آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : محيط زيست (برگ 13)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : محيط زيست

اشتراک به خبردهی

فريدون کنار؛کشتارگاه پرندگان مهاجر

سفر پرندگان مهاجر به کشورمان فرصتی است که این روزها به تهدیدی برای کشور تبدیل شده است، زیرا برخلاف کشورهای دیگر که با برگزاری تورهای پرنده‌نگری نهایت استفاده را از مهاجرت پرندگان برده و سبب بهبود وضع اشتغال و درآمد اشخاص می‌شوند.

 شکار افراطی و بی‌ضابطه پرندگان در معرض خطر انقراض از سوی صیادان استان‌های شمالی کشور سبب شده در جمع‌های تخصصی محیط‌زیستی و پرنده‌نگری بین‌المللی از منطقه فریدون‌کنار به عنوان سیاهچال پرندگان مهاجر یاد کنند، این در حالی است که این بدنامی ​و عمل نکردن به اصول کنوانسیون‌هایی مانند CMS (کنوانسیون‌ حفاظت‌ از گونه‌های وحشی‌ مهاجر) چهره نامناسبی از کشورمان را برای جهانیان به تصویر می‌کشد​، بنابراین مسئولان باید برای رفع این مشکل نهایت تلاش خود را به کار گرفته و به کمک سازمان حفاظت محیط زیست کشور بیایند.

هر سال با آغاز فصل​های سرد سال حدود دو میلیون پرنده مهاجر خود را به استان‌های شمالی کشور مانند مازندران، گیلان و گلستان می‌رسانند تا در این مناطق زمستان را سپری کنند، این در حالی است که براساس آمارهای بین‌المللی 12.4 درصد از کل پرندگان دنیا که ۱۹۲ گونه نیز است در خطر انقراض قرار دارند​، نکته اینجاست که ​ شکار افراطی این گونه‌ها چند سالی است در کشورمان مشکل‌ساز شده و برنامه‌های مسئولان نیز تاکنون نتوانسته در این زمینه گره‌گشا باشد، برای نمونه چند روز پیش سازمان حفاظت محیط زیست حدود 70 محیط​بان را برای جمع‌آوری دام‌های هوایی که بیشترین آسیب را به پرندگان مهاجر می‌رساند به این منطقه فرستاد، اما حدود 200 نفر از صیادان که برخی‌شان مسلح بودند به همراه خانواده‌های خود مانع کار محیط‌بانان شدند. به همین دلیل اولین اقدام موثر سازمان حفاظت محیط زیست برای رفع این مشکل ناکام باقی ماند.

شهرام امیری شریفی، مدیر دیدبان حقوق حیوانات درباره دلایل حل نشدن این مساله به جام‌جم می‌گوید: برخی از این صیادان ادعا می‌کنند برای امرار معاش پرندگان مهاجر را صید می‌کنند​، اما آنها فقط​ عمل غیرقانونی خود را توجیه می‌کنند، زیرا بیشترشان کشاورز هستند و شغل‌های دیگری نیز دارند.

امیری شریفی تاکید می‌کند: نکته اینجاست که ​برخی مسئولان محلی نیز در این مناطق ​دامگاه ​​ دارند یا دست‌‌کم از شکار پرندگان سود می‌برند​، بنابراین آنها ​تمایلی برای ورود به این مساله ندارند.

وی درباره وظایف سازمان حفاظت محیط​ زیست در این باره عنوان می‌کند: سازمان موظف است با این قانون‌شکنی برخورد کند. امسال محیط زیست بیشترین تلاش را نشان داد و تعدادی از محیط‌بانان خود را برای جمع‌آوری دام‌های هوایی ​به فریدون‌کنار فرستاد تا مانع کارگذاری دام هوایی از سوی صیادان شوند​، اما ​ شکارچی‌ها با تفنگ مانع کار آنها شدند​.

باید تاکید کرد سازمان حفاظت محیط زیست نیز توانایی محدودی دارد، زیرا تا به حال این سازمان محیط‌بانان زیادی را برای حفظ محیط زیست کشور از دست داده، اما نکته اینجاست که تجمع صیادان برخلاف قانون و برای تقاضای ​غیرقانونی برگزار شد بنابراین به نظر می‌رسد نیروهای امنیتی دیگری مانند پلیس ضدشورش و نیروی انتظامی نیز ​باید محیط‌بانان را هنگام اجرای ماموریت‌ها همراهی کنند.

جای خالی برنامه‌های​ فرهنگی

حمیدرضا خیلدار، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور نیز در باره تجمع صیادان در گفت‌وگو با جام‌جم می‌افزاید: به طور حتم اگر نیرو‌های ما حین این ماموریت بی‌تدبیری می‌کردند کشت و کشتار رخ می‌داد به همین دلیل به دنبال این هستیم که ابتدا برنامه‌های فرهنگی برگزار شود​.

ناصر مهردادی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران نیز دراین باره به جام‌جم می‌گوید​: در بیشتر مناطق موفق شده‌ایم دام​های هوایی را جمع‌آوری کنیم، اما در فریدون‌کنار تاکنون موفق به این کار نشده‌ایم.​

یکی از دلایل بحرانی شدن این مساله این است که ​​ چند سال گذشته این مساله رها شده بود به همین علت​ دامگاه‌ها گسترش یافته و این روزها تعداد بیشتری از افراد دست به شکار بی‌ضابطه پرندگان مهاجر می‌زنند.

خیلدار یادآور می‌شود:​ مساله اینجاست که تعداد این افراد کم نیست، هرچند کار این افراد غیرقانونی است، اما چون برای مدتی با آنها برخورد نشده بود اکنون تعداد دامگاه‌دارها افزایش یافته و به شکل تشکل درآمده‌اند. ​ بنابراین برای حل آن شورای تامین استان باید با ما همکاری کند، البته ما می‌توانیم ​با یگان ویژه وارد عمل شده و برخورد قهری انجام دهیم، اما رئیس سازمان حفاظت محیط زیست موافق برخورد قهری​ نبوده و معتقد است این مساله​ باید با برگزاری نشست‌های متعدد حل و فصل شود.

وی خاطرنشان می‌کند: رئیس سازمان نامه‌ای نیز برای​ استاندار مازندران فرستاده تا ​مقامات استانی نیز با سازمان حفاظت محیط زیست همکاری کنند، زیرا​ این سازمان به تنهایی نمی‌تواند این مساله را برطرف کند.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران بیان می‌کند: حفاظت این پرندگان به عهده ماست، اما در فریدون‌کنار همیشه چالش ​داریم، چون صیادان با استفاده از دام‌های هوایی انواع ​پرندگان را به دام می‌اندازند.

مهردادی اظهار می‌کند: امسال با پیگیری‌های استانداری، فرمانداری، امام جمعه و سازمان‌های مردم نهاد تصمیم داریم​ این وضع را ساماندهی کنیم.

بازی با آبروی کشور

برخی صیادان بومی منطقه فریدون‌کنار ادعا می‌کنند چون زمین‌های شالی خود را در نیمه دوم سال​ به شکل تالاب‌های مصنوعی درآورده و برای ​ جلب توجه پرندگان مهاجر در زمین‌های خود دانه می‌ریزند، حق دارند پرندگان را شکار کنند، زیرا آنها تصور می‌کنند به دلیل زحمات آنها پرندگان مهاجر به این مناطق مهاجرت می‌کنند.

مدیر دیدبان حقوق حیوانات یادآور می‌شود:تعداد دیگری از صیادان ادعا می‌کنند چون زمین‌ها به آنها تعلق دارد پرندگانی که در این مناطق می‌نشینند نیز به آنها تعلق دارد. این در حالی است که پرندگان مهاجر مالکیت جهانی دارند و براساس کنوانسیون‌هایی که تنظیم شده پرندگان مهاجر مربوط به اکوسیستم جهانی است و هیچ کشوری نمی‌تواند سبب نسل کشی آنها شود.

وی تاکید می‌کند: اکنون در برخی مجامع بین‌المللی و جمع‌های تخصصی پرندگان مهاجر از فریدون‌کنار به عنوان سیاهچاله پرندگان یاد می‌کنند و برخی کشورها تلاش می‌کنند با مدیریت مسیر مهاجرت پرندگان برخی گونه‌های ویژه و در خطر انقراض دیگر به کشورمان مهاجرت نکنند.

در واقع باید گفت ​این بدنامی بزرگی برای کشور است، زیرا ما در بیشتر کنوانسیون‌های حمایت از این گونه‌های جانوری عضو هستیم و اگر برخلاف این قراردادها عمل کنیم آبروی کشور خدشه‌دار خواهد شد.​

درنای سیبری، خروس کولی دشتی، دال پشت سفید و گیلان شاه خالدار چهارگونه از پرندگان مهاجر هستند که وضع بحرانی دارند، گونه‌های دیگری نیز مانند اسکوتر بال سفید و اردک سرسفید​ وضع نامناسبی دارند، شکار این پرنده‌ها و حذف آنها ​سبب آسیب جدی به محیط زیست جهان می‌شود، این در حالی است که کشورمان عضو کنوانسیون CMS یا کنوانسیون‌ حفاظت‌ از گونه‌های وحشی‌ مهاجر نیز هست، افزون براین باید تاکید کرد یکی از دلایلی که سبب شد تالاب فریدون‌کنار به عنوان تالاب ​بین‌المللی شناخته شود حضور پرندگان مهاجر در این تالاب است، بنابراین فعالیت تعدادی از صیادان فرصت‌طلب نباید سبب شود در مجامع بین‌المللی، ایران به نقض قوانین کنوانسیون‌ها متهم شود.

نکته اینجاست که در استان‌ها و مناطق دیگر کشور نیز پرندگان مهاجر شکار می‌شوند، ولی این روند در​منطقه فریدون‌کنار خیلی بی‌ضابطه انجام می‌شود.

شریفی امیری عنوان می‌کند: در تمام مناطق شمالی کشور این مساله وجود دارد، اما ​​چون ​در فریدون‌کنار بازار امنی ​وجود دارد صیادان استان‌های دیگر نیز به این منطقه مراجعه کرده و پرندگان شکار شده را چوب می‌زنند​.​​

علیرضا هاشمی، مدیر گروه پرنده‌نگری طرلان نیز در گفت‌وگو با جام‌جم تصریح می‌کند: ​متاسفانه همه مردم فریدون‌کنار را مقصر می‌دانند، اما خیلی از گروه‌های محیط‌زیستی مازندران نیز به این وضع انتقاد دارند، در واقع بخش کوچکی از این شرایط سود می‌برند و عده زیادی​ قربانی فعالیت صیادان می‌شوند​​.

باید تاکید کرد فقط صیادان فریدون‌کناری در این بین مقصر نیستند، زیرا گردشگرانی​ که حاضرند لاشه پرندگان مهاجر را بخرند​ نیز به همان اندازه مقصرند.

البته باید به رستوران‌داران فرصت‌طلب نیز اشاره کرد که با آغاز فصل مهاجرت پرندگان منوی ویژه تهیه کرده و از​ راه طبخ پرندگان مهاجر کسب درآمد می‌کنند.

این در حالی است که فعالیت صیادان در این منطقه فقط محدود به شکار نمی‌شود، زیرا آنها با زنده‌گیری گونه‌های در خطر انقراض و فروش آنها به دارندگان باغ‌های پرندگان زمینه را برای انقراض آنها فراهم می‌کنند.

مدیر گروه پرنده‌نگری طرلان بیان می‌کند: شکار پرندگان فقط برای گوشت نیست، اکنون باندهای سازمان یافته‌ای نیز شکل گرفته که بسیاری از پرندگان را زنده‌گیری ​کرده و در بازار سیاه و به صورت غیرقانونی خرید و فروش می‌کنند.

افزون براین باید یادآور شد در بازار فریدون‌کنار گونه‌هایی از پرندگان به فروش می‌رسد که خوراکی نیستند و شکارچیان آنها را فقط برای ساخت تاکسیدرمی می‌فروشند​.

راهکارهای موجود

با توجه به ​ گسترده بودن مساله​ به نظر می‌رسد برای حل آن باید برنامه کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت تعریف کرد.

برای نمونه در گام اول باید سازمان حفاظت محیط زیست به کمک دیگر ارگان‌ها تمام دام‌های هوایی را جمع‌آوری کرده و با صیادانی که اقدام به این کار می​کنند به شکل قاطع و قانونی برخورد کند​. در گام دوم نیز می‌توان شکار غیرسنتی را محدود کرده و در نهایت نیز شکار​ سنتی را ضابطه‌مند کرد، زیرا برخی سنت‌ها نیز غلط بوده و باید اصلاح شود.​

شریفی امیری درباره راهکارهایی که برای حل این مساله وجود دارد، یادآور می‌شود: ​با توجه به محدودیت‌هایی که سازمان حفاظت محیط زیست دارد باید با اعمال قانون و فرهنگسازی ​در کنار اتقاق‌های قهری و قضایی برای رفع مشکل تلاش کند. ​افزون بر این با اجرای برنامه‌های فرهنگی باید تقاضا را نیز کاهش داد، زیرا علاوه بر این‌ که برخی‌ها برای خرید گوشت پرندگان مهاجر هزینه پرداخت می‌کنند تعدادی نیز وجود دارند که باخرید پرنده‌هایی که زنده‌گیری شده سعی می‌کنند آنها را آزاد کنند، اما باید گفت ​این اقدام فقط سبب​​ تشویق شکارچیان به زنده‌گیری پرندگان مهاجر می‌شود​.

این در حالی است که بتازگی تعدادی از سازمان‌های مردم نهاد فعال در حوزه محیط زیست کمپینی به نام پرواز تشکیل داده وسعی دارند با آگاه‌سازی شهروندان به حل این مشکل کمک کنند، مدیر گروه پرنده‌نگری طرلان درباره این کمپین می‌گوید:​ چون سازمان حفاظت محیط زیست قادر نیست به تنهایی این مشکل را حل کند، ​یکسری از دوستداران محیط زیست ​دور هم جمع شده‌اند ​تا از مسئولان تقاضا کنند هرچه بهتر به این مشکل رسیدگی شود.

وی ادامه می‌دهد:​ خواسته اعضای ​ کمپین پرواز این است که قوانین صید و شکار در فریدون‌کنار نیز مانند سایر نقاط کشور اجرا​ شود، ​چرا باید دراین منطقه وضع آنقدر بحرانی شود که​ صیادان به خود اجازه می‌دهند جلوی ماموران قانون با اسلحه بایستند.

مهدی آیینی ‌‌‌‌/‌ ‌‌‌گروه جامعه​

گمشده در هیاهوی شهرنشینی

شهرنشینان در هیاهوی کلانشهرها گم شده‌اند، آن‌قدر گم که دیگر معنی زندگی برایشان تغییر کرده و حاضرند برای بیشتر‌کردن دغدغه‌هایشان از جان نیز مایه بگذارند. در واقع می‌توان گفت آنها گرفتار مسابقه‌ای شده‌اند که علاوه براین‌که خط پایانی ندارد ،آنها را هر روز از مسیر اصلی زندگی دورتر می‌کند.

گم شدن هدف در زندگی ماشینی و دلمشغول شدن به زرق و برق های شهرنشینی هر روز قربانیان بیشتری می گیرد، قربانیانی که منشا آسیب را باید در خود آنها جستجو کرد.

اکنون شرایط به گونه ای شده که برخی از شهروندان برای به دست آوردن وسایلی تلاش می کنند که در نهایت سلامت آنها را نشانه رفته و محیط زیستشان را نابود می کند.

برای نمونه این روزها کمتر شهرنشینی برای تولید کمتر زباله تلاش کرده یا به لزوم صرفه جویی در مصرف آب و انرژی توجه می کند، علاوه بر این استفاده بیش از حد از وسایل نقلیه شخصی مانند موتورسیکلت و اتومبیل علاوه بر تشدید آلودگی هوا، سبب شده آلودگی صوتی در کلانشهر تهران 28 دسی بل بیشتر از حد استاندارد باشد، زیرا براساس استاندارد ها آلودگی صوتی در مراکز مسکونی باید حدود 55 دسی بل باشد، اما در پایتخت این آلودگی بیش از 83 دسی بل است.

این شرایط سبب شده بیش از یک چهارم افراد بالای شصت و پنج سال به پیرگوشی مبتلا شوند یا فشارخون ساکنان کلانشهرها به میزان 5 تا 10 میلی متر جیوه بالا برود.

این درحالی است که علاوه بر مشکلات شنوایی، آلودگی صوتی زمینه ابتلای شهروندان به بیماری های عصبی و روانی را نیز مهیا کرده یا فراموشی و نبود تمرکز را نیز باید از عوارض آن به حساب آورد.

این درحالی است که عامل اصلی مرگ و میر در کشور همچنان بیماری های قلبی و عروقی است که به اعتقاد کارشناسان، تغییر سبک زندگی و توجه نکردن شهرنشینان به نیازهای اصلی خود زمینه رکورد دار بودن آن را فراهم کرده است.

هرچند که بی برنامه بودن مسئولان در بروز چنین شرایطی نقش مهمی دارد و باید به ضعف در برنامه های فرهنگی یا خدمات شهری مانند حمل و نقل عمومی اشاره کرد، اما نکته اینجاست که شهروندان نیز آن طور که باید و شاید اهمیتی به سلامت خود و اطرافیانشان نمی دهند، شاید به همین علت است که مسئولان نیز تمام تلاش خود را برای رفع این گونه مشکلات به کار نمی گیرند، زیرا تا تقاضایی برای بهبود این شرایط نباشد، هیچ مسئولی اولویت های کاری اش را به نفع شهروندان تغییر نمی دهد.

برای رسیدن به این هدف نیز ابتدا باید هر شهروندی به این باور برسد که سلامت و محیط زیست اطرافیان و کشورش را قربانی زندگی ماشینی نکند.

 

فصل سرد کشتار پرندگان مهاجر

شکارچیان زیادی اسلحه‌های خود را برق انداخته و صیادان بی‌شماری نیز دامگاه‌هایشان را آماده می‌کنند چون فصل مهاجرت پرندگان مهاجر به کشورمان آغاز شده، فصلی که همیشه با کشتار پرندگان مهاجر همراه بوده است.

هر سال با پایان یافتن نیمه نخست سال، کوچ پرندگان مهاجر به کشورمان آغاز شده و هزاران پرنده رنج کیلومترها سفر را پشت سر می گذارند تا در تالاب ها و زیستگاه های استان های شمالی کشور برای مدتی ساکن شوند، اما چند سالی است که شکار افراطی پرندگان مهاجر خطر انقراض برخی گونه ها مانند درنای سیبری، قوی فریادکش، قوی گنگ، عروس غاز، اردک بلوطی، اردک سرسفید و خروس کولی دم سفید را افزایش داده است.

در این میان حدود 90 درصد از دو میلیون قطعه پرنده ای که هر سال به کشورمان مهاجرت می کنند در تالاب ها و زیستگاه های استان های گیلان، مازندران، خوزستان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان و فارس ساکن می شوند، اما نکته اینجاست که شکارچیان و صیادان با شکار افراطی تهدیدی برای آنها به حساب می آیند.

برای نمونه بسیاری از صیادان دام های هوایی بزرگی برپا می کنند که آن قدر وسیع است که هر پرنده ای در آنها به دام می افتد.

با آغاز مهاجرت پرندگان مهاجر به کشورمان تعدادی از سازمان های مردم نهاد نامه ای به رییس سازمان محیط زیست نوشته و خواستار جلوگیری از نسل کشی پرندگان مهاجر در فریدونکنار شده اند.

در بخشی از این نامه آمده است: بحث صید پرندگان و دامگاه های منطقه فریدونکنار سال هاست در فهرست مشکلات محیط زیست کشور قرار گرفته و به نظر می رسد برخلاف همه تلاش های مردمی و دولتی، معضل کماکان برقرار است.

این در حالی است که تجربه ثابت کرده برخورد های قهری با صیادان و شکارچیان نمی تواند مانع کشتار پرندگان مهاجر شود، زیرا بسیاری از آنها ادعا می کنند دامگاه ها به آنها به ارث رسیده و منبع اصلی درآمدشان است به همین علت باید جایگزین هایی برای این افراد در نظر گرفته شود.

برای نمونه با ایجاد سایت های پرنده نگری و جلب توریست می توان مشکل اشتغال و درآمد این اشخاص را جبران کرد.

افزون بر این سازمان حفاظت محیط زیست باید با کمک استانداری های استان های شمالی کشور نظارت دقیقی بر بازارهای محلی و رستوران ها داشته باشد تا خرید و فروش گونه های در خطر انقراض به آسانی امکان پذیر نباشد.

علاوه بر این با توجه به کمبود نیرو در یگان حفاظت محیط زیست مسئولان این سازمان باید از توانایی سازمان های مردم نهاد نیز برای آموزش بومیان منطقه استفاده کنند.

مرداني که به وسعت ايران غم دارند

 امروز روز محيط بانان است،روز افرادي که جان خود را کف دست گرفته اند تا از محيط زيست اين کشور محافظت کنند،روز افرادي که هيچ چيز به نفع شان نيست از قوانين بگيرد تا توجه مسئولان، از ضعف در آموزش بگيريد تا کمبود تجهيزات و تناسب نداشتن حقوق با سختي کار، ​جالب اينجاست که در اين شرايط نامناسب همه از آنها انتظارعملکرد مناسب دارند، مخصوصا مسئولاني ​ که تا کنون از پشت ميزشان تکان نخورده اند.

​ اين روزها افرادي براي ​محيط بانان تصميم مي گيرند که  تاکنون حتي قدم به مناطق تحت پوشش سازمان حفاظت محيط زيست نگذاشته و از رفتارهاي شکارچيان غير مجاز چيزي نمي دانند؛ ​ آنها درکي از بي ترديد بودن شکارچيان براي شليک به محيط بانان​ ندارند؛​ اين واقعيت را هادی جلالی، محیط بان پناهگاه حیات وحش شادگان بخوبي مي داند، گواهش نيز 86 ساچمه اي است که مدتي پيش در بدنش جا خوش کرد.

 اين روزها اشخاصي خوب و بد محيط بانان را مي سنجند که تا حد مرگ رفتن به دليل تشنگي در دل کوير  يا يخ زدن​ در برف و سرما را  جاذبه  فيلم هاي سينمايي مي دانند،اما کم نيستند محيط باناني که اين شرايط را تجربه کرده اند؛ همکاران ​عبدالباسط ارساري و حميد ايري بخوبي به ياد دارند که اين دو محيط بان​ هنگام گشتزني​ در روستاي «چمن ساور» در ارتفاعات جهان نماي کردکوي ​ بعد از افتادن در آب بند اين روستا چطور بر اثر يخ زدگي جان خود را از دست دادند.

 اين روزها اشخاصي براي محيط بانان قانون مي نويسند که نمي دانند قوانين حمايتي و توجه به آموزش براي محيط بان چقدر واجب است، اين نکته را فقط خانواده محيط باناني مانند غلامحسین خالدی​،محیط‌​ بان​منطقه حفاظت شده دنا  مي​دانند که اکنون​ پشت ميله هاي زندان  درانتظار اجراي حکم قصاص است.​ افزون براين لزوم توجه به تجهيزات محيط بانان را نيز فقط افرادي مي دانند که به ملاقات محيط بان حاجي آباد هرمزگان که اکنون دو پايش را از دست داده است رفته و شنيده اند که او چگونه هنگام​ ​ انتقال آب به يکي از آبشخورهاي اين منطقه دچار برق گرفتگي شد و پاهايش را از دست داد.

نوشتن از درد و رنج هاي محيط بانان کشور کار آساني است، زيرا اين افراد آنقدر حادثه ديده اند که مي توان کتاب هاي زيادي دراين باره نوشت، نکته اينجاست که دفاع از ​ محيط بانان تاکنون از مقام حرف و وعده بالاتر نرفته​است، روز گذشته نيز رئيس سازمان حفاظت محيط زيست با بيان بهبود معیشت حافظان طبیعت وعده داد که خبرهاي خوشي براي محيط بانان دارد بايد ديد امروز چه گرهي از کار اين افراد باز مي شود، زيرا محيط​بانان بيشتر از آنکه غم نان داشته باشند غم حمايت دارند.​

مهدي آييني/گروه جامعه

مرگ شيرها در شير تو شير نظارت بر مراکز نگهداري حيوانات

سه توله شير مرده به دنيا آمدند،ماده شير مرد؛ شير نر نيز تلف شد،اين حکايت پنج قلاده شير است که قرباني بي توجهي مسئولان و نامناسب بودن شرايط نگهداري حيات وحش در کشور شده اند، ماجرا از اين قراراست که دوشنبه گذشته در حالي که ماده شير آبستن بود مسئولان سيرک پرشين ​تصميم به انتقال سيرک خود به بوکان گرفتند،اما شرايط ماده شير آنقدر نامناسب بود که صبح آن روز شير ماده را  براي وضع حمل به يک مطب دامپزشکي برده و دامپزشکان تصميم به عمل سزارين گرفتند، اما توله شيرها مرده به دنيا آمدند،آن روز رئیس اداره دامپزشکی بوکان در اين باره به ايرنا گفته بود  هر سه توله مرده به دنیا آمدند، اما مادر زنده ماند و این یازدهمین عمل جراحی شیرها در دنیاست که به همت دامپزشکان بوکانی صورت گرفته است. آن روز خبر مرگ سه توله شير آن طور که بايد و شايد خبر ساز نشد. تا اينکه روز گذشته رئیس اداره ساماندهی و هماهنگی امور مناطق سازمان محیط زیست از مرگ شير ماده و نر خبر داد، امیر حسین داداشی به ايسنا گفته  پس از زایمان و تلف شدن سه توله شیر، شیر ماده دچار عفونت می‌شود و از بین می‌رود. پس از آن شیر نر نیز تلف می‌شود.نکته اينجاست که با توجه وضع توله شيرهايي که مرده به دنيا آمده اند مي توان گفت شير ماده و نر درون زايي داشته اند،اين درحاليست که سازمان حفاظت محيط زيست موظف است با نظارت بر مراکز نگهداري حيوانات مانع چنين اتفاق هايي شود.افزون براين بايد ياد آور شد که  به احتمال قوي عمل سزارين شير ماده نيز موفق نبوده يا مسئولان سيرک در نگهداري از شير ماده سهل انگاري کرده اند،زيرا دورن زايي را مي توان علت مرگ توله شيرها حساب کرد، اما ماده شيرها به ندرت حين زايمان جان خود را از دست مي دهند، اين درحاليست که با توجه به مرگ شير نر مي توان از احتمال ​ بيماري ،مسموميت و فقر غذايي به عنوان علت مرگ شيرها اشاره کرد.اين بار اول و آخري نيست که حيات وحش قرباني نامناسب بودن شرايط نگهداري مي شوند، براي نمونه مي توان به ​ مرگ ببر و شيرهاي باغ وحش ارم به علت مشمشه،مرگ شير باغ وحش کرمان به دليل عفونت پنجه،مرگ يکي از شيرهاي پارک بعثت دزفول  و تخليه يکي از چشم هاي شير باغ وحش زابل به دليل عفونت اشاره کرد که به دليل نا آگاهي مسئولان و نبود نظارت دقيق بر اين مراکز رقم خورده است​. نکته اينجاست که مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست آن طور که بايد و شايد به اين مراکز نظارت نکرده و براي کنترل آنها قدم بر نمي دارند،مدتي قبل  رئيس سازمان حفاظت محيط زيست گفته بود فقط با​ ​اعمال قوانین سختگیرانه می‌توان​ اين مراکز را کنترل کرد،اما اين شرايط سختگيرانه اکنون به شکلي است که گونه هاي جانوري در سيرک ها درون زايي کرده و مسئولان سيرک ها نيز حيوانات آبستن را​ براي اجراي نمايش در شرايط نامناسب جا به جا مي کنند.

تهران؛پایتختی میان دود و فاضلاب

آلودگی با نام پایتخت گره خورده؛ این روزها بحث‌هایی مانند آلودگی هوا، آب، سبزیجات و محصولات کشاورزی آلوده، امواج و دکل‌های مخابراتی غیراستاندارد، آلودگی صوتی، زباله‌های بیمارستانی و نبود شبکه فاضلاب از مسائلی است که زندگی پایتخت‌نشینان را با چالش رو‌به‌رو کرده، ولی تاکنون برای رفع این مشکلات قدم‌های جدی برداشته نشده و سازمان‌های مسئول به بهانه‌های مختلف از زیر بار رسیدگی به آنها شانه خالی می‌کنند، در این میان آلودگی هوای پایتخت یکی از مسائلی است که هرسال با نزدیک شدن به فصل‌های سرد سال، رنگ و بوی جدی‌تری به خود می‌گیرد در حالی که کمتر از یک ماه به آغاز فصل پاییز و بازگشت روزهایی که در آن آلودگی هوا به مرحله هشدار می‌رسد باقی نمانده به سراغ محمدهادی حیدرزاده، مدیرکل سازمان حفاظت محیط زیست استان تهران رفتیم و با او درباره آلودگی‌های پایتخت حرف زدیم.

 

با توجه به نزدیک شدن به فصل‌های سرد سال که معمولا با اوج آلودگی هوا در کلانشهرها همراه است، وضع آلودگی هوای پایتخت را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

در این رابطه اخیرا دولت مصوبه خوبی داشته زیرا این مصوبه اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست را خیلی افزایش داده و ایراد‌های برنامه اول و دوم برنامه آلودگی هوا را نیز برطرف کرده است، افزون بر این لایحه هوای پاک نیز قرار است به مجلس فرستاده شود.

در لایحه هوای پاک چه نکاتی گنجانده شده است؟

چنانچه این لایحه به قانون تبدیل شود اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست بیشتر خواهد شد به این شکل برخورد با مشکلات و تخلفات راحت‌تر می‌شود، برای نمونه اگر صنایع یا وزارت نفت استاندارد‌ها را رعایت نکنند، سازمان حفاظت محیط زیست اختیارات لازم برای برخورد با آنها را ندارد، اما در لایحه هوای پاک پیش‌بینی شده اختیارات سازمان افزایش پیدا کند،این لایحه حکم بارقه امیدی برای کاهش آلودگی هوا را دارد.

به نظر می‌رسد اکنون آلودگی‌های ناشی از بنزین بی‌کیفیت و ریزگردها، علت اصلی آلودگی هوای کلانشهرهاست.

با توجه به بحث بهبود کیفیت سوخت و توزیع سوخت یورو 4 در تهران، البرز و اراک به نوعی آلاینده‌های گازی و ذرات معلق کاهش پیدا کرده، زیرا یکی از دلایل آلودگی هوا وجود ذرات معلق بنزین پتروشیمی است، افزون بر این پدیده گرد و غبار نیز مشکل جدی تهران است؛ برای نمونه توفان اخیر امنیت اکولوژیک را در تهران به حداقل رساند، زیرا این توفان بافت خاک بیابان‌های اطراف تهران را تخریب کرده، به همین دلیل با حداقل وزش باد نیز گرد و خاک به هوا بلند می‌شود، بافت خاک به دلیل خشکسالی سست شده بود، اما اکنون تخریب نیز شده است.

این وضع ناشی از مدیریت بد منابع آب در کشور است؟

بله، تمام این مشکل به همین دلیل است. ایران اولین کشور دنیا در سرعت بیابانی شدن است، تا مدتی دیگر اکوسیستم ما بیابانی شده و با بحران جدی آب مواجه خواهیم شد که تبعات اجتماعی و امنیتی به همراه دارد. مهم‌ترین علت آن نیز ضعف مدیریت منابع آب در چند دهه گذشته است، چاه‌های غیرقانونی و سدهایی که زده شد سبب این مشکلات شده، این بحران بیشتر از آن که زیست‌محیطی است می‌تواند امنیتی باشد.

بحران اجتماعی این مساله اکنون در کدام شهرها دیده شده است؟

اکنون مردم اصفهان از خشک شدن زاینده‌رود بشدت ناراحت و مردم اهواز از انتقال آب کارون نگران هستند و بتازگی نیز جنبش اجتماعی در کرج ایجاد شده و برخی می‌پرسند چرا آب رودخانه کرج باید به تهران برود، چون کرج مشکل قطعی آب دارد، به همین دلیل این محدودیت در منابع آب ممکن است امنیت داخلی کشور را تحت تاثیر قرار دهد.

شما سابقه فعالیت در شهرداری تهران را دارید، اکنون مسائل زیست‌محیطی یا مدیریت آب در شهر درست صورت نمی‌گیرد، برای نمونه به ساخت دریاچه خلیج فارس می‌توان اشاره کرد که در آن سالانه دو میلیون مترمکعب آب تبخیر می‌شود، آیا سازمان محیط زیست، برای برخورد با چنین عملکردهایی اهرم‌های لازم را در اختیار دارد؟

ساخت دریاچه خلیج فارس ارزیابی محیط زیستی داشته است و این ارزیابی نیز جواب داده بوده، این دریاچه یک بار در سال آبگیری می‌شود، نکته اینجاست که خشکسالی و کمبود آب باعث شده پیش‌بینی‌های گذشته تحت تاثیر قرار بگیرد.

بنابراین ساخت دریاچه را تائید می‌کنید.

از لحاظ ارزیابی زیست‌محیطی توجیه داشته، طرح نیز قبل از پیروزی انقلاب مطرح شده، افزون بر این اکنون نمی‌توان با دریاچه کار دیگری کرد.

بیشترین مقدار آب در کشورمان در کدام بخش هدر می‌رود؟

بیشترین هدررفت آب در کشور با 92 درصد در کشاورزی، 6 درصد آب آشامیدنی و حدود 2 درصد نیز در بخش صنعت است. ما باید بخش کشاورزی را مدیریت کنیم که بیشتر به علت روش‌های نامناسب آبیاری و الگوی کشت اشتباه مشکل‌ساز شده، کشاورزی اکنون آب کشور را هدر می‌دهد. برای نمونه گوجه فرنگی یا سیب جزو محصولات پرمصرف آب هستند، بیشتر کشورهای دنیا به علت میزان مصرف آب بالای این دو محصول، کاشت آنها را ممنوع کرده‌اند و چنانچه کشاورزی این محصولات را پرورش دهد، کارش تخلف محسوب می‌شود، اما در کشور ما مرتب گلخانه‌های گوجه‌فرنگی و توت‌فرنگی ساخته می‌شود، بنابراین باید به سمت کاشت محصولات کم مصرف آب و دیم برویم، علاوه بر این سیستم آبیاری کشور نیز باید مکانیزه و قطره‌ای شود تا هدررفت آب به حداقل برسد.

علاوه بر مدیریت نادرست منابع آب در شهر تهران، مدتی است تغییر کاربری‌ها سبب شده درختان کهنسال را نیز قطع کنند. در این باره چه کارهایی انجام داده‌اید؟

این موضوع به کمیسیون ماده 5 در تغییر کاربری‌ها مربوط می‌شود که سازمان حفاظت محیط زیست نیز در آن عضو است، اما متاسفانه ما فقط یک حق رای داریم، ولی شورای عالی شهرسازی نیز ورود جدی به مصوبات کمیسیون ماده 5 شهرداری تهران کرده و سعی دارد عبور از طرح جامع تفضیلی متوقف شود، نگاه جدید نیز در دولت این است که با ساخت و سازهای جدید و تغییر کاربری که مغایر با طرح جامع تفضیلی است به طور جدی برخورد شود.

مساله زیست‌محیطی دیگری که در شهر تهران با آن روبه‌رو هستیم، خرید و فروش گونه‌های حیات وحش است. برای این مساله چه راهکاری دارید؟

فروش غیرقانونی و قاچاق حیات وحش در تهران بشدت توسعه پیدا کرده و انرژی زیادی از یگان حفاظت محیط زیست گرفته است، اکنون در فضای مجازی نیز بحث قاچاق و خرید و فروش حیات وحش مشکل‌ساز شده، دلیل آن این است که جریمه با تخلف همخوانی ندارد، اکنون مجرمان با پرداخت جریمه دوباره کارشان را شروع می‌کنند، بنابراین باید قوانین سختگیرانه‌تری وضع شود.

مراکز نگهداری حیوانات نیز در استان وضع مناسبی ندارد.

نگهداری از حیوانات در برخی نقاط مخصوصا سیرک‌ها بشدت غیراخلاقی است، بنابراین سازمان حفاظت محیط‌زیست در اعطای مجوز نگهداری از حیوانات حساسیت بیشتری نشان خواهد داد، در برهه‌ای از زمان مجوز نگهداری از حیوانات خیلی راحت داده می‌شد، اما سازمان حفاظت محیط زیست دستورالعمل جدیدی تدارک دیده که در آن شیوه‌نامه نظارت روی این مراکز و نحوه کار آنها بررسی شده است.

برنامه‌ای برای توقف فعالیت سیرک‌ها در تهران دارید؟

ما چنین برنامه‌ای در سازمان حفاظت محیط زیست نداریم، هیچ جای دنیا سیرک متوقف نمی‌شود، بلکه سیرک‌ها باید براساس استاندارد‌ها عمل کنند. نکته اینجاست که کاربری سیرک در ایران صرفا آزار حیوان است، اما دربسیاری از کشورها سیرک جنبه آموزشی دارد. هرچند سیرک کلا نمی‌تواند موضوع زیست‌محیطی باشد، اما سازمان نیز این اختیار را ندارد که مانع فعالیت آنها شود.

برای تفکیک زباله از مبدأ در تهران چه برنامه‌ای دارید؟

تفکیک زباله وظیفه شهرداری است.

درباره استفاده از کیسه‌های نایلونی تجزیه‌پذیر چه؟

در همه جای دنیا قوانین سختگیرانه برای توزیع کیسه‌های پلاستیکی وجود دارد، اما در کشورمان کیسه‌های پلاستیک در فروشگاه‌ها رایگان توزیع می‌شود. سیستم خرید باید به سمت زنبیل برود و محدودیت‌هایی برای فروشگاه‌ها ایجاد کر،د نکته اینجاست که مدیریت فروشگاه‌های خرد سخت است.

پرونده شلیک به گوزن زرد ایرانی در پارک پردیسان هنوز در جریان است؟

پلیس آگاهی از چند نفر در این باره بازجویی کرد، اما هنوز به شواهد کافی برای شناخت مجرم اصلی دست پیدا نکرده‌اند، ولی پرونده هنوز در جریان است.

امکانات یگان حفاظت محیط زیست برای برخورد با چنین مسائلی مناسب نیست، برای نمونه مدتی پیش محیط‌بانان استان تهران از نبود سلاح بیهوشی گلایه داشتند؟

محیط‌بانان درباره به‌کارگیری سلاح بیهوشی آموزش ندیده بودند، اما آموزش‌های لازم به آنها داده شد.

برنامه‌ای برای افزایش تعداد محیط‌بان استان تهران دارید؟

بتازگی قرارداد 48 نفر از محیط‌بانان ما که قراردادی بودند، پیمانی شد و تلاش می‌کنیم به همین تعداد نیز دوباره نیروی قراردای استخدام کنیم.

پای موتورسیکلت‌های برقی چه زمانی به تهران باز می‌شود؟

برای اجرایی شدن این طرح دو مشکل وجود دارد؛ اول عمر کوتاه باتری‌های موتورسیکلت‌های برقی است، بنابراین باید شارژر‌هایی در سطح شهر برای شارژ دوباره آنها ساخته شود، مساله دیگر شیب تهران است که محدودیت ایجا کرده، اما قرار است ورود موتورسیکلت‌های بنزینی به محدوده طرح ترافیک ممنوع و ورود موتورسیکلت‌های برقی به این محدوده آزاد شود.

امحای درست زباله‌های بیمارستانی هنوز یکی از مشکلات تهران است. برای رفع این مشکل چه کارهایی انجام شده؟

براساس قانون، وزارت بهداشت متولی رسیدگی به این موضوع است، اما به نظر ما باید به جای اتوکلاو از زباله‌سوز برای امحای زباله‌های بیمارستانی استفاده کرد، به همین دلیل برای واردات چند زباله سوز با دولت ژاپن مذاکراتی شده که اکنون کارهای کارشناسی این طرح در حال پیگیری است.

قدردانی از آندرانیک تیموریان برای نجات جان سنجاقک در بازی فوتبال کار زیبایی بود، آیا برای گسترش کارهایی از این دست و مسائل فرهنگی برنامه‌ای دارید؟

مدتی قبل نیز از بازیکنان فولاد خوزستان به دلیل جمع‌آوری زباله‌های استادیوم قدردانی شد. این در حالی است که می‌خواهیم باشگاهی به نام ورزش و محیط زیست تاسیس کنیم تا ورزشکارانی که به محیط زیست علاقه‌مند هستند در آن عضو شوند و ارتباطی بین ورزش و محیط زیست ایجاد شود. یکی از محورهای کمیته بین‌المللی المپیک نیز موضوع محیط زیست است. اکنون هنگام اعطای میزبانی جام‌های جهانی یا المپیک‌ها به موضوع محیط زیست نیز توجه می‌شود بنابراین باید به این مساله بیشتر توجه شود.

وضع حیات وحش استان تهران چگونه است؟

محدویت‌های حیات وحش زیاده شده اکنون به دلیل ساخت و ساز در محل گذار حیات وحش گونه‌های جانوری برای حیات با مشکل روبه‌رو شده‌اند؛ برای نمونه طرح مسکن مهر پردیس سبب شده گله‌های کل، بز و قوچ دیگر نتوانند با یکدیگر قاطی شوند، به همین علت درون‌آمیزی در گله‌ها زیاد شده به این شکل مشکلات ژنتیکی در گله‌ها به وجود آمده و آمار حیات وحش کاهش پیدا می‌کند. این در حالی است که آمار تخلفات زیست‌محیطی در تهران نیز بیشتر از شهرهای دیگر است، زیرا مناطق مسکونی فاصله کمی با زیستگاه‌ها دارند.

با چه کمبود‌هایی در استان تهران روبه‌رو هستید؟

استان تهران معادل چند استان است، برای نمونه اسلامشهر حدود 700 هزار نفر، شهر تهران حدود 9 میلیون و شهر ملارد 400 هزار نفر جمعیت دارد، اما ادارات استان تهران زیر سایه وزارتخانه و سازمان‌ها قرار گرفته و در توزیع امکانات مشکل دارند، برای نمونه اکنون بودجه کلان استان تهران با حدود 13 میلیون جمعیت در رده استان‌های هفتم و هشتم کشور است، زیرا توزیع اعتبار با توجه به وسعت جغرافیایی استان‌ها انجام می‌شود، به همین دلیل اعتبار استان‌هایی مانند کرمان و یزد از تهران بیشتر است، نکته اینجاست در توزیع اعتبار باید به پارامتر‌هایی مانند ظرفیت‌های اکولوژیک منطقه و مقدار تخریب زیست‌محیطی به ازای هر نفر توجه کرد.

آبیاری مزارع اطراف تهران با فاضلاب نیز مساله دیگری است که تاکنون برطرف نشده، چرا؟

مهم‌ترین بحران شهر تهران نبود شبکه فاضلاب است که باید هر چه سریع‌تر برطرف شود. تهران جزو ده کلانشهر آخر دنیاست که شبکه فاضلاب ندارد، ابتدا باید این مشکل برطرف شود تا این آلودگی‌ها که عمده آنها از مصارف خانگی است وارد کانال و مسیل‌ها نشود. هنوز بسیاری از جاها از گرفتن انشعاب فاضلاب قصور می‌کنند.

برای حل این مشکل چه تصمیم‌هایی گرفته شده؟

کارگروهی در استانداری تشکیل شده که آبیاری زمین‌های کشاورزی به وسیله فاضلاب را ممنوع کرده، سازمان حفاظت محیط زیست نیز عضو این کارگروه است. وظیفه ما برخورد با آلاینده‌های صنعتی مانند قالیشویی و کارواش هاست، زیرا پساب‌های این کارگاه‌ها حاوی فلزات سنگین است و با وارد شدن به رودها و کانال‌ها مشکل‌ساز می‌شود، ریشه اصلی همه مشکلات نبود شبکه کامل فاضلاب در شهر تهران است.

سلامت آب تهران را تائید می‌کنید؟ آیا شهروندان راحت می‌توانند آب لوله‌کشی را به عنوان آب شرب مصرف کنند؟

در جلسه‌ای که شورای عالی امنیت ملی داشت، وجود نیترات در آب تهران تائید شد، اما نمی‌توان گفت آب صددرصد آلوده است. به دلیل این که آب‌های سطحی ما کاهش پیدا کرده و نمی‌تواند به طور کامل مصرف آب شرب را پوشش دهد، بنابراین باید از منابع زیرزمینی استفاده کرد، این در حالی است که تهران روی دریاچه فاضلاب قرار دارد، به همین علت قطعا سفره‌های آب زیر زمینی به نیترات آلوده شده است.

در این شرایط می‌توان نسبت به سلامت آب‌های بسته‌بندی اطمینان داشت؟

این پرسش را باید وزارت بهداشت پاسخ دهد.

 

سازمان جنگل‌ها به جای درخت ویلا می‌کارد

ساخت و ساز در جنگل‌ها و مراتع کشور آن‌قدر سریع انجام می‌شود که هیچ بعید نیست تعداد ویلاها در این مناطق بزودی از تعداد درختان جنگل‌های کشور پیشی بگیرد.

 نکته اینجاست که رانت‌هایی در کشور وجود دارد که زمینه را برای واگذاری زمین‌ها و مراتع به افراد بانفوذ فراهم می‌کند، به همین دلیل شهرک‌سازی در منابع طبیعی کشور رشد چشمگیری داشته است. عبدالوحید فیاضی، نماینده مردم نور با انتقاد از بی‌توجهی سازمان جنگل‌ها مراتع و آبخیزداری کشور نسبت به انجام وظایف خود به خانه ملت گفته، متاسفانه سازمانی که باید حامی محیط زیست باشد، اکنون با ارائه مجوز‌های تغییر کاربری اراضی، تیشه به ریشه منابع طبیعی کشور زده است. به اعتقاد این نماینده مجلس، واگذاری هکتارها زمین زراعی و جنگلی به افراد، خلافی است که سازمان جنگل‌ها عامل اصلی به وقوع پیوستن آن است.

این در حالی است که باید گفت ساخت و ساز شهرک در مناطق جنگلی کشور مانند قطع کردن چند اصله درخت در دل جنگل نیست که سازمان جنگل‌ها به بهانه کمبود نیرو بخواهد نسبت به وقوع آن ابراز بی‌اطلاعی کرده یا وجود آن را انکار کند.

افزون بر این فیاضی با بیان این‌که سازمان جنگل‌ها یکی از عوامل اصلی نابودی جنگل‌های کشور است یادآور شده مراقبت از جنگل‌ها به عهده سازمان جنگل‌هاست و از این رو قوه قضاییه باید به عنوان شورای حفظ بیت‌المال به این موضوع ورود کند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی دستگاه‌های قضایی و سازمان بازرسی کل کشور باید با ورود موضوع از ساخت و ساز و تغییر کاربری منابع طبیعی کشور جلوگیری کند. این درحالی است که مسئولان سازمان جنگل‌ها نیز ادعا می‌کنند تاکنون هر نوع تغییر کاربری با داشتن مجوزهای لازم بوده است، اما رمضان شجاعی‌کیاسری، نماینده مردم ساری معتقد است توضیحات مسئولان سازمان جنگل‌ها و وزارت جهاد کشاورزی درباره مجوزدار بودن تمام تغییر کاربری‌های صورت گرفته قانع‌کننده نیست، زیرا بسیاری از ساخت و سازها در مکان‌های غیرمجاز صورت گرفته بنابراین بررسی‌های نمایندگان مجلس تا رسیدن به نتیجه ادامه خواهد داشت. قرار است بررسی‌های نمایندگان دراین باره به صورت گزارشی در اختیار هیات رئیسه مجلس قرار گرفته و در صحن ارائه شود.

یک روز برای 50 یوز

دست‌کم 13 سال از زمانی که کارشناسان برای اولین بار نسبت به وضع بحرانی یوزپلنگ‌های آسیایی هشدار دادند و سازمان‌های بین‌المللی برای رفع این مشکل پیشقدم شدند می‌گذرد.

 آن زمان تعداد این گونه جانوری در کشورمان کمتر از 30 قلاده برآورد می‌شد، اما با گذشت چند سال از شروع به کار پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و براساس آماری که سال 92 اعلام شد، اکنون حدود 50 قلاده یوز در کشورمان وجود دارد. نکته امیدوارکننده این است که در سه ماه گذشته 44 مورد مشاهده یوز از سوی دوربین‌های تله‌ای و محیط‌بانان ثبت‌شده که در تعدادی از آنها یوزهای ماده همراه توله‌هایشان دیده شده‌اند. به همین دلیل می‌توان امیدوار بود زادآوری این گونه هنوز در کشورمان مختل نشده است.

هرچند به صورت رسمی در تقویم ثبت نشده، اما امروز روز ملی یوزپلنگ آسیایی است و به همین مناسبت قرار است مراسمی در سازمان محیط زیست برگزار شود. برخلاف چند سال گذشته امسال این مراسم به میزبانی برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) و شریک پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی برگزار می‌شود و از سفرا، مسئولان، نمایندگان مجلس و نمایندگان سازمان‌های مردم نهاد برای حضور در این مراسم دعوت شده تا تاکید شود هر چند یوز آسیایی فقط در ایران وجود دارد، اما نگهداری از آن وظیفه همه کشورهاست. علاوه براین در این مراسم از تعدادی از محیط‌بانان، سازمان‌های مردم نهاد و فعالان پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی قدردانی خواهد شد.

50 قلاده یوز

آخرین آمار از جمعیت یوزها در کشورمان سال 92 اعلام شد و براساس آن می‌توان دست‌کم جمعیت یوزها را 50 قلاده دانست. هومن جوکار، مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در این باره به جام‌جم می‌گوید: درباره تعداد یوزپلنگ‌هایی که در کشور وجود دارند، تخمین جدیدی باید صورت بگیرد، زیرا آخرین بار تعداد آنها در سال 92 برآورد شد. به همین دلیل باید آمار جدیدی از تعداد این گونه به دست آورد، اما این کار مستلزم افزایش تعداد دوربین‌های تله‌ای و دیگر ابزارهای این مطالعه است.

این در حالی است که حدود 13 سال پیش که پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی کلید خورد کارشناسان تعداد این گربه‌سان را در کشور کمتر از 30 قلاده می‌دانستند و بعد از شروع پروژه و آمدن ابزاری مانند دوربین‌های تله‌ای کارشناسان به تعداد یوزها امیداور شدند، اما مشکل اینجاست که این روزها بسیاری از دوربین‌های تله‌ای فرسوده شده و کارشناسان به ابزار جدید نیاز دارند.

جوکار ادامه می‌دهد: در سه ماه گذشته 44 مورد مشاهده یوز از سوی دوربین‌های تله‌ای ثبت‌شده یا محیط‌بانان آنها را مشاهده کرده‌اند. این آمار به نسبت مناسب است، اما نکته امیدبخش دیدن یوزپلنگ‌های ماده با توله‌هایشان است.

اصلی‌ترین زیستگاه‌های یوز در کشورمان در حاشیه کویر مرکزی قرار دارد. برای نمونه در خراسان شمالی پناهگاه حیات وحش میاندشت وجود دارد یا پارک ملی توران در استان سمنان. علاوه براین می‌توان به پارک ملی کویر، عباس‌آباد، مجموعه مناطقی در استان یزد مانند سیاه کوه و کالمند، نایبندان، طبس و راور کرمان اشاره کرد.

پروژه‌ای 13 ساله

از زمان اجرای پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با همکاری سازمان ملل متحد چند سال می‌گذرد. این پروژه براساس روال از پیش تعیین شده در سه محور آموزش و آگاه سازی، تحقیقات و پایش و حفاظت فیزیکی از زیستگاه‌ها در حال پیگیری است.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یادآور می‌شود: اکنون در سال سیزدهم پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی هستیم، اما در این مدت یک سال این پروژه مسکوت باقی ماند. نکته اینجاست که در فاز جدید نیز به دلیل تحریم‌ها بودجه پروژه به حداقل کاهش پیدا کرده است.

جوکار ادامه می‌دهد: حدود دو سال است که UNDP سالانه 80هزار دلار به پروژه کمک می‌کند، اما این رقم در مقایسه با سال‌های قبل خیلی کمتر شده، زیرا پروژه برای دوره چهار ساله 2001 تا 2004 بیش از یک میلیون دلار در نظر گفته بود.به گفته وی بخشی از این کاهش به دلیل تحریم‌هاست و بخشی نیز به این علت که این سازمان در سال دهم پروژه تشخیص داد این مدت فعالیت برای پروژه کافی است. به همین دلیل تصمیم داشت پروژه را متوقف کند، اما با فعالیت گروه ایرانی این پروژه احیا شد. نکته اینجاست که اگر تحریم‌ها برداشته شود، می‌توان از کمک‌های بیشتر بین‌المللی استفاده کرد.

حدود سه سال پیش حامی بین‌المللی پروژه تشخیص داد پروژه هر کاری که برای نجات یوزها از خطر انقراض می‌توانسته، انجام داده و به همین دلیل تصمیم به اتمام پروژه گرفت. جوکار دراین باره می‌افزاید: از من برای بستن پروژه دعوت شد، اما در سازمان حفاظت محیط زیست تلاش کردیم پروژه تعطیل نشود و خوشبختانه توانستیم UNDP را متقاعد کنیم تا پروژه دست‌کم تا سال 2016 ادامه پیدا کند. وی درباره این که آیا در این 13 سال پروژه نتیجه مناسبی گرفته، می‌افزاید: نتیجه نگرفتن قضاوت من نیست زیرا ابتدا با جمعیت کمی روبه‌رو بودیم و اگراین پروژه نبود به احتمال زیاد تاکنون یوز منقرض شده بود.جوکار درباره بودجه سازمان محیط زیست برای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی می‌گوید: محاسبه این بودجه خیلی سخت است، زیرا این پروژه از بودجه‌ای که برای نگهداری از تمام مناطق حفاظت‌شده محیط زیست اختصاص می‌یابد، تغذیه می‌شود که البته خدمات بیشتری به این طرح داده می‌شود.

خطر افزایش دسترسی به زیستگاه‌ها

تا مدتی قبل پافشاری روی توسعه، عامل اصلی تخریب زیستگاه‌های یوزپلنگ بود، به این شکل که مسئولان طرح‌های ساخت جاده و احداث معدن زیادی را اجرا کردند که ارزیابی زیست‌محیطی نشده بود، اما برخلاف آن زمان اکنون دسترسی راحت مردم به مناطق حفاظت شده و کمبود محیط‌بان از مشکلاتی است که یوزها را تهدید می‌کند.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی درباره تفاوت مشکلات کنونی این پروژه با مشکلات اولیه طرح عنوان می‌کند در مقطعی مشکل برنامه‌های توسعه‌ای دولت بود. برای دولت‌های قبل اولویت اجرای برنامه‌های توسعه بود به همین دلیل نسبت به محیط‌زیست کم توجهی می‌شد، اما اکنون با تغییر نگرش در مسئولان این مشکل حل شده است.

این در حالی است که مشکل کنونی افزایش حضور مردم برای تخریب زیستگاه‌هاست. جوکار یادآور می‌شود: اکنون افراد با خودرو‌ها و موتورسیکلت‌های مجهز وارد زیستگاه‌ها می‌شوند و افزون براین تعداد سلاح شکاری نیز بیشتر شده است. این مسائل سبب شده کنترل مناطق حفاظت‌شده سخت‌تر شود.

نباید نادیده گرفت که هنوز تهدید‌هایی مانند چوپان‌های ناآگاه و سگ‌های گله وجود دارد، هر چند در این زمینه برخی سازمان‌های مردم نهاد و ادارات برای کنترل دام‌ها و سگ گله در زیستگاه‌های یوزپلنگ تلاش می‌کنند، اما تعداد بالای دامداران در مناطقی مانند توران هنوز نگران‌کننده است.

افزون بر این به علت این که دامدارها بیشتر از چوپان‌هایی که تبعه افغانستان هستند، استفاده می‌کنند آموزش آنها بسختی پیش می‌رود. دیگر این که چوپان‌ها هر فصل تغییر می‌کنند و سازمان‌های مردم نهاد باید کار آموزش چوپان‌هایی را که تازه به کار گرفته شده‌اند، آغاز کنند.

خطر سگ‌های گله و تصادف

از ابتدای امسال تاکنون گزارشی درباره تلف‌شدن یوزپلنگ‌ها منتشر نشده، در حالی که سال گذشته مرگ سه قلاده یوزپلنگ گزارش شد. در این بین دو قلاده به دلیل حمله سگ‌های گله و یک مورد نیز به دلیل نامشخص تلف شد. نکته اینجاست که نمی‌توان تلفات یوز‌ها را این تعداد دانست، زیرا بیشتر مواقع مرگ یوزها و دیگرگونه‌های حیات وحش پنهان می‌ماند.

جوکار درباره تلفات یوزها در چند سال گذشته عنوان می‌کند: در 13 سال گذشته به طور متوسط هر سه سال دو قلاده یوزپلنگ تلف شده‌اند.

یکی از موارد دلخراش مرگ یوزپلنگ‌ها بر اثر تصادف، به اوایل مرداد 89 برمی‌گردد. آن زمان دو توله یوزپلنگ هنگام عبور از جاده تهران ـ مشهد در منطقه عباس‌آباد توران بر اثر برخورد با خودروی عبوری کشته شدند. یک روز بعد از این حادثه یوزپلنگ مادر نیز که در جستجوی توله‌هایش بود با خودرو تصادف کرد و کشته شد. این در حالی است که باید تاکید کرد علاوه بر خطر تصادف گونه‌های جانوری با خودرو‌های عبوری، احداث جاده در مناطق حفاظت شده نیز سبب تخریب زیستگاه‌ها و جزیره‌ای شدن آنها شده است.

بنابراین باید مسئولان برای جایگزین کردن این مسیرها یا دست‌کم کاهش سرعت خودروها دراین مناطق چاره‌ای بیندیشند مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ادامه می‌دهد: نصب تابلوهای هشداردهنده در این مناطق تاثیر زیادی ندارد. باید کارهای اساسی در این حوزه انجام شود. برای نمونه می‌توان به احداث روگذرهایی اشاره کرد که مانند زیستگاه‌های طبیعی شبیه‌سازی می‌شوند، اما با توجه به بودجه پروژه عملی‌کردن چنین طرح‌هایی برای ما قابل تصور نیست.

تکثیر در اسارت

مدتی است مسئولان تصمیم به تکثیر یوزپلنگ آسیایی در اسارت گرفته‌اند و برای این کار قرار است مرکزی در پارک پردیسان تهران احداث و یک جفت یوزپلنگ به این مرکز منتقل شوند.

جوکار در این باره یادآور می‌شود: تکثیر یوز مساله‌ای جدا از پروژه حفاظت از یوزپلنگ است، اما جنبه آموزشی، اخلاقی و علمی دارد. اکنون مرکزی زیر نظر شان مک کوئین ، کارشناس بین‌المللی طراحی شده و در حال ساخت است. وقتی ساخت آن تمام شود دو یوز به این مرکز منتقل می‌شوند.

یوزپلنگ نر که «کوشکی» نام دارد اکنون در منطقه حفاظت‌شده میاندشت نگهداری می‌شود و یوزپلنگ ماده نیز نامش «دلبر» است و در منطقه حفاظت‌شده توران زندگی می‌کند. قرار است پس از تکمیل مرکز تکثیر این یوزپلنگ‌ها زیر نظر کارشناس طرح در اسارت زادآوری کنند.

آگاه‌سازی جوامع روستایی

در چند ماه گذشته فعالیت‌های فرهنگی زیادی برای معرفی یوزپلنگ آسیایی و خطر انقراض آن انجام شده است برای نمونه می‌توان به سریال پایتخت، چاپ تصویر یوز روی پیراهن تیم ملی فوتبال، مسابقات والیبال و مسابقات آسیایی هندبال اشاره کرد.

به همین دلیل به نظر می‌رسد سطح آگاهی جامعه شهرنشین نسبت به این گونه در خطر انقراض به بلوغ رسیده، اما نکته اینجاست که جامعه روستایی هنوز به آگاه‌سازی نیاز دارد، زیرا ایجاد این آگاهی به اجرای برنامه‌های آینده پروژه حفاظت از یوز آسیایی کمک زیادی می‌کند.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی بیان می‌کند: در زمینه آگاه‌سازی عمومی، جامعه شهرنشین تا حد قابل توجهی آگاه شده، اما کار حفاظت هزینه‌بر است چون به کارگیری نیروی انسانی و مصرف سوخت گران تمام می‌شود.

اعتباری که به پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی اختصاص پیدا می‌کند، این روزها بیشتر صرف حقوق محیط‌بان و تهیه سوخت برای خودروهای این افراد و گشتزنی در منطقه می‌شود.

جوکار عنوان می‌کند: چون زیستگاه یوزپلنگ‌ها وسیع است گشتزنی در این مناطق به بنزین زیادی نیاز دارد.

این در حالی است که اگر سازمان‌های درآمدزا مانند صنایع و معادن با پروژه حمایت از یوزپلنگ آسیایی همکاری کنند، مشکلات این طرح زودتر برطرف می‌شود.

نکته دیگری که برخی از آن به عنوان چالش حفاظت از یوزهای آسیایی یاد می‌کنند تعداد کم یوزپلنگ‌ها و مشکل مخزن ژنتیک است، زیرا به اعتقاد این افراد جفت‌یابی‌ها، درون گروهی شده و روی زاد و ولد یوزها تاثیر منفی می‌گذارد.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی درباره این مشکل عنوان می‌کند: براساس تحقیقاتی که سال 2012 انجام و در یکی از مجلات معتبر چاپ شد مشخص شده مخزن ژنتیک یوز‌های آسیایی با جمعیت کمی که دارند به مراتب وضع بهتری از تمام یوزهای آفریقا دارد، یعنی ما هنوز به بحران ژنتیک نرسیده‌ایم، اما اگر تعداد جمعیت یوزها برای مدت طولانی پایین بماند ما نیز دچار این مشکل می‌شویم.

با توجه به تعداد کم یوزهای آسیایی، وضع نامناسب زیستگاه‌ها و کمبود اعتبارات در این حوزه باید از مسئولان صنایع، معادن و دیگر ارگان‌های درآمدزا خواست توجه بیشتری به وضع زیست‌محیطی کشور کرده، برای حمایت از طرح‌هایی مانند پروژه حفاظت یوزپلنگ آسیایی اقدام کنند، زیرا اکنون پروژه باید نظارت بیشتری روی مناطق داشته باشد و مانع تخریب مناطق و اجرای طرح‌های بدون ارزیابی زیست‌محیطی شود.

آي آدم ها خزر مي سپارد جان

آلودگي هاي نفتي، سموم كشاورزي و فاضلاب هاي خانگي حيات درياي خزر را با خطر جدي روبه رو كرده است

هيچ بعيد نيست تا چند سال آينده پنج کشوري که از درياي خزر بهره برداري مي کنند از آن به عنوان محلي براي تخليه مواد آلاينده استفاده کنند، زيرا اکنون آلودگي در اين دريا آن قدر زياد شده که در بدن ماهيان سواحل شمالي کشور، بيش از 400 نوع انگل شناسايي شده و کارشناسان بارها هشدار داده و مي دهند که بيشتر سواحل بزرگ ترين درياچه جهان محل مناسبي براي شنا و آبتني نيست.
واقعيت اينجاست که براي پنج کشور همسايه خزر اولويت هاي زيست محيطي بي معني است، زيرا اکنون حدود 90 درصد پساب هاي ناشي از صنايع سنگين روسيه و بخش زيادي از سموم کشاورزي اين کشور وارد اين دريا مي شود. اين در حالي است که بايد يادآور شد حدود 90 درصد فاضلاب هاي خانگي سه استان شمالي کشورمان نيز سر از اين دريا درمي آورد. افزون بر اين کشورهاي ترکمنستان، قزاقستان و آذربايجان نيز که بتازگي استقلال پيدا کرده اند، کمر به نابودي اين پهنه آبي بسته اند. آنها با اين تصور که از بهره برداري از اين دريا عقب مانده اند تمام توان خود را براي نابود کردن حيات در خزر به کار گرفته و سبب شده اند جمعيت ماهيان خاوياري يا فک هاي خزري آن قدر کاهش پيدا کند که اين گونه ها در معرض خطر انقراض قرار بگيرند.
چنانچه بخواهيم درياي خزر را با خليج فارس مقايسه کنيم بايد بگوييم وضع اين پهنه آبي اصلاخوب نيست، به گونه اي که بايد گفت آلوده ترين نقطه در خليج فارس پاک تر از تميزترين نقطه در درياي خزر است، زيرا درياي خزر بسته است و با درياي ديگري در ارتباط نيست. به همين دليل آلودگي ها در اين دريا محبوس باقي مانده و قدرت خودپالايي درياي خزر هر سال کاهش مي يابد، بنابراين بايد هشدار داد تا چند سال آينده وضع اين دريا از شرايط بحراني نيز عبور خواهد کرد.

    آلودگي هاي نفتي، متهم رديف اول
بيشترين آلودگي درياي خزر به دليل نشت نفت در اين پهنه آبي است، زيرا سالانه حدود يک ميليون و يکصد هزار بشکه نفت وارد بزرگ ترين درياچه جهان مي شود. نکته اينجاست که اين مقدار فقط يکصد هزار بشکه کمتر از نفتي است که وارد خليج فارس مي شود. اين حجم آلودگي نفتي حيات را در اين دريا با چالش جدي روبه رو کرده، به اين شکل که هيدروکربن هاي سنگين اين مواد در بستر دريا رسوب کرده و سبب افت اکسيژن دريا مي شود، بنابراين موجودات بسترزي درياي خزر اکنون شرايط ناگواري پيدا کرده اند.
عبدالرضا کرباسي، رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران درباره منشا آلودگي هاي نفتي درياي خزر به جام جم مي گويد: علت اصلي آلودگي هاي نفتي حوادث است، زيرا نشت بر اثر انتقال و بارگيري نفتي در خزر بسيار کم اتفاق مي افتد، اما کشورهاي تازه استقلال يافته بخصوص آذربايجان از تجهيزات قديمي و نامناسب براي اکتشاف نفت استفاده کرده و موجب آلوده شدن اين دريا مي شوند.
در اين ميان بايد يادآور شد به دليل اين که جريان آب در درياي خزر به شکلي است که آلودگي نفت از قسمت هاي شمالي و شمال غرب به سواحل ايران مي رسد کشورمان آسيب زيادي مي بيند. براي نمونه حدود سه سال پيش 26 تن گلوله نفتي از سواحل گيلان جمع آوري شد.
کارشناسان ميزان خسارت آلودگي نفتي به کشورمان را که چند سال پيش آذربايجان سبب ساز آن شد، حدود چهار پنج ميليون دلار تخمين مي زنند، زيرا آلودگي سبب کاهش گردشگر و کاهش جمعيت آبزيان شد. نکته اينجاست که با گذشت چند ماه از اين حادثه، هنوز موفق نشده ايم اين خسارت را دريافت کنيم، زيرا کماکان وزارت نفت نتوانسته اثر انگشت لکه نفتي را مشخص کند تا با ارائه آن به مجامع بين المللي بتوان ثابت کرد مسبب آلودگي ايجاد شده، کشور آذربايجان است.

    پساب هاي صنعتي و فاضلاب هاي خانگي
عامل ديگري که سبب بحراني شدن وضع درياي خزر شده آلودگي هاي ناشي از پساب هاي صنعتي است. به گفته کارشناسان، حدود 90 درصد اين پساب ها را کشور روسيه توليد مي کند، زيرا صنايع سنگين زيادي دارد.
کرباسي درباره علت هاي ديگر آلوده شدن درياي خزر مي افزايد: عامل ديگري که بايد به آن اشاره کرد سموم کشاورزي است که باز هم روسيه سهم بيشتري نسبت به چهار کشور ديگر در آن دارد. آلودگي هاي ناشي از فاضلاب هاي خانگي را نيز بايد يکي از عوامل موثر در وضع بحراني درياي خزر دانست. نکته اينجاست که کشورمان در انتشار اين عامل نقش چشمگيري دارد.
رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران تصريح مي کند: اکنون حدود 90 درصد فاضلاب هاي خانگي توليدي در سه استان کشور بدون تصفيه به درياي خزر مي ريزد. البته فاضلاب هاي کشور آذربايجان نيز بدون تصفيه وارد خزر مي ريزد، اما چون ايران بيشترين جمعيت ساحل نشين را بين پنج کشور دارد فاضلاب خانگي بيشتري توليد مي کند.
فاضلاب هاي خانگي اثرات سوء زيست محيطي نفت، سموم و عناصر سنگين را ندارد، اما از لحاظ بهداشتي اثرات جدي مي گذارد. براي نمونه اين آلودگي سبب مي شود آبزيان درياي خزر به رشد واقعي خود نرسند و در نتيجه اقتصاد منطقه و ماهيگيران سواحل درياي خزر نيز اکنون با چالش روبه رو شده است. به عنوان مثال اين شرايط سبب شده ماهياني که در شرايط مناسب وزنشان تا يک کيلوگرم نيز مي رسيد اکنون وزنشان به 300 گرم هم نرسد.
کرباسي تاکيد مي کند: اکنون بيش از 400 انگل در بدن ماهيان درياي خزر شناسايي شده و نکته اينجاست که تعداد انگل ها بيشتر از اين است و فقط نوع آنها تا حدود 420 گونه شناسايي شده است. اين درحالي است که براي مصرف کنندگان جاي نگراني نيست، زيرا ماهي ها اگر بخوبي پخته شوند، اين انگل ها از بين رفته و خطري براي انسان ندارند، نکته اينجاست که فقط در صورت خام خوردن ماهي اين انگل ها وارد بدن انسان مي شود.
افزون بر اين بايد روي اثرات منفي اين نوع آلودگي بر سلامت انسان ها نيز تاکيد کرد، زيرا برخي شهروندان از سواحل شمالي کشور براي شنا استفاده کرده و مي کنند، اما نکته اينجاست که به دليل وجود انواع ميکروب ها کارشناسان آبتني در اين سواحل را از لحاظ بهداشتي توصيه نمي کنند.

    کشورهاي تازه استقلال يافته
بايد تاکيد کرد در اين ميان استقلال سه کشور آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان شرايط زيست محيطي خزر را با چالش جدي روبه رو کرده است، زيرا اين کشورها پس از استقلال يافتن با اين تصور که از قافله بهره برداري جامانده و ايران و روسيه قرن هاست که از اين دريا استفاده مي کنند با تمام توان و به شکل غيراصولي از دريايچه خزر بهره برداري مي کنند.
رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران در اين باره يادآور مي شود: براي نمونه ماهيان خاوياري در منطقه زماني تا پنج ميليارد دلار در سال صادرات داشت، اما اکنون صيد ماهي خاوياري به صفر نزديک شده و اين گونه در خطر انقراض قرار گرفته است. افزون بر اين، اين کشورها بي رويه فک هاي خزري را نيز صيد کرده و سبب شده اند جمعيت اين گونه که تا مدتي قبل حدود يک ميليون قلاده برآورد مي شد به کمتر از يکصد هزار قلاده برسد.

    از اين کنوانسيون، آبي گرم نمي شود
هرچند پنج کشوري که از درياي خزر بهره برداري مي کنند براي حفاظت از آن حدود ده سال پيش با تدوين چارچوب حقوقي زيست محيطي سعي در ايجاد تعهدات زيست محيطي براي کشورهاي ساحلي کرده و مقدمات کنوانسيون تهران را فراهم کردند تا بتوان مانع وخيم شدن وضع درياي خزر شد، اما مي توان گفت کشورهاي عضو هيچ وقت اين کنوانسيون را جدي نگرفته اند.
کنوانسيون حفاظت محيط زيست دريايي خزر در سيزدهم آبان سال 82 به امضاي نمايندگان کشورهاي ايران، روسيه، آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان رسيد. از آنجا که اين تفاهم نامه در تهران به امضا رسيد به عنوان کنوانسيون تهران شناخته مي شود.
بر اساس اين کنوانسيون، کشورهاي ساحلي منطقه بايد در مواردي مانند کاهش و کنترل آلودگي، جلوگيري از ورود، کنترل و از بين بردن گونه هاي مهاجم، حفاظت و نگهداري و احياي منابع زنده دريايي، مديريت مناطق ساحلي، ارزيابي زيست محيطي، پايش، تحقيق و توسعه اين پهنه آبي همکاري کنند، اما نکته اينجاست با اين که بيشتر کارشناسان محيط زيست بر اين باورند که عمل به کنوانسيون تهران مي تواند تاثير زيادي در بهبود وضع دريا داشته باشد، اما کشورهاي عضو، آن طور که بايد و شايد به مقرارت مشخص شده عمل نکرده و اجراي آنها را به تاخير مي اندازند.
اين در حالي است که تاکنون پروتکل هايي مانند پروتکل مقابله با آلودگي نفتي و پروتکل مقابله با آلودگي هاي منشا زمين نيز به اين کنوانسيون الحاق شده و پروتکل هاي ديگري نيز مانند پروتکل حفاظت تنوع زيستي و پروتکل ارزيابي اثرات زيست محيطي فرامرزي نيز تاکنون به امضاي نمايندگان هر پنج کشور عضو نرسيده است.
رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران با تاکيد بر اين که تنها راه نجات خزر اين است که پروتکل ها سريع تر به امضا رسيده و مجلس پنج کشور آن را تائيد کرده و تيم هاي اجرايي به آنها عمل کنند، عنوان مي کند: به علت اين که اين کشورها بسيار کند عمل کرده و مسائل زيست محيطي اولويت آخر آنهاست به نظر مي رسد پروتکل حفاظت از تنوع زيستي زماني به امضا برسد که ديگر حياتي در خزر وجود نداشته باشد، يا پروتکل ارزيابي اثرات زيست محيطي فرامرزي نيز زماني امضا شود که آلودگي سراسر دريا را گرفته و کشورهاي حاشيه خزر به اين توافق برسند که از درياي خزر به عنوان محلي براي انبار کردن مواد هاي آلاينده استفاده کنند.
کرباسي ادامه مي دهد: بنابراين نمي توان به بهبود شرايط خزر اميدوار بود، زيرا در اين شرايط کشورهاي تازه استقلال يافته تازه به فکر کشف ميادين جديد نفتي هستند.
اين درحالي است که علت ديگر عمل نکردن کشورها به کنوانسيون تهران را مي توان مباحث امنيتي و تقسيم بندي ها اين پهنه آبي دانست که در واقع روي اجراي اين پروتکل ها سايه انداخته است.
نکته ديگري که مي توان به آن اشاره کرد اين است که اين پنج کشور جلساتي برگزار مي کنند، اما آنها هيچ انگيزه اي براي عمل به پروتکل ها ندارند. افزون بر اين بايد يادآور شد افرادي در جلسات اين کنوانسيون حاضر مي شوند که تصميم گير نبوده و در نتيجه پروسه به امضا رسيدن پروتکل ها خيلي کند پيش مي رود.

مهدي آييني

جریمه کشتن پلنگ 5 میلیون؛پوست پلنگ 7 میلیون

پرونده رسیدگی به کشتن یک قلاده پلنگ دیگر بسته شد، اما هنوز مساله همخوانی نداشتن جرم و مجازات دراین گونه پرونده‌ها پابرجاست، نکته اینجاست که قوانین در این حوزه نیازمند بازنگری جدی است، زیرا جرایم در نظر گرفته شده برای متخلفان نمی‌تواند آن​طور که باید و شاید آنها را نسبت به ارتکاب جرم حتی مردد کند. برای نمونه روز گذشته مدیر دید‌بان محیط‌زیست و حیات‌وحش ایران درباره پرونده شکارچی گیلانی که پلنگی را در جنگل‌های تالش شکار کرده بود به مهر گفته برای این شکارچی باسابقه به علت کشتن پلنگ پنج میلیون تومان جریمه نقدی و سه سال حبس تعزیری و به جرم حمل و نگهداری از سلاح غیرمجاز نیز شش ماه حبس تعزیری در نظر گرفته است.

 این درحالی است که این شکارچی پوست پلنگ را به قیمت هفت میلیون تومان فروخته است و با توجه به سیاست حبس‌زدایی قوه قضاییه، هیچ بعید نیست تا مدتی دیگر از مجازات حبس این شکارچی کاسته شود. افزون براین باید یاد آور شد جریمه در نظر گرفته شده برای شکار هر قلاده پلنگ تا مدتی قبل یک میلیون و 600 هزار تومان بود و بتازگی افزایش یافته و به پنج میلیون تومان رسیده است.نکته اینجاست که بعد از انقراض نسل شیر و ببر ایرانی اکنون لقب بزرگ‌ترین گربه‌سان کشور به پلنگ رسیده و نمی‌توان نقش این گربه‌سان را که در راس هرم جانوران کشور قرار می‌گیرد، نادیده گرفت؛ به این شکل که باکتری‌ها، گیاهان و جانوران کوچک و علف‌خوار در پایین این هرم قرار گرفته و در راس هرم نیز گوشتخوارانی مانند پلنگ و یوز قرار دارند، به همین علت کارشناسان محیط‌زیست با کنترل گونه‌هایی که در راس هرم قرار دارند، می‌توانند میزان آلودگی و سلامت زیست​محیطی کشور را مشخص کنند.

هرچند این روزها تخریب زیستگاه‌ها و در دسترس بودن ‌سلاح‌های شکاری و کمبود محیط‌بان از عوامل اصلی تهدید حیات وحش کشور و در آستانه انقراض بودن پلنگ ایرانی است، اما نبود قوانین بازدارنده و توجه نکردن به آموزش دراین حوزه نیز سبب شده روند تخریب محیط‌زیست کشور شتاب بیشتری به خود بگیرد، به همین دلیل باید از اعضای شورای عالی محیط‌زیست و قانونگذاران کشور خواست برای حفظ اندک باقیمانده حیات وحش کشور تدابیر موثرتری بیندیشند.

مهدی آیینی‌ / ‌گروه جامعه

بالا