آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : هنرمند

بایگانی/آرشیو برچسب ها : هنرمند

اشتراک به خبردهی

شعارهای محیط نیستی‌‌‌!

دولت محیط‌زیستی، ورزشکاران محیط‌زیستی، هنرمندان محیط زیستی و … این روزها خیلی‌ها برای حفظ محیط زیست گریبان چاک می‌دهند، اما شرایط محیط زیست نسبت به گذشته بهتر نمی‌شود؛ سطح جنگل آب می‌رود، انقراض به گونه‌های جانوری نزدیک‌تر می‌شود و منابع آب و خاک آلوده‌تر از گذشته ندانم‌کاری انسان را به تصویر می‌کشد.

بخشی از این زوال را می‌توان به پای تغییر اقلیم نوشت، اما مقصران اصلی دیگری را نیز باید در جایگاه متهمان نشاند، افرادی که سنگ محیط زیست را به سینه می‌زنند، اما فقط تا زمانی که پز محیط زیستی بودن برایشان محبوبیت، شهرت یا درآمد به همراه داشته باشد.

چنین افرادی همه جا هستند، از جمع هنرمندان و ورزشکاران بگیرید تا وزیران و نمایندگان مجلس و حتی خبرنگاران، به همین دلیل به نظر می‌رسد آنچه شرایط محیط زیست را بحرانی‌تر از گذشته کرده تب محیط زیستی بودن است که خیلی‌ها به پزش بسنده کرده‌اند.

‌برای نمونه دولت هرچند اولین مصوبه‌اش را به نام دریاچه ارومیه رسانه‌ای کرد، اما‌ شرایط کنونی دریاچه از این حکایت دارد که با شعار، نمی‌توان زخم‌های محیط زیست را مرهم گذاشت.

به همین خاطر به نظر می‌رسد قرار نیست از اشتباهات گذشته‌ای که در کشور اتفاق افتاده عبرت گرفته شود، چراکه‌ مسائلی مانند سوء‌مدیریت منابع آب‌ و انتصاب مدیرانی که از محیط زیست هیچ نمی‌دانند، هنوز ادامه دارد، مثلا در مناطقی از جنگل دستور ساخت سد صادر می‌شود که احتمال آلودگی منابع آب بالاست و هزینه آن قتل‌عام صدها درخت است.‌

شاید با مرگ رودخانه‌ها عطش برخی مدیران برای سدسازی کمتر شده باشد، اما آنها بر سوء مدیریت منابع آب پافشاری می‌کنند، چراکه این روزها‌ افراط در طرح‌های انتقال آب تهدیدی جدی است که خطرش‌ کمتر از افراط در
سدسازی نیست.

این بی‌توجهی دامان منابع طبیعی کشور را نیز گرفته، شاید دولت از اجرای طرح تنفس جنگل به عنوان یکی از اقدامات محیط‌زیستی‌اش یاد می‌کند، اما به‌کارگیری برخی مدیران کارنابلد در سازمان جنگل‌ها و خطر گسترش بی‌برنامه گردشگری در جنگل کمتر از قلع و قمع جنگل نیست. برای نمونه می‌توان به ساخت تله‌کابین در جنگل‌های الیمستان اشاره کرد که به گفته برخی فعالان زیست‌محیطی این منطقه حدود ۶٫۵ هکتار جنگل برای آن قربانی می‌شود.

در واقع ماشین توسعه ناپایداری که در جنگل‌های شمال روشن شده است اگر خیلی زود متوقف نشود، سرنوشت جنگل‌های زاگرس را برای جنگل‌های هیرکانی تکرار می‌کند.

علاوه بر این تفاوت شعارهای زیست محیطی برخی مدیران با عملکردشان راه را برای سوء‌استفاده برخی افراد هموارتر می‌کند به همین خاطر ‌تازمانی که دولت در مقام عمل ثابت نکند محیط زیست برایش مهم است، آشفته‌بازار محیط زیست کشور برای فرصت‌طلبان حکم آب گل‌آلود‌ را دارد.

مهدی آیینی

رسانه اي شدن پرونده ها به گذشت منجر نمي شود

آيا وارد شدن هنرمندان به پرونده هاي قصاص مي تواند تاثير مثبتي داشته باشد؟

واقعيت اينجاست که در پرونده هاي قصاص آنچه اين روزها کمتر به آن توجه مي شود، شرايط خانواده هايي است که عزيزشان را از دست داده اند.
چنين خانواده هايي به اندازه کافي با بحران رو به رو هستند به همين دليل بايد گفت موجي که در جامعه براي رضايت گرفتن از آنها ايجاد مي شود، مي تواند زندگي آنها را بيش از پيش دچار چالش کند.
براي نمونه در تعدادي از پرونده ها که پاي هنرمندان نيز به آنها باز شد يا وکلاخيالي جز نجات موکل خود داشتند، عرصه بر خانواده قرباني آنچنان تنگ شد که آنها به کمتر از قصاص راضي نشدند.
حسن تردست، قاضي بازنشسته و وکيل در اين باره به جام جم مي گويد: براي نمونه در پرونده «ريحانه جباري» زمينه براي گرفتن رضايت آماده بود، اما برخي وکلاکه مي خواستند پناهندگي بگيرند، اين پرونده را دستاويزي براي رسيدن به هدف خود قرار دادند. آنها به دروغ متوسل شدند و خيلي جو سازي کردند.
وي ادامه مي دهد: بعضي مواقع دخالت اشخاصي مانند هنرمندان يا سياسي و رسانه اي کردن پرونده براي گذشت آثار منفي بر جاي مي گذارد براي نمونه مي توان به پرونده «بهنود شجاعي» نيز اشاره کرد که زمينه هايي براي رضايت دادن اولياي دم فراهم شده بود، اما متاسفانه با سياسي کردن مساله و ورود برخي هنرمندان مسير پرونده تغيير کرد. تردست عنوان مي کند: در اين پرونده برخي هنرمندان براي جمع آوري ديه آگهي عمومي دادند تا به اولياي دم ديه بدهند، اما اولياي دم موضع منفي گرفتند. شايد اگر اين مداخلات نبود و ماجراي گذشت رسانه اي نمي شد، اولياي دم رضايت مي دادند.
به گفته قاضي تردست، در نتيجه سوء رفتار غلطي که انجام شد اولياي دم بر حق خود پافشاري کردند تا آنجا که کفن پوش به دادگاه آمدند و تقاضاي اجراي حکم کردند.
اين درحالي است که خيلي از پرونده ها حکم قصاص داشته، اما چون رسانه اي نشده خانواده اولياي دم خيلي راحت تر با موضوع کنار آمده و از حق خود و اجراي حکم قصاص گذشته اند. وي اظهار مي کند: هنرمندان سوء نيت ندارند، آنها در پرونده هايي که موضوع ديه و پرداخت خسارت مطرح است، مي توانند خوب عمل کنند، اما در پرونده هايي که قتل عمدي است و انسان بي گناهي کشته شده، اين حاشيه سازي ها مي تواند تاثير منفي داشته باشد. نکته اينجاست که هنرمنداني که به چنين پرونده هايي وارد مي شوند نبايد ماجرا را رسانه اي کنند، چون برخي مي خواهند خود را مطرح کنند.
اين درحالي است که بايد تاکيد کرد اولياي دم نيز بستگاني دارند و اين حاشيه سازي ها براي آنها گران تمام مي شود. تردست يادآور مي شود: براي نمونه در پرونده بهنود شجاعي اولياي دم مي گفتند در روزنامه ها منتشر شده که دارند براي ما پول جمع مي کنند، اقوام ما مي گويند داريم خون بچه خود را گدايي مي کنيم. در پرونده بهنود شجاعي، تردست قاضي نبود، اما در مرحله اجراي حکم ادعا شد رضايت به دست آمده؛ به همين دليل اجراي احکام از شعبه صادر کننده راي کسب تکليف کرد، اما چون قاضي پرونده آن روز نبود قاضي تردست تصدي شعبه را داشت و براي جواب دادن به اجراي احکام پرونده را مطالعه کرد و مشخص شد رضايتي حاصل نشده است.
قاضي تردست ادامه مي دهد: در اين مدتي که من در دستگاه قضا مشغول به کار بوده ام، پرونده هايي که ساده و به دور از هياهو بوده بهتر توانسته رضايت بگيرد. به نظرم پرونده شهلاجاهد نيز اگر رسانه اي نمي شد مي توانست رضايت بگيرد. تردست درباره تاثير منفي اجراي حکم اعدام نيز بيان مي کند: مي گويند در برخي کشورها که مجازات اعدام برداشته شده جرايم کم شده است .به نظر من اين دروغ بزرگي است، زيرا به دلايل ديگر در اين کشورها جرايم قتل کاهش پيدا کرده است در واقع آنها مشکلاتي مانند بيکاري و مواد مخدر را برطرف کرده اند.

    اولياي دم دل خوشي از مداخله هنرمندان ندارند
قاضي علي جمشيدي، بازپرس شعبه سوم ويژه قتل دادسراي جنايي، قاضي اجراي احکام اعدام و قصاص دادگاه کيفري استان تهران نيز دراين باره عنوان مي کند: هنرمندان و بازيگران آدم هاي باشخصيتي هستند، اما زماني که پرونده اي روند عادي خود را طي مي کند، وارد شدن اين افراد سبب ناراحت شدن خانواده اولياي دم مي شود، زيرا آنها تصور مي کنند آنها از يک راه غيرقانوني براي جلب رضايت اقدام مي کنند؛ براي نمونه، پرونده شهلاجاهد، بهنود شجاعي و ريحانه جباري که هنرمندان تاثير منفي داشته اند.
جمشيدي با بيان اين که به نظروي رسانه اي شدن پرونده ميل اولياي دم به رضايت را کم مي کند، مي گويد: پرونده شهلاجاهد اگر رسانه اي نمي شد، امکان داشت به قصاص منجر نشود، زيرا برخي از مسائلي که در پرونده وجود داشت و خانواده اولياي دم تمايلي به فاش شدن آن نداشتند، با وارد شدن هنرمندان همه چيز رسانه اي شد.
بازپرس شعبه سوم ويژه قتل دادسراي جنايي عنوان مي کند: براي گرفتن رضايت بايد از راه منطقي وارد شد، زيرا زماني که پرونده به شعبه اجراي احکام ارجاع مي شود، يعني حکم صادر شده و قاضي اجراي احکام مکلف است آن را اجرا کند، اينجا ديگر جاي دفاعي باقي نمي ماند که متهم بيايد بگويد به چه دليلي مقتول را کشته است. در اين شرايط اولياي دم بايد کوتاه آمده و نبايد ريز پرونده را دوباره مطرح کنند، چون خانواده اولياي دم چنين برداشت مي کنند که آنها سعي دارند خود را بحق معرفي کنند.

بالا