آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : خانواده (برگ 2)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : خانواده

اشتراک به خبردهی

خانواده دور از سفر، سفر دور از خانواده

توسعه شهرنشینی افزایش تقاضا برای گردشگری را به دنبال دارد، زیرا کاستن از دغدغه‌های شهروندان که بخش زیادی ازآن به دلیل زندگی ماشینی است نیاز به تغییر سبک زندگی و روی آوردن بیشتر به سفر دارد،اما دراین بین پاییز و زمستان را می‌توان فصل‌های سرد گردشگری داخلی دانست، زیرا تقاضا برای سفرهای داخلی به‌شدت کاهش پیدا می‌کند.
هرچند بخشی از این اتفاق را باید به پای درگیر بودن خانواده‌ها در بحث آموزش فرزندانشان دانست، اما نباید فراموش کرد بیش از 70 درصد از گردشگران داخلی کشور را افرادی تشکیل می‌دهند که به دلیل بالا بودن هزینه‌های سفر ترجیح می‌دهند سفرهای تابستانه داشته باشند و در چادرهای مسافرتی ساکن شوند؛ بنابراین با کاهش دغدغه‌های این افراد می‌توان به حل مشکلات گردشگری داخلی امیدوار بود.

توزیع مکانی، زمانی و همگانی کردن سفر دغدغه مسئولان گردشگری کشور نیست و این غفلت آسیب‌های زیادی به جامعه تحمیل کرده و می‌کند؛ از مرگ سالانه بیش ‌از20 هزار نفر در حوادث رانندگی بگیرید تا مغفول ماندن پتانسیل‌هایی که می‌تواند نقش موثری در اشتغالزایی و کسب درآمد جوامع محلی داشته باشد.

با توجه به افزایش جمعیت شهرنشین کشور باید مقدمات سفر برای شهروندان بیش از پیش آماده شود، زیرا سفر با توسعه شهرنشینی رونق بیشتری پیدا کرده است. در واقع فضای شهری با فطرت انسانی خیلی سازگار نیست، به همین علت انسان به حضور در محیط آزاد و طبیعی نیاز دارد تا آرامش بیشتری به دست بیاورد و هر طور شده برای مدتی محیط سنگ، آهن، سیمان و دود را ترک کند. بنابراین چنانچه سیاست‌ها و برنامه ریزی‌های کلان توجهی به این نیاز شهروندان نداشته باشد کیفیت زندگی آنها کاهش می‌یابد و بر اثر آن شهروندان دیگر کارایی لازم را برای ساخت جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، نخواهند داشت.

سفر و بهبود سبک زندگی

نمی‌توان نقش سفر را در آموزش و توانمندی اشخاص نادیده گرفت، به عنوان مثال ضرب‌المثل«بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» به این نکته اشاره می‌کند.

علاوه بر این سفر نقش مهمی در آموزش آینده‌سازان کشور نیز ایفا می‌کند، مثلا اگر کودکان فقط در کتاب‌های درسی درباره دماوند، کارون و خلیج فارس بخوانند شناخت واقعی نسبت به آنها پیدا نمی‌کنند؛ اما اگر شرایط گردشگری در کشور تسهیل شود به طور حتم درک شهروندان از دارایی‌های ملی و محیط زیستشان بالا می‌رود و برای حفظ و حراست از آنها تلاش بیشتری خواهند کرد.

رضایی:

غیرمنطقی بودن هزینه خدمات سبب شده توزیع مکانی و زمانی گردشگری داخلی در کشور با مشکل روبه‌رو شود

باید تاکید کرد اگر خانواده‌ها این روزها سفر را سخت می‌گیرند به این دلیل است که درآمدشان با هزینه سفر همخوانی ندارد. راهکار رفع این مساله نیز ارائه تسهیلات متناسب با درآمد افراد مختلف جامعه است. در واقع با این راهکار می‌توان ترس خانواده‌ها از سفر را از بین برد.

دکتر ناصر رضایی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری درگفت‌وگو با جام‌جم تصریح می‌کند: قیمت‌های خدمات گردشگری در کشورمان معقول و منطقی نیست و امکانات مناسبی نیز ارائه نمی‌شود. برای تشویق آنها به سفر باید خدمات مناسبی ارائه کرد که با درآمد آنها همخوانی داشته باشد.

برنامه‌ریزی برای سفر

شهروندان برای این که سفر بهتری را تجربه کنند، باید برای آن برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشند. به منظور رسیدن به این هدف، سرپرست خانواده همراه دیگر اعضای باید برنامه کوتاه‌مدت و بلند‌مدت سفر تهیه کند.

در این میان یکی از مسائلی که جلوی برنامه‌ریزی سفر را می‌گیرد سیستم آموزشی کشور است، زیرا به گونه‌ای طراحی شده که خانواده‌ها نمی‌توانند برای سفر در طول سال تحصیلی برنامه‌ریزی کنند.

اما در این میان تعدادی از شهروندان وجود دارند که درگیر مدرسه رفتن فرزندان یا مشغولیت‌های کاری نیستند، مانند بازنشستگان؛ بنابراین باید برای این افراد برنامه‌ریزی کرد تا در فصل پاییز و زمستان سفر کنند.

جای خالی آموزش

برای توزیع مکانی و زمانی سفر می‌توان از آموزش به شکل رسمی از طریق آموزش و پرورش و وزارت علوم استفاده کرد یا به شکل غیررسمی یعنی به کمک رسانه‌ها به آن پرداخت. علاوه براین، بحث تبلیغات نیز مطرح است، زیرا شهروندان از جاذبه‌های گردشگری کشور به خوبی مطلع نیستند.

رضایی یادآور می‌شود: در کنار توزیع زمانی باید به توزیع مکانی سفر نیز پرداخت، زیرا به این شکل از قطبی بودن گردشگری نیز فاصله می‌گیریم. به عبارت دیگر به‌جز مشهد، اصفهان، شیراز و شمال کشور شهروندان به دیگر شهرها نیز سفر خواهند کرد.

تشویق گردشگران

یکی از راهکارهایی که می‌توان با استفاده از آن شهروندان را به سفر تشویق کرد در نظر گرفتن تسهیلات ویژه برای آنهاست، زیرا در بیشتر کشورها وقتی تعداد گردشگران در فصل‌هایی خاص به حداقل می‌رسد مسئولان برای آنها مشوق‌هایی در نظر می‌گیرند؛ مثلا در تابستان گردشگران تمایل ندارند به کیش بروند، اما مسئولان گردشگری جزیره برای تشویق آنها به سفر جشنواره خرید راه می‌اندازند. به این شکل هتل‌های جزیره پر از مسافر می‌شود و مسئولان هتل‌ها نیز در مقابل به عنوان حامی مالی منابع لازم را برای برپایی جشنواره تامین می‌کنند.

نورآقایی:

در نظر گرفتن تخفیف‌های خاص درخصوص اقامت و حمل و نقل می‌تواند سبب توزیع مکانی و زمانی گردشگری شود

آرش نورآقایی، رئیس هیات مدیره کانون انجمن‌های صنفی کارگری راهنمایان گردشگری کشور نیز در گفت‌وگو با جام‌جم تاکید می‌کند: در کنار در نظر گرفتن تخفیف‌های خاص باید مسائل فصل کم مسافر و پر مسافر رادرک کرد تا بتوان توزیع زمانی و مکانی گردشگری را به درستی مدیریت کرد. در کشورمان نیز برای خانواده‌هایی که قادر به سفر در فصل پاییز و زمستان هستند باید مشوق‌هایی در نظر گرفته شود. در واقع مسئولان گردشگری هر استان باید با توجه به شرایطی که دارند راهکار ارائه کنند.

تبلیغات جدی گرفته نمی‌شود

عامل دیگری که در کاهش سفرهای داخلی در فصل‌های پاییز و زمستان نقش دارد نبود تبلیغات مناسب در حوزه گردشگری داخلی است؛ زیرا شهروندان به درستی از جاذبه‌های گردشگری جنوب کشورمان آگاه نیستند. به همین علت برای محل‌های مشخصی مانند یزد، اصفهان، مشهد و شمال کشور برنامه‌ریزی می‌کنند.

نورآقایی عنوان می‌کند: برای معرفی جاذبه‌های گردشگری تمامی استان‌های کشور تبلیغات مناسبی انجام نمی‌شود، به همین دلیل شهروندان با جاذبه‌های گردشگری کشور آشنا نیستند. علاوه بر این این روزها دیگر سفر از حالت لوکس بودن خارج شده، زیرا در دنیا یک نفر از هر هفت نفر سفر می‌کند.

بنابراین مسئولان گردشگری کشور باید بسته‌های خاص گردشگری داخلی را به شکل جذابی تهیه کنند و آنها را در اختیار شهروندان بگذارند تا گردشگری داخلی در تمامی فصول رونق داشته باشد.

مقصدی به نام مسیر

توزیع مکانی سفر از لازمه های گردشگری کشورمان است که می تواند تا حد قابل توجهی از مشکلات این حوزه مانند،ترافیک و حوادث بکاهد و نکات مثبتی مانند ایجاد شغل و تمرکز زدایی از کلانشهرها را به دنبال داشته باشد برای رسیدن به این مهم علاوه بر تبلیغات جاذبه های گردشگری سراسر کشور این باور را نیز در گردشگران ایجاد که که مسیری که آنها تا مقصد اصلی خود پشت سر می گذارند، جزئی از مقصد سفر است که با برنامه ریزی می تواند سبب تجربه سفرهای خاطره انگیز تری شود.

مهدي آييني

کاهش خشونت خانگی با گسترش فرهنگ فهم متقابل

10211_934بحث خشونت در جامعه بشری از قدیم وجود داشته و در آینده نیز خواهد بود. هر چند خشونت در دیگر موجودات زنده نیز وجود دارد، اما مراتب آن متفاوت است. مساله اینجاست که خشونت در جامعه انسانی پیچیده‌تر می‌شود، یعنی محدود به خشونت فیزیکی نشده و خود را به شکل لفظی، رفتاری و چهره‌ای نیز نشان می‌دهد.خشونت در خانواده می‌تواند بین والدین و فرزندان، همسران و فرزندان با فرزندان رخ دهد. این اتفاق چیز عجیبی نیست، اما باید به این مساله پرداخت که چرا با گذشت زمان میزان خشونت‌های انسانی افزایش پیدا کرده و در محیط‌های کوچکی ماننده خانواده بیشتر شده است. بخشی از این ماجرا به خشونت در صحنه علنی جامعه برمی‌گردد؛ در واقع خشونت زمانی بروز پیدا می‌کند که انسان‌ها در گفت‌وگو و حل مساله از طریق عقلی عاجز می‌شوند.

رفتارهای خشونت‌آمیز در حوزه خانواده جدا از جامعه نیست، برای نمونه برخلاف جوامع پیشرفته که تصادف دو خودرو با یکدیگر بدون حضور پلیس و با تفاهم رانندگان خیلی زود حل و فصل می‌شود در کشورمان سبب بروز خشونت می‌شود؛ بنابراین بخشی از اتفاق‌های جامعه در صحنه خانواده انعکاس پیدا می‌کند.

در خانواده‌ها نبود فهم از موقعیت‌های یکدیگر زمینه‌ساز خشونت می‌شود، برای نمونه خانم خانه‌دار باید بداند همسرش در بیرون از خانه تلاش می‌کند، در مقابل مرد نیز باید بداند همسرش در منزل کارهای بسیاری دارد. علاوه بر این بخشی دیگر از خشونت‌های خانگی ناشی از فهم متقابلی است که به اقتصاد، درآمد و مصرف مربوط می‌شود. به عبارت دیگر مقایسه نابجا در حوزه اشتغال و درآمد از مواردی است که در خانواده‌ها ایجاد اختلاف می‌کند.

در این بین باید یادآور شد، انسان‌ها حق دارند خودشان را با دیگران مقایسه کنند، اما این مقایسه باید منطقی باشد یعنی زوجین باید سطح درآمد یکدیگر را پذیرفته و توقعات معقولی از یکدیگر داشته باشند؛ به زبان ساده‌تر یعنی مردی که همسرش خانه‌دار است نباید او را با خانمی کارمند مقایسه کند و در مقابل زن نیز نباید همسرش را با اشخاصی که شغلی با سطح درآمد متفاوت دارند، مقایسه کند.اگر برای ایجاد چنین فهمی در بین اعضای خانواده برنامه‌ریزی و فرهنگ‌سازی شود، می‌توان به کاهش میزان خشونت‌های خانگی امیدوار بود.

دکتر سیدحسن حسینی

جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران

چکش خشونت بر سر خانواده

«زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند» این ضرب‌المثلی است که به نظر می‌رسد این روزها معنایش را از دست داده؛ چون آمار دعواهای زن و شوهری به قدری جدی شده که گزارش‌های اورژانس اجتماعی نیز آن را تائید می‌کند.براساس این گزارش‌ها، دست‌کم حدود 26 درصد تماس‌هایی که در شش ماه اول امسال با اورژانس اجتماعی کشور برقرار شده، علتی جز شکایت از خشونت خانگی نداشته است.

گفته می شود خشونت خانگی در جامعه زمانی رواج پیدا می کند که اعضای خانواده و به دنبال آن جامعه نیاموخته باشند چگونه با یکدیگر مذاکره کنند، به همین دلیل کوچک ترین تنش به پرخاش ختم می شود.

هر چند در این بین نهادهایی مانند وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی سعی در کنترل این مساله دارند، اما چون این نهادها همکاری مناسبی با یکدیگر ندارند، تلاش آنها نتیجه بخش نیست و آمارها در این حوزه هر روز رنگ و بوی نگران کننده تری به خود می گیرد.

حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره گزارش عملکرد شش ماهه خط 123 (اورژانس اجتماعی)، می گوید: مشکلات حاد خانوادگی و خشونت های خانگی بیشترین علت تماس با اورژانس اجتماعی در نیمه نخست امسال بود.

بررسی گزارش بهزیستی در این خصوص از آن حکایت دارد که در این بین مشکلات حاد خانوادگی اعم از طلاق یا دیگر اختلافات و منازعات درون خانوادگی 25 تا 26 درصد تماس ها را به خود اختصاص داده است.

زنان بیشتر شکایت می کنند

به گزارش ایسنا و براساس آمار بیشترین تماس ها با اورژانس اجتماعی نیز به زنان با میانگین سنی بین 20 تا 40 سال تعلق دارد، براساس این اطلاعات می توان گفت زنان امروزه نسبت حق و حقوق خود بیشتر آگاه شده اند؛ به همین دلیل برای رسیدن به آنچه حق خود می دانند از اورژانس اجتماعی تقاضای کمک می کنند.
دکتر اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده درباره رواج خشونت های خانگی و این که چرا زنان بیشترین تماس را با اورژانس اجتماعی گرفته اند، به جام جم می گوید: در این بین چند مساله می تواند نقش داشته باشد. سواد، نقش اجتماعی و حتی کمک زنان به اقتصاد خانواده بیشتر شده، بنابراین آنها نمی خواهند فقط فرمانبردار باشند. این در حالی است که به صحبت های کیهان نیا باید این نکته را اضافه کرد که در این بین تعدادی از مردان همچنان بر روش های پدرسالارانه خود اصرار داشته و آن را حق خود می دانند.

وی اظهار می کند: علاوه بر این نباید نقش انتشار یک سری کتاب و ذکر راهکارها را نیز که براساس فرهنگ خارج از کشور تدوین شده و با فرهنگ ما بیگانه است، نادیده گرفت.

مشکلات اقتصادی و خیانت

از تاثیر مسائلی که به شکلی پنهان در جامعه رواج دارد نیز نباید غفلت کرد؛ برای نمونه برخی زنان احساس می کنند در طول تاریخ در حق آنها اجحاف شده، زیرا به باور آنها مردان قانون را به شکلی نوشته اند که به ضرر آنها تمام شده است. هر چند این مساله در جامعه پنهان است، اما تاثیر آن در خشونت های خانگی را نمی توان انکار کرد.

البته مسائل اقتصادی نیز در شیوع خشونت های خانگی تاثیرگذار است، زیرا سرپرستان خانواده نمی توانند به راحتی از پس هزینه های خانواده برآیند و این عامل آستانه تحمل آنها را کاهش داده است.

کیهان نیا به نقش خیانت در بالا رفتن خشونت های خانگی اشاره کرده و یادآور می شود: گسترش شبکه های اجتماعی نیز در این بین تاثیرگذار است؛ زیرا زنان و مردان در این فضا راحت تر به یکدیگر خیانت می کنند.

پیشگیری فراموش شده

ریشه شیوع خشونت خانگی را باید در نبود برنامه ای جامع و مدون برای پیشگیری در این حوزه دانست؛ به همین دلیل مسائل مختلفی دست به دست هم داده و زمینه را برای گسترش خشونت های خانگی مهیا کرده است.

مهدی حاج اسماعیلی، روان شناس در این باره به جام جم می گوید: مساله پیشگیری را از یاد برده ایم. برای جبران این مساله باید وضعیت نظام آموزشی کشور بهبود پیدا کند؛ یعنی شخص از مهدکودک تا دانشگاه در کنار دروسی که فرامی گیرد، توانایی حل مساله را نیز به دست بیاورد.

باید یادآور شد اعضای خانواده برای حل مسائل خود آموزش ندیده اند به همین دلیل کوچک ترین مساله در خانواده به بحران بدل شده و اعضای خانواده به پرخاش و خشونت روی می آورند. وی عنوان می کند: در کنار فرانگرفتن روش حل مساله، اعضای خانواده نمی توانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ به همین دلیل هنگام بروز مشکل افسرده یا پرخاشگر می شوند.

آموزش؛ چاره کار

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور نیز در این باره به جام جم می گوید: همسرآزاری و کودک آزاری بیشترین گزارش های خشونت خانوادگی را به خود اختصاص می دهد.

وی ادامه می دهد: خشونت خانگی روی فرد، خانواده و جامعه اثر گذاشته و پیامدهای آن به خود افراد برمی گردد. فراموش نکنیم ما در این حوزه قانون داریم، اما نکته اینجاست که شهروندان ممکن است مصادیق آن را ندانند؛ به همین دلیل معمولا بیشترین آزارهای خانگی از سوی نزدیک ترین افراد صورت می گیرد بنابراین بسیاری از آزارهای خانگی از غفلت ناشی می شود.

موسوی چلک می افزاید: بهترین راهکار برای مقابله با خشونت خانگی آموزش والدین و افرادی است که در این حوزه فعال هستند.

به این ترتیب در کنار پرداختن به مسائلی که سبب پیشگیری از رواج خشونت خانگی می شود، باید برای خانواده هایی که دچار این آسیب شده اند نیز راهکاری در نظر گرفت. در این بین شهرداری به کمک وزارت ورزش و جوانان دست به ایجاد مراکز کنترل خشم زده، اما باید یادآور شد این مراکز نتوانسته اند شهروندان را به خود جذب کنند. برای رفع این مشکل باید از ظرفیت سرای محله ها نیز استفاده کرد و با برگزاری کارگاه های آموزشی درخصوص خشونت های خانگی، اعضای خانواده را توانمند کرد. البته پرداختن رسانه ها به این مساله نیز می تواند راهگشا باشد؛ اما در کنار این عوامل باید از ظرفیت سازمان های مردم نهاد نیز بهره برد؛ زیرا گسترش نهادهای مدنی سبب می شود اعضای خانواده روش حل مساله را بهتر فرا بگیرند.

اعتیاد و خشونت

شیوع اعتیاد در بین اعضای خانواده نقش پررنگی در گسترش خشونت در خانواده دارد و چون مصرف مواد مخدر عوارضی در پی دارد و به خشونت در خانواده دامن می زند. این درحالی است که برخلاف انتظار این روزها تهیه مواد مخدر برای شهروندان دشوار نیست و شخص پس از مصرف مواد مخدر یا در حالت خماری، ترسی از خشونت فیزیکی و کلامی در برابر اعضای خانواده ندارد.

مهدي آييني

نشانه‌های نگران‌کننده از شرایط خانوارهای ایرانی

chalakبررسی شرایط خانوارهای ایرانی در دهه اخیر بیانگر تغییراتی در حوزه خانوار است که باید آنها را نگران‌کننده دانست، برای نمونه جمعیت زنان سرپرست خانوار از حدود یک میلیون و 200 هزار نفر در سال 75 به حدود دو میلیون و 500 هزار نفر در سال 90 رسیده است.این درحالی است که در میان خانوارهای ایرانی شاهد تغییرات دیگری نیز هستیم، یکی از آنها کاهش بعد خانوار و افزایش خانوار های تک والد و بدون فرزند است که در این میان رشد خانوارهای تک نفره نگران کننده تر است.

ما نمی خواهیم برچسبی به زنان سرپرست خانوار بزنیم، اما میزان آسیب پذیری در بین اشخاصی که به تنهایی زندگی می کنند (به ویژه زنان و دختران) در مقایسه با افرادی که تحت حمایت خانواده هستند، بیشتر است.

گسترش آسیب هایی نظیر انزوای اجتماعی، کاهش مسئولیت اجتماعی و احساس تنهایی برخی از نگرانی هایی است که در این بین وجود دارد.

افزایش زنان سرپرست خانوار بویژه از سال 85 تا 90 در خانوار ها این نگرانی را ایجاد می کند که ما در سبک زندگی و الگوهای طبیعی فرزندان مان با مشکل روبه رو خواهیم شد.

این درحالی است که ما برای توسعه کشور نیاز داریم از همه ظرفیت های موجود بهره ببریم، اما وقتی خانواده به عنوان مهم ترین کانون تاثیرگذار در جامعه پذیری افراد دچار تغییرات شده و کم ثبات می شود، آینده اجتماعی کشور بیش از پیش تهدید می شود.

درباره خانواده های تک فرزند نیز باید گفت نگرانی که در این بخش وجود دارد این است که پشتوانه های خانوادگی و روابط خویشاوندی در آینده رنگ خواهد باخت در حالی که ساختار خانوارهای ایرانی در گذشته به شکلی بود که حمایت های خانوادگی نقش مهمی در مدیریت زندگی و کاهش آسیب ها و مشارکت اجتماعی داشت.

کاهش رغبت به داشتن فرزند در بین زوج های جوان مساله ای نگران کننده است، آن هم در شرایطی که بیش از ده سال است که آژیر افزایش جمعیت سالمند و کاهش نسل باروری در کشور به صدا در آمده است.

اینها نشانه های خوبی نیست و بی شک عوارض این وضع در سایر بخش های اجتماعی خود را نشان خواهد داد.

حسن موسوی چلک – رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

جمع خانواده‌ها، جمع نیست

در سایه کمرنگ بودن سیاست‌های حمایتی از خانواده، هر روز پدیده‌های نوظهوری کانون خانواده را نشانه رفته‌ و خبرساز می‌شود.براساس اطلاعاتی که سازمان ثبت احوال منتشر کرده می توان گفت که روند تشکیل خانوار های تک نفره و زوجی نسبت به گذشته افزایش یافته است؛ به این شکل که خانوارهای تک نفره 7.1 درصد و خانوار های زوجی 14.64 درصد تمام خانوارهای کشور را تشکیل می دهند. نگران کننده تر این که در کشورمان تاکنون سیاست های حمایتی و راهبردی مشخصی برای حمایت از خانواده اجرایی نشده است.

حمایت از خانواده در کشورمان تاکنون چندان از مقام شعار فراتر نرفته، به همین دلیل هر روز آسیب جدیدی این اولین نهاد اجتماعی را دچار آسیب می کند.

تا دیروز کارشناسان نسبت به رشد خانوارهای تک فرزند و افزایش سالمندی هشدار می دادند، اما امروز در کنار این آسیب ها باید نگران افزایش خانوارهای تک نفره و تک والد نیز بود؛ خانوارهایی که با افزایش آنها روند گسترش آسیب های اجتماعی در کشور نیز سرعت بیشتری پیدا می کند.

علی اکبر محزون، مدیرکل اطلاعات، آمار و مهاجرت سازمان ثبت احوال درباره اطلاعاتی که مطالعات پژوهشکده آمار و سازمان ثبت احوال درباره تحول در نوع خانواده ها ارائه داده در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: 60.63 درصد خانواده ها از زن، شوهر و فرزند، 14.64 درصد فقط زن و شوهر، 3.84 درصد نیز در گروه خانواده گسترده (چند نسل کنار هم)، 6.97 درصد تک والد و 7.16 درصد نیز در گروه تک نفره قرار می گیرند. در این بین 0.24 نیز خانوارهایی هستند که فرزند سرپرست، خوانده می شوند، 6.52 درصد از خانوارها نیز در دیگر گروه ها قرار می گیرند.

به گفته وی، در چند دهه گذشته آمار خانواده های گسترده کاهش داشته به شکلی که از ۱۰ درصد به کمتر از 4 درصد رسیده است.

خانواده آب می رود

در این میان افزایش خانواده زوجی و تک نفره نگران کننده است؛ زیرا تشکیل چنین خانوارهایی نه فقط مشکلی از جامعه برطرف نکرده بلکه سبب می شود اعضای جامعه نتوانند نیازهای ابتدایی و اساسی خود را نیز برآورده کنند.

مدیرکل اطلاعات، آمار و مهاجرت سازمان ثبت احوال درباره پدیده های نوظهور در خانواده ها تصریح می کند: آمار خانوارهای تک نفره از 5.2 درصد در سال ۸۵ به 7.1 درصد در آخرین سرشماری (1390) رسیده است.

در تعریف خانوار تک نفره نیز می توان گفت افرادی در این گروه قرار می گیرند که به علل مختلف مانند فوت والدین، استقلال طلبی، کهنسالی یا ترک فرزندان زندگی مستقلی دارند.

افزون بر این باید یادآور شد آمار خانواده های تک والد نیز در کشور در حال افزایش است، به این شکل که با فوت یکی از والدین، طلاق، ترک خانواده و عواملی که سبب زندانی شدن یکی از والدین می شود، آمار خانواده های تک والد نیز افزایش یافته و به 7 درصد رسیده است. این درحالی است که برای حمایت از زنان سرپرست خانوار نیز برنامه جامعی در کشور وجود ندارد.

به گفته محزون تعداد زنان سرپرست خانوار به 2.5 میلیون نفر رسیده و سن ۳۱ درصد آنها کمتر از ۵۰ سال است.

خانواده در آغوش آسیب

مهدی حاج اسماعیلی، روان شناس و مشاور خانواده نیز در این باره به جام جم می گوید: برای بررسی آسیب های پدیده هایی مانند خانوارهای تک نفره، تک والد و تک فرزند می توان به یکی از رویکردهای روان شناسی که به تئوری انتخاب معروف است، اشاره کرد، زیرا براساس تئوری انتخاب انسان پنج نیاز اساسی دارد؛ احساس تعلق و عشق، قدرت، آزادی، بقاء و تفریح این نیازها هستند.

این درحالی است که این پنج نیاز بیشتر در رابطه و مناسبت های انسانی شکل گرفته و برآورده می شود، بنابراین وقتی خانواده دچار چالش شود بستری که می توانست این نیازها را به شکل منطقی برآورده کند دستخوش آسیب می شود.

وی عنوان می کند: با آسیب دیدن خانواده و گسترش خانوارهای تک نفره یا تک والد، افراد از داشتن روابط انسانی چهره به چهره محروم می شوند و به این ترتیب گرایش آنها به سمت رابطه مجازی سوق پیدا می کند.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که رابطه مجازی تا حدی نیاز چنین افرادی را برآورده می کند، اما باید گفت در عمل نیاز آنها برآورده نمی شود. به این ترتیب وقتی نیازهای افراد ارضا نشود، اشخاص دچار مشکل روانی و رفتاری مانند ناشادابی، ناخشنودی و احساس ناامیدی شده و به این ترتیب وقتی تعداد افرادی که روان آنها آسیب دیده وارد جامعه می شوند، خانواده جایگاه اصلی خود را از دست داده و انسان ها به سمت روابط برون خانوادگی گرایش پیدا می کنند.

حاج اسماعیلی تاکید می کند: در چنین شرایطی اگر اعضای جامعه مهارت های اساسی را نیاموخته باشند با مشکلات خاص رو به رو شده و زمینه آسیب های اجتماعی را فراهم می کنند. نباید فراموش کرد که چون در جامعه نهاد سرویس دهی و خدمات دهی در این خصوص وجود ندارد، در آن جامعه پدیده هایی مانند ازدواج سفید رخ می دهد که برای زنان آسیب های بیشتری دارد. به گفته وی، مسئولان باید به فکر پیشگیری باشند و با بومی سازی راهکارهای دیگر کشورها برای کاهش چنین آسیب هایی برنامه ریزی کنند.

جای خالی برنامه های جامع

بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و افزایش جمعیت سالمندان را نیز می توان جزو عواملی دانست که سبب گسترش خانوارهای تک نفره یا تک والد در کشور می شود، بنابراین باید برای کاهش طلاق در کشور برنامه جامعی را تدارک دید، افزون براین با توجه به هشدارهایی که نسبت به پیری جمعیت در کشور داده می شود مسئولان باید برای ارائه خدمات به سالمندان از هم اکنون برنامه ریزی کنند.

مشکلات،‌ ازدواج را طلاق نمی‌دهد

مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی؛ این روزها همه مشکلات با نام ازدواج گره خورده و سبب شده جوانان خود را از ازدواج دور ببینند؛ آن‌قدر دور که ازدواج جایی در رویای بسیاری از جوانان ندارد. در این میان، ندانم‌کاری برخی مسئولان در اجرای راهکارها شرایط را وخیم‌تر کرده، زیرا آنها برای پنهان کردن ضعف مدیریت خود، جوانان را متهم به ازدواج گریزی می‌کنند، غافل از این که اغلب جوانان به تشکیل خانواده تمایل دارند، اما وقتی کوهی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی راه آنها را سد کرده، نمی‌توان از آنها توقع داشت بدون همراهی جامعه از میدان مبارزه با این مشکلات، پیروز خارج شوند.

از فردا هفته ازدواج شروع می شود، هفته ای که قرار است در آن مسئولان توجه ویژه ای به مشکلات جوانان داشته باشند، مشکلاتی که هر روز ازدواج را برای آنها دست نیافتنی تر می کند. چند سالی است نام ازدواج با مشکل گره خورده و همه راهکارها برای رفع این مشکلات راه به جایی نمی برد، زیرا برنامه های اجرا شده یا غیر کارشناسی بوده یا از مقام وعده و حرف فراتر نرفته است.

گمشده در مسیر

دلیل اصلی حل نشدن مشکلات ازدواج را باید در نبود مسیری درست برای رسیدن به مقصد جستجو کرد. به زبان ساده تر باید اعتراف کرد در کشورمان طرح جامعی برای بهبود شرایط جوانان اجرایی نشده و بنابراین از ادامه پیدا کردن روند رشد طلاق و کاهش ازدواج نباید تعجب کرد.

غلامرضا قاسمی کبریا، کارشناس خانواده و ازدواج در گفت وگو با جام جم تاکید می کند: فضای انزوا در جامعه در حال رشد است و شرایط محلات کشور نیز تعریفی ندارد. در چند سال اخیر نتوانسته ایم مسائل آپارتمان نشینی را به شکلی حل کنیم که شهروندان با یکدیگر بیگانه نباشند، زیرا کاهش روابط اجتماعی و عاطفی در جامعه سبب شده افراد منزوی شوند . بنابراین تا زمانی که روابط اجتماعی بهبود پیدا نکند، نباید انتظار داشت چالش ازدواج در کشور سر و سامان یابد. باید یادآور شد شرایط در مدارس و دانشگاه ها نیز مناسب نیست، زیرا این مراکز تلاش زیادی برای بهبود روابط اجتماعی و عاطفی افراد نمی کنند، یعنی نظام آموزشی کشور آن قدر نتیجه محور شده که در آن به آموزش هایی که زیر بنای حفظ جامعه است، توجه نمی شود. بنابراین تا وقتی این غفلت ها ادامه دارد، باید برای حل مشکلات ازدواج جوانان به انتظار معجزه نشست.

ازدواج آسان در مقام حرف

این روزها مسئولان و مدیرانی که به ظاهر دغدغه ازدواج جوانان را دارند، در سخنرانی ها و همایش های مختلف، جوانان را به ازدواج آسان و آگاهانه تشویق می کنند، اما به نظر نمی رسد به شکل مطلوب از شرایط جامعه اطلاع داشته باشند، زیرا با یک حساب سرانگشتی می توان به این نتیجه رسید که ازدواج آسان نیز آسان نیست. برای شروع یک زندگی مشترک در پایتخت چنانچه زوجی جوان بخواهند آپارتمانی نقلی اجاره و جشنی ساده برگزار کنند، دست کم به 50 میلیون تومان در ابتدای کار نیاز دارند.

غلامرضا قاسمی کبریا:

تا زمانی که روابط اجتماعی بهبود پیدا نکند نباید انتظار داشت چالش ازدواج در کشور سر و سامان پیدا کند

قاسمی کبریا تصریح می کند: این که گفته می شود جوانان ازدواج آسان و آگاهانه داشته باشند، باید پرسید مسئولان چه کاری برای چنین رویکردی کرده اند، زیرا بجز طرح های حاشیه ای عملا کاری صورت نگرفته است.

باید تاکید کرد، تاکنون برخی مسئولان ازدواج را دغدغه خانواده ها به حساب آورده اند، اما برای حل مشکلات این حوزه باید نگاه ها تغییر کند و از مشکلات ازدواج به عنوان دغدغه اصلی زندگی اجتماعی یاد کرد، زیرا بی توجهی به این مهم، بحران های خطرناکی در پی دارد.

اصلاح روابط انسانی

برای حل ریشه ای مشکل ازدواج باید روابط انسانی را تصحیح و برنامه ای جامع را اجرایی کرد که هدف آن، ایجاد روابط عاطفی در جامعه باشد، زیرا روابط انسانی در جامعه به شکلی است که مدیران نیز با یکدیگر تعامل بین بخشی ندارند. به همین دلیل، مشکلات شهروندان حل نشده باقی می ماند.

کبریا خاطر نشان می کند: روابط انسانی موجود را باید تصحیح کرد تا مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر طرف شود.

برای ازدواج های پایدار باید شرایطی به وجود آورد که در آن، دختران و پسران برای تامین سعادت یکدیگر به ازدواج روی بیاورند، نه مسائل دیگر. رسیدن به این هدف فقط با ایجاد و گسترش روابط عاطفی شدنی است، چون تا زمانی که روابط ویترینی باشد، ازدواج بدون همسانی و همسویی شکل خواهد گرفت و پس از مدتی کوتاه به طلاق ختم خواهد شد.

مساله ای به نام خودمشغولی

در کشور نیاز به کار پایه ای برای حل مشکلات حوزه ازدواج احساس می شود،اما باید یادآور شد برخی مسئولان به اجرای کارهای نمایشی بیشتر تمایل دارند. در نظر گرفتن هفته ازدواج و تعیین نام برای روزها یکی از این کارهای نمایشی است که در برابر مشکلات جوانان به چشم نمی آید.

وی اظهار می کند: انتخاب نام برای روز ازدواج را باید خودمشغولی برخی مسئولان دانست. آنها خودشان را سرکار می گذارند چون این برنامه ها تاثیری در حل مشکلات بیرونی و درونی این سازمان ها ندارد. علاوه بر این، چنین مراسمی در محیط های درونی خود سازمان ها نیز بازخورد ندارد، چه برسد به جامعه. در این میان، می توان به پروژه مسکن مهر که با هدف حل مشکل مسکن جوانان ایجاد شد اشاره کرد، زیرا برخلاف انتظاراتی که وجود داشت، این پروژه نتوانست باری از مشکل ازدواج جوانان کم کند. بنابراین باید گفت این طرح نیز غیرکارشناسانه بود.

ایجاد موج عاطفی

به نظر می رسد، برای رفع مشکلات حوزه ازدواج، مسئولان باید بیش از پیش با یکدیگر همکاری کنند، زیرا این روزها بیشتر نهادها در کشور برای حل مسائل جوانان تلاش می کنند، اما چون به شکل جزیره ای عمل می کنند، نتیجه لازم را نمی گیرند. این در حالی است که اگر مدیری کارآمد، برنامه های آنها را مدیریت کند، مشکلات حوزه ازدواج حل شدنی است. این کارشناس خانواده و ازدواج یاد آور می شود: برای بهبود شرایط باید موج ایجاد کرد؛ موجی که روابط عاطفی شهروندان را بهبود ببخشد. روابط امروزی باید اصلاح شود و روابط اجتماعی با توجه به نیاز های روز، جای آن را بگیرد. به این ترتیب، وقتی مدیران و مسئولان برای تعامل با یکدیگر قانع شوند، نوبت به تقسیم وظایف می رسد، یعنی سهم تمام ارگان ها و نهادها مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی و وزارت ورزش و جوانان مشخص می شود و تلاش آنها می تواند برای رفع مشکلات موج ایجاد کند. قاسمی کبریا عنوان می کند: چنانچه به مدل جدید روابط اجتماعی بی اعتنا باشیم شکست خواهیم خورد، زیرا نگاه سنتی جوابگو نیست و نگاه مدرن نیز قابل اعتماد نیست، بنابراین باید تلفیقی از این دو نگاه را در نظر گرفت. باید یادآور شد، بسیاری مشکلات عمده ازدواج جوانان را اقتصادی می دانند، اما عوامل ازدواج پایدار فقط مادیات نیست، زیرا زمانی که زوجین یکدیگر را به معنای واقعی دوست داشته باشند و با آگاهی کامل دست به ازدواج زده باشند، دربرابر مشکلات اقتصادی مقاومت کرده، پشت یکدیگر را خالی نمی کنند.

محسن ایمانی:

برخی خانواده ها فراموش کرده اند که با آغاز زندگی مشترک، لطف خداوند شامل حال جوانان شده و آن ها سریعتر می توانند مشکلات خود را حل کنند

بسیاری از کارشناسان معتقدند، برای بهبود شرایط جامعه باید روابط اجتماعی به شکل سابق برگردد، اما به گونه ای جدید دنبال شود . در گذشته افراد یک محله دلسوز و یار یکدیگر بودند و روابط عاطفی خوبی بین آنها جریان داشت. برگشت به این دوران نیاز به برنامه فرهنگی جامع دارد؛ برنامه ای که مسئولان باید با مطالعه و تحقیق کامل آن را اجرایی کنند، زیرا چنانچه چنین برنامه ای در کشور اجرایی نشود، نمی توان زندگی مشترک زیادی را نجات داد. باید تاکید کرد، برای اجرای این برنامه نیازی به تخریب آپارتمان ها و ایجاد محله های قدیم نیست، بلکه باید این نیاز ها را با استفاده از ظرفیت فضای مجازی ایجاد کرد. وقتی افراد محله در فضای مجازی بایکدیگر در ارتباط باشند، می توان به برگشت روابط عاطفی و حمایت هم محله ای ها از یکدیگر امیدوار بود.

توقع های غیرمنطقی

محسن ایمانی، روان شناس و مدرس دانشگاه تربیت مدرس نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: انتظار برای مطلوب شدن وضع مالی جوانان سبب شده بسیاری از جوانان سن ازدواج را پشت سر بگذارند. باید گفت برخی خانواده ها فراموش کرده اند که با آغاز زندگی مشترک، لطف خداوند شامل حال جوانان می شود و آنها بهتر و سریع تر می توانند مشکلات خود را بر طرف کنند.

برخی مشکلات فرهنگی به قدری در جامعه ریشه دوانده که برای از میان برداشتن آنها نیاز به تلاش همه جانبه است. کم نیستند والدینی که تاکید دارند جوانان تا صاحب خانه، خودرو یا حتی ویلا نشده اند نباید برای ازدواج اقدام کنند. این پدر و مادرها تصور می کنند صلاح فرزندشان در این است که ابتدای زندگی تمام این امکانات را در اختیار داشته باشند، اما غافلند که سختگیری آنها فقط سبب بالارفتن سن ازدواج می شود، زیرا توجه بیش از حد به مادیات، سبب غفلت از فلسفه اصلی تشکیل خانواده می شود. البته نباید فراموش کرد که برای شروع زندگی مشترک باید از حداقل ها برخوردار بود، اما این که بخواهیم زوج های جوان در ابتدای زندگی صاحب خانه، ویلا و اتومبیل آخرین مدل باشند، چیزی نیست جز سنگ انداختن بر سر راه ازدواج جوانان. علاوه بر این، برخی والدین با در نظر گرفتن مهریه های سنگین و برگزاری مراسم پرهزینه به مشکلات جوانان اضافه می کنند. این در حالی است که اگر خانواده ها اندکی واقع بین باشند و از جوانان بخواهند به اندازه گلیمشان پای خود را دراز کنند، بسیاری از مشکلاتی که زوجین در ابتدای زندگی با آن رو به رو می شوند، حل و فصل می شود، زیرا با بررسی پرونده برخی زوجین که پایشان در چند سال اول زندگی مشترک به دادگاه خانواده باز شده، می توان به این نتیجه رسید که زیر بار قرض رفتن جوانان در ابتدای زندگی سبب می شود نتوانند لحظات زیبا و خاطره انگیزی را در ابتدای زندگی خود تجربه کنند.

بنابراین والدین لازم است از شرط هایی مانند مهریه سنگین و برگزاری مراسم مجلل صرف نظر و به جوانان توصیه کنند ضمن برگزاری مراسم ساده، زندگی مشترک خود را با دغدغه کمتر آغاز کنند.

کبوتر با کبوتر، باز با باز

بسیاری از جوانان بر این باورند مسائل مالی بزرگ ترین مشکل آنها برای ازدواج است. هرچند نمی توان این مشکل را کتمان کرد، اما می توان به جوانان گفت مشکلات اقتصادی زمانی بیشتر به چشم می آید که فرد تصمیم بگیرد با طبقه بالاتر از خانواده اش ازدواج کند.

دود اعتياد در پناه ناآگاهي خانواده ها

 نيمي از پدر و مادرها اطلاعات درستي درباره ​ نشانه هاي مصرف مواد مخدر از سوي فرزندان خود ندارند

55 درصد والدین پس از پنج سال از اعتیاد فرزندان خود باخبر می‌شوند؛ زمانی که دیگر کار از کار گذشته است. این حکایت تلخی است که به آتش اعتیاد در خانواده‌های ایرانی دامن می‌زند. در این میان به نظر می‌رسد چاره رفع این مشکل ایجاد مراکز مشاوره تخصصی و اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها و تلاش برای افزایش آگاهی آنهاست؛ زیرا تا وقتی والدین اعتیاد فرزند خود را انکار کرده و ندانند آنها مواد مخدر را از چه طریق تهیه و مصرف می‌کنند یا مصرف مواد مخدر چه نشانه‌هایی دارد و چه تاثیری روی جسم و روان افراد می‌گذارد، نمی‌توانند بموقع عمل کرده و مانع گرفتار شدن فرزندانشان در دام اعتیاد شوند.

چنانچه خانواده و جامعه به وظایف خود در برابر نیازهای روحی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نوجوانان و جوانان بدرستی عمل نکنند زمینه ای مناسب برای آسیب هایی مانند اعتیاد فراهم می شود؛ بنابراین قبل از هر اقدامی والدین باید با توجه به نیازهای روحی و روانی نوجوانان، مهارت های لازم مانند توانایی نه گفتن را به آنها بیاموزند.

در این بین مسئولان نیز وظیفه دارند با سرمایه گذاری برای اشتغال و تلاش برای بهبود فضای اجتماعی و فرهنگی جامعه، نوجوانان و جوانان را از آسیب هایی مانند اعتیاد دور نگه دارند، اما بی توجهی به این مسائل، شرایط را برای اعتیاد برخی نوجوانان و جوانان در کشور مهیا کرده و نگران کننده تر این که به گفته دبیر اتاق های فکر ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری، نیمی از والدین مهارت های لازم را در این حوزه فرا نگرفته اند و پس از پنج سال از اعتیاد فرزندانشان مطلع می شوند؛ بنابراین لازم است که مسئولان سیاست های خود را در نحوه اطلاع رسانی و آگاهی دادن به خانواده ها تغییر دهند.

دوری اعضای خانواده از یکدیگر

در کشور ما مصرف مواد مخدر همیشه با قبح همراه بوده که می توان از آن به عنوان عاملی بازدارنده برای مصرف مواد مخدر یاد کرد. در چنین شرایطی چنانچه یکی از اعضای خانواده به هر دلیل به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کند، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا دیگر اعضای خانواده از آن باخبر نشوند.

این در حالی است که نبود برنامه های فرهنگی مناسب در کشور طی سال های اخیر سبب شده والدین و فرزندان چندان با یکدیگر صمیمی نباشند که بتوانند با رویکرد حمایتگرانه، موضوعات و مشکلات فرزندان خود را شناسایی اولویت بندی و حل کنند. در چنین شرایطی اعضای خانواده خیلی دیر از مشکلات یکدیگر باخبر می شوند.

محسن روشن پژوه، معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: قبح اعتیاد نمی گذارد شخص مشکلش را با دیگران در میان بگذارد. وقتی فرد رابطه ای سازنده با خانواده ندارد، نشانه های دال بر مصرف را پنهان می کند. در این فضا نشانه های رفتار پرخطر و شواهد اختلالات رفتاری بیشتر پنهان و در نتیجه کشف آن نیز سخت تر می شود.

بنابراین در چنین شرایطی خانواده ها باید برای کسب مهارت کافی از کارشناسان حوزه اعتیاد بیشتر کمک بگیرند، برای نمونه آنها می توانند از این افراد نشانه های گرایش به مصرف مواد مخدر را جویا شوند؛ زیرا چنانچه آنها در این حوزه بدون کمک و مشورت با کارشناسان قدم بردارند، ممکن است تلاششان برای نجات شخص نتیجه عکس داده و فرد را بیشتر از کانون خانواده دور کند.

باید از دور مراقب بود

این روزها تهیه مواد مخدر کار سختی نیست، زیرا فروشنده های خرده پا را می توان در گوشه و کنار هر پارک کوچکی یافت یا مواد مخدر را به شکل آنلاین خریداری کرد و سفارش داد تا فروشنده مجازی آن را با پیک هر جا که بخواهید تحویل تان دهد بنابراین هر نوجوانی می تواند براحتی به مواد مخدر دسترسی داشته و آن را درون اتاقش نگهداری کند.

با توجه به این که جاسازی مواد مخدر به هوش فرد و فضای در اختیارش بستگی دارد، نمی توان راهکار مناسبی ارائه کرد و گفت امروزه نوجوانان گرفتار اعتیاد، مواد مخدر مصرفی خود را فقط در جلد دفتر و کتاب، زیرفرش، زیرتخت، درز کمد یا هزار و یک جای دیگر پنهان می کنند. بنابراین والدین فقط با ایجاد رابطه دوستانه و زیرنظر داشتن رفت و آمد شخص و آگاهی پیدا کردن از دوستان و شرایط خانوادگی شان می توانند فرزند خود را از اعتیاد دور نگه دارند.

نشانه های ظاهری اعتیاد

مصرف مواد مخدر اثرات سیستمی واحدی روی سلسله اعصاب می گذارد؛ بنابراین نشانه های مصرف آن در گروه های سنی مختلف یکسان است. اما شرایط جسمی فرد نوجوان و میانسال متفاوت بوده و انگیزه های مصرف نیز در آنها متفاوت است. درباره انگیزه نوجوانان و جوانان می توان به کنجکاوی، تجربه گرایی، لذت جویی و تفریح، سرگرمی و کسب هیجان اشاره کرد؛ البته بحران روحی و نبود مهارت های لازم برای واکشن های بیرونی نیز عواملی است که می تواند فرد را بیشتر به سمت پرتگاه اعتیاد سوق دهد.

احمد کاهه، معاون اجتماعی پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا در گفت وگو با جام جم درباره نشانه های ظاهری فردی که بتازگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده، می افزاید: این افراد معمولا از جهت روانی سعی می کنند احساسات مثبتی از خود نشان بدهند. برای نمونه در محیط خانه از این که برخورد مستقیمی با اعضای خانواده داشته باشند، دوری می کنند یا سعی دارند رفتار خود را خیلی عادی نشان دهند.

چشمپوشی از خطاها

افرادی که مصرف مواد را بتازگی شروع کرده اند، از ایراد گرفتن نسبت به خطای اعضای خانواده چشمپوشی می کنند، در واقع اعضای خانواده به نوعی خوش رفتاری و مهربانی کم سابقه ای را در این افراد می بینند. به این دلیل که شخص متوجه است دست به چه کار خطرناکی زده بنابراین سعی می کند نشانه های آن را مخفی کرده و در عوض نکات مثبتی از خود نشان دهد.

افزون بر این در مرحله ابتدایی اعتیاد فرد سعی می کند خود را به کارهایی که قبلا به آن توجه نمی کرد، مشغول کند. مثلا فردی را درنظر بگیرید که تا پیش از شروع مواد مخدر، کتاب و روزنامه نمی خوانده، اما پس از شروع به مصرف، او برای ظاهرسازی و ارائه نشانه مثبت و جدید از خود شروع به مطالعه می کند.

ظاهر شدن پیاپی جلوی آینه برای اطمینان یافتن از وضع ظاهری نیز می تواند نشانه دیگری از شروع مصرف مواد مخدر باشد؛ زیرا افرادی که در مرحله ابتدایی اعتیاد هستند بیش از پیش به نظافت خود اهمیت می دهند.

حشیش و سرخی چشم

افرادی که حشیش یا فرآورده های دیگر گیاه شاه دانه مانند گل، بنگ، گرس و ماری جوانا مصرف می کنند، روش های متنوعی دارند. برای نمونه آنها این فرآورده ها را با توتون سیگار مخلوط کرده و سیگار محتوی حشیش را دست به دست چرخانده و هر شخص به نوبت چند پک به آن می زند. علاوه بر این، برخی نیز از فرآورده های شاه دانه کیک درست می کنند. برای شناخت شخصی که مصرف مواد را بتازگی شروع کرده، می توان به نشانه هایی که نوع مواد مخدر مصرفی توسط او به وجود می آورد نیز توجه کرد.

مثلا اگر شخص به سمت مصرف مواد توهم زا مانند حشیش برود آثار مصرف اولیه این مواد را نشان خواهد داد؛ افزایش اشتهای کاذب، بالا رفتن ضربان قلب، قرمزی چشم، اختلال حافظه، بی توجهی به اطراف و به هم خوردن تعادل حرکتی برخی از نشانه های اولیه مصرف حشیش است.

همراه داشتن همیشگی قطره نفازولین نیز شگردی است که مصرف کنندگان حشیش از آن برای پنهان کردن نشانه های مصرف استفاده می کنند، زیرا آنها با ریختن این قطره در چشم، یکی از نشانه های مصرف حشیش و برخی دیگر از مواد مخدر را که قرمز شدن چشم است، پنهان می کنند.

محرک ها و انرژی کاذب

در روزهای ابتدایی مصرف آمفتامین، روانگردان و محرک ها آثار اولیه کوتاه مدتی ایجاد می شود که قاچاقچیان از آنها برای تبلیغ و فروش بیشتر مواد مخدر نیز بهره می گیرند. افزایش توجه، افزایش فعالیت، کاهش خستگی، کاهش اشتها، سرخوشی و افزایش فعالیت جنسی برخی نشانه های اولیه مصرف آمفتامین، روانگردان و محرک هاست که در نگاه اول شاید مثبت به نظر برسد، اما خیلی طول نمی کشد که این آثار جای خود را به تخریب های جدی می دهد. بیدار ماندن به شکل غیرعادی و بوی بد دهن و آشامیدن غیرمعمول آب را نیز می توان از نشانه های مصرف این مواد دانست. شیشه را با پایپ و فندک می کشند، اما در نبود این وسیله شخص معتاد از لامپ های کوچک نیز استفاده می کند.

کراک؛ خطرناک و بدون بو

افراد سودجو برای تهیه کراک، مرفین تریاک را جدا و در فرآیندی آن را به هروئین تبدیل می کنند. این ماده در افغانستان و ایران به عنوان کراک شناخته می شود، اما این ماده با مخدر کراک که در اروپا و آمریکا وجود دارد، متفاوت است؛ زیرا منشأ کراک در این مناطق کوکائین است در حالی که منشأ کراکی که در ایران و افغانستان وجود دارد مرفین تریاک است.

قاچاقچیان بعد از این که مرفین تریاک را خالص سازی و به هروئین فشرده با خلوص بالا تبدیل کردند، به آن کافئین اضافه می کنند؛ به این شکل هروئین از حالت پودری به شکل کلوخی درمی آید. قاچاقچیان تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا بتوانند مواد سهل المصرفی مانند کراک بسازند؛ زیرا کراک بوی خاصی نداشته و شخص آن را با ابزار ابتدایی مانند سنجاق و فندک مصرف می کند. نشانه های مصرف کراک نیز مانند تریاک است، اما امروزه به کراک مواد محرک نیز اضافه می کنند که سبب تغییر برخی نشانه های آن شده است.

نشانه های اعتیاد پیشرفته

اما برخلاف افرادی که بتازگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده اند، اشخاصی که درگیر مصرف می شوند در مرحله نسبتا پیشرفته مصرف قرار گرفته و نشانه های دیگر دارند. برای نمونه تغییرات نسبی در وضع جسمی شخص مانند لاغر شدن، تغییرات رنگ پوست و پرخاشگری برخی از این نشانه هاست.

در این مرحله شخص که سعی می کرد با خانواده فاصله اش را حفظ کند، نرمشی را که در برخورد با اعضای خانواده داشت از دست می دهد. او از خانواده فاصله گرفته و احساس غریبی می کند. برخی رفتارها مانند پرحرفی، تناقضگویی و بیهوده گویی در کلام آنها نمودار می شود و بی علاقگی نسبت به مسائل مادی و معنوی نیز در این افراد رشد می کند. افرادی که مصرف کننده پیشرفته حشیش هستند به بیماری های مزمن مبتلا می شوند، اختلالات روانی و مشکلات جنسی و جسمی پیدا کرده و دچار بیماری های تنفسی خواهند شد.

تریاک، سستی زا

معاون اجتماعی پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا درباره نشانه های اولیه اعتیاد به تریاک اظهار می کند: تریاک ماده ای سستی زاست، چون مصرف آن سبب کاهش فعالیت فکری و بدنی می شود. عوارض مصرف آن روی مغز نیز مواردی مانند اختلال خواب است؛ زیرا مصرف کننده دیر به خواب رفته و دیر نیز از خواب بیدار می شود. مشکلات گوارشی مانند یبوست را نیز باید از نشانه های مصرف تریاک دانست. شخص مصرف کننده تریاک علاقه زیادی به خاراندن بدن خود دارد و در دقایق اول مصرف پرحرف شده و با اطرافیان خود به شکل غیرمعمولی مهربان می شود. این افراد پس از مصرف تمایل زیادی نیز به خوردن شیرینی جات و چای پیدا می کنند.

پدر و مادرهایی که 5 سال عقب هستند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

  55 درصد پدر و مادرها پس از پنج سال متوجه می‌شوند فرزندشان اعتیاد دارد. این آمار واقعیت تلخی است که بیانگر دور شدن اعضای خانواده ایرانی از یکدیگر است؛ افرادی که هرچند زیر یک سقف زندگی می‌کنند اما از حال یکدیگر بی‌خبرند و آن‌قدر سرگرم حاشیه‌های زندگی شده‌اند که معنای زندگی واقعی را به فراموشی سپرده‌اند .این روزها شرایط اجتماعی و اقتصادی سبب شده والدین نقش اصلی خود را در قبال تربیت فرزندان جدی نگیرند ؛ زیرا بسیاری از آنها گمان می کنند با پرداخت شهریه های بالا به مدارس، این وظیفه را تمام و کمال به اولیای مدارس واگذار کرده اند. اما اولویت های مدارس نیز این روزها تغییر کرده و تنها چیزی که برای آنها در اولویت قرار دارد کسب نمره بالا توسط دانش آموزان است. متاسفانه تعلیم و تربیت در بسیاری از مدارس در نمره های درسی خلاصه می شود؛ نمره هایی که اولیای مدارس آنها را دستاویز قرار می دهند برای رقابت با مدارس دیگر و کسب دانش آموز و درآمد بیشتر.

بنابراین تمامی تقصیر را نمی توان به گردن والدین انداخت ؛ زیرا مسئولان نیز برنامه های جامعی برای بهبود شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه ندارند به همین دلیل زمینه برای غفلت پدر و مادرها فراهم شده، در نتیجه وقتی دبیر اتاق های فکر ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری می گوید نیمی از والدین زمانی متوجه آسیب دیدن فرزندشان می شوند که پنج سال از مصرف مواد مخدر از سوی آنها گذشته، باید منتظر آسیب های اجتماعی بیشتری بود.علاوه بر این، سازمان ها و نهاد های مسئول و رسانه به شکلی اطلاع رسانی نمی کنند که خانواده ها از مواد مخدر جدید و روش توزیع و مصرف آنها باخبر شوند.

برای نمونه اگر پای صحبت های برخی از ماموران مبارزه با مواد مخدر بنشینید، آنها می گویند یکی از شگردهای قدیمی قاچاقچیان خرده فروش برای فروش آسان تر شیشه، جاسازی این مواد در نی هایی است که برای نوشیدن آبمیوه کاربرد دارد یا مواد مخدر را در پلاستیک های کوچک زیپ دار قرار می دهند، این در حالی است که تا زمانی که در این حوزه اطلاع رسانی بدرستی صورت نگیرد، والدین اگر این اشیا را در لوازم فرزند خود پیدا کنند نیز شک نمی کنند فرزندشان مواد مخدر مصرف می کند بنابراین والدین برای جبران عقب ماندگی خود باید اطلاعات بیشتری به دست بیاورند؛ اطلاعاتی که فقط با سیاستگذاری های جدید مسئولان به دست می آید به همین دلیل باید از والدین خواست برای کسب این آگاهی و نجات فرزندان خود، قدم های جدی تری برداشته و خواسته های خود را به شکلی شفاف با مسئولان در میان بگذارند.

 

جوانان بي مهارت در گود زندگي ضربه فني مي شوند

بی‌مسئولیتی، طلاق عاطفی، دخالت اطرافیان، کمبود مهارت‌های زندگی و اعتیاد از مسائل عمده‌ای است که این روزها زندگی جوانان را با چالش رو به رو کرده ؛ مشکلاتی که تحکیم خانواده را نشانه رفته و سبب شده 50 درصد ازدواج‌ها در پنج سال اول زندگی مشترک به طلاق ختم شود.

نکته اینجاست که دراین بین نمی توان فقط جوانان را مقصر دانست؛ زیرا برنامه های والدین، اولیای مدارس و مسئولان دانشگاه نیز برای آماده شدن جوانان برای زندگی هدفمند نیست، به همین دلیل زمینه برای شکست جوانان فراهم شده و بسیاری از آنها به محض برداشته شدن چترهای کوچک حمایتی، در گود زندگی ضربه فنی می شوند.

جوانان برای زندگی آماده نبوده و آماده نیز نمی شوند، این حقیقت تلخی است که خانواده ها، مدارس و دانشگاه ها نمی توانند از زیربار مسئولیت آن شانه خالی کنند؛ زیرا به طور قطع می توان گفت آنها چیزی برای رفع این نیاز جوانان در چنته ندارند.

برای نمونه این روزها پدران آنچنان سرگرم تهیه وسایل رفاهی شده اند که از تربیت و پرورش خانواده های خود غفلت می کنند. به زبان ساده تر می توان گفت برای پدران و برخی مادرانی که وظیفه تامین نیازهای فرزندان را به عهده دارند تهیه خانه و ویلا، خودرو و گوشی همراه آخرین مدل اولویت اول است و آنها کمتر برای کارآزموده شدن و توانا شدن نسل آینده تلاش می کنند.

نکته اینجاست که والدین آن قدر دغدغه دارند که از نیازهای آموزشی فرزندان خود غافل شده و تمام امیدشان به مدارس و دانشگاه هاست؛ مراکزی که در راه تحقق این هدف از خانواده ها اگر عقب نباشند جلوتر نیستند.

این درحالی است که باید یاد آور شد برخی خانواده ها به حدی درحمایت از فرزندان خود افراط می کنند که دیگر کنترلی روی فرزندان خود ندارند، بنابراین هرگونه رفتار درست آنها نیز از سوی فرزندان دخالت در زندگی تلقی شده و می توان اعتراف کرد زمام زندگی به این شکل از دست جوانان و والدین رها شده است.

مریم نجابتیان، مدیر گروه مشاوره وزارت ورزش و جوانان دراین باره به جام جم می گوید: در گذشته خانواده ها نقش زیادی درهدایت فرزندان خود به عهده داشتند؛ اما این روزها نقش خانواده ها کمرنگ شده است.

این درحالی است که مهارت آموزی جوانان برای خانواده ها باید در اولویت قرار گیرد سپس به فکر بالابردن سطح رفاه فرزندان خود باشند.

تحکیم خانواده با نسل ناز پرورده

با توجه به آموزش هایی که از سوی نهادهای مختلف در اختیار جوانان قرار می گیرد نباید انتظار داشت تحکیم خانواده در کشور با چالش رو به رو نشود و آمار طلاق و ازدواج های ناموفق در کشور رشد نکند.

محمدباقر عبادی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: سبک زندگی به صورت شایسته به دانش آموزان تعلیم داده نمی شود؛ چون بیشتر جوانان یاد نگرفته اند برای آینده خود برنامه ریزی کنند، به همین دلیل خیلی زود به مشکل بر می خورند.

وی به نقش خانواده ها در شکست های جوانان اشاره و اظهار می کند: اکنون در جامعه با این چالش رو به رو هستیم که خانواده ها فرزندان خود را نازپروده بار می آورند، به این شکل که والدین تمام کارهای فرزندان را انجام داده و تاکید دارند که بچه ها فقط درس بخوانند.

البته باید یادآور شد آموزش ها به گونه ای باشد که وقتی فرد به 18 سالگی رسید احساس مسئولیت کرده ودر خانواده وظایفی را به عهده بگیرد؛ اما متاسفانه کم نیستند افرادی که از 30 سالگی عبور کرده اند، اما هنوز از والدین خود پول توجیبی می گیرند.

افزون براین باید تاکید کرد مدارس و دانشگاه ها نیز بیشتر روی مسائل درسی تکیه دارند ؛ دروسی که خیلی کم جوانان را برای زندگی آماده می کنند. باید اعتراف کرد نظام آموزش کشور، جوانان را برای زندگی آینده تربیت نمی کند.

واقعیت اینجاست که در گذشته تربیت جوانان از سوی مدارس و خانواده ها انجام می شد،اما اکنون تربیت جوانان از سوی شبکه های اجتماعی و محیط های بیرون از خانواده، مدارس و دانشگاه ها صورت می گیرد.

درواقع این اختیار از پدر و مادر و اولیای مدارس گرفته شده و آنها کنترلی روی آموزش و تربیت کودکان ندارند.

دلیل این اتفاق را می توان این نکته دانست که والدین و اولیای مدارس همگام با فناوری نتوانسته اند خود را بالا بکشند؛ بنابراین آموزه هایی که تا دیروز کارساز بود، امروز کارگر نیست.

شبکه های اجتماعی، جایگزین خانواده

نکته اینجاست که اکنون جوانان بیشتر اطلاعات و مهارت های خود را در فضای مجازی به دست می آورند، اما چون اطلاعات درستی در اختیارشان قرار نمی گیرد نمی توانند مسائل و مشکلات خود را بدرستی رفع کنند.

این درحالی است که تا مدتی قبل که زندگی محله محور بود، بیشتر جوانان مهارت های لازم را به شکل بومی از افرادی یاد می گرفتند که در محله شناخته شده بودند و برایشان موفقیت جوانان مهم بود.

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه و کارشناس روابط انسانی نیز دراین باره به جام جم می گوید: باید فضای مجازی را به محیطی برای همگرایی تبدیل کنیم زیرا گروه های جوان به جای محله های گذشته در فضاهای مجازی شکل گرفته اند و متاسفانه شخص آگاهی نیز در این گروه ها حضور ندارد تا جوانان را راهنمایی کند.

باید تاکید کرد والدین، معلمان و استادان دانشگاه در کنار جوانان در این گروه ها قرار گرفته تا از ظرفیت این شبکه ها برای مهارت آموزی به جوانان نهایت استفاده را ببرند.

خانواده ها جمع نیستند

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که خانواده های ایرانی اکنون وضع خوبی ندارند،چون ارتباطات اجتماعی در آنها بشدت کاهش یافته است.

برای نمونه اکنون بسیاری از کودکان برخی از بستگان درجه یک و دو خود را نمی شناسند چون با آنها ارتباطی ندارند بنابراین می توان گفت عامل پیوند گروهی در جامعه کنونی ایران آسیب دیده و مدیریتی نیز برای بهبود شرایط وجود ندارد.

بنابراین تحکیم خانواده امری رویایی به نظر می رسد، نکته اینجاست که در مدارس و دانشگاه نیز اوضاع مناسبی حاکم نیست؛ چون جوانان و نوجوانان ترجیح می دهند به جای این که از معلم یا استاد خود بیاموزند، از همسن و سالان خود فرا می گیرند زیرا مدارس و دانشگاه ها نیز دیگر محلی برای همگرایی نیستند.

در چنین شرایطی کودک، نوجوان و جوان تمام آموزش های لازم را از گروه همسالان خود و افرادی می گیرد که تجربه و اطلاعات درست در اختیار ندارند، به همین دلیل مهارت لازم را برای حل مشکلات خود به دست نمی آورند.

دست خالی اقتصاد و فرهنگ

بیکاری و بی توجهی به برنامه های فرهنگی را نیز باید از مشکلات عمده جوانان به حساب آورد که زندگی مشترک آنها را تهدید می کند.

در واقع جوانان برای حل این مشکلات نیز آن طور که باید و شاید آموزش نمی بینند؛ به همین دلیل در پیدا کردن شغل و کسب درآمد به مشکل برخورده یا در زندگی مشترک گرفتار چشم و همچشمی شده و زندگی مشترک خود را به سمت پرتگاه طلاق سوق می دهند.

محمود عسگری،معاون مجتمع قضایی صدر و قاضی پیشین دادگاه خانواده در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: چون برنامه ای برای مهارت آموزی جوانان وجود ندارد اغلب آنها تصور می کنند زمانی که به بلوغ جسمی می رسند، می توانند تشکیل خانواده بدهند، اما جامعه باید شرایطی ایجاد کند تا جوانان همزمان با بلوغ جسمی به بلوغ اجتماعی و اقتصادی نیز برسند.نبود این شرایط سبب شده این روزها جوانان بسادگی ازدواج کنند و به همان سادگی نیز طلاق بگیرند.

آرش دولتشاهی، وکیل دادگاه خانواده نیز در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: با توجه به پرونده هایی که بررسی کرده ام می توان گفت 90 درصد طلاق ها ریشه در مشکلات مالی دارد، نکته اینجاست که اگر مشکلات مالی برطرف شود عوامل دیگر طلاق براحتی حل می شود.

این درحالی است که باید یادآور شد نظام آموزشی کشور نیز به شکلی نیست که با مهارت آموزی، جوانان را برای کسب درآمد و پیدا کردن شغل مناسب آماده کند. در واقع اکنون خانواده و جوانان تصور می کنند پیش شرط یافتن شغل مناسب داشتن تحصیلات عالیه است،اما این طرز فکر فقط سبب شده تعداد تحصیلکرده های بیکار در کشورمان به بیش از 40 درصد برسد و آنها پس از ازدواج نیز به کمتر از پشت میزنشینی راضی نشوند.

بنابراین باید تاکید کرد تاکنون حمایت های دولت برای تحکیم و تشکیل خانواده فقط در سه میلیون تومان وام ازدواجی خلاصه شده که هنوز بسیاری از جوانان در صف دریافت آن هستند؛ این درحالی است که بیش از 11 میلیون جوان مجرد زیر 30 سال در کشور وجود دارد که مسئولان فقط آنها را تشویق به تشکیل خانواده می کنند بدون این که برنامه ای برای آموزش آنها داشته باشند بنابراین باید هشدار داد چنانچه برنامه هدفمندی برای آموزش مهارت های زندگی به جوانان در کشور اجرا نشود، درآینده جامعه آسیب بیشتری در بحث تحکیم خانواده خواهد دید.

کارشناسان چه می گویند

مریم نجابتیان، مدیر گروه مشاوره وزارت ورزش و جوانان: مهارت آموزی جوانان برای خانواده ها باید در اولویت قرار گیرد و پس از آن باید به فکر سطح رفاه فرزندانشان باشند.

محمدباقر عبادی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس: بیشتر جوانان یاد نگرفته اند برای آینده خود برنامه ریزی کنند به همین دلیل خیلی زود به مشکل برمی خورند.

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه و کارشناس روابط اجتماعی: خانواده های ایرانی اکنون وضع خوبی ندارند،چون ارتباطات اجتماعی در آنها بشدت کاهش یافته است.

محمود عسگری،معاون مجتمع قضایی صدر و قاضی پیشین دادگاه خانواده: اغلب جوانان تصور می کنند زمانی که به بلوغ جسمی می رسند، می توانند تشکیل خانواده بدهند، اما جامعه باید شرایطی ایجاد کند تا جوانان همزمان با بلوغ جسمی به بلوغ اجتماعی و اقتصادی نیز برسند

بنده‌های قرن 21، اسیر گوشی‌های هوشمند

فرقی نمی‌کند کجا باشند یا با چه شخصی در حال گفت‌وگو هستند، اگر پدر و مادر هم روبه‌رویشان ایستاده باشد و با آنها در حال مکالمه باشند، همین که زنگ تلفن همراه به صدا درآید اولویت اول و آخرشان پاسخ دادن به این وسیله است.

این روزها روابط اجتماعی همه انسان ها از سوی این وسیله دستخوش تغییر و سبب شده انسان ها چشمان خود را روی خیلی از روابط حیاتی خود ببندند؛ زوج های جوان از یکدیگر غافل شده و به گوشی موبایلشان دل بسته اند، پدر و مادرهای زیادی فرزندان خود را ندیده می گیرند تا پیغام های شبکه های اجتماعی را ببینند، فرزندان زیادی مشکلات والدین سالخورده خود را نمی بینند، چون شمردن تعداد لایک های عکس یا نوشته ای که در فضای مجازی منتشر کرده اند، برایشان جذاب تر است.

حکمرانی گوشی های هوشمند به همین جا ختم نمی شود، این روزها کارمندان و مدیران زیادی نیز در محل کار خود اولویت را به این ابزار داده و از وظیفه شان غافل شده اند.

امروزه در جلسات رسمی بسیاری از ارگان های دولتی و خصوصی مشغول شدن با تلفن های هوشمند یا تبلت مشکلی جدی است و معمولا جلسات با تذکر به حاضران درباره خاموش کردن تلفن های همراهشان شروع می شود.

در واقع دل بستن به این وسیله و مشغول شدن به آن کارایی کارمندان و مدیران را تا حد قابل توجهی کاهش داده است.

نکته اینجاست که این مشغول شدن ها و اولویت دادن به گوشی تلفن های هوشمند و تبلت ها سودی برای افراد ندارد؛ جز این که روابط اجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار داده و هر روز آنها را از دنیای واقعی دورتر کند.

مشکل اینجاست که همیشه سرعت فناوری بیشتر از رشد فرهنگ است، متاسفانه هیچ نهاد و ارگانی برای ارتقای فرهنگ افراد جامعه قدم برنمی دارد، برای نمونه این روزها بیشتر شرکت ها به دنبال این هستند که برای کارمندان و کارکنانشان تبلت های قسطی جور کنند، اما هیچ کدام از آنها اصلا به این فکر نبوده و نیستند که برای کارمندان خود اشتراک نشریه ای تهیه کرده یا حداقل بودجه ای را برای خرید روزنامه و کتاب اختصاص دهند.

این بی توجهی ها سبب شده افرادی که تمایلی به قبول مسئولیت رفتارشان ندارند، هر روز بیشتر از قبل به گوشی های هوشمند و دنیای مجازی دل ببندند، نکته اینجاست که این افراد فقط به خودشان آسیب نمی زنند، زیرا تاثیر رفتار آنها روی اعضای خانواده، دوستان و همکاران غیرقابل انکار است، به همین دلیل باید از مسئولان خواست با اختصاص بودجه به فعالیت های فرهنگی مانع شیوع بیشتر این رفتار در جامعه شوند.

 

بالا