آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی (برگ 20)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

اشتراک به خبردهی

رستم های بازار

مهدی آیینی /جام جم – در حالی که 400 کیلوگرم بار روی دوش دارند از کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و فرسوده‌ای عبور می‌کنند که عابران معمولی هم برای رفت و آمد در آنجا با مشکل روبه‌رو هستند، آنها بارهای سنگین را از پله‌هایی بالا می‌برند که هر لحظه امکان دارد زیر پایشان خراب شود. درباره باربر های بازار آل یاسین تهران حرف می زنیم، باربرهایی که دستگاه های سنگین جوراب بافی را در این محدوده جابه جا می کنند، زیرا بافت فرسوده این قسمت به صاحبان دستگاه های جوراب بافی اجازه نمی دهد از خودرو یا جرثقیل برای جابه جایی استفاده کنند. در این گزارش به بازار آل یاسین تهران رفتیم و پای درددل باربرهایی نشستیم که برای کسب درآمد جان خود را به بازی می گیرند. تعدادشان انگشت شمار و پاتوقشان بازار آل یاسین است و هر روز از ساعت 10 تا 18 در سه راهی اول این بازار در انتظار کار، کنار هم می نشینند تا زمانی که صاحب یکی از کارگاه های جوراب بافی برای جابه جایی دستگاه های خود به آنها نیاز پیدا کند.

بافت این قسمت از بازار آنقدر فرسوده است که باربرهای معمولی با چرخ یا گاری های دستی شان نمی توانند از این کوچه پس کوچه ها عبور کنند، از طرفی مغازه ها و کارگاه های جوراب بافی هم در ساختمان هایی فرسوده دایر شده اند که راه پله هایی غیراستاندارد دارند، این فرسودگی و غیراستاندارد بودن سبب شده مالکان کارگاه ها به کارگران نیرومندی که می توانند بارهای سنگین را جابه جا کنند، نیازمند باشند.

یکی از جوراب باف ها در این باره می گوید: از قدیم ما در این منطقه از بازار مشغول بوده و هستیم، اگر بخواهیم به جای بهتری هم برویم، برایمان صرف نمی کند، چون اجاره ملک بالاست و از طرفی هر شخصی بخواهد کار سفارش بدهد به این قسمت می آید.

به گفته این مالک کارگاه این دلایل سبب شده جوراب باف ها در بافت فرسوده کار کنند و تمایلی برای ترک این منطقه نداشته باشند. از طرفی فعالیت جوراب باف ها در بافت فرسوده سبب شده شغل کاذبی هم برای تعدادی کارگر باربر ایجاد شود؛ کارگرهایی که به واسطه زور بازویی که دارند،به این کار روی آورده اند.

کار دیگری نیست!

مهدی علیزاده، یکی از باربرهای قدیمی این قسمت از بازار است، او که 36 سال دارد، درباره حرفه اش می گوید: البته این کاری که ما انجام می دهیم، شغل نیست؛ چون یک روز هست و روز دیگر نیست. بیشتر مواقع ما در سه راهی بازار کنار یکدیگر می نشینیم تا کاری برایمان پیدا شود.

علیزاده حدود 20 سال است که در بازار آل یاسین کار می کند، به همین دلیل او یکی از باربرهای شناخته شده بازار است و مالکان کارگاه های جوراب بافی هر وقت برای جابه جایی دستگاه های خود به باربر نیاز داشته باشند به سراغ علیزاده می روند.

او ادامه می دهد: دستگاه های جوراب بافی بین 280 تا 500 کیلوگرم وزن دارند و جابه جا کردن آنها کار آسانی نیست و از عهده هر باربری بر نمی آید.

ماجرای دیگری که سبب شده در بازار آل یاسین فقط چهار تا شش نفر بتوانند از عهده جابه جا کردن دستگاه های سنگین جوراب بافی بر بیایند، بافت محل و غیراستاندارد بودن کارگاه هاست.

جابه جایی بار در محلی که رفت و آمد برای عابران معمولی مشکل است و بالا رفتن از پله های فلزی و قدیمی که هیچ اعتمادی به آنها نیست، کار را برای باربرهای این قسمت مشکل تر کرده است.

باربر خوش سابقه

باربر ها در این قسمت از بازار برای خود دو یار کمکی دارند که به آنها در جابه جایی دستگاه های جوراب بافی کمک می کنند.

علیزاده ادامه می دهد: کمکی ها به باربر کمک می کنند تا بار را روی دوش خود بگذارد، علاوه بر این یکی از آنها جلوی باربر حرکت می کند و یکی هم پشت سر او، چون کوچه پس کوچه های اینجا واقعا تنگ است و باید مراقب بود دستگاه به در و دیوار نخورد و آسیب نبیند.

گران بودن دستگاه های جوراب بافی کار را برای باربرهایی مانند مهدی سخت تر می کند، او تاکید می کند: دستگاه ها بین 15 تا 30 میلیون تومان قیمت دارند، اگر باربری آنها را زمین بیندازد کلی به مالک کارگاه ضرر می زند.

باربرها خیلی مراقبند دستگاه ها را زمین نیندازند، زیرا در بازار آل یاسین به باربری که بار خود را زمین انداخته باشد، دیگر کار نمی دهند، مهدی ادامه می دهد: وقتی باربری دستگاهی را زمین بیندازد، اسمش بد می شود؛ یعنی دیگر شخصی به او کار نمی دهد، برای همین باربر باید قید کار کردن در این قسمت از بازار را بزند.

دست کم؛ کمر درد

باربرهایی که وسایل سنگین را جابه جا می کنند، خیلی زود دچار آسیب دیدگی می شوند، کمردرد و بادفتق از مشکلاتی است که بیشتر باربرها با آن دست و پنجه نرم می کنند، علیزاده می گوید: باربرها خیلی زود آسیب می بینند. من چند نفر را می شناسم که به دلیل گشاد شدن رگ های قلبشان خانه نشین شده اند. کمردرد، پادرد و بادفتق هم که مخصوص همه باربرهاست.

به گفته مهدی از زمانی که او مشغول این کار شده یکی از انگشتان دست خود را از دست داده است. علیزاده اضافه می کند: انگشت میانی دست راستم چند سال پیش هنگام جابه جایی بار زیر یک گاوصندق سنگین ماند.

او با خنده اضافه می کند: بعضی وقت ها چای شیرینم را با همین انگشتم هم می زنم چون دیگر حسی ندارد!

علیزاده چند سال پیش از طریق یکی از دوستانش با این کار آشنا شد، او در جستجوی کار از اردبیل به تهران آمد، اما وقتی نتوانست شغل مناسبی پیدا کند، ناچار کار باربری در بازار آل یاسین را انتخاب کرد. مهدی چند سال به عنوان نیروی کمکی در کنار دیگر باربرها کار کرد تا سرانجام توانست اعتماد صاحبان کارگاه های جوراب بافی را جلب کرده و برای خودش کار کند.

مهدی ادامه می دهد: این کار واقعا سخت است چون وقتی دستگاه را برداشتی تا رسیدن به مقصد نمی توانی آن را زمین بگذاری اگر هم بخواهی آن را زمین بیندازی روی پای خودت می افتد.

به گفته علیزاده سخت ترین قسمت کار آنها بالا رفتن از پله های غیراستاندارد کارگاه های جوراب بافی است، چون پله ها آنقدر کوچک هستند که بعضی وقت ها دستگاه در راه پله گیر می کند، او می گوید: یک بار در راه پله ای حدود نیم ساعت گیر افتادم، دستگاه گیر کرده بود نه می توانستم آن را زمین بگذارم نه می شد به راه ادامه داد، شرایط سختی بود تا این که سرانجام به کمک چند بار بر دیگر توانستیم دستگاه را آزاد کنیم.

باربری شبانه

علیزاده در این مدتی که در بازار آل یاسین مشغول به کار بوده خاطرات زیادی از کارش دارد، او یکی از خواندنی ترین های آن را برایمان تعریف می کند: یک​بار مردی به سراغم آمد و گفت می خواهد دستگاهی را به زیرزمین خانه ای مسکونی منتقل کند، اما چون ممکن است همسایه ها او را ببینند باید این کار را شبانه انجام بدهد.

به این ترتیب صاحب دستگاه با علیزاده قرار می گذارد که شبانه و پنهانی این کار را انجام دهند. مهدی ادامه می دهد: به همراه برادرم ساعت 12 نیمه شب دستگاه را به محلی که صاحب کارگاه گفته بود بردیم، اما جلوی کوچه یک خودروی پراید پارک شده بود که راه ما را بند آورده بود. شرایط بدی بود، چون نه می شد به دنبال صاحب ماشین گشت نه می شد بی خیال کار شد.

به گفته علیزاده آن شب او و برادرش تصمیم عجیبی گرفتند؛ آنها خودروی پراید را جابه جا کردند تا راهشان باز شود. آقای باربر ادامه می دهد: مجبور شدیم با برادرم پراید را به آن طرف جوی آبی که آنجا بود منتقل کنیم، برای این کار دو نفرمان یک بار جلوی پراید را بلند کردیم و یک بار هم عقب خودرو را.

اما مهدی و برادرش بعد از جابه جا کردن دستگاه جوراب بافی دوباره مجبور شدند خودروی پراید را به جای اولش برگردانند، او در این باره می گوید: وقتی دستگاه جوراب بافی را به زیرزمین منتقل کرده و داشتیم برمی گشتیم دیدیم چند نفر دور پراید جمع شده اند، مرد جوانی داشت برای همسرش توضیح می داد: من خودرو را آن طرف جوی آب پارک کردم نمی دانم چطور به این طرف آمده اینجا پلی روی جوی آب نیست که من به آن طرف بروم.

علیزاده و برادرش وقتی این صحنه را دیدند، تصمیم گرفتند خودروی پراید را به جای اولش برگردانند، او اضافه می کند: نمی توانستیم به آنها بگوییم کار ما بوده از طرفی هم نمی شد کمکشان نکنیم برای همین دوباره به کمک برادرم پراید را به جای اولش برگرداندیم، فکر کنم آنها متوجه ماجرا شدند، ولی به روی ما نیاوردند.

مهدی در این مدتی که دربازار آل یاسین کار کرده خاطرات زیادی دارد،او ادامه می دهد: چند وقت پیش هم دستگاهی را به یک مجتمع تجاری در خیابان جمهوری منتقل کردیم، صاحب دستگاه می گفت شما فقط دستگاه را تا ورودی پاساژ و جلوی آسانسور بیاورید، بقیه راه را با آسانسور می بریم، اما وقتی ما دستگاه را در آسانسور گذاشیم، آسانسور به جای این که بالا برود پایین رفت، به همین دلیل ناچار شدیم دستگاه را تا طبقه چهارم پاساژ بالا ببریم.

البته آقای باربر از زور بازوی خود برای کمک به مردم هم استفاده می کند،او ادعا می کند تا به حال صدها خودروی خراب را هل داده و چند اتومبیل دیگر را که در جوی خیابان گیر کرده بودند درآورده است، مهدی می گوید: یک بار هم وقتی داشتم به اردبیل می رفتم متوجه شدم یک خودروی پیکان پنچر شده ولی راننده جک نداشت تا لاستیک خودرو را عوض کند، به همین دلیل برای چند دقیقه عقب ماشین را بلند کردم تا مرد راننده لاسیتک خودرو را عوض کند.

روزی حلال می چسبد

هرچند کار باربر های این قسمت از بازار تهران سخت است، اما همگی آنها معتقدند چون پول حلال در می آورند خستگی کار از تنشان بیرون می رود، آنها دوست دارند مسئولان فکری به حالشان بکنند و حداقل با پرداخت کمی از سهم بیمه آنها را کمک کنند، علیزاده می گوید: این روزها بازار کار ما هم تعریفی ندارد، الان حدود دو روز است که کار نکرده ام، اما باز هم خدا را شکر همین که پول حلال درمی آوریم کافی است. باور کنید بعضی وقت ها از سنگینی بار پله های کارگاه ها زیر پایمان می شکند یا پایمان در کوچه پس کوچه های خاکی اینجا فرو می رود. باربرهای این قسمت بازار با صاحبان دستگاه ها بیشتر به صورت توافقی کار می کنند، مالکان دستگاه ها هم چون از سختی کار آنها باخبرند هوای آنها را دارند، برای نمونه آنها اگر دستگاهی به وزن 400 کیلوگرم را به طبقه چهارم ساختمانی ببرند حدود 130 هزار تومان دستمزد می گیرند، البته این دستمزد برای باربر و دو نیروی کمکی اوست. باربرها برای این که راحت تر بتوانند دستگاه ها را جابه جا کنند از کوله های مخصوصی استفاده می کنند، این کوله ها شبیه وسیله ای است که کولبرها در مناطق کوهستانی از آن استفاده می کنند، علیزاده ادامه می دهد: ما این کوله ها را تا مدتی قبل در تهران می خریدیم، اما الان باید آنها را سفارش بدهیم تا از بانه به قیمت صد هزار تومان برایمان بیاورند، چون دستگاه هایی که ما جابه جا می کنیم سنگین است، این کوله ها را برای ما سفارشی می سازند. آقای باربر 117 کیلوگرم وزن دارد، او می گوید به دلیل کار سختی که دارد، غذای زیادی هم می خورد. علیزاده ادامه می دهد: بیشتر برای ناهار به مغازه دیزی فروشی بازار می روم، صاحب آنجا هم که از کار و بار من با خبر است به من غذای بیشتری می دهد، خلاصه اینجا همه هوای ما را دارند، البته ماهم با آنها خوب رفتار می کنیم.

شلیک اسلحه‌های شکاری به قانون

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هفته‌ای نیست که در آن خبرگزاری‌ها یا سایت‌های حامی حقوق حیوانات از کشته شدن جانوران در مناطق حفاظت شده، دستگیری شکارچیان غیرمجاز یا زخمی شدن محیط‌بانان ننویسند، هر چند مسئولان هم این خبرها را می‌خوانند و در سخنرانی‌های خود تاکید می‌کنند که باید مانع بروز چنین حوادث تلخی شد، اما اوضاع آشفته محیط‌زیست گواهی است بر این نکته که سخنان مسئولان تاکنون در حد حرف و وعده باقی‌مانده زیرا با این ‌که آنها در جریان اتفاقاتی که در محیط زیست رخ می‌دهد، هستند، روز به ‌روز شرایط برای جانورانی که در مناطق حفاظت شده زندگی می‌کنند بدتر شده و نام گونه‌های جانوری بیشتری در لیست قرمز و در کنار جانوران در خطر‌انقراض حک می‌شود.

برای نمونه روز گذشته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست از وجود یک میلیون و ۲۰۰ هزار قبضه سلاح شکاری در کشور خبر داد و به فارس گفت: فقط ۷۰ هزار مجوز برای سلاح شکاری در کشور صادر شده یعنی یک میلیون و 130 هزار سلاح شکاری در دستان افرادی است که کمترین چیزی از قانون به کارگیری سلاح و شکار نمی دانند، این نابسامانی تبعات اجتماعی زیادی دارد؛ از نابود شدن گونه های جانوری در کشورمان گرفته تا بروز خشونت، درگیری و نزاع در کشور.

علاوه بر این از سخنان فرمانده یگان حفاظت محیط زیست می توان نتیجه گرفت که قانون سفت و سختی هم برای خرید و فروش سلاح شکاری در کشور وجود نداشته یا حداقل ضمانت اجرایی ندارد چون به نظر می رسد هر شخصی که هوس شکار به سرش زد ، براحتی می تواند از یکی از فروشگاه های خرید و فروش مهمات شکاری که این روز ها در هر شهر و روستایی وجود دارد، سلاح خریده و به جان طبیعت، حیوانات و محیط بانانش بیفتد.

با توجه به این اوضاع و این که مسئولان آمار سلاح های شکاری بدون مجوز را اعلام کرده اند، باید منتظر ماند و دید که برای جمع آوری آنها یا حداقل اضافه نشدن به تعداد این سلاح ها چه راهکاری در پیش می گیرند، هر چند ساده ترین کار نظارت بیشتر بر مراکز فروش سلاح شکاری و کوتاه کردن مراحل اداری واگذاری سلاح به خریداران است، زیرا حداقل به این شکل می توان مطمئن شد، شخصی که سلاح در اختیار دارد با اصول اولیه استفاده از سلاح آشنایی دارد و بر اثر سهل انگاری و بی اطلاعی او حادثه تلخی رقم نمی خورد.

مهدی آیینی / جام جم

سمندر لرستانی و سنجاب‌های زاگرس وارداتی نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 

فقط حیوانات وارداتی در کشور خرید و فروش می‌شوند؛ به قول معروف هر شخص عاقل و بالغی این جمله را براحتی باور نمی‌کند، زیرا هر کسی که برای یک بار گذرش به مغازه‌های فروش حیوانات که این روزها در بیشتر خیابان‌های شهر مانند قارچ سر بیرون آورده‌اند افتاده باشد، بی‌برو برگرد جانوران زیادی را در قفس این مغازه‌ها دیده که تعدادی از آنها از جانوران بومی کشورمان هستند؛ از سمندر لرستانی و لاک‌پشت پوزه عقابی بگیرید تا سنجاب‌های زاگرس.

جالب اینجاست که برخی از این گونه های جانوری مانند سمندر لرستانی در خطر انقراض قرار دارند و به همین دلیل از کنار سخنان رئیس اداره ساماندهی و هماهنگی اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان محیط زیست براحتی نمی توان عبور کرد.

این مقام مسئول روز گذشته به ایسنا گفت همه حیواناتی که در پایتخت خرید و فروش می شوند، وارداتی هستند و به شکل مجوزدار یا به صورت قاچاق وارد کشور شده اند، اما انگار او تا به حال به مغازه های فروش حیوانات نرفته و آشنایی زیادی با گونه های جانوری کشورمان ندارد یا حداقل خبرهای مربوط به حوزه اش را پیگیری نمی کند، زیرا با شروع فصل بهار که موقع زاد و ولد جانوران است تا به حال نوزادان جانوران وحشی زیادی زنده گیری شده اند که با توجه به کمبود محیط بان در کشور فقط برخی از آنها به دست همیاران محیط زیست یا محیط بانان کشف شده است.

کشف یک راس بره میش وحشی در اسفراین، دو بزغاله وحشی در رامهرمز، یک توله خرس در چهارمحال و بختیاری، ۱۵ حلقه مار افعی در کلات و در جدیدترین مورد محیط بانان شهرستان فریدن اصفهان دو قلاده توله گرگ زنده گیری شده را از قاچاقچیان حیات وحش کشف و ضبط کردند.

با توجه به این جانوران کشف شده، باید پرسید اگر این نوزادان حیات وحش برای خرید و فروش زنده گیری نمی شوند، قاچاقچیان به چه دلیلی خطر زنده گیری آنها را به جان می خرند؟ یا چرا نظارت دقیقی روی مغازه های فروش حیوانات نیست تا نوزادان حیات وحش به دلیل وسوسه یا طمع برخی سودجو سر از خانه های مسکونی در نیاورند.

این در حالی است که طبق آخرین گزارش اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی 77 گونه جانوری در کشور در لیست قرمز قرار دارند، باید گفت اگر سیاست های محیط زیست تغییر نکند هیچ بعید نیست تا چند سال دیگر این عدد سه رقمی شده و گونه های جانوری بیشتری در خطر انقراض قرار بگیرند.

ماهی ها به جهنم

در دو ماه گذشته آن‌قدر خبرهای بد در حوزه محیط زیست خوانده و نوشته‌ام که باورش برایم سخت است، خبرهای تلخی که این روزها مرا به یاد این شعر اکبر اکسیر می‌اندازد «با اجازه محیط زیست، دریا دریا دکل می‌کاریم، ماهی‌ها به‌جهنم…».

مجروح شدن محیط بانان در پارک ملی دنا به دست شکارچی های غیرمجاز، قاچاق و فروش لاله های واژگون در پایتخت، شکار جانوران آبستن به دست ناشکارچی ها و زنده گیری نوزادان حیوانات وحشی در گوشه و کنار مناطق حفاظت شده از خبرهای تاسف بار حوزه محیط زیست است، اما اینها فقط قسمتی از اتفاقات ناگواری است که در این مدت کوتاه رقم خورده است و باید به این خبرهای تلخ سخنان استاندار فارس را هم اضافه کرد.

او حدود دو هفته پیش در اظهارنظری ۳۰۰ گورخر باقیمانده در منطقه حفاظت شده بهرام گور را عامل مصیبت و بی کاری جوانان این استان معرفی کرد، در حالی که طرفداران محیط زیست از این سخنان هنوز شوکه هستند، روز گذشته دوباره سخنان رئیس شبکه انجمن های صنعتی و معدنی ایران خبرساز شد.او در تکمیل حرف های آقای استاندار به ایرنا گفت، سازمان حفاظت محیط زیست برای نگهداری و مراقبت از ۲۰ راس آهو مساحتی بیشتر از ۵۰۰ هکتار را با وجود دارا بودن پتانسیل معدنی، محصور ساخته و اجازه هیچ گونه فعالیتی را در این منطقه نمی دهد.

وقتی این مسئولان درباره محیط زیست و گونه های حفاظت شده این چنین اظهارنظرهایی می کنند، چطور می توان انتظار داشت اوضاع محیط زیست کشور از این بدتر نشود و اهالی روستاهای نزدیک مناطق حفاظت شده در رویای به دست آوردن ثروت و کار به کشتار حیوانات در خطر انقراض کمر نبندند.

چگونه می توان از چوپان ها انتظار داشت که به محیط زیست احترام گذاشته و دام های خود را برای چرا به مناطق حفاظت شده نبرند. به همین علت باید مسئولان کمی بیشتر به محیط زیست احترام گذاشته و در سخنرانی های خود اظهارنظر هایی نکنند که برای محیط زیست گران تمام شود.

مهدی آیینی

ببر سیبری بیار؛ پلنگ ایرانی ببر

مهدی آیینی/جام جم-هر از گاهي خبر روي خروجي خبرگزاري ها قرار مي گيرد كه از احیای ببر مازندران، تبادل پلنگ ايراني با ببر سيبري يا شير هندي با آهوي ايراني حكايت دارد، هرچند كه اين اخبار براي توده مردم خبر خوش آب و رنگي است،اما كارشناسان محيط زيست كشورمان معتقدندبه فرض محال اگر اين طرح ها عملي هم بشوند سودي براي محيط زيست كشورمان ندارند،به همين علت بايد هزينه هاي اين طرح ها به حفظ و مراقبت از گونه هاي جانوري در خطر انقراض كشورمان اختصاص پيدا كند.

زمستان 88 بود كه  رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و طرف روسي اش در تفاهم‌نامه اي  دوجانبه قبول كردند تا در ازای شش قلاده ببر سیبری، شش پلنگ ایرانی به روسيه منتقل شود .اين طرح در ارديبهشت 89 با نقل و انتقال يك جفت پلنگ ايراني و يك جفت ببر سيبري كليد خورد،آن زمان مسئولان محيط زيست گفتند تا خرداد همان سال ببرهاي سيبري به ميانكاله منتقل مي شوند،اما اين جا به جايي صورت نگرفت  و در حالي كه ببرهاي روسي درباغ وحش تهران زندگي مي كردند،در اویل دي 89 خبرهايي منتشر شد كه از مبتلا شدن اين ببرها به بيماري مشمشه حكايت داشت و با تلف شدن ببر نر يكي از جنجالي ترين اتفاقات آن سال رقم  خورد.

به اين ترتيب باغ و حش تهران براي چند روز تعطيل شد و شيرهايي هم كه در اين باغ وحش روزگار مي گذراند به علت مبتلا شدن به بيماري مشمشه كشته شدند،بعد از اين ماجرا خبرهايي مبني بر مبتلا شدن ببرسيبري ماده هم به بيماري مشمشه به گوش رسيد، ولي سازمان محيط زيست ترجيح داد ببرماده را به قرنطينه منتقل كرده و مانع اطلاع رساني بيشتر دراين خصوص شود. از اين گذشته هرچند قرار بود ببرها و پلنگ هاي بيشتري باهم معاوضه شوند، ولي بعد از اين ماجرا تا كنون هيچ مبادله اي صورت نگرفته است.

پافشاری برای تبادل

اگر تا امروز خبرهاي مربوط به معاوضه پلنگ ايراني با ببرسيبري را پيگري كرده باشيد حتما شنيده يا خوانده ايد كه چند روز پيش معاون وزير محيط زيست روسيه از پشت سر گذاشتن بررسي هاي اوليه اين نقل و انتقال خبر داد و ياد آور شد كه فقط مراحل اداري اين كار انجام نشده است،نيكلاي پوپوف در مراسم امضاي پروتكل الحاقي به كنوانسيون درياي خزر  به خبرنگاراني كه از او درباره تاريخ ورود ببرهاي سيبري به ايران مي پرسيدند،گفت: بيشتر كارهاي لازم از طرف روسيه انجام شده و كارشناسان روسي آزمايش هاي لازم را روي ببرهاي سيبري انجام داده اند.

بیشتر بخوانید »

کیمیاگران قرن 21

مهدی آیینی / كوره هاي بزرگ و كوچكي كه آتش از هركدام آنها زبانه مي كشد،چند ظرف اسيد، قطعات فلز سرب و بيشتر ابزاري كه در كارگاه هاي ريخته‌گري كاربرد دارد را مي توان در كارگاه هاي غالكاري پيدا كرد،غالكاري حرفه سختي است اما خيلي ها به علت در آمد خوبی كه دارد به سراغش مي روند، زيرا غالكارها با فلز گرانبهاي طلا سر و كار دارند آنها،به طور به مستقيم با افرادي كه كارگاه طلاسازي دارند كار مي كنند تا ذرات طلايي كه سازندگان طلا هنگام ساخت اشيايي مانند انگشتر،النگو و گردنبد از دست مي دهند را دوباره به دست بیاورند،براي اینکه از زير و بم كار غالكارها بیشتر بدانیم به يكي از كارگاه هاي اين افراد در خارج از شهر تهران رفتيم.

 وانت بار جلوي كارگاه توقف مي كند و كارگرها بار اتومبيل را كه چندين كيسه پلاستيكي پر از زباله و چند بشكه آب است،خالي مي كنند،صاحب بار مرد جواني به نام احمد و مالك يكي از كارگاه هاي طلاسازي تهران است.او درباره علت آمدنش به كارگاه غالكاري مي گويد: با توجه به ميزان كار و طلايي كه مي سازم هر چند ماه يك بار به اينجا مي آيم تا غالكارها طلاي از دست داده‌ام را به من برگردانند.

هميشه وقتي طلاساز‌ها اشيايي مانند النگو و انگشتر مي سازند مقداري از طلايي كه داشته‌اند را از دست مي دهند ،چون هنگام پرداخت طلا براده هايي از آن جدا مي شود، براي نمونه هنگامي كه طلاساز ها تصميم به ساخت يك انگشتر مي گيرند بايد با سوهان و يا برس هاي مخصوص آنرا شكل دهند، طبيعي است كه با جدا شدن براده ها در اين مواقع از وزن طلاي اوليه كاسته مي شود.

قوانين كارگاه هاي طلاسازي

طلاساز ها براي اينكه جلوي ضرر و زيان خود را بگيرند سعي مي كنند ذرات طلا را دوباره به دست بياورند براي اينكار آنها در محيط كارگاه خود به نكات زيادي  توجه مي كنند،مثلا كف كارگاه هاي طلاسازي هميشه فنس هاي پلاستيكي يا فلزي مي گذارند تابراده هاي طلا به كفش كارگرها نچسبد.

البته قوانين كارگاههاي طلاسازي با گران شدن قيمت طلا رابطه مستقيمي دارد هرچه قيمت اين فلز خوش آب و رنگ بالا برود طلاسازها در كارگاه هاي خود قوانين سختگیرانه تری اجرا مي كنند،جالب است بدانيد برخي از طلاسازها از كارگران خود مي خواهند هنگام كار كمتر حرف زده يا ماسك به صورت بزنند زيرا آنها ادعا مي كنند ممكن است ذرات ريز طلا هنگام حرف زدن وارد دهان كارگرها شود.  بیشتر بخوانید »

سوگواره‌ای برای لاله‌های واژگون

آنقدر زیباست که گردشگران برای دیدنشان شال و کلاه می‌کنند و به دشت‌های مرتفع کشور می‌روند؛ آن‌قدر در تاریخ و فرهنگ کشورمان ریشه دارد که در کتیبه‌ها و سرستون‌های طاق بستان می‌توان آنها را در کنار پادشاهان ساسانی دید یا در افسانه‌ها خواند.

مهدی آیینی

مهدی آیینی

وقتی این گل کشته شدن سیاوش به دست افراسیاب را دید سر پایین انداخت تا در غم او اشک بریزد؛ از طرفی این گونه گیاهی آن قدر مظلوم واقع شده که این روزها در خطر انقراض قرار گرفته است، چون یا به دست گردشگرنماها چیده می شود یا چرای غیرمجاز دام آن را از بین می برد، هرچند که این روزها افراد فرصت طلب هم با فروش و قاچاق این گل ها آنها را بیشتر از پیش در خطر انقراض قرار می دهند.

درباره لاله های واژگون حرف می زنیم؛ گل هایی که هر بهار زیبایی دشت های خراسان شمالی، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان را چند برابر می کند.

لاله های واژگون از گونه های گیاهی در خطر انقراض کشورمان است، اما با این حال هر سال فصل بهار، زمانی که این گل ها سر از خاک بیرون می آورند، ماجرای قاچاق و فروش آنها به دست افراد سودجو خبرساز می شود.

روز گذشته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران از کشف و ضبط 45 شاخه لاله واژگون در پایتخت خبر داد، هرچند که طبق قانون و مقررات سازمان جنگل ها و مناطق حفاظت شده محیط زیست از بین بردن رستنی هایی که محدودیت رویشگاهی دارند، جرم است، ولی آگاهی نداشتن شهروندان در این باره سبب شده که افراد سودجو دست به خرید و فروش این گونه گیاهی در خطر انقراض بزنند.

با این که در چند سال اخیر برخی از زیستگاه های لاله های واژگون به ثبت ملی رسیده است، اما نبود نیروی کافی برای محافظت از این مناطق سبب شده این گونه گیاهی هنوز در خطر انقراض قرار داشته باشد، به همین علت مسئولان برای حفظ این گونه گیاهی باید راهکار مناسبی در پیش بگیرند، بدون تردید فرهنگ سازی و کمک به بخش خصوصی برای تولید و تکثیر پیاز این گل زیبا می تواند راهکار مناسبی برای حفظ گل لاله واژگون باشد.

پارک ملی کویر را نابود نکنید

مهدی آیینیهرچند که بحث اکتشاف نفت در پارک ملی کویر ماجرای تازه‌ای نیست و تاکنون کارشناسان بارها نسبت به عواقب آن هشدار داده‌اند، اما وقتی رئیس‌جمهور در سمنان از برطرف شدن مشکلات و موانع اکتشاف نفت در پارک ملی خبر داده و می‌گوید دستورهای لازم برای اتمام مصوبات عملیات اکتشاف نفت در محدوده پارک ملی کویر تا پایان سال صادر شده می‌توان نتیجه گرفت که او آب پاکی را روی دست دوستداران محیط‌زیست ریخته است.رئیس جمهور بارها در سخنرانی های خود در راستای حفظ محیط زیست سخن گفته، اما اشکال اینجاست که موقع عمل که می رسد ماجرا جور دیگری رقم می خورد. در حالی رئیس دولت دهم از برطرف شدن مشکلات برای اکتشاف نفت در بزرگ ترین پارک ملی حفاظت شده کشور حرف می زند که ما با کشورهای حاشیه خلیج فارس ذخایر و میدان های نفتی مشترک زیادی داشته و کشورهایی مانند قطر تمام تلاش خود را برای استخراج این ذخایر در پارس جنوبی به کار گرفته اند.

به همین علت، این پرسش مطرح می شود که چرا دولتمردان باید به فکر استخراج نفت در پارک ملی کویر و محلی باشند که زیستگاه چند گونه جانوری در خطر انقراض مانند جبیر، پلنگ و یوزپلنگ است.

جالب اینجاست که دولت برای حفظ گونه های در خطر انقراض مانند یوزپلنگ ها، میلیون ها دلار هزینه می کند.

شاید پیشنهاد صد میلیون دلاری شرکت چینی برای سرمایه گذاری در این خصوص تمامی مشکلات زیست محیطی را به یکباره برطرف کرده است یا شاید کارشناسان دولت در محاسبات خود دچار اشتباه شده اند، چرا که طبق ماده هشت آیین نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، هر گونه عملیات عمرانی که منجر به تخریب محیط زیست شود، ممنوع است.

با این حال هیچ دور از ذهن نیست که با شروع به کار شرکت چینی و آغاز عملیات اکتشاف نفت در پارک ملی کویر این منطقه سرنوشت روشنی پیش رو نداشته باشد.

مهدی آیینی

مهربانی را با بهار آغاز کنیم

250

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 

هزار کودک در انتظارند تا فقط از برنامه رفع سوءتغذیه کمیته امداد بهره‌مند شوند. شاید شنیدن این خبر تلخ در روزهای اول بهار که همه از خاطرات خوش و سفرهای نوروزیشان حرف می‌زنند، کمی آزرده‌کننده باشد و خیلی‌ها با خودشان بگویند که در روزهای پایانی سال گذشته در جشن‌های نیکوکاری زیادی شرکت کرده‌اند تا از این دست خبرها کمتر بشنوند. درست است خیلی ها عادت کرده اند که روزهای پایانی سال از نیازمندان یاد کرده و در حد بضاعت خود آستین هایشان را برای کمک به فقرا بالا بزنند، اما اگر همه ما تلاشمان را به کار ببریم تا از روزهای اول بهار به کمک نیازمندان برویم، می توانیم در کمک به آنها بهتر عمل کرده و باری هرچند کوچک را از دوش افرادی که در تهیه نیازهای اولیه زندگی خود با مشکل روبه رو هستند، برداریم.

روز گذشته معاون حمایت و سلامت کمیته امداد به ایسنا، گفت: سال گذشته 54 هزار و 300 کودک زیر شش سال از برنامه رفع سوءتغذیه کمیته امداد بهره مند شدند. اگر خوب به این آمار توجه کنیم، با حسابی سر انگشتی می توان گفت چنانچه همه چیز خوب پیش برود و کمیته امداد بتواند هر سال با کمک نیکوکاران 54 هزار کودک را تحت پوشش خود قرار دهد، بیش از 4.5 سال زمان لازم است تا فقط همه کودکان نیازمندی که شناسایی شده اند از سوءتغذیه و مشکلات دیگری که به طور یقین با آن دست و پنجه نرم می کنند، نجات پیدا کنند.

این در حالی است که اگر کودک زیر شش سالی را در نظر بگیریم که قرار است چهار سال دیگر فکری به حالش شود، باید گفت که این کودک تا رسیدن به مرز10 سالگی به طور حتم با مشکلات روحی و جسمی غیرقابل بازگشت زیادی روبه رو خواهد شد بنابراین چنانچه مدیر یکی از نهادهای حمایتی هستیم یا به عنوان یک انسان قصد داریم به همنوع خود کمک کنیم، از همین امروز دست به کار شویم و با برنامه ریزی دقیق و کمک رسانی بموقع دست کودکان نیازمند را برای بهره مند شدن از ابتدایی ترین نیازشان بگیریم.

بالا