آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني (برگ 7)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني

اشتراک به خبردهی

پشت نوبتی‌های بهزیستی منتظر بمانند

چشم خیلی‌ها به حمایت‌ها و خدماتی است که سازمان بهزیستی ارائه می‌دهد، از معلولان و زنان سرپرست خانوار بگیرید تا آنها که گرفتار معضلاتی مانند اعتیاد و طلاق شده‌اند؛ اما در این بین برخی کارشناسان معتقدند سازمان بهزیستی آن طور که باید در حمایت و ارائه خدمات به جامعه هدفش موفق نبوده است. این مساله و دغدغه‌های دیگری را که در این حوزه وجود دارد، با انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در میان گذاشتیم.او در این گفت‌وگو با تاکید بر این که سازمان تحت مدیریتش یکی از تخصصی و علمی‌ترین سازمان‌ها در زمینه مداخله در آسیب‌های اجتماعی و جسمی است از عملکرد سازمانش دفاع کرد، برخی کم و کاستی‌های بهزیستی را پذیرفت و از پیش‌بینی‌اش نیز در خصوص آینده روند آسیب‌های اجتماعی در کشور گفت.

سازمان شما خدمات متنوعی به گروه‌های آسیب‌دیده جامعه ارائه می‌کند. به نظرتان چرا این همه مسئولیت به بهزیستی سپرده شده است ؟

سازمان بهزیستی به شکل قانونی متعهد شده به دو گروه عمده جامعه، یعنی افرادی که دچار آسیب‌های اجتماعی شده‌اند و گروهی که دچار آسیب‌های جسمی شده‌اند خدمات بدهد. برای این دو گروه فقط خدمات حمایتی مد نظر نیست، زیرا آنها به خدمات تخصصی و کارشناسی هم نیاز دارند، به همین سبب‌ رسیدگی به این افراد به بهزیستی محول شده است.

پس چرا حمایت‌های دولت از بهزیستی ‌با وظایف زیادی که این سازمان به عهده دارد تناسب ندارد؟

آسیب‌های اجتماعی و جسمی ماهیت پیچیده‌ای دارد و تقریبا رسیدگی به آن کار یک دستگاه‌ یا سازمان خاص نیست. بنابراین لازم است بسیاری از دستگاه‌ها و نهادهای دیگر در این زمینه مشارکت کنند؛ برای نمونه شهرداری یک نهاد اجتماعی است در قانون تشکیل شهرداری‌ها نیز یکی از وظایفی که به آنها محول شده رسیدگی و ساماندهی مسائل سلامت اجتماعی شهروندان است.

شما از بودجه‌ای که به سازمان اختصاص می‌یابد راضی هستید؟

غیر از مستمری مددجویان، بقیه اقلام بودجه‌ای به فراخور منابع مالی دولت مناسب است.

امسال بودجه شما چقدر رشد داشت؟

11 درصد رشد داشت و بین دستگاه‌های مختلف، بودجه بهزیستی رشد بدی نداشت.

این رشد چقدر با شرایط مطلوب شما فاصله دارد؟

برای پرداختن به مسائل مستمری بگیران در بودجه 94 کمیته امداد حضرت امام(ره) 2000میلیارد تومان و سازمان بهزیستی هزار میلیارد تومان اعتبار پیش‌بینی شده است. چانچه این منابع در اختیار قرار بگیرد و برای توانمند شدن و اشتغال مستمری بگیران هزینه شود، اقدام اثر بخشی صورت خواهد گرفت.

به نقش شهرداری‌ها در مسائل اجتماعی اشاره کردید، اما شهرداری ادعا می‌کند وظیفه سازمان بهزیستی را در‌خصوص‌ جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها انجام می‌دهد. این ادعا درست است؟

جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها وظیفه بهزیستی و شهرداری نیست، اما در تفکیک وظایف که عزیزان شهرداری از آن مطلع هستند، تامین مکان، محل و فضای فیزیکی به‌عهده شهرداری‌هاست و ارائه خدمات تخصصی، حمایتی، حرفه آموزی و اجتماع‌پذیری این افراد به عهده بهزیستی گذاشته شده و اکنون این کار با محوریت استاندار تهران انجام می‌شود‌. در خصوص معتادان، کودکان کار و کودکان خیابان نیز این تعامل دنبال می‌شود.

همکاری شما با ستاد مبارزه با مواد مخدر چگونه پیش می‌رود؟

با ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز هماهنگ هستیم. برای نمونه ما به کمپ‌های نگهداری افرادی که دچار معضل اعتیاد هستند و خودشان داوطلبانه متقاضی ترک اعتیاد شده‌اند نظارت می‌کنیم‌. اما مراکز نگهداری افراد معتادی که داوطلب درمان نیستند و ممکن است علاوه بر اعتیاد به بیماری‌هایی نظیر ایدز نیز مبتلا باشند، براساس قانون به عهده وزارت بهداشت ‌است.

به نظر می‌رسد مشکلی که در این مورد وجود دارد نحوه ارائه مجوز به کمپ‌های ترک اعتیاد است، چون حوادث نگران‌کننده زیادی در این خصوص اتفاق افتاده است.

براساس بررسی‌های ما نیز مشخص شده مراکز ترک اعتیادی که از سازمان بهزیستی مجوز می‌گرفتند ‌با استاندارد‌های روز دنیا اختلاف اساسی دارند به همین سبب با کمک مدیران مراکز، کارشناسان علم مبارزه با اعتیاد و کارشناسان بهزیستی ضوابط مناسبی برای راه‌اندازی ‌کمپ در نظر گرفته شده است.

این ضوابط چه زمانی اعمال می‌شود؟

دستور‌العمل آن آماده و جزئیات کادر درمان و فضای مناسب کمپ‌ها نیز تهیه شده است‌. این ضوابط قبل از آغاز سال جدید اعلام خواهد شد تا کمپ‌های ترک اعتیاد حداقل‌ها را از لحاظ نیروی انسانی، فضای فیزیکی یا پروتکل‌های درمانی داشته باشند.

برای نظارت بر این مراکز چه برنامه‌ای دارید؟

مهم‌ترین نکته بخش نظارت است، زیرا نباید این مراکز را به حال خود رها کرد. ارزیابی‌ها انجام شده و مراکزی سال آینده می‌توانند به کار ادامه دهند که ترخیص‌های موفقی داشته باشند.

چرا توسعه مراکزی مانند صدای مشاور و اورژانس اجتماعی بهزیستی به کندی پیش می‌رود؟ برخی کارشناسان می‌گویند در تهران برای سامانه 123 تبلیغ نمی‌شود، چون ترس از این وجود دارد که نتوانند پاسخگوی نیاز تمام متقاضیان باشند.

زمینه توسعه این مراکز در تمام نقاط کشور فراهم نشده است. در 180 شهرستان اورژانس‌های اجتماعی شکل گرفته، ولی در 80 شهر دیگر نتوانسته‌ایم چنین مراکزی تاسیس کنیم. سال آینده در نظر داریم برای تامین خودروها به‌ویژه در اورژانس اجتماعی اعتبار در نظر بگیریم؛ علاوه بر این تلاش می‌شود در تمام شهرهای کشور چنین مراکزی ایجاد شود.

انتقاد دیگری که بر بهزیستی وارد است این است که شما آمار دقیقی از جامعه تحت پوشش خود ندارید. برای نمونه بر اساس آخرین سرشماری حدود یک میلیون و 200 هزار معلول تحت پوشش شماست، اما براساس آمارهای جهانی این آمار باید چند برابر باشد.

براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی بین 10 تا 12 درصد افراد جامعه دچار معلولیت هستند، اما تعریف آنها از معلولیت متفاوت است. برای نمونه شاید شخصی که شش دندان نداشته باشد یا نمره عینکش بالای شش باشد معلول خوانده شود، اما براساس تعریف ما شخصی معلول است که نتواند خدمات تخصصی و توانبخشی را به شکل خصوصی دریافت کند.

بنابراین به نظر شما معلول فقط چنین شخصی است؟

نه، تعریف معلول با تعریف سازمان بهداشت جهانی درست است، اما خیلی‌ها خودشان توانایی گرفتن خدمات را دارند و در سامانه ما ثبت نام نمی‌کنند، گرچه می‌دانند دچار معلولیت هستند. بنابراین همیشه در هر جامعه‌ای 2 تا 3 درصد افراد جامعه هستند که نیازمند دریافت خدمات تخصصی و حرفه‌ای هستند. باید به این افراد پرداخت. افزون بر این در سامانه سازمان بهزیستی استان به استان تعداد افراد معلول و پشت نوبتی ثبت شده است.

اما ایراد دیگری که می‌توان از شما گرفت این است که برآورد شما از تعداد معلولان براساس سرشماری سال 90 است و توسط افرادی به دست آمده که هیچ تخصصی دراین زمینه ندارند.

این‌طور نیست، چون بهزیستی نیز آمار رجوع معلولان به مراکز خود را دارد؛ درواقع ما با آماری که براساس سرشماری تهیه شده کاری نداریم، چون بهزیستی افراد معلول را به کادر پزشکی معرفی می‌کند و به این شکل شدت و نوع معلولیت آنها مشخص می‌شود.

براساس این اطلاعات شما به چند معلول خدمات ارائه می‌دهید؟

حدود یک میلیون و 200 هزار نفر.

براساس بررسی‌ها تعداد معلولانی که در انتظار دریافت خدمات از سوی شما هستند چند نفر است؟

250 هزار نفر دیگر پشت نوبت هستند.

این آمار تمام خانواده‌ها و معلولان را شامل می‌شود؟

علاوه بر این 250 هزار نفر معلول حدود 60 هزار نفر نیز پشت نوبت دریافت مستمری هستند.

برنامه شما برای این 310 هزار نفر چیست،فکر می‌کنید این افراد چه زمانی می‌توانند از خدمات شما استفاده کنند؟

واقعا نمی‌دانم، پیشنهاد ما این بود که در طول برنامه ششم هر سال 50 هزار نفر به ظرفیت ما اضافه شود،چون60 هزار نفر مستمری بگیر را می‌توانیم با توانمند کردن اشخاص جایگزین کنیم، اما افراد معلول را نمی‌توانیم.

هر سال چند درصد از خانواده‌های تحت پوشش بهزیستی توانمند شده و از زیر چتر حمایت این سازمان خارج می‌شوند؟

براساس قانون باید سالی 10درصد توانمند شده و از زیر چتر حمایت بهزیستی خارج شوند.

این قانون اجرا می‌شود؟

ما 180 هزار خانواده تحت حمایت داریم و براساس قانون هر سال 10 درصد از آنها از حمایت ما خارج می‌شوند و سالی حدود 18 هزار نفر نیز جایگزین می‌شوند اما معلولان یعنی افراد نابینا یا بیماران روانی مزمن را نمی‌توان جایگزین کرد.

سازمان بهزیستی با دیگر دستگاه‌ها مانند کمیته امداد موازی کاری دارد؟

کار سازمان ما تخصصی است و وظیفه مشاوره و مددکاری را بر عهده دارد که بر کارهای دیگرش مانند فعالیت‌های حمایتی می‌چربد. به همین دلیل تداخل وظیفه‌ای با سازمان‌های دیگر نداریم و ادعا می‌کنیم تخصصی‌ترین، عملی‌ترین و کارشناسی‌ترین سازمانی که در بحث آسیب‌های اجتماعی و جسمی مداخله می‌کند، سازمان بهزیستی است.

با توجه به این که هدایت چنین سازمانی در اختیار شماست، روند آسیب‌های اجتماعی را در آینده چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آسیب‌های اجتماعی پدیده‌ای جهانی است، ولی معتقدم چون در کشورمان از آموزه‌های الهی، دینی و معنوی برخورداریم باید نسبت به آسیب‌های اجتماعی حساسیت ویژه‌ای داشته باشیم و بتوانیم برنامه‌ریزی لازم را برای تحکیم خانواده فراهم کنیم‌. برای این کار نیز پیشگیری اولویت ماست.

به نظر شما خطری که در آینده جامعه ما را تهدید خواهد کرد چیست؟

خطر وجود دارد، باید نگرانی داشته باشیم.

نسبت به چه باید نگران باشیم؟

پایین آمدن سن اعتیاد، تغییر نوع مواد مخدر مصرفی از سنتی به صنعتی و زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی، چون در شش سال گذشته اعتیاد زنان از 4درصد به 10درصد رسید. اگر نتوانیم این روند رو به رشد را متوقف کنیم، با آسیب‌های بیشتری رو‌به‌رو می شویم.

مواردی که به آنها اشاره کردید اکنون در جامعه قابل مشاهده است. پیش بینی شما از آینده آسیب‌های اجتماعی چیست؟

پیش‌بینی من این است که با تاکید مقام معظم رهبری و توصیه ایشان به سران سه قوه و اهتمامی که رئیس‌جمهور نسبت به مسائل اجتماعی دارند بتوانیم روند رو به رشد آسیب‌ها را متوقف کنیم.

مستمری مددجویان بهزیستی نیز واقعا کم است،آیا برای افزایش آن برنامه‌ای دارید؟

براساس قانون برنامه پنجم میزان مستمری‌ها باید 40درصد حقوق مشخص شده باشد، اما اکنون با آن فاصله زیادی داریم بنابراین باید تلاش کرد قانون اجرا شود

از زماني که دراين سازمان مشغول بکار شده ايد و از مناطق مختلف بازديد کرده ايد چه چيزي بيشتر سبب ناراحتي شما شده است؟

​وقتي کودکي را مي بينم که دچار معلوليتي است که مي شد با مشاوره و يا مداخله ژنتيکي مانع آن شد ناراحت مي شوم به هيمن علت براي برطرف شدن اين مساله تلاش ويژه اي در سازمان بهزيستي دنبال مي شود.

مهدی آیینی

روي موج سگ کشي

AZAD8301سگ‌کشی با اسید، سگ‌کشی با گلوله، سگ‌کشی با طناب دار، سگ‌کشی با گرسنگی و تشنگی، سگ‌کشی با زنده به گور کردن و در آخرین نمونه سگ‌کشی با بیل و کوبیدن این حیوان به خودرو؛ ماجرای تلخی که فیلمش چند روز پیش در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد و افکار عمومی را جریحه‌دار کرد.این اتفاق خیلی‌ها را بر این داشت تا دیروز مقابل سازمان حفاظت محیط‌ زیست تجمع کنند و دغدغه‌هایشان را به گوش مسئولان برسانند، اما تکرار حوادث تلخی از این دست گواهی است بر نبود گوش شنوا.

شرایط نابسامان حقوق حیوانات را می‌توان زخم کهنه‌ای دانست که خیلی‌ها درمان نشده سعی در فراموش کردنش دارند، اما این زخم با فاش شدن حقایق هرازچندگاهی دهان باز می‌کند و بوی عفونتش خیلی‌ها را ناچار به واکنش می‌کند؛ واکنش‌هایی که دردی از حیوانات درمان نمی‌کند
و بیشتر به نفع اشخاص و سازمان‌هایی است که سنگ حقوق حیوانات را به سینه می‌زنند.

برای نمونه بعد از خبرساز شدن حیوان‌آزاری در گلستان، سازمان حفاظت محیط‌زیست اعلام کرد هرچند رسیدگی به این موضوع، مسئولیت قانونی آنها نیست، اما پیش‌نویس ماده واحده حمایت از حیوانات ولگرد و بی‌سرپرست را به دولت ارسال می‌کند.

این درحالی است که این حرکت محیط‌زیست را می‌توان به ماهیگیری از آب گل‌آلود تشبیه کرد و در حد نمایش دانست؛ زیرا تا چنین ماده واحده‌ای به قانون بدل شود، باید سال‌ها انتظار کشید و شاهد پرونده‌های حیوان‌ آزاری تازه‌ای بود.

علاوه برسازمان‌های درگیر در این حوزه مانند حفاظت محیط‌زیست، شهرداری و دامپزشکی که در چنین مواقعی توپ را به زمین یکدیگر می‌اندازند، باید به فعالیت برخی سازمان‌های مردم‌نهاد سودجو نیز اشاره کرد که در این قبیل مواقع ابراز وجود می‌کنند، اما بیشتر تلاش آنها تا مرحله‌ای پیش می‌رود که به مذاق برخی سازمان‌ها خوش بیاید، درواقع هدف آنها گرفتن حمایت مادی است نه حمایت از حیوانات.

افزون بر این مجلس نشینان نیز ادعا می‌کنند اولویت‌های مهم‌تری از پرداختن به حقوق حیوانات دارند، این درحالی است که به جریان انداختن طرحی برای مانع شدن از تکرار این حوادث فقط به موافقت دست‌کم 15 نماینده نیاز دارد.بنابراين مي توان گفت حوادث حيوان آزاري تکرار مي شود،چون  تعداد نمايندگان و مسئولاني ​ که واقعا ​ دغدغه حقوق حيوانات و محيط زيست را به تعداد انگشتان دو دست نيز نمي رسد.بنابراين مي توان گفت حوادث حيوان آزاري تکرار مي شود،چون  تعداد نمايندگان و مسئولاني ​ که واقعا ​ دغدغه حقوق حيوانات و محيط زيست را به تعداد انگشتان دو دست نيز نمي رسد.

مهدي آييني

زندگی در «هامون» به گل نشست

اینجا از هامون شبحی بیشتر باقی نمانده، اگر توفان ریزگرد‌ها امان بدهد، چشم چیزی جز کویر نمی‌بیند، باورش برای هر تازه‌واردی مشکل است؛ تالابی که سال‌ها سرچشمه زندگی بود، جایش را با بیش از 500هزار هکتار کویر عوض کرده، برای همین سیستان و بلوچستان این روزها بیشتر از هر دیاری در سوگ هامون خاک بر سر می‌ریزد.
اغراق نیست اگر بگوییم ساکنان این منطقه تنها دلخوشی‌شان را از دست داده‌اند، زیرا با خشک‌شدن تالاب نبض زندگی در این منطقه کج‌دار و مریز می‌زند؛ خیلی‌ها کوچ کرده‌اند و آنها نیز که مانده‌اند پای رفتن ندارند یا دندان روی جگر گذاشته و زخم‌هایشان را با خاطرات شیرین گذشته مرهم می‌گذارند به این امید که هامون دوباره جان بگیرد. اما با توجه به این که برخی مسئولان برای گرفتن حقآبه هامون دست روی دست گذاشته‌اند، در این دیار با افراد زیادی می‌توان همکلام شد که با خیال مهاجرت شب را به روز گره می‌زنند، خیالی که در نهایت به خطری برای کشور بدل می‌شود.

هامون امروز هیچ شباهتی به تالاب ندارد، گرد و غبار و خاک همه جا را پوشانده است. در گوشه و کنار آن می‌توان گونه‌های گیاهی غیر‌‌زراعی مانند گز یا خارشتر را دید که با توفان زورآزمایی می‌کنند تا ریشه‌شان در خاک باقی بماند، هر جا که چشم بچرخانی زمین‌های خشک و ترک خورده خود‌نمایی می‌کند، از این که اینجا روزی سفره سومین دریاچه بزرگ کشور پهن بوده هیچ نشانه‌ای نمی‌توان پیدا کرد؛ بجز چند قایق خاک گرفته و پوسیده که یادگار سال‌هایی است که زندگی در تالاب جریان داشته، هرچند باور این که 17 سال است این قایق‌ها برآب سوار نبوده‌اند، آسان نیست، اما بغضی که در گلوی ساکنان روستای «کرق شاجان»، «گز انگوری» و «سندگل» حلقه زده یا اشکی که چشم‌هایشان را تر می‌کند گواهی است بر این حقیقت تلخ.

هامون مادری مهربان بود

قایقی که جلوی خانه یکی از اهالی روستای کرق شاجان افتاده، هر تازه‌واردی را که از گذشته هامون خبر ندارد متعجب می‌کند؛ زیرا در جایی که تا چشم کار می‌کند زمین لم‌یزرع دیده می‌شود، قایق وصله ناجوری است که انگار سوار بر شانه‌های توفان از دور دست‌ها به اینجا آمده است. کنار قایق سگی روی زمین دراز کشیده که چشم از غریبه‌ها بر نمی‌دارد. زمان زیادی نمی‌گذرد که صدای واق واق سگ صاحبخانه را از خانه بیرون می‌کشد مالک، نام صاحب قایق است. او لباس محلی به تن دارد و حدودا 50 ساله به نظر می‌رسد. وقتی می‌فهمد برای تهیه گزارش از وضع تالاب و بومیان منطقه پرس‌وجو می‌کنیم، آه غلیظی می‌کشد و می‌گوید: تا 17 سال پیش که تالاب آب داشت با قایق‌اش به دل تالاب می‌زد، ماهی می‌گرفت، برای دام‌هایش علوفه جمع‌آوری می‌کرد و گاومیش‌هایش نیز در حاشیه تالاب هر روز پروار می‌شدند.

آن‌طور که مالک توضیح می‌دهد، تالاب برای بومیان این منطقه حکم مادری مهربان را داشت که نیاز همه را بدون هیچ چشمداشتی تامین می‌کرد؛ آمارهای منتشر شده در این خصوص نیز مهر تاییدی است بر سخنان مالک، زیرا تا قبل از این که هامون خشک شود براساس گزارش سازمان شیلات، سالانه حدود 15 هزار تن ماهی از هامون برداشت می‌شد، یا آب هامون زمین‌های کشاورزی این منطقه را آن‌قدر حاصلخیز کرده بود که در تاریخ از هامون به عنوان انبار غله ایران یاد می‌کنند. البته به اینها باید هزاران تن علوفه را نیز اضافه کرد که منبع اصلی تغذیه دام‌های اهالی این منطقه بود؛ دام‌هایی مانند گاو سیستانی که تالاب آنها را برای ساکنان هامون حفظ می‌کرد. مرد میانسال ادامه می‌دهد: اما پس از خشک‌شدن هامون، زندگی چهره دیگری از خود به ما نشان داد و کار به جایی رسیده که اکنون برای تامین آب شرب خود نیز دچار مشکل شده‌ایم. زندگی برای مالک و خانواده‌اش مانند اهالی دیگر روستای کرق شاجان این روزها به دشواری سپری می‌شود. تا پیش از خشک شدن تالاب، او بیش از 50 راس دام داشت، اما حالا چهار راس گوسفند بیشتر ندارد که علوفه و آب‌شان را به زحمت تامین می‌کند به همین دلیل، مالک هر روز وقتی آنها را زنده می‌بیند خوشحال می‌شود، خدا را شکر می‌کند و این را به پای خوش‌شانسی خود و خانواده‌اش می‌گذارد.

هامون افسانه شد

داود یکی از پسرهای مالک است که به همراه چهار برادر و خواهر دیگرش در خانه کوچکشان زندگی می‌کنند، هرچندپسرک 14 سال بیشتر ندارد، اما هامون پیش از آن که او به دنیا بیاید جان داد، برای همین داود هیچ خاطره یا تصوری از روزهای زیبای هامون ندارد و جای تعجب نیست که وقتی پدرش از روزهایی می‌گوید که تالاب با ماهیان بزرگ و پرندگانش پذیرای هامون‌نشینان بود، یاد افسانه‌هایی بیفتد که در کتاب‌های داستان می‌توان سراغشان را گرفت.

داود می‌گوید: پدرم می‌گوید چندسال پیش اوضاع و احوال مردم اینجا خیلی خوب بود، چون هامون لبریز از آب، علفزار و نیزار بود و مردم هر وقت می‌خواستند از تالاب ماهی صید می‌کردند یا با شکار پرندگان و فروش آنها در بازار درآمد به دست می‌آوردند، اما هیچ‌کدام ازاین خوبی‌ها برای من، برادر و خواهرهایم باقی نمانده است.

پدر داود از مسئولان می‌خواهد کاری کنند تا دوباره آب در تالاب جریان پیدا کند، زیرا چنانچه وضع به همین روال ادامه پیدا کند روستاییان و عشایر باقیمانده در اطراف هامون ناچار خانه و کاشانه شان را ترک خواهند کرد تا به محلی بروند که دست کم شرایط زندگی برایشان تا این حد دشوار نباشد.

منظور او کم آبی، توفان ریزگردها، بیکاری، نبود مراکز بهداشتی و آموزشی و نبود سوخت مناسب است که عرصه را برساکنان این منطقه تنگ کرده است.

زمین کشاورزی یا شوره‌زار

این داستان غم‌انگیز به روستای کرق شاجان محدود نمی‌شود و در تمام روستاهایی که در حاشیه تالاب هامون قرار دارند شرایط تاسف‌بار است. روستای گز انگوری و سندگل نیز دست‌کمی از کرق شاجان ندارد و بسیاری از اهالی اینجا نیز به دلیل خشک شدن هامون شال و کلاه کرده و به استان‌های همجوار سیستان و بلوچستان رفته‌اند.

محمد یکی از اهالی روستای گز انگوری است. به گفته او، تالاب برکت زندگی آنها بود که با خشک‌شدنش زندگی برای آنها غیرممکن شد. محمد ادامه می‌دهد: زمین‌های کشاورزی‌مان به شوره‌زار تبدیل شده و آبی نیست تا با آن زارعت کنیم. دیگر جوانان روستا شغلی ندارند، برای همین خیلی از آنها برای کارگری به شهرهای اطراف می‌روند یا ناگزیر می‌شوند اجناس قاچاق از افغانستان به ایران بیاورند.

یکی دیگر از اهالی روستا که پسر جوانی است می‌گوید: در روستای ما فقط مدرسه ابتدایی وجود دارد به همین دلیل آنهایی که در مقطع راهنمایی و دبیرستان تحصیل می‌کنند باید به روستاهای اطراف بروند.

زن میانسالی نیز می‌گوید: وقتی تالاب خشک نشده بود خانم‌ها نیز با نی‌هایی که اطراف تالاب رشد می‌کرد، سبد یا حصیر درست می‌کردند و به این طریق کمک حال خانواده بودند، اما این روزها دیگر به زحمت می‌توان حتی برای پخت نان هیزم پیدا کرد.‌این شرایط سبب شده افراد انگشت‌شماری مانند مالک یا محمد در روستاهایشان باقی بمانند؛ افرادی که حاشیه هامون را زادگاهشان می‌دانند و به سرزمین‌شان عشق می‌ورزند، اما شرایط هر روز برای آنها مشکل‌تر می‌شود و افرادی مثل مالک هر روز وعده بهتر شدن شرایط را به خود می‌دهند. سرانجام این وعده‌ها اما، چیزی نیست جز این که یک روز بالاخره خانواده‌ها ناچار به مهاجرت تن می‌دهند و خانه آنها نیز مانند ده‌ها خانه متروکه روستا جایی برای آرام گرفتن شن‌های روان می‌شود.

مسئولان باید برای گرفتن حقآبه هامون تلاش کنند یا دست کم با توسعه فضای سبز و بیابان‌زدایی، زندگی را برای بومیان چنین مناطقی قابل تحمل کنند.

مرگ هامون تهدیدی برای تمام کشور

چنانچه برای احیای تالاب هامون برنامه مناسبی اجرایی نشود یا دست کم برای بومیان منطقه معیشت جایگزینی در نظر گرفته نشود، آنها ناچار به مهاجرت خواهند شد. در چنین شرایطی با توجه به هم مرز بودن این منطقه با افغانستان بعید نیست با خالی شدن منطقه، اتباع افغانستان جای آنها را پر کرده و مرز کشورمان با آنها به کویر محدود شود. باید هشدار داد که به این شکل تمامیت ارضی کشور به خطر خواهد افتاد. به همین دلیل توجه به معیشت اندک جمعیت بومی باقیمانده در اطراف هامون ضروری است.

مهدي آييني

قانون 2 ریالی دفاع از حقوق حیوانات

AZAD8301دو ریال؛ این تنها جریمه‌ای است که قانون در دفاع از حقوق حیوانات در نظر گرفته و براساس آن هر شخصی که مرغی را وارونه نگه دارد، مجرم شناخته شده و باید این جریمه را پرداخت کند؛ این قانون که می‌توان از آن به عنوان تنها قانون حمایت از حقوق حیوانات یاد کرد، حدود 46 سال پیش تصویب شد.بنابراین می‌توان نتیجه گرفت چند دهه است که قانون چشمش را روی حیوان‌آزاری بسته و پرداختن به این مهم را به فراموشی سپرده، گواه این ادعا نیز حیوان آزاری‌هایی است که برخلاف توصیه‌های مکرر بزرگان دین اسلام در گوشه و کنار کشور اتفاق می‌افتد و شنیدن خبرشان جان و روح آدم را آزرده می‌کند.

برای نمونه می‌توان به صدها کلیپی اشاره کرد که در فضای مجازی منتشر شده و می‌شود مانند کشتن الاغ با ضربات پتک، آتش زدن گربه یا دار زدن روباه و آخرین فیلم که دیروز دید‌بان حقوق حیوانات در این خصوص منتشر کرد و کاربران زیادی در فضای مجازی بر لزوم برخورد با مسببان آن تاکید کردند.

این فیلم صحنه‌های دردناکی را به تصویر می‌‌کشد که در آن شخصی میانسال سگی را بشدت آزار می‌دهد.

این فرد با بیرحمی تمام سگ بی‌گناه را از گوش‌هایش بلند کرده و به بدنه خودرو می‌کوبد، اما رفتارهای بیرحمانه این فرد به این حرکات محدود نشده و او در ادامه با بیل ضربات مرگباری به حیوان می‌زند؛ دردناک‌تر از عملکرد این فرد، صدای خنده افرادی است که شاهد چنین رفتاری هستند و از آن لذت می‌برند.

این فیلم فقط یکی از صدها نمونه‌ای است که برای پرداختن به حقوق حیوانات و ایجاد سازوکاری مناسب برای تکرار نشدن این اتفاقات ناگوار کافی است؛ زیرا در جهانی که امروزه «بیودموکراسی» مورد توجه قرار گرفته، باید براساس آن، جامعه‌ای را توسعه‌یافته دانست که درآن زندگی همه جانداران یعنی انسان، حیوان و گیاه مورد احترام باشد.

باید تاکید کرد پرداختن به پرونده‌های حیوان آزاری در کشورمان میسر نیست، زیرا قانون مشخص و بازدارنده‌ای در این زمینه وجود ندارد.

به همین دلیل در شرایطی که انتخابات مجلس پیش‌روست و نمایندگان از اهداف و دغددغه‌هایشان حرف می‌زنند، شهروندان می‌توانند نمایندگانی را انتخاب کنند که پرداختن به مسائل زیست‌ محیطی و به‌روز کردن قوانین دو ریالی دفاع از حقوق حیوانات برایشان مهم باشد.

مهدی آیینی

اينجا مردان از خيانت همسرشان گله مي کنند

کارشناسان صداي مشاوربهزيستي از افزايش تماس آقاياني که به دليل خيانت همسرشان آسيب ديده اند خبر مي دهند​

تلفن​ها​ مدام زنگ مي​خورند،آن طرف خط افراد آسيب ديده​اند و اين طرف مشاوراني که تمام هم و​غم شان کاستن از بار مشکلات اشخاصي است که هر روز بر روح و جسم​شان زخم تازه​اي جا خوش مي​کند،يکي مورد آزار و اذيت قرار گرفته ،ديگري از خيانت همسرش گله دارد،آن يکي از رابطه نامشروعي مي​گويد که گرفتارش شده ،ديگري از فرزند اش مي​گويد که به هيچ صراطي مستقيم نيست يا کم نيستند افرادي که از اعتياد عضوي از خانواده شان مي​نالند که مثل بختک به جان زندگي شان افتاده، البته هستند اشخاصي نيز که براي مشاوره پيش​ از ازدواج يا تحصيلي نياز به مشورت دارند ،موضوع هر چه که باشد اينجا در مرکز صداي مشاور بهزيستي مشاوران براي التيام زخم تماس گيرنده ها وقت مي گذارند.

 صدايش مي لرزد​،هق هق​اش تمام نمي​شود ،به زحمت ​بغض اش را فرو مي​دهد و بريده بريده از روزي حرف مي زند ​ که روي زندگي اش طعم کابوس پاشيد؛ آن شب به شدت باران مي باريد… تاکسي پيدا نمي شد… ​  تا اينکه ​ پرايدي جلوي پايم ايستاد،فکر کردم مسافربر است…سوار​شدم، اما در بين راه… حرف​هايش ​ به اينجا که مي​رسد ،بغض​اش مي​ترکد، اشک هايش​سيلي مي​شود سنگين که زمين و زمان را جريحه دار مي​کند،مي​گويد تصميم اش را گرفته مي خواهد کارش را يکسره کند و به زندگي اش پايان دهد.

اما اين طرف خط مشاور جوان ​سعي دارد​ دخترک را آرام مي​کند، دلداريش مي​دهد و از مسائلي مي​گويد که مي​تواند براي زندگي تازه آماده اش کند، مشاور تلاش مي​کند دختر جوان را  پاي خط نگهدارد به اين اميد که شايد از تصميم اش منصرف شود​.

تماسي براي آخرين حرف

دخترک مي گويد نمي​خواهد به زندگي اش ادامه دهد،چون از آن شب کذايي به بعد ديگر زمين و زمان برايش تيره و تار شده و تنها هدف اش از تماس گرفتن با صداي مشاور اين است که دوست دارد ​آخرين حرف هايش ناگفته نماند،حرف هايي که به اندازه زمين روي دلش سنگيني مي​کند،دختر جوان مي​گويد از همه آنها که در بيچاره شدن​اش نقش دارند نمي گذرد،از مرد ميانسالي که مورد آزار و اذيتش قرار داد​ تا آنهايي که فضاي جامعه را براي جولان دادن چنين افرادي نا امن نکرده اند.

 منظور​دخترک مردم و مسئولاني است که در انجام وظايف شان کم مي​گذراند،زيرا در بروز چنين آسيبي سازمان و نهاد هاي زيادي نقش دارند.

 کارشناس صداي مشاور از دخترجوان مي​خواهد با مشاوران حضوري صحبت کند و اگر راهکارهاي آنها مفيد نبود آن وقت تصميم اش را عملي کند.

 در اين گير و دار مشاور ​ با توجه به اهميت موضوع رئيس مرکز را در جريان مي گذارد به اين ترتيب بقيه مشاوره توسط سرپرست مرکز جامع خدمات مشاوره و صداي مشاوره بهزيستي استان تهران دنبال مي شود.

 پس از حدود 3ساعت گفت و گوي تلفني  تلاش مشاوران نتيجه مي​دهد و دخترک قبول مي​کند که با مشاوران حضوري صحبت کند.

 اين ماجرا فقط گوشه اي از فعاليت کارشناسان صداي مشاور بهزيستي را به تصوير مي کشد،افرادي که براي حل مشکلات تماس گيرندگان از دل و جان مايه مي گذارند.

 اغلب تماس گيرندگان مانند دختر جوان از کمک مشاوران بهره مي برند و براي شروع زندگي تازه اي پاشنه کفش هاي خود را ور مي کشند،اماهستند افرادي  که سر و سامان يافتن مشکلاتشان به مداخله بيشتري نياز دارد.

 الو صداي مشاور

  مرکز صداي مشاوره بهزيستي ​ جايي است که خط تلفني 1480 پلي شده بين افراد آسيب ديده و مشاوراني که تمام تلاش خود را براي مرهم گذاشتن برزخم شهروندان به کار مي گيرند.

 سالني با پنج اتاق کوچک و بزرگ که  کابين هاي مشاوران در آن قرار گرفته در هر اتاق با توجه به وسعت اش براي مشاوران کابين هاي کوچکي در نظر گرفته اند تا مشاوران پشت رايانه هايشان بنشيند و با افرادي که پشت خط انتظار مي کشند، ارتباط برقرار کنند.

 روي ميز کوچک هر مشاور  ​ تلفن و رايانه اي قرار دارد که به يکديگر متصل اند تمام اطلاعات مورد نياز مشاوران نيز روي رايانه ذخيره شده يعني ليست تمامي مراکز مورد نيازي که مي تواند به متقاضيان خدمات مشاوره سرويس بدهد در دسترس آنهاست، بنابراين  وقتي ارتباط تلفني برقرار مي شود با توجه به شرايط شخص کارشناس بهترين امکان را براي او فراهم مي​کند يعني اگر از طريق مشاوره تلفني مشکلش بر طرف نشد کارشناس مقدمات مشاوره حضوري را با مشاوران مناسب فراهم مي کند .​

 روال کار نيز به اين شکل است که آقا يا خانم مشاور اطلاعات مورد نياز شخص را در پرونده اي مجازي ذخير مي کند هرچند اينجا نيازي به معرفي کامل اشخاص نيست، اما کارشناسان پرونده اي براي هر تماس گيرنده درست مي کنند تا رسيدگي به درخواست آنها قابل پيگري باشد.

 آدرس محلي که مشاوران تلفني به آسيب ديدگان مشاوره مي​دهند نيز ​محرمانه است،چون ارتباط مستقيم مشاوران با اشخاص دردسرهايي براي مشاوران ايجاد مي کند که مانع ارائه خدمات بهتر به آنها مي​شود،چون بارها پيش آمده که برخي از تماس گيرندگان يا بستگان آنها براي مشاوران مزاحمت ايجاد کرده اند.

 ​خيانت و خيانت

 بيشتر افرادي که با 1480  تماس مي گيرند درگير مشکلاتي هستند که درميان گذاشتن آنها با کارشناسان به شکل حضوري برايشان مشکل است، به همين خاطر ترجيح مي دهند بجاي مراجعه حضوري گوشي تلفن را بردارند و يک دل سير براي مشاوران اين مرکز درد دل کنند​.

 علاوه براين در بين تماس گيرندگان افرادي نيز وجود دارند که به علت ناتواني در پرداخت حق مشاوره با 1480 تماس مي گيرند يا در بين آنها خانم هايي نيز به چشم مي خورند که به گفته خودشان اجازه خروج از خانه را ندارند البته کم نيستند افرادي که ​ از روي بي اطلاعي با اين سامانه ارتباط برقرار مي کنند.

 ليلا کريمي فرشي، سرپرست مرکز جامع خدمات مشاوره و صداي مشاوره بهزيستي استان تهران درباره علت بيشترين تماس ها از سوي شهروندان خاطرنشان مي کند: اغلب تماس گيرندگان از  خيانت همسرشان گله مي کنند.

 اگر از او درباره اينکه در طول چند سال اخير مشکلات شهروندان چه تغييراتي کرده بپرسيد،با صراحت مي گويد:تامدتي قبل بيشتر مسائل به اختلاف افراد با خانواده همسرشان محدود مي شد و يا بودند خانم هايي که از خيانت همسرشان گله مي کردند،اما اين روزها تعداد تماس آقاياني که از خيانت همسرشان گله دارند نيز بيشتر شده و يا هستند خانم هايي که ادعا مي​کنند درگير  رابطه اي نامشروع شده اند و نيازمند مشاوره هستند.

  به نظر کريمي فرشي ​استفاده نادرست از فضاي مجازي يکي از مسائلي است که زمينه را براي خيانت برخي فراهم مي کند،چون ​​ حضور افراطي  زوجين در شبکه هايي مانند تلگرام به سوء ظن آنها نسبت به يکديگر دامن مي زند.

 او يادآورد مي شود: زوج هاي زيادي با ما تماس گرفته و از مطالب و تصاويري که در گوشي هاي هوشمند يکديگر مي بينند گله مي کنند.

 به گفته خانم مشاور اعتياد به بازي هاي رايانه اي مانند کلش نيز يکي از مسائلي است که خانواده ها درخصوص آنها مشاوره مي خواهند​.

  ​کارشناسان مرکز صداي مشاور مي گويند،مسائل خانواده ها با نوجوانان،مشاوره پيش از ازدواج و مشاوره کودک نيز  بيشتر از ساير موضوعات مورد تقاضاي تماس گيرندگان با 1480 است.

 هر تماس 25 دقيقه

 شهرونداني که با صداي مشاور تماس برقرار مي کنند 25 دقيقه وقت دارند از نظرات  مشاوران اين مرکز استفاده کنند،البته اگر مشاور تشخيص داد که شخص به زمان بيشتري نياز دارد اين فرصت به او داده مي شود.

 اما  به شکل معمول رسيدگي با مشکلات افراد بايد طي ​ دوجلسه تلفني خاتمه يابد و شخص براي نتيجه بهتر مشاوره حضوري داشته باشد،براي مشاوره حضوري نيز شخص به مرکزي ارجاع داده مي شود که نزديک محل سکونتش باشد.

 بايد ياد آور شد تعداد تماس هايي که با اين مرکز گرفته مي شود نسبت به چند سال گذشته بيشتر شده و روند افزايش آن   نيز قابل توجه است،زيرا امروزه سطح آگاهي شهروندان افزايش يافته و آنها تمايل دارند از نظر مشاوران بر حل مشکلات خود استفاده کنند​.

 اين درحالي است که کارشناسان صداي مشاور نيز با مشکلاتي رو به رو هستند،زيرا برخلاف مشاوره هاي حضوري آنها محدوديت هاي زيادي دارند و فقط از طريق صداي خود مي توانند با افراد احساس همدلي و همراهي کنند.

 هر مشاور يک کد

 مشاوران مرکز صداي مشاور با کد معرفي مي شوند و به اين شکل قابل شناسي هستند،همه آنها عاشق کارشنان هستند و هر روز با علاقه پشت ميزهايشان مي نشينند تا به سهم خود نقشي در برطرف شدن مشکلات هموطنانشان داشته باشند.هرچند آنها به زبان نمي آورند، اما پايين بودن دستمزد مساله اي است که زندگي آنها را با سختي رو به رو کرده است.

 مشاوران اينجا هر روز از 8 صبح تا 8 شب به متقاضيان مشاوره مي دهند،آنها روزهاي جمعه نيز سرکار حاضر مي شوند ،به همين خاطر فقط در تعطيلات رسمي صداي مشاور تعطيل است.

 سوپروايزر ارشد صداي مشاور که با کد 1063 شناخته مي شود​ درباره سختي کار مشاوران مي گويد:اينجا مسائل ناگوار زيادي با مشاوران در ميان گذاشته مي شود مسائلي مانند خودکشي يا اذيت و آزار افراد از سوي نزديکترين عضو خانواده​ به همين خاطر برخي مواقع مشاوران دچار تنش مي شوند.

 در چنين مواقعي سوپروايزرها به مشاوران کمک مي کنند تا راحتتر بتوانند به کار خود ادامه دهند،همه آنها تلاش مي کنند اين مسائل را با خود به خانه هايشان نبرند​.

 ​​البته با وجود تمام مسائل تلخي که مشاوران در جريان آن قرار مي گيرند،هستند اتفاقات مثبتي که به آنها روحيه مي دهد.

 براي نمونه برخي افراد پس ازاينکه مشکلاتشان برطرف شد با آنها تماس گرفته و ​ موفقيت هايشان را نيز با آنها در ميان مي گذارند.

  يکي ديگر از سوپروايزرهاي مرکز صداي مشاور با  کد 1256 شناخته مي شود،مي کئيذ حوزه او مشاوره خانواده و مشکلات بين فردي است،اين مشاور درباره تماس هايي که با اين مرکز گرفته مي شود،خاطرنشان مي کند:​حدود 7سال است ​اينجا کار مي کنيم،بيشتر تماس گيرندگان از مسائلي مانند خيانت زناشويي رنج مي برند​. علاوه براين بيشتر خانواده ها نيز  از مشکلاتي که با نوجوانان خود دارند گله مي کنند،اما کارشناسان   تا آنجا  که بتوانتد براي حل مشکل افراد وقت گذاشته و راهنمايشان مي کنند.

 با توجه به نقش مهم مشاوره در بر طرف کردن مشکلات شهروندان بايد از مسئولان خواست براي توسعه مراکزي مانند صداي مشاور بهزيستي اقدام کنند،زيرا روند رشد آسيب هايي مانند طلاق ،خشونت و اعتياد در جامعه از اين حکايت دارد که افراد بيش از پيش به مشاوره کارشناسان حوزه خانواده نيازمند هستند.براي برطرف کردن اين نياز شهروندان نيز بهتر است سازمان ها به جاي موازي کاري  براي توسعه چنين مراکزي هزينه کنند​.

مهدي آييني

روز ملی هوای پاک خاکستری بود

AZAD8301دیروز، روز ملی هوای پاک بود؛ روزی که برخلاف نامش خاکستری و غبار آلود بود و آسمان در خیلی از کلانشهرها مانند پایتخت به سیاهی می‌زد.در روزی که گذشت باز آب از آب تکان نخورد و آنها که باید، از خواب بیدار نشدند تا دست کم قدمی برای بهبود وضع آلودگی هوا بردارند. شرایطی که مدت‌هاست به دو دست تیره و پر زور تبدیل شده که گلوی شهروندان را می‌فشارد؛ دست‌هایی که هر سال جان دوباره‌ای می‌گیرند. به همین خاطر براحتی می‌توان پیش‌بینی کرد، روز ملی هوای پاک در سال‌های پیش‌رو نیز از مقام سوگواره‌ای برای آسمان آبی فراتر نخواهد رفت.

اما دیروز باز این شهروندان بودند که کم نگذاشتند. خیلی‌ها برای به دست آوردن آسمان آبی، پاشنه کفش‌هایشان را ور کشیدند، بند کتانی‌هایشان را محکم‌تر از روزهای دیگر بستند تا به جای استفاده از خودروی شخصی، مسیرشان را پیاده طی کنند یا رنج استفاده از اتوبوس و مترو را تاب بیاورند.

اما در بین شهروندانی که برای پس گرفتن آسمان آبی‌شان تلاش می‌کردند چهره‌هایی آشنا از هنرمند گرفته تا سیاستمدار حضور داشتند. برای نمونه دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست با تاکسی به پارک پردیسان رفت یا رئیس سازمان انرژی اتمی و وزیر فرهنگ و ارشاد نیز سوار قطار مترو شدند.

چند سالی است که برخی مسئولان دست به چنین اقداماتی نمادین می‌زنند تلاش‌هایی که هنوز راهگشا نبوده و دست‌کم گرهی از بار مشکلات شهروندان در استفاده از حمل و نقل عمومی کشور نیز باز نکرده، چون مسئولان هنوز مشکلات شهروندان را با گوشت و پوست خود حس نکرده‌اند.

شاید هم در چنین روزهایی برای مسئولان قطار یا واگن‌هایی در نظر گرفته می‌شود که در آنها خبری از تاخیر یا ازدحام جمعیت نیست، شاید مسئولان از این اقدام فقط به گرفتن چند عکس یادگاری و تظاهر به علاقه‌مند بودن به محیط‌زیست بسنده می‌کنند؛ زیرا اگر غیر از این بود دست‌کم مسئولان می‌توانستند از تجربیات خود درباره سیل جمعیت و معطل شدن مردم در ایستگاه‌های مترو حرف بزنند.

شاید هم بهتر بودخانم ابتکار دیروز با تاکسی فرسوده به محل کارش می‌رفت تا لزوم از رده خارج کردن تاکسی‌های فرسوده دوباره مطرح می‌شد و به این شکل مشکلات مردم در حوزه حمل و نقل عمومی که نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش آلودگی هوا دارد، جدی‌تر دنبال شود.

مهدی آیینی

سرانه جوانان، كمتر از 300 تومان در سال

635646823685917009 (1)«کمتر از 300 تومان در سال»، اين سرانه اي است که دولت در سال براي هر جوان ايراني پرداخت مي کند. از همين آمار مي توان به مشکلات جوانان پي برد و نتيجه گرفت چقدر مسائل آنها براي دولتمردان مهم است، کم توجهي به جوانان داستان تازه اي نيست، اما تکراري بودن آن نمي تواند از غم انگيز و فاجعه بار بودنش بکاهد زيرا مسئولان وزارت ورزش وجوانان بارها تاکيد کرده اند بودجه اي که به جوانان کشور اختصاص پيدا مي کند برابر با هزينه ساخت ۱۶کيلومتر راه روستايي است، در تازه ترين اظهارنظر نيز ديروز مديرکل مشارکت هاي اجتماعي معاونت ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان به مهر گفت: سرانه اي که دولت براي هر جوان ايراني مي پردازد کمتر از ۳۰۰ تومان در سال است.

داستان، زماني غم انگيزتر مي شود که آسيب هاي اجتماعي که اين روزها گريبان جوانان را گرفته در کنار اين کم توجهي قرار داد از طلاق، اعتياد و بيکاري بگيريد تا جواناني که در آرزوي ازدواج پير مي شوند و به جمع افرادي که لقب تجرد قطعي را يدک مي کشند، اضافه مي شوند.

آخرين نتايج از وضع ازدواج جوانان براساس نتايجي است که از بررسي سرشماري سال 90 به دست آمده به همين دليل بايد يادآور شد که اين روزها آمارها در حوزه جوانان نگران کننده تر از اين نتايج است، زيرا تلاش قابل توجهي براي بهبود وضع اين گروه از جامعه صورت نگرفته و هنوز تلاش ها به سخنراني و ابراز نگراني محدود مي شود.
سرشماري سال 90 از اين حکايت داشت که 11 ميليون و 240 هزار جوان در کشور زندگي مي کنند که در سن متعارف ازدواج قرار دارند، اما کوهي از مشکلات مانع از ازدواج آنها شده، در اين بين آقايان 20 تا 34 ساله پنج ميليون و570 هزار نفر هستند و خانم هاي 15 تا 29 ساله نيز پنج ميليون و 670 هزار نفر از اين آمار را به خود اختصاص مي دهند.
اما به اين آمار تلخ بايد افرادي را نيز اضافه کرد که از سن و سال متعارف ازدواج درحال فاصله گرفتن هستند. يعني آقايان مجرد بين 35 تا 49 ساله اي که در کشورمان حدود 320 هزار نفر برآورد مي شود يا خانم هاي 30 تا 49 ساله اي که آمارشان حدود 980 هزار نفر تخمين زده مي شود. افزون بر اين 152 هزار نفر نيز در کشور به سن تجرد قطعي رسيده اند.
حمايت از جوانان زماني نيز که از مقام سخنراني و ابراز نگراني فراتر مي رود به دادن وعده هايي مانند جدايي معاونت ساماندهي امور جوانان از وزارت ورزش مي رسد که پس از مدتي نيز به فراموشي سپرده مي شود، به همين خاطر اغراق نيست اگر نتيجه گيري کنيم دغدغه هاي جوانان به نفع برخي افراد است، چون در مواقعي خاص به آن مي پردازند تا در رسانه ها مطرح شوند يا براي رسيدن به اهداف گوناگون صرفا به آن اشاره کنند. به همين سبب بايد از مديران معاونت ساماندهي امور جوانان خواست ابراز نگراني نسبت به وضع جوانان را به کارشناسان اين حوزه سپرده و به وظيفه خود که بهبود شرايط جوانان است، مشغول شوند و دست کم براي افزايش سرانه اي که اين روزها گدايان نيز از دريافت آن سرباز مي زنند، تلاش کنند.

مهدي آييني

صدقات مردم به خارج نمي رود

رئیس تازه‌نفس کمیته امداد حدود 8 ماه است سکان هدایت بزرگ‌ترین خیریه کشور را در دست گرفته، به همین علت چشم خیلی‌ها به عملکرد او دوخته شده است؛ از حدود چهار میلیون نفری که زیر چتر کمیته امداد قرار دارند تا آنها که فقر زندگی‌شان را تا لبه پرتگاه تباهی سوق داده و در انتظار کمک این نهاد هستند. این در حالی است که برخی نیکوکاران و شهروندان نیز مدتی است نسبت به عملکرد شفاف کمیته امداد دچار شک و تردید شده‌اند و در انتظار پاسخ‌های قاطعی هستند تا خاطرشان جمع شود. همه این مسائل را با سیدپرویز فتاح در میان گذاشتیم و ماحصل آن گفت‌وگویی شد که در ادامه می‌خوانید.

از وقتی در کمیته امداد مشغول به کار شده‌اید بیشتر صدقه می‌دهید؟

نسبت به قبل فرقی نکرده، چون از قبل صندوق خانگی کمیته امداد داشتم و حامی چند کودک یتیم نیز هستم.

هر روز صدقه می‌دهید؟

بیشتر روزها. نمی‌توانم بگویم هر روز‌ چون بعضی روزها در مسافرت هستم.

به نظر شما درست است که مردم مانند گذشته به کمیته امداد کمک نمی‌کنند؟

منظور شما دوره‌ای است که من مشغول به کار شده‌ام؟

نه به شکلی کلی، چون شما حدود 8 ماه است مشغول به کار شده‌اید.

از قبل روند کار کمیته امداد را دنبال نمی‌کردم، بنابراین نمی‌توانم قضاوت کنم، اما آمار نشان می‌دهد درآمد کمیته امداد و تعداد حامی‌ها روندی صعودی دارد.

منتقدان می‌گویند با توجه به رشد تورم، مقدار رشد صدقات قابل توجه نیست.

این مساله به کمیته امداد برنمی‌گردد‌ بلکه به وضع اقتصاد کشور ربط پیدا می‌کند‌ به عنوان مثال خانواده‌ای را در نظر بگیرید که قبلا حامی بوده، اما تورم مانع کمک بیشتر چنین خانواده‌هایی به کمیته امداد می‌شود. در چند سال گذشته تورم زندگی خانوارهای متوسط و رو به پایین را تحت تاثیر قرار داده و سبب شده آنها دچار مشکل شوند.

پس باور مردم درباره فعالیت‌های کمیته امداد تغییر نکرده است؟

به نظرم خیلی فرق زیادی نکرده، اما این که بگوییم همه مردم کمک‌هایشان را به کمیته امداد می‌کرده‌اند، هیچ وقت به این شکل نبوده است. این همه خیریه در کشور وجود دارد. ما باید اجازه بدهیم مردم به هر طریقی که راحت‌تر هستند کمک کنند.

به تعداد زیاد مراکز خیریه اشاره کردید، نگاه کمیته امداد به فعالیت این مراکز چگونه است؟

خیریه‌ها دو دسته‌اند. آنها که مجوز دارند و آن دسته که ندارند. خیریه‌های مجاز رقیب و مزاحم ما نیستند.

یکی از انتقادات به کمیته امداد این است که فرد متقاضی برای دریافت کمک‌ زمان زیادی معطل می‌شود.

اگر شخص کمک موردی بخواهد زمان زیادی وقت نمی‌برد، اما اگر بخواهد تحت پوشش قرار بگیرد، زمانبر است، چون به تحقیق نیاز دارد.

کامل شدن این تحقیقات به شکل میانگین چقدر زمان می‌برد؟

بستگی به محل زندگی و شرایط و تعداد اعضای خانوده متقاضی دارد؛ برای نمونه وقتی مشخص می‌شود سرپرست خانواده فوت کرده یا بحث بیماری صعب‌العلاج مطرح است، به تحقیقات خاصی نیاز نداریم. در موارد غیراورژانسی هم باید تحقیق صورت گیرد، چون دامنه تحت پوشش قرار گرفتن خانواده‌ها متفاوت است.

توانمند شدن مددجو‌ها و این مثال معروف که به جای ماهی دادن باید به نیازمندان ماهیگیری یاد داد چقدر در اولویت برنامه‌های شما قرار دارد؟

این نکته در صدر برنامه‌های ما قرار دارد. به نظر ما اساسا خانواده‌ها ناتوان نیستند، بنابراین وظیفه داریم توانایی آنها را بشناسیم نه ناتوانی آنها را.

در این مدت چقدر شغل ایجاد کرده‌اید؟

نمی‌توان گفت، چون شغل ایجاد کردن راحت نیست. از طرفی کمیته امداد با هدف اشتغالزایی ایجاد نشده است. اگر در کشورمان اقتصاد رونق بگیرد، نیازی به مداخله کمیته امداد نیست. اگر ما در این حوزه وارد شده‌ایم به نظر می‌رسد از روی ناچاری است تا بتوانیم بارمان را کم کنیم، چون اگر این کار را انجام ندهیم از ما سوال خواهد شد چرا این‌قدر فرد تحت پوشش داریم، در حالی که می‌خواهیم از تعداد افراد تحت پوشش خود کم کنیم.

در کشور چند نفر تحت پوشش کمیته امداد هستند؟

حدود یک میلیون و 800 هزار خانواده که نزدیک به چهار میلیون نفر می‌شوند.

بخشی از انتقادات موجود به کمیته امداد به فعالیت‌های این نهاد در خارج از کشور برمی‌گردد، چون برخی می‌گویند کمک‌های آنها در خارج از کشور هزینه می‌شود.

مدل کمیته امداد در کشور ما مدلی استثنایی و بی‌بدیل است که می‌تواند در خیلی از کشورها شکل بگیرد. کشورهای دیگر خیریه دارند، اما هیچ کدام به پای کارایی کمیته امداد نمی‌رسد. کشورهای اطراف نیز دوست دارند از مدل کمیته امداد استفاده کنند. صندوق‌های ما در عراق، سوریه، لبنان و افغانستان وجود دارد، اما روی این صندوق‌ها نوشته کمیته امداد امام خمینی عراق، سوریه، لبنان یا افغانستان. در واقع صندوق‌هایی در این کشور نصب است که ایرانی‌ها درون آن پول نمی‌ریزند؛ یعنی ما فقط مدل کمیته امداد را در این کشورها تسری داده‌ایم، اما در برخی مناسبت‌ها مانند روز قدس یا ماجرای یمن که پیش آمد، همکاران ما بنا به درخواست مراجع رسمی کشور صندوق گذاشته و روی آن نوشتند برای کمک به مردم غزه یا یمن.

در واقع سوال این است که آیا صدقه ایرانی‌ها در این کشورها هزینه می‌شود یا نه؟

واقعا صدقات ایرانیان به خارج منتقل نمی‌شود، چون مجاز نیستیم و اصلا به این کار نیازی نیست. در واقع عددی نیست که بخواهیم آن را منتقل کنیم، چون با کمک‌های کلانی که نظام ما در سطح بین‌المللی می‌کند، قابل مقایسه نیست. علاوه بر این خوشبختانه ما مسائل مالی را به شکلی تنظیم کرده‌ایم که حقوق کارمندان کمیته امداد نیز از محلی غیر از کمک‌های مردمی پرداخت می‌شود.

چرا با وجود خیریه‌های زیاد نتواسته‌ایم مشکل فقر را در کشور ساماندهی کنیم؟

خیریه‌ها نمی‌توانند جای دولت را بگیرند. ظرفیت ما با دولت‌ها قابل مقایسه نیست. اگر فعالیت مراکز خیریه نبود حتما وضع کشور متفاوت بود. تورم سنوات گذشته و اثرات تحریم و سوءمدیریت‌ها دست به دست هم داده تا تولید تصاعدی فقر را شاهد باشیم. این نسلی که اکنون تحت پوشش کمیته امداد است، چندمین نسل محسوب می‌شود؛ بنابراین امداد به وظیفه خود عمل کرده، اما فقر در کشور تولید می‌شود و باید به ریشه‌های آن پرداخت.

هر ایرانــی در سال چقدر صدقه می‌دهد؟

پولی که فقط از صندوق صدقات در تمام کشور جمع می‌شود حدود 300 میلیارد تومان در سال است، اما صدقه فقط پولی نیست که در صندوق‌ها جمع می‌شود، زیرا زکات و فعالیت‌های خیرخواهانه‌ای مانند حامی ایتام شدن را نیز باید حساب کرد. سال گذشته 400 میلیارد تومان نیز زکات جمع‌آوری شد.

با توجه به حمایت مناسب نیکوکاران آیا به نظرتان مستمری مددجوها کم نیست؟

مستمری را باید تعریف و بعد درباره کم یا زیاد بودن آن صحبت کنیم. بحث ما این است که نیاز خانواده‌ها باید احصا شود که ابعاد مختلفی دارد. یک خانواده نیاز اولش مسکن است، اما خانواده دیگر بیمار صعب‌العلاج دارد یا سرپرست ازکارافتاده، بنابراین هزینه زیادی برای آنها می‌شود که جزو مستمری به حساب نمی‌آید یا هزینه درمان، بیمه و تحصیل آنها نیز باید در نظر گرفته شود. این در حالی است که بهتر است ما به جای پول نقد به خانواده‌ها خدمات ارائه کنیم.

بنابراین امکان دارد در آینده مستمری مددجوها را قطع کنید؟

نمی‌توان مستمری را قطع کرد، زیرا عده‌ای به آن واقعا نیاز دارند. در واقع خانواده‌ها وضع متفاوتی دارند، اما تمرکز ما روی ارائه خدمات است.

به نظر شما فقر در جامعه چه تغییراتی داشته است؟

شکل فقر در حال دگرگون شدن است. فقری که در ذهن ماست فقر مطلق است و چون دولت می‌گوید به همه یارانه می‌دهد می‌توان گفت فقر مطلق در کشورمان وجود ندارد یا خیلی کم است. این در حالی است که بسیاری از مردم دیگر به آب و برق و گاز نیز دسترسی دارند. اکنون چهره فقر از جنبه‌های مختلف تغییر یافته است؛ برای نمونه تعداد زنان سرپرست خانوار زیاد شده است. در واقع فراگیر نبودن بیمه تامین اجتماعی مساله مشکل‌ساز است. علاوه‌بر این، کمیته امداد و خیریه‌ها نمی‌توانند ملاکشان فقط ساختار اقتصادی و ناکارآمد باشد.

یکــی از اقدامات قابل توجه شما در ابتدای کار، اعلام فروش ساختمان سوهانک کمیته امداد و انتقال به جای دیگر با هدف صرفه‌جویی بود. این موضوع به کجا رسید؟

ما جای مناسبی خریده‌ایم و حتما از این ساختمان می‌رویم، بنابراین اگر این ساختمان به فروش نرود هم اینجا را تخلیه می‌کنیم. امیدواریم این ساختمان را به قیمت مناسبی بفروشیم.

دوسـت دارید پس از پایــــان ماموریت‌تان مددجو‌های کمیته امداد شما را چگونه یاد کنند؟

دعایم کنند، چون دعا حد رضایت است.

مهدی‌آیینی‌

چکش خشونت بر سر خانواده

«زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند» این ضرب‌المثلی است که به نظر می‌رسد این روزها معنایش را از دست داده؛ چون آمار دعواهای زن و شوهری به قدری جدی شده که گزارش‌های اورژانس اجتماعی نیز آن را تائید می‌کند.براساس این گزارش‌ها، دست‌کم حدود 26 درصد تماس‌هایی که در شش ماه اول امسال با اورژانس اجتماعی کشور برقرار شده، علتی جز شکایت از خشونت خانگی نداشته است.

گفته می شود خشونت خانگی در جامعه زمانی رواج پیدا می کند که اعضای خانواده و به دنبال آن جامعه نیاموخته باشند چگونه با یکدیگر مذاکره کنند، به همین دلیل کوچک ترین تنش به پرخاش ختم می شود.

هر چند در این بین نهادهایی مانند وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی سعی در کنترل این مساله دارند، اما چون این نهادها همکاری مناسبی با یکدیگر ندارند، تلاش آنها نتیجه بخش نیست و آمارها در این حوزه هر روز رنگ و بوی نگران کننده تری به خود می گیرد.

حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره گزارش عملکرد شش ماهه خط 123 (اورژانس اجتماعی)، می گوید: مشکلات حاد خانوادگی و خشونت های خانگی بیشترین علت تماس با اورژانس اجتماعی در نیمه نخست امسال بود.

بررسی گزارش بهزیستی در این خصوص از آن حکایت دارد که در این بین مشکلات حاد خانوادگی اعم از طلاق یا دیگر اختلافات و منازعات درون خانوادگی 25 تا 26 درصد تماس ها را به خود اختصاص داده است.

زنان بیشتر شکایت می کنند

به گزارش ایسنا و براساس آمار بیشترین تماس ها با اورژانس اجتماعی نیز به زنان با میانگین سنی بین 20 تا 40 سال تعلق دارد، براساس این اطلاعات می توان گفت زنان امروزه نسبت حق و حقوق خود بیشتر آگاه شده اند؛ به همین دلیل برای رسیدن به آنچه حق خود می دانند از اورژانس اجتماعی تقاضای کمک می کنند.
دکتر اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده درباره رواج خشونت های خانگی و این که چرا زنان بیشترین تماس را با اورژانس اجتماعی گرفته اند، به جام جم می گوید: در این بین چند مساله می تواند نقش داشته باشد. سواد، نقش اجتماعی و حتی کمک زنان به اقتصاد خانواده بیشتر شده، بنابراین آنها نمی خواهند فقط فرمانبردار باشند. این در حالی است که به صحبت های کیهان نیا باید این نکته را اضافه کرد که در این بین تعدادی از مردان همچنان بر روش های پدرسالارانه خود اصرار داشته و آن را حق خود می دانند.

وی اظهار می کند: علاوه بر این نباید نقش انتشار یک سری کتاب و ذکر راهکارها را نیز که براساس فرهنگ خارج از کشور تدوین شده و با فرهنگ ما بیگانه است، نادیده گرفت.

مشکلات اقتصادی و خیانت

از تاثیر مسائلی که به شکلی پنهان در جامعه رواج دارد نیز نباید غفلت کرد؛ برای نمونه برخی زنان احساس می کنند در طول تاریخ در حق آنها اجحاف شده، زیرا به باور آنها مردان قانون را به شکلی نوشته اند که به ضرر آنها تمام شده است. هر چند این مساله در جامعه پنهان است، اما تاثیر آن در خشونت های خانگی را نمی توان انکار کرد.

البته مسائل اقتصادی نیز در شیوع خشونت های خانگی تاثیرگذار است، زیرا سرپرستان خانواده نمی توانند به راحتی از پس هزینه های خانواده برآیند و این عامل آستانه تحمل آنها را کاهش داده است.

کیهان نیا به نقش خیانت در بالا رفتن خشونت های خانگی اشاره کرده و یادآور می شود: گسترش شبکه های اجتماعی نیز در این بین تاثیرگذار است؛ زیرا زنان و مردان در این فضا راحت تر به یکدیگر خیانت می کنند.

پیشگیری فراموش شده

ریشه شیوع خشونت خانگی را باید در نبود برنامه ای جامع و مدون برای پیشگیری در این حوزه دانست؛ به همین دلیل مسائل مختلفی دست به دست هم داده و زمینه را برای گسترش خشونت های خانگی مهیا کرده است.

مهدی حاج اسماعیلی، روان شناس در این باره به جام جم می گوید: مساله پیشگیری را از یاد برده ایم. برای جبران این مساله باید وضعیت نظام آموزشی کشور بهبود پیدا کند؛ یعنی شخص از مهدکودک تا دانشگاه در کنار دروسی که فرامی گیرد، توانایی حل مساله را نیز به دست بیاورد.

باید یادآور شد اعضای خانواده برای حل مسائل خود آموزش ندیده اند به همین دلیل کوچک ترین مساله در خانواده به بحران بدل شده و اعضای خانواده به پرخاش و خشونت روی می آورند. وی عنوان می کند: در کنار فرانگرفتن روش حل مساله، اعضای خانواده نمی توانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ به همین دلیل هنگام بروز مشکل افسرده یا پرخاشگر می شوند.

آموزش؛ چاره کار

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور نیز در این باره به جام جم می گوید: همسرآزاری و کودک آزاری بیشترین گزارش های خشونت خانوادگی را به خود اختصاص می دهد.

وی ادامه می دهد: خشونت خانگی روی فرد، خانواده و جامعه اثر گذاشته و پیامدهای آن به خود افراد برمی گردد. فراموش نکنیم ما در این حوزه قانون داریم، اما نکته اینجاست که شهروندان ممکن است مصادیق آن را ندانند؛ به همین دلیل معمولا بیشترین آزارهای خانگی از سوی نزدیک ترین افراد صورت می گیرد بنابراین بسیاری از آزارهای خانگی از غفلت ناشی می شود.

موسوی چلک می افزاید: بهترین راهکار برای مقابله با خشونت خانگی آموزش والدین و افرادی است که در این حوزه فعال هستند.

به این ترتیب در کنار پرداختن به مسائلی که سبب پیشگیری از رواج خشونت خانگی می شود، باید برای خانواده هایی که دچار این آسیب شده اند نیز راهکاری در نظر گرفت. در این بین شهرداری به کمک وزارت ورزش و جوانان دست به ایجاد مراکز کنترل خشم زده، اما باید یادآور شد این مراکز نتوانسته اند شهروندان را به خود جذب کنند. برای رفع این مشکل باید از ظرفیت سرای محله ها نیز استفاده کرد و با برگزاری کارگاه های آموزشی درخصوص خشونت های خانگی، اعضای خانواده را توانمند کرد. البته پرداختن رسانه ها به این مساله نیز می تواند راهگشا باشد؛ اما در کنار این عوامل باید از ظرفیت سازمان های مردم نهاد نیز بهره برد؛ زیرا گسترش نهادهای مدنی سبب می شود اعضای خانواده روش حل مساله را بهتر فرا بگیرند.

اعتیاد و خشونت

شیوع اعتیاد در بین اعضای خانواده نقش پررنگی در گسترش خشونت در خانواده دارد و چون مصرف مواد مخدر عوارضی در پی دارد و به خشونت در خانواده دامن می زند. این درحالی است که برخلاف انتظار این روزها تهیه مواد مخدر برای شهروندان دشوار نیست و شخص پس از مصرف مواد مخدر یا در حالت خماری، ترسی از خشونت فیزیکی و کلامی در برابر اعضای خانواده ندارد.

مهدي آييني

جای‌خالی «سلامت اجتماعی» در برنامه ششم

قطار آسیب‌های اجتماعی همچنان درحال حرکت است؛ طلاق، اعتیاد، حاشیه‌نشینی و خشونت هر روز رنگ و بوی جدید‌تری به خود می‌گیرد. در این میان، نهادهای مربوطه نیز موفقیت لازم را ندارند به همین دلیل اگر این مسائل این روزها اندکی از تابو بودن فاصله گرفته‌است، باید آن را به پای مشهود شدن‌شان گذاشت و تاکید کرد تا وقتی به این مسائل توجه نشان ندهیم و دغدغه ما نشود نمی‌توانیم به داشتن جامعه‌ای سالم امیدوار باشیم. در حالی که هنوز برای تدوین برنامه شمدشم توسعه فرصت باقی است، با حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور درباره اهمیت پرداختن به آسیب های اجتماعی در این برنامه به گفت وگو نشسته ایم.

چه اتفاقی افتاده که این روزها سبک زندگی خانواده های ایرانی مورد توجه کارشناسان اجتماعی قرار گرفته است؟

در کشورمان نشانه هایی نسبت به فاصله سبک زندگی کنونی برخی خانواده ها با سبک زندگی مناسب و مورد قبول وجود دارد. از این منظر موضوع مورد بحث و بررسی است.

کدام آسیب نگران کننده تر است؟

موارد زیادی وجود دارد که می توان به آنها اشاره کرد. برای نمونه پرونده های زیاد قضایی در کشورمان نشانه خوبی نیست. براساس گفته های رئیس قوه قضاییه در کشورمان حدود 15 میلیون پرونده قضایی تشکیل شده، اما هند با بیش از یک میلیارد جمعیت حدود یک میلیون و 200 هزار پرونده قضایی دارد.

شرایط خانواده ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

این حوزه نیز نگران کننده است، چون باید نسبت به ورود آسیب های اجتماعی به درون خانواده هشدار داد، زیرا وقتی آسیب وارد خانواده می شود، مزمن شده و حل مشکلات در آینده را نیز مشکل تر خواهد کرد.

این روزها گرایش به کدام آسیب ها بیشتر شده است؟

آسیب هایی که شادی آنی بیشتری دارند؛ گرایش به مواد مخدر صنعتی، مشروبات الکلی و روابط خارج از چارچوب در دنیای واقعی و مجازی وجود دارد که نشان می دهد برای جبران کمبود شادی و نشاط سراغ این موارد می روند.

درباره افزایش زنان سرپرست خانوار نیز مدتی است بیشتر می شنویم.

براساس تحلیل حوزه اجتماعی، در سال 75 کمتر از یک میلیون و200 هزار زن سرپرست خانوار داشتیم و سال 85 این آمار به بیش از یک میلیون و600 هزار نفر رسید و در آخرین سرشماری یعنی سال 90 تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور به دو میلیون و 500 هزار نفر رسید . البته منظور این نیست که زن سرپرست خانوار آسیب دیده اجتماعی است، اما دختران و زنانی که به تنهایی زندگی می کنند در مقایسه با افرادی که تحت حمایت خانواده هستند، آسیب پذیر ترند.

  نگراني در حوزه مواد مخدر نیز  جدي است.

بله، آمار رسمی اعلام شده نشان می دهد دو میلیون و 300 هزار نفر به شکل مستقیم درگیر این مساله هستند که شامل معتادان دائمی و تفننی می شوند، ولی به نظر می رسد ما آمار دقیقی از افراد درگیر در حوزه مواد مخدر نداریم.

دغدغه ها نسبت به فضای مجازی را چقدر جدی می بینید؟

در این حوزه آمار مشخصی نداریم، اما آثار فضای مجازی را بر سلامت اجتماع می توان مشاهده کرد. هرچند فضای مجازی یک فرصت است، اما چون سواد استفاده از آن را نداریم، این فرصت تبدیل به تهدید می شود.

سکونتگاه های غیررسمی را نیز در این میان نمی توان نادیده گرفت.

براساس آمار شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهر، از حدود 97 شهری که بررسی شد، بیش از 950 هزار سکونتگاه غیر رسمی که جمعیتی حدود 10 تا 11 میلیون نفر را در خود جای داده اند، در کشور وجود دارد، اما نمی توان به تمام این افراد برچسب آسیب دیده اجتماعی زد. البته تاثیر محیط را بر گسترش آسیب های اجتماعی نمی توان نادیده گرفت.

آسیب های اجتماعی در حوزه بیماری ای مثل ایدز چقدر جدی است؟

آمار حدود 29 هزار مبتلا را نشان می دهد، اما این را می توان در ضریب حداقلی 4 ضرب کرد، علاوه بر این ما نگران این هستیم که روند ابتلای افراد به این ویروس به سمت روابط جنسی محافظت نشده تغییر مسیر دهد.

 بر چه اساسی این مساله را عنوان می کنید؟

سال های 65 تا 93 حدود 14 درصد به دلیل روابط جنسی محافظت نشده و حدود 68 درصد از طریق سرنگ آلوده مبتلا شدند، اما در افرادی که طی یک سال آخر شناسایی شده اند، سهم روابط جنسی محافظت نشده به 38درصد می رسد، یعنی فقط در یک سال پایانی این آمار حدود 5/2 برابر رشد کرده است. بنابراین باید نگران بود.

با توجه به آسیب هایی که مرور کردیم، سلامت اجتماعی کشور را در آینده چگونه پیش بینی می کنید؟

اینها نشان می دهد به سختی می توان به آنچه برای ایران 1404 در سند چشم انداز درنظر گرفته شده است، رسید .

برخی کارشناسان براین باورند که چنین شرایطی طبیعی است، چون ما در حال طی کردن مسیر توسعه هستیم.

طبیعی قلمداد کردن این پدیده ها یعنی دست روی دست گذاشتن و بدون شک گسترش آسیب های اجتماعی پیام مشخص دارد و آن چیزی جز تهدید امنیت اجتماعی و روانی کشور نیست. ما دراین حوزه زیاد کار کرده ایم، اما موفق نبوده ایم. در غیر این صورت شرایط کنونی آسیب های اجتماعی در کشور این گونه نبود.

برنامه های اجرا شده در حوزه آسیب های اجتماعی را چطور ارزیابی می کنید؟

این برنامه ها فراگیر و جامع نبوده و از کفایت، پایداری و استمرار نیز برخوردار نبوده اند. در واقع به موقع، تخصصی و در دسترس بودن، سه مولفه مداخلات مناسب است که برای کمک به آسیب دیدگان اجتماعی باید در نظر داشت، اما مداخلات انجام شده این ویژگی ها را ندارد.

شما جدی ترین مشکل را در حوزه مقابله با آسیب های اجتماعی چه می دانید؟

مشکل اصلی ما این است که سیاست اجتماعی مشخصی در حوزه آسیب های اجتماعی نداریم، زیرا یک روز برای ایجاد گشت ارشاد تصمیم می گیریم و روز دیگر بر لزوم ایجاد اورژانس اجتماعی پافشاری می کنیم . به همین دلیل بالاخره نمی دانیم برخورد ما با حوزه آسیب های اجتماعی در کشور باید چگونه باشد. درواقع نقشه راه تعریف شده نیست. دو برنامه از سند چشم انداز ایران1404 نوشته ایم، به این شکل که فصل هشت برنامه چهارم توسعه مربوط به حوزه اجتماعی و ماده 97 آن به طور خاص در حوزه آسیب های اجتماعی بود، اما وقت اجرا دچار مشکل شد.

برنامه پنجم چه؟

در این برنامه در حوزه اجتماعی، تمهیدات لازم برای آسیب های اجتماعی مورد توجه قرار نگرفته بود.

سیاست های ابلاغی برنامه ششم را چگونه دیدید؟

ابتدا که پیش نویس برنامه آماده شد، وضع اجتماعی آن مناسب بود ، اما در نهایت زمانی که ابلاغ شد، تقریبا یکی از ضعیف ترین بخش های سیاست های ابلاغی بخش اجتماعی است.

شاید مخالفان نظر شما بگویند اسناد و قوانین دیگری در حوزه اجتماعی وجود دارد که با استفاده از آن می توان به مسائل اجتماعی پرداخت.

خوشبین هستیم که این اتفاق بیفتد، اما انتظار داریم در برنامه ششم نسبت به آسیب های اجتماعی دست کم نگاه امنیتی، سیاسی و قضایی نداشته باشیم، چون ما بارها و بارها بگیر و ببند را در حوزه آسیب دیدگان تجربه کرده ایم، اما شرایط بهتر نشده است. این گواهی است بر این مهم که مدیریت هوشمندی درحوزه اجتماعی نداریم.

به نظرتان دلیل اصلی این که دولت ها به حوزه آسیب های اجتماعی نمی پردازند، چیست؟

حوزه آسیب های اجتماعی به قول معروف قشنگ نیست، دولت ها همیشه سعی کرده اند از پرداختن به آن فرار کنند. در این میان اگر برخی به این مساله بپردازند جناح مقابل عمل آنها را به عنوان حربه ای برای مبارزه به کار می گیرد.

با توجه به شرایط اجتماعی کشورمان اولویت ها در برنامه ششم باید به چه نحوی در نظر گرفته شود؟

باید در برنامه ششم سرفصلی به نام سلامت اجتماعی داشته باشیم ؛ نکته ای که در برنامه های توسعه ای و بودجه بندی سالانه پیش بینی نمی شود.

در سرفصل سلامت اجتماعی چه نکاتی باید گنجانده شود؟

می توان نگاه های متعددی داشت. برای نمونه باید هر سال وضع اجتماعی کشور را رصد کنیم، در واقع تاکنون شاخص سلامت اجتماعی در کشورمان سنجیده نشده یا روسای جمهور هنگام ارائه گزارش به مسائل اجتماعی نپرداخته اند، بنابراین تا امروز نگاه واقع بینانه نسبت به مسائل اجتماعی نداشته ایم و برنامه ششم می تواند این نکات را در بر بگیرد.

این درحالی است که برنامه ای نیز برای تحلیل وضع اجتماعی کشور باید داشته باشیم. تحلیل وضع اجتماعی به ویژه آسیب های اجتماعی به شکل ملی و در مقایسه با منطقه و جهان مهم است، اما در کنار آن پیشگیری نیز باید در کشور فراگیر شود . علاوه براین باید جایگاه سازمان های مردم نیز دراین حوزه مشخص شود، چون بیشتر آنها در حوزه درمان اعتیاد درگیر هستند و در بخش پیشگیری حضور ندارند. قضا زدایی نیز باید جدی گرفته شود و از منابع اجتماعی دراین خصوص بهره بگیریم .محلات ناکارآمد شهری نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

مهدی آیینی

 

بالا