آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی (برگ 5)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

اشتراک به خبردهی

وعده‌های الکی، شهادت‌های واقعی

محیط‌بانان تجهیزات ندارند، محیط‌بانان آموزش ندیده‌اند، ‌محیط‌بانان تعدادشان اندک است، ‌محیط‌بانان حقوقشان ناچیز است؛‌ جملات تکراری زیادی در وصف محیط‌بانان ساخته می‌شود؛ جملاتی که زبان و متن سخنرانی‌ خیلی از مسؤولان و مدیران با آنها غریبه نیست؛ جملاتی که واقعیت دارند، اما‌ خیلی زود تکراری می‌شوند و بی‌خاصیت.

محیطبانان آسان شهید میشوند؛ این جملهای است که این روزها دارد برای محیطبانان کشور تکراری میشود، چراکه صبح دیروز با شهادت تاجمحمد باشقره، محیطبان پارک ملی گلستان آمار محیطبانان شهید به ۱۲۳ رسید، محیطبانانی که جانشان را برای حفظ محیط زیست و تنوع زیستی کشور فدا کردند، اما شرایط محیط زیست و همکارانشان تغییر جدی نکرد.

دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در واکنش به شهادت محیطبان گلستانی گفت که یکی از شکارچیانی که محیطبان پارک ملی گلستان را به شهادت رسانده سابقهدار بوده و گریخته و امیدوار است امروز خبر دستگیری این متخلف منتشر شود. او وعده داد که با تصویب لایحه حمایت از محیطبانان و تامین اعتبار، مشکل محیطبانان حل شود. دیروز مدیرکل حفاظت محیط زیست گلستان نیز حرف زد واز این گفت که محیطبان گلستانی در درگیری تن به تن جانش را از دست داده و در کنار او دو همیار محیط‌‌زیست نیز براثر ضربات چاقو مجروح شدهاند.

با توجه به گفتههای همین دو مسؤول نیز میتوان گفت پای مدیریت در محیط زیست و یگان حفاظت آن هنوز لنگ میزند، از سخنان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست میتوان به این واقعیت تلخ پی برد که برخورد نامناسب با شکارچیان غیرمجاز سبب شده شکارچیان سابقهدار آنقدر احساس امنیت کنند که ترسی از شلیک مستقیم به محیطبانان نداشته باشند.

از سخنان مدیرکل محیط زیست گلستان نیز میتوان به این واقعیت رسید که محیط‌بانان هنوز آن طور که باید در اصول و فنون رو‌به‌رو شدن با خطر مهارت ندارند که کارشان به درگیری تن به تن ختم می‌شود. در واقع جلیقه‌های ضد گلوله و آموزش‌های کنونی نتوانسته محیط بانان را دربرابر شکارچیان غیرمجاز یا دست کم حوادث مرگبار
توانمند کند.

این روزها بحث برسر تصویب لایحه حمایت از محیط‌بانان و جنگلبانان نیز داغ است،‌ لایحه‌ای که ماه‌هاست در مجلس بایگانی شده و برخی می‌گویند اگر به قانون بدل شود مشکلات محیط‌بانان حل و فصل خواهد شد،‌ اما مرور نحوه ‌عملکرد بسیاری از محیط‌بانان و مدیرانشان‌ در پرونده‌های حادثه‌ساز نشان می‌دهد که کاهش این حوادث در گرو تغییر نحوه عملکرد آنهاست، برای نمونه اگر محیط‌بانان اولویت را بر پیشگیری بگذارند نه غافلگیری، کار به درگیری تن به تن و حوادث ناگوار نمی‌رسد. علاوه‌بر این اگر نمایندگان مجلس، نیروی انتظامی و قوه قضاییه نیز برای حمایت از محیط‌بانان و برخورد با شکارچیان غیرمجاز سنگ تمام بگذارند دیگر هیچ شکارچی غیرمجاز و سابقه‌داری به خود جرات نمی‌دهد لوله اسلحه‌اش را به سمت محیط‌بان نشانه بگیرد.

بنابراین محیط‌بانان به جملات تکراری و دلسوزانه احتیاج ندارند، چراکه حفظ جان آنها و محیط زیست کشور درگرو عمل و تغییر است نه شعار و وعده.

مهدی آیینی

برای جاری شدن دیپلماسی آب نذر کنیم

بهتر است در کنار پویش نذر آب، ‌‌کمپینی نیز  برای پیگیری تامین ‌حقآبه های کشور و ‌دیپلماسی آب‌ شکل بگیرد تا وزارت امور خارجه به این مهم توجه کند

تالاب‌هایی که می‌خشکند، دشت‌هایی که فرو می‌ریزند، رودهایی که در راه می‌مانند؛ گواهی می‌دهند‌ که بی‌آبی ازمرحله بحران عبور کرده است‌‌.

‌بحران آب شمشیرش را ‌از رو بسته‌ در سیستان و بلوچستان  هر روز افراد بیشتری تصمیم می گیرند خانه و کاشانه شان را ترک کنند و به عنوان آواره زیست محیطی روانه استان‌های شمالی کشور شوند، اما در شمال کشور نیز شرایط مناسب نیست؛آبرسانی به  برخی روستاهای گلستان، گیلان و مازندران با تانکر انجام می‌شود.

آواره های زیست محیطی به سیستان و بلوچستان محدود نمی شود، خراسان جنوبی،‌ کرمان و خوزستان نیز این روزها گرفتار تب تند بی آبی هستند، تبی که زندگی را برای اهالی این مناطق دشوارتر از  گذشته کرده است.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد طرحی مانند نذر آب که این روزها در سیستان و بلوچستان کلید خورده اتفاق خوبی باشد، اما نباید فراموش کرد که چنین طرح هایی برای مناطقی مانند سیستان و بلوچستان ‌ که در حال تخلیه شدن هستند حکم مسکن را دارد.

پرداختن به نذر آب شاید در کوتاه مدت با همکاری مردم اندکی از بار مشکلات مناطق بی آب کشور کم کند، اما در شرایطی که  ریشه اصلی بحران آب سوء مدیریت منابع آب، تلاش نکردن برای تامین حقآبه های کشور و خشکیدگی دیپلماسی آب در وزارت امور خارجه است، نمی تواند گره کور زندگی را در سیستان و بلوچستان یا هر استان دیگری که در تب بی‌آبی می سوزد باز کند،‌چراکه بحران آب در تشنگی خلاصه نمی شود‌ برای نمونه ‌ در هفته ای که گذشت ‌ توفان گرد و غبار بیش یکهزار نفر را به دلیل مشکلات تنفسی و بینایی ‌روانه بیمارستان های سیستان کرد. این درحالی است که بسیاری‌از روستاییان و عشایر منطقه‌ حتی امکان دسترسی به مراکز درمانی را  ندارند‌.

بنابراین باید گفت اگر نهادهای مسئولی مانند سازمان حفاظت محیط زیست،‌منابع طبیعی و وزارت امورخارجه برای تامین حقابه کشور اقدام نکنند و نذر تامین حقابه های کشور و دیپلماسی آب در آنها کلید نخورد روز به روز به مشکلات این استان ها و به تبع آن به مشکلات کشور دامن زده می شود‌ و شرایطی بوجود می آید که دیگر با هیچ نذری نمی توان گره کور آن را باز کرد.

مهدی آیینی

روزنامه نگار

 

آب پاکی روی دست مدیریت منابع آب

 بعید نیست تا مدتی دیگر فرو نشست دشت‌های تهران از زلزله‌ای که همه انتظارش ‌را دارند،‌پیشی بگیرد

بحران آب جدی است؛ کم نیستند مسئولانی که این جمله را چاشنی سخنرانی‌ها و بخشنامه‌هاشان می کنند تا شهروندان را نسبت به بحران آبی که کشور با آن رو به رو است آگاه کنند، اما شرایط منابع آب کشور هر روز نگران کننده‌تر می شود، چراکه تاکنون عملکرد بسیاری از مسئولان دراین حوزه از مقام هشدار فراتر نرفته است.

عملکرد ضعیف مدیران در برخورد با فرصت طلبانی که منابع آب کشور را به تاراج می برند سبب شده بسیاری از شهروندان انگیزه لازم برای صرفه جویی  را از دست بدهند. برای نمونه آشفته بازار ‌آبیاری فضای سبز این روزها وارد فاز تازه ای شده و دیگر محدود به آبیاری چمن نمی‌شود؛ سودجویان ‌با فروش تانکری ‌آبی که باید برای حفظ محیط زیست کشور ‌ هزینه شود جیب هایشان را پر می کنند. وقتی این ماجرا  وسوژه گزارش امروز را با یکی از مدیران ‌ شهرداری درمیان گذاشتیم. او گفت شماره پلاک راننده متخلف را بدهید تا با او برخورد کنیم!

همین پاسخ گواهی است بر اینکه برخی مدیران دست روی دست گذاشته اند تا دیگران وظیفه آنها را انجام دهند یا اینکه چشم روی هم گذاشته‌اند تا منابع آب کشور چوب حراج بخورد، چون این تخلف محدود به یک رانند و یک شهر نمی شود؛خبرنگار ما با چند‌ راننده  صحبت کرد، رانندگانی که هیچ کدام به فروش تانکری آب نه نگفتند.

تاراج منابع آب کشور محدود به این فرصت طلبان نمی شود، کم نیستند کارواش‌هایی که از آب شرب استفاده می‌کنند و یا ‌هنوز بسیاری از مجتمع های مسکونی فقط یک کنتور آب دارند و  خیلی  از همسایه ها در رقابت برای مصرف آب سنگ تمام می‌گذارند. علاوه براین در بخش کشاورزی نیز هنوز بهره وری آب تاسف بار است، آنقدر که برای به دست آوردن یک کیلو محصول خشک هزار لیتر آب مصرف می شود. آمارهای تلخ در حوزه آب کم نیست؛‌ براساس آمارهای وزارت نیرو قدرت تجدید‌پذیری آب‌های زیر زمینی کشور حدود ۳۳ میلیارد مترمکعب است، این درحالی است که هر سال ‌ حدود ۶۰ میلیارد مترمکعب از این آب‌ها برداشت می‌شود. از شرایط آب های فسیلی کشور نیز باید ترسید،‌ آب‌هایی که در گذر ‌میلیون‌ها سال جمع‌ شده‌اند و ‌‌ حجم شان‌ در کشور‌ حدود ۵۰۰ میلیارد متر برآورد شده‌.اما فقط ‌ حدود ۲۰۰ میلیارد مترمکعب  این آب‌ها‌ ‌شیرین است و نگران کننده تر اینکه ‌۱۷۰ میلیارد‌ ‌مترمکعب از این منابع آب نیز برداشت شده است.

در این آشفته بازار هر روز ‌برچسب بحرانی و فوق بحرانی به دشت های بیشتری در ‌کشور سنجاق شود. برای نمونه هر  ده‌ دشت ‌استان تهران وضعیت بحرانی دارند و برداشت از آنها چند‌ برابر تغذیه شان است‌. به همین خاطر هیچ بعید نیست تا مدتی دیگر فرو نشست دشت های تهران از زلزله‌ای که همه انتظارش ‌را دارند، پیشی بگیرد و آب پاکی را   روی دست آنهایی  بریزد که ادعا مدیریت منابع آب یا مدیریت بحران دارند. ‌

مهدی آیینی

روزنامه نگار

 

گرانی شکارچی شد

شرایط بد اقتصادی سبب افزایش فعالیت شکارچیان غیر قانونی و جویندگان گنج شده است

حیات وحش کشور چوب حراج خورده است؛ زهرفروشان به دنبال شکار عقرب و مار هستند، عده‌ای دیگر‌ در سودای فروش لانه خفاش غارها را یکی پس از دیگری می گردند، برخی نیز در جنوب کشور به جان صدف و مرجان‌ها افتاده‌اند. در زیستگاه‌ها و مناطق حفاظت شده نیز کم نیستند شکارچیانی که ماشه اسلحه شان را با هدف گوشت شکار می چکانند.

قاچاق چوب و زغال نیز بیش از گذشته  جنگل های کشور را تهدید می کند، کم نیستند افرادی که به بهانه کسب درآمد تیشه به ریشه جنگل هیرکانی می زنند یا بلوط های زاگرس را می سوزانند تا با فروش زغال کسب درآمد کنند.

‌محیط زیست تنها قربانی این آشفته بازار نیست، زیرا میراث فرهنگی نیز بیش از گذشته این روزها زیر شخم جویندگان گنج ‌ می‌رود، چراکه با افزایش قیمت طلا کم نیستند جوانانی که تصور می کنند با یافتن زیرخاکی می توانند یک شبه راه صد ساله را طی کنند‌.

این شرایط نگران کننده گواهی است بر اینکه اگر تا مدتی قبل فقر فرهنگی کمر به نابودی محیط زیست و میراث فرهنگی کشور بسته بود این روزها فقر اقتصادی نیز به این ‌آشفته بازار ‌دامن می زند. اگر تا مدتی پیش عده ای برای تفریح به سمت حیات وحش شلیک می کردند امروز بسیاری به شکار به چشم کسب و کار نگاه می کنند، چراکه به قول  خودشان با افزایش قیمت گوشت بازار  گوشت شکار این روزها سکه تر شده است.

این فقط قیمت گوشت شکار نیست که دو برابر شده است تعداد شکارچیان نیز افزایش چشم گیری داشته است. مثلا در شمال شرق کشور تا مدتی پیش گوشت مارال کیلویی ۸۰هزار تومان خرید و فروش می‌شد این روزها شکارچیان از ۲۰۰هزارتومان برای هر کیلوگرم حرف می زنند. آنها ادعا می کنند اگر تا مدتی پیش در  هفته یک روز به دنبال شکار بودند این روزها پنج روز در هفته برای شکار وقت می گذارند چون بهتر از بیکاری است و درآمدش نیز  چشم گیر است.

به این ترتیب باید گفت اگر تا دیروز شکارچیان غیر بومی برای قتل عام حیات وحش  شال و کلاه می کردند ‌ این روزها بومیان منطقه سودای کسب درآمد از لاشه این سرمایه های ملی را دارند.

باتوجه کمبود نیرو در یگان حفاظت محیط زیست،‌سازمان جنگل ها و میراث فرهنگی به نظر می رسد برای مدیریت این مساله این سازمان ها باید از نیروی سازمان های مردم نهاد بهره بیشتری ببرد، زیرا سازمان های مردم نهاد با شناختی که از بومیان مناطق دارند می توانند در رفع مشکلات آنها تاثیر گذار باشند یا دست کم شرایطی ایجاد کنند که در اوضاع نامناسب اقتصادی آسیب کمتری به محیط زیست و میراث فرهنگی کشور تحمیل شود. ‌

مهدی‌ آیینی
روزنامه نگار

انقراض اطلاع رسانی در محیط زیست

بتازگی نامه‌ای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به برخی رسانه‌ها ارسال شده که چکیده‌اش چیزی نیست جز محدود شدن اطلاع رسانی

محیط زیست زخم کم ندارد‌، این حقیقتی است تلخ، اما غیر قابل انکار‌. نگرانی‌های زیادی درباره منابع آب و خاک کشور وجود دارد، ‌نگرانی‌هایی که  گره خورده اند به زندگی و سلامت مردم و نسل های آینده ای که قرار است در این سرزمین زندگی کنند. نگرانی ها محدود به آب و  خاک کشور نمی شود، چون تنوع زیستی نیز شرایط خوبی ندارد‌، سیر نزولی جمعیت حیات وحش  در کنار تصمیم گیری‌های شتابزده برخی مدیران ‌به مشکلات زیست محیطی کشور دامن زده است‌.

با این حال بتازگی نامه‌ای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به برخی رسانه‌ها ارسال شده که چکیده‌اش چیزی نیست جز محدود شدن اطلاع رسانی، چراکه در آن خواسته شده برای هرگونه مصاحبه ای فقط از طریق روابط عمومی سازمان اقدام کنند. مسلما در شرایط سختی که طبیعت کشورمان تجربه می کند محدود شدن اطلاع رسانی حکم چراغ سبز نشان دادن به مرگ محیط زیست است.

پیش از ارسال این نامه نیز برای بسیاری از خبرنگاران حوزه محیط زیست دسترسی به برخی مدیران امکان پذیر نبود و بیشتر مدیران به بهانه‌هایی مانند برگزاری جلسات از زیر بار پاسخگویی شانه خالی می‌کردند، جلساتی که به نظر می‌رسد در آن تصمیم‌های سازنده‌ای گرفته نمی‌شود و خروجی مثبتی ندارد، چون اگر غیر از این بود شرایط محیط زیست کشور اندکی بهتر می‌شد یا دست‌کم ‌ سرعت تخریبش کاهش می‌یافت.

‌سیاست محدود کردن خبرنگاران در تماس با مدیران و گرفتار کردن آنها در بروکراسی فقط منجر به حاد شدن مسائل و گسترش شایعات می شود،  چراکه با این رویکرد،‌‌ مسائل و تهدید‌های محیط زیست کشور زمانی درکانون توجه قرار خواهد گرفت ‌ که به قول معروف دیگر کار از کار گذشته است.

نباید فراموش کرد که محدود شدن اطلاع رسانی دراین حوزه سبب گل آلود شدن آب برای فرصت طلبان می شود، افرادی که سعی دارند با محیط زیستی نشان دادن خود ‌برای خود نان و نامی به دست بیاورند.

بنابراین باید از مدیران سازمان حفاظت محیط زیست خواست به جای محدود کردن دسترسی خبرنگاران به مدیران این سازمان شرایطی را فراهم کنند تا خبرنگاران با اطلاع رسانی بموقع بتوانند همراه سازمان حفاظت محیط زیست باشند،‌‌ زیرا انقراض اطلاع رسانی به انقراض محیط زیست دامن می زند.

مهدی آیینی

روزنامه نگار

 

مدیریت آتشین جنگل

رشد۲۰۰درصدی آتش سوزی‌ها در دو ماه ابتدایی امسال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته گواهی است بر سوء مدیریت در سازمان جنگل‌ها و سازمان‌ حفاظت محیط زیست‌

آتش زبانه می‌کشد و منابع طبیعی کشور را می‌بلعد؛ ‌پارک ملی گلستان، ‌جنگل‌های ‌کومله ‌لنگرود‌، جنگل‌های ‌عالم‌دره چرام و ‌‌‌نخلستان‌های سراوان‌ فقط بخشی از منابع طبیعی کشور است که در چند ساعت گذشته طعمه حریق شده است‌.

رشد۲۰۰درصدی آتش سوزی‌ها در دو ماه ابتدایی سال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته گواهی است بر سوء مدیریت در سازمان جنگل‌ها و سازمان  حفاظت محیط زیست‌، ‌چون اگر غیر از این بود دست‌کم در سال‌های اخیر نیروهای‌یگان‌حفاظت‌سازمان‌جنگل‌ها و محیط زیست دراین خصوص آموزش بیشتری می‌دیدند، تجهیزات‌شان به روز می‌شد یا تعامل سازنده‌ای بین آنها با  دیگر نهادهایی که در این زمینه می‌توانند کمک حال سازمان جنگل‌ها باشند اتفاق می‌افتاد.

بنابراین باید گفت جنگل‌ می‌سوزد، ‌چون دلسوز ندارد و رتق‌و‌فتق امورش به دست ‌مدیرانی افتاده که به قول معروف حال ندارند از پشت میزهایشان‌ تکان بخورند و  از همان پشت میز‌ برای مدیریت جنگل نسخه می‌پیچند. ‌

سازمان جنگل‌ها به اندازه کافی جنگلبان ندارد، نمی‌توان این مهم را انکارکرد، اما برای رفع این کاستی و نجات جنگل‌های کشور از آتش سوزی می‌توان راهکارهای دیگری را اجرایی کرد. برای نمونه از نیروهای محلی کمک گرفت، افرادی که بخاطر آشنایی مناسب با مناطق جنگلی می توانند بموقع از آتش سوزی مطلع شوند و برای مهار آن اقدام کنند. این درحالی است که سازمان‌جنگل‌ها تاکنون نتوانسته ارتباط موثری با سازمان های مردم نهاد برقرار کند و از پتانسیل آنها استفاده کند.

مساله دیگری که به گسترش آتش سوزی در جنگل های کشور دامن می زند بی‌توجهی نهادهایی است که می توانند دراین بین تاثیر گذار باشند، اما هنگام آتش سوزی دست روی دست می‌گذارند. بسیاری از نهادها از منابع طبیعی کشور سهم خواهی می‌کنند تا بتوانند بخشی از ساحل یا جنگل های کشور را در اختیار داشته باشند، اما در مواقعی که به کمک آنها نیاز است با منابع طبیعی کشور بیگانه می شوند.برای نمونه بسیاری از بومیانی که در مناطق جنگلی شمال کشور یا زاگرس زندگی می کنند به سوخت مناسب دسترسی ندارند به همین دلیل از درختان به عنوان سوخت استفاده می کنند و به این شکل احتمال آتش سوزی را نیز افزایش می دهند. این درحالی است که اگر وزارت نفت به وظیفه خود در این خصوص عمل کند دست‌کم منابع طبیعی کشور قربانی نبود دسترسی به سوخت مناسب نمی‌شود.

فصل حریق  جنگل‌های کشور توفانی‌تر از سال‌های گذشته شروع شده است، اما در عملکرد مدیران سازمان جنگل‌ها تغییری دیده نمی‌شود‌ و آنها همچنان نتوانسته اند برنامه ای مشخص برای مهار آتش سوزی جنگل‌ها داشته باشند یا دست‌کم از امکانات دیگر نهادها بهره ببرند. به همین دلیل باید گفت این دست از مدیران هنوز  بدون درکی درست از شرایط منابع طبیعی کشور برای مهار آتش سوزی‌ها نسخه می‌پیچند، نسخه‌هایی که بر ‌آتش جنگل می‌دمند.

 

مهدی‌آیینی

روزنامه نگار

ویروس بی‌تفاوتی ‌در دل محیط زیست

محیط‌بانی نان ندارد، نام ندارد؛ محیط‌بانی شغل عاشقی است. اگر پای درد دل محیط‌بانانی که سن و سالی از آنها گذشته بنشینید محال است در توصیف شغل‌شان از این جنس جملات بکار نبرند.

اما خبرهایی که از برخی پاسگاه‌های محیط‌بانی به گوش می‌رسد حکایت دیگری نقل می‌کند،‌ واقعیتی که تلخ است و هشدار می‌دهد این روزها عاشقی برای برخی محیط‌بانان دیگر اهمیتی ندارد، محیط بانانی که سختی کار و حقوق پایین‌شان را بهانه می‌کنند تا دست در دست خون آلود شکارچیان غیر مجاز بگذارند و با آنها به یادگار روی لاشه خونی حیوانات عکس بگیرند، محیط‌بانانی که چشم می‌بندند به روی قاچاقچیان آب و خاک و به قول معروف زیر سبیلی رد می‌کنند، تخلف سودجویانی را که سلامت آب و خاک کشور را نشانه رفته‌اند.

جیره غذایی اندک، نبود تجهیزات، شیفتهای طولانی، استراحت اندک و وعدههایی که هیچوقت اجرایی نمیشود؛ نمیتوان شرایط نامناسب محیطبانان را ندید، اما اینکه این سختیها دلیلی باشد برای همراهی برخی محیطبانان با شکارچیان و تخریبکنندگان محیطزیست کشور قابل توجیه نیست.با این حال اما هنوز پشت محیطزیست کشور گرم است به محیطبانانی که برای آب، خاک و تنوع زیستی این کشور از جان مایه میگذارند. گواهش ۱۲۰ محیطبانی که شهید شدند یا آنها که حین ماموریت آسیب دیدند و جانباز لقب گرفتند.

محیطبانانی مثل موسوی که در این صفحه با دنیای زیبایش آشنا شدید یا شجاع مومنی که در اعتراض به صدور پروانه شکار، نامهای سرگشاده نوشت و مدتی پیش در گفتوگو با ما از بی تفاوت شدن برخی از همکارانش گله کرد و گفت کم نیستند محیط بانانی که از پاسگاه محیطبانی خارج نمیشوند، اما از حال خوب حیات وحش منطقه گزارش میدهند.

ماجرایی که ما و محیط بانانی مانند سید باقر و شجاع را نگران میکند بیتفاوت شدن برخی از محیطبانان است، محیطبانانی که لباس محیط بانی در تن ترجیج میدهند پا روی پا بگذارند تا متخلفان، مناطق چهارگانه محیطزیست را فتح کنند.

ویروس بیتفاوتی به جان محیطزیست کشور افتاده، ویروسی که پس از آلوده کردن برخی مدیران و شهروندان اکنون قلب مناطق حفاظت شده کشور و قلب برخی محیطبانان را نشانه گرفته تا با انقراض عشق به محیطزیست ریشه حیات را بخشکاند.

مهدیآیینی

روزنامهنگار

یوز ایرانی از تیم ملی خط می‌خورد!

یوزپلنگ‌ها می‌دوند، اما رو به انقراض؛ این واقعیت تلخی است که نمی‌شود هیچ کجا پنهانش کرد. مدت هاست بجز خطر انقراض چیزی با یوزپلنگ‌ها نمی‌دود، هرچه هست خبر زوال این گونه است که تکرار می‌شود.

در تازه‌ترین اتفاق نیز زمزمه‌های حذف تصویر یوزپلنگ از پیراهن تیم ملی فوتبال خبرساز شده است، اتفاقی که حدود چهار سال پیش با تلاش دوستداران محیط‌زیست و حیات وحش عملی شد، اما این روزها از فدراسیون فوتبال خبر می‌رسد که قرار است یوزپلنگ از تیم ملی خط بخورد.

هرچند مدیرکل تنوع زیستی و حیات‌وحش سازمان حفاظت محیط‌زیست گفته که می‌خواهد امروز در نامه‌ای به فدراسیون فوتبال موضوع حذف تصویر یوز آسیایی از پیراهن تیم ملی را پیگیری کند، اما به نظر نمی‌رسد این بار نیز به قول معروف آبی از پیگیری‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست گرم شود، چراکه اگر حفظ این گونه اولویت این سازمان بود، شرایط یوزپلنگ‌ها نباید اینقدر بحرانی می‌شد.

درباره علت حذف تصویر یوزپلنگ از پیراهن تیم ملی نیز حرف بسیار است، برخی می‌گویند حامی مالی تیم ملی که قرار است لوگویش روی پیراهن تیم نقش ببندد مخالف همراه شدن با یوزپلنگ‌هاست. هرچند عده‌ای این دلیل را مطرح می‌کنند، اما صفی‌ا… فغان‌پور، مسئول حقوقی فدراسیون فوتبال نیز چند روز پیش دراین باره به خبرگزاری میزان گفته بود «یوزپلنگ ایرانی به خاطر مشکلاتی که در فناوری به کار برده شده در لباس ایجاد می‌کند و عملا جلوی محفظه‌های لباس را می‌گیرد در طرح لباس تیم ملی در جام جهانی این بار جایی نخواهد داشت.»

دلیل حذف تصویر یوزپلنگ از پیراهن تیم ملی هرچه باشد، به نفع محیط‌زیست و حیات‌وحش کشورمان نیست و با حذف آن باید منتظر اتفاق‌های ناگوار‌تری برای محیط‌زیست بود، زیرا درحالی که با تلاش‌های فعالان محیط‌زیست اهمیت حفظ این گونه و خطراتی که آن را تهدید می‌کند به گوش خیلی‌ها رسیده اما هنوز هستند افرادی که خواسته یا ناخواسته بر خطر انقراض این گونه دامن می‌زنند، حتی افرادی مانند رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست که در اولین نشست خبری‌اش ادعا کرد نباید آب را قربانی مساله‌ای جزئی‌تر مانند یوزپلنگ کرد.

حال یوزپلنگ‌ها بهتر نمی‌شود، چون هیچ وقت تلاش دستگاه‌های مسئول و دوستداران محیط‌زیست از معرفی این گونه فراتر نرفته است بنابراین برای حفظ این گونه ارزشمند باید حفظ زیستگاهش در اولویت قرار گیرد و مسئولان مجوز ساخت هیچ جاده و معدنی را در زیستگاه یوزپلنگ‌ها صادر نکنند و برای بهبود این شرایط دستور خروج دام را از زیستگاه‌های این یار خط خورده از تیم ملی صادر کنند.

مهدی آیینی

شعارهای محیط نیستی‌‌‌!

دولت محیط‌زیستی، ورزشکاران محیط‌زیستی، هنرمندان محیط زیستی و … این روزها خیلی‌ها برای حفظ محیط زیست گریبان چاک می‌دهند، اما شرایط محیط زیست نسبت به گذشته بهتر نمی‌شود؛ سطح جنگل آب می‌رود، انقراض به گونه‌های جانوری نزدیک‌تر می‌شود و منابع آب و خاک آلوده‌تر از گذشته ندانم‌کاری انسان را به تصویر می‌کشد.

بخشی از این زوال را می‌توان به پای تغییر اقلیم نوشت، اما مقصران اصلی دیگری را نیز باید در جایگاه متهمان نشاند، افرادی که سنگ محیط زیست را به سینه می‌زنند، اما فقط تا زمانی که پز محیط زیستی بودن برایشان محبوبیت، شهرت یا درآمد به همراه داشته باشد.

چنین افرادی همه جا هستند، از جمع هنرمندان و ورزشکاران بگیرید تا وزیران و نمایندگان مجلس و حتی خبرنگاران، به همین دلیل به نظر می‌رسد آنچه شرایط محیط زیست را بحرانی‌تر از گذشته کرده تب محیط زیستی بودن است که خیلی‌ها به پزش بسنده کرده‌اند.

‌برای نمونه دولت هرچند اولین مصوبه‌اش را به نام دریاچه ارومیه رسانه‌ای کرد، اما‌ شرایط کنونی دریاچه از این حکایت دارد که با شعار، نمی‌توان زخم‌های محیط زیست را مرهم گذاشت.

به همین خاطر به نظر می‌رسد قرار نیست از اشتباهات گذشته‌ای که در کشور اتفاق افتاده عبرت گرفته شود، چراکه‌ مسائلی مانند سوء‌مدیریت منابع آب‌ و انتصاب مدیرانی که از محیط زیست هیچ نمی‌دانند، هنوز ادامه دارد، مثلا در مناطقی از جنگل دستور ساخت سد صادر می‌شود که احتمال آلودگی منابع آب بالاست و هزینه آن قتل‌عام صدها درخت است.‌

شاید با مرگ رودخانه‌ها عطش برخی مدیران برای سدسازی کمتر شده باشد، اما آنها بر سوء مدیریت منابع آب پافشاری می‌کنند، چراکه این روزها‌ افراط در طرح‌های انتقال آب تهدیدی جدی است که خطرش‌ کمتر از افراط در
سدسازی نیست.

این بی‌توجهی دامان منابع طبیعی کشور را نیز گرفته، شاید دولت از اجرای طرح تنفس جنگل به عنوان یکی از اقدامات محیط‌زیستی‌اش یاد می‌کند، اما به‌کارگیری برخی مدیران کارنابلد در سازمان جنگل‌ها و خطر گسترش بی‌برنامه گردشگری در جنگل کمتر از قلع و قمع جنگل نیست. برای نمونه می‌توان به ساخت تله‌کابین در جنگل‌های الیمستان اشاره کرد که به گفته برخی فعالان زیست‌محیطی این منطقه حدود ۶٫۵ هکتار جنگل برای آن قربانی می‌شود.

در واقع ماشین توسعه ناپایداری که در جنگل‌های شمال روشن شده است اگر خیلی زود متوقف نشود، سرنوشت جنگل‌های زاگرس را برای جنگل‌های هیرکانی تکرار می‌کند.

علاوه بر این تفاوت شعارهای زیست محیطی برخی مدیران با عملکردشان راه را برای سوء‌استفاده برخی افراد هموارتر می‌کند به همین خاطر ‌تازمانی که دولت در مقام عمل ثابت نکند محیط زیست برایش مهم است، آشفته‌بازار محیط زیست کشور برای فرصت‌طلبان حکم آب گل‌آلود‌ را دارد.

مهدی آیینی

شاسی بلند سواری با «عروس غاز»

635646823685917009 (1)«خرید خودروی شاسی بلند ‌یا سفر به اروپا» اینها گوشه‌ای از دغدغه‌های تعدادی از صیادانی است‌ که کمر به قتل عام پرندگان مهاجر بسته‌اند.
‌دیگر مثل گذشته نیست که صیادان از راه صید سنتی پرندگان مهاجر به فکر امرار معاش باشند، حرص و آز سبک زندگی ‌خیلی از آنها را تغییر داده و به همین خاطر با کشتار پرندگان مهاجر رویای رسیدن به زندگی لوکس را در سر دارند. پای حرف‌هایشان که بنشینید از دغدغه سیر شدن شکم نمی‌شنوید، این روزها تجربه زندگی به قول معروف لاکچری رویای خیلی از آنهاست.

روش‌های صید آنها نیز تغییر کرده دیگر از «دوما چال» خبری نیست، در عوض تا چشم کار می‌کند تور‌های هوایی برافراشته شده است، تورهایی که انواع پرندگان مهاجر را گرفتار می‌کند، فرقی نمی‌کند در معرض خطر انقراض باشند یا حرام گوشت.

هر روز صدها پرنده مهاجر مثل ‌غاز پیشانی سفید، عروس غاز، غاز پا‌ زرد و خوتکا از سوی صیادان شکار می‌شوند و در بازاری مثل فریدونکنار چوب حراج می‌خورند.

برخلاف هشدار‌های وزارت بهداشت نسبت به خطر شیوع آنفلوآنزای پرندگان بسیاری از آنها در رستوران‌های مجلل سرو می‌شوند و پرنده‌های حرام گوشت نیز برای تاکسیدرمی فروخته می‌شوند تا جیب مافیایی که پشت این قتل‌عام است، هر سال پر‌تر شود.

قدرت این مافیا به حدی است که سال‌هاست سازمان حفاظت محیط‌زیست در برابر آنها سکوت کرده، زیرا بسیاری از دامگاه‌داران در مناطقی مانند فریدونکنار، ازباران و سرخرود جزو مسئولان هستند و هر سال با لابی‌هایی که انجام می‌دهند برخورد قانونی با صیادان را متوقف می‌کنند.

ماجرای غم‌انگیز کشتار پرندگان مهاجر داستان تازه‌ای نیست درست مانند سکوت سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره این مساله. بی‌تفاوتی سازمان حفاظت محیط زیست به این مهم سبب شده تلاش‌های سازمان‌های مردم‌نهاد نیز برای بهبود شرایط راه به جایی نبرد.

این درحالی است که دست‌کم مسئولان می‌توانند با جمع‌آوری دام‌های هوایی و قانونمند کردن روش سنتی صید، اندکی شرایط را در مناطقی مانند فریدونکنار ساماندهی کنند.

مهدی آیینی – روزنامه‌نگار

بالا