آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني (برگ 13)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني

اشتراک به خبردهی

ناله هاي زمين را مي شنوم

روي ميز کارش نماد دو جايزه بين المللي جا خوش کرده، جايزه هايي که به پاس تلاش و کوشش در راه حفظ محيط زيست به او داده شده، البته اين بار اولي نيست که او پشت اين ميز مي نشيند، او در دوره اصلاحات نيز سکاندار محيط زيست کشور بوده و در شوراي شهر نيز کم به مسائل محيط زيستي نپرداخته است، شايد به همين دليل بود که در روز مصاحبه برخلاف مديراني که معاونان خود را نيز هميشه با خود همراه مي کنند، ترجيح داد به تنهايي سوال ها را پاسخ دهد؛ از معصومه ابتکار حرف مي زنيم، زني که اين روزها دوباره پا جاي پاي پدرش گذاشته و به قول خودش اکنون بيشتر مشکلات و دغدغه هايش شبيه مشکلات پدرش، يعني اولين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست کشور بعد از انقلاب است. او هرچند به دليل تصادفي که مدتي قبل برايش رخ داد هنوز از ناحيه دست احساس ناراحتي مي کرد، اما براي اين گفت و گو يک ساعت وقت گذاشت و از مسائل محيط زيست کشور مانند آلودگي هوا و درياچه اروميه و برخي مسائل شخصي اش مانند رژيم غذايي، داشتن يا نداشتن حيوان خانگي و قوانين محيط زيستي خانه اش گفت که تاکنون کمتر رسانه اي شده است.

    زماني که شما به عنوان رئيس سازمان حفاظت محيط زيست انتخاب شديد، بيشتر رسانه ها و کارشناسان به بهبود وضع محيط زيست کشور اميدوار شده و به شما عنوان هايي مانند مادر زمين دادند. واقعا چقدر حس مادرانه نسبت به محيط زيست کشور داريد؟
حس مادرانه را به لحاظ آشنايي با ابعاد موضوع چه در دوره هشت ساله اصلاحات و اکنون و دوره اي که در شوراي شهر بودم دارم، چون انسان اگر با ابعاد مسائل محيط زيست و دردهايي که زمين به آن مبتلاشده آشنا باشد و پژواک دردهاي آن را بشنود اين حس مادرانه در او زنده مي شود، فرقي هم نمي کند زن باشد يا مرد؛ يعني جنسيت مطرح نيست. به عبارت ديگر در اينجا مادر به معناي قدرت رسيدگي و بها دادن به دردي که قبلابه آن بي توجه بوده اند است. فکر مي کنم هر کسي که ناله هاي زمين را بشنود اين حس در او زنده مي شود، اکنون من به عنوان انساني که روي کره زمين زندگي مي کند. براي خود، خانواده ام، جامعه و نسل هاي آينده و بشريت دغدغه دارم و به دنبال اين هستم که چطور مي توانم ندا و ناله هاي زمين را پاسخ و درد هاي آن را التيام بدهم. هر شخصي که چشم خود را باز کند و گوش شنوا داشته باشد، نسبت به اين مسائل حس مادرانه اي پيدا مي کند، زيرا دلش نمي خواهد تنها مامن زندگي انسان ها از بين برود.

    شما بارها گفته ايد محيط زيست کشور با مشکلات زيادي روبه روست. با اعتبار کم سازمان حفاظت محيط زيست چگونه مي خواهيد اين مشکلات را حل کنيد؟
فکر مي کنم فرصتي با لطف خداوند و همت مردم پيش آمده، چون مردم دولتي با پشتوانه قوي انتخاب کردند، آقاي رئيس جمهور مسائل کلان مديريت کشور را خوب مي فهمند و نسبت به مشکلات محيط زيست اشراف کامل داشته و مي داند چقدر اهميت دارد، اين فرصت بي بديل است. ما مشکلمان اين است که در دولت هاي قبلي محيط زيست موضوعيت نداشت، متاسفانه اين بي توجهي ها سبب تشديد روند تخريب محيط زيست کشور شد، اکنون اين بي توجهي به توجه و دقت در موضوع تبديل شده؛ به اين مفهوم که در برنامه هاي آقاي رئيس جمهور به طور واضح توجه به محيط زيست را مي بينيم و اين نقطه اميد است، ما هيچ گريزي جز تغيير رفتار ايرانيان در مسائلي مانند الگوي مصرف و آلودگي هوا نداريم، درواقع راه حل ديگري وجود ندارد.

    در دوره هاي گذشته وزارتخانه ها و سازمان ها در رفع مشکلات زيست محيطي با يکديگر همکاري نمي کردند. اکنون براي رفع اين مشکل چه برنامه اي داريد؟
يکي از اتفاقات مهمي که افتاده اين است که شوراي عالي حفاظت محيط زيست دوباره شکل گرفته و دستگاه ها تقريبا هم راستا هستند. براي نمونه، وزارت نفت با وجود محدوديت هايي که دارد با سياست هاي کلان کشور براي رفع آلودگي هوا همکاري مي کند يا وزير صنعت فردي است که ديدگاه محيط زيستي دارد و مي داند چه چالش هايي در اين حوزه داريم. اين فرصت مغتنمي است.

    بعد از شما در هيات دولت، محيط زيستي ترين فرد چه کسي است؟
شخص رئيس جمهور خيلي محيط زيستي است، البته در اين حوزه از من جلوتر است، زيرا ايشان همه مسائل کلان را مي بيند، البته من هم سعي مي کنم بخشي نگاه نکنم، چون بخشي از کيفيت زندگي مردم به سلامت و محيط زيست بر مي گردد، بايد کيفيت زندگي آنها را ارتقا داد تا آلودگي ها آنها را رنج ندهد، مسائل آلودگي آب و مشکلات ديگري که به بيماري ها دامن مي زند، آقاي رئيس جمهور اينها را مي داند که نبايد به قيمت فدا شدن طبيعت توسعه را به دست آورد. البته خيلي ها در دولت حامي محيط زيست هستند به همين دليل نمي توان در اين باره رتبه بندي کرد. اين يکي از شاخصه هاي مثبت دولت تدبير و اميد است.

    از اين که به عنوان رئيس سازمان حفاظت محيط زيست دوباره پا جاي پاي پدرتان گذاشته ايد چه احساسي داريد؟
حس خوبي دارم، يادم هست پدر در زمينه آلودگي هوا خيلي کار مي کرد، به همين دليل دائم در خانواده ما بحث هاي محيط زيستي بود، چون پدر مشاور شهردار تهران بودند. اين ماجرا سبب شد آلودگي هواي تهران از قبل از انقلاب دغدغه ذهني ام باشد. آن سال ها بحث هاي محيط زيستي تازه داشت در کتاب هاي درسي راه پيدا کرده و در محافل خبري جنبه بين المللي داشت، آن زمان پدر همه اين موضوعات را مي دانست، از طرفي بعد از انقلاب ايشان اولين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست شدند، در دوره انقلاب و در بحبوحه بحث نوشتن قانون اساسي ايشان پيشنهاد اصل 50 (که در مورد محيط زيست است) را داد.

    آن زمان چند سالتان بود و چه واکنشي نشان داديد؟
18 سال داشتم، گفتم در اين بحبوحه انقلاب چه کسي به اين حرف ها گوش مي کند، ولي پدرم گفت مسائل محيط زيستي خيلي مهم است، اکنون بايد به فکر آينده بود. او مي گفت من آينده اي را تصور مي کنم که مسائل محيط زيستي خيلي مهم مي شود، قدرت آينده نگري و اعتماد به نفس ايشان سبب شد پيشنهاد اصل 50 را ارائه کند. اعضاي مجلس خبرگان قانون اساسي نيز از آن استقبال کردند و به اين ترتيب اصل پنجاهم به اعتباري براي کشور تبديل شد، زيرا در آن زمان شايد چهار يا پنج قانون اساسي در دنيا بود که محيط زيست را اصل کرده بودند.

    مشکلات کنوني شما به عنوان رئيس سازمان محيط زيست چقدر شبيه مشکلات پدرتان به عنوان اولين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست است؟
وقتي پدر کارهاي اجرايي را پيش گرفت خيلي غصه مي خورد، مي گفت کشور دردسرهاي زيادي دارد، چون جنگ تازه شروع شده بود و کشور در فراز و نشيب مسائل مختلف بود. آن زمان پدرم مي گفت محيط زيست را جدي نمي گيرند، ايشان يک اصطلاحي داشت که مي گفت برخي فکر مي کنند محيط زيست چرخ پنجم درشکه است، در حالي که بايد به آن نقش اصلي بدهند، اما فکر مي کنند مساله لوکسي است.

    شما نيز چنين مشکلاتي داريد؟
آن دوره اوايل انقلاب بود، به همين دليل سازمان فراز و نشيب هاي ساختاري داشت، متاسفانه چيزي که بعد از دولت دهم تحويل گرفتيم هم کم مشکل نداشت. خيلي مشکلات داشتيم؛ مانند آسيب هاي ساختاري، روحيه ضعيف پرسنل، انضباط مالي و اخلاق کار. پدرم هم با چنين شرايطي رو به رو بود، چون در فضاي خيلي مبهمي از جهت توجه به محيط زيست تلاش مي کردند، به اين شکل که آن زمان مدتي مطرح شده بود که مي خواهند سازمان محيط زيست را منحل کنند، اما پدر گفته بود من اين کار را نمي کنم، اگر شخصي اين کار را بکند به کشور خيانت کرده است، به همين دليل کسي جرات چنين کاري را به خود نداد. علاوه بر اين، ايشان آن زمان بشدت مخالف احداث ميانگذر درياچه اروميه بود و مي گفت اين ميانگذر سبب خشک شدن درياچه اروميه خواهد شد. بعدها که مسئوليت گرفتم، من هم مقاومت کردم، اما تحت فشارهاي سنگين مقام هاي محلي مانند نمايندگان مجلس زير بار ارزيابي محيط زيستي رفتيم، اما زماني که مسئول بودم با ارزيابي مخالفت مي کردم، زيرا کارشناسان بر اين باور بودند که احداث ميانگذر گردش آب بين جنوب و شمال درياچه را به هم خواهد زد و درياچه خشک خواهد شد.

    آخرين خبر ها از وضع درياچه اروميه چيست؟
وضع خوبي ندارد. کارگروه نجات تلاش خوبي کرده و به نتايج خوبي رسيده اند، پروژه اي با اعتباراتي که کشور ژاپن اختصاص داده در حال انجام است، افزون بر اين با کمک هاي تخصصي سازمان ملل نيز اصلاح الگوي کشاورزي در 41 نقطه قرار است اجرا شود تا آب کمتري مصرف شده و کشاورزان چاه هاي غيرمجاز خود را ببندند. علاوه بر اين، آنها بايد محصول درستي بکارند و حقابه درياچه را برگردانند، اين کار عملي است.

    به نظر مي رسد اين راهکار در بلندمدت نتيجه خواهد داد؟
اين يکي از روش هاست، تقريبا 15 اقدام ديگر مانند توقف سدسازي در منطقه نيز قطعي است. همه اينها پيش بيني شده تا در روند چند ساله بتوان درياچه را احيا کرد.

    مي توانيد بگوييد چند سال؟
ابتدا بايد طرح ها قطعي شود تا بتوان زمان مشخصي را اعلام کرد.

    با توجه به مسئوليت شما و پدر مرحوم تان در سازمان حفاظت محيط زيست به نظر مي رسد در خانه شما بايد قوانين زيست محيطي محکمي حاکم باشد. آيا سعي مي کنيد در مصرف انرژي صرفه جويي کرده يا زباله ها را تفکيک کنيد؟
مساله محيط زيست در منزل ما جدي است تا جايي که وقتي پسرم در مقطع ابتدايي تحصيل مي کرد اولياي مدرسه مي گفتند پسر شما بحث هاي محيط زيستي را در مدرسه پيش مي برد. افزون بر اين در خانه سعي مي کنيم، زباله ها را تفکيک کرده و استفاده مجدد داشته باشيم، امکان ندارد يک کيسه پلاستيکي را تا قبل از اين که به دليل استفاده زياد غيرقابل مصرف شده باشد، دور بيندازيم. قديم ها که مرحوم پدرم زنده بود، زباله ها را کمپوست مي کرد، اما واقعيت اينجاست که من فرصت اين کار را ندارم، ولي در بحث استفاده از انرژي خيلي تاکيد داريم و حساس هستيم.

    آخرين قبض برقي که پرداخت کرديد، چقدر بود؟
اصلايادم نيست، شايد هم نديدم، همسرم بيشتر در جريان اين کارهاست.

    براي اين که فروشگاه ها ملزم به استفاده از کيسه هاي نايلوني سازگار با محيط زيست شوند، برنامه اي داريد؟
در شوراي شهر مصوبه اي در اين باره داشتيم، اما به مشکل برخورد. در اين زمينه سياست هايي داريم تا به طور کلي پلاستيک ها به سمت زيست تخريب پذير شدن پيش بروند، البته رفع اين مشکل به فرهنگ مردم بستگي دارد. مردم بايد بيشتر از زنبيل و سبد استفاده کنند. بايد کاري کرد تا اين حس در مردم زنده شود.

    شما خانواده محيط زيستي داريد، هيچ کدام از اعضاي خانواده شما تمايل داشته يا دارند که حيوان خانگي داشته باشند؟ شما در اين باره چه نظري داريد؟
حدود 30 سال است چند گربه در حياط خانه ما زندگي مي کنند، يعني از زماني که خانه مرحوم پدرم بوده نسل اندر نسل اين گربه ها زاد و ولد کردند و هنوز هم هستند، اما آنها حيوان خانگي نيستند و هر وقت گرسنه شوند براي خوردن غذا مي آيند، اکنون سه بچه نيز به دنيا آورده اند.

    اسم هم برايشان انتخاب کرده ايد؟
اسم ندارند، گربه هاي آزادي هستند که هر وقت بخواهند مي آيند و مي روند به اين مفهوم خانگي نيستند، اما به نظرم کلاحيات وحش را نبايد در اسارت نگه داشت. از نظر قوانين و مقررات نيز اشکال دارد، شکار آنها خلاف قوانين روحيه مروت انسان هاست که براي لذت خود بخواهند آزادي حيوانات را سلب کنند، فکر مي کنم اين کار با روحيه ايراني ها نيز مغاير است.

    نظرتان درباره شکار چيست؟
شکار يک بعد معيشتي دارد مانند براي مردمي که کنار تالاب زندگي مي کنند، آنها در چارچوب قوانين صيد و شکار کرده و مجاز هستند، اما شکار براي تفريح و لذت بردن، اشکال شرعي و اخلاقي دارد. نبايد جان موجود زنده را براي کسب لذت گرفت. خوشبختانه جرياني شروع شده که اکنون در نقاط مختلف کشور شکارچيان اسلحه خود را مي شکنند. اميدوارم اين جريان ادامه پيدا کند، چون به قوميت هاي ما اعتبار بخشيده است. انساني که شکار را تفريح دانسته و نسبت به سرنوشت ديگران بي تفاوت است، نمي تواند ادعاي تعهد و شان اجتماعي بالايي داشته باشد، زيرا شهروند واقعي نسبت به آينده زمين و محيط زيست اهميت و احترام قائل است.

    در کشورمان به حقوق حيوانات بخوبي پرداخته نشده، آيا قصد داريد اين کار را انجام دهيد؟
حتما همين طور است. بايد به حقوق حيوانات، توجه و مراقبت از آنها در زيستگاه هايشان پرداخت، چون در کشور تنوع جانوري و زيست محيطي خوبي داريم. در اين مدت خيلي از گونه هاي جانوري آسيب ديده اند، اگر ما بتوانيم زيستگاه ها را احيا کنيم، شرايط تنوع زيستي و جانوران بومي بهتر خواهد شد.

    براي نجات گونه هايي مانند پلنگ که بر اثر تصادف کشته مي شوند، چه برنامه اي داريد؟
آخرين مورد پلنگ ماده اي بود که در پارک ملي گلستان کشته شد، به همين دليل من دوباره نامه اي به وزير راه و شهرسازي نوشتم و تقاضا کردم جاده شمالي پارک ملي گلستان به جاي جاده فعلي استفاده شود، به اين شکل که جاده کنوني حالت اکوتوريسمي پيدا کرده و راننده ها با حداکثر 30 کيلومتر سرعت در آن مي توانند رانندگي کنند، اما رانندگاني که با سرعت بالاقصد دارند از منطقه عبور کنند بايد از جاده شمالي استفاده کنند.

    در مدتي که در اين پست بوده ايد برخلاف ساير مديران قبلي کارهاي نمادين مناسبي انجام داده ايد؛ از استفاده از خودروي ون براي سفرهاي درونشهري بگيريد تا جلوگيري از ذبح گوسفند در مراسم استقبالتان. هدف مشخصي از اين کارها داريد؟ آيا براي انجام اين کارها از قبل برنامه ريزي خاصي مي کنيد؟
بعضي ها را از قبل برنامه ريزي مي کنم، اما جلوگيري از ذبح گوسفند بدون برنامه ريزي بود. اصلانمي دانستم آنجا خبرنگاري هست. درباره استفاده از خودروي ون هم بايد بگويم يکي از دوستان پيشنهاد داد. ما در ژاپن هم روز آخر که مي خواستيم براي بازيد برويم از ون استفاده کرديم، هرچند مسئولان ژاپني مي گفتند با توجه به پروتکل نمي توانيم چنين کاري کنيم، ولي تصميم گرفتيم در توکيو هم براي حفظ محيط زيست از ون استفاده کنيم.

    وقتي مانع قرباني کردن گوسفند شديد، خيلي ها حدس زدند شما بايد گياهخوار باشيد. اين طور نيست؟
اتفاقا بحث قرباني کردن و ارزش هاي مذهبي آن جاي خودش را دارد، اما ترجيح مي دهم گياهخواري کنم؛ به اين شکل که بيشتر رژيم غذايي من گياهي است، گاهي گوشت مي خورم، اما قصدم اين بود که نگاه تشريفاتي جنبه قشنگي ندارد، ممکن است نشاني از محبت باشد، اما به هر حال تشريفاتي است.

    کارهاي نمادين شما تاثيري روي ساير اعضاي هيات دولت داشته است؟
نمي دانم، ولي بازتاب آن در دولت مثبت بود.

    با آمدن شما به سازمان حفاظت محيط زيست اطلاع رساني بهتر انجام مي شود، براي نمونه ديگر خبر مرگ گونه هاي نادر سانسور نمي شود؟
سياست ما اطلاع رساني شفاف است، مي خواهيم با مردم روراست باشيم، براي اين کار برنامه روزانه کاري خود را روي پورتال سازمان مي گذارم، بايد به اين شکل فاصله بين مسئولان و مردم کم شود. اين خوب است که مردم بدانند اجازه رصد کردن دارند. علاوه بر اين در وبلاگ و شبکه هاي اجتماعي نيز حضور دارم.

    خودتان در شبکه هاي اجتماعي و سايت ها با کاربران ارتباط برقرار مي کنيد؟
خودم وقت نمي کنم اين کارها را انجام دهم، اما همکاران با نظر خودم اين کارها را انجام مي دهند.

    چه شد تصميم گرفتيد اينقدر صريح درباره آلوده بودن بنزين صحبت کنيد، چون برخي ها مي گويند سياست وزارت نفت واردات بيشتر بنزين است به همين دليل اين بحث مطرح شده؟
سال 89 در شوراي شهر تهران هم اين بحث را مطرح کردم، آن زمان که قصد وارد کردن بنزين مطرح نبود، اما آن موقع کسي توجه نکرد، مي گفتند منافع ملي اقتضا مي کند اين کار را انجام دهيم و بنزين پتروشيمي تنها گزينه است، البته بيشتر به دليل بي برنامگي و ناکارآمدي سيستم بود، چون دولت برنامه داخلي مناسبي براي پاسخ به مشکلات نداشت.

    آن زمان هشدار هايي نيز درباره آلوده بودن سبزيجات و محصولات کشاورزي داديد، آيا اين محصولات هنوز هم آلوده است؟
سبزيجات جاي خودش را دارد، اما آلودگي خيلي کم شده است. خوشبختانه اکنون سيستم تصفيه فاضلاب تهران فعال است و خيلي از آب هايي که به سمت مزارع کشاورزي جنوب شهر مي رود، تصفيه شده است، اما جاهايي داريم که هنوز آلوده است. رفع اين مشکل نظارت بيشتر جهاد کشاورزي و سازمان حفاظت محيط زيست و شرکت آب و فاضلاب را مي طلبد.

    يعني مردم مي توانند با خيال راحت، سبزي يا آب لوله کشي بخورند؟
مسئوليت کيفيت آب با وزارت بهداشت است، البته ماهم نظارت مي کنيم. به نظر من در بحث کيفيت آب مشکل خاصي نداريم، ولي مي توانيم کيفيت آن را ارتقا بدهيم، نکته اينجاست که ما عقب ماندگي زيادي در سطح کشور در بحث جمع آوري و تصفيه فاضلاب داريم.

    مشکل آلودگي آب دريا در شهرهاي شمالي و جنوبي کشور نيز ديده مي شود، آيا مردم مي توانند با خيال راحت مثلادر درياچه خزر آب تني کنند؟
نه، آنجا در برخي نقاط ساحل خيلي آلوده است و زباله زياد وجود دارد، بعضي وقت ها فاضلاب زيادي هم هست، البته مقامات بهداشتي بايد نظر نهايي را بدهند، ولي ما نگراني هاي زيادي در شهرهاي شمالي داريم، کار خوبي هم شروع شده، طرح مسير سبز ساحل پاک اکنون با جديت اجرا مي شود، علاوه بر اين همکاري خوبي را با وزارت کشور شروع کرديم. در اين ميان شورا ها نقش مهمي دارند؛ يعني کليدي ترين رسالت آنها ارتقاي کيفيت زندگي و حفاظت از محيط زيست در مناطق شهري و روستايي کشور است.

    آلودگي هوا چطور، مي توان اميدوار بود که مهار شود؟
بحث آلودگي هوا خيلي مهم است، چون ما فکر مي کنيم حدود 35 ميليون شهروند به دليل آلودگي هوا در بحث سلامت آسيب جدي ديدند و اگر اين مساله مديريت نمي شد و برنامه جدي دولت نبود اين صدمات ادامه پيدا مي کرد. چون تمام شهرهاي بزرگ کشور مانند اصفهان، شيراز، مشهد، اراک، اهواز و قزوين سال ها با آلودگي سنگين هوا رو به رو بودند.

    براي امسال آلودگي هوا چگونه خواهد بود؟
امسال يک مقداري بهتر خواهد شد، اما اصلانمي توان قول داد همه مشکلات حل شود، به هر حال تلاش مي کنيم کيفيت هوا در شهرهاي بزرگ بهتر شود، خوشبختانه اکنون وضع هواي تهران خيلي بهتراست، زيرا کيفيت سوخت نسبت به گذشته خيلي بهتر شده ولي اين روند بايد ادامه پيدا کند.

به نظر مي رسد مناطق آزاد قوانين محيط زيستي را رعايت نمي کنند، براي نمونه مدتي قبل مديرعامل سازمان منطقه آزاد کيش از احداث ديزني لند و چند هتل در جزيره فارور خبر داده بود.
قوانين محيط زيست همه جا ساري و جاري است. هيچ نقطه اي در کشور نيست که قوانين محيط زيست را نتوانيم آنجا اعمال کنيم، در مناطق آزاد اجرايي شدن چنين پروژه هايي بايد با تائيد سازمان باشد، زيرا در غير اين صورت خودشان آسيب مي بينند.

    سازمان حفاظت محيط زيست تمام اهرم هاي لازم براي اجراي قوانين در اين مناطق را در اختيار دارد؟
بله، اهرم هاي لازم را در اختيار داريم، البته در گذشته ناهماهنگي هايي بوده، ان شاءالله بايد آنها را برطرف کنيم. نقش ما همين است که اجازه ندهيم آنها فقط ديد اقتصادي داشته باشند و منافع آني خود را ببينند.

    خودروسازان نيز هميشه از رعايت استانداردهاي محيط زيستي فرار کرده اند، براي اين که آنها را مجاب به رعايت استانداردها کنيد چه برنامه هايي داريد؟
براساس مصوبه اي که دولت ابلاغ کرده بايد تا نيمه امسال همه خودروهاي توليد داخل استاندارد يورو4 را به طور کامل رعايت کنند، چون ديگر به آنها وقت نخواهيم داد. البته تعرفه هاي گمرکي را براي خودروهاي هيبريدي و برقي صفر کرده ايم تا مشوق هايي براي استفاده از آنها وجود داشته باشد، افزون بر اين براي از رده خارج کردن خودروهاي فرسوده نيز تسهيلاتي در نظر گرفته شده است.

    کمبود محيط بان يکي از مشکلات مهم محيط زيست کشور است. محيط بانان چه کسري از پرسنل سازمان حفاظت محيط زيست را تشکيل مي دهند؟
تعداد محيط بانان در کل با افراد قراردادي و استخدامي حدود 3000 محيط بان است، کل مجموعه محيط زيست نيز کمتر از 5000 نفر پرسنل دارد.

    عاملان کشتن گوزن زرد ايراني در پارک پرديسان شکارچي معمولي بودند يا قصد خاصي از اين کار داشتند؟
آخر هم مشخص نشد، ولي ما همه تلاش خود را براي حفظ محيط زيست مي کنيم.

    آخرين خواب محيط زيستي که ديديد؟
واقعيت اين است که پنج ماه اول مسئوليتم تا صبح خواب جلسه مي ديدم، چون تا حدود 10 شب اين جلسات ادامه داشت و زماني که مي خوابيدم يعني از يک بامداد تا 7 صبح دوباره در خواب جلسه داشتم.

    يوزپلنگ و پلنگ ها هم به خوابتان مي آيند؟
گاهي اوقات خواب طبيعت و زيبايي ها آن را مي بينم، اما به دليل دغدغه هايم بيشتر خواب جلسه مي بينم.
 

مهدي آييني/ گروه جامعه

با زمین همراه شو عزیز

زمین تب دارد، دریا ناله می‌کند، هوا سرفه می‌زند، جنگل فریاد می‌کشد و حیات وحش اشک می‌ریزند، این روزها هر جای زمین که بایستید ناله می‌شنوید، فقط کافی است با درد‌های زمین آشنا بوده و گوش‌هایتان را تیز کنید تا بدانید چه به روز زمین و ساکنانش آمده، چون ندانم کاری آدم‌ها نه فقط روزگار خودشان بلکه روزگار هر موجود زمینی را سیاه کرده است.

این هفته که به نام محیط زیست ثبت شده فرصت مناسبی است برای انسان هایی که در زندگی ماشینی غرق شده و نمی دانند در بیماری زمین چقدر نقش داشته و دارند.

هفته محیط زیست فرصتی است برای تمرین سبز شدن و سبز ماندن، این هفته فرصتی است برای آشتی با آب، دوستی با هوا همنشینی با باغ، سبزه و گلدان. این روزها زمان مناسبی است برای تیمار زخم های حیات وحش و احوالپرسی از زمین.

در واقع این هفته مجالی است برای آشتی با نعمت هایی گرانبهایی که انسان در روزمرگی، ارزش آنها را فراموش کرده است، نکته اینجاست که برای رسیدن به این هدف نیاز به کار سختی نیست کافی است به احترام زمین کمی خودخواهی را کنار بگذارید، برای نمونه به جای استفاده از خودروی شخصی از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کرد یا هنگام خرید از فروشگاه ها به کیسه های پلاستیکی نه گفت. افزون بر این می توان تمرین کرد تا بتوان در مصرف آب و انرژی نیز صرفه جویی کرد.

رعایت همین نکات ساده می تواند تا حد زیادی از مشکلات محیط زیستی کشور کم کند، زیرا در شرایطی که سازمان های مسئول مانند سازمان حفاظت محیط زیست کشور از نبود اعتبار و توجه کافی رنج می برند، فعالیت شهروندان می تواند تا حد قابل توجهی از مشکلات زیست محیطی کشور کم کرده و پیام درخواست توجه بیشتر به زمین را به گوش مسئولان کشور برساند تا دیگر در هیچ جنگل یا شهری درختی زخم تبر را تجربه نکند.

افزون بر این سازمان های درگیر در این حوزه نیز باید بیشتر از قبل به مسائل محیط زیستی پرداخته و برای آگاه سازی شهروندان قدم های جدی تری بردارند برای نمونه سازمان حفاظت محیط زیست همیشه با کمبود نیرو مواجه بوده این درحالی است که مسئولان این سازمان می توانند با بهره بردن از نیروی سازمان های مردم نهاد تاحدی مشکلات خود را بر طرف کنند. فراموش نکنید محیط زیستی شدن آسان است، کافی است با طبیعت آشتی کنید.

مهدی آیینی – گروه جامعه

حل مشکل جوانان با سمفونی

هفت روز در تقویم به نام جوانان ثبت شده، اما مشکلات این گروه از جامعه آن‌قدر زیاد است که با نامیدن هفت سال یا یک دهه نیز نمی‌توان گره از کار آنها باز کرد. این روزها مسائلی مانند بیکاری و نبود امنیت شغلی عرصه را بر جوانان آن‌قدر تنگ کرده که آنها از بسیاری آرزوهایشان چشم‌پوشی کرده و در برخی موارد نیز به فرار از مسئولیت متهم می‌شوند.

این در حالی است که این شرایط سبب شده جامعه نیز با چالش هایی مانند بحران سالمندی رو به رو شود. نکته اینجاست که مسئولان از این ماجرا باخبرند، ولی تاکنون به هشدار و سخنرانی بسنده کرده اند.

برای نمونه در حالی که هنوز مشکل وام ازدواج جوانان حل نشده، مسئولان به فکر اجرای برنامه هایی در هفته جوانان افتاده اند که به نظر می رسد بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا کاهش مشکلات جوانان.

هفدهم تا بیست و سوم خرداد، هفته ای است که به نام جوانان ثبت شده و امسال نیز مانند هر سال مسئولان با نامگذاری روز های این هفته سعی در حل مشکلات جوانان دارند.

روز گذشته معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در نشستی خبری که به مناسبت این روز برگزار شد از برنامه های این وزارتخانه گفت.

برای نمونه قرار است در این هفته مراکز مشاوره ازدواج به جوانان 50 درصد تخفیف بدهند یا بازدید از موزه ها برای جوانان رایگان شود. افزون بر این اگر شرایط مناسب باشد، قرار است جوانان با 80 درصد تخفیف به سینما بروند.

نباید فراموش کرد که مسئولان به فکر برنامه های فرهنگی نیز بوده اند، چون قرار است سمفونی بزرگ خانواده و ازدواج با هدف ترغیب جوانان به ازدواج ساخته شود بنابراین به نظر می رسد مسئولان درک درستی از مسائل جوانان ندارند، چون هیچ کشوری تاکنون نتوانسته با اجرای سمفونی، پرداخت کمک هزینه های ازدواج حدود یک میلیون و 500 هزار جوان را به روز کند، علاوه براین باید یادآور شد که تخفیف 80 درصدی بلیت سینما نیز بیشتر به نفع سینما دارهاست تا جوانان، چون قرار است مابه التفاوت هزینه بلیت ها که حدود یک میلیارد تومان می شود از سوی وزارت ارشاد و ورزش و جوانان پرداخت شود.

نکته اینجاست که مشکل جوانان محدود به یک هفته یا یک سال نمی شود، به همین دلیل مسئولان باید هر روز دغدغه مشکلات جوانان را داشته و چنانچه قصد اجرای برنامه هایی نمادین را دارند به جای برگزاری جلسات پشت درهای بسته با جوانان همراه شده یا دست کم در چنین روزهایی تدارک برنامه هایی را ببینند که در شأن یک وزارتخانه و جوانان کشورمان باشد.

مهدی آیینی – گروه جامعه

سركشي به درد هاي پنهان جامعه

يك روز همراه با ماموريت هاي كارشناسان اورژانس اجتماعي 123 سازمان بهزيستي كشور

دو سال بيشتر ندارد، اما با مخدر شيشه مسموم شده است، آنقدر مسموم که از شدت بي قراري مدام دست و پا مي زند و براي اين که بيشتر از اين به خودش آسيب نزند، پرستارها دست و پاي او را به تخت بيمارستان بسته اند؛ پدر و مادرش هر دو به شيشه اعتياد دارند، اما هرکدام اظهارنظرهاي متفاوتي مي کنند، مادرش مي گويد او و همسرش پايپ هايشان (وسيله اي براي تدخين مخدر شيشه) را درون ليوان آبي قرار داده بودند تا تميز شود، اما پسرک از همه جا بي خبر براي رفع عطش ليوان را تا ته سرکشيده است، پدري که از او فقط شبح يک انسان باقي مانده، اما نظر ديگري دارد که مصداق همان عذر بدتر از گناه است.
به گفته او پسرک به دليل استشمام شيشه اين بلاسرش آمده است. نکته اينجاست که نظر هرکدام از والدين که درست باشد فرقي به حال کودک بستري شده ندارد. او به دليل اين که پدر و مادر مناسبي ندارد بايد از همين کودکي با چنين آسيب هايي دست و پنجه نرم کند و اگر بتواند به سن و سال نوجواني برسد، در خوشبينانه ترين حالت، بزهکاري کوچک خواهد شد.
براي نجات چنين کودکاني که به هزار و يک دليل موردآزار و اذيت قرار مي گيرند، مدتي است سامانه تلفني او رژانس اجتماعي 123 در کشور راه اندازي شده، اما زير ساخت ها براي فعاليت اين اورژانس آماده نيست و کارشناسان اين مرکز امکانات لازم را در اختيار ندارند، اين درحالي است که حمايت هاي قانوني مناسبي نيز از آنها نمي شود تا بتوانند جدي تر به مسائل تلخي مانند کودک، همسر، سالمند و معلول آزاري رسيدگي کنند. يک روز با مددکاران اين سازمان همراه شديم تا از چند و چون نحوه رسيدگي اين افراد به پرونده هايي که به آنها ارجاع مي شود، بيشتر بدانيم.

    بي خبر از کودک
کودک دو ساله اي که با مخدر شيشه مسموم شده تنها بيمار بيمارستان بهرامي نيست که به اعتقاد پزشکان به دليل کودک آزاري کارش به اينجا رسيده است. کمي آن طرف تر از او پسر هفت ساله اي روي تخت دراز کشيده که چشمان بي فروغش به سقف سالن بيمارستان ميخکوب شده است. پزشکان مي گويند مرگ مغزي شده و اکنون فقط زندگي نباتي دارد. نکته اينجاست که يکي از دست هايش شکسته و دست ديگرش نيز به قول معروف از جا دررفته است. افزون بر اين روي اعضاي بدن او آثار کبودي زيادي به چشم مي خورد. به همين دليل پزشکان احتمال مي دهند پسرک بر اثر کودک آزاري به کما رفته باشد. به همين دليل از طريق سامانه 123 موضوع را با مددکاران سازمان بهزيستي درميان گذاشته اند. مددکار و روان شناس تيم بهزيستي نيز پس از رسيدن به بيمارستان از مادر ميانسال کودک درباره حادثه اي که براي فرزندش اتفاق افتاده پرس وجو مي کنند.
وقتي مددکار سازمان بهزيستي از مادرميانسال مي پرسد براي کودکتان چه اتفاقي افتاده در جواب مي شنود «نمي دانم مي گويند ضربه مغزي شده !» به گفته او پسرک روي بالکن خانه مشغول بازي بوده و هنگامي که از روي شيطنت سرش را از بين نرده هاي بالکن رد مي کند، دچار برق گرفتگي مي شود و کارش به بيمارستان مي کشد.
در ادامه وقتي مددکار اورژانس اجتماعي از مادر ميانسال درباره شکستگي دست و آثار کبودي رو بدن کودک مي پرسد، زن ميانسال مي گويد: وقتي او دچار برق گرفتگي مي شود خواهرچهار ساله اش سعي مي کند کمکش کند. فکر مي کنم به همين دليل دست هايش آسيب ديده است. مددکار اورژانس اجتماعي بعد از گفت وگو با والدين هر دو کودک حدس مي زند که آنها تمام حقيقت را بازگو نمي کنند به همين دليل در گزارش خود درخواست بازرسي و تحقيق محلي را مطرح مي کند. به اين ترتيب تيم ديگري از کارشناسان اورژانس اجتماعي 123 ماموريت پيدا مي کنند تحقيقات تکميلي پرونده را انجام داده و گزارش آن را اعلام کنند.

    کلانتري نبرد
هر چند بيشتر شهروندان کشور از وجود سامانه 123 اطلاع ندارند، اما هر روز به ماموران اورژانس اجتماعي 123 پرونده هاي جديدي مانند گزارش کودک آزاري از سوي کارشناسان بيمارستان بهرامي ارجاع مي شود، در کنار رسيدگي به اين پرونده ها اعضاي تيم اورژانس 123 بايد به پرونده هاي قبلي خود نيز رسيدگي کنند. براي نمونه از اوايل آذر سال گذشته پرونده اي در اورژانس اجتماعي تشکيل شده که از اين حکايت دارد که پسر خردسالي از سوي پدرش تنبيه بدني شديد مي شود، مددکارهاي اورژانس اجتماعي وقتي در جريان اين پرونده قرار گرفتند به محل حادثه رفته و بعد از تحقيقات محلي و گفت و گو با کودک يقين پيدا کردند که او شرايط نامناسبي دارد به همين دليل براي حمايت از او پرونده اي قضايي تشيکل داده و پيگيري هاي خود را آغاز کردند، اما مشکل اينجاست که اين پيگيري ها زمانبر است تا آنجا که بر اساس قانون براي پدري که متهم اين پرونده است تاکنون سه بار احضاريه صادر شده، اما او تاکنون در دادسرا حاضر نشده تا به پرسش هاي قاضي پرنده پاسخ دهد. متاسفانه تاکنون اين پرونده راه به جايي نبرده، زيرا رسيدگي به آن پروسه اي طولاني دارد. اين در حالي است که امروز ماموران اورژانس اجتماعي 123 قصد دارند براي دادن احضاريه ديگري همراه ماموران پليس سراغ متهم پرونده بروند.
به اين ترتيب با ماموران اورژانس اجتماعي راهي کلانتري نبرد مي شويم، اما مشکل اينجاست با اين که مددکاران کاور مخصوص و کارت شناسايي همراه دارند، ماموران پليس با آنها مانند اشخاص عادي برخورد مي کنند. همين ماجرا سبب مي شود آنها وقت زيادي را در کلانتري ها، مراکز پزشکي قانوني و دادسراها از دست بدهند، زيرا بارها پيش آمده به دليل کمبود نيرو در کلانتري ها آنها نتوانسته اند همان موقع براي رسيدگي به پرونده ها اقدام کنند.
بعد از حدود نيم ساعت، يکي از ماموران پليس به مددکاران مي گويد متهم پرونده نشاني خود را تغيير داده است. به اين ترتيب قرار مي شود ماموران تحقيقات بيشتري انجام دهند و گزارش خود رابه مقام قضايي اعلام کنند.

    کودک آزاري درمدرسه
به اين ترتيب اعضاي تيم اورژانس اجتماعي، کلانتري را ترک مي کنند تا به پرونده هاي ديگري رسيدگي کنند. يکي از اين پرونده ها که بتازگي تشکيل شده براساس تماس هاي فردي است که خود را معلم يکي از مدارس کودکان استثنايي تهران معرفي کرده است. در اين پرونده شخص تماس گيرنده ادعا کرده کودک معلولي از سوي مادرش بشدت تنبيه مي شود. از آنجا که براي رسيدگي به اين پرونده بايد به داخل مدرسه رفت مددکارها ابتدا با شماره تلفني که در پرونده ثبت شده، تماس مي گيرند. فردي که تلفن را جواب مي دهد خود را مدير مدرسه معرفي و ادعا مي کند، چنين ماجرايي صحت ندارد. به گفته يکي ازمددکارهاي اورژانس اجتماعي مديران مدارس دوست ندارند گشت اورژانس اجتماعي وارد مدرسه آنها شود، زيرا آنها فکر مي کنند نظر خانواده ها با ديدن گشت اورژانس اجتماعي درباره اولياي مدرسه تغيير خواهد کرد. افزون بر اين در چنين مواردي اعضاي اورژانس اجتماعي نمي توانند بسرعت مداخله کرده و خود را به کودک آسيب ديده برسانند، زيرا وارد شدن به چنين محيط هايي فقط با دستور مقام قضايي امکانپذير است، در حالي که اين پروسه زمانبر بوده و چنانچه کودک با مشکلي جدي روبه رو باشد ممکن است تلاش مددکارهاي اورژانس حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را پيدا کند به همين دليل بايد مسئولان تدابيري بينديشند تا برخي مددکارهاي او رژانس اجتماعي بتوانند مانند ضابط قضايي عمل کرده و در مواقع لزوم بلافاصله وارد عمل شوند.

    پرونده اي که ختم بخير شد
پرونده ديگري که کارشناسان اورژانس اجتماعي بايد امروز بررسي کنند به نوجوان پانزده ساله اي به نام بهروز مربوط مي شود که تا مدتي قبل از سوي عموي خود تنبيه بدني مي شد. ماجرا از اين قرار است که مدتي قبل بهروز با سامانه 123 تماس گرفته و ادعا مي کند عمويش او را تنبيه مي کند. بنابراين يکي از خودروهاي گشت اورژانس اجتماعي به محل زندگي او رفت و به اعضاي خانواده تذکر مي دهد وحالاامروز کارشناسان اورژانس اجتماعي قصد دارند به خانه بهروز رفته و از او درباره تغيير رفتار عمويش بپرسند.
وقتي به محل زندگي بهروز رسيديم، او براي خريد از خانه خارج شده بود به همين دليل کارشناسان چند دقيقه اي منتظر بهروز ماندند. آن روز مددکاران با بهروز صحبت کرده و به او مشاوره دادند، پسرک نيز به ماموران گفت رفتار عمويش بهتر شده و ديگر کتکش نمي زند. با توجه به اين که زيرساخت ها براي فعاليت بيشتر گشت هاي اورژانس اجتماعي وجود ندارد مسئولان اين سازمان تمايل زيادي به تبليغ درباره فعاليت اين سامانه ندارند، زيرا به طور حتم با اطلاع رساني، شهروندان بيشتري با اين سامانه تماس مي گيرند، اما کمبود هاي موجود نيز به طور حتم براي مسئولان اين سامانه مشکل ساز خواهد شد، به همين دليل بايد از مسئولان خواست بودجه بيشتري را به چنين مراکزي اختصاص دهند.

مهدي آييني/گروه جامعه

درخواب شهرداري درختان کابوس تبر مي بينند

150 اصله درخت قطع شد، آن هم درست در نقطه‌ای که براساس قانون هیچ‌کس حق ساخت و ساز ندارد.

این حکایت درختان پارکی محلی در منطقه فرمانیه تهران است که به گواه قدیمی های منطقه از حدود 20 سال پیش به روشنایی و سیستم آبرسانی نیز مجهز شده بود و مردم از آن استفاده می کردند، اما به یکباره لودرها به این منطقه وارد شده و درختان و تجهیزات این پارک محلی که حکم اموال بیت المال را دارد، نابود کرد، زیرا زمانی که شهرداری منطقه باید سفت و سخت پای این درختان می ایستاد، به وظیفه اش درست عمل نکرده و اکنون کار به جایی رسیده که باید شاهد قطع شدن ریه های شهر به دست عده ای سودجو باشیم.

به گفته رییس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران حول و حوش سال 84 بساز بفروشی این زمین را از ستاد اجرایی فرمان حضرت امام می خرد.

نکته اینجاست که آن زمان شهرداری باید وارد عمل می شد و نمی گذاشت این زمین که حدود 1500 مترمربع وسعت دارد از تصرفش خارج شده و کار به اینجا برسد.

این در حالی است که به گفته کارشناسان، اکنون نیز امکان ساخت و ساز در این زمین وجود ندارد، زیرا این قطعه در پهنه فضای سبز که به «جی11» معروف است، قرار گرفته و تحت هیچ شرایطی شهرداری نمی تواند در آن اجازه ساخت و ساز بدهد.

رییس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران درباره این که چه شخصی به مالک زمین اجازه قطع درختان را داده، گفته، مالک زمین می گوید قانونا اجازه چنین کاری را دارد به همین دلیل باید بررسی بیشتری انجام داد و ما به قوه قضاییه شکایت می کنیم.

نکته دیگری که در این میان می توان به آن اشاره کرد، این است که بجز کمیسیون ماده 7 هیچ مقام و شخصی نمی تواند، دستور قطع درختان را صادر کند.

این در حالی است که در روزگاری که انگیزه های اقتصادی سبب شده عده ای فرصت طلب به دنبال قطع درختان باشند، شهرداری برای جبران باید از مالک این زمین شکایت کند، زیرا براساس قانون چنانچه شخصی عمدا درختان را در ملک خود قطع کند، می توان زمین او را به نفع مردم شهر و شهرداری مصادره کرد، هر چند چنین حکمی تاکنون در تهران اجرا نشده، اما امید است شهرداری با پیگیری این پرونده نشان دهد از حقوق مردم دفاع می کند.

افزون بر این مسئولان کشور نیز باید به فکر اصلاح برخی از قوانین و آیین نامه های اجرایی باشند، زیرا قوانین باید به شکلی تنظیم شود که مردم علاقه مند به کاشت درخت شده و تصور نکنند که درخت خطری برای منافع آنهاست.

مهدی آیینی – گروه جامعه

شرایط باغ‌وحش‌ها را بهتر کنید

شرایط باغ‌وحش‌های کشور به گونه‌ای است که برخی کارشناسان این حوزه به آنها لقب قتلگاه حیوانات داده‌اند، زیرا روزی نیست که خبر مرگ گونه‌های جانوری یا بیماری آنها خبرساز نشود؛ برای نمونه در چند ماه اخیر بیماری، قفس‌های غیراستاندارد و نبود کارشناس و تجهیزات مانند گلوله و دارت بیهوشی در این مراکز زمینه آسیب دیدن گونه‌های جانوری را فراهم آورده است.

در روزگاری که بهترین باغ وحش های کشور چنین شرایطی دارند، روز گذشته مدیرعامل پارک ارم با اشاره به این که هم اکنون شیر ایرانی در کشور وجود ندارد، گفته قرار است تا پایان تابستان تفاهم نامه ای امضا شود که براساس آن، شیر ایرانی بعد از ۱۲۰ سال وارد کشور شود.

در این که اضافه شدن گونه های جانوری به باغ وحش های کشور اتفاق خوشایندی است، هیچ شکی نیست، اما باید شرایط نیز برای نگهداری از آنها فراهم باشد، زیرا این روزها گونه های جانوری بیشتر باغ وحش ها از حداقل ها نیز برخوردار نیستند، به همین دلیل باغ وحش های کشورمان تاکنون نتوانسته اند در ایفای نقش خود در جامعه موفق عمل کنند.

این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، باغ وحش ها به پارک وحش بدل شده و مراکزی هستند برای آموزش، پژوهش، سرگرمی و آشتی دادن مردم با حیات وحش.

درواقع این مراکز آن قدر اصولی ساخته شده اند که در جهت اهداف و نیازهای جامعه قرار گرفته اند.

نکته اینجاست که ماجرا در کشورمان کاملا برعکس است، چون شرایط نگهداری حیوانات به گونه ای است که بازدیدکنندگان بعد از خروج از این مراکز، اندک علاقه خود را به حیات وحش و محیط زیست از دست می دهند.

برای نمونه افراد مشغول در این مراکز، اطلاع درستی از کار خود و گونه های جانوری ندارند تا آنجا که با دادن اطلاعات غلط به بازدیدکنندگان، زمینه ترس و تنفر از گونه های جانوری را در آنها به وجود می آورند.

یکی از مسائلی که به این ماجرا دامن زده، نظارت ضعیف سازمان حفاظت محیط زیست بر این مراکز است.

برای نمونه روز گذشته رئیس اداره ساماندهی و هماهنگی امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با اسفبار خواندن وضع نگهداری حیوانات در برخی باغ وحش های کشور، به ایرنا گفته در سراسر کشور 70 باغ وحش، باغ پرندگان و مراکز نگهداری حیوانات وجود دارد که در این میان فقط 37 مرکز دارای مجوز فعالیت است.

این در حالی است که خرداد سال گذشته رئیس وقت اداره ساماندهی و هماهنگی اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید به ایسنا گفته بود حدود 700 مرکز نگهداری و باغ وحش در کشور وجود دارد.

با این حساب می توان گفت مسئولان آمار دقیقی از این مراکز و نحوه مدیریت آنها ندارند؛ به همین دلیل بهتر است تا سر و سامان گرفتن این مراکز، ورود گونه های جدید به کشور کمی حساب شده تر از قبل انجام شده و هدف مسئولان بهبود کیفی این مراکز باشد، نه بهبود کمی آنها.

مهدی آیینی – گروه جامعه

طرحي براي درمان قحطي پزشک در مناطق محروم

قرار است مرهمی باشد برای قحطی پزشک در مناطق محروم تا دیگر هیچ شخص دورافتاده‌نشینی از بیماری‌های ساده نمیرد یا در جستجوی دوا و درمان شال و کلاه نکند به شهرهای بزرگ. اگر همه چیز بخوبی پیش برود، به گفته وزیر بهداشت، طرح ماندگاری پزشکان در مناطق محروم و مراکز بیمارستانی از اول خرداد در کشور اجرایی می‌شود.

براساس این طرح، مناطق محروم کشور به چهار گروه تقسیم شده و با توجه به میزان محرومیت در این مناطق، برای پزشکان تعرفه های تشویقی در نظر گرفته خواهد شد، کارشناسان نظام سلامت امیدوارند با اجرایی شدن این طرح، دیگر 50 درصد روستاهای کشور بدون پزشک نباشند.

روز گذشته وزیر بهداشت و درمان با اشاره به پیشرفت ۸۰ درصدی طرح تحول نظام سلامت اعلام کرد: هر ماه یکی از بسته های حمایتی نظام سلامت در کشور اجرا می شود.

به گفته وی، بسته حمایتی ماندگاری پزشکان در مناطق محروم و مراکز بیمارستانی از طرح هایی است که اول خرداد اجرا خواهد شد.

محمد حاجی آقاجانی، معاون درمانی وزیر بهداشت درباره طرح جدید وزارت بهداشت برای ماندگار کردن پزشکان در مناطق محروم به جام جم می گوید: از ابتدای خرداد، حمایت از 5000 پزشک را در مناطق محروم شروع می کنیم تا بتوانند با تمایل و انگیزه بیشتری در خدمت افرادی باشند که در مناطق محروم زندگی می کنند.

در این طرح حدود 4000 پزشک متخصص و هزار پزشک عمومی تحت پوشش قرار خواهند گرفت.

آقاجانی می افزاید: در این طرح برای پزشکان تعرفه تشویقی در نظر گرفته می شود تا صرفا از ابزارهای اجبار و قانونی برای اعزام پزشکان به این مناطق استفاده نشده باشد.

به گفته وی، در این طرح در کنار اجرای قانون برای خدمت پزشکان مزایای قانونی نیز در نظر گرفته می شود تا به این شکل مدت اقامت آنها در مناطق محروم بیشتر شده و آنها ساعات خدمتی بیشتری نیز داشته باشند.

معاون درمانی وزیر بهداشت ادامه می دهد: این در حالی است که این پزشکان با تعرفه های دولتی در بیمارستان های دولتی و کلینیک های تخصصی دولتی به مردم خدمت خواهند کرد به این شکل مردم از خدمات پزشکان متخصص و استادان دانشگاه بهره مند خواهند شد.

تقسیم بندی مناطق محروم

درواقع هدف این طرح این است که بیماران برای درمان، تعرفه بخش دولتی را پرداخت کنند تا بتوان عدالت در دسترسی به خدمات درمانی را با اجرای این طرح عملی کرد.

معاون وزیر بهداشت درباره این که در این طرح افزایش تعرفه ها فقط به عنوان مشوق در نظر گرفته شده است، می افزاید: مشوق ها به اشکال مختلف و متفاوت است، زیرا در این طرح شناسایی مناطق محروم براساس پنج شاخص کشوری انجام و امتیازبندی شده است، شاخص هایی مانند مرزی بودن، بهره مند نبودن از تسهیلات زندگی، بدی آب و هوا و دوری از مرکز.

این در حالی است که کارشناسان وزارت بهداشت با استفاده از این پنج شاخص، مناطق محروم کشور را به چهار گروه تقسیم کرده اند.

وی عنوان می کند: تعرفه های در نظر گرفته شده با توجه به میزان محرومیت هر منطقه متفاوت است، البته پرداختی های ثابت پزشکان نیز متفاوت خواهد بود، درواقع این طرح به گونه ای تعریف شده که هرچه از مراکز استان به سمت مناطق حاشیه ای و مرزی یا از مناطق خوش آب و هوا به سمت مناطق بد آب و هوا پیش بروید، دریافتی و حقوق پزشکان به شکلی در نظر گرفته شده تا اشتیاق و میل خدمت را در آنها بیشتر کند.

شهرهای از قلم افتاده

احمد آریایی نژاد، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در گفت وگو با جام جم درباره این طرح می گوید: مسئولان قصد دارند با پرداخت پاداش و مزایای مناسب به پزشکان کاری کنند که این افراد در بیمارستان ها و مناطق محروم بمانند برای رسیدن به این هدف مناطق محروم به چهار گروه تقسیم شده اند.

وی ادامه می دهد: براساس میزان جمعیت، محرومیت یا داشتن و نداشتن دانشگاه این مناطق رتبه بندی شده اند. این طرح ویژگی های خوبی دارد، اما کافی نیست؛ زیرا مناطقی در کشور هستند که در این تقسیم بندی قرار نمی گیرند.

آریایی نژاد برای نمونه به ملایر اشاره می کند و می افزاید: به شکل میانگین مشخص کرده اند که این ضریب شامل حال مناطقی که دانشگاه دارد، نمی شود.

نکته اینجاست که دانشگاه شهری مانند ملایر هنوز مجوز گرفتن هیات علمی را ندارد، افزون بر این اگر بتواند هیات علمی تشکیل دهد همه پزشکان که نمی توانند جزو هیات علمی شوند و از مزایای آن استفاده کنند، به همین دلیل پزشکی که حقوقش ضریب نگرفته و از طرفی عضو هیات علمی هم نیست تمایلی به ماندن در مناطق محروم نخواهد داشت.

آقاجانی درباره تکلیف مناطقی که در این چهار گروه قرار نمی گیرد، تصریح می کند: دانشگاه و شهرهایی که اعتراض داشته باشند، می توانند در کمیته ای که به همین منظور در معاونت درمان وزارت بهداشت تشکیل شده مراجعه کنند، به این صورت اعمال شاخص های ملی در این تقسیم بندی دوباره بررسی می شود.

تسهیلات ویژه برای پزشکان مناطق محروم

مراد هاشم زهی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به جام جم می گوید: در این بین مسئولان شهرها و مناطق محروم نیز باید به فکر پزشکان بوده و تسهیلاتی برای آنها قائل شوند تا به این شکل پزشکان انگیزه بیشتری برای خدمت به دست بیاورند.

وی با بیان این که بهتر است تسهیلاتی نیز برای کمک به خانواده پزشک در نظر گرفته شود، یادآور می شود: نباید واقعیت ها را انکار کرد، زیرا برخی از این مناطق از حداقل ها نیز برخوردار نیست و پزشک نمی تواند چند سال در این مناطق دوام بیاورد.

نکته اینجاست که دولت باید برای بهبود شرایط مناطق محروم تلاش بیشتری کند، زیرا برخی از این مناطق از کمترین امکانات مانند آب آشامیدنی نیز برخوردار نیست.

هاشم زهی می افزاید: برخی پزشکان برای بهره مند شدن از سهمیه تخصص سعی می کنند در این مناطق دوام بیاورند، اما این وعده در حد حرف بوده و تاکنون عملی نشده است.

این در حالی است که آقاجانی درباره قانون سهمیه مناطق محروم برای ادامه تحصیل یاد آور می شود: این قانون به قوت خود پابرجاست و طرح جدید تسهیلاتی است برای جبران خدمات پزشکان در مناطق محروم.

هاشم زهی تصریح می کند: موضوع فقط پزشکان نیستند؛ زیرا ما نمی گوییم این افراد تافته جدا بافته هستند، چون نکته اینجاست شرایط در مناطق محروم به حدی است که هر فردی به این مناطق برود، نمی تواند مدت زیادی شرایط را تحمل کند.

شاهین محمد صادقی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس نیز به جام جم می گوید: نکته اینجاست که باید پزشکان از نظر مالی تامین شوند تا در روستاها و مناطق محروم بمانند.

شهلا میرگلو بیات، عضو دیگر کمیسیون بهداشت نیز با بیان این که باید امکانات بیشتر در اختیار پزشکانی که در مناطق محروم خدمت می کنند، قرار بگیرد، در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: اکنون مشکل بسیاری از پزشکان که در مناطق محروم نمی مانند، مسائل مالی است، زیرا با توجه به شرایط آنها باید حقوق بیشتری از دیگر پزشکان بگیرند.

نکته اینجاست که نقاط ضعف طرح هایی مانند ماندگاری پزشکان در مناطق محروم و مراکز بیمارستانی تا زمانی که اجرایی نشده است، خیلی مشخص نمی شود بنابراین باید منتظر ماند و دید که طرح ویژه وزارت بهداشت می تواند گره از کار مشکلات ساکنان مناطق محروم باز کند یا مانند مشوق های بی تاثیری که تاکنون ارائه شده به فراموشی سپرده می شود.

مهدی آیینی – گروه جامعه

پرنده اي در سفر است

535 گونه از آنها در کشورمان زندگی می‌کنند، اما جمعشان همیشه جمع نیست، تعدادی از آنها زمستان و پاییز آفتابی می‌شوند، گروهی نیز فقط بهار و تابستان به چشم می‌آیند؛ درباره حدود دو میلیون پرنده مهاجری که هر‌سال‌ به کشورمان سفر می‌کنند حرف می‌زنیم، چون دیروز و امروزدر تقویم به نام روز جهانی پرندگان مهاجر شناخته می‌شود.

ماجرای انتخاب این روز به سال 2006 و امضای توافقنامه پرندگان آفریقا، اروپا و آسیا بر می گردد.

این نامگذاری با این هدف انجام شد تا توجه جهانیان هرچه بیشتر به پرندگان مهاجر و مشکلات آنها جلب شود. بنابراین در سراسر دنیا در این روز ها سازمان های مردم نهاد و دولتی برنامه های ویژه ای برگزار می کنند تا مردم به مشارکت فعال برای حفظ پرندگان مهاجر تشویق شوند.

برای نمونه، در این روز بیشتر مدارس دنیا برنامه های خاصی برای آگاه سازی دانش آموزان برگزار می کنند تا با افزایش آگاهی عمومی، حفاظت بیشتری از پرندگان و زیستگاه های آنها صورت بگیرد. هر سال شعاری نیز برای روز جهانی پرندگان مهاجر انتخاب می شود، شعار امسال «مقصدهای مسیرهای پروازی: پرندگان مهاجر و گردشگری» است.

535 گونه پرنده ای که در ایران دیده می شود، حدود یک سوم از پرنده های کل دنیا را تشکیل می دهند، افزون بر این براساس آمارهای بین المللی می توان گفت 12.4 درصد از کل پرندگان دنیا یعنی بیشتر از 192 گونه پرنده اکنون با خطر انقراض دست و پنجه نرم می کنند. عباس عاشوری، پرنده شناس درباره پرندگان مهاجر به جام جم می گوید: بخش بزرگی از پرندگانی که در ایران وجود دارد مهاجر هستند، این پرندگان به چند گروه تقسیم می شوند؛ گروهی که بومی کشورمان محسوب می شوند و در ایران زاد و والد می کنند، گروه دیگر پرندگان مهاجر زمستانه هستند و گروه دیگر را پرندگانی تشکیل می دهند که بهار و تابستان به کشورمان سفر می کنند، البته گروه دیگری نیز مهاجر عبوری هستند و برای حدود چند هفته مهمان تالاب های کشورمان می شوند.

عمده پرندگان مهاجر کشور گروهی هستند که پاییز و زمستان گذران هستند و از سیبری غربی و اروپای غربی به ایران مهاجرت کرده و بیشتر در استان های شمالی کشور دیده می شوند. حدود 65 درصد از پرندگان مهاجر را قو، غاز، اردک، آبچلیک و کاکایی ها تشکیل می دهند.

مهاجران در ایران

پرنده هایی مانند طاووسک، فلامینگو، اردک سرسبز، اردک سرسفید و زاغ بور در همه فصول در کشورمان دیده می شوند، اما گونه هایی نظیر خوتکا، قوی گنگ و غاز و پلیکان خاکستری زمستان ها در ایران دیده می شوند. گونه های دیگری نیز مانند سلیم طوقی کوچک، حواصیل ارغوانی و زرد و گلاریول بال سرخ در بهار و تابستان قابل رویت هستند، افزون بر این پرنده ای مانند آبچلیک نیز جزو گونه های مهاجر عبوری به حساب می آید.

مجید خرازیان مقدم، مدیرکل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که حدود 350 گونه پرنده در کشورمان زادآوری می کنند، درباره وضع پرندگان مهاجر به جام جم می گوید: درنای سیبری، خروس کولی دشتی، دال پشت سفید و گیلان شاه خالدار چهارگونه از پرندگان مهاجر هستند که وضع بحرانی دارند، برخی دیگر نیز مانند اسکوتر بال سفید، اردک سرسفید، بالابان و کرکس مصری وضع نامناسبی داشته و حدود 15گونه دیگر نیز جزو گونه های آسیب پذیر به حساب می آیند.

حفظ زیستگاه ها

در کشورمان حدود 600 سایت پرندگان وجود دارد، اما از این تعداد 105 زیستگاه که بیشتر حائز اهمیت است به ثبت بین المللی رسیده اند. بیشتر پرندگان مهاجری که برای زمستان گذرانی به کشورمان می آیند، در این زیستگاه ها ساکن می شوند. می توان گفت حفظ این زیستگاه ها که بیشترشان تالاب است، نقش ویژه ای در حفاظت از پرندگان مهاجر دارد.مقدم با اشاره به این که مسیرهای مهاجرتی پرندگان مرز سیاسی نمی شناسد، می گوید: برای نمونه پرنده ای مانند آبچلیک شکیل یا گیلان شاه حنایی 28 هزار کیلومتر سفر می کنند؛ بنابراین حفاظت از این پرندگان همکاری بیشتر کشورها را طلب می کند.

اکنون کنوانسیون حمایت از گونه های وحشی مهاجر (CMS) در این زمینه فعالیت می کند. برای نمونه این کنوانسیون سال1993 تفاهمنامه ای برای حفاظت از درنای سیبری تنظیم کرد تا به این شکل علاوه بر این که کشورها میزان تدابیر حفاظتی خود را بیشتر می کنند، کشورهایی نیز که در مسیر مهاجرت پرندگان قرار دارند در این باره بیشتر تلاش کنند.

پرندگان مهاجر با مشکلات زیادی برای بقا دست و پنجه نرم می کنند، در این بین شکار بی ضابطه یکی از بزرگ ترین تهدید ها برای پرندگان مهاجر در آسیاست، البته رشد اقتصادی در این قاره نیز فشار زیادی روی تالاب ها ـ که زیستگاه اصلی این پرندگان است ـ وارد می کند. به همین دلیل اگر بخواهیم از پرندگان مهاجر حفاظت کنیم باید بیشتر به شرایط تالاب ها توجه کنیم.

زیستگاه های ناامن

شکار پرندگان مهاجر در برخی مناطق شمالی کشور مانند فریدونکنار سال هاست که مطرح شده، زیرا در این مناطق شکار بی رویه و بیرحمانه انجام می شود؛ به این شکل که دام های هوایی بزرگی افراشته شده و انواع پرندگان بدون توجه به وضع و شرایطشان شکار می شوند.

مدیر کل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست درباره راهکار سازمان حفاظت محیط زیست برای رفع این مشکل عنوان می کند: ریاست سازمان برای حل این مساله نامه ای را برای استاندار مازندران فرستاده و به این وسیله درخواست کرده موضوع فریدونکنار در شورای تامین استان بررسی شود، زیرا این مساله فراسازمانی است.

نکته اینجاست که خیلی از بومیان این منطقه ادعا می کنند دامگاه ها به آنها به ارث رسیده و منبع اصلی امرار معاش آنهاست؛ بنابراین باید جایگزین های مناسبی نیز برای بومیان منطقه در نظر گرفت. افزون بر این باید تاکید کرد تا مراکز خرید و فروش این پرندگان جمع آوری نشود، نمی توان به بهتر شدن شرایط آنها در کشور امیدوار بود. به نظر می رسد برای رفع این مشکل باید دیدگاه مسئولان در سازمان حفاظت محیط زیست تغییر کند، زیرا آنها بیشتر دیدگاه حراستی دارند، اما برای حفظ گونه های جانوری باید مردم را وارد عرصه کرد و به آنها آموزش داد به این شکل که جوامع محلی باید حفاظت از گونه های جانوری را به عهده بگیرند، زیرا با توجه به کمبود وسایل حفاظتی و محیط بان در کشور استفاده از سازمان های مردم نهاد می تواند بهترین گزینه باشد.عاشوری با اشاره به این که دام های هوایی بیشترین آسیب را به پرندگان مهاجر می زند، ادامه می دهد: برای نمونه، اردک سرسفید، اردک بلوطی و غاز پیشانی سفید کوچک شرایط مناسبی ندارند و نباید شکار شوند.

برای پرنده های مهاجر زمستان گذران تالاب ها و زیستگاه های استان های گیلان، مازندران، خوزستان و هرمزگان و سیستان و بلوچستان و فارس حائز اهمیت است، زیرا این استان ها 88 تا 93 درصد پرندگان مهاجر کشورمان را پذیرا هستند.

وی درباره پرندگان بومی کشورمان یادآور می شود: از نظر علمی به پرنده ای بومی می گوییم که تمام سال فقط در یک سرزمین زندگی کرده و جوجه آوری کند به همین دلیل در ایران می توان به زاغ بور یا چرخ ریسک خزری تقریبا پرنده بومی گفت.

گنجینه ای به نام گردشگر پرنده نگر

این در حالی است که به گفته کارشناسان، جمعیت پرندگان مهاجر بین 10 تا 15 میلیون است، اما سهم کشورمان در این میان حدود دو میلیون پرنده است. نکته اینجاست چنانچه زیرساخت ها برای آنها مناسب شود به طور حتم سهم کشورمان از پرندگان مهاجر بیشتر خواهد شد و به این شکل می توان از فرصت های بی نظیری مانند گردشگری پرنده نگر بهره برد.

نکته اینجاست که درآمد گردشگری پرنده نگر بسیار بیشتر از شکار است و کشورهای اروپایی به این واقعیت پی برده اند؛ به همین دلیل تمام تلاش خود را برای گسترش این صنعت به کار گرفته اند.

عاشوری یادآور می شود: تعداد طرفداران پرنده نگری در کشوری مانند انگلستان آنقدر زیاد است که برخی ها می گویند طرفداران پرنده نگری در این کشور بیشتر از طرفداران فوتبال است، زیرا آنها از کودکی با پرنده نگری آشنا می شوند. برای نمونه در بین اعضای گروه پرنده نگر هلندی که مدتی قبل برای سرشماری پرندگان به ایران آمده بودند، افرادی دیده می شد که کارگر بیمارستان یا شرکت پنیرسازی بودند، اما از برخی کارشناسان ما معلومات بیشتری درباره پرندگان داشتند.در کشورمان، اما محدودیت هایی برای تورهای پرنده نگری وجود دارد و هنوز این نوع گردشگری شکل ایده آلی به خود نگرفته است. نکته اینجاست که خیلی از مسئولان کشور نیز نمی دانند در ایران چه گونه هایی از پرندگان زندگی می کنند، به همین دلیل برای بهره بردن از این صنعت پرسود باید زیرساخت ها را آماده کرد؛ برای نمونه، تور لیدرها باید آموزش های لازم را دیده و مکان های پرنده نگری و مسیرهای عبور آنها مشخص شود.

عاشوری در این باره عنوان می کند: در برخی تالاب ها و برکه ها مانند سلکه صومعه سرا سایت پرنده نگری مناسب وجود دارد یا در کانی برازان هم کارهایی دارد می شود، اما باید تلاش بیشتری صورت بگیرد.

در این میان می توان از میانکاله، پارک ملی بوجاق، تالاب سلکه صومعه سرا، کانی برازان مهاباد، تالاب های شادگان و هورالعظیم به عنوان محل مناسب پرنده نگری یاد کرد. در ضمن پارک ملی کویر تنها زیستگاه زاغ بور ایرانی است، به همین دلیل اگر گردشگری پرنده نگری در ایران رشد کند، سالانه گردشگران زیادی از سراسر دنیا برای دیدن زاغ بور راهی کشورمان می شوند.

مهدي آييني/گروه جامعه

جنوبي ترين نگين فيروزه اي فراموش شده

هشت کشور به طور مستقيم از آن بهره مي برند، اما هيچ کدام به فکرش نيستند و نمي دانند آلودگي هاي نفتي امانش را بريده و پسماندهاي صنعتي هر روز بيشتر از ديروز آبي لاجوردي اش را کدر مي کند؛ درباره خليج فارس و درياي عمان حرف مي زنيم، پهنه اي آبي که همچون سفره اي وسيع در کشورمان از خوزستان تا سيستان و بلوچستان کشيده شده و پذيراي ميليون ها نفر است، اما کمتر شخص يا کشوري به شرايط محيط زيستي آن توجه مي کند.
اين روزها اين منطقه شرايط زيست محيطي مناسبي ندارد، زيرا انسان ها فقط به فکر بهره برداري از آن هستند. آلودگي هاي ناشي از نفت و پسماندهاي صنعتي از يک طرف و صيد بي رحمانه، اکوسيستم اين منطقه را با چالش رو به رو کرده و اگر هنوز اين پهنه آبي از بين نرفته، آن را بايد به پاي نعمتي طبيعي به نام مرجان ها گذاشت که با جذب آلودگي ها از بين مي روند، اما نکته اينجاست که هر روز مرجان هاي بيشتري در اين منطقه از بين مي رود تا آنجا که کارشناسان هشدار مي دهند، چنانچه آلودگي ها مهار نشود با مرگ مرجان ها تا مدتي ديگر خليج فارس و درياي عمان توان خودپالايي را از دست مي دهند و فاجعه زيست محيطي جهاني بزرگي رقم خواهد خورد.
عبدالرضا کرباسي، رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران درباره چالش هاي زيست محيطي خليج فارس و درياي عمان به جام جم مي گويد: سالانه حدود يک ميليون و 200 هزار بشکه نفت وارد خليج فارس مي شود که بخشي به دليل قديمي بودن تجهيزات چاه هاي نفت کشورمان است. افزون براين، بتازگي بحث قاچاق سوخت مطرح شده، زيرا قاچاقچي ها هنگام تعقيب و گريز با پليس سوخت قاچاقي را که همراه دارند، به دريا مي ريزند و به همين دليل بايد اين مقدار را نيز در نظر گرفت. اين درحالي است که براي افرادي که اقدام به تخليه نفت در دريا مي کنند، جريمه در نظر گرفته شده، اما چون سازمان حفاظت محيط زيست، گشت و نظارت لازم را دراين باره ندارد، اعمال قانون بخوبي انجام نمي شود.

آب شيرين کن؛ آب شورکن
ورود پسماندهاي صنعتي به خليج فارس را مي توان دومين عامل آلوده کننده اين منطقه دانست؛ بخشي از اين پسماندها مربوط به آب شيرين کن هاي منطقه خليج فارس است که روز به روز به تعداد آنها در کشورهاي عربي افزوده مي شود پسماند هاي اين دستگاه ها حاوي آب شور و فلزات سنگين است و سبب آلوده شدن آب منطقه مي شود.
کرباسي درباره تعداد آب شيرين کن هاي کشورمان در اين منطقه مي افزايد: آب شيرين کن هاي کشورمان در مقابل ساير کشورهاي منطقه مانند قطره چکان است، اما نکته اينجاست که با توجه به نحوه مديريت منابع آب کشورتا مدتي ديگر ناچار به استفاده بيشتر از آب شيرين کن ها خواهيم شد.
افزون بر پسماندهاي آب شيرين کن ها بايد به آلودگي صنايع سنگين مانند نيروگاه، پالايشگاه و پتروشيمي ها که هر هشت کشور حاشيه نشين خليج در آن سهم دارند توجه کرد. کشورهاي منطقه بايد براي رفع اين مشکل تجهيزات خود را به روز کرده، به سمت توسعه پايدار پيش بروند.
رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران يادآور مي شود: عوامل تهديدکننده ديگري نيز وجود دارد که کارشناسان از آنها به عنوان پديده هاي نوظهور ياد مي کنند براي نمونه دماي آب خليج فارس در 17 سال گذشته حدود يک و نيم درجه افزايش پيدا کرده است. افزون بر اين، تاثير ريزگردها را نبايد فراموش کرد، زيرا به ازاي هر کيلومتر مربع، هزار تن ريزگرد در دريا رسوب مي کند.
به گفته وي به دليل ترسيب، ريزگردها از عمق خليج فارس کم مي شود و ريزگردها روي مرجان و آبسنگ ها نشسته، سبب مرگ آنها مي شوند. به همين دليل قدرت تصفيه کنندگي مرجان ها از بين مي رود. اين درحالي است که فعاليت هاي شيلاتي مانند صيد بي رويه و بي رحمانه با تورهاي بزرگ نيز تهديدي براي محيط زيست خليج فارس و درياي عمان به حساب مي آيد، زيرا صيد با تورهاي بزرگ سبب از بين رفتن آبسنگ ها مي شود و تخريب زيستگاه ها را به همراه دارد.
پروين فرشچي، معاون محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با بيان اين که توسعه بي رويه و ناپايدار در کشور، تهديد بزرگي براي خليج فارس است، به جام جم مي گويد: ورود گونه هاي غيربومي به منطقه، صيد بي رويه، آلودگي هاي نفتي، حرارتي، کشاورزي و ريزگردها از ديگر عوامل تهديدکننده محيط زيست خليج فارس و درياي عمان است.

مرجان هاي فداکار
گزارش وضع زيست محيطي خليج فارس و درياي عمان که از سوي راپمي (سازمان منطقه اي حفاظت از محيط زيست دريايي خليج فارس و درياي عمان) منتشر شده از وخيم نبودن وضع اين منطقه حکايت مي کند. کرباسي در اين باره عنوان مي کند: برخلاف فعاليت عوامل تهديد کننده اين ماجرا مي تواند به دليل وجود مرجان ها باشد چون هر روز مرگ و مير آنها بيشتر از قبل مي شود، زيرا مرجان ها آلاينده ها را به خود جذب مي کنند، اما نکته اينجاست که در دراز مدت با مرگ مرجان ها خليج فارس امکان خودپالايي را از دست مي دهد.
معاون محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست درباره اولويت هاي اين سازمان براي بهبود وضع محيط زيستي خليج فارس و درياي عمان تصريح مي کند: بايد مستندسازي انجام شود تا بتوان ادعاهاي زيست محيطي را بيان کرد، براي رسيدن به اين هدف بايد پايش ها و مطالعات و تحقيقات دانشگاهي صورت بگيرد.
براي نمونه تاکنون در کشورمان براي ارزشگذاري خاک جزيره هرمز که سرشار از مواد معدني است تحقيق و پژوهش کاملي صورت نگرفته. اين ماجرا سبب شده برخي شرکت ها و نهاد هاي خصوصي خاک جزيره هرمز را به کشورهاي همسايه بفروشند. افزون بر اين بايد به ساخت و سازهايي که در جزاير کشورمان مي شود، اشاره کرد، زيرا اگر اين ساخت و ساز ها بدون ارزيابي زيست محيطي انجام شود، به محيط زيست منطقه و گونه هاي جانوري آن صدمات جبران ناپذيري خواهد زد.

ضرورت تعامل کشورهاي منطقه
نکته اينجاست که براي حفظ محيط زيست منطقه هر هشت کشور حاشيه خليج فارس و درياي عمان بايد تعامل بيشتري با يکديگر داشته باشند. اين درحالي است که اين کشورها آن طور که بايد و شايد با يکديگر همکاري نمي کنند. کرباسي دراين باره عنوان مي کند: تنها تعامل هشت کشور حاشيه خليج فارس براي حفظ منطقه از طريق راپمي است که متاسفانه مسائل سياسي روي اين تعاملات سايه انداخته. علاوه بر اين متاسفانه کشورهاي عربي به اندازه ايران دانش حفاظت از محيط زيست را ندارند. به همين دليل از ايران دوري مي کنند. به گفته کرباسي اين اشتباهي است که از طرف آنها صورت مي گيرد.
علاوه بر اين بايد به کنوانسيون کويت نيز اشاره کرد که 36 سال پيش بين کشورهاي منطقه امضا شد و تاکنون چهار پروتکل داشته، اما چون تعامل کشور ها ضعيف است، از محل اين کنوانسيون فقط دفتري اجرايي به عنوان «ميمک» ايجاد شده که در چهار سال اخير فعاليت بدي نداشته است. براي نمونه اين دفتر با کشتي هايي که اقدام به تخليه غيرقانوني در خليج فارس و درياي عمان مي کنند برخورد مي کند، اما به قول معروف چون دست تنهاست، نمي تواند فعاليت چشمگيري داشته باشد.

1200 فروند کشتي غرق شده
نکته ديگري که بايد به آن توجه کرد کشتي هاي غرق شده در منطقه است. به گفته کرباسي 1200 فروند کشتي بزرگ و کوچک در خليج فارس و درياي عمان غرق شده که 40 فروند آنها غول پيکر است و بايد از منطقه خارج شود.
رئيس دانشکده محيط زيست دانشگاه تهران ابراز مي کند: براي اين کار بايد چند نقطه که حساسيت زيست محيطي ندارد در خليج فارس و درياي عمان مشخص شود تا بتوانيم همه آنها را بازيافت کنيم، زيرا اين کار مي تواند اشتغال سازي کند.
معاون محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با بيان اين که برخي از اين کشتي ها به زيستگاه آبزيان تبديل شده و خارج کردن آنها سبب صدمه ديدن زيستگاه ها مي شود، ادامه مي دهد: يکي از اولويت هاي ما پايش ملي محيط زيست، شناخت واقعي علمي و فني محيط زيست در مناطق ساحلي کشور و به دنبال آن برنامه ريزي براي مناطق ساحلي و دريايي کشور است.
فرشچي درباره راه حل سازمان حفاظت محيط زيست براي رفع مشکل هميشگي کمبود اعتبار عنوان مي کند: خواست سياسي کشور بايد به شکلي باشد که به محيط زيست اهميت بدهد. اين خواست را نيز متخصصان بايد ايجاد کنند. بخش خصوصي نيز بايد وارد عمل شود، زيرا در حفاظت از محيط زيست، بخش خصوصي حضور کمرنگي دارد. براي نمونه در کشورمان غير از صندوق صنايع و اين که مصوبه اي در هيات دولت داريم و قرار است وزارت نفت کمک کند، جاي بخش خصوصي بسيار خالي است.

تنها خانه آهوهای کوهی، شهربازی می‌شود

طرفداری از محیط ‌زیست در زبان کار ساده‌ای است،زیرا زمان عمل که می‌رسد همه شمشیرهایشان را برای محیط‌زیست از رو می‌بندند.برای نمونه در روزگاری که توسعه ناپایدار و اجرای طرح های بدون گزارش زیست محیطی بلای جان منابع طبیعی کشور شده، دیروز خبر رسید که مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش برنامه هایی برای توسعه جزایر فارور بزرگ و کوچک دارد.

او گفته قصد دارد فارور کوچک را به دیزنی لند تبدیل کرده و مجوز ساخت چند هتل پنج ستاره نیز برای سرمایه گذاران علاقه مند به این کار صادر کند.

نکته اینجاست این برنامه ها نه تنها سبب رونق و آبادانی این جزایر نخواهد شد، بلکه اندک ذخایر زیست محیطی این منطقه را نیز با چالش روبه رو خواهد کرد، زیرا این محل تنها زیستگاه آهوی کوهی در کشور است و علاوه بر آن ده ها پرنده و پستاندار دیگر مانند عقاب ماهیگیر، چکاوک کاکلی، خارپشت و مار جعفری نیز دراین جزیره زندگی می کنند که با شروع ساخت و ساز دراین منطقه باید شاهد منقرض شدن برخی از این گونه ها بود.

نکته اینجاست که در شرایطی که بیشتر شهربازی های کشور غیراستاندارد است و هر چند وقت یک بار خبر مرگ کودکان در شهربازی ها به گوش می رسد باید از مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش پرسید احداث دیزنی لند در جنوب کشور و در منطقه ای که کمتر کسی امکان سفر به آنجا دارد چه گرهی از کار مردم باز می کند؟ برای چه گروهی منفعت خواهد داشت؟ افزون بر این وی از مجوز ساخت هتل های پنج ستاره سخن به میان آورده، هتل هایی که باید گفت گذر کمتر ایرانی به آنها خواهد افتاد، برای نمونه شرایط اقتصادی سبب شد در تعطیلات نوروزی امسال کمتر از 5 درصد از مسافران ترجیح بدهند در هتل ها اقامت کنند.

از این گذشته باید تاکید کرد ماجرایی که سبب شده شرایط زیست محیطی جزایر جنوبی کشور سیر نزولی داشته باشد، این است که این جزایر جزو مناطق آزاد کشور بوده و خود را مستقل می دانند.

هرچند در این مناطق کارشناسان محیط زیست وابسته به مناطق آزاد وجود دارند، اما فعالیت آنها آن طور که باید و شاید نتوانسته مانع آسیب دیدن محیط زیست منطقه شود، به نظر می رسد برای رفع این مشکل نیاز است که رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به دنبال مستقر کردن واحدهای زیست محیطی وابسته به سازمان حفاظت محیط زیست کشور در این مناطق باشد تا تمام مسائل زیست محیطی در این مناطق مطابق با قوانینی که در دیگر نقاط کشور حاکم است، مدیریت شود و به منابع طبیعی کشور که به همه ایرانیان و نسل های آینده تعلق دارد بیش از این آسیب وارد نشود.

مهدی آیینی – گروه جامعه

بالا