آخرین خبرها
خانه / یادداشت

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی
  • مدیریت حیرت‌آور

    مدیریت حیرت‌آور

    جهان از نحوه کنترل کرونا در ایران در حیرت است. برای کمک به مهار کرونا در هند آماده‌ایم. برای مهار آت...

  • مهارآتش با سرشاخه‌های بلوط

    مهارآتش با سرشاخه‌های بلوط

    آتش‌سوزی‌ها در زاگرس هرسال بیشتر می‌شود؛ زیرا پارامترهایی که بر این روند تاثیر می‌گذارد هر سال افزای...

  • فاجعه بزرگ شروع شده است

    فاجعه بزرگ شروع شده است

    هورالعظیم جان ندارد. از این تالاب بین‌المللی شبحی بیشتر باقی نمانده است. لاشه هزاران ماهی و گاومیش‌ه...

  • مدیریت نیستی محیط‌زیست

    مدیریت نیستی محیط‌زیست

    هفته محیط‌زیست از امروز در کشورمان شروع می‌شود و به همین مناسبت قرار است رئیس سازمان حفاظت‌محیط‌زیست...

  • مدیریت خشکیده

    مدیریت خشکیده

    خشکسالی، شکارچی حیات وحش شده‌است، فلامینگوها در بختگان زمینگیر شده‌اند و دوستداران محیط‌زیست برای نج...

  • فرق است بین خر و گورخر

    فرق است بین خر و گورخر

    گورخر آفریقایی درون جوی آبی افتاده است و به دلیل استرس زیاد قادر به حرکت نیست، کمی آن طرف‌تر مردی تق...

  • تکرار محیط‌نیستی‌ترین دولت

    تکرار محیط‌نیستی‌ترین دولت

    شکارچیان، محیط‌بانان را شکار می‌کنند، قاچاقچیان چوب جنگلبان را. قرقگاه‌ها برای شکار حیات وحش ساخته م...

  • شلیک به محیط‌بان آزاد است!

    شلیک به محیط‌بان آزاد است!

    محیط‌بانان آسان می‌میرند، جنگلبانان آسان پر می‌کشند؛ هیچ‌کس هوای مردان طبیعت را ندارد، این زخمی است ...

  • محیط زیست دریایی، محیط زیست فراموشی

    محیط زیست دریایی، محیط زیست فراموشی

    خلیج فارس محل زیست و زاد و ولد نهنگ‌های بزرگ نیست. این نهنگ‌ها از اقیانوس وارد دریای عمان و در جست و...

  • خزر دست و پای دائم می‌زند

    خزر دست و پای دائم می‌زند

    بزرگترین دریاچه جهان جان ندارد، این را فوک‌های خزری فریاد می‌زنند، فوک‌هایی که هر روز  جمعیت‌شان کمت...

مدیریت حیرت‌آور

مهدی آیینی

مهدی آیینی

جهان از نحوه کنترل کرونا در ایران در حیرت است. برای کمک به مهار کرونا در هند آماده‌ایم. برای مهار آتش‌سوزی جنگل‌های ترکیه اعلام آمادگی می‌کنیم و شهرداری تهران برای حل مشکل آلودگی هوای سارایوو آماده است.‌ چنین جملاتی مخصوص برخی مدیران و مسؤولان ایرانی است، افرادی مانند سعید نمکی وزیر بهداشت دولت دوازدهم، سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت خارجه این دولت و پیروز حناچی، شهردار پیشین تهران. افرادی که البته بعید است ندانند کشور خودشان با چنین مسائلی درگیر است و تاکنون قادر نبوده به‌درستی آنها را مدیریت کند.

برای نمونه درحالی جهان از نحوه مدیریت وزارت بهداشت و درمان ما برای مهار کرونا باید در حیرت باشد که شهروندان کشورمان از نایاب شدن سرم در حیرت هستند. در حالی وزیر بهداشت و درمان مدتی پیش از این گفت که ایران برای کمک به مهار کرونا در هند آماده است که شرایط مراکز درمانی کشورمان این روزها بی‌شباهت به روزهای گذشته هند نیست. به نظر می‌رسد تنها تفاوت در مراسم خاکسپاری اموات ماست که چون آتش و دود ندارد برخی مدیران از آن بی‌اطلاع هستند. شرایط برای بیمارانی که به کرونا مبتلا نیستند نیز بحرانی است، برای نمونه بیماران مبتلا به سرطان که در حال سپری کردن دوران شیمی‌درمانی هستند، این روزها در کنار هزینه و دارو دغدغه تامین سرم را نیز دارند. شرایط به گونه‌ای است که به‌جز بیماران خاص دیگر اعضای جامعه نیز در خطر قرار دارند. مثلا اگر شخصی این روزها به دلیل گرمازدگی نیاز به سرم پیدا کند خود و خانواده‌اش دچار مشکل جدی خواهند شد. البته نحوه مدیریت فقط در وزارت بهداشت و درمان و سازمان غذا و دارو به این شکل نیست، بلکه در بیشتر سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها به قول معروف در بر همین پاشنه می‌چرخد.

سخنگوی وزارت خارجه چند روز پیش اعلام کرد ایران آماده است در مهار آتش‌سوزی جنگل‌های ترکیه به این کشور کمک کند. این درحالی است که شرایط جنگل‌های کشورمان نیز بحرانی است و هنوز دوستداران طبیعت هنگام اطفای حریق جان خود را از دست می‌دهند که مرگ چهار نفر در آتش‌سوزی‌های اخیر تنگه هایقر استان فارس این مساله را تایید می‌کند. با این حال نحوه مدیریت مسؤولان هر روز حیرت‌آورتر می‌شود. برای نمونه دیروز بالگردهایی از تهران برای مهار آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران روانه شمال غرب کشور شدند اما چون نقص فنی داشتند مدیران استانی نتوانستند به آنها سبد وصل کنند در نتیجه ماموریت این بالگردها ناتمام ماند و هزینه پرواز آنها مانند جنگل‌های کشور که در آتش می‌سوزند، دود شد.

چنین اظهارنظرهای حیرت‌آوری از سوی مدیران کم نیست. اگر کمی به عقب‌تر مثلا زمان دیدار شهردار تهران با شهردار سارایوو برگردیم به نمونه دیگری برمی‌خوریم، زیرا پیروز حناچی که این روزها باید با عنوان شهردار پیشین تهران از آن یاد کرد در این دیدار برای حل مشکل آلودگی هوای سارایوو اعلام آمادگی کرد.  این درحالی است که از این دیدار حدود دو سال گذشته اما شهروندان تهرانی از ابتدای سال تاکنون فقط دو روز پاک را تجربه کرده‌اند. ‌

عملکرد ضعیف و حیرت‌آور مدیران و مسؤولانی که اظهارنظرهای اخیر آنها را مرور کردیم تا چند روز دیگر به فراموشی سپرده می‌شود، اما آثار عملکرد و تصمیم‌های آنها در جامعه باقی خواهد ماند. آنها با چنین اظهار نظرهایی قصد دارند عملکرد ضعیف و سوءمدیریت خود را پنهان کنند، غافل از این‌که بی‌تدبیری آنها آنقدر عریان شده که به قول معروف نمی‌توان آن را زیر هیچ فرشی پنهان کرد. نگران‌کننده‌تر این‌که سوءمدیریت آنها به کاهش سرمایه‌های اجتماعی و افزایش بی‌تفاوتی در جامعه نیز دامن می‌زند، این روند بی‌شک اعضای جامعه را بیش از این روزها از یکدیگر دور می‌کند. ‌

مهارآتش با سرشاخه‌های بلوط

آتش‌سوزی‌ها در زاگرس هرسال بیشتر می‌شود؛ زیرا پارامترهایی که بر این روند تاثیر می‌گذارد هر سال افزایش می‌یابد، یعنی عواملی مانند افزایش تردد افراد درجنگل، دست‌اندازی،تخریب‌ها و خشکسالی.‌

علاوه براین، چون عوامل تخریب زاگرس همچنان به قوت خود باقی است، شرایط این اکوسیستم بیش از گذشته به سمت بیابانی‌شدن می‌رود. هنوز کشاورزی و دامداری حیات این جنگل‌ها را تهدید می‌کند‌ و به این ترتیب می‌توان گفت فرسایش شدید خاک و کاهش منابع آب شرایط را برای زاگرس سخت‌تر از گذشته کرده‌است.

البته نمی‌توان مانع عوامل طبیعی و اقلیمی شد‌‌ اما مدیریت منابع‌طبیعی و محیط‌زیست کشور نیز برای مقابله با این جریان تخریب به روز نشده و سرعت عمل مدیران با سرعت تخریب تناسب ندارد. برای نمونه در تصاویری که از آتش‌سوزی زاگرس منتشر می‌شود هنوز شاهدیم نیروهای داوطلب با سرشاخه‌های بلوط آتش ‌را خاموش می‌کنند؛ بنابراین می‌توان گفت از تجهیزات و آموزشی که مدیران وعده‌اش را داده‌بودند، خبری نیست.

در این بین اگر از بالگرد حرف به میان می‌آید به نظرم فقط جنبه گزارش عملکرد را دارد. همچنین هنوز مدیران دستگاه‌های مختلف نتوانسته‌اند به تعامل و هم‌افزایی برسند. ‌مشکل جدی در این بین کمک نگرفتن از نیروهای متخصص است.متاسفانه برای به کارگیری نیرو، رابطه جایگزین ضابطه شده و برخی مدیران ترجیح می‌دهند افراد کارآمد خانه‌نشین شوند اما آشنایان آنها به کار مشغول باشند. به این دلایل است که آتش جنگل‌های با ارزشی همچون زاگرس هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود.

 

هادی کیادلیری، دبیر مرجع ملی کنوانسیون تنوع زیستی کشور

فاجعه بزرگ شروع شده است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هورالعظیم جان ندارد. از این تالاب بین‌المللی شبحی بیشتر باقی نمانده است. لاشه هزاران ماهی و گاومیش‌هایی که در گل و لای مدفون شده‌اند از فاجعه‌ای خبر می‌دهد که پیامدهایش بیش از گذشته گریبان دیگر کلانشهرها و حتی پایتخت را خواهد گرفت. پیش‌بینی این‌که توفان ریزگردها و سیل آوارگان زیست‌محیطی بیش از گذشته خواهد شد، کار سختی نیست؛ زیرا این روند بارها در کشور اتفاق افتاده و تاکنون مدیران نتوانسته‌اند چاره‌ای برای آن بیندیشند.

‌ شرایط این روزهای هورالعظیم بی‌شباهت نیست با آنچه چند سال پیش بر هامون گذشت. هامون که روزگاری به انبار غله ایران مشهور بود و سالانه حدود ۱۲هزارتن ماهی از آن برداشت می‌شد، امروز شوره‌زاری است که در آن نشانی از زندگی نمی‌توان یافت. آن دسته از بومیان منطقه که پای رفتن داشته، کوچ کرده و آنها که مانده‌اند با هزار و یک مشکل دست به گریبان هستند و توان رفتن ندارند.

چند سال پیش که برای تهیه گزارش به سیستان و بلوچستان رفته بودم با خانه‌هایی روبه‌رو شدم که در و پنجره‌هایشان را گل گرفته بودند. این خانه‌ها متعلق به افرادی بود که ناچار به مهاجرت شده بودند اما چون در برهه‌ای برخی مدیران تصمیم گرفته بودند با ممنوعیت اسباب‌کشی روند مهاجرت را آهسته کنند. اما برخی بومیان منطقه ترجیح می‌دادند درخانه‌هایشان را گل بگیرند و بدون اسباب و وسایل زندگی به کلانشهرهای اطراف مهاجرت کنند.‌

آمارهای قابل اعتمادی درخصوص مهاجرت آوارگان زیست‌محیطی در دسترس نیست، اما می‌توان گفت شرایط نامناسب زیست‌محیطی سبب شد در سال‌های ۹۰ تا ۹۱ بیش از ۳۵ هزار نفر از منطقه سیستان خارج شوند یا تا مدتی پیش تعداد گاوهای بومی سیستان در حاشیه دریاچه هامون بیش از ۹۰ هزار راس بود، اما اکنون در کل دشت سیستان حدود۲۰هزار راس گاو بومی وجود دارد. پیامدهای بی‌توجهی به تالاب هامون البته ادامه دارد. هنوز نیز اندک بومیان باقیمانده حاشیه هامون، سودای مهاجرت دارند و خالی از سکنه شدن این منطقه تهدیدهای امنیتی نیز درپی دارد، چراکه کم نیستند مهاجران غیرقانونی که در روستاهای متروکه ساکن شده‌اند.

آینده هورالعظیم بی‌شباهت به شرایط این روزهای تالاب هامون نیست و این واقعیت تلخی است که مدیران محیط‌زیست، وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، وزات خارجه و وزارت نفت باید بیش از گذشته به آن توجه کنند، زیرا نجات هورالعظیم درگرو تعامل بین بخشی است. تا وقتی وزارت نیرو حقآبه کامل تالاب را نپردازد، نمی‌توان به نجات هور امیدوار بود. این وزارتخانه باید از رسیدن حقآبه به هورالعظیم اطمینان پیدا کند و تنها به بازکردن دریچه‌های سدهایش اکتفا نکند، زیرا بخش قابل‌توجهی از حقآبه در طول مسیر از سوی برخی کشاورزان برداشت می‌شود و به هورالعظیم نمی‌رسد. وزارت خارجه نیز باید با فعالسازی بحث دیپلماسی آب برای بهبود شرایط تالاب تلاش کند. مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز باید فراتر از شعار عمل کنند. به عبارت دیگر مدیران این سازمان باید به جای پرداختن به سیاست و حاشیه‌ها حقآبه تالاب‌های کشور را تامین کنند، چراکه تبعات ناشی از مرگ تالاب‌های کشور محدود به مسائل محیط‌زیستی نیست و با از بین رفتن تالاب باید منتظر افزایش آسیب‌های اجتماعی و تهدیدهای امنیتی نیز بود.

 

مدیریت نیستی محیط‌زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هفته محیط‌زیست از امروز در کشورمان شروع می‌شود و به همین مناسبت قرار است رئیس سازمان حفاظت‌محیط‌زیست امروز در نشستی خبری میزبان خبرنگاران این حوزه باشد. با توجه به پایان عمر دولت دوازدهم به نظر می‌رسد این نشست احتمالا آخرین جلسه پرسش و پاسخ رو در روی خبرنگاران با عیسی کلانتری در پارک پردیسان باشد. البته با توجه به عملکرد سازمان حفاظت‌محیط‌زیست و رویکرد دولت به این حوزه می‌توان گفت این نشست مانند اولین نشست خبری کلانتری پرحاشیه نخواهد بود.

سیزدهم شهریور ۹۶ بود که عیسی کلانتری به عنوان سکاندار سازمان حفاظت‌محیط‌زیست برای اولین بار مقابل خبرنگاران نشست و از برنامه‌هایش برای نجات محیط‌زیست کشور سخن گفت. سخنانی که این روزها و پس از چهارسال می‌توان گفت بیشترشان از مقام وعده و سخن فراتر نرفته است.

عیسی کلانتری، پیش از ورود به سازمان حفاظت‌محیط‌زیست نیز همواره ادعا می‌کرد دغدغه اصلی‌اش آب است. به همین دلیل وقتی در اولین نشست خبری با مطرح کردن اعداد و ارقامی از نامناسب بودن شرایط منابع آب کشور گفت، تاکید کرد ۷۰درصد از وقتش را در قامت رئیس سازمان حفاظت‌محیط‌زیست به بهبود شرایط منابع آب کشور اختصاص خواهد داد. او  مشکلاتی مانند حفظ گونه‌های جانوری و گیاهی را در برابر آب مسائلی فرعی می‌دانست. به همین دلیل این روزها که شرایط منابع آب کشور به دلیل خشکسالی و سوءمدیریت ناگوارتر از گذشته شده است می‌توان گفت عیسی کلانتری نه فقط مساله تنوع زیستی را به حاشیه برد، بلکه برای بهبود شرایط منابع آب کشور نیز قدمی جدی برنداشت، زیرا اکنون بسیاری از تالاب‌های کشور به دلیل تامین نشدن حقابه در شرایط نامناسبی قرار دارند. این رویکرد عیسی کلانتری سبب شد حفظ تنوع زیستی نیز برای بسیاری از مدیران استانی از اولویت خارج شود. دراین میان شرایط برای محافظان طبیعت نیز آن‌طور که باید بهبود پیدا نکرد، هنوز تعداد محیط‌بانان کشور حدود ۳۵۰۰ نفر برآورد می‌شود و آنها از نبود تجهیزات و مناسب نبودن حقوق‌شان گلایه دارند.

مساله دیگری که عیسی کلانتری در اولین نشست خبری روی آن دست گذاشت اهمیت تعامل مدیران سازمان با خبرنگاران بود. اما در عمل در روابط‌عمومی سازمان حفاظت‌محیط‌زیست رویکرد دیگری در جریان بود. سیاست مدیر روابط‌عمومی پیشین این سازمان که تا اواخر فروردین امسال مشغول به کار بود، رویکردی نبود به‌جز حذف خبرنگاران منتقد، اپوزیسیون خواندن آنها و اجرای پروژه‌های محیط‌زیست بدون حضور خبرنگاران. رویکردی که سبب شد دسترسی خبرنگاران این حوزه به اطلاعات و مدیران این سازمان بیش از گذشته دشوار شود.

حدود چهارسال پیش عیسی کلانتری در اولین نشست خبریش با صراحت اعلام کرد توان پاسخگویی او به مسائل علمی محیط‌زیست حدود ۵درصد است. او می‌خواست این ضعف را با دانش متخصصان این حوزه و جامعه دانشگاهیان برطرف کند اما شرایط کنونی محیط‌زیست کشور نشان می‌دهد او این وعده را نیز آن‌طور که باید اجرایی نکرد. به همین دلیل باید امیدوار بود اگر در دوران مدیریت عیسی کلانتری گرهی از مشکلات محیط‌زیست کشور باز نشده است، دست‌کم او امروز از این بگوید که توان پاسخگویی‌اش به مسائل محیط‌زیست دو رقمی شده است.

مدیریت خشکیده

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خشکسالی، شکارچی حیات وحش شده‌است، فلامینگوها در بختگان زمینگیر شده‌اند و دوستداران محیط‌زیست برای نجات آنها به تکاپو افتاده‌اند، اما این داستان تلخ محدود به بختگان و جوجه فلامینگوها نیست. خبرهایی که از مناطق حفاظت شده کشور مخابره می‌شود از ناگوارتر شدن شرایط حیات وحش کشور تحت تاثیر بحران آب حکایت دارد. برای نمونه محیط‌زیست خراسان‌شمالی هشدار داده که برخی گونه‌ها به دلیل خشکسالی به حاشیه روستاها و مناطق مسکونی آمده‌اند، مساله‌ای که به تعارض انسان و حیات وحش‌دامن می‌زند. اما این ماجرا به خراسان‌شمالی محدود نیست. در خراسان‌رضوی نیز شرایط همین قدر ناگوار است. چهارشنبه گذشته بود که مسؤول محیط‌زیست مشهد از مرگ آهویی آبستن خبر داد که در جست‌وجوی آب به حاشیه جاده مشهد سرخس آمده‌بود، اما بخت با   آهوی مادر یار نبود چراکه بر اثر تصادف با خودروهای عبوری بشدت آسیب دید و تلاش محیط‌بانان نیز برای نجات او و دو جنین نارسش موفقیت‌آمیز نبود.‌

با توجه به چنین رخدادهای تلخی می‌توان گفت بحران آب جان اندک حیات‌وحش باقیمانده کشور را بیش از گذشته تهدید می‌کند، بحرانی که حاصل پافشاری برخی مدیران برای اجرای سیاست‌های اشتباهی مانند سدسازی و حفرچاه‌های عمیق است، سیاست‌هایی که حاصل شان چیزی نیست جز ‌ تالاب و چشمه‌های خشکیده.

لازم به یادآوری است که بحران آب فقط جوجه فلامینگوها را تهدید نمی‌کند و گونه‌هایی که مهاجرت نمی‌کنند این روزها بیش از گذشته با خطر مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند، در این بین می‌توان  به خزندگان اشاره کرد یا از پستاندارانی نوشت که تحرک کمی دارند. شرایط اما برای سم‌داران ناگوارتر است، چراکه کل و بزها هر روز برای نوشیدن آب خود را به آبشخورهای زیستگاه‌هایشان می‌رسانند، زیستگاه‌هایی به دلیل جاده‌سازی و معدنکاوی این روزها حکم جزیره‌هایی کوچک را پیدا کرده‌اند. در چنین شرایطی خشک شدن آبشخورها می‌تواند مرگ را به گله‌های کوچک کل و بز بیش از گذشته نزدیک کند.

بحران آب پلنگ و یوزپلنگ‌ها را نیز تهدید می‌کند، چراکه منجر به کاهش جمعیت طعمه‌های آنها( گراز وخرگوش) می‌شود. این درحالی است که برای نجات یوزپلنگ‌ها از خطر انقراض تلاش‌های زیادی شده‌است؛ تلاش‌هایی که بحران آب می‌تواند آنها را به باد دهد.

در چنین شرایطی لایروبی چشمه‌ها و تعمیر آبخشورها در کنار آبرسانی با تانکر می‌تواند حکم مسکنی را برای شرایط ناگوار محیط‌زیست کشور داشته‌باشد، راهکارهایی که برای اجرای آنها نیز باید نکاتی را در نظر گرفت، زیرا اگر در زمان مناسبی انجام نشود می‌تواند تنش بیشتری به حیات وحش کشور تحمیل کند. ‌

بحران آب درحالی امسال بیش از گذشته برای محیط‌زیست کشور شاخ و شانه می‌کشد که باید یادآور شد کشورمان در طول تاریخ همواره با این مشکل روبه‌رو بوده‌است و آنچه بیش از بحران آب به بحرانی شدن شرایط دامن می‌زند سوءمدیریت است. برای نمونه حدود چهار سال پیش که عیسی کلانتری سکان هدایت محیط‌زیست کشور را در دست گرفت از آب به عنوان اولویت محیط‌زیستی کشور یاد کرد و گفت ‌۷۰درصد وقت خود را روی مساله آب خواهدگذاشت.

این روزها که عمر دوران مدیریت عیسی کلانتری در ساختمان پردیسان به روزهای پایانی‌اش نزدیک می‌شود،  می‌توان گفت رئیس سازمان حفاظت‌محیط‌زیست ۷۰درصد وقتش را به شکلی سپری کرده‌است که گرهی از مشکلات محیط زیست کشور باز نشده‌است، زیرا بیشتر زیستگاه‌های کشور این روزها شرایطی مانند بختگان دارند یا بزودی دچار آن می‌شوند.

 

فرق است بین خر و گورخر

مهدی آیینی

مهدی آیینی

گورخر آفریقایی درون جوی آبی افتاده است و به دلیل استرس زیاد قادر به حرکت نیست، کمی آن طرف‌تر مردی تقریبا تنومند با چیزی شبیه افسار که در دست دارد به حیوان ضربه می‌زند تا از جوی آب بیرون بیاید. فیلم کوتاه به این لحظات که می‌رسد، صدای شخصی شنیده می‌شود که از شکستن پای گورخر خبر می‌دهد، اما مرد تنومند که به نظر می‌رسد فرق بین گورخر و خر را نمی‌داند سعی می‌کند با همان ضربات گورخر را سربراه کند. این گوشه‌ای از ماجرای انتقال سه گورخر آفریقایی به باغ‌وحش صفادشت است که روز یکشنبه اتفاق افتاد و یک روز بعد یعنی دوشنبه با مرگ یکی از گورخرها ابعاد فاجعه‌بارتری به خود گرفت؛ اتفاقی که‌ زخم کهنه باغ‌وحش‌های غیر استاندارد را برای دوستداران محیط‌زیست تازه کرد.

حیات‌وحش در باغ‌وحش‌های غیر‌استاندارد کشور قربانی می‌شود، این را مرور خبرهای چند سال اخیر نیز تایید می‌کند؛ از جنجالی‌ترین آنها که مرگ شیرهای باغ‌وحش ارم در اثر شیوع مشمشه‌ گرفته تا مرگ زرافه و ببر در همین باغ‌وحش صفادشت که انتقال فاجعه‌بار گورخرها  و مرگ یکی از آنها‌‌ شرایط نامناسب‌ را دوباره سر زبان‌ها انداخته است.‌

مسؤولان باغ‌وحش نیز در اینستاگرام اعلام کرده‌اند شرایط نامناسب نگهداری در گمرک در این بین تاثیرگذار بوده است و حال دو گورخر دیگر نیز مناسب نیست. البته آنها با لحن نامناسبی نیز ‌به انتقادها پاسخ داده و نوشته‌اند هزینه خرید گورخرها را از جیب خود پرداخت کرده‌اند! نوشته‌ای که از آن می‌توان نتیجه گرفت، آنها تصور می‌کنند چون پول گورخرها را خودشان پرداخت کرده‌اند، می،توانند هر طور که خواستند با حیوانات رفتار کنند!

به این ترتیب سرنخ مرگ حیات‌وحش در باغ‌وحش‌های غیر‌استاندارد را که دنبال کنید به ضعف‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست و سودجویی قاچاقچیان حیات‌وحش می‌رسید. سازمان حفاظت محیط‌زیست همواره ادعا می‌کند که به مراکز نامناسب نگهداری از حیوانات اجازه فعالیت نمی‌‌دهد و ناظرانی دارد که شرایط باغ‌وحش‌ها را بررسی می‌کنند، اما اخباری که از گوشه و کنار کشور و مراکز غیر استاندارد نگهداری حیوانات به گوش می‌رسد از این ‌حکایت دارد که سازمان حفاظت محیط‌زیست در این خصوص به‌درستی عمل نمی‌کند یا به قول معروف گردانندگان این مراکز برای حرف مدیران این سازمان تره هم خرد نمی‌کنند. برای نمونه می‌توان به شیوع آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان در باغ پرندگان قم اشاره کرد که زمستان گذشته سبب مرگ بسیاری از پرندگان این باغ شد. پس از رسانه‌ای شدن این ماجرا محیط‌زیست قم اعلام کرد‌ این مرکز مجوزهای لازم را از محیط‌زیست دریافت نکرده بود‌.

نبود نظارت از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست تنها دلیل آشفته بازار مراکز نگهداری از حیوانات در کشور نیست، زیرا به نظر می‌رسد این سازمان از دانش کافی برخوردار نیست و برای رفع این ضعف از کارشناسان نیز به‌درستی بهره نمی‌گیرد.

‌ برای نمونه می‌توان به ماجرای مرگ گورخرهای آسیایی اشاره کرد که سال ۹۷ دوستداران محیط‌زیست ایران را شوکه کرد، چراکه  در جریان عملیات زنده‌گیری ۱۰ ‌ گورخر از منطقه توران و انتقال آنها به پارک ملی کویر پنج گورخر تلف شدند. برخی کارشناسان معتقدند وقتی سازمان حفاظت محیط‌زیست  دربرابر گونه‌های درخطر انقراض کشور دست به چنین اقداماتی می‌زند نباید از مدیران این سازمان انتظار داشت که برای محافظت از گونه‌هایی که در باغ‌وحش‌های غیر‌استاندارد نگهداری می‌شوند سنگ‌تمام بگذارند.

شرایط گونه‌های جانوری در مراکز نگهداری غیر‌استاندارد این روزها ناگوارتر از گذشته است، زیرا در کنار نبود نظارت و سودجویی برخی مدیران این روزها کرونا نیز بهانه‌ای شده تا مسؤولان برخی از این مراکز بی‌توجهی به گونه‌های زندانی در باغ‌وحش‌ها را بیشتر کنند. آنها ادعا می‌کنند به دلیل فراگیری کرونا و ایجاد محدودیت‌ها درآمدشان کاهش یافته و قادر نیستند از پس هزینه‌های این مراکز برآیند.

در چنین شرایطی باید گفت بیشتر مراکز نگهداری از  حیوانات کشور به محلی برای سودجویی دلالان حیات وحش بدل شده است، دلالانی که گورخر با خر برایشان تفاوتی نمی‌کند و تنها به کسب سود بیشتر فکر می‌کنند. در خواب سازمان حفاظت محیط‌زیست و جولان این دلالان،‌ ‌باغ‌وحش‌های کشور‌ از نقش اصلی خود که ‌‌آموزش، پژوهش، سرگرمی و آشتی دادن مردم با حیات‌وحش‌ است فاصله بسیاری گرفته‌اند.

 

تکرار محیط‌نیستی‌ترین دولت

مهدی آیینی

مهدی آیینی

شکارچیان، محیط‌بانان را شکار می‌کنند، قاچاقچیان چوب جنگلبان را. قرقگاه‌ها برای شکار حیات وحش ساخته می‌شود، سدها برای قتل عام رودخانه‌ها. توسعه ناپایدار زیستگاه‌ها را فتح می‌کند، آلودگی و ریزگرد آسمان شهرها را. دیپلماسی آب در وزارت خارجه می‌خشکد، تالاب و دریاچه‌ها در سراسر کشور. این گوشه‌ای از شرایط محیط‌زیست کشور است که در روز زمین پاک می‌توان به آن اشاره کرد؛ شرایطی که تحت تاثیر عواملی مانند تغییر اقلیم و سوءمدیریت روندی نزولی را در پیش گرفته است.

در این میان اما سوءمدیریت را باید عامل اصلی تخریب محیط‌زیست کشور دانست، آن هم در دورانی که رئیس‌جمهوری ادعای محیط‌زیستی‌ترین دولت را مطرح کرده است. سخت می‌توان فراموش کرد که دولت یازدهم با شعارهای محیط‌زیستی کار خود را آغاز کرد و به عنوان اولین مصوبه به بحث نجات دریاچه ارومیه پرداخت. دریاچه‌ای که در دوسال گذشته به همت باران و برف اندک، شرایط پایداری پیدا کرد. اما این روزها که خبری از باران نیست، وضعیت بحرانی‌اش دوباره سر زبان‌ها افتاده است. برای نمونه معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان‌غربی در پاسخ به انتقادها نسبت به این‌که این روزها دیگر آبی به دریاچه نمی‌رسد، گفته کاهش بارندگی از مهم‌ترین دلایل توقف رهاسازی آب سدها به سمت دریاچه است. همین اظهارنظر آب پاکی را روی دست آنهایی می‌ریزد که ادعا می‌کنند برنامه‌های محیط‌زیستی‌ترین دولت، دریاچه را نجات داد؛ برنامه‌هایی که به نام آنها حدود ۱۰هزار میلیارد تومان هزینه شده اما تاکنون به مرحله اجرا نرسیده است.

محیط‌زیستی‌ترین دولت، شعار تلخی است که گذر زمان آن را تلخ‌تر هم کرد، زیرا نه فقط وعده‌های محیط‌زیستی دولت تمام و کمال به سرانجام نرسید، بلکه او افرادی را سکاندار سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور کرد که در دوران مدیریت خود محیط‌زیست را قربانی سیاست و بی‌اطلاعی کرده‌اند.

سیاست‌زدگی سکانداران سازمان حفاظت محیط‌زیست سبب شد آنها هیچ‌وقت از کارشناسان خبره  برای پست‌های ارشد سازمانی که متولی نجات محیط‌زیست کشور است، استفاده نکنند. برای نمونه معصومه ابتکار از نیروهای بدنه سازمان حفاظت محیط‌زیست برای مدیریت پست‌های ارشد بهره نگرفت. در واقع او مدیرانی سیاسی را به کار گرفت که امضای آنها در پای اسناد محیط‌نیستی مانند واگذاری آشوراده به چشم می‌خورد.

این روند در دوران عیسی کلانتری نیز ادامه پیدا کرد و او نیز مانند سکاندار پیشین سازمان توجهی به توانایی‌های کارشناسان سازمان حفاظت محیط‌زیست نکرد. او حتی در پاسخ به انتقادها به نوعی نیروهای سازمان را زیر سوال برد و گفت سازمان حفاظت محیط‌زیست نیروی توانمند زیادی ندارد.

کلانتری که در اولین نشست خبری خود اعتراف کرد توان پاسخگویی علمی او به مسائل زیست‌محیطی حدود ۵درصد است، خیلی زود با تصمیم‌های محیط‌نیستی مانند پروژه‌های انتقال همراه شد. پروژه‌هایی که ارزیابی‌های محیط‌زیستی آن هنوز با اما و اگرهای بسیاری همراه است.

تصمیم‌های محیط‌زیستی در دوران محیط‌نیستی‌ترین دولت کم گرفته نشده است؛ از بی‌توجهی به سازمان‌های مردم نهاد بگیرید تا توجه ویژه به خودروسازها تصمیم‌هایی که شرح آنها در این نوشته کوتاه میسر نیست. به همین دلیل می‌توان گفت در چند سال اخیر نه فقط برای حفاظت محیط‌زیست و منابع طبیعی قدمی رو به جلو برداشته نشده است بلکه شاهد عقب‌گرد نیز بوده‌ایم، عقبگردهایی که گاه در پوشش موفقیت به نمایش گذاشته شده است،‌ مانند شرایط دریاچه ارومیه که این روزها دوباره روندی نزولی در پیش گرفته یا پروژه‌تصفیه‌خانه فاضلاب شرق اهواز که حدود چهارسال پیش افتتاح شد، اما هنوز از آن بهره‌برداری نشده است.

شلیک به محیط‌بان آزاد است!

مهدی آیینی

مهدی آیینی

محیط‌بانان آسان می‌میرند، جنگلبانان آسان پر می‌کشند؛ هیچ‌کس هوای مردان طبیعت را ندارد، این زخمی است کهنه که شهادت بیش از ۱۶۰محیط‌بان و جنگلبان در ۴۰سال گذشته آن را تایید می‌کند؛ زخمی که دوشنبه گذشته با شهادت دو محیط‌بان در زنجان دوباره سر باز کرد، زخمی که اگر ریشه‌های آن را جست‌وجو کنیم به کمبود نیرو، تجهیزات، آموزش، بی‌توجهی به استفاده از فناوری،ظرفیت جوامع محلی و سیاست‌های اشتباه خواهیم رسید.

بارها از تعداد اندک محیط‌بانان کشور و تجهیزات نامناسب آنها سخن به میان آمده است و نمی‌توان انکار کرد در کشورمان تعداد محیط‌بانان یک‌دوازدهم استاندارد جهانی است و برای پوشش هر ۱۲هزار هکتار یک محیط‌بان وجود دارد اما برای رفع این کمبود تاکنون آن‌طور که باید مسؤولان قدم برنداشته‌اند و حتی از ظرفیت جوامع محلی برای پر کردن این خلأ استفاده نکرده‌اند. این درحالی است که تعداد اندک آنها شرایط را برای جسور شدن شکارچیان غیرمجاز فراهم کرده.‌ درواقع با توجه به این وضعیت، شکارچیان متخلف ترجیح می‌دهند به‌جای دستگیری و پرداخت جریمه، ‌سلاح خود را به سمت محیط‌بانان ‌ بی‌دفاع نشانه بگیرند.

کمبود تجهیزات از دیگر مشکلات محیط‌بانان است، مشکلی که شرایط را برای رودررو شدن آنها با شکارچیان فراهم آورده است. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت کمبود تجهیزات سبب شده محیط‌بانان نتوانند از وقوع جرم پیشگیری کنند و زمانی متوجه تخلف ‌ شوند که شکارچی حیوانی را شکار کرده و می‌خواهد هر طور شده از دست قانون بگریزد. این درحالی است که اگر تعداد محیط‌بانان اندک نبود و آنها از طریق خودرو و موتورسیکلت در مناطق حفاظت زده گشت می‌زدند بیشتر شکارچیان با دیدن آنها ریسک شکار را به جان نمی‌خریدند. علاوه براین با توجه به تصاویری که از شهادت دو محیط‌بان زنجانی منتشرشده می‌توان گفت آنها جلیقه ضدگلوله نیز به تن نداشته‌اند، جلیقه‌هایی که برای آنها تبلیغات زیادی صورت گرفت اما به نظر می‌رسد مناسب نبودن آنها سبب شده محیط‌بانان رغبتی به استفاده از آنها نداشته باشند.

بی‌توجهی به فناوری روز نیز از دیگر مسائلی است که سبب شده نگهبانان طبیعت جان خود را آسان از دست بدهند. تجهیز مناطق حفاظت‌شده کشور به دوربین‌های مداربسته می‌تواند مواجهه شکارچیان و محیط‌بانان را کاهش دهد و به این شکل مانع بروز اتفاقات تلخ شود. علاوه بر این با توجه به حادثه‌ای که برای محیط‌بانان زنجانی رقم خورد و همکاران آنها نتوانستند در تاریکی شب خودروی آنها را زودتر شناسایی کنند، می‌توان پی برد که خودروی این محیط‌بانان به ابزار ابتدایی مانند جی‌پی‌اس نیز مجهز نبوده است، ابزاری که استفاده از آن دست‌کم می‌تواند در چنین موقعیت‌هایی کارگشا باشد.

از سیاست‌های نامناسب برخی مدیران بالادستی نیز می‌توان به‌عنوان مساله ای نام برد که شرایط را برای به خطر افتادن جان محیط‌بانان فراهم می‌کند. برخی محیط‌بانان ادعا می‌کنند مدتی است که شاخص‌های نامناسبی برای ارزیابی فعالیت آنها در نظر گرفته‌شده است. آنها دست روی شاخص کشف سلاح می‌گذارند و از این گلایه می‌کنند که اگر آمار کشف سلاحشان مناسب نباشد، مدیران بالادستی به آنها انگ بی‌انگیزگی می‌زنند. آمارها نیز حکایت از این دارد که در دو سال گذشته یگان حفاظت محیط‌زیست حدود ۱۰هزار سلاح غیرمجاز را کشف کرده است. شاید به همین دلیل باشد که برخی محیط‌بانان بر متوقف کردن شکارچیان فراری پافشاری و شرایطی ایجاد می‌کنند که به درگیری‌های مرگبار ختم می‌شود. البته ریشه چنین سیاست‌های اشتباهی را باید در بی‌توجهی نسبت به مساله پیشگیری جست‌وجو کرد؛ مساله ای که به نظر می‌رسد سازمان حفاظت محیط‌زیست برای برطرف کردن آن از کارشناسان خبره کمک نمی‌گیرد و آموزش را فقط در نحوه تیراندازی، استفاده از شوکر و باتوم خلاصه کرده است.

‌مهدی آیینی

محیط زیست دریایی، محیط زیست فراموشی

خلیج فارس محل زیست و زاد و ولد نهنگ‌های بزرگ نیست. این نهنگ‌ها از اقیانوس وارد دریای عمان و در جست و جوی غذا از طریق تنگه هرمز به شکل تصادفی به این منطقه کشیده می‌شوند. تعدادی از این نهنگ‌ها می‌توانند برگردند و برخی دیگر در این منطقه گرفتار می‌شوند.
دلیل مرگ آنها یا به دلیل سن بالاست که مرگی طبیعی است و یا به واسطه برخورد با دماغه یا پروانه کشتی‌ها . معمولا برخورد با کشتی عامل اصلی مرگ و میر نهنگ‌ها عنوان می شود که اثر این برخورد روی لاشه آنها قابل مشاهده است. معمولا در طی یک سال حدود پنج تا ۲۰ نهنگ به واسطه چنین برخوردهایی کشته می‌شوند. بنابراین مشاهده لاشه یک نهنگ در کرانه خلیج فارس چندان غیرمعمول نیست.
روی لاشه اولین نهنگ مشاهده شده در کیش تا جایی که من اطلاع دارم آثاری از برخورد با کشتی نبوده است. سواحل جزیره کیش هم سواحل جزر و مدی نیست که آنها را به سمت ساحل بکشاند و با فروکش آب آنها در گل بمانند، بنابراین مرگ آنها احتمالا طبیعی بوده است.
درباره لاشه دوم هم هنوز تحقیقاتی صورت نگرفته است. مسیر عبوری نهنگ‌ها از جنوب جزیره کیش تا بندر لنگه و بوشهر به نوعی مسیر پرتردد کشتی‌ها و لنج‌هاست، ‌به واسطه وجود خط مرزی آبی هم این تردد تنها محدود به کشور ما نیست و مسیر عبور بسیاری از کشتی‌های دیگر نیز هست. به همین است که دلیل اصلی مرگ این گونه جانوری را به برخورد با کشتی‌ها نسبت می‌دهند.
البته بحث زیست دریایی در ایران به نوعی بحثی فراموش شده است. ما ۵۶۰۰ کیلومتر خط ساحلی با جزایر مختلف داریم که همه آنها به نوعی فراموش شده اند. به واسطه اهمیت این موضوع بود که در سال ۸۳ معاونت دریایی در سازمان محیط زیست تشکیل شد. این بی توجهی فقط محدود به مسوولان محیط زیست ایران نیست و در میان عامه مردم هم به نوعی حیات دریایی ناشناخته است.
بحث حیات وحش در جامعه ما همیشه پیرامون چند گونه حیوانی مثل پلنگ، یوزپلنگ و کل و بز بوده است؛ به همین دلیل ما نباید بگوییم حیات وحش بلکه باید بگوییم حیات طبیعی. این دیدگاه همواره وجود داشته و همچنان، هم در سازمان محیط زیست و هم میان مردم و دوستداران طبیعت ایران وجود دارد. این در حالی است که تنوعی که در گونه‌های جانوری در دریا داریم به مراتب بیشتر از خشکی است و حتی از نظر اهمیت اقتصادی هم تاثیرگذاری بیشتری دارند.
حیات طبیعی دریایی ما با وجود معاونت اما متولی ندارد و به این مفهوم که مدام در این فضا حضور داشته باشیم،‌ مراقبت و پایش کنیم و به صورت مستمر اطلاع‌رسانی انجام بدهیم، دنبال نمی شود. درواقع نگاه ما به این حوزه یک نگاه انفعالی است، به همین خاطر وقتی مساله ای مثل کشف دو لاشه نهنگ در فاصله چند روز اتفاق می افتد تازه به فکر محیط زیست دریایی می افتیم.

 

محمدرضا فاطمی، کارشناس محیط زیست دریایی

خزر دست و پای دائم می‌زند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

بزرگترین دریاچه جهان جان ندارد، این را فوک‌های خزری فریاد می‌زنند، فوک‌هایی که هر روز  جمعیت‌شان کمتر می‌‌شود و به انقراض نزدیک تر.

کوچکترین توجه‌ها سهم بزرگترین دریاچه ‌جهان است، این حقیقت تلخ را رفتار پنج کشوری که سنگ خزر را به سینه می زنند تایید می‌کند و  کنوانسیون خاک گرفته تهران هم روی آن مهر تایید می زند.

بزرگترین دریاچه جهان قرار است بزرگترین گودال فاضلاب دنیا شود، این را رودخانه‌های خروشان از فاضلاب یاد آوری می‌کنند، رودخانه‌هایی که سال‌هاست بجای آب، پساب خانگی و کشاورزی و صنعتی را روی دست می گیرند و به خزر تقدیم می کنند.

خزر هر روز سفره‌اش را بیشتر از پیش جمع می‌کند این را تورهای ‌ماهیگران خسته فریاد می زند، تورهایی که هرسال خالی‌تر از سال گذشته می‌شود.

خزر هر روز آب می‌رود این را تب تالاب‌های گر گرفته‌ای نشان می‌هد که هر روز خشک تر ‌ می‌شوند.

بزرگترین دریاچه جهان این روزها گرفتار ندانم کاری است،‌ ندانم کاری مدیران ۵ کشوری ‌ که از آن سهم می برند، اما برای  حفظ آن قدم از قدم بر نمی‌دارند و تنها در سخنرانی‌هایشان به خزر اهمیت می‌دهند. روسیه بیشترین پساب صنعتی را روانه خزر می کند، ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان هم  برای اکتشاف نفت و مرگ خزر سنگ ‌تمام گذاشته اند، حدود ۹۰درصد فاضلاب‌های خانگی، صنعتی و کشاورزی سه استان شمالی کشورمان نیز به خزر می‌ریزد تا نفس این دریاچه بیش از پیش تنگ شود.

در کشورمان گردشگران نیز در شرایط ناگوار خزر سهم دارند، برآورد شده که حضور گردشگران سرانه تولید زباله را در استان‌های شمالی حدود ۶برابر می‌کند این درحالی است که بخش قابل توجهی از این زباله‌ها نیز  به دلیل سیستم نامناسب دفن زباله روانه دریا و ساحل می‌شود.

موج موج آلودگی به دریای خزر می‌ریزد، از آلودگی نفتی بگیرید تا انواع پساب و زباله به همین دلیل نفس‌های حیات در خزر به شماره افتاده است. برآورد می شود هر سال حدود  یک میلیون بشکه نفت در خزر رها می‌شود‌ همین مقدار آلودگی کافی است تا اکسیژن برای موجوات زنده به حداقل برسد. آلودگی نفتی خزر تقریبا با خلیج فارس برابری می ‌کند اما در آب‌های جنوبی کشور مرجان ها به داد خلیج فارس و دریای عمان می رسند و با تصفیه آب خطر مرگ را کمرنگ‌ تر می‌کنند.‌

بنابراین می توان گفت نجات خزر فقط زمانی امکان پذیر است که کشورهای بهره بردار ، نکات محیط زیستی را رعایت کنند و توسعه پایدار را اولویت خود قرار دهند، اما شرایط کنونی  خزر گواهی است بر اینکه حرف‌هایی که مسؤولان این کشورها برای نجات خزر می‌زنند تاکنون از مقام وعده و سخنرانی فراتر نرفته است، زیرا اگر غیر از این بود کنوانسیون حفاظت محیط زیست دریایی خزر که حدود  ۱۷ سال پیش در تهران به امضای نمایندگان ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان رسید تاکنون  سرعت روند تخریب محیط زیست خزر را کاهش داده بود.

به نظر می‌رسد محیط زیست برای این کشورها اولویت نیست و شاید گره کار این جاست که کشورها در زمینه ‌تقسیم بندی ‌ این پهنه آبی فقط روی کاغذ به تفاهم رسیده‌اند، چراکه  هنوز برای حفظ بزرگترین دریاچه جهان به وعده و سخنرانی بسنده کرده اند و برای بهره برداری و تخریب آن توسعه ناپایدار را اولویت قرار داده و با یکدیگر رقابت می‌کنند، رقابتی که در نهایت از خزر گودالی می سازد که کشورهای بهره بردار پساب‌های خود را روانه آن می ‌کنند.

 

مهدی آیینی

بالا