آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : گزارشک (برگ 27)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : گزارشک

اشتراک به خبردهی

به نفع دلال‌ها گره می‌زنیم

هرچند در بسیاری از شهرستان‌های کشور تعداد زیادی از مردان و زنان در خانه‌های خود به کار قالیبافی مشغول هستند، اما نبود نظارت کافی و اصولی نبودن ساختارهای ایجاد شده برای رونق گرفتن این پیشه سبب شده قالیباف‌ها در برابر زحمت زیادی که می‌کشند سود کمی به دست بیاورند، ولی در مقابل، بازار کار دلال‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند داغ است و آنها از راه واسطه‌گری درآمد بادآورده زیادی به جیب می‌زنند، در این گزارش یکی از قالیباف‌های خراسان جنوبی از سختی‌های کار خود و همکارانش می‌گوید.
«شاید باور نکنید برای بافت یک تابلو فرش 300هزار تومان دستمزد گرفتم ولی مدتی بعد متوجه شدم همان تابلو فرش را یک میلیون و 200 هزار تومان فروخته اند.»

اینها را محبوبه شجاعی می گوید، او 32 سال دارد و در یکی از روستاهای گناباد زندگی می کند به گفته او سود قالیبافی فقط به جیب دلال های این کار می رود.

به گفته شجاعی در شهر و روستای آنها خیلی ها از راه قالیبافی امرار معاش می کنند چراکه هزینه های زندگی بالا رفته و زنان هم مجبور شده اند، پا به پای مرد ها کار کنند، او ادامه می دهد: اینجا کار دیگری برای زنان پیدا نمی شود برای همین مجبور هستیم در ازای پول کم برای دلال ها قالی و تابلوفرش ببافیم. او می گوید تعداد دیگری از دوستان او از راه دامداری امرار معاش می کنند ولی این کار هم به سرمایه نیاز دارد.

شجاعی حدود هفت سال است که در خانه اش به قالیبافی مشغول است، او ادعا می کند روزی ده ساعت کار می کند، اما درآمدش در ماه تا به حال بیشتر از 300 هزار تومان نشده است، شجاعی اضافه می کند: دلال ها موقع خرید هزار جور اشکال از کار ما می گیرند تا پول کمی پرداخت کنند، اما بارها دیده ام که فرش های ما را به چند برابر قیمت می فروشند.

شجاعی تا مدتی قبل تابلو فرش می بافت ولی مدتی است که به علت ضعیف شدن چشم هایش به بافتن فرش روی آورده. او تاکید می کند: درآمد همسرم جوابگوی هزینه های زندگی نیست، به این دلیل مجبورم در خانه کار کنم.

به گفته شجاعی او هر روز ساعت شش صبح از خواب بیدار شده و تا هشت شب کار می کند تا بتواند علاوه بر کارهای خانه اش فرش هم ببافد.

یکی از دلایلی که باعث شده با وجود زحمات زیاد افرادی مانند شجاعی نتوانند سود مناسبی به دست بیاورند بی اطلاعی آنها از بازار فرش و آماده نبودن بسترها برای ارائه مستقیم محصولات آنها به دست خودشان است، او اضافه می کند: ما نمی دانیم کجا باید محصولاتمان را بفروشیم برای همین اگر مسئولان محلی را در نظر بگیرند تا من ودیگر قالیباف ها آنجا محصولاتمان را بفروشیم هم ما سود می کنیم هم خریداران راضی می شوند.

شجاعی می گوید در این میان تنها ضعیف شدن چشم و کمر درد برای بافندگان می ماند، او ادامه می دهد: مدتی قبل با دوندگی بسیار پنج میلیون تومان وام خود اشتغالی گرفتم والان ماهی 144 هزار تومان قسط می دهم ولی آنقدر درآمد ندارم، برای همین همسرم کمک می کند.

کیسه‌های پلاستیکی نفس زمین را به شماره انداخته است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خیلی‌ها حداقل یک یا دو بار در هفته محیط زیست را آنچنان آلوده می‌کنند که این آلودگی تا 300 سال دست از سر زمین برنمی‌دارد، شاید تصور کنید شما جزو این افراد نبوده و از این اتهام مبرایید، ولی اگر جزو افرادی هستید که حداقل هفته‌ای یک بار برای خرید از خانه خارج می‌شوید، بهتراست به خود شک کنید، چرا که خیلی از ما ندانسته برای آلوده کردن زمین آستین‌هایمان را سفت و سخت بالا زده‌ایم، یکی از عادت‌های ما که به مشکل بزرگ زیست محیطی تبدیل شده استفاده افراطی از کیسه‌های پلاستیکی است، متاسفانه در کشورمان برخلاف خیلی از کشورهای اروپایی و حتی کشوری مانند هند، هنوز قانونی برای محدود کردن استفاده از کیسه‌های پلاستیکی وجود ندارد.

 در این کشورها همه فروشگاه ها کیسه های پلاستیکی دارند، اما چون در ازای آن پول قابل توجهی از مشتری ها می گیرند کمتر شخصی به استفاده از آنها تمایل پیدا می کند یا آن قدر در این کشورها فرهنگ سازی شده که خانواده ها برای حمل وسایلی که می خرند از سبد و کیسه های مخصوصی که یک بار مصرف نیستند استفاده می کنند، اما متاسفانه در کشورمان استفاده از این کیسه ها تقریبا رایگان است و در نتیجه به حدی رایج شده که خیلی ها برای تبلیغ کار و حرفه خود کیلو کیلو از این کیسه ها را تهیه کرده و کارت تبلیغاتی خود را در آن گذاشته و کیسه ها را رایگان در اختیار فروشنده ها می گذارند، مشتری ها هم بدون این که بدانند این کیسه ها چه زیانی به طبیعت می زند، از آنها استفاده می کنند، در حالی که ما می توانیم با همراه داشتن یک ساک دستی کم حجم در کیف یا سبدی کوچک در خودروی خود مانع آلوده شدن بیشتر محیط زیست شویم.

بد نیست بدانید روزانه بیش از 50 هزار تن زباله در کشور تولید می شود، وحشتناک تر این که فقط 33 درصد از این زباله ها بازیافت می شوند برای نمونه، سالانه بیشتر از 300هزار حلقه لاستیک در کشور تولید شده و از این مقدار فقط 10 درصد بازیافت می شود بنابراین به طور حتم اگر مسئولان برای مقابله با این آلودگی راهکار مناسبی در پیش نگیرند تا چند سال دیگر اثری از محیط زیست باقی نمی ماند.

مشکل بزرگی به نام کمبود محیط‌بان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 

کافی است واژه‌های یوزپلنگ و خطر انقراض را در اینترنت جستجو کرده تا با سیل مقاله‌ها و گزارش‌هایی که در این باره نوشته و منتشر شده است، روبه‌رو شوید. برخلاف توجه روزنامه ها و سایت های خبری به این واقعیت تلخ، هنوز آن طور که باید و شاید مسئولان حتی برای حفظ گونه های نادر جانوری زیرساخت ها را آماده نکرده اند، چرا که به گفته مدیر دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران، تعداد محیط بانان در پناهگاه حیات وحش «نایبندان» که مهم ترین زیستگاه یوزپلنگ آسیایی است، 50 برابر کمتر از حد استاندارد است.

 
البته باید اضافه کنیم که نه تنها در نایبندان بلکه در بیشتر مناطق حفاظت شده کشورمان با کمبود محیط بان روبه رو هستیم و اگر تاکنون پای گونه های جانوری بیشتری به فهرست در خطر انقراض بودن باز نشده است، باید از محیط بانانی تشکر کرد که با وجود نامناسب بودن تجهیزات و حقوق خود، با جان و دل برای حفظ و نگهداری از مناطق حفاظت شده و گونه های جانوری که در این مناطق زندگی می کنند تلاش کرده و تا مرز شهادت پیش می روند.

برای نمونه در پناهگاه حیات وحش نایبندان که با یک ونیم میلیون هکتار وسعت در یزد قرار گرفته و به عنوان بزرگ ترین پناهگاه حیات وحش کشورمان شناخته می شود، برای هر ۲۵۰ هزار هکتار یک محیط بان در نظر گرفته شده است. این در حالی است که به طور استاندارد برای هر پنج تا 10هزار هکتار یک محیط بان باید وجود داشته باشد.

برای همین با توجه به این نکته که نایبندان به عنوان محل مناسبی برای زندگی یوزپلنگ شناخته شده و حدود 12تا 15 قلاده از 70 یوزپلنگی که در کشورمان وجود دارد، در این منطقه زندگی می کنند، مسئولان باید به فکر استاندارد کردن تعداد محیط بانان این محدوده باشند.

این در حالی است که در پناهگاه حیات وحش نایبندان علاوه بر یوزپلنگ ها گونه های جانوری دیگری مانند کفتار، روباه شنی، شاه روباه، شغال و انواع سم داران زندگی می کنند، برای همین باید یادآور شد اگر تعداد محیط بانان این منطقه به حد استاندارد نرسد، خیلی دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده گونه های جانوری بیشتری در خطر انقراض قرار بگیرند.

اینجا دست و پای نو می‌فروشند

مهدی آیینی – جام جم – نگاهتان را در گوشه و کنار کارگاه‌های ساخت ارتوز و پروتز هلال احمر که بچرخانید، می‌توانید انواع و اقسام دست و پاهای عاریه را ببینید؛ از دست و پاهایی که برای کودکان درست شده تا آنها که برای سالمندان آماده شده است. اینجا چیزی که بیشتر از همه به چشم می آید، نام هایی است که روی قالب های گچی اندام مصنوعی نوشته شده است. از آنجا که مددجوهای زیادی به این مرکز مراجعه می کنند تکنیسین ها قالب های زیادی می سازند. آنها برای این که قالب ها با هم اشتباه گرفته نشوند، روی هر کدام از آنها نام مددجو ها را می نویسند. این قالب ها قرار است هر کدامشان دست و پایی بشوند برای مددجو ها تا آنها با استفاده از این وسایل کمی از بار مشکلات زندگی خود کم کنند و در جامعه ای که کمتر شرایطی برای زندگی برایشان تدارک دیده شده است، روزگار سپری کنند. به کارگاه های ساخت ارتوز و پروتز جمعیت هلال احمر تهران رفتیم تا از مراحل ساخت ابتدایی ترین نیاز معلولان کشور و مشکلاتشان بیشتر بدانیم.

در گوشه ای از سالن مرد سالخورده ای روی صندلی پلاستیکی آبی رنگی نشسته است و زیر لب غرولند می کند. کمی جلوتر که می رویم، متوجه حرف هایش می شویم: «چند سال پیش برای خرید پای مصنوعی 300 هزار تومان دادم. اما حالا از من یک میلیون و 400 هزار تومان می خواهند. از کجا بیاورم؟» اگر در راهروهایی که به کارگاه های ساخت ارتوز و پروتز هلال احمر می رسد قدم بزنید، معلولان زیادی را می بینید که از اوضاع و احوال خود گله دارند. بیشتر آنها می گویند در جامعه ای که شرایط کار برای معلولان مهیا نیست و آنها نمی توانند شغلی داشته باشند. پرداختن هزینه های کمرشکن برای ارتوز و پروتز واقعا زندگی را برایشان مشکل تر کرده است. البته این در حالی است که هلال احمر برای مدد جوهایش به اصطلاح تخفیف و کمک هزینه هایی در نظر گرفته است وگرنه هزینه خدمات و ساخت اعضای مصنوعی که اینجا ساخته می شود، حدود40 تا 70 درصد کمتر از کارگاه های خصوصی است.

اولین مرکز ارتوپدی ایران

حدود 50 سال پیش مراکز ارتوپدی فنی یا دست و پا سازی مصنوعی در کشورمان شروع به کار کرد.این مراکز به کمک متخصصان سازمان ملل و کشور آلمان دایر شد. جالب است بدانید اولین مرکز ارتوپدی فنی مدرن در ایران در محل ساختمان مرکزی جمعیت هلال احمر شروع به فعالیت کرد. اوج فعالیت ها و پیشرفت های توانبخشی جمعیت هلال احمر هم در سال های جنگ بوده است. اکنون در کشورمان 21 مرکز جامع توانبخشی در 18 استان کشور دایر است و حدود 77 مرکز هم در 31 استان کشور زیر نظر جمعیت هلال احمر مشغول به کار هستند.

به گفته مدیرکل توانبخشی هلال احمر، سالانه بیش از 120 هزار مددجو به مرکز توانبخشی هلال احمر تهران مراجعه می کنند تا از خدماتی که این مرکز ارائه می کند، استفاده کنند.

توانبخشی برای مددجوها

در مرکز توانبخشی هلال احمر، توانبخشی به دو صورت مکانیکی و فیزیکی انجام می شود. بخش مکانیکی شامل ارتوز، پروتز و کفش طبی است و بخش توانبخشی فیزیکی خدمات فیزیوتراپی، شنوایی سنجی، بینایی سنجی ، کارگاه تغذیه و آب درمانی را در بر می گیرد. البته همه افرادی که به این مرکز مراجعه می کنند، معلول نیستند. برخی از آنها تنها برای اطمینان پیدا کردن از سلامت خود به ساختمان هلال احمر می آیند. یکی از دلایلی که باعث می شود افراد زیادی به این مرکز بیایند هزینه های پایین این مرکز نسبت به مراکز توانبخشی خصوصی است.

نکته: در کارگاه های جداگانه ای به مردان و زنان معلوخدمات پروتز و ارتوز ارائه می شود. ارتوز وسیله ای کمکی است که شخص از آن برای رفع مشکل دفرمه شدن اندام یا پیشگیری ازآن استفاده می کند

افرادی که برای اولین بار به این مرکز آمده اند تا پروتز یا ارتوز تهیه کنند، بعد از پذیرش و تشکیل پرونده به اتاق معاینه می روند تا پزشک با توجه به مشکل آنها برایشان نسخه ای بپیچد. به این ترتیب بیمار با توجه به مشکلی که دارد به یکی از کارگاه های ساخت ارتوز و پروتز هدایت می شود، اما گاهی هم پیش می آید مشکل مراجعه کننده فقط با چند جلسه فیزیوتراپی یا آب درمانی برطرف می شود. استادان، یکی از کارشناسان توانبخشی درباره تفاوت ارتوز و پروتز و خدماتی که دراین مرکز ارائه می شود، می گوید: «اینجا در کارگاه های جداگانه به مردان و زنان معلول خدمات پروتز و ارتوز ارائه می شود. ارتوز وسیله ای کمکی است که شخص از آن برای رفع مشکل دفرمه شدن اندام یا پیشگیری از آن استفاده می کند.» از دیگر موارد کاربرد ارتوز می توان به زانوبند یا قوزبند ها اشاره کرد. البته برخی دیگر از بیماران مانند آنها که دچار آسیب دیدگی در غضروف و مفاصل شده اند از ارتوز ها برای کاهش فشار به مفصل آسیب دیده استفاده می کنند، اما پروتز ها وسیله جایگزین هستند و افرادی که قطع عضو شده اند، از آنها بهره می برند.

بعد از این که مددجو پذیرش و معاینه شد به یکی از کارگاه ها فرستاده می شود. در آنجا برای فردی که دچار قطع عضوشده و نیاز به پروتز دارد ابتدا قالبی از باقیمانده عضو تهیه می شود. استادان ادامه می دهد: «مثلا اگر پایش را از پایین زانو از دست داده باشد ما از قسمت باقیمانده که به آن استند می گویند قالب گچی تهیه می کنیم.» گرفتن قالب گچی با نوارهایی گچی انجام می شود که معمولا هنگام گچ گرفتن دست و پای شکسته کاربرد دارند. بعد از این که قالب آماده شد، کارشناسان آن را بررسی می کنند تا مشکلی نداشته باشد. بعد از این مرحله تکنیسین ها با استفاده از موادی از جنس رزین و حرارت دادن آنها قالب پلاستیکی را برای مددجو آماده می کنند. این قالب پلاستیکی روی پا یا دست مددجو تست می شود تا اطمینان پیدا شود متقاضی بعد از قرار گرفتن قالب روی عضو صدمه دیده اش احساس راحتی دارد.

مرحله به مرحله

به گفته استادان، کار ساخت پروتز برای مددجو مرحله به مرحله پیش می رود تا مراجعه کننده به کارگاه های هلال احمر از پروتزی که برایش ساخته می شود، رضایت کامل داشته باشد: «بعد از این که قالب گچی آماده شد. تکنیسین ها ورقه های رزین را در کوره قرار می دهند تا ذوب شوند. بعد از این مرحله آنها روی قالب های گچی پارچه هایی توری که مانند جوراب هستند می کشند و موارد رزین را لابه لای پارچه های توری تزریق می کنند.» به این شکل تکنیسین ها می توانند قالب پلاستیکی را آماده کنند. در مرحله تست اگر مشخص شود قالب پلاستیکی به قسمت هایی از بدن بیمار فشار وارد می کند تکنیسین ها قسمت هایی را که ایراد دارد، مشخص می کنند تا در کارگاه ها به وسیله سوهان و دستگاه های تراش مخصوصی که دارند نقص اش را بر طرف کنند. بعد از این مرحله یعنی وقتی قالب پلاستیکی کاملا آماده شده تکنیسین ها وسیله های دیگری به آن اضافه می کنند؛ وسیله هایی مانند سوکت و گیره. در این مرحله پروتز تقریبا آماده شده است. برای همین مددجو چند جلسه ای با پروتز خود تمرین می کند تا اگر مشکلی وجود داشت بر طرف شود. جلسات تمرینی زیر نظر کارشناس انجام می شود تا مددجو یاد بگیرد چطور با پروتز کار کند. وقتی مددجو و کارشناس ها مطمئن شدند پروتز ساخته شده کاملا مناسب است، نوبت مرحله آخر و طبیعی سازی عضو مصنوعی می رسد. استادان می گوید: «در این مرحله پروتز با وسایلی مانند اسفنج و پلاستیک پوشانده می شود تا دقیقا شبیه عضو سالم مددجو به نظر برسد.» مدد جوها بعد از این که پروتزهای جدید خود را تحویل گرفتند چند جلسه ای با آن تمرین می کنند. اگر معلولی برای اولین باشد که از پروتز استفاده می کند، کارشناسان هلال احمر کلاس دیگری هم برای او در نظر می گیرند تا مددجو بتواند هرچه بهتر از پروتز ساخته شده بهره ببرد و در جامعه ای که هنوز در برابر نیازهای او آن طور که باید و شاید پاسخگو نیست، به زندگی خود ادامه دهد.

شاطر بانو

مهدی آیینی – جام جم – با این‌که با بیماری سختی دست و پنجه نرم می‌کند و طعم سختی‌ها و ناملایمات زیادی را چشیده است، اما تا به حال تسلیم نشده و بعد از هر شکست محکم‌تر از قبل قدم برمی‌دارد. او برای گرفتن وام و تاسیس این نانوایی پله اداره‌های زیادی را زیر پا گذاشته است، اداره‌هایی که برخی از مسئولانش خانم کارآفرین را قبول نداشته و می‌گفتند یکی باید مراقب خودش باشد چه برسد به این‌که او کارآفرینی کند، اما راضیه نصیری به توانایی‌های خود ایمان داشت، برای همین هیچ وقت دلسرد نشد و به مرور زمان سعی کرد کاری کند که دیگران به توانایی او ایمان بیاورند.
  این روز ها خیلی از مشتری های جدید مغازه خانم کارآفرین در شهر پرند از دیدن او هنگام پخت نان تعجب می کنند. به گفته خودش هر چند وقت یکبار پیش می آید که آقایی در حالی که از دیدن او پشت تنور نانوایی متعجب شده شیشه بزرگ نانوایی را نبیند و با سر به آن برخورد کند. خانم نصیری که 39 سال دارد، خودش را این طور معرفی می کند: «برای فرزندم نصفه و نیمه مادر و پدرم. از افتخاراتم این است که دختر نصفه نیمه ای هم برای مادرم هستم، سعی می کنم کامل باشم. یک دختر سال آخر دبیرستانی دارم و در حال حاضر افتخار می کنم که نان سر سفره مردم می برم.»

در نانوایی خانم نصیری 10 نفر کار می کنند، او می گوید: «به اینجا رسیدن به این راحتی ها نبوده و سختی های خاص خودش را داشته است.» خانم نانوا ادامه می دهد: «به بیماری اسکلرودرمی سیستماتیک مبتلا هستم، از نظر پزشکان بیمار من صعب العلاج است، ولی از نظر خودم فقط سیستم فیزیکی بدنم به هم ریخته، خدا را شکر می کنم که ذهن سالمی به من داده. باور کنید اینها شعار نیست و با ذره ذره وجودم به آنها اعتقاد دارم.»

اگر از خانم نصیری بپرسید چطور شد که با وجود شرایط نامناسب اقتصادی موفق شد کار آفرینی کند و برای خودش کسب و کار آبرومندانه ای راه بیندازد، جواب می دهد: «من با سعی و تلاش شغل های زیادی را تجربه کرده ام از فیلمبرداری و عکاسی بگیرید تا پخت شیرینی و کیک و تاکسیرانی، حالا هم که نانوایی خودم را اداره می کنم.»

خانم نصیری مدتی قبل با وام خود اشتغالی که از کمیته امداد امام خمینی(ره) گرفت، توانست یک دستگاه تاکسی برای خودش دست و پا کند، اما او در کنار تاکسیرانی کارهایی مانند عکاسی و فیلمبرداری هم انجام می داد.

او در این باره می گوید: «مشکل من کمبود نقدینگی بود که با وام خوداشتغالی و فعالیت در عرصه رانندگی تاحدی بر طرف شد، هرچند کار با تاکسی را دوست نداشتم، ولی باید دست به کار می شدم، چراکه مستاجر بودم، علاوه بر این هزینه دارو و درمان خودم هم بود، از طرفی یک دختر پرتوان و پرانرژی با رویاهای زیاد هم دارم که دوست دارم به همه آرزوهایش برسد، برای همین آستین هایم را بالا زدم و کار را شروع کردم.»

زن نمونه

نصیری برای خودش برنامه ریزی دقیقی دارد. او زمانی که با تاکسی کار می کرد از پنج صبح تا پنج عصر فعالیت می کرد و بعد از آن هم به صورت پراکنده به کارهایی مانند عکاسی و پخت کیک و شیرینی می پرداخت. مدتی به این شکل گذشت تا این که او یک روز هنگام برگشت به محل زندگی اش در شهر جدید پرند با صحنه ای رو به رو شد که او را وادار به گرفتن تصمیمی سرنوشت ساز کرد.

خانم کارآفرین ادامه می دهد: «یک روز زمستانی هنگامی که با تاکسی ام به خانه بر می گشتم در بین راه متوجه شدم ماشینی خراب شده و راننده اش تقاضای کمک دارد.»

به گفته خانم نانوا آن موقع رفت آمد در جاده پرند ـ تهران خیلی کم بود، برای همین توقف کرد تا به راننده ای که خودرویش خراب شده کمک کند.

نصیری می گوید: «وقتی پیاده شدم، دیدم آقای راننده کلی نان را روی زمین گذشته، زمین خیس بود برای همین نان ها خیس شده بودند. وقتی به او گفتم چرا مراقب نیست که نان ها کثیف نشوند مرد راننده جواب داد اینها را برای کارگرانی که در پرند کار می کنند می برم، آنجا نانوایی نیست. به این دلیل آنها برای همین نان غیرقابل خوردن هم دست و پا می شکنند.»

این حرف ها روی خانم نصیری تاثیر زیادی گذاشت. او با خودش فکر کرد چرا مردم باید از نبود امکانات در پرند سوء استفاده کنند، برای همین به فکر تاسیس مغازه نانوایی در پرند افتاد. خانم نانوا اضافه می کند: «نحوه برخورد مرد راننده با مایحتاج مردم باعث شد این انگیزه در من ایجاد شود که به قشر کارگر و زحمتکش کمک کنم، برای همین پیگیر ماجرا شدم.»

چند ماهی زمان برد تا این که نصیری توانست با همکاری شرکت عمران، زمینی را برای محل نانوایی اجاره کند. بعد هم کلی دوندگی کرد تا آب، برق و سیستم فاضلاب مغازه را رو به راه کند. او برای راه اندازی نانوایی از کمیته امداد هم تقاضای کمک کرد و با وامی که از آنجا گرفت موفق شد نانوایی را راه بیندازد.

نصیری ادامه می دهد: «واحد خوداشتغالی کمیته امداد مرا بخوبی راهنمایی کرد. اول دید مثبتی به کمیته امداد نداشتم. مانند برخی از مردم فکر می کردم بعضی ها که کاسه گدایی به دست می گیرند به سراغ کمیته امداد می روند، اما این طور نیست و کمیته امداد می خواهد مانع تکدیگری شود.»

به گفته خانم کارآفرین یکی از عمده مشکلات زنانی مانند او قبولاندن توانایی هایشان به مسوولان است.

او می گوید: «خیلی جا ها تا متوجه می شوند بیمار هستم جامی زنند، سخت است تا آنها را به این باور برسانم، ولی اگر این انرژی در کار مصرف می شد می توانستم خیلی بیشتر از این کار آفرینی کنم.»

روزی که از کوره در رفتم

نصیری به دلیل بیماری ای که دارد قدرت بدنی اش تحلیل رفته و ماهیچه هایش جمع شده است. برای همین بعضی وقت ها هنگام انجام کارها دچار مشکل می شود. او از برخورد نامناسب افرادی که از بیماری او اطلاعی ندارند، خاطره ای دارد.

خانم کارآفرین در این باره می گوید: «برای گرفتن وام به یکی از اداره ها رفته بودم، یکی از کارمندان آنجا که از بیماری من خبر نداشت از من خواست پای یکی از برگه ها اثر انگشت بزنم من هم چندبار این کار را کردم، اما او که از بیماری من اطلاعی نداشت، نمی دانست که من بهتر از این نمی توانم این کار را انجام دهم برای همین بعد از این که چند بار این کار را کردم عصبانی شد و در نتیجه من هم از کوره در رفتم و اداره را ترک کردم، گفتم وام تان را نمی خواهم.»

به گفته نصیری مدیر آن اداره که از بیماری او با خبر بود بلافاصله با او تماس گرفت و کارها را درست کرد.

نصیری می گوید: «زنان سرپرست خانوار مشکلات زیادی دارند و برخی از مسوولان هم کار را برای آنها سخت تر می کنند.»

او ادامه می دهد: «برای نمونه وقتی به ما تاکسی دادند، متوجه شدیم که این تاکسی ها برگشتی است. یعنی آنها را به افغانستان و پاکستان صادر کرده بودند، اما به علت نقص فنی برگشت خورده و مسئولان محترم هم این خودرو ها را به زنان تاکسیران تحویل دادند، برای همین بعد از تحویل گرفتن تاکسی برای رو به راه کردنش کلی دوندگی کردم.»

نصیری ادامه می دهد: «من از جنس شیشه ام، ولی خودم را سنگ معرفی می کنم تا مرا نشکنند. بعضی وقت ها که فشار زیاد می شود با ماشین می روم جایی خلوت و گریه می کنم.»

حداقل سد راه نباشید

این روزها خانم نانوا را کمتر می توانید در نانوایی ببینید، چراکه برای او اخطار آمده که در صورت آماده نکردن جواز، مغازه او پلمب خواهد شد.

نصیری می گوید: «بهداشت از ما ایراد گرفته که دیوار ها سرامیکی نیست، ولی ما مجبوریم در زمین اجاره ای از دیوار های پیش ساخته استفاده کنیم، این دیوارها هم قابل شست وشو است، اما ماموران بهداشت ایراد می گیرند. مسئولان باید بدانند کسی که کار می کند و زحمت می کشد و جایی را آباد می کند، آنجا حق آب و گل دارد، حداقل آنها اگر کمک نمی کنند نباید سد راه باشند.»

خانم نانوا حرف هایش را این طور ادامه می دهد: «کوتاهی از جانب من نبوده که جواز ندارم. من که تمام سعی خودم را کردم و بیابانی را آباد کردم، چون دیوار های این نانوایی سرامیک نیست که دلیل نمی شود 11 نفر بیکار شوند. با این حال مسئولان می توانند کمکم کنند یا زحماتم را نابود کنند. علاوه بر اینها آرزو دارم خدا از من راضی باشد.»

همه مصائب بانوی کارآفرین

درست است که این روزها زن کارآفرین و خانواده اش نسبت به گذشته زندگی بهتری را تجربه می کنند. او حالا یک نانوایی را اداره می کند که 10 نفر آنجا کار می کنند و روزی 1500 کیلو آرد را به نان تبدیل می کنند، اما خانم نصیری برای رسیدن به این نقطه مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته. او در این باره می گوید: «آن زمان که فیلمبرداری می کردم و دوربین نداشتم آنقدر پیاده دوربین را جا به جا کرده بودم که تاندون دستم کش آمده بود یا پاهایم تاول می زد و کبود می شد.» به گفته نصیری حتی زمانی بوده که او پول نداشته تا داروهایش را بخرد و مصرف کند. خانم کار آفرین ادامه می دهد: «از سر بی پولی حدود دو سال دارو نخریدم. از این بدتر افراد فرصت طلبی بودند که سرم کلاه می گذاشتند.» نصیری می گوید بارها پیش آمده که حتی پول نداشته با اتوبوس رفت و آمد کند. او ادامه می دهد: «یک بار برای انجام کار باید به تهران می رفتم، برای همین سوار اتوبوس شدم، اما وقتی به مقصد رسیدم دیدم پول کافی ندارم، آن بار راننده چیزی نگفت اما یک بار دیگر هم این اتفاق افتاد و راننده نگاه سنگینی به من کرد که خیلی برایم سخت بود.» خانم نصیری معتقد است نانوایی شغلی ویژه خانم هاست، برای همین او تصمیم داشته که همه کارکنان نانوایی را از بین خانم ها انتخاب کند. خانم کار آفرین ادامه می دهد: «تا چند روز خانم ها نانوایی را اداره می کردند، اما آنها وقتی برخورد برخی از مشتری ها و سختی کار را دیدند، منصرف شدند. من روزهای سختی را پشت سر گذاشتم، باور کنید بعضی وقت ها به یک هفته هم می رسید که من دخترم را در بیداری نمی دیدم چراکه صبح زود می رفتم نانوایی و شب زمانی برمی گشتم که باز دخترم خواب بود.»

مرد،میدان و مین

مهدی آیینی /جام جم-با این‌که سال‌ها از جنگ ایران و عراق می‌گذرد، اما هنوز هستند افرادی که کارشان از سر راه برداشتن تله‌های انفجاری و مین‌هایی است که دشمن در مناطق مرزی کشورمان کاشته است. هرچند عنوان حرفه این افراد از خطرهای شغل‌شان خبر می‌دهد، اما تا از نزدیک محل کار آنها را نبینید، نمی‌توانید تصور درستی از خطرات شغل آنها داشته باشید. این افراد در دشت‌های آبرفتی جنوب و مناطق کوهستانی صعب‌العبور غرب کشورمان مین‌هایی را از دل زمین بیرون می‌کشند که سال‌ها از عمرشان گذشته و هر لحظه بیم آن می‌رود که بر اثر ضربه‌ای کوچک منفجر شده و حادثه‌ای تلخ را رقم بزنند.به ملاقات جوان ترین مین روب کشورمان رفتیم، مرد جوانی که این روزها به علت انفجار مین جانباز شده و در بیمارستان بستری است.

تا چند روز پیش به عنوان ناظر در میدان مین کار می کرد، اما حالا در یکی از اتاق های بیمارستان شهید صدوقی اصفهان بستری شده و پزشکان تا به حال چند عمل جراحی روی پایش انجام داده اند. در آخرین عمل جراحی که روی پای مرد جوان انجام شد، پزشکان سه انگشت کوچک پای راست و قسمتی از کف پایش را برداشتند، چراکه به دلیل شدت انفجار آسیب دیده بود و به نظر پزشکان امکان داشت به بافت های سالم پای مین روب جوان آسیب زده و باعث آسیب دیدگی بیشتر او شود.

درباره مجتبی امیری حرف می زنیم، یکی از جوان ترین مین روب های کشورمان که با وجود 24 سال سن از سال 86 و تا قبل از این که این حادثه ناگوار برایش رخ دهد، مشغول پاکسازی اراضی آلوده به مین کشورمان بود.

او درباره ماجرای ورودش به دنیای مین روبی می گوید: «پدرم از تخریبچی های زمان جنگ است و در حال حاضر هم در همین زمینه فعالیت می کند. از طریق او با این کار آشنا شدم، برای همین چند سال پیش از طرف مرکز مین زدایی کشور به پادگان مهندسی بروجرد رفتم تا برای مین روبی آموزش ببینم.»

به گفته امیری او برخلاف خطرات کارش اشتیاق داشته در میدان مین کار کند، برای همین وقتی با مخالفت های پدرش روبه رو می شود اصرار کرده و پدرش را راضی می کند.

به این ترتیب، امیری در مدت دو ماه دوره فشرده مین روبی را پشت سرگذاشت. او در این دوره مهارت هایی مانند آشنایی با مین و خنثی سازی انواع مین و گلوله را فرا گرفت. مین روب جوان بعد از این که به صورت عملی و تئوری مهارت های مین روبی را به دست آورد، کارش را در اراضی آلوده به مین ایلام شروع کرد.

او ادامه می دهد: «البته قبل از این دوره هم من سابقه کار در میدان مین را داشتم، فقط آن زمان در قسمت پشتیبانی کار می کردم، اما در این دوره فشرده که هرروز از ساعت 7 تا 18برگزار می شد، اطلاعات بیشتری در خصوص مین به دست آوردم.»

اولین ترس

امیری حدود دو سال در مناطق آلوده به مین ایلام کار کرد تا این که حوادثی اتفاق افتاد که باعث شد او خطر کار کردن در میدان مین را بیشتر احساس کند.

مرد جوان اضافه می کند: «افرادی که در میدان مین کار می کنند، وظایف مشخصی دارند، مثلا یک نفر با دستگاه ماینکس و عمق یاب که شبیه دستگاه های فلزیاب است کار می کند و یک نفر به عنوان تخریبچی و مین روب مین ها را از زیر زمین خارج می کند. این دو نفر هر 20 دقیقه یکبار کارشان را با هم عوض می کنند تا زیاد خسته نشوند.»

تیر 89 بود که مجتبی و دیگر همکارانش مشغول کار در منطقه آبزیادی ایلام بودند. به گفته مین روب جوان، این منطقه خاکی سست و پفکی دارد و همین ماجرا باعث شده مین هایی که دشمن سال های قبل در این مناطق کاشته جا به جا شده و به عمق زمین فرو برود.

او در این باره می گوید: «بعضی از مین ها در این منطقه به عمق دو تا سه متری زمین رفته است، همین کار را برای ما سخت تر می کرد.»

آن روز مجتبی با بیلچه ای که داشت مشغول زدن معبر در دل میدان مین بود تا اعضای تیم مین روبی براحتی رفت و آمد کنند.

مرد جوان ادامه می دهد: «بچه های دیگر حدود 400 متر با من فاصله داشتند که ناگهان صدای انفجار همه را شوکه کرد. یکی از بچه های مین روب پایش روی مین رفت و مجروح شد. او را سریع با آمبولانس به بیمارستان منتقل کردیم.»

به گفته مین روب جوان، او وقتی مجروح شدن همکارش را دید کمی ترسید و خطرات کار در میدان مین را به شکل دیگری حس کرد. امیری می گوید: «آن روز برای اولین بار مجروح شدن یکی از همکارانم را از نزدیک دیدم و خطرات شغلم را واقعا حس کردم. معمولا مین روب ها بعد از 20 روز کار، ده روز به مرخصی می روند، وقتی این اتفاق برای همکارم افتاد کار را تعطیل کرده و به مرخصی رفتم. آن موقع پدرم در دهلران مشغول به کار بود، برای همین تصمیم گرفتم انتقالی بگیرم و پیش او کار کنم.»

شش نفر با هم شهید شدند

مجتبی حدود دو سال هم در منطقه دهلران کار کرد. او در این منطقه همراه یکی از دوستانش به نام محمدرضا نوری کار عمق یابی انجام می داد.

مین روب جوان اضافه می کند: «بعد از مدتی دوستم محمد به کردستان منتقل شد و من هم به مناطق آلوده به مین کرمانشاه مانند پاوه و نوسود منتقل شدم، در این مناطق بیشتر کار شناسایی انجام می دادم یعنی با جی پی اس مختصات مناطق آلوده را تعیین می کردیم. بعد از چند روز هم متوجه شدم محمد در کردستان همراه پنج نفر دیگر شهید شده است.»

به گفته مین روب جوان، محمدرضا نوری و دیگر همراهان او بر اثر انفجار ناگهانی چاله انفجار شهید شده اند.

امیری اضافه می کند: «وقتی مین ها و گلوله های عمل نکرده را جمع آوری کردند آنها را در چاله هایی که برای این کار می سازند گذاشته و به وسیله چاشنی منهدم می کنند، اما شهید نوری و همکارانش غافلگیر شدند، چون مین و گلوله های جمع آوری شده خودبه خود منفجر و به شهیدشدن آنها منجر شد.»

امیری، حدود هشت ماه مشغول کار شناسایی بود تا این که تصمیم گرفت با دختر مورد علاقه اش نامزد کند. او درمورد نظر نامزدش درباره شغل خود می گوید: «آن موقع که ما نامزد شدیم، کارم نظارت بود. برای همین به او گفتم شغلم خطر زیادی ندارد، او هم قبول کرد، اما در این میان به علت این که نامزدم در آبادان درس می خواند تصمیم گرفتم انتقالی بگیریم تا در شلمچه کار کنم.»

به گفته مجتبی ظرفیت نیرو در شلمچه تکمیل بود، برای همین او کارش را دوباره در ایلام و دهلران به عنوان ناظر ادامه داد. امیری ادامه می دهد: «از مهر امسال تا یک ماه پیش که دچار حادثه شدم، کارم اجرایی بود و نظارت می کردم.»

حادثه در اراضی آلوده

مین روب جوان تا قبل از مجروح شدن در منطقه چم هندی دهلران به کار نظارت مشغول بود. پانزدهم دی بود که او در جریان حادثه ای تلخ قرار گرفت، مجتبی در این باره می گوید: «جمعه بود.

من در قرارگاه پاکسازی روی تخت دراز کشیده و مشغول نگاه کردن به اخبار ساعت 14 بودم که با من تماس گرفتند و گفتند یکی از عشایر منطقه برای جمع آوری ضایعاتی مانند ترکش و فلز قدم به میدان مین – که قبلا پاکسازی دستی شده بود – گذاشته و با انفجار مین مجروح شده است. البته علاوه بر او یکی از ماموران هنگ مرزی هم که برای کمک به او وارد منطقه شده بود پایش روی مین رفته و زمینگیر شده بود.»

محل حادثه قبلا توسط بچه های پاکسازی به صورت دستی پاکسازی شده اما عملیات پاکسازی هنوز به اتمام نرسیده بود چرا که برای پاکسازی اراضی آلوده باید چند مرحله پاکسازی دستی و مکانیزه صورت بگیرد. مرد جوان ادامه می دهد: «روی این منطقه هم هنوز پاکسازی مکانیزه انجام نشده بود، فکر می کنم به همین دلیل این حادثه اتفاق افتاد، به هر حال ساعت حدود 4 بعد از ظهر بود که ما به منطقه رسیدیم چون جاده سیلزده بود نتوانستیم با آمبولانس خیلی جلو برویم برای همین مجبور شدیم با برانکارد مسیری حدود 900 متر را پیاده طی کنیم و مجروحان را به آمبولانس منتقل کنیم. هر دو به علت شدت انفجار پایشان قطع شده بود.»

بعد از این که مجروحان حادثه به بیمارستان دزفول منتقل شدند، امیری باید مختصات محل حادثه را به مرکز مین زدایی اطلاع می داد. مین روب جوان می گوید: «ولی باتری جی پی اس تمام شده بود، برای همین روشن نمی شد از طرفی هم هوا تاریک شده بود برای همین ممکن بود برای خودمان هم حادثه ای اتفاق بیفتد.

بنابراین امیری و ماموران هنگ مرزی صورتجلسه ای نوشتند و قرار شد مشخص کردن مختصات را صبح روزبعد انجام دهند. به گفته مجتبی او آن شب راحت نتوانست بخوابد و صبح هم ساعت 7:30 برای مشخص کردن مختصات انفجار مین راهی محل حادثه شد. او ادامه می دهد: «با گروهبانی به نام علی موسوی رفتیم داخل میدان مین. او دوربین فیلمبرداری با خودش آورده بود و از منطقه فیلم می گرفت، من هم شرح حادثه را برایش می گفتم.»

کمی بعد مین روب جوان مختصات محل حادثه را مشخص کرد و با دفتر پاکسازی ایلام تلفنی تماس گرفت تا مختصات محل را در نقشه ثبت کنند. مجتبی می گوید: «وقتی به مسئول مشخص کردن نقشه گفتم مختصات را وارد کامپیوتر کن تا ببینیم کجاست و چه افرادی رویش کار کرده اند او گفت میدان 24 باکس 28 شرکت… هنوز کامل تلفن را قطع نکرده بودم که احساس کردم 10 متر روی هوا بلند شده ام.»

مین ضد نفر زیر پای مجتبی منفجرشده و موج انفجار او را پرتاب کرده بود. او می گوید: «وقتی به خودم آمدم دیدم درست کنار محل انفجار قبلی روی زمین افتاده ام پای راستم بشدت درد می کرد، کفش ایمنی که پوشیده بودم پودر شده بود و از کف پایم خون بیرون می زد. کمی آن طرف تر هم گروهبان موسوی روی زمین افتاده بود، موج انفجار باعث شده بود چشم راستش تخلیه و صورتش غرق خون شود.»

مجتبی و همراهش روی زمین افتاده بودند و فریاد می زدند، اما شخصی آنجا نبود که به فریادشان برسد. او و گروهبان موسوی یکدیگر را در آغوش گرفته بودند و مدام یا حسین یا ابوالفضل می گفتند،مجتبی می گوید:«بدنمان می لرزید. موسوی آیت الکرسی می خواند و من هم یا حسین می گفتم، اما کسی صدایمان را نمی شنید برای همین دنبال گوشی موبایلم گشتم و آن را در چاله انفجاری که مین ایجاد کرده بود، پیدا کردم. کفش ایمنی و ضد مینی که پوشیده بودم، پوکیده بود. خلاصه به هر زحمتی بود، گوشی ام را پیدا کردم و با بچه های قرارگاه پاکسازی تماس گرفتم.»

به این ترتیب، مین روب جوان با همکارانش تماس گرفت و تقاضای کمک کرد. چند دقیقه ای از حادثه گذشته بود، هوا سرد بود و آنها زخمی روی زمین افتاده بودند. مرد جوان ادامه می دهد: «تقریبا ساعت 10 صبح بود که صدای ماشین ها را شنیدم که به ما نزدیک می شدند، اما آنها برای این که از تکرار حادثه جلوگیری کنند، تصمیم گرفتند معبر باز کرده و با برانکارد ما را از میدان مین خارج کنند، آن موقع پایم را احساس نمی کردم، بچه ها که آمدند پایم را بستند، خیلی درد داشتم، فریاد زدم مرا بیهوش کنید، دارم از درد می میرم.»

نیرو های امدادگر، مجتبی و همراهش را به بهداری منطقه دشت عباس بردند. آنجا به مین روب جوان چند مسکن تزریق کردند، اما فایده ای نداشت. او همچنان درد می کشید و فریاد می زد.

امیری می گوید: «می لرزیدم، داشتم می مردم برای همین با آمبولانس هلال احمر منتقلم کردند به بیمارستان امام علی(ع) اندیمشک ولی تعدادی از پرستارهای آنجا وقتی دیدند کف پایم مثل کتاب باز شده غش کرده و روی زمین افتادند، اما هر طور که بود مرا به اتاق عمل بردند تا جلوی خونریزی را بگیرند.»

به گفته مجتبی، مسئول او وقتی از بحرانی بودن شرایطش باخبر شد یک آمبولانس مجهز را کرایه کرد تا او را به بیمارستان امام علی(ع) اصفهان منتقل کنند.

او ادامه می دهد: «ساعت شش غروب بود که حرکت کردیم و ساعت شش صبح روز بعد به اصفهان رسیدیم، وقتی به هوش آمدم، دیدم آمبولانس پرخون شده شاید باورتان نشود، ولی ده تا کیسه خون به من زدند آنجا هم نزدیک غروب بود که به اتاق عمل رفتم و وقتی برگشتم دیدم پایم را با میله و پیچ و مهره بسته اند.»

حدود یک ماه از حادثه ای که برای امیری رخ داد، می گذرد با این حال او هنوز از بیمارستان مرخص نشده است، چون زخم پایش خیلی زود دچار عفونت می شود. او در باره شرایط جسمی خود و گروهبان موسوی می گوید: «دو هفته پیش بود که به خاطر شدت عفونت، سه انگشت کوچک و قسمتی از کف پایم را قطع کردند. خدا را شکر حالم خوب است پزشک ها گفته اند شاید تا هفته دیگر مرخص شوم. درباره گروهبان موسوی هم تاکنون چند بار زیر عمل رفته، اما هنوز بینایی خود را به دست نیاورده است. بعد از این که مرخص شدم، اگر توفیق باشد می خواهم بر گردم سرکارم چون خیلی دوست دارم به مردم خدمت کنم.»

تجهیزات سنگین یک مین روب

 

اعضای گروه پاکسازی از تجهیزات ویژه ای برای از سر راه برداشتن مین ها و تله های انفجاری استفاده می کنند. مجتبی امیری در این باره می گوید: «کلاه، جلیقه ضد ترکش که شش کیلو وزن دارد و پوتین های 16 کیلوگرمی تعدادی از وسایل ایمنی است که مین روب ها باید هنگام حضور در اراضی آلوده از آن استفاده کنند.» تصور کنید اعضای گروه پاکسازی در زمستان و تابستان در حالی که این تجهیزات سنگین را به تن کرده اند، باید در نهایت دقت مین هایی را که سا ل ها از عمرشان گذشته است، پیدا و خنثی کنند. او درباره مراحل پاکسازی میدان مین می گوید: «بعد از این که تیم شناسایی مختصات محل را مشخص کرد، اعضای تیم پاکسازی دستی وارد میدان می شوند. آنها در گروه های دو یا سه نفره کار می کنند. یک نفر از آنها به وسیله دستگاه ماینکس (فلزیاب) محل قرار گرفتن مین را مشخص می کند بعد مین روب گروه مین را از زمین خارج و خنثی می کند. یک نفر نیروی کمکی هم همراه آنهاست و آنها را پشتیبانی می کند.» بعد از این که کار پاکسازی دستی زمین آلوده به اتمام رسید، نوبت به پاکسازی مکانیزه می رسد. در این مرحله اعضای گروه پاکسازی با ماشین آلات سنگینی که برای این کار آماده سازی شده اند، زمین آلوده را شخم می زنند تا اگر مینی به جا مانده بود، منفجر یا خنثی شود. مین روب جوان ادامه می دهد: «محل هر مینی که در می آوریم را با پرچم سبز، آبی یا سفید مشخص می کنیم، مین هایی هم که در محل خود قرار ندارند را با پرچم قرمز مشخص می کنیم.» به گفته مجتبی، مین ها طبق مهندسی خاصی چیده می شود برای نمونه برای یک مین اصلی، سه مین محافظ در نظر گرفته می شود برای همین هنگام پاکسازی اگر مینی در محل خودش نباشد، مین روب ها آن نقطه را با پرچم قرمز مشخص می کنند، چرا که احتمال دارد مین به خاطر گذشت زمان، سیل یا نوع خاک جا به جا شده باشد. هر مین روب طبق قانون باید دو ساعت در روز کار کند، امیری درباره حقوق مین روب ها می گوید: «حقوق هر مین روب بستگی به سابقه اش در مین زدایی دارد. یک سر تیم تقریبا یک میلیون و 300 هزار تومان می گیرد، مین روب های درجه یک تا 3 هم بین 800 تا یک میلیون و 100 هزار تومان حقوق می گیرند.»

 

کسی از راه‌های غیرقانونی به استرالیا نمی‌رسد

سیل مهاجران غیرقانونی به استرالیا آنقدر زیاد شده که دولت استرالیا مجبور شده سیاست‌های خود را تغییر دهد.طبق سیاست های جدید از نوزدهم جولای 2013 (28 تیر امسال) هر شخصی که به صورت غیرقانونی و به وسیله قایق بخواهد خود را به استرالیا برساند، دیگر در این کشور اسکان داده نخواهد شد و پلیس استرالیا این افراد را که غیرقانونی وارد این کشور می شوند، به کشورهای منطقه ای مانند گینه نو می فرستد، بنابراین اگر تقاضای پناهندگی این افراد قبول شود آنها باید بقیه عمر خود را در پاپوآ گینه نو یا کشور دیگری بجز استرالیا سپری کنند. در این مصاحبه پال فلی، سفیر استرالیا در تهران از سیاست های جدید این کشور در قبال پناهجویان و دلایل تغییر سیاست مهاجرپذیری این کشور می گوید.

با توجه به این که استرالیا سه برابر کشورهای مهاجرپذیر دیگر پناهجو می پذیرد دلایل تغییر سیاست های مهاجرپذیری این کشور چیست؟

می خواهیم ثابت کنیم قاچاقچیان انسان به مردم دروغ می گویند، می خواهیم مشخص کنیم با این شیوه دیگر شخصی به استرالیا نخواهد رسید. ما دوست نداریم زندگی و پول مردم به خطر بیفتد.

این سیاست در قبال افرادی که قبلا به شکل غیرقانونی به استرالیا آمده اند نیز اجرا می شود؟

با توجه به توافقاتی که شده مهاجرانی که قبل از انتشار این اعلامیه به استرالیا آمده اند به پاپوآ گینه نو منتقل نمی شوند.

این تغییر سیاست تاکنون نتیجه مثبتی داشته است؟

خیلی زود است که بخواهیم بگوییم این قانون کارا بوده است یا نه.

هر سال چه تعدادی پناهنده وارد استرالیا می شوند؟

استرالیا تعداد زیادی پناهجو می پذیرد. امسال قرار است 20 هزار نفر پناهجو بگیرد، اما از طریق قانونی و نه از طریق شبکه های تبهکاران.

پناهنده ها بیشتر از چه کشورهایی هستند؟

آنها از کشورهای مختلفی مانند افغانستان، ایران و دیگر کشورها هستند.

طبق سیاست های جدید استرالیا تعدادی از پناهجویان به گینه نو منتقل شده اند بهتر نبود قبل از انتقال اطلاع رسانی می کردید؟ یا آنها را به کشور خود برمی گرداندید؟

استرالیا با کشورهای دوست مانند ایران همکاری داشته و دارد، فکر می کنم این اقدام یک پیغام رسا و شفاف است که تائید می کند قاچاقچیان دروغگو هستند، من فکر می کنم خیلی مهم است که این تغییر را ایجاد کنیم، علاوه بر این اکنون که دارم با شما صحبت می کنم به همین دلیل است، در واقع خیلی شفاف بیان می کنیم که شرایط تغییر کرده است. درباره بازگشت آنها به ایران هم به نظر من هم بهتر بود آنها به کشورشان برمی گشتند، اما قبل از هر چیز آنها نباید خودشان را به دست قاچاقچیان سپرده و به روش های غیرقانونی اقدام می کردند، ولی اگر کسی در بازداشت باشد و بخواهد برگردد، دولت استرالیا خوشحال می شود به او کمک کند و البته دولت ایران هم مشتاق است کمک کند تا آنها به کشورشان برگردند. این در حالی است که توافقات انجام شده در صورتی اجرایی می شود که مطابق با تعهدات بین المللی باشد.

اما به نظر می رسد گینه نو شرایط لازم را برای اسکان پناهجویان ندارد؟

من با این ارزیابی شما موافق نیستم. استرالیا از قبل مراکزی در منطقه داشته مانند پاپوآ گینه نو و جزیره مائورا، ما به این دلیل سیاست مهاجری را تغییر داده ایم چون می خواهیم تاکید کنیم قاچاقچیان انسان دروغگو هستند، در واقع ما می خواهیم این تجارت شرورانه را متوقف کنیم.

هفته های گذشته در یکی از کمپ ها استرالیا پناهجویان اعتراض کرده و تعدادی از آنها بازداشت شدند، دلیل آنها برای اعتراض چه بود؟ آیا آنها به تغییر سیاست های شما برای ارسال پناهجویان به گینه نو اعتراض کردند؟

این شورش در مرکز بررسی درخواست پناهجویان در جزیره نائورا رخ داد، در آن شورش مردم مراکز بررسی درخواست ها را ویران کردند، کسی که در این مراکز زندگی می کند از شرایط موجود راضی نیست، چون قاچاقچی ها وعده های دیگری به او داده اند. البته این ماجرا می تواند دلیل دیگری نیز داشته باشد یعنی آنها با این امید شورش کرده اند که به استرالیا برسند.

برنامه دولت استرالیا برای آنها که در بازداشت هستند، چیست؟

باید بگویم آنها همچنان در نائورا خواهند ماند و تصمیم های لازم را در این باره دولت نائورا خواهد گرفت.

شرایط کمپ های استرالیا یا گینه نو چگونه است؟ آیا پناهجویان از حداقل ها بهره مند هستند؟

شرایط در این مرکز بسیار انسانی است و با استانداردهای بین المللی همخوانی دارد. پناهجویان به غذا، خدمات بهداشتی، پزشک و روانپزشک دسترسی دارند، آنها امکاناتی هم برای تفریح و تماس گرفتن با خانواده خود دارند، البته اگر نیاز باشد این امکانات گسترش پیدا می کند تا جوابگوی همه باشد.

چه تعدادی از پناهجویان در گینه نو اسکان پیدا می کنند؟

سقفی برای افرادی که در گینه نو سامان داده می شوند، تعیین نشده است. البته چنین مرکزی در جزیره مانوس هم وجود دارد. در این کمپ مانند مراکز دیگری که در استرالیا وجود دارد به صورت انسانی با پناهجو ها برخورد می شود.

چند نفر از مهاجران ایرانی به گینه نو منتقل شده اند و آیا آنها می توانند امیدوار باشند که به استرالیا برسند؟

حدود 800 نفر هستند، اما اصلا امکان ندارد آنها اقامت استرالیا را بگیرند، زیرا از نوزدهم جولای به بعد افرادی که غیرقانونی و با قایق به استرالیا می رسند، حتی اگر پناهنده بودن آنها ثابت شود در پاپوآ گینه نو یا کشور سومی اسکان پیدا کرده و هیچ وقت به استرالیا نمی رسند.

اگر شخصی به وسیله هواپیما خودش را به استرالیا برساند، چطور، آیا اقامت استرالیا را می گیرد؟

این کار خیلی سخت است که شخصی بخواهید خود را از طریق هواپیما به استرالیا برساند و درخواست اقامت کند، زیرا این کار نیاز به ویزا دارد. تا آنجا که می دانم بیشتر مهاجران غیرقانونی از طریق اندونزی و با قایق کوچک خود را به استرالیا می رسانند.

بهترین و بدترین اتفاقی که ممکن است برای یک پناهجو رخ بدهد، چه می تواند باشد؟

بدترین اتفاق این است که آنها به دلیل سفر با قایق های کوچک تبهکاران غرق شده و جانشان را از دست می دهند و به این دلیل غم و اندوه زیادی به خانواده هایشان تحمیل می شود و بهترین اتفاق هم این است که در پاپوآ گینه نو به درخواست پناهندگی آنها رسیدگی خواهد شد و اگر شرایط لازم را داشته باشند در پاپوآ گینه نو اسکان مجدد خواهند یافت یا در یک کشور سومی بجز استرالیا، اما اگر نتوانند اثبات کنند که شرایط پناهندگی را دارند دولت گینه نو تلاش می کند آنها را به کشور خود برگرداند. بنابراین نتیجه می گیریم این تلاش هیچ پایان خوشی نخواهد داشت. ما دوست نداریم مردم زندگی و دارایی خود را به خطر انداخته و سبب تاسف خانواده خود بشوند.

بجز این تغییر سیاست، دولت استرالیا چه راهکارهایی برای جلوگیری از ورود غیرقانونی مهاجر ها دارد؟

خیلی چیز ها وجود دارد که استرالیا و کشورهای منطقه ای برای پایان دادن به این تجارت شوم در نظر دارند. زیرا این مشکل باعث نگرانی استرالیا و کشورهای پناهجو فرست مانند ایران شده است، دولت استرالیا با دولت ایران گفت وگو هایی داشته تا از تجربیات یکدیگر استفاده کرده و اطلاعاتشان را به اشتراک بگذارند، علاوه بر این اقدامات دیگری هم در دست داریم، برای نمونه رئیس جمهور اندونزی کنفرانس دیپلماتیکی را ​ماه آگوست در نظر گرفته تا روی این موضوع بحث شود. در این کنفرانس کشورهای منطقه ای و کشورهای پناهجوفرست مانند ایران و افغانستان حضور خواهند داشت.

کشورهایی پناهجو فرست برای کاهش این تقاضا باید چه کار کنند؟ راهکارهای عملی کشور شما چیست؟

کشورهای مبدا و پناهجو فرست نقش مهمی در گسترش پیام ما دارند، آنها با اشاعه این پیام به مردمی که قصد دارند با قایق به استرالیا برسند، از اشتباه خود باخبر می کنند و آنها می فهمند که این کار خیلی خطرناک است، علاوه بر این ما با دولت ایران در حال بررسی این موضوع هستیم تا روش های مقابله با این تجارت شوم را بررسی کنیم.

درباره آمار کشته شده ها چه نظری دارید، آیا تائید می کنید 600 نفر از سال 2009 تاکنون جان خود را هنگام مهاجرت غیرقانونی به استرالیا از دست داده اند؟

من عدد دقیقی نمی دانم، اما همین آمار خیلی غمبار است و خیلی واضح نشان می دهد که این تجارت خطرناکی است.

در شبکه های اجتماعی اخباری منتشر شده که استرالیایی ها برای نجات جان پناهجویان تلاش زیادی کرده و می کنند. این موضوع را با توجه به آمار غرق شده ها تائید می کنید؟

نیروی دریایی استرالیا و گارد ساحلی ما زندگی خود را به خطر انداخته اند تا پناهجویانی که قایقشان غرق شده است نجات پیدا کنند. البته نباید از یاد برد که برخی از این قایق ها در آب های اندونزی غرق شده و مسئولیت آنها با کشور اندونزی است.

کشور استرالیا با توجه به چه اهدافی پناهجو می پذیرد؟

استرالیا مطابق با تعریف بین المللی پناهجو این افراد را می پذیرد. ما کشوری با شرایط مناسب هستیم و می خواهیم به سایر کشورها کمک کنیم مانند ایران که میزبان اتباع افغانستان و سایر کشورهاست.

شما به عنوان سفیر استرالیا به شخصی که تصمیم به مهاجرت غیرقانونی گرفته و اکنون مشغول خواندن این گفت وگو است، چه می توانید بگویید تا او را از این کار منصرف کنید.

بگذارید خیلی ساده بگویم کسی که فکر می کند با روش های غیرقانونی می تواند به استرالیا برسد و زندگی و دارایی خود را به خطر انداخته، هیچ وقت به استرالیا نخواهد رسید.

ایرانیان در استرالیا

طبق آماری که سفیر استرالیا در اختیار جام جم قرار داده اکنون30 هزار ایرانی در استرالیا زندگی می کنند، ولی اینها همه ایرانیانی که به استرالیا آمده اند، نیستند زیرا تعدادی هم در کمپ ها و بازداشتگاه های پلیس هستند. براساس اطلاعات سفارت استرالیا اکنون 3350 ایرانی در بازداشتگاه مهاجران نگهداری می شوند، البته این بازداشتگاه ها زندان های جنایی نیستند و وضع مطلوبی دارند. علاوه بر این 880 ایرانی نیز تحت بازداشت جامعه ای هستند یعنی حق کار نداشته و باید هر چند وقت یک بار به پلیس گزارش بدهند. علاوه بر این افراد از ابتدای ژانویه امسال تاکنون 6406 ایرانی نیز به صورت غیرقانونی و با قایق خود را به خاک استرالیا رسانده اند. سفیر استرالیا در باره اینکه پناهنده های ایرانی با چه هدفی به استرالیا می آیند می گوید:​ آنها برای زندگی اقتصادی بهتر به استرالیا می آیند، اما باید از طریق روش های قانونی اقدام کنند، ما سالانه 2000 ویزا برای ایرانی ها صادر می کنیم، استرالیا کشور مهاجران است. اکنون 30 هزار ایرانی در استرالیا زندگی می کنند که کاملا قانونمدار هستند و به سختی نیز کار می کنند ما از چنین ایرانی هایی استقبال می کنیم. فلی ادامه می دهد:هر تقاضای پناهندگی به صورت جدا بررسی می شود و ملاحظات محرمانه بودن نیز در نظر گرفته می شود بنابراین حرف هایی که پناهنده ها به ارزیاب ها می زنند معمولا هیچ وقت فاش نمی شود، اما بگذارید خاطرنشان کنم که از نظر دولت استرالیا بیشتر ایرانی ها مهاجران اقتصادی توصیف شده اند، یعنی آنها تلاش می کنند به کشوری مهاجرت کنند که وضع اقتصادی بهتری داشته باشد.

مهدی آیینی

گنج‌هایی که زیر پا می‌مانند یا خوراک دام می‌شوند

 

مهدی آیینی

مهدی آیینی


صدها گونه از آنها در کشورمان وجود دارد، سرمایه این مملکت هستند، اما کسی باورشان ندارد یا دست‌کم آن‌طور که باید قابلیت‌های آنها جدی گرفته نشده است به همین دلیل این روزها 2405 گونه از آنها در معرض خطر قرار دارند، از 8000 گونه گیاهی کشورمان حرف می‌زنیم؛ گیاهانی که اگر خوب به آنها رسیدگی کنیم و برای رشد و پرورششان بکوشیم، صادراتشان می‌تواند سود سرشاری را به کشور سرازیر کرده و خانواده‌های زیادی را از فقر و جوانان بی‌شماری را از بیکاری نجات دهد، زیرا ارزش تجارت جهانی گیاهان دارویی بیش از 43 میلیارد دلار تخمین زده شده و آمار‌ها از این حکایت دارد که چین، آلمان و کانادا از کشورهای پیشگام در این زمینه به‌شمار می‌آیند.

جالب است بدانید که به گفته رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، 8000 گونه گیاهی کشور برابر 80درصد گونه های گیاهی است که در کل اروپا می رویند؛ جالب تر این که 6000 گونه از این گیاهان دارویی است و در این میان 1727 گونه از گیاهان بومی کشور در دنیا بی نظیر محسوب می شود، بنابراین با یک حساب سر انگشتی می توان به سودآوری گونه های گیاهی کشورمان پی برد، اما متاسفانه به دلیل نبود مدیریت کارآمد 431 گونه از گیاهان کشور به مرحله شکنندگی رسیده و 20 گونه دیگر هم در لبه پرتگاه انقراض قرار گرفته اند.

چرای بی رویه دام در مراتع یا فعالیت برخی عشایر و جنگل نشینانی که در نبود شغل و درآمد گیاهان دارویی را به خورد دام هایشان می دهند یا که آنها را چیده و می فروشند، این اوضاع نامناسب را برای گونه های گیاهی کشور رقم زده است، هرچند نبود فناوری فرآوری گیاهان دارویی در کشور هم سبب شده ما در صادرات این گونه ها جایگاه مناسبی نداشته باشیم و مجبور شویم برای رفع نیاز، گیاهان دارویی را که در کشورمان می رویند، آنها را از دیگر کشورها تهیه کنیم البته نباید از نبود نظارت مناسب بر رویشگاه های گیاهان دارویی هم غافل شد، زیرا سازمان جنگل ها نیرو و امکانات لازم را برای نظارت همیشگی و کارآمد در این مناطق در اختیار ندارد به این دلیل به نظر می رسد تا زمانی که مسئولان حداقل ها را برای حفاظت از گونه های گیاهی تامین نکنند، کشورمان نمی تواند از توانمندی هایش استفاده و بخشی از نیازهای خود را از این راه برطرف کند.

مهدی آیینی / جام جم

هواشناسی به گزارش ما

خیلی‌ها اخبار هواشناسی را پیگیری می‌کنند؛ از مسافران و کشاورزان گرفته تا سازمان‌های بزرگی مانند هواپیمایی و کشتیرانی کشور. باخبرشدن از وضع آب و هوا و پیش‌بینی آن برای چند روز، چند ماه یا چند سال آینده می‌تواند خیلی از مشکلات را برطرف کند و جلوی خسارت‌های جبران‌ناپذیر مالی و جانی را بگیرد. علاوه بر این، امنیت ترافیک هوایی، بهبود مدیریت منابع آب، کشاورزی، تعدیل آب و هوا، مدیریت راه ها و پیش بینی عمومی وضع آب و هوا بخشی از اهداف سازمان هواشناسی کشور است. برای این که بدانیم کارشناسان مرکز هواشناسی چطور وضع آب و هوا را پیش بینی می کنند به سازمان هواشناسی کشور رفتیم؛ جایی که کارشناسان اش همیشه در حال بررسی اطلاعات و نقشه های هواشناسی هستند.
تلفن ها مدام زنگ می خورد، عده ای هم که تعدادشان کم نیست، مشغول سر و کله زدن با کامپیوترها هستند و هر چند لحظه یکبار اطلاعاتی را که برایشان ارسال می شود، بررسی می کنند، در نگاه اول و تا زمانی که نقشه های هواشناسی را ندیده باشید، شاید سالن پیش بینی وضع آب و هوای سازمان هواشناسی برایتان بی شباهت به تالار بورس نباشد، اما اینجا کارشناسان فقط با داده ها و نقشه های هواشناسی سر و کار دارند، روی صفحه مانیتور کامپیوترهای آنها نقشه های هواشناسی که از چند و چون وضع جوی کشور حکایت دارد هر لحظه به روز می شود، علاوه بر این کارشناسان این مرکز اطلاعات ایستگاه های هواشناسی داخل و خارج از کشورمان را کنار یکدیگر قرار می دهند و با مقایسه آنها و استفاده از تجربه خود سعی می کنند وضع آب و هوا را برای روزهای آینده پیش بینی کنند.

افرادی هم که با آنها در تماس هستند، می خواهند بدانند وضع آب و هوا در روزهای آینده چه تغییراتی خواهد کرد.

کارشناسان هواشناسی در بخش پیش بینی به صورت شیفتی کار می کنند برای همین در هر ساعت از شبانه روز تعدادی از آنها در این سالن حضور دارند و نقشه های هواشناسی را بررسی کرده و گزارش های خود را در اختیار ارگان ها و افرادی که با آنها در تماس هستند، می گذارند.

96 درصد صحت دارد

محمد اصغری، مسئول پیش بینی سازمان هواشناسی کشور درباره این که پیش بینی کارشناسان این سازمان چقدر درست از آب درمی آید، می گوید: پیش بینی هایی که ما ارائه می کنیم، 96 درصد صحت دارد. هواشناسی، علمی جهانی است و هیچ سازمانی در دنیا نمی تواند صد درصد اخبار آب و هوا را درست پیش بینی کند.

به گفته اصغری، کارشناسان می توانند وضع آب و هوا را برای فصل های آینده نیز بررسی کنند، اما میزان درستی این اطلاعات کاهش پیدا کرده و به 60 تا 70 درصد می رسد.

او در این باره مثالی می زند: شما اگر یک گوی را روی زمین به حرکت درآورید، می توانید با مشخص کردن سرعت یا مشخصات سطح زمین، حرکت و زمان رسیدن این گوی را از نقطه 1 به 2 پیش بینی کنید، اما برای نمونه اگر قرار باشد حرکت دود در هوا را پیش بینی کنید کار خیلی سخت می شود. پیش بینی آب و هوا هم مانند پیش بینی حرکت دود در هوا است، به همین علت است که گاهی پیش بینی ها اشتباه از آب درمی آید.

کارشناسان هواشناسی برحسب مدل های مختلفی که از پیش مشخص شده و در آزمایش ها نتیجه موفقیت آمیزی داشته است، وضع آب و هوا را پیش بینی می کنند، در واقع برآیند گرفتن اطلاعات، بررسی و مقایسه داده های هواشناسی سبب می شود آنها بتوانند وضع آب و هوا را پیش بینی کنند.

جالب اینجا است که کارشناسان هواشناسی هنگام کار باید حواس شان به دو ساعت مشخص باشد؛ یکی ساعت معمول کشور و دیگری ساعت گرینویچ، چرا که آنها سر ساعت های مشخص شده ای باید اطلاعات را از ایستگاه های داخلی و خارجی کشور گرفته و اطلاعات خود را هم برای دیگر کشورها مخابره کنند تا کارشناسان هواشناسی سایر کشور ها نیز با کنار هم قراردادن این اطلاعات بتوانند وضع آب و هوای کشور خود را پیش بینی کنند.

به گفته اصغری، همه کشورها در ساعت مشخصی پارامترهای هواشناسی منطقه خود را برای یکدیگر مخابره می کنند تا کارشناسان با کنار هم قراردادن پارامترهایی مانند میزان رطوبت، دما و سرعت و جهت باد بتوانند نقشه های هواشناسی را تهیه کرده و با توجه به همین نقشه ها دست به پیش بینی هوا بزنند.

ایستگاه های هواشناسی

اطلاعاتی که در اختیار کارشناسان سازمان هواشناسی قرار می گیرد از ایستگاه های هواشناسی کشور برای آنها مخابره می شود، ایستگاه هایی که برخی از آنها به صورت اتوماتیک اطلاعات را ارسال می کنند و ایستگاه هایی که کارشناسان هواشناسی در آنجا حضور دارند و مشغول به کار هستند.

کارشناس پیش بینی سازمان هواشناسی اضافه می کند: تعدادی از ایستگاه های هواشناسی در مناطق صعب العبور و مناطق کوهستانی قرار گرفته است، چون رفت وآمد به این ایستگاه ها مشکل است، طوری برنامه ریزی شده تا این دستگاه ها به طور خودکار اطلاعاتی که سنسور ها ثبت می کنند، مانند میزان درجه دما و رطوبت را مخابره کنند.

علاوه بر این ایستگاه های اتوماتیک، ایستگاه های دیگری نیز در کشور وجود دارد که از سوی کارشناسان هواشناسی اداره می شود.

اصغری ادامه می دهد: سازمان هواشناسی صدها ایستگاه در سراسر کشور دارد که شامل ایستگاه های سینوپتیک، دریایی، فرودگاهی، خودکار، جاده ای، کشاورزی، باران سنجی و اقلیم شناسی می شود.

سازمان هواشناسی یکی از بزرگ ترین سازمان های کشور است که بخش های زیادی دارد؛ قسمت هایی مانند بخش فنی که محلی است برای ساخت ابزارهای هواشناسی مانند بادسنج و رطوبت سنج. بخش مخابرات که در آن داده های به دست آمده در ابرکامپیوتر ها ذخیره شده و برای ارگان های مختلف ارسال می شود.

اصغری عنوان می کند: بخش پیش بینی، پژوهشکده و RMTC (دانشگاه هواشناسی) را نیز باید به دیگر بخش های سازمان هواشناسی اضافه کرد.

خدمات پیش بینی ها

اطلاعاتی که کارشناسان سازمان هواشناسی به دست می آورند، برای خیلی از ارگان ها و مراکز کشور نقش تعیین کننده ای دارد.

برای نمونه به هیچ هواپیمایی در کشور تا زمانی که کارشناسان سازمان هواشناسی وضع جوی را مناسب پرواز ندانند، اجازه پرواز داده نمی شود. در بخش دریایی هم کشتی های مسافربری یا سوخت رسان باید قبل از حرکت از وضع جوی باخبر شوند تا اگر دریا مواج و توفانی بود به دریا نروند.

علاوه بر این، توصیه های کارشناسان هواشناسی سبب صرفه جویی در سوخت هواپیما ها و کشتی ها هم می شود؛ چون آنها با توجه به شرایط جوی مسیر مناسبی را برای حرکت خود در نظر می گیرند.

اصغری ادامه می دهد: در بخش کشاورزی هم پیش بینی کارشناسان ما نقش مهمی دارد؛ خیلی از کشاورزان با ما در تماس هستند و وضع بارندگی در فصل های مختلف را جویا می شوند تا بتوانند محصولات بهتری را به عمل بیاورند.

سازمان هواشناسی یکی از معاونت های سازمان گردشگری هم محسوب می شود و از این طریق اطلاعات خود را در اختیار کارشناسان این مرکز قرار می دهد. برای نمونه آنها با بررسی این داده ها برای سفرهای نوروزی برنامه ریزی می کنند.

علاوه بر این، سازمان هواشناسی با کمک راهداری 58 گردنه خطرناک کشور را شناسایی و در این محل ها ایستگاه خودکار هواشناسی نصب کرده تا وضع جوی این مناطق در اختیار مسافران قرار بگیرد.

پیش بینی برای لایه های مختلف

کارشناسان هواشناسی برای لایه های مختلف جوی نقشه پیش بینی تهیه می کنند تا با کنار هم قرار دادن آنها بتوانند با دقت بیشتری وضع آب و هوا را پیش بینی کنند.

اصغری در این باره می گوید: برای لایه های مختلف نقشه تهیه می شود؛ از سطح زمین گرفته تا لایه هایی که هواپیماها در آن پرواز می کنند، برای نمونه سطح 850 میلی بار و 500 میلی بار.

کارشناسان هواشناسی وضع لایه های مختلف را بررسی می کنند چرا که اطلاعات هر لایه کاربرد مشخصی دارد، برای نمونه هلی کوپترها در لایه 850 تا 700 میلی بار پرواز می کنند. اصغری اضافه می کند: این روزها که چند زلزله در کشور اتفاق افتاده هلی کوپترهای امداد و نجات اخبار وضع جوی را از ما می گیرند، چرا که آنها باید بدانند در محدوده پروازی خود چه میزان رطوبت وجود دارد یا سرعت و جهت وزش باد چگونه است یا درخصوص هواپیما های مسافربری باید به آنها بگوییم دمای هوا در چه مناطقی خیلی سرد است تا موتورهای آنها دچار یخ زدگی نشود.با به دست آمدن این اطلاعات کارشناسان هواشناسی حتی می توانند برای خلبان ها پیش بینی کنند کجا و در چه ارتفاعی ممکن است با چاله هوایی روبه رو شوند. چاله های هوایی در واقع محل هایی هستند که فشار هوا بشدت کاهش پیدا می کند.

برای پیش بینی هایی که هر روز از رادیو و تلویزیون برای همه مردم پخش می شود کارشناسان بیشتر به اطلاعاتی که در سطح زمین و لایه 500 میلی بار به دست می آورند توجه می کنند. اصغری توضیح می دهد: در سطح زمین کارشناسان بیشتر میزان رطوبت هوا را بررسی می کنند، لایه 500 میلی بار هم چون لایه میانی جو است مورد بررسی قرار می گیرد.

بعد از این که اطلاعات ایستگاه های هواشناسی در اختیار کارشناسان قرار گرفت آنها نقشه های مختلف هواشناسی را آماده می کنند تا با استفاده از آنها و قرار دادنشان در مدل های هواشناسی بتوان وضع آب و هوا را پیش بینی کرد.

اصغری ادامه می دهد: چند نوع مدل هواشناسی داریم که هر کدام فرمول خاص خود را دارد. وقتی اطلاعات در این مدل ها قرار گرفت نتیجه هایی به دست می آید، برای نمونه ممکن است یک مدل از بارش باران یا دیگری از بارش تگرگ و برف خبر بدهد، برای همین کارشناسان ما اطلاعات به دست آمده همه مدل ها را در کنار هم قرار داده و آنها را با هم مقایسه می کنند.

به این ترتیب کارشناسان با تجربه ای که دارند نتایج به دست آمده از هر مدل را بررسی کرده و وضع آب و هوا را پیش بینی می کند. بعد از این که پیش بینی ها اطلاعات لازم در خصوص وضع جوی را به دست آورند آنها را در اختیار واحد مخابرات سازمان هواشناسی قرار می دهند تا کاربرهای مختلف مانند سازمان هواپیمایی و کشتیرانی از این اطلاعات برای عملکرد مناسب استفاده کنند.

برج مراقبت و کارشناسان هواشناسی

هرچند این روزها در بیشتر فرودگاه های دنیا اتاقی مخصوص به نام «بری فینگ» قرار دارد و در آن کارشناس هواشناس هواشناسی وضع آب و هوا را طبق فهرست پرواز برای خلبانان آماده می کند، اما علاوه بر این هرازگاهی هم برج های مراقبت فرودگاه ها با سازمان هواشناسی تماس می گیرند تا از وضع آب و هوا بیشتر باخبر شوند.

اصغری در این خصوص ادامه می دهد: معمولا در ابتدای هر فصل شرکت های هواپیمایی فهرست پرواز های خود را برای ما ارسال می کنند تا کارشناسان هواشناسی با توجه به تاریخ و ساعت های پرواز وضع آب و هوا را بررسی کنند و اگر شرایط جوی برای پرواز نامناسب بود شرکت های هواشناسی را باخبر کنند.

علاوه بر این همه خلبان ها قبل از پرواز نقشه وضع آب و هوا را هم تحویل می گیرند تا طبق آن فاکتورهایی مانند ارتفاع یا سرعت پرواز را مشخص کنند.

تاریخچه هواشناسی در کشور

درباره تاریخچه هواشناسی هم باید گفت هرچند دانشمندانی مانند ابوعلی سینا، خیام، ابوریحان بیرونی و زکریای رازی درباره شرایط جوی نوشته هایی دارند اما فعالیت های دقیق کارشناسان این علم در کشورمان به سال هایی برمی گردد که انگلستان و روسیه در مناطق نفت خیز کشورمان فعالیت می کردند. درس هواشناسی سال 1298 در برنامه درسی مدرسه «برزگران» گنجانده شد و استادان فرانسوی آن را تدریس می کردند، اولین ایستگاه هواشناسی کشور هم سال 1308 در این مدرسه دایر شد.

به این ترتیب رفته رفته به تعداد ایستگاه های کشور اضافه شد وکارشناسان پارامترها را بررسی کرده و در اختیار بخش کشاورزی و آبیاری قرار می دادند، بعد از جنگ جهانی دوم هم متفقین برای کنترل و پرواز هواپیمای خود چند واحد هواشناسی در کشور درست کردند.

سرانجام سال 1334 اداره کل هواشناسی کشور تاسیس شد. این اداره ابتدا به وزارت راه وابسته بود، کمی بعد این اداره زیر نظر وزارت جنگ قرار گرفت، اما بعد از پیروزی انقلاب اداره هواشناسی دوباره زیر نظر وزارت راه و ترابری قرار گرفت.

تحقیق و شناخت اتمسفر، تجزیه و تحلیل اطلاعات و آمارهای هواشناسی به منظور افزایش بازدهی فعالیت هایی مانند دامپروری، کشاورزی، آبیاری و سدسازی قسمتی از اهداف سازمان هواشناسی کشور است.

گرم ترین و سردترین مناطق ایران

کارشناسان هواشناسی می گویند همیشه مردم وقتی آنها را بیرون از مرکز می بینند درباره درستی پیش بینی از آنها سوال کرده یا می پرسند دماهایی که برای گرمترین و سردترین مناطق اعلام می کنند، چقدر درست است. اصغری دراین باره می گوید: سازمان ما همیشه به دور از هر گونه سیاست اخبار درست را منتشر می کند، اما برخی ها فکر می کنند ما اطلاعات را دستکاری می کنیم مثلا آنها که در شهر های جنوبی کشور زندگی می کنند ادعا می کنند چون در دمای بالای 50 درجه باید اداره و مدرسه ها تعطیل شود ما هیچ وقت اطلاعات درست را اعلام نمی کنیم. یکی از علت هایی که برخی ها تصور می کنند هواشناسی دمای هوا را به درستی اعلام نمی کند این است که وقتی دما از مرز 40 درجه عبورکند شرایط طاقت فرسایی را به وجود می آورد. اصغری ادامه می دهد: در چنین شرایطی فرد کلافه شده و خیال می کند دما خیلی بیشتر از چیزی است که کارشناسان سازمان هواشناسی اعلام کرده اند. نکته دیگری که آقای کارشناس به آن اشاره می کند شرایط استاندارد اندازه گیری دما است. او توضیح می دهد: برای خیلی ها شاید این سوال به وجود بیاید که ما دمای منطقه ای که سایه است، اعلام می کنیم یا جایی که زیر تابش نور مستقیم خورشید قرار دارد، در این باره باید بگویم ایستگاه های ما مانند ایستگاه های استاندارد سراسر جهان عمل می کند و دماسنجی که دما را اندازه گیری می کند درون محفظه و ایستگاه قرار دارد. به گفته اصغری تاکنون پیش نیامده که سیاست در انتشار اخبار هواشناسی نقش داشته باشد به همین علت او و همکارانش همیشه اخبار واقعی را در خصوص وضع آب و هوا منتشر می کنند. جالب است بدانید در 50 سال اخیر سردترین دما برای تهران 15 درجه زیر صفر بوده که در هجدهم دی 1347 ثبت شده و گرم ترین روز با 43 درجه سانتی گراد هم در دوازدهم تیر 1337 تجربه شده است. اردبیل هم در این مدت سردترین روز خود را با 33.8 درجه سانتی گراد زیر صفر در 14 بهمن 1367 تجربه کرده است. اهواز هم داغ ترین روز خود را با دمای 54 درجه سانتی گراد در بیست و چهارم تیر 1346 تجربه کرده است.

سوگواره‌ای برای لاله‌های واژگون

آنقدر زیباست که گردشگران برای دیدنشان شال و کلاه می‌کنند و به دشت‌های مرتفع کشور می‌روند؛ آن‌قدر در تاریخ و فرهنگ کشورمان ریشه دارد که در کتیبه‌ها و سرستون‌های طاق بستان می‌توان آنها را در کنار پادشاهان ساسانی دید یا در افسانه‌ها خواند.

مهدی آیینی

مهدی آیینی

وقتی این گل کشته شدن سیاوش به دست افراسیاب را دید سر پایین انداخت تا در غم او اشک بریزد؛ از طرفی این گونه گیاهی آن قدر مظلوم واقع شده که این روزها در خطر انقراض قرار گرفته است، چون یا به دست گردشگرنماها چیده می شود یا چرای غیرمجاز دام آن را از بین می برد، هرچند که این روزها افراد فرصت طلب هم با فروش و قاچاق این گل ها آنها را بیشتر از پیش در خطر انقراض قرار می دهند.

درباره لاله های واژگون حرف می زنیم؛ گل هایی که هر بهار زیبایی دشت های خراسان شمالی، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان را چند برابر می کند.

لاله های واژگون از گونه های گیاهی در خطر انقراض کشورمان است، اما با این حال هر سال فصل بهار، زمانی که این گل ها سر از خاک بیرون می آورند، ماجرای قاچاق و فروش آنها به دست افراد سودجو خبرساز می شود.

روز گذشته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران از کشف و ضبط 45 شاخه لاله واژگون در پایتخت خبر داد، هرچند که طبق قانون و مقررات سازمان جنگل ها و مناطق حفاظت شده محیط زیست از بین بردن رستنی هایی که محدودیت رویشگاهی دارند، جرم است، ولی آگاهی نداشتن شهروندان در این باره سبب شده که افراد سودجو دست به خرید و فروش این گونه گیاهی در خطر انقراض بزنند.

با این که در چند سال اخیر برخی از زیستگاه های لاله های واژگون به ثبت ملی رسیده است، اما نبود نیروی کافی برای محافظت از این مناطق سبب شده این گونه گیاهی هنوز در خطر انقراض قرار داشته باشد، به همین علت مسئولان برای حفظ این گونه گیاهی باید راهکار مناسبی در پیش بگیرند، بدون تردید فرهنگ سازی و کمک به بخش خصوصی برای تولید و تکثیر پیاز این گل زیبا می تواند راهکار مناسبی برای حفظ گل لاله واژگون باشد.

بالا