آخرین خبرها
خانه / گزارش

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی
  • تابستان هوا ندارد

    تابستان هوا ندارد

    تابستان‌ها  نیز دیگر از هوای پاک خبری نیست، این روزها ازن برای آسمان آبی خط و نشان‌ می‌کشد چند هفته‌...

  • محیط‌بانم پس نیستم!

    محیط‌بانم پس نیستم!

    درآستانه روز محیط‌بان، چند نفر از نگهبانان طبیعت، بی پرده از دغدغه های‌شان گفته‌اند هم می‌ترسیدند،هم...

  • اعتراضات جنگل‌بانان شرکتی به نتیجه می‌رسد؟

    اعتراضات جنگل‌بانان شرکتی به نتیجه می‌رسد؟

    بعد از اجرای طرح تنفس جنگل‌ها در سال ۹۶ که براساس آن قطع درختان جنگل‌های هیرکانی بسیار محدود شد، تعد...

  • کشف منطقه‌ای که پاک‌ترین هوای جهان را دارد

    کشف منطقه‌ای که پاک‌ترین هوای جهان را دارد

    دانشمندان در ناحیه‌ای از جو اطراف کره زمین که معتقدند تحت‌تأثیر فعالیت‌های مخرب انسانی نیست، پاک‌تری...

  • جفای ترال

    جفای ترال

    صیادان محلی می‌گویند جولان کشتی‌های ترال و کاهش منابع دریا سفره آنها را کوچک‌تر کرده است چند سالی اس...

  • ردپایت را کمرنگ کن!

    ردپایت را کمرنگ کن!

    بررسی‌ها نشان می‌دهد توجه به میزان انتشار کربن در تولید محصولات گوناگون به‌زودی به استانداردی فراگیر...

  • البرز ققنوس زاگرس ‌

    البرز ققنوس زاگرس ‌

    ۱-مرگ غریبانه البرز غصه اولی نیست که روی سرمان آوار می‌شود،‌ غم‌انگیز این‌که آخرینش هم نخواهد بود، ‌...

  • اعلان جنگ با آبزیان

    اعلان جنگ با آبزیان

    فیلم صید گسترده ماهی با استفاده از شوک الکتریکی تکذیب شد، اما صید غیرقانونی با روش‌های مرگبار در آب‌...

  • حراج باله کوسه در تهران

    حراج باله کوسه در تهران

    در بازار ماهی‌فروشی‌‌ تهران برخی مغازه‌داران ‌باله کوسه و دیگر گونه‌های در خطر انقراض را می‌فروشند ا...

  • کرونا‌ کوه

    کرونا‌ کوه

    هر روز به طور میانگین حدود یکصد‌تن پسماند کرونایی در آرادکوه دفن می‌شود فانتزی کارگردان‌های هالیوودی...

تابستان هوا ندارد

تابستان‌ها  نیز دیگر از هوای پاک خبری نیست، این روزها ازن برای آسمان آبی خط و نشان‌ می‌کشد

چند هفته‌ای است که آفتاب داغ تابستان حسابی کلافه‌مان کرده است و در بعضی از این روزهای داغ کرونایی آلودگی هوا نیز امانمان نمی‌دهد. آن‌قدر که براساس داده‌های شرکت کنترل کیفیت هوای تهران پنج روز از ده روز اول تابستان، هوای پایتخت برای گروه‌های حساس ناسالم بوده و البته مقصر اصلی آلودگی آسمان در همه این روزها ازن بوده است. آلاینده‌ای که پیش‌سازهای آن در اثر جلوگیری ‌نکردن از تولید مضاعف اکسیدهای ازت در فعالیت‌های صنعتی، احتراق ناقص سوخت در وسایل نقلیه و اجرا نکردن طرح کهاب در جایگاه‌های عرضه سوخت تولید می‌شود و اشعه داغ خورشید نیز این پیش‌سازها را به ازن تبدیل می‌کند. اتفاقی که آلودگی هوا را در روزهای گرم تابستان نیز برای اهالی کلانشهرها به همراه دارد و این آلودگی در سال‌های اخیر به دلیل افزایش میانگین دمای هوا، رشد فعالیت‌های صنعتی در کلانشهرها و فرسودگی هرچه بیشتر خودروها و موتورسیکلت‌ها بیشتر هم شده‌است.

اکسیژن موجود در هوا که در کنار آب به‌عنوان منبع اصلی وجود حیات در کره زمین شناخته‌می‌شود، مولکولی دواتمی است و وقتی این مولکول به حالت سه‌اتمی درمی‌آید، به ازن که گازی به‌شدت سمی است، تبدیل می‌شود. گازی که وقتی از حد استاندارد فراتر می‌رود به بافت‌های چشم و دستگاه تنفسی آسیب می‌رساند و حتی می‌تواند باعث خشک‌شدن گیاهان و نابودی فضاهای سبز شهری و محصولات کشاورزی هم بشود.

البته واکنش‌های تبدیل اکسیژن به ازن به‌صورت طبیعی در اتمسفر رخ‌می‌دهد و اصولا انجام واکنش بین اکسیژن هوا، ازن و اکسیدهای نیتروژن چرخه‌ای طبیعی در جو زمین به حساب می‌آید، اما آنچه این چرخه طبیعی را برهم می‌زند، افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی و بی‌توجهی به ضوابط زیست‌محیطی در فعالیت‌های صنعتی است که باعث بالارفتن غلظت اکسیدهای نیتروژن موجود در هوا و تولید بیشتر ازن می‌شود. در کنار این مساله، احتراق ناقص سوخت در وسایل نقلیه و همچنین جلوگیری‌نکردن از ورود بخارات بنزین به هوا در پمپ‌بنزین‌ها ورود هرچه بیشتر هیدروکربن‌های گازی یا همان گازهای آلی فرار به هوا را به همراه دارد. گازهایی که خود به‌عنوان پیش‌سازهای تولید ازن شناخته‌می‌شوند و وقتی در معرض تابش شدید نور خورشید قرار می‌گیرند، می‌توانند زمینه را برای افزاش غلظت آلاینده ازن فراهم‌کنند.

این‌ها نکاتی است که یوسف رشیدی، عضو هیات‌علمی دانشگاه شهیدبهشتی درباره نحوه افزایش غلظت آلاینده ازن در هوا با جام‌جم در میان می‌گذارد. او این نکته را هم توضیح می‌دهد که اصولا برای سنجش کیفیت هوای شهر شش آلاینده معیار شامل چهار گاز منوکسید کربن، دی‌اکسیدنیتروژن، دی‌اکسیدگوگرد و ازن به همراه ذرات معلق کوچک‌تر از ۵/۲میکرون و ذرات معلق کوچک‌تر از ۱۰ میکرون اندازه‌گیری اندازه‌گیری می‌شوند. هرکدام از این آلاینده‌ها نیز با استاندارد تعیین‌شده‌ای مقایسه می‌شوند و به این ترتیب عددی به دست می‌آید که نشان‌دهنده شاخص آن آلاینده در هواست و شاخص کل آلودگی هوای شهر نیز معادل بالاترین عدد در میان شاخص هرکدام از این آلاینده‌هاست. بر این اساس وقتی به‌طور مثال شاخص ازن از بقیه آلاینده‌ها بالاتر می‌رود، به این ترتیب ازن به‌عنوان شاخص اندازه‌گیری آلودگی هوای آن روز معرفی می‌شود. اتفاقی که در روزهای گرم سال و به‌خصوص در فصل تابستان بیشتر می‌افتد.

ازن؛ آلاینده روزهای گرم

آلوده‌شدن هوای شهرها تابع دو پارامتر مهم است. نخست مقدار تولید مواد آلاینده و دوم شرایط هواشناسی. تفاوت اساسی شرایط هواشناسی تابستان و زمستان نیز این است که در روزهای سرد سال به‌علت وقوع پدیده وارونگی دما، میزان تهویه طبیعی هوا کمتر می‌شود و به همین دلیل، آلاینده‌های تولیدشده به‌مدت طولانی‌تری در هوا باقی‌می‌مانند. اما در تابستان، تهویه طبیعی هوا به‌علت نبود پدیده وارونگی دما بهتر اتفاق می‌افتد و به همین دلیل، تاثیر ذرات معلق و آلاینده‌های گازی در آلودگی هوا کمتر می‌شود.

با این وجود، افزایش غلظت آلاینده ازن در کلانشهرها در فصل تابستان باعث می‌شود اهالی این شهرها حتی در روزهای گرم‌ سال نیز از آلودگی هوا در امان نباشند. رشیدی دراین‌باره توضیح می‌دهد: در فصل زمستان مصرف سوخت بالاتر است و طبیعتا مونوکسید نیتروژن و گازهای آلی فرار بیشتری وارد هوا می‌شوند، اما چون انجام واکنشی که منجر به تولید ازن می‌شود، نیازمند اشعه ماورای بنفش خورشید است و شدت تابش این اشعه نیز در فصل تابستان خیلی بیشتر از زمستان است، به همین دلیل غلظت آلاینده ازن در روزهای گرم سال نسبت به روزهای سرد خیلی بالاتر می‌رود.

البته حتی در روزهایی از فصل تابستان که غلظت آلاینده ازن از حد استاندارد فراتر می‌رود و این آلاینده به عنوان شاخص آلودگی هوای آن روز معرفی می‌شود، باز هم پیک انتشار ازن بین ساعت‌ ۱۲ ظهر تا ۴ بعدازظهر است و بعد از این ساعت‌ها نیز چون شدت تابش خورشید به میزان قابل توجهی کاهش می‌یابد، غلظت آن آلاینده هم به طور طبیعی کمتر می‌شود.

این نکته را نیز محمد رستگاری، معاون نظارت و پایش اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان تهران به جام‌جم توضیح می‌دهد و تاکید دارد در روزهای گرمی که ازن به شاخص آلودگی هوا تبدیل می‌شود، غلظت این آلاینده در میانه شب به حدی پایین آمده که اساسا می‌توان گفت آلودگی از میان رفته، این در صورتی است که افزایش غلظت دیگر آلاینده‌های هوا در فصل زمستان در طول شب هم ادامه دارد.

افرایش نگرانی از ازن

در سال‌های اخیر رشد فعالیت‌های صنعتی بدون توجه به ضوابط زیست‌محیطی در کلانشهرهای کشور باعث بالارفتن میزان تولید اکسیدهای نیتروژن شده و افزایش مصرف سوخت در کنار فرسودگی هرچه بیشتر خودروها و موتورسیکلت‌ها نیز گازهای آلی فرار بیشتری را در هوای کلانشهرها منتشر کرده، اما علت اصلی  افزایش میزان نگرانی از انتشار آلاینده ازن بخصوص در فصول تابستان چند سال گذشته، بالا رفتن میانگین درجه حرارت هوای کشورمان بر اثر پدیده گرمایش جهانی است. نکته‌ای که رد و نشان آن را در میان صحبت‌های رئیس سازمان هواشناسی کشور نیز می‌توان جست‌وجو کرد، زیرا همین دو هفته پیش بود که سحر تاجبش اعلام کرد تابستان امسال دمای هوا بالاتر از حد نرمال خواهد بود. این در حالی است که براساس آمارهای سازمان هواشناسی سال ۹۸ هم دمای هوا حدود ۳/۱ درجه سانتی‌گراد بالاتر از حد نرمال بود.

نکته دیگری که البته در بالا رفتن شاخص آلاینده ازن در تابستان‌های اخیر تاثیرگذار بوده، سختگیرانه‌ترشدن شیوه سنجش سطح آلاینده‌های هوا در سه سال گذشته است. مساله‌ای که معاون نظارت و پایش اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان تهران درباره آن توضیح می‌دهد: در سه سال اخیر استانداردهای اندازه‌گیری سطح آلاینده‌های موجود در هوای پایتخت تغییر کرده به این مفهوم که اگر قبلا با رسیدن به عددی خاص غلظت هر کدام از آلایند‌ها را ناسالم اعلام می‌کردیم، اکنون با رسیدن به عدد کمتری غلظت آن آلاینده ناسالم اعلام می‌شود.

رستگاری البته تاکید دارد که سختگیرانه‌تر شدن استانداردها حتما در افزایش اثرگذاری شاخص آلاینده ازن در روزهای ناسالم هوا در شش ماه ابتدایی سال‌های اخیر تاثیرگذار بوده، اما قطعا ریشه اصلی افزایش غلظت آلاینده ازن در هوای پایتخت به گرمایش جهانی و تولید بیشتر پیش‌سازهای این آلاینده در سال‌های اخیر بازمی‌گردد.

راهکارهای کاهش غلظت ازن

ازن گازی سمی است که غلظت بالای آن در هوای کلانشهرها هم برای سلامت انسان‌ها و هم برای طراوت محیط‌زیست زیان‌آور است. به همین دلیل، نباید مسائلی مانند گرمایش جهانی به بهانه‌ای برای پرهیز از تلاش برای کاهش تولید آن تبدیل شود. چراکه صرف‌نظر از تمام تلاش‌هایی که کشورهای مختلف باید برای مقابله با گرمایش جهانی انجام دهند، ما نیز در کشورمان می‌توانیم برای پایین‌آوردن غلظت آلاینده ازن تولید پیش‌سازهای آن را کاهش دهیم.

کم کردن میزان تولید این پیش‌سازها نیز با اجرای راهکارهای مختلفی موثر است که از جمله آن می‌توان به ارتقای بازده سیستم‌های احتراق در منابع سوختی اشاره کرد. رشیدی درباره این راهکار توضیح می‌دهد: احتراق ناقص سوخت به‌خصوص در خودروها و موتورسیکلت‌ها نقش مهمی در تولید گازهای آلی فرار به عنوان بخشی از مهم‌ترین پیش‌سازهای آلاینده ازن دارد. بنابراین اگر ما بتوانیم کیفیت وسایل نقلیه خود را ارتقا دهیم و به‌ویژه وسایل نقلیه فرسوده را از رده خارج کنیم، هیدروکربن‌های نسوخته کمتری در هوا منتشر می‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی اجرای کامل طرح کهاب (کاهش، هدایت، انتقال و بازیافت بخارات بنزین) در جایگاه‌های عرضه سوخت را نیز راهکار مهم دیگر کاهش میزان انتشار گازهای آلی فرار در هوا می‌داند. طرحی که از سال ۸۷ اجرای آن به شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران واگذار شده، اما براساس اظهارات داریوش گل‌علیزاده، معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط‌زیست هنوز حتی ۱۰ درصد آن نیز نشده‌است.

راهکار دیگری نیز که می‌تواند در کاهش انتشار اکسیدهای ازت به عنوان پیش‌ساز آلاینده ازن موثر باشد، مجهز کردن مراکز صنعتی بزرگ به واحد کنترل ناکس (اکسیدهای نیتروژن) است. این در حالی است که به گفته رشیدی، تعداد کمی از مراکز صنعتی کشور مجهز به چنین واحدی هستند. او همچنین توضیح می‌دهد با وجود تاثیر مهمی که استفاه از فیلترهای حذف اکسیدهای ازت در سیستم‌های خروجی کارخانجات می‌تواند در کاهش آلودگی هوای کلانشهرها داشته باشد، اساسا بسیاری از کارخانجات کشور از داشتن این فیلترها بی‌بهره‌اند.

البته این تنها روند اشتباهی نیست که باعث افزایش غلظت آلاینده ازن در روزهای گرم سال می‌شود و تا زمانی هم که روندهای نادرستی مثل سهل‌انگاری در اجرای طرح کهاب، تولید خودروها و موتورسیکلت‌هایی با استانداردهای کیفی پایین و اهمال در از رده خارج کردن وسایل نقلیه فرسوده وجود داشته باشد، تابستان هر سال باید منتظر افزایش تعداد روزهای آلوده در هوای کلانشهرهایمان باشیم.

 

سم «ازن مضر» بر پیکر بشر

گاز سمی ازن که حضور آن در نزدیکی سطح زمین تبعات خطرناکی برای محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها در پی دارد، دقیقا همان گازی است که وجود آن در لایه استراتوسفر موجب فلیتر کردن بخش زیادی از اشعه ماورای خورشید و جلوگیری از خسارت‌های بی‌شمار این اشعه برای کره زمین می‌شود. به همین دلیل است که به ازن موجود در استراتوسفر لقب «ازن مفید» و به ازن موجود در نزدیکی سطح زمین (لایه تروپوسفر) لقب «ازن مضر» داده شده‌است.

افزایش غلظت ازن در نزدیکی سطح زمین تاثیرات سوئی نیز بر سلامت انسان‌ها در پی خواهد داشت. براساس تحقیقات دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، مواجهه با این آلاینده می‌تواند سبب وارد شدن آسیب به سیستم تنفسی، ایجاد سرفه، تحریک گلو، درد قفسه سینه و تشدید آسم شود و مواجهه مکرر با آن نیز تخریب بافت ریه را به همراه دارد. بالا بودن شاخص آلاینده ازن همچنین می‌تواند باعث وارد شدن آسیب به بافت چشم، سردرد، آلرژی، حساسیت پوستی، حالت تهوع، حالت خستگی و سرگیجه نیز شود. همه این عوارض نیز البته در کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماری‌های تنفسی یا قلبی تبعات خطرناک‌تری را به همراه دارد و به همین دلیل این گروه‌ها در روزهایی که شاخص آلاینده ازن به سطح ناسالم می‌رسد حتما باید در ساعت‌های ظهر و عصر از حضور در فضاهای باز خودداری کنند.

 

محمد حسین خودکار

محیط‌بانم پس نیستم!

درآستانه روز محیط‌بان، چند نفر از نگهبانان طبیعت، بی پرده از دغدغه های‌شان گفته‌اند

هم می‌ترسیدند،هم نگران بودند و درعین حال می‌خواستند حرف بزنند و همه چیز را بریزند روی دایره؛ حال عجیبی داشتند،‌ حال‌شان مثل لحظه گرگ و میش بود. به ما گفتند گوش عده‌ای از محیط‌بان‌ها را پیچانده‌اند و نسق عده‌ای‌شان را کشیده‌اند،‌ دست به تهدید زده اند و چند نفری را بی‌سر و صدا اخراج کرده‌اند، بعد هم بخشنامه نوشته اند که مصاحبه ممنوع.

چند نفر از محیط بان‌ها به واسطه همه این دلایل، عذر خواستند و حرف نزدند ولی وقتی شرط مان شد ذکر نشدن نام و نشان آنها چند نفری تردید را کنار گذاشتند و حرف زدند، درباره همه کمبودهایی که دارند،‌سختی هایی که می کشند،‌تبعیض‌هایی که تحمل می‌کنند و هر چه می‌رشتند،وقت و بی وقت پنبه می‌شد.

آنها همه اینها را گفتند به بهانه روز محیط‌بان که فرداست، فردایی که مصادف است با میلاد امام هشتم که ضامن آهوست،‌ که بهانه ای شده برای پاسداشت روز محیط‌بان که البته در تقویم نیست. اهل رسانه تا به حال به تعداد موهای سرشان درباره محیط‌بان‌ها نوشته اند، ‌محیط‌بان‌ها هم به تعداد موهای سرشان گفته اند. سختی‌های این قشر نخ نما وعیان است،‌ کیست که نداند محیط‌بان بی دفاع است و دستش خالی،‌کیست که ماجرای نبرد نابرابر قاچاقچی ، شکارچی و محیط‌بان را نشنیده باشد، کیست که عکس آش و لاش یکی از اینها بعد از درگیری را ندیده باشدوچشم ندوخته باشد به طناب‌دار که نکند به گردن محیط‌بان حلقه شود.

با محیط‌بان‌هایی که گپ زدیم، البته هیچ‌کدام وحشت مرگ نداشتند. جالب بود، وحشت آنها از زمان حال بیشتر از آینده بود، وحشت از این همه گرانی، از سختی های زندگی، از خودروها و موتورسیکلت‌های خراب پاسگاه، از نرسیدن به گرد پای قاچاقچیان و شکارچیان و تنها ماندن و بازهم تنها ماندن در برابر متخلفان.

محیط‌بان یک انسان است مثل بقیه.در ادامه خواهید دید محیط بان مثل من و شما نیازهای کوچک و دم دستی دارد. ولی اگر محیط‌بان وارسته و عاشق باشد یک انسان خاص با علاقه‌های ویژه است،‌ آنچنان که گاهی روی یک پلنگ یا راسو‌ یا درخت ارس یا نیِ تالاب تعصب پیدا می کند.

 

سن: ۴۴ سال

سابقه کار: ۱۷ سال

حقوق: ۵ میلیون تومان

گونه گیاهی مورد علاقه: نی

گونه جانوری مورد علاقه: گوزن زرد، آهو

مهم ترین دغدغه: نبود حمایت های حقوقی

مهم‌ترین آرزو: مردم همه محیط‌بان باشند  

محیط‌بان‌ها از نظر حقوقی و قضایی در شرایط سختی هستند. هر مشکلی که برای یک محیط‌بان پیش بیاید فرقی ندارد،چه اندازه‌ای است چون خودش باید وکیل خودش باشد و انتظاری از سازمان حفاظت محیط زیست نداشته باشد.این یکی از مظلومیت‌های محیط‌بان‌هاست. بارها کسانی بوده‌اند که به دست شکارچیان و قاچاقچیان مجروح شده‌اند و دست و پایشان قطع شده، ولی مسوولان چند روزی حول و حوش شان مانور داده‌اند و بعد همه چیز را فراموش کرده اند.

روزی که در یکی از درگیری‌ها مجروح شدم و پرونده‌ام نیاز به پیگیری در دادگاه داشت، این تنهایی را با همه وجود حس کردم. من حدود یک سال مجبور شدم با عصا و پای لنگ دنبال پرونده‌ام باشم.

در برخی شعب دادگاه های شهرستان قضاتی حضور دارند که به مسائل محیط زیست و قوانین آن اشراف ندارند و همین کار را سخت‌تر می‌کند. حتی یک قاضی در یکی از این دادگاه‌ها خودش شکارچی بود و پیداست سرنوشت پرونده ها چه می شود.

از تجهیزات محیط‌بانی هم که بگویم اوضاع اصلا خوب نیست. خودروها و موتورسیکلت های ما همه فرسوده و اسقاط است ولی هرطور شده از آنها استفاده می کنیم، چون چاره ای نداریم. برای رساندن تجهیزات به دست محیط بان ها وعده زیاد داده اند از جلیقه و دوربین بگیرید تا باتوم و بقیه چیزها ولی اینها در حد شعار مانده و اگر وعده‌ای عملی شده فقط برای نقاط محدودی بوده.

 

 

سن:۴۱ سال

سابقه کار: ۲۰ سال

حقوق: ۴ میلیون تومان

گونه گیاهی مورد علاقه: درخت ارس

گونه جانوری مورد علاقه: پلنگ

مهم ترین دغدغه: معیشت و کمبود تجهیزات

مهم ترین آرزو: خرید خانه

موارد زیادی است که محیط‌بان‌ها را اذیت می کند. یکی از آنها این است که محیط بان ها تحصیل می کنند ولی در حکم کارگزینی آنها تغییری ایجاد نمی شود. وضع درآمد و معیشت محیط بان ها هم مشکلی است که همه از آن خبر دارند. قرار بود امسال یک فوق العاده ویژه ۳۵ درصدی به حقوق ما اضافه شود که نشد؛ البته این مبلغ در برخی استان ها پرداخت شد که این موضوع خودش گویای تبعیض های موجود است.

از وضع خودروها و موتورسیکلت های پاسگاه های محیط بانی‌که نگویم،بهتر است. ما برای گشت زنی مشکل داریم و در تعقیب و گریزها جا می مانیم. بارها اتفاق افتاده که یک شکارچی یا قاچاقچی با ماشین های آنچنانی از جلوی ما رد شده اند، پوزخندی زده اند وچشم کشی کرده اند و ما فقط نگاه کرده ایم و حسرت خورده ایم. ما حسرت می خوریم، چون چند روز برای متخلفان کمین می زنیم ،ولی موقع عمل و اقدام که می رسد خودروی مان خراب می شود و هیچ کاری از دستمان برنمی آید.

محیط‌بان‌ها از نظر تسهیلات رفاهی هم صفرند،‌ حتی زیر صفر. ما هیچ وام خرید خانه یا ماشین یا حتی مهمان‌سرایی برای اقامت در شهرها نداریم، حال آن که کارمان شبه‌نظامی است و لااقل باید کمی از تسهیلات نیروهای نظامی را داشته باشیم. شغل محیط‌بانی حاکمیتی هم هست و طبیعتا افراد باید استخدام رسمی باشند، ولی بیشتر محیط بان ها قراردادی کار می کنند و خیلی ها با همین وضعیت بازنشسته می شوند.

 

سن:۴۷ سال

سابقه کار: ۱۲سال

حقوق: ۴ میلیون و ۳۰۰ هزارتومان

گونه گیاهی مورد علاقه: بلوط ،‌ ون

گونه جانوری مورد علاقه: آهو

مهم ترین دغدغه: معیشت،‌ اوضاع نابسامان محیط زیست

مهم ترین آرزو: مردم به محیط زیست احترام بگذارند

 

مشکلات قضایی مهم ترین موضوعی است که محیط بان ها را به چالش می کشد. قانون در بیشتر مواقع حامی ما نیست. تا به حال چند نفر از نیروهای ما تیرخورده اند یا پایشان قطع شده ولی سیستم قضایی آن طور که باید از آنها حمایت نمی کند. یکی از مشکلات ما با دادگاه ها این است که وقتی برخوردی با متخلفان صورت می گیرد و پرونده ای تشکیل می شود قضات از ما می خواهند شاهد بیاوریم در حالی که کار ما در کوه و جنگل و دشت و بیابان است،‌ ‌ما چطور می توانیم شاهد بیاوریم؟

حقوقی هم که می گیریم در مقایسه با خطراتی که به جان می‌خریم،‌ ناچیز است. قرار بود امسال حقوق ما ۵۰ درصد اضافه شود، ولی فقط ۱۵ درصد اضافه شده که وقتی اعتراض می کنیم،‌ می گویند شما ۳۵ درصد اضافه حقوق را قبلا گرفته‌اید.

البته فکر نکنید مشکل محیط‌بان‌ها فقط همین‌هاست. نکته ای که ما را بسیار اذیت می‌کند، این است که حتی درون سازمان به ما به دیده تحقیر نگاه می کنند، مثل یک سرباز . به ما می گویند شما محیط بانید و باید فلان کار را انجام دهید.

دلم می‌خواهد روزی بدون ترس و نگرانی از عواقب کار روبه روی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بایستم و بگویم«شما که هیچ اطلاعی از محیط زیست نداری،چرا روی این صندلی نشستید.»

 

 

 

سن:۳۴ سال

سابقه کار: ۱۰سال

حقوق:حدود ۴ میلیون تومان

گونه گیاهی مورد علاقه: درخت ارس

گونه جانوری مورد علاقه: راسو

مهم ترین دغدغه: ارج و قرب نداشتن محیط بان

مهم ترین آرزو: مردم به ارزش واقعی محیط زیست پی ببرند

 

شاید خیلی ها ندانند که محیط‌بان ها در پایین ترین رده سازمانی قرار دارند و به همین علت نه حقوق کافی می گیرند و نه جایگاه اجتماعی در خوری دارند. این پایین ترین رده محسوب شدن، باعث می شود زمانی که محیط بان رو در روی یک فرد متخلف قرار می گیرد و پرونده ای در دستگاه قضا تشکیل می‌شود، حمایتی که مورد انتظار نگهبانان طبیعت است از آنها به عمل نیاید.

محیط بان ها امروز بیش از هر زمانی نیازمند حمایت های قضایی و پشتیبانی از سوی مجلس و دولتمردان هستند، چون اگر از محیط‌بانان که در خط مقدم حفاظت از محیط زیست هستند حمایت نکنیم، حفاظت از عرصه های طبیعی مختل می شود.

برخلاف جایگاه پایین سازمانی محیط بان ها که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند، موضوع کمبودهای اساسی تجهیزاتی درمناطق چهارگانه محیط زیست حتما نکته ای است که خیلی ها از آن مطلعند. ما برای حفاظت از طبیعت و استمرار گشت زنی ها به خودروهای نو و قوی نیاز داریم و موتورسیکلت های به روز عصای دست ماست که هیچ کدام در اختیارمان نیست. وقتی اینها دور از دسترس ماست خب طبیعی است که دستمان به هیچ وجه به تجهیزاتی همچون بالگرد و هواپیما نمی رسد. شاید توجیه خوبی نباشد، اما همه این مسائل روی هم سبب شده تا برخی محیط بان ها گرفتار روزمرگی شده و‌ حتی در مواردی انگیزه لازم را برای حفاظت یا سرشاخ شدن با متخلفان نداشته باشند.

اگر روزی بتوانم با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بی پرده صحبت کنم از او می خواهم همراه محیط بان ها بدون هیچ‌گونه تشریفات و اسکورت هم رکاب شود و سوار خودرو و موتورهای اسقاط شده و در همان حال پای صحبت محیط بان ها بنشیند تا هم  از آنچه در دل مناطق چهارگانه محیط زیست می گذرد باخبر شود و هم از نزدیک بداند محیط بان ها چطور زندگی می‌کنند.

 

مریم خباز

اعتراضات جنگل‌بانان شرکتی به نتیجه می‌رسد؟

بعد از اجرای طرح تنفس جنگل‌ها در سال ۹۶ که براساس آن قطع درختان جنگل‌های هیرکانی بسیار محدود شد، تعدادی نیرو نیز در قالب طرح صیانت از جنگل جذب یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها شدند. البته در سال‌های قبل از آن نیز این یگان تعدادی نیرو را هم به صورت شرکتی به کار گرفته بود، اما سال‌هاست که چه نیروهای شرکتی و چه نیروهای قراردادی جذب‌شده در قالب طرح صیانت نسبت به تاخیر چندماهه در پرداخت حقوق ماهانه خود اعتراض دارند. اعتراضاتی که حتی چند باری هم به برگزاری تجمع در مقابل ساختمان مراکز دولتی گوناگون استان‌های شمالی کشیده است، اما با وجود وعده‌های مکرر مسؤولان دولتی هنوز هم این بخش از نیروهای جنگلبانی نسبت به پرداخت دیرهنگام مطالبات‌شان معترضند.

این مساله را در روز ملی محیط‌بان با علی عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در میان می‌گذاریم و او نیز در پاسخ وعده می‌دهد که به‌زودی با تجمیع اعتبارات مورد نیاز برای پرداخت حقوق نیروهای جنگلبانی مشکل تاخیر در پرداخت نیروهای شرکتی و قراردادی این سازمان نیز رفع خواهد شد. عباس‌نژاد در این‌باره توضیح می‌دهد: چند وقت پیش به ادارت کل استانی سازمان نامه‌ای ارسال کردیم و از آنها خواستیم تا لیست نیروهای خود را به همراه تعداد افراد مورد نیاز به ما اعلام کنند تا بتوانیم بعد از تجمیع اعتبارات مورد نیاز در بحث حفاظت، آن را به‌طور مستقیم از ستاد برای ادارات کل استانی واریز کنیم.

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری تاکید دارد که این مساله به‌زودی حل‌وفصل خواهد شد و جنگلبانان شرکتی و قراردادی در آینده‌ای نزدیک به حق‌وحقوق‌شان خواهند رسید. عباس‌نژاد در این‌باره می‌گوید: ما اکنون منتظر دریافت جواب نامه خود از ادارات کل استانی هستیم. امیدوارم که این جواب‌ها به‌زودی به ستاد برسد و بعد از آن، ما نیز موضوع را در مدت یک‌ماه تا ۴۰ روز تجزیه و تحلیل می‌کنیم و به‌زودی مساله ساماندهی حقوق نیروهای شرکتی به نتیجه نهایی خواهد رسید.

آن‌طور که او توضیح می‌دهد، اکنون یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها درمجموع حدود ۴۰۰۰ نیرو در سراسر کشور در اختیار دارد که از این میان ۱۲۰۰ نفر نیروی رسمی، ۵۵۰ نفر سربازوظیفه و بقیه نیروهای شرکتی یا قراردادی هستند. اما مشکل دیگری که عباس‌نژاد درباره نیروهای زیرمجموعه خود به آن اشاره می‌کند، این است که امسال تاکنون هیچ ظرفیتی برای جذب سرباز از سوی ستاد کل نیروهای مسلح به این یگان اختصاص داده نشده‌است و احتمالا تا انتهای سال نیز پای هیچ سربازوظیفه‌ای به این یگان نرسد. اتفاقی که از نظر فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، بعد از پایان دوره خدمت سربازان فعلی می‌تواند این یگان را با مشکل کمبود نیروهای حافظ جنگل مواجه کند.

 

 

کشف منطقه‌ای که پاک‌ترین هوای جهان را دارد

دانشمندان در ناحیه‌ای از جو اطراف کره زمین که معتقدند تحت‌تأثیر فعالیت‌های مخرب انسانی نیست، پاک‌ترین هوای زمین را کشف کردند. به گفته محققان، هوای این منطقه که میان جنوب استرالیا و جنوبگان بر فراز اقیانوس منجمد جنوبی قرار دارد، عاری از ذرات معلق ناشی از فعالیت‌های مخرب انسان در طبیعت است و همین امر اطلاق لقب «بکر» را شایسته این ساخته است.

ترکیبات هوای جو با توجه به شرایط نقاط مختلف در آن بسیار متنوع است. ذرات معلق هوا شامل ذرات جامد ریز یا قطرات مایع موجود در هوا هستند که می‌تواند طبیعی باشد یا از فعالیت‌های انسانی ناشی شده باشد. این ذرات می‌توانند الگوهای آب و هوایی اقلیم هر منطقه را تحت‌تأثیر قرار دهند، زیرا موجب چگونگی بازتاب انرژی خورشید در فضا می‌شوند. اما توزیع این ذرات در جو یکنواخت نیست، بنابراین درک چگونگی جابه‌جایی آنها مهم است.

محققان دانشگاه ایالتی کلرادو آمریکا و دفتر هواشناسی استرالیا مشخصات باکتری‌هایی را مورد بررسی قرار دادند که در بخش پایینی جو، ابرها را تغذیه می‌کنند. تحقیقات قبلی نشان داده بود یکی از مناطقی که کمترین آسیب را از سوی انسان دیده است، هوای بخش بالایی اقیانوس منجمد جنوبی است اما هیچ ارزیابی گسترده‌ای در سطح منطقه از آئروسل‌های زیستی (Bioaerosol) و منابع آنها وجود نداشته است.

این تیم تحقیقاتی از طریق پست الکترونیک به نیوزویک گفته است: «الگوهای آب‌وهوایی که از طریق ماهواره‌ها مشاهده می‌شوند از نظر تاریخی سعی کرده تا نمایانگر ابرها و انتقال انرژی‌شان در اقیانوس منجمد جنوبی باشند و به طور معمول موجب به‌وجود آمدن ابرهای یخی می‌شوند. در حالی که آب بر فراز ابرها به صورت مایع دیده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این است که ذرات معلق در هوایی که بر فراز اقیانوس منجمد جنوبی است نسبت به دیگر مناطق کره زمین همواره متفاوت است. این موضوع می‌تواند ناشی از جدایی آنها از ذرات معلق منتشر شده در توده‌های بزرگ هوای کره زمین باشد. این داده‌ها در بیشتر مدل‌های اقلیمی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و مطالعات محدودی در مورد ابرها و ذرات معلق در هوای این منطقه انجام شده است.

محققان می‌گویند: این احتمال که این‌گونه ابرهای بالقوه را یک «جو غیرعادی بکر» کنترل کند، موجب می‌شود که آنها مایل باشند تا این ذرات معلق را بیشتر مطالعه کنند.

این تیم در یک سفر تحقیقاتی، از ذرات معلق هوا در عرض‌های جغرافیایی ۸/۴۲ تا ۵/۶۶ درجه جنوبی نمونه‌برداری کردند. نتایج یافته‌های آنها که در مجله پی‌ان‌اِی‌اس (PNAS) منتشر شده است، نشان می‌دهد هوای موجود بر فراز اقیانوس منجمد جنوبی، چگونه و از کجا شکل گرفته است. توماس هیل، از محققان این تحقیق از دانشگاه ایالتی کلرادو می‌گوید که آنها باکتری‌های موجود در نمونه‌ها را مورد بررسی قرار دادند و از آن به عنوان ابزار تشخیصی برای شناخت این هوا استفاده کردند. وی ادامه می‌دهد: «برای مثال، این‌که ذرات معلق در هوا خصوصیات ابرهای اقیانوس منجمد جنوبی را تعیین می‌کنند، به‌شدت با فرآیندهای زیستی در اقیانوس ارتباط دارد و این همان چیزی است که نشان می‌دهد چطور جنوبگان از نظر میکروارگانیسم‌ها و رسوب مواد مغذی از دیگر قاره‌ها در نیمکره جنوبی زمین متمایز شد.

نتایج این مطالعه به‌روشنی نشان می‌دهد اقیانوس منجمد جنوبی از معدود مناطق زمین است که خوشبختانه کمترین تأثیر را از فعالیت‌های مخرب انسان پذیرفته است. با این حال اگر فعالیت‌های ضدمحیط‌زیستی انسان ادامه داشته باشد می‌تواند این ناحیه را وارد مسیری بی‌بازگشت کند.

صدیقه سخندان‌فداکار

جفای ترال

صیادان محلی می‌گویند جولان کشتی‌های ترال و کاهش منابع دریا سفره آنها را کوچک‌تر کرده است

چند سالی است که رونق صید کشتی‌‌های ترال در آب‌های جنوب کشور، صدای اعتراض صیادان محلی را بلند کرده؛ چراکه کشتی‌های ترال با تورهای بزرگی که در میانه یا کف دریا پهن می‌کنند، در هر نوبت صید خود معادل ده‌ها لنج صیادی سنتی از ذخایر دریا برداشت می‌کنند و صیادان محلی معتقدند که این مساله در سال‌های اخیر باعث کاهش سهم آنها در برداشت از منابع آبزی کشور شده است. مسؤولان سازمان شیلات ایران البته همواره تاکید دارند که کشتی‌های ترال در فاصله بیشتر از ۸ مایلی خط ساحلی صید می‌کنند و اصولا رونق صید ترال برای برداشت از برخی منابع دریایی برداشت‌نشده است و این مساله موجب کاهش سهم صیادان محلی از ذخایر آبزیان نمی‌شود.

با این حال بسیاری از فعالان جامعه صیادی تاکید دارند حتی اگر قرار است دولت برای توسعه برداشت از بعضی ذخایر کمتر برداشت‌شده از دریا برای کشتی‌های صیادی ترال مجوز صادر کند، باید حضور بخش خصوصی در این بخش به گونه‌ای هدایت شود که منافع حاصل از صیادی ترال صرفا به جیب عده‌ای معدود سرازیر نشود.

عبدالرسول غریبی، فعال جامعه صیادی دراین‌باره معتقد است: منابع دریایی جنوب که انفال عمومی همه ساحل‌نشینان محسوب می‌شود، این روزها به دست عده‌ای معدود مصادره شده و ریشه اصلی تمام اعتراضات جامعه محلی به صید ترال نیز به همین مساله بازمی‌گردد. او در گفت‌وگو با جام‌جم تاکید دارد اگر دولت بخشی از منافع حاصل از این صید را به صیادان سنتی جنوب اختصاص دهد، جامعه محلی هم با توسعه صید ترال همراهی خواهد کرد.

این فعال جامعه صیادی البته تاکید دارد مشارکت دادن مردم محلی در بهره‌برداری از منافع صید ترال فقط زمانی منجر به ایجاد درآمد پایدار برای جامعه محلی خواهد شد که مسؤولان سازمان شیلات بتوانند با اعمال مدیریت بر بخش‌های مختلف صیادی میزان برداشت از ذخایر دریایی کشور را کنترل کنند. مدیریتی که از نظر او، در سال‌های اخیر به نحو بسیار ضعیفی اعمال شده و همین مساله باعث شده برخی صیادان سنتی نیز بدون توجه به ابزار یا زمان تعیین‌شده برای صید در مقررات سازمان شیلات، عملا به دست خود منابع دریایی کشور را به نابودی بکشانند.

البته شکی نیست که علت اصلی رونق صیادی غیرمجاز در آب‌های جنوب کشور، تشدید معضل بیکاری در مناطق ساحلی ایران در سال‌های اخیر است و به نوعی در سال‌های گذشته فشار تمام مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم استان‌های جنوبی به منابع دریایی وارد شده است. تا زمانی هم که برنامه‌ای جامع برای ایجاد مشاغل جایگزین در شهرهای ساحلی وجود نداشته باشد، روزبه‌روز حجم ذخایر آبزیان کشور کمتر می‌شود و سفره صیادان سنتی مجوزدار نیز کوچک‌تر خواهد شد.

 

ردپایت را کمرنگ کن!

بررسی‌ها نشان می‌دهد توجه به میزان انتشار کربن در تولید محصولات گوناگون به‌زودی به استانداردی فراگیر و موثر در معاملات تجاری تبدیل خواهد شد

همه چیز خوب و مرتب و عادی پیش می‌‌رفت تا این‌که نفت و فرآیند استخراج سنتی آن را توسعه دادیم و نظم حاکم بر اقلیم زمین را به هم زدیم. بررسی‌ها نشان می‌دهد از حدود یک قرن پیش، دمای کره زمین در اندازه‌گیری‌های آب‌وهوایی به طور غیرطبیعی ۷/۰ درجه سانتیگراد افزایش یافته است؛ در اواخر قرن بیستم میلادی بود که دانشمندان برای نخستین بار از پدیده‌‌های «تغییر اقلیم» و «گرمایش جهانی» یاد کردند. این اتفاق خوشایندی نبود، زیرا چند دهه بعد پیامدهای مخربش گریبان‌‌ اهالی این سیاره آبی و خاکی را گرفت؛ از طوفانی که در سال ۱۹۷۰ میلادی در بنگلادش منجر به تلف شدن ۳۰۰ هزار نفر شد تا خشکسالی ۴۰ ساله در ساحل آفریقا از اتیوپی تا مالی. دانشمندان می‌گویند علت اصلی گرمایش زمین، انتشار بیش از اندازه گاز‌های گلخانه‌ای است که از سوزاندن نفت، گاز و زغال‌سنگ و فعالیت‌های انسانی حاصل می‌شود. جاناتان نیل از سازمان‌دهندگان اصلی تظاهرات علیه تغییرات اقلیمی در کتاب «جهانی دیگر با پایان دادن به گرمایش زمین» معتقد است؛ برای حفظ و متعادل‌سازی دی‌اکسیدکربن در حد مطلوب، کشورهای ثروتمند باید تا ۳۰ سال آینده یا کمتر از آن، حداقل سرانه مصرف سوخت‌های فسیلی را تا ۸۰ درصد کاهش دهند یا به‌طور کامل قطع کنند.

از سوی دیگر بسیاری از اقلیم‌شناسان صراحتا اعلام کرده‌اند اگر اقدامات جدی برای جلوگیری از پیشروی تغییرات اقلیمی و سازگاری با آن در پیش گرفته نشود و اگر میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به اتمسفر کره زمین از همین امروز ثابت بماند (با در نظر گرفتن این‌که هیچ مقدار اضافه دیگری از گازهای گلخانه‌ای وارد جو نشود) بشر تا ۵۰ سال آینده با مشکلات عدیده‌ای مانند نابودی گونه‌های موجودات زنده و مرگ میلیون‌ها انسان از قحطی، گرسنگی، تشنگی، بیماری، غارت و جنگ، دست و پنجه نرم خواهد کرد.

میزان دی‌اکسیدکربن به طور طبیعی در اتمسفر زمین، ۰۳/۰ درصد است. اما زمانی که انتشار آن به طور مصنوعی افزایش پیدا کند، در تعادل حرارتی زمین اخلال به وجود می‌آید. به طور کلی در یک شبانه‌روز در حالت میانگین سیاره زمین در هر سانتی‌متر مربع ۷۱۲ کالری انرژی از خورشید دریافت می‌کند. حال اگر این میزان را صد واحد در نظر بگیریم، ۲۱ واحد آن به شکل تابش زمینی در محدوده فروسرخ دفع می‌شود که از این میزان ۸ واحد بدون هیچ مانعی از پنجره‌های جوی به فضای کیهانی گسیل و ۱۳ واحد هم جذب گازهای گلخانه‌ای می‌شود. در این شرایط اگر در طی فرآیندهای انسانی گازهای گلخانه‌ای بیشتری منتشر شود، میزان جذب انرژی از اتمسفر هم بیشتر می‌شود و در نتیجه گرمای محسوس کره زمین بالاتر می‌رود.

شروع فرآیند یک مدیریت دقیق

یکی از موضوعات مورد توجه دانشمندان علوم محیطی لزوم دقت در میزان انتشار دی‌ا‌کسید کربن ناشی فعالیت‌های انسانی است. پروفسور ویلیام ریس در سال ۱۳۷۱ شمسی/ ۱۹۹۲ میلادی برای اولین بار در مقاله‌ای علمی از عبارت «ردپای کربن» (Carbon Footprint) استفاده کرد. منظور از ردپای کربن، مقیاسی از مقدار کل خروجی دی اکسید کربن(CO2) و متانول (CH4) مربوط به یک جمعیت، سیستم یا فعالیت معین با در نظر گرفتن همه منابع، فرونشین‌ها، ذخیره‌شدن‌ها در محدوده زمانی و مکانی آن جمعیت، آن سیستم یا فعالیت است. این شروعی برای مدیریت دقیق‌تر میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به اتمسفر زمین بود. هر آنچه این روزها با آن سر و کار داریم، از رفت‌آمدهای روزانه در شهر و روستا گرفته تا کالاهایی که مصرف می‌کنیم بر میزان انتشار کربن اثرگذار است.

اما مهم‌ترین پرسشی که در این باره مطرح می‌شود این است که با توجه به تاثیرگذاری گرمایش جهانی بر زندگی روزمره انسان‌ها، صاحبان شرکت‌های بزرگ صنعتی چه تدابیری را برای کاهش انتشار دی‌اکسید کربن در اتمسفر در نظر گرفته‌اند؟

سرنخی به نام کربن

دکتر فاطمه دلیر، پژوهشگر و کارشناس در زمینه تغییر اقلیم و گرمایش جهانی معتقد است «ردپای کربن نشانگری است که میزان انتشار دی‌اکسیدکربن به ازای تولید یک واحد محصول را نشان می‌دهد؛ برای مثال با اندازه‌گیری ردپای کربن در کارخانه مدادسازی می‌توانیم بفهمیم به ازای تولید یک مداد، چه میزان دی‌اکسیدکربن معادل منتشر می‌شود.» اهمیت این فرآیند اینجاست که با محاسبه ردپای کربن محصولات، علاوه‌بر این‌که میزان انتشار دی‌اکسیدکربن کارخانه در نظر گرفته می‌شود، میزان تولیدات هم لحاظ می‌شود. بنابراین فرآیند محاسبه ردپای کربن می‌تواند نگاه دقیق‌تری به تولیدکنندگان در زمینه میزان انتشار تولید محصولات بدهد.

این محقق که در دوره پسادکتری مشغول مطالعه و تحقیق است به جام‌جم می‌گوید: «اگر بخواهیم جزئی‌تر نگاه کنیم، باید گفت با اندازه‌گیری ردپای کربن صاحبان صنایع می‌توانند طی بازه‌های زمانی خاص و با توجه به تغییرات آن، کارایی خط تولید خود را بسنجند. در واقع تغییر در میزان عدد ردپای کربن نشانگر تغییراتی در فرآیند تولید محصول است. زمانی‌که این عدد تغییر کند، دو حالت وجود دارد؛ یا با وجود میزان تولیدات قبلی دی‌اکسید کربن بیشتری نسبت به گذشته منتشر شده است یا این‌که به ازای همان دی‌اکسید کربن ثابت میزان تولید محصول کاهش پیدا کرده است. بنابراین با پیداکردن مواردی که باعث تغییر عددی ردپای کربن شده است و با بهبود فرآیند تولید می‌توان در راستای کاهش انتشار دی اکسید کربن اقدام کرد.»

ردپای کربن، یک راه‌حل جهانی

«در فضای بین‌المللی، برخی شرکت‌ها مدت‌هاست به میزان انتشار دی‌اکسیدکربن توجه کرده‌اند.» دکتر دلیر ضمن اشاره به این نکته می‌گوید: «با بررسی اسناد مشارکت ملی‌ ثبت شده کشورها در توافق‌نامه پاریس پی می‌بریم اروپا سال ۱۳۶۹/ ۱۹۹۰ را به عنوان پایه برای کاهش میزان انتشار دی‌اکسید کربن در نظر گرفته است و بسیاری از شرکت‌های خارجی هم براساس این تفکر تلاش کرده‌اند میزان انتشار کربن خود را کاهش دهند. آنها در نخستین گام، میزان انتشار کربن خود را به صورت عددی محاسبه کردند و بعد با چینش اهدافی در مدت زمان مشخص‌شده‌ تلاش کردند آن را کاهش دهند. شرکت‌های داروسازی بزرگ مانند رُش در سوئیس، جانسون اند جانسون در ایالات متحده یا سانوفی در اروپا سال‌هاست در این زمینه اقدامات جدی انجام داده‌اند. اغلب آنها با به‌کارگیری پنل‌های فتوولتاییک یا نیروگاه‌های بادی میزان انتشارشان را کاهش دادند.»

 

یک قوطی نوشابه، چقدر کربن؟

احتمالا تعجب می‌کنید اگر بدانید کوکاکولا جزو شرکت‌هایی بوده است که گام‌های جالب توجهی برای کاهش انتشار کربن برداشته است. در سیاهه‌ای که این شرکت منتشر کرده است، از سال ۱۳۸۶/ ۲۰۰۷ میزان ردپای کربن قوطی‌های نوشیدنی‌هایی که در دست می‌گیریم به میزان ۲۴ درصد کاهش یافته است؛ همچنین این شرکت توانسته است از همین سال به بعد به میزان ۴۰ درصد ردپای کربن مطلق خود را از طریق فعالیت‌های اصلی تجارت خویش نظیر تغییر در خرید و فروش‌ها یا حمل و نقل کالا کاهش دهد.

بسته‌بندی در زمینه کاهش ردپای کربن اهمیت زیادی برای کوکاکولا دارد. مثلا یک قوطی آلومینیومی نوشابه کوکاکولا ۳۳۰ میلی‌لیتری دارای ۱۷۰ گرم ردپای کربن است و یک قوطی نوشابه رژیمی، ۱۵۰ گرم ردپای کربن بر جای می‌گذارد. در عوض تولید یک بطری شیشه‌ای ۳۳۰ میلی‌لیتری به میزان ۳۶۰ گرم کربن به جو منتشر می‌کند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که بسته‌بندی نوشیدنی‌ها، ردپای کربن پررنگ‌تری در فرآیند تولید تا مصرف کوکاکولا دارد؛ این میزان از ۳۰ تا ۷۰ درصد متغیر است.

در این میان راهبرد کارخانه کوکاکولا برای کاهش ردپای کربن در محصولاتش در نخستین گام، اندازه‌گیری و مدیریت میزان دی‌اکسیدکربن منتشر شده از صفر تا صد تولید محصولات است؛ در مرحله بعدی، اهدافی برای این فرآیند تعیین می‌شود که بتوانند از آن پشتیبانی و نقشه کاهش ردپای کربن را طراحی کنند. در نهایت در گام سوم تلاش کرده است با نوآوری و همکاری با صاحبان فناوری میزان ردپای کربن خود را کاهش دهد. گفتنی است این کارخانه تولید نوشیدنی توانسته با استفاده از محصولات بازیافتی تا ۶۰ درصد انتشار دی‌اکسیدکربن خود را کاهش دهد.

 

کاهش ۲۰۰‌هزار تنی کربن تا سال ۲۰۲۳ میلادی

از دیگر شرکت‌هایی که در این زمینه فعالیت‌های زیادی انجام داده «ایمپکت هاب» است. کارشناسان این شرکت تخمین زده‌اند که اندازه‌گیری ردپای کربن در شرکت‌های عضو می‌تواند از انتشار بیش از ۲۰۱ هزار و ۸۴۸ تن دی‌اکسید کربن به جو تا سال ۲۰۲۳ میلادی جلوگیری کند و از تلف شدن ۱۶ میلیون حیوان از گونه‌های مختلف پیشگیری شود. راه‌های متفاوتی برای برای کاهش ردپای کربن وجود دارد؛ مثلا این شرکت با ارائه آماری در گزارشی از نتایج بررسی شرکت‌‌های عضو خود در سراسر دنیا، نشان داده است ۵۲ شرکت از طریق بازیافت زباله و ۴۶ شرکت هم از لوازم‌التحریر بازیافت شده توانستند میزان انتشار کربن خود را پایین بیاورند، همچنین ۴۵ شرکت هم از روش‌های صرفه‌جویی در مصرف انرژی بهره گرفتند و ۳۵ شرکت هم به طور مجدد مبلمان قبلی خود را دوباره استفاده کردند تا بتوانند به کاهش انتشار کربن کمک کنند. با توجه به دیگر شرکت‌ها، ۳۴ شرکت هم از وسایل پذیرایی تجدیدپذیر استفاده کردند و ۲۰ مورد از آنها هم از منابع انرژی‌های سبز برای این هدف بهره گرفتند.

به گفته دکتر دلیر، اقدامات مشابه این شرکت‌ها باعث شده است در طول سال‌ها توسعه زیادی به کار خود دهند؛ ضمن این‌که محاسبه ردپای کربن نشان می‌دهد چه زمانی صنایع و شرکت‌ها می‌توانند از وابستگی به سوخت‌های فسیلی بیرون بیایند. بنابراین محاسبه و کاهش میزان انتشار دی‌اکسیدکربن می‌تواند امنیت انرژی را هم برای آنها به دنبال بیاورد.

در این میان آگاهی مردم از اعمال این فرآیند بر محصولات در میزان سوددهی و فروش آنها نقش مهمی دارد. این پژوهشگر حوزه تغییر اقلیم در این باره می‌گوید: «در صورت فراگیر شدن این موضوع و افزایش تعداد افراد آگاه، با وجود هزینه‌بر بودن اندازه‌گیری این عددها برای شرکت‌ها، سود زیادی هم برای آنها هم به دنبال خواهد داشت، زیرا مردم به مرور راغب می‌شوند محصولاتی را بخرند که ردپای کربن کمتری دارند».

بسیار از کارشناسان معتقدند در آینده‌ای نزدیک اگر تولیدکنندگان برچسب ردپای کربن را روی محصولاتشان درج نکنند، نمی‌توانند در درازمدت آن را صادر کنند. در شرایطی که آگاهی عموم مردم نسبت به اهمیت ردپای کربن افزایش پیدا کند، این امر به ارزشی در مسیر برندسازی شرکت‌ها تبدیل می‌شود و به‌تدریج مشتریان آنها محصولات تولیدشده که ردپای کربن بالایی دارند را نمی‌خرند یا به قیمت بسیار پایین می‌خرند. بنابراین شرکت‌ها برای بقای خود در بازار مجبور می‌شوند در این راستا اقداماتی را انجام دهند.

در آستانه دوران تجارت کربن

دکتر دلیر با اشاره به شکل‌گیری حوزه‌ای با عنوان بازار کربن می‌گوید: «امروزه تولید یک محصول تبعاتی دارد که تنها فرد تولیدکننده متحمل آن نخواهد بود و همه مردم جهان از آن متاثر می‌شوند. در شرایطی که برای این اثر جهانی خسارتی پرداخت نشود، طبیعی است که فرد به تولید محصول خود و انتشار دی‌اکسیدکربن حاصل از آن ادامه می‌دهد و اهمیتی برای این امر قائل نمی‌شود. اما وقتی جریمه‌ای در نظر گرفته شود، علاوه بر پیگیری برای نظارت جدی در این زمینه، فرآیندی به نام بازار کربن هم شکل می‌گیرد. در این شرایط برای انتشار کربن قیمت‌گذاری می‌شود که می‌تواند سازوکار مالیاتی یا تجارت مبتنی بر بازار داشته باشد.»

گفتنی است، در بازار کربن که پیمان کیوتو براساس آن منعقد شده است، سقفی برای شرکت‌ها از میزانی که می‌توانند دی‌اکسیدکربن منتشر کنند، تعیین می‌شود و از طرفی صاحبان شرکت‌ها می‌توانند با دریافت گواهینامه محیط‌زیستی، تجارتی مبتنی بر آن انجام دهند. آنها می‌توانند گواهی خود را به آن دسته از صاحبان صنایعی بفروشند که کربن بیشتری تولید می‌کنند تا هم مشمول جریمه محیط‌زیستی نشوند و هم درآمد قابل توجهی نصیب شرکتی شود که گواهی خود را فروخته است. در این شرایط به صورت کلی میزان انتشار دی‌اکسیدکربن کاهش پیدا کرده است. این امر می‌تواند نوعی دستاورد برای شرکت‌ها باشد تا برمبنای آن تجارت کنند.

اهمیت توجه به ردپای کربن و لزوم اتخاذ سیاست‌های لازم برای کاهش آن نکته‌ای است که دیر یا زود گریبان تولیدکنندگان محصولات ایرانی که در پی ورود به بازار جهانی هستند را خواهد گرفت. لذا لازم است پیش از آن‌که دیر شود درپی برنامه‌ریزی کلان و تصمیم‌سازی اصولی برای توجه جدی به سیاست تولید محصولات ایرانی با کمترین انتشار کربن باشیم.

 

مهتاب دمیرچی

البرز ققنوس زاگرس ‌

۱-مرگ غریبانه البرز غصه اولی نیست که روی سرمان آوار می‌شود،‌ غم‌انگیز این‌که آخرینش هم نخواهد بود، ‌اما دلمان را مثل همه بلوط‌های زاگرس سوزانده است. حالا فقط یک نغمه غمگنانه لری است که در وصف البرز مثل ورد زیر لب خوانده می‌شود، تصاویری از شعرخوانی‌اش بر فراز قله‌ای دست به دست می‌شود و چهره پرامیدش ایستاده در دشت‌های این سرزمین ذهنمان را تسخیر کرده است. بدون شک او سیاوش زمانه ماست، گذر کرده از آتش بی‌خردی. آن‌قدر هم خبر بد آوار شده است که زود عادت کنیم به نبود سیاوش‌مان، چیزی که فقدان البرز را اما سهمگین کرده و دوستداران طبیعت این سرزمین را داغدار، همزمانی تلخ فقدان اوست با حرف‌های کسی که قرار بوده حافظ طبیعت ایران باشد. همین است که فقدان البرز را برایمان تعبیر به فقدان امید می‌کند، انگار امیدمان در آتش بی‌تدبیری سوخته است،‌ خاکستر شده و چند روز دیگر در هجوم اخبار بد در راه گم می‌شود، بی فرصتی برای سوگ.

۲-چندین روز است که آتش به جان هکتار هکتار جنگل‌های بلوط زاگرس افتاده است،‌ درخت‌ها اما جایی در تحلیل‌های روز دولتمردان ندارند،‌مردمان این سرزمین هم انتظاری از آنها ندارند، خودشان دست به کار شده‌اند و با دست خالی در پی خاموشی آتش هستند. در این میان خبری هم می‌رسد، این‌که البرز زارعی، جوان گچسارانی در هنگامه اطفای حریق از دره‌ای سقوط کرده و سوخته است. تصاویر بعدی او روی تخت بیمارستان است پیچیده میان بانداژ‌های ویژه سوختگی. تصویر تکثیر می‌شود، عکسش کنار لانه پرندگان سوخته و سنجاب‌های سیاه شده از آتش مونتاژ می‌شود تا شاید کمی و فقط کمی دل مسوولی نشسته پشت میزی در اتاقی خودنویس به دست را بلرزاند،‌ تا شاید دستوری نه تصمیمی بگیرد برای آتشی که به جان زاگرس افتاده است. البرز اما همچنان روی تخت بیمارستان است،‌ حمید و آزیتا، خواهر و برادر البرز زارعی چقدر امیدوارند درست مثل همه دوستداران طبیعت این سرزمین که البرز زودتر خوب می‌شود و تنها می‌ماند جراحی صورتش. همین روزهاست که رئیس سازمان محیط زیست ایران مهمان برنامه‌ای است و قرار است از آتشی بگوید که ساعت به ساعت بلوط‌های زاگرس را خاکستر می‌کند. چیزی که از حرف‌های عیسی کلانتری می‌ماند اما تنها خاکستر امید است. ما که یک چشممان به شعله‌های زاگرس است و چشم دیگرمان خشک شده به بیمارستان سوانح و سوختگی امام موسی کاظم (ع) اصفهان، انگار تازه با حرف‌های او آتش گرفته‌ایم. « آتش‌سوزی در همه جای دنیا وجود دارد و نباید بزرگنمایی کرد، آتش‌سوزی جنگل‌ها را بزرگ نکنید. آتش‌سوزی جنگل‌ها عادی است و مردم را نباید نگران کنیم. طبیعت خودش آتش را کنترل می‌کند.»

۳- سوگ البرز،‌سوگ ایران است. واکنش‌ها به فقدانش هم همین را نشان می‌دهد،‌از بدرقه او توسط پرسنل بیمارستان سوانح و سوختگی اصفهان گرفته تا سوگواری جمعی دوستداران محیط زیست ایران برایش. نه که حالا بعد از فقدان تلخش جایی در میانه حرف‌های مسوولان نداشته باشد، اما همین حالا هم که هنوز داغ او تازه است، البرز زارعی جایی میان تبصره و قانون‌های حمایتی دولت ندارد. در حالی که مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفته البرز زراعی براساس قانون «فداکار راه خدمت» محسوب می‌شود و هزینه‌های پزشکی، نقص عضو، فوت و مستمری افرادی مانند البرز زارعی براساس قانون پرداخت می‌شود.فرمانده یگان حفاظت محیط‌زیست ایران گفته است«سازمان محیط ‌زیست نمی‌تواند به نیروهای داوطلب مصدوم از آتش سوزی کمک کند.» نکته این است که در لایحه حمایت از محیط‌بانان و جنگل‌بانان موضوع حمایت از چنین داوطلبانی آمده بود، اما شورای نگهبان به دلیل بارمالی آن را رد کرد!

۴- حالا از البرز زارعی چند تصویر به جا مانده؛یکی ایستاده بر قله علم‌کوه و دیگری چشم بسته روی تخت بیمارستان. تصاویری که جزئی از حافظه جمعی نسلی خواهد شد که در دوره‌ای زیستند که دولتش خود را به شوخی تلخ و گزنده‌ای «محیط زیستی‌ترین دولت تاریخ» می‌خواند و رئیس سازمان محیط زیستش آتش زاگرس را سیاه‌نمایی می‌دانست.

 

میثم اسماعیلی

اعلان جنگ با آبزیان

فیلم صید گسترده ماهی با استفاده از شوک الکتریکی تکذیب شد، اما صید غیرقانونی با روش‌های مرگبار در آب‌های داخلی و دریایی ایران همچنان ادامه دارد

هزاران ماهی نقره‌ای رنگ در توری بزرگ گرفتار شده‌اند، تعدادی از ماهی‌ها نیز بی‌حرکت خارج از تور قرار دارند، آن‌طور که در توضیحات تصویر نوشته شده است این ماهی‌ها با شوک الکتریکی کشته شده‌اند. از بی‌حرکت ماندن ماهی‌ها حتی بعد از خروج از تور نیز می‌توان همین مساله را استنباط کرد.

هفته پیش فیلمی از صید ماهی با استفاده از شوک الکریکی از طریق روش پرساین دست به دست در فضای مجازی چرخید. ابتدا گفته شد این فیلم مربوط به صید ماهی ساردین توسط کشتی‌های چینی در آب‌های بندر کنارک استان سیستان و بلوچستان است. ادعایی که خیلی‌ها را یاد ماجرای کشتی‌های ترال چینی انداخت و باعث شد این تصاویر یکی دو روزی در شبکه‌های اجتماعی داغ شود. البته صحت فیلم خیلی زود از سوی مدیرکل دفتر امور صیادی سازمان شیلات ایران زیر سوال رفت و مختار آخوندی گفت که این تصویر مربوط به ایران نیست، چراکه اساسا صید پرساین در حوالی سواحل سیستان و بلوچستان انجام نمی‌شود.

اما جدا از این فیلم خاص، شاهد آن هستیم که گاه و بیگاه در فضای مجازی تصاویری منتشر می‌شود که حاکی از رواج انواع روش‌های غیرقانونی صید در آب‌های داخلی و بنادر ایران است؛ از صید با استفاده از مواد منفجره در رودخانه دز گرفته تا صید ترال در نقاط مختلف دریای عمان. مساله‌ای که نشان می‌دهد صید غیرقانونی به انواع روش‌ها در آب‌های داخلی و دریایی همچنان رواج دارد.

پهنه‌های آبی ایران به دو دسته کلی آب‌های داخلی و آب‌های دریایی تقسیم می‌شود. آب‌های داخلی شامل روخانه‌ها، تالاب‌های طبیعی و دریاچه‌های مصنوعی پشت سدهاست. متولی صدور مجوز صید در رودخانه‌ها و تالاب‌ها سازمان محیط‌زیست است و متولی صدور مجوز صید در دریاچه‌های مصنوعی نیز وزارت نیرو. اصولا هم سازمان محیط‌زیست همواره در زمیان خارج از فصل تخم‌ریزی آبزیان، تعداد محدودی مجوز برای صید ماهی در رودخانه‌ها یا تالاب‌ها آن هم صادر می‌کند. در مجوزهای این سازمان نیز شیوه صید مشخص می‌شود و براین اساس صیادان در آب‌های داخلی یا حتما باید از قلاب استفاده کنند یا از تورهای گوش‌گیر با اندازه چشمه‌های مشخص (به سوراخ‌های ریز روی تور اصطلاحا چشمه می‌گویند).

از سم‌پاشی‌ در رودخانه‌ها تا دینامیت و شوک الکتریکی

همه این صحبت‌ها اما مربوط به روندهای قانونی صید ماهی در آب‌های داخلی است. روندهایی که البته معمولا کسی چندان آنها را جدی نمی‌گیرد. این نکته‌ای است که محمدرضا فاطمی، کارشناس محیط‌زیست دریایی در گفت‌وگو با جام روی آن دست می‌گذارد. او تاکید دارد برخی ساکنان حاشیه تالاب‌ها و رودخانه‌ها تقریبا در تمام طول سال حتی در فصل تخم‌ریزی ماهی‌ها بدون داشتن مجوز و با در دست داشتن قلاب یا تورهای گوش‌گیر معمولی اقدام به صید غیرمجاز ماهی می‌کنند. در این میان، برخی صیادان نیز تورهایی با چشمه‌هایی بسیارریز را به دو دیواره رودخانه می‌بندند و همه ماهیان ریز و درشت عبوری را به چنگ می‌آورند.

فاطمی البته توضیح می‌دهد که این‌ها شیوه‌های سنتی صید غیرمجاز است. شیوه‌هایی که به گفته او، ضرر آن برای محیط‌زیست به مراتب کمتر از روش‌های جدیدتر است. روش‌هایی که او درباره آن می‌گوید: در سال‌های اخیر شیوه‌هایی مانند صید از طریق انفجار دینامیت، سم‌پاشی در رودخانه یا استفاده از شوک الکتریکی در آب‌های داخلی‌مان رایج شده است. شیوه‌هایی که هر سه باعث به خطر افتادن نسل جانداران آب‌های داخلی می‌شوند و ضررهای جبران‌ناپذیری را به محیط‌زیست طبیعی تالاب‌ها و رودخانه‌ها وارد می‌کند.

این کارشناس محیط‌زیست دریایی معتقد است علت اصلی رواج این روش‌های صید غیرقانونی در آب‌های داخلی گوشه و کنار کشور توان پایین نهاد متولی نظارت بر صید در آب‌های داخلی است. او تاکید دارد سازمان محیط‌زیست به هیچ‌وجه نیروی کافی برای رصد دقیق همه رودخانه‌ها و تالاب‌ها در پهنای گسترده کشورمان را ندارد.

تهدید نسل جانداران دریایی با شیوه‌های صنعتی صید

متولی صدور مجوز برای صید آبزیان در آب‌های دریایی سازمان شیلات ایران است. آب‌هایی که در آن از دیرباز شیوه‌های سنتی صید رایج بوده است و جوامع محلی با استفاده از این شیوه‌ها از آبزیان دریا بهره‌برداری می‌کنند. رایج‌ترین روش صید سنتی در آب‌های جنوب کشور نیز همچنان استفاده از قلاب است. مزیت این روش نیز آن است که در صید با قلاب فقط ماهیان بزرگ صید می‌شوند و بچه‌ماهی‌ها به دام نمی‌افتند.

اما بخش زیادی از صیادان بومی به جای قلاب از تورهای گوش‌گیر استفاده می‌کنند. اندازه چشمه این تورها نیز با توجه به نوع ماهی هدف صید تعیین می‌شود. البته براساس روال قانونی، تعیین اندازه چشمه برعهده سازمان شیلات است و این کار نیز با هدف جلوگیری از صید ماهیان نابالغ انجام نمی‌شود. فاطمی اما معتقد است که بسیاری از صیادان آب‌های جنوب دستورالعمل‌های سازمان شیلات برای انتخاب اندازه چشمه‌های تورشان را جدی نمی‌گیرند و به همین دلیل، خیلی اوقات در صید با استفاده از تورهای گوش‌گیر بچه‌های ماهی‌های زیادی نیز گرفتار می‌شود.

اما به جز شیوه‌های سنتی، روش‌های صنعتی نیز بخصوص در سال‌های اخیر در آب‌های دریایی کشور رونق پیدا کرده است. شیوه‌هایی که بیشتر مختص به کشتی‌های بزرگ صیادی است و صیادان محلی کمتر از آن استفاده می‌کنند. از جمله روش‌های صنعتی نیز صید پرساین است که به گفته فاطمی، شرکت‌های صیادی بزرگ عمدتا از آن برای صید ماهی تن در دریای عمان استفاده می‌کنند و البته برخی افراد بومی نیز با استفاده از این روش در حوالی جزیره قشم ماهی ساردین می‌گیرند.

آسیب اصلی این روش آن است که همواره در صید پرساین این احتمال وجود دارد که تعدادی از آبزیان مهم حفاظت‌شده مثل دلفین‌ها که معمولا همراه گله‌های ماهیان تن حرکت می‌کنند، به صورت غیرعمدی به دام بیفتند. فاطمی توضیح می‌دهد در سال‌های گذشته به دلیل تلفاتی که استفاده از این روش در سطح جهان برای دلفین‌ها به بار آورد، در بسیاری از کشورها قرار بر این شد که تورهای پرساین را به گونه‌ای بسازند که در قسمت بالایی آن فضایی برای فرار دلفین‌ها وجود داشته باشد. به گفته او، در ایران هم بعد از کشتار ۱۵۰ دلفین در اثر صید پرساین در سال ۸۶، قرار بود این اتفاق رخ دهد، اما هنوز این کار انجام نشده است و از نظر این کارشناس محیط‌زیست دریایی همچنان احتمال به گیر کردن دلفین‌های خلیج فارس در تور پرساین وجود دارد.

نکته دیگر آنجاست که براساس دستور سازمان شیلات، کشتی‌های بزرگ صید صنعتی باید صید ماهیان تن با استفاده از روش پرساین را در فاصله بیش از ۱۲ کیلومتری خط ساحلی انجام دهند تا در این شرایط صیادان محلی بتوانند در فواصل نزدیکتر به خط ساحلی از ذخایر دریا بهره‌برداری کنند. اما آن‌طور که فاطمی تعریف می‌کند، بسیاری از مواقع این کشتی‌ها در طول شب به فاصله کمتر از ۱۲ مایلی می‌آیند یا گله‌هایی را صید می‌کنند که به سمت ساحل می‌آیند و در واقع سهم صید بومی‌ها هستند.

در این میان باید توجه داشت وقتی فردی بومی در سرزمین مادری خود اقدام به صید می‌کند، حتی اگر صید او غیرمجاز باشد، صیادی تنها راه امرار معاش او در شرایط دشوار معیشتی امروز است، اما کشتی‌های صنعتی بزرگ متعلق به سرمایه‌گذارانی هستند که صیادی را به عنوان راهی برای کسب درآمدهای هنگفت دنبال می‌کنند. همچنین حجم ماهیان صیدشده از سوی کشتی‌های صنعتی بزرگ ده‌ها برابر صیادان بومی است و تداوم رواج روش‌های صنعتی در آب‌های دریایی کشور باعث تهدید نسل ذخایر دریایی ایران می‌شود. البته زمانی که آبزیان به اندازه کافی در دریاهای شمال و جنوب کشور حضور داشتند، این توجیه برای سازمان شیلات ایران وجود داشت که با دعوت از سرمایه‌گذاران بزرگ از دخایر دریا به نحوی مطلوب بهره‌برداری اقتصادی کند. اما امروز که در اثر صید بی‌رویه ماهیان، حجم این ذخایر به‌شدت کاهش یافته است، فعالیت گسترده این کشتی‌ها دیگر چندان توجیهی ندارد. فعالیتی که علاوه بر نابودی نسل جانداران دریایی صیادان سنتی را نیز که بقایشان به همین آبزیان وابسته است، عملا بیکار می‌کند.

فریب ترال

پرحاشیه‌ترین روش صید صنعتی، صید ترال است. در این روش، صیادان تورهای بزرگی را با چشمه‌هایی بسیارریز در کف یا میانه دریا می‌کشند و بعد از گرفتار شدن ده‌ها هزار ماهی در تور، آن را به طرف بالا جمع می‌کنند. ضرر اصلی صید ترال برای محیط‌زیست دریا نیز آن است که در این روش تعداد بسیارزیادی از آبزیان مختلف صید می‌شود. اتفاقی که در نتیجه آن دیگر تعداد بسیار اندکی ماهی برای صیادان جوامع محلی باقی می‌ماند و اتفاقا همین مساله در سال‌های اخیر صدای اعتراض صیادان سنتی جنوب را بلند کرده است.

البته سازمان شیلات ایران بعد از ماجراهایی که برای کشتی‌های ترال چینی پیش آمد، سه سالی است که صید ترال در آب‌های جنوب را محدود کرده. به این معنی که این سازمان در سال‌های اخیر فقط دو ماه از سال برای صید میگو در خلیج فارس مجوز می‌دهد و مجوز صید ترال در دریای عمان را نیز فقط برای ماهیان میکتوفیده آن هم در فاصله بیش از ۱۲ مایلی خط ساحلی  صادر می‌کند. همچنین در سال‌های اخیر مقرر شده است که اندازه چشمه‌های تورهای ترال به گونه‌ای انتخاب شود که تا حد امکان فقط ماهیان تعیین‌شده صید شوند.

این اما فقط ظاهر ماجراست، چراکه اکنون بسیاری از کشتی‌های مجوزدار صید ترال به بهانه داشتن مجوز برای صید ماهی میکتوفیده، آبزیان دیگری از جمله ماهیان یال‌اسبی را نیز می‌گیرند. این کشتی‌ها حتی بعضی مواقع به فاصله کمتر از ۱۲ مایلی خط ساحلی می‌آیند و در محدوده‌ای که طبق قانون باید در اختیار صیادان سنتی باشد، انواع ماهیان را صید می‌کنند.

نکته دیگر آن است که برخلاف سال‌های گذشته اکنون کشتی‌های ترال دیگر چینی نیستند و همه این کشتی‌ها با پرچم ایران فعالیت می‌کنند. زیرا از سه سال پیش که صید ترال از سوی کشتی‌های چینی ممنوع شد، چند شرکت صیادی بزرگ ایرانی کشتی‌های چینی را اجاره کردند. سال گذشته هم که دوباره اعتراضات گسترده‌ای علیه صید ترال شکل گرفت، این شرکت‌ها سند کشتی‌های اجاره‌ای چینی را به نام خود زدند و پرچم ایران را در آن بالا بردند.

الان هم شرایط به گونه‌ای است که کشتی‌هایی با پرچم ایران در آب‌های جنوب کشور به صید ترال مشغولند و ذخایر آبزیان ایران را با ظاهری قانونی جارو می‌کنند. در واقع، مشکل هنوز همان مشکل است، زیرا از ابتدا مساله این نبود که کشتی‌های ترال زیر پرچم کدام کشور به غارت منابع دریایی مشغولند، بلکه مشکل آنجا بود که در سایه ضعف نظارتی سازمان شیلات، نسل آبزیان کشورمان با استفاده از صید ترال رو به نابودی می‌رود.

 

محمد حسین خودکار

حراج باله کوسه در تهران

در بازار ماهی‌فروشی‌‌ تهران برخی مغازه‌داران ‌باله کوسه و دیگر گونه‌های در خطر انقراض را می‌فروشند

اینجا به اقیانوس می‌ماند، اقیانوسی کف تهران، بَرِ خیابان مصطفی خمینی، راسته ماهی‌فروش‌های سرچشمه. ماهی‌فروش‌هایی که البته فقط شیر و کپور و قزل‌آلا ندارند و در بساط بعضی از آنها همه‌جور جانور دریایی پیدا می‌شود؛ از صدف و خرچنگ گرفته تا هشت‌پا و شاه‌میگو یا همان لابستر، جاندارانی که مصرف همه آنها از نظر شرعی حرام است. اینجا خیلی‌ها کوسه هم دارند، همان کوسه‌های خلیج فارس و دریای عمان که صیدشان ممنوع است و ۱۷ گونه از آنها نیز در معرض خطر انقراض قرار گرفته‌اند. ظاهرا از نظارت دولتی هم خبری نیست، چراکه خیلی از فروشندگان بازار سرچشمه فیله کوسه‌‌ها را خیلی راحت جلوی چشم مشتری گذاشته‌اند. در این راسته باله کوسه هم پیدا می‌شود، محصولی که البته مشتریان خاص خود را دارد.

لابسترها را داخل تشت‌های پرآب کنار میگوها چیده‌اند و کنار هم قرار گرفتن هیکل درشت و شاخک‌های بیرون‌زده از آب لابسترها و چنگال‌های درهم‌فرورفته میگوها صحنه چندش‌آوری را خلق کرده است. اینجا بازار بهجت آباد است، یکی از تره‌بارهای معروف مرکز پایتخت در حوالی میدان هفت‌تیر که در میان غرفه‌های عرضه گوشت و مرغ و میوه آن، چند ماهی‎فروشی بزرگ هم پیدا می‌شود. انواع و اقسام ماهی‌ها را در ظرف‌های یونولیتی داخل یخچال‌های درون مغازه چیده‌اند؛ از کیلکا و کولی و کفال شمال گرفته تا حلوا و سرخو و سنگسر جنوب. مغازه‌هایی که لابستر یا میگو نیز دارند، آن را بیرون یخچال درون تشت‌های بزرگی جلوی چشم رهگذاران قرار داده‌اند. مغازه‌دارهای بازار بهجت‌آباد متفق‌القول می‌گویند که این لابسترها همگی در خلیج فارس صید شده‌اند، اما با این وجود قیمتشان از کیلویی۱۸۰ تا ۲۶۰ هزار تومان نوسان دارد.

از مغازه‌داری درباره وزن شاه‌میگوها سوال می‌کنیم و او پاسخ می‌دهد سنگینی هر لابستر بسته به سن و سال آن به ۵۰۰ تا ۷۰۰ گرم می‌رسد. این ماهی‌فروش همچنین توضیح می‌دهد که هر لابستر فقط یک نفر را سیر می‌کند و به این صورت هر وعده لابستر برای لاکچری‌بازهایی که به این جاندار دریایی خاص علاقه دارند، بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان آب می‌خورد. از ماهی‌فروش سراغ کوسه، خرچنگ و هشت‌پا را هم می‌گیریم که با پاسخ منفی‌اش مواجه می‌شویم. بعد از او، از دیگر مغازه‌داران این راسته نیز درباره این جانداران دریایی پرس‌وجو می‌کنیم و دست آخر، با دست خالی از این بازار خارج می‌شویم. فقط یکی از فروشنده‌ها ما را راهنمایی می‌کند و می‌گوید این موجودات را می‌توانیم در راسته ماهی‌فروش‌های بازار سرچشمه پیدا کنیم.

باله کوسه با تخفیف ویژه

کف خیابان خیس آب است و در این بی‌آبی مملکت، جریان دائمی آب در راسته سرچشمه از پای آکواریم‌های بزرگ به داخل جوی‌های داخل خیابان توی ذوق می‌زند. داخل این آکواریوم‌ها انواع و اقسام ماهی‌ها ریخته و علاوه بر آن، تعدادی ماهی‌های دریایی و پرورشی نیز درون و بیرون یخچال‌هایشان نیز چیده‌ شده‌اند. اما نکته اینجاست که در برخی ماهی‌فروشی‌های این راسته، لابه‌لای ماهی‌های چیده‌شده درون ظرف‌های پلاستیکی، تکه‌های کوچک و بزرگ فیله کوسه نیز به چشم می‌خورد.

مغازه‌داری فیله کوسه را کیلویی ۴۵ هزار تومان می‌فروشد و هرچه از او می‌پرسیم این گوشت کدام یک از انواع کوسه‌هاست، هیچ نمی‌داند. فقط خیالمان را راحت می‌کند که این کوسه متعلق به آب‌های جنوب کشور خودمان است و از جایی وارد ایران نشده. ماهی‌فروشی دیگر نیز برای فیله کوسه کیلویی ۵۵ هزار تومان قیمت گذاشته است، او هم نوع کوسه را نمی‌شناسد و اصلا کاری به این حرف‌ها ندارد. سراغ باله کوسه را از این مغازه‌دار می‌گیریم که جواب می‌دهد: «باله کوسه خیلی سخت پیدا می‌شد، هر کسی ندارد، چون برای تهیه نیم کیلو باله باید باله‌های هفت هشت تا کوسه را از بدنشان جدا کنند.»

با این حال برای تهیه باله کوسه ناامید نمی‌شویم و سراغ آن را از مغازه‌های دیگری می‌گیریم. تا این که بعد از پرس‌وجو از پنج ماهی‌فروشی راسته سرچشمه، مراد دلمان را در مغازه ششم پیدا می‌کنیم. مغازه‌داری که هنوز باله‌های دو تا از کوسه‌هایش را جدا نکرده و جالب این که کوسه‌ها را با باله‌هایشان، در تشت‌های پلاستیکی کاملا جلوی چشم گذاشته است. وقتی از فروشنده باله کوسه درخواست می‌کنیم، سریع چاقویش را برمی‌دارد و بی‌معطلی شروع می‌کند به بریدن باله‌های کوسه‌ها. این ماهی‌فروش البته فقط چهار باله کوسه را از تن صاحبان نگون‌بخت آ« جدا می‌کند و وقتی وزن آنها را می‌کشد، می‌بینیم که همین چهار باله حدود ۶۰۰ گرم وزن دارند.

اکبر باله‌هایش را کیلویی ۱۰۰ هزار تومان می‌فروشد و تاکید دارد این کوسه‌ها همه متعلق به خلیج فارس هستند. از او درباره جانوران دریایی دیگر مثل هشت‌پا، خرچنگ، لابستر و صدف هم سوال می‌کنیم که او در پاسخ می‌گوید: «اینجا هر چیزی که بخواهید، برایتان پیدا می‌کنیم، فقط باید از قبل به من سفارش بدهید.» آن‌طور که این ماهی‌فروش تعریف می‌کند، بیشتر مشتریان باله کوسه و دیگر جانداران دریایی خاصش را چشم‌بادامی‌های ساکن ایران بخصوص کارمندان سفارتخانه‌های این کشورها تشکیل می‌دهند. او البته توضیح می‌دهد که باله کوسه را کیلویی ۲۰۰ هزار تومان به آنها می‌فروشد و به خاطر هموطن بودن برای ما تخفیف ویژه قائل شده است.

اما اکبر هم هیچ اطلاعی از نوع کوسه‌های موجود در مغازه‌اش ندارد و فکر می‌کند که فقط ۱۷ نوع کوسه در خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند. اما براساس آخرین آمار سازمان شیلات، ۳۲ نوع کوسه در آب‌های جنوب کشور شناسایی شده‌اند که از میان آنها، ۱۷ گونه در معرض خطر انقراض قرار دارند و البته صید انواع کوسه‌های این خطه نیز از سال ۹۳ براساس مصوبه شورای عالی حفاظت محیط‌زیست غیرقانونی محسوب می‌شود.

اقیانوس‌های کوچک سرچشمه

ساعت که از ۹ شب می‌گذرد، ابتدا خواربارفروشی‌ها، بعد موتورسازی‌ها و رفته‌رفته ماهی‌فروش‌های راسته سرچشمه مغاز‌ه‌هایشان را تعطیل می‌کنند. با این حال، هنوز چراغ روشن چند مغازه از دور به چشم می‌خورد و ما نیز سراغ صدف دریایی را از مغازه‌دارها می‌گیریم. ظاهرا این جانور دریایی در بساط هیچ‌کدام از این فروشنده‌ها پیدا نمی‌شود، اما همگی نشانی مغازه‌ای را می‌دهند که به قول خودشان اقیانوسی است از جاندران دریایی مختلف.

نشانی این اقیانوس کوچک را از ماهی‌فروش‌های راسته سرچشمه می‌گیریم و کوچه به کوچه به دنبال آن می‌گردیم. داخل یکی از کوچه‌های فرعی، از انتهای کوچه نور چراغ روشن یک ماهی‌فروشی از دور به چشم می‌خورد. وارد مغازه که می‌شویم، می‌بینیم برخلاف ماهی‌فروش‌های دیگر نه خبری از ماهی است و نه تشت، آکواریوم، یخچال یا سایر ظروف نگهداری جانداران دریایی.

این ماهی‌فروشی خالی از ماهی متعلق به پیرمردی است خسته و خمور با ریش‌های وز و دندان‌های زردشده. پیرمردی که قد کوتاه و هیکل خمیده‌اش، او را داخل صندلی مدیریتی‌اش جمع کرده و کتی نه چندان نو نیز به تن دارد. در کنار او نیز پیرمردی دیگر با موهای بلند سفیدرنگ، ریشی تراشیده و سبیلی نه چندان پرپشت روی یک صندلی چوبی قدیمی نشسته است.

سراغ صدف دریایی را که می‌گیریم، پیرمرد اول جواب مثبت می‌دهد و پیرمرد دوم نیز سوار بر یک بالابر به زیرزمین مغازه می‌رود. جایی که انگار تمام اجناس این مغازه را آنجا جمع کرده‌اند. او دو سه دقیقه بعد با کیسه‌ای پر شده از چند صدف دریایی بالا می‌آید. بعد هم صدف‌ها را روی ترازو می‌گذارد و تراوز نیز وزن صدف‌ها را درست یک کیلو نشان می‌دهد. ۵۰ هزار تومان می‌پردازیم و سراغ هشت پا و فیله کوسه را از مغازه‌دار می‌گیریم. آنها نیز می‌گویند که از هر دو جانور، بهترین نوعش را در بساطشان دارند و به ترتیب آنها را ۱۵۰ و ۱۰۵ هزار تومان می‌فروشند. پیرمردها همچنین ادعا می‌کنند که اگر بخواهیم خرچنگ، ماهی مرکب و ستاره دریایی را نیز یک روزه گیر می‌آورند.

هر دو مغازه‌دار به حرام گوشت بودن این جانوران اذعان دارند، ولی تاکید می‌کنند که خرید و فروش آن جرم سنگینی نیست و فقط گاهی ممکن است ماموران وزارت بهداشت از آنها ایراد بگیرند. یکی از پیرمردها توضیح می‌دهد: «ماموران بهداشتی معمولا وقتی می‌بینند که جنس‌های غیرمجازمان وزن کمی دارد، خیلی گیر نمی‌دهند. البته آنها می‌گویند که اگر هم از این جانوران می‌آورید، فقط به رستوران‌ها و هتل‌های مورد تایید ما بفروشید و به مردم عادی ندهید.»

وقتی این جمله را می‌شنویم، از پیرمرد می‌پرسیم که پس چرا شما با خیالی آسوده هرچه را که می‌خواهید به ما که مردم عادی هستیم، می‌دهید؟ او هم پاسخ می‌دهد: «الان که ماموران اداره بهداشت اینجا حضور ندارند. آنها فقط سالی یکی دو بار به ما سر می‌زنند. اگر قرار بود هر دقیقه از این محل بازرسی شود که اصلا نمی‌شد کاسبی کرد.»

صدف‌ها را برمی‌داریم و از ماهی‌فروشی خارج می‌شویم. اما حرف آخر پیرمرد فکرمان را حسابی مشغول می‌کند. همین که برخی ماهی‌فروشان بازار سرچشمه بدون ترس از نظارت حاکمیتی انواع و اقسام جانداران دریایی حرام‌گوشت را عرضه می‌کنند و حتی بر کوسه‌هایی که صیدشان ممنوع است، چوب حراج می‌زنند. جالب این که همگی تاکید دارند که هم کوسه‌ها و هم دیگر جانداران دریایی غیرمجازشان متعلق به آب‌های جنوب کشور هستند. یعنی نه فقط براساس هشدارهای بسیاری از کارشناسان محیط‌زیست، این جانداران دریایی از سواحل خلیج فارس و دریای عمان به کشورهای شرق آسیا قاچاق می‌شوند، بلکه مطابق ادعای ماهی‌فروشان تهران ته مانده لنج‌های قاچاق‌بر نیز به بازار آزاد داخل کشور راه می‌یابد. این وسط هم سازمان‌های نظارتی نه توان آن را دارند که با قاچاق گسترده این جانداران دریایی در آب‌های جنوب برخورد کنند و نه برایشان مهم است که بر خرید و فروش خرد آنها در بازارهای داخلی نظارت کنند.

 حکم شرعی مصرف کوسه و دیگر آبزیان

«مصرف گوشت تمام حیوانات آبزی به استثنای ماهیان پولک‌دار و میگو حرام است.» این خلاصه‌ای از حکم شرعی فقه شیعه درباره مصرف جانداران دریایی است. این نکته را نیز از زبان یکی از مسئولان پاسخ به سوالات شرعی دفتر مقام معظم رهبری می‌شنویم. او در پاسخ به استفتای خبرنگار جام‌جم می‌گوید: «در بین آبزیان، فقط مصرف ماهی و میگو حلال است و بنابراین حیواناتی مانند لاک‌پشت، خرچنگ، لابستر، هشت‌پا و صدف دریایی حرام‌گوشت هستند.»

این روحانی همچنین درباره نظر مقام معظم رهبری پیرامون مصرف کوسه و باله آن نیز توضیح می‌دهد: «اصولا مصرف بخش‌های مختلف گوشت ماهیانی که پولک داشته باشند، حلال است و اگر یک ماهی پولک نداشته باشد، مصرف بخش‌های مختلف آن حرام است. براین اساس چون کوسه پولک ندارد، مصرف مصرف باله و فیله آن حرام است.»

کوسه‌ها، قربانی ضعف شیلات و خلا نظارتی محیط‌زیست

حکم‌ شرعی مصرف جانورانی مثل لابستر، خرچنگ، هشت‌پا و صدف دریایی یک روی سکه است و روی دیگر سکه نیز ممنوعیت صید این جانداران قرار دارد. داوود میرشکار، مدیرکل دفتر حفاظت از زیست‌بوم‌های دریایی سازمان محیط‌زیست در این باره به جام‌جم توضیح می‌دهد که صدور مجوز صید انواع جانداران دریایی برعهده سازمان شیلات ایران است و این سازمان، ب‌جز انواع ماهی فقط برای صید میگو و لابستر مجوز صادر می‌کنند. بر این اساس، صید هیچ‌کدام از انواع خرچنگ، هشت‌پا، لاک‌پشت، صدف دریایی قانونی نیست و گاهی ممکن است این جاندران در تور ماهیگیران گیر کنند و به صورت ضمنی صید شوند.

آن‌طور که مدیرکل دفتر زیست‌بوم‌های دریایی سازمان محیط‌زیست می‌گوید، قانون در برابر صید ضمنی این آبزیان سکوت کرده است و به همین دلیل، صیادان با سوءاستفاده از این خلاء قانونی، جاندران دریایی حرام‌گوشت را به بازارهای داخلی عرضه می‌کنند. اما این صحبت‌های او، به جاندارانی غیر از انواع کوسه بازمی‌گردد. چراکه براساس مصوبه سال ۹۳ شورای عالی حفاظت محیط‌زیست صید همه انواع کوسه به هر شکل ممکن غیرقانونی است. میرشکار در این زمینه نیز توضیح می‌دهد که کوسه هم مثل دیگر آبزیان گاهی به صورت ضمنی در تور صیادان گرفتار می‌شود و البته گاهی نیز صیادان به صورت غیرقانونی به صید هدف کوسه می‌پردازند.

نکته مستتر در صحبت‌های مدیرکل دفتر زیست‌بوم‌های دریایی سازمان محیط‌زیست آن است که با وجود ممنوعیت صید انواع کوسه به اشکال مختلف، به دلیل تساهل سازمان شیلات، صیادان متخلف در اغلب موارد می‌توانند ادعا کنند که کوسه‌ها را به صورت ضمنی شکار کرده‌اند و در این صورت، خود را از چنگال قانون رها کنند. البته میرشکار توضیح می‌دهد که اگر ماموران یگان حفاظت محیط‌زیست در ساحل، کوسه‌های صیدشده را از متخلفان کشف کنند، با آنها برخورد می‌کنند، اما چون نظارت بر صید روی دریا با سازمان شیلات است و این سازمان نیز توان کافی بر رصد نقاط مختلف دریا را ندارد، صیادان کوسه به‌راحتی مرتکب تخلف می‌شوند.

مدیرکل دفتر زیست‌بوم‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست همچنین اذعان دارد که ماموران این سازمان هیچ نظارتی بر بازارهای ماهی‌فروشی پایتخت به عنوان یکی از مراکز عرضه کوسه ندارند. او البته بازهم در این زمینه توپ را به زمین سازمان شیلات می‌اندازد و می‌گوید: نظارت بر بازارهای ماهی‌فروشی برعهده حراست سازمان شیلات است. البته همکاران ما در یگان حفاظت محیط زیست نیز معمولا بر بازارهای زنده‌فروشی حیات وحش نظارت می‌کنند، اما چون ماهی‌فروشان متخلف کوسه‌های فروشی خود را جلوی چشم نمی‌گذارند، در بیشتر موارد ماموران ما متوجه وجود این کوسه‌ها در بازارها نمی‌شوند.

این اعتراف میرشکار نشان می‌دهد که هر دو سازمان شیلات و محیط‌زیست تا چه حد در نظارت بر بازارهای ماهی‌فروشی ضعف دارند و همین ضعف نظارتی چه مقدار دست متخلفان را باز گذاشته است. میرشکار البته زیر بار این ضعف نظارتی نمی‌رود و تاکید دارد که سازمان شیلات باید نظارت خود را بر صیدهای غیرقانونی در دریا تقویت کند، ولی آنچه مسلم است این که همواره برای اجرا نکردن قانون می‌توان هزاران بهانه تراشید و توپ را مدام به زمین سازمان‌های مختلف انداخت.

 

محمد حسین خودکار

کرونا‌ کوه

هر روز به طور میانگین حدود یکصد‌تن پسماند کرونایی در آرادکوه دفن می‌شود
فانتزی کارگردان‌های هالیوودی با همه ابزار و ادوات سینمایی‌شان وقتی می‌خواهند فضایی آخرالزمانی را توصیف کنند زنده پیش چشم ما در ۲۳ کیلومتری تهران ترسیم شده است. مجتمع آرادکوه که هر روز نزدیک به ۳۰ هزار تن زباله پایتخت‌نشینان را در دل خود جا می‌دهد حالا چند‌ماهی است که مهمان ترسناک تازه‌ای دارد. تا پیش از فراگیری کرونا هم یکی از دغدغه‌های دفن پسماندهای تهران مربوط می‌شد به دفن زباله‌های عفونی بیمارستان‌ها،‌ چیزی که حتی بارها و بارها پای روسای بیمارستان‌های تهران را به قوه قضا هم باز کرد اما گرهی از این معضل باز نشد. حالا اما ماجرا با چند ماه پیش تفاوت دارد، چرا که حالا حجم قابل‌توجهی از زباله‌های عفونی بیمارستان‌ها را پسماندهای حاصل از کرونا تشکیل می‌دهد،‌ این هم همه ماجرا نیست چون همان پسماندهای معمول منازل هم حاوی پسماندهای کرونایی‌ است و تفاوت چندانی با پسماندهای عفونی بیمارستانی ندارد. هر چند در این مدت برخی از کارشناسان گفته‌اند پسماندهای کرونا تفاوتی با دیگر پسماندهای بیمارستانی ندارد اما موضوع وقتی مهم می‌شود که بدانیم این بار تفاوتی میان زباله‌های منازل با پسماندهای عفونی بیمارستانی نیست، چرا که امکان تفکیک زباله‌های عفونی منازل با دیگر پسماندهای تولید شده وجود ندارد.

فقط میزان مبتلایان به کرونا نیست که حالا با شیبی محسوس رو به افزایش است. کرونا باعث شده تهرانی‌ها در مصرف آب رکورد ۵۰ ساله را بشکنند و به نام خود ثبت کنند و البته که جهش خیره‌کننده‌ای هم در تولید پسماند داشته باشند. آن‌طور که رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران می‌گوید «مقدار پسماند و زباله در شهر تهران از ۲۵۰۰ تن روزانه به ۷۰۰۰ تن رسیده است.» این تنها محدود به زباله‌های معمولی نیست و این جهش شگفت شامل پسماندهای بیمارستانی هم می‌شود و  زباله‌های بیمارستانی هم از ۶۰ تن در روز به صد تن رسیده است. این موضوع فارغ از چند برابر شدن کار روزانه تفکیک و امحای پسماندها، پیامدهای ناگوار بسیاری در حوزه محیط‌زیست هم دارد؛ آن هم وقتی پای زباله‌های عفونی در میان باشد و بدتر از آن این‌که هنوز امکانی برای تفکیک زباله‌های معمول با زباله‌های عفونی وجود نداشته باشد.

زباله کرونا با بیمارستانی تفاوت دارد؟

پیش از این باید  نگران تولید حدود ۶۰ تن زباله بیمارستانی در تهران می‌بودیم اما حالا به‌دلیل  عدم امکان تفکیک باید نگرانی‌مان را از این مقدار تا ۷۰۰۰ تن زباله در روز بسط بدهیم. اما سوال اینجاست که آیا زباله‌های کرونا تفاوتی با دیگر زباله‌های بیمارستانی دارد؟ زباله بیمارستانی در گروه زباله‌های خطرناک قرار می‌گیرد. زباله‌های خطرناک دیگر شامل زباله‌های هسته‌ای، زباله‌های صنایع شیمیایی و دیگر صنایعی هستند که در فعالیت تولیدی‌شان از مواد خطرناک برای سلامتی انسان و محیط‌زیست استفاده می‌شود. آیا زباله کرونا خطرناک‌تر از زباله بیمارستانی معمول است؟ شاید در نکاه اول تصور کنیم که زباله‌های کرونا حتما که با دیگر پسماندهای بیمارستانی تفاوت دارد و حتما که باید مخرب‌تر باشد اما آن‌طور که کارشناسان این حوزه معتقدند زباله بیمارستانی کرونا با زباله معمول عفونی بیمارستانی تفاوت خاصی ندارد. براساس استانداردهای سازمان بهداشت جهانی هم «زباله بیمارستانی کرونا از نظر خطرزا بودن مشابه زباله بیمارستانی معمولی است و استانداردهای ساماندهی این دو نوع زباله از هر نظر یکسان است.» با توجه به نظر این سازمان بنابراین زباله بیمارستانی کرونا نیازمند گندزدایی متفاوتی نسبت به شیوه‌های مرسوم ندارد.

شیوه دفن زباله‌های بیمارستانی

برخی از مسؤولان برای امحای زباله‌های بیمارستانی حداقل بعد از فراگیری کرونا از ترکیب «دفن بهداشتی» استفاده کرده‌اند. ترکیبی که احتمالا فقط به مفهوم ریختن آهک و سپس خاک روی زباله‌هاست. رضا کرمی‌محمدی، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران و عضو شورای فرماندهی ستاد مدیریت بیماری کرونا در تهران هم گفته‌است: «دفع پسماند در شهر تهران دوبار در روز انجام می‌شود و بدون تفکیک‌شدن دفن می‌شود. دفع پسماندهای بیمارستانی براساس پروتکل‌های وزارت بهداشت در آرادکوه انجام می‌شود.» در بخشی از حرف‌های صدرالدین علیپور، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران هم ماجرا از کمی عقب‌تر و از جمع‌آوری زباله‌ها از بیمارستان روایت شده‌است. «روزانه حدود صد نیروی کارگری با لباس و تجهیزات مخصوص به بیمارستان‌ها می‌روند و پسماندهایی که به احتمال زیاد آلوده به ویروس کرونا هستند را تحویل‌گرفته و در همان مکان توسط اتوکلاو ضدعفونی‌کرده و با رعایت کامل موازین بهداشتی و ایمنی آنها را در سایت جداگانه‌ای، با عمق و آهک بیشتر از حد معمول دفن می‌کنند.» این اتفاقی است که به‌نظرمی‌رسد در حال انجام است اما به‌نظر‌می‌رسد آنچه باید باشد تفاوت‌هایی با شیوه کنونی دارد. محمد بازگیر، مدیرکل پیشین اداره محیط‌زیست تهران روایتش را از جایی به جام‌جم می‌گوید که پسماندهای بیمارستانی به محل امحا رسیده‌است. او می‌گوید: «یکی از روش‌های فرآیند دفع نهایی پسماند، روش‌ دفن‌کردن است که باید اصول بهداشتی آن رعایت شود. به این معنی که در جایی که کف آن دیواره‌های ایزوله باشد و شیرابه پسماند بیرون نزند و منتشر نشود و بعد روی آن آهک و مواد ضدعفونی‌کننده ریخته می‌شود و درنهایت دفن شود. برای دفع پسماند، روش‌های دیگری هم ازجمله سوزاندن وجود دارد اما در ایران بیشترین روش بر مبنای دفن پسماند است. بنابراین، این مراحل باید انجام شود و اکنون در بیمارستان‌ها دستگاه‌های امحا زباله وجود دارد اما این‌که چقدر این پروسه کامل انجام شود یا نه نیاز به بررسی بیشتر دارد.» اما نگاه‌های متفاوت بیشتری هم در این میان وجود دارد،‌ نگاه‌هایی که معتقد است اصولا دفن این زباله‌ها کارشناسانه نیست.

یکی از نشانه‌های زباله‌های بیمارستانی پلاستیک‌های زردرنگ مورد استفاده برای این پسماندهاست، بسیاری همین روش را مناسب برای تفکیک زباله‌های عفونی منازل می‌دانند. به این مفهوم که برای تفکیک زباله‌های منازلی که بیمار کرونایی دارند می‌توان از کیسه زباله‌هایی به رنگ قرمز استفاده شود. این طرح ابتدا در شهرهای اصفهان و همدان مطرح شد اما خیلی زود بی‌نتیجه ماند چراکه از همان ابتدا براساس یک باور اشتباه بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دادند حضور یک بیمار کرونایی در خانواده را پنهان کنند. این روش اما در دیگر کشورها با تفاوت‌های جزئی اجرا شد. نمونه‌اش کشور ایتالیا که دستورالعملی صادر کرده و از مردم خواسته تا زباله‌های خود را به سه دسته تر، خشک و غیرقابل بازیافت تفکیک کنند. زباله‌های عفونی کرونایی خود را هم در دسته زباله‌های غیرقابل بازیافت قرار دهند تا در زباله‌سوزهای مخصوصی دفع شود. در ایران اما زباله‌های خانگی فقط به دو دسته تر و خشک تفکیک می‌شود. یکی از موارد اختلاف وزارت بهداشت‌ودرمان و سازمان محیط‌زیست با شهرداری‌ها هم از همین‌جا آغاز می‌شود. چراکه وزارت بهداشت و درمان روی «تقویت و بهبود استانداردهای جمع‌آوری و کم‌خطرسازی زباله بیمارستانی انگشت می‌گذارد» و با سازمان محیط‌زیست هم‌عقیده است که «هرگونه زباله چه بیمارستانی، چه خانگی را عفونی و بمب بالقوه انتشار کرونا» می‌دانند؛ اما غم بزرگ شهرداری‌ها حالا ضرر هنگفت میلیاردی به واسطه عدم تفکیک زباله‌هاست. البته که آفت بزرگ عدم تفکیک زباله‌های معمولی و عفونی تنها در میزان سرمایه‌ای نیست که خاک می‌شود بلکه در آسیب بزرگی است که به محیط‌زیست وارد می‌کند.

باید نگران باشیم؟

هم قانون و هم تمام مصوبات معطوف به چگونگی دفن پسماندهای عفونی و خانگی به گونه‌ای است که نگرانی در رابطه با آسیب‌های احتمالی به محیط زیست را کاهش بدهد اما آن‌طور که محمد علیزاده، کارشناس پسماند می‌گوید مشکل از جایی آغاز می‌شود که عموما نسبت به اجرای آن قوانین و مصوبات کم‌کاری صورت می‌گیرد و ابزار نظارتی برای نحوه اجرای درست آن هم عموما صورت نمی‌گیرد.

او به جام جم می‌گوید: «ما عموما یک عقب‌ماندگی تاریخی در رابطه مدیریت پسماندهای آزمایشگاهی داریم. ‌در بخش آزمایشگاه‌های تحت نظارت وزارت علوم و چه در بخش تحت پوشش وزارت بهداشت این نواقص وجود داشته است که مدریت درستی روی پسماندها نداشتیم». آن‌طور که از گفته‌های این کارشناس پسماند می‌توان متوجه شد این‌که اگر همه دستورالعمل‌های موجود در ارتباط با مدیریت پسماند هم به درستی اجرا شود و حتی خوشبینانه هم نگاه کنیم و نظارت کافی هم در این رابطه وجود داشته باشد باید ۲۰ تا ۳۰ درصد نگران ‌ اشتباه‌ها در این حوزه باشیم. این گفته وقتی رنگ هولناکی به خود می‌گیرد که همین حالا به دلیل تفکیک نشدن روزانه صد تن زباله بیمارستانی با ۷۰ هزار تن زباله معمولی، باید بیش از اینها نگران امحای پسماندها باشیم.

قانون چه می‌گوید؟

قوانین و دستورالعمل‌های مدیریت و پسماند زباله بیمارستانی در ایران بر اساس قانون مصوب سال ١٣٨٣مجلس و آخرین دستورالعمل‌ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ابلاغ شده در سال‌ ١٣٨۶ باید به اجرا درآیند. این قوانین لوازم حفاظتی نیروی کار درگیر با زباله در بیمارستان و واکسیناسیون آنها را ضروری دانسته و  تاکید شده تفکیک زباله عفونی و خطرناک از زباله معمولی در بیمارستان باید از مرحله اولیه و با سطل‌های زباله جداگانه روی دهد. زباله‌های خطرناک و عفونی هم شامل مواردی چون وسایل آلوده به خون و ترشحات بیمار، ست ساکشن ونتیلاتور، زواید تزریقات و پانسمان، پسمانده غذای بیماران عفونی، انواع سوند و ماسک و غیره می‌شود. این زباله‌ها در کیسه‌ها و سطل‌های زرد رنگ نگهداری و جابه‌جا می‌شوند و در نهایت در بخش امحای زباله هر مرکز درمانی پس از گذراندن مراحل بی‌خطرسازی تحویل ماشین‌های شهرداری می‌شوند. فرآیند بی‌خطرسازی نیز با دستگاه‌های اتوکلاو و هیدروکلاو مجهز به خردکن روی می‌دهد و کنترل‌هایی هم به شکل روزانه بر عملکرد این دستورالعمل وجود دارد که نتایج آن به طور مرتب به مراکز علوم پزشکی شهرستان‌ها ارسال می‌شود. البته مراکز درمانی کوچک و مطب‌هایی که از این امکانات بی‌بهره‌اند باید زباله خود را به شرکت‌های پیمانکاری که این خدمات را ارائه می‌کنند تحویل دهند. این استانداردها در صورت رعایت شدن برای کنترل بیماری‌های ویروسی که کرونا هم جزو آنهاست تا حد بالایی موثر است.

میثم اسماعیلی

 

بالا