آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : آلبوم

بایگانی/آرشیو برچسب ها : آلبوم

اشتراک به خبردهی

نواي مكتبخانه با لهجه شيرين كرماني

«مکتبخانه» نام اثري است از مسعود نکوئي که توسط گروه کر «مهر وطن» به صورت کرال پولي فونيک اجرا و از سوي موسسه نسل مهر کرمان ارائه شده است. اجراکنندگان اين آلبوم مسعود نکوئي (آهنگساز و تنظيم کننده)، فريبا قنادي اسدي، جميله پولادي ها، مهدي قاسمي، محمدرضا صفي، هادي طاهري، مرتضي نکوئي و صالح شيخ بهايي هستند که با نام گروه مهر وطن، فعاليت هنري خود را از سال 1387 آغاز کرده و تاکنون در جشنواره هاي کرال در ايران و کره جنوبي مقام هايي به دست آورده اند.
هدف اصلي انتشار اين اثر ارائه ملودي هاي ناب نواحي جنوب شرقي ايران است که تاکنون به صورت ارکسترال عرضه نشده و بسياري از آنها حاصل تعامل فرهنگي سه استان کرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان است که در اين اثر خاص به تصوير کشيده شده تا دوباره به گوش مردم برسد.
قطعه اول اين اثر «مکتبخانه» نام دارد که بر گرفته از شيوه تحصيل در مکتبخانه هاي قديم است و سعي در تداعي فضاي واقعي اين مکان دارد. در اين قطعه به مواردي چون تنوع سن، جنس صدا، بازيگوشي و خلقيات شاگردان توجه شده است. به عنوان مثال صداي آلتو نقش کودک بازيگوشي را دارد که تکاليف خود را در خانه انجام نداده و هنگام تمرين تنوين ها ابتداي حرکات را ناقص و انتهاي آن را با صداي بلند مي خواند تا وانمود کند که درس را از بر است.
قطعه دوم اثر «لالايي» است؛ لالايي هاي کرمان از زمان هاي بسيار دور تا امروز باقي مانده اند، زيرا آنها برگرفته از شادي ها و غم هايي هستند که مادران براي فرزندانشان زمزمه مي کرده اند به همين دليل گاهي اين ملودي ها رنگ «کارآوا» را به خود مي گيرد. به اين شکل که مادران حين نگهداري از فرزندان کوچک خود کارهايي مانند قاليبافي و پته دوزي انجام مي داده اند و اين آواها را براي آرام کردن کودک به زبان مي آوردند.
قطعه سوم «يوسف گمگشته» و کاري متفاوت از دو قطعه قبل است، اين قطعه تنظيمي است براي پيانو، گروه کر و شعر حافظ که با شيوه اي نو آهنگسازي شده است. قطعه چهارم «م / کويرم / دارقالي / يشکي» نام دارد. اين قطعه حال و هواي دخترکي است که با دست هاي کوچکش صبح را با بافتن قالي به شب مي رساند و اين آواز در تار و پود قالي بافته مي شود. اين اثر به ياد کودکان قاليباف کرمان است، کودکاني که اميد، آرزو و گاهي غم و اندوه خود را در نقش هاي مشهور قالي کرمان با رنگ هاي خاصي به تصوير کشيده و شادابي و زيبايي دست، چشم و جانشان را پاي دارهاي قالي ريخته اند.

گلنوش ملايري/کارشناس موسيقي

روايت چرخه هستي در «بعد يازدهم»

«بعد يازدهم» قسمتي از يک پروژه سمفوني رومي است که چهار فصل را شامل مي شود و در آن چرخه هستي از ازل تا عدم به زبان موسيقي روايت شده و در انتهايي ناگفته به پايان مي رسد، البته اين پايان مي تواند نقطه اي براي شروعي جديد باشد؛ در واقع اين اثر حالات روحي، فکري و عرفاني حضرت مولانا را به تصوير کشيده است.
حافظ ناظري، آهنگساز اين اثر است و در اين آلبوم نوازندگي سه تار حافظ و پرکاشن کلاسيک را به عهده دارد. او در اين مجموعه که از سوي شرکت «سوني» روانه بازار شده دو فصل منتخب «بعد يازدهم» و «زندگي» را روانه بازار کرده است. افزون بر اين استاد شهرام ناظري خواننده اين اثر است. نوازندگان ديگر بعد يازدهم را نيز «پائول نئتوبائوئر»، «گلن ولز»، «گلن ولز»، «ذاکرحسين» و «گلن ولز» تشکيل مي دهند که به ترتيب نوازندگي سازهاي ويولا، ويولنسل، طبلاو پرکاشن را به عهده دارند. توليدکنندگان اين اثر نيز حافظ ناظري و ديويد فراست هستند.
بعد يازدهم، فصل اول اين اثر است که به صورت سوئيت (فرم موسيقي مربوط به دوران باروک که از چند موومان يا بخش تشکيل شده که هر يک با ويژگي خاص، اما با هماهنگي با بخش هاي ديگر اجرا مي شود) نوشته شده اين فصل همخواني زيادي با موسيقي قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادي دارد و از مدگردي هاي نامتعارف و هارموني هاي ديسونانت (نامطبوع) و گام هاي کروماتيک به موسيقي کلاسيک قرن بيستم نزديک مي شود. سوئيت فصل بعد يازدهم داراي هفت «موومان» (بخش کاملي از يک اثر بزرگ تر موسيقي) است که هفت مرحله يگانگي انسان (هفت شهر عشق) را با حقيقت هستي بيان مي کند. طلب، عشق، ادراک، رهايي، يگانگي، حيرت، عدم مطلق اين هفت مرحله را تشکيل مي دهند.
«طلب» مرحله اول است که با آواز شروع مي شود. در حقيقت آواز ايراني به شيوه اي نو همراه با تحريرهايي با سرعت بالاو بدون استفاده از لغت است که صرفا اجراي هجايي کششي است که روي موسيقي پس زمينه با هارموني ساده اي ارائه مي شود. در مرحله دوم که «عشق» نام دارد سه تار تکامل يافته حافظ نقش پررنگ تري پيدا مي کند و با همراهي ساز «طبلا» قطعه را در مقام هاي شرقي اجرا مي کنند که در ابتدا به نرمي و کم کم وارد ريتم هاي پيچيده شرقي مي شود تا بيانگر سردرگمي در عشق باشد. مرحله سوم يا «ادراک» ادامه دونوازي ستار و طبلااست و استفاده از مدگردي (تغيير مقام) در اين قسمت همراه با نت هاي تند بيشتر شنيده مي شود. مرحله رهايي نيز با گروه کر و بصورت چند صدايي شروع مي شود و کمي بعد چند افکت صوتي از پرکاشن هاي مختلف فضا را تغيير داده و سه تار به نرمي در آغاز با مقام هاي ايراني و بعد مدگردي در گام هاي غربي و گاهي «پنتاتونيک» طبلارا همراهي مي کند.
«يگانگي» مرحله پنجم است که با ريتم چهار ضربي همراه با آواز، گروه کر و استفاده دوباره از تحريرها همراه است که در واقع حالت سوال و جواب بين گروه کر، ارکستر و خواننده را به خود مي گيرد. در اين بين گاه خواننده در بافت گروه حل شده و گاه برعکس اين ماجرا اتفاق مي افتد.
«حيرت» مرحله ششم اين اثر است که برداشتي از مرحله اول است، اما کمي گسترده تر و با آرايش بيشتر اجرا مي شود. افزون بر اين، در اين مرحله تعامل بين خواننده و گروه کر نيز در آن بيشتر است و خواننده اشاره هايي به مقام ها و گوشه هاي ايراني دارد.
در مرحله پاياني که «عدم مطلق» نام دارد سه تار همراه با آواز کر جمله مرحله اول را گاهي با چند تغيير کوچک اجرا کرده و ناگهان ارکستر و گروه کر با هماهنگي و پيوستگي زيبايي به صورت چند صدايي موسيقي را اجرا مي کند و در آخر شنونده پاياني معلق را که همان فنا باشد، احساس مي کند.
فصل دوم اين اثر قطعه «زندگي» است که خصوصيت بارز آن ريتم «شصت و هشتم» و اجراي بداهه سازهاي زهي است، شروع اين قطعه با ساز سه تار است که ملودي را با ضربه هاي ملايمي مي نوازد و گروه کر نيز به آن مي پيوندد. استاد شهرام ناظري نيز آواز را گاهي به صورت مشخص تر و گاه محو در چند صدايي گروه کر اجرا مي کند و اشعار حضرت مولانا به صورت مقامي که مشخصا در موسيقي دستگاهي ايران وجود ندارد و حاصل فعاليت مشترک چند سال پيش شهرام ناظري و رضا قاسمي است خوانده مي شود و البته هارموني بسيار زيبايي با بافت موسيقي داشته و حال مخاطب را دگرگون مي کند.

گلنوش ملايري/آهنگساز و نوازنده

بالا