آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

اشتراک به خبردهی

حراج منابع طبیعی در دولت

سریال آزمون و خطاهای مرگبار با منابع طبیعی کشور ادامه دارد.در تازه‌ترین اتفاق، سازمان امور استخدامی درراستای مسأله‌ای که این روزها برخی مدیران از آن با عنوان چابکسازی یاد می‌کنند، به تدوین‌ الزامات اصلاح ساختار کلان وزارت جهاد کشاورزی و سازمان‌های وابسته پرداخته است؛ مصوبه‌ای که بامنحل کردن سازمان منابع طبیعی، آب پاکی را روی دست آنهایی می‌ریزد که ادعای حفاظت از ‌محیط زیست ‌را مطرح می‌کنند.
براساس این رویکرد، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری به دیگر نهادها یا بخش خصوصی واگذار خواهد شد؛ اقدامی که زمینه را برای تخریب منابع طبیعی کشور فراهم می‌کند. زیرا مالکیت و حفاظت را به حاشیه رانده و مسیر جنگل‌خواری‌ ‌هموارتر از گذشته خواهد شد.
البته لازم به یادآوری است که همواره کارشناسان انتقادهایی به سازمان منابع طبیعی داشته‌اند. برای نمونه شیوه بهره‌برداری‌ از منابع طبیعی و طرح‌های اشتباه جنگلداری آسیب زیادی به‌همراه داشته است اما این‌که دولت تصمیم بگیرد اختیارات این سازمان تخصصی را به دیگر نهادها و بخش خصوصی واگذار کند اقدامی خطرناک به‌شمار می‌رود که تاب‌آوری سرزمین ‌را به‌خطر می‌اندازد.

در این بین برخی ممکن است از واگذاری بخشی از وظایف سازمان منابع طبیعی به سازمان حفاظت محیط زیست دفاع کنند اما به‌نظرمی‌رسد آنها اطلاع ندارند که بخش جنگل سازمان ‌حفاظت محیط زیست ضعیف است و کارشناسان خبره‌ای در این حوزه ندارد‌ اما کارشناسان جنگل سازمان منابع طبیعی سال‌ها در این حوزه تجربه دارند.

علاوه بر این باید تأکید کرد که واگذاری بخشی از وظایف سازمان منابع طبیعی به استان‌ها نیز سبب می‌شود راه برای واگذاری منابع طبیعی، کشاورزی زیراشکوب و چرای دام در جنگل‌ها هموار شود. چون وقتی مباحثی مانند مالکیت و مدیریت به جهاد کشاورزی واگذار شود دیگر چیزی از سازمان منابع طبیعی باقی نمی‌ماند به‌جز یک شبح؛ شبحی که دیگر قدرت تصمیم‌گیری، مدیریت و حفاظت ازمنابع طبیعی کشور را نخواهد داشت.

نباید فراموش کرد که تجربه نشان داده وقتی سازمان منابع طبیعی ازساختاری قوی برخوردار بوده، شرایط جنگل و منابع طبیعی کشور نیز بهتر بوده است‌ و به‌دنبال آن دانشکده‌های منابع طبیعی و بخش‌های تحقیقاتی این سازمان نیز از قدرت بیشتری برخوردار بوده‌‌اند. درواقع با انحلال این سازمان، بخش‌‌های علمی و تحقیقاتی نیز دچار فروپاشی خواهند شد.

علاوه بر این بحث مدیریت یکپارچه و متمرکز نیز قربانی خواهد شد. زیرا در اثر این تصمیم مسائل نظارتی و اجرایی نیز با یکدیگر تداخل پیدا خواهند‌ کرد. در این بین البته این خطر نیز وجود دارد که واگذاری وظایف سازمان منابع طبیعی به دیگر نهادها و سازمان‌ها سبب غرق شدن آنها نیز بشود.

بنابراین به‌نظر می‌رسد مسئولان فراموش کرده‌اند که سطح مدیریت سازمان منابع طبیعی در حد وزارتخانه است و کارشناسان این حوزه بارها هشدار داده‌اند که برای نجات محیط زیست کشور نیاز است منابع طبیعی کشور در قامت یک وزارتخانه به فعالیت بپردازد. به همین دلیل دولت نباید به بهانه‌هایی مانند چابکسازی، به چندین دهه تجربه در این سازمان پشت و مسیر را برای تخریب منابع طبیعی کشور هموار کند.

مهدی آیینی

شبیخون آفات به جنگل

‌در گفت‌وگو با مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی ‌بررسی شد

تغییر اقلیم وخشکسالی برای جنگل‌های کشور شمشیرش را از روبسته است. افزایش دمای کم‌سابقه نیز شرایط را برای گسترش آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور فراهم می‌کند. اما آتش‌سوزی تنها تهدیدی نیست که با افزایش دمای هوا قلب جنگل را نشانه می‌گیرد. در این بین کارشناسان معتقدند تغییرات دمایی در کنار تغییرات کاربری اراضی جنگلی‌ نیز زمینه را برای طغیان بیماری و آفات به وجود می‌آورد. در گفت‌وگوی پیش‌رو این مسائل را با مهرداد اکبریان، مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی، مراتع و آبخیزداری کشور در میان گذاشته‌ایم. او معتقد است که زنگ خطر طغیان آفات و بیماری در جنگل‌‌های کشور مدت‌هاست به صدا درآمده و شرایط هر روز ناگوارتر می‌شود.


چند درصد از مساحت جنگل‌های کشور گرفتار آفات و بیماری است و چرا آمارهای متفاوتی در این خصوص مطرح‌می‌شود؟
عدد عرصه‌های آلوده به آفات با عدد عرصه‌هایی که شرایط بحرانی دارند متفاوت است؛ یعنی باید توجه داشت که برخی آفات و بیماری‌ها به خودی خود مضر نیستند و جزو تنوع زیستی محسوب می‌شوند. به عبارت دیگر، وقتی جمعیت موجوداتی مانند پروانه و لاروها از حد زیان عبور می‌کند، شرایط طغیان آفات ایجاد می‌شود. برای نمونه، تشی (جوجه‌تیغی) را در بسیاری از مناطق جنگلی داریم، اما وقتی تعداد آنها در یک منطقه افزایش می‌یابد و به درختان آسیب جدی می‌زنند، دیگر به چشم آفت به آنها نگاه می‌شود. به این ترتیب، از ۳۱شهریور ۱۴۰۳ تا به امروز، ۹۴۰هزار و ۷۹۳هکتار از جنگل‌ها، مراتع و بیابان‌های کشور دچار آلودگی است که ۴۷۸هزار و ۵۸هکتاراز این اراضی آلوده در مناطق جنگلی قرار دارد و در این میان، ۱۸۰هزار و ۴۰ هکتار از عرصه‌های جنگلی کشور در شرایط بحرانی طغیان آفات قرار دارد.

چند نوع آفت و بیماری اکنون جنگل‌های کشور را به‌صورت جدی تهدید می‌کند؟
۲۸ نوع آفت در جنگل‌های کشور تا به امروز مهم بوده‌اند. البته تعداد آفات و بیماری‌های شناسایی‌شده در جنگل‌ها خیلی بیشتر است. سه آفت جوانه‌خوار بلوط، برگ‌خوار سفید بلوط و لورانتوس (گیاه نیمه‌انگلی) به‌ترتیب بیشترین طغیان را‌داشته‌اند.

معیار شما برای بحرانی نامیدن شرایط یک آفت در جنگل‌چیست؟
 چنانچه ۴۰درصد از یک پایه در جنگل آلوده شود و ۵۰درصد از این پایه آلوده نیز در یک عرصه وجود داشته باشد، شرایط بحرانی است. مثلا یک هکتار جنگل را در نظر بگیرید. در این یک هکتار صد درخت وجود دارد.اگر از این تعداد،۵۰ درخت تا ۴۰درصد به بالا آلوده شود، شرایط بحرانی شده‌ است.

اما به نظر می‌رسد درخصوص برخی گونه‌ها ما از شرایط بحرانی نیز عبور کرده‌ایم. برای نمونه، ۴۰میلیون اصله درخت شمشاد ما نابود شد. چنین شرایطی چه تعریفی دارد؟
 در موضوع شمشاد، ما با یک آفت نوظهور مواجه بودیم. درواقع، طغیان آفات و بیماری را به‌طور همزمان داشتیم. در این میان باید توجه داشت وقتی میزان تاب‌آوری در یک عرصه به دلایلی مانند تفرج بی‌برنامه، بهره‌برداری بیش از حد، تغییرات اقلیمی و برداشت آب‌های زیرزمینی پایین می‌آید، با کوچک‌ترین آفت، درختان از بین می‌روند.

آیا اکنون در محیط طبیعی کشور گونه شمشاد را داریم؟
 در محیط طبیعی مساحت اندکی از شمشاد سالم تا کمی آلوده باقی مانده است. در باغ بذر فریدون‌کنار تولید نهال از پایه مقاوم انجام و به‌عنوان ذخیره نگهداری می‌شود. ضمنا در نیروگاه بهشهر هم مقدار کمی شمشاد دست‌نخورده و سالم موجود است.

اعدادی که شما از اراضی آلوده به آ‌فات و بیماری ارائه می‌دهید با خبرهایی که در این حوزه منتشر شده همخوانی ندارد. برای نمونه، گونه شمشاد را از دست داده‌ایم و در کنار آن گفته می‌شود که دومیلیون هکتار از جنگل‌های زاگرس گرفتار بیماری زغالی بلوط شده است.
 باید در نظر داشت که اعداد و ارقام آفات و بیماری‌ها تجمعی نیستند. مثلا اگر عدد مربوط به مناطق آلوده را هرسال با هم جمع کنیم، از مساحت کشور هم بیشتر می‌شود. علاوه‌براین، آفت موجود زنده است و تحت تأثیر شرایط جوی یا اقدامات مقابله‌ای به حالت تعادل می‌رسد.

مسأله اینجاست که وقتی اقدامات انجام‌شده سازمان منابع طبیعی را با میزان تخریب‌های اتفاق‌افتاده مقایسه می‌کنیم، به نظر نمی‌رسد شرایط بهتر شده باشد. مثلا ساخت‌وساز و کشاورزی در اراضی جنگلی نیز به شکل غیرمستقیم به فراهم‌شدن شرایط برای بروز آفات منجر‌می‌شود.
درست است، این مسائل نیز تاب‌آوری جنگل را کاهش می‌دهد. ساخت‌وساز، چرای دام، کشاورزی زیراشکوب در زاگرس بیداد می‌کند. وقتی کشاورزان از سم استفاده می‌کنند، شکارگران طبیعی آفات را از بین می‌برند.

وقتی این مسائل کاهش پیدا نکرده، چطور می‌توان گفت میزان اراضی جنگلی آلوده کاهش پیدا کرده است؟
 در سازمان منابع طبیعی برای مقابله با آفات یک‌سری اقدامات کنترلی انجام می‌دهیم. برای کنترل آفات، ما نمی‌توانیم از هر ترکیبی استفاده کنیم. ترکیبات ما بیولوژیک و اثر آن بطئی است، مثلا دو سال آینده خودش را نشان می‌دهد.

سازمان منابع طبیعی برای مبارزه با آفات و بیماری‌های جنگل چه برنامه‌های دیگری دارد؟
 کمیته گیاه‌پزشکی در سازمان منابع طبیعی فعال است که از نمایندگان مؤسسه‌های تحقیقات، دانشگاه، مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، سازمان حفاظت محیط‌زیست تشکیل شده است. این کمیته بر مدیریت آفات و بیماری‌ها در عرصه‌های منابع طبیعی نظارت می‌کند. به این ترتیب، برای انتخاب شیوه مبارزه با آفات، این کمیته تشکیل جلسه می‌دهد و پس از تهیه دستورالعمل مشخص، آن را ابلاغ می‌کند.

برای مبارزه با آفات از چه ترکیب‌هایی بیشتر استفاده‌می‌کنید؟
 در منابع طبیعی نمی‌توان از هر ترکیبی استفاده کرد. برای مثال، جهت مبارزه با پروانه‌ها مثل جوانه‌خوار بلوط، از یک ترکیب بیولوژیک استفاده می‌کنیم که برای منابع آب و خاک هیچ ضرری ندارد. جالب است بدانید ما جزو سه کشور تولیدکننده ترکیب در منطقه هستیم. علاوه‌براین، به‌صورت پایلوت نیز مبارزه تلفیقی را دنبال می‌کنیم. این درحالی‌است که سامانه جامع اطلاعات رقومی آفات و بیماری‌ها نیز در حال ایجاد است و از طریق این سامانه و با استفاده از هوش‌مصنوعی، روندیابی آفات و بیماری‌ها قابل آنالیز خواهد بود و به این شکل می‌توان در پیش‌بینی طغیان آفات و بیماری‌ها عملکرد بهتری داشت.

انتقاد دیگری که به سازمان منابع طبیعی می‌شود این است که برای مقابله با آفات و بیماری‌ها به پیشگیری نمی‌پردازد.
 باید توجه داشت که پیشگیری از آفات و بیماری‌ها مثل حریق نیست و کاملا متفاوت است. برای مثال، درخصوص جوانه‌خوار بلوط، پیشگیری باید بعد از مرحله لاروی و در دوره زمستان‌گذرانی انجام شود، اما شفیره‌های این آفت آن‌قدر ریز هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند. به‌این‌ترتیب، جمع‌آوری شفیره‌ها امکان‌پذیر نیست. درواقع، مبارزه با آفات پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

البته در این بین، بحث تأمین به‌موقع اعتبارات هم مهم‌است.
این‌که اعتبارات ما با حجم اقداماتی که باید انجام شود همخوانی ندارد، موضوع دیگری است. اما بحث پایش و روندیابی که به پیشگیری و یا کنترل به‌موقع آفات منجر می‌شود مهم است. سازوکار پیشگیری در کنترل بسیاری از گونه‌های آفات پاسخگو نیست، اما کنترل آنها در زمان طلایی بسیار کارساز است. یعنی اگر ما اطلاع داشته باشیم و به‌موقع اقدام کنترلی انجام دهیم، در این حوزه می‌توانیم موفق عمل کنیم.

چه مسائلی سبب می‌شود که این زمان طلایی برای مبارزه با آفات را از دست بدهید؟
 مسائل مختلفی در این موضوع نقش دارند، مانند دیر اختصاص‌یافتن اعتبار، مناطق صعب‌العبور و درنهایت زمان‌بر شدن انتخاب پیمانکار.

در بحث پایش با چه مشکلاتی مواجه هستید؟
 درخصوص پایش و مانیتورینگ باید در نظر داشت که عرصه‌های تحت مدیریت سازمان بسیار وسیع است. برای نمونه، ما در هر استان یک گیاه‌پزشک در اختیار داریم. به‌همین‌دلیل، سازمان منابع طبیعی با ارائه آموزش به دیگر نیروهای سازمانی و مردم قصد دارد آنها را به دستیاران گیاه‌پزشکی سازمان تبدیل کند. به این شکل، آنها کوچک‌ترین مشکلات را به گیاه‌پزشک سازمان اطلاع خواهند داد.

اشاره کردید که کمیته‌های زیادی در بررسی آفات و بیماری‌ها نقش دارند. برآورد این کمیته‌ها از شرایط آفات و بیماری در جنگل چیست؟
اعلام خطر در این حوزه خیلی وقت است که انجام شده و هر سال هم جدی‌تر می‌شود.

سایر نهادها چگونه می‌توانند به حفظ جنگل‌های کشور کمک کنند؟
سازمان‌های زیادی نقش دارند. برای نمونه، سازمان برنامه و بودجه با تخصیص اعتبارات مناسب می‌تواند کمک کند. جهادکشاورزی در بحث کشاورزی زیراشکوب و چرای دام مؤثر است. وزارت صمت در بحث معدنکاوی در اراضی جنگلی تأثیرگذار است. وزارت نیرو برای تأمین حقابه‌ها می‌تواند به جنگل کمک کند. وزارت نفت نیز درخصوص سوخت‌رسانی به روستاییان و استخراج نفت براساس استانداردها می‌تواند در حفظ منابع طبیعی کمک‌کننده باشد.

 

 

مهدی آیینی

مدیران در سایه؛ آفت محیط‌‌زیست

محیط‌زیست کشور حال و روز خوبی ندارد؛ این حقیقتی است که نمی‌توان آن را زیر هیچ فرشی پنهان کرد. در این میان برای بهبود این شرایط بیشتر کارشناسان معتقدند که سکان سازمان حفاظت محیط‌زیست باید در دستان شخصی ‌کنشگر قرار داشته باشد؛ یعنی رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست‌ برای گرفتن حق محیط‌زیست نباید منتظر چراغ سبز هیچ مقام یا ارگانی باشد و به زبان ساده‌تر هم این‌که حرفش در جلسات هیات دولت برو داشته باشد، زیرا آنچه شرایط را برای محیط‌زیست کشور دشوار کرده بی‌توجهی وزارتخانه‌هایی مانند نفت، نیرو و صمت به مسائلی همچون توسعه پایدار است.

در چنین شرایطی نیم‌نگاهی به عملکرد سازمان حفاظت محیط‌زیست در یک سال اخیر نشان می‌دهد، رئیس ساختمان پردیسان برخلاف نکات مثبتی که در کارنامه‌اش به چشم می‌خورد، نتوانسته کنشگری مناسبی داشته باشد. گواه این ادعا نیز همین بس که کارمندان باتجربه این سازمان از این گلایه دارند چرا مدیران سازمان از خارج از محیط‌زیست انتخاب شده‌اند. ماجرا زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که آنها اعتراف می‌کنند تعدادی از مدیران کلیدی پردیسان ازسوی رؤسای قبلی این سازمان انتخاب شده‌اند؛ مدیرانی که در دوره عملکردشان نه فقط هیچ گُلی به سر محیط‌زیست کشور نزدند بلکه به‌دلیل نگاه سیاسی و بی‌اعتمادی به بدنه اصلی سازمان، عملکرد محیط‌زیست را با مشکل مواجه کردند. در واقع به‌نظر می‌رسد

چنین سیاستی هنوز هم در سازمان دنبال می‌شود. برای نمونه برخلاف وجود بدنه کارشناسی و اعتبار محدود سازمان، برخی معاونت‌ها برای انجام وظایف‌شان‌ دست به استخدام مشاورانی زده‌اند که روی دست سازمان هزینه‌های سنگینی گذاشته است. به این ترتیب به‌نظر می‌رسد سکاندار کنونی سازمان حفاظت محیط‌زیست پس از یک‌سال بهتر است دست‌کم در ساختمان پردیسان دست به کنشگری بزند و با مخالفت با آنهایی که از دور برای محیط‌زیست کشور نسخه می‌پیچند، نگذارد محیط‌زیست توسط مدیران در سایه دچار آسیب شود.

غم انگیز مثل یک ایران و ۱۷ یوز

یوزپلنگ‌های آسیایی از همیشه به انقراض نزدیک‌تر شده‌اند، زیستگاه‌ آنها دیگر به منطقه توران محدود شده، سال‌هاست که دیگر خبری از مشاهده آنها در مناطقی مانند یزد شنیده نمی‌شود. تعداد یوزپلنگ‌های شناسایی شده در توران نیز از عدد۱۷ فراتر نمی‌رود و این مسأله به نگرانی کارشناسان و دوستداران محیط‌زیست دامن زده و به همین دلیل چنانچه در فرصت اندک باقیمانده برای حفظ این گونه یک برنامه نجات ملی اجرایی نشود باید در موزه‌های تاریخ طبیعی کشور یوزپلنگ‌ را در کنار شیر و ببر ایرانی بنشانیم.

شرایط برای بقای یوزپلنگ‌ها از بحران هم فراتر رفته و مسئولان نیز دیگر این مسأله را پنهان نمی‌کنند.‌ کارشناسان و مسئولان تاکید می‌کنند که اگر برنامه‌ نجات ملی برای حفظ این یوز شکل نگیرد باید نام یوزپلنگ را نیز در کنار دیگر گونه‌های حیات‌وحش کشورمان نوشت که سال‌هاست که منقرض شده‌اند.
سعید یوسف‌پور، مدیر کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ در این باره به جام‌جم می‌گوید: براساس پایش‌هایی که توسط دوربین‌های تله‌ای در محدوده زیستگاه توران،‌ شامل پارک ملی توران، پناهگاه حیات‌وحش توران و منطقه حفاظت شده توران است. اکنون هفت یوزپلنگ بالغ و ۱۰ توله یوز شناسایی شده در کشور داریم. آن‌طور که او توضیح می‌دهد ‌چهار تا از این توله‌ها در سن استقلال قرار دارند.

چه بر سر یوزها می‌آید
در این میان آنچه نگرانی‌ها را درخصوص طرح‌های حفاظت از یوز بیشتر می‌کند این‌که سال‌هاست درخصوص نجات یوز برنامه اجرا شده اماهنوز هم بامسائل حل نشده‌ای روبه‌روهستیم. برای نمونه یوسف‌پورمی‌گوید:‌عمده چالشی که درخصوص یوزپلنگ‌ها داریم، این‌که وقتی یک توله یوز از مادرش جدا می‌شود و استقلال پیدا می‌کند، دیگر از سرنوشت آنها اطلاعی نخواهیم داشت؛ در واقع نمی‌دانیم آنها در طبیعت به چه شکلی از بین می‌روند‌. یکی دیگر از مسائلی که به‌شدت سبب نگرانی کارشناسان محیط‌زیست و مسئولان شده تعداد انگشت‌شمار یوزپلنگ‌های آسیایی است. مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ در پاسخ به این پرسش که در کشور چند یوز باقی مانده است، می‌گوید:‌ ۱۷ یوز شناسایی شده، داریم. البته‌ نمی‌توانیم بگوییم فقط ۱۷ یوزپلنگ باقی مانده اما با این اوصاف برآورد می‌شود که در خوشبینانه‌ترین حالت کمتر از ۳۰یوزپلنگ در طبیعت وجود دارد. ‌به این ترتیب او تاکید می‌کند که شرایط برای یوزها از خطر انقراض فراتر رفته است و چنانچه برنامه‌ای ملی را در پیش نگیریم، نمی‌توانیم این گونه با ارزش را حفظ کنیم.

دوباره تکثیر در اسارت
بنابراین پرسشی که مطرح می‌شود این‌که در این شرایط چه باید کرد، زیرا برنامه‌های مختلفی تاکنون برای نجات یوز اجرا شده اما شرایط ناگوارتر از گذشته است. یوسف‌پور در این‌باره به ما می‌گوید: ‌سازمان حفاظت محیط‌زیست سال‌هاست پروژه تکثیر در اسارت را در پیش گرفته است. البته این مسأله هم مشکلات خاص خود را دارد. لازم به یادآوری است که‌ مدتی پیش در تهران و پارک پردیسان از یوزپلنگ‌هایی به نام دلبر و کوشکی نگهداری می‌شد اما نگهداری از آنها به نتیجه‌ای نرسید‌ و کمی بعد با یوزپلنگی به نام ایران پروژه تکثیر در اسارت ادامه پیدا کرد. هرچند برخی مسئولان معتقدند این پروژه با باردار شدن ایران به موفقیت‌های نسبی دست پیدا کرد اما هر سه توله یوزپلنگ که با جراحی سزارین به دنیا آمده‌ بودند، جان خود را از دست دادند.

شترهای سرگردان علیه یوزها
مسأله‌ای که بسیاری از کارشناسان روی آن تاکید می‌کنند ایمن‌سازی زیستگاه یوزپلنگ آسیایی بوده که به نظر می‌رسد این روزها به توران محدود شده است.
مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ در این‌باره توضیح می‌دهد: ما چند‌ برنامه را همزمان برای نجات یوزپلنگ در دستور کار قرار داده‌ایم که تمرکز اصلی آنها روی موضوع بهبود شرایط زیستگاه است. درباره عمده تهدید‌هایی که یوزپلنگ‌ها را در زیستگاه‌شان تهدید می‌کند می‌توان به چوپان‌های ناآگاه و سگ‌های گله اشاره کرد. یوسف‌پور در تکمیل این تهدید‌ها می‌افزاید: مسأله شترهای سرگردان نیز‌ جدی است. این شترها از ‌‌شهرها و روستاهای پیرامون وارد زیستگاه توران می‌شوند. آن‌طورکه او توضیح می‌دهد شترهای سرگردان با استفاده از منابع آب و پوشش گیاهی منطقه شرایط را برای بقای یوزپلنگ‌ها دشوارتر می‌کنند، زیرا شترها با کاهش منابع آب و پوشش گیاهی شرایطی را رقم می‌زنندکه تحت تاثیر آن جمعیت طعمه‌ برای یوزپلنگ‌هاکاهش پیدا می‌کند.
‌‌مسأله دیگری که کارشناسان روی آن دست می‌گذارند بحث تغییر اقلیم و خشکسالی است، زیرا این روند روی کیفیت و کمیت منابع آب ‌و پوشش گیاهی منطقه تأثیر گذاشته است.  مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ می‌گوید: ما باید چنین تهدیدهایی را به حداقل برسانیم به همین دلیل بحث مدیریت شترهای سرگردان را دنبال می‌کنیم. برای بحث منابع آب نیز ‌استفاده از سامانه‌های آبگیر سطوح باران را دنبال می‌کنیم. در این میان آنچه کار را برای مسئولان و کارشناسان دشوار می‌کند این مسأله است که ایجاد چنین تغییراتی در پارک ملی باید براساس مطالعات و بررسی‌های دقیق انجام شود زیرا اگر اشتباهی اتفاق بیفتد تاثیرات منفی آن شرایط زیستگاه را ناگوارتر خواهد کرد.‌

تکثیر در شرایط نیمه اسارت
 به این ترتیب با توجه به این‌که خطرات زیادی یوزپلنگ‌ها و زیستگاه‌ آنها را تهدید می‌کند این پرسش مطرح می‌شود که سازمان حفاظت محیط‌زیست برای حفظ این گونه چه برنامه‌ای را می‌خواهد اجرا کند.
مدیر‌کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان در پاسخ به جام‌جم توضیح می‌دهد: با توجه به این‌که تعداد یوزپلنگ‌ها کم است و این احتمال وجود دارد که خطراتی که آنها را تهدید می‌کند افزایش پیدا کند، باید برنامه مناسبی برای حفظ این گونه و ژن آن داشت. به این منظور می‌خواهیم از تکثیر در اسارت فراتر برویم و بحث فرا جمعیت و تکثیر در شرایط نیمه طبیعی را در دستور کار قرار بدهیم.   آن‌طور که او توضیح می‌دهد برای این مهم در عرصه طبیعی وسیعی فنس‌های الکترونیک کشیده خواهد شد و در این محدوده همه چیز مطابق شرایط زیستگاه طبیعی یوزپلنگ خواهد بود اما دشمنان طبیعی و گوشتخواران رقیب یوزپلنگ‌ها از این محدوده حذف خواهند شد و به این شکل جمعیت طعمه‌های یوزپلنگ نیز افزایش خواهد یافت. ‌او با اشاره به این‌که بحث فرا‌جمعیت‌ موضوعی راهبردی و کلیدی است، یادآور می‌شود: دیگر فرصتی برای حفظ یوزپلنگ آسیایی باقی نمانده و بقای یوز در گرو تامین منابع مالی و نیروی انسانی لازم است. این درحالی است که تامین منابع لازم نیز در گرو اجرای برنامه اقدام ملی است، زیرا سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز از بضاعت مالی لازم برای اجرای چنین برنامه‌ای برخوردار نیست.

یوزپلنگ همچنان قربانی جاده‌
تصادفات جاده‌ای نیز همچنان یوزپلنگ‌ها را تهدید می‌کند و به همین دلیل باید شرایطی ایجاد کرد که رانندگان هنگام عبور از جاده‌هایی که زیستگاه یوزها را تکه‌تکه کرده‌اند با حداقل سرعت عبور کنند. یوسف‌پور دراین‌باره به جام‌جم می‌گوید: بحث کریدور عبور یوزپلنگ‌ها را باید جدی گرفت. ما در منطقه، جاده معروف محدوده میامی و عباس‌آباد را داریم که شاهد افزایش تردد‌ها و توسعه آن هستیم و نباید فراموش کنیم که در چند سال گذشته ۱۳ یوزپلنگ در‌ این محور جان خود را از دست داده‌اند. آن‌طور که او توضیح می‌دهد‌، سازمان حفاظت محیط‌زیست ایمن‌سازی این محور را دنبال می‌کند. این درحالی است که امسال‌ اعتباری برای این مهم و فنس‌کشی منطقه در اختیار محیط‌زیست سمنان قرار گرفته است. مدیر‌کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ عنوان می‌کند: البته ما بر این باور هستیم که ایجاد روشنایی در این محور کارآمدتر از فنس‌کشی است، چون به این شکل رانندگان متوجه حضور یوزپلنگ‌ها در جاده‌ خواهند شد. البته در کنار آن باید بحث کاهش سرعت در این محور را نیز مورد توجه قرار داد. این درحالی است که برخی رانندگان از شرایط این منطقه آگاه نیستند یا جریمه‌ها برای آنها بازدارنده نیست و علاوه بر این برای جریمه رانندگان نباید میانگین سرعت از سوی دوربین‌ها بررسی شود؛ درواقع باید در هر نقطه از این منطقه حساس رانندگان با سرعتی مناسب تردد کنند.

 

مهدی آیینی

بازگشت شبح پتروشیمی به میانکاله

فعالان و دوستداران محیط‌زیست همچنان نگران میانکاله هستند، زیرا برخلاف این‌که تصور می‌شد این غائله تمام شده اما دوباره با جابه‌جایی ماشین‌آلات به این منطقه، زمزمه‌های شروع فعالیت پروژه پتروشیمی بر سر زبان‌ها افتاده است. بااین‌حال، از سازمان حفاظت محیط‌زیست خبر می‌رسد که قرار است دوباره جلوی این اقدام گرفته شود.

شبح مرگ دوباره سایه‌اش را روی سر میانکاله انداخته است‌؛ چنانچه پروژه پتروشیمی میانکاله جان بگیرد و چنگال‌های آلوده‌اش را دراین منطقه باارزش فروکند،باید منتظر فاجعه‌های جبران‌ناپذیری بود، چون زیستگاه حیات‌وحش نابود می‌شود، صیادان، کشاورزان و دامداران منطقه ناچار به مهاجرت خواهند شد و خاک حاصلخیز میانکاله از بین خواهد رفت، خاکی که احیای آن سال‌ها زمان خواهد برد. به‌همین دلیل باید یادآور شد هیچ شخص عاقلی در کشور با توسعه و پیشرفت مخالف نیست اما اجرای چنین‌پروژه‌ای فرسنگ‌ها با توسعه پایدار که مدیران از آن دم می‌زنند فاصله دارد، زیرا زندگی را از نسل آینده کشور به‌ویژه مردمان منطقه دریغ خواهد کرد.

‌در تازه‌ترین اتفاق و در واکنش به بازگشت ماشین‌آلات ساخت‌وساز به میانکاله، مدیرکل حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور به استان مازندران سفر کرده و نشست‌هایی را در خصوص این ماجرا با مقامات قضایی، کنشگران محیط‌زیست و تیم حقوقی اداره کل حفاظت محیط‌زیست مازندران برگزار کرده است.  آن‌طور که ازسازمان حفاظت محیط‌زیست خبر رسیده، در این نشست‌ها اسناد و مستندات حقوقی مربوط به سوابق پروژه، اعتراضات مردمی، نظرات کارشناسی و مغایرت‌های موجود با ضوابط و مقررات محیط زیستی مورد بررسی قرارگرفته است.به‌این‌ترتیب، بر نبودصدورمجوزارزیابی زیست‌محیطی از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست برای این پروژه تأکید شده است.

امیرحسین شمس، مدیرکل حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط‌زیست در این باره می‌گوید: در جهت اجرای وظایف حاکمیتی سازمان و به استناد فقدان مجوز محیط زیستی معتبر، طرح دعوی حقوقی با موضوع درخواست توقف فعالیت‌های اجرایی پروژه موسوم به پتروشیمی میانکاله در دستور کارقرارگرفته و اقدامات اولیه آن در مراجع ذی‌صلاح آغاز شده است.  آن‌طور که او توضیح می‌دهد، سازمان حفاظت محیط‌زیست، متعهد به صیانت از منابع طبیعی و حقوق بین‌نسلی مردم است و در برابر هرگونه تخلف از الزامات قانونی محیط‌زیستی ایستادگی خواهد کرد.

 

اصرار بر اجرای یک پروژه جنجالی

 

کلنگ احداث پتروشیمی میانکاله آن‌هم بدون دریافت مجوز ارزیابی اثرات زیست‌محیطی، بیستم اسفند سال ۱۴۰۰ زده شد. به‌این ترتیب حدود ۲۰ ماه زمان برد تا سرانجام با مخالفت‌های گسترده فعالان محیط‌زیست و بومیان منطقه در آبان ۱۴۰۲ خبر ابطال موافقت‌نامه احداث پتروشیمی از سوی وزارت نفت منتشر شد و به‌این‌شکل تلاش‌ها برای بازپس‌گیری عرصه ۹۰ هکتاری که قرار بود در آن پتروشیمی احداث شود، ادامه پیدا کرد.

این درحالی است که این‌روزها دوباره ماشین‌آلات ساخت‌وساز دوباره وارد این عرصه شده است. با این حال مدیران سازمان حفاظت محیط زیست همچنان بر غیرقانونی بودن این پروژه تاکید می‌کنند. برای نمونه حمید ظهرابی، معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست در این خصوص تاکید کرده است که با استناد به آخرین تصمیمات مراجع قضایی و موضع رسمی سازمان حفاظت محیط‌زیست، هیچ پروژه قانونی تحت عنوان «پتروشیمی میانکاله» وجود ندارد.به‌گفته او پروژه پتروشیمی میانکاله از ابتدا فاقد مجوزهای زیست‌محیطی لازم بوده و اقدامات انجام‌شده برای احداث آن تخلف آشکار محسوب می‌شود.

در نتیجه هرگونه اقدام توسط هرشخصی درمحدوده موردنظر غیرقانونی است واداره کل حفاظت محیط‌زیست استان مازندران باید با آن برخورد کند.  سازمان حفاظت محیط‌زیست تاکید کرده که با توجه به این‌که پرونده‌ای در مورد احداث پتروشیمی وجود ندارد، زمین در نظر گرفته شده برای آن نیز طبق قانون باید رفع تصرف شود.

به‌این‌ترتیب این پرسش مطرح می‌شود که پشت‌پرده ظاهرشدن دوباره شبح پتروشیمی میانکاله چه شخص یا نهادی قرار دارد که برخلاف اثبات آسیب‌های اجرای این پروژه برای کشور، همچنان اصرار به اجرای آن دارد. این در‌حالی است که اجرای چنین طرح‌هایی با نام اشتغال‌زایی در بلندمدت با ازبین‌بردن شغل اهالی منطقه مانند کشاورزی، صیادی و دامداری، زمینه را برای مهاجرت اهالی این منطقه به حاشیه شهرهای بزرگ فراهم می‌کند و در کنار سودرسانی به عده‌ای محدود، به جمعیت آوارگان زیست‌محیطی کشور و در نهایت حاشیه‌نشینان کلانشهرهای کشور می‌افزاید.

 

مهدی آیینی

دامداری و کشاورزی علیه جنگل‌های زاگرس

رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با اشاره به اینکه دامداری و کشاورزی زیراشکوب بیشترین آسیب را به جنگل‌های زاگرس می‌زند، گفت: برای بهبود شرایط جنگل‌های زاگرس باید وابستگی جوامع محلی را به این جنگل‌ها کاهش داد.

‌‌‌هاشم موسوی‌نژاد با اشاره به اینکه عوامل مختلفی جنگل‌های زاگرس را تهدید می‌کند، گفت: حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس دچار خشکیدگی شده است.

وی درباره عوامل تخریب جنگل‌های زاگرس نیز توضیح داد: بخش قابل توجهی از جنگل‌های زاگرس تحت کشت زیراشکوب قرار گرفته است و این مساله بزرگترین لطمه را به این جنگل‌ها می‌زند.

رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور درباره پیامد‌های کشت زیراشکوب در جنگل‌های زاگرس بیان کرد: کشت زیراشکوب آسیب‌های زیادی برای جنگل‌های زاگرس دارد. برای نمونه استفاده از سم توسط کشاورزان سبب می‌شود که برخی گونه‌های جانوری در جنگل از بین بروند یا ناچار به مهاجرت شوند.

وی ادامه داد: با مرگ این گونه‌های جانوری و یا مهاجرت آن‌ها آفات و بیماری در جنگل افزایش پیدا می‌کند و درختان بیشتری از بین می‌روند.

موسوی نژاد در پاسخ به این پرسش که چه میزان از اراضی جنگلی زاگرس تحت کشت زیر اشکوب قرار گرفته است؟ گفت: برای پاسخگویی دقیق در این خصوص نقشه‌های اراضی در حال بروزرسانی است.

رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با اشاره به اینکه چرای دام نیز به جنگل‌های زاگرس آسیب می‌زند، عنوان کرد: برای بهبود شرایط باید وابستگی جوامع محلی را به جنگل‌های زاگرس کاهش داد.

وی ادامه داد: در کنار کشاورزی و دامداری در جنگل‌های زاگرس باید به کاربری غیراصولی نیز به عنوان یکی از عوامل تهدید کننده جنگل‌های زاگرس اشاره کرد.

موسوی نژاد یادآور شد: برای نمونه برخی از جوامع محلی اقدام به سرشاخه‌زنی یا برداشت غیر اصولی صمغ درختان می‌کنند و این رویکرد به جنگل‌های زاگرس آسیب می‌زند.

رئیس مرکز جنگل‌های خارج از شمال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با اشاره به اینکه قاچاق چوب نیز جنگل‌های زاگرس را تهدید می‌کند، عنوان کرد: به دلیل نبود سوخت مناسب برخی از جوامع محلی نیز از چوب درختان به عنوان سوخت استفاده می‌کنند.

موسوی نژاد یادآور شد: چنانچه عوامل تهدید کننده زاگرس کنترل یا برطرف شود، جنگل امکان بازسازی را دوباره به دست خواهد آورد و شرایط جنگل‌های زاگرس بهبود می‌یابد.

مرگ آسان درختان در پارک‌های جنگلی

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات با اشاره به اینکه بسیاری از پارک‌های جنگلی کشور رها شده است، گفت: نگهداری نامناسب از درختان سبب شده آن‌ها خیلی زود دچار خشکیدگی شوند.

‌بتازگی یکی از اعضای شورای شهر تهران گفته حدود ۱۳ هزار اصله درخت در پارک‌های جنگلی تهران مانند سرخه حصار، لویزان و چیتگر خشک شده است. این درحالی است که سرانه فضای سبز در کلانشهری مانند تهران مناسب نیست و شهروندان از این گلایه دارند که به فضای سبز آن طور که باید توجه نمی‌شود و هر روز سنگ و سیمان جای درختان تهران را می‌گیرند.

ناصر امانی البته تاکید کرده است که خشکیدگی درختان محدود به پارک‌های جنگلی نمی‌شود و پیمانکاران شهری در معابر نیز بدرستی از درختان نگهداری نمی‌کنند.

این درحالی است که برخی مدیران شهری به فکر ساخت هتل در پارک‌های جنگلی کشور نیز هستند. در این بین البته مسائل دیگری نیز به مرگ درختان تهران دامن می‌زند، مسائلی مانند نبود نظارت، آبیاری نامناسب، کاشت‌گونه‌های نامناسب، آلودگی‌های نوری و آلودگی هوا.

دکتر هادی کیادلیری، رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات درباره شرایط پارک‌های جنگلی کشور به ما گفت: بسیاری از پارک‌های جنگلی کشور رها شده است و بدرستی از آن‌ها نگهداری نمی‌شود.

وی ادامه داد: البته در بیشتر مناطقی که جنگل‌کاری انجام شده نیز از درختان بدرستی نگهداری نمی‌شود. متاسفانه اگر جنگل‌کاری درمناطق انجام شده با ‌درآمد اقتصادی همراه نباشد، مسئولان تمایلی به نگهداری و انجام مراقبت‌های لازم برای حفاظت از درختان ندارند.

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات با اشاره به اینکه نهاد‌های مسئول در بحث نگهداری از پارک‌های جنگلی عملکرد ضعیفی دارند، توضیح داد: برای نمونه کوبیدگی خاک برخی پارک‌های جنگلی آنقدر زیاد است که درختان دچار خشکیدگی می‌شوند.

‌کیادلیری عنوان کرد: برای نمونه نتایج یک مطالعه که در این خصوص انجام شده است، نشان می‌دهد که درختان در محیط‌های شهری به دلیل نحوه نگهداری نامناسب و استرس‌های موجود دچار آفات و بیماری می‌شوند. البته نتایج این مطالعه را نمی‌توان به همه پارک‌های جنگلی کشور تعمیم داد.

وی با بیان اینکه درختان در محیط‌های شهری به نگهداری بیشتری احتیاج دارند، بیان کرد: در محیط‌های طبیعی مانند جنگل البته اگر انسان به آن آسیب نزند، طبیعت برخی مشکلات را برطرف می‌کند. به همین دلیل در محیط‌های شهری باید از درختان مراقبت‌های بیشتری را به عمل آورد.

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات یادآور شد: در مناطق شهری باید برای تک تک درختان شناسنامه داشت تا درختان خیلی زود دچار آسیب نشوند.

مازوت سوزی را نمی‌توان انکار کرد  

رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه غلظت آلاینده دی اکسید گوگرد در هوای تهران نشانه مصرف مازوت است، گفت: در چنین شرایطی پرداختن به مسائلی مانند زباله سوزی که البته بی‌تاثیر نیست، سبب به حاشیه رفتن عوامل اصلی آلودگی می‌شود.

‌‌‌محمدصادق حسنوند درباره اینکه این روز‌ها از زباله سوزی به عنوان یکی از عوامل اصلی افزایش آلودگی‌هوا یاد می‌شود، توضیح داد: نمی‌توان گفت زباله‌سوزی در آلودگی‌هوا بی‌تاثیر است. اما در نظر گرفتن میزان سهم زباله سوزی در آلودگی‌هوا در یک بازدید میدانی مشخص نمی‌شود و نمی‌توان برای آن سهم حدود ۲۰ درصدی در نظر گرفت.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه مطالعه جدید و جامعی در این خصوص انجام نشده است، نمی‌توان سهم مشخصی برای زباله سوزی در آلودگی‌هوا مشخص کرد. اما برآورد می‌شود که سهم آن حدود ۵ درصد باشد.

رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه چنین اظهار نظر‌هایی سبب به حاشیه رفتن دلایل اصلی آلودگی‌هوا می‌شود، عنوان کرد: علل اصلی آلودگی‌هوای کلانشهری مانند تهران مشخص است و نباید از سهم منابع متحرک مانند خودرو‌ها و یا مصرف سوخت نامناسب در نیروگاه‌ها غفلت کرد.

‌حسنوند در پاسخ به این پرسش که آیا مازوت سوزی اتفاق می‌افتد؟ نیز بیان کرد: با توجه به میزان غلظت آلاینده دی اکسید گوگرد می‌توان گفت، قطعا مازوت سوزی اتفاق می‌افتد.

وی با اشاره به اینکه سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت بهداشت این مساله را تایید نمی‌کنند، گفت: سازمان حفاظت محیط زیست بجای اینکه طرف مردم باشد از صنایع حمایت می‌کند.

رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران یادآور شد: با توجه به داده‌هایی که در خصوص آلاینده‌های هوا وجود دارد، باید گفت شکی در این نیست که سوخت دارای گوگرد بالا مصرف می‌شود.

‌حسنوند درباره قانونی بودن استفاده از مازوت در نیروگاه‌ها نیز عنوان کرد: قانون هوای پاک این اختیار را به نیروگاه‌ها داده است که سوخت مازوت نیز بسوزانند. اما آن‌ها باید از تجهیزات مناسب برای کاهش غلظت آلاینده‌هایی مانند دی اکسید گوگرد استفاده کنند، زیرا مصرف مازوت سبب انتشار فلزات سنگین سمی نیز می‌شود.

وی با اشاره به اینکه در کشور‌های پیشرفته از سوخت زغال سنگ نیز استفاده می‌شود، تاکید کرد:، اما این کشور‌ها از دستگاه‌های مناسب برای کنترل آلاینده‌ها استفاده می‌کنند. به همین دلیل سلامت شهروندان به خطر نمی‌افتد.

رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران در پاسخ به این پرسش که آیا امکان استفاده از چنین تجهیزاتی در کشورمان فراهم است؟ توضیح داد: بیش از نیم قرن است که از فناوری کنترل آلاینده‌هایی مانند دی اکسید گوگرد در دنیا استفاده می‌شود و لازم به یادآوری است که کنترل دی اکسید گوگرد کار دشواری نیست و سازمان حفاظت محیط زیست باید نظارت مناسبی روی فعالیت نیروگاه‌ها داشته باشد.

رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران با بیان اینکه در کشورمان نیز توانمندی استفاده از تجهیزات کنترل آلاینده دی اکسید گوگرد وجود دارد، ادامه داد: اگر صنایع و نهاد‌های مسئول برای کنترل این آلاینده‌ها هزینه‌های لازم را انجام ندهند. هفت برابر این هزینه را شهروندان باید به دلیل به خطر افتادن سلامت خود بپردازند.

آیا امید به ایران باز می‌گردد؟

امید، تک درنایی که هر سال برای زمستان گذرانی به تالاب‌های مازندران می‌آمد، هنوز در شمال کشورمان دیده نشده است. برخی دوستداران محیط زیست نگران این هستند که امید جانش را از دست داده باشد. در این بین البته هستند کارشناسانی که معتقدند این احتمال نیز وجود دارد که به دلیل افزایش دمای هوا امید سفرش را به تاخیر انداخته باشد.

سال گذشته پنجم آبان ماه بود که خبر بازگشت امید به ایران دوستداران محیط‌زیست و حیات وحش را خوشحال کرد. در سال ۱۴۰۰ نیز خبر ورود این درنا به مازندران هفتم آبان ماه ثبت شد. به همین دلیل با توجه به اینکه به روزهای پایانی آذر ‌ نزدیک می‌شویم، این نگرانی در بین دوستداران محیط زیست بیشتر می‌شود که شاید امید دیگر به ایران نیاید.

عباس‌عاشوری، پرنده شناس در پاسخ به این پرسش که آیا باید نگران تاخیر امید بود؟ به ما می‌گوید:‌ دلایلی را می‌توان برای تاخیر امید در ورود به کشورمان در نظر گرفت‌. برای نمونه امسال زمستان خیلی گرمی را تجربه می‌کنیم که سبب شده هنوز جمعیت قابل توجهی از پرندگان زمستان گذران مانند قو و غازه‌ها وارد تالاب‌های کشورمان نشده‌اند.

‌آن طور که او توضیح می‌دهد ‌این احتمال نیز وجود دارد که امید شکار شده یا به شکل طبیعی مرده باشد.

‌ برخی کارشناسان در خصوص تاخیر امید برای سفر به کشورمان نکته دیگری را مطرح می‌کنند؛ این احتمال وجود دارد که امید در روزهای آینده در تالاب‌های کشور دیده شود. عاشوری در این باره توضیح می‌دهد: برخی سال‌ها بوده که امید دیرتر از همیشه وارد کشورمان شده است و در این بین حتی یکسال نیز به ایران سفر نکرده است. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که امسال نیز امید ما و دنیا را دوباره غافلگیر کند‌.

درناها چند سال عمر می‌کنند؟

نکته دیگری که در این بین برخی کارشناسان روی آن دست می‌گذارند ،این است که امید درنای جوانی نیست و این احتمال وجود دارد که دچار مرگ طبیعی شده باشد.

عباس عاشوری در پاسخ به این پرسش که درناها چند سال عمر می‌کنند؟ می‌گوید: در طبیعت نمی‌توان بحث سن را مطرح کرد. باید توجه داشت که طول  عمر گونه‌های جانوری که در اسارت نگهداری می‌شود، متفاوت است زیرا شرایط مناسبی را برای نگهداری از آنها ایجاد می‌کنند. برای نمونه طول عمر درناهایی که در اسارت نگهداری می‌شوند به بیش از ۴۰ سال نیز می‌رسد. این درحالی است که سن امید بیش از ۳۰ سال تخمین زده می‌شود.

این پرنده شناس درباره اینکه آیا این احتمال وجود دارد که امید به منطقه‌ دیگری برای زمستان گذرانی مهاجرت کرده باشد؟ نیز می‌گوید: چنین مساله‌ای به هیچ وجه امکان پذیر نیست، زیرا امید هر سال مسیر مشخصی را برای مهاجرت انتخاب می‌کند.

عاشوری درباره اینکه چرا برای داشتن اطلاعات دقیق‌تر از محل امید  کارشناسان از موقعیت یاب استفاده نکرده‌اند؟ نیز توضیح می‌دهد: با توجه به اینکه زنده‌گیری ممکن است به امید آسیب بزند تاکنون از موقعیت‌یاب استفاده نشده است.

لازم به یادآوری است که امید آخرین بازمانده جمعیت غربی درنای سیبری است که به کشورمان مهاجرت می‌کند. درناهای سیبری جمعیت مرکزی نیز داشتند که به هند مهاجرت می‌کردند. اما متاسفانه این جمعیت منقرض شده است و اکنون تنها جمعیت شرقی درناهای سیبری که به چین مهاجرت می‌کنند، ‌شرایط بهتری دارند‌.

مهدی آیینی

مرگ پاییزی یک دریاچه

بیش از دو ماه از پاییز می‌گذرد. اما شرایط دریاچه ارومیه بهبود پیدا نکرده است و برخی گزارش‌ها از مرگ دریاچه ارومیه حکایت دارد.

مرداد گذشته بود که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در نشست بررسی وضعیت زیست محیطی پارک ملی دریاچه ارومیه ابراز امیدواری کرد که شرایط دریاچه در پاییز امسال بهبود پیدا کند.

این درحالی است که بیش از دو ماه از پاییز می‌گذرد و شرایط دریاچه نه فقط بهتر نشده بلکه برخی گزارش‌ها از این حکایت دارد که شرایط آن ناگوارتر نیز شده است. برای نمونه براساس آخرین گزارش مرکز تحقیقات سنجش از دور دانشگاه شریف این روز‌ها حدود ۴ درصد از سطح آب دریاچه باقی‌مانده است.

البته کم نیستند کارشناسانی که چنین شرایطی را پیش‌بینی می‌کردند و هشدار می‌دادند که نباید به بهبود شرایط دریاچه ارومیه در پاییز امیدوار بود، زیرا این دریاچه آب زیادی را از دست داده است و یک فصل بارندگی مناسب نمی‌تواند، شرایط آن را تغییر دهد.

احد وظیفه، رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی مدتی پیش در این باره به ما گفت‌: بارش‌های پاییزی حدود ۲۷ درصد بارش‌های سالانه کشور را تشکیل می‌دهد و غیر ممکن است که بارش‌های این فصل دریاچه ارومیه را نجات دهد.

آن طور که او توضیح داد، نیمه شمالی آذربایجان غربی و تمام آذربایجان شرقی درگیر خشکسالی شدید شده و حدود سه سال است که این مناطق چنین شرایطی دارند. به همین دلیل بافت زمین نیز تغییر کرده و خاک رطوبت خود را از دست داده است. در نتیجه اگر بارش پاییزی مناسبی نیز در حوضه آبریز اتفاق بیفتد، بخش قابل توجهی از آن جذب خاک خواهد شد.

ارومیه در پاییز خشکید

‌در این بین آنچه سبب نگرانی بیشتر کارشناسان شده این مساله است که این روز‌ها به دلیل شرایط جوی کشاورزی و برداشت آب در حوضه دریاچه ارومیه انجام نمی‌شود و یا بشدت کاهش یافته است. اما در چنین شرایطی نیز وضیعت دریاچه بهبود پیدا نکرده است.

حسام احمدی بیرگانی، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در این خصوص به ما گفت: بیش از دو ماه از پاییز می‌گذرد. اما بارش‌های مناسبی که پیش‌بینی شده بود تاکنون اتفاق نیفتاده است و می‌توان گفت شرایط دریاچه مانند تابستان گذشته است.

او با اشاره به اینکه این روز‌ها فقط چاله‌های موجود در بستر دریاچه آب دارند، عنوان کرد: قسمت‌های بیشتری از دریاچه بی‌آب شده است و بجز قسمت‌های کوچکی که تابستان نیز دارای آب بود، بقیه سطح دریاچه خشکیده است.

این درحالی است که کارشناسان تاکید می‌کنند، وقتی از سطح آب دریاچه ارومیه صحبت می‌شود، باید به عمق آب نیز توجه کرد، زیرا از طریق تصاویر ماهواره‌ای فقط می‌توان به میزان سطح آب دریاچه پی‌برد.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه درباره اینکه گفته می‌شود، فقط ۴ درصد از سطح آب دریاچه باقی است، نیز توضیح داد: به نظرم شرایط نامناسب‌تر از این است، زیرا باید به عمق آب نیز توجه کرد. اگر فقط به تصاویر ماهواره‌ای‌ از پهنه آبی اکتفا کنیم، ممکن است هنگام بررسی شرایط دریاچه دچار خطا شویم.

او درباره اینکه آیا شرایط نامناسب دریاچه ارومیه بی‌سابقه است؟ نیز گفت: دریاچه ارومیه شرایط نامناسب داشته است. اما آنچه نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد، این نکته است که این روز‌ها در حوضه آبریز دریاچه کشاورزی انجام نمی‌شود و برداشت آبی نیز از سوی کشاورزان اتفاق نمی‌افتد با این حال شرایط دریاچه بهبود پیدا نکرده است.

آن طور که احمدی بیرگانی توضیح می‌دهد، این اتفاق نشانه خطرناکی است و از این حکایت دارد که در تابستان آینده دریاچه ارومیه شرایط بسیار بدتری پیدا خواهد کرد.

دریاچه به شرایط قبل باز نمی‌گردد

کم نیستند مسئولانی که در سخنرانی‌های خود وعده نجات دریاچه ارومیه را داده‌اند. اما در عمل تاکنون اتفاقی نیفتاده است.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان به نجات دریاچه امیدوار بود؟ گفت: دریاچه بیش از ۲۰ میلیارد متر مکعب آب از دست داده است و نمی‌توان انتظار داشت که به شرایط سابق خود برگردد. البته احتمال دارد که در فصل‌های پربارش آب دریاچه به میزانی برسد که در آن قایق سواری کنند. اما چنین شرایطی موقتی است و با افزایش دمای هوا وضعیت دریاچه دوباره بحرانی خواهد شد.

او درباره اینکه آیا وعده‌هایی که برای نجات دریاچه داده شده بی‌تاثیر است؟ نیز توضیح داد: وعده‌هایی که به عنوان پروژه‌های سخت افزاری مطرح شده نمی‌تواند به نجات دریاچه منجر شود. برای نمونه لایروبی رودخانه‌ها اقدام خوبی است. اما نباید انتظار معجزه از آن داشت.

به این ترتیب لازم به یادآوری است که سدسازی در منطقه افزایش داشته و اولویت مسئولان نیز تامین آب شرب است. علاوه بر این اقدام مناسبی نیز برای بهبود نحوه کشاورزی، مدیریت منابع آب و تغییر الگوی کشت انجام نشده است. به همین دلیل در چنین شرایطی منطقی نیست که به نجات دریاچه ارومیه امیدوار بود. در واقع کارشناسان معتقدند‌ وعده‌های داده شده برای نجات دریاچه با وضعیت بحرانی آن همخوانی ندارد و نباید با چنین اقداماتی انتظار بهبود شرایط را داشت.

 

  مهدی‌آیینی

 

بالا