آخرین خبرها
خانه / ۱۳۹۴ / خرداد

بایگانی/آرشیو ماهانه: خرداد ۱۳۹۴

مشکلات نخ نما شده جوانان در انتظار تدبير

 امروز سومین روز از هفته جوان و روز جوان است، روز افرادی که 31.5 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، دیروز معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان به همین مناسبت در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه به مشکلات آنها اشاره کرد و گفت: سلامت، آموزش، اشتغال، مسکن، ازدواج و تحکیم خانواده از عمده مسائل این گروه است.

این درحالی است که کارشناسان بر این باورند این مسائل از مدت ها پیش مشخص شده اند، اما مشکل اینجاست که اراده و مدیریت راهبردی مشخصی برای حل آنها خیلی وجود ندارد.

شغل، مسکن، ازدواج و آسیب هایی اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد دغدغه هایی است که تمامی اقشار جامعه از آن به عنوان مشکل جوانان یاد می کنند، بنابراین در هفته و روز جوانان شنیدن این نکات از زبان مسئولانی که عهده دار سر و سامان دادن به اوضاع جوانان هستند،نمی تواند پاسخ مناسبی به انتظارات جوانان و خانواده های آنها باشد. نکته اینجاست که آنها در کنار هشدارهای لازم در این باره باید فراتر از کارشناس عمل کرده و به فکر عملی کردن راهکارها نیز باشند.

به گزارش ایسنا، محمود گلزاری دیروز در سخنرانی پیش از خطبه های نمازجمعه تهران با اشاره به برنامه های دولت برای جوانان تصریح کرد: برنامه های دولت ندیدن جوان یا جوان هراسی نیست، بنابراین سیاست ما این نیست که بخواهیم جوان را سرکش و عصیانگر و مخالف ببینیم و سیاست محدود کردن را برایشان در پیش بگیریم اما نکته اینجاست که در کشورمان تاکنون به جوان به عنوان مشکل نگاه شده و هیچ وقت برای بهره بردن از توانمندی و نیروی آنها برنامه مشخصی اجرایی نشده است.

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه و جامعه شناس در گفت وگو با جام جم در این باره افزود: ما برای حل مشکل جوانان سازمان و وزارتخانه تشکیل می دهیم، اما این کارها با توجه به حل مشکل صورت نمی گیرد.

وی با اشاره به تشکیل وزارت ورزش و جوانان برای حل مشکل جوانان عنوان کرد: باید از مدیران این وزارتخانه پرسید بعد از تشکیل شدن این وزارتخانه کدام ورزش کشور پیشرفت چشمگیری داشته درحالی که بخش جوانان، معاونت کوچکی در این وزارتخانه است؛ بنابراین می توان گفت تشکیل این وزارتخانه کمکی به حل مشکل جوانان نکرده است.

معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان درباره عمده ترین مسائل جوانان از نگاه دولت نیز ابراز کرد: مهم ترین مساله جوانان ما بحث سلامت، آموزش، اشتغال، مسکن، ازدواج، تحکیم خانواده، توجه به سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، غنی کردن اوقات فراغت و مشارکت جوانان در فعالیت های اجتماعی است.

راهکارها عملی نمی شود

عبدالرضا عزیزی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت وگو با جام جم درباره راهکارهایی که برای حل مشکل جوانان تا به حال ارائه شده است، افزود: در مورد ازدواج جوانان طرح دوفوریتی ارائه کردیم برای آخرین طرح نیز233 امضا جمع کردیم تا 500 میلیون دلار از صندوق توسعه ملی به صندوق مهر امام رضا داده شود تا جوانان وام ازدواج بگیرند. می خواستیم سرعت پرداخت وام و میزان آن افزایش پیدا کند، اما در صحن علنی یک فوریت آن به دشواری رای آورد و به همین دلیل بایگانی شد.

بنابراین می توان گفت اراده ای به معنای واقعی برای حمایت از جوانان وجود ندارد؛ زیرا بیش از 200 نماینده طرحی را امضا کرده، اما در صحن علنی به آن رای نمی دهند نشان دهنده این نکته است که نمایندگان مجلس برای حمایت از جوانان اراده محکمی ندارند.

وی ادامه داد: در مورد اشتغال جوانان نیز دولت امسال یکهزار میلیارد تومان از محل هدف مندی یارانه ها به این امر اختصاص داده و 3000 میلیارد تومان نیز کمیسیون اجتماعی با تائید مجلس به آن اضافه کرد و اعتبار اشتغال به 4000 میلیارد تومان رسید بنابراین اکنون دولت باید این قانون را اجرایی کند، اما در حالی که بیش از دو ماه از سال 94 می گذرد، هیچ پرداختی صورت نگرفته است.

گلزاری درباره جایگاه جوانان و مطالبات آنان در بودجه سال 94 نیز یادآور شد: خوشبختانه در برنامه بودجه 94 رقم قابل توجهی برای اشتغال و استخدام فارغ التحصیلان در نظر گرفته شده است و در تبصره 4 و 5 ماده 20 این بودجه نیز تمهیداتی درباره مسکن زوج های جوان اندیشیده شده است.

وی درباره نحوه اجرای برنامه های دولت برای جوانان، خاطرنشان کرد: معتقدیم که باید در این زمینه آرام، اما عمیق قدم برداریم. ما نمی خواهیم در این حوزه ها برنامه های رعد و برقی اجرا کنیم و تمام شود.

معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان درباره مهم ترین آسیب هایی که جوانان را تهدید می کند نیز خاطرنشان کرد: سوءمصرف موادمخدر، تصادفات رانندگی و اضافه وزن جزو مواردی است که برایشان برنامه ریزی شده است. نکته اینجاست که این مشکلات جوانان بدرستی برطرف نشود میزان آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد و طلاق بالا خواهد رفت.

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این که هنوز برای حل مشکلات جوانان اندر خم یک کوچه ایم، عنوان کرد: همه از جوانان حرف می زنند، اما هیچ چیز به نفع آنها عملی نمی شود. به گفته عزیزی، برای حل مشکل مسکن جوانان نیز طرح مسکن مهر ارائه شد، اما راه به جایی نبرد.

جوانان در دوران تغییر

به اعتقاد جامعه شناسان اکنون در دوره انتقال و تغییر عصر کشاورزی و صنعت به الکترونیک قرار داریم و چنانچه این تغییر بدرستی مدیریت نشود، قطعا با مشکلات زیادی روبه رو خواهیم شد؛ زیرا تحت تاثیر این تغییرات آداب، رسوم و سبک زندگی در حال تغییر است و اگر این روند هدایت نشود در بخش کارکرد، روش، برنامه و تولید آسیب جدی خواهیم دید؛ زیرا نیروی فعال و تاثیرگذار یعنی جوانان بیشتر ازدیگر افراد جامعه تحت تاثیر این تغییر قرار گرفته اند.

قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه و جامعه شناس در این باره عنوان کرد: تجمع عمده جوانان یعنی نیروی کار، تولید و انتقال دهنده رسوم جامعه در فضای مجازی سبب شده آنها به نحوی مدیریت جامعه را در دست بگیرند، امادراین میان تعادل به هم خورده است؛ زیرا این افراد بدرستی نکات لازم را فرا نگرفته اند، اما جامعه را هدایت می کنند، در نتیجه این وضع سبب شده از نتیجه فاصله گرفته و با مشکلاتی مانند بحران اشتغال و مسکن روبه رو باشیم.

اما با توجه به این که منابع کشور تغییر زیادی نکرده باید اعتراف کرد که در حوزه مدیریت راهبردی با مشکل روبه رو هستیم، نکته اینجاست که دوران تغییر به چند سال اخیر نیز محدود نمی شود و مدت هاست آغاز شده، اما برخی مدیران نتوانسته اند جنبش بزرگ تحول را بدرستی ببینند، در نتیجه به آن تسلط نداشته و نمی توانند آن را هدایت کنند.

وی خاطرنشان کرد: اکنون تمامی جوانان بدون مسکن نمانده اند، اما نحوه مدیریت جامعه به شکلی است که در خانه ها خانواده تشکیل نمی شود، افزون بر این جنس های مخالف نیز باهم رابطه دارند، اما ارتباط آنها منجر به ازدواج نمی شود یا بیشتر جوانان به شکلی مشغول کار هستند، اما فعالیت آنها را نمی توان اشتغال فردی دانست. باید تاکید کرد تمامی این مشکلات به مدیریت اشتباه برمی گردد.

جای خالی مدیریت راهبردی

برای رفع مشکل جوانان مسئولان وزارت ورزش و جوانان باید اهداف راهبردی مشخص کنند، اما آنها چنین اهدافی ندارند تا جوانان خود را با آن تطبیق دهند.

در بخش مدیریت فرهنگی نیز باید یادآورشد هدف راهبردی وجود ندارد، چون سبک زندگی اکنون به گونه ای است که چشم و همچشمی به اوج خود رسیده و ازدواج های آسان تقریبا بی معنی شده است، مثلا بیشتر خانواده ها انتظار دارند جوانان در شروع زندگی از تمامی امکانات برخوردار باشند. افزون بر این جوانان با هزار مشقت ازدواج می کنند، اما ازدواج شان دوام نمی آورد، چون برای ازدواج آگاهانه برنامه مناسبی در کشور اجرا نشده است.

باید تاکید کرد مسائل جوانان با اندکی اراده و توجه قابل حل است، زیرا تجربه ثابت کرده هرگاه مسئولان فراتر از مقام وعده و بیان دغدغه ها فراتر رفته اند مشکلات برطرف شده است؛ برای نمونه چنانچه تصمیم های قاطعی مانند راهکارهایی که سبب تحول نظام سلامت شد برای جوانان نیز به کار گرفته شود، می توان به حل مشکلات آنها امیدوار بود.

مهارت؛ گمشده بازار کار

مشکل اشتغال جوانان موضوعی است که فقط به دولت مربوط نمی شود، زیرا در این بین جوانان و خانواده هایشان نیز نقش دارند. در شرایط کنونی کشور افراد با توجه به مهارت استخدام شده، براساس مدرک تحصیلی حقوق گرفته و با توجه به شخصیتشان شغل خود را حفظ می کنند.

نکته اینجاست که چنانچه تمرکز جوانان و خانواده هایشان به مهارت آموزی باشد جوانان خیلی راحت جذب بازار کار می شوند.

رواج مدرک گرایی در کشور سبب شده خانواده و جوانان درک درستی از شرایط بازار کار نداشته باشند به همین دلیل این تصور در آنها ایجاد می شود که هر چه مدرک تحصیلی بالاتری داشته باشند، فرصت های شغلی بهتر و بیشتری در انتظار آنهاست، اما واقعیت این است که با بالا رفتن مدرک تحصیلی توقع شخص نیز بالا رفته و راضی به قبول هر شغلی نمی شود.

باید یادآور شد برای کسب و کار موفق حتما نباید تحصیلات عالیه داشت، در واقع بسیاری از جوانان از این نکته غافل شده اند که تحصیل باید در کنار حرفه و پیشه آنها باشد نه این که آنها را از مسیر پیشرفت و زندگی خارج کند. برای نمونه اکنون بسیاری از جوانان به دلیل تحصیل در مقاطع ارشد و دکتری راضی به انجام کارهای تولیدی نمی شوند.

پیمان صالحی، رئیس مرکز طرح های کلان ملی فناوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در گفت وگو با جام جم در این باره اظهار کرد: در کشور ما افراد فکر می کنند برای صاحب شغل شدن فقط مدرک نیاز است، اما باید یادآور شد مدرک تحصیلی کافی نیست، چون برای جذب شدن در بازار کار شخص باید صلاحیت حرفه ای خود را ثابت کند.

صالحی عنوان کرد: صلاحیت حرفه ای حلقه مفقوده بازار کار است و در شرایط فعلی این صلاحیت با آزمون و خطا حاصل می شود.

این در حالی است که مسئولان باید با برنامه ریزی آینده بازار کار را نیز پیش بینی کنند، برای نمونه باید مشخص کرد که در آینده چه شغل هایی موردنیاز کشور است یا چه شغل هایی منسوخ خواهد شد به این شکل جوانان و خانواده های آنها قادر خواهند بود با توجه به علایق و استعدادهایشان مهارت کسب کرده و دغدغه کمتری برای یافتن شغل داشته باشند.

پای لنگ مدیریت در حوزه جوانان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

امروز نخستین روز هفته جوان است، هفته‌ای که حدود 12 میلیون جوان و خانواده‌هایشان انتظار دارند در آن خبرهای خوشی از رفع مشکلات جوانان بخوانند، اما مشکل اینجاست که نام جوانان این روزها آنچنان با مشکلات گره خورده که اگر سال را سال جوانان بنامند نیز نمی‌توان امیدوار بود قسمتی از مشکلاتی که گریبان جوانان را گرفته برطرف شود. مشکل اینجاست که برخی مسئولان آن طور که باید و شاید به جوانان بها نداده و فقط در چنین مناسبت‌هایی از مسائل آنها سخن می‌گویند.

این درحالی است که برخی از مدیران با دید مشکل به آنها نگاه کرده و بر این باورند که برای سرو سامان دادن به اوضاع آنها باید وزارتخانه یا سازمان تشکیل بدهند، این درحالی است که باید تاکید کرد جوانان را باید منبعی از انرژی و توانایی به حساب آورد و به این فکر بود که هرچه بهتر از توانایی آنها بهره برد و چرخ های اقتصاد کشور را به حرکت درآورد.

در کشورمان همه چیز برای استفاده از نیروی جوانان وجود دارد، مدیریت مناسبی برای کنار هم گذاشتن قطعات پازل و حل مسائلی که امروز جامعه را آزار می دهد، وجود ندارد.

باید تاکید کرد این ضعف نه فقط در وزارت ورزش و جوانان بلکه در بسیاری بخش ها به چشم می خورد. برای نمونه باید یادآور شد برخی مسئولان کشور تمام تلاش شان بر این است که با خام فروشی مواد از نفت بگیرید تا معادن کسب درآمد کنند، این درحالی است که اگر مسئولان به فناوری بیشتر توجه کنند می توانند زمینه را برای اشتغال و بالا بردن سطح درآمد جوانان مهیا کنند.

در بخش آموزش نیز باید یادآور شد اکنون شرایط به گونه ای است که در برخی دانشگاه ها جای استاد و دانشجو با یکدیگر عوض شده تا آنجا که گاهی استادها وظیفه خلاصه کردن جزوه هایی را که ارائه می کنند نیز به عهده می گیرند، چنین آشفته بازاری سبب شده جوانان در دانشگاه ها مهارتی کسب نکرده و فقط به مدرک فکر کرده و بعد از فارغ التحصیل شدن نیز به کمتر از پشت میزنشینی راضی نشوند.

در بخش فرهنگی و مسائلی مانند ازدواج نیز این مشکلات کماکان وجود دارد، زیرا اکنون کارشناسان نسبت به روابط خارج از چارچوب جوانان و آسیب هایی نظیر ازدواج سفید هشدار می دهند، بنابراین باید یادآور شد در جوانان تمایل برای زندگی مشترک وجود دارد، اما بعضا مدیریت ناکارآمد و ناصحیح سبب شده آنها از مسیر درست خارج شوند.

باید تاکید کرد، تمامی این مشکلات به این دلیل به وجود آمده که مدیریت کارآمد در حوزه جوانان وجود ندارد. به همین دلیل درحالی که همه چیز برای حل شدن مشکلات جوانان در کشور وجود دارد، اما روز به روز مشکلات جدیدی گریبان جوانان را می گیرد.

حاشیه‌ نشینان با وعده به متن نمی‌رسند

حاشیه‌نشینان بار دیگر در خبرها به متن نزدیک شدند، زیرا روز گذشته رئیس‌جمهور در بازدید از غرب استان تهران برای ساکنان مناطق شهر قدس، ملارد و شهریار سخنرانی کرد و گفت وعده‌هایی که برای رفع مشکلات آنها داده شده تا پایان سال 95 عملیاتی خواهد شد. اما این در حالی است که نماینده این مناطق در مجلس تاکید می‌کند در چهار دولت گذشته چنین وعده‌هایی نیز مطرح شده، اما هیچ‌وقت عملی نشده است.

حجت الاسلام حسن روحانی دیروز در جمع مردم غرب استان تهران در ورزشگاه شهید ثمری ملارد گفت: در شهرستان های اطراف تهران با وجود نزدیکی به تهران، مشکلات فراوانی وجود دارد که باید این مشکلات حل و فصل شود. ما در جلسه ای که در تهران با حضور وزرا و استاندار تشکیل دادیم مشاهده کردیم مردم مشکلات فراوانی دارند و در این سفر اعلام می کنم وعده هایی که امروز داده می شود تا پایان سال ۹۵ عملیاتی می شود.

وی اظهار کرد: برای ۲۰ پروژه تصمیم گیری شد و اعتباری بالغ بر ۶۴۲ میلیارد تومان برای تکمیل آن مدنظر قرار گرفت، که از این میان برخی در سال ۹۴ و برخی سال ۹۵ تکمیل شده و در اختیار مردم قرار می گیرد.

به گزارش مهر، روحانی عنوان کرد: عملیات شهرک صنعتی شهریار به مساحت 3000 هکتار آغاز شده و فعالیت عمرانی شهرک های صنعتی ملارد و صفادشت نیز همین امسال آغاز می شود.

رئیس جمهور ادامه داد: یکی از معضلاتی که هر سه شهرستان با آن مواجه هستند و باید به آن رسیدگی کنیم، ایجاد تأسیسات فاضلاب در شهر شهریار، شهرقدس و ملارد است، که ساخت تمامی این تأسیسات امسال و سال آینده عملیاتی خواهد شد.

رئیس جمهور با بیان این که شهرستان های استان تهران از لحاظ مشکلات درمانی شرایط شایسته ای ندارد، خاطرنشان کرد: هر یک از این شهرستان ها به یک بیمارستان مجهز نیاز دارد، که به همین دلیل یک بیمارستان ۳۰۰ تختخوابی در شهریار ساخته و تجهیز می شود.

علاوه بر این، سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای احداث ساختمان های موردنیاز وزارت بهداشت و تکمیل و تجهیز این بیمارستان ها اقدامات لازم را انجام خواهد داد. ساخت بیمارستان ۱۶۰ تختخوابی در شهرستان ملارد نیز در دستور کار دولت قرار دارد و بیمارستان امام سجاد نیز بازسازی و تجهیز می شود.

وعده ها را عملی کنید

حسین گروسی، نماینده مردم شهر قدس، شهریار و ملارد نیز با اشاره به این که دیروز رئیس جمهور وعده ساخت بیمارستان، شهرک صنعتی و ایجاد تاسیسات فاضلاب را مطرح کرد، در گفت وگو با جام جم افزود: این وعده ها نباید به فراموشی سپرده شود، زیرا وعده ساخت بیمارستان خیلی وقت است که به مردم این مناطق داده شده و می توان گفت هفت دولت گذشته وعده ساخت آن را داده اند، اما تاکنون عملی نشده است.

گروسی با تاکید بر این که استان تهران حدود چهار میلیون حاشیه نشین دارد، تصریح کرد: حدود دو میلیون از این افراد در غرب تهران زندگی می کنند و به جمعیت حاشیه نشینان تهران روزبه روز افزوده می شود، به شکلی که وقتی از شهر تهران دور می شویم محرومیت موج می زند.

وی ادامه داد: حاشیه نشینان اطراف تهران برای مسائلی مانند بهداشت و درمان، ایاب و ذهاب، حمل و نقل مناسب و آموزش با مشکلات زیادی روبه رو هستند.

به گفته گروسی، حاشیه نشینان در سایه تهران به فراموشی سپرده شده اند.

نماینده مردم قدس، شهریار و ملارد با بیان این که رواج حاشیه نشینی به دهه 60 بازمی گردد، خاطرنشان کرد: شهریار حدود 700 هزار نفر جمعیت و مناطق شهر قدس و ملارد نیز حدود 800 هزار نفر جمعیت دارند، این در حالی است که بیشتر استان های کشور زیر یک میلیون نفر جمعیت دارند به همین دلیل طبیعی است ساکنان این مناطق با مشکلات آموزشی و فرهنگی روبه رو باشند.

گروسی با بیان این که حاشیه تهران را می توان کمربند امنیت این شهر دانست، تاکید کرد: به همین دلیل دولت باید مشکلات این افراد را هر چه زودتر برطرف کند.

نماینده مردم شهر قدس، شهریار و ملارد با بیان این که اطراف تهران را باید رهاشده دانست، ابراز کرد: اولین قدم برای رفع این مشکل مطالعه و تحقیق است، افزون بر این کار خوبی که نیروی انتظامی انجام داد جدا کردن مدیریت غرب و شرق استان تهران بود، بنابراین دیگر سازمان ها نیز باید چنین رویه ای را در پیش بگیرند.

حاشیه نشینی مختص تهران نیست

بسیاری از استان های بزرگ کشورمان با مشکل حاشیه نشینی روبه رو هستند، واقعیت اینجاست که بی توجهی به رفع مشکلات روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک سبب شده این افراد در جستجوی کار و درآمد روانه کلانشهرها شوند، اما از آنجا که این افراد توان مالی مناسبی نداشته و معمولا در تحصیلات و فراگیری حرفه مناسب نیز با مشکل روبه رو بوده اند، به حاشیه کلانشهرها رانده می شوند. برای نمونه می توان به خراسان شمالی و بجنورد اشاره کرد؛ جایی که به گفته نماینده آن یک سوم جمعیت حاشیه نشین هستند.

قاسم جعفری، نماینده بجنورد در گفت وگو با جام جم تصریح کرد: حاشیه نشینی یکی از مشکلات اصلی خراسان شمالی و بجنورد است، زیرا در بیشتر استان های کشور یک هشتم افراد با این مشکل روبه رو هستند، اما در بجنورد این آمار به یک سوم رسیده و مشکلات زیادی را ایجاد کرده است، بنابراین مسئولان باید راهکاری جدی پیدا کنند.

وی با تاکید بر این که حاشیه نشینی در سال های اخیر شدت بیشتری گرفته است، ادامه داد: وقتی در محله ای در آلونک های کوچک هفت نفر زندگی می کنند، باید منتظر ایجاد مشکلات جدی نیز بود.

جعفری یادآور می شود: حاشیه نشینی به دلیل بی توجهی به روستاها شایع شده، درواقع نیاز این افراد در روستاها پاسخ داده نشده، به همین دلیل آنها به حاشیه شهرها کوچ کرده اند.

گمنامی و حاشیه نشینی

جامعه شناسان معتقدند وقتی شخص از روستا به حاشیه شهرها کوچ می کند، نظارت غیررسمی روی رفتارش به صفر می رسد، زیرا در محل جدید دیگر کسی او را نمی شناسد، برای همین چنین فردی خیلی راحت تر هنجارشکنی می کند.

این در حالی است که باید تاکید کرد این افراد توانایی خاصی نیز ندارند، چون بعد از مهاجرت به حاشیه شهرها، آنها باید کشاورزی یا دامداری را رها کرده و حرفه دیگری را انتخاب کنند.

به همین دلیل به کارهایی رومی آورند که نیاز به تخصص ندارد، بنابراین این مساله سبب می شود جمعیت کارگران ساده یا افرادی که به شکل غیررسمی با خودروی نامناسب به جا به جایی مسافران می پردازند، افزایش یابد و با افزایش آنها مشکلات بیشتری به کلانشهرها تحمیل شود.

موسی خدمتگزارخوشدل، جامعه شناس نیز درباره تاریخچه حاشیه نشینی در کشور در گفت وگو با جام جم افزود: با مدرن شدن شهرها ،پدیده حاشیه نشینی نیز رواج پیدا کرد؛ زیرا کشاورزان زمین های خود را از دست داده و کارگران غیرمتخصص نیز فرصت شغلی زیادی پیدا کردند، بنابراین به حاشیه شهرها رفتند تا مشغول به کار شوند.

به گفته وی، می توان دهه 50 را زمانی دانست که پدیده حاشینه نشینی در ایران شایع شد.

این در حالی است که باید تاکید کرد با گذشت زمان و رشد جمعیت کشور، آمار حاشیه نشینان نیز افزایش می یابد.

نباید فراموش کرد توزیع نشدن متناسب ثروت در کلانشهرها یکی از عواملی است که به حاشیه نشینی دامن می زند، زیرا وقتی امکانات رفاهی، بهداشتی و عمرانی در اختیار همه شهروندان قرار نگیرد، افرادی که در شهرهای کوچک و غیر برخوردار زندگی می کنند، ترجیح می دهند خود را به شهرهای بزرگ برسانند، اما از آنجا که توان اقتصادی یا تخصص لازم را ندارند، به حاشیه شهرها رانده می شوند.

باید یادآور شد این بار اولی نیست که مسئولان دولت تدبیر و امید از رفع مشکلات حاشیه نشیان دم می زنند، زیرا اوایل اسفند سال گذشته نیز وزیر بهداشت گفته بود در شهرستان قرچک و پیشوا با 400 هزار نفر جمعیت، حتی یک تخت بیمارستانی هم وجود ندارد یا در ورامین نیز که حدود 450 هزار نفر زندگی می کنند، فقط 120 تخت بیمارستانی وجود دارد.

این در حالی است که این تخت ها نیز به دلیل نبود فضای فیزیکی مناسب، در ساختمان 35 ساله جهاد قرار داده شده است.

برای رفع مشکل حاشیه نشینی در کشور که جمعیت آنها به بیش از ده میلیون نفر می رسد، به عزم ملی و برنامه ریزی بلندمدت نیاز است، افزون بر این باید حریم کلانشهرها به شکل دقیق مشخص شده و در تمامی این محدوده ها امکانات شهری به شکل برابر توزیع شود.

از این گذشته باید تاکید کرد بازی با واژه ها نمی تواند چاره مشکلات حاشیه نشینان باشد، حاشیه نشینی یک مشکل است و اگر محل سکونت حاشیه نشینان را سکونتگاه های غیر رسمی بخوانیم مشکل حل نمی شود، به جای واژه سازی باید چاره سازی کنیم.

بهار فصل تاراج گیاهان نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

بهار فصل زنده شدن طبیعت است، اما نبود نظارت دقیق بر عرصه‌های منابع طبیعی کشور سبب شده این فصل حکم خزان برخی گونه‌های گیاهی را پیدا کند،زیرا همزمان با رویش گیاهانی مانند موسیر افراد فرصت‌طلب نیز دست به کار می‌شوند،تا با برداشت بی‌رویه از گیاهان مرتعی و تخریب آنها درآمدزایی کنند.

در تازه ترین مورد دیروز دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران، خبر از دستگیری متخلفی داد که قصد داشت بیش از هزار کیلوگرم گیاه موسیر را قاچاق کند.

این درحالی است که براساس قانون بهره برداری و حمل و نقل موسیر برابر ماده ۵۵ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع ممنوع است و جریمه برداشت غیرمجاز هر کیلوگرم موسیر تر 5000 تومان و جریمه کشف هر کیلوگرم موسیر خشک 10 هزار تومان تعیین شده است.

با توجه به جرایم در نظر گرفته شده باید تاکید کرد تناسب نداشتن تخلف با جریمه یکی از عواملی است که سبب شده افراد سودجو ترسی از قانون شکنی نداشته باشند.

به همین دلیل باید از مسئولان خواست علاوه بر افزایش نیروهای حفاظت برای به روزرسانی قانون و بازدارنده کردن قوانین قدم بردارند.

باید یادآور شد بیکاری و نبود درآمد نیز از عوامل دیگر تخریب منابع طبیعی کشور است، زیرا افراد محلی با برداشت بی رویه گیاهان و قاچاق آنها به استان های همسایه و حتی خارج از کشور برای خود تجارت غیرقانونی اما پرسودی را رقم می زنند.

متاسفانه این روند به قدری غیراصولی و بدون برنامه انجام می شود که زمینه را برای انقراض گونه های گیاهی فراهم کرده است زیرا اشخاص سودجو به این مساله که با برداشت پیاز گیاه موسیر سبب از بین رفتن این گونه می شوند توجه نکرده و پیش ازاین که گیاه بتواند با بذردهی بقای خود را تضمین کند مرگ آن را رقم می زنند.

افزون براین نبود برنامه ای مشخص برای مقابله با این تخریب سبب شده اغلب رویشگاه های این گونه گیاهی دستخوش آسب شود تا آنجا که می توان هشدار داد چنانچه راهکار مناسبی برای کنترل این مشکل ارائه نشود، گونه موسیر منقرض خواهد شد.

این درحالی است که دست کم با آموزش و پرداخت یارانه به افرادی که دست به قاچاق این گونه می زنند می توان آنها را مجاب کرد که با کشت این گیاه درآمدزایی کنند نه قاچاق و تخریب منابع طبیعی.

مهدي آييني

آموزش، فراموش شده محیط‌ زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

حیات وحش کشور هر روز آسیب بیشتری می‌بیند، چون آموزش و فرهنگ‌سازی برای حفظ آن به فراموشی سپرده شده است، باید یادآور شد این روزها برخی از مسئولان تمایل دارند به کارهایی بپردازند که نتایج‌شان خیلی زود به چشم آمده و بتوانند از آن برای گزارش عملکرد خود بهره ببرند.

رواج چنین نگاهی در بین برخی از مسئولان سبب شده بسیاری از شهروندان اطلاع دقیقی از اهمیت توجه به محیط زیست و نقش گونه های جانوری کشور در طبیعت نداشته باشند و در نتیجه شرایط برای بقای گونه های جانوری کشور هر روز سخت تر شود، این را از خبرهای تلخی که هر روز در این حوزه منتشر می شود می توان نتیجه گرفت.

برای نمونه کم نیستند افراد ناآگاهی که برای کشتار حیات وحش دلایلی را مطرح می کنند که هر کدام از آنها برای محکوم کردن سازمان هایی که ادعای فرهنگ سازی و آموزش شهروندان را دارند، کافی است.

در این میان می توان به این نکته اشاره کرد که خیلی از شکارچیان غیرمجازی که خرس ها را می کشند، تصور می کنند هرچه هنگام شکار حیوان زجر بیشتری بکشد به قدرت و شهامت آنها افزوده خواهد شد یا کم نیستند افراد ناآگاهی که تصور می کنند زهره خرس برای درمان سرطان مفید است یا زبان این گونه برای درمان بواسیر کاربرد دارد.

علاوه بر این باید تاکید کرد خرس ها تنها حیواناتی نیستند که خرافات بلای جان آنها شده، زیرا جانوران دیگری مانند هدهد، کفتار، گرگ، مار و هوبره نیز دراین میان بی نصیب نمانده و به دلایلی سلاخی می شوند که هیچ کدامشان پایه علمی نداشته و فقط به این دلیل شایع شده اند که اراده ای برای آموزش و فرهنگ سازی وجود ندارد.

این درحالی است که روز گذشته نیز رئیس اداره حفاظت محیط زیست کبودرآهنگ به نمونه دیگری از این دست مسائل اشاره کرده آن طور که ایرنا گزارش داده برخی از روستاییان این منطقه سنجاب زمینی را با گورکن اشتباه گرفته و فکر می کنند این حیوان اقدام به از بین بردن قبور اموات می کند به همین دلیل کمر به نابودی آنها بسته اند.

این درحالی است که باید تاکید کرد کشتار گورکن ها نیز با این دلیل قابل توجیه نیست بنابراین باید از مسئولان خواست برای حفظ اندک باقیمانده حیات وحش کشور فراتر از وعده عمل کرده و با در اولویت قرار دادن برنامه های فرهنگی، آموزشی و استفاده از ظرفیت سازمان های مردم نهاد برای اصلاح باورهای غلط و آشنایی هرچه بیشتر شهروندان با گونه های جانوری و نقش آنها در اکوسیستم قدم بردارند.

مهدی آیینی

گردشگری در دام بروکراسی

گردشگری کشور چشم‌ انتظار اتفاق‌‌های‌ خوبی است؛ اتفاق‌هایی که هرچند مدتی است آغاز شده، اما با توجه به فضای حاکم بر سیاست‌های بین‌المللی کشور می‌توان پیش‌بینی کرد روند رشد‌ آن در چند ماه آینده سرعت بیشتری خواهد گرفت.به همین دلیل برخی کارشناسان این حوزه معتقدند شرایط و زیرساخت ها ی لازم را برای این اتفاق خوب باید مهیا کرد، زیرا در غیر این صورت با توجه به زیرساخت های ضعیف گردشگری در کشور و رشد آمار گردشگران خارجی به این صنعت آسیب خواهد زد؛ اتفاقی که مرتضی رحمانی موحد، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور منکر رخ دادن آن است و تاکید می کند به جای تشبیه افزایش آمار گردشگران به سونامی باید از آن با عنوان رشد فزاینده شور و اشتیاق سفر به ایران یاد کرد. در این گفت وگو رحمانی موحد از برخی کاستی ها و نیازهای صنعت گردشگری کشور و برنامه های سازمان میراث فرهنگی برای مدیریت آنها حرف می زند.

به نظر می رسد در حوزه گردشگری آمار دقیقی وجود ندارد، زیرا مدتی قبل نیز درباره گردشگران داخلی از عبارت هایی مانند نفر ـ سفر استفاده می شد، اما اکنون اصطلاح نفر ـ شب اقامت رایج شده است.

در ارائه آمار به شکل نفر ـ سفر تفسیرهای اشتباهی می شد به این شکل که گاه حضور یک خانواده در یک منطقه چندبار ثبت می شد. به همین دلیل از نوروز 93 آمار گردشگران داخلی براساس نفر ـ شب اقامت تهیه می شود.

نفر ـ شب اقامت یعنی چه؟

ابتدا تعریف گردشگر را باید مشخص کرد، زیرا گردشگر با مسافر متفاوت است. گردشگر شخصی است که در تاسیسات اقامتی ساکن می شود و از محل های طبیعی و تاریخی بازدید می کند. از دو پایه می توان حضور افراد را در مقصد جدید ثبت کرد. نوروز امسال نیز دو پایه آماری در نظر گرفته شده بود؛ یکی اقامت در اقامتگاه های رسمی و دیگری بازدید از مراکز مختلف توریستی، اما چنانچه بدون توجه به این دو پایه از آمار گردشگر حرف بزنیم همان روش نفر ـ سفر می شود که در آن ممکن است خودرویی چند بار شمرده شود. زمانی که از این روش استفاده می شد مسئولان برخی استان ها ادعا می کردند در گردشگری رتبه اول را دارند، اما اکنون نظام آماری سازمان ماهانه آمار گیری می کند و اطلاعات خود را از مراکز اقامتی می گیرد.

ضعف در فرهنگسازی و آموزش گردشگران داخلی سبب شده گردشگران به تهدیدی برای محیط زیست کشور تبدیل شوند برای نمونه جنگل و سواحل کشور در زباله غرق شده است. به نظر می رسد این مساله نیازمند کار اساسی است.

برای آموزش گردشگران چند معیار را مطرح کردیم. اولین معیار این است که فعالان هر حوزه در عرصه تشکل ها، سازمان های مردم نهاد و حوزه اقتصادی که کسب و کار را مدیریت می کنند، وظیفه دارند اطلاع رسانی لازم به مخاطبان و مشتریان خود داشته باشند. مخاطبان تشکل ها از طریق کمک های آموزشی که از سوی دستگاه های حاکمیتی در مناطق مختلف ارائه می شود آموزش می بینند، بخصوص راهنمایان گردشگری طبیعت، زیارت و تاریخی. گروه دوم فعالان حوزه کسب و کار و افرادی هستند که تور می برند. این افراد باید آموزش و توصیه ها را در قالب بروشور و دستورالعمل به مسافران و مشتری های خود بدهند. این گونه نیست که ما فقط گردشگران را به مناطق طبیعی یا باستانی ببریم، این روند باید با مفهوم باشد و در نهایت به دارایی ذهنی و دانش گردشگران نیز اضافه شود.

دستگاه هایی که با گردشگری در ارتباط هستند نیز به برنامه های آموزشی کاربردی نیاز دارند. موافقید؟

آموزش و توانمندسازی فعالان دستگاه های مرتبط با گردشگری مهم است. به همین دلیل اولین دوره آموزش، دی ماه سال گذشته اجرا شد و بیش از 25 هزار نفر در موضوع های مختلف در این دوره شرکت کردند؛ مرزبانان، ستاد خدمات سفر ، راهنمایان، هتل ها و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دستگاه هایی هستند که قصد دارند این کار را ادامه دهند.

ارائه خدمات بین راهی برای گردشگران داخلی و خارجی مشکلی است که تاکنون حل نشده باقیمانده. چه سازمانی وظیفه دارد این مشکلات را برطرف کند؟

در این حوزه بحث سفر مطرح است . در سفر گردشگری، تجارت، دیدار اقوام یا ماموریت اداری اتفاق می افتد. اما گاه علاوه بر سفر مسیرهای گردشگری اهمیت دارد. مجتمع ها از نظر قوانین می خواهند در حریم راه و جاده قرار بگیرند و مجوز کلان فعالیت آنها به عهده وزارت راه و شهرسازی است. بنابراین این وزارتخانه باید بر خدمات بین راهی نظارت کند، اما اگر مجتمع ها تاسیسات پذیرایی و اقامتی داشته باشند به واسطه مسئولیت سازمان میراث فرهنگی این سازمان برفعالیت آنها نظارت می کند.

اما شهروندان همیشه از نبود نظارت بر منازل استیجاری و ویلاها در شهرهای سیاحتی کشور گله دارند، قبول دارید؟

سابقه ویلاهای اجاره ای شمال کشور طولانی است، اما برای منازل استیجاری، طرح ساماندهی خانه مسافر را ارائه کردیم. خانه مسافر ضابطه دارد چون محل کسب و درآمد خانواده ای است که از مزیت مهمان نوازی و اقامت استفاده می کند. این فعالیت برای توسعه گردشگری داخلی امر خوبی است، اما اگر این عمل از چارچوب خارج و به خانه استیجاری تبدیل شود، مشکل ساز می شود، چون در نظام گردشگری و مصادیق گردشگری عنوانی به این نام نداریم و آن را به رسمیت نمی شناسیم. مانند این است که آژانس های مسکن تهران، خانه ای را یک ماهه اجاره بدهند. آنچه در طرح ساماندهی خانه مسافر در نظر گرفته شده مطابق استانداردهای دنیا است و اماکن، نیروی انتظامی، فرمانداری و سازمان میراث فرهنگی بر فعالیت خانه مسافر نظارت می کنند. علاوه بر این خانه های مسافر بیمه شده و مسافران آن از امنیت و مصونیت برخوردارند، اما خانه های استیجاری مورد نظر و تائید ما نیست.

یکی از ضعف های صنعت گردشگری کشور، بی تجربه بودن راهنمایان است، برای حل این مشکل چه برنامه هایی دارید؟

باز آموزی راهنمایان در اولویت برنامه های ماست. اکنون اصلاح آیین نامه راهنمایان در دولت بررسی می شود و یکی از جنبه های استمرار فعالیت راهنمایان شرکت در دوره های بازآموزی و قبولی در آنهاست. یعنی اگر شخصی مجوز راهنمای گردشگری بگیرد، 2 سال پس از آن باید در دوره بازآموزی شرکت کند و چنانچه نتواند نمره قبولی به دست بیاورد کارت و مجوز او تمدید نخواهد شد. استمرار آموزش راهنماها در آیین نامه دولت گنجانده شده و تصویب خواهد شد. این مساله برای ما مهم است، زیرا راهنما حلقه بسیار مهم و تاثیرگذار چرخه گردشگری است.

مشکل دیگر راهنمایان گردشگری نبود بیمه است.

قصد داریم در جهت حفظ و تامین حقوق صنفی این افراد نیز قدم برداریم تا راهنمایان در قبال خدماتی که ارائه می دهند، از بیمه، مزایا و حق الزحمه برخوردار شوند. افق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، رساندن تعداد گردشگران خارجی به 20 میلیون نفر در سال است.

با مشکلات زیادی که در این حوزه وجود دارد چگونه می خواهید به این هدف دست پیدا کنید؟

مشکل اینجاست که تا سال 1404 دو برنامه 5 ساله بیشتر باقی نمانده و الزاماتی که می تواند ما را به این اهداف برساند به برنامه های ششم و هفتم محدود می شود. بنابراین باید براساس آنها حرکت کنیم در حالی که در این حوزه عقب مانده ایم و باید تاخیرهایمان جبران شود.

اما زیرساخت های کشور مناسب نیست و باید راهکاری برای آن درنظر گرفت.

برای حل مشکل زیرساخت اتفاق ویژه ای باید رخ دهد، چون زیر ساخت به دو موضوع بستگی دارد؛ منابعی که به آن تزریق می شود و دیگری نقش و نحوه مشارکت بخش خصوصی برای حضور در این عرصه است. تمام توجه ما در یک سال و نیم اخیر این بوده که میزان توجه دستگاه های ذی ربط را نسبت به گردشگری افزایش دهیم و نقش و مشارکت آنها را بیشتر کنیم. خوشبختانه توجه به این مساله برای دولت در اولویت قرار دارد، چون رئیس جمهور بارها بر این نکته تاکید کرده و در دستگاه ها نیز این نگاه وجود دارد.

برای عملکرد بهتر این حوزه نیاز به بازنگری در قوانین نیز وجود دارد. این مشکل را چگونه حل می کنید؟

درست است. ما با قوانین و مقرراتی رو به رو هستیم که نیاز به بازنگری و به روز شدن دارند تا تحقق سند چشم انداز تسریع یابد، زیرا اگر این اتفاق نیفتد با وضع موجود و بروکراسی نمی توان انتظار کار خارق العاده داشت.

برای استفاده از سرمایه گذار خارجی برنامه ای دارید؟

سرمایه گذاری یکی از بخش هایی است که در این صنعت دیده شده تا در افق 1404 به این اهداف برسیم، اما بیش از 10 سال است که سرمایه گذاری خارجی به معنای واقعی در کشور انجام نشده است. باید منتظر ماند تا فضای روابط خارجی به سمت ثبات بیشتر و رفع مشکلات برود. البته با حفظ حقوق مردم و تاکید بر سیاست های نظام می توانیم از سرمایه گذاری خارجی استفاده کنیم و جهش قابل توجهی در بحث زیرساخت ها داشته باشیم و به اهداف نزدیک تر شویم.

سیاست های گردشگری سازمان از نگاه شما چگونه است؟

سیاست ما گردشگری تخصصی است نه انبوه، زیرا با تنوعی از جاذبه ها و محصول در کشور روبه رو هستیم و به همین دلیل باید شرایطی به وجود بیاوریم که گرایش و علاقه های مختلف جذب شود.

با توجه به تفاهمنامه لوزان و نامناسب بودن زیرساخت های کشور آیا برای افزایش گردشگران خارجی و ارائه خدمات به آنها آمادگی لازم را داریم، زیرا آسیب دیدن صنعت گردشگری کشور قابل پیش بینی است.

با این نظر شما موافقم که باید برای هر وضعی تدبیر درست داشته باشیم، زیرا ممکن است خلاف این پیش بینی نیز اتفاق بیفتد. بحث گردشگری در این سال ها هیچ وقت از اعتبار ساقط نبوده است، اما به دلیل رویکردهای اخیر در بخش بین المللی اکنون مردم دنیا شاهد آمادگی و مشارکت بین المللی ایران در حل مسائل جهانی هستند. این ماجرا روی گردشگری کشور از سال 92 تاکنون تاثیر مثبتی گذاشته تا آنجا که برخی نشریات خارجی سال 2015 را موج سفر به ایران لقب داده اند.

برخی کارشناسان حوزه گردشگری شرایط کشورمان را با میانمار مقایسه کرده و تاکید می کنند ضعف زیرساخت ها می تواند منجر به آسیب دیدن صنعت گردشگری کشور شود.

باید یادآور شد ما به هیچ وجه با میانمار قابل مقایسه نیستیم. چون فضای فکری و ذهنی جامعه ایرانی با کشورهای دیگر قابل مقایسه نیست.

اما واقعیت اینجاست که هتل های4 و 5 ستاره کشور ظرفیت پذیرایی از گردشگران بیشتر را ندارند.

درست است هتل ها رزرو شده اند و تقاضا برای سفر به کشورمان بالاست، اما مساله دیگری نیز در این بین وجود دارد به همین دلیل نگرانی از شرایط بعد از توافقات و حرکت گردشگر به ایران نباید وجود داشته باشد، برخی اشتباه می کنند و تقاضا برای ورود گردشگر به کشور را سونامی می نامند، اما سونامی تخریب می کند ما باید این ماجرا را به عنوان رشد فزاینده شور و اشتیاق سفر به ایران معرفی کرده و مطمئن باشیم برای مدیریت آن، تدابیر انجام می شود.

می توانید بگویید کمبود هتل ها را چگونه جبران می کنید؟

سال پیش که هنوز محدودیت منابع داشتیم بیش از 471 واحد تاسیسات گردشگری به حجم دارایی های کشور اضافه شد و هتل های زیادی افتتاح کردیم. برنامه ما این است که با تزریق منابع بتوانیم سالانه 25 تا 30 هتل مختلف را در اشل های مختلف کامل کنیم. علاوه بر این طرح های نیمه تمام زیادی وجود دارد که باید آنها را وارد زنجیره خدمات گردشگری کنیم. این کار باید در زمان بندی مشخصی انجام شود. فکرهای دیگری هم وجود دارد که باید آنها را جایگزین کنیم مانند استفاده از ظرفیت دولتی، زیرا بومی گردی دارد جا می افتد. نباید فراموش کرد گردشگر به معنای واقعی هیچ وقت علاقه ای به هتل 5 ستاره ندارد.

اما گردشگر های کلاسیک به این نکته توجه می کنند.

برای این افراد جا به اندازه کافی وجود دارد، اما علاقه گردشگران داخلی و خارجی برای زندگی در محیط بومی خیلی بیشتر از هتل است. در واقع اگر به آنها حق انتخاب بدهید هتل های 5 ستاره را انتخاب نمی کنند، چون حدود 70 درصد گردشگر های اروپایی تمایل دارند به جاهای جدید بروند و تجربه های جدیدی داشته باشند.

طرح ارتقای امنیت گردشگران به کجا رسید؟

این طرح در برگیرنده یک سری وظایف، تعیین حدود و جهت گیری دستگاه های مختلف است که در حوزه گردشگری اثرگذار، فعال و مسئولیت دارند؛ از سازمان میراث فرهنگی گرفته تا راه و شهرسازی، نیروی انتظامی، دستگاه ها ی امنیتی و نظارتی. در واقع این طرح مشخص می کند این سازمان ها چگونه می توانند با همگرایی، همکاری و هم افزایی مسیر امنیت گردشگر را ارتقا دهند و بهتر کنند. برای این طرح آیین نامه ای تنظیم شده و در شورای امنیت کشور به عنوان مرجع عالی امور داخلی کشور تصویب شده است. دبیر نیز سازمان میراث فرهنگی است وکمیسیون نظارت هم دارد.

اگر گردشگر خارجی مهمان شما باشد، او را به دیدن کدام مناطق کشور می برید یا نمی برید؟

با توجه به این که محل زندگی مهمانم چه شرایط و جاذبه هایی دارد و او به چه مناطقی علاقه مند است دراین باره تصمیم می گیرم ، زیرا برای گردشگر اروپایی، شمال ایران جذابیت ندارد. گردشگر اروپایی شیفته کویر ماست، بنابراین باید کویر را به استانداردی برسانیم که به توسعه پایدار و امنیت پایدار کویر کمک کند، چون 25 درصد از خاک کشور را کویر تشکیل می دهد . گردشگر عرب را نیز به طبیعت گردی می برم. اگر گردشگر مذهبی باشد نیز او را به شهرهای مذهبی مانند مشهد خواهم برد.

مهدی آیینی 

ببر سیبری در قرنطینه پوسید

ببر سفیدی که از آلمان به ایران آورده شده سرانجام در محلی مناسب‌تر از انبار گمرک قرنطینه شد تا پس از انجام آزمایش‌های لازم از سوی سازمان دامپزشکی مجوز ورود به باغ وحش ارم را پیدا کند.

به گفته مدیرعامل مجموعه ارم به احتمال زیاد تا 2 هفته آینده ببرسفید به قفسی که برای آن در باغ وحش در نظر گرفته شده منتقل خواهد شد و بازدید کنندگان از نزدیک می توانند این گربه سان زیبا را ببینند.

هرچند با پیگیری های جام جم قرار است ببر سفید تا چند روز دیگر زندگی اش را در باغ وحش ارم پی بگیرد، اما دراین میان نباید فراموش کرد که شرایط برای یک قلاده ببر سیبری که حدود 5 سال از قرنطینه شدن اش می گذرد هر لحظه بدتر می شود، زمانی که برای تهیه گزارش از محل جدید ببر سفید به مجموعه ارم رفتیم سری نیز به محل قرنطینه ببر سیبری زدیم؛ گربه سان بزرگی که به اتهام ابتلا به مشمشه در اتاقکی نامناسب در مجموعه ارم نگهداری می شود، اما تاکنون مسئولان برای پیدا کردن محل مناسبی برای قرنطینه او یا تکرار دوباره آزمایش های لازم قدم موثری برنداشته اند.

ایرج جهانگیر، مدیر عامل مجموعه ارم درباره شرایط ببر سیبری به جام جم می گوید: این ببرماده به سازمان حفاظت محیط زیست تعلق دارد، اما حدود 5 سال است که در اتاقکی قرنطینه شده است.

ماجرای قرنطینه شدن ماده ببرسیبری که الیسا نام دارد به چند سال پیش و زمانی برمی گردد که مسئولان تصمیم گرفتند 2 قلاده پلنگ را با 2 قلاده ببر سیبری روسیه مبادله کنند. نکته اینجاست که پلنگ های ایرانی اکنون در روسیه صحیح و سالم به زندگی خود ادامه می دهند، اما ببر سیبری نر به دلیل بیماری مشمشه تلف شد و جفت اش نیز این روزها بلاتکلیف در محل نامناسبی قرنطینه شده است.

جهانگیر درباره محل قرنطینه شدن ماده ببرسیبری توضیح می دهد: این گربه سان اکنون در محوطه ای که قرار بود پارک آبی در آن ساخته شود، نگهداری شده و مانع پیشرفت این پروژه نیز شده است.

زندانی فراموش شده

ماده ببر سیبری را می توان زندانی فراموش شده نامید، زیرا هرچند اتاقک جای کافی برای پذیرایی از او را دارد، اما نور آفتاب به میزان کافی به او نرسیده و گرمای محل نیز این ببر را آزار می دهد.

آقای پناهی فر که مسئول نگهداری از این گربه سان است به جام جم می گوید: از دیدن شرایط ببر هر روز غصه می خورم چون هر روز ناله های آن را می شونم، ببر سیبری نسبت به چند سال گذشته عصبی شده و استرس زیادی را تحمل می کند.این درحالی است که براساس آخرین تصمیم گیری ها، سازمان حفاظت محیط زیست باید محل جدید و مناسبی را برای نگهداری از این ماده ببر مشخص می کرد، اما تاکنون این محل را مشخص نکرده است.

هومن ملوک پور، جراح دامپزشک و عضو تیم درمانی سابق ببر سیبری نیز درباره شرایط قرنطینه ببر به جام جم می گوید: معمولا ببر باید در فضایی قرار بگیرد که 8 برابر بدن حیوان فضا داشته باشد تا امکان تحرک از این گربه سان گرفته نشود، افزون بر این نور کافی نیز باید به این حیوان برسد.

این درحالی است که باید تاکید کرد محل ببرهای سیبری باید خنک بوده و آب کافی نیز در محل نگهداری او وجود داشته باشد تا حیوان بتواند با آبتنی دمای بدن خود را کاهش دهد. نکته اینجاست که هیچ کدام از این دو عامل در محل قرنطینه فعلی ببر وجود ندارد.

 

مجید خرازیان مقدم، مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست نیز در این باره به جام جم می گوید: سازمان باید محلی را مشخص کند که مورد تائید وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی باشد.

وی ادامه می دهد: به این شکل وقتی این محل از سوی سازمان دامپزشکی تائید شد، شرایط انتقال و نگهداری در محل قرنطینه نیز باید به شکل کتبی مشخص شود تا بتوانیم ببرسیبری را به محل قرنطینه جدید منتقل کنیم.

مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست تصریح می کند: هنوز هیچ مکانی به عنوان محل قرنطینه جدید مشخص نشده است، مشکل اینجاست که شرایطی را که سازمان دامپزشکی و وزارت بهداشت در نظر دارند، نمی توان در هر محلی فراهم کرد.

خرازیان مقدم یادآور می شود: از نظر وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی ببر هنوز بیمار یا مشکوک به بیماری است. به همین دلیل زمانی که ببر به محل مناسبی منتقل شد هر 6 ماه یکبار از آن نمونه گیری خواهد شد و چنانچه ببر سالم بود با او مانند گونه های سالم برخورد خواهد شد، اما چنانچه نتیجه آزمایش ها مثبت بود حیوان همچنان در قرنطینه به زندگی خود ادامه می دهد. نکته اینجاست که بحث معدوم کردن حیوان منتفی است و نباید معدوم شود.

مشمشه درمان می شود

مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست درباره این که چرا در این مدت فقط یکبار از ببرسیبری آزمایش به عمل آمده، تصریح می کند: محیط زیست درخواست نمونه گیری مجدد کرده، اما این کار در اختیار سازمان دامپزشکی است.

عضو تیم درمانی سابق ببر سیبری ادامه می دهد: بیماری مشمشه در گوشتخواران قابل درمان است، چند سال پیش نیز که این اتفاق افتاد ما حتی این موضوع را در فراکسیون محیط زیست مجلس مطرح کردیم، اما اراده ای برای پیگیری این مساله وجود نداشت بنابراین اکنون باید هر چه زودتر از ببر نمونه گیری خون و بزاق به عمل بیاید تا براساس آن درمان ببر شروع شود.

وی درباره این که چرا سازمان دامپزشکی تمایلی به انجام آزمایش های جدید ندارد، عنوان می کند: تصور می کنم به دلیل جنجالی که این اتفاق ایجاد کرد و سبب مرگ شیرهای باغ وحش ارم شد، آنها تمایل ندارند دوباره این بحث مطرح شود.

ملوک پور تصریح می کند: سری قبل که این تست ها را از ببر سیبری گرفتیم، هزینه ای بابت آنها نگرفتیم، زیرا انجام آزمایش ها به هزینه و تخصص زیادی احتیاج ندارد.

تلاش های جام جم برای گفت وگو با مسئولان سازمان دامپزشکی بی نتیجه ماند، اما به گزارش مهر مدتی قبل داریوش جهان پیما، مدیر کل دفتر مدیریت بیماری های دامی سازمان دامپزشکی درباره دلایل این سازمان برای تکرار نکردن آزمایش ها از ببر سیبری گفته بود خونگیری از این ببر نیازمند شرایط ویژه ای است و باید بر اساس اصول علمی انجام شود که در شرایط فعلی ببر سیبری در باغ وحش تهران این امر میسر نیست.

 

این درحالی است که باید تاکید کرد سازمان دامپزشکی، سازمان حفاظت محیط زیست و باغ وحش ارم آن طور که باید و شاید برای حفظ حقوق حیوانات با یکدیگر همکاری نمی کنند، زیرا اگر غیر از این بود ماده ببر سیبری برای مدت 5 سال در محل نامناسبی قرنطینه نمی شد یا ببرسفید به دلیل ناهماهنگی بین این 3 نهاد 4 روز در گمرک فرودگاه گرفتار نمی شد.

نکته اینجاست که مسئولان فراموش کرده اند مسائل بین دستگاهی نباید سبب ضایع شدن حقوق حیوانات شود.

روزهای سیاه ببر سفید

بلاتکلیف، شرح حال ببر سفیدی است که جمعه گذشته از آلمان وارد کشور شده و با این‌که 4 شب از ورودش به ایران می‌گذرد، هنوز در انبار گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) پنجه بر میله‌های قفس کوچکش می‌کشد.

آن طور که از شواهد بر می آید حداقل ها نیز برای تغذیه و نگهداری از آن رعایت نمی شود. مسئولان محیط زیست دلیل گیرافتادن ببر سفید در گمرک را صادر نشدن گواهی سلامت از سوی سازمان دامپزشکی اعلام و تاکید می کنند مسئولان باغ وحش ارم قبل از گرفتن مجوزهای لازم اقدام به وارد کردن این ببر کرده اند. نکته اینجاست که ناهماهنگی از سوی هر سازمانی که اتفاق افتاده باشد قابل توجیه نیست، زیرا این بار اول نیست که چنین ندانم کاری هایی سبب آسیب به گونه های جانوری می شود.

قفس کوچک ببر سفید در گوشه یکی از انبارهای گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) جاخوش کرده؛ جایی در کنار کارتن اشیایی که علامت هشدار حمل با احتیاط روی آنها به چشم می خورد، قفسی که پذیرای ببر سفید است مساحتش از 3 متر فراتر نمی رود به همین دلیل ببر حتی نمی تواند در آن بچرخد و بیشتر ساعات روز بی حوصله به میله هایی که رو به رویش کشیده شده، نگاه می کند. برای رفع تشنگی این گربه سان بزرگ ظرف آب جلویش گذاشته و هراز گاهی از روی دلسوزی کارمندان گمرک مقداری گوشت برایش می گذارند، گوشت هایی که بقایایشان به میله های قفس چسبیده و فضای قفس را کثیف تر کرده، امروز پنجمین روزی است که ببر سفید در قفسی نامناسب زندانی است.

آن طور که سازمان حفاظت محیط زیست ادعا می کند ببرسفید قربانی عجله مسئولان باغ وحش ارم شده، زیرا آنها با این تصور که می توانند مجوزهای لازم را بلافاصله دریافت کنند، اقدام به وارد کردن ببر سفید کرده اند، امیرحسین داداشی، رئیس اداره ساماندهی و هماهنگی امور مناطق سازمان محیط زیست دراین باره به جام جم می گوید: این ببر در قرنطینه فرودگاه امام نگهداری می شود و مسئولان باغ وحش ارم نیز ادعا می کنند برای نگهداری از آن همه تلاش خود را انجام می دهند.

وی درباره مشکلی که برای این ببر پیش آمده توضیح می دهد: سازمان دامپزشکی باید گواهی سلامت این گونه را صادر کند تا سازمان محیط زیست نیز براساس آن برای ببر سفید مجوز ورود به کشور ارائه دهد. این درحالی است که تمام واکنش سازمان حفاظت محیط زیست به تخلف باغ وحش در نامه ای خلاصه شده که این سازمان برای باغ وحش ارسال کرده و از آنها خواسته علت این اتفاق را توضیح دهند.

پیگیری خبرنگار جام جم از سازمان دامپزشکی نیزنشان می دهد این ببر بدون مجوزهای لازم بهداشتی وارد فرودگاه امام خمینی(ره) شده است.

روابط عمومی سازمان دامپزشکی با تائید این ماجرا در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: واردکننده این ببر مدارکی را به سازمان دامپزشکی ارائه کرده و اکنون درحال بررسی آن هستیم. افزون براین سازمان دامپزشکی دراین باره از کشور آلمان استعلام کرده و منتظر پاسخ است تا پس از بررسی آنها اجازه قرنطینه ببر را صادرکند. نکته اینجاست که اگر نظر سازمان دامپزشکی جلب نشود، آنها این گربه سان را به کشور مبدا برمی گردانند.

ببر سفید، ببر حساس

هوشنگ ضیایی، استاد دانشگاه و کارشناس حیات وحش با تاکید بر این که ببر سفید از حساسیت بیشتری نسبت به دیگر ببرها برخوردار است، به جام جم می گوید: مسئولان باید برای خارج شدن این ببر از فضای نامناسب انبارفرودگاه نهایت تلاش خود را انجام دهند، زیرا احتمال تلف شدن این گونه وجود دارد.

وی ادامه می دهد: رنگ این ببر به دلیل بیماری ژنتیکی سفید است؛ مانند انسان هایی که به آنها زال می گویند.

ببر سفید ظهر جمعه گذشته وارد فرودگاه امام خمینی(ره) شده و تاکنون برای خارج شدن او ازاین شرایط تلاش موثری انجام نشده است، یکی از مسئولان گمرک در گفت وگو با جام جم تصریح می کند: نماینده باغ وحش تاکنون نتوانسته مجوز لازم را از سازمان دامپزشکی تهیه کند.

این درحالی است که مسئولان گمرک به باغ وحش پیشنهاد کرده اند قبول مسئولیت کرده و قفس پلمب شده ببر را به باغ وحش منتقل کنند تا این گربه سان آسیب بیشتری نبیند، اما به نظر می رسد بدون مجوز دامپزشکی چنین تصمیمی نیز قابلیت اجرایی ندارد.

به گفته یکی از کارکنان گمرک شرایط تغذیه و نگهداری از ببرسفید مناسب نیست و چنانچه انتقال آن به سرعت انجام نشود احتمال تلف شدن ببر وجود دارد.

یکی دیگر از کارکنان گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) به جام جم توضیح می دهد: گونه های جانوری زیادی مانند دلفین، شیردریایی و اسب از طریق گمرک وارد کشور می شود، اما چون واردکننده های آنها از قبل مقدمات کار را انجام داده اند، گونه های جانوری حتی یک روز نیز در گمرک نگهداری نمی شوند.

به گفته یکی از کارمندان گمرک، ماموری که از سوی باغ وحش برای ترخیص ببر سفید تلاش می کند، ادعا کرده سازمان دامپزشکی در این میان خطا کرده و سبب طولانی شدن پروسه ترخیص شده،آن طور که این شخص گفته سازمان دامپزشکی باید یک میکروچیپ که اطلاعات ببر در آن ذخیره شده را روی بدن حیوان نصب کند، اما درآماده کردن این میکروچیپ اشتباهی رخ داده است.

این درحالی است که درباره مبدا سفر ببر سفید به کشور نیز اطلاعات متناقضی ارائه شده است برای نمونه برخی می گویند این حیوان از بنگلادش به آلمان و از این کشور به ایران فرستاده شده، اما سازمان حفاظت محیط زیست مسیر انتقال این گونه را آمریکای جنوبی، آلمان و ایران اعلام کرده است.

سابقه تیره نقل و انتقال حیوانات در کشور

این بار اولی نیست که گونه های جانوری که به کشورمان وارد می شوند، آسیب می بینند. برای نمونه می توان به ابتلای ببرهای سیبری به بیماری مشمشه اشاره کرد که سبب تلف شدن ببر سیبری نر و 14 قلاده از شیرهای باغ وحش ارم شد.

این درحالی است که ببر سیبری ماده نیز حدود 4 سال است که در قرنطینه سازمان دامپزشکی نگهداری می شود و اطلاعات زیادی از آن در دست نیست، به این موارد باید مرگ ببر بنگال به دلیل خفگی در آب و ببر دیگری اشاره کرد که پس از ماه ها زندگی در قرنطینه سرانجام براساس حکم دادگاه از قرنطینه خارج و به باغی در حومه تهران فرستاده شد.

این درحالی است که تلاش های خبرنگار جام جم برای گفت وگو با مدیر باغ وحش ارم به نتیجه نرسید، اما روابط عمومی باغ وحش ارم به نقل از مدیر این مجموعه به جام جم می گوید: اکنون در مرحله ای نیستیم که بخواهیم کسی را مقصر اعلام کنیم، بلکه باید دست به دست هم بدهیم این گونه را سریع تر از شرایط نامناسبی که دارد، خارج کنیم. مدیر این باغ وحش مدتی قبل درباره واردکردن این ببر به فارس گفته بود؛ اتفاقات گذشته را نباید مانعی برای اقدامات فعلی تلقی کرد.

اما باید تاکید کرد با ناهماهنگی ایجاد شده به نظر می رسد باید منتظر اتفاقات ناگواردیگری نیز در باغ وحش های کشور بود،زیرا چنانچه سازمان حفاظت محیط زیست و دامپزشکی در گذشته برخورد های جدی تری در دفاع از حقوق حیوانات انجام می دادند، اکنون ببر سفید چنین شرایطی نداشت.

نامه فعالان محیط زیست به بنیاد مستضعفان

فعالان محیط زیست فروردین امسال در نامه ای خطاب به بنیاد مستضعفان، خواستار ممانعت از ورود یک قلاده ببر سفید و 2 قلاده شیر آسیایی به باغ وحش تهران شده بودند.

در این نامه که به امضای 1300 نفر از اعضای کارگروه ساماندهی باغ های وحش رسید، آمده بود: نظر به سرنوشت نافرجام گربه سانان در باغ وحش تهران از قبیل مرگ ببر نر سیبری بر اثر تغذیه از گوشت الاغ آلوده به مشمشه در سال 89، سوزاندن 14 قلاده شیر آفریقایی در حالت نیمه بیهوش به دلیل احتمال ابتلا به مشمشه در سال 89، حبس انفرادی ببر ماده سیبری در قرنطینه ای نامناسب از سال 89 تا امروز به دلیل احتمال ابتلا به مشمشه، خفه شدن یک قلاده ببر مبتلا به صرع در حوضچه آب بر اثر نبود نظارت در سال 92، بلاتکلیفی یک قلاده ببر بنگال به مدت 8 ماه در قرنطینه سازمان دامپزشکی به دلیل انصراف باغ وحش تهران از نگهداری آن در سال 93 و نهایتا فاش شدن تکثیر بی رویه و کشتار گوزن های اروپایی در سال 93، آینده روشنی در باغ وحش تهران انتظار این 3 گربه سان را نخواهد کشید.

در پایان این نامه خواسته شده بود نسبت به ورود ببر سفید، شیر آسیایی و گونه های غیربومی به باغ وحش تهران تجدید نظر شود.

مهدی آیینی

جنگل تنها مانده است

فقط 8 درصد از سطح کشور را جنگل پوشانده، اما برای نگهداری از این ثروت ناچیز اراده‌ای قوی وجود ندارد، به همین دلیل روند تخریب جنگل‌های کشور نه‌تنها متوقف نشده، بلکه به نظر می‌رسد سرعت بیشتری نیز گرفته است، گواه این ادعا، از دست رفتن حدود یک میلیون هکتار از جنگل‌های زاگرس و 40 هزار هکتار از شمشادهای شمال کشور در چند سال اخیر است.افزون بر این براساس اعلام سازمان جنگل ها از سال 1334 تا 1386 سالانه حدود 3000 هکتار از جنگل های کشور تخریب شده است. این در حالی است که با رسیدن فصل های داغ سال نیز باید شاهد شعله کشیدن آتش در جنگل های کشور بود، براساس آمار آتش سوزی جنگل های کشور در برخی ماه های سال گذشته نسبت به سال 92 افزایش 50 درصدی داشته است. امسال نیز با توجه به بهبود پیدا نکردن شرایط باید منتظر انتشار خبرهای ناگواری در این حوزه بود. نکته اینجاست که در سایه نبود مدیریت کارا مشکلاتی که دامن جنگل های کشور را گرفته آن طور که باید و شاید تاکنون حل نشده است. در این گفت و گو دکتر «هادی کیادلیری»، رئیس دانشکده منابع طبیعی علوم و تحقیقات تهران و رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور از مسائلی که سبب بحرانی شدن وضع جنگل های ایران شده، سخن می گوید.

چرا درباره وسعت جنگل های کشور آمار متناقضی ارائه می شود و آیا می توان به طور دقیق گفت وسعت جنگل های کشورمان چقدر است؟

یکی از دلایل ارائه آمار متناقض از جنگل های کشور تعاریف متفاوتی است که از جنگل در کشورمان می شود، این در حالی است که فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) تعریف دیگری از جنگل دارد. به زبان ساده اگر بخواهیم جنگل را از قول فائو تعریف کنیم باید بگوییم نیم هکتار زمین که درصد تاج پوشش درختان آن به سطح زمین بیش از 10 درصد باشد جنگل نامیده می شود.

سازمان جنگل های کشور چه تعریفی از جنگل دارد؟

براساس تعریف سازمان جنگل ها میزان تاج پوشش درختان باید 5 درصد باشد.

با این تعریف وسعت جنگل های کشور چقدر است؟

حدود 14 میلیون و 300 هزار هکتار.

تعریف سازمان فائو چه؟

با تعریف این سازمان وسعت جنگل های کشورمان به حدود نصف آمار ارائه شده می رسد، زیرا 12.5 درصد از جنگل های کشور در گروه جنگل های انبوه قرار می گیرند، مانند جنگل های شمال کشور و ارسباران، حدود 25 درصد نیز در گروه جنگل های نیمه انبوه طبقه بندی می شود، افزون بر این حدود 56 درصد نیز جنگل تنک در کشور وجود دارد، مانند جنگل های زاگرس. این در حالی است که حدود 25 هزار هکتار نیز جنگل مانگرو در کشور داریم؛ جنگل هایی که هرچند سطح قابل ملاحظه ای ندارد، اما از اهمیت خاصی برخوردار است.

این تعریف های متفاوت چه آسیبی به منابع طبیعی کشور می زند؟

هرچند تعریف کشورمان نیز از جنگل درست است، اما بدی آن، این است که فکر می کنیم جنگل زیادی داریم و ممکن است در نگهداری آنها غفلت کنیم، علاوه بر این نمی توان طرح های مناسبی نیز برای نگهداری جنگل های کشور ارائه کرد.

سرانه جنگل برای هر ایرانی چقدر است؟

سرانه جهانی جنگل به شکل میانگین حدود شش دهم هکتار برای هر شخص است، اما در کشور ما این آمار به کمتر از دو دهم می رسد. نباید فراموش کرد که حدود 8 درصد از سطح کشور را جنگل پوشش می دهد، باید یادآور شد کشورهایی که حدود 25 درصد از مساحت کشورشان را جنگل پوشش می دهد، شرایط بحرانی دارند.

جنگل های کشور از زمان تشکیل سازمان جنگل ها چه شرایطی را طی کرده است؟

اگر بخواهیم تقسیم بندی کلی تری داشته باشیم، می توان گفت مثلا اگر ما از سال 1300 مدیریت را شروع کرده باشیم در 45 سال اول مدیریت غیرعلمی و سنتی بوده است، چون بهره برداری هایی صورت گرفته، اما به دلیل این که جمعیت کم بوده و وابستگی زیادی به منابع طبیعی وجود نداشته، تخریب خود را کمتر نشان داده است. بعد از تشکیل سازمان جنگل ها و مطرح شدن طرح های جنگلداری نیز به سمت کار عملی رفتیم. درواقع رشد جمعیت، افزایش استانداردهای زندگی و فشاری که به منابع و اکوسیستم آورده ایم، نمود بیشتری به تخریب ها داده هرچند علمی کار کرده ایم.

اما به نظر می رسد روش های علمی نیز موفق نبوده است.

حق باشماست باید اعتراف کرد که از روش های درستی بهره نبرده ایم، زیرا ما از کشورهای اروپایی الگوبرداری کردیم، کشورهایی که ساختار جنگل هایشان با کشور ما همخوانی ندارد. از این گذشته این روش ها با شرایط زیست محیطی و اجتماعی ما نیز تناسب ندارد، زیرا زندگی مردم ما سنتی و با آن در تضاد است. علاوه بر این آنها جنگل های همسان داشتند، اما ساختارهای جنگل های شمال کشور ما باستانی و کوهستانی است. باید یادآور شد شاخص پایداری برای آنها تولید چوب بود، اما شاخص برای ما باید حفظ قدمت جنگل ها در نظر گرفته می شد.

اما رئیس سازمان جنگل ها می گوید سطح جنگل های کشور افزایش یافته، به نظر شما این ادعا چقدر صحت دارد؟

این مساله را خود ایشان باید پاسخ بدهند، چون با محاسبه ای ساده، می توان به واقعیت پی برد و برای این کار باید آمار جنگلکاری سازمان جنگل ها را با روند تخریب جنگل های کشور مقایسه کرد، برای نمونه در چند سال اخیر یک میلیون هکتار از جنگل های زاگرس و 40 هزار هکتار از شمشادهای شمال کشور تخریب شده، علاوه بر این براساس اعلام خود سازمان جنگل ها از سال 1334 تا 1386 نیز هر سال حدود 3000 هکتار جنگل کشور از بین رفته است.

علاوه بر این مسئولان ادعا می کنند با جنگلکاری روند تخریب ها را کنترل کرده اند.

متاسفانه مسئولان این واقعیت را تاکنون جدی نگرفته اند که جنگل زیستگاهی است که طی میلیون ها سال ایجاد شده، به همین دلیل این روزها برای ساخت سد شفارود قصد دارند چند هکتار از جنگل های گیلان را تخریب کنند و در برابر اعتراض ها می گویند قرار است تخریب را با درختکاری جبران می کنند. مقایسه جنگل با درخت، کاری کاملا اشتباه است. باید تاکید کرد با درختکاری حتی نمی توان مقدار چوبی را که از دست می رود، جبران کرد، زیرا در بحث درختکاری نهال کاشته می شود و در هر هکتار دو مترمکعب چوب داریم، اما در جنگل های شمال کشور موجودی چوب 400 مترمکعب است، بنابراین در برابر تخریب هر هکتار جنگل باید 200 هکتار جنگلکاری کرد تا فقط زیان از دست رفتن چوب را جبران کرد.

قرار بود برای کاهش فشار بر جنگل های شمال کشور طرح تنفس جنگل اجرایی شود، این طرح چگونه اجرا می شود؟

ما باید به سمت توقف کامل بهره برداری از جنگل های شمال برویم، اگر تنفس به این معنا باشد که می خواهیم 10 سال دیگر دوباره بهره برداری را شروع کنیم، اشتباه است، زیرا 200 سال فرصت نیاز است تا جنگل های کشور به شرایط پیش از تخریب بازگردد. جنگل های شمال کشور توان تولید چوب را ندارد.

مصوبه ای 10 بندی که در راستای کاهش بهره برداری از جنگل ها تصویب شد، بدرستی اجرا می شود؟

سازمان جنگل ها باید این مصوبه را اجرا کند، اما ضعف هایی دارد، زیرا براساس آن فقط از درختان افتاده، آفت زده و خشک شده بهره برداری می شود و باید تاکید کرد هر درخت خشکی درخت بیمار نیست، چون برخی از آنها زیستگاه بوده و جامعه خرد محسوب می شود. برای بهبود شرایط باید همه مواد این مصوبه اجرا شود، زیرا برای توقف کامل بهره برداری باید چوب مورد نیاز کشور را به شکل دیگری تامین کنیم یا هزینه نظارت که از طریق بهره برداری از جنگل تامین می شد، نیز از سوی دولت در نظر گرفته شود، بنابراین اجرای یک بند از این مصوبه نمی تواند به نتیجه مطلوب منجر شود. اکنون از درختان خشک و آفت زده بهره برداری می کنند، اما این طرح دوام نیاورده و شکست می خورد. بنابراین بهتر است دولت بودجه مناسبی برای توقف کامل بهره برداری از جنگل در نظر بگیرد.

چرا تا به حال بهره برداری از جنگل های شمال متوقف نشده است؟

در سازمان جنگل ها مسئولان به دلایلی که خودشان می دانند با این کار مخالفت می کنند، البته آنها اشتباه می کنند، زیرا جنگل ها از لحاظ سطح و چوب کاهش زیادی داشته است.

سالانه چقدر از جنگل های شمال کشور بهره برداری می شود؟

براساس آمار سال گذشته حدود 600 هزار مترمکعب چوب برداشت شده، اما این آمار باید بررسی شود، زیرا میزان مصرف چوب در کشورمان حدود 5 تا 7 میلیون مترمعکب در سال برآورد می شود، این در حالی است که یک میلیون مترمکعب واردات داریم و حدود یک میلیون مترمکعب نیز از طریق زراعت چوب تامین می شود، بنابراین باید پرسید بقیه چوب مصرفی کشور از کجا تامین می شود.

ضعف اصلی سازمان جنگل ها را چه می دانید؟

مسئولان این سازمان باید در همه بخش ها اطلاعات خود را به روز کنند، در بخش هایی مانند اجرا، تحقیقات، آموزش و نظارت، زیرا در بخش تحقیقات اکنون تحقیقات کاربردی نیست و باید به پژوهش های کاربردی و اجرایی پرداخت نه طرح های فانتزی. بخش آموزش نیز باید هدفمند شده و فعالیت هایش با نیازهای کشور مطابقت داشته باشد.

سازمان محیط زیست برای حفظ جنگل های کشور به وظایف خود به درستی عمل می کند؟

بخش نظارت سازمان محیط زیست نیز باید بهتر عمل کند. برای نمونه آنها باید بگویند کجای جنگل های کشور را ارزیابی کرده یا با کدام شاخص و معیار از تخریب یا بهبود شرایط صحبت می کنند، زیرا تا زمانی که مردم آتش سوزی یا تخریب را اعلام نکنند، این سازمان ها نیز چیزی نمی گویند، این در حالی است که این سازمان ها باید پیش بینی های لازم را انجام بدهند، زیرا سازمان جنگل ها با کمبود نیرو رو به روست، برای نمونه برای هر 52 هزار هکتار یک نیروی حفاظتی در اختیار دارد.

سازمان جنگل ها خودش نمی خواهد یا در دولت برای رفع کمبودهای این سازمان اراده جدی وجود ندارد؟

باید گفت جنگل های کشور جدی گرفته نشده اند، زیرا سازمان جنگل ها باید در حد وزارتخانه باشد تا بتواند به مشکلات این حوزه رسیدگی کند، اما اکنون این سازمان به عنوان زیرمجموعه بخشی به نام کشاورزی فعالیت می کند، بخشی که خود عامل تخریب جنگل های کشور است.

اما این سازمان از بدنه کارشناسی خوبی برخوردار است.

نکته اینجاست که انتخاب مدیرکل های این سازمان در شهرستان ها با نظر جهاد کشاورزی انجام می شود، بنابراین این سازمان باید خود را باور کرده و جایگاه ساختاری اش ارتقا پیدا کند، چون سازمان جنگل ها با این جثه توانایی تنه به تنه شدن با سازمان های دیگر و نمایندگان مجلس را ندارد.

این روزها برخی نمایندگان مجلس از ادغام سازمان جنگل ها و سازمان حفاظت محیط زیست دم می زنند، نظر شما در این باره چیست؟

حفاظت محیط زیست سازمانی نظارتی است، اما سازمان جنگل ها دستگاهی اجرایی است، بنابراین یک سازمان نظارتی نمی تواند کار اجرایی انجام دهد یا برعکس. سازمان جنگل ها باید ارتقا پیدا کرده و به وزارتخانه تبدیل شود، محیط زیست نیز باید به شکل مستقل روی منابع طبیعی کشور نظارت کند. به نظر ادغام این دو سازمان اشتباه است، زیرا هیچ مجموعه ای خود را زیر سوال نمی برد.

چرا سازمان جنگل ها برای حفظ منابع طبیعی کشور تنها مانده و دیگر سازمان ها دغدغه محیط زیست کشور را ندارند؟

تمام ارگان ها باید برای حفظ محیط زیست کشور وارد عمل شوند، زیرا کم کاری های آنها به منابع طبیعی کشور آسیب می زند، برای نمونه اشتغالزایی، وظیفه سازمان جنگل ها یا محیط زیست نیست و باید وزارت کار پاسخگوی آن باشد، زیرا بیکاری جنگل نشینان سبب شده آنها برای کسب درآمد دست به تخریب جنگل بزنند.

برنامه های سازمان جنگل ها برای خروج دام از جنگل های کشور به کجا رسید؟

برنامه هایی در این باره اجرا شده، اما کارساز نبوده است به همین دلیل اکنون آمار دام در زاگرس سه برابر بیش از ظرفیت این منطقه است، در سال های گذشته نیز اعتبار خروج دام بشدت کاهش یافته و باید یادآور شد روش هایی که برای تحقق این هدف به کار گرفته شده درست نبوده برای نمونه به دامدارها در قبال خروج دام مالکیت زمین ارائه می شد به همین دلیل عده ای برای گرفتن زمین به سمت دامداری رفتند، درواقع با این طرح بسیاری از مردم را تشویق به دامداری کردند.

برخلاف تلاش سازمان جنگل ها برای مدیریت جنگل از سوی مردم چرا این مساله تاکنون محقق نشده است؟

هدف از مشارکت مردم به این معنا نیست که چه شخصی از جنگل بهره برداری کند، بلکه هدف باید حفظ و احیای جنگل باشد، اکنون مشکل ما این است که مردم آموزش های لازم را ندیده و اطلاعات مناسبی نیز در اختیار ندارند. برای نمونه مدتی قبل به دلیل کمبود نیرو به نیروهای محلی پیشنهاد کردیم در ازای روزی 30 هزار تومان به ما کمک کنند تا آتش سوزی جنگل را مهار کنیم، اما متاسفانه این کار سبب شد برخی برای به دست آوردن درآمد خودشان جنگل را آتش بزنند. بنابراین باید گفت برای ارتقای فرهنگ و آموزش مردم بدرستی کار نکرده ایم در واقع آموزش و ترویج ما در این حوزه بسیار ضعیف است.

سازمان جنگل ها آمار درستی از سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه جنگل ندارد و از پتانسیل این نهاد ها نیز بدرستی استفاده نمی کند. برای جبران این بی توجهی چه باید کرد؟

اکنون تعداد سازمان های مردم نهاد علمی حدود 10 انجمن است، اما باید پرسید چقدر از این انجمن ها نظرخواهی می شود، هرچند این نهاد ها هزینه ای در قبال خدمات خود طلب نمی کنند، اما اصلا به کار گرفته نمی شوند.

مهدی آیینی 

ساماندهی راهنمایان گردشگری در پیچ‌ و خم پاستور

راهنمایان کارنابلد را می‌توان یکی از ضعف‌های صنعت گردشگری کشور دانست،اما دست روی دست گذاشتن برای آموزش و توانمند شدن آنها مشکل جدی‌تری است که اکنون در گرو تصویب آیین‌نامه راهنمایان گردشگری است که از دی ماه گذشته در کمیسیون اجتماعی دولت مطرح شده، اما تاکنون تصویب نشده است.براساس این آیین نامه قرار است نکاتی مانند آموزش، بازآموزی و قراردادهای کاری راهنمایان مورد بازنگری قرار گیرد، این درحالی است که برخی از راهنمایان گردشگری براین باورند که آموزش، مشکل آنها نیست بلکه نبود اعتبار برای برگزاری دوره های عملی سبب شده نیمی از راهنمایان گردشگری کشور به دلیل بی تجربه بودن جذب بازار کار نشوند.

حدود40 سال پیش بود که اولین آیین نامه مربوط به فعالیت راهنمایان گردشگری در کشور تصویب شد به همین دلیل اواخر سال گذشته این آیین نامه مورد بازنگری قرار گرفت تا ایرادهایش برطرف شود؛ برای نمونه در این آیین نامه، راهنما به شکل عام تعریف شده،ولی با تخصصی شدن شاخه های گردشگری باید تعریف های تازه ای در آن گنجانده شود، افزون بر این دوره های آموزشی و بازآموزی برای راهنمایان گردشگری بین المللی، داخلی و بخش های تخصصی مانند سلامت نیز باید متفاوت باشد تا بتوان به پیشرفت صنعت گردشگری کشور امیدوار بود.

«مرتضی رحمانی موحد»، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دراین باره به جام جم می گوید: بازآموزی راهنمایان در اولویت برنامه ریزی ما قرار دارد، اصلاح آیین نامه راهنمایان اکنون در کمیسیون اجتماعی دولت در دست بررسی است و براساس آن راهنمایان برای استمرار فعالیت خود باید در دوره های بازآموزی شرکت کنند.

بنابراین با تصویب این آیین نامه، راهنمایان گردشگری باید در دوره های بازآموزی شرکت کنند و چنانچه نتوانند نمره قبولی را کسب کنند مجوز فعالیت شان تمدید نخواهد شد.

به گفته رحمانی موحد، این نکته در آیین نامه راهنمایان گردشگری گنجانده شده و دولت آن را تصویب خواهد کرد.

وی با تاکید بر این که آموزش راهنمایان برای سازمان میراث فرهنگی مهم است، ادامه می دهد: راهنمایان حلقه بسیار مهم و تاثیرگذار چرخه صنعت گردشگری هستند، به همین دلیل در جهت حفظ و تامین حقوق صنفی آنها قدم برمی داریم تا راهنمایان گردشگری نیز بتوانند در قبال خدماتی که ارائه می دهند از بیمه و سایر مزایا برخوردار شوند.

«ولی تیموری»، مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری نیز به جام جم می گوید: اواخر دی سال گذشته این آیین نامه از سوی ریاست سازمان میراث فرهنگی امضا و به هیات دولت فرستاده شد، اما هنوز در کمیسیون اجتماعی دولت نهایی نشده است.

وی درباره جزییات این آیین نامه می افزاید: درباره جزییات دوره های بازآموزی بعد از تصویب آیین نامه از سوی هیات دولت تصمیم گیری خواهد شد، اما براساس تصمیم گیری ها در حوزه آموزش راهنماها بازنگری صورت می گیرد به این شکل که بعد از صدور مجوز شخص در سال اول باید در دوره های بازآموزی شرکت کند، اما پس از آن هر سه سال یک بار دوره بازآموزی برای راهنمایان برگزار خواهد شد.

تیموری اضافه می کند: کمیسیونی مشترک از نماینده راهنمایان و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بعد از تصویب این آیین نامه سه ماه فرصت دارند که جزییات آن را مشخص کنند. البته بجز بحث بازآموزی دراین آیین نامه بحث روابط کاری راهنمایان با دفاتر مسافرتی، قراردادهای کاری، تعریف شغل و بیمه نیز گنجانده شده است.

آموزش باید عملی باشد

این در حالی است که عده ای از راهنمایان گردشگری بر این باورند که بهتر است مسئولان با تخصیص دادن اعتبار مقدمات آموزش عملی راهنمایان را آماده کنند، زیرا تامین نشدن چنین اعتبارهایی سبب شده بسیاری از راهنمایان تجربه همراهی گردشگران را نداشته باشند و به همین دلیل تاکنون نتوانسته اند جذب بازار کار این صنعت شوند.

عباس پیرمرادیان، رئیس هیات مدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی با بیان این که بازآموزی راهنمایان گردشگری تاکنون اجرایی نشده، به جام جم می گوید: بازآموزی در هر رشته ای قابل طرح است، اما نکته اینجاست که تعداد زیادی از راهنمایان کارت و مجوز دارند، ولی تاکنون گردشگران را همراهی نکرده اند. به نظرم اولویت سازمان باید رفع این مشکل باشد.

حدود 7000 راهنمای گردشگری در کشور وجود دارد که اقدام به گرفتن مجوز و کارت شناسایی کرده اند، اما فقط حدود هزار نفر از آنها فعالند، بنابراین آموزش این افراد باید به گونه ای باشد که آژانس داران به راهنمایان کم تجربه نیز اعتماد کنند. افزون بر این نباید فراموش کرد که بازار گردشگری کشور اکنون با کمبود راهنمای کاربلد روبه روست، به همین دلیل مسئولان باید بستر را به شکلی مهیا کنند که راهنمایان برای به روز کردن اطلاعات و افزایش توانایی خود در برابر طرح هایی مانند بازآموزی جبهه نگیرند.

پیرمرادیان تاکید می کند: راهنمایان گردشگری بدون آموزش و دوره مجوز نگرفته اند، بنابراین اولویت مسئولان باید وارد کردن راهنمایان به بازار کار باشد.

نکته اینجاست که آموزش عملی راهنمایان امری هزینه بر است، به همین دلیل تاکنون از سوی مسئولان جدی گرفته نشده است.

لزوم به روز بودن راهنمایان

رئیس هیات مدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی توضیح می دهد: باید اعتبار لازم به آموزش راهنماها اختصاص پیدا کند تا بتوانیم آنها را در گروه های کوچک، مانند گردشگران به نقاط مختلف کشور برده و نکات لازم را عملی به آنها آموزش دهیم؛ مشکل اینجاست که اعتبار این سفرهای آموزشی تامین نمی شود.

ناصر رضایی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی نیز با اشاره به این که به نظر می رسد دوره های بازآموزی 30 ساعته باشد، در گفت و گو با جام جم می افزاید: برای آموزش بهتر راهنمایان محتوای برخی دروس با یکدیگر ادغام شده و قسمت هایی اضافه یا حذف شده است، نکته اینجاست که راهنمایان گردشگری نیز باید در جریان علم روز قرار گرفته تا بتوانند نقش خود را در توسعه صنعت گردشگری بهتر ایفا کنند.

وی می افزاید: البته آموزش های خاص نیز پیش بینی شده که براساس آن افراد باید با توجه به تخصص خود در دوره های عملی شرکت کنند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی با اشاره به این که برخی افراد فقط به دلیل این که بگویند راهنمای تور هستند، اقدام به گرفتن کارت کرده اند، تصریح می کند: نکته اینجاست که شخصی که کارت راهنمای گردشگری می گیرد باید متعهد بوده و به شاخص هایی مانند به روز کردن اطلاعات، آموزش زبان گردشگر، مسائل اجتماعی و نحوه برقراری ارتباط توجه کند.به گفته رضایی، در این حوزه باید سختگیری هایی صورت بگیرد تا افرادی که واقعا به گردشگری علاقه مند هستند، جذب آن شوند.

وی با بیان این که فعالیت عملی راهنمایان گردشگری در آموزش بهتر آنها نقش دارد، عنوان می کند: البته پایه های تئوری نیز باید تقویت و به روز شود تا راهنمایان گردشگری راحت تر جذب بازار کار شوند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی با تاکید بر این که نباید در برابر تغییر مقاومت کرد، ادامه می دهد: برای توسعه گردشگری باید در تمامی زمینه ها بازآموزی صورت گرفته و اطلاعات به روز شود.

این درحالی است که باید تاکید کرد در شرایطی صنعت گردشگری کشور با کمبود راهنمای کاربلد روبه روست و با توجه به این که آمار گردشگران ورودی به کشورمان در حال افزایش است، مسئولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری باید پیگیر تصویب شدن این آیین نامه باشند، زیرا چنانچه روند رسیدگی به این موضوع طولانی شود، نمی توان به تاثیر مثبت آن در بازار گردشگری کشور امیدوار بود.

مهدی آیینی 

بالا