیم. سال آینده در نظر داریم برای تامین خودروها به‌ویژه در اورژانس اجتماعی اعتبار در نظر بگیریم؛ علاوه بر این تلاش می‌شود در تمام شهرهای کشور چنین مراکزی ایجاد شود.

انتقاد دیگری که بر بهزیستی وارد است این است که شما آمار دقیقی از جامعه تحت پوشش خود ندارید. برای نمونه بر اساس آخرین سرشماری حدود یک میلیون و 200 هزار معلول تحت پوشش شماست، اما براساس آمارهای جهانی این آمار باید چند برابر باشد.

براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی بین 10 تا 12 درصد افراد جامعه دچار معلولیت هستند، اما تعریف آنها از معلولیت متفاوت است. برای نمونه شاید شخصی که شش دندان نداشته باشد یا نمره عینکش بالای شش باشد معلول خوانده شود، اما براساس تعریف ما شخصی معلول است که نتواند خدمات تخصصی و توانبخشی را به شکل خصوصی دریافت کند.

بنابراین به نظر شما معلول فقط چنین شخصی است؟

نه، تعریف معلول با تعریف سازمان بهداشت جهانی درست است، اما خیلی‌ها خودشان توانایی گرفتن خدمات را دارند و در سامانه ما ثبت نام نمی‌کنند، گرچه می‌دانند دچار معلولیت هستند. بنابراین همیشه در هر جامعه‌ای 2 تا 3 درصد افراد جامعه هستند که نیازمند دریافت خدمات تخصصی و حرفه‌ای هستند. باید به این افراد پرداخت. افزون بر این در سامانه سازمان بهزیستی استان به استان تعداد افراد معلول و پشت نوبتی ثبت شده است.

اما ایراد دیگری که می‌توان از شما گرفت این است که برآورد شما از تعداد معلولان براساس سرشماری سال 90 است و توسط افرادی به دست آمده که هیچ تخصصی دراین زمینه ندارند.

این‌طور نیست، چون بهزیستی نیز آمار رجوع معلولان به مراکز خود را دارد؛ درواقع ما با آماری که براساس سرشماری تهیه شده کاری نداریم، چون بهزیستی افراد معلول را به کادر پزشکی معرفی می‌کند و به این شکل شدت و نوع معلولیت آنها مشخص می‌شود.

براساس این اطلاعات شما به چند معلول خدمات ارائه می‌دهید؟

حدود یک میلیون و 200 هزار نفر.

براساس بررسی‌ها تعداد معلولانی که در انتظار دریافت خدمات از سوی شما هستند چند نفر است؟

250 هزار نفر دیگر پشت نوبت هستند.

این آمار تمام خانواده‌ها و معلولان را شامل می‌شود؟

علاوه بر این 250 هزار نفر معلول حدود 60 هزار نفر نیز پشت نوبت دریافت مستمری هستند.

برنامه شما برای این 310 هزار نفر چیست،فکر می‌کنید این افراد چه زمانی می‌توانند از خدمات شما استفاده کنند؟

واقعا نمی‌دانم، پیشنهاد ما این بود که در طول برنامه ششم هر سال 50 هزار نفر به ظرفیت ما اضافه شود،چون60 هزار نفر مستمری بگیر را می‌توانیم با توانمند کردن اشخاص جایگزین کنیم، اما افراد معلول را نمی‌توانیم.

هر سال چند درصد از خانواده‌های تحت پوشش بهزیستی توانمند شده و از زیر چتر حمایت این سازمان خارج می‌شوند؟

براساس قانون باید سالی 10درصد توانمند شده و از زیر چتر حمایت بهزیستی خارج شوند.

این قانون اجرا می‌شود؟

ما 180 هزار خانواده تحت حمایت داریم و براساس قانون هر سال 10 درصد از آنها از حمایت ما خارج می‌شوند و سالی حدود 18 هزار نفر نیز جایگزین می‌شوند اما معلولان یعنی افراد نابینا یا بیماران روانی مزمن را نمی‌توان جایگزین کرد.

سازمان بهزیستی با دیگر دستگاه‌ها مانند کمیته امداد موازی کاری دارد؟

کار سازمان ما تخصصی است و وظیفه مشاوره و مددکاری را بر عهده دارد که بر کارهای دیگرش مانند فعالیت‌های حمایتی می‌چربد. به همین دلیل تداخل وظیفه‌ای با سازمان‌های دیگر نداریم و ادعا می‌کنیم تخصصی‌ترین، عملی‌ترین و کارشناسی‌ترین سازمانی که در بحث آسیب‌های اجتماعی و جسمی مداخله می‌کند، سازمان بهزیستی است.

با توجه به این که هدایت چنین سازمانی در اختیار شماست، روند آسیب‌های اجتماعی را در آینده چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آسیب‌های اجتماعی پدیده‌ای جهانی است، ولی معتقدم چون در کشورمان از آموزه‌های الهی، دینی و معنوی برخورداریم باید نسبت به آسیب‌های اجتماعی حساسیت ویژه‌ای داشته باشیم و بتوانیم برنامه‌ریزی لازم را برای تحکیم خانواده فراهم کنیم‌. برای این کار نیز پیشگیری اولویت ماست.

به نظر شما خطری که در آینده جامعه ما را تهدید خواهد کرد چیست؟

خطر وجود دارد، باید نگرانی داشته باشیم.

نسبت به چه باید نگران باشیم؟

پایین آمدن سن اعتیاد، تغییر نوع مواد مخدر مصرفی از سنتی به صنعتی و زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی، چون در شش سال گذشته اعتیاد زنان از 4درصد به 10درصد رسید. اگر نتوانیم این روند رو به رشد را متوقف کنیم، با آسیب‌های بیشتری رو‌به‌رو می شویم.

مواردی که به آنها اشاره کردید اکنون در جامعه قابل مشاهده است. پیش بینی شما از آینده آسیب‌های اجتماعی چیست؟

پیش‌بینی من این است که با تاکید مقام معظم رهبری و توصیه ایشان به سران سه قوه و اهتمامی که رئیس‌جمهور نسبت به مسائل اجتماعی دارند بتوانیم روند رو به رشد آسیب‌ها را متوقف کنیم.

مستمری مددجویان بهزیستی نیز واقعا کم است،آیا برای افزایش آن برنامه‌ای دارید؟

براساس قانون برنامه پنجم میزان مستمری‌ها باید 40درصد حقوق مشخص شده باشد، اما اکنون با آن فاصله زیادی داریم بنابراین باید تلاش کرد قانون اجرا شود

از زماني که دراين سازمان مشغول بکار شده ايد و از مناطق مختلف بازديد کرده ايد چه چيزي بيشتر سبب ناراحتي شما شده است؟

​وقتي کودکي را مي بينم که دچار معلوليتي است که مي شد با مشاوره و يا مداخله ژنتيکي مانع آن شد ناراحت مي شوم به هيمن علت براي برطرف شدن اين مساله تلاش ويژه اي در سازمان بهزيستي دنبال مي شود.

مهدی آیینی

صدقات مردم به خارج نمي رود

رئیس تازه‌نفس کمیته امداد حدود 8 ماه است سکان هدایت بزرگ‌ترین خیریه کشور را در دست گرفته، به همین علت چشم خیلی‌ها به عملکرد او دوخته شده است؛ از حدود چهار میلیون نفری که زیر چتر کمیته امداد قرار دارند تا آنها که فقر زندگی‌شان را تا لبه پرتگاه تباهی سوق داده و در انتظار کمک این نهاد هستند. این در حالی است که برخی نیکوکاران و شهروندان نیز مدتی است نسبت به عملکرد شفاف کمیته امداد دچار شک و تردید شده‌اند و در انتظار پاسخ‌های قاطعی هستند تا خاطرشان جمع شود. همه این مسائل را با سیدپرویز فتاح در میان گذاشتیم و ماحصل آن گفت‌وگویی شد که در ادامه می‌خوانید.

از وقتی در کمیته امداد مشغول به کار شده‌اید بیشتر صدقه می‌دهید؟

نسبت به قبل فرقی نکرده، چون از قبل صندوق خانگی کمیته امداد داشتم و حامی چند کودک یتیم نیز هستم.

هر روز صدقه می‌دهید؟

بیشتر روزها. نمی‌توانم بگویم هر روز‌ چون بعضی روزها در مسافرت هستم.

به نظر شما درست است که مردم مانند گذشته به کمیته امداد کمک نمی‌کنند؟

منظور شما دوره‌ای است که من مشغول به کار شده‌ام؟

نه به شکلی کلی، چون شما حدود 8 ماه است مشغول به کار شده‌اید.

از قبل روند کار کمیته امداد را دنبال نمی‌کردم، بنابراین نمی‌توانم قضاوت کنم، اما آمار نشان می‌دهد درآمد کمیته امداد و تعداد حامی‌ها روندی صعودی دارد.

منتقدان می‌گویند با توجه به رشد تورم، مقدار رشد صدقات قابل توجه نیست.

این مساله به کمیته امداد برنمی‌گردد‌ بلکه به وضع اقتصاد کشور ربط پیدا می‌کند‌ به عنوان مثال خانواده‌ای را در نظر بگیرید که قبلا حامی بوده، اما تورم مانع کمک بیشتر چنین خانواده‌هایی به کمیته امداد می‌شود. در چند سال گذشته تورم زندگی خانوارهای متوسط و رو به پایین را تحت تاثیر قرار داده و سبب شده آنها دچار مشکل شوند.

پس باور مردم درباره فعالیت‌های کمیته امداد تغییر نکرده است؟

به نظرم خیلی فرق زیادی نکرده، اما این که بگوییم همه مردم کمک‌هایشان را به کمیته امداد می‌کرده‌اند، هیچ وقت به این شکل نبوده است. این همه خیریه در کشور وجود دارد. ما باید اجازه بدهیم مردم به هر طریقی که راحت‌تر هستند کمک کنند.

به تعداد زیاد مراکز خیریه اشاره کردید، نگاه کمیته امداد به فعالیت این مراکز چگونه است؟

خیریه‌ها دو دسته‌اند. آنها که مجوز دارند و آن دسته که ندارند. خیریه‌های مجاز رقیب و مزاحم ما نیستند.

یکی از انتقادات به کمیته امداد این است که فرد متقاضی برای دریافت کمک‌ زمان زیادی معطل می‌شود.

اگر شخص کمک موردی بخواهد زمان زیادی وقت نمی‌برد، اما اگر بخواهد تحت پوشش قرار بگیرد، زمانبر است، چون به تحقیق نیاز دارد.

کامل شدن این تحقیقات به شکل میانگین چقدر زمان می‌برد؟

بستگی به محل زندگی و شرایط و تعداد اعضای خانوده متقاضی دارد؛ برای نمونه وقتی مشخص می‌شود سرپرست خانواده فوت کرده یا بحث بیماری صعب‌العلاج مطرح است، به تحقیقات خاصی نیاز نداریم. در موارد غیراورژانسی هم باید تحقیق صورت گیرد، چون دامنه تحت پوشش قرار گرفتن خانواده‌ها متفاوت است.

توانمند شدن مددجو‌ها و این مثال معروف که به جای ماهی دادن باید به نیازمندان ماهیگیری یاد داد چقدر در اولویت برنامه‌های شما قرار دارد؟

این نکته در صدر برنامه‌های ما قرار دارد. به نظر ما اساسا خانواده‌ها ناتوان نیستند، بنابراین وظیفه داریم توانایی آنها را بشناسیم نه ناتوانی آنها را.

در این مدت چقدر شغل ایجاد کرده‌اید؟

نمی‌توان گفت، چون شغل ایجاد کردن راحت نیست. از طرفی کمیته امداد با هدف اشتغالزایی ایجاد نشده است. اگر در کشورمان اقتصاد رونق بگیرد، نیازی به مداخله کمیته امداد نیست. اگر ما در این حوزه وارد شده‌ایم به نظر می‌رسد از روی ناچاری است تا بتوانیم بارمان را کم کنیم، چون اگر این کار را انجام ندهیم از ما سوال خواهد شد چرا این‌قدر فرد تحت پوشش داریم، در حالی که می‌خواهیم از تعداد افراد تحت پوشش خود کم کنیم.

در کشور چند نفر تحت پوشش کمیته امداد هستند؟

حدود یک میلیون و 800 هزار خانواده که نزدیک به چهار میلیون نفر می‌شوند.

بخشی از انتقادات موجود به کمیته امداد به فعالیت‌های این نهاد در خارج از کشور برمی‌گردد، چون برخی می‌گویند کمک‌های آنها در خارج از کشور هزینه می‌شود.

مدل کمیته امداد در کشور ما مدلی استثنایی و بی‌بدیل است که می‌تواند در خیلی از کشورها شکل بگیرد. کشورهای دیگر خیریه دارند، اما هیچ کدام به پای کارایی کمیته امداد نمی‌رسد. کشورهای اطراف نیز دوست دارند از مدل کمیته امداد استفاده کنند. صندوق‌های ما در عراق، سوریه، لبنان و افغانستان وجود دارد، اما روی این صندوق‌ها نوشته کمیته امداد امام خمینی عراق، سوریه، لبنان یا افغانستان. در واقع صندوق‌هایی در این کشور نصب است که ایرانی‌ها درون آن پول نمی‌ریزند؛ یعنی ما فقط مدل کمیته امداد را در این کشورها تسری داده‌ایم، اما در برخی مناسبت‌ها مانند روز قدس یا ماجرای یمن که پیش آمد، همکاران ما بنا به درخواست مراجع رسمی کشور صندوق گذاشته و روی آن نوشتند برای کمک به مردم غزه یا یمن.

در واقع سوال این است که آیا صدقه ایرانی‌ها در این کشورها هزینه می‌شود یا نه؟

واقعا صدقات ایرانیان به خارج منتقل نمی‌شود، چون مجاز نیستیم و اصلا به این کار نیازی نیست. در واقع عددی نیست که بخواهیم آن را منتقل کنیم، چون با کمک‌های کلانی که نظام ما در سطح بین‌المللی می‌کند، قابل مقایسه نیست. علاوه بر این خوشبختانه ما مسائل مالی را به شکلی تنظیم کرده‌ایم که حقوق کارمندان کمیته امداد نیز از محلی غیر از کمک‌های مردمی پرداخت می‌شود.

چرا با وجود خیریه‌های زیاد نتواسته‌ایم مشکل فقر را در کشور ساماندهی کنیم؟

خیریه‌ها نمی‌توانند جای دولت را بگیرند. ظرفیت ما با دولت‌ها قابل مقایسه نیست. اگر فعالیت مراکز خیریه نبود حتما وضع کشور متفاوت بود. تورم سنوات گذشته و اثرات تحریم و سوءمدیریت‌ها دست به دست هم داده تا تولید تصاعدی فقر را شاهد باشیم. این نسلی که اکنون تحت پوشش کمیته امداد است، چندمین نسل محسوب می‌شود؛ بنابراین امداد به وظیفه خود عمل کرده، اما فقر در کشور تولید می‌شود و باید به ریشه‌های آن پرداخت.

هر ایرانــی در سال چقدر صدقه می‌دهد؟

پولی که فقط از صندوق صدقات در تمام کشور جمع می‌شود حدود 300 میلیارد تومان در سال است، اما صدقه فقط پولی نیست که در صندوق‌ها جمع می‌شود، زیرا زکات و فعالیت‌های خیرخواهانه‌ای مانند حامی ایتام شدن را نیز باید حساب کرد. سال گذشته 400 میلیارد تومان نیز زکات جمع‌آوری شد.

با توجه به حمایت مناسب نیکوکاران آیا به نظرتان مستمری مددجوها کم نیست؟

مستمری را باید تعریف و بعد درباره کم یا زیاد بودن آن صحبت کنیم. بحث ما این است که نیاز خانواده‌ها باید احصا شود که ابعاد مختلفی دارد. یک خانواده نیاز اولش مسکن است، اما خانواده دیگر بیمار صعب‌العلاج دارد یا سرپرست ازکارافتاده، بنابراین هزینه زیادی برای آنها می‌شود که جزو مستمری به حساب نمی‌آید یا هزینه درمان، بیمه و تحصیل آنها نیز باید در نظر گرفته شود. این در حالی است که بهتر است ما به جای پول نقد به خانواده‌ها خدمات ارائه کنیم.

بنابراین امکان دارد در آینده مستمری مددجوها را قطع کنید؟

نمی‌توان مستمری را قطع کرد، زیرا عده‌ای به آن واقعا نیاز دارند. در واقع خانواده‌ها وضع متفاوتی دارند، اما تمرکز ما روی ارائه خدمات است.

به نظر شما فقر در جامعه چه تغییراتی داشته است؟

شکل فقر در حال دگرگون شدن است. فقری که در ذهن ماست فقر مطلق است و چون دولت می‌گوید به همه یارانه می‌دهد می‌توان گفت فقر مطلق در کشورمان وجود ندارد یا خیلی کم است. این در حالی است که بسیاری از مردم دیگر به آب و برق و گاز نیز دسترسی دارند. اکنون چهره فقر از جنبه‌های مختلف تغییر یافته است؛ برای نمونه تعداد زنان سرپرست خانوار زیاد شده است. در واقع فراگیر نبودن بیمه تامین اجتماعی مساله مشکل‌ساز است. علاوه‌بر این، کمیته امداد و خیریه‌ها نمی‌توانند ملاکشان فقط ساختار اقتصادی و ناکارآمد باشد.

یکــی از اقدامات قابل توجه شما در ابتدای کار، اعلام فروش ساختمان سوهانک کمیته امداد و انتقال به جای دیگر با هدف صرفه‌جویی بود. این موضوع به کجا رسید؟

ما جای مناسبی خریده‌ایم و حتما از این ساختمان می‌رویم، بنابراین اگر این ساختمان به فروش نرود هم اینجا را تخلیه می‌کنیم. امیدواریم این ساختمان را به قیمت مناسبی بفروشیم.

دوسـت دارید پس از پایــــان ماموریت‌تان مددجو‌های کمیته امداد شما را چگونه یاد کنند؟

دعایم کنند، چون دعا حد رضایت است.

مهدی‌آیینی‌

غفلت از خانواده، غفلت از جامعه است

 حبيب الله مسعودي فريدسبک زندگي خانواده ها دستخوش تغيير شده، تغييري که در نهايت به نفع اعضاي خانواده و جامعه اي که آنها در آن زندگي مي کنند نيست، برخي کارشناسان اين تغيير را اجتناب ناپذير دانسته و آن را ناشي از دوره گذار مي دانند، اما عده اي نيز بر اين باورند که نبايد دست روي دست گذاشت و شاهد آسيب ديدن خانواده ها بود. براي اين که بيشتر به اين موضوع بپردازيم، سراغ حبيب الله مسعودي فريد، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي کشور رفتيم، او در اين گفت وگو عمده دلايل آسيب ديدن خانواده ها را نپرداختن نظام آموزشي کشور به موضوع آموزش مهارت هاي اجتماعي و غفلت دستگاه هاي برنامه ريز و سياستگذار در حوزه اجتماعي عنوان مي کند.

به عنوان معاون امور اجتماعي بهزيستي جديترين تغيير در خانواده هاي ايراني را چه مي دانيد؟
بايد خانواده را در زمينه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بررسي کرد، چون دهه هاي گذشته خانواده ها گسترده و هسته اي بودند يعني پدربزرگ و مادربزرگ نقش پررنگ تري در زندگي داشتند و بچه ها در فاميل هم سن و سال هاي زيادي داشتند به اين ترتيب حمايت هاي بيشتري از خانواده مي شد، اما اکنون کمتر بچه اي را مي توان پيدا کرد که عمو، عمه، خاله و دايي داشته باشد. بنابراين از تعداد خانواده هاي گسترده کاسته شده است.

دليل اين تغيير در خانواده ها چه بوده؟
در اين بين جستجو براي يافتن شغل و مهاجرت به کلانشهرها تاثيرگذار است، چون در کلانشهرها ديگر پدر بزرگ و مادربزرگ ها نمي توانند به خوبي از خانواده خود حمايت کنند، تغيير الگوي مصرف را نيز نبايد ناديده گرفت، زيرا خانه ها کوچک شده و ديگر جاي زيادي در اختيار اعضاي خانواده نيست، در واقع مسائل اقتصادي، خانواده ها را دچار مشکل مي کند.

بنابراين خانواده ها ديگر مانند گذشته کارکرد ندارند؟
جامعه شناسان بر اين باروند که خانواده بسياري از کارکرد هاي خود را از دست داده است، اما هنوز همه جاي دنيا مي گويند خانواده رکن اصلي جامعه است و مي توان گفت برخلاف گذشته که بحث هاي فردگرايي مطرح بود، اکنون نهضت خانواده گرايي ايجاد شده،زيرا خانواده مي تواند مهارت هاي زيادي به کودکان بياموزد و مانند يک تيغ دولبه عمل کند، زيرا اگر بسامان باشد موجب ارتقاي جامعه مي شود و اگر بسامان نباشد، مي تواند زمينه را براي آسيب هايي مانند کودک آزاري، همسرآزاري و فرار از خانه فراهم کند.

براي بهبود وضع خانواده ها چه بايد کرد؟
بايد خود خانواده ها آگاه شوند که چه نقش مهمي در پيشرفت جامعه دارند، علاوه بر اين سيستم هاي مختلف دولتي، برنامه ريز و سياستگذار نيز بايد حمايت از خانواده را در اولويت برنامه هاي خود قرار دهند.

اما به نظر مي رسد خانواده ها در ابتدايي ترين نقش خود که تربيت کودکان است، موفق نيستند؟
يکي از مشکلات ما در خانواده ها و سيستم آموزشي کشور اين است که اين نهادها نمي توانند کودکان را جامعه پذير کرده يعني براي زندگي آينده آماده کنند، زيرا رشد و تکامل در سال هاي اوليه کودکي بسيار مهم است؛ بيشترين رشد مغزي در 4 تا 5 سالگي رخ مي دهد و خيلي از کارشناسان معتقدند شخصيت فرد نيز در اين سال ها شکل مي گيرد. در واقع خانواده ها حتي نمي دانند با تغييرات فيزيولوژي بچه هاي خود چگونه رفتار کنند. مدتي پيش مطالعه اي روي 2000 دانش آموز در پنج منطقه تهران شد که براساس آن نوجوانان بيشترين اطلاعات درباره بلوغ را از هم سن و سالان و کانال هاي غيررسمي به دست مي آورند.

براي تربيت کودکان در اين سنين نيز برنامه شفافي در نظام آموزشي وجود ندارد؟
خيلي از کشورها در اين سنين براي آموزش کودکان سرمايه گذاري مي کنند، براي نمونه در ژاپن آموزش کودکان 3 تا 6 سال اجباري است. البته آنها از روش هاي غيررسمي آموزش مانند بازي و نمايش بهره مي برند، اما در کشورمان فقط 10 درصد کودکان از خدمات مهدهاي کودک بهره مي برند.

تاکنون درباره اثرات نپرداختن به آموزش مهارت هاي اجتماعي در کشور مطالعه اي صورت گرفته؟
تحقيق خاصي صورت نگرفته، ولي براساس مطالعه اي که در بهزيستي روي 75 زوجي که به مراکز مداخله براي کاهش طلاق بهزيستي مراجعه کرده بودند، صورت گرفت، مشخص شد شايع ترين علتي که سبب شده بود اين افراد به سمت طلاق بروند نبود مهارت اجتماعي است. در بعد فردي توجه به سلامت روان افراد مهم است در واقع بايد آموزش مهارت زندگي و توجه به سلامت روان را جدي تر گرفت.

درباره سلامت روان شهروندان تحقيقاتي انجام شده؟
براساس مطالعه اي که سال 90 در اين باره انجام شد 6/23 درصد افراد بالاتر از 15 سال يک اختلال روان شناختي دارند که به مداخله نياز دارد.

اختلالات رواني چه زماني در شخص نمود پيدا مي کند؟
50 درصد اختلالات رواني زير 14 سال و 75 درصد اختلالات نيز زير سن 24 سال شروع مي شود.

بنابراين برنامه هاي سلامت روان بايد در کشورمان توسعه پيدا کند.
در کنار توسعه بايد غربالگري اختلالات روان را از سنين دبستان شروع کرد و براي کودکان پرونده سلامت تشکيل دهيم.

مطالعه اي نيز درباره وضع کودکان داشته ايد؟
نتايج تحقيقي که ما در مهدهاي کودک انجام داديم، حاکي از اين است که 15 تا 18 درصد از بچه ها درجاتي از اضطراب دارند، اما اين مطالعات بايد فراگير شود تا بتوان به موقع مداخله کرد.

به چه نتايج ديگري دست پيدا کرده ايد؟
در بسياري از آسيب هاي اجتماعي عامل خطر، اختلال رواني است يعني اختلال سبب ايجاد آسيب هايي مانند مانند اعتياد مي شود.

به اين ترتيب بايد براي آموزش خانواده ها برنامه جامعي داشت.
چند سال است در بهزيستي آموزش پيش از ازدواج مطرح شده، زيرا مي تواند تا 80 درصد از تعارضات داخل خانواده را کاهش دهد.

برنامه هاي آموزشي شما چه تاثيري در کاهش آمار طلاق داشته است؟
اين کار موقعي تاثيرگذار مي شود که فراگير شود؛ بنابراين نمي توان با پوشش افرادي محدود کاهش آسيب هاي اجتماعي در سطح جامعه را خواست.

براي فراگير شدن چنين آموزش هايي چه بايد کرد؟
با قانونگذاري و افزايش اعتبارات مي توان افراد بيشتري را پوشش داد، البته نياز به اطلاع رساني مناسب نيز هست، زيرا خانواده ها بايد اهميت آموزش هاي پيش از ازدواج را درک کنند، علاوه بر اين، نظام آموزشي کشور نيز بايد هماهنگ عمل کند.

بهزيستي چگونه مي تواند در بهبود آموزش هاي سبک زندگي با نظام آموزشي کشور همکاري کند؟
با آموزش و پرورش ارتباط داريم و کتاب مهارت هاي زندگي که مدتي قبل تدوين کرديم اکنون در برخي مدارس آموزش داده مي شود، بهزيستي از لحاظ فني مي تواند در کنار آموزش و پرورش باشد،چون اکنون فضا آماده شده و نياز است آموزش و پرورش به اين مهم بيشتر بپردازد.

اين اراده و نگاه در مسئولان آموزش و پرورش وجود دارد؟
اين اراده وجود دارد، اما مداوم نيست. در واقع به يک تحول بنيادين در نظام آموزشي کشور نياز داريم، به اين شکل که نکات حفظ محور حذف شود و رويکرد مهارتي و کار جمعي به آن اضافه شود.

بجز خانواده و نظام آموزشي در سطح اجتماعي و اقتصادي چه تغييراتي بايد اتفاق بيفتد؟
بايد سياست حمايت هاي اجتماعي توسعه پيدا کرده و کيفيت خدمات را نيز افزايش داد، همچنين نظام هاي اقتصادي بايد توجه بيشتري به معيشت خانواده کنند و در برنامه هاي اقتصادي توجه بيشتري به دهک هاي پايين جامعه کرد.

در برنامه ششم توسعه چنين موضوعاتي گنجانده شده؟
کارگروه ها در تلاش هستند نکات مناسب دراين برنامه گنجانده شود، اما برنامه هاي در نظر گرفته شده بايد اجرايي شود. براي نمونه در برنامه چهارم قرار شد 40 درصد حداقل حقوق به خانواده زن سرپرست خانوار داده شود، يعني حدود 300 هزار تومان، اما در بهزيستي و کميته امام متوسط پرداخت به اين خانوارها حدود 62 هزار تومان است، بنابراين طبيعي است که خانواده دچار آسيب مي شود.

در مقابله با اعتياد خانواده چقدر سهم دارد؟
دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر در سال 2013 مطالعه اي بين المللي انجام داد که براساس آن استاندارد هاي جهاني پيشگيري از اعتياد مشخص شد براساس نتايج آن آموزش فرزندپروري به والدين بيشترين تاثير را در پيشگيري از اعتياد کودکان و نوجوانان دارد.

کارشناسان درباره کاهش گفت وگوي اعضاي خانواده نيز هشدار مي دهند، اين اتفاق چقدر جدي است؟
مطالعه مشخصي دراين حوزه صورت نگرفته، اما مي توان گفت کيفيت و کميت گفت وگو در خانواده کاهش داشته است. کاهش کميت به خاطر مشکلات اقتصادي است، چون خانواده ها سطح رفاه بيشتري مي خواهند، بنابراين با توجه به گراني و تورم بايد بيشتر کار کنند و از يکديگر دور باشند.

دلايل عمده تماس خانواده ها با اورژانس اجتماعي چيست؟
سال گذشته حدود 600 هزار تماس با سامانه 123 گرفته شد که 150 هزار تماس مرتبط بود. در اين بين 25 درصد درباره مشکلات خانوادگي مانند اعتياد و طلاق بود و حدود 5/8 درصد تماس ها نيز به کودک آزاري ربط داشت، علاوه بر اين حدود 7 درصد تماس ها نيز به همسرآزاري مربوط بود. عمده ترين موارد به اين آسيب ها مربوط مي شود. در شش ماهه اول سال 94 نيز عمده ترين دلايل تماس مانند سال گذشته بود.

جای‌خالی «سلامت اجتماعی» در برنامه ششم

قطار آسیب‌های اجتماعی همچنان درحال حرکت است؛ طلاق، اعتیاد، حاشیه‌نشینی و خشونت هر روز رنگ و بوی جدید‌تری به خود می‌گیرد. در این میان، نهادهای مربوطه نیز موفقیت لازم را ندارند به همین دلیل اگر این مسائل این روزها اندکی از تابو بودن فاصله گرفته‌است، باید آن را به پای مشهود شدن‌شان گذاشت و تاکید کرد تا وقتی به این مسائل توجه نشان ندهیم و دغدغه ما نشود نمی‌توانیم به داشتن جامعه‌ای سالم امیدوار باشیم. در حالی که هنوز برای تدوین برنامه شمدشم توسعه فرصت باقی است، با حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور درباره اهمیت پرداختن به آسیب های اجتماعی در این برنامه به گفت وگو نشسته ایم.

چه اتفاقی افتاده که این روزها سبک زندگی خانواده های ایرانی مورد توجه کارشناسان اجتماعی قرار گرفته است؟

در کشورمان نشانه هایی نسبت به فاصله سبک زندگی کنونی برخی خانواده ها با سبک زندگی مناسب و مورد قبول وجود دارد. از این منظر موضوع مورد بحث و بررسی است.

کدام آسیب نگران کننده تر است؟

موارد زیادی وجود دارد که می توان به آنها اشاره کرد. برای نمونه پرونده های زیاد قضایی در کشورمان نشانه خوبی نیست. براساس گفته های رئیس قوه قضاییه در کشورمان حدود 15 میلیون پرونده قضایی تشکیل شده، اما هند با بیش از یک میلیارد جمعیت حدود یک میلیون و 200 هزار پرونده قضایی دارد.

شرایط خانواده ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

این حوزه نیز نگران کننده است، چون باید نسبت به ورود آسیب های اجتماعی به درون خانواده هشدار داد، زیرا وقتی آسیب وارد خانواده می شود، مزمن شده و حل مشکلات در آینده را نیز مشکل تر خواهد کرد.

این روزها گرایش به کدام آسیب ها بیشتر شده است؟

آسیب هایی که شادی آنی بیشتری دارند؛ گرایش به مواد مخدر صنعتی، مشروبات الکلی و روابط خارج از چارچوب در دنیای واقعی و مجازی وجود دارد که نشان می دهد برای جبران کمبود شادی و نشاط سراغ این موارد می روند.

درباره افزایش زنان سرپرست خانوار نیز مدتی است بیشتر می شنویم.

براساس تحلیل حوزه اجتماعی، در سال 75 کمتر از یک میلیون و200 هزار زن سرپرست خانوار داشتیم و سال 85 این آمار به بیش از یک میلیون و600 هزار نفر رسید و در آخرین سرشماری یعنی سال 90 تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور به دو میلیون و 500 هزار نفر رسید . البته منظور این نیست که زن سرپرست خانوار آسیب دیده اجتماعی است، اما دختران و زنانی که به تنهایی زندگی می کنند در مقایسه با افرادی که تحت حمایت خانواده هستند، آسیب پذیر ترند.

  نگراني در حوزه مواد مخدر نیز  جدي است.

بله، آمار رسمی اعلام شده نشان می دهد دو میلیون و 300 هزار نفر به شکل مستقیم درگیر این مساله هستند که شامل معتادان دائمی و تفننی می شوند، ولی به نظر می رسد ما آمار دقیقی از افراد درگیر در حوزه مواد مخدر نداریم.

دغدغه ها نسبت به فضای مجازی را چقدر جدی می بینید؟

در این حوزه آمار مشخصی نداریم، اما آثار فضای مجازی را بر سلامت اجتماع می توان مشاهده کرد. هرچند فضای مجازی یک فرصت است، اما چون سواد استفاده از آن را نداریم، این فرصت تبدیل به تهدید می شود.

سکونتگاه های غیررسمی را نیز در این میان نمی توان نادیده گرفت.

براساس آمار شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهر، از حدود 97 شهری که بررسی شد، بیش از 950 هزار سکونتگاه غیر رسمی که جمعیتی حدود 10 تا 11 میلیون نفر را در خود جای داده اند، در کشور وجود دارد، اما نمی توان به تمام این افراد برچسب آسیب دیده اجتماعی زد. البته تاثیر محیط را بر گسترش آسیب های اجتماعی نمی توان نادیده گرفت.

آسیب های اجتماعی در حوزه بیماری ای مثل ایدز چقدر جدی است؟

آمار حدود 29 هزار مبتلا را نشان می دهد، اما این را می توان در ضریب حداقلی 4 ضرب کرد، علاوه بر این ما نگران این هستیم که روند ابتلای افراد به این ویروس به سمت روابط جنسی محافظت نشده تغییر مسیر دهد.

 بر چه اساسی این مساله را عنوان می کنید؟

سال های 65 تا 93 حدود 14 درصد به دلیل روابط جنسی محافظت نشده و حدود 68 درصد از طریق سرنگ آلوده مبتلا شدند، اما در افرادی که طی یک سال آخر شناسایی شده اند، سهم روابط جنسی محافظت نشده به 38درصد می رسد، یعنی فقط در یک سال پایانی این آمار حدود 5/2 برابر رشد کرده است. بنابراین باید نگران بود.

با توجه به آسیب هایی که مرور کردیم، سلامت اجتماعی کشور را در آینده چگونه پیش بینی می کنید؟

اینها نشان می دهد به سختی می توان به آنچه برای ایران 1404 در سند چشم انداز درنظر گرفته شده است، رسید .

برخی کارشناسان براین باورند که چنین شرایطی طبیعی است، چون ما در حال طی کردن مسیر توسعه هستیم.

طبیعی قلمداد کردن این پدیده ها یعنی دست روی دست گذاشتن و بدون شک گسترش آسیب های اجتماعی پیام مشخص دارد و آن چیزی جز تهدید امنیت اجتماعی و روانی کشور نیست. ما دراین حوزه زیاد کار کرده ایم، اما موفق نبوده ایم. در غیر این صورت شرایط کنونی آسیب های اجتماعی در کشور این گونه نبود.

برنامه های اجرا شده در حوزه آسیب های اجتماعی را چطور ارزیابی می کنید؟

این برنامه ها فراگیر و جامع نبوده و از کفایت، پایداری و استمرار نیز برخوردار نبوده اند. در واقع به موقع، تخصصی و در دسترس بودن، سه مولفه مداخلات مناسب است که برای کمک به آسیب دیدگان اجتماعی باید در نظر داشت، اما مداخلات انجام شده این ویژگی ها را ندارد.

شما جدی ترین مشکل را در حوزه مقابله با آسیب های اجتماعی چه می دانید؟

مشکل اصلی ما این است که سیاست اجتماعی مشخصی در حوزه آسیب های اجتماعی نداریم، زیرا یک روز برای ایجاد گشت ارشاد تصمیم می گیریم و روز دیگر بر لزوم ایجاد اورژانس اجتماعی پافشاری می کنیم . به همین دلیل بالاخره نمی دانیم برخورد ما با حوزه آسیب های اجتماعی در کشور باید چگونه باشد. درواقع نقشه راه تعریف شده نیست. دو برنامه از سند چشم انداز ایران1404 نوشته ایم، به این شکل که فصل هشت برنامه چهارم توسعه مربوط به حوزه اجتماعی و ماده 97 آن به طور خاص در حوزه آسیب های اجتماعی بود، اما وقت اجرا دچار مشکل شد.

برنامه پنجم چه؟

در این برنامه در حوزه اجتماعی، تمهیدات لازم برای آسیب های اجتماعی مورد توجه قرار نگرفته بود.

سیاست های ابلاغی برنامه ششم را چگونه دیدید؟

ابتدا که پیش نویس برنامه آماده شد، وضع اجتماعی آن مناسب بود ، اما در نهایت زمانی که ابلاغ شد، تقریبا یکی از ضعیف ترین بخش های سیاست های ابلاغی بخش اجتماعی است.

شاید مخالفان نظر شما بگویند اسناد و قوانین دیگری در حوزه اجتماعی وجود دارد که با استفاده از آن می توان به مسائل اجتماعی پرداخت.

خوشبین هستیم که این اتفاق بیفتد، اما انتظار داریم در برنامه ششم نسبت به آسیب های اجتماعی دست کم نگاه امنیتی، سیاسی و قضایی نداشته باشیم، چون ما بارها و بارها بگیر و ببند را در حوزه آسیب دیدگان تجربه کرده ایم، اما شرایط بهتر نشده است. این گواهی است بر این مهم که مدیریت هوشمندی درحوزه اجتماعی نداریم.

به نظرتان دلیل اصلی این که دولت ها به حوزه آسیب های اجتماعی نمی پردازند، چیست؟

حوزه آسیب های اجتماعی به قول معروف قشنگ نیست، دولت ها همیشه سعی کرده اند از پرداختن به آن فرار کنند. در این میان اگر برخی به این مساله بپردازند جناح مقابل عمل آنها را به عنوان حربه ای برای مبارزه به کار می گیرد.

با توجه به شرایط اجتماعی کشورمان اولویت ها در برنامه ششم باید به چه نحوی در نظر گرفته شود؟

باید در برنامه ششم سرفصلی به نام سلامت اجتماعی داشته باشیم ؛ نکته ای که در برنامه های توسعه ای و بودجه بندی سالانه پیش بینی نمی شود.

در سرفصل سلامت اجتماعی چه نکاتی باید گنجانده شود؟

می توان نگاه های متعددی داشت. برای نمونه باید هر سال وضع اجتماعی کشور را رصد کنیم، در واقع تاکنون شاخص سلامت اجتماعی در کشورمان سنجیده نشده یا روسای جمهور هنگام ارائه گزارش به مسائل اجتماعی نپرداخته اند، بنابراین تا امروز نگاه واقع بینانه نسبت به مسائل اجتماعی نداشته ایم و برنامه ششم می تواند این نکات را در بر بگیرد.

این درحالی است که برنامه ای نیز برای تحلیل وضع اجتماعی کشور باید داشته باشیم. تحلیل وضع اجتماعی به ویژه آسیب های اجتماعی به شکل ملی و در مقایسه با منطقه و جهان مهم است، اما در کنار آن پیشگیری نیز باید در کشور فراگیر شود . علاوه براین باید جایگاه سازمان های مردم نیز دراین حوزه مشخص شود، چون بیشتر آنها در حوزه درمان اعتیاد درگیر هستند و در بخش پیشگیری حضور ندارند. قضا زدایی نیز باید جدی گرفته شود و از منابع اجتماعی دراین خصوص بهره بگیریم .محلات ناکارآمد شهری نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

مهدی آیینی

 

بالا