آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : محيط زيست (برگ 9)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : محيط زيست

اشتراک به خبردهی

خيابان خوابي سفر نيست

هزينه هاي بالاي خدمات گردشگري سبب گران شدن سفر و بروز مشکلاتي مانند خيابان خوابي در کشور شده است

هزینه‌های سرسام‌آور اقامت، حمل و نقل و خورد و خوراک امان گردشگران را بریده، اما گردشگران تنها افرادی نیستند که از اوضاع آشفته صنعت گردشگری کشور آسیب می‌بینند. باید محیط زیست کشور را نیز قربانی دیگر نبود مدیریت در این حوزه دانست، زیرا گردشگران زیادی با هدف سفر ارزان در دل منابع طبیعی کشور اتراق کرده است و خسارت جبران‌ناپذیری به این مناطق وارد می‌کنند. علاوه بر این، گروهی دیگر از گردشگران نیز با برپا کردن چادر در معابر و بوستان ها چهره زشتی به این مناطق داده اند و به مسائل اجتماعی و بهداشتی دامن می زنند؛ تمام این مشکلات دلیلی ندارد جز این که بازار انحصاری سبب شده شرکت های ارائه دهنده خدمات سفر نیازی به رقابت احساس نکنند.

شاید بتوان به گردشگران بسته ای پیشنهاد کرد که با استفاده از آن بتوانند سفر به نسبت ارزانی را تجربه کنند؛ برای نمونه آنها باید در زمان هایی که تعداد گردشگران به حداقل می رسد روانه سفر شوند یا گروهی سفر کرده و با استفاده از چادر هزینه بالای اقامت را از فهرست خود حذف کنند، اما در این میان واقعیتی وجود دارد که نمی توان آن را انکار کرد، زیرا گردشگر در صنعت گردشگری مصرف کننده کالاست به همین دلیل در فضایی که رقابت وجود ندارد برای ارزان کردن سفر از دست او کاری ساخته نیست.

گردشگر حق انتخاب ندارد

در واقع گردشگران در کشورمان ابتدا نگاهی به جیب خود انداخته و با توجه به اندوخته ای که دارند برنامه سفر خود را تنظیم می کنند، بنابراین چنین گردشگری نمی تواند با تحریم کردن شرکت های خدماتی در این حوزه در بازار گردشگری تاثیرگذار باشد. درست است که گردشگر نباید جنس گران بخرد، اما چون در فضای کنونی گردشگران حق انتخاب ندارند نمی توان به تاثیر گذاری آنها امیدوار بود.

به نظر می رسد رفع این مشکل نیاز به فرهنگسازی و پادرمیانی دولت دارد، زیرا چنانچه دستگاه های متولی در این حوزه از گردشگران حمایت نکنند مشکلات آنها حل نشده باقی خواهد ماند. مساله دیگر مغفول ماندن گردشگری است، زیرا تا وقتی درآمدهای دولت وابسته به نفت باشد نسبت به ایجاد درآمد از طریق گردشگری احساس نیاز نمی کند.

مرگ رقابت در حوزه گردشگری

نبود رقابت میان هتلداران و افرادی که مسافرخانه ها را اداره می کنند سبب شده اغلب آنها خدمات گران، اما بدون کیفیتی را به مسافران ارائه کنند، زیرا کم نیستند مسافرانی که همیشه از خدمات ارائه شده در هتل ها و مسافرخانه ها گله دارند.

مشکل اینجاست که تعداد هتل ها و مسافرخانه ها در کشورمان آن قدر نیست که آنها احساس رقابت کنند و بخواهند قیمت های خود را کاهش دهند.

ناصر رضایی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی در این باره به جام جم می گوید: اکنون مشهد تنها شهری است که به نسبت تعداد هتل هایش مناسب است، بنابراین باید اقدامات لازم برای توسعه در این حوزه صورت گیرد.

این در حالی است که در حوزه حمل و نقل نیز چنین شرایطی حاکم است؛ مثلا به دلیل تعداد کم شرکت های هواپیمایی رقابتی میان آنها شکل نمی گیرد و مسافران ناچار ند برای خرید بلیت از شرکت هایی که خدمات نامناسبی ارائه می کنند نیز با محدودیت رو به رو باشند.

درباره خورد وخوراک گردشگران نیز باید تاکید کرد کیفیت مهم است،اما با رقابت می توان هزینه آن را کاهش داد.

سفر توزیع نمی شود

با توزیع مکان های سفر می توان اندکی از هزینه های گردشگری را کاهش داد، اما این کار به فرهنگسازی نیاز دارد، زیرا در همه کشورها قطب های گردشگری وجود دارد، اما چون زیر ساخت های مناسب در دیگر مناطق نیز فراهم شده و تبلیغات مناسب و بازاریابی موفقی در این حوزه صورت گرفته گردشگران انتخاب های محدودی ندارند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری یادآور می شود: غرب و شرق کشورمان جاذبه های خاص خود را دارد،اما برای معرفی آنها به گردشگران تلاشی صورت نگرفته، بنابراین بیشتر گردشگران به سواحل شمالی کشور می روند.

این مساله سبب شده برخی شرکت های ارائه دهنده خدمات دراین مناطق به قول معروف از آب گل آلود ماهی بگیرند و هزینه های غیرمعمولی را از گردشگران طلب کنند.

برای کاهش هزینه های گردشگری به ارائه برنامه هایی تشویقی از سوی دولت نیاز است؛ مانند کاهش مالیات یا ارائه وام های بلندمدت با چنین مشوق هایی و نظارت دقیق افرادی که خدمات گردشگری بهای خدمات خود را کاهش خواهند داد.

رضایی تاکید می کند: بعلاوه در این حوزه باید مانع ایجاد انحصار شد، زیرا شرکت هایی که خدمات گردشگری ارائه می دهند در نبود رقابت، قیمت ها را تعیین می کنند.

این در حالی است که برای ایجاد رقابت با ایجاد فضای جدید ایجاد کرد. افزون بر این به منظور بهبود شرایط باید فضا برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نیز باز شود تا به این شکل ارائه دهندگان خدمات افزایش پیدا کنند.

سیل گردشگر، سیل قیمت ها

مقصد بیشتر گردشگران و زمان سفر آنها اکنون مشخص است، زیرا اغلب آنها در انتظار روزهای تعطیل تقویم هستند تا روانه سواحل شمالی کشور یا اصفهان، یزد و شیراز شوند. این در حالی است که اگر شرایط در مناطقی مانند خراسان جنوبی، خوزستان یا سنندج فراهم شود و آنها به این مناطق سفر کنند می توان در کنار بهره بردن از مزیت چهار فصل بودن کشور، زمینه را برای ایجاد رقابت و توزیع ثروت در حوزه گردشگری نیز مهیا کرد، زیرا به این شکل عرضه و تقاضا متعادل شده و قیمت ها قابل مدیریت شدن می شود.

آرش نورآقایی، رئیس هیات مدیره کانون انجمن های صنفی کارگری راهنمایان گردشگری کشور نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: سیل گردشگر وقتی به منطقه ای هجوم می برد قیمت ها نیز افزایش پیدا می کند، چون در کشورمان بجز مرکز و شمال سایر استان های کشور فراموش شده اند.

دولت می تواند شرایط را بهبود ببخشد. برای نمونه در سایر کشورها وقتی تعداد گردشگران در منطقه ای کاهش پیدا می کند مسئولان با ارائه بسته های تشویقی مانند پارکینگ رایگان یا در نظر گرفتن تخفیف برای موزه، کافه و سینماها گردشگران را تشویق به سفربه این مناطق کرده و از بار گردشگران در قطب های گردشگری کم می کنند.

نورآقایی عنوان می کند: در کشورمان فقط در کیش چنین راهکارهایی مانند جشنواره تابستانی کیش اجرا می شود، اما باید چنین مشوق هایی در تمام استان های کشور عملی شود که نیاز به پشتیبانی دولت دارد.

به گفته وی شهروندان نیز می توانند با استفاده از خدماتی که تورها ارائه می کنند هزینه های سفر خود را کاهش دهند.

خیابان خوابی چاره کار نیست

این روزها در کشورمان به اشتباه سفر ارزان با خیابان خوابی گره خورده است و در بسیاری از شهرهای گردشگر پذیر می توان گردشگران زیادی را دید که با خیابان خوابی چهره نامناسبی خلق کرده اند. هرچند با ایجاد هتل های ارزانقیمت این مشکل برطرف می شود، اما نباید فراموش کرد با راه اندازی کمپ های گردشگری در خارج از شهرها نیز می توان نیاز این عده از گردشگران را پاسخ داد و مانع تخریب محیط زیست و دپوی زباله در جنگل و سواحل شد.

برخلاف کشورمان که تاکنون هیچ کمپ گردشگری در آن ایجاد نشده در بسیاری از کشورهای توسعه یافته برای گردشگرانی که با خودروهای کاروان سفر می کنند یا علاقه به چادر زدن دارند محل هایی در پنج تا ده کیلومتری خارج از شهرهای گردشگرپذیر ایجاد می کنند تا گردشگران بتوانند در این کمپ ها اقامت کرده و از خدماتی که در آنها ارائه می شود بهره ببرند،زیرا گردشگر برای ورود به این کمپ ها باید هزینه ای بپردازد، اما در مقابل از خدماتی مانند استحمام و محل مناسبی برای شست وشوی لباس و پخت و پز استفاده کرده و می تواند مطمئن باشد که امنیت اش تامین می شود.علاوه بر این در این کمپ ها با خدماتی مانند حمل و نقل عمومی یا اجاره دوچرخه شرایط برای بازدید گردشگران از جاذبه های شهرهای مقصد نیز تسهیل می شود.

در واقع به این شکل مشکل این گروه از گردشگران حل شده و مسئولان نیز دیگر دغدغه تخریب محیط زیست و مسائل اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی چادر زدن گردشگران در داخل شهرها را ندارند.

 

دنیای واقعی و مجازی غریبه با محیط‌ زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

گونه‌های جانوری یکی پس از دیگری کشته می‌شوند؛ پوست و پیکر بی‌جان آنها تاکسیدرمی شده و توسط عده‌ای سودجو در دنیای واقعی و مجازی به‌فروش می‌رسد. علاوه بر این تصاویر غرق به خون آنها نیز در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی باز نشر داده می‌شود و عده‌ای شرایط اسفبار آنها را لایک می‌زنند. برای نمونه این روزها صفحه ای به نام «شکارگاه» در اینستاگرام باز شده که حدود 3000 نفر عکس هایی را که در آن به نمایش گذاشته می شود، دنبال می کنند.جالب اینجاست که گرداننده این صفحه هشدار داده ورود اشخاص بی ادب، اطفال، خانم ها و آقایان دل نازک به این صفحه ممنوع است. او از علاقه مندان شکار خواسته از شکار فیلم و عکس تهیه کرده و برای نمایش در صفحه شکارگاه برایش ارسال کنند.

در نتیجه بیشتر عکس هایی نیز که در این صفحه به نمایش گذاشته می شود تصاویر غرق به خون جانورانی مانند کبک، گراز، قوچ، باقرقره و کبوتر یا فیلم هایی از اسارت پلنگ و شکار انواع گونه های جانوری است که عده ای سلاح به دست کنار آنها عکس و فیلم یادگاری گرفته اند.

معضل شکار غیرقانونی در کشورمان تاکنون حل نشده، زیرا دستگاه های مسئول نتوانسته اند این حوزه را بدرستی مدیریت کرده و جایگزین مناسبی برای افرادی که به شکار علاقه دارند، ارائه کنند، در نتیجه محیط زیست و حیات وحش کشور هر روز شرایط بحرانی تری پیدا می کند.

در واقع بین مسئولان و شهروندان کمتر شخصی را می توان یافت که به معانی واقعی دغدغه محیط زیست را داشته باشد، به همین دلیل این روزها همه چیز برای آنها که برای محیط زیست و حیات وحش کشور احترام قائل نیستند در دنیای واقعی و فضای مجازی فراهم است. این درحالی است که دیروز دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران نیز از کشف لاشه پلنگی در مناطق جنگلی محمدآباد کتول خبر داد.

متاسفانه پوست لاشه کنده شده و دست، پا و سر پلنگ نیز قطع شده بود، بنابراین می توان حدس زد که عده ای با انگیزه تاکسیدرمی پلنگ را کشته و بقایای لاشه او را رها کرده اند.

با انتشار گزارش مرگ این پلنگ می توان گفت امسال دست کم خبر مرگ 14پلنگ رسانه ای شده، هرچند علت مرگ این گربه سان مدت هاست مشخص شده و می توان از تصادفات جاده ای و کشتن این گونه توسط دامداران به عنوان علت اصلی مرگ پلنگ یاد کرد، اما حمایت از آنها هنوز اندرخم یک کوچه است، چون برخی هنوز اصرار دارند دوباره این علت ها را کشف کرده و برای آن راهکار ارائه دهند شاید هم تصور می کنند دم زدن از آماده شدن طرح های نجات به عنوان گزارش کار حساب می شود.

غافل از این که شرایط نامناسب محیط زیست تاب چنین رفتارهایی را ندارد. به همین دلیل باید هشدار داد چنانچه برخی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست دغدغه حفظ اندک باقی مانده حیات وحش کشور را دارند، باید فراتر از پشت میز نشینی و کشف دوباره راهکارها عمل کرده و در دنیای واقعی و مجازی حضور پررنگ تری داشته باشند.

مهدی آیینی

زندگي در خزر غرق مي شود

امروز، روز دریای خزر است؛ دریایی که این روزها آلودگی به جای حیات درآن موج می‌زند

 پنج کشور از منابع اقتصادی خزر نفع می‌برند، اما در ازای آن، آلودگی‌هایشان را به این پهنه آبی هدیه می‌دهند؛ فاضلاب‌های شهری، آلودگی‌های نفتی و پساب‌های صنعتی و کشاورزی تنها آلاینده‌هایی نیستند که ایستگاه آخرشان، خزر است.به این موارد باید انواع زباله های شهری و بیمارستانی را نیز اضافه کرد که قدم زدن در ساحل را برای گردشگران مشکل کرده اند، چه برسد به آبتنی. این روزها برای ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، مسائل زیست محیطی این دریا در اولویت قرار ندارد. به همین دلیل هیچ بعید نیست تا چند سال آینده حیات در این پهنه آبی بمیرد و فقط از آن پیکره ای آبی، اما بی جان باقی بماند که کشورها از آن به عنوان محلی برای تخلیه پسماندهایشان استفاده کنند.

نوار ساحلی دریای خزر ـ که در کشورمان حدود 800 کیلومتر طول دارد ـ برای ایرانیان، مناطق خاطره انگیزی است که برای رسیدن به آن، بسیاری حاضرند رنج و تحمل ترافیک سنگین 20 ساعته را تحمل کنند، اما کمتر شخصی پیدا می شود که برای حفظ محیط زیست این منطقه تلاش کند.

گواه این ادعا نیز شرایط اسفبار سواحل کشور است، اغراق نکرده ایم، اگر بگوییم در زباله غرق شده اند. بخش زیادی از این شرایط بغرنج را باید به حساب شهروندانی گذاشت که نخواسته اند شرایط بهبود پیدا کند، زیرا هرچند برخی مسئولان و مدیران در ایجاد این شرایط نقش دارند، اما اگر رفع این مشکل دغدغه اصلی شهروندان بود، آلودگی میکروبی در برخی شناگاه ها از خط قرمز عبور نمی کرد.

سختی نجات خزر

در کشورمان، خزر بیش از همه چیز از ورود فاضلاب های تصفیه نشده خانگی آسیب می بیند، زیرا در میان 5 کشوری که اطراف خزر قرار گرفته اند، ایران بیشترین جمعیت ساحل نشین را دارد؛ جمعیتی که می توان گفت 90 درصد فاضلاب هایشان به شکل خام وارد دریای خزر می شود.

محمدرضا فاطمی، کارشناس اکوبیولوژی آب و دریا و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، درباره راهکار حل این مساله به جام جم می گوید: مبارزه با این مساله تقریبا غیرممکن است، چون بودجه و اراده ای برای رفع آن وجود ندارد. این بی توجهی سبب شده است، بخش عمده منابع زیستی دریای خزر نابود شود. برای نمونه جمعیت گونه هایی مانند ماهی خاویار یا کیلکا بشدت کاهش پیدا کرده است، زیرا تا مدتی قبل آمار صید کیلکا سالانه به حدود 90 هزار تن می رسید، اما اکنون به 10 تا 15 هزار تن رسیده است.

فاضلاب به خزر می رسد

فاطمی با بیان این که یک میلیون سال از جدا شدن دریای خزر از آب های آزاد می گذرد، ادامه می دهد: 40 درصد گونه های جانوری خزر بومی هستند؛ گونه هایی مانند ماهی خاویار، آزاد و کیلکا. جالب اینجاست که از حدود یکصد گونه ماهی دریای خزر، بیشترشان اقتصادی هستند. اما این ذخایر به دلیل صید بی رویه و دخالت های انسانی و از بین رفتن زیستگاه ها آسیب جدی دیده اند و یکی از دلایل اصلی تهدید این گونه ها، ورود فاضلاب به این دریاست.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد یادآور می شود: از سمت ایران، 200 رودخانه وارد این دریا می شود، اما به دلیل سدسازی، آب این رودخانه ها کم شده و بیشتر آنها حاوی فاضلاب های خام خانگی، صنعتی و سموم کشاورزی است. پیش بینی این که در آینده ذخایر زیستی دریای خزر حالت تجاری نداشته باشد کار دشواری نیست، زیرا اگر شرایط بهبود پیدا نکند، بخش عمده آبزیان این پهنه آبی از بین خواهند رفت.

دغدغه خزر را نداریم

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد ادعا می کند، شرایط به قدری بحرانی است که دیگر راهکاری برای نجات خزر نمی توان ارائه کرد. به اعتقاد او سیستم مدیریتی کشور به شکلی است که نمی تواند کار دیگری انجام دهد، زیرا بیشتر مسئولان به اجرای طرح های زود بازده علاقه دارند، نه منافع جامعه در بلندمدت. برای نمونه، می توان به احداث بی رویه سد اشاره کرد که سبب شده آب کمتری از طریق رودخانه ها به دریا برسد. این در حالی است که می توان با صرفه جویی و بازچرخانی آب، دست کم آب مورد نیاز کشور را تامین کرد. علاوه بر این، برداشت بی رویه شن و ماسه از رودخانه ها نیز حیات خزر را تهدید می کند، زیرا رودخانه ها محل تخم ریزی ماهیان هستند، اما برداشت بی رویه شن و ماسه و ساخت و ساز در حریم رودخانه ها سبب نابودی بستر مناسب زندگی آنها شده است.

بودجه هست، اراده نیست

بیشتر مدیران، علت رفع نشدن مشکلات زیست محیطی خزر را نبود بودجه می دانند؛ دلیلی که عضو هیات علمی دانشگاه آزاد آن را رد می کند، زیرا به نظر فاطمی مشکل ما این است که اراده ای برای حل شدن مشکلات وجود ندارد. فاطمی به ایجاد تصفیه فاضلاب شهر رشت اشاره می کند و می افزاید: حدود هشت سال پیش، ایران از بانک جهانی وام گرفت تا برای این شهر تصفیه خانه فاضلاب احداث کند، اما این پول خرج شد و تصفیه خانه ای ایجاد نشد. این اتفاق برای اهواز رقم خورد. بنابراین مشکل ما فقط کمبود اعتبار نیست.

انتقال آب خزر

مصرف بی رویه آب در ایران سبب شده است، منابع آب کافی در کشور وجود نداشته باشد و برخی کارشناسان و مسئولان، راهکارهایی مانند انتقال آب خزر را مطرح کنند.

تعدادی از کارشناسان، این راهکار را مناسب نمی دانند و هشدار می دهند که چنین اتفاقی، سبب آسیب دیدن بیشتر دریای خزر می شود. مشخص است که این اتفاق به عنوان آخرین راهکار باید اجرایی شود، زیرا اگر آب خزر با هزینه بالا شیرین و منتقل شود، اما از طریق شهروندان برای مواردی مانند شست وشوی خودرو به کار گرفته شود، مشکل حل نخواهد شد.

فاطمی در این باره توضیح می دهد: من با انتقال آب خزر با رعایت مسائل زیست محیطی موافقم، زیرا دربرابر افرادی که ادعا می کنند با این کار، ماهیان خزر از بین می روند، باید گفت در این دریاچه دیگر ماهی باقی نمانده و ما همه منابع با ارزش را از دست داده ایم. کار به جایی رسیده که اکنون صیادان به جای ماهیگیری به شغل هایی مانند مسافرکشی روی آورده اند.

برای انتقال آب خزر، پروژه های زیادی روی میز کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست وجود دارد، اما هیچ کدام به مرحله اجرا نرسیده و این طرح ها معایب و مزایایی دارد. بنابراین برای گرفتن تصمیم نهایی، نیاز به مطالعه و تحقیق دقیق است.

همیشه از برنامه عقب هستیم

عملکرد ها در دریای خزر به دو دسته داخلی و بین المللی تقسیم می شود. در بحث های داخلی، سازمان حفاظت محیط زیست براساس وظیفه ای که دارد، باید به اجرای طرح ها و قوانین نظارت کند، زیرا در برنامه چهارم و پنجم توسعه قوانین خوبی برای بهبود شرایط دریای خزر در نظر گرفته شده بود، اما بدرستی اجرا نشدند. برای نمونه، ارتقای سطح کیفی لوله کشی فاضلاب و تصفیه خانه در شهرهای شمالی کشور اجرا نشد یا قرار بود دفن پسماند در سه استان شمالی کشور به صفر برسد، اما این روزها گزارش های زیادی از دفن زباله در مناطق ساحلی و جنگلی منتشر می شود. برنامه های توسعه، بین بخشی است و فقط با همکاری همه جانبه همه سازمان ها به نتیجه می رسد، اما نبود تعامل در میان آنها سبب شده است، همیشه از برنامه های در نظر گرفته شده عقب باشند.

فریبرز جمال زاد، مدیرکل دفتر سواحل و تالاب های ساحلی سازمان حفاظت محیط زیست در گفت وگو با جام جم می افزاید: قوانین برنامه های چهارم و پنجم بخوبی اجرا نشد، اما در برنامه ششم پیش بینی لازم صورت گرفته است.

اهمیت تعامل و بودجه مناسب

حتی اگر در برنامه ششم به مسائل زیست محیطی دریای خزر بخوبی پرداخته شده باشد، نباید به رفع این مشکلات امیدوار بود چون اجرا شدن این قوانین مساله دیگری است که به تعامل بین بخشی و اختصاص یافتن بودجه مناسب نیاز دارد. حذف آلودگی در منابع آبی این روزها هزینه مشخصی دارد. برای نمونه وقتی صحبت از حذف فاضلاب خانگی در دریا می شود، یعنی فسفات ازت را باید از بین برد و مشخص است برای حذف یک کیلوگرم فسفات از منابع آبی چقدر باید هزینه کرد. بنابراین می توان با اختصاص بودجه مناسب، این مشکلات را رفع کرد.

پدیده ای به نام ساحل خواری

در کنار انبوه زباله در سواحل کشور گردشگران با مشکلات دیگری نیز روبه رو هستند به عنوان مثال، این روزها شهروندانی که به شمال کشور می روند، گله دارند که ساخت و ساز بدون برنامه در نوار ساحلی کشور سبب شده، به آسانی نتوان به ساحل دسترسی پیدا کرد. هرچند براساس قانون در فاصله یکصد متر از خط آغاز دریا نباید ساخت و سازی صورت گیرد، اما این مساله هیچ وقت جدی گرفته نمی شود.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، یاد آور می شود: بخش قابل توجهی از ساحل در اختیار ارگان ها و نهاد های دولتی است. بنابراین نمی توان امیدوار بود این مشکل برطرف شود. در کنار ارگان های دولتی بومیان این مناطق نیز به ویلاسازی روی آورده و از این طریق امرار معاش می کنند. متاسفانه شرایط اقتصادی کشور به شکلی است که اگر دولت مانع فعالیت این افراد شود، مشکلات دیگری به وجود میآید.

این در حالی است که دست کم شهرداری ها در مناطق ساحلی می توانند رستوران ها، مغازه ها و دکه ها را مجبور کنند پسماندهایی را که تولید می کنند، جمع آوری کنند، اما برای این راهکار نیز تلاشی صورت نمی گیرد.

سازمان حفاظت محیط زیست، مسائلی را دنبال می کند که می توان از آنها به عنوان ساحل خواری و دریاخواری یاد کرد. بحث استحصال دریا و خارج کردن ساحل از دسترس، از این موارد است.

مدیرکل دفتر سواحل و تالاب های ساحلی سازمان حفاظت محیط زیست دراین باره خاطرنشان می کند: براساس قوانین پیشین،متولی رسیدگی به چنین تخلف هایی وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو و سازمان محیط زیست است، اما چندگانگی قوا کار را بغرنج کرده است.

وی ادامه می دهد: سازمان حفاظت محیط زیست با تمام پروژه هایی که قرار است استحصال (خشک کردن دریا برای تصرف زمین) دریا را به همراه داشته باشد، مخالفت می کند.

کنوانسیونی به نام خزر

سیزدهم آبان 1382، کنوانسیون حفاظت محیط زیست دریایی خزر ـ که به کنوانسیون تهران معروف است ـ به امضای نماینده های پنج کشور ایران، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان و روسیه رسید و بیست و یکم مرداد 1385، لازم الاجرا شد و همه ساله در این روز، به نام دریای خزر در تمام کشورهای عضو، مراسمی برگزار می شود.

به اساس قوانین این کنوانسیون کشورها توافق کردند که برای حفاظت، احیا و نگهداری از منابع زنده دریایی، کاهش و کنترل آلودگی، جلوگیری از ورود، کنترل و از بین بردن گونه های مهاجم، مدیریت مناطق ساحلی، ارزیابی زیست محیطی، پایش، تحقیق و توسعه این پهنه آبی بایکدیگر تعامل داشته و همکاری کنند هرچند نمایندگان عضو این کنوانسیون روی این نکات به توافق رسیده اند، اما به آنها احترام نمی گذارند.

شناگاه های آلوده

در خزر، سواحل آلوده زیادی وجود دارد که چنانچه شهروندان در این مناطق آبتنی کنند، دچار بیماری خواهند شد، بنابراین بهتر است شهروندان هنگام استفاده از این مناطق، نکات بهداشتی را رعایت کنند. کار به جایی رسیده که سازمان حفاظت محیط زیست، مناطق آلوده را مشخص کرده و به وزارت کشور پیشنهاد داده برخی شناگاه ها را تعطیل کند؛ سواحل قوی انزلی، رادیو دریای چالوس و نوکنده گلستان، برخی سواحل آلوده در سه استان شمالی کشور است که شرایط بسیار نامناسبی دارند. بیشتر آلودگی های میکروبی این مناطق به دلیل وارد شدن فاضلاب های خانگی به دریاست.

فتح پایتخت به دست رامکال

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فروش راکون به عنوان حیوان خانگی داستان تلخی است که به آسیب جدی محیط‌زیست و نابودی گونه‌های بومی کشور ختم خواهد شد. مدتی است در استان‌های مختلف کشور این گونه به عنوان حیوان خانگی خرید و فروش می‌شود.راکون​ ​ بومی آمریکای شمالی است اما حدود 24 سال پیش برای اولین بار گزارش‌هایی از ورود آن از جمهوری آذربایجان به شهرهای شمالی کشور منتشر شد. از آن زمان تا کنون هیچ اقدام موثری برای کنترل این گونه در کشورمان انجام نشده به همین دلیل این روزها کار به جایی رسیده که در گوشه و کنار پایتخت افراد سودجو و ناآگاه چوب حراج به محیط زیست کشور زده و سه راکون را حدود یک میلیون تومان می فروشند،چنانچه جمعيت اين گونه در کشور کنترل نشود بعيد نيست که تا چند سال ديگر جمعيت راکون ها از گربه ها و سگ هاي بدون صاحب پايتخت پيشي بگيرد.

خطر ورود گونه های غیر بومی به کشورمان جدی گرفته نشده و به نظر می رسد برخی مسئولان به هزینه و خسارتی که چنین بی توجهی هایی به کشور تحمیل می کند، توجه ندارند. با این که سابقه چنین اتفاقاتی در کشور وجود دارد، اما اراده ای برای جلوگیری از تکرار آنها وجود ندارد.

برای نمونه می توان از رها سازی ماهی آمور(1360) در تالاب هامون نوشت که تعادل تالاب را به هم ریخت وحتی سبب شد نیزارهای این منطقه که افراد بومی برای حصیربافی از آن استفاده می کردند نیز از بین برود.

در واقع ورود گونه غیربومی آمور با اهداف توسعه اقتصادی و افزایش درآمد انجام شد، اما نتیجه ای کاملا معکوس داشت.

مدتی قبل تعدادی راکون با هدف تکثیر و فروش پوست از آمریکای شمالی به جمهوری آذربایجان انتقال داده شد، اما افرادی که دست به این کار زده بودند نتوانستند بخوبی عمل کنند؛ به همین دلیل راکون ها در طبیعت رها و کم کم پایشان به استان گیلان باز شد.

ویژگی هایی مانند توانایی شنا، بالا رفتن از درخت و همه چیز خوار بودن سبب شد آنها خیلی خوب به محیط های جدید سازگاری پیدا کرده و زاد و ولد کنند.

این درحالی است که دیروز دیدبان حقوق حیوانات گزارش هایی از فروش راکون به عنوان حیوان خانگی در تهران و همدان منتشر کرده که با توجه به آن می توان نتیجه گرفت اگر با این مساله جدی برخورد نشود، راکون ها به مشکلی برای محیط زیست کشور تبدیل خواهند شد زیرا بسیاری از شهروندانی که به نگهداری این گونه به عنوان حیوان خانگی اقدام می کنند، دیر یا زود به این نتیجه می رسند که شرایط نگهداری از این گونه را ندارند و در نتیجه آنها را در خیابان رها می کنند.

در شرایطی که دفع غیر اصولی زباله در شهر و روستا های کشور بستر مناسب برای تغذیه و تکثیر آنها را به وجود می آورد، می توان پیش بینی کرد افزایش جمعیت راکون ها گریبان محیط زیست کشور را بگیرد.

به همین دلیل سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان دامپزشکی، شهرداری، پلیس و وزارت بهداشت باید برای برخورد با این مشکل زمان را از دست نداده و با یکدیگر بیش از پیش همکاری کنند.

 

جنگل تاب آزمون و خطا ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آتش سوزي، بهره برداري و آفت و بيماري کمر جنگل هاي کشور را شکسته است، اما با اين حال هنوز مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل ها به توافق نرسيده اند براي حفظ اندک جنگل هاي باقي مانده کشور بايد چه کار کرد. براي نمونه ديروز رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در جريان سفر به گلستان از توقف بهره برداري از جنگل هاي طبيعي تا ده سال آينده خبر داد، اما در همين روز معاون امور جنگل سازمان جنگل ها در اظهار نظري که مهر آن را منتشر کرده، توقف بهره برداري از جنگل ها را جايز ندانسته است.
بنابراين بيراه نگفته ايم اگر بگوييم نبود برنامه اي مشخص براي حفظ جنگل هاي کشور از سوي سازمان هاي مسئول بيش از آتش سوزي، آفت و بيماري به جنگل هاي کشور صدمه مي زند. اين درحالي است که اگر گفته هاي ابتکار را مد نظر قرار دهيم بايد پرسيد توقف بهره برداري قرار است ده سال آينده اتفاق بيفتد يا اين که در آينده اي نزديک بهره برداري از جنگل به مدت ده سال ممنوع خواهد شد. اگر اين تصميم براي ده سال ديگر اتفاق بيفتد حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را پيدا خواهد کرد؛ زيرا تا آن زمان چيزي از جنگل هاي کشور باقي نخواهد ماند. اگر امکان دوم را در نظر بگيريم نيز بايد به مسائل ديگري توجه کنيم در واقع ده سال براي احياي جنگل هاي کشور زمان خيلي کوتاهي است، چراکه به اعتقاد کارشناسان براي اين که جنگل هاي کشور به شرايط پيش از تخريب برگردد، دست کم به يکصد سال زمان نياز است. افزون بر اين آسيب ديدن زيستگاه حيات وحش را نيز بايد در نظر گرفت که با چنين تنفسي جبران نمي شود. اين درحالي است که اکنون بهره برداري از جنگل نيز به شکل منطقه اي اتفاق افتاده و پس از بهره برداري به هر منطقه ده سال تنفس مي دهند.
بنابراين چاره نجات جنگل را بايد در تغيير ديدگاه مسئولان نسبت به جنگل جستجو کرد؛ زيرا تا زماني که آنها جنگل را به چشم ذخيرگاه يا ميراث طبيعي نبينند، براي حفظ آن قدم بر نخواهند داشت. براي نجات جنگل بايد بهره برداري از جنگل هاي شمال متوقف شده و نياز کشور به چوب را از طريق واردات و زراعت چوب تامين کرد، چون اگر بودجه طرح تنفس ده ساله جنگل از سوي دولت تامين نشود، اين طرح آسيب بيشتري به جنگل هاي کشور وارد مي کند. بايد يادآور شد چنانچه بهره برداري از جنگل بدون تامين اعتبار، نيرو و برنامه مشخص اجرايي شود فاجعه بار خواهد بود؛ شغل بسياري از بوميان منطقه با بهره برداري از جنگل گره خورده است يا در جنگل هاي شمال کشور 78 هزار و 390 خانوار زندگي مي کنند، بنابراين بايد هشدار داد اجراي هر گونه طرح غيرکارشناسانه از سوي مسئولان مي تواند حکم تير خلاص را براي جنگل هاي شمال کشور داشته باشد.

مهدي آييني

انسان و حیات‌وحش، قربانی سلاح شکاری

سلاح‌‌های شکاری دیگر فقط بلای جان حیات‌ وحش و محیط زیست کشور نیست، زیرا بی‌اطلاعی از نحوه استفاده و نگهداری از این سلاح‌ها سبب شده انسان‌های بی‌گناه زیادی هر روز جان و مال خود را از دست بدهند.مرور اخبار صفحات حوادث روزنامه ها گواهی است بر این ادعا؛ زیرا بخشی از خبرهای قتل، سرقت و زورگیری با سلاح های شکاری گره خورده و در آنها شخص به دلیل غفلت یا سوءاستفاده حادثه ناگواری را رقم می زند.

برای نمونه می توان به ماجرای قتل دختر 18 ساله دزفولی از سوی برادر پنج ساله اش اشاره کرد یا از مرد جوانی نوشت که از پر بودن سلاح شکاری خود زمانی باخبر شد که پیشانی دوست خود را هدف گرفت و مرگ او را رقم زد.

این در حالی است که باید به این حوادث صدها خبر ریز و درشت سرقت و زورگیری را اضافه کرد که به دلیل در دسترس بودن سلاح شکاری و ناآگاهی مالکان آن رخ داده است.

در تازه ترین حادثه نیز خبرگزاری صدا و سیما گزارش داده که شنبه شب گذشته اعضای خانواده ای در شهرستان طارم مرگ مادر خود را رقم زدند. ماجرا از این قرار است که آنها درحال تمیز کردن سلاح شکاری بودند که بی احتیاطی شان سبب شلیک به مادر 45 ساله شان و مرگ او شد.

براساس آمار غیررسمی حدود یک میلیون سلاح شکاری در دست افراد قرار دارد، نگران کننده تر این که بسیاری از آنها کمترین اطلاعی از نحوه نگهداری و به کارگیری سلاح شکاری ندارند، زیرا اگر غیر از این بود آمار تخلفات در حوزه صید و شکار هر سال افزایش نمی یافت.

این در حالی است که به طور میانگین در سال های 90، 91 و 92 نیز بیش از 80 درصد متخلفان حوزه صید و شکار با استفاده از سلاح های شکاری مجاز مرتکب تخلف شده اند، افرادی که با توجه به این که سلاح مجاز در اختیار دارند، اما قوانین را زیر پا می گذارند و احترامی برای محیط زیست قائل نمی شوند بنابراین باید از مسئولان خواست برای جمع آوری سلاح های شکاری تدبیری بیندیشند یا دست کم با فراخوان مالکان این سلاح ها آنها را وادار به شرکت در کلاس های آموزشی مانند نحوه نگهداری و به کارگیری سلاح، قوانین شکار و آشنایی با گونه های در معرض خطر انقراض کنند.

محيط زيست بي خبر است

چند روزی است که خبر ایجاد مزرعه پرورش روباه در اصفهان در فضای مجازی جنجال به پا کرده و طرفداران حقوق حیوانات با به اشتراک گذاشتن این خبر سعی در وادار کردن مسئولان به پاسخگویی دارند.ماجرا از این قرار است که عده ای در وبسایتی ادعا کرده اند اولین و بزرگ ترین مرکز پرورش روباه در ایران هستند و با پرورش روباه و فروش پوست این حیوان، درآمد خوبی به جیب می زند.

هرچند این وبسایت اکنون از دسترس خارج شده، اما نباید فضا برای فعالیت چنین افرادی آن قدر فراهم باشد که آنها بسادگی با دامنه ir وبسایت راه اندازی کرده و دم از تجارتی بزنند که با حقوق حیوانات و ارزش های کشورمان همخوانی ندارد.

در این میان دیروز معاون نظارت و پایش اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان خبر پرورش و ذبح شرعی روباه با مجوز محیط زیست را تکذیب کرده و گفته هیچ مجوزی برای پرورش روباه در اصفهان صادر نشده و نخواهد شد. آن طور که او بیان کرده هیچ گونه فعالیت عملی و واقعی در این زمینه انجام نشده، اما موضوع راه اندازی وبسایتی با عنوان «اولین و بزرگ ترین مرکز پرورش روباه در ایران» از طریق مراجع قانونی و پلیس فتا در دست پیگیری است.

نکته قابل توجه در این شکل اطلاع رسانی این است که سازمان حفاظت محیط زیست معمولا پس از واکنش شهروندان به چنین مسائلی، ورود می کند.

در واقع سازمان حفاظت محیط زیست هنگام بروز مسائل زیست محیطی همواره تاکید دارد که وظیفه او نظارت است و قدرت اجرایی ندارد؛ اما انتشار اخبار تلخ در حوزه محیط زیست بیانگر این حقیقت است که این سازمان در حوزه نظارت نیز بدرستی عمل نمی کند. زیرا این سازمان معمولا هنگام آتش سوزی جنگل ها، ساخت و ساز و تخریب در مناطق حفاظت شده و زیرپا گذاشتن حقوق حیوانات، بعد از اعتراض های مردمی به این مسائل واکنش نشان می دهد.

این در حالی است که دست کم می توان انتظار داشت سازمان حفاظت محیط زیست قدری به توان نظارتی خود بیفزاید و مانع فعالیت محیط زیست کشور از سوی سودجویان در فضای مجازی و عرصه های طبیعی کشور شود.

هرچند سازمان حفاظت محیط زیست با کمبود محیط بان روبه روست، اما مسئولان این سازمان دست کم می توانند با آموزش جوامع محلی و اعضای سازمان های مردم نهاد، قسمتی از کمبودهای خود را در این حوزه جبران کنند.

پردیسـان چشم به راه فرزندان «کوشکی» و «دلبر»

1.5 هکتار‌از پارک پردیسان برای بازپروری یوز ایرانی در نظر گرفته شده است

قرار نیست همه از محل دقیق زندگی کوشکی و دلبر در پارک پردیسان باخبر باشند، اما محدوده‌ای که برای زندگی آنها در نظر گرفته شده خیلی از دید افرادی که به پارک پردیسان آمد و شد می‌کنند مخفی نیست، حدود 1.5 هکتار از این پارک بزرگ را برای زندگی این دو یوزپلنگ در نظر گرفته‌اند، یوزپلنگ‌هایی که این روزها دست‌کم با انتقالشان به پارک پردیسان می‌توانند یادآور حق و حقوق پایمال شده همنوع خود از سوی افرادی باشند که به زیستگاه آنها تجاوز کرده و شرایطی را به وجود آورده‌اند که جمعیت این گونه در کشورمان حدود 50 قلاده برآورد شود.

با اطمینان نمی توان از تعداد یوزپلنگ های ایرانی حرف زد، زیرا تاکنون به دلیل نبود تجهیزاتی مانند دوربین های تله ای برآورد دقیقی از جمعیت این گونه در کشور انجام نشده است، اما برخی کارشناسان ادعا می کنند با توجه به این که آمار دیده شدن یوزپلنگ های ماده با توله هایشان بیشتر شده باید به بهبود شرایط آنها امیدوار بود.

کوشکی و دلبر

برای ملاقات با کوشکی و دلبر باید به پارک پردیسان تهران رفت جایی در نزدیکی های برج میلاد. در میان پارک پردیسان محدوده ای به وسعت حدود 15 هزار مترمربع را با فنس جدا کرده اند، فنس هایی که تا نیمه با گونی های قهوه ای رنگ پوشیده شده اند و اجازه نمی دهند براحتی بتوان یوزپلنگ ها را دید.

اما پشت این فنس و گونی ها دو قلاده یوزپلنگ ـ کوشکی یوز نر و دلبر یوز ماده ـ زندگی می کنند. کوشکی و دلبر هر کدام در محدوده های مشخص شده ای که برایشان در نظر گرفته شده روزگار می گذرانند. برای این که آنها اسارت را بهتر تاب بیاورند سعی شده محیط طبیعی زیستگاهشان برای آنها بازسازی شود. برای نمونه کمی پوشش گیاهی، چند تنه درخت و حوضچه های کوچکی در این محدوده کار گذاشته شده است. آذر سال گذشته بود که این یوزها به پارک پردیسان و تهران منتقل شدند تا پیش از این، یوزپلنگ ها در دو منطقه جداگانه در در میاندشت خراسان شمالی و خارتوران سمنان نگهداری می شدند، چون آنها زمانی که توله بودند از سوی چوپان و سگ های گله از طبیعت جدا شده و نتوانستند مسیر عادی زندگی خود را طی کنند به همین دلیل تصمیم بر این شد تا در اسارت نگهداری شوند.

دلبر اکنون حدود 3.5 سال دارد و کوشکی نیز 8 سالگی را تجربه می کند، برخی کارشناسان معتقدند یوز ماده تا 6.5 سال و یوز نر تا 4 سال دیگر برای فرزندآوری طبیعی فرصت دارند. به همین دلیل باید مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست در فرصت باقیمانده شرایط را برای وصلت طبیعی آنها بیشتر فراهم کنند.

دلبر باید رضایت بدهد

شانس فرزندآوری یوزپلنگ ها در اسارت حدود 30 درصد است، زیرا آنها برخلاف گربه سانان دیگر مانند شیر خیلی راحت در قفس فرزندآوری نمی کنند. در زیستگاه های طبیعی یوز در کشورمان که وسعتی حدود شش میلیون هکتار دارد نیز 50 قلاده یوز باقیمانده تحت شرایط خاصی اقدام به فرزندآوری می کنند. به این شکل که یوز نر هر روز علائمی از خود در زیستگاهش به جای می گذارد، اما یوز ماده در بیشتر طول سال این علائم را می بیند، ولی به آنها بی توجه است و سعی نمی کند به یوز نر نزدیک شود. یوز ماده فقط زمانی به این علامت ها توجه می کند که به آمادگی جنسی رسیده باشد، او وقتی به این حالت رسید علائم یوز نر را آنقدر تعقیب می کند تا یوز نر را پیدا کند.

به این ترتیب یوز ماده بجز در این زمان ها یوز نر را نمی بیند و بعد از جفت گیری نیز از یوز نر جدا می شود. هنوز به طور قطع مشخص نشده یوز ماده در طول سال در چه زمان هایی به آمادگی جنسی دست پیدا می کند. به گفته کارشناسان یوز ماده زمانی که به آمادگی جنسی رسید بین سه تا شش روز این حالت را حفظ می کند. اگر جفتگیری انجام بگیرد، او وارد فاز بارداری می شود در غیر این صورت این سیکل ادامه پیدا می کند.

بنابراین برای تکثیر در اسارت نیز با توجه به رفتار یوزپلنگ ها این الگوها باید شبیه سازی شود یعنی تازمانی که دلبر به آمادگی جنسی نرسیده نباید کوشکی را ببیند. به این شکل زمانی که کارشناسان متوجه شوند یوز ماده به آمادگی جنسی رسیده به او اجازه می دهند به کوشکی نزدیک شود. با توجه به این ویژگی ها کارشناسان نیز سعی کرده اند برای کوشکی و دلبر چنین محیطی را فراهم کنند.

برنامه غذایی ویژه

تمام محدوده ای که برای یوزها در نظر گرفته شده به وسیله دوربین های مدار بسته کنترل می شود، خارج از محل در نظر گرفته شده نیز کانکسی قرار دارد که محافظان با کمک دوربین ها تمام رفتار یوزها را زیر نظر می گیرند. علاوه براین دو کارشناس دیگر نیز هر روز از نحوه رفتار یوزها گزارش تهیه کرده و روزانه اطلاعات خود را در اختیارشان مک کوین مشاور خارجی پروژه قرار می دهد، این مشاور نیز با مطالعه گزارش های آماده شده دستوراتی را برای نگهداری از یوزها صادر می کند.

برای نمونه برنامه غذایی یوزپلنگ ها اکنون سه روز در هفته خرگوش زنده، دو روز مرغ، یک روز نیز گوشت بز با پوست و پشم است البته با توجه به نظر مشاور پروژه یک روز نیز در هفته به یوزها غذا داده نشده یا فقط به یوزپلنگ ماده غذا می دهند تا برای فرزندآوری آمادگی پیدا کند.

15 هزار مترمربع عشق

محلی که برای کوشکی و دلبر در پارک پردیسان در نظر گرفته شده مستطیلی است که حدود 15 هزار مترمربع وسعت دارد، این مستطیل به دو فاز یک و دو تقسیم شده است، اکنون فاز یک این پروژه آماده شده و قرار است تا مدتی دیگر فاز دو نیز راه اندازی شود. فاز یک و دو به وسیله یک راه باریک از یکدیگر جدا شده و به کارشناسان این امکان را می دهد تا از نزدیک رفتار یوزپلنگ ها را در نظر بگیرند.

اطراف این محدوده نیز یک فنس محافظ دیگر کار گذاشته شده که با فنس های اصلی حدود چهارمتر فاصله دارد. این فنس با هدف پنهان کردن یوزها از چشم مردم و دور نگه داشتن حیواناتی مانند سگ و گربه ایجاد شده است، زیرا برخی شهروندان سگ و گربه های خود را که ممکن است بیمار نیز باشند در این پارک رها می کنند.

فاز یک این محل اکنون به سه قسمت B، A و C تقسیم شده است، قسمت Aبه دلبر تعلق دارد، قسمت B محدوده مشترک و قسمت C به کوشکی تعلق دارد. به این ترتیب زمانی که یوز ماده از لحاظ جنسی آماده شد کارشناسان در تمام قسمت ها را باز کرده و به او اجازه می دهند وارد محدودهB شده و نشانه هایی که کوشکی از خود به جای گذاشته را دنبال کند. در این مرحله کارشناسان چند روز به یوزپلنگ ها فرصت می دهند تا جفتگیری کنند و بعد این سیکل دوباره به مرحله اول بازمی گردد. این در حالی است که بعضی وقت ها به یوزپلنگ ها اجازه داده می شود خودشان محدوده زندگی خود را انتخاب کنند. قرار است در فاز دو این محل نیز مکان هایی برای تیمارداری، اتاق معاینه و نگهداری از فرزندان کوشکی و دلبر ساخته شود. به گفته مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تاکنون یک بار محافظان از جفتگیری کوشکی و دلبر گزارش کرده اند، اما سونوگرافی، حاملگی دلبر را رد کرده است.

مهدي آييني/گروه جامعه

 

«کوشکی» و «دلبر» نماینده یوزها در پردیسان

یکی از اهداف ایجاد مرکز نگهداری از کوشکی و دلبر در پارک پردیسان فرزندآوری طبیعی آنهاست که زیر نظرشان مک کوین، مشاور خارجی این پروژه دنبال می‌شود. باید تاکید کرد ایجاد این مرکز در پارک پردیسان فقط با هدف تکثیر راه‌اندازی نشده چون قرار است مرکز بازپروری یوزهایی باشد که به دلایلی مانند اسارت از سوی انسان، حمله سگ‌های گله یا تصادف با خودرو، دیگر قادر به ادامه زندگی در زیستگاه طبیعی خود نیستند. هرچند احتمال موفقیت تکثیر در اسارت 30 درصد است، اما هنوز امکان بارور شدن برای کوشکی و دلبر وجود دارد و تا زمانی که این فرصت باقی است اولویت ما فرزندآوری طبیعی آنهاست. بعد از این مرحله می توان از روش های دیگری مانند آی وی اف استفاده کرد. علاوه بر این تا زمانی که هنوز امکان زادآوری طبیعی وجود دارد نباید سراغ گزینه تکثیر در اسارت رفت، به همین دلیل زمانی با آن موافقت کردیم که سازمان حفاظت محیط زیست بودجه مستقلی برای آن در نظر گرفت. در واقع نگهداری برخی گونه های جانوری که می توانند در طبیعت زندگی کرده و زادآوری کنند در اسارت درست نیست، چون دست کم این خطر وجود دارد که توجه و حمایت از گونه هایی که در زیستگاه های طبیعی هستند برداشته شده و محدود شود به گونه هایی که در اسارت نگهداری می شوند. معرفی دوباره به طبیعت گونه هایی که در اسارت تکثیر می شوند مشکل دیگری است، زیرا درباره علفخواران خیلی زود می توان آنهایی را که در اسارت متولد می شوند به طبیعت منتقل کرد، اما در مورد گوشتخواران این مساله متفاوت است چون آنها آموزش و مهارت هایی مانند شکار را از مادر خود می آموزند به همین دلیل دلبر و کوشکی نمی توانند خارج از اسارت به حیات خود ادامه دهند. افزون بر این هرچند تلاش هایی دراین رابطه در دنیا انجام شده، اما تاکنون پروژه موفقی برای معرفی دوباره گربه سانان به طبیعت اجرایی نشده است.مشکل دیگری که کوشکی و دلبر می توانند در حل آن به ما کمک کنند این است که مردم و مسئولان تا مساله ای را با چشم خود نبینند آن را باور نکرده و برای کمک و مشارکت در حل آن پیشقدم نمی شوند، برای نمونه تا پیش از این برای جلب کمک از مسئولان و مردم تلاش زیادی انجام داده ایم که بی نتیجه بوده، اما اکنون بسیاری از مسئولان با دیدن کوشکی و دلبر در پردیسان به یوز ها کمک می کنند. بنابراین باید کوشکی و دلبر را نمایندگان دیگر یوزها دانست که این روزها در پردیسان زندگی کرده و حق و حقوق همنوعان خود را احیا می کنند. افزون براین نگهداری این دو یوز در پردیسان جنبه آموزشی نیز دارد چون قرار است در آینده امکان بازدید دانش آموزان از محل نگهداری آنها فراهم شود تا به این شکل کودکان بهتر با لزوم حمایت و توجه به گونه های در معرض خطر آشنا شوند. نباید فراموش کرد در قبال توجهی که محیط زیست به کوشکی و دلبر می کند آنها نیز به سازمان کمک می کنند به این شکل که نظر مهمانان محیط زیست با دیدن آنها بهتر به مشارکت جلب می شود.

هومن جوکار/مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

تهران فصلی برای نفس کشیدن ندارد

روزهای آلوده تهران دیگر محدود به پاییز و زمستان نیست، چون تا مدتی قبل وارونگی دما در فصل‌های سرد سال علت اصلی تنگ شدن نفس پایتخت‌نشینان بود، اما این روزها پایتخت‌نشینان در فصل بهار و تابستان نیز بیشتر از قبل با آلودگی هوا دست به گریبان هستند، زیرا براساس اطلاعاتی که اداره‌ حفاظت محیط‌زیست تهران و شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در اختیار جام‌جم گذاشته‌اند تعداد روزهای ناسالم امسال تا دیروز 36 روز بوده است، این در حالی است که در مدت مشابه سال93 آمار 18 روز ناسالم در تقویم ثبت شده بود.

آلودگی هوا با نام تهران گره خورده است، پاییز و زمستان وارونگی دما به آن دامن می زند، بهار و تابستان نیز کم آبی و رقص ریزگردها در اقصی نقاط کشور.

در حالی که هنوز تا شروع فصل های سرد سال زمان زیادی باقی است آمارهای منتشر شده از این حکایت دارد که بهار و تابستان تقویم تهرانی ها نیز پر می شود از روزهای آلوده، روزهایی که نفس کشیدن را برای گروه های حساس یعنی سالخورده ها، بیماران قلبی و عروقی و کودکان سخت تر می کند.

مریم نادری، مدیر واحد پایش آلودگی هوای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران درباره وضع روزهای پاک، سالم و ناسالم پایتخت در چهار ماه گذشته به جام جم می گوید: براساس بررسی های ما تا دیروز تعداد روزهای پاک تهران 10 روز سالم، 77 روز ناسالم و برای گروه های حساس 36 روز بوده است. این آمار برای مدت مشابه سال گذشته نیز به این شکل است، هفت روز پاک، 98روز سالم و 18روز ناسالم برای گروه های حساس.

بنابراین می توان گفت، تعداد روزهای ناسالم چهار ماه گذشته برای گروه های حساس امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته دو برابر شده است. این درحالی است در چهار ماهه اول سال 92 نیز تهرانی ها دو روز پاک، 96 روز سالم و 26 روز ناسالم را تجربه کرده اند. نادری درباره علت افزایش تعداد روزهای ناسالم پایتخت اظهار می کند: گرد و غبار سبب شده روزهای ناسالم برای گروه های حساس امسال دو برابر شود.

سالی برای مستی ذرات معلق

برخلاف این که گفته می شد گرد و خاک بیشتر از کشورهای همسایه به پایتخت می رسد، تحقیقات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان می دهد خشکسالی و کاهش پوشش گیاهی سبب شده منشا ریزگرد های تهران استان های همسایه این کلانشهر باشد، زیرا خاک استان های همجوار سست شده و با وزش باد، گرد و خاک به تهران می رسد.

محمد رستگاری، معاون نظارت و پایش محیط زیست استان تهران نیز در گفت و گو با جام جم تصریح می کند: امسال میزان ذرات معلق افزایش پیدا کرده که ناشی از تحت تاثیر قرار گرفتن تهران از منابع بیابانی است.

به گفته وی، منشا ذرات معلق می تواند از خارج از استان، کشور یا حتی بیابان های استان باشد.

رستگاری یادآور می شود: البته یک سری از پارامترهای آلاینده گازی کاهش داشته است، بنابراین می توان گفت برنامه سازمان حفاظت محیط زیست و دولت در بحث کنترل منابع احتراقی اثرگذار بوده است.

این در حالی است که باید تاکید کرد، برنامه های دولت تاکنون نتوانسته در کاهش منابع ریزگردها موثر باشد.

وی دراین باره عنوان می کند: دربحث بیابان زدایی به برنامه ریزی بلندمدت نیاز داریم، چون همان طور که طی سال ها به وجود آمده، حل آن نیز به زمان نیاز دارد.

اما باید یادآور شد، تاکنون تحقیقات جامعی درباره میزان اراضی بیابانی یا منابع ریزگردها در تهران یا استان های همجوار آن صورت نگرفته است تا بتوان امیدوار بود مسئولان براساس آن برای کنترل این منابع قدم بردارند.

ابهام در منابع ریزگرد

فرهاد سرداری، معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها در گفت و گو با جام جم عنوان می کند: مطالعه و تحقیق کاملی درباره مشخص شدن میزان مناطق بیابانی تهران نشده است، این در حالی است که بحث بیابانی شدن ثابت نبوده و متغیر است، یعنی اراضی کشاورزی به علت کم آبی اگر زیرکشت نروند به منبع ریزگرد تبدیل می شوند، بنابراین نمی توان به شکل کامل مشخص کرد چقدر منبع ریزگرد در اطراف تهران وجود دارد. این درحالی است که دست کم می توان گفت بیشتر منابع ریزگرد در اطراف تهران اراضی است که خاک آنها به قول معروف دستکاری می شود مانند اراضی کشاورزی و مراتعی که در آنها برداشت صورت می گیرد.

سرداری درباره منشاء ریزگردهایی که سال گذشته تهران را فرا گرفت،خاطر نشان می کند: وقتی طوفان سال گذشته تهران را بررسی کردیم مشخص شد منشاء گرد و غباری که همراه داشت داخل کشور بوده برای نمونه بخشی از ریزگردها از ملارد به تهران رسیده بود.

بعد از این توفان ، استانداری تهران بودجه ای در نظر گرفت تا جهاد کشاورزی تهران با استفاده از آن برای کنترل این منابع وارد عمل شود،اما به نظر نمی رسد تاکنون این اراضی کنترل شده باشند.

به گفته معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها نزدیک ترین منطقه بیابانی به پایتخت، اشتهارد، رامین و ملارد است.

اراده ای برای مهار گرد و غبار نیست

قاسم حقانی، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران نیز در گفت وگو با جام جم درباره مساحت اراضی بیابانی تهران بیان می کند: در تهران 104 هزار و 902 هکتار اراضی بیابانی داریم که از این محدوده 10 هزار هکتار کانون بحرانی فرسایش بادی است.

به گفته وی، منشا عمده گرد و غبار که در جهت باد است در ملارد قرار گرفته است.

در واقع می توان گفت اراده جدی برای مهار پدید گرد و غبار وجود ندارد، چون قرار بود15 میلیارد تومان اعتبار برای این مساله تخصیص پیدا کند. اما حقانی تصریح می کند: سازمان جنگل ها برای اینکار 150 میلیون تومان اختصاص داد که با آن نمی توان کار خاصی انجام داد.

معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران ابراز می کند: اگر باد از جنوب شرقی بوزد گرد و غبار از دشت ورامین یا شهر ری به تهران می رسد، اگر باد از سمت جنوب باشد منشأ گرد و غبار همراه آن را باید اطراف فرودگاه امام و شهر ری دانست. چنانچه باد از جنوب غرب استان بوزد منابع گرد و غبار در ملارد و رود شور اشتهارد قرار دارد.

با توجه به در نظر نگرفتن اعتبار مناسب باید یاد آور شد اراده ای برای کاهش منابع گرد و غبار در کشور وجود ندارد.این درحالی است که با تخصیص اعتبار مناسب و با مشارکت مردمی می توان مشکل نبود شغل و منابع گرد و غبار را کنترل کرد.

دل باید کند از تهران

تهران زیباست، زندگی در تهران موج می زند؛ درباره تهران هزاران جمله می توان نوشت که حاکی از علاقه مردم به این کلانشهر است که تمامی منابع کشور در آن جمع شده به همین دلیل تهران برای خیلی ها شهری سراسر خاطره است، از آسمانخراش های سر به فلک کشیده اش بگیرید تا خیابان هایی که در آنها جای سوزن انداختن نیست، این شلوغی و ازدحام جمعیت، زندگی خیلی ها را به این کلانشهر گره زده،چون بجز دراین کلانشهر هیچ کجا برایشان آب و نان ندارد، اما دراین میان هستند افرادی که می توانند سختی شال و کلاه کردن و مهاجرت را تاب آورده و در استان دیگری بجز تهران ساکن شوند.

این درحالی است که باید یاد آور شد بیشتر گروه های آسیب پذیر که آلودگی هوا بیشترین صدمه را به آنها می زند با گرفتن تصمیم های منطقی و کمی گذشت می توانند مهاجرت مطلوبی را تجربه کنند که منجر به بهبود سلامت آنها خواهد شد.

بحث رفتن از تهران مدتی قبل از سوی معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مطرح شد هرچند آن زمان خیلی ها در برابر این اظهار نظر جبهه گرفتند اما با توجه به زمان بر بودن بهبود شرایط آلودگی هوای تهران می توان بار دیگر از شهروندانی که قادر به مهاجرت از تهران هستند خواست دراین باره بیشتر فکر کنند زیرا هیچ مقامی نمی تواند آنها را مجبور به مهاجرت کند اما حفظ سلامتی دلیل قانع کننده ای برای این جا به جایی است.

حیات‌وحش، سیبل سلاح‌های شکاری مجاز‌

حیات‌وحش کشور شرایط مناسبی را تجربه نمی‌کند، زیرا علاوه بر این که 76 گونه از مهره‌داران کشور در معرض تهدید و خطر قرار دارند، شکارچیان غیرمجاز نیز با استفاده از انبوه سلاح شکاری که در کشور وجود دارد کمر به نابودی باقیمانده حیات‌وحش کشور بسته‌اند.براساس آمارهای منتشر شده حدود یک میلیون قبضه سلاح شکاری در کشور وجود دارد که اغلب مالکان آنها کمترین اطلاعی از نحوه به کارگیری آن و گونه های با ارزش حیات وحش ندارند، گواه این ادعا نیز مرور تخلفات حوزه صید و شکار در سه سال گذشته است که براساس آن می توان نتیجه گرفت، بیش از 80درصد متخلفان با استفاده از سلاح های شکاری مجاز دست به شکار زده اند. به همین دلیل باید از مسئولان خواست برای بهبود شرایط دست کم مجوز حمل سلاح های شکاری را به مجوز نگهداری در منزل تغییر دهند یا مجوز حمل سلاح شکاری را مشروط به گرفتن پروانه شکار از سازمان حفاظت محیط زیست کنند.

مقایسه آمارهای تخلفات صید و شکار در شش ماهه اول سال 93 با مدت مشابه سال 92 ثابت می کند، مدیریت در حوزه صید و شکار نتوانسته سبب بهبود شرایط شود، چون در این مدت صید غیرمجاز آبزیان حدود 23درصد، شکار پرندگان 317 درصد و شکار پستانداران 4/4درصد رشد داشته است. این درحالی است که سال گذشته هیچ مجوزی برای شکار چهارپایان در کشور صادر نشد. به همین دلیل باید هشدار داد ممنوعیت شکار به تنهایی نمی تواند ضامن حفظ اندک باقیمانده حیات وحش کشور باشد، زیرا رسیدن به شرایط مناسب به فرهنگسازی نیاز دارد. علاوه بر این باید به نظر برخی کارشناسان که بر ایجاد قرق های اختصاصی شکار پافشاری می کنند بیشتر توجه و در کنار آن برای حمل سلاح های مجاز شکاری نیز محدودیت ایجاد کرد.

حمیدرضا خیلدار، فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست در گفت وگو با جام جم درباره آمار سلاح های شکاری مجاز و غیرمجاز در کشور می افزاید: وجود سلاح مجاز شکاری بیش از حد در دست مردم یکی از مشکلات ماست، چون بیش از 80 درصد تخلفات صید و شکار در کشور با سلاح های مجاز انجام می شود. براساس آمار در سال 90، حدود 82 درصد تخلفات حوزه صید و شکار با سلاح مجاز انجام شده است. این آمار در سال 91 به 89 درصد، سال 92 به حدود 85 درصد و سال گذشته به حدود 84 درصد رسیده. بنابراین تا زمانی که اشخاص تصور می کنند با گرفتن مجوز سلاح شکاری می توانند دست به شکار بزنند حیات وحش کشور شرایط مناسبی پیدا نخواهد کرد.

مجوز سلاح شکاری یا مجوز شکار

اکنون بیشتر افراد به اشتباه تصور می کنند چون سلاح شکاری آنها مجوز دارد، می توانند به زیستگاه گونه های جانوری رفته، دست به شکار بزنند، شاید تعدادی از آنها ندانند که برای شکار قانونی به گرفتن پروانه شکار از سازمان حفاظت محیط زیست نیاز است، اما در این میان عده ای نیز از قوانین اطلاع دارند، اما از کمبود محیط بان در کشور سوء استفاده می کنند و قوانین را زیر پا می گذارند.

فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست عنوان می کند: شخصی که سلاح شکاری غیرمجاز دارد کمتر جرات می کند دست به شکار بزند.

به گفته وی هرچند جلوی تولید سلاح شکاری گرفته شده، اما شرایط صدور پروانه های سلاح نیاز به بازنگری دارد.

برای رفع این مشکل خیلدار پیشنهاد می کند مجوز حمل سلاح شکاری در کشور به مجوز نگهداری از سلاح شکاری در منزل بدل شود، زیرا به این شکل شخص فقط زمانی می تواند سلاحش را از خانه خارج کند که بتواند از سازمان حفاظت محیط زیست مجوز شکار بگیرد. این درحالی است که متولی شکار و صید در کشور، سازمان حفاظت محیط زیست است. بنابراین اگر سلاح شکاری در اختیار افراد قرار می گیرد، باید با مجوز این سازمان باشد، در مرحله بعد نیز باید مجوز سلاح افرادی که مرتکب تخلف می شوند باطل و سلاح شکاری آنها به نفع دولت توقیف شود.

رشد شکار غیرمجاز

سال گذشته هیچ مجوز شکاری برای چهارپایان در کشور صادر نشد. امسال نیز قرار است تکلیف صدور مجوز برای شکار تا پایان مهر ماه روشن شود، اما مساله نگران کننده در این میان رشد تخلفات در حوزه صید و شکار است که نسبت به سال های گذشته رشد داشته است.

فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست درباره میزان رشد تخلفات صید و شکار در شش ماه اول سال 92 نسبت به مدت مشابه سال گذشته تصریح می کند: صید غیرمجاز آبزیان حدود 23درصد، شکار غیرمجاز پرندگان 317 درصد، شکار پستانداران 4/4 درصد، نگهداری و خرید و فروش حیات وحش 312 درصد و کشف سلاح غیرمجاز 15درصد رشد داشته است.

در این میان، آمار زنده گیری پرندگان 12 درصد، شروع به شکار 33 و سلاح مجاز کشف شده نیز 4 درصد کاهش داشته است.

وی درباره کمبود های یگان حفاظت محیط زیست درخصوص برخورد با شکارچیان غیر مجاز یادآور می شود: با توجه به تعریف ساختار یگان حفاظت حدود 5000 محیط بان کم داریم، زیرا اکنون 17 میلیون هکتار از اراضی کشور را فقط حدود 2500 محیط بان پوشش می دهند . علاوه براین برای محقق شدن حفاظت هوشمند و استفاده از دوربین و سنسور در مناطق به اعتبار نیاز داریم.

قوانین خوب، اجرای بد

این درحالی است که در کنار تلاش برای افزایش تعداد محیط بانان و به روز شدن تجهیزات آنها باید بر اجرای دقیق قوانین صید و شکار و به روز شدن آنها نیز پافشاری کرد، زیرا به اعتقاد برخی کارشناسان با این که قوانین مناسبی در این حوزه در کشور وجود دارد ، اما بدرستی اجرا نمی شود و به همین دلیل بازدارنده نیست.

هوشنگ ضیایی، استاد دانشگاه و کارشناس حیات وحش نیز در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: ما در کشور مشکل قوانین داریم، اما مهم تر از آن مشکل اجرای قوانین است، چون با این که چند سال از عمر قوانین صید و شکار در کشورمان می گذرد اگر آنها به شکل کامل اجرا شوند، بازدارنده هستند. برای نمونه در قوانین برای شخصی که به شکل غیرمجاز حیوانی را شکار کند ، حبس و جریمه نقدی در نظر گرفته شده، اما دادگاه ها فقط جریمه ریالی را در نظر می گیرند که معمولا مبلغ کمی است. ضیایی تصریح می کند: بارها محیط بانان متخلفان را دستگیر کرده اند، اما آنها زودتر از ماموران ما از دادگاه خارج شده اند، زیرا قضات حداقل ها را برای برخورد با شکارچیان غیرمجاز در نظر می گیرند. به نظر می رسد برای رفع این مشکل نیز باید دادگاه های ویژه جرایم زیست محیطی شکل بگیرد، زیرا چنانچه قضات بخوبی با مشکلات این حوزه آشنا شوند، می توانند برای متخلفان جرایم مناسبی در نظر بگیرند.

ضیایی عنوان می کند: به قوانین جدید نیز نیاز داریم. برای نمونه در آمریکا اگر شخصی شکارچی غیرمجاز یا حادثه آتش سوزی ببیند و ماجرا را به مسئولان اطلاع ندهد، جریمه می شود اما در کشورمان مردم با شکارچی ها همراه می شوند. افزون بر این اکنون برآورد می شود حدود یک میلیون سلاح شکاری دست مردم و افرادی باشد که بیشتر آنها نمی دانند چه حیواناتی حمایت شده هستند یا حتی نحوه کار با سلاح را نمی دانند. برای رفع این چالش نیز باید قبل از صدور مجوز سلاح شکاری،شخص متقاضی در دور ه های آموزش شرکت کرده و با فواید حیات وحش برای محیط زیست کشور آشنا شود .

ضیایی تاکید می کند: سال گذشته شکار چهارپایان در کشور ممنوع بود، اما به نظرم فایده ای نداشته، چون نتوانسته ایم از تخلفات این حوزه جلوگیری کنیم. نمی توان شکار را ممنوع کرد ، اما قدرت اجرایی برای مقابله با متخلفان را نداشت. به نظرم جمعیت حیات وحش کشور حدود 90درصد کاهش پیدا کرده و اگر وضع به این روال ادامه پیدا کند تا 10 سال آینده بیشتر گونه های جانوری کشور در خطر انقراض قرار خواهند گرفت.

عشق به محیط زیست رنگ باخته است

کمرنگ شدن علاقه مردم و مسئولان نسبت به محیط زیست یکی دیگر از علل بحرانی شدن وضع حیات وحش کشور است، زیرا این روزها برخی از مردم بظاهر خود را طرفدار محیط زیست می دانند و برای بهبود شرایط راضی نیستند هزینه کنند یا قدمی بردارند. علاوه براین آموزش های لازم نیز به مردم داده نمی شود، چون اغلب آنها با فواید حیات وحش آشنا نیستند یا ترس های نادرستی درباره حیات وحش در آنها وجود دارد. برای نمونه کم نیستند افرادی که جغد را شوم می دانند. به منظور تغییر چنین باورهایی مسئولان باید برای اجرای برنامه های فرهنگی سرمایه گذاری کرده و شرایطی فراهم بیاورند تا مردم نسبت به حفظ گونه های جانوری و محیط زیست علاقه مند شوند .

ضیایی درباره شرایط کنونی حیات وحش کشور و صدور پروانه شکار در سال 94 خاطرنشان می کند: زمانی که جمعیت حیات وحش به میزان مناسبی برسد، می توان از آن برداشت کرد . برای همین در خیلی از کشورها سازمان های محلی، از زیستگاه ها و حیات وحش نگهداری می کنند و زمان برداشت نیز در سود آن سهیم هستند، اما در شرایط کنونی اجازه شکار یعنی صدور مجوز برای بهره برداری از ذخایر کشور، زیرا اکنون در بسیاری از زیستگاه ها دیگر کل و بزی وجود ندارد. برای نمونه تا چند سال پیش در منطقه بیستون حدود 10 هزار راس کل و بز وجود داشت، اما حالا جمعیت آنها در این منطقه به صفر رسیده است.

بالا