آخرین خبرها
خانه / ۱۳۹۴ / مرداد

بایگانی/آرشیو ماهانه: مرداد ۱۳۹۴

آزمون و خطا در حوزه جوانان تمامي ندارد

قرار است براي هر سازمان با توجه به جايگاهش در حوزه جوانان، پيوست جوانان تنظيم شود

کشتي جوانان قرار نيست به اين زودي ها به ساحل برسد، زيرا هنوز تکليف جدايي معاونت ساماندهي جوانان از وزارت ورزش مشخص نشده که با تغيير معاون ساماندهي جوانان خبر از تغييرات جدي در نحوه پيگيري خواسته هاي جوانان از سوي مديران اين سازمان به گوش مي رسد. چرا که معاون ساماندهي امور جوانان بر اين باور است که از سال 84 تاکنون حدود 13 برنامه در شوراي عالي جوانان مصوب شده، اما هيچ کدامشان تاکنون اجرايي نشده است.
به همين دليل او چاره کار را اين مي داند که براي هر دستگاه با توجه به جايگاهش در حوزه جوانان، پيوست جداگانه اي تنظيم شود و بخش جوانان وزارت ورزش و جوانان به روند اجراي آن نظارت کند. اين در حالي است که بايد يادآور شد چنانچه اين طرح نيز بدون مطالعه اجرا شود نه فقط گرهي از کار مشکلات جوانان باز نمي کند، بلکه مي تواند جوانان را هرچه بيشتر نسبت به آينده و تلاش مسئولان براي رفع مشکلاتشان بدبين کند.
محمود گلزاري، اولين معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در دولت يازدهم بود، او براي حدود 22 ماه سکان اين معاونت را در دست داشت. گلزاري در اين مدت وعده هايي را براي رفع مشکلات جوانان مطرح کرد، اما با جداشدنش از اين وزارتخانه، اين طرح ها قرار است به بايگاني سپرده شود؛ زيرا ديروز اولين نشست خبري محمدرضا رستمي، معاون جديد ساماندهي امور جوانان برگزار شد و او نيز وعده هايي را مطرح کرد که به نظر مي رسد با اجرايي شدن فاصله زيادي دارد. رستمي تاکيد کرد ما جوانان را نمي شناسيم و تا زماني که آگاه نشويم آنها يک شبانه روز خود را چگونه مي گذرانند، برنامه هايمان با ضعف رو به رو خواهد شد؛ بنابراين اولويت ما کارهاي مطالعاتي و شفاف سازي مسئوليت دستگاه هاي مختلف در حوزه جوانان خواهد بود.

طرحي نو براي جوانان
در حالي که حدود يک ماه از انتصاب معاون جديد ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان مي گذرد، او از نتايج آسيب شناسي هايي خبر مي دهد که براساس آن به اين جمع بندي رسيده است که بايد براي برنامه هاي در سطح ملي به اين توافق رسيد که براي آنها برش جوانان يا پيوست جوانان نوشته شود به اين شکل که اين پيوست ها ذيل سند ملي قرار گرفته و از سوي دستگاه هاي ذي ربط اجرا شود.
رستمي براي اين تصميم گيري خود دلايلي را نيز مطرح کرد و گفت: حدود 13 برنامه براي جوانان از پايان سال84 تاکنون در شوراي عالي جوانان مصوب شده که برخي از آنها آيين نامه اجرايي نيز دارد، اما بسياري از اين برنامه ها عملياتي نشده و روي زمين مانده است.
به گفته وي، سازمان جوانان سابق و معاونت ساماندهي امور جوانان فعلي ضمانت اجرايي برنامه ها را در اختيار ندارد و صرفا به عنوان هماهنگ کننده عمل کرده است.
معاون ساماندهي امور جوانان اظهار کرد: اگر قرار است برنامه هاي حوزه جوانان ضمانت اجرايي پيدا کند بايد دستگاه هاي متولي اشتغال و مسکن وارد عمل شوند. يعني ضرورتي ندارد بخش جوانان براي عملکرد دستگاه ها در حوزه جوانان سند و برنامه مجزا تنظيم کند. وي در پاسخ به اين پرسش که چنين روالي زمانبر خواهد بود، عنوان کرد: چون سند برنامه از قبل وجود دارد زمانبر نخواهد بود؛ فقط ما بايد برنامه خود را به دستگاه ها ارائه کنيم و دستگاه ها براي آن مصوبه جداگانه بگيرند.

جوانان ماهر نمي شوند
يکي از چالش هاي اصلي که جامعه و جوانان با آن رو به رو هستند اين است که جوانان مهارت هاي لازم را براي تشکيل خانواده و اشتغال فرا نمي گيرند، به همين دليل آمار طلاق در کشور بالارفته و بيکاري بين جوانان تحصيلکرده بيداد مي کند. معاون ساماندهي امور جوانان در پاسخ به جام جم درباره راهکار هاي موجود براي مهارت آموزي به جوانان بيان کرد: برنامه ملي اوقات فراغت سال 94 آماده شده و روز دوشنبه در اولين جلسه ستاد ساماندهي دستگاه دولتي مسئوليت و وظايف خود را ارائه کرده و درباره تمامي برنامه هاي فراغتي که سبب توانمند شدن جوانان يا سبب نشاط آنها خواهد شد، اطلاع رساني مي شود. وي يادآور شد: بخشي از مهارت آموزي به وزارت ورزش و جوانان مربوط است، بخصوص در بحث ازدواج که برنامه توانمندسازي جوانان پيش از ازدواج، هنگام ازدواج و پس از ازدواج درحال آماده شدن است. به عنوان اولويت اعلام کرده ام که دفتر ازدواج سازمان آن را آماده کند.

مهارت آموزي؛ گمشده نظام آموزشي
براي رفع مشکل نبود مهارت معاونت ساماندهي امور جوانان بايد با نظارت دقيق بر نظام آموزشي بستر مناسب را براي ماهر شدن جوانان فراهم کند، زيرا چنانچه برنامه هاي آموزش پرورش و وزارت علوم بر اين هدف استوار باشد از دوران ابتدايي تا دانشگاه اين مهم بايد اتفاق بيفتد.
رستمي ابراز کرد: گفتمان شکل گرفته در نظام آموزشي ما بايد به موضوع ازدواج جدي تري بپردازد به همين دليل به آموزش و پرورش پيشنهاد کرده ايم تحليل گفتمان کتاب هاي آموزشي در مقطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان با موضوع مهارت جوانان را انجام دهند تا مشخص شود آيا مساله مهارت آموزي به عنوان دغدغه در منابع آموزشي وجود دارد و اين که درچه سطحي است و به چه تغييراتي نياز دارد.

بي اطلاعي از متقاضيان وام ازدواج
کمک هزينه ازدواج که از سوي بانک ها در اختيار جوانان قرار مي گرفت مدتي است به دليل نبود توجه از سوي مسئولان بموقع پرداخت نشده و جوانان زيادي هستند که در صف دريافت اين کمک هزينه ناچيز روزگار مي گذرانند. ديروز معاون ساماندهي امور جوانان در پاسخ به جام جم درباره تعداد جواناني که در صف دريافت وام ازدواج هستند، تصريح کرد اطلاعي از اين آمار ندارد، اما او از طرحي سخن گفت که در مرحله کارشناسي است. وي افزود: براساس اين طرح به جاي وام سه ميليون توماني به جوانان که در شهرهاي بزرگ کاربردي ندارد، از آن در جهت توسعه مشارکت جوانان استفاده شود. معاون ساماندهي امور جوانان يادآور شد: براي در نظر گرفتن بانک حامي جوانان، با بانک ها وارد مذاکره شده ايم تا به جوانان تسهيلات بدهند، علاوه بر اين بيمه حامي جوانان را نيز دنبال مي کنيم تا در کشور با تخفيف به جوانان خدمات بدهد.
بايد يادآور شد مشکلات حوزه جوانان به فعاليت و هماهنگي فرابخشي نياز دارد و فقط با ارائه طرح هاي جديد نمي توان براي رفع آنها قدم برداشت؛ بنابراين بايد از مسئولان خواست به دور از شعار و استفاده سياسي از جوانان، تدبيري براي رفع مشکلات آنها بينديشند.

پردیسـان چشم به راه فرزندان «کوشکی» و «دلبر»

1.5 هکتار‌از پارک پردیسان برای بازپروری یوز ایرانی در نظر گرفته شده است

قرار نیست همه از محل دقیق زندگی کوشکی و دلبر در پارک پردیسان باخبر باشند، اما محدوده‌ای که برای زندگی آنها در نظر گرفته شده خیلی از دید افرادی که به پارک پردیسان آمد و شد می‌کنند مخفی نیست، حدود 1.5 هکتار از این پارک بزرگ را برای زندگی این دو یوزپلنگ در نظر گرفته‌اند، یوزپلنگ‌هایی که این روزها دست‌کم با انتقالشان به پارک پردیسان می‌توانند یادآور حق و حقوق پایمال شده همنوع خود از سوی افرادی باشند که به زیستگاه آنها تجاوز کرده و شرایطی را به وجود آورده‌اند که جمعیت این گونه در کشورمان حدود 50 قلاده برآورد شود.

با اطمینان نمی توان از تعداد یوزپلنگ های ایرانی حرف زد، زیرا تاکنون به دلیل نبود تجهیزاتی مانند دوربین های تله ای برآورد دقیقی از جمعیت این گونه در کشور انجام نشده است، اما برخی کارشناسان ادعا می کنند با توجه به این که آمار دیده شدن یوزپلنگ های ماده با توله هایشان بیشتر شده باید به بهبود شرایط آنها امیدوار بود.

کوشکی و دلبر

برای ملاقات با کوشکی و دلبر باید به پارک پردیسان تهران رفت جایی در نزدیکی های برج میلاد. در میان پارک پردیسان محدوده ای به وسعت حدود 15 هزار مترمربع را با فنس جدا کرده اند، فنس هایی که تا نیمه با گونی های قهوه ای رنگ پوشیده شده اند و اجازه نمی دهند براحتی بتوان یوزپلنگ ها را دید.

اما پشت این فنس و گونی ها دو قلاده یوزپلنگ ـ کوشکی یوز نر و دلبر یوز ماده ـ زندگی می کنند. کوشکی و دلبر هر کدام در محدوده های مشخص شده ای که برایشان در نظر گرفته شده روزگار می گذرانند. برای این که آنها اسارت را بهتر تاب بیاورند سعی شده محیط طبیعی زیستگاهشان برای آنها بازسازی شود. برای نمونه کمی پوشش گیاهی، چند تنه درخت و حوضچه های کوچکی در این محدوده کار گذاشته شده است. آذر سال گذشته بود که این یوزها به پارک پردیسان و تهران منتقل شدند تا پیش از این، یوزپلنگ ها در دو منطقه جداگانه در در میاندشت خراسان شمالی و خارتوران سمنان نگهداری می شدند، چون آنها زمانی که توله بودند از سوی چوپان و سگ های گله از طبیعت جدا شده و نتوانستند مسیر عادی زندگی خود را طی کنند به همین دلیل تصمیم بر این شد تا در اسارت نگهداری شوند.

دلبر اکنون حدود 3.5 سال دارد و کوشکی نیز 8 سالگی را تجربه می کند، برخی کارشناسان معتقدند یوز ماده تا 6.5 سال و یوز نر تا 4 سال دیگر برای فرزندآوری طبیعی فرصت دارند. به همین دلیل باید مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست در فرصت باقیمانده شرایط را برای وصلت طبیعی آنها بیشتر فراهم کنند.

دلبر باید رضایت بدهد

شانس فرزندآوری یوزپلنگ ها در اسارت حدود 30 درصد است، زیرا آنها برخلاف گربه سانان دیگر مانند شیر خیلی راحت در قفس فرزندآوری نمی کنند. در زیستگاه های طبیعی یوز در کشورمان که وسعتی حدود شش میلیون هکتار دارد نیز 50 قلاده یوز باقیمانده تحت شرایط خاصی اقدام به فرزندآوری می کنند. به این شکل که یوز نر هر روز علائمی از خود در زیستگاهش به جای می گذارد، اما یوز ماده در بیشتر طول سال این علائم را می بیند، ولی به آنها بی توجه است و سعی نمی کند به یوز نر نزدیک شود. یوز ماده فقط زمانی به این علامت ها توجه می کند که به آمادگی جنسی رسیده باشد، او وقتی به این حالت رسید علائم یوز نر را آنقدر تعقیب می کند تا یوز نر را پیدا کند.

به این ترتیب یوز ماده بجز در این زمان ها یوز نر را نمی بیند و بعد از جفت گیری نیز از یوز نر جدا می شود. هنوز به طور قطع مشخص نشده یوز ماده در طول سال در چه زمان هایی به آمادگی جنسی دست پیدا می کند. به گفته کارشناسان یوز ماده زمانی که به آمادگی جنسی رسید بین سه تا شش روز این حالت را حفظ می کند. اگر جفتگیری انجام بگیرد، او وارد فاز بارداری می شود در غیر این صورت این سیکل ادامه پیدا می کند.

بنابراین برای تکثیر در اسارت نیز با توجه به رفتار یوزپلنگ ها این الگوها باید شبیه سازی شود یعنی تازمانی که دلبر به آمادگی جنسی نرسیده نباید کوشکی را ببیند. به این شکل زمانی که کارشناسان متوجه شوند یوز ماده به آمادگی جنسی رسیده به او اجازه می دهند به کوشکی نزدیک شود. با توجه به این ویژگی ها کارشناسان نیز سعی کرده اند برای کوشکی و دلبر چنین محیطی را فراهم کنند.

برنامه غذایی ویژه

تمام محدوده ای که برای یوزها در نظر گرفته شده به وسیله دوربین های مدار بسته کنترل می شود، خارج از محل در نظر گرفته شده نیز کانکسی قرار دارد که محافظان با کمک دوربین ها تمام رفتار یوزها را زیر نظر می گیرند. علاوه براین دو کارشناس دیگر نیز هر روز از نحوه رفتار یوزها گزارش تهیه کرده و روزانه اطلاعات خود را در اختیارشان مک کوین مشاور خارجی پروژه قرار می دهد، این مشاور نیز با مطالعه گزارش های آماده شده دستوراتی را برای نگهداری از یوزها صادر می کند.

برای نمونه برنامه غذایی یوزپلنگ ها اکنون سه روز در هفته خرگوش زنده، دو روز مرغ، یک روز نیز گوشت بز با پوست و پشم است البته با توجه به نظر مشاور پروژه یک روز نیز در هفته به یوزها غذا داده نشده یا فقط به یوزپلنگ ماده غذا می دهند تا برای فرزندآوری آمادگی پیدا کند.

15 هزار مترمربع عشق

محلی که برای کوشکی و دلبر در پارک پردیسان در نظر گرفته شده مستطیلی است که حدود 15 هزار مترمربع وسعت دارد، این مستطیل به دو فاز یک و دو تقسیم شده است، اکنون فاز یک این پروژه آماده شده و قرار است تا مدتی دیگر فاز دو نیز راه اندازی شود. فاز یک و دو به وسیله یک راه باریک از یکدیگر جدا شده و به کارشناسان این امکان را می دهد تا از نزدیک رفتار یوزپلنگ ها را در نظر بگیرند.

اطراف این محدوده نیز یک فنس محافظ دیگر کار گذاشته شده که با فنس های اصلی حدود چهارمتر فاصله دارد. این فنس با هدف پنهان کردن یوزها از چشم مردم و دور نگه داشتن حیواناتی مانند سگ و گربه ایجاد شده است، زیرا برخی شهروندان سگ و گربه های خود را که ممکن است بیمار نیز باشند در این پارک رها می کنند.

فاز یک این محل اکنون به سه قسمت B، A و C تقسیم شده است، قسمت Aبه دلبر تعلق دارد، قسمت B محدوده مشترک و قسمت C به کوشکی تعلق دارد. به این ترتیب زمانی که یوز ماده از لحاظ جنسی آماده شد کارشناسان در تمام قسمت ها را باز کرده و به او اجازه می دهند وارد محدودهB شده و نشانه هایی که کوشکی از خود به جای گذاشته را دنبال کند. در این مرحله کارشناسان چند روز به یوزپلنگ ها فرصت می دهند تا جفتگیری کنند و بعد این سیکل دوباره به مرحله اول بازمی گردد. این در حالی است که بعضی وقت ها به یوزپلنگ ها اجازه داده می شود خودشان محدوده زندگی خود را انتخاب کنند. قرار است در فاز دو این محل نیز مکان هایی برای تیمارداری، اتاق معاینه و نگهداری از فرزندان کوشکی و دلبر ساخته شود. به گفته مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تاکنون یک بار محافظان از جفتگیری کوشکی و دلبر گزارش کرده اند، اما سونوگرافی، حاملگی دلبر را رد کرده است.

مهدي آييني/گروه جامعه

 

«کوشکی» و «دلبر» نماینده یوزها در پردیسان

یکی از اهداف ایجاد مرکز نگهداری از کوشکی و دلبر در پارک پردیسان فرزندآوری طبیعی آنهاست که زیر نظرشان مک کوین، مشاور خارجی این پروژه دنبال می‌شود. باید تاکید کرد ایجاد این مرکز در پارک پردیسان فقط با هدف تکثیر راه‌اندازی نشده چون قرار است مرکز بازپروری یوزهایی باشد که به دلایلی مانند اسارت از سوی انسان، حمله سگ‌های گله یا تصادف با خودرو، دیگر قادر به ادامه زندگی در زیستگاه طبیعی خود نیستند. هرچند احتمال موفقیت تکثیر در اسارت 30 درصد است، اما هنوز امکان بارور شدن برای کوشکی و دلبر وجود دارد و تا زمانی که این فرصت باقی است اولویت ما فرزندآوری طبیعی آنهاست. بعد از این مرحله می توان از روش های دیگری مانند آی وی اف استفاده کرد. علاوه بر این تا زمانی که هنوز امکان زادآوری طبیعی وجود دارد نباید سراغ گزینه تکثیر در اسارت رفت، به همین دلیل زمانی با آن موافقت کردیم که سازمان حفاظت محیط زیست بودجه مستقلی برای آن در نظر گرفت. در واقع نگهداری برخی گونه های جانوری که می توانند در طبیعت زندگی کرده و زادآوری کنند در اسارت درست نیست، چون دست کم این خطر وجود دارد که توجه و حمایت از گونه هایی که در زیستگاه های طبیعی هستند برداشته شده و محدود شود به گونه هایی که در اسارت نگهداری می شوند. معرفی دوباره به طبیعت گونه هایی که در اسارت تکثیر می شوند مشکل دیگری است، زیرا درباره علفخواران خیلی زود می توان آنهایی را که در اسارت متولد می شوند به طبیعت منتقل کرد، اما در مورد گوشتخواران این مساله متفاوت است چون آنها آموزش و مهارت هایی مانند شکار را از مادر خود می آموزند به همین دلیل دلبر و کوشکی نمی توانند خارج از اسارت به حیات خود ادامه دهند. افزون بر این هرچند تلاش هایی دراین رابطه در دنیا انجام شده، اما تاکنون پروژه موفقی برای معرفی دوباره گربه سانان به طبیعت اجرایی نشده است.مشکل دیگری که کوشکی و دلبر می توانند در حل آن به ما کمک کنند این است که مردم و مسئولان تا مساله ای را با چشم خود نبینند آن را باور نکرده و برای کمک و مشارکت در حل آن پیشقدم نمی شوند، برای نمونه تا پیش از این برای جلب کمک از مسئولان و مردم تلاش زیادی انجام داده ایم که بی نتیجه بوده، اما اکنون بسیاری از مسئولان با دیدن کوشکی و دلبر در پردیسان به یوز ها کمک می کنند. بنابراین باید کوشکی و دلبر را نمایندگان دیگر یوزها دانست که این روزها در پردیسان زندگی کرده و حق و حقوق همنوعان خود را احیا می کنند. افزون براین نگهداری این دو یوز در پردیسان جنبه آموزشی نیز دارد چون قرار است در آینده امکان بازدید دانش آموزان از محل نگهداری آنها فراهم شود تا به این شکل کودکان بهتر با لزوم حمایت و توجه به گونه های در معرض خطر آشنا شوند. نباید فراموش کرد در قبال توجهی که محیط زیست به کوشکی و دلبر می کند آنها نیز به سازمان کمک می کنند به این شکل که نظر مهمانان محیط زیست با دیدن آنها بهتر به مشارکت جلب می شود.

هومن جوکار/مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

تهران فصلی برای نفس کشیدن ندارد

روزهای آلوده تهران دیگر محدود به پاییز و زمستان نیست، چون تا مدتی قبل وارونگی دما در فصل‌های سرد سال علت اصلی تنگ شدن نفس پایتخت‌نشینان بود، اما این روزها پایتخت‌نشینان در فصل بهار و تابستان نیز بیشتر از قبل با آلودگی هوا دست به گریبان هستند، زیرا براساس اطلاعاتی که اداره‌ حفاظت محیط‌زیست تهران و شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در اختیار جام‌جم گذاشته‌اند تعداد روزهای ناسالم امسال تا دیروز 36 روز بوده است، این در حالی است که در مدت مشابه سال93 آمار 18 روز ناسالم در تقویم ثبت شده بود.

آلودگی هوا با نام تهران گره خورده است، پاییز و زمستان وارونگی دما به آن دامن می زند، بهار و تابستان نیز کم آبی و رقص ریزگردها در اقصی نقاط کشور.

در حالی که هنوز تا شروع فصل های سرد سال زمان زیادی باقی است آمارهای منتشر شده از این حکایت دارد که بهار و تابستان تقویم تهرانی ها نیز پر می شود از روزهای آلوده، روزهایی که نفس کشیدن را برای گروه های حساس یعنی سالخورده ها، بیماران قلبی و عروقی و کودکان سخت تر می کند.

مریم نادری، مدیر واحد پایش آلودگی هوای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران درباره وضع روزهای پاک، سالم و ناسالم پایتخت در چهار ماه گذشته به جام جم می گوید: براساس بررسی های ما تا دیروز تعداد روزهای پاک تهران 10 روز سالم، 77 روز ناسالم و برای گروه های حساس 36 روز بوده است. این آمار برای مدت مشابه سال گذشته نیز به این شکل است، هفت روز پاک، 98روز سالم و 18روز ناسالم برای گروه های حساس.

بنابراین می توان گفت، تعداد روزهای ناسالم چهار ماه گذشته برای گروه های حساس امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته دو برابر شده است. این درحالی است در چهار ماهه اول سال 92 نیز تهرانی ها دو روز پاک، 96 روز سالم و 26 روز ناسالم را تجربه کرده اند. نادری درباره علت افزایش تعداد روزهای ناسالم پایتخت اظهار می کند: گرد و غبار سبب شده روزهای ناسالم برای گروه های حساس امسال دو برابر شود.

سالی برای مستی ذرات معلق

برخلاف این که گفته می شد گرد و خاک بیشتر از کشورهای همسایه به پایتخت می رسد، تحقیقات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان می دهد خشکسالی و کاهش پوشش گیاهی سبب شده منشا ریزگرد های تهران استان های همسایه این کلانشهر باشد، زیرا خاک استان های همجوار سست شده و با وزش باد، گرد و خاک به تهران می رسد.

محمد رستگاری، معاون نظارت و پایش محیط زیست استان تهران نیز در گفت و گو با جام جم تصریح می کند: امسال میزان ذرات معلق افزایش پیدا کرده که ناشی از تحت تاثیر قرار گرفتن تهران از منابع بیابانی است.

به گفته وی، منشا ذرات معلق می تواند از خارج از استان، کشور یا حتی بیابان های استان باشد.

رستگاری یادآور می شود: البته یک سری از پارامترهای آلاینده گازی کاهش داشته است، بنابراین می توان گفت برنامه سازمان حفاظت محیط زیست و دولت در بحث کنترل منابع احتراقی اثرگذار بوده است.

این در حالی است که باید تاکید کرد، برنامه های دولت تاکنون نتوانسته در کاهش منابع ریزگردها موثر باشد.

وی دراین باره عنوان می کند: دربحث بیابان زدایی به برنامه ریزی بلندمدت نیاز داریم، چون همان طور که طی سال ها به وجود آمده، حل آن نیز به زمان نیاز دارد.

اما باید یادآور شد، تاکنون تحقیقات جامعی درباره میزان اراضی بیابانی یا منابع ریزگردها در تهران یا استان های همجوار آن صورت نگرفته است تا بتوان امیدوار بود مسئولان براساس آن برای کنترل این منابع قدم بردارند.

ابهام در منابع ریزگرد

فرهاد سرداری، معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها در گفت و گو با جام جم عنوان می کند: مطالعه و تحقیق کاملی درباره مشخص شدن میزان مناطق بیابانی تهران نشده است، این در حالی است که بحث بیابانی شدن ثابت نبوده و متغیر است، یعنی اراضی کشاورزی به علت کم آبی اگر زیرکشت نروند به منبع ریزگرد تبدیل می شوند، بنابراین نمی توان به شکل کامل مشخص کرد چقدر منبع ریزگرد در اطراف تهران وجود دارد. این درحالی است که دست کم می توان گفت بیشتر منابع ریزگرد در اطراف تهران اراضی است که خاک آنها به قول معروف دستکاری می شود مانند اراضی کشاورزی و مراتعی که در آنها برداشت صورت می گیرد.

سرداری درباره منشاء ریزگردهایی که سال گذشته تهران را فرا گرفت،خاطر نشان می کند: وقتی طوفان سال گذشته تهران را بررسی کردیم مشخص شد منشاء گرد و غباری که همراه داشت داخل کشور بوده برای نمونه بخشی از ریزگردها از ملارد به تهران رسیده بود.

بعد از این توفان ، استانداری تهران بودجه ای در نظر گرفت تا جهاد کشاورزی تهران با استفاده از آن برای کنترل این منابع وارد عمل شود،اما به نظر نمی رسد تاکنون این اراضی کنترل شده باشند.

به گفته معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها نزدیک ترین منطقه بیابانی به پایتخت، اشتهارد، رامین و ملارد است.

اراده ای برای مهار گرد و غبار نیست

قاسم حقانی، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران نیز در گفت وگو با جام جم درباره مساحت اراضی بیابانی تهران بیان می کند: در تهران 104 هزار و 902 هکتار اراضی بیابانی داریم که از این محدوده 10 هزار هکتار کانون بحرانی فرسایش بادی است.

به گفته وی، منشا عمده گرد و غبار که در جهت باد است در ملارد قرار گرفته است.

در واقع می توان گفت اراده جدی برای مهار پدید گرد و غبار وجود ندارد، چون قرار بود15 میلیارد تومان اعتبار برای این مساله تخصیص پیدا کند. اما حقانی تصریح می کند: سازمان جنگل ها برای اینکار 150 میلیون تومان اختصاص داد که با آن نمی توان کار خاصی انجام داد.

معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران ابراز می کند: اگر باد از جنوب شرقی بوزد گرد و غبار از دشت ورامین یا شهر ری به تهران می رسد، اگر باد از سمت جنوب باشد منشأ گرد و غبار همراه آن را باید اطراف فرودگاه امام و شهر ری دانست. چنانچه باد از جنوب غرب استان بوزد منابع گرد و غبار در ملارد و رود شور اشتهارد قرار دارد.

با توجه به در نظر نگرفتن اعتبار مناسب باید یاد آور شد اراده ای برای کاهش منابع گرد و غبار در کشور وجود ندارد.این درحالی است که با تخصیص اعتبار مناسب و با مشارکت مردمی می توان مشکل نبود شغل و منابع گرد و غبار را کنترل کرد.

دل باید کند از تهران

تهران زیباست، زندگی در تهران موج می زند؛ درباره تهران هزاران جمله می توان نوشت که حاکی از علاقه مردم به این کلانشهر است که تمامی منابع کشور در آن جمع شده به همین دلیل تهران برای خیلی ها شهری سراسر خاطره است، از آسمانخراش های سر به فلک کشیده اش بگیرید تا خیابان هایی که در آنها جای سوزن انداختن نیست، این شلوغی و ازدحام جمعیت، زندگی خیلی ها را به این کلانشهر گره زده،چون بجز دراین کلانشهر هیچ کجا برایشان آب و نان ندارد، اما دراین میان هستند افرادی که می توانند سختی شال و کلاه کردن و مهاجرت را تاب آورده و در استان دیگری بجز تهران ساکن شوند.

این درحالی است که باید یاد آور شد بیشتر گروه های آسیب پذیر که آلودگی هوا بیشترین صدمه را به آنها می زند با گرفتن تصمیم های منطقی و کمی گذشت می توانند مهاجرت مطلوبی را تجربه کنند که منجر به بهبود سلامت آنها خواهد شد.

بحث رفتن از تهران مدتی قبل از سوی معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مطرح شد هرچند آن زمان خیلی ها در برابر این اظهار نظر جبهه گرفتند اما با توجه به زمان بر بودن بهبود شرایط آلودگی هوای تهران می توان بار دیگر از شهروندانی که قادر به مهاجرت از تهران هستند خواست دراین باره بیشتر فکر کنند زیرا هیچ مقامی نمی تواند آنها را مجبور به مهاجرت کند اما حفظ سلامتی دلیل قانع کننده ای برای این جا به جایی است.

حیات‌وحش، سیبل سلاح‌های شکاری مجاز‌

حیات‌وحش کشور شرایط مناسبی را تجربه نمی‌کند، زیرا علاوه بر این که 76 گونه از مهره‌داران کشور در معرض تهدید و خطر قرار دارند، شکارچیان غیرمجاز نیز با استفاده از انبوه سلاح شکاری که در کشور وجود دارد کمر به نابودی باقیمانده حیات‌وحش کشور بسته‌اند.براساس آمارهای منتشر شده حدود یک میلیون قبضه سلاح شکاری در کشور وجود دارد که اغلب مالکان آنها کمترین اطلاعی از نحوه به کارگیری آن و گونه های با ارزش حیات وحش ندارند، گواه این ادعا نیز مرور تخلفات حوزه صید و شکار در سه سال گذشته است که براساس آن می توان نتیجه گرفت، بیش از 80درصد متخلفان با استفاده از سلاح های شکاری مجاز دست به شکار زده اند. به همین دلیل باید از مسئولان خواست برای بهبود شرایط دست کم مجوز حمل سلاح های شکاری را به مجوز نگهداری در منزل تغییر دهند یا مجوز حمل سلاح شکاری را مشروط به گرفتن پروانه شکار از سازمان حفاظت محیط زیست کنند.

مقایسه آمارهای تخلفات صید و شکار در شش ماهه اول سال 93 با مدت مشابه سال 92 ثابت می کند، مدیریت در حوزه صید و شکار نتوانسته سبب بهبود شرایط شود، چون در این مدت صید غیرمجاز آبزیان حدود 23درصد، شکار پرندگان 317 درصد و شکار پستانداران 4/4درصد رشد داشته است. این درحالی است که سال گذشته هیچ مجوزی برای شکار چهارپایان در کشور صادر نشد. به همین دلیل باید هشدار داد ممنوعیت شکار به تنهایی نمی تواند ضامن حفظ اندک باقیمانده حیات وحش کشور باشد، زیرا رسیدن به شرایط مناسب به فرهنگسازی نیاز دارد. علاوه بر این باید به نظر برخی کارشناسان که بر ایجاد قرق های اختصاصی شکار پافشاری می کنند بیشتر توجه و در کنار آن برای حمل سلاح های مجاز شکاری نیز محدودیت ایجاد کرد.

حمیدرضا خیلدار، فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست در گفت وگو با جام جم درباره آمار سلاح های شکاری مجاز و غیرمجاز در کشور می افزاید: وجود سلاح مجاز شکاری بیش از حد در دست مردم یکی از مشکلات ماست، چون بیش از 80 درصد تخلفات صید و شکار در کشور با سلاح های مجاز انجام می شود. براساس آمار در سال 90، حدود 82 درصد تخلفات حوزه صید و شکار با سلاح مجاز انجام شده است. این آمار در سال 91 به 89 درصد، سال 92 به حدود 85 درصد و سال گذشته به حدود 84 درصد رسیده. بنابراین تا زمانی که اشخاص تصور می کنند با گرفتن مجوز سلاح شکاری می توانند دست به شکار بزنند حیات وحش کشور شرایط مناسبی پیدا نخواهد کرد.

مجوز سلاح شکاری یا مجوز شکار

اکنون بیشتر افراد به اشتباه تصور می کنند چون سلاح شکاری آنها مجوز دارد، می توانند به زیستگاه گونه های جانوری رفته، دست به شکار بزنند، شاید تعدادی از آنها ندانند که برای شکار قانونی به گرفتن پروانه شکار از سازمان حفاظت محیط زیست نیاز است، اما در این میان عده ای نیز از قوانین اطلاع دارند، اما از کمبود محیط بان در کشور سوء استفاده می کنند و قوانین را زیر پا می گذارند.

فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست عنوان می کند: شخصی که سلاح شکاری غیرمجاز دارد کمتر جرات می کند دست به شکار بزند.

به گفته وی هرچند جلوی تولید سلاح شکاری گرفته شده، اما شرایط صدور پروانه های سلاح نیاز به بازنگری دارد.

برای رفع این مشکل خیلدار پیشنهاد می کند مجوز حمل سلاح شکاری در کشور به مجوز نگهداری از سلاح شکاری در منزل بدل شود، زیرا به این شکل شخص فقط زمانی می تواند سلاحش را از خانه خارج کند که بتواند از سازمان حفاظت محیط زیست مجوز شکار بگیرد. این درحالی است که متولی شکار و صید در کشور، سازمان حفاظت محیط زیست است. بنابراین اگر سلاح شکاری در اختیار افراد قرار می گیرد، باید با مجوز این سازمان باشد، در مرحله بعد نیز باید مجوز سلاح افرادی که مرتکب تخلف می شوند باطل و سلاح شکاری آنها به نفع دولت توقیف شود.

رشد شکار غیرمجاز

سال گذشته هیچ مجوز شکاری برای چهارپایان در کشور صادر نشد. امسال نیز قرار است تکلیف صدور مجوز برای شکار تا پایان مهر ماه روشن شود، اما مساله نگران کننده در این میان رشد تخلفات در حوزه صید و شکار است که نسبت به سال های گذشته رشد داشته است.

فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست درباره میزان رشد تخلفات صید و شکار در شش ماه اول سال 92 نسبت به مدت مشابه سال گذشته تصریح می کند: صید غیرمجاز آبزیان حدود 23درصد، شکار غیرمجاز پرندگان 317 درصد، شکار پستانداران 4/4 درصد، نگهداری و خرید و فروش حیات وحش 312 درصد و کشف سلاح غیرمجاز 15درصد رشد داشته است.

در این میان، آمار زنده گیری پرندگان 12 درصد، شروع به شکار 33 و سلاح مجاز کشف شده نیز 4 درصد کاهش داشته است.

وی درباره کمبود های یگان حفاظت محیط زیست درخصوص برخورد با شکارچیان غیر مجاز یادآور می شود: با توجه به تعریف ساختار یگان حفاظت حدود 5000 محیط بان کم داریم، زیرا اکنون 17 میلیون هکتار از اراضی کشور را فقط حدود 2500 محیط بان پوشش می دهند . علاوه براین برای محقق شدن حفاظت هوشمند و استفاده از دوربین و سنسور در مناطق به اعتبار نیاز داریم.

قوانین خوب، اجرای بد

این درحالی است که در کنار تلاش برای افزایش تعداد محیط بانان و به روز شدن تجهیزات آنها باید بر اجرای دقیق قوانین صید و شکار و به روز شدن آنها نیز پافشاری کرد، زیرا به اعتقاد برخی کارشناسان با این که قوانین مناسبی در این حوزه در کشور وجود دارد ، اما بدرستی اجرا نمی شود و به همین دلیل بازدارنده نیست.

هوشنگ ضیایی، استاد دانشگاه و کارشناس حیات وحش نیز در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: ما در کشور مشکل قوانین داریم، اما مهم تر از آن مشکل اجرای قوانین است، چون با این که چند سال از عمر قوانین صید و شکار در کشورمان می گذرد اگر آنها به شکل کامل اجرا شوند، بازدارنده هستند. برای نمونه در قوانین برای شخصی که به شکل غیرمجاز حیوانی را شکار کند ، حبس و جریمه نقدی در نظر گرفته شده، اما دادگاه ها فقط جریمه ریالی را در نظر می گیرند که معمولا مبلغ کمی است. ضیایی تصریح می کند: بارها محیط بانان متخلفان را دستگیر کرده اند، اما آنها زودتر از ماموران ما از دادگاه خارج شده اند، زیرا قضات حداقل ها را برای برخورد با شکارچیان غیرمجاز در نظر می گیرند. به نظر می رسد برای رفع این مشکل نیز باید دادگاه های ویژه جرایم زیست محیطی شکل بگیرد، زیرا چنانچه قضات بخوبی با مشکلات این حوزه آشنا شوند، می توانند برای متخلفان جرایم مناسبی در نظر بگیرند.

ضیایی عنوان می کند: به قوانین جدید نیز نیاز داریم. برای نمونه در آمریکا اگر شخصی شکارچی غیرمجاز یا حادثه آتش سوزی ببیند و ماجرا را به مسئولان اطلاع ندهد، جریمه می شود اما در کشورمان مردم با شکارچی ها همراه می شوند. افزون بر این اکنون برآورد می شود حدود یک میلیون سلاح شکاری دست مردم و افرادی باشد که بیشتر آنها نمی دانند چه حیواناتی حمایت شده هستند یا حتی نحوه کار با سلاح را نمی دانند. برای رفع این چالش نیز باید قبل از صدور مجوز سلاح شکاری،شخص متقاضی در دور ه های آموزش شرکت کرده و با فواید حیات وحش برای محیط زیست کشور آشنا شود .

ضیایی تاکید می کند: سال گذشته شکار چهارپایان در کشور ممنوع بود، اما به نظرم فایده ای نداشته، چون نتوانسته ایم از تخلفات این حوزه جلوگیری کنیم. نمی توان شکار را ممنوع کرد ، اما قدرت اجرایی برای مقابله با متخلفان را نداشت. به نظرم جمعیت حیات وحش کشور حدود 90درصد کاهش پیدا کرده و اگر وضع به این روال ادامه پیدا کند تا 10 سال آینده بیشتر گونه های جانوری کشور در خطر انقراض قرار خواهند گرفت.

عشق به محیط زیست رنگ باخته است

کمرنگ شدن علاقه مردم و مسئولان نسبت به محیط زیست یکی دیگر از علل بحرانی شدن وضع حیات وحش کشور است، زیرا این روزها برخی از مردم بظاهر خود را طرفدار محیط زیست می دانند و برای بهبود شرایط راضی نیستند هزینه کنند یا قدمی بردارند. علاوه براین آموزش های لازم نیز به مردم داده نمی شود، چون اغلب آنها با فواید حیات وحش آشنا نیستند یا ترس های نادرستی درباره حیات وحش در آنها وجود دارد. برای نمونه کم نیستند افرادی که جغد را شوم می دانند. به منظور تغییر چنین باورهایی مسئولان باید برای اجرای برنامه های فرهنگی سرمایه گذاری کرده و شرایطی فراهم بیاورند تا مردم نسبت به حفظ گونه های جانوری و محیط زیست علاقه مند شوند .

ضیایی درباره شرایط کنونی حیات وحش کشور و صدور پروانه شکار در سال 94 خاطرنشان می کند: زمانی که جمعیت حیات وحش به میزان مناسبی برسد، می توان از آن برداشت کرد . برای همین در خیلی از کشورها سازمان های محلی، از زیستگاه ها و حیات وحش نگهداری می کنند و زمان برداشت نیز در سود آن سهیم هستند، اما در شرایط کنونی اجازه شکار یعنی صدور مجوز برای بهره برداری از ذخایر کشور، زیرا اکنون در بسیاری از زیستگاه ها دیگر کل و بزی وجود ندارد. برای نمونه تا چند سال پیش در منطقه بیستون حدود 10 هزار راس کل و بز وجود داشت، اما حالا جمعیت آنها در این منطقه به صفر رسیده است.

همکاری مردم و مسئولان؛ کلید سفرهای خاطره‌انگیز

قفل شدن جاده‌ها و کلافه شدن شهروندان در ترافیک‌های شبانه‌روزی به بخشی از سفر بدل شده است، چون نتوانسته‌ایم مشکلات این حوزه را بدرستی مدیریت کنیم. برای نمونه تعطیلات در تمامی فصول سال به شکل مناسب توزیع نشده و مسئولان نیز برای تشویق شهروندان برای سفر در ایامی بجز تعطیلات و مناسبت‌های تقویم، برنامه‌ای ندارند. این در حالی است که شهروندان دست‌کم می‌توانند با توزیع زمان سفر خود و رعایت انضباط ترافیکی مشکلات این حوزه را به حداقل برسانند.

سفر مقوله ای انتخابی است، به همین دلیل برنامه های صرفا دولتی نمی تواند نقش زیادی در کنترل آن داشته باشد، اما دست کم با همکاری همه جانبه تمامی دستگاه ها و وزارتخانه ها می توان سفرهای شهروندان را به شکلی مدیریت کرد که مشکلات این حوزه به حداقل برسد؛ هرچند پلیس برای تعطیلات عید فطر در محورهای کرج به چالوس، هراز، فیروزکوه و برخی محورهای پرتردد برون شهری ممنوعیت و محدودیت در نظر گرفته است، اما باید تاکید کرد رفع این مشکل به همکاری دولت و شهروندان نیاز دارد.

ناصر رضایی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی نیز در گفت وگو با جام جم تصریح می کند: برای مدیریت سفر در کشور به همکاری دوجانبه از سوی دولت و مردم نیاز است. یکی از دلایل انبوه سفر در تعطیلاتی مانند عید فطر را می توان وابستگی و پیوستگی بین کار دولتی و غیردولتی دانست.

وی با تاکید بر این که دولت برای رفع این مشکل باید مکان های گردشگری را نیز مناسب توزیع کند، خاطرنشان می کند: مقاصد گردشگری معنوی مانند قم، شیراز و مشهد که سالانه بیش از 25 میلیون زائر دارد، مشخص هستند، اما دولت می تواند برای دیگر نقاط کشور نیز دست به تبلیغات و بازاریابی گردشگری بزند، به این شکل زمان تعطیلات مقصد بیشتر گردشگران شمال کشور نخواهد بود.

نکته دیگری که مسئولان باید به آن توجه داشته باشند، توزیع زمان سفر است؛ زیرا آنها با مدیریت آن می توانند تا حد قابل توجهی از حجم سفرها در تعطیلاتی مانند عید فطر کم کنند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری اظهار می کند: باید یادآور شد تعطیلات در کشورمان بیشتر از برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی نیست؛ زیرا تعطیلات رسمی و آخر هفته آنها بیشتر است، اما آنها تعطیلات خود را بدرستی در طول سال توزیع کرده اند.

تمرکززدایی

برای رسیدن به شرایط مطلوب، آموزش و پرورش و وزارت علوم می توانند تعطیلات زمستانه خود را با فاصله حدود دو هفته ای از یکدیگر در نظر بگیرند.

رضایی تاکید می کند: دولت می تواند با در نظر گرفتن مشوق های مناسب، کارمندان خود را وادار کند سفرهای خود را به مناسبت های تقویم محدود نکنند، حتی آنها می توانند کارمندان را به سفر رفتن مجبور کنند تا کارایی کارمندان نیز افزایش پیدا کند.

با توجه به این که یک ششم جمعیت کشور در تهران ساکن هستند، می توان گفت محورهایی که از این کلانشهر به شمال کشور منتهی می شود، ترافیک سنگین تری دارند. برای رفع این مشکل باید تمرکز زادیی را در پیش گرفت و با مدیریت مسیر و مقصد، حوادث را در این محورها به حداقل رساند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری یادآور می شود: تقویم دوگانه ما نیز که هجری شمسی است، اما مناسبت های آن براساس هجری قمری است. این مساله سبب می شود تعطیلات و مناسبت ها شناور باشند، مدیریت این مساله به همکاری تمام ارگان ها با یکدیگر نیاز دارد.

نقش مردم و مسئولان در کنترل سفر

علیرضا اسماعیلی، مدرس دانشگاه تهران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: در تعطیلات پیش رو محورهای شمالی کشور با ترافیک سنگین همراه خواهد بود و رفع این مشکل به همکاری مردم و مسئولان نیاز دارد. برای نمونه شهروندان می توانند با توزیع زمان سفر خود، این مساله را تا اندازه ای مدیریت کنند.

به گفته وی، یکی دیگر از عوامل قفل شدن ترافیک در چنین زمان هایی بی انضباطی برخی رانندگان است. منظور اسماعیلی افرادی است که به محض کند شدن حرکت خودروها در مسیر اصلی سعی می کنند در حاشیه های خاکی جاده تردد کنند، اما این بی انضباطی آنها سبب شوک ترافیکی شده و به قفل شدن ترافیک می انجامد.

افزون بر این، مسئولان نیز برای کنترل انبوه سفر در تعطیلات پیش رو نیز نقش بسزایی دارند. عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی در این باره تصریح می کند: مشکل، توزیع نامناسب تعطیلات در فصول کشور است؛ به همین دلیل مردم سعی می کنند از فرصت هایی مانند تعطیلات نوروزی یا عید فطر بیشترین بهره را ببرند.

این در حالی است که کشورهای موفق برخلاف ایران تعطیلات خود را در تمامی ماه ها و فصول سال تقسیم می کنند، بنابراین شهروندان برای مسافرت با محدودیت روبه رو نیستند.

اسماعیلی تاکید می کند: برای رفع این مشکل باید تعطیلات بدرستی در کشورمان تعریف شود، مشکل دیگری که می توان به آن اشاره کرد، این است که در کشورمان برخلاف دیگر کشورها تعطیلات آخر هفته برای تمام شهروندان دو روز نیست.

بنابراین مسئولان با توزیع روزهای تعطیل در تمام طول سال می توانند این امکان را به شهروندان بدهند که به دلخواه زمان مناسبی برای سفر در نظر بگیرند.

از دیگر نکاتی که مسئولان باید برای رفع آن تلاش کنند، مدیریت حوادث در تعطیلات پیش روست، چون با توجه به بالا بودن آمار مسافران و خودرو ها در معابر، تصادفات جزئی نیز می تواند سبب قفل شدن عبور و مرور شود. برای نمونه حتی اگر بقایای شیشه شکسته یک خودرو نیز از کف خیابان بموقع جمع آوری نشود، می تواند به ترافیک شوک وارد کرده و تردد را مختل کند.

محورهای پرتردد در تعطیلات عید فطر

هراز؛ فیروز کوه؛ کرج ـ چالوس؛ تهران ـ سمنان ـ مشهد ؛ شمشک ـ دیزین؛ محور قدیم رشت ـ قزوین؛ محور قدیم ساوه ـ همدان و ساوه ـ بوئین زهرا؛ محور قزوین ـ کرج و قزوین ـ زنجان؛ محور بجنورد ـ چمن بید ـ جنگل گلستان ـ گرگان ـ گلوگاه و برعکس؛ محور آستارا ـ اردبیل و اردبیل ـ سرچم و برعکس و محور ملایرـ همدان برخی از محورهایی است که پیش بینی می شود در تعطیلات عید فطر ترافیک قابل توجهی داشته باشد، به همین دلیل پلیس برای تردد در آنها محدودیت و ممنوعیت هایی در نظر گرفته است. شهروندان قبل از سفر می توانند از طریق سایت راهور ۱۲۰ یا شماره تلفن ۸۸۲۵۵۵۵۵ از جزئیات محدودیت های اعمال شده در این محور ها اطلاع پیدا کنند.

مرحله دوم طرح تابستانه پلیس راهور کلید خورد

تلاش پلیس برای مدیریت سفرهای تابستانه وارد مرحله دیگری شده؛ چون همزمان با آغاز تعطیلات عید فطر پلیس مرحله دوم طرح تابستانه خود را کلید زده است تا شهروندان سفر ایمن تری را تجربه کنند.

براساس آمارهای منتشر شده تابستان سال گذشته حدود 5000 نفر از مسافران به مقصدهای خود نرسیدند.

هر چند در دور اول مسافرت های تابستانی امسال تلفات جاده ای حدود 8 درصد کاهش داشته، اما باید به شهروندانی که برای مسافرت خود در حال برنامه ریزی هستند هشدار داد همچنان بی احتیاطی از سوی آنان عواقب جبران ناپذیری دارد؛ زیرا ۸۰درصد تصادفات کشور دلیلی جز تخطی از سرعت مطمئنه، توجه نکردن به جلو، انحراف به چپ و رعایت نکردن حق تقدم ندارد. بنابراین شهروندان با رعایت این چهار فاکتور می توانند سفر ایمن تری را تجربه کنند.

به گزارش مهر، سردار تقی مهری، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا دراین باره گفت: از روز چهارشنبه براساس پیش بینی های پلیس راهور سفرهای مرحله دوم طرح تابستانی به صورت گسترده آغاز خواهد شد؛ به همین دلیل از بامداد چهارشنبه محدودیت های ترافیکی در محورهای پرتردد اجرا خواهد شد.

سردار مهری توضیح داد: پلیس راهور در طول تعطیلات پایان هفته از تمام ظرفیت خود برای ایجاد تسهیلات لازم در جاده های درونشهری و برونشهری بویژه در استان های شمالی و شهرهای زیارتی استفاده می کند تا شهروندان سفر خوبی داشته باشند.

رئیس پلیس راهور ناجا در ادامه با اشاره به این که سرعت غیرمجاز، حرکت مارپیچ و غیرمتعارف، تجاوز به چپ و اقدامات خطرساز به عنوان خط قرمزهای پلیس راهور محسوب می شود، افزود: پلیس حتما با رانندگانی که مرتکب این تخلفات شوند برخورد قاطع و قانونی خواهد داشت.

سردار مهری از شهروندان خواست قبل از سفر آخرین وضعیت جاده ها اعم از محدودیت و ممنوعیت تردد را از طریق سایت راهور ۱۲۰ یا شماره تلفن ۸۸۲۵۵۵۵۵ دریافت کنند.

گاهی مسیر، مقصد است

برخی شهروندان به اشتباه تصور می کنند سفر یعنی هر چه زودتر به مقصد رسیدن، این در حالی است که اساس سفر، دیدن زیبایی های بین مبدا و مقصد است که بسیاری آن را به فراموشی سپرده اند. باید گفت شهروندانی که به محض استارت زدن خودروی خود فقط به رسیدن به مقصد می اندیشند، فلسفه سفر را نیاموخته اند. نتیجه بی توجهی به مفهوم سفر این شده که براساس گزارش پلیس راهور بیشتر تصادفات و حوادث در 30 کیلومتری مقصد مسافران رخ می دهد؛ زیرا آنها فقط بر پدال گاز فشار می دهند تا هر چه زودتر به مقصد برسند، به همین دلیل معمولا در نزدیکی مقصد های خود خسته شده و احتمال تصادف آنها بیشتر می شود.

کوپن آب؛ طنز تلخ امروز، واقعیت تلخ‌تر فردا

مهدی آیینی

مهدی آیینی

بیشتر رودخانه‌های کشور به رودخانه فصلی بدل شده‌است، دریاچه‌ها و تالاب‌های زیادی در شرایط بحرانی قرار دارد، چشمه‌ها به یکباره خشک می‌شود، دشت‌های کشور به‌طور میانگین 40‌ سانتی‌متر فرونشست کرده‌ است و… همه اینها نشانه‌های تاخت و تاز بحران کم‌آبی در کشور است که براساس آن کارشناسان هشدار می‌دهند هیچ بعید نیست تا مدتی دیگر 50 میلیون نفر ایرانی ناچار به کوچ اجباری شوند.

 داستان کمبود آب در کشور ماجرای تازه ای نیست، اما با این حال به نظر می رسد برخی مسئولان تاکنون آن را جدی نگرفته اند. این را می توان از نحوه مدیریت منابع آب در کشور نتیجه گرفت، اما برخلاف این گروه از مدیران، شهروندان زیادی به این بحران واکنش نشان داده و به سهم خود سعی دارند در راه برطرف کردن این تهدید قدم بردارند.

گواه این ادعا نیز کمپین های زیست محیطی است که روند تولد آنها در کشور سرعت گرفته است. البته شهروندان فعالیت خود را به کمپین ها محدود نکرده و با عملی کردن ایده های مناسب نیز سعی در آگاه کردن دیگر شهروندان دارند؛ در تازه ترین اقدام، برخی کاربران فضای مجازی «کوپن آب» را طراحی کرده اند، کوپنی که بیشتر شهروندان را به یاد دورانی می اندازد که برای تهیه مایحتاجشان با محدودیت روبه رو بودند.

روی این کوپن تاریخ 1401 درج شده و مشخص کرده سهمیه تیرماه یک نفر است، گوشه این کوپن نیز مهر سازمان سهمیه بندی آب حک شده که سال 1399 تاسیس شده است.

کوپن آب شاید در نگاه اول طنز تلخی به نظر برسد، اما واقعیت تلخ تری است که باید آن را جدی گرفت.

کوپن آب این هشدار را به شهروندان می دهد که با توجه به شرایط اقلیمی و مدیریت منابع آب در کشور بالاخره ناچار به جیره بندی جدی آب در کشور خواهیم شد؛ واقعیتی که دیر یا زود گریبان کشور را خواهد گرفت و فقط با مدیریت درست می توان شدت و شروع آن را به تعویق انداخت.

با توجه به مطرح شدن کوپن آب در فضای مجازی و واکنش شهروندان به آن، می توان نتیجه گرفت این روزها بیشتر شهروندان از این واقعیت تلخ که کشور با بحران آب دست و پنجه نرم می کند، آگاه هستند بنابراین باید از مسئولان خواست تمرکز خود را برای بهبود شرایط روی بخش هایی بگذارند که بیشترین مصرف و هدررفت آب را دارد، زیرا حدود 90 درصد منابع آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می شود که در بهترین حالت 35 درصد بهره وری دارد یا می توان یادآور شد هنوز برای هر مجتمع مسکونی یک کنتور آب نصب می شود و به همین دلیل نمی توان توقع داشت همه شهروندان به یک اندازه در مصرف آب صرفه جویی کنند.

این در حالی است که باید از شهروندان و کمپین های فعال زیست محیطی خواست علاوه بر هشدار، با ایده های خلاقانه تر برای بهبود مدیریت آب در بخش کشاورزی و توزیع آن قدم بردارند؛ برای نمونه آنها با تحریم محصولات کشاورزی پرمصرف و به اشتراک گذاشتن تجربه های کاربردی شان درباره کاهش مصرف آب می توانند در این حوزه کارآمدتر بوده و مسئولان را نیز از خواسته هایشان آگاه کنند.

مهدي آييني

دولت،خانواده و جوان فارغ از اوقات فراغت

​​ غني کردن اوقات فراغت جوانان يکي از دغدغه هاي اصلي خانواده هاست که با فرا رسيدن فصل تابستان پررنگ تر مي شود؛ هر چند مساله اوقات فراغت بايد براي تمامي گروه هاي سني جامعه بدرستي مديريت شود. حال در اين ميان دو گروه نوجوان و جوان از مديريت نشدن اين حوزه بيشترين آسيب را مي بينند. براي نمونه اين روزها تعداد نوجوانان يا جواناني که بي هدف در معابر شهر پرسه مي زنند کم نيست يا معضل استفاده نادرست از فضاي مجازي به يکي از دغدغه هاي اصلي خانواده ها بدل شده است. تنها ماندن خانواده ها در بحث مديريت و برنامه ريزي براي اوقات فراغت فرزندانشان سبب شده آنها کيفيت را فداي کميت کنند و با ثبت نام کودکان خود در کلاس هاي زياد آموزشي به نوعي انرژي آنها را گرفته و در اوقات فراغت که لحظات گرانبهايي براي شکوفايي خلاقيت و کسب مهارت است نتيجه دلخواه نگيرند. براي بررسي اين موضوع ميزگردي با حضور مهدي علي اکبرزاده، مدير کل فرهنگي وزارت آموزش و پرورش، دکترمحسن ايماني روان شناس و مدرس دانشگاه تربيت مدرس و داوود نوري سرپرست اداره کل طرح هاي ملي جوانان وزارت ورزش و جوانان ميزگردي برگزار کرده ايم. دراين ميزگرد مهمانان جام جم از نبود متولي مشخص در اين حوزه و لزوم افزايش آگاهي مسئولان، خانواده ها و جوانان حرف زدند و تاکيد مي کنند با مهارت آموزي مي توان اوقات فراغت جوانان و نوجوانان کشور را به نحو مطلوب غني کرد.

با توجه به شرايط جامعه مي توان گفت بيشتر بار غني کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان اکنون روي دوش خانواده هاست و چون آنها در اين مسير تنها مانده اند جامعه با مشکلاتي مانند افزايش آسيب هاي اجتماعي ميان جوانان و نوجوانان روبه روست. به نظر مي رسد بيشتر دستگاه ها و نهاد ها رسيدگي به اين موضوع را فراموش کرده اند و در اين ميان فقط آموزش و پرورش و بخش جوانان وزارت ورزش و جوانان اندکي به اين مساله مي پردازند؛ درحالي که فعاليت آنها نيز نتوانسته مشکلات اين حوزه را بخوبي پوشش دهد. براي نمونه از حدود 13 ميليون دانش آموز کشور سال گذشته فقط 5/3 ميليون نفر جذب پايگاه هاي تابستاني وزارت آموزش و پرورش شدند.
علي اکبرزاده: بالاخره خانواده ها در موضوع تربيت بچه هاي خود از هر شخصي اولاتر هستند و مديريت غني سازي اوقات فرزندان در مرحله اول با خانواده هاست. بخش هاي دولتي و غيردولتي نيز مي توانند با برنامه ريزي، خانواده ها را پشتيباني کنند. به نظر ما يکي از وظايف خانواده ها بررسي و مشاوره با بچه هاي خود براي چگونگي گذراندن اوقات فراغت است؛ البته وظيفه جامعه نيز پشتيباني از خانواده ها و فراهم کردن شرايطي است که اين مساله بدرستي مديريت شود.

در مديريت اوقات فراغت چقدر موفق عمل کرده ايم؟
علي اکبرزاده: نمي توان عدد و رقم خاصي داد. به نظر مي رسد در جامعه ما براي گذران اوقات فراغت دانش آموزان به قدر کافي ظرفيت وجود دارد، اما مشکل، نبود برنامه ريزي مناسب است؛ مثلاتابستان که مي رسد اوقات فراغت مهم مي شود در صورتي که اوقات فراغت در سال تحصيلي نيز براي تمام اقشار بايد درست تعريف شود. برنامه ريزي مناسب براي اوقات فراغت دانش آموزان اين شرايط را نيز به وجود مي آورد تا آنها در آينده به عنوان والدين اين مساله را براي فرزندان خود بدرستي مديريت کنند. ما معمولابا شروع تابستان با زمان زيادي از اوقات فراغت مواجه مي شويم و نمي دانيم چگونه بايد آن را مديريت کنيم. در بخش دولتي که گوشه اي از آن را آموزش و پرورش به عهده دارد، سعي مي شود با ايجاد پايگاه تابستاني، بسيج کردن تمام امکانات موجود از نظر نيروي انساني و فضاهاي موجود، شرايط لازم را براي ارائه خدمات به خانواده ها و دانش آموزان فراهم کرد. امسال نيز کار شروع شده و پيش بيني مي کنيم تا پايان تابستان حدود 20 هزار پايگاه تابستاني بتوانند به دانش آموزان در زمينه اوقات فراغت کمک کنند.

طرح هاي زيادي براي حل مشکلات اين حوزه مطرح شده است، اما به نظر مي رسد اين طرح ها فقط روي کاغذ به نتيجه مي رسد.
نوري: براي حل اين مساله پراکندگي جمعيت جوانان را نيز بايد ديد. آقاي علي اکبرزاده در حوزه آموزش وپرورش صحبت مي کند، اما تعدادي از جوانان در آموزش و پرورش، آموزش عالي يا حتي در پادگان ها مشغول گذراندن دوران سربازي خود هستند، به همين دليل بايد برنامه اي براي همه اين افراد تهيه کرد. آموزش و پرورش، متولي آموزش رسمي کشور است و از او فعاليت تعريف شده اي مي خواهند. درحالي که مهارتي که خارج از مدرسه آموخته مي شود، مي تواند پربارتر باشد. آموزش و پرورش مي تواند براي گرفتن نتيجه بهتر از امکانات ديگر دستگاه ها مانند سازمان فني و حرفه اي استفاده کند.

اوقات فراغت را نبايد به تابستان محدود کرد، زيرا اوقات فراغت يعني وقتي فرد تکليف خود را انجام داد به اختيار به فعاليتي بپردازد که برايش رضايت آميز است.
ايماني: در طول سال تحصيلي نيز بايد اين بحث ها در انجمن اوليا و مربيان مطرح شود تا به سالم سازي اوقات فراغت و غني سازي آن توجه شود، چون با شرايط کنوني، استفاده از فضاي مجازي به سالم سازي نياز دارد. به تفاوت اوقات فراغت دختران و پسران نيز بايد توجه کرد. تنوع اوقات فراغت پسران بيشتر است. سازمان آموزش و پرورش و وزارت ورزش و جوانان کارهاي مفيدي انجام داده اند، اما بايد گفت بين وضع مطلوب و وضع کنوني فاصله وجود دارد. بخشي از وظيفه خانواده ها در تربيت و آموزش به وزارت آموزش و پرورش محول شده؛ يعني نقش مکمل دارد و وزارت ورزش نيز در بخش هاي فوق برنامه مي تواند فعال باشد. درباره اظهارنظر نسبت به موفقيت اين دو نهاد نيز بايد کارايي دروني و بيروني آنها در نظر گرفته شود. بايد ديد آنها به اهداف خود رسيده و در ايفاي نقش جوانان در جامعه موثر عمل کرده اند يا نه؟ نبايد فراموش کرد نبود انسجام در اوقات فراغت، معلول هاي زيادي دارد و نمي توان آن را يک علتي دانست. براي نمونه کانون هايي که آموزش و پرورش براي اوقات فراغت دانش آموزان تشکيل مي دهد، کافي نيست. شايد سازوکار لازم را در اختيار ندارند، چون معلم ها مي خواهند از تعطيلي تابستان استفاده کنند.

علاوه بر اين بسياري از دانش آموزان، مدرسه را درگير آموزش هاي رسمي مي بينند؛ بنابراين فعاليت هاي فوق برنامه از سمت مدرسه براي دانش آموزان جذاب نيست يا امکانات موازي خارج از مدرسه وجود دارد؛ مثل کلاس هاي نقاشي و موسيقي.
ايماني: براي رفع اين مساله آموزش و پرورش مي تواند پايگاه فعال تري داشته باشد و با ايجاد جاذبه در فعاليت هاي فوق برنامه خود، دانش آموزان بيشتري را تحت پوشش فعاليت هاي فوق برنامه قرار دهد؛ البته بايد بودجه کافي نيز در اختيار داشته باشد. به نظرم مي شود در طول سال تحصيلي از دانش آموزان نيازسنجي کرد که چه علاقه هايي دارند.
علي اکبرزاده: آموزش و پرورش در حد بضاعت خود فعاليت مي کند. در حد توان آموزش و پرورش از مدارس، هنرستان ها، پژوهش سراها و کانون ها براي برنامه ريزي اوقات فراغت دانش آموزان استفاده مي کند. علاوه بر اين، در طول سال تحصيلي نيز فعاليت هاي ديگري دارد مانند جشنواره هايي که با سوق دادن دانش آموزان به يادگيري مهارت خاص برگزار مي شود. در کل کشور 300 اردوگاه داريم که در طول تابستان فعال هستند. 1200 کانون فرهنگي تربيتي داريم که جزو 20 هزار پايگاه تابستاني آموزش و پرورش هستند و سال گذشته در تابستان بيش از سه ميليون و 500 دانش آموز را جذب پايگاه ها کرديم.
علي اکبرزاده: بايد تاکيد کرد در حوزه اوقات فراغت پژوهش کمي انجام شده، علاوه بر اين هنگام استفاده از طرح و تجربه ديگر کشورها نيز بومي سازي طرح ها بسيار مهم است

اما جمعيت دانش آموزان حدود 13 ميليون برآورد مي شود و مي توان گفت آنها که به اين پايگاه ها مراجعه مي کنند تمام روزهاي هفته را به اين کار اختصاص نمي دهند.
علي اکبرزاده: درست است دانش آموز در تمام طول هفته در اين پايگاه ها حضور ندارد، اما در اين محل فضايي براي دانش آموز فراهم مي شود تا مهارتي ياد بگيرد و خود آن را ادامه دهد. بايد تاکيد کرد مديريت خانواده ها مهم است. به نظرم بايد به سمتي برويم که موضوع غني کردن اوقات فراغت را در طول سال تحصيلي به دانش آموزان آموزش دهيم و آنها را درگير اين موضوع کنيم. نبايد منتظر ماند تابستان از راه برسد و بعد براي آن چاره انديشي کنيم، چون نبود برنامه براي اوقات فراغت به مشکلاتي مانند پرسه زدن جوانان و نوجوانان در پارک و خيابان يا استفاده نادرست از فضاي مجازي و ماهواره ها منجر شده است، زيرا در طول سال تحصيلي نتوانسته ايم به دانش آموزان ياد بدهيم برنامه ريزي درستي براي اوقات فراغت خود داشته باشند. به نظر مي رسد نه فقط آموزش و پرورش به دليل 13 ميليون دانش آموز بايد درگير اوقات فراغت باشد، بلکه تمام جامعه بايد درگير غني کردن اوقات فراغت تابستان شوند. در جامعه ما متولي خاصي براي برنامه ريزي و انسجام و فعاليت هاي دستگاه هاي مختلف به منظور برنامه ريزي اوقات فراغت وجود ندارد. هر سازماني براي خود برنامه ريزي کرده و به زير مجموعه خود بخشنامه مي کند. به همين دليل برخي اوقات کارها موازي است.
ايماني: در اين ميان، برنامه هاي پايگاه هاي تابستاني نيز نبايد محدود باشد چون همه دانش آموزان را جذب نمي کند. در روان شناسي وقتي مي گويم نياز يعني فاصله اي بين وضع موجود و وضع مطلوب وجود دارد، بنابراين بايد از دانش آموزان پرسيد وقتي در اين پايگاه ها حاضر مي شوند چه برآيندي به دست آورده يا اين برنامه ها چه تاثيري بر آنها مي گذارد.

بنابراين بايد متولي مشخصي براي اوقات فراغت در نظر گرفته شود. نهاد قدرتمندي که بتواند با گرفتن اعتبار مناسب برنامه ريزي مناسبي دراين حوزه داشته باشد.
ايماني: براي اوقات فراغت بايد مديريت کلان داشت و مانع فعاليت بخشي شد. سال گذشته حدود 5/3 ميليون از دانش آموزان از پايگاه هاي تابستاني آموزش و پرورش استفاده کرده اند. بايد ديد سال 92 اين آمار چقدر بوده تا بتوان نتيجه گرفت، آيا روند مناسبي طي مي کنيم يا اين که کيفيت مدارس و پايگاه ها توانسته روند فزاينده اي داشته باشد. به هر حال بايد براي دانش آموزان انگيزه لازم ايجاد کرد. براي رفع اين مشکل تمام نهادهايي که مي توانند در غني سازي و سالم سازي اوقات فراغت نقش داشته باشند دست به دست هم دهند.

وزارتخانه و دستگاه هاي زيادي در اين ميان نقش دارند، اما نبود متولي مناسب سبب شده اهداف و برنامه هاي اين نهاد ها متفاوت باشد.
نوري: در حوزه جوانان 26 دستگاه درگير هستند، برخي مستقيم و برخي غيرمستقيم. براي نمونه آموزش و پرورش، آموزش عالي، هلال احمر، وزارت بهداشت اقتصاد، سازمان فني و حرفه اي، سازمان مديريت و برنامه ريزي و سازمان اوقاف برخي از اين نهاد ها هستند. در حوزه جوانان هماهنگي و ساماندهي به شکل سند درآمده و آيين نامه اجرايي هيات دولت را نيز دارد. در اين ميان دستگاه ها کار خود را انجام مي دهند، اما کيفيت و اين که متناسب با نياز جوانان باشد، قابل بحث است.

به نظر مي رسد تاکنون نتوانسته ايم علاقه و نياز جوانان را شناسايي کنيم، چون برنامه هايي که در حوزه اوقات فراغت اجرا مي شود نتوانسته آنها را جذب کند.
نوري: براي رفع اين مساله اوقات فراغت بايد تقاضامحور شود. براي اين کار از کمک سازمان هاي مردم نهاد استفاده مي کنيم. اکنون حدود 500 سازمان مردم نهاد در اين حوزه داريم که مي توانند براي شناسايي نياز هاي جوانان در حوزه اوقات فراغت کمک کنند. براساس نتايج تحقيقاتي که جامعه آماري آن 15 هزار نفر بود؛ جوانان 4 ساعت وقت فراغت روزانه دارند که در تابستان بيشتر مي شود. بررسي ها نشان مي دهد از سال 86 اوقات فراغت جوانان بيشتر شده و به 27 ساعت در هفته رسيده است. بنابراين ما بايد براي آن برنامه داشته باشيم. در سردر ورودي سازمان جهاني اوقات فراغت نوشته شده «اوقات فراغت شما زندگي شماست» و براساس اعلام اين سازمان، سطح آگاهي دولت و برنامه ريزان، خانواده و جوان بايد براي بهبود وضع اوقات فراغت افزايش پيدا کنند. علاوه بر اين قوانين حمايت کننده نيز بايد تصويب شود تا سليقه هاي شخصي اعمال نشود. مديران حوزه اوقات فراغت نيز بايد دوره و آموزش لازم را ببيند؛ در حالي که از همکاري بين المللي و مشارکت مردم نيز براي رفع اين معضل بايد بهره برد.
ايماني: براي اوقات فراغت بايد مديريت کلان داشت و مانع فعاليت بخشي شد. تمام نهادهايي که مي توانند در غني سازي و سالم سازي اوقات فراغت نقش داشته باشند بايد دست به دست هم دهند

با توجه به اين که راهکارها براي غني کردن اوقات فراغت مشخص است، چرا تاکنون نتوانسته ايم اين مشکل را حل کنيم؟
ايماني: بايد بيشتر نسبت به اوقات فراغت جوانان حساس باشيم، چون آمارهايي که در حوزه اعتياد مطرح مي شود، نگران کننده است. بايد براي اوقات فراغت جوانان و نوجوانان برنامه ريزي کرد، چون نوجوانان و جوانان وقتي بيکار مي شوند سراغ بزهکاري مي روند. بايد اوقات جوانان و نوجوانان پر شود. آموزش و پرورش از 13 ميليون دانش آموز حدود 5/3 ميليون نفر را جذب پايگاه هاي تابستاني کرده است. علاوه بر اين، همه جوانان به دنبال ورزش نيستند. چاره اش اين است که بايد برنامه هاي جذابي براي جوانان تدارک ديد. علاوه بر اين بايد براي اشتغال جوان نيز کاري کرد. وقتي شخص شغل ندارد تمام اوقات او به مديريت نياز دارد. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکل مسئولان بايد از ظرفيت هاي بين المللي نيز استفاده کرده و با توجه به نيازهاي شغلي که خارج از کشور وجود دارد، مهارت آموزي کنند. علاوه بر اين بايد از کمک والدين نيز استفاده کرد؛ مثلاآنها مي توانند در اردوها دانش آموزان و اولياي مدرسه را همراهي کنند و در برنامه هاي فوق برنامه دانش آموزان سهيم شوند. مثلااگر پدر يا مادري نقاشي يا خطاطي بلد است، بايد از مهارت او در مدرسه استفاده کرد. افزون بر اين، برخي دبيران بازنشسته نيز دوست دارند مدارس دوباره از آنها در تابستان استفاده کنند. براي غني کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان از تمامي اين پتانسيل ها مي توان بهره برد.
علي اکبر زاده: اکنون اردوهاي جهادي اي داريم که دانش آموزان همراه مربيان خود در مناطق محروم حضور مي يابند و فعاليت مي کنند.

چرا با اينکه نسل قديم امکانات امروزي را در اختيار نداشت، اما اوقات فراغت پربارتري داشت و مهارت هاي کاربردي زيادي کسب مي کرد.
علي اکبرزاده: در قديم اوقات فراغت بچه ها در تابستان با کار پر مي شد. بايد تاکيد کرد همه اين فعاليت ها براي امرارمعاش نبود بلکه در نظام شاگرد و استادي نوجوانان مهارت ياد مي گرفتند.
نوري: علاوه بر اين، نوجوانان و جوانان با حضور در جامعه اجتماعي مي شدند.
ايماني: هرچند برخي بچه ها به دليل شروع فصل کار ماتم مي گرفتند که تابستان در راه است، اما برآيند اين فعاليت ها نسل پرکار و فعالي شد که در سازندگي کشور نقش زيادي دارد. برخلاف گذشته اکنون والدين، بچه ها را به فعاليت هايي مي گمارند که جنبه توليدي ندارد و بچه ها را با بازار کار و جامعه آشنا نمي کند؛ در حالي که اين فعاليت ها توقع نوجوانان و جوانان را نيز بالامي برد. به همين دليل بايد بخشي از اوقات فراغت جوانان با مهارت آموزي جدي پر شود.

براي زنده کردن فرهنگ مهارت آموزي در خانواده ها چه راهکارهايي را مي توان عملي کرد؟
علي اکبرزاده: والدين دست کم مي توانند به شکلي برنامه ريزي کنند که فرزندان آنها بخشي از اوقات فراغت خود را براي مهارت آموزي نزد اقوام و آشناياني که شرايط لازم را دارند، بگذرانند. در آموزش و پرورش امسال سعي کرده ايم موضوع مهارت آموزي را براي دانش آموزان بيشتر برجسته کنيم. به همين دليل به پايگاه هاي تابستاني اعلام شده با هماهنگي هاي منطقه اي، سازمان هاي مرتبط را درگير کنند. شعار امسال را نيز گذاشته ايم « تابستان با نشاط با کسب يک مهارت» . اعتقاد داريم اگر دانش آموز به آنچه علاقه مند است پرداخته و مهارت به دست بياورد بانشاط و اوقات فراغتش پربار مي شود. مهارت چيزي فراتر از آموزش هاي درسي است و دانش آموز وقتي درگير آموزش مهارت شود، کار او در پايگاه يا مدرسه تمام نشده و در ساعات فراغت خود نيز مهارت خود را تمرين مي کند.
ايماني: اين در حالي است که در مدارس نيز فعاليت هايي مانند تئاتر، گروه سرود و ساخت روزنامه ديواري انجام نمي شود. به نظر مي رسد در گذشته مدارس مجموعه فعال تري بودند، چون بيشتر مدارس سن تئاتر داشتند و فعاليت هاي متنوعي در طول سال تحصيلي برگزار مي کردند. متاسفانه اين فعاليت ها اکنون کمرنگ شده است.

شرايط به شکلي تغيير کرده که اگر مدارس بخواهند روي فوق برنامه ها تمرکز کنند والدين اعتراض مي کنند که فرزندانشان از درس عقب مي مانند. اين نگاه نيز بايد تغيير کند. مي توان گفت هدف اولياي مدارس و والدين اکنون فقط درس و مشق کودکان است.
علي اکبرزاده: رواج چشم و همچشمي در جامعه سبب شده کودکان اصلاکودکي نکنند. در واقع بچه ها اين روزها فقط درس مي خوانند. بايد تاکيد کرد به اندازه کافي صندلي خالي در آموزش عالي براي نوجوانان و جوانان وجود دارد و بالاخره آنها وارد دانشگاه مي شوند، اما چشم و همچشمي سبب شده خانواده ها براي ثبت نام دانش آموزان در کلاس هاي فوق برنامه درسي با يکديگر رقابت کنند.

اين مساله سبب شده مهارت آموزي در جامعه به فراموشي سپرده شود و مشکلات زيادي مانند دغدغه اوقات فراغت و بيکاري به وجود بيايد. براي رفع اين مساله چه راه حلي مي توان پيشنهاد کرد؟
علي اکبرزاده: رفع اين مشکل به فرهنگسازي نياز دارد، البته براي حل آن مي توان به گذشته نيز نگاه کرد.
ايماني: انجمن اوليا و مربيان نيز بايد فعال تر شود، چون ممکن است به اوقات فراغت بدرستي نگاه نشود و به آن توجه نکنند. براي بهبود وضع اوقات فراغت بايد برنامه کلان داشته باشيم و نيازسنجي کنيم تا نياز نوجوان و جوانان به دست بيايد و براساس آن برنامه ريزي صورت گيرد.
نوري: اين در حالي است که فضاهاي شهري نيز براي اوقات فراغت جوانان بدرستي مديريت نمي شود مثلادر کشورهاي ديگر خيلي روي پارک ها سرمايه گذاري مي کنند يا براي غني شدن اوقات فراغت جوانان، سينما و کتابخواني رواج مي يابد. بايد تاکيد کرد خلاقيت نوجوانان در فعاليت هاي اوقات فراغت شکوفا مي شود. شش رويکرد در اوقات فراغت وجود دارد؛ اقتصادي، اجتماعي و آسيب شناختي، جنسيتي، مشارکتي و منطقه اي. در اين ميان تمرکز ما بر رويکرد آسيب شناختي است و نگرانيم نوجوان و جوان ما آسيب نبيند. اين درست است، اما نبايد فقط به اين رويکرد بپردازيم. مثلاروسيه براي جوانان خود سه رويکرد اصلي اجتماعي شدن، انجام کار داوطلبانه و ميهن پرستي را دنبال مي کند.
نوري: تمرکز ما روي رويکرد آسيب شناختي اوقات فراغت است اما بايد به رويکردهاي ديگري مانند اقتصادي، اجتماعي جنسيتي و مشارکتي نيز پرداخت
ايماني: افزون بر اين بايد برنامه مشخصي براي رشد نوجوان و جوانان داشته باشيم و با توجه به سن آنها برايشان برنامه تعريف کنيم.

آقاي نوري بحث رويکرد آسيب شناختي در اوقات فراغت را مطرح کرد. يکي از مشکلات امروزي والدين استفاده بي رويه نوجوانان از فضاي مجازي است. چگونه مي توان ازاين فضا براي غني کردن اوقات فراغت جوانان بهره برد؟
ايماني: براي آموزش مجازي بايد از فضاي مجازي استفاده کرد. اکنون گروه هاي مختلفي ميان نوجوانان و جوانان در فضاي مجازي تشکيل شده است. آموزش و پرورش نيز مي تواند معلمان را در اين گروه ها داشته باشد و از طرف معلمان براي دانش آموزان پيام فرستاده شود و آنها پاسخ دهند.

بنياد بازي هاي يارانه اي نيز بايد بازي هاي توليدي اي معرفي کند که بومي باشد تا نوجوانان آسيب نبينند. علاوه بر اين در کلاس درس نيز نبايد فقط از تخته ماژيک يا گچ استفاده کرد، بلکه مي توان از فناوري و فضاي مجازي نيز بهره برد و هرچه بيشتر، اين فضا را در خدمت تعليم و تربيت درآورد. براي رسيدن به اين هدف بايد کلاس هايي براي دانش آموزان در نظر گرفت تا بتوانند از فضاي مجازي استفاده بهتري کنند. در اين کلاس ها بايد امکانات خوب فضاي مجازي را به نوجوانان و جوانان معرفي کنيم.
علي اکبرزاده: برخي والدين مي گويند بچه ها در اين حوزه از ما جلوتر هستند، اما بايد گفت والدين عقب مانده اند. در سيستم تربيتي بايد اين موضوع درست تعريف شود و در خدمت آموزش قرار گيرد. در برهه اي از زمان ما اين موضوع را پس زديم و تصور کرديم فضاي مجازي مي خواهد فرهنگ را خراب کند. در واقع ما درست عمل نکرديم. اکنون دير نشده و مي توان مساله را بدرستي مديريت کرد. براي نمونه، وزارت آموزش و پرورش تفاهم نامه اي با وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات دارد با اين هدف که بتوان از اين فضا استفاده بهتري کرد.

باتوجه به چهار فصل بودن کشور مي توان از گردشگري داخلي نيز براي غني کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان بهره گرفت، زيرا به اين شکل مي توان آنها را با فرهنگ کشور آشنا کرد و مانع فراموش شدن بسياري از هنرهاي بومي کشور شد.
علي اکبرزاده: مکان هاي ديدني زيادي در کشور ما وجود دارد که نوجوانان در تابستان ها مي توانند به آنجاها سفر کنند و کشور خود را بهتر بشناسند. اکنون خيلي از هنرهاي بومي کشور در حال از بين رفتن هستند. بهترين فرصت براي احياي آنها استفاده از اوقات فراغت است. در کنار پرداخت به فناوري بايد به سنت نيز بپردازيم، زيرا اگر از سنت غفلت کنيم ضربه جبران ناپذيري خواهيم خورد.
ايماني: شايد اين سفرها هزينه بر باشد، اما مي توان با استفاده از فضاي مجازي مقدمات سفر مجازي را براي نوجوانان و جوانان فراهم کرد.
نوري: در بخش جوانان وزارت ورزش و جوانان برنامه اي داريم تا جوانان با فرهنگ بومي خود بيشتر آشنا شوند.
ايماني: يکي ديگر از مشکلات کشور در زمينه اوقات فراغت اين است که وقتي دولت تغيير مي کند، تمامي مديران نيز عوض مي شوند، اما از تجربه مديران سابق نيز بايد استفاده کرد. براي مديريت اوقات فراغت به متولي مشخص نياز داريم البته اين متولي نبايد نهاد جديدي باشد بلکه بايد وزارتخانه هايي مانند آموزش و پرورش، علوم و ارشاد و ورزش و جوانان اين مسئوليت را به عهده بگيرند.

قبل از انتخاب متولي بايد ديد آيا براي مديران و تصميم گيران همه زوايا و مشکلات اين حوزه مشخص شده است يا نه؟
علي اکبرزاده: پيش از هر کاري بايد کارپژوهشي کرد. بايد تاکيد کرد در حوزه اوقات فراغت کار پژوهشي کمي انجام شده است. در اين ميان بومي سازي کردن طرح ها نيز بسيار مهم است. براي اين که در آينده بتوانيم مسائل اين حوزه را برطرف کنيم بايد کارهاي پژوهشي تعريف کنيمدر واقع بخشي که متولي اوقات فراغت مي شود بايد به پژوهش نيز بپردازد. مساله ديگر، توزيع مناسب امکانات و فضاهاي آموزشي است، زيرا استان هاي متنوعي داريم. در پژوهش هايي که انجام مي شود بايد نياز مناطق و استان ها شناسايي شود و متناسب با آنها عمل کنيم. برنامه اي که در تهران اجرا مي شود حتما در استان هاي ديگر متفاوت است.
ايماني: بايد شيوه مديريت اوقات فراغت جوانان را در ديگر کشورها بررسي کرد و از هر کدام که با فرهنگ ما همخواني دارد، استفاده کنيم. از جوانان نيز بايد پرسيد به چه چيزي نياز دارند. در بحث سالم سازي اوقات فراغت نيز مي توان از تجربه ديگر کشورها استفاده کرد،زيرا ما تنها کشوري نيستم که از فضاي مجازي آسيب مي بينيم. نکته مهم ديگر اين است که جوانان را نيز در اين حوزه بايد مشارکت داد و بخشي از فعاليت ها را به آنها واگذار کرد. براي حل شدن مشکلات اين حوزه مسئولان بايد اوقات فراغت را جدي تري بگيرند نه اين که در اوقات فراغت خود به آن بپردازند.
نوري: اوقات فراغت بايد در کانون توجه دولت، خانواده و جوانان قرار بگيرد. در واقع اگر بخواهيم کشور توسعه و نشاط پيدا کند بايد به اوقات فراغت توجه بيشتري کنيم. اين مساله نيز محقق نمي شود مگر اين که در اين حوزه ها فعال تر عمل کنيم. نکته ديگري که بايد به آن توجه کنيم فراهم آوردن شرايط مناسب براي تقاضا محور شدن اوقات فراغت جوانان است. پرتال جامع اوقات فراغت آماده خواهد شد تا امکانات و محتواهاي توليد شده روي آن قرار گيرد و پرداختن به اوقات فراغت تخصصي تر دنبال شود. مشکل ديگري که در اين حوزه وجود دارد تفاوت نگاه والدين و مسئولان به جوانان است. بالابردن سطح آگاهي عمومي مي تواند اين مشکل را حل کند. دولتمردان نيز بايد در کنار نهادهاي علمي قرار گيرند تا اطلاعات شان به روز باشد تا بتوانند تصميم هاي بهتري بگيرند.

پايگاه هاي خدمات اجتماعي؛ چاره حاشيه نشينان

در 700 منطقه حاشيه نشيني كه تاكنون در كشور شناسايي شده پايگاه خدمات اجتماعي وجود ندارد

براساس آخرين آمار منتشر شده ۸۵۰ محله حاشيه نشين در ۷۷ شهر کشور شناسايي شده و برآورد مي شود در اين مناطق 11 ميليون نفر ساکن باشند، اما تاکنون فقط 150 پايگاه اجتماعي براي حاشيه نشينان داير شده است؛ به بيان ديگر دست کم 700 منطقه حاشيه نشين در کشور وجود دارد که نه فقط ساکنانش با بسياري از کمبودها دست و پنجه نرم مي کنند، بلکه هنوز اقدامات جدي براي شناسايي و برآورده شدن نياز آنها صورت نگرفته است.
براي رفع اين مشکل رئيس مرکز فوريت هاي اجتماعي سازمان بهزيستي ديروز از تاسيس پايگاه هاي خدمات اجتماعي براي حاشيه نشينان خبر داده است؛ رويکردي که برخلاف کارساز بودنش در گرو تامين اعتبار است.
تاريخچه حاشيه نشيني در کشور را مي توان در دهه 50 جستجو کرد، زيرا با گسترش شهرنشيني، امکان کار براي افراد بي مهارت نيز فراهم شد به همين دليل افراد زيادي روستاها را ترک کرده و روانه شهرها شدند؛ اما چون از پس هزينه هاي شهرنشيني بر نمي آمدند در مناطقه حاشيه اي ساکن شدند و در سايه نبود برنامه اي مشخص و کارآمد براي حل مشکل آنها روز به روز نيز به تعدادشان اضافه شد. به همين دليل اين روزها مسئولان از شناسايي 850 سکونتگاه غير رسمي در 77 شهر کشور خبر مي دهند که آمار جمعيت ساکن در آنها به 11 ميليون نفر مي رسد.
بنابراين بيراه نگفته ايم اگر بگوييم نتوانسته ايم در حل معضل حاشيه نشيني در کشور موفق عمل کنيم. يکي از عواملي که سبب شده در اين مسير به نتيجه نرسيم، نوع ديدگاهي است که نسبت به حاشيه نشيني در کشور وجود دارد؛ زيرا تا مدت ها تصور مي شد با برخورد قهري مي توان اين آسيب را درمان کرد. براي نمونه مي توان به نحوه برخورد با منطقه خاک سفيد تهران اشاره کرد که مسئولان با رويکرد قهري با اين پديده برخورد کردند و نتيجه اين شد که آنها فقط صورت مساله را پاک کردند و مشکل باقي ماند.
خوشبختانه اين آخرين تجربه برخورد قهري با پديده حاشيه نشيني بود و بالاخره مسئولان به اين نتيجه رسيدند براي حل مشکل حاشيه نشينان بايد به ساکنان اين مناطق خدمات اجتماعي ارائه کنند؛ زيرا درست نيست که مسئولان خدمات درآمدزا مانند آب، برق و تلفن را به ساکنان اين مناطق ارائه کنند، اما براي ارائه خدمات هزينه بر مانند بهداشت و درمان کم کاري کنند.
بنابراين تاسيس پايگاه هاي خدمات اجتماعي در مناطق حاشيه نشين را بايد کليد حل اين مشکل دانست؛ روش موثري که متاسفانه در کشورمان با اين که شناسايي شده، اما هنوز جدي گرفته نمي شود.

پايگاه هاي اجتماعي بيشتر مي شود
در پايگاه هاي اجتماعي معمولامددکاران و روان شناسان با جلب اعتماد حاشيه نشينان با آنها ارتباط برقرار کرده و با شناسايي نيازهاي اين افراد آنها را به ديگر سازمان ها معرفي مي کنند تا مشکلشان برطرف شود.
حسين اسدبيگي، رئيس مرکز فوريت هاي اجتماعي سازمان بهزيستي، با اشاره به برنامه افزايش تعداد پايگاه‎هاي خدمات اجتماعي در مناطق حاشيه نشين به مهر مي گويد: اکنون ۱۵۰ مرکز براي حاشيه نشين ها فعال است. کارشناسان اين پايگاه ها با کمک مردم سعي مي کنند مشکلات اجتماعي موجود را برطرف کنند و در مجموع اقدامات تسهيل گري براي مسائلي مانند توسعه محله و آموزش افراد انجام دهند.
به گفته وي، در صورت تامين اعتبارات لازم تا پايان سال تعداد پايگاه هاي خدمات اجتماعي در مناطق آسيب خيز کشور افزايش مي يابد.
رئيس مرکز فوريت هاي اجتماعي سازمان بهزيستي در مورد آمار مناطق حاشيه نشين و آسيب خيز يادآوري مي کند: براساس آمار وزارت راه و شهرسازي، هم اکنون ۸۵۰ محله در ۷۷ شهر آسيب خيز و داراي حاشيه نشيني شناسايي شده است که در اين مناطق و محلات پايگاه هاي خدمات اجتماعي راه اندازي شده و مي شود.
در اين مراکز که با کمک کلينيک هاي مددکاري استان تشکيل شده، با شناسايي مشکلات و آسيب هاي محله و منطقه، براي رفع آنها برنامه ريزي و اقدام مي شود.

دستگاه ها به وظيفه خود عمل کنند
شهريور 1393 بود که سند ملي راهبردي احياي بهسازي، نوسازي و توانمندسازي بافت هاي فرسوده و محلات ناکارآمد شهري در هيات دولت به تصويب رسيد که درواقع بازنگري سند ارائه شده سال 82 بود. وزارتخانه و دستگاه هاي متعددي مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي، راه و شهرسازي، وزارت کشور، صنعت، معدن و تجارت، بانک ها، شهرداري ها، ميراث فرهنگي، محيط زيست و سازمان ثبت برخي نهادهايي هستند که بايد براي بهبود شرايط سکونتگاه هاي غيررسمي تلاش کنند. اما دراين ميان بسياري از اين نهاد ها به وظيفه خود عمل نکرده و فقط سازمان بهزيستي و وزارت راه و شهرسازي در اين راه تلاش مي کنند.
حسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران نيز در گفت وگو با جام جم مي افزايد: براي رفع مشکل حاشيه نشيني بايد رويکرد اجتماع محور جايگزين روش تخريبي و کالبدي صرف شود؛ چون به اين شکل شناسايي مشکلات و نيازهاي مردم به صورت محلي و بومي با مشارکت مردم و معتمدان صورت مي گيرد.
وي ادامه مي دهد: در واقع پايگاه خدمات اجتماعي فرصتي است که مديريت اجتماعي در اين مناطق را با محوريت مردم و نيازهايشان آن هم با مشارکت خود آنها فراهم مي کند.
موسوي چلک اظهار مي کند: ايزوله کردن اين مناطق و نگاه امنيتي دردي از حاشيه نشينان دوا نمي کند به همين دليل بهتر است اولويت ايجاد پايگاه اجتماعي در اين مناطق باشد .

بنابراين ضعف در توسعه پايگاه هاي خدمات اجتماعي را بايد يکي از عوامل اصلي در کنترل نشدن اين مشکل دانست، علاوه براين بايد يادآور شد حل مشکل حاشيه نشيني در کوتاه مدت امکان پذير نيست و زماني مي توان به حل آن اميدوار بود که تمامي دستگاه ها به دور از هرگونه شعار براي کمک به حاشيه نشيان قدم بردارند، زيرا فعاليت بدون برنامه برخي دستگاه ها در اين حوزه سبب شده ساکنان اين مناطق برچسب حاشيه نشيني گرفته و مشکلاتشان چند برابر شود.
اين درحالي است که براساس سند چشم انداز قرار است تا سال 1404 ساکنان اين مناطق شرايطي برابر با حد متوسط ديگر مناطق کشور داشته باشند، اما با توجه به نبود توجه به رسيدگي به مشکلات حاشيه نشيان مي توان پيش بيني کرد که مشکلات اين افراد حل نشده باقي خواهد ماند.

حاشيه نشيني از حرف تا عمل
در چند ماه گذشته مسئولان زيادي درباره مشکلات حاشيه نشينان حرف زده و وعده برطرف شدن مسائل آنها را مطرح کرده اند، براي نمونه اوايل اسفندماه گذشته بود که وزير بهداشت گفت: 850 هزار نفر از ساکنان مناطق نزديک تهران حتي يک بيمارستان هم ندارند، آن طور که وزير بهداشت گفت: در شهرستان قرچک و پيشوا با 400 هزار نفر جمعيت، حتي يک تخت بيمارستاني هم وجود ندارد يا در ورامين نيز که حدود 450 هزار نفر زندگي مي کنند فقط 120 تخت بيمارستاني وجود دارد.
عبدالرضا رحماني فضلي، وزير کشور نيز اوايل ارديبهشت در حاشيه هفتاد و يکمين جلسه شوراي اجتماعي کشور گفت: در بودجه سال ۹۴ به موضوع حاشيه نشيني توجه ويژه اي شده تا اين مساله سر و سامان يابد.
افزون بر اين اوايل خرداد نيز حجت الاسلام حسن روحاني در جمع مردم غرب استان تهران در ورزشگاه شهيد ثمري ملارد گفت: در شهرستان هاي اطراف تهران با وجود نزديکي به تهران، مشکلات فراواني وجود دارد که بايد اين مشکلات حل و فصل شود. ما در جلسه اي که در تهران با حضور وزرا و استاندار تشکيل داديم مشاهده کرديم مردم مشکلات فراواني دارند و در اين سفر اعلام مي کنم وعده هايي داده مي شود که تا پايان سال ۹۵ عملياتي شود.
مرتضي ميرباقري، معاون اجتماعي وزيرکشور نيز هفتم خرداد اظهار کرد: با ايجاد قطب هاي اقتصادي در کشور شيب هاي تندي بين مناطق برخوردار و کم برخوردار ايجاد شد که براي حل مشکل حاشيه نشيني اين شيب بايد کاهش پيدا کند.

پايگاه خدمات اجتماعي مناسب
حاشيه نشين، سکونتگاه غيررسمي، مناطق کمتر برخوردار و محلات ناکارآمد شهري برخي از اصطلاح هايي است که درباره حاشيه نشينان به کار برده مي شود، اصطلاح هايي که به نظر مي رسد برخي با دقت و وسواس آنها را انتخاب مي کنند، تا بتوانند از زير بار مسئوليت خود شانه خالي کنند، اما مشکلات حاشيه نشيان که اين روزها به اشتباه حکم شهروندان درجه 2 را پيدا کرده اند از عهده يک نهاد يا وزارتخانه خارج است و برطرف شدن آن نياز به همکاري همه سازمان ها و وزارتخانه ها دارد.
پايگاه هاي خدمات اجتماعي اگر بدرستي مديريت شود مي تواند بسياري از کمبود ها را جبران کند به همين دليل مسئولان بايد از مددکاران و روان شناسان خبره در اين پايگاه ها استفاده کنند، زيرا آسيب هاي اجتماعي در اين مناطق آن قدر جدي است که استفاده از کارشناس بي تجربه و آزمون و خطا صدمات جبران ناپذيري به ساکنان اين مناطق مي زند. درواقع کارشناسان اين پايگاه ها بايد آن قدر آگاه باشند که با تسهيل گري و معرفي افراد به دستگاه ها و سازمان هاي مردم نهاد فعال مناسب، مشکلات بهداشتي، اجتماعي و اقتصادي مراجعان را در کمترين زمان حل و فصل کنند.

زوال دماوند

قصد دارند آن را ثبت جهانی کنند، اما از حال و روزش غافلند و نمی‌دانند ساخت جاده، معدنکاوی و چرای بی‌رویه دام و تردد زیاد گردشگران سال‌هاست خوابش را آشفته کرده است؛ از دماوند حرف می‌زنیم.قله ای که عمرش به بلندای تاریخ کشورمان می رسد، اما تمام تلاش ها برای حفظ آن به برگزاری سمینار، چاپ پوستر و شعار محدود شده و در مقام عمل تاکنون اتفاقی نیفتاده که در شان دماوند و نام آن باشد. امروز که در تقویم روز ملی دماوند نامیده شده، بهانه ای است تا شرایط این نماد کهنسال 5671 متری را که با فرهنگ و تاریخ کشورمان عجین شده است، مرور کنیم.

نام دماوند با ایران گره خورده و در تاریخ، اساطیر و ادبیات کشور می توان مطالب زیادی از آن یافت؛ در حالی که دماوند از لحاظ زیست محیطی نیز نقش مهمی در کشور دارد؛ زیرا یکی از منابع آب شیرین کشور است و رودخانه هراز از آن تغذیه می کند. علاوه براین، دماوند را باید زیستگاه منحصربه فردی دانست که پذیرای گونه های جانوری و گیاهی زیادی است. برخلاف این ویژگی ها مسائل زیادی حیات دماوند را تهدید می کند که می توان آنها را به شش عامل تقسیم کرد. عباس میرزا کریمی، کارشناس محیط زیست در این باره به جام جم می گوید: جاده سازی بی ضابطه، چرای غیرمجاز دام، فعالیت معادن، ساخت و ساز، گردشگران و مدیریت دوگانه شش عاملی است که دماوند را تهدید می کند. او درباره مدیریت دوگانه توضیح می دهد: قله دماوند در پارک ملی لار قرار دارد؛ اما اثر طبیعی مازندران است و حفاظت آن به عهده این استان قرار گرفته، بنابراین اگر پاسگاهی که در حوزه تهران و نزدیکی این اثر قرار دارد متوجه فعالیت غیرمجاز معادن شود باید موضوع را به استان مازندران اطلاع دهد تا آنها وارد عمل شوند و این کار سبب زمانبر شدن رسیدگی به تخلف می شود. درباره فعالیت معدنکاوان نیز به گفته میرزا کریمی وزارت صنعت، معدن و تجارت محیط زیست را درمقابل عمل انجام شده قرار می دهد؛ چون ابتدا بهره برداری را شروع می کنند و سپس از محیط زیست مجوز می گیرند. تا مدتی قبل، معدنکاوان با محدودیت زیادی در این منطقه روبه رو نبودند، اما از مرداد سال گذشته، فعالیت معدنکاوان در ارتفاع بیش از 2200 متر متوقف شد. با این حال معادن پوکه سال هاست در منطقه فعالیت می کنند. باید تاکید کرد نمی توان دماوند را زیباترین اثر طبیعی نامید و در دامنه های آن اجازه احداث معدن و جاده داد. علاوه بر فعالیت معدنکاوان باید به عشایر و دامداران نیز توجه کرد، زیرا آنها بدون ضابطه برای خود جاده های دسترسی ایجاد کرده اند و سبب حضور بیشتر گردشگران و تخریب در منطقه می شوند.

این در حالی است که دماوند اثر طبیعی ملی است و برخی مسئولان از تلاش برای ثبت جهانی شدن آن سخن می گویند، اما هیچ نهادی اقدامات حفاظتی لازم را که در سطح این اثر ملی باشد، دنبال نمی کند؛ بنابراین اگر بگوییم تمام تلاش مسئولان به برگزاری سمینار و چاپ پوستر و عکس از این قله محدود شده است، بیراه نگفته ایم. زیرا بجز گروهی از کوهنوردان و اعضای سازمان های مردم نهاد ـ که برای حفظ دماوند تلاش کرده و نکاتی را رعایت می کنند ـ کمتر نهاد دولتی می تواند ادعا کند در سطح یک اثر طبیعی ملی به دماوند توجه کرده است. عبدالله اشتری، مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان نیز در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: سازمان جنگل ها و محیط زیست برای حفظ دماوند اقدام موثری انجام نداده اند. به همین دلیل اکنون در ضلع جنوبی دماوند جاده ای ایجاد شد که عرض آن به ده متر نیز می رسد و رفت و آمد گردشگران سبب شده پوشش گیاهی در این مسیر به شکل کامل از میان برود.

تعداد زیاد گردشگران را باید یکی دیگر از عوامل تهدیدکننده دماوند دانست، در حالی که تاکنون برآورد دقیقی از تعداد بازدیدکنندگان این منطقه نشده و مشخص نیست گردشگران در این منطقه چند روز می مانند یا چه مقدار زباله به جای می گذارند.

کوهستان قانون ندارد

برخلاف کشورهای موفق که برای کوهستان های خود قوانین و مقررات مناسبی وضع کرده اند در کشورمان قانونی برای دفاع از کوهستان وجود ندارد.

برای نمونه می توان به فوجی یامای ژاپن اشاره کرد که به دلیل شکل مخروطی و سابقه آتشفشان شبیه قله دماوند است. ژاپنی ها برای فوجی یاما احترام خاصی قائل هستند و به کوهنوردان و گردشگران اجازه نمی دهند از هر مسیری به بازدید این کوه بروند.

مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان عنوان می کند: برای نمونه در بیشتر کوهستان های مطرح برای کوهنوردان مقرراتی مشخص شده است؛ مثلا قبل از صعود باید هماهنگی به عمل بیاید یا از کوهنوردان ودیعه ای گرفته می شود تا مطمئن شوند به منطقه آسیب نمی زنند و پسماندهای خود را به پایین کوه منتقل می کنند. وی با تاکید بر این که اقدام خاصی برای مدیریت کوه در کشورمان انجام نمی شود ادامه می دهد: کوهنوردان و علاقه مندان به طبیعت فعالیت می کنند، اما وقتی تلاش آنها به مرحله ای می رسد که به حمایت دولت نیاز دارد، مسئولان وارد عمل نمی شوند؛ زیرا کوهنورد یا فعال محیط زیست نمی تواند برای گردشگری منطقه ای مانند دماوند محدودیت ایجاد کند.

این در حالی است که نسبت به گذشته آمار بازدیدکنندگان از دماوند خیلی بیشتر شده؛ البته فقط دماوند نیست که دستخوش این تغییرات و تهدیدهاست. دو منطقه دیگر برجسته کوهنوردی کشور یعنی سبلان و علم کوه نیز شرایطی مشابه دماوند دارد. برای مثال گردشگران در سبلان و دماوند صف می کشند تا خودروهای لندرور و نیسان آنها وسایلشان را به ارتفاعات سه تا چهار هزار متری منتقل کنند چنین فعالیتی را باید نشانه زوال کوهستان دانست، اما رفع چنین مشکلاتی از عهده سازمان های مردم نهاد خارج است و به مداخله مسئولان نیاز دارد.

اشتری ابراز می کند: برای رفع مشکلات کوهستان نامه ای برای محیط زیست تنظیم کرده و از آنها خواسته ایم کوهستان را جزو زیست بوم های شکننده طبقه بندی کنند، اما محیط زیست این مساله را قبول نمی کند؛ در حالی که این سازمان برای غارها کمیته تشکیل داده، اما کوهستان را فراموش کرده است. جالب این که کوهستان را می توان مادر غارها دانست. اما سازمان محیط زیست ادعا می کند با همکاری تشکل های زیست محیطی و دیگر ارگان ها، کارهایی برای حفظ دماوند انجام داده است. وحید رضاییان، معاون اداره محیط زیست شهرستان آمل در گفت وگو با جام جم می افزاید: تعطیل شدن معادن در ارتفاع بیش از 2200 متر به بالا و ایجاد محدودیت برای چرای دام و این که از ارتفاع 4500 متر به بالا دماوند جزو مناطق چهارگانه محیط زیست قرار گرفته، برخی اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست برای حفظ دماوند است. وی درباره جمع آوری زباله های گردشگران نیز خاطرنشان می کند: زباله ها در ارتفاع 4500 متری دماوند دپو و از سوی فدراسیون کوهنوردی به پایین کوه منتقل شده و بعد توسط شهرداری به محل مناسبی حمل می شود. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد دشت شقایق است که در دامنه دماوند قرار دارد و هر سال در فصل بهار از سوی برخی بازدیدکنندگان تخریب می شود. رضاییان دراین باره توضیح می دهد: محیط زیست با همکاری تشکل های زیست محیطی توانسته تخریب پوشش گیاهی را در دشت شقایق کاهش دهد.

معاون اداره محیط زیست شهرستان آمل درباره ایجاد محدودیت برای تردد خودروها در ضلع جنوبی دماوند نیز ابراز می کند: بحث مدیریت صعود کوهنوردان نیز مطرح شده و براساس آن از تردد خودروی شخصی جلوگیری شده و کوهنوردان و تجهیزات آنها به وسیله تعدادی خودروی نیسان تا پناهگاه اول حمل شده و آنجا نیز به وسیله تعدادی قاطر تجهیزات آنها به ارتفاع 4500 متری منتقل می شود. به گفته رضاییان، برگزاری جشنواره روز ملی دماوند به دلیل مصادف شدن با ماه رمضان امسال در مرداد برگزار می شود.

راهی برای نجات

به نظر می رسد یکی از راه های نجات دماوند این است که کوه به طور کامل جزو مناطق چهارگانه محیط زیست قرار گیرد، چون اکنون از ارتفاع 4500 متری به بالای این کوه، جزو این مناطق تعریف شده است؛ در حالی که فقط کوهنوردان حرفه ای که نکات زیست محیطی را رعایت می کنند به این مناطق دسترسی دارند، اما بیشتر تخریب ها در ارتفاعات پایین تر و مناطقی رخ می دهد که بیشتر افراد به آسانی به آنها دسترسی پیدا می کنند، بنابراین چنانچه مسئولان به حفظ این نماد کهنسال کشورمان علاقه دارند باید دست کم تا ارتفاع 2000 متری کوه دماوند را جزو مناطق چهارگانه محیط زیست در نظر بگیرند.

محیط زیست؛ مساله مردم و دولت

برخلاف گذشته که مساله تخریب محیط زیست آن قدر جدی نبود، این روزها پیشرفت فناوری و استفاده انسان از ابزارها و ماشین های مختلف، مسائل زیست محیطی فراوانی به وجود آورده است. استفاده نادرست انسان از این امکانات حیات دماوند را نیز تهدید می کند؛ تهدید هایی که باید آنها را ناشی از رفتار اشتباه مردم و مسئولان دانست. برای نمونه اکنون کمتر نظارتی روی فعالیت گردشگرانی که به دماوند می روند، انجام می شود و چون آنها به نکات زیست محیطی توجهی ندارند با تخریب پوشش گیاهی و به جای گذاشتن زباله، آسیب زیادی به زیست بوم این منطقه می رسانند؛ مثلا اکنون در ضلع جنوبی دماوند، جاده ای برای صعود به این قله کشیده شده که به دلیل بی توجهی عرض آن در برخی قسمت ها به ده متر نیز می رسد. سراسر این جاده زیر پای گردشگران آن قدر کوبیده شده که عاری از هر گونه پوشش گیاهی است، در حالی که در نبود نظارت بازدیدکنندگان مسیرهای دیگری را نیز برای صعود انتخاب کرده و از هر جا که بخواهند تردد می کنند. مساله عمده دیگری که در این میان نقش دارد، نبود همکاری میان سازمان ها و ارگان های مختلف برای حفظ محیط زیست است. برای نمونه سازمان جنگل ها، محیط زیست، وزارت صنعت، معدن و تجارت و راه و شهرسازی آن طور که لازم است برای حفظ این اثر طبیعی ملی با یکدیگر همکاری نمی کنند.

 

مهدی آیینی

آلودگی هوا با آزمون و خطا درمان نمی‌شود

مهدی آیینی

مهدی آیینی

                                                                                                                                                                                                            آلودگی هوای کلانشهرها داستان تازه‌ای نیست، اما این معضل حل نشده گهگاهی داستان‌های جدیدی خلق می‌کند که در این میان فقط گریبان شهروندان را می‌گیرد؛ برای نمونه در نظر گرفتن محدوده طرح ترافیک که تاریخچه‌اش به حدود 35 سال پیش برمی‌گردد، طرحی است که با هدف کاهش آلودگی هوا و آلودگی صوتی اجرایی شد، اما پررنگ‌تر شدن مشکل آلودگی هوا گواهی است بر مشکلات این طرح.

این درحالی است که اجرای این طرح برخلاف درآمدی که برای شهرداری دارد فقط برای شهروندان محدودیت ایجاد کرد اما طرح ترافیک تنها طرح ناموفق کنترل آلودگی هوا نیست، چون باید طرح های دیگری مانند محدوده زوج و فرد،آب پاشی هوا، بارور کردن ابرها، رواج استفاده از موتورسیکلت های برقی، ایجاد مسیر ویژه برای دوچرخه سواران و از رده خارج کردن خودروهای فرسوده را نیز در نظر گرفت.

باید تاکید کرد اجرای این طرح ها فقط برای شهروندان محدودیت ایجاد کرده است از افرادی که برای تردد در محل زندگی خود با دشواری روبه رو شده اند، بگیرید تا افرادی که خودروی فرسوده شان را تحویل داده اند، اما هنوز نتوانسته اند خودروی مناسبی برای خود تهیه کنند.

این درحالی است که بتازگی مسئولان شهری از طرح جدیدی به نام LEZ حرف می زنند که قرار است براساس آن خودروها با توجه به میزان آلایندگی به چهار گروه آبی، سبز، زرد و قرمز تقسیم شده وحق تردد در معابر را پیدا کنند، برای نمونه فقط وسایل نقلیه ای که استاندارد یورو5 و بالاتر را داشته یا هیبریدی و برقی هستند در گروه آبی قرار می گیرند، اما نباید فراموش کرد از حدود 11 میلیون خودروی سواری که در کشور وجود دارد حدود سه میلیون خودرو استاندارد یورو 2 یا بالاتر دارند و یا کم نیستند تاکسی، اتوبوس و مینی بوس هایی که درحمل و نقل عمومی نقش دارند اما درگروه زردو قرمز جای می گیرند.

بنابراین باید تاکید کرد این طرح نیز محدودیت های زیادی برای شهروندان ایجاد خواهد کرد. رئیس پلیس ترافیک شهری راهور ناجا نیز روز گذشته در این باره به ایسنا گفته طرح LEZ نیازمند مطالعه است و نباید تصور کرد با اجرای آن تمام محدودیت ها از بین می رود، زیرا امکان این که میزان آلایندگی خودروها از طریق پلاک تشخیص داده شود سخت است، افزون بر این در این طرح برای موتورسیلکت ها که بیشتر از خودرو ها آلودگی ایجاد می کنند نیز چاره ای اندیشیده نشده است.

با توجه به مشکلاتی که در اجرا کردن این طرح وجود دارد باید از مسئولان خواست قبل از هرکاری به نیازهای شهروندان توجه کنند، زیرا تجربه ثابت کرده که دود ایده های خام ابتدا به چشم شهروندان می رود، مشکل اینجاست که برخی مسئولان چنین طرح های ناپخته ای را به عنوان کارنامه ای برای خود در نظر می گیرند، اما باید به آنها گوشزد کرد که آلودگی هوا معضل جدیدی نیست و به آزمون و خطا نیاز ندارد، زیرا بسیاری از کلانشهرهای معروف دنیا با آن روبه رو بوده اند بنابراین باید از مسئولان خواست به دنبال اجرایی کردن طرح هایی باشند که با گذر زمان و قضاوت شهروندان بتواند نمره قبولی بگیرد.

مهدی آیینی – گروه جامعه

بالا