آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی (برگ 12)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

اشتراک به خبردهی

محیط زیست اختیار ندارد

سکاندار ۶۵ ساله، اما تازه نفس سازمان حفاظت محیط‌زیست در مدت کوتاهی که پایش به پردیسان باز شده، تصمیم و اظهارنظر‌های جنجالی کمی نگرفته و نداشته،‌ از واگذاری پارک پردیسان به شهرداری تهران بگیرید تا پافشاری بیش از حدش بر مساله بحران آب. او که دکتری فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی‌اش را ‌‌از دانشگاه ایالتی آیوای آمریکا گرفته‌ در اولین نشست خبری‌اش با این جمله که توان پاسخگویی علمی او به مسائل زیست‌محیطی حدود ۵ درصد است خبرنگاران را غافلگیر کرد.به نظر می‌رسد وزیر کشاورزی پیشین کشور که به دلیل ادغام دو وزارتخانه کشاورزی و جهاد سازندگی کار وزارت را رها کرد برنامه‌های خبرساز زیادی برای سازمان حفاظت محیط‌زیست داشته باشد‌.‌ او برخلاف‌ معصومه ابتکار، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط‌زیست، تلاشی برای پوشاندن ضعف‌های محیط‌زیست نمی‌کند و در کنار اعتراف‌ به این کاستی‌ها از این می‌گوید که رئیس‌جمهور نیز از ضعف‌های این سازمان بی‌اطلاع است. آن طور که از سخنان کلانتری می‌توان برداشت کرد قرار است او تغییرات گسترده‌ای نیز در سطح مدیرکل‌های استانی داشته باشد، زیرا به نظر او این افراد نباید بومی استان محل خدمت‌شان باشند. به همین دلیل باید منتظر انقلابی در پردیسان بود، انقلابی که اگر به درستی مدیریت نشود می‌تواند محیط‌زیست شکننده کشور را با چالش‌های بیشتری روبه‌رو کند.

با این که محیط‌زیست کشور ‌مشکلات زیادی دارد‌‌ ‌از اظهارنظر‌های شما می‌شود به این نتیجه رسید که دغدغه اصلی‌تان مساله بحران آب است.

دغدغه ‌کم نیست، اما اصلی‌ترین آن، مساله آب است که مشکل جدی کشور محسوب می‌شود.

انتقادی که از شما می‌شود، همین پافشاریتان روی مساله آب است، چون با توجه به مسئولیت جدیدتان به عنوان رئیس‌ سازمان حفاظت محیط‌زیست ابزار کافی و مسئولیت پرداختن به این مساله را ندارید.

مسئولیت این مساله و تمام‌ تخریب‌هایی را که در محیط‌زیست اتفاق می‌افتد به عهده داریم. به همین علت محیط‌زیست باید در این ارتباط اعلام وجود کند، چون تنها دستگاه حافظ حقوق نسل‌های آینده سازمان حفاظت محیط‌زیست است.

اما وقتی می‌گوییم محیط‌زیست باید مسائل دیگری مانند تنوع زیستی و خاک را نیز به یاد داشته باشیم، در حالی که شما فقط روی آب پافشاری می‌کنید.

درست است مسائلی مانند خاک و آلودگی هوا مطرح است، اما اینها فعلا مشکل اصلی کشور نیست یعنی در مقابل آب مشکل اصلی تلقی نمی‌شوند یا حیات‌وحش یکی از مشکلات اصلی است، اما علت اصلی فرسایش ژنتیک و از بین رفتن حیات‌وحش ‌نیز آب است، علاوه بر این دلیل مساله‌ای مانند فقر نیز آب است.

اما به مسائلی مانند فقر باید نهاد‌های دیگری رسیدگی کنند.

ارگان‌های دیگر نیز محدودیت و اختیاراتی دارند، ولی این که فرض کنیم محیط‌زیست خاموش باشد تا وزارت نیرو همه آب‌ها را بفروشد نیز درست نیست.

اما وزارت نیرو وظیفه حاکمیتی‌اش آب است.

این از نظر اجرایی است، اما نهادی که باید جامعه را آگاه کند یا به مسئولان اخطار بدهد محیط‌زیست است، آب دغدغه ۲۰ سال اخیر من است، اما اکنون که به محیط‌زیست آمده‌ام وظیفه اصلی‌ام است، چون بجز ما کسی آینده و حقوق نسل آینده را در نظر نمی‌گیرد.

این رویکرد باعث نمی‌شود از مسائل دیگر مانند تنوع زیستی غافل شوید؟

تنوع زیستی نیز قربانی آب است، اکنون مشکل یوز و گور خر و حیات‌وحش مساله آب است، چون آب نیست چرخه کامل نیست یعنی حیات گیاهخوار و گوشتخوار تحت تاثیر قرار گرفته است. برای نمونه مساله اصلی یوزپلنگ گرسنگی است، چرا؟ چون جمعیت طعمه‌هایی مانند خرگوش و جبیر کم شده است، به این دلیل که‌ این گونه‌ها نیز به دلیل کمبود آب خوراک کافی ندارند‌.

درست است، آب نیست، چون کشاورزی ما مناسب نیست، اما سازمان حفاظت محیط‌زیست چطور می‌خواهد کشاورزی را درست کند؟

اینها مسائلی متفاوت است. ما به کشاورزی کار نداریم. ما می‌گوییم استحصال آب نباید بیش از حد باشد. بخش زیست‌محیطی آب باید به محیط‌زیست داده شود، برای نمونه گرد و غبار خوزستان به این علت است که حقابه تالاب و دشت‌ها با ایجاد سد‌ها در نظر گرفته نشده است.

اما خودتان نیز بارها گفته‌اید ۹۰درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

این مقدار خیلی زیاد است و باید کم شود. همه کشور اگر کشاورزی است اشکالی ندارد، اما این طور نیست. کشاورزی حق ندارد ۹۰ درصد آب کشور را ببرد. سهم محیط‌زیست باید داده شود.

۵۰ میلیارد مترمکعب حقابه محیط‌زیست است که باید از کشاورزی پس گرفته شود. برای این مساله چه برنامه‌ای دارید؟

بله حداکثر باید ۴۰ درصد از آب تجدیدپذیر استفاده شود، اما ما ۱۱۰درصد استفاده می‌کنیم، بنابراین یکی از اصلی‌ترین سهمیه‌هایی که‌ محیط‌زیست دارد و به آن داده نمی‌شود آب است که من برای آب و به دست آوردن سهم محیط‌زیست می‌جنگم.

پس برای آب می‌جنگید؟‌

برای گرفتن سهم محیط‌زیست برای سهم خودم که نمی‌گویم، من روزی سه لیتر بیشتر آب مصرف نمی‌کنم.

واقعا سه لیتر ‌آب بیشتر در روز مصرف نمی‌کنید؟

هر انسانی حداکثر نیازش سه لیتر است به طرق مختلف و بدون در نظر گرفتن مواد غذایی؛ بنابراین محیط‌زیست باید حقابه‌اش را بگیرد و متاسفانه با ایجاد سدها این حقآبه قابل وصول نیست مگر این که یک نسل برای آن بجنگد.

زمانی که خانم ابتکار مسئول محیط‌زیست بود می‌گفتید محیط‌زیست کوتاه آمده و زورش نرسیده به همین خاطر حقابه‌اش را گرفته‌اند.

بله، حقآبه دریاچه و تالاب‌هایی مانند دریاچه ارومیه را گرفته‌اند.

حرف زدن درباره این مسائل آسان است، اما برای پس گرفتن این حقابه‌ها چه برنامه‌ای دارید؟

برنامه‌ام آگاه‌سازی ۸۰ میلیون ایرانی است.

اگر بخواهید صادقانه زمان بدهید چه زمانی می‌توانید این حقابه را پس بگیرید؟

ما باید حقوق شهروندی خود را انجام بدهیم، زمانش ممکن است پنج یا ۲۰ سال دیگر باشد، اما ۲۰ سال دیگر بخش عمده‌ای از کشور نابوده شده است، خود مردم باید آگاه شوند، نمی‌توانیم اهداف بلندمدت کشور را قربانی اهداف کوتاه‌مدت کنیم.

نمی‌توانید بگویید چند سال دیگر این حقابه را پس می‌گیرید؟

نمی‌توانم زمان بدهم. غیبگو که نیستم، اما همیشه باید مبارزه کرد و به سمت گرفتن حق و حقوق رفت.

به نظر می‌رسد اگر بخواهید حق و حقوق محیط‌زیست را بگیرید کشور به‌هم بریزد. چطور می‌خواهید کشاورزی را که زندگی‌اش در کشت خلاصه می‌شود و طی سال‌ها برایش حق ایجاد شده از کشت و کار منع کنید؟

بالاخره تصمیم‌گیران کشور باید مواضع خود را مشخص کنند، باید به این نتیجه برسند کشور را بلندمدت می‌خواهند یا کوتاه‌مدت، ‌چون توانایی من نیز محدود است، اما همه‌اش را به کار می‌گیرم. ولی در نهایت تصمیم‌گیران، قانونگذاران و مسئولان رده اول کشور باید بگویند چه اتفاقی خواهد افتاد و مسئولیت برنامه‌ها را به عهده بگیرند. چون بدون مسئولیت‌پذیری نمی‌شود تصمیم گرفت؛ برای نمونه براساس برنامه ششم توسعه در بخش کشاورزی اگر بخواهیم ۹۵ درصد خودکفا شویم ۳۶ میلیارد مترمکعب آب بیشتر می‌خواهیم. به همین علت مسئولان باید بدانند چه تصمیم‌هایی می‌گیرند و چه تاثیری خواهند گذاشت. ‌آنها در یک خلأ اطلاعاتی برای خوشایند عده‌ای نمی‌توانند تصمیم مخرب بگیرند. دراین میان‌ متاسفانه رسانه‌ها نیز کوتاهی می‌کنند، چون باید مشکلات را تحلیل کنند ‌و حافظ منافع ملی باشند ولی به‌عنوان مثال‌ خبر پارک پردیسان خیلی خوب از سوی رسانه‌ها پوشش داده نشد.

اما برای واگذاری پردیسان نیز انتقادات زیادی به شما وارد است.

این اتفاق در راستای اهداف زیست‌محیطی بود که محیط‌زیست قادر به انجامشان نبود.

اما مسائل زیست‌محیطی برای شهرداری در اولویت نیست. شهرداری تهران حدود ۵/۱ برابر بودجه‌اش بدهی دارد. پس چگونه می‌خواهد اهداف زیست‌محیطی شما را محقق کند؟

شهرداری برای پردیسان تعهداتی دارد و می‌خواهد طرح زیست‌محیطی را اجرا کند، چون پردیسان در حال خشک شدن است پول آب و برقش را ندارد. شهرداری به داد پردیسان رسیده است.

آخر به چه قیمتی با ساخت باغچه ژاپنی و تخریب گونه‌های بومی؟

قرار است طرح محیط‌زیستی پردیسان اجرا شود.

نقدی که به شما وارد است این که روسای قبلی محیط‌زیست این پارک را حفظ کردند، اما شما آن را واگذار کردید؟

قرار شده شهرداری طرح‌های پردیسان را‌ ۱۵ سال ‌انجام بدهد و بعد از این پارک خارج شود. درباره مساله واگذاری نیز باید به عقب برگشت و دید چه کسی پردیسان را نجات داد، پردیسان را من سال ۶۷ از ‌اوقاف پس گرفتم. اولین درخت اینجا را نیز حدود ۳۰ سال پیش رهبر معظم انقلاب کاشتند.

پس چرا برخلاف این همه تلاش کوتاه آمدید تا‌ مخالفان شما بگویند آقای کلانتری که پارک پردیسان را در بیخ گوشش نتوانست حفظ ‌کند چطور می‌تواند منابع طبیعی کشور را حفظ کند.

خیلی خب، پردیسان را نمی‌توانم حفظ کنم باید آتش بزنم؟ این مساله مثل ماجرای محیط‌بان و خرسی است که داشت دهیار را می‌کشت. اینجا محیط بان باید تصمیم می‌گرفت خرس را نجات دهد یا دهیار را. این مساله یک بعدی نگری است. نباید اجازه داد بی‌پولی، نبود توانمندی و خشکسالی محیط‌زیست را نابود کند.

اما این سیاستی که در پیش گرفتید و مدام می‌گوید محیط‌زیست مستضعف و ضعیف است به نظرتان سبب کمتر شدن اقتدار نامناسب محیط‌زیست نمی‌شود؟

محیط‌زیست توانمند نیست و بی‌اختیار است. محیط‌زیست اگر تا دو ماه پاسخ مطالعات زیست‌محیطی پروژه‌ای را ندهد حذف می‌شود. این اتفاق می‌افتد، بنابراین محیط‌زیست باید قوی شود تا بتواند جواب بدهد.

برای قوی شدن سازمان حفاظت، این سیاست درستی است که در پیش گرفته‌اید‌؟

‌محیط‌زیست کارشناسان مناسب ندارد. اگر محیط‌زیست می‌خواهد قوی شود باید تقویت شود.‌

چه کسی باید محیط‌زیست را تقویت کند؟

دولت و مجلس باید محیط‌زیست را تقویت کنند.

اما آقای روحانی که بارها ادعا کرده زیست‌محیطی‌ترین دولت تاریخ است.

چون آقای روحانی نمی‌داند، ضعف‌های محیط‌زیست چیست.

نمی‌داند؟

به او نگفته‌ا‌ند و در جریانش نیست. او فکر می‌کند اینجا پر از دانشمندان درجه یک دنیاست.

شما که قبلا مشاور آقای جهانگیری بودید چرا نگفتید؟

آن زمان داخل نبودیم و از بیرون نظاره‌گر بودیم و می‌دانستم، اما وقتی اعلام نمی‌کنید توانمندی لازم را ندارید کمک‌تان نمی‌کنند. واقعا اگر محیط‌زیست توانمند باشد به نفع همه است. ما با پوشاندن ضعف به خودمان لطمه می‌زنیم، ما قطعا قوی خواهیم شد.

این مسائل را چگونه به آقای روحانی اطلاع می‌دهید تا مشکلات رفع شود؟

برنامه می‌دهیم و آنها اجرا می‌کنند. ما قرار است به دانشگاه‌ها نزدیک شده و از توانمندی علمی آنها برخوردار شویم و هر جا ضعف باشد از خارج کمک می‌گیریم. به عنوان مثال سه سال پیش درخواست کردیم پاسخ زیست‌محیطی یک طرح را بدهند، اما طرح را متوقف نکردیم و ۷۰درصد پروژه را پیش بردیم، اما محیط‌زیست پاسخی نداد.

برخی کارشناسان می‌گویند واقعا دست محیط‌زیست خالی است وحتی نمی‌تواند پروژه‌ها را ارزیابی کند.

درد اصلی محیط‌زیست همین است. معیار وجود دارد، اما توان سنجش ندارد که بتواند اظهارنظر کند. ما ضعف علمی داریم و باید آن را برطرف کنیم.

مساله دیگر این است که شما نیز مانند خانم ابتکار هیچ کدام از معاونانتان را از بدنه سازمان انتخاب نکرده‌اید‌.

من باید در این حوزه تشخیص و تصمیم‌گیری کنم مشکل محیط‌زیست همین است. اصلا قصد کوچک کردن همکارانم را ندارم، اما برای شرح وظیفه‌ای که این سازمان باید انجام بدهد کارشناسان مناسب خیلی کم دارد، چون سازمان بی‌پول و ضعیف است، نیروهای انسانی توانمند اینجا نمی‌مانند. با توجه به شرح وظیفه سنگین سازمان باید کیفی‌ترین نیروی انسانی در آن به کار گرفته شود.

یعنی در مدت حدود ۵۰ سالی که از فعالیت سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گذرد یک کارشناس در حد معاونت در سازمان وجود ندارد؟

به نظرم خیلی کم هستند، چون بنیان سازمان شکاربانی بوده و اکنون نیز حدود ۷۰ درصد نیروی آن در حوزه محیط طبیعی فعالند. این افراد برای زیستگاه و پارک‌های ملی مناسب هستند، اما کارشناسانی که امروز بیشتر مورد نیازند‌ خیلی محدود است.

آقای کاوه مدنی را چطور به عنوان معاون آموزش و پژوهش سازمان محیط‌زیست انتخاب کردید؟

ایشان صاحب‌نظر هستند درخصوص مسائلی مانند توسعه پایدار و آب. آقای مدنی جوان‌ترین استاد اروپای غربی بوده‌اند.

اما تجربه کار اجرایی نداشته‌اند؟

ایشان باید برنامه‌ریز و نظریه‌پرداز باشد و برای مشارکت مردمی و تحقیق و پژوهش کار خواهد کرد.

برای این که از نظرات کارشناسان خارج از سازمان استفاده کنید برنامه‌ای دارید، چون در زمان خانم ابتکار برخی کارشناسان گله داشتند آنها را حتی به سازمان راه نمی‌دهند؟

قرار است از خدمات‌دهی همه دانشگاه‌های کشور درخصوص مسائلی که خود سازمان در آنها ضعف دارد استفاده شود به این شکل با آنها قرارداد‌های کوتاه و بلندمدت منعقد شود.

با توجه به کاهش دما و اوج گرفتن آلودگی هوا در کلانشهرها مدتی دیگر انتقادها نسبت به شما بیشتر خواهد شد، چه برنامه کوتاه و بلندمدتی برای کاهش آلودگی هوا دارید؟ آیا سیاست‌های روسای پیش سازمان در زمینه درست بوده است؟

برخی سیاست‌ها درست بوده و باید ادامه پیدا کند، اما بخش‌هایی از آلودگی هوای تهران دیده نمی‌شود مثلا ۳۰ درصد از آلودگی هوای پایتخت به دلیل تردد شبانه کامیون‌های فرسوده است. علاوه بر این حدود ۲۰ درصد آلودگی هوای البرز و تهران هنگام وارونگی هوا به دلیل فعالیت نیروگاه شهید رجایی با سوخت مازوت است. به‌عنوان برنامه کوتاه‌مدت می‌توان این موارد را هنگام آلودگی هوا مدیریت کرد و مانع تردد کامیون‌های فرسوده و فعالیت نیروگاه‌ها با سوخت مازوت شد‌‌.

برنامه‌های بلندمدت چه؟

در بلندمدت باید مانع تولید خودروهای غیراستاندارد شد و مصرف سوخت را کاهش داد، چون یکی از کشورهای پرمصرف انرژی هستیم، علاوه بر این باید مانع فعالیت صنایع آلاینده نیز شد.

‌اما چطور می‌خواهید از لابی صنایع عبور کنید؟

ما ارگانی هستیم که باید وظیفه‌مان را انجام بدهید، اگر مسئولان بلندپایه بخواهند هوا آلوده باشد کاری از دست ما ساخته نیست، یعنی آنها باید کمک کنند. باید توجه داشت حفظ سلامت مردم به رشد اقتصادی ارجحیت دارد. ما باید درد را درست تشخیص بدهیم و راه درمانش را مشخص کنیم، به همین دلیل در زمان وارونگی هوا، کارخانجات آلاینده تعطیل می‌شود، علاوه براین باید شرایطی به وجود آورد تا مردم از حق و حقوق‌شان آگاه شوند. البته در چند سال اخیر به دلیل بهبود کیفیت سوخت از تعداد روزهای ناسالم کاسته شده است.

برای نظارت، ابزار کافی در اختیار دارید؟

مشکل همین است برای رفع این نیاز باید از دانشگاه‌ها کمک گرفت.

چقدر از جانب استانداری یا نهادهای دیگر برای انتخاب مدیر کل استان‌ها تحت فشار هستید؟

دست ما در این خصوص باز است و اگر اختلافی در این باره ایجاد شد معاون اول تصمیم خواهد گرفت. ما جلوی نظر استاندارانی که نظرشان درست نیست، می‌ایستیم.

بحثی که در استان شمالی این روزها مطرح است کشتار پرندگان مهاجر است. می‌گویند این مساله حل نمی‌شود چون بسیاری از مسئولان صاحب دامگاه هستند. خانم ابتکار در این خصوص کار تاثیر‌گذاری نکرد. شما چه برنامه‌ای برای حل این مشکل و دیگر مسائل زیست‌محیطی در استان‌ها دارید؟

یکی از دلایلی که اعتقاد دارم مدیرکل‌ها نباید بومی باشند چنین مسائلی است. من بتدریج مدیرکل استان‌ها را از بین افراد غیربومی انتخاب می‌کنم، چون بومیان گرفتار چنین مسائلی هستند و حداقل استانداردهای محیط‌زیستی را رعایت می‌کنند.

برای استان‌های سیستان و بلوچستان و خوزستان با توجه به بحران بی‌آبی و گرد و غبار ‌چه برنامه ویژه‌ای دارید؟

واقعا شرایط ساکنان این استان‌ها سخت است. تلاش شد زندگی اقتصادی این افراد ‌بهبود ‌پیدا کند، اما شرایط بدتر شد. به قول معروف خواستیم ابرویشان را درست کنیم، اما چشم‌شان را کور کردیم. وقتی سطح زیر کشت زابل را ‌بدون رعایت حق محیط‌زیست توسعه دادیم یا برای تامین آب آشامیدنی حقوق محیط‌زیست را زیرپا گذاشتیم به مشکلات افراد اضافه کردیم، چون‌ به این شکل با توسعه نامناسب آسایش کوتاه‌مدت ایجاد کردیم، اما در بلندمدت آسیب بیشتری به آنها زدیم‌. ما به دنبال این هستیم وزارت نیرو سهمیه آب برای دشت‌های اختصاص دهد تا با رهاکردن آب در این مناطق‌ پیوستگی خاک ‌حفظ ‌و پوشش گیاهی نیز در آن ایجاد شود؛ چون اگر پیوستگی خاک از بین برود گرد و غبار شدت بیشتری
خواهد گرفت.‌

سرانجام دو لایحه حمایت از محیط‌بانان و حقوق حیوانات چه شد؟

لایحه حمایت از محیط‌بانان در مجلس در حال پیگیری است و لایحه ‌حقوق حیوانات نیز در کمیسیون‌های دولت تحت بررسی است و منتظر نظر قوه قضاییه هستیم.

شایع بود خانم ابتکار به سیاست، سازمان‌های مردم نهاد و امور بین‌الملل علاقه دارند. به همین دلیل متهم به سیاسی کاری می‌شدند. شما در این باره چه نظری دارید؟

محیط‌زیست جای سیاسی کاری نیست برای سازمان‌های مردم نهاد نیز به آنها که در خدمت محیط‌زیست هستند کمک خواهیم کرد.

مهدی آیینی

مدیرانی که جنگل آتش می‌زنند

635646823685917009 (1)آتش به جان زاگرس افتاده تنوره می‌کشد و حیات را در جنگل‌های زاگرس با مرگ تاخت می‌زند؛ روزی نیست که خبرآتش سوزی در جنگل‌های زاگرس آتش به دل دوستداران محیط زیست نزند. فقط در بهار امسال بیش از 1200هکتار از اراضی جنگلی و مرتعی کشور به خاکستر بدل شده ‌ و هنوز آمار دقیقی از آتش سوزی‌های یک ماه گذشته دردست نیست. هرچند فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها ادعا می‌کند‌، آتش سوزی‌های بهار امسال در اراضی جنگلی و مرتعی کشور حدود30 درصد در سطح و 50 درصد در تعداد کاهش پیدا کرده، اما دست‌های سوخته جنگلبانان و بومیانی که برای خاموش کردن آتش از دل و جان مایه می‌گذارند، حکایت دیگری دارد.

سال‌هاست که آتش سوزی  جنگل‌های کشور به دلیل نبود نیروی متخصص و تجهیزات مناسب خسارت جبران ناپذیری به کشور تحمیل می‌کند، چراکه مسئولان زمانی از آتش سوزی مطلع می‌شوند که دیگر کار از کار گذشته و بخش وسیعی از جنگل طعمه حریق شده است.  در این بین بومیان مناطق جنگلی و سازمان های مردم نهاد به قول معروف باید جور مسئولان را بکشند،چون برخی مسئولان‌ نه فقط برای کاهش ‌آتش سوزی ها کم می‌گذارند بلکه به اشکال دیگر به مرگ جنگل دامن می زنند.

دلیل عمده آتش سوزی جنگل‌های کشور‌ چیزی نیست جز سهل انگاری انسان. براساس آمارهای به دست آمده حدود 95درصد از آتش سوزی‌ها عامل انسانی دارد و حدود 30 درصدشان عمدی است.

عمدی آتش زدن جنگل محدود به گردشگران افراد سهل انگار ‌نمی‌شود؛کم نیستند مدیرانی که دانسته دست به قتل عام جنگل می‌زنند و چند برابر آتش سوزی‌ها هر سال جنگل را  تخریب می کنند.‌

برای نمونه  هر سال به طور متوسط آتش توسعه ناپایدار به جان ‌حدود 17 هزار هکتار از اراضی جنگلی کشور می‌ افتد خسارتی به جنگل می زند که به طور قطع بیشتر از آتش سوزی های جنگل است،‌چراکه دست کم به بهانه توسعه ‌بیش از دو میلیون و 500 هزار اصله درخت از بین می رود.

بنابراین مسئولان قبل ازاینکه گناه آتش سوزی های جنگل را به پای افراد سهل انگار بیندازد باید از خود شروع کند و شرایطی ایجاد کند که شهروندان باور کنند حفظ منابع طبیعی کشور برای دولت مهم است،زیرا تنها در چنین شرایطی است که می‌توان انتظار داشت که گردشگران به جنگل احترام بیشتری بگذارند و برخی بومیان مناطق جنگلی از طریق آتش زدن جنگل با یکدیگر و سازمان‌های دولتی تسویه حساب نکنند.

مهدی آیینی

تیر خلاص چینی‌ها به ذخایر دریایی ایران در دریای عمان

صيد ترال سال‌هاست كه در بسياري از كشور‌ها ممنوع شده يا براي آن محدوديت‌هاي زيادي درنظر گرفته مي‌شود؛ زيرا در اين روش تورهايي با چشمه‌هاي كوچك را به آب مي‌اندازند و به وسيله شناور آنها را مي‌كشند در نتيجه نه‌تنها انواع آبزيان و سخت‌پوستان در آن به دام مي‌افتند، بلكه به بستر دريا نيز آسيب مي‌رسانند. علاوه بر اين آنها بچه ماهي‌هاي صيد شده و ديگر گونه‌هاي به دام افتاده را كه هدف صيدشان نبوده پس از كشتن به دريا برمي‌گردانند.

اين روش صيادي در كشورمان نيز ممنوع است و سازمان حفاظت محيط‌‌زيست با صياداني كه از اين روش استفاده كنند، برخورد مي‌كند اما مسئله اينجاست كه اين برخورد فقط به صيادان ايراني محدود مي‌شود و شناورهاي بزرگ چيني براي خود حياط خلوت مناسبي پيدا كرده‌اند.

به همين‌خاطر اگر اين روزها پاي درد دل صيادان ايراني در جنوب كشور بنشينيد، مي‌شنويد كه آنها براي امرارمعاش با سختي و خطرات بيشتري روبه‌رو شده‌اند؛ براي نمونه بايد با قايق‌هاي كوچك‌شان مسافت بيشتري از ساحل دور شوند تا شانسي براي ماهيگيري داشته باشند اما اين فاصله گرفتن بيش از حد از ساحل براي آنها خطراتي مانند غرق شدن و اسير شدن از سوي دزدان دريايي را به همراه دارد.

محيط‌زيست تجهيزات ندارد

ماجراي قانون شكني و جولان كشتي‌هاي چيني در آب‌هاي ايران و صيد ترال از سوي آنها را وقتي با پروين‌ فرشچي، معاون محيط‌زيست دريايي سازمان حفاظت محيط‌زيست در ميان مي‌گذاريم، او ماجرا را تأييد مي‌كند و در گفت‌وگو با همشهري مي‌افزايد: سازمان حفاظت محيط‌زيست هشدارهاي لازم را در اين خصوص به سازمان شيلات داده و آنها بايد مانع فعاليت كشتي‌هاي چيني شوند. او ادامه مي‌دهد: كشتي‌هاي چيني با صيد ترال به مرگ گونه‌هاي جانوري دامن مي‌زنند؛

به همين دليل با سازمان شيلات جلسه‌اي برگزار و مطرح كرديم كه چنين اتفاقي مي‌افتد. فرشچي با اشاره به اينكه سازمان شيلات ادعا مي‌كند كه صيد ترال انجام نمي‌شود، تصريح مي‌كند: متأسفانه ما كشتي و تجهيزات لازم براي پيشروي در دل دريا، بازديد و انجام بازرسي ميداني از كشتي‌هاي چيني را در اختيار نداريم.

اينكه سازمان حفاظت محيط‌زيست از امكانات لازم براي رسيدگي به اين مسئله برخوردار نيست، مسئله‌اي تأسف‌بار است كه آب پاكي را روي دست آنهايي مي‌ريزد كه ادعا مي‌كنند امكانات لازم براي حفاظت از محيط‌زيست را در اختيار اين سازمان قرار داده‌اند .

تهديد معيشت ماهيگيران بومي

«كشتي‌هاي چيني به بهانه تحقيقات و بررسي ذخاير خيارهاي دريايي(اين جاندار بدني چرم‌مانند دارد و بيشتر در كف درياها زندگي مي‌كند و نامگذاري آن به‌خاطر شكل خيار مانند آن است) وارد درياي عمان شده‌اند.» اين حقيقتي است كه محمدرضا فاطمي، كارشناس اكوبيولوژي آب و دريا در گفت‌وگو با همشهري از آن پرده برمي‌دارد و مي‌افزايد:

كشتي‌هاي چيني با صيد ترال در حق محيط‌زيست كشور جنايت مي‌كنند. آنطور كه او توضيح مي‌دهد، كشتي‌هاي چيني شبانه‌روز صيد ترال انجام مي‌دهند و به اين شكل كف دريا را جارو مي‌كنند. درواقع كشتي‌هاي چيني با تغيير ارتفاع تورهاي خود آنها را به بستر دريا هدايت كرده و تمامي گونه‌هاي آبزي و سخت‌پوست را به دام انداخته و موجب مرگ آنها مي‌شوند. فاطمي ادامه مي‌دهد: آنها با صيد آبزياني مانند ماهي مركب درآمد بسياري به‌دست مي‌آورند.

آثار مرگبار اين صيد مدتي است كه تأثيرش را روي زندگي صيادان بومي گذاشته و تا مدتي ديگر نيز سبب از بين رفتن دارايي‌هاي يك ملت خواهد شد؛ به همين‌خاطر مسئولان شيلات بايد مانع فعاليت اين كشتي‌ها شده و شرايطي را ايجاد كنند تا سازمان حفاظت محيط‌زيست امكان دسترسي به اين شناورها را پيدا كرده و فعاليت آنها را بررسي كند.

مهدی آیینی

دولت یازدهم در ترازوی محیط زیست

اولین مصوبه دولت یازدهم، احیای دریاچه ارومیه بود، اقدامی‌که با شماری از شعارهای زیست محیطی همراه شد و بسیاری را دلخوش کرد که احتمالا در این دولت تحولات مناسبی در حوزه محیط‌زیست رخ خواهد داد.اکنون اما با گذشت چهار سال دیدگاه‌ها درباره محیط‌ زیستی بودن دولت یازدهم به دو گروه تقسیم می‌شود؛ نخست آنها که با نگاهی مثبت می‌گویند ادعای دولت محقق شده چون شهروندان توجه بیشتری به محیط‌زیست می‌کنند و گروه دوم آنها که می‌گویند اتفاق ساختاری و مثبتی در حوزه محیط‌زیست نیفتاده و اگر مردم بیشتر به حفظ آن علاقه‌مند شده‌اند، تحت تاثیر فعالیت سازمان‌های مردم نهاد و رسانه‌ها بوده است.

نمی‌توان انکار کرد که در چند سال اخیر مسائل زیست محیطی بیش از گذشته مورد توجه شهروندان و برخی مسئولان قرار گرفته،این نتیجه‌ای مثبت است که اگر به‌درستی مدیریت شود، زمینه را برای بهبود شرایط محیط‌زیست کشور فراهم می‌کند.

معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست نیز معتقد است بهبود نسبی هوای کشور، تلاش‌های بین‌المللی برای مقابله با ریزگردها و کاهش سطح آتش‌سوزی ‌جنگل‌ها از جمله اتفاقات مثبتی است که در چند سال اخیر اتفاق افتاده است.

به گفته او امضا و اجرایی شدن حدود 16 تفاهم‌نامه بین‌المللی در حوزه محیط‌زیست و برگزاری حدود 52 دوره آموزشی، توانمندسازی و فرهنگ‌سازی برای حدود 600 نفر از محیط بانان، کارشناسان و تشکل‌های محیط‌زیستی از دیگر دستاورد‌های مثبت چند سال اخیر است.

اما با وجود این اقدامات مثبت، ابتکار همیشه مورد انتقاد کارشناسان بوده است و خیلی‌ها او را به سیاسی‌کاری متهم می‌کنند و می‌گویند بیشتر درگیر مسائل سیاسی و اقدامات بین‌المللی است تا مسائل زیست‌محیطی که در داخل کشور می‌گذرد.

از این گذشته به نظر می‌رسد در چند سال گذشته برای حفاظت محیط‌زیست، تعامل بین بخشی زیادی بین وزارتخانه و دستگاه‌های اجرایی کشور وجود نداشته است.

به عنوان مثال وزیر صنعت، معدن و تجارت اواخر بهمن گذشته گورخر ایرانی را که گونه‌ای در معرض خطر انقراض است را مانعی بر سر راه توسعه دانست یا دست ستاد احیای دریاچه ارومیه از بودجه خالی ماند و آنها که باید بودجه کار را می‌رساندند غفلت کردند و ارومیه به حال ناخوش خود رها شد.

نجات دریاچه خیلی دور، خیلی نزدیک

آخرین خبرها از اولین مصوبه دولت از این حکایت دارد که هیچ‌کدام از دستگاه‌های اجرایی برای نجات دریاچه ارومیه به وعده‌هایشان عمل نکرده‌اند.

این خبر تلخ را مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در آخرین نشست خبری خود مطرح کرد. به نظر او بهانه دستگاه‌های اجرایی این است که دولت بودجه کافی نداده و این در حالی‌ است که صندوق توسعه ملی هزینه طرح‌های مربوط به احیای دریاچه ارومیه را پرداخت می‌کند.

در این که احیای دریاچه ارومیه اقدامی‌ زمان‌بر است، هیچ شکی نیست، اما وقتی هیچ‌کدام از دستگاه‌های اجرایی در دولتی که مدعی است زیست‌محیطی‌ترین دولت بوده، نسبت به دریاچه ارومیه به وظیفه‌شان عمل نمی‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت که احیای دریاچه ارومیه قرار است بیش از حد زمانبر شود آن‌ هم در شرایطی که حدود سه سال گذشته حدود 1500 میلیارد تومان از اعتبارات داخلی به احیای دریاچه ارومیه اختصاص پیدا کرده است و برآورد می‌شود ستاد احیای دریاچه ارومیه برای رسیدن به اهدافش ‌به حدود 20 هزار میلیارد تومان نیاز داشته باشد.

منابع آب را فراموش نکنید

توجه دولت به محیط‌زیست با ارائه برنامه ششم توسعه بار دیگر محک خورد و برخی کارشناسان با توجه به آن هشدار دادند که برنامه ششم توسعه، کشور را می‌خشکاند.

برای نمونه عیسی کلانتری، وزیر پیشین ‌کشاورزی‌ و مشاور کنونی معاون اول رئیس‌جمهور مدتی قبل در این‌باره به جام‌جم گفت: برنامه ششم این اجازه را به دولت داده که تتمه آب کشور را حراج کند.

به نظر او برنامه ششم ضد و نقیض است، زیرا یک جا ‌آمده که سالانه باید 11میلیارد مترمکعب ‌برداشت آب کم شود، اما در جایی دیگر تاکید شده به خودکفایی 95 درصدی محصولات اساسی برسیم.

این بی‌توجهی را می‌توان در دیپلماسی آب نیز دید،زیرا برخلاف وعده‌های داده شده در این زمینه استان‌های زیادی در کشورمان در حسرت تامین حقابه تالاب‌ها هستند؛ برای نمونه زندگی بسیاری از ساکنان سیستان و بلوچستان تحت‌تاثیر خشک شدن تالاب هامون قرار گرفته و بسیاری از آنها ناچار به کوچ شده‌اند، در حالی که تاکنون تلاشی جدی برای تامین حقابه هامون نشده است.

آلودگی هوا و ریزگردها

در زمینه آلودگی هوا اتفاقات مثبتی افتاده است؛ برای نمونه برخی عوامل آلودگی هوا مانند بنزن و سرب حذف شده‌اند ‌یا نیروگاه‌ها مکلف شده‌اند به‌جای مازوت از گاز طبیعی استفاده کنند. اما مساله آلودگی هوا و طغیان ریزگردها نیز در چند سال گذشته توانایی دولت را بار دیگر در توجه به مسائل زیست محیطی به آزمایش گذاشت، زیرا در سال‌های اخیر استان‌هایی مانند خوزستان بشدت با این مساله دست به گریبان بودند.

هر چند منشأ حدود 70 درصد از ریزگرد‌ها را خارج از مرزهای کشورمان می‌دانند و در این بین شرایط آشفته کشورهای همسایه رسیدگی به آنها را دشوار می‌کند و حل این مشکل نیز مانند بیشتر مسائل زیست‌محیطی در بلند مدت امکان‌پذیر است، اما بسیاری از شهروندانی که ریزگردها، زندگی‌شان را تیره و تار می‌کند از این گله دارند که برای کاهش اثرات ریزگرد‌ها تسهیلات خاصی برای آنها قائل نشده اند و این درحالی است که گسترش دولت الکترونیک می‌تواند رفت‌وآمد‌ها در این استان‌ها را به حداقل برساند یا اگر سیستم‌های تهویه مطبوع با یارانه در اختیار ساکنان این استان‌ها قرار گیرد دست‌کم نفس کشیدن برای آنها در فضای محدود خانه‌هایشان آسان تر می‌شود و به این شکل مسئولان می‌توانند برنامه‌های بلندمدت‌شان را نیز عملی کنند.

به هر حال دولت‌ها و دستگاه‌ها می‌توانند ادعا کنند زیست‌محیطی ترین نهاد یا دولت تاریخ‌اند اما محیط‌زیستی بودن آنها زمانی اثبات می‌شود که مدیران کارآمد در دستگاه‌های متولی به کار گرفته شوند و اعتبارات لازم برای حل بحران‌های زیست محیطی اختصاص یابد؛ تشخیص این‌که چه افرادی واقعا دغدغه محیط‌زیست را دارند از آنهایی که می‌خواهند از محیط‌زیست برای خود نام و نشانی بسازند کار دشواری نیست.

توسعه حمل و نقل عمومی و اقدامات بین‌المللی

دکتر مجید عباسپور/استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس انجمن متخصصان محیط زیست ایران

نیت آقای روحانی درخصوص محیط‌زیست مشخص است، ایشان در بسیاری از سخنرانی‌هایشان به حفظ محیط‌زیست اشاره کرده‌اند‌‌ اما محیط‌زیست به یک سازمان و ارگان خاص محدود نمی‌شود.‌ مثلا گسترش ‌حمل و نقل عمومی مساله‌ای قابل توجه است که بخش هایی از آن از سوی دولت تامین می‌شود؛ در دولت نهم و دهم اعتباری به این مهم اختصاص نیافت و در دولت آقای روحانی نیز به‌دلیل کمبود اعتبار توجهی به آن نشد. درباره ریزگردها نیز که زندگی را به کام ساکنان تعدادی از استان‌ها تلخ کرده، گفته می‌شود حدود 30 درصد از منابع ریزگرد در داخل کشور است، اما کنترل 70درصدی که در خارج از کشور است نیاز به تعاملات بین‌المللی و منطقه‌ای دارد؛ تلاش‌هایی برای حل این مساله شده اما ناکافی است. به نظرم این امکان هست که از طریق سازمان ملل نسبت به کنترل منابع خارجی موفق‌تر عمل کنیم.

مدیران موهبتی، دشمن محیط‌زیست

دکتر هادی کیادلیری/رئیس دانشکده منابع طبیعی علوم و تحقیقات تهران و رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور

مشکلاتی که برای محیط زیست ایجاد شده مربوط به چند دهه گذشته است، اما درباره عملکرد آقای روحانی در فرصتی که برای حل این مساله در اختیار داشته، می‌توان تحلیل هایی داشت. برای نمونه نگاه خیلی از مردم نسبت به محیط‌زیست تغییر کرده البته شاید این تغییر نگاه از سوی خود مردم ایجاد شده‌، زیرا نگاهی به فضای مجازی یا رسانه‌ها نشان می‌دهد این تغییر بیشتر از‌‌ پایین به بالا اتفاق افتاده است. ‌اما در نگاه برخی مدیران به محیط‌زیست تغییری اساسی ‌ اتفاق نیفتاده، زیرا تغییر اساسی را باید در مسائلی مانند تخصیص اعتبارات لازم یا جذب کارشناسان خبره به سازمان های متولی ‌ جست‌وجو کرد.

البته در چهار سال گذشته کارهای خوبی هم مثل طرح تنفس جنگل که مانع بهره کشی از جنگل می‌شود، انجام شده است.

اما در این بین نقش سازمان های مردم نهاد، رسانه‌ها و مردم تاثیر بیشتری داشته، زیرا عزمی جدی از سوی دولت که مانع توسعه ناپایدار شود وجود نداشته است.‌ انتخاب مدیران در حوزه محیط زیست نیز هنوز براساس موهبت است نه شایسته سالاری. بنابراین این بیم وجود دارد که اگر مردم،متخصصان و رسانه‌ها شرایط را رصد نکنند، دوباره همه چیز به حالت اول برگردد.

اقدام به جای صحبت

دکتر محمدرضا مروی مهاجر/استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران

نقطه قوت دولت آقای روحانی در حوزه محیط‌زیست، رسیدگی به دریاچه ارومیه و نگرشی است که به طرح تنفس جنگل دارد. نقطه ضعف عملکرد ایشان در حوزه محیط‌زیست نیز ‌این است که در دولت آقای روحانی درباره محیط‌زیست صحبت زیاد شده، اما اقدام کمی را شاهد بودیم و این احساس وجود ندارد که محیط‌زیست یک قدم به جلو برداشته باشد. در چهار سال گذشته در آموزش عالی نیز بیشتر به جنبه تئوری مساله محیط‌زیست اهمیت داده شد‌ تا جنبه واقعی. از این نظر می‌توان گفت این مساله نیز یک نقطه ضعف ‌ است، اما مساله مثبت دیگری که سال های اخیر شاهد آن بوده‌ایم این است که در رسانه‌ها و جوامع معمولی تفکر محیط‌زیستی پیشرفت داشته است، هرچند متاسفانه رفتار زیست‌محیطی تغییری نداشته است. به نظرم این تغییرات نیز بیشتر تحت تاثیر سازمان های مردم نهاد و رسانه‌ها اتفاق افتاده است.

راهکار مناسب را انتخاب کنید

دکتر پرویز کردوانی/استاد دانشگاه

دولت آقای روحانی تنها دولتی بود که قبل از روی کار آمدن نیز شعار محیط زیستی بودن داد. این دولت ابتدا کارش را با دریاچه ارومیه شروع کرد، اما من همان روز اول نیز نسبت به نتیجه بخش نبودن این تلاش‌ها هشدار دادم.

متاسفانه در چند سال گذشته آلودگی هوا در شهرها بیشتر شد‌ه، تالاب‌های بیشتری خشک شده‌اند، حیات‌وحش شرایط نامناسب‌تری پیدا کرده و جنگل‌های کشور نیز بیشتر از گذشته دچار آفت شده‌اند.

‌برای ریزگردها نیز فقط شعار داده شده ‌و راهکارهایی مانند پاشیدن مالچ نفتی را انتخاب کرده‌اند که راهکار مناسبی نیست.‌

مهدی آیینی

حیات‌وحش در توبره قاچاقچیان

خزنده، گربه‌سان، پرنده و چهارپا‌ فرقی نمی‌کند؛ این روزها قاچاقچیان حیات‌وحش به تمام گونه‌های جانوری کشورمان چشم طمع دوخته‌اند تا با زنده‌گیری و فروش آنها پول زیادی به جیب بزنند؛ آنقدر زیاد که براساس آمارهای جهانی، گردش مالی بازار سیاه قاچاق حیات‌وحش بیش از 20 میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود و به همین سبب خیلی‌ها قاچاق حیات‌وحش را پس از قاچاق مواد مخدر، انسان و اسلحه پرسودترین بازار سیاه جهان می‌دانند‌.

با به پایان رسیدن زمستان، فصل «بازگیری» در کشورمان تمام شده و فعالیت قاچاقچیان پرنده‌های شکاری خیلی کمتر از پاییز و زمستان‌ است، اما در عوض قاچاقچیان زیادی هستند که چشم طمع به گونه‌های جانوری دیگر کشورمان دوخته‌اند.

بهار، فصل زاد و ولد گونه‌های جانوری ‌است. به همین دلیل بسیاری از متخلفان با زنده‌گیری نوزادان حیات‌وحش به آتش قاچاق حیات‌وحش می‌دمند تا شرایط محیط‌زیست کشورمان شکننده‌تر از گذشته شود.

کم نیستند تبهکارانی که با زنده‌گیری بره‌های گونه‌هایی مانند کل و ‌بز و قوچ و میش و فروش آنها به کشورهای حاشیه خلیج فارس پول زیادی به جیب می‌زنند، اما این افراد نمی‌دانند با این تخلف چه آسیب جبران‌ناپذیری به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کنند.

انسان در برابر حیات‌وحش

قاچاقچیان حیات‌وحش نظم طبیعت را به هم می‌زنند. آنها با خارج کردن گونه‌های جانوری از زیستگاهشان شرایط را برای تقابل حیات‌وحش و انسان فراهم می‌کنند. برای نمونه با زنده‌گیری بره‌های چهارپایان و قاچاق آنها به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس شاید باغ و باغچه‌های برخی شیوخ عرب مجلل‌تر شود، اما حدود 70 درصد گونه‌های جانوری حین قاچاق جان خود را از دست می‌دهند و آسیبی که به محیط‌زیست کشورمان وارد می‌شود به هیچ وجه قابل جبران نیست.

طاهر قدیریان، کارشناس حیات‌وحش در گفت‌وگو با جام‌جم درباره آسیبی که قاچاق حیات‌وحش به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کند، می‌گوید: براحتی می‌توان تاثیر این تخلف را روی اکوسیستم و جامعه محلی دید؛ به عنوان مثال در فصل بهار که قاچاقچیان حیات‌وحش بره‌های کل و بز به کشور‌های حاشیه خلیج فارس قاچاق می‌کنند، خیلی از این بره‌ها پس از جدا شدن از مادرشان تلف می‌شوند، زیرا از خوردن شیر محروم می‌شوند. این در حالی است که تخلیه نشدن شیر ‌حیوانات ماده نیز سبب بروز عفونت شده و بیماری و مرگ این حیوانات را در پی دارد.

اشتباه پشت اشتباه

آسیبی که قاچاقچیان حیات‌وحش با زنده‌گیری بره‌های چهارپایان به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کنند به همین موارد محدود نمی‌شود، زیرا کاهش جمعیت گونه‌هایی مانند کل و بز زمینه را برای تقابل انسان با دیگر گونه‌های جانوری فراهم می‌کند.

آن طور که قدیریان می‌گوید، وقتی جمعیت گونه‌هایی مانند کل و بز در زیستگاهی کاهش پیدا کند، گونه‌های گوشتخوار مانند گرگ، پلنگ و خرس در جست‌وجوی طعمه به زیستگاه‌های انسان نزدیک می‌شوند.

به همین سبب است که در سال‌های اخیر دامداران همیشه از حمله گونه‌هایی مانند گرگ و پلنگ به دام‌هایشان گله دارند.

تقابل منافع انسان و حیات‌وحش سبب می‌شود برخی کشاورزان و دامداران کمر به قتل گونه‌های جانوری ببندند؛ کم نیستند دامدارانی که با طعمه مسموم زمینه را برای مرگ گونه‌هایی مانند گرگ و پلنگ مهیا می‌کنند، اما مرگ این گونه‌های جانوری نیز تهدید‌های بیشتری برای محیط‌زیست به همراه دارد، ‌چراکه حذف هر گونه جانوری چرخه طبیعی را از حالت تعادل خارج می‌کند.

مد مرگبار

نگهداری از جانوران وحشی بجز در باغ وحش‌های استاندارد ممنوع است، اما این قانون برای خیلی‌ها اهمیت ندارد، چراکه افراد زیادی هستند این روزها از مد مرگباری پیروی می‌کنند که براساس آن نگهداری از حیات‌وحش به نوعی برایشان اعتبار می‌آورد.

این افراد خودخواه که اغلب تازه به دوران رسیده نیز هستند، گونه‌های جانوری مانند خرس، پلنگ، گرگ، شیر و پرندگان را در قفس‌های کوچک و شرایط نامناسب نگهداری می‌کنند تا به خیال خودشان اطرافیان به حالشان غبطه بخورند.

برای نمونه مدتی پیش سازمان حفاظت محیط‌زیست با خبر شد در منطقه میدان هفت تیر تهران شخصی روی پشت‌بام آپارتمانش از یک شیر نگهداری می‌کند.

دکتر هومن ملوک‌پور، جراح دامپزشک و عضو کمیته حیات‌وحش نظام دامپزشکی کشور نیز مد شدن چنین گرایش‌هایی را تایید می‌کند و می‌گوید:‌ برخی قشرهای خاص در جامعه تمایل به ایجاد باغ وحش‌های اختصاصی پیدا کرده‌اند و در شرایط نامناسب و قفس‌های کوچک از گونه‌هایی مانند‌ شیر و ‌پلنگ نگهداری می‌کنند.‌

به گفته او خارج کردن ‌گونه‌های جانوری یا گیاهی از زیستگاه‌های بومی، ‌زنجیره حیات را در زیستگاه بهم می‌زند به همین دلیل باید با قاچاقچیان حیات‌وحش به شکل جدی برخورد کرد.

در واقع شکارچیان با خارج کردن گونه‌هایی مانند شیر، پلنگ و خرس از زیستگاه‌های طبیعی باعث می‌شوند جمعیت گونه‌های دیگر جانوری که طعمه این گوشتخواران هستند افزایش پیدا کرده و سبب تخریب زیستگاه و شیوع بیماری بین گونه‌های جانوری شوند. ‌برای نمونه سال 94 با طغیان بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در بسیاری از زیستگاه‌ها، برخی کارشناسان علت شیوع این بیماری را تعداد کم جانوران گوشتخوار دانستند؛ چراکه به شکل طبیعی گوشتخوران طعمه‌های ضعیف را شکار کرده و گونه‌های قوی‌تر باقی می‌مانند و در نتیجه بیماری کمتری بین گله‌های چهارپایان شیوع پیدا می‌کند.

قاچاق توله خرس برای جنگ

گونه‌های جانوری زیادی از کشورمان قاچاق می‌شوند، اما هدف همه خریداران نگهداری از آنها در باغ وحش‌های اختصاصی نیست و کم نیستند سودجویانی که توله خرس‌ها را می‌خرند تا آنها را با سگ‌ها جنگ بیندازند و از این راه کسب درآمد کنند.

طاهر قدیریان، کارشناس حیات‌وحش در این باره می‌گوید: برخی قاچاقچیان حیات‌وحش توله خرس‌ها را به پاکستان قاچاق می‌کنند تا آنها را به افرادی بفروشند که از طریق نمایش جنگ سگ‌ها و خرس‌ها کسب درآمد می‌کنند.

به گفته او، مدتی پیش نیز این بحث داغ بود که نوعی مارمولک در ایران زندگی می‌کند که خاصیت دارویی دارد. به همین دلیل بسیاری از قاچاقچیان حیات‌وحش زیستگاه‌های کشور را در جست‌وجوی این گونه به قول معروف شخم زدند.

نگهداری در باغ وحش‌های اختصاصی و جنگ انداختن گونه‌های جانوری تنها انگیزه خریداران و قاچاقچیان حیات‌وحش نیست؛ بسیاری از آنها گرفتار خرافاتی هستند که بهانه‌ای شده برای قتل عام حیات‌وحش.

باورهای مرگبار

کم نیستند افرادی که هنوز تصور می‌کنند جغد‌ها شومند یا مارمولک‌ها سمی‌ هستند، در کنار این افراد ساده لوح، برخی باورهای خطرناک‌تری دارند. متاسفانه آنها تصور می‌کنند خوردن یا همراه داشتن قسمت‌هایی از جسم گونه‌های جانوری برای آنها خاصیت درمانی یا ماورایی دارد.

برای نمونه هستند افرادی که فکر می‌کنند زبان خرس می‌تواند بواسیر را درمان کند یا با خوردن گوشت این گونه برخی ضعف‌هایشان جبران می‌شود. چنین خرافاتی روی زندگی بسیاری از گونه‌های جانوری مانند ببر، گرگ، مار، کفتار، خرس، شانه به سر، هوبره و… سایه انداخته است.

قدیریان می‌گوید: این روزها نیز برخی افراد تصور می‌کنند خوردن گوشت «تشی» مرهم بسیاری از دردهاست. به همین خاطر این گونه جانوری را شکار می‌کنند.

‌آن طور که او می‌گوید، چنین خرافاتی سبب بحرانی شدن وضع گورخر ایرانی نیز شد. چون این باور بین برخی وجود دارد که روغن این حیوان باعث تسکین درد و بیماری می‌شود‌.

تقویت جوامع محلی

سود بالای قاچاق حیات‌وحش و بیکاری و ناآگاهی در بین برخی جوامع محلی دست به دست هم داده تا قاچاق حیات‌وحش با سرعت بیشتری اتفاق بیفتد.

خیلی از بومیانی که در حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش زندگی می‌کنند، برای کسب درآمد کمر به نابودی حیات‌وحش بسته‌اند متاسفانه کم نیستند افرادی که تصور می‌کنند گونه‌های جانوری منطقه به دلیل نزدیکی زیستگاه به محل زندگی‌شان به آنها تعلق دارد.

کمبود محیط‌بان نیز زمینه را برای این فرصت‌طلبان فراهم می‌کند. به همین دلیل آنها با زنده‌گیری نوزادان حیات‌وحش و فروش آنها، آسیب جبران‌ناپذیری به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کنند. این در حالی است که سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز برخلاف کمبود حدود 5000 محیط‌بان، از توانایی جوامع محلی بهره نمی‌برد.

در کنار سازمان حفاظت محیط‌زیست، دستگاه‌ها و نهادهای دیگر نیز باید برای مقابله با قاچاق حیات‌وحش بدرستی عمل کنند. زیرا مقابله با مافیای قاچاق حیات‌وحش تنها زمانی امکان‌پذیر است که کارفرابخشی مناسبی در این حوزه صورت بگیرد، یعنی نیروی انتظامی، قوه قضائیه، گمرک و… دیگر نهاد‌های تاثیرگذار عرصه را برقاچاقچیان حیات‌وحش تنگ کنند.

تا زمانی که سازمان حفاظت محیط‌زیست با کمبود حدود 5000 نیرو دست به گریبان است و از نیروی جوامع محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد استفاده نمی‌کند، نمی‌توان امیدوار بود قاچاق حیات‌وحش در کشورمان
کمرنگ شود.

 مهدی آیینی

مهار‌آسیب‌های فضای مجازی، اولویت امسال

در سالی که گذشت حساسیت‌ها نسبت به گسترش آسیب‌های اجتماعی افزایش یافت؛ ‌اعتیاد، بیکاری، حاشیه‌نشینی، طلاق و فساد اخلاقی به عنوان اولویت‌های این حوزه انتخاب شدند‌، اما سیاست‌گذاری‌های انجام شده به نتیجه نمی‌رسد مگر این‌که دستگاه‌های اجرایی کشور برای اجرای آنها قدم‌های جدی بر دارند.سه‌شنبه همزمان با ولادت حضرت علی‌(ع)، روز مددکاران اجتماعی است، افرادی که اگر بدرستی آموزش داده شده و از ظرفیت‌شان استفاده شود می‌توانند در حل آسیب‌های اجتماعی نقش چشمگیری داشته باشند. در گفت‌وگوی کوتاه با ‌حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور از نیازهای لازم برای برخورد با آسیب‌های اجتماعی و نقش مددکاران اجتماعی سخن می‌گوییم.
  • سال 95 نسبت به سال‌های گذشته در حوزه سیاستگذاری‌های اجتماعی موفق‌تر بودیم با این نظر موافقید؟

بدون شک ورود مقام معظم رهبری و برگزاری جلسات و گزارشگیری‌های مستمر در ایجاد حساسیت‌ها نسبت به مسائل اجتماعی تاثیر گذار بود.‌ به نظرم از منظر سیاستگذاری، 95 سالی کاملا متفاوت نسبت به همه سال‌های بعد از انقلاب بود،زیرا در برنامه ششم توسعه و احکام دائمی برنامه توسعه و سایر سیاستگذاری‌ها در قوای مختلف نیز ‌توجه بیشتری به آسیب‌های اجتماعی شد.

  • اما در برنامه ششم توسعه ابتدا به مسائل اجتماعی پرداخته نشده بود.

البته در کنار ورود مقام‌های ارشد کشور به بحث آسیب‌های اجتماعی روند افزایش آسیب‌های اجتماعی و رشد هزینه آسیب‌های اجتماعی که کشور در این حوزه متحمل می‌شود نیز‌ سبب شد حساسیت‌ها نسبت به این مهم افزایش یابد. درست است در برنامه ششم که از سوی دولت ارائه شد ابتدا توجهی به این مساله نشده بود، اما حساسیت‌های ایجادشده باعث شد‌ در قانون برنامه و احکام دائمی برنامه توسعه توجه بیشتری به مسائل اجتماعی ‌شود و سازمان بهزیستی را به عنوان متولی سلامت اجتماعی در نظر بگیرند.

  • سیاستگذاری‌های خوبی انجام شده، اما مهم اجرای مناسب این برنامه‌هاست.

درست است. در کنار سیاستگذاری باید دید چقدر برنامه‌های اجرایی در راستای این سیاستگذاری‌ها قرار می‌گیرد. یکی از نگرانی‌های ما این است که با نزدیک شدن به برگزاری انتخابات، حوزه اجتماعی تحت‌تاثیر قرار گرفته و از آن غفلت شود. نباید فراموش کنیم که حوزه اجتماعی نیازمند توجه بیشتر، برنامه‌ریزی و الزام تهیه پیوست‌های اجتماعی است،زیرا هر تصمیمی که گرفته می‌شود باید پیامد‌های اجتماعی آن را از قبل بررسی کنیم.

  • برای نتیجه‌گیری بهتر نگاه به مساله آسیب‌های اجتماعی چقدر باید تغییر کند؟

برای کنترل این مسائل نگاه جزیره‌ای نباید داشته باشیم، بدون شک استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی ‌و بهره‌گیری از ظرفیت مدیریت شهری فرصت‌هایی است که می‌توان از آنها در حل مسائل اجتماعی بهره گرفت، اما باید توجه داشت که فعالیت در حوزه اجتماعی سخت است چون موضوعات پیچیده‌ای دارد و نمی‌توان با مسائل عمرانی‌ مقایسه‌اش کرد. در واقع آسیب‌های اجتماعی نوزایی دارند و نیاز است برای کنترل آنها هوشمندی و آینده‌نگری داشت. باید تاکید کرد که آسیب‌های اجتماعی یک زنجیره است؛ مثلا زندگی در مناطق حاشیه‌ای آسیب نیست، اما عوارضی به همراه دارد.

  • به نظرتان امسال باید به چه آسیبی بیشتر توجه کرد؟

مبارزه با ‌آسیب‌های فضای مجازی موضوعی است که باید بیشتر به آن توجه کرد، اما در کنار نگاه ملی به این مسائل باید نگاه بومی نیز داشت.

  • اما به نظر می‌رسد نگاه بومی و منطقه‌ای به آسیب‌های اجتماعی وجود ندارد.

گاهی در یک استان ممکن است مناطق حاشیه‌نشین نباشد، اما ممکن است مسائل دیگری مطرح و در اولویت باشند، به همین دلیل ‌در کنار نگاه ملی باید نگاه بومی منطقه‌ای نیز به مسائل اجتماعی داشت و فراموش نکرد که آسیب‌های اجتماعی زنجیره هستند، یعنی اگر بخواهیم روی اعتیاد یا طلاق کار کنیم نباید این مسائل را به شکل جزیره ببینیم.

  • امروز روز مددکاران اجتماعی نیز هست، به نظرتان جدی‌ترین مسائلی که مددکاران با آن روبه‌رو هستند، چیست؟

امسال برای سی و دومین سال ‌در روز ولادت حضرت علی(ع) روز مددکار را نیز جشن می‌گیریم‌. مددکاری اجتماعی ظرفیت زیادی دارد، زیرا در تعریف‌های جدید، نقش مددکاری اجتماعی باید‌ در توسعه، تغییر، نظم، انسجام، سلامت و نشاط و تسهیل‌گری‌ و رفاه اجتماعی مشخص شود. مددکاران اجتماعی باید به اندازه کافی قوی شوند، آنها نیازمند سازمان نظام مددکاری اجتماعی هستند، نظام آموزشی در حوزه مددکار اجتماعی نیز متناسب با نیاز مددکاران نیست‌. افزون براین در بسیاری از حوزه‌ها مدیریت‌های حوزه مددکاری اجتماعی را به افراد غیر‌متخصص واگذار کرده‌اند‌ و مساله دیگر نیز ثبت روز ملی مددکاری اجتماعی در تقویم است.

مهدی آیینی

چنگ فرسوده ها بر گلوی آسمان

خودروهای فرسوده از تردد منع شدند، خرید و فروش خودروهای فرسوده ممنوع شد؛ حرف از خودروهای فرسوده زیاد است، اما دست‌انداز‌های زیادی پیش روی افرادی است که می‌خواهند خودروی فرسوده‌شان را نو کنند؛ دردسرهایی که باید آن را تیر خلاصی برای آسمان آبی دانست؛ از تسهیلات با کارمزد بالا بگیرید تا یافتن ضامن معتبر و کاغذبازی نفسگیر.
حدود یکصد هزار خودروی فرسوده در تهران تردد می‌کنند که اگر آمار خودروهای کاربراتوری را نیز به آنها اضافه کنید، آمار 400 هزار خودرو به دست می‌آید که ‌آلایندگی بیشتری نسبت به دیگر خودرو‌ها دارند. برای نتیجه‌گیری بهتر درباره میزان آلایندگی این خودرو‌ها می‌توان سهم آلایندگی آنها را کنار سهم حدود چهار میلیون خودرو‌یی که در تهران تردد می‌کنند، گذاشت.

هرچند تعداد خودروهای آلاینده تهران 10 درصد از ناوگان حمل و نقل این کلانشهر را تشکیل می‌دهد، اما آن‌طور که نواب حسینی‌منش، دبیر معاینه فنی کلانشهرهای کشور در گفت‌وگو با جام‌جم توضیح می‌دهد حدود 32 درصد از آلودگی هوای تهران به دلیل تردد این خودروهاست‌.

بنابراین با از رده خارج شدن خودروهای فرسوده بخش قابل توجهی از آلودگی هوای کلانشهرها حل خواهد شد و از خسارت آلودگی هوا که سالانه‌ حدود 30 میلیارد دلار است نیز کاسته می‌شود.‌

عشق فرسوده

از رده خارج کردن خودروهای فرسوده در کشورهای موفق روالی مشخص و سریع دارد؛ در این کشورها با توجه به سن خودرو ‌هزینه‌های عوارض و بیمه خودرو به شکل تصاعدی افزایش پیدا می‌کند. افزون بر این خودرو در همه جای دنیا به عنوان کالای مصرفی شناخته می‌شود، اما در ایران اغلب افراد دید سرمایه‌ای به آن دارند، به همین خاطر خانواده ایرانی سعی می‌کند آن را نگه‌دارد در نتیجه تمایل کمتری برای از رده خارج کردن خودرو در کشورمان وجود دارد.

آن‌طور که دبیر معاینه فنی کلانشهرهای کشور می‌گوید سن فرسودگی برای خودروهای سنگین و شخصی 20 سال، تاکسی ده سال و اتوبوس‌های شهری 8سال است‌.

هفت‌خوان نوسازی

حدود 17 میلیون خودروی پلاک ایران در کشور وجود دارد، اما تعداد خودروهای فرسوده هیچ وقت بدرستی اعلام نشده است.

برای نمونه حمیدرضا فولادگر، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس می‌گوید در 10 سال اخیر ‌یک میلیون و 900 هزار خودروی فرسوده اسقاط شده و یک میلیون و 250 هزار خودروی فرسوده باقی مانده است.

این درحالی است که اواخر سال گذشته معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت در چند سال اخیر‌ 900 هزار خودروی فرسوده و 60 هزار تاکسی فرسوده جمع‌آوری شده‌اند.

آن‌طور که دبیر معاینه فنی کلانشهرهای کشور ‌ می‌گوید سن فرسودگی خودرو‌های تولید داخلی که‌ در ناوگان حمل و نقل عمومی فعالند حدود پنج سال‌ است.

به همین دلیل دست‌کم سازوکار از رده خارج کردن خودروهای فرسوده حمل و نقل عمومی باید سرعت بیشتری بگیرد.

اما راننده تاکسی‌ها و افرادی که برای از رده خارج کردن خودروی فرسوده خود آستین بالا زده‌اند، می‌گویند برای نو کردن خودرویشان، رنج بسیاری کشیده‌اند. یکی از رانندگان تاکسی پایتخت در گفت‌وگو با جام‌جم از این می‌گوید که شش سال برای از رده کردن خودرواش تلاش کرده است.

او یکی از سختی‌های کار را یافتن ضامن با گواهی کسر از حقوق می‌داند و می‌افزاید: من و بسیاری از همکارانم برای گرفتن وامی که کارمزدش هم کم نیست، رنج کشیده و می‌کشیم؛ چون یافتن ضامنی که گواهی کسر از حقوق داشته باشد برای ما که اطرافیانمان کارمند نیستند، دشوار است.

آن‌طور که این راننده تاکسی توضیح می‌دهد او 20 میلیون تومان وام با کارمزد 16 درصد گرفته و به همین خاطر هر ماه حدود600 هزار تومان قسط می‌دهد و در روزگاری که بیشتر خودروهایی که در شهرها تردد می‌کنند مسافرکش هستند خیلی آسان نیست که چنین اقساطی را پرداخت کند.

مشکل اقشار ضعیف جامعه

در بین رانندگان تاکسی کم نیستند افرادی که با خودروی پیکان اقدام به جا‌به‌جایی مسافر می‌کنند؛ این افراد که بیشتر از اقشار ضعیف جامعه هستند، انتظار دارند دولت تسهیلات مناسبی در اختیار آنها قرار دهد، زیرا وام با کارمزد بالا به مشکلات آنها دامن می‌زند.

درواقع دولت با در نظر نگرفتن تسهیلات مناسب به دیگر اقشار جامعه نیز خسارت می‌زند، زیرا تنفس در هوای پاک ابتدایی‌ترین حق شهروندان است و مسئولان باید برای برآورده شدن آن تلاش کنند.

یک بام و دو هوای دولت

سال 94 دولت تسهیلات ویژه‌ای برای خودروسازان در نظر گرفت و به این شکل 110 هزار دستگاه خودرویی که در انبار خودروسازان بود به فروش رفت، بدون این‌که توجهی به از رده خارج کردن خودرو‌های فرسود شود، به همین دلیل شهروندان انتظار دارند دولت این غفلتش را جبران کند.‌

محمدمهدی گلمکانی، رئیس مرکز مدیریت محیط‌زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران دلیل اصلی از رده خارج نشدن خودرو‌های فرسوده را تامین نشدن منابع مالی می‌داند و می‌گوید:‌ منابع لازم باید در اختیار دستگاه‌های مربوط قرار گیرد تا آنها بتوانند خدمات مناسبی در زمینه نوسازی خودرو‌های فرسوده ارائه کنند.

آن‌طور که او می‌گوید‌: بسیاری از ظرفیت‌های حمل و نقل عمومی در اختیار بخش خصوصی است و اگر از آنها حمایت نشود، آلودگی هوای کلانشهر‌ها بدرستی رفع نخواهد شد.

مساله دیگری که باید به آن توجه داشت، پرهیز از بوروکراسی برای از رده خارج کردن خودروهای فرسوده است، زیرا چنین مشکلاتی می‌تواند شهروندان را دلسرد کرده و آنها را تشویق کند خودروی فرسوده خود را حفظ کنند.

خودرو‌های فرسود نقش چشمگیری در آلودگی‌های زیست‌محیطی و مرگ شهروندان در سوانح ترافیکی دارند، به همین دلیل دولت‌ها باید توجه ویژه‌ای به از رده خارج کردن خودرو‌های فرسوده داشته باشند و با ارائه تسهیلات مناسب ‌شهروندان را تشویق به این کار کنند.

رانندگان فراموش شده

براساس تصمیم اخیر نمایندگان مجلس، تردد وسایل نقلیه موتوری فرسوده ممنوع شده و پلیس موظف به جریمه متخلفان است،‌ هرچند دولت نیز موظف شده از محل صرفه‌جویی حاصل از بهبود و مدیریت سوخت، تسهیلات لازم جهت جایگزینی خودروهای فرسوده حمل و نقل عمومی را فراهم کند، اما بیشتر رانندگان تاکسی ازاین می‌ترسند که با اجرای این قانون نتوانند هزینه زندگی‌شان را تامین کنند.

مهدی آیینی

درخت کُشی

عکس یادگاری دو نوجوان با درختی شعله‌ور؛ این تصویری بود که خیلی زود فضای مجازی را پر کرد و ‌این زخم کهنه را تازه کرد که حفظ محیط زیست برای بسیاری از مدیران و شهروندان هنوز اهمیت ‌ندارد که اگر غیر از این بود با‌ وجود قوانینی که از منابع طبیعی کشور به شکل مشخص دفاع می‌کند، هیچ‌کس به خود اجازه نمی‌داد با‌ درختان شعله‌ور عکس یادگاری بگیرد یا به بهانه توسعه‌ دستور قلع و قمع درختان را صادر کند.
انتشار این تصاویر واکنش هنرمندانی همچون پرویز پرستویی و رضا کیانیان را برانگیخت به طوری که آنها در فضای مجازی خواستار برخورد قاطع با متخلفان شدند اما قانون برای حفظ محیط‌ زیست به سخره گرفته شده و این مساله‌ای است که به نابودی محیط‌زیست کشور دامن زده؛ زیرا با وجود قوانین روشنی مانند اصل 50 قانون اساسی، ماده 675 قانون مجازات اسلامی و ماده 45 و 46 قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها، قانون‌شکنان آن‌قدر راحت تبر به ریشه درختان نمی‌زدند.

خون‌بهای ارزان

وقتی پای قوانین برای حفظ درختان به میان می‌آید کارشناسان نظرات متفاوتی دارند؛ برخی می‌گویند به اندازه کافی قانون در این باره وجود دارد برخی نیز می‌گویند قوانین باید بازنگری شود.

اما مساله‌ای که خیلی از مسئولان از گفتن آن ابا دارند این است که قانون جریمه مناسبی برای قطع درختان در نظر نگرفته،چون براساس قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل‌ها جریمه‌ای که برای قطع هر مترمکعب چوب جنگلی درنظر گرفته شده بین 200 تا 500 هزار تومان است (بسته به نوع درخت) اما قاچاقچیان هر متر مکعب چوب را حدود یک میلیون تومان می‌فروشند و به همین دلیل نباید انتظار داشت قاچاقچیان یا تخریب کنندگان جنگل از قانون ترسی داشته باشند.

این درحالی است که قوانین دیگری نیز در حمایت از درختان وجود دارد که اگر بدرستی اجرا شوند می‌توان به حفظ محیط زیست کشور امیدوار بود.

مساله دیگر عملکرد نامناسب دولت و شهرداری‌هاست، زیرا طرح‌های توسعه هر سال بیش از آتش‌سوزی جنگل‌ها به قلع و قمع درختان می‌انجامد (برآورد می‌شود هر سال دست کم دو میلیون و 500 هزار اصله درخت قربانی توسعه ناپایدار شود) و این درحالی است که در شهرهای کوچک و بزرگ نیز به بهانه‌های مختلف باغ‌ها را می‌خشکانند تا جا برای ساخت آسمانخراش‌ها فراهم شود.

بنابراین تا زمانی که دولت ثابت نکند حفظ درختان برایش در اولویت قرار دارد، انتظار نمی‌رود مردم عادی نیز برای حفظ منابع طبیعی سنگ تمام بگذارند.

غسل درختان با قانون

براساس ماده 675 قانون مجازات اسلامی نیز قانونگذار برای هرکس که عمدا ‌جنگل را آتش بزند‌ دو تا پنج سال حبس در نظر گرفته است.

قاضی کرامت بلاغی با اشاره به این قانون درباره این‌که آیا آتش روشن کردن پای درخت، آتش زدن عمدی جنگل محسوب می‌شود یا نه؟ به جام‌جم توضیح می‌دهد: برای نمونه تصویری که اخیرا از دو نوجوان متخلف در فضای مجازی منتشر شده نشان می‌دهد متخلفان عمل آتش زدن را انجام داده‌اند، زیرا در اثر عمل آنها ممکن است یک یا چند اصله درخت آتش بگیرد.این در حالی است که دادگاه می‌تواند با توجه به شرایط و نیت متهمان برای آنها تخفیف در نظر بگیرد.

آن‌طور که قاضی بلاغی می‌گوید حتی پرت کردن عمدی ته سیگار روشن در جنگل نیز چنین تعریفی دارد، چون در عرصه‌های جنگلی تابلوهایی قرار داده شده که نسبت به آتش گرفتن جنگل و درختان هشدار می‌دهد. در این بین اگر شخص‌ اثبات کند که عمدا این‌کار را انجام نداده است نیز براساس قانون باید خسارت مالی پرداخت کند.

دهن کجی به قانون

گرفتن عکس یادگاری هنگام تخلف نیز به نوعی دهن کجی به قانون است، زیرا به نظر می‌رسد متخلفان خواسته اند به این شکل شهرتی کاذب به دست آورده و دیگران را نیز تشویق به تخریب محیط‌زیست کنند. به همین دلیل انتظار می‌رود‌ برای آنها مجازات مناسبی در نظر گرفته شود.

افزون براین ‌چون ‌در جامعه ما چنین رفتار‌های زشتی خیلی زود اشاعه پیدا می‌کند، زشت بودن عمل را نیز هنگام صدور حکم باید در نظر گرفت.

بلاغی معتقد است برای حفظ جنگل و درختان قوانین مناسبی وجود دارد و اگر قرار است مجازات جایگزین برای این متخلفان در نظر گرفته شود باید در فرصت مناسبی به درختکاری و حفاظت از محیط زیست گمارده شوند؛ به شکلی که برای دادگاه ثابت شود در این زمینه تلاش کرده‌اند.

در انتظار حکم مناسب

دو متهم نوجوانی که با درخت شعله‌ور عکس یادگاری گرفته‌اند در استان مازندران شناسایی و دستگیر شده‌اند و در اختیار مقام قضایی قرار دارند تا حکم مناسبی برای آنها صادر شود.

سرهنگ قاسم سبزعلی، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور نیز با تائید خبر دستگیری متخلفان در گفت‌وگو با جام‌جم به قوانینی اشاره می‌کند که برای حفظ درختان در نظر گرفته شده است.

آن‌طور که او می‌گوید، براساس ماده 45 و 46 قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع هر شخصی که مبادرت به آتش زدن درختان جنگلی کند به سه تا 12 ماه حبس محکوم می‌شود و متخلفان برای قطع هر اصله درخت نیز باید جریمه و خسارت پرداخت کنند.

تخریب علنی و بدون ترس منابع طبیعی کشور نشان می‌دهد برنامه‌های مسئولان برای حفظ محیط‌زیست کشور راه به‌ جایی نبرده و بهتر است با اصلاح برنامه‌های خود به شهروندان ثابت کنند حفظ محیط‌زیست برایشان واقعا مهم است تا به این شکل ‌آتشی که به جان محیط زیست افتاده دست‌کم اندکی فروکش کند.

مهدی‌ آیینی

پزعالی، زباله‌ خالی

635646823685917009 (1)رودخانه و دریاچه‌هایی که به‌جای آب در آنها زباله موج می‌زند؛ زمین سوخته و زخم خورده‌ای که از آن دود بلند می‌شود‌؛ جنگل و پارک‌هایی که به‌جای گل در آنها‌ کیسه و بطری‌های پلاستیکی به چشم می‌خورد، منابع آب و خاکی که باقیمانده مواد خوراکی و شیمیایی‌ تهدیدشان می‌کند؛‌ شاخ و برگ شکسته گل و درخت‌هایی که تازه جوانه زده‌اند و…

اینها برخی از تصویرهایی است که از دیروز به یادگار مانده، تصویرهایی که در نگاه اول ‌به سکانس‌هایی از فیلمی ترسناک یا مسیری که غول‌های قصه از آن عبور کرده‌اند بیشتر شبیه است تا جشن گرفتن روز طبیعت!

سال‌هاست که ردپای خیلی از انسان‌ها در طبیعت چیزی نیست جز تخریب و آلودگی. اتفاقی که به ظاهر بسیاری از آدم‌ها مخالف آن هستند، آدم‌هایی که از هر قشری در آنها پیدا می‌شود از خبرنگار و پزشک گرفته تا هنرمند و اهل سیاست.

حفظ محیط زیست برای خیلی‌ها شعاری جذاب است‌، شعاری که برخی مسئولان و شهروندان فریادش می‌زنند، اما هیچ وقت به آن عمل نمی‌کنند، زیرا آنها از حفظ محیط زیست تنها پزش را دوست دارند‌.

پز محیط زیستی بودن این روزها برای خیلی‌ها آب و نان دارد، خیلی‌ها که زیر این پوشش، کم‌کاری‌هایشان را جبران می‌کنند، خیلی‌ها هم در شبکه‌های مجازی لایک روی لایک می‌گذارند.

در مقابل تخریب هم با همین سرعت در محیط زیست به اشتراک گذاشته می‌شود. منابع طبیعی کشور با سنگ و سیمان تاخت زده می‌شود یا آفت و بیماری، سهم گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شود تا تنوع زیستی کشورمان زودتر به خاطره بدل شود .

خیلی‌ها این روزها از هشتگ در طبیعت زباله نریزید استفاده می‌کنند یا از دیگران دعوت می‌کنند به پویش‌هایی مانند «نه به ریختن زباله در محیط زیست» بپیوندند. در این که این فعالیت‌ها برای شهروندان عادی، اتفاقی مثبت است هیچ شکی نیست، اما باید به برخی مدیران گوشزد کرد که فعالیت آنها نباید به چنین حرکاتی محدود شود، زیرا آنها برای فعالیت در شبکه‌های مجازی حقوق نمی‌گیرند بلکه به این دلیل به کار گمارده شده‌اند که با تصمیم‌های مناسب مانع از تخریب محیط زیست کشور شوند.

مهدی آیینی

خروس عشقباز و قمارباز

فرش دستباف 12 متری پهن می‌شود، مبل و صندلی‌های مجلسی را اطراف آن می‌چینند، مهمان‌هایی که از دور و نزدیک آمده‌اند، سبیل به سبیل دور فرش می‌نشینند؛ فرشی که قرار است رینگی باشد برای نبرد دو خروس جنگی.

هرکدام از صاحبان خروس‌ها یک طرف فرش می‌نشینند درست مثل طرفداران پرسپولیس و استقلال در استادیوم آزادی. با اجازه داور، مسابقه شروع می‌شود. خروس‌ها به هم می‌پرند و فریاد ماشاءالله و آفرین گفتن‌های تماشاگران فضا را پر می‌کند، این گوشه‌ای از جدال خروس‌های جنگی است که هر از‌گاه در پایتخت برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگان آن اصرار دارند حساب شان با قماربازها فرق می‌کند. به مناسبت سال 96 که در تقویم سال خروس است، سری به یکی از این مراسم زدیم. البته با این شرط که گرفتن عکس و فیلم ممنوع است.

خارهایی را که از قبل آماده کرده، درست روی خارهای خود خروس محکم می‌کند، خروس را می‌بوسد و دست نوازش بر سر و گردنش می‌کشد. آرزو می‌کند خروسش از میدان مبارزه پیروز بیرون بیاید.

از پیش مشخص شده که قرار است خروس‌ها دو راند 15 دقیقه‌ای باهم بجنگند و شخصی که برنده ‌شود، پنج میلیون تومان گیرش می‌آید.

میزبان مسابقه که بین خروس‌بازها سرشناس است، از قبل فرش دستباف 12 متری را کف سالن پهن کرده و مبل و صندلی‌های مناسبی را گرداگرد فرش چیده، فرشی که قرار است رینگ مبارزه خروس‌ها باشد. اطراف فرش هم صاحبان خروس‌ها و مهمان‌ها می‌نشینند. مهمان‌هایی که از شهرهای دور و نزدیک به پایتخت آمده اند تا جنگ خروس‌ها را که از نژادهای خاصی هستند ببینند. البته فرش و صندلی تنها تدارکاتی نیست که میزبان به فکرش بوده؛ او بساط شربت، چای و ناهار را نیز آماده کرده است.

آنچه بیشتر از همه چیز سبب می‌شود مهمان‌ها رنج سفر را برخود هموار کنند، نام و رسم صاحبان خروس‌هاست. افرادی که دوست دارند به عنوان عشقباز شناخته شوند، زیرا تاکید دارند مرامشان دوست داشتن خروس‌هاست نه قربانی کردن آنها.

دو نفر به نمایندگی از صاحبان خروس‌ها روی فرش می‌روند و خروس‌ها را در دست می‌گیرند تا با اشاره داور جنگ خروس‌ها شروع شود‌.

افرادی که دور تا دور فرش نشسته‌اند و خیلی جدی مراسم را دنبال می‌کنند با شروع جنگ فقط با جملاتی مانند آفرین و ماشاءالله خروس‌ها را تشویق به مبارزه بیشتر می‌کنند. درست مثل مسابقات بوکسی که تماشاچیانش جوگیر شده‌اند.

تشویق حریف

خروس‌ها پرهای گردنشان را باد داده‌اند و چشم از یکدیگر بر‌نمی‌دارند. آنها به دنبال فرصتی هستند تا با خارهایی که روی پاهایشان محکم شده به یکدیگر ضربه بزنند. تماشاچیان نیز سرجایشان میخکوب شده‌اند و هرکدام دوست دارند یکی از خروس‌ها برنده میدان شود، چراکه بیشترشان روی برد و باخت خروس‌ها شرط بسته‌اند.

در این گیر و دار، حال صاحبان خروس‌ها جور دیگری است؛ اضطراب در نگاه آنها موج می‌زند، اما دوست ندارند کسی نگرانی را از چهره‌شان بخواند. آنچنان به میدان مبارزه خیره شده‌اند که هیچ حرکتی از چشمشان پنهان نمی‌ماند.

با هر جهش و حمله خروس‌ها ‌تشویق‌شان می‌کنند، حتی اگر خروس رقیب هم حمله مناسبی کرد او را تحسین می‌کنند، زیرا تعریف از خروس رقیب نیز جزو مرام این عشقبازها‌ست و رسم است شخصی که نبرد را باخته نیز باید به شخص پیروز تبریک بگوید و دستی هم به سر و گوش خروس پیروز بکشد.

وقت استراحت

جنگ خروس‌ها مقررات خاص خودش را دارد و معمولا قبل از شروع مراسم افراد بر سر آنها به تفاهم می‌رسند، برای نمونه صاحبان خروس‌ها می‌توانند در طول نبرد دو بار برای خروسشان تقاضای وقت استراحت کنند، به همین دلیل به اشاره آنها افرادی که روی فرش کنار خروس‌ها هستند، خروس‌ها را می‌گیرند و برای استراحت به خارج از میدان انتقال می‌دهند.

در این مواقع، کمک می‌کنند حال خروس جا بیاید. برای نمونه آبی به سر و صورتش می‌زنند یا با دستمال دهان و نوکش را تمیز می‌کنند تا لکه‌های خون و پرها را تمیز کنند برای این کار نوک خروس را بازکرده و دستمال لوله شده‌ای را وارد گلویش می‌کنند و سریع بیرون می‌کشند.

بسیار نیز پیش می‌آید که در وقت استراحت زخم‌های خروس‌ها را بخیه می‌زنند و آنها را برای برگشت به میدان مبارزه آماده می‌کنند.

اگر زخم‌های خروس سطحی باشد، با محلول آب نمک شستشویش می‌دهند و کمی هم اسپری تتراسایکلین روی زخم‌هایش می‌پاشند.

بین برخی خروس‌بازهایی که خروس‌شان را به میدان نبرد می‌فرستند رسم است اگر خروس هنگام مبارزه به پشت بیفتد، بازنده است یا اگر خروسی از دست حریفش فرار کند، آن را باید بازنده میدان به حساب آورد، ‌آنها معتقدند خروسی که از نبرد مستقیم دوری می‌کند، یعنی دوست دارد هنگام عقب‌نشینی به حریف ضربه بزند هم خروس خوبی نیست‌.

نجات خروس مغلوب

افرادی که خود را عشقباز می‌دانند و تاکید دارند قمارباز نیستند، سلامت خروس‌های جنگی برایشان اهمیت بیشتری دارد نسبت‌ به پولی که در میدان مبارزه عایدشان می‌شود‌. به همین سبب اگر حین مسابقه متوجه شوند خروسشان صدمه زیادی دیده، اعلام می‌کنند حاضرند بخشی از جایزه را بدهند، اما جنگ خاتمه پیدا کند.

در چنین مواقعی اگر طرف مقابل نیز به قول معروف عشقباز باشد، از چنین پیشنهادی استقبال می‌کند، چراکه با نجات جان خروس مغلوب در جمع خروس‌بازها برای خود محبوبیت بیشتری به دست می‌آورد.

اما چنین رفتارهایی که به نجات جان خروس‌ها منجر می‌شود در همه میدان‌های جنگ دیده نمی‌شود، زیرا در بسیاری از این میدان‌ها قماربازها حرف اول و آخر را می‌زنند.

اما این ملاحظات در بین قماربازها وجود ندارد. آنها خروس‌های جنگی را می‌خرند تا با جنگ انداختن آنها درآمدزایی کنند. عشقبازها می‌گویند این افراد کار آنها را نیز خراب کرده‌اند، زیرا شرایطی ایجاد کرده‌اند که اغلب مردم وقتی درباره خروس جنگی صحبت می‌شود به یاد شرط‌بندی و قمار می‌افتند.

آنها تاکید دارند عکس‌ها و فیلم‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی از جنگ خروس‌ها منتشر می‌شود همه‌شان به قماربازها تعلق دارد، زیرا عشقبازهای واقعی حاضر نیستند برای خودنمایی دست به چنین کارهایی بزنند. اما قمارباز‌ها برایشان فرقی نمی‌کند در خرابه‌ها و زمین‌های خاکی نیز خروس‌ها را به جان هم می‌اندازند و معمولا جنگ خروس‌ها با مرگ یکی از آنها خاتمه پیدا می‌کند.

خروس جان من است

مشغول ماساژ دادن خروسش است، گاهی بال‌هایش را باز می‌کند و پشتش را می‌مالد، گاهی پاهایش را می‌کشد و ماساژ می‌دهد، می‌گوید تمام زندگی و عشقش این خروس است و بدون آن نمی‌تواند روزگار بگذراند.

می‌گوید خروسش از سگ یا پرنده‌هایی مانند کاسکو باهوش‌تر است و با او بخوبی ارتباط برقرار می‌کند.

تاکید دارد قمارباز نیست و باید از همین اول کار حساب او را از افراد فرصت‌طلبی که با زخمی کردن خروس‌ها به دنبال کسب درآمد هستند جدا کنیم، می‌گوید‌ بنویسید عشقباز هستم.

به همین خاطر به خروسش احترام می‌گذارد. او نمی‌گذارد به خروسش بد بگذرد و جیره غذایی خاصی برایش در نظر گرفته که به گفته خودش عسل و بادام از مواد ثابتش هستند.

آن طور که او می‌گوید، خروس بازهای واقعی شرایط ایده‌آلی را برای خروس‌هایشان فراهم می‌کنند؛ برای نمونه حتی برای آنها پاپوش‌هایی نیز می‌دوزند تا پای خروس آسیب نبیند.

شرایط نگهداری از خروس‌های جنگی آسان نیست، زیرا آنها را باید در قفس‌های جداگانه جای داد و رژیم غذایی مناسبی را برایشان در نظر گرفت.

غلامرضا ایلی یکی از پرورش‌دهندگان خروس‌جنگی است. او می‌گوید مخالف صد درصدی جنگ خروس‌هاست، چراکه می‌توان این پرنده زیبا را نیز مثل سایر پرندگان نگهداری کرد بدون این‌که در میدان‌های قمار آنها را به جان هم انداخت.

خروس بوکس

شکی نیست افرادی که خروس‌های جنگی را در میدان‌های شرط‌بندی به جان هم می‌اندازند حقوق حیوانات را نادیده می‌گیرند، چون بسیاری از این نبرد‌ها با مرگ یکی از خروس‌ها پایان می‌یابد یا دست‌کم خروس‌ها زخم‌های زیادی برمی‌دارند.

ایلی می‌گوید این روزها در بیشتر کشورهای دنیا مسابقات خروس بوکس برگزار می‌شود، مسابقاتی که در آن سعی می‌شود خروس‌های جنگی کمتر آسیب ببیند. به این شکل که کاورهای مخصوصی برای آنها دوخته می‌شود و خیلی وقت‌ها نیز خارهای خروس‌ها را می‌بندند تا آسیب کمتری به یکدیگر بزنند.

او می‌گوید باید چنین شرایطی نیز در کشورمان ایجاد شود تا همه چیز بر‌اساس مقررات اجرا و دیگر سایه قمار از سر خروس جنگی برداشته شود.

آن‌طور که ایلی می‌گوید اکنون افراد زیادی هستند که خروس‌های جنگی را می‌خرند تا مانند پرنده‌های تزئینی دیگر از آنها نگهداری کنند؛ در واقع آنها به نوعی کلکسیونر خروس هستند و باید حساب آنها را از حساب قمارباز‌ها جدا کرد.

باورش مشکل است، اما بین افراد علاقه‌مند به خروس‌های جنگی که خود را عشقباز می‌دانند، علاقه زیادی به این پرنده‌ها وجود دارد تا حدی که اگر یکی از این خروس‌ها بمیرد، برای او عزاداری می‌کنند و از ته دل اشک می‌ریزند.

خروس‌های 10 میلیونی

‌قیمت خروس‌های جنگی متفاوت است و برخی علاقه‌مندان حاضرند آنها را به قیمت‌های بالایی تهیه کنند، اما به طور معمول در بازار قیمت آنها از ده میلیون تومان بیشتر نمی‌شود. طول عمر این پرندگان نیز حدود پنج تا ده سال برآورد می‌شود.

مهدی آیینی

بالا