آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : بیماری

بایگانی/آرشیو برچسب ها : بیماری

اشتراک به خبردهی

شبیخون آفات به جنگل

‌در گفت‌وگو با مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی ‌بررسی شد

تغییر اقلیم وخشکسالی برای جنگل‌های کشور شمشیرش را از روبسته است. افزایش دمای کم‌سابقه نیز شرایط را برای گسترش آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور فراهم می‌کند. اما آتش‌سوزی تنها تهدیدی نیست که با افزایش دمای هوا قلب جنگل را نشانه می‌گیرد. در این بین کارشناسان معتقدند تغییرات دمایی در کنار تغییرات کاربری اراضی جنگلی‌ نیز زمینه را برای طغیان بیماری و آفات به وجود می‌آورد. در گفت‌وگوی پیش‌رو این مسائل را با مهرداد اکبریان، مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی، مراتع و آبخیزداری کشور در میان گذاشته‌ایم. او معتقد است که زنگ خطر طغیان آفات و بیماری در جنگل‌‌های کشور مدت‌هاست به صدا درآمده و شرایط هر روز ناگوارتر می‌شود.


چند درصد از مساحت جنگل‌های کشور گرفتار آفات و بیماری است و چرا آمارهای متفاوتی در این خصوص مطرح‌می‌شود؟
عدد عرصه‌های آلوده به آفات با عدد عرصه‌هایی که شرایط بحرانی دارند متفاوت است؛ یعنی باید توجه داشت که برخی آفات و بیماری‌ها به خودی خود مضر نیستند و جزو تنوع زیستی محسوب می‌شوند. به عبارت دیگر، وقتی جمعیت موجوداتی مانند پروانه و لاروها از حد زیان عبور می‌کند، شرایط طغیان آفات ایجاد می‌شود. برای نمونه، تشی (جوجه‌تیغی) را در بسیاری از مناطق جنگلی داریم، اما وقتی تعداد آنها در یک منطقه افزایش می‌یابد و به درختان آسیب جدی می‌زنند، دیگر به چشم آفت به آنها نگاه می‌شود. به این ترتیب، از ۳۱شهریور ۱۴۰۳ تا به امروز، ۹۴۰هزار و ۷۹۳هکتار از جنگل‌ها، مراتع و بیابان‌های کشور دچار آلودگی است که ۴۷۸هزار و ۵۸هکتاراز این اراضی آلوده در مناطق جنگلی قرار دارد و در این میان، ۱۸۰هزار و ۴۰ هکتار از عرصه‌های جنگلی کشور در شرایط بحرانی طغیان آفات قرار دارد.

چند نوع آفت و بیماری اکنون جنگل‌های کشور را به‌صورت جدی تهدید می‌کند؟
۲۸ نوع آفت در جنگل‌های کشور تا به امروز مهم بوده‌اند. البته تعداد آفات و بیماری‌های شناسایی‌شده در جنگل‌ها خیلی بیشتر است. سه آفت جوانه‌خوار بلوط، برگ‌خوار سفید بلوط و لورانتوس (گیاه نیمه‌انگلی) به‌ترتیب بیشترین طغیان را‌داشته‌اند.

معیار شما برای بحرانی نامیدن شرایط یک آفت در جنگل‌چیست؟
 چنانچه ۴۰درصد از یک پایه در جنگل آلوده شود و ۵۰درصد از این پایه آلوده نیز در یک عرصه وجود داشته باشد، شرایط بحرانی است. مثلا یک هکتار جنگل را در نظر بگیرید. در این یک هکتار صد درخت وجود دارد.اگر از این تعداد،۵۰ درخت تا ۴۰درصد به بالا آلوده شود، شرایط بحرانی شده‌ است.

اما به نظر می‌رسد درخصوص برخی گونه‌ها ما از شرایط بحرانی نیز عبور کرده‌ایم. برای نمونه، ۴۰میلیون اصله درخت شمشاد ما نابود شد. چنین شرایطی چه تعریفی دارد؟
 در موضوع شمشاد، ما با یک آفت نوظهور مواجه بودیم. درواقع، طغیان آفات و بیماری را به‌طور همزمان داشتیم. در این میان باید توجه داشت وقتی میزان تاب‌آوری در یک عرصه به دلایلی مانند تفرج بی‌برنامه، بهره‌برداری بیش از حد، تغییرات اقلیمی و برداشت آب‌های زیرزمینی پایین می‌آید، با کوچک‌ترین آفت، درختان از بین می‌روند.

آیا اکنون در محیط طبیعی کشور گونه شمشاد را داریم؟
 در محیط طبیعی مساحت اندکی از شمشاد سالم تا کمی آلوده باقی مانده است. در باغ بذر فریدون‌کنار تولید نهال از پایه مقاوم انجام و به‌عنوان ذخیره نگهداری می‌شود. ضمنا در نیروگاه بهشهر هم مقدار کمی شمشاد دست‌نخورده و سالم موجود است.

اعدادی که شما از اراضی آلوده به آ‌فات و بیماری ارائه می‌دهید با خبرهایی که در این حوزه منتشر شده همخوانی ندارد. برای نمونه، گونه شمشاد را از دست داده‌ایم و در کنار آن گفته می‌شود که دومیلیون هکتار از جنگل‌های زاگرس گرفتار بیماری زغالی بلوط شده است.
 باید در نظر داشت که اعداد و ارقام آفات و بیماری‌ها تجمعی نیستند. مثلا اگر عدد مربوط به مناطق آلوده را هرسال با هم جمع کنیم، از مساحت کشور هم بیشتر می‌شود. علاوه‌براین، آفت موجود زنده است و تحت تأثیر شرایط جوی یا اقدامات مقابله‌ای به حالت تعادل می‌رسد.

مسأله اینجاست که وقتی اقدامات انجام‌شده سازمان منابع طبیعی را با میزان تخریب‌های اتفاق‌افتاده مقایسه می‌کنیم، به نظر نمی‌رسد شرایط بهتر شده باشد. مثلا ساخت‌وساز و کشاورزی در اراضی جنگلی نیز به شکل غیرمستقیم به فراهم‌شدن شرایط برای بروز آفات منجر‌می‌شود.
درست است، این مسائل نیز تاب‌آوری جنگل را کاهش می‌دهد. ساخت‌وساز، چرای دام، کشاورزی زیراشکوب در زاگرس بیداد می‌کند. وقتی کشاورزان از سم استفاده می‌کنند، شکارگران طبیعی آفات را از بین می‌برند.

وقتی این مسائل کاهش پیدا نکرده، چطور می‌توان گفت میزان اراضی جنگلی آلوده کاهش پیدا کرده است؟
 در سازمان منابع طبیعی برای مقابله با آفات یک‌سری اقدامات کنترلی انجام می‌دهیم. برای کنترل آفات، ما نمی‌توانیم از هر ترکیبی استفاده کنیم. ترکیبات ما بیولوژیک و اثر آن بطئی است، مثلا دو سال آینده خودش را نشان می‌دهد.

سازمان منابع طبیعی برای مبارزه با آفات و بیماری‌های جنگل چه برنامه‌های دیگری دارد؟
 کمیته گیاه‌پزشکی در سازمان منابع طبیعی فعال است که از نمایندگان مؤسسه‌های تحقیقات، دانشگاه، مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، سازمان حفاظت محیط‌زیست تشکیل شده است. این کمیته بر مدیریت آفات و بیماری‌ها در عرصه‌های منابع طبیعی نظارت می‌کند. به این ترتیب، برای انتخاب شیوه مبارزه با آفات، این کمیته تشکیل جلسه می‌دهد و پس از تهیه دستورالعمل مشخص، آن را ابلاغ می‌کند.

برای مبارزه با آفات از چه ترکیب‌هایی بیشتر استفاده‌می‌کنید؟
 در منابع طبیعی نمی‌توان از هر ترکیبی استفاده کرد. برای مثال، جهت مبارزه با پروانه‌ها مثل جوانه‌خوار بلوط، از یک ترکیب بیولوژیک استفاده می‌کنیم که برای منابع آب و خاک هیچ ضرری ندارد. جالب است بدانید ما جزو سه کشور تولیدکننده ترکیب در منطقه هستیم. علاوه‌براین، به‌صورت پایلوت نیز مبارزه تلفیقی را دنبال می‌کنیم. این درحالی‌است که سامانه جامع اطلاعات رقومی آفات و بیماری‌ها نیز در حال ایجاد است و از طریق این سامانه و با استفاده از هوش‌مصنوعی، روندیابی آفات و بیماری‌ها قابل آنالیز خواهد بود و به این شکل می‌توان در پیش‌بینی طغیان آفات و بیماری‌ها عملکرد بهتری داشت.

انتقاد دیگری که به سازمان منابع طبیعی می‌شود این است که برای مقابله با آفات و بیماری‌ها به پیشگیری نمی‌پردازد.
 باید توجه داشت که پیشگیری از آفات و بیماری‌ها مثل حریق نیست و کاملا متفاوت است. برای مثال، درخصوص جوانه‌خوار بلوط، پیشگیری باید بعد از مرحله لاروی و در دوره زمستان‌گذرانی انجام شود، اما شفیره‌های این آفت آن‌قدر ریز هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند. به‌این‌ترتیب، جمع‌آوری شفیره‌ها امکان‌پذیر نیست. درواقع، مبارزه با آفات پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

البته در این بین، بحث تأمین به‌موقع اعتبارات هم مهم‌است.
این‌که اعتبارات ما با حجم اقداماتی که باید انجام شود همخوانی ندارد، موضوع دیگری است. اما بحث پایش و روندیابی که به پیشگیری و یا کنترل به‌موقع آفات منجر می‌شود مهم است. سازوکار پیشگیری در کنترل بسیاری از گونه‌های آفات پاسخگو نیست، اما کنترل آنها در زمان طلایی بسیار کارساز است. یعنی اگر ما اطلاع داشته باشیم و به‌موقع اقدام کنترلی انجام دهیم، در این حوزه می‌توانیم موفق عمل کنیم.

چه مسائلی سبب می‌شود که این زمان طلایی برای مبارزه با آفات را از دست بدهید؟
 مسائل مختلفی در این موضوع نقش دارند، مانند دیر اختصاص‌یافتن اعتبار، مناطق صعب‌العبور و درنهایت زمان‌بر شدن انتخاب پیمانکار.

در بحث پایش با چه مشکلاتی مواجه هستید؟
 درخصوص پایش و مانیتورینگ باید در نظر داشت که عرصه‌های تحت مدیریت سازمان بسیار وسیع است. برای نمونه، ما در هر استان یک گیاه‌پزشک در اختیار داریم. به‌همین‌دلیل، سازمان منابع طبیعی با ارائه آموزش به دیگر نیروهای سازمانی و مردم قصد دارد آنها را به دستیاران گیاه‌پزشکی سازمان تبدیل کند. به این شکل، آنها کوچک‌ترین مشکلات را به گیاه‌پزشک سازمان اطلاع خواهند داد.

اشاره کردید که کمیته‌های زیادی در بررسی آفات و بیماری‌ها نقش دارند. برآورد این کمیته‌ها از شرایط آفات و بیماری در جنگل چیست؟
اعلام خطر در این حوزه خیلی وقت است که انجام شده و هر سال هم جدی‌تر می‌شود.

سایر نهادها چگونه می‌توانند به حفظ جنگل‌های کشور کمک کنند؟
سازمان‌های زیادی نقش دارند. برای نمونه، سازمان برنامه و بودجه با تخصیص اعتبارات مناسب می‌تواند کمک کند. جهادکشاورزی در بحث کشاورزی زیراشکوب و چرای دام مؤثر است. وزارت صمت در بحث معدنکاوی در اراضی جنگلی تأثیرگذار است. وزارت نیرو برای تأمین حقابه‌ها می‌تواند به جنگل کمک کند. وزارت نفت نیز درخصوص سوخت‌رسانی به روستاییان و استخراج نفت براساس استانداردها می‌تواند در حفظ منابع طبیعی کمک‌کننده باشد.

 

 

مهدی آیینی

زاگرس، بلوط بلوط می‌میرد

   طغیان آفات و افزایش بیماری‌ حیات زاگرس را بیش از گذشته تهدید می‌کند

نام جنگل‌های بلوط با تولید زغال و بیماری گره خورده است. درختان بلوط زاگرس اگر خوش شانس باشند، بعد از خشک شدن تبدیل به زغال می‌شوند. در غیر این صورت، در حالی که هنوز سبزی برگ هایشان قابل مشاهده است، توسط افراد سودجو قطع شده و در کوره‌های زغال تبدیل به ماده‌ای سیاه برای قلیان و منقل کباب مردم می‌شوند.
این روزها گویی طبیعت هم به یاری طرفداران تولید زغال آمده، زیرا طغیان آفات و امراض، بشدت و با سرعت بیشتر زمینه خشک شدن درختان جنگل‌های بلوط غرب را فراهم کرده است. اگر تا دیروز نام این جنگل‌ها به‌دلیل بیماری خشکیدگی درختان بلوط و سوسک چوب‌خوار سر زبان‌ها می‌افتاد، هشت سالی است در فصل بهار همزمان با شروع زندگی در طبیعت، طغیان آفت جوانه خوار بلوط خبرساز می‌شود.
  گزارشگران سبز: بهار سالهای اخیر با صدای فریاد کمک خواهی مسئولان استانهای زاگرس نشین همراه بوده است. آفت جوانه خوار بلوط ابتدای فصل رویش به درختان حمله کرده و زمینه خشک شدن آنها را فراهم میکند. اگرچه مسئولان سازمان جنگلها میگویند محلول پاشیهای آنها امسال منجر به کنترل جمعیت آفت شده است، اما تداوم حمله آفات و امراض به جنگلهای زاگرس، بزودی این اکوسیستم را نابود میکند و بیابان جای جنگلهای بلوط غرب را خواهد گرفت.

جنگل بلوط غرب که به جنگلهای زاگرس معروف است، شش میلیون هکتار وسعت دارد. بیش از یکمیلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از جنگلهای زاگرس به دلیل عواملی همچون آفات و بیماری زوال بلوط، خشکسالی، گرد و غبار، آتشسوزی و چرای بیرویه دام دچار خشکیدگی شده است. شاید آفت جوانه خوار بلوط، جدیدترین نام افزوده شده به لیست مشکلات زاگرس باشد، اما قطعا آخرین آفت طغیان کرده در این جنگلها نیست. آفت پروانه جوانه خوار در استانهای کهگیلویه و بویراحمد، فارس، چهارمحال و بختیاری، لرستان، آذربایجانغربی، ایلام و دیگر استانهای حوزه زاگرس فعال است. شیوع این آفت از هشت سال پیش در جنگلهای بلوط زاگرس آغاز شده و بیشترین استانی که تحت تأثیر آن قرار گرفته کهگیلویه و بویراحمد است.

فریبرز غیبی، رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال سازمان جنگل‌ها، مراتع وآبخیزداری کشور در گفت‌وگو با جام‌جم، هجوم آفات ، امراض و حشرات به جنگل‌ها را از تبعات تغییر اقلیم می‌داند. به گفته او، این مساله نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا موضوعی حاد است و تمام کشورهای دنیا راهکارها و برنامه‌هایی برای مقابله با شرایط حمله آفات دارند. غیبی ادامه می‌دهد: در جنگل‌های غرب از سال ۸۷ بحث طغیان چوب‌خوار بلوط پیش آمد. آفت جوانه خوار بلوط و برگ‌خوار بلوط در سنوات قبل هم در آذربایجان غربی گزارش شده بود و بتدریج در سایر مناطق هم مشاهده شد.

آن طور که او می‌گوید امسال، با توجه به تغییر اقلیم، شرایط حادتر شده و آفت جوانه خوار بلوط در سه استان لرستان، چهار محال و آذربایجان غربی گزارش شده است.

به اعتقاد رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال، چون این آفت ابتدای فصل رویشی طغیان و قبل از ظهور برگ‌های جدید درختان فعالیت خود را آغاز می‌کند، برای تداوم حیات درختان کمی مشکل‌ساز می‌شود. این در حالی است که اگر آفت در تابستان طغیان می‌کرد، به‌دلیل قوی بودن درخت، مشکلی برایش ایجاد نمی‌شد.

کنترل جمعیت آفت

فعالیت آفت جوانه خوار بلوط از اواخر اسفند تا اواخر خرداد ادامه دارداین آفت اواخر فروردین با بیرون آمدن از تخم، برگ‌های درختان را می‌خورد و موجب از بین رفتن جوانه‌ها و بی‌برگی درختان می‌شود.
از آنجا که برگ‌ها کارخانه ساخت غذا برای درختان هستند، با حذف برگ، مواد غذایی در اختیار درخت قرار نمی‌گیرد و تداوم این فرآیند، منجر به مرگ درخت می‌شود.

ابتدای بهار درختانی که بتازگی از خواب زمستانی بیدار شده‌اند، اندوخته غذایی کافی برای مقابله با شوک ناشی از حذف برگ‌های جدید ندارندبه همین دلیل طغیان آفت ابتدای فصل رویش بیش از تابستان خسارت به بار می‌آورد.آن‌طور که رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال سازمان جنگل‌ها توضیح می‌دهد، سازمان جنگل‌ها برای مقابله با خسارت این آفت از محلول بیولوژیک B.T استفاده می‌کند و به گفته او این محلول جمعیت حشره را کنترل کرده است.

حمله به ۲۴۱هزار هکتار جنگل

بهمن افراسیابی، مدیر کل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور نیز در گفت‌وگو با جام‌جم درباره اقدامات این سازمان برای مقابله با آفت جوانه خوار بلوط عنوان می‌کند: هجوم این آفت به ۲۴۱هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس بوده استبه همین دلیل تمام مناطق آلوده را شناسایی و مناطق بحرانی را مشخص کردیم.

او ادامه می‌دهد: غیر از این که اعتبارات استانی در برخی استان‌ها برای مقابله با آفت هزینه شده است، یک میلیارد و۳۵۰ میلیون تومان اعتبارات ملی نیز به مقابله با هجوم این حشره به جنگل‌های زاگرس اختصاص یافت.

به گفته افراسیابی در فروردین، در برخی استان‌ها به‌صورت هوایی و در نقاط دیگر به‌صورت زمینی با محلول B.T که ماده‌ای بیولوژیک است، عملیات محلول پاشی انجام شد تا جمعیت آفت کنترل شودهمچنین با کارگذاری تله‌های فرمونی به‌منظور به دام انداختن حشرات نر، تلاش شده جمعیت آفت کاهش پیدا کند.

او ادامه می‌دهد: با توجه به اقدامات انجام شده، اکنون در بسیاری از نقاط، جوانه‌هایی که توسط لارو این آفت تغذیه شده بود مجدد سبز شده استدر بعضی مناطق هم که آفت در مرحله لاروی است، همچنان در حال اقدامات مناسب و مبارزه با آفت هستیم.

کنترل آفت، برنامه می‌خواهد

گویا محلول B.T یگانه نسخه سازمان جنگل‌ها برای مقابله با انواع آفات حمله کننده به جنگل استاین محلول اگر هم تاثیر مثبتی بر کنترل جمعیت حشرات داشته باشد، به دلیل این که محلولی گران قیمت است، سازمان جنگل‌ها قادر نیست برای محلول پاشی تمام سطوح آلوده اقدام به خرید محلول کند، در نتیجه اثر این محلول پاشی‌ها در جنگل مشهود نیست؛ چرا که از B.T برای کنترل آفت شب پره شمشاد هم استفاده شد، اما ۸۰ درصد ذخیره گاه‌های شمشاد در کمتر از دو سال از دست رفته است.

تعدادی از کارشناسان معتقدند محلول‌پاشی در جنگل به‌دلیل گسترده بودن فضای کار، اقدام مناسبی نیست و برای کنترل آفات باید در شیوه‌های مدیریتی خود بازنگری کرد تا مشخص شود چه عواملی منجر به تخریب اکوسیستم شده و مهاجرت شکارگران طبیعی را رقم زده است.

به این ترتیب باید آن عوامل را حذف کرد تا بار دیگر اکوسیستم توان خود را بازیابی کند و با سیستم خود تنظیمی، خسارات ناشی از طغیان آفات کاهش یابد.

فریبرز غیبی، رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال درباره دیگر راهکارهایی که می‌تواند خسارات ناشی از آفات را کاهش دهد، می‌گوید: باید برای مقابله با خسارات آفات برنامه‌ای کلی در معاونت حفاظت تدوین کنیم تا جنگل‌ها و مراتع کشور را دائم رصد کنیم و به محض طغیان آفت، وارد عمل شویم.

غیبی به همکاری‌های بین‌المللی ایران در زمینه مقابله با آفات در عرصه‌های طبیعی اشاره می‌کند و می‌افزاید: جوامع بین‌المللی نیز اعلام می‌کردند آفت جوانه خوار بلوط بجز ایران، در سایر کشورهای جهان هم گزارش شده استبه همین دلیل با همکاری این مجموعه‌ها به دنبال راهکارهای جدیدی هستیم.

آن طور که او می‌گوید نهادهای بین‌المللی می‌خواهند فکری برای کل منطقه بکنند.

برخی کارشناسان سرعت گرفتن تخریب جنگل‌های زاگرس را به نبود نیرو و اعتبار کافی در سازمان جنگل‌ها نسبت می‌دهند، اما نباید فراموش کرد در اندک نیروهای باقیمانده این سازمان نیز دیگر مانند گذشته تمایلی به حفظ منابع طبیعی دیده نمی‌شود و بخش زیادی از آنها پشت میزنشینی را به بررسی میدانی شرایط جنگل‌های کشور ترجیح می‌دهندنباید فراموش کرد سازمان جنگل‌ها با کمک جوامع محلی و استفاده از سازمان‌های مردم نهاد می‌تواند بخش زیادی از مشکلاتش را حل و فصل کند، به همین دلیل این سازمان باید رابطه نزدیک‌تری با سازمان‌های مردم‌نهاد برقرار کند و دست کم برای آموزش آنها وقت و اعتبار بگذارد.‌

این درحالی است که شرایط جنگل‌های کشورمان آن‌قدر بحرانی است که نباید برای حفاظت از آنها فرصت را از دست داد، زیرا جنگل‌های زاگرس آن‌قدر شکننده شده‌اند که دیگر تاب طغیان آفات را ندارندشرایط این اکوسیستم تحت تاثیر عوامل مختلف به مرحله بحران رسیده است؛ برای نمونه بندرت اثری از حیات وحش در جنگل‌های زاگرس گزارش می‌شود و نبود حیات وحش که بخشی از اکوسیستم است می‌تواند نشانه‌ای از مرگ تدریجی جنگل‌های زاگرس باشد.

لیلا مرگن

بالا