آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی (برگ 17)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

اشتراک به خبردهی

ازدواج، درک درست می‌خواهد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آمار طلاق در کشور بالا رفته، کارشناسان هشدار می‌دهند سونامی یا زلزله طلاق در راه است. مسئولان بعضی وقت‌ها از محرمانه بودن آمار در این حوزه دم می‌زنند و گاهی نیز اعتراف می‌کنند در هر ساعت 16 زوج از یکدیگر جدا می‌شوند. همه این آمار و اظهار نظر ها درست است، اما نکته اینجاست که می توان مانع آن شد، زیرا بسیاری از طلاق هایی که این روزها در دفترخانه های کشور ثبت می شود، دلیل واضحی دارد که مسئولان آن طور که باید و شاید تاکنون آن را جدی نگرفته یا دست کم برای حل آن برنامه ای نداشته اند.

کارشناسان و مسئولان آن قدر در پژوهش و آمارهای به دست آمده در این حوزه غرق شده اند که یادشان رفته آمارها ارائه می شود تا به کمک آنها بتوان مشکلات را شناخت و برای رفع آنها برنامه ریزی و تصمیم گیری کرد.

برای نمونه یکی از مشکلاتی که امروزه همه سعی در رفع آن دارند، کاستن از آمار طلاق است. این مشکل دلایل زیادی دارد، اما با فرهنگ سازی و آموزش بموقع می توان تا حد زیادی مانع آن شد، مثلا اگر این روزها از زوج های جوانی که تصمیم به ازدواج می گیرند بپرسید هدف آنها از ازدواج چیست، یا چه برنامه ای برای آینده خود دارند، عده کمی می توانند پاسخ قانع کننده ای بدهند. متاسفانه خیلی از آنها درک درستی از ازدواج ندارند و تصور می کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن زیر یک سقف، بچه دار شدن و در نهایت رفع نیازهای جنسی.

نتیجه این درک نادرست سبب شده که بسیاری از زوج های جوان در خوشبینانه ترین حالت در پنج ساله اول زندگی خود به بن بست رسیده و درخواست جدایی دهند یا این که آنقدر از یکدیگر دور شوند که زندگی مشترکشان به طلاق عاطفی ختم شود.

این افراد آموزش ندیده اند که ازدواج فراتر از زندگی کردن دو نفر زیر یک سقف است و این پیوند باید بستری را فراهم کند که در نهایت منجر به تغییر مثبت آنها شود یا برای داشتن زندگی موفق باید علاوه بر زمان حال برنامه ای هم برای آینده زندگی مشترک داشت.

به همین دلیل چنین زوج هایی با بروز کوچک ترین مشکلات مانند مشکل اقتصادی یا اختلاف نظر، تنها راه خلاصی را در جدایی از یکدیگر می بینند. البته باید تاکید کرد دراین میان فقط جوانان مقصر نیستند، زیرا این مسئولان هستند که باید با فرهنگ سازی در خانواده ها یا حداقل اضافه کردن این موضوعات به کتاب های درسی مانند تنظیم خانواده سبب شوند که جوانان دید بازتری نسبت به ازدواج پیدا کرده و با تصمیم های احساسی و نادرست خود هزینه های زیادی را به خود، خانواده و جامعه تحمیل نکنند.

زنگ جشن عاطفه‌ها تاخیر دارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هر سال وقتی نفس‌های تابستان به شماره می‌افتد، خانواده‌هایی که فرزند دانش‌آموز دارند، به تکاپو می‌افتند تا خود را برای سال تحصیلی جدید آماده کنند.امسال هم مانند سال های قبل این جنب و جوش چند روزی است آغاز شده، زیرا براساس تقویم از دوشنبه سال تحصیلی جدید برای 12 میلیون و 300 هزار دانش آموز در 105 واحد آموزشی، کلید خواهد خورد، اما در این شور و حال وصف نشدنی و خاطره انگیز، همیشه چیزهایی برای ما آدم ها از قلم می افتد؛ برای نمونه این شور و حال برای خیلی ها آن قدر بالا می گیرد که یادشان می رود که دانش آموزانی هستند که به دلیل وضع مالی نامناسب تمام تابستان را کار کرده اند و نمی توانند مانند دیگر دانش آموزان با لباس نو یا حداقل با لوازمی که یک دانش آموز به آن نیاز دارد، سال تحصیلی جدید را شروع کنند.

نکته اینجاست که تعداد دانش آموزان کم نیست، چون بر اساس آماری که کمیته امداد امام خمینی(ره) منتشر کرده، می توان گفت یک میلیون و 400 هزار دانش آموز نیازمند در کشور شناسایی شده که فقط نیمی از آنها تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند.

این در حالی است که این آمار به طور قطع بیشتر از این رقم است، زیرا خیلی ها در همسایگی من و شما زندگی می کنند که با سیلی صورت خود را سرخ نگاه داشته و هیچ وقت راضی نمی شوند دست کمک به سوی کسی دراز کنند؛ به همین دلیل این وظیفه ماست که پیشدستی کرده و به کمک این افراد بشتابیم.

افزون بر این، ماجرایی که سبب شده برخلاف حضور خیران بسیار در کشور، نیاز دانش آموزان نیازمند بخوبی برطرف نشود، نامناسب بودن زمان برگزاری جشن عاطفه هاست که مدتی است دهم مهر هر سال و به مدت سه روز در کشور برگزار می شود.

همان طور که مشخص است این جشن زمانی برگزار می شود که از تب و تاب آغاز سال تحصیلی جدید کاسته شده و دانش آموزان نیازمند با همان لباس وصله دار، کیف، قلم و دفتر نامناسب به مدرسه رفته اند.

به همین دلیل باید یادآور شد اگر نیکوکاری قصد کمک دارد باید به شکلی عمل کند تا کمک ها بموقع به دست نیازمندان برسد، زیرا بعد از اتمام این مراسم چند روزی هم زمان نیاز است تا کمک های جمع آوری شده به دست دانش آموزان نیازمند برسد.

این در حالی است که برای کودکان نیازمند هیچ چیز مهم تر از این نیست که کیف و کفش آنها هم مانند دیگر دانش آموزان در روزهای اول مهر بوی تازگی بدهد و برق بزند.

4000 ایرانی در بازداشتگاه‌های اندونزی

گفت‌وگو با «دیان ویرنجوریت»، سفیر اندونزی در تهران

  بعد از جنجالی‌شدن ماجرای مهاجرت غیرقانونی ایرانی‌ها به استرالیا، دولت اندونزی سیاستی در پیش گرفت که براساس آن صدور روادید در بدو ورود برای ایرانیان لغو شد. به همین دلیل مدتی است ایرانیانی که قصد دارند به منظور سیاحت، تجارت یا دیدار با اقوام خود به اندونزی بروند برای گرفتن روادید با مشکل روبه رو شده اند؛ برای نمونه کمتر آژانس مسافرتی خدمات صدور روادید اندونزی را ارائه کرده و آژانس هایی که در این زمینه فعالیت می کنند هم رقم های بالایی از مسافران درخواست می کنند. برای این که از چند و چون این ماجرا بیشتر بدانیم به سفارت اندونزی در تهران رفتیم جایی که بر خلاف دیگر سفارتخانه ها که معمولا با عکس هایی از جاذبه های توریستی آن کشور تزئین شده است، در و دیوارهایش پر است از عکس هایی که سفیر این کشور از مکان های دیدنی ایران گرفته است. در این گفت وگو دیان ویرنجوریت، سفیر اندونزی در تهران از شرایط صدور روادید و آمار ایرانیان زندانی در کشورش می گوید.

 اندونزی به چه افرادی روادید می دهد؟ چون اشخاصی که به سفارت شما مراجعه می کنند، می گویند شرایط برای گرفتن روادید اندونزی خیلی سخت شده است.

باید بگویم گرفتن روادید اندونزی آنقدر سخت نیست و مانند دیگر کشورهاست و هر شخصی که شرایط آن را داشته باشد، می تواند روادید بگیرد؛ یعنی حتی شرایط آن از برخی کشورها راحت تر است. زمانی که روادید در بدو ورود به ایرانی ها داده می شد، شرایط راحت تر بود و تا مدتی قبل سیاست ما به این شکل بود، چون ایران را کشور دوست و برادر می دانیم، ولی متاسفانه برخی، از این تسهیلات سوءاستفاده و مشکلاتی ایجاد کردند.

منظور شما افرادی است که می خواهند غیرقانونی به استرالیا بروند؟

درست است. وقتی ما تسهیلات صدور روادید در بدو ورود ارائه می کردیم، برخی ایرانی ها به اندونزی می آمدند، اما قصدشان این بود که خود را به استرالیا برسانند. در واقع آنها از این تسهیلات استفاده نادرست می کردند. این در حالی است که خیلی از ایرانیان وقتی این تسهیلات ارائه می شد هم برای گرفتن روادید به سفارت می آمدند. آنها افرادی هستند که واقعا به قصد گردشگری و تجارت به اندونزی می روند. این افراد چون نیت و مقصود درستی دارند، قبل از سفر روادید می گیرند. مشکل را افرادی ایجاد کردند که با گرفتن روادید در بدو ورود، دیگر به کشور خود برنگشتند.

آماری از این افراد دارید؟

بررسی های ما نشان می دهد از هر ده ایرانی که از این تسهیلات استفاده می کرد و به اندونزی می رفت، پنج نفرشان به ایران برنمی گشتند. به احتمال زیاد آنها افرادی بودند که می خواستند خودشان را به استرالیا برسانند، در حالی که افرادی که قصد دارند به این شکل خود را به استرالیا برسانند، ممکن است در اندونزی جرائم دیگری نیز مرتکب شوند. اکنون صدها ایرانی در زندان های اندونزی هستند.

آنها مرتکب چه جرم هایی شده اند؟

بیشتر آنها در ارتباط با قاچاق مواد مخدر و مهاجرت غیرقانونی دستگیر شده اند.

آمار برخی از سایت های خبری را که از وجود 5000 ایرانی در زندان و بازداشتگاه های اندونزی حکایت دارد، تائید می کنید؟

نه، نمی توانم دقیق درباره این آمار صحبت کنم، چون تعداد این افراد در بازداشتگاه ها تغییر می کند، یعنی روزانه برخی آزاد شده و تعدادی هم دستگیر یا منتقل می شوند به همین دلیل نمی توانیم عدد مشخصی بگوییم، اما می توانم بگویم حدود 4000 نفر در بازداشتگاه های موقت هستند، البته تعداد این افراد هم متغیر است، چون ما با سازمان بین المللی مهاجرت همکاری می کنیم.

این آمار حدودی را چگونه محاسبه می کنید؟

بر اساس آمار زمانی که تسهیلات صدور روادید در بدو ورود ارائه می شد، سالانه 18 هزار ایرانی به اندونزی سفر می کردند و معمولا نصف آنها به کشور خود برنمی گشتند. با توجه به این آمار می توان گفت حدود 9000 ایرانی تاکنون به کشور خود برنگشته اند، علاوه براین اگر فرض کنیم نیمی از این افراد هم موفق شده اند خود را به استرالیا برسانند می توان حدس زد حدود 4000 نفر در زندان و بازداشتگاه های موقت اندونزی هستند.

از تعداد ایرانی هایی که به دلیل قاچاق مواد مخدر محکوم به اعدام شده اند، چه آماری دارید؟

اکنون 47 ایرانی بر اساس مدارک قابل استناد به اعدام محکوم شده اند.

آیا تاکنون از این 47 نفر کسی اعدام شده است؟

نه. هیچ کدام از آنها تاکنون اعدام نشده اند؛ چرا که ما ایران را جزو کشورهای دوست و برادر خود می دانیم. این در حالی است که حکم قاچاقچیان آفریقایی یا مالزیایی اجرا شده، ولی هنوز حکم ایرانی ها اجرا نشده است.

قرار بود زندانیان ایرانی با اندونزیایی هایی که در ایران زندانی هستند، مبادله شوند. این طرح در چه مرحله ای است؟

به نظر من مبادله 47 زندانی ایرانی با سه زندانی اندونزیایی عادلانه نیست، افراد محکوم به اعدام با دلایل محکمی محکوم شده اند. برای نمونه دوست خود من که مصرف کننده ساده مواد مخدر بود با مقدار خیلی خیلی کم مواد در اندونزی دستگیر و به چند سال زندان محکوم شده است، حالا جرم اشخاصی که مقدار زیادی مواد مخدر وارد اندونزی کرده اند، بیشتر است. همه می دانند در اندونزی مجازات حمل مواد مخدر سنگین است. اگر شخصی با دانستن همه این نکات بخواهد مواد مخدر به کشور من منتقل کند، یعنی با قانون اندونزی مبارزه می کند، به همین دلیل باید سرانجام کارش را هم بپذیرد، البته منظور من قاچاقچیان همه کشورها است؛ زیرا اگر این افراد موفق به قاچاق مواد مخدر شوند هزاران نفر از جوانان کشور ما بی آینده و بدبخت می شوند. به نظر من قاچاقچیان مواد مخدر در هر جای دنیا باید مجازات شوند.

دولت اندونزی برای کم کردن تعداد مهاجران غیرقانونی بجز لغو صدور روادید در بدو ورود، برنامه های دیگری را عملی کرده است؟

دولت اندونزی سعی کرد قبل از لغو صدور روادید در بدو ورود برای ایرانی ها با روش های گام به گام تعداد افرادی را که می خواهند به این شکل به استرالیا بروند، کم کند. برای نمونه ما از مسافران خواستیم هنگام ورود به اندونزی حتما بلیت برگشت به کشور خود را داشته باشند، ولی برخی بلیت برگشت را تهیه می کردند، اما وقتی وارد خاک اندونزی می شدند، بلیت برگشت را کنسل کرده و پول خودرا پس می گرفتند. برنامه دیگر اجباری کردن رزرو هتل بود، اما با توجه به آنلاین انجام شدن این کار، این برنامه هم جواب نداد. راهکار دیگری که آزمایش شد این بود که متقاضیان سفر به اندونزی باید شخصی را به عنوان رابط در اندونزی معرفی می کردند، اما بعد از مدتی متوجه شدیم برخی یک شخص رابط را معرفی می کردند که فقط شماره تلفن و نام او تغییر می کرد. یکی دیگر از راه هایی که قبل از این که روادید بدو ورود را برداریم، آزمایش شد این بود که در فرودگاه با برخی مسافران ایرانی مصاحبه می کردیم. جالب است بدانید برخی خود را تاجر معرفی می کردند که حتی بلد نبودند انگلیسی حرف بزنند یا دست کم نحوه پوشش شان با گفته هایشان متفاوت بود.

اما بلد نبودن زبان انگلیسی یا پوشش نامناسب نمی تواند ملاک خوبی باشد؟

درست است، اما نکته اینجاست که این افراد می توانند براحتی مورد سوءاستفاده مالی قرار بگیرند؛ زیرا در هر جای دنیا ممکن است مامور فاسد وجود داشته باشد و اگر در فرودگاه اندونزی این افراد با ماموران فاسد روبه رو شوند، مجبور به پرداخت رشوه خواهند شد، ما دوست نداریم چنین اتفاقاتی رخ بدهد. دولت اندونزی برای این که جلوی این مشکلات را بگیرد، گام به گام پیش رفت تا راهکارهایی پیدا کند به همین دلیل می توانم بگویم این تصمیم ناگهانی و یک روزه گرفته نشده است.

این تغییر سیاست تا چه زمانی اجرا می شود؟

مساله این است که هدف لغو صدور روادید در بدو ورود فقط ایرانی ها نیستند. ما از قبل این تسهیلات را برای چند کشور محدود کرده ایم، ولی این تسهیلات مورد بازنگری قرار می گیرد و به این شکل نیست که تا ابد باشد. باید دید تاثیرات مثبت آن چگونه است. شاید وقتی دیدیم این روش جواب نداد آن را تغییر بدهیم. به هر حال بعد از مطالعات و تحقیقات زیادی که روی این مساله شد، دولت اندونزی با صلاحدید وزارت امور خارجه، دادگستری و پلیس و دیگر مسئولان تصمیم گرفت صدور روادید در بدو ورود را برای ایرانی ها لغو کند، زیرا به نتیجه رسیدیم این کار برای اندونزی مشکل ایجاد می کند. البته باید اضافه کنم این ماجرا بجز ما برای ایران هم مشکل ساز شده بود، زیرا اگر با سفیر ایران در اندونزی حرف بزنید، خواهید شنید هر روز ایرانیان زیادی برای دریافت کمک به سفارت مراجعه می کنند.

تاکنون بجز ایران صدور روادید در بدو ورود برای چه کشورهایی لغو شده است؟

20 کشور در این فهرست وجود دارد که ما به اتباع آنها با دقت بیشتری روادید می دهیم، در این فهرست ایران کشور چهارم است و بعد از افغانستان، پاکستان و سریلانکا قرار می گیرد.

به نظر می رسد با اطلاع رسانی های انجام شده همه می دانند از راه غیر قانونی در اندونزی نمی توانند به استرالیا برسند، زیرا اگر خیلی خوش شانس باشند و قایق شان غرق نشود در پاپوآی گینه نو اسکان داده می شوند. به همین دلیل فکر نمی کنید سیاست جدیدتان کمی سختگیرانه باشد؟

فرستادن مهاجران غیرقانونی به گینه نو سیاست استرالیاست. ما دوست نداریم ایرانی ها از کشور ما برای مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده کنند. ما می خواهیم ایرانی ها برای گردش و تجارت به اندونزی بیایند و از جاذبه های گردشگری ما لذت ببرند. از زمانی که تسهیلات صدور روادید در بدو ورود لغو شده است، تقاضا برای صدور روادید بیشتر شده، اما هنوز علاقه مهاجرت غیرقانونی از اندونزی به استرالیا در برخی وجود دارد. بگذارید دوباره بگویم هدف ما سخت کردن شرایط برای ایرانی ها نیست. ما نمی خواهیم تعداد گردشگران ایرانی کم شود، بلکه می خواهیم از عواقب ناگوار مهاجرت غیرقانونی کم کنیم.

ولی به نظر نمی رسد هدف شما جذب گردشگر بیشتر باشد، چون آژانس های مسافرتی می گویند گرفتن روادید کشور شما سخت است و برخی برای گرفتن روادید 220 دلار طلب می کنند، در حالی که سفارت برای صدور روادید فقط 45 دلار می گیرد، این ماجرا را چگونه توضیح می دهید؟

ما به هیچ آژانسی حق نداده ایم دنبال کار روادید برای گردشگران ایرانی باشد، زیرا هر فردی که قصد سفر به اندونزی دارد، باید خودش به سفارت اندونزی مراجعه کند. حتی ما قبل از برداشتن تسهیلات صدور روادید در بدو ورود با آژانس های مسافرتی و نمایندگان آنها، جلسه ای برگزار کرده و درباره سیاست جدید اطلاع رسانی کردیم. آن موقع آژانس های زیادی از ما درخواست کردند بگذاریم آنها برای مسافران روادید بگیرند، ولی ما قبول نکرده و می گوییم امکان ندارد ما به آژانس های مسافرتی چنین اجازه ای بدهیم. مسافران می توانند با مراجعه به سفارت و پرداخت همان 45 دلار روادید بگیرند. اگر برخی آژانس ها هزینه بیشتری طلب می کنند مقصر ما نیستیم؛ ولی ممکن است اگر متقاضی زیاد باشد و شرایط تعییر کند ما به چند آژانس اجازه بدهیم برای مسافران ویزا بگیرند.

افرادی که برای گرفتن روادید به سفارت می آیند باید چه مدارکی همراه داشته باشند؟

اصل و کپی شناسنامه و کارت ملی، دو قطعه عکس4×6، بلیت رفت و برگشت و برگه رزرو هتل علاوه براین متقاضی باید فرم مربوط به روادید را با حرف درشت لاتین پر کرده و به پرسش های مطرح شده درست جواب دهد. باید یادآور شوم نیازی به پرینت حساب بانکی نیست، ولی ممکن است ما از افرادی که شخصی را در اندونزی نمی شناسند، بخواهیم گواهی اشتغال به کار ارائه کنند یا اگر افرادی می خواهند به صورت تور یا گروهی از سوی آژانس مسافرتی به اندونزی بروند باید با مدیر آن آژانس صحبت کنیم.

مشکل دیگری که ایرانیان برای گرفتن روادید با آن روبه رو هستند، این است که سایت سفارت زبان فارسی ندارد. چه زمانی این مشکل را برطرف می کنید؟

این یکی از نقاط ضعف ماست. مساله این است که باید روی آن کار کنیم، اما این کار بودجه و وقت بیشتری می خواهد.

روزانه چند درخواست صدور روادید دارید؟

بین 35 تا 40 نفر.

صدور روادید چقدر طول می کشد؟

معمولا سه تا پنج روزه روادید می دهیم. دوباره تاکید می کنم که تصمیم لغو صدور روادید در بدو ورود برای ما تصمیم ساده و آسانی نبوده و شرایط سبب این اجبار شده است.

آمار گردشگران ایرانی در اندونزی باید بالا برود

دیان ویرنجوریت، سفیر اندونزی در تهران می گوید یکی از طرفداران جاذبه های گردشگری ایران است و به همین دلیل به نقاط مختلف کشور سفر کرده و عکاسی می کند. او تاکید می کند یکی از هدف های مهمش بالا بردن تعداد گردشگران ایرانی در اندونزی است. سفیر اندونزی در تهران ادامه می دهد: به هیچ وجه دلم نمی خواهد تعداد گردشگران ایرانی در اندونزی کم شود. یکی از هدف های من به عنوان سفیر اندونزی این است که گردشگری رونق بگیرد تا ایرانی های بیشتری بتوانند به کشور من رفته و از زیبایی های اندونزی لذت ببرند. ایرانی ها باید فرهنگ متنوع ما را دیده و از دیدن جاذبه های گردشگری ما لذت ببرند. سفیر اندونزی در تهران با اشاره با آمار بالای گردشگران ایرانی در ترکیه عنوان می کند: اکنون ما می بینیم سالانه حدود دو میلیون ایرانی به ترکیه رفته و هزاران دلار آنجا خرج می کنند، در حالی که آنها با همین مبلغ می توانند در اندونزی مکان های دیدنی بیشتری را ببینند. ویرنجوریت با بیان این که مالزی درمقایسه با اندونزی کشور کوچک تری است، اما گردشگران ایرانی در مالزی ده برابر اندونزی هستند،ادامه می دهد: جالب اینجاست که اندونزی و مالزی فقط یک ساعت با هم فاصله دارند، هرچند باید اضافه کنم از نظر مساحت اندونزی چند برابر مالزی است. بنابراین هدف من ارتقای تعداد گردشگران ایرانی به اندونزی است. به گفته سفیر اندونزی در تهران، هدف او و دیگر مسئولان اندونزی تحت فشار قرار دادن ایرانی ها نیست، زیرا آنها دوست ندارند کشورشان محلی برای ترانزیت مهاجران غیرقانونی به استرالیا باشد. ویرنجوریت تاکید می کند: برداشتن روادید در بدو ورود تاثیری روی تعداد صدور روادید برای ایرانی ها ندارد. هر ایرانی ای که بخواهد برای گردش به اندونزی برود، حتما می تواند روادید بگیرد.

 

مهدي آييني

جولان ریزگردها در آسمان کشور

مهدی آیینی/جام جم- ماجرای آلودگی هوای پایتخت داستان تازه‌ای نیست؛این‌که سالانه حدود 5000 نفر جان خود را به دلیل آلودگی هوا از دست می‌دهند یا هزینه‌های میلیاردی این معضل انگار هنوز نتوانسته در حد تلنگری برای مسئولان و شهروندان عمل کرده و آنها را به خود بیاورد، زیرا با این‌که تاریخچه آلودگی تهران به حدود 40 سال پیش برمی‌گردد و تاکنون کشورهای زیادی موفق به حل این بحران شده‌اند و راه‌های مقابله و رفع این مشکل ناشناخته نیست؛ عملکرد مسئولان کشورمان آن‌طور که باید و شاید تاکنون راه به ‌جایی نبرده است. هرچند به گفته مسئولان، بحث آلودگی هوا از گازهای سمی به ریزگردها رسیده است، اما جولان ریزگردها در کنار آلودگی های دیگر، شهروندان را در کلانشهرها با مشکلات جدی و بی شماری روبه رو کرده است ، مشکلاتی که به نظر می رسد فقط با کمک شهروندان برطرف خواهد شد. در این گفت وگو امیرفاتح وحدتی، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت از محیط زیست کشور از آلودگی پایتخت و کلانشهرهای کشور می گوید.

باتوجه به مسئولیت شما در سازمان حفاظت از محیط زیست، آلودگی هوا را چگونه ارزیابی می کنید؟

آلودگی هوا عینی ترین و ملموس ترین چالش زیست محیطی کشور است که با فعالیت های همه جانبه کشور در ارتباط است، به همین دلیل حساسیت و صحبت درباره آن زیاد بوده و استنباط های مختلفی از آن شده و حتی افراد غیرمتخصص هم درباره آن اظهار نظرمی کنند.

به نظر می رسد یکی از دلایل مشکلات موجود برای رفع آلودگی هوا این است که دستگاه های درگیر در این ماجرا هرکدام راهکار و دلایل خودشان را مطرح می کنند.

هر فرد و دستگاهی با توجه به اطلاعات خود می تواند استنباطی از آلودگی هوا داشته باشد، البته ما نمی گوییم نظر ما به عنوان متولی امر نظر نهایی درخصوص آلودگی هواست. اما همه اینها بر می گردد به مجموعه و اطلاعاتی که اشخاص از موضوع دارند. برای نمونه، مدیرعامل شرکت حمل ونقل ریلی تهران می تواند با توجه به دیدگاه و تخصص خود و تاثیری که مترو درکاهش آلودگی هوا دارد، به موضوع نگاه کرده و درجه اهمیت کار خود را آنقدر بالا ببرد که رفع آلودگی هوا را متوجه ساخت و ساز مترو کند، در صورتی که شاید این گونه نباشد یا پلیس راهنمایی و رانندگی با توجه به فعالیت گسترده اش در حمل و نقل نظر خودش را درباره آلودگی هوا ارائه کرده و اهمیت آن را آنقدر بالا ببرد که بقیه کارها از نظر کارشناسان این مجموعه اهمیت کمتری داشته باشد، به همین دلیل افراد و دستگاه های مختلف دیدگاه های متفاوتی دارند.

برای حل مشکل نبود هماهنگی بین دستگاه های درگیر در آلودگی هوا چه راهکاری دارید؟

نبود مدیریت یکپارچه سبب ناهماهنگی می شود به همین دلیل باید قبول کنیم آلودگی هوا یک مقوله چندجانبه است که فقط با حل یک مساله حل نمی شود. جنبه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فناوری و مدیریتی را باید در نظر گرفت؛ بنابراین برای رفع این مشکل باید به صورت همه جانبه به آن نگاه کنیم، زیرا هرکدام از این بخش ها تاثیرگذارند، اما درصد تاثیرات آنها ممکن است خیلی متفاوت باشد. به همین دلیل شاید بتوان علت جدی شدن معضل آلودگی هوا را مفاهیم نادرست و نبود هماهنگی در درک آنها دانست. از طرفی حل این مشکل به آسیب شناسی نیاز دارد. باید بگویم چند بار این مساله آسیب شناسی شده؛ هم به صورت آکادمیک و هم فرهنگی و اجتماعی.

با توجه به آسیب شناسی های انجام شده دلیل جدی شدن آلودگی هوا در کلانشهرها چیست؟

یکی از عوامل مهم، رشد و تمرکز جمعیت در کلانشهرهاست، زیرا به طور کلی در مسائل زیست محیطی می گویند جمعیت نقش اصلی را در معادلات ایفا می کند، برای مثال فرض کنید اگر قرار باشد برای 15 میلیون دانش آموز مداد تهیه کنیم، چند اصله درخت را باید قطع کنیم و این کار مشکل بزرگ زیست محیطی خواهد بود. بنابراین می توان گفت جمعیت نقش اساسی در این بین دارد.

از این گذشته، تابع این تمرکز جمعیت افزایش مصرف است؛ یعنی هر چه جمعیت بالا برود ساخت و ساز بیشتر شده و تقاضای بیش از حد برای مسکن، ارزش افزوده ایجاد می کند که محرک برای جذب جمعیت بیشتر است. از سویی، افزایش سفر و استفاده از وسایل حمل و نقل سبب مصرف انرژی بیشتری می شود که ناشی از نبود تعادل بین تقاضا و عرضه وسایل این جابه جایی است. برای نمونه اکنون بیش از 60 درصد صنایع در حاشیه شهرها متمرکز بوده یا تمام مراکز اقتصادی و تجاری در چند شهر کشور گردآمده است. توزیع نامتعادل بین مراکز تولیدی و تجاری تردد ها را چند برابر کرده است. عامل دیگری که می توان به آن اشاره کرد، موقعیت جغرافیایی است زیرا کشور ما سرزمین خشک و نیمه خشکی است که بیشتر روزهای آن گرم و آفتابی است، این عوامل سبب هوازدگی اراضی کشور شده و به تولید ذرات معلق وآلودگی هوا دامن می زند.

این آسیب شناسی ها چگونه انجام شد؟

سال 73، جایکا (آژانس همکاری بین المللی ژاپن) با کمک شهرداری تهران پژوهش هایی را انجام داد، البته تحقیقات دیگری هم از سوی شرکت سوئدی برای شهر تهران انجام شد، نتیجه بررسی های این دو موسسه در آن سال این بودکه عمده آلودگی هوای تهران ناشی از وسایل حمل و نقل است و مونواکسید کربن به عنوان شاخص آلودگی مطرح بود و دی اکسید ازت و دی اکسید گوگرد و ازن هم جایگاه بعدی را داشتند. افزون بر این، ذرات معلق و هیدروکربورها هم عامل بعدی آلودگی پایتخت بودند.

چه دلایلی سبب بروز چنین مشکلاتی شده است؟

اول این که کیفیت سوخت و خودرو های ما بسیار پایین بود. علاوه بر این، خودروهای فرسوده زیادی هم در شهر وجود داشت. منابع مسکونی زیادی هم از گازوئیل برای سیستم گرمایشی استفاده می کردند. می توان به این عوامل صنایع آلاینده ای که در حاشیه یا در داخل تهران فعالیت می کردند نیز اضافه کرد.

سهم منابع آلاینده متحرک و ثابت چقدر تعیین شد؟

در نهایت حدود 73 درصد سهم منابع آلاینده های متحرک و 27 درصد سهم منابع آلاینده ثابت شد.

برای کاهش آلودگی تهران به چه شکلی از این آمار استفاده کردید؟

این اطلاعات مبنای برنامه ریزی برای کنترل و کاهش آلودگی قرار گرفت، البته از نتایج بررسی فرهنگستان علوم که درباره وسایل حمل و نقل عمومی و تاثیر آن در کاهش آلودگی هوا بود نیز استفاده کردیم و سال76 در کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران تدوین شد.

طبق برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران چه کارهایی در اولویت قرار داشت؟

اولین کار این بود که سهم حمل و نقل عمومی را بالا ببریم. ساخت و ساز مترو، تبدیل سیستم احتراق خودروها، گازسوزکردن و استانداردسازی خودرو و سوخت هم از دیگر کارهایی بود که انجام شد. یکی دیگر از راهکارها معاینه فنی بود. البته منابع انرژی را هم باید تغییر می دادیم و گازکشی منازل را نیز سرعت بخشیدیم. بجز اینها سوخت کارخانجات را تغییر دادیم یا روی مسائل آموزشی و فرهنگی کار شد. برای نمونه، هفته هوای پاک از آن سال ها شروع شد.از رده خارج کردن خودرو های فرسوده از کارهای دیگری بود که انجام شد، آن سال چهار میلیون خودروی فرسوده در کشور وجود داشت، اما اکنون تعداد آنها به حدود 1.5 میلیون خودرو رسیده است یا اکنون تعداد خودرو های فرسوده تهران حدود 600 هزار دستگاه برآورد می شود. البته باید اذعان داشت فرسودگی، یک روند مستمر است و باید مکانیسم خاص خودش را برای از رده خارج کردن پیدا کند. در کنار این کار ها بحث مدیریت ترافیک مطرح شد، زیرا آن زمان مدیریت عبور و مرور و حمل و نقل عمومی چند جانبه مدیریت می شد و مدیریت یکنواختی وجود نداشت.

این برنامه ها چقدر در کاهش آلودگی هوا موفق بود؟

با این برنامه ها توانستیم میزان گازهای آلاینده را امروز به حد استاندارد برسانیم. هرچند این برنامه سال 84 بازنگری شد، زیرا با توجه به بازخوردها باید به آن محور های جدیدی اضافه می کردیم تا خلأهای موجود را پر کنیم، بنابراین بحث منابع آلاینده ساکن و پایش و ارتقای سیستم های پایشی مطرح شد.

این بازنگری ها چه زمانی عملی شد؟

اولین بازنگری تصویب نشد تا این که سال 89 ـ که پایان برنامه ده ساله کاهش آلودگی تهران بود ـ برنامه جدیدی را بررسی کرده و به تصویب دولت رساندیم، اما این برنامه دیگر محدود به تهران نیست و هشت کلانشهر کشور را در بر می گیرد. در این مرحله، رویکرد ما به ارتقا رساندن مسیرهای رفته بود مانند تبدیل استاندارد یورو 2 به یورو 4 یا ارتقای کیفیت سوخت، البته افزایش سهم حمل و نقل عمومی را هم 75 درصد تعیین کرده و قرار شد تردد خودرو های فرسوده در محدوده شهرها ممنوع و به شکل کامل از رده خارج شوند. افزون بر این، سهم انتقال صنایع آلاینده و پایش آنلاین را بالا بردیم. ارتقا و افزایش عرصه فضای سبز شهری را نیز در برنامه وارد کردیم و چند برنامه دیگر که در مجموع 23 فعالیت یا اقدام را دربرمی گیرد.

در اجرای این برنامه ها با چه مشکلاتی روبه رو هستید؟

مشکل بودجه و اعتبار کافی مطرح است، وظیفه محیط زیست به عنوان برنامه ریز، دستگاه ناظر و آسیب شناسی اجرانشدن موضوع است. ما که نمی توانیم به پالایشگاه برویم و سوخت باکیفیت یا خودروی استاندارد تولید کنیم؛ اینها وظیفه وزارتخانه های نفت و صنعت و معدن است. مشکل دیگری که وجود دارد این که هر کدام از وزارتخانه های مرتبط سهم خود را جداگانه از بودجه لحاظ می کنند، ولی سرعت هر کدام از این بخش ها باهم برابر نیست، برای نمونه شهرداری هزینه می کند، اما راهنمایی و رانندگی این امکان را ندارد یا دولت به شهرداری برای ساخت مترو کمک کافی نمی کند. به همین دلیل می توان گفت مدیریت یکنواختی وجود ندارد. مشکل دیگری که با آن روبه رو هستیم، این که اجرای برنامه ها الزام آور نیست. این وظیفه قانونگذاران است که اجرای برنامه ها را الزام آور کنند. مصوبه باید پایه حقوقی قوی داشته باشد که هر دستگاه را موظف به اجرای وظایفش کند.

برنامه هایی که اجرا کرده اید، چقدر برای کاهش آلودگی هوا موثر بوده است؟

از سال 79 تاکنون برنامه اول و دوم کاهش آلودگی هوا اجرا شده و همه آلاینده های گازی به حد استاندارد رسیده ، مشکل ما اکنون ذرات معلق است که بخشی از آن مربوط به احتراق بوده که امیدواریم با ارتقای کیفیت، سوخت خودرو ها به حداقل برسد. یک مقدار هم سهم منابع ساکن است که باید سریع برای آن تصمیم های قاطع تری گرفته شود و بقیه سهم پدیده های اقلیمی بوده که در این چند سال بالا رفته است. ما در شهرهای بزرگ مولد طبیعی ذرات معلق آنچنان نداریم، اما در پیرامون شهرها و کشور داریم، الان این ذرات با تندباد ها از کشورهایی مانند عراق به ایران می آید.

برای حل مشکل ریزگردها چه برنامه ای دارید؟

منابع آبی و اراضی باید مدیریت شوند؛ یعنی روی زمین کشاورزی نباید ساخت و ساز کرد یا سد های بیهوده احداث نکنیم، زیرا مدیریت اشتباه درمنابع آب سبب خشک شدن زمین و فرسایش خاک می شود که نتیجه آن ریزگرد ها هستند. عمده مساله ریزگردها چون از بیرون از مرزهاست، برطرف کردنش به زمان نیاز دارد. برخلاف برداشت های مختلف سیاسی که در منطقه وجود دارد، اما همه کشورها به دور از مسائل سیاسی توافق دارند که سریع تر این مشکل حل شود و این درحالی است که عراق،سوریه، اردن، عربستان سعودی و ایران در حل این مساله نقش اساسی دارند.

دلیل افزایش ریزگردها در این چند سال چه بوده است؟

عراق هم مانند کشور ما خشکسالی را تجربه می کند. به دلیل ساخت سد در سوریه، ترکیه و عراق و از طرفی نبود آب کافی در دسترس کشاورزی، زمین کشاورزان خشک شده و آنها زمین های خود را رها کرده اند، به همین دلیل خاک اراضی حاشیه و بستر رودخانه ها و برخی تالاب ها دچار فرسایش شده و حجم ریزگردها بالا رفته است، البته جنگ هایی که در منطقه صورت گرفته هم سبب فرسایش و نابودی مضاعف خاک و به وجود آمدن بخشی از ریزگردها شده است.

با این همه کاری که انجام داده اید، چرا احساس نمی شود آلودگی هوا کمتر شده است؟

الان تمام ایستگاه های سنجش آلودگی هوا میزان گازهای زیانبار را در حد استاندارد نشان می دهد، فقط ذرات معلق وبه ویژه ذرات 5/2 میکرون است که سبب ناسالمی هوا و آلودگی شده است. از یاد نبریم سال 76 سه روز تعطیلی به دلیل افزایش مونواکسید کربن داشتیم، ولی این روزها اگر روزی به ناچار تعطیل می شود فقط به دلیل ذرات معلق است.

فکر می کنید امسال هم به دلیل آلودگی هوا تهران تعطیل شود؟

نمی توان پیش بینی کرد، اما در روزهای سرد پدیده وارونگی دما و همزمان ماندگاری هوا را داریم که مشکل ساز می شود و ممکن است آلودگی به نقطه هشدار برسد، مهم ترین کار برای پیشگیری، پیشبرد برنامه کاهش آلودگی هوای کلانشهرهاست که وظیفه مهم دولت یازدهم با همراهی مردم است که باید این برنامه سریع تر پیش برود.

نقش و وظایف شهروندان در رفع آلودگی هوا

شاید مسئولان برای رفع آلودگی هوا همه راهکارها را بررسی کرده باشند،اما چیزی که آنها فراموش کرده اند نقش کلیدی مردم در کاهش آلودگی هوای کلانشهرهاست. برای نمونه، مکزیکوسیتی مشکل آلودگی هوای خود را با کمک مردم حل کرد، با توجه به این که جمعیت آنجا بیشتر از تهران بود و آلودگی بیشتری نیز داشت، اما چون پایه ریزی راهکار های آنها برای کاهش آلودگی هوا با توجه به نقش مردم بود، فشار افکار عمومی برای ارتقای استاندارد ها خیلی موثر بود و آنها توانستند مشکل را خیلی زود برطرف کنند. امیر فاتح وحدتی، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت از محیط زیست دراین باره می گوید: دولت هم از مردم انتظار دارد، زیرا بدون تعامل با مردم هیچ برنامه ای پیش نمی رود، مشکل اینجاست که مردم یکطرفه از دولت انتظار دارند، اما مردم هم وظایفی دارند مثلا مردم باید برای معاینه فنی خودرو های خود اقدام یا خودرو های فرسوده شان را از رده خارج کنند، به همین دلیل همراهی مردم باید وجود داشته باشد. مردم باید بدانند برای کمک به رفع آلودگی هوا می توانند حداقل سیستم موتورخانه منزل خود را ارتقا دهند یا از حمل و نقل عمومی استفاده کنند. علاوه بر این، شهروندان می توانند با کاهش سفرهای درونشهری خود برای کاهش آلودگی هوا قدم بردارند. به این شکل که اگر کلانشهرنشینان برای کارهایی که می توان بدون مراجعه حضوری انجام داد از خدمات الکترونیک استفاده کنند، حجم سفر های روزانه کمتر شده و مصرف انرژی کاهش می یابد. البته باید تاکید کرد مسئولان هم برای ارتقای خدمات الکترونیک باید قدم های جدی تری بردارند تا مردم دغدغه اشتباهاتی را که هنگام استفاده از این خدمات اتفاق می افتد، نداشته باشند. بنابراین می توان گفت رفع مشکل آلودگی کلانشهرها همکاری شهروندان را می طلبد، اما متاسفانه هنوز نقش مردم در کاهش آلودگی هوا جدی گرفته نشده است.

حوادث رانندگی بیش از زلزله و جنگ قربانی می‌گیرد

مهدی آیینی/ آمارهای کشته‌شدگان تصادفات رانندگی واقعی اما تلخند. این آمارها زمانی تلخ‌تر می‌شوند که آنها را در کنار دیگر آمارهای تلفات انسانی مانند کشته‌شدگان زلزله، حوادث هوایی یا جنگ قرار دهیم.در این گزارش آمارهای منتشرشده از سوی سازمان های مختلف را کنار هم قرار دادیم تا نتیجه اش تلنگری باشد به شهروندان و مسئولان کشور تا با برنامه ها و طرح های سازنده بتوانند از این آمار وحشتناک بکاهند.

غیر استاندارد بودن جاده ها وخودروهای تولیدی داخل کشور دست به دست فرهنگ پایین رانندگان و نظارت ضعیف پلیس داده و نتیجه تاسف بار

و مرگباری را رقم زده است تا آنجا که می توان گفت حدود 280 هزار نفر در 12 سال گذشته به دلیل تصادفات رانندگی جان خود را از دست

download (3)داده اند. این در حالی است که به گفته مسئولان کشور تا هفت برابر کشته شدگان تصادفات، اشخاص دچار معلولیت می شوند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که در 12 سال گذشته حدود دو میلیون نفر هم به دلیل تصادفات رانندگی معلول شده اند.

اگر بخواهیم از هزینه های پنهان تصادفات مانند بی سرپرست شدن افراد و طلاق به دلیل معلولیت چشمپوشی کنیم و فقط حداقل هزینه افراد معلولی را که تصادفات به جامعه تحمیل می کند، بررسی کنیم، رقم فراوانی به دست می آید. برای نمونه اگر هزینه ماهانه هر فرد معلول را چیزی حدود 500 هزار تومان در نظر بگیریم باید گفت این معلولان سالانه هزینه ای برابر با 12 هزار میلیارد تومان به جامعه تحمیل کرده اند.

هواپیما بسیار ایمن تر از خودرو

این در حالی است که اگر آمار کشته شدگان حوادث رانندگی را با حوادث هوایی کشور مقایسه کنیم متوجه می شویم ترس بسیاری از مردم از پرواز بی دلیل است، زیرا از سال 1327 تا 1390 براساس آمار پایگاه اطلاع رسانی صنعت هواپیمایی کشور، حدود 104 سانحه هوایی رخ داده که برخی آنها تلفات جانی داشته است. جالب اینجاست که تعداد افرادی که در این حادثه ها جان خود را از دست داده اند حدود 2052 نفر است.بنابراین با توجه به آمار کشته شدگان تصادفات رانندگی می توان گفت پرواز ایمنی بیشتری دارد.

علاوه بر این به گزارش ایسنا، از سال 1977 میلادی تا 2009 میلادی (1357 تا 1388 شمسی) 17 سانحه هوایی در طول تاریخ صنعت هواپیمایی در نقاط مختلف دنیا به وقوع پیوسته که این تعداد جزو بدترین و مرگبارترین سوانح محسوب می شوند. جالب اینجاست که طی این 32 سال در کشورهای جهان، 5416 نفر جان خود را از دست دادند.

جنگ امن تر از رانندگی در ایران

چنانچه بخواهیم آمار کشته شدگان تصادفات رانندگی کشورمان در 12 سال گذشته را با کشته شدگان جنگ ایران و عراق مقایسه کنیم درمی یابیم تلفات این جنگ هشت ساله پایین تر از کشته شدگان رانندگی بوده است. زیرا به گزارش مهر در دوران دفاع مقدس شاهد از دست دادن 221 هزار و 682 نفر از جوانان و فرماندهان بودیم. از این گذشته تعداد جانبازان جنگ ایران و عراق هم بسیار کمتر از افرادی است که در 12 سال گذشته به دلیل تصادفات رانندگی دچار معلولیت شده اند زیرا جنگ 554 هزار و 858 رزمنده جانباز به یادگار گذاشت ولی در تصادفاتی که به آن اشاره کردیم حدود دو میلیون نفر دچار معلولیت شده اند.

 

page101

کیسه‌های پلاستیکی نفس زمین را به شماره انداخته است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خیلی‌ها حداقل یک یا دو بار در هفته محیط زیست را آنچنان آلوده می‌کنند که این آلودگی تا 300 سال دست از سر زمین برنمی‌دارد، شاید تصور کنید شما جزو این افراد نبوده و از این اتهام مبرایید، ولی اگر جزو افرادی هستید که حداقل هفته‌ای یک بار برای خرید از خانه خارج می‌شوید، بهتراست به خود شک کنید، چرا که خیلی از ما ندانسته برای آلوده کردن زمین آستین‌هایمان را سفت و سخت بالا زده‌ایم، یکی از عادت‌های ما که به مشکل بزرگ زیست محیطی تبدیل شده استفاده افراطی از کیسه‌های پلاستیکی است، متاسفانه در کشورمان برخلاف خیلی از کشورهای اروپایی و حتی کشوری مانند هند، هنوز قانونی برای محدود کردن استفاده از کیسه‌های پلاستیکی وجود ندارد.

 در این کشورها همه فروشگاه ها کیسه های پلاستیکی دارند، اما چون در ازای آن پول قابل توجهی از مشتری ها می گیرند کمتر شخصی به استفاده از آنها تمایل پیدا می کند یا آن قدر در این کشورها فرهنگ سازی شده که خانواده ها برای حمل وسایلی که می خرند از سبد و کیسه های مخصوصی که یک بار مصرف نیستند استفاده می کنند، اما متاسفانه در کشورمان استفاده از این کیسه ها تقریبا رایگان است و در نتیجه به حدی رایج شده که خیلی ها برای تبلیغ کار و حرفه خود کیلو کیلو از این کیسه ها را تهیه کرده و کارت تبلیغاتی خود را در آن گذاشته و کیسه ها را رایگان در اختیار فروشنده ها می گذارند، مشتری ها هم بدون این که بدانند این کیسه ها چه زیانی به طبیعت می زند، از آنها استفاده می کنند، در حالی که ما می توانیم با همراه داشتن یک ساک دستی کم حجم در کیف یا سبدی کوچک در خودروی خود مانع آلوده شدن بیشتر محیط زیست شویم.

بد نیست بدانید روزانه بیش از 50 هزار تن زباله در کشور تولید می شود، وحشتناک تر این که فقط 33 درصد از این زباله ها بازیافت می شوند برای نمونه، سالانه بیشتر از 300هزار حلقه لاستیک در کشور تولید شده و از این مقدار فقط 10 درصد بازیافت می شود بنابراین به طور حتم اگر مسئولان برای مقابله با این آلودگی راهکار مناسبی در پیش نگیرند تا چند سال دیگر اثری از محیط زیست باقی نمی ماند.

کسی برای شکار دست و دلش نمی‌لرزد

شاید باور نکنید، اما آنقدر فضا برای شکارچیان غیرقانونی امن است که آنها سوار بر موتورسیکلت کیلومترها آهوان را تعقیب کرده و زمانی که حیوان از رمق افتاد، آهوی بی‌پناه را صید می‌کنند.

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آنقدر قانونگذاران حقوق حیوانات را ندیده گرفته اند که صیادان برای ساعت ها در کنار رودخانه ها اتراق می کنند و با استفاده از سم یا موتور برق آبزیان بی شماری را مسموم کرده یا می کشند، آن قدر نظارت در محدوده های حفاظت شده ضعیف است که شکارچیانی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در دشت های مرکزی کشورمان با شکار هوبره ها خوشگذرانی می کنند یا برخی از شکارچی نماها آن قدر از خوی انسانی فاصله گرفته اند که حیوانات آبستن را هم هدف می گیرند و خبرگزاری ها در سه هفته از مرگ شوکاها و بزهای وحشی آبستن در مازندران و پارک ملی «بمو» در فارس خبر می دهند.

آن قدر نظارت بر فروش سلاح شکاری بی حساب و کتاب است که هر کارنابلدی سلاح به دست می گیرد و به جای شکار، جانوران زیادی را زخمی کرده و سبب مرگ تدریجی آنها می شود.

اگر همه این نابسامانی ها را در کنار هم بگذارید، متوجه خواهید شد چرا حوادث تکراری تلخی برای حیات وحش کشورمان رخ می دهد.

برای نمونه مدتی قبل هم در یکی از جنجالی ترین پرونده های حیات وحش کشور متهمان پرونده خرس های سمیرم به صورت غیابی محاکمه شده و فقط به 18 ماه حبس تعزیری محکوم شدند، برای همین اگر آمار حوادث تلخ حیات وحش کشورمان کم نمی شود، نباید تعجب کرد.

با این حال روز گذشته هم ایسنا در گزارشی، بهای پروانه شکار و صید و بهای جانوران وحشی را اعلام کرد. برای نمونه بهای پروانه ویژه شکار و صید پستانداران شامل کل (هر راس) برای اتباع خارجی از 4000 تا 6000 دلار و اتباع ایرانی از دو تا 9 میلیون ریال، قوچ اوریال برای اتباع خارجی از 5000 تا 8000 دلار و اتباع ایرانی 9 میلیون ریال، قوچ البرز از 5000 تا 7000 دلار برای اتباع خارجی و برای اتباع ایرانی از دو تا 9 میلیون ریال در نظر گرفته شده، ولی با توجه به بهای پایین در نظر گرفته شده برای شکار نباید انتظار داشت که معجزه ای رخ دهد و دیگر خبر مرگ و انقراض گونه های جانوری کشورمان را ننویسیم و نخوانیم.

مشکل بزرگی به نام کمبود محیط‌بان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 

کافی است واژه‌های یوزپلنگ و خطر انقراض را در اینترنت جستجو کرده تا با سیل مقاله‌ها و گزارش‌هایی که در این باره نوشته و منتشر شده است، روبه‌رو شوید. برخلاف توجه روزنامه ها و سایت های خبری به این واقعیت تلخ، هنوز آن طور که باید و شاید مسئولان حتی برای حفظ گونه های نادر جانوری زیرساخت ها را آماده نکرده اند، چرا که به گفته مدیر دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران، تعداد محیط بانان در پناهگاه حیات وحش «نایبندان» که مهم ترین زیستگاه یوزپلنگ آسیایی است، 50 برابر کمتر از حد استاندارد است.

 
البته باید اضافه کنیم که نه تنها در نایبندان بلکه در بیشتر مناطق حفاظت شده کشورمان با کمبود محیط بان روبه رو هستیم و اگر تاکنون پای گونه های جانوری بیشتری به فهرست در خطر انقراض بودن باز نشده است، باید از محیط بانانی تشکر کرد که با وجود نامناسب بودن تجهیزات و حقوق خود، با جان و دل برای حفظ و نگهداری از مناطق حفاظت شده و گونه های جانوری که در این مناطق زندگی می کنند تلاش کرده و تا مرز شهادت پیش می روند.

برای نمونه در پناهگاه حیات وحش نایبندان که با یک ونیم میلیون هکتار وسعت در یزد قرار گرفته و به عنوان بزرگ ترین پناهگاه حیات وحش کشورمان شناخته می شود، برای هر ۲۵۰ هزار هکتار یک محیط بان در نظر گرفته شده است. این در حالی است که به طور استاندارد برای هر پنج تا 10هزار هکتار یک محیط بان باید وجود داشته باشد.

برای همین با توجه به این نکته که نایبندان به عنوان محل مناسبی برای زندگی یوزپلنگ شناخته شده و حدود 12تا 15 قلاده از 70 یوزپلنگی که در کشورمان وجود دارد، در این منطقه زندگی می کنند، مسئولان باید به فکر استاندارد کردن تعداد محیط بانان این محدوده باشند.

این در حالی است که در پناهگاه حیات وحش نایبندان علاوه بر یوزپلنگ ها گونه های جانوری دیگری مانند کفتار، روباه شنی، شاه روباه، شغال و انواع سم داران زندگی می کنند، برای همین باید یادآور شد اگر تعداد محیط بانان این منطقه به حد استاندارد نرسد، خیلی دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده گونه های جانوری بیشتری در خطر انقراض قرار بگیرند.

اینجا دست و پای نو می‌فروشند

مهدی آیینی – جام جم – نگاهتان را در گوشه و کنار کارگاه‌های ساخت ارتوز و پروتز هلال احمر که بچرخانید، می‌توانید انواع و اقسام دست و پاهای عاریه را ببینید؛ از دست و پاهایی که برای کودکان درست شده تا آنها که برای سالمندان آماده شده است. اینجا چیزی که بیشتر از همه به چشم می آید، نام هایی است که روی قالب های گچی اندام مصنوعی نوشته شده است. از آنجا که مددجوهای زیادی به این مرکز مراجعه می کنند تکنیسین ها قالب های زیادی می سازند. آنها برای این که قالب ها با هم اشتباه گرفته نشوند، روی هر کدام از آنها نام مددجو ها را می نویسند. این قالب ها قرار است هر کدامشان دست و پایی بشوند برای مددجو ها تا آنها با استفاده از این وسایل کمی از بار مشکلات زندگی خود کم کنند و در جامعه ای که کمتر شرایطی برای زندگی برایشان تدارک دیده شده است، روزگار سپری کنند. به کارگاه های ساخت ارتوز و پروتز جمعیت هلال احمر تهران رفتیم تا از مراحل ساخت ابتدایی ترین نیاز معلولان کشور و مشکلاتشان بیشتر بدانیم.

در گوشه ای از سالن مرد سالخورده ای روی صندلی پلاستیکی آبی رنگی نشسته است و زیر لب غرولند می کند. کمی جلوتر که می رویم، متوجه حرف هایش می شویم: «چند سال پیش برای خرید پای مصنوعی 300 هزار تومان دادم. اما حالا از من یک میلیون و 400 هزار تومان می خواهند. از کجا بیاورم؟» اگر در راهروهایی که به کارگاه های ساخت ارتوز و پروتز هلال احمر می رسد قدم بزنید، معلولان زیادی را می بینید که از اوضاع و احوال خود گله دارند. بیشتر آنها می گویند در جامعه ای که شرایط کار برای معلولان مهیا نیست و آنها نمی توانند شغلی داشته باشند. پرداختن هزینه های کمرشکن برای ارتوز و پروتز واقعا زندگی را برایشان مشکل تر کرده است. البته این در حالی است که هلال احمر برای مدد جوهایش به اصطلاح تخفیف و کمک هزینه هایی در نظر گرفته است وگرنه هزینه خدمات و ساخت اعضای مصنوعی که اینجا ساخته می شود، حدود40 تا 70 درصد کمتر از کارگاه های خصوصی است.

اولین مرکز ارتوپدی ایران

حدود 50 سال پیش مراکز ارتوپدی فنی یا دست و پا سازی مصنوعی در کشورمان شروع به کار کرد.این مراکز به کمک متخصصان سازمان ملل و کشور آلمان دایر شد. جالب است بدانید اولین مرکز ارتوپدی فنی مدرن در ایران در محل ساختمان مرکزی جمعیت هلال احمر شروع به فعالیت کرد. اوج فعالیت ها و پیشرفت های توانبخشی جمعیت هلال احمر هم در سال های جنگ بوده است. اکنون در کشورمان 21 مرکز جامع توانبخشی در 18 استان کشور دایر است و حدود 77 مرکز هم در 31 استان کشور زیر نظر جمعیت هلال احمر مشغول به کار هستند.

به گفته مدیرکل توانبخشی هلال احمر، سالانه بیش از 120 هزار مددجو به مرکز توانبخشی هلال احمر تهران مراجعه می کنند تا از خدماتی که این مرکز ارائه می کند، استفاده کنند.

توانبخشی برای مددجوها

در مرکز توانبخشی هلال احمر، توانبخشی به دو صورت مکانیکی و فیزیکی انجام می شود. بخش مکانیکی شامل ارتوز، پروتز و کفش طبی است و بخش توانبخشی فیزیکی خدمات فیزیوتراپی، شنوایی سنجی، بینایی سنجی ، کارگاه تغذیه و آب درمانی را در بر می گیرد. البته همه افرادی که به این مرکز مراجعه می کنند، معلول نیستند. برخی از آنها تنها برای اطمینان پیدا کردن از سلامت خود به ساختمان هلال احمر می آیند. یکی از دلایلی که باعث می شود افراد زیادی به این مرکز بیایند هزینه های پایین این مرکز نسبت به مراکز توانبخشی خصوصی است.

نکته: در کارگاه های جداگانه ای به مردان و زنان معلوخدمات پروتز و ارتوز ارائه می شود. ارتوز وسیله ای کمکی است که شخص از آن برای رفع مشکل دفرمه شدن اندام یا پیشگیری ازآن استفاده می کند

افرادی که برای اولین بار به این مرکز آمده اند تا پروتز یا ارتوز تهیه کنند، بعد از پذیرش و تشکیل پرونده به اتاق معاینه می روند تا پزشک با توجه به مشکل آنها برایشان نسخه ای بپیچد. به این ترتیب بیمار با توجه به مشکلی که دارد به یکی از کارگاه های ساخت ارتوز و پروتز هدایت می شود، اما گاهی هم پیش می آید مشکل مراجعه کننده فقط با چند جلسه فیزیوتراپی یا آب درمانی برطرف می شود. استادان، یکی از کارشناسان توانبخشی درباره تفاوت ارتوز و پروتز و خدماتی که دراین مرکز ارائه می شود، می گوید: «اینجا در کارگاه های جداگانه به مردان و زنان معلول خدمات پروتز و ارتوز ارائه می شود. ارتوز وسیله ای کمکی است که شخص از آن برای رفع مشکل دفرمه شدن اندام یا پیشگیری از آن استفاده می کند.» از دیگر موارد کاربرد ارتوز می توان به زانوبند یا قوزبند ها اشاره کرد. البته برخی دیگر از بیماران مانند آنها که دچار آسیب دیدگی در غضروف و مفاصل شده اند از ارتوز ها برای کاهش فشار به مفصل آسیب دیده استفاده می کنند، اما پروتز ها وسیله جایگزین هستند و افرادی که قطع عضو شده اند، از آنها بهره می برند.

بعد از این که مددجو پذیرش و معاینه شد به یکی از کارگاه ها فرستاده می شود. در آنجا برای فردی که دچار قطع عضوشده و نیاز به پروتز دارد ابتدا قالبی از باقیمانده عضو تهیه می شود. استادان ادامه می دهد: «مثلا اگر پایش را از پایین زانو از دست داده باشد ما از قسمت باقیمانده که به آن استند می گویند قالب گچی تهیه می کنیم.» گرفتن قالب گچی با نوارهایی گچی انجام می شود که معمولا هنگام گچ گرفتن دست و پای شکسته کاربرد دارند. بعد از این که قالب آماده شد، کارشناسان آن را بررسی می کنند تا مشکلی نداشته باشد. بعد از این مرحله تکنیسین ها با استفاده از موادی از جنس رزین و حرارت دادن آنها قالب پلاستیکی را برای مددجو آماده می کنند. این قالب پلاستیکی روی پا یا دست مددجو تست می شود تا اطمینان پیدا شود متقاضی بعد از قرار گرفتن قالب روی عضو صدمه دیده اش احساس راحتی دارد.

مرحله به مرحله

به گفته استادان، کار ساخت پروتز برای مددجو مرحله به مرحله پیش می رود تا مراجعه کننده به کارگاه های هلال احمر از پروتزی که برایش ساخته می شود، رضایت کامل داشته باشد: «بعد از این که قالب گچی آماده شد. تکنیسین ها ورقه های رزین را در کوره قرار می دهند تا ذوب شوند. بعد از این مرحله آنها روی قالب های گچی پارچه هایی توری که مانند جوراب هستند می کشند و موارد رزین را لابه لای پارچه های توری تزریق می کنند.» به این شکل تکنیسین ها می توانند قالب پلاستیکی را آماده کنند. در مرحله تست اگر مشخص شود قالب پلاستیکی به قسمت هایی از بدن بیمار فشار وارد می کند تکنیسین ها قسمت هایی را که ایراد دارد، مشخص می کنند تا در کارگاه ها به وسیله سوهان و دستگاه های تراش مخصوصی که دارند نقص اش را بر طرف کنند. بعد از این مرحله یعنی وقتی قالب پلاستیکی کاملا آماده شده تکنیسین ها وسیله های دیگری به آن اضافه می کنند؛ وسیله هایی مانند سوکت و گیره. در این مرحله پروتز تقریبا آماده شده است. برای همین مددجو چند جلسه ای با پروتز خود تمرین می کند تا اگر مشکلی وجود داشت بر طرف شود. جلسات تمرینی زیر نظر کارشناس انجام می شود تا مددجو یاد بگیرد چطور با پروتز کار کند. وقتی مددجو و کارشناس ها مطمئن شدند پروتز ساخته شده کاملا مناسب است، نوبت مرحله آخر و طبیعی سازی عضو مصنوعی می رسد. استادان می گوید: «در این مرحله پروتز با وسایلی مانند اسفنج و پلاستیک پوشانده می شود تا دقیقا شبیه عضو سالم مددجو به نظر برسد.» مدد جوها بعد از این که پروتزهای جدید خود را تحویل گرفتند چند جلسه ای با آن تمرین می کنند. اگر معلولی برای اولین باشد که از پروتز استفاده می کند، کارشناسان هلال احمر کلاس دیگری هم برای او در نظر می گیرند تا مددجو بتواند هرچه بهتر از پروتز ساخته شده بهره ببرد و در جامعه ای که هنوز در برابر نیازهای او آن طور که باید و شاید پاسخگو نیست، به زندگی خود ادامه دهد.

نامگذاری از شمال تا جنوب شهر

مهدی آیینی/ جام جم- فکر می‌کنید پدر و مادرهای امروزی برای انتخاب نام فرزندان خود به چه نکاتی توجه می‌کنند یا برای این کار چقدر وقت می‌گذارند؟ برای این‌که از چند و چون این ماجرا باخبر شویم به دو اداره ثبت احوال تهران رفتیم؛ یکی در شمال شهر یعنی محدوده شمیرانات و دیگری در جنوب شهر یعنی اداره ثبت احوال شهر ری.جالب است بدانید کارشناسان ثبت احوال در جنوب شهر به طور میانگین روزانه برای 150نوزاد شناسنامه صادر می کنند و در شمال شهر این رقم به 40 شناسنامه در روز کاهش پیدا می کند. از این گذشته، ملاک ها و رفتارهای پدر و مادر هایی که برای نامگذاری به این مراکز آمده بودند هم کمی باهم متفاوت بود، اما آنچه در این دو اداره مشابه بود، انتخاب نام ایرانی برای کودکان و تاثیرگذار بودن مادران جوان برای تعیین نام فرزندان بود.
اداره ثبت احوال شهرری درست کنار ایستگاه متروی این منطقه قرار دارد. بعد از وارد شدن به اداره خیلی راحت می توانید از رفت و آمد پدر و مادران جوان، بخشی را که به صدور شناسنامه نوزادان اختصاص دارد، پیدا کنید. در سالن نسبتا بزرگی که برای این کار در نظر گرفته اند، روی دیوار ها چند عکس و پوستر از کودکان خودنمایی می کند، چند ردیف صندلی هم در سالن چیده شده است و پدر و مادرها روی آنها نشسته اند و منتظرند نوبت شان برسد.

«نام پدر بزرگ خدا بیامرزش حسن بود. برای همین خانمم دوست دارد پسرمان همنام پدرش باشد، اما من هم دوست دارم اسم پسرم را داریوش بگذارم، به همین علت با همسرم توافق کرده ایم در شناسنامه اسم پسرمان را حسن بگذاریم، ولی در خانه داریوش صدایش کنیم.» اینها را مرد میانسالی می گوید که برای گرفتن شناسنامه فرزند پنجم خود به اداره ثبت احوال آمده است. او که تحصیلاتش زیر دیپلم است، ادعا می کند داریوش نام زیبا و سنگینی است برای همین می خواهد بچه اش را در خانه به این نام صدا کند.

کمی آن طرف تر از آقای میانسال، مرد جوانی مشغول پر کردن فرم های مربوط به صدور شناسنامه نوزدان است. او که مدرک تحصیلی اش فوق دیپلم است و بعد از گذشت چهار سال از ازدواجش پدر شده، این طور ادامه می دهد: «به انتخاب همسرم اسم کودکمان را ماهان گذاشتیم. ماهان یعنی مانند ماه. برای انتخاب اسم هم خانمم می گفت باید نام ایرانی، تک و زیبا باشد برای همین این نام را انتخاب کرد و من هم قبول کردم.»

یکی دیگر از پدرهای جوان نام یسرا را برای فرزند خود انتخاب کرده است. او می گوید: «تحصیلاتم سیکل است و همسرم این نام را با مطالعه از قرآن انتخاب کرده است.»

مرد جوان دیگری می گوید نام پویا را انتخاب کرده، چراکه برای فرزند خود دنبال اسم اصیل ایرانی می گشته است. او که مدرک تحصیلی اش فوق دیپلم است، برای انتخاب این اسم حدود 5 ماه زمان گذاشته است.

پدر جوان دیگری که به گفته خودش تحصیلاتش دیپلم است و فعلا از کار بیکار شده، می گوید: «چون فرزندم در ماه ربیع الاول به دنیا آمده نام امیرمحمد را برایش انتخاب کرده ام.»

مرد جوان دیگری که همراه همسرش برای گرفتن شناسنامه فرزندشان به اداره ثبت احوال شهرری آمده، این طور توضیح می دهد: «برای دخترمان نام یغما را انتخاب کرده بودیم، اما اینجا می گویند یغما نام پسر است و قبول نمی کنند.» این پدر جوان هم تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخوانده است.

به گفته پدر جوان دیگری، او نام ملینا را برای فرزندش انتخاب کرده چراکه تک است. او که تا مقطع دیپلم درس خوانده و شغلش هم آزاد است، می گوید: «چون نام فرزند اولمان را من انتخاب کردم، برای فرزند دوم تصمیم گیری را به عهده همسرم گذاشتم.»

مرد دیگری که مشغول واریز کردن 2000تومان پولی است که اداره ثبت احوال برای صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته می گوید تا مقطع ابتدایی بیشتر درس نخوانده است. او ادامه می دهد: «غیر از رسید پول، اصل گواهی ولادت و شناسنامه والدین هم باید باشد. من و همسرم امیرحسین را انتخاب کردیم چون از اسامی ائمه است.»

پدر جوان دیگری می گوید ملاک او برای انتخاب اسم فرزندش، ایرانی و تک بودن است. او اضافه می کند: «تصمیم گیری را به عهده همسرم گذاشتم، چون او برای به دنیا آمدن فرزندمان سختی زیادی کشید، وقتی نام سارینا را انتخاب کرد، من هم موافقت کردم.»

به گفته یکی از کارمندان اداره ثبت احوال شهرری، پدر و مادرهایی هم هستند که تا لحظه ارائه درخواست برای صدور شناسنامه هنوز برای فرزند خود نامی انتخاب نکرده ا ند. او ادامه می دهد: «هر روز یا یک روز در میان با افرادی از این دست برخورد می کنیم. ما به آنها می گوییم نمی توانیم برایشان اسمی انتخاب کنیم و بهتر است خودشان باهم مشورت کنند و به نتیجه برسند.» جالب است بدانید کارمندان ثبت احوال شهرری روزانه بین 140 تا 150 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند.
ثبت احوال شمیرانات

برخلاف سالن بزرگی که در اداره ثبت احوال شهرری برای بخش صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته اند در اداره ثبت احوال شمیرانات قسمت کوچکی را به این کار اختصاص داده اند، البته این را هم اضافه کنیم که تعداد مراجعه کنندگان به این قسمت هم خیلی کمتر از شهرری است.

به گفته یکی از کارمندان این بخش، آنها در طول روز به طور میانگین 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند. برای همین منتظر می مانیم تا پدر یا مادر جوانی از راه برسد تا با او درخصوص ملاک هایش برای انتخاب نام حرف بزنیم.

بعد از حدود ده دقیقه مرد جوانی از راه می رسد و سراغ بخش صدور شناسنامه نوزادان را می گیرد. او که نام مرصاد را برای فرزندش انتخاب کرده، می گوید: «تحصیلاتش دیپلم است و همسرش سعی کرده نامی انتخاب کند که دو سیلابی نباشد و مخفف هم نداشته باشد.»

یکی دیگر از مراجعه کنندگان به اداره ثبت احوال شمیرانات می گوید نام آریا را انتخاب کرده چون دوست داشته فرزندش نامی ایرانی داشته باشد. او که مدرک تحصیلی اش لیسانس است، می گوید: «با همسرم به این توافق رسیدیم که برای فرزند خود نامی ایرانی انتخاب کنیم تا همیشه ما و او را به یاد سرزمینش بیندازد.»

پدر جوان دیگری هم که تا مقطع لیسانس تحصیل کرده است، می گوید: «با همسرم مشورت کردیم تا نامی ایرانی و فارسی برای فرزندمان انتخاب کنیم. برای همین آرتمیس را که به معنی زن راستگوست انتخاب کردیم.»

در این میان یکی از کارمندان ثبت احوال با صدای بلند اعلام می کند پدر ابوالفضل کیست؟ شناسنامه اش حاضر است. مرد جوان در حالی که شناسنامه فرزندش را بررسی می کند، می گوید: «فوق لیسانس روان شناسی دارم و نام ابوالفضل را به این دلیل انتخاب کردم که پسرم پیرو ائمه باشد.»

پدر جوان دیگری هم که به گفته خودش کارشناس ارشد است، نام روشنا را برای فرزندش انتخاب کرده است . او می گوید: «در مرحله اول می خواستم نام فرزندم ایرانی و اصیل باشد. علاوه بر این می خواستم شبیه اسم فرزند دیگرم هم باشد.»

پدر جوان دیگری ادعا می کند، دنبال اسمی می گشته که هم مذهبی باشد و هم خیلی جدید نباشد، برای همین نام نیایش را انتخاب کرده است. او که مدرک تحصیلی اش لیسانس است، ادامه می دهد: «با همسرم این نام را انتخاب کردیم. دوست نداشتیم اسم های جدید و ناشناخته را برای فرزندمان انتخاب کنیم.»

مرد میانسالی هم برای کودک خود نام هستی را انتخاب کرده است. او که تا مقطع کارشناس ارشد تحصیل کرده، می گوید: «ملاک اصلی ام ایرانی بودن اسم بود، البته باید نامی انتخاب می کردم که به نام خانوادگی هم می خورد. برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم، هستی را انتخاب کنیم.»

آترین، نامی است که پدر و مادر جوان دیگری برای فرزند خود انتخاب کرده اند. آنها که هر دو کارشناس ارشد هستند، می گویند: «با هم مشورت کردیم تا نامی ایرانی، اصیل و تک انتخاب کنیم.»

وقتی از پدر جوان دیگری که نام آدریانا را برای فرزندش انتخاب کرده درباره معنی اسم کودکش می پرسم، می گوید: «فکر می کنم به معنی زیبارو باشد. بگذارید معنی دقیقش را تلفنی از همسرم بپرسم. راستش انتخاب من کاملیا بود، اما همسرم آدریانا را انتخاب کرده است. ما می خواستیم نامی انتخاب کنیم که تک باشد.» بعد از چند دقیقه مرد جوان می گوید همسرش گفته آدریانا نام اولین ملکه ایران زمین بوده است.

مرد جوان دیگری نام ساشا را برای پسرش انتخاب کرده است، اما وقتی کارشناسان ثبت احوال به او می گویند این نام خارجی است و سیستم به آنها اجازه ثبت نمی دهد. ناراحت می شود. او می گوید: «انتخاب این نام نظر خانواده ماست. به هر حال قبول نکردند برای همین نام سپهر را انتخاب می کنیم.»

یکی از کارمندان اداره ثبت احوال شمیرانات می گوید او و همکارانش به طور میانگین روزی 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند و برخی ها دوست دارند برای فرزندانشان نام خارجی بگذارند، اما طبق قانون این کار میسر نیست.

او ادامه می دهد: «به طور میانگین روزی یک یا دو نفر می خواهند اسم خارجی برای فرزند خود انتخاب کنند، ولی وقتی ما قانون را به آنها می گوییم، آنها اسم دیگری را انتخاب می کنند.» به گفته آقای کارشناس، بعد از تنظیم شدن سند، آنها دیگر نمی توانند نام را تغییر دهند و باید با حکم دادگاه این کار انجام شود.

او خاطره ای هم در این خصوص برایمان تعریف می کند: «یک بار خانمی زنگ زد و در حالی که بشدت گریه می کرد، گفت همسرم بدون مشورت با من نام بچه را انتخاب کرده است. او می خواست ما نام فرزندش را عوض کنیم با این که چند ساعت بیشتر از صدور شناسنامه کودک آنها نگذشته بود، اما طبق قانون بعد از صدور شناسنامه تنها با حکم دادگاه می توان نام را تغییر داد. برای همین ما کاری نتوانستیم انجام دهیم.»

یکی دیگر از خاطرات آقای کارشناس مربوط می شود به خواب نما شدن مادری جوان. او در این باره می گوید: «یک بار هم مادر جوانی می خواست نام دخترانه ای را روی پسرش بگذارد. وقتی ما به او گفتیم سیستم اجازه چنین کاری نمی دهد، او گفت خواب دیده که باید چنین اسمی را انتخاب کند. ما هم که نمی توانستیم کاری برایش انجام دهیم، راهنمایی اش کردیم تا به اداره کل ثبت احوال برود. گویا او بعد از کلی دوندگی توانست نام دلخواهش را روی فرزند خود بگذارد.»

بالا