آخرین خبرها
خانه / گزارش (برگ 48)

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی

مشكلات ناشنوايان شنيده نمي شود

شايد نشنيدنشان باعث شده تا ديده نشوند. اين کلمات وصف حال ناشنوايان و کم شنواهاي کشور است که آمار دقيقي از آنها در دست نيست، اين افراد مانند ديگر معلولان جامعه با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم مي کنند، اما ناتواني آنها برخلاف ديگر معلولان سبب شده در برقراري ارتباط با ساير افراد جامعه با مشکلات بيشتري رو به رو باشند، چون ناشنوايان در دنياي ساکت شان هر روز تنهاتر مي شوند و موانع بيشتري بر سر راهشان قرار مي گيرد.
اين روزها ناشنوايان براي رفع نيازهاي ابتدايي خود مانند ارتباط با همنوع، اشتغال و تحصيل مشکل دارند. امروز روز جهاني ناشنوايان و فرصتي است تا به نيازهاي اين افراد که در کنار ما زندگي مي کنند و ديده و شنيده نمي شوند، بيشتر توجه کنيم.
هر سال در سراسر دنيا هفت روز پاياني ماه سپتامبر را به عنوان هفته ناشنوايان در نظر مي گيرند و سعي مي کنند مراسم مختلفي براي بازگو کردن نياز هاي اين افراد برگزار کنند، فدراسيون جهاني ناشنوايان امسال شعار «تقويت جايگاه ناشنوايان در جامعه» را براي اين مناسبت انتخاب کرده تا توجه مسئولان و شهروندان به اين حق طبيعي ناشنوايان بيشتر جلب شود. مسئولان فدراسيون جهاني ناشنوايان سعي دارند در اين هفته افراد بيشتري درباره لزوم شناسايي ناشنوايان در جامعه، کمک به رفع نيازهاي اين افراد، آگاهي نسبت به خطراتي که ناشنوايان را تهديد مي کند، ارتقاي فرهنگ ناشنوايان، اهميت زبان اشاره و توانايي هاي ناشنوايان آگاهي پيدا کنند.

    هزينه کاشت حلزون، 30 ميليون تومان
يحيي سخنگويي، معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي کشور درباره آمار ناشنوايان و کم شنوايان کشور به جام جم مي گويد: آمار دقيقي از معلولان کشور در دست نيست، برخي آمار نيز که به صورت کلي بيان مي شود برحسب آمار سازمان بهداشت جهاني است که براساس آن مي توان نتيجه گرفت 15درصد افراد جامعه را معلولان تشکيل مي دهند.
بايد يادآور شد چنانچه آمار دقيقي از اين افراد در دست باشد مسئولان و سازمان هاي مردم نهاد بهتر مي توانند به اين افراد کمک کرده و نيازهايشان را بر طرف کنند.
سخنگويي درباره عمده مشکلات ناشنوايان در کشور اظهار مي کند: در حيطه ناشنوايان و کم شنوايان با دو مشکل عمده تهيه سمعک و کاشت حلزون رو به رو هستيم، چون سمعک ديجيتال حدود 800 هزار تومان است و هزينه عمل جراحي کاشت حلزون (که در خصوص برخي افراد ناشنوا از طريق تحريک عصب شنوايي حسي عصبي سبب بهبود شنوايي فرد مي شود) نيز براي ناشنوايان و کم شنوايان حدود 30 ميليون تومان مي شود.
نکته اينجاست که تمام اين هزينه ها را نيز سازمان بهزيستي تقبل نکرده و افراد کم شنوا و ناشنوا با توجه به سن و سالشان مي توانند از کمک هاي دولت بهره ببرند در واقع سازمان بهزيستي براي کاشت حلزون کودکان زير چهار سال سه ميليون تومان پرداخت مي کند که سه ميليون تومان سهم خانواده است و 24 ميليون تومان نيز از صندوق ذخيره ارزي به آنها کمک مي شود.
اين در حالي است که 24 ميليون تومان کمک صندوق ذخيره ارزي به افراد بزرگسال تعلق نمي گيرد و فقط مي توانند از سه ميليون تومان کمک هزينه سازمان بهزيستي استفاده کنند.
معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي کشور با بيان اين که سالانه حدود 500 عمل جراحي کاشت حلزون در کشور انجام مي شود، عنوان مي کند: بهزيستي براي بچه ها غربالگري مي کنند و حدود سه سال است که ديگر هيچ کودکي پشت نوبت کاشت حلزون نيست.سال گذشته سه ميليارد تومان اعتبار در اين زمينه اختصاص يافت و به هزار نفر در اين خصوص کمک شد.
به گفته وي، امسال نيز چهارميليارد تومان اعتبار به کاشت حلزون افراد ناشنوا و کم شنوا اختصاص پيدا کرده است.
اکرم سليمي، مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران نيز در گفت وگو با جام جم با بيان اين که کاشت حلزون براي همه ناشنوايان جوابگو نيست، مي افزايد: نکته اينجاست که کاشت حلزون مشکلات خاص خودش را دارد. براي نمونه برخي افراد به دليل سوختن يا تمام شدن باتري اين قطعه دچار مشکل شده اند يا عده اي نيز چون عمل جراحي شان بخوبي انجام نشده، مشکل حرکتي يا روحي پيدا کرده اند. اين در حالي است که بايد گفت عمل جراحي کاشت حلزون مانند ساير جراحي ها خطرهاي خودش را دارد.

    اشتغال ناشنوايان
ناشنوايان نيز مانند ديگر معلولان کشور براي يافتن شغل با مشکل روبه رو هستند، اما نکته اينجاست که کيفيت کار اين افراد مثال زدني است؛ ناشنوايان چون صداي اطراف خود را نمي شنوند حين کار تمرکز بيشتري دارند بنابراين کيفيت کاري که آنها ارائه مي کنند از سطح بالايي برخوردار است.
مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران با اشاره به اين که تعداد ناشنواياني که در رشته هاي گرافيک و فناوري اطلاعات تحصيل کرده و فارغ التحصيل شده اند قابل توجه است، ادامه مي دهد: وقتي نمونه کار ناشنوايان در اختيار مديران شرکت هاي مختلف قرار مي گيرد آنها به استخدام اين افراد علاقه مند مي شوند، اما هنگام مصاحبه استخدام اغلب مديران وقتي متوجه مي شوند شخص ناشنواست و نمي توانند با او ارتباط برقرار کنند از استخدام منصرف مي شوند.
افزون بر اين بايد تاکيد کرد زماني که شخص ناشنوا در شرکت يا سازماني مشغول کار مي شود شانس ارتقاي پست او تقريبا صفر است.
سليمي ابراز مي کند: ناشنوايان چون نمي توانند با مديران خود ارتباط برقرار کنند در سطح اوليه کار باقي مي مانند يا با اين استدلال که اين اشخاص نمي توانند پاسخگوي تلفن باشند پست مديريتي نمي گيرند حتي در سازمان بهزيستي کشور. براي نمونه در اين سازمان شخص ناشنوايي با 11 سال سابقه فعاليت هنوز در دبيرخانه مشغول کار است، همه همکاران او ارتقاي شغلي داشته اند، اما اين شخص چون نمي شنود سال ها در اين پست بايد کار کند.

    زبان اشاره؛ نياز ناشنوايان
ناشنوايان براي ارتباط برقرار کردن با ساير افراد بايد از زبان اشاره استفاده کنند، اما برخي کارشناسان بر اين باورند که اين افراد بايد از طريق لب خواني مشکلات خود را بر طرف کنند. به همين علت آنها نمي گذارند ناشنوايان از زبان اشاره استفاده کنند. در مقابل اين افراد کارشناساني هستند که تاکيد دارند چون ناشنوايان نمي توانند کلمات را درست تلفظ و ادا کنند، ناخودآگاه از زبان اشاره استفاده مي کنند.
مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران بيان مي کند: برخي مي خواهند زبان اشاره را از ناشنوايان بگيرند. براي نمونه سازمان آموزش و پرورش استثنايي به اين سمت حرکت مي کند تا ناشنوايان در کنار افراد عادي قرار بگيرند و در مدارس عادي تحصيل کنند، اما ناشنوايان براي برقراري ارتباط با شخصي که به صداي آنها آشنا نيست بايد در کنار لب زدن از زبان اشاره نيز استفاده کنند.
اين در حالي است که پافشاري سازمان آموزش و پرورش استثنايي روي استفاده نکردن ناشنوايان از زبان اشاره سبب شده برخي ناشنوايان که در مدارس عادي مشغول تحصيل هستند، دوباره به مدارس باغچه بان برگردند.
سليمي يادآور مي شود: زبان اشاره زبان بين المللي ناشنوايان است و بيشتر کشورهاي دنيا از آن استفاده مي کنند، بجز کشورمان که روي لب خواني و گفتار درماني ناشنوايان تاکيد مي کند. اين مساله سبب شده کودکان ناشنوايي که در مدارس عادي درس خوانده اند تقاضاي برگشت به مدارس باغچه بان را مطرح کنند يا براي شرکت در کلاس هاي آموزشي زبان اشاره به انجمن بيايند. آنها با يادگيري زبان اشاره مي خواهند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند.

    نياز ناشنوا به رابط
افراد ناشنوا در کشورمان مي توانند در مدارس و دانشگاه هاي عادي تا هر مقطعي ادامه تحصيل دهند. در اين ميان اين محدوديت که آنها بايد از لب خواني براي فراگرفتن نکات استفاده کنند مشکل ساز شده است. به همين علت اشخاص ناشنوا ناچارند در کلاس هاي درس به همراه رابط حاضر شوند.
رابط شخصي است که پل ارتباطي بين فرد شنوا و ناشنواست، به زبان اشاره تسلط دارد و گفته هاي افراد شنوا را براي شخص ناشنوا به صورت زبان اشاره بازگو مي کند، اما نکته اينجاست که بيشتر ناشنوايان قادر نيستند هزينه هاي رابط را پراخت کنند.
مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران با تاکيد بر اين که ناشنواياني که توان مالي ندارند، نمي توانند از پس هزينه هاي رابط برآيند، خاطرنشان مي کند: رابط ها معمولاساعتي 20 هزار تومان دستمزد مي گيرند،البته با توجه به درس و سختي آن، دستمزد رابط ها بيشتر نيز مي شود، چون آنها بايد مانند استاد تمام نکات را براي ناشنوايان شرح بدهند.
اين در حالي است که بايد تاکيد کرد چنانچه لب خواني شخص ناشنوا نيز در سطح خوبي باشد، او باز هم به رابط نياز پيدا مي کند، چون در برخي دروس اصطلاحات انگليسي و علمي به کار گرفته مي شود و شخص ناشنوا قادر نيست مفهوم اين لغات را از طريق لب خواني درک کند.براي رفع اين مشکل سازمان بهزيستي بايد از رابط ها حمايت کند، زيرا در برخي کشورها رابط ها پست سازماني دارند.

    ناشنواها در شهر
يکي ديگر از مشکلات ناشنوايان مناسب سازي نشدن امکانات شهري با نياز هاي اين افراد است. براي نمونه اين افراد هنگام استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي مانند مترو و اتوبوس به دردسر مي افتند. بارها براي اين افراد پيش آمده که نتوانسته اند در ايستگاه مورد نظرشان پياده شوند،زيرا تمام اتوبوس ها و بيشتر قطارهاي مترو مجهز به تابلوهايي که نام ايستگاه ها در آنها نوشته مي شود، نيست. افزون براين زماني که راهبران قطارهاي مترو به هر دليلي اعلام مي کنند در برخي ايستگاه ها توقف نخواهند داشت ناشنوايان متوجه موضوع نمي شوند و به همين دليل وقت بيشتري از آنها گرفته مي شود.
پاي درد دل افراد ناشنوا که بنشينيد متوجه خواهيد شد اغلب آنها براي گرفتن گواهينامه رانندگي نيز مشکلات زيادي را تحمل کرده اند.
سليمي در اين باره بيان مي کند: دو آموزشگاه براي آموزش رانندگي به معلولان در تهران وجود دارد، اما اين آموزشگاه ها براي ناشنوايان کمترين امکانات را درنظر گرفته اند. چون دايره لغات ناشنوايان محدود است و معمولامربيان در کلاس هايي مانند آيين نامه نکات را سريع تدريس مي کنند، ناشنوايان در يادگيري اين نکات با مشکل رو به رو مي شوند. در چنين شرايطي اين افراد بايد از شخصي به عنوان رابط استفاده کنند و از آنجا که اين آموزشگاه ها تمايلي به استفاده از رابط ها ندارند شخص ناشنوا بايد خودش هزينه رابط را پرداخت کند. مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران ياد آور مي شود: ما بارها با اين آموزشگاه ها مکاتبه کرديم، اما آنها تمايلي به استفاده از رابط ها ندارند و اين شرايط سبب شده برخي ناشنوايان در مدت چهار سال نيز نتوانند در آزمون آيين نامه قبول شوند.
اين درحالي است که چنانچه مسئولان به آموزشگاه هاي ويژه معلولان بيشتري اجازه فعاليت دهند رقابت بين اين آموزشگاه ها ايجاد مي شود و در نتيجه آنها براي جذب متقاضي بيشتر به جذب رابط ها اقدام مي کنند و خدمات بيشتري به معلولان ارائه مي دهند.
بايد يادآور شد مشکلات ناشنوايان آن طور که بايد و شايد تاکنون از سوي مسئولان جدي گرفته نشده، افزون براين سازمان هاي مردم نهادي نيز که در اين حوزه فعاليت مي کنند به دليل مشکلات مالي نتوانسته اند به نيازهاي اين افراد پاسخ دهند. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکلات مسئولان بايد از سازمان هاي مردم نهاد حمايت کرده و با برنامه هاي فرهنگي زمينه را براي تغيير ديدگاه برخي نيکوکاران که تمايلي براي کمک به رفع مشکل معلولان ندارند فراهم و آنها را تشويق کنند در مراکزي که براي حمايت از معلولان تشکيل شده حضور پيدا کرده و براي کمک به نيازمنداني که توان بازگو کردن نيازهايشان را ندارند پيشقدم شوند.

  مهدي آييني

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج

کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق در کشور مساله نگران‌کننده‌ای است که کارشناسان بارها نسبت به آن هشدار داده و می‌دهند، برخی از آنها جوانان را به فرار از ازدواج و مسئولیت‌پذیری متهم می‌کنند. اما در مقابل جوانان نیز روی مشکلاتی که مانع ازدواج آنها شد​ه پافشاری کرده و معتقدند در سایه نبود شغل، درآمد، تورم و امنیت شغلی آنها نمی‌توانند برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند به همین دلیل شروع یک زندگی مشترک ممکن است با مشکلات جدیدی برایشان همراه باشد؛ مشکلاتی که به احتمال زیاد خیلی زود رویاهای شیرین آنها را به کابوس طلاق بدل می‌کند.

به مناسبت هفته ازدواج که از چهارم مهر مصادف با اول ذی‌الحجه و سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) آغاز شده موانع ازدواج جوانان را با کارشناسان این حوزه در میان گذاشته و راه‌حل‌های آنها را بررسی کردیم.

سختگیری‌های غیرمنطقی والدین یکی از مشکلاتی است که گریبان زوج‌های جوان را هنگام ازدواج می‌گیرد، برخی پدر و مادرها به دلیل چشم و همچشمی با دیگر اقوام به وضع مالی خود و فرزندشان توجهی نداشته و با برگزاری مراسم پرهزینه و در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین به قول معروف جلوی پای جوانانی که قصد ازدواج دارند، سنگ می‌اندازند.

محسن ایمانی، عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس حوزه ازدواج در این باره به جام‌جم می‌گوید: باید نگرش‌های والدین در برخی موارد تغییر کند، چون سختگیری‌های آنها به یکی از موانع ازدواج جوانان تبدیل شده است. برای نمونه در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین و برگزاری مراسم پرهزینه از این موارد است.

البته سختگیری نکردن به این معنا نیست که نباید حداقل‌ها را در نظر گرفت، زیرا چنانچه توقع و تعادلی در بین نباشد زوج‌ها بخوبی قدر یکدیگر را نمی‌دانند.

نکته اینجاست که اغلب جوانان این روزها برای تهیه شغل با مشکل رو‌به‌رو هستند و آن دست از جوانان نیز که شغل دارند درآمدشان آنقدر پایین است که نمی‌توانند از پس هزینه‌های سنگین ازدواج بربیایند.

ازدواج بی‌مایه فطیر است

شروع زندگی مشترک این روزها با حداقل‌ها نیز مشکل است، برای نمونه چنانچه حداقل‌ها را برای شروع یک زندگی مشترک در نظر بگیریم، باید گفت رهن یک آپارتمان کوچک در حاشیه شهری مانند تهران دست‌کم 30 میلیون تومان آب می‌خورد و در خوشبینانه‌ترین حالت وقتی زوج جوان باید بی‌خیال برگزاری مراسم در تالار و سفر ماه عسل شده و حدود 20 میلیون تومان نیز برای خرید جهیزیه، مهمانی مختصر و خرید‌های ضروری دیگر کنار بگذارند. بنابراین باید تاکید کرد ​ ازدواج آسان که این روزها برخی مسئولان و کارشناسان حوزه ازدواج از آن دم می‌زنند نیز آنقدر آسان نیست. به همین دلیل مسئولان باید فکری برای برطرف شدن این مشکلات کنند.

ایمانی اظهار می‌کند: امکانات جوانان برای شروع زندگی کم است، بنابراین والدین در صورتی که توان مالی دارند باید به جوانان کمک کنند، برای نمونه همان طور که در زمان مجردی حواسشان به جوانان است، چنانچه می‌توانند بعد از شروع زندگی مشترک نیز بهتر است به آنها کمک کنند.

وی با تاکید بر این که در این میان مسائل اقتصادی برای جوانان​ مشکل‌سازتر است وقتی ​ بخواهند با طبقه بالاتری از خود ازدواج کنند، می‌افزاید: مشکلات اقتصادی زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که شخص بخواهد با طبقه بالاتر از خانواده‌اش ازدواج کند، برای نمونه اکنون برخی دختران با این که وضع مالی خانواده‌شان مناسب نیست، می‌خواهند با خانواده‌ای که وضع مالی مناسبی دارد ازدواج کنند یا پسرانی از طبقه متوسط قصد دارند با دختری از طبقه مرفه جامعه ازدواج کنند؛ این طرز فکرها سبب شده مشکلات اقتصادی بیشتر خودنمایی کند.

یه روز خوب می‌آد

مانع دیگری که سبب شده ازدواج جوانان با تاخیر انجام شده و سن ازدواج در کشورمان بالا برود، برخی توقع‌های غیرمنطقی خود جوانان است. برای نمونه بعضی از آنها تصور می‌کنند تا خانه و ماشین نداشته باشند نباید تن به ازدواج بدهند، اما نباید فراموش کرد که با شروع زندگی زناشویی زوج‌ها به کمک یکدیگر بهتر می‌توانند به این اهداف برسند.

عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس یادآور می‌شود: جوانان نباید منتظر بمانند وضع مالی‌شان خوب شود بعد ازدواج کنند، زیرا افرادی که چنین تصوری دارند از سن ازدواج عبور می‌کنند، این در حالی است که با شروع زندگی مشترک خداوند نیز به آنها کمک کرده و مشکلاتشان سریع‌تر حل و فصل می‌شود.

وی با اشاره به این که روابط خارج از عرف جوانان نیز یکی از موانع ازدواج است، خاطرنشان می‌کند: چنین روابطی سبب می‌شود جوانان به سمت زندگی مشترک نروند به همین علت باید آموزش‌های لازم به آنها داده شود.

مساله دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که با افزایش آمار طلاق تعدادی از جوانان تجربه زندگی زناشویی را داشته‌اند و به همین علت براحتی با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کنند، باید تاکید کرد این رفتار به جوانان مجرد نیز سرایت کرده و سبب بی‌میلی آنها نسبت به ازدواج می‌شود.

به گفته وی، برای تغییر نگرش جوانان مسئولان بایدکارهای فرهنگی انجام دهند، برای نمونه استادان دانشگاه باید در این باره توصیه‌های مناسبی به جوانان ارائه و در کلاس‌های درس نکات زندگی را نیز به جوانان آموزش دهند.

حمایت‌های دولت

این در حالی است که مسئولان نیز می‌توانند با کنترل تورم و ایجاد شغل و امنیت شغلی برای جوانان، موانع ازدواج آنها را برطرف کنند. برای نمونه دولت می‌تواند با قبول بازنشستگی پیش از موعد کارمندان یا برخورد با افرادی که اکنون چند شغل و پست دولتی دارند، زمینه را برای اشتغال تعدادی از جوانان بیکار آماده کند.

ایمانی عنوان می‌کند: مسئولان باید به جوانان مسکن ارزان‌قیمت داده و مقدمات صاحبخانه شدن آنها را فراهم کنند.

امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: تمام موانع موجود از سوی دولت قابل حل و فصل نیست، چون اگر دولت همه امکانات را نیز در اختیار داشته باشد، نمی‌تواند مشکل ازدواج نکردن جوانان را برطرف کند، هرچند دولت در ایجاد سبک زندگی نقش دارد که البته اثر غیرمستقیم رفتار دولت‌هاست.

نکته اینجاست که دولت در اعطای کمک‌های اقتصادی به جوانان نیز مشکلات جدی دارد و نتوانسته کارهای لازم را انجام بدهد. برای نمونه وام ازدواج تا مدتی قبل پرداخت نمی‌شد و حالا که دوباره روند پرداخت آن به صورت محدود آغاز شده، مبلغ آن تناسبی با رشد تورم ندارد.

تغییر سبک زندگی

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: اکنون سبک زندگی خانواده‌ها تغییر کرده، توقعات آنها بالا رفته و دیگر تمایلی به برگزاری مراسم ساده ​ جشن ازدواج ندارند. در چنین شرایطی اگر بخواهیم ازدواج آسان را مطرح کنیم، باید طرحی ارائه دهیم که با سبک زندگی حال حاضر خانواده‌ها همخوانی داشته باشد.

مسئولان باید با سرمایه‌گذاری روی برنامه‌های فرهنگی، جوانان و خانواده‌ها را نسبت به عواقب برگزاری مراسم پرهزینه ازدواج آگاه کنند؛ زیرا تعداد زیادی از جوانان به دلیل هزینه‌های غیرمنطقی در سال‌های اول زندگی خود بدهکار شده و روزهای زندگی آنها به جای خوشی و آرامش، تحت تاثیر قسط و بدهکاری‌ها رو به تلخی می‌گذارد.

این در حالی است که وقتی جوانان معنای واقعی زندگی آرام را درک کنند، به این نتیجه می‌رسند که می‌توانند به صورت پله‌ای نیازهای خود را برطرف کنند، به این شکل زوج‌های جوان اصراری برای داشتن خانه و خودرو در شروع زندگی نخواهند داشت.

ایمانی بیان می‌کند: چنین مشکلاتی فرهنگی است، اما نباید فراموش کرد ​ رفع مشکلات فرهنگی و تغییر رفتارهایی اینچنینی به زمان نیاز دارد. برای نمونه در چند سال گذشته خیلی از خانواده‌ها طرفدار برگزاری مراسم پرهزینه شده‌اند و برای تغییر دیدگاه آنها باید کار فرهنگی کرد که به زمان نیاز دارد.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور می‌شود: سبک زندگی به خانواده مربوط است، اکنون فرهنگ فردگرایی در حال شیوع است. برای حل این معضل نیز تمام نهاد‌های حاکمیتی و مردم باید تلاش کنند.

قاضی‌زاده هاشمی برای مثال به وضع خانواده‌ها در زمان جنگ جهانی اول اشاره و خاطرنشان می‌کند: در زمان جنگ جهانی اول حدود شش میلیون ایرانی در مدت چهار سال به دلیل شدت فقر و گرسنگی فوت کردند به همین دلیل جمعیت 26 میلیونی آن زمان کشور به حدود 19 میلیون رسید، اما در همان ایام سن ازدواج پایین بود؛ یعنی با توجه به وجود مشکلات زیاد پاسخ دادن به نیاز ازدواج جوانان اولویت خانواده‌ها بود.

به گفته وی، یکی از اولویت‌های خانواده‌ها باید پرداختن به ازدواج فرزندان باشد، ولی این اولویت با گذشت زمان کمرنگ شده است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این که برای رفع موانع ازدواج چنین مسائلی باید احیا شود، ابراز می‌کند: حل مشکل ازدواج جوانان نیاز به کار آسیب‌شناسی عمیق دارد.

به عمل کار برآید، نه به حرف

چند سالی است ​ در هفته ازدواج مسئولان به مناسبت این هفته نشست‌های خبری برگزار می‌کنند، اما نکته اینجاست که چنین نشست‌هایی گرهی از کار جوانان باز نمی‌کند، زیرا به نظر می‌رسد مسئولان نیز در حد کارشناسان این حوزه عمل کرده و فقط به ارائه توصیه و بیان مشکلات بسنده می‌کنند، ولی وظیفه مسئولان چیز دیگری است، به همین علت جوانان از آنها توقع دارند برای حل مشکلاتشان گام‌های عملی بردارند، زیرا این روزها همه از مشکلات جوانان باخبر هستند و تکرار این نکات دردی از جوانان دوا نمی‌کند.

عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس تصریح می‌کند: برگزاری نشست خبری و دم زدن از مشکلات جوانان​ دردی را دوا نمی‌کند، مسئولان باید خبر از اقدامات واقعی بدهند، مهم است که آنها بگویند چه کارهایی انجام داده و چه کارهایی می‌خواهند انجام بدهند، در واقع مسئولان نباید به توصیه و بیان مشکلات جوانان بسنده کنند، آنها باید با امکاناتی که در اختیار دارند ​ ازدواج را تسهیل کنند.

جوانان از مسئولان توقع دارند در چنین مناسبت‌هایی خبرهایی مانند افزایش وام ازدواج، آسان شدن دریافت کمک هزینه‌ها، ایجاد اشتغال و اختصاص تالارهایی با هزینه کم برای برگزاری جشن ازدواج را بخوانند و بشنوند.

3 تغيير در كنكور 94

تاريخ ثبت نام، زمان برگزاري كنكور و ميزان تاثير معدل در كنكور سال آينده تغيير مي​كند

کنکوري ها بايد برنامه هاي خود را به روز کنند، زيرا دست کم تا امروز مي توان سه تغيير را براي کنکور 94 پيش بيني کرد و در نظر گرفت؛ تغيير زمان ثبت نام، زمان برگزاري آزمون و افزايش ميزان تاثير سوابق تحصيلي نکاتي است که مي تواند نقش تعيين کننده اي در برنامه ريزي کنکوري ها داشته باشد، چون براساس تصميم هايي که مسئولان سازمان سنجش گرفته اند زمان برگزاري آزمون جلو افتاده و قرار است برخلاف روند چند سال گذشته، خرداد برگزار شود.
افزون بر اين زمان ثبت نام از داوطلبان نيز تغيير کرده و ديگر در دو مرحله انجام نمي شود، بنابراين امسال براي اولين بار ثبت نام تمام داوطلبان در اواخر بهمن انجام مي شود. مهم تر از همه بر اين نکات بايد تاکيد کرد که براساس قانون بايد ميزان تاثير سوابق تحصيلي در آزمون سراسري که امسال تاثيري 25 درصدي داشت، براي سال آينده افزايش پيدا کند. اين درحالي است که مراحل اجرايي کنکور سال آينده هيچ تفاوتي با کنکور 93 نخواهد داشت.
امسال مانند چند سال گذشته ديگر شانزدهم آذر يا همان روز دانشجو رنگ و بوي کنکور ندارد، زيرا براساس تصميم مسئولان سازمان سنجش ديگر در اين روز ثبت نام از کنکور انجام نمي شود. ابراهيم خدايي، رئيس سازمان سنجش آموزش کشور در اين باره به جام جم مي گويد: در چند سال گذشته ثبت نام از دواطلبان کنکور دو بار انجام مي شد، يک بار در آذرماه و مرحله دوم در اسفند، چون برخي دانش آموزان سوابق تحصيلي شان دي ماه آماده مي شد ثبت نام اين افراد در اسفند به ثبت مي رسيد. وي اظهار مي کند: بنابراين براي اين که وقت داوطلبان گرفته نشود ثبت نام از داوطلبان کنکور94 در يک مرحله انجام خواهد شد، زمان آن نيز در جلسه آينده شوراي سنجش و پذيرش دانشجو مشخص خواهد شد.
به گفته خدايي، با اين تصميم، سيستم ثبت نام داراي يک زمان مشخص شده و داوطلبان و کارشناسان سازمان سنجش مي توانند در اين خصوص بهتر عمل کنند.
حسين توکلي، مشاور عالي سازمان سنجش در گفت وگو با جام جم در اين باره مي افزايد: به منظور فراهم کردن تسهيلات براي دواطلبان ثبت نام از داوطلبان کنکور 94 نوزدهم بهمن امسال آغاز شده و تا بيست و هشتم اين ماه ادامه پيدا خواهد کرد.

کنکور 94، خردادي شد
کنکوري ها ديگر روزهاي تقويم را براي رسيدن به تيرماه نمي شمارند، چون براساس تصميم هاي مسئولان سازمان سنجش، زمان برگزاري بزرگ ترين آزمون کشور تغيير کرده و سال آينده قرار است کنکور در خرداد برگزار شود. توکلي در اين باره يادآور مي شود: چون سال آينده ماه مبارک رمضان اواخر خرداد آغاز مي شود مسئولان سازمان سنجش تصميم گرفته اند آزمون کنکور قبل از ماه مبارک رمضان برگزار شود، بنابراين بايد گفت کنکور 94 در صبح و بعدازظهر روز پنجشنبه بيست و يکم، جمعه بيست و دوم و صبح شنبه بيست و سوم خرداد برگزار خواهد شد.
به گفته مشاور عالي سازمان سنجش، مراحل اجرايي کنکور سال آينده هيچ فرقي با کنکور امسال نخواهد داشت. رئيس سازمان سنجش آموزش کشور درباره اين که زمان هاي در نظر گرفته شده براي ثبت نام و برگزاري آزمون براي سال هاي آينده ثابت باقي خواهد ماند، بيان مي کند: زمان ثبت نام ثابت خواهد بود، اما زمان برگزاري آزمون با توجه به ماه مبارک رمضان ممکن است تغيير کند. نکته اينجاست که آزمون نبايد در ماه مبارک رمضان برگزار شود.

احتمال افزايش تاثير سوابق تحصيلي در کنکور
براساس قانوني که سال 86 درباره نحوه پذيرش دانشجو تصويب شد، اما به دليل مشکلاتي که داشت اجرايي نشد، سوابق تحصيلي داوطلبان صددرصد در پذيرفته شدن آنها در کنکور تاثيرگذار بود، براساس اين قانون که به قانون حذف کنکور معروف شد، اکنون بايد سه سال از زمان حذف شدن کنکور در کشور مي گذشت، ولي به دليل برخي مشکلات نمايندگان مجلس شهريور 92 اين قانون را اصلاح و بازنگري کردند. براساس قانون بازنگري شده، سوابق تحصيلي در کنکور امسال تاثير 25 درصدي داشت که اين تاثير بايد در سال هاي آينده روند افزايشي داشته باشد. در کنکور گذشته براي اولين بار معدل آزمون کتبي سال سوم دبيرستان برخلاف سال هاي گذشته نه فقط تاثير مثبت که اين فاکتور تاثير منفي نيز داشت، به اين شکل معدل پايين سال سوم دبيرستان داوطلبان در نتيجه کنکورشان تاثير منفي گذاشت و يا برعکس معدل خوب آنها تاثير مثبتي در نتيجه کنکورشان ايجاد کرد.
اين درحالي است که بر اساس قانون و به احتمال زياد ميزان تاثير معدل داوطلبان براي کنکور سال آينده بايد افزايش پيدا کند، چون با توجه به آخرين تصميم هاي اعضاي شوراي سنجش و پذيرش دانشجو بايد تا پنج سال آينده 85 درصد پذيرش دانشگاه ها با توجه به سوابق تحصيلي داوطلبان انجام شود. اين درحالي است که براي رسيدن به اين هدف بايد هر سال ميزان تاثير سوابق افزايش پيدا کرده و در نهايت به تاثير 85 درصدي برسد. خدايي در اين باره يادآور مي شود: هر سه ماه يک بار جلسه شوراي سنجش و پذيرش دانشجو برگزار و تصميم هاي گرفته شده در اين جلسه به اطلاع داوطلبان کنکور خواهد رسيد. در جلسات اين شورا هنوز تصميم قطعي درباره ميزان افزايش تاثير سوابق تحصيلي در کنکور 94 گرفته نشده، بنابراين ميزان افزايش شرط معدل بايد در کميته و کميسيون هاي مربوط بررسي، تصويب و ابلاغ شود، اما به محض اين که اعضاي اين شورا در اين خصوص تصميم قطعي گرفتند در اين زمينه اطلاع رساني خواهد شد.
وزير بهداشت، وزير آموزش و پرورش و وزير علوم نيز در جلسات شوراي سنجش و پذيرش حضور دارند.

فرزندخوانده داشتن دیگر رویا نیست

قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست برای اولین بار سال 1353 در کشورمان تصویب شد، اما با گذشت زمان و تغییر دیدگاه‌ها و سیاست‌های سازمان‌هایی مانند بهزیستی قسمت‌هایی از این قانون نیاز به بازنگری پیدا کرد، زیرا براساس این قانون، بسیاری از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست شانس کمی برای فرزندخوانده شدن داشتند، به همین دلیل بازنگری‌های لازم انجام و قانون جدید حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست مصوب سال 1392به شکلی تدوین شد تا نیازهای کودکان بهزیستی بهتر از قبل بر طرف شود و خانواده‌های بیشتری امکان سرپرستی کودکان را داشته باشند.

جام جم سرا:برخلاف قانون سابق اکنون دختران مجرد و ایرانیان مقیم خارج نیز می‌توانند سرپرستی کودکان بی‌سرپرست یا بدسرپرست را به عهده بگیرد، اما نکته اینجاست، با این‌که حدود یک سال از تصویب قانون جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست می‌گذرد، تاکنون همه آیین‌نامه‌های اجرای آن تکمیل نشده، بنابراین برای رفع مشکل خانواده‌ها و کودکان بهزیستی بهتر است این آیین‌نامه‌ها هرچه زودتر تصویب و از سوی دولت ابلاغ شود.

با اجرایی شدن این آیین‌نامه‌ها تعداد کودکان در شیرخوارگاه‌ها و مراکز شبه خانواده سازمان بهزیستی کاهش پیدا می‌کند، چون براساس قانون جدید شرایط واگذاری تسهیل شده و بچه‌های بیشتری می‌توانند صاحب پدر و مادر شده و پدر ومادرهای زیادی نیز می‌توانند صاحب فرزند شوند. اما این آیین‌نامه‌ها اکنون بین لوایح دولت گم شده و در اولویت بررسی مسئولان قرار ندارد.

محمد نفریه، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره آیین‌نامه‌هایی که هنوز آماده نشده‌اند به جام‌جم می‌گوید: برخی از آیین‌نامه‌های اجرایی مانند نحوه تنظیم شناسنامه کودکان بهزیستی یا واگذاری سرپرستی آنها به ایرانیان مقیم خارج از کشور تنظیم شده و به هیات وزیران فرستاده شده، اما هنوز تصویب و ابلاغ نشده، چون برای اجرایی شدن باید در کمیسیون اجتماعی مطرح شود و در هیات وزیران به تصویب برسد.

صدور شناسنامه برای کودکان

براساس ماده 22 قانون جدید بعد از صدور حکم قطعی سرپرستی مفاد حکم از سوی دادگاه به اداره ثبت احوال و بهزیستی ابلاغ شده و اداره ثبت احوال مکلف است نام و نام‌خانوادگی کودک و مفاد حکم سرپرستی را در اسناد سجلی و شناسنامه سرپرست یا سرپرستان وارد کند به این شکل در شناسنامه درج می‌شود که کودک فرزند خوانده است و اولیای واقعی او کیست.

این درحالی است که این ماده قانون برای زوج‌هایی که می‌خواهند سرپرستی کودکی را قبول کنند، خوشایند نیست، چون آنها تمایل ندارند اطرافیانشان از این ماجرا خبردار شوند، اما به اعتقاد برخی کارشناسان این‌که نسب واقعی کودک در شناسنامه اش درج شود از لحاظ شرعی و قانونی مهم است، به همین دلیل در تبصره‌های قانون جدید تاکید شده نسب واقعی کودک در اسناد سجلی او درج شود.

فاطمه رضایی، کارشناس حقوق کودکان سازمان بهزیستی به جام‌جم می‌گوید:این روند چون جزئیات زیادی دارد، به آیین‌نامه اجرایی ارجاع شده، به همین دلیل هنوز مشخص نیست که مفاد حکم در شناسنامه درج می‌شود یا شماره حکم، چون شناسنامه‌های جدید برای درج چنین مطالبی جا ندارند. بنابراین باید منتظر آماده شدن آیین‌نامه اجرایی آن بود که قرار است از سوی سازمان ثبت احوال ارائه شود.

به گفته رضایی، بهزیستی پیش‌نویسی دراین باره به ثبت‌احوال ارائه کرده و مهم این است که به‌دلیل منافع کودک و خانواده سوابق مربوط به کودک در اسناد محرمانه درج شود، بنابراین سوابق از بین نمی‌رود و در اسناد ثبت احوال باقی خواهد ماند.

وی درباره تفاوت قانون قدیم با قانون جدید درباره نحوه تنظیم شناسنامه کودکان بهزیستی ادامه می‌دهد: براساس ماده 14 قانون سابق اسم واقعی پدرو مادر در شناسنامه کودک درج نمی‌شد و فقط مفاد حکم در اختیار اداره ثبت قرار می‌گرفت. این درحالی است که با توجه به فرهنگ کنونی جامعه خانواده تمایل دارد فرزندخواندگی را پنهانی انجام دهد، به همین علت بیشتر خانواده‌ها برای فرزندخواندگی نوزادان را انتخاب می‌کنند، اما باید اشاره کرد در جلسات مشاوره‌ای که برای مادر و پدر خوانده‌ها برگزار می‌شودکارشناسان تاکید می‌کنند فرزندخواندگی را نباید پنهان کرد، زیرا بهتر است در زمانی مشخص به کودک و اطرافیان او این موضوع توضیح داده شود.

رضایی یادآور می‌شود: باید فرهنگ حال حاضر جامعه تغییر کند و شخصی از فرزند خوانده شدن یا قبول فرزندخواندگی ناراحت نباشد، وقتی چنین فرهنگی در جامعه ایجاد شود درج مشخصات والدین اصلی کودک در شناسنامه او ایرادی نخواهد داشت.

ایرانیان مقیم خارج و فرزندخواندگی

براساس قانون قبل که مصوب سال 53 بود فقط اشخاص مقیم ایران می‌توانستند کودکی را به فرزندخواندگی بگیرند، به این شکل اتباع بیگانه به‌دلیل این‌که در کشورمان ساکن بودند می‌توانستند فرزند خوانده داشته باشند، اما ایرانیان مقیم خارج از کشور نمی‌توانستند براحتی کودکی را به فرزندخواندگی بگیرند، برای رفع این مشکل در قانون جدید، تابعیت ایرانی در نظر گرفته شد، بنابراین چه ایرانیانی که مقیم کشورهستند و چه آنها که خارج از کشور زندگی می‌کنند، می‌توانند سرپرستی کودکی را به عهده بگیرند.

تا قبل از تصویب قانون جدید ایرانیان مقیم خارج کشور برای به فرزندخواندگی گرفتن کودکان دردسرهای زیادی را متحمل می‌شدند، برای نمونه آنها مجبور بودند اقامتگاهی در ایران را به مسئولان معرفی کرده و به‌صورت موقت شش ماه در ایران ساکن شوند. به این ترتیب بعد از این مدت آنها با اخذ اجازه از دادستان از کشور خارج می‌شدند.

رضایی می‌افزاید: اما اکنون ابزار نظارت در خارج از کشور نیز فراهم شده و ما می‌توانیم از طریق سفارتخانه، سرکنسولگری‌ها یا موسسات فرزند خواندگی کشورهای دیگر از وضع کودکانی که در کشوری بجز ایران به فرزندخواندگی سپرده شده‌اند، باخبر شویم. براساس آیین‌نامه اجرایی این قانون ایرانیان مقیم خارج از کشور باید درخواست ومدارک خود را به سفارتخانه‌های ایران تحویل بدهند و پس از بررسی مدارک اگر شرایط خانواده مناسب بود زوج متقاضی برای انتخاب و تحویل گرفتن کودک به ایران سفر می‌کنند.

دختران مجرد و فرزندخواندگی

براساس قانون جدید دختران مجرد نیز می‌توانند سرپرستی کودکان مونث را به عهده بگیرند، زیرا مسئولان سازمان بهزیستی براین باورند که داشتن یک خانواده تک سرپرست بهتر از نگهداری کودکان در مراکز شبه خانواده است، اما هر دختر و زن مجردی نمی‌تواند کودکی را به فرزندخواندگی بگیرد، برای نمونه چنین شخصی باید دست‌کم 30 سال داشته، از موقعیت اجتماعی و فرهنگی مناسبی برخوردار بوده وبه اصول و ارزش‌های کشورپایبند باشد، افزون براین دختران مجردی می‌توانند سرپرستی کودکی را به عهده بگیرند که شرایط ازدواج برای آنها بعید، سن ازدواج شان گذشته یا سن باروری آنها سپری شده باشد.

به گفته معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور اکنون استان‌هایی وجود دارند که در آنها سرپرستی کودک به دختران مجرد واگذار شده است. وی درباره صدور شناسنامه برای چنین کودکانی عنوان می‌کند: فعلا به این افراد سرپرستی کودک به صورت موقت داده می‌شود و تا مرحله شش ماه واگذاری موقت به پایان برسد آیین‌نامه‌های مربوط نیز آماده شده و آن وقت می‌توان برای کودک شناسنامه صادر کرد.

انتقال اموال به نام فرزندخوانده

براساس ماده 2 قانون قبلی، هدف از سرپرستی تامین منافع مادی و معنوی طفل عنوان شده بود، اما در این باره راهکار مناسبی ارائه نشده بود، به این علت سازمان بهزیستی دستورالعملی داخلی تدارک دیده بود و براساس آن به افرادی که قصد سرپرستی کودکان را داشتند پیشنهاد می‌داد تا قسمتی از دارایی خود را به نام او کرده یا برای این کار در آینده وصیت یا تعهد به انتقال دهند.

کارشناس حقوق کودکان سازمان بهزیستی درباره تفاوت قانون قدیم و جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست تصریح می‌کند:در قانون جدید این دستورالعمل به شکل قانون درآمده، اما چون همیشه موضوع سرپرستی نسبت به اموال برای کودک برتری دارد، در ماده 14 و 15 قانون جدید آورده شده اگر سرپرستی به مصلحت طفل باشد و امکان تملیک اموال نباشد، فرد باید تعهد به انتقال اموال بدهد و چنانچه این امکان نیز وجود نداشت دادگاه می‌تواند این تعهد را نیز نگیرد. این درحالی است که در موارد خویشاوندی این ماجرا به نفع کودک است. برای نمونه چنانچه دایی کودکی بخواهد سرپرستی او را به عهده بگیرد، اما اموالی نداشته باشد قطعا سرپرستی برای کودک مهم‌تر از داشتن اموال است.

رضایی درباره ازدواج فرزندخوانده با سرپرست نیز عنوان می‌کند: قانون شرایطی در نظر گرفته که چنین کاری را تقریبا غیرممکن می‌کند برای نمونه ازدواج باید به مصلحت فرزندخوانده باشد یا برای این‌کار سازمان بهزیستی و دادگاه نیز باید مصلحت کودک را تائید کنند.

وی درباره دیگر آیین‌نامه‌های این قانون یادآور می‌شود: ارگان‌هایی مانند نیروی انتظامی، ثبت احوال و دادگاه‌ها، کارگزینی ادارات و سازمان‌های بیمه مکلف شده‌اند همکاری‌های لازم را با سازمان بهزیستی داشته باشند.

افزون براین برخی افراد نیز هستند که بدون مراجعه به سازمان، سرپرستی کودکی را به‌صورت غیرقانونی به عهده گرفته و اکنون برای گرفتن شناسنامه با مشکل روبه‌رو شده‌اند، در آیین‌نامه جدید راهکارهایی برای تعیین تکلیف چنین افرادی نیز پیش‌بینی شده است.

حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی درباره افرادی که می‌توانند سرپرستی کودکان را به عهده بگیرند به جام‌جم می‌گوید: براساس قانون جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست مصوب مهر 1392 که از سوی ریاست جمهوری ابلاغ شده خانواده‌هایی که پنج سال از زندگی مشترکشان گذشته و در این مدت صاحب فرزندنشده‌اند می‌توانند سرپرستی کودکان واجد شرایط را به‌عهده بگیرند. علاوه براین زوج‌هایی که صاحب فرزند هستند نیز می‌توانند با رعایت مقررات و براساس قانون فرزندخوانده داشته باشند.

به گفته وی، سرپرستی موقت یا امین موقت و خانواده امین از روش‌های دیگر سرپرستی کودکان است.

به این شکل که سرپرستی موقت برخی از بچه‌ها که جد پدریشان در قید حیات است، اما صلاحیت نگهداری از کودکان را به‌دلیل حکم مراجع قضایی برای مدت مشخصی از دست داده‌اند، می توان به افراد واجد شرایط داد.

این درحالی است که براساس قانون قبلی کودکان با حداکثر 12 سال سن می‌توانستند فرزندخوانده شوند، اما در قانون جدید این سن به 16 سال افزایش یافته است، الوند یادآور می‌شود: شاید این سوال برای برخی‌ها پیش بیاید که چه افرادی راضی به سرپرستی کودکان شانزده ساله می‌شوند، اما چون دراین قانون بحث سرپرستی موقت نیز مطرح است و کودکانی هستند که اولویت واگذاری سرپرستی موقت آنها به اقوام‌شان مهیاست این نکته در نظر گرفته شده است.

افزون بر این، سیاست سازمان بهزیستی کشور به شکلی است که اگر بچه‌ها یک روز در محیط خانواده‌ای مناسب باشند بهتر از این است که تمام عمر خود را در مراکز یا موسسه‌هایی حتی با بهترین امکانات روز دنیا بگذرانند. به گفته وی قانون قبلی سرپرستی کودکانی را امکان‌پذیر می‌کرد که پدر مادر و جد پدری‌شان به‌عنوان اولیای قهری در قید حیات نباشند، اما براساس قانون جدید کودکان بد سرپرست نیز براساس ضوابط خاص شرایط فرزندخواندگی پیدا می‌کنند.

افتخاری به نام سرپرستی کودکان

براساس قانون جدید می‌توان سرپرستی کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرستی که تا 16 سال دارند به افراد متقاضی و واجد شرایط سپرد، در این میان اغلب افرادی که قصد به عهده گرفتن سرپرستی کودکی را دارند تمایل دارند نوزادانی را که در شیرخوارگاه‌های بهزیستی نگهداری می‌شوند، به فرزندخواندگی بگیرند، این در حالی است که بخش زیادی از کودکان بهزیستی اکنون خردسال هستند، به همین دلیل کمتر شخصی حاضر است سرپرستی دائم آنها را به عهده بگیرد. نکته اینجاست فرهنگی در جامعه حاکم است که فرزند خوانده داشتن یا فرزندخوانده بودن را مناسب نمی‌داند، به همین دلیل زوج‌هایی که تصمیم به چنین کاری می‌گیرند دست به ظاهر سازی می‌زنند، آنها اغلب نوزاد شیرخوار را انتخاب کرده و در جمع اقوام خود وانمود می‌کنند که برای انجام کاری مجبور هستند مدتی را در شهر دیگری سپری کنند به این شکل آنها پس از این‌که کار سرپرستی‌شان انجام شد ادعا می‌کنند صاحب فرزند شده‌اند. نکته اینجاست که به سرپرستی گرفتن کودکان بهزیستی باید مایه افتخار افراد باشد نه این‌که آنها این موضوع را پنهان کرده و با فاش شدن این راز در آینده سبب آسیب دیدن روحی و روانی کودک شوند.

کودکان کم‌توان ذهنی و استثنایی مراکز بهزیستی گروه دیگری از کودکان بهزیستی هستند که بیشتراز دیگران در معرض آسیب قرار دارند، اما نیکوکاران آن‌طور که بایدوشاید برای برطرف شدن نیازهای آنها تلاش نمی‌کنند، زیرا در بیشتر مواقع خانواده‌هایی که این کودکان را از نوزادی یا خردسالی به فرزندخواندگی قبول می‌کنند با گذشت زمان به این نتیجه می‌رسند که از عهده نگهداری آنها برنمی‌آیند به همین دلیل این کودکان را به مراکز بهزیستی بر می‌گردانند.

این درحالی است که افرادی که تمایل به سرپرستی این کودکان دارند باید حساب شده تر عمل کنند، زیرا این کودکان خیلی زودبه آنها وابسته شده و وقتی دوباره به مراکز بهزیستی سپرده می‌شوند بیشتر از قبل آسیب می‌بینند. افزون براین باید یاد آور شد هرچند نگهداری از کودکان کم‌توان ذهنی و استثنایی دشوار است، اما نیکوکاران می‌توانند با مراجعه به مراکزی که از این کودکان نگهداری می‌شود به آنها روحیه بدهند، برای نمونه افراد خیر می‌توانند چنین کودکانی را با هماهنگی با مسئولان مرکز برای تفریح به پارک برده و لحظات شادی را برای آنها فراهم کنند.

زنگ خطر عفونت هاي بيمارستاني

براساس اخبار منتشر شده شش نفر از بيماراني که براي عمل قلب روانه اتاق عمل بيمارستان مدرس تهران شده بودند بعد از خارج شدن از اتاق عمل به جاي بهبودي، وضعشان رو به وخامت گذاشت، چون مسئولان بيمارستان به دليل مبتلاشدن آنها به عفونت بيمارستاني اکنون بيماران را در بخش مراقبت هاي ويژه بستري کرده اند، به همين علت بخش جراحي قلب اين بيمارستان بسته شده و قرار است تا زماني که علت شيوع عفونت بيمارستاني مشخص و رفع نشود، اين بخش همچنان بسته باقي بماند.
اين بار اولي نيست که شيوع عفونت هاي بيمارستاني در کشور خبرساز مي شود، براي نمونه مدتي قبل نيز ده نفر از بيماران بيمارستان نيمه شعبان ساري پس از جراحي چشم گرفتار عفونت چشم شده و دو نفر از آنها که بيماريشان حادتر بود براي ادامه درمان به تهران منتقل شدند، اين در حالي است که روز گذشته نيز خبر رسيد که شش نفر از بيماران بيمارستان مدرس به دليل عفونت هاي بيمارستاني در بخش مراقبت هاي ويژه اين بيمارستان بستري شده اند.
محمد آقاجاني، معاون درمان وزير بهداشت با تائيد اين خبر به جام جم مي گويد: اين بيماران همگي عمل قلب داشته اند، به همين علت اکنون مسئولان دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي در حال تحقيق و بررسي براي يافتن علت حادثه هستند. علاوه بر اين اتاق عمل قلب اين بيمارستان از بيست و دوم شهريور بسته شده و تا زماني که علت عفونت مشخص نشود، امکان شروع به کار اين بخش وجود ندارد.
بنابراين کارشناسان اکنون مشغول بررسي عواملي مانند وضع اتاق عمل و تجهيزات اين بخش هستند تا مشخص شود عامل حادثه خطاي انساني بوده يا نه؟
به گفته آقاجاني اين ماجرا سبب مرگ هيچ بيماري نشده و افرادي که به دليل عفونت بستري شده اند، تحت درمان هستند. فرزند يکي از بيماراني که در اين بيمارستان به دليل عفونت بيمارستاني بستري شده به فارس گفته است: حدود دو هفته پيش مادرم به اين بيمارستان آمد تا عمل جراحي قلب انجام دهد، عمل جراحي قلب خوب بود و مشکلي نداشت، اما بعد از عمل جراحي دچار عفونت بيمارستاني شديد در ناحيه قفسه سينه شده است.
آقاجاني در اين باره عنوان مي کند: علت کم بينا شدن يکي از بيماران اين بيمارستان عفونت بيمارستاني نيست، به احتمال زياد اين بيمار بعد از عمل جراحي به دليل مشکل عروق مغزي دچار اين مشکل شده است.

نبود نظام ثبت عفونت بيمارستاني
نکته اي که سبب شده وضع عفونت هاي بيمارستاني در کشور همچنان حل نشده باقي بماند اين است که تاکنون نظام ثبت عفونت بيمارستاني ايجاد نشده، بنابراين آماري از ميزان شيوع عفونت بيمارستاني در کشور وجود ندارد.
معاون درمان وزير بهداشت با بيان اين که به طور ميانگين در دنيا 3 تا 5 درصد بيماران بستري در بيمارستان به عفونت بيمارستاني مبتلامي شوند، مي افزايد چون در کشورمان نظام ثبت عفونت بيمارستاني وجود ندارد، نمي توان در اين باره آماري ارائه کرد.
عبدالرحمان رستميان، نايب رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس نيز با بيان اين که 50 درصد اين عفونت ها قابل پيشگيري است، آمار ديگري از ميزان شيوع عفونت ها ارائه کرده و به جام جم مي گويد: در مجامع بين المللي به طور ميانگين ميزان شيوع عفونت بيمارستاني بين 5 تا 25 درصد گزارش شده، اما در کشورمان برخي مسئولان آن را بيشتر از 10 درصد گزارش کرده اند.
رستميان ادامه مي دهد: براي کاهش اين آمار بيمارستان ها بايد سطح مراقبت ها را بالاتر ببرند براي نمونه پرسنل بايد به شست وشوي دست هايشان بيشتر دقت کرده و هنگام کار گذاشتن وسايلي مانند سوند. براي بيمار نکات لازم را رعايت کنند. افزون بر اين کميته کنترل عفونت ها در هر بيمارستاني بايد اين مساله را رصد کرده و در بخشي مانند مراقبت هاي ويژه که بيماران معمولاضعيف تر هستند، کنترل دقيق تري داشته باشند.
افزون بر اين همراه هاي بيمار نيز بايد نکات بهداشتي را رعايت کنند تا بيمار به عفونت بيمارستاني مبتلانشود براي نمونه ملاقات کننده ها نبايد براي هر بيماري گل ببرند.
اين در حالي است که بيمارستان ها با توجه به کمبود نيرويي که دارند بايد شرايط بهتري براي همراهان بيمار مهيا کنند، زيرا در برخي بيمارستان ها همراهان بيماران روي زمين يا در کنار بيمار استراحت مي کنند.
به گفته رستميان، مصرف بي رويه آنتي بيوتيک ها نيز علت ديگر شايع شدن عفونت هاي بيمارستاني است، زيرا بدن برخي بيماران نسبت به آنتي بيوتيک ها مقاوم شده است. اين در حالي است که بايد تاکيد کرد شيوع عفونت هاي بيمارستاني سبب شده طول درمان بيماران بيشتر شده و افراد و دولت ناچارند هزينه بيشتري به بخش درمان اختصاص دهند.
نکته اينجاست که اطلاع رساني درباره مسائلي مانند خطاهاي پزشکي يا شيوع عفونت هاي بيمارستاني نيز مي تواند به ارائه راهکارهاي لازم براي برخورد با اين مشکلات کمک کند، بنابراين مسئولان بايد در اين خصوص با رسانه ها بيشتر همکاري کنند.
احمد آريايي نژاد، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس نيز در اين باره به جام جم مي گويد: مشکل اساسي ما نبود وجدان کاري در افراد است چون وقتي نظارت بر آنها کم مي شود، خطاهايشان افزايش پيدا مي کند.
مراد هاشم زهي، عضو ديگر کميسيون بهداشت و درمان مجلس نيز در گفت وگو با جام جم مي افزايد: مسائل مختلفي در شيوع عفونت هاي بيمارستاني دخيل است، براي نمونه مسائل بهداشتي بيمارستان و خود بيمار و سهل انگاري پرسنل بي تاثير نيست. البته عفونت در اکثر درمان ها و عمل هاي جراحي به عنوان فاکتوري مزاحم وجود دارد، اما نکته اينجاست که اين فاکتور بايد به حداقل برسد.

عفونت هاي بيمارستاني چيست؟
مسعود مرداني، متخصص بيماري هاي عفوني درباره عفونت هاي بيمارستاني به جام جم مي گويد: عفونت بيمارستاني به عفونت هايي گفته مي شود که بيمار در بدو ورود به بيمارستان به آنها مبتلانيست، اما پس از 24 يا 48 ساعت بعد از ورود به بيمارستان به آن مبتلامي شود.
به گفته وي، عفونت هاي بيمارستاني در بخش مراقبت هاي ويژه مانند آي سي يو براي بيماران خطرناک تر است و معمولادر بيماراني که عفونت با نشانه اي مانند سينه پهلو خود را نشان مي دهد با خطر بالاي مرگ و مير همراه است.
مرداني ادامه مي دهد: در سال تعداد زيادي از بخش هاي بيمارستان ها به دليل شيوع عفونت هاي بيمارستاني تعطيل شده و بعد از رفع مشکل دوباره شروع به کار مي کند.
وي ادامه مي دهد: حدود 2 تا 3 درصد کل عفونت هايي که بيماران در بيمارستان به آن مبتلامي شوند عفونت هاي بيمارستاني است. براي نمونه در آمريکا سالانه 88 هزار نفر به دليل عفونت هاي بيمارستاني جان خود را از دست مي دهند.
به گفته وي، توجه نکردن پرسنل بيمارستان ها به شستشوي مکرر دست ها و ضدعفوني نکردن بخش ها و اتاق هاي عمل و استفاده بي رويه از آنتي بيوتيک ها از عوامل موثر در بالارفتن آمار عفونت هاي بيمارستاني است.

مگس‌های سفید مهمانان ناخوانده پایتخت

هوای آلوده، آب آلوده، سبزیجات آلوده، مدیریت نشدن زباله‌های بیمارستانی و آلودگی صوتی تمام مشکلات زیست‌محیطی پایتخت‌نشینان نیست، این روزها طغیان آفتی که از آن به عنوان مگس سفید یاد می‌کنند نیز برای شهروندان مشکل‌ساز شده تا آنجا که امیرعباس مشهدی‌‏احمدی، رئیس اداره محیط‌ زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط‌ زیست استان تهران در گفت‌وگو با جام‌جم از تماس روزانه حدود 150 پایتخت‌نشین با این سازمان خبر داده که دغدغه جدیدی به نام مگس‌های سفید ذهن‌شان را به خود مشغول کرده است.

  احمدی اظهار می‌کند: مرجع رسیدگی به این مشکل شهرداری است، اما چون شهروندان زیادی در این باره با ما تماس می‌گیرند ما نامه‌ای به شهردار نوشتیم تا به این مشکل رسیدگی کند، زیرا در تهران شهرداری و اداره بهداشت استان باید به این مشکل رسیدگی کنند. به گفته وی چنانچه این دستگاه‌ها به این مشکل رسیدگی نکنند موضوع از طریق ریاست سازمان حفاظت محیط‌زیست به وزارت کشور ابلاغ خواهد شد.

این در حالی است که رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر نیز روز گذشته در این باره به خبرگزاری میزان گفته بود وجود مگس سفید در تهران بی‌سابقه است و این حشره موجب ابتلای شهروندان به مشکلات تنفسی می‌‌شود، بنابراین بهتر است شهروندان در مناطقی که این حشرات وجود دارد، از ماسک‌های معمولی استفاده کنند.

افزون بر این محمدرضا شیرزادی، رئیس اداره بیماری‌های مشترک بین انسان و دام نیز در این باره اظهارنظر کرده و یادآور شد: مگس سفید ناقل بیماری نیست، بنابراین تهرانی‌ها نباید در این زمینه نگرانی داشته باشند. به گفته او به همین علت نیازی به بررسی این موضوع از سوی کارشناسان این اداره نیست.

محمد شاعری، رئیس ستاد محیط‌زیست شهر تهران نیز درباره اقدامات شهرداری برای مقابله با مگس‌های سفید به جام‌جم می‌گوید: با کاهش و رسیدن دما به زیر 10 درجه این حشرات به خواب زمستانی می‌روند، با این حال چون استفاده از سموم در محیط‌های شهری مناسب نیست قرار است درختان آلوده با آب شسته شده و شاخه‌های آلوده نیز بریده شوند.

این در حالی است که به اعتقاد کارشناسان چنین مشکلاتی به دلیل فعالیت بی‌ضابطه و نبود نظارت دقیق بر عملکرد کشاورزان حاشیه کلانشهرها، فعالیت و گسترش مراکزی مانند گلخانه‌های درون شهر و رعایت نکردن اصول استفاده از سموم و آفت‌کش‌ها در محیط‌های شهری است، زیرا استفاده افراطی از آفت‌کش‌ها سبب شده دشمن طبیعی این حشرات از بین بروند، علاوه بر این برخی نیز مدیریت نشدن درست پسماند‌ها را سبب بروز چنین مشکلاتی می‌دانند، نکته اینجاست که با توجه به اهمیت فضای سبز و کمبود چنین مناطقی در کلانشهری مانند تهران، مسئولان شهرداری باید آ‌ن‌قدر در این خصوص آمادگی داشته باشند که چنین آفاتی به یکباره طغیان نکرده و فضای سبز شهری را با چالش روبه‌رو نکند. بنابراین علت طغیان این حشرات باید به صورت علمی بررسی شده و با اطلاع‌رسانی بموقع نتایج آن در اختیار شهروندان قرار گیرد تا وقوع چنین مشکلاتی دغدغه‌های پایتخت‌نشینان را بیشتر نکند.

افت کیفی در تحصیلات تکمیلی

پایان‌نامه‌هایی که کپی می‌شود، رساله‌هایی که در کتابخانه‌ها خاک می‌خورد، دکترها و کارشناس ارشد‌هایی که در بازار کار تازه متوجه می‌شوند چیزی برای ارائه ندارند.

اینها برخی از نکاتی است که با توجه به آن می توان به وضع نامناسب آموزش عالی کشور پی برد، زیرا اکنون مسئولان این مراکز به فکر گسترش کمی هستند و به همین علت حدود 2500 دانشگاه در کشور داریم که به اعتقاد کارشناسان کیفیت پایین آموزش در آنها مشکل ساز شده است، در نتیجه کمتر ارگان یا سازمانی حاضر است تحقیقات و پژوهش های خود را به این مراکز بسپارد یا برخی از سیاست های دانشگاه های کشور با سیاست های کلی نظام همخوانی ندارد و به همین دلیل امروزه بیکاری فارغ التحصیلان در مقاطع عالی فقط یکی از مشکلات کشور است.

4.5 میلیون نفر جمعیت دانشجویان کشور است، در این میان 675 هزار نفر در مقطع ارشد و دکتری مشغول تحصیل هستند و سالانه حدود 26درصد نیز به جمعیت آنها افزوده می شود، در حالی که این افراد پس از فارغ التحصیلی با مشکلاتی مانند بیکاری و ضعف در آموزش رو به رو هستند. برنامه مناظره روز گذشته به همین منظور روی آنتن رفت.

«به نظر شما انگیزه جوانان برای گرفتن کارشناسی ارشد و دکتری چیست؟» این موضوع، پرسش برنامه مناظره روز گذشته بود که برای پاسخ به آن شرکت کنندگان باید یکی از دو گزینه، «افزایش احتمال استخدام و درآمد بیشتر» و «کمک به شناخت و حل مشکلات کشور» را انتخاب می کردند. در پایان این برنامه حدود 93 درصد شرکت کنندگان به گزینه اول رای دادند.

علی آهون منش، رئیس اتحادیه دانشگاه های غیرانتفاعی کشور؛ مهدی سیدی، رئیس کارگروه نخبگان و دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ حبیب الله طباطبائیان، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی؛ مجتبی علوی فاضل، معاون سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی و یدالله مهرعلیزاده، استاد دانشگاه چمران و رئیس انجمن علمی آموزش عالی ایران مهمان برنامه مناظره بودند.

علی آهون منش در این برنامه اظهار کرد: برای پاسخ به این که توسعه تحصیلات تکمیلی به نفع کشور بوده یا نه باید به اسنادی مانند سند چشم انداز و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی توجه کرد.

وی با بیان این که بی شک در کمیت آموزش عالی مسیر مناسبی طی کرده ایم، افزود: از 157 هزار دانشجو حدود 33 سال پیش به جمعیت چهار میلیون دانشجو رسیده ایم، یعنی 28 برابر رشد کمی داشتیم، این درحالی است که در دنیا این رشد 6.5 برابر بوده است اما در کیفیت تحصیلات تکمیلی قطعا دچار مشکل بوده و به اهداف خود نرسیده ایم.

به گفته وی، اکنون پردیس هایی در حال شکل گیری است که کیفیت آموزش های عالی آنها مناسب نیست و باید در برنامه ششم به آن توجه کرد.

آموزش دانشجویان با توجه به نیاز کشور

مهدی سیدی، رئیس کارگروه نخبگان و دبیرخانه شواری عالی انقلاب فرهنگی نیز در این برنامه بیان کرد: توسعه آموزش عالی بخشی از توسعه اقتصادی اجتماعی کشور است و باید دید این توسعه در کشور همگام و همراه با توسعه اقتصادی اجتماعی کشور بوده است یا نه. افزون بر این باید مشخص کرد چه تعداد دانشجو داشته باشیم تا مناسب کشور باشد.

وی افزود: باید به اشتغال دانشجویان توجه کنیم و آینده فارغ التحصیلان را نیز در نظر گرفت، نکته اینجاست که در این مدت دیگر برنامه ها با آموزش عالی همگام نبود و به همین دلیل به کشور آسیب وارد شده و اگر روند به همین شکل باشد مشکلات بیشتری به وجود می آید.

به گفته وی باید براساس نیاز ها و آمایش سرزمین، جوانان را تربیت کرد تا بتوان نیازهای کشور را رفع کرد.

حبیب الله طباطبائیان، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی مهمان دیگر برنامه مناظره بود، وی با بیان این که گسترش آموزش عالی از دستاورهای انقلاب اسلامی است، ابراز کرد: به نظرم کیفیت این مراکز نیز در حد قابل قبولی است، زیرا تربیت فارغ التحصیل در هوا فضا و هسته ای دستاورد انقلاب است، البته با مشکلاتی رو به رو هستیم چون در دو دهه آن را گسترش داده ایم.

وی یادآور شد: مشکل افت کیفی و اشتغال بخشی ریشه در آموزش دارد اما بخشی نیز خارج از این حوزه است.

تعداد بالای دانشگاه های کشور

دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرد: درصد دانش آموختگان کشور نسبت به کشورهای دیگر پایین است. امسال حدود 250 هزار صندلی خالی در دانشگاه ها داریم؛ این نشان می دهد ظرفیت مراکز مناسب است، اما مشکل اینجاست که این ظرفیت درست هدایت نمی شود.

وی یادآور شد: برای نمونه انگلیس حدود سه میلیون و 800 هزار دانشجو دارد، اما تعداد دانشگاه آنها کمتر از 150 دانشگاه است، ولی ما در کشورمان حدود 2500 دانشگاه داریم.

مجتبی علوی فاضل، معاون سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی نیز در برنامه مناظره بیان کرد: به نظرم دانشگاه باید به عنوان حقوق اجتماعی افراد دیده شود. انقلاب فرهنگی در کشور ما حرکتی رو به جلوست که دانشگاه ها پیشرو آن بوده اند، درواقع نباید انتظار داشت دانشگاه رشد خود را کاهش دهد؛ این مساله نباید با بحث اشتغال گره زده شود.

علوی فاضل تصریح کرد: باید پرسید اکنون برای دیپلمه ها شغل کافی داریم یا تحصیل نکردن برای کشور مفید است. نکته اینجاست که افزایش جمعیت در دهه 50 و 60 مشکل اشتغال را ایجاد کرده است.

معاون سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی ادامه داد: امسال در دانشگاه های دولتی 950 هزار نفر متقاضی کارشناسی ارشد بودند که حدود 115 هزار نفر پاسخ گرفتند. در دکتری نیز 240 هزار نفر متقاضی بودند، اما 11 هزار نفر قبول شدند. این در حالی است که پاسخ ندادن به چنین تقاضاهایی سبب خروج افراد و ارز از کشور شده و امیدوار نبودن به آینده را گسترش می دهد.

علوی فاضل تاکید کرد: اکنون شرایط به گونه ای است که فردی که کارشناسی ارشد دارد، حاضر است با لیسانس نیز کار کند، بنابراین می توان گفت بحث اشتغال با تحصیلات تکمیلی مرتبط نیست.

یدالله مهرعلیزاده، استاد دانشگاه چمران و رئیس انجمن علمی آموزش عالی ایران نیز با اشاره به این که نمی توان براساس آمار و عدد این موضوع را تحلیل کرد، ابراز کرد: یادگیری حق طبیعی انسان هاست.

برای حل چالش آموزش عالی کشور، سیاستگذاران باید به آن ورود کنند، زیرا این مساله مشکلات زیادی برای نظام به همراه دارد.

مهرعلیزاده اظهار کرد: در اقتصادی زندگی می کنیم که با محدودیت منابع مواجه است، بنابراین باید تخصیص منابع صحیح صورت بگیرد؛ به این شکل بحث اولویت مطرح شده و باید سیاستگذاری در این حوزه به شکلی باشد تا افراد از مزایای این دوره ها برخوردار شوند.

به گفته وی، بحث های زیرساختی در آموزش عالی مشکل ساز شده است. وی ادامه داد: از سال 80 به بعد تقاضاها برای آموزش عالی افزایش پیدا کرده است، در چنین شرایطی نمی توان همه تقاضاها را پاسخ داد. آموزش عالی کشور نتوانسته خودش را با سند و چشم انداز همراه کند؛ زیرا 50 درصد فعالیت آنها با این اهداف انطباق ندارد.

به گفته وی، از سال 84 تا 92 وضع بیکاری افراد از مقاطعی مانند ابتدایی و دیپلم به سمت لیسانس و بالاتر رفته است.

با توجه به نظر کارشناسان حاضر در برنامه مناظره باید نسبت به عواقب کیفیت پایین مراکز آموزش عالی در کشور هشدار داد؛ زیرا به این شکل متخصصانی در کشور پرورش می​یابند که علاوه بر این که قادر نیستند گرهی از مشکلات کشور باز کنند، به علت بالا رفتن توقعات راضی به اشتغال در هر پستی نبوده به همین علت به خود و جامعه نیز هزینه هایی تحمیل می کنند.

مافياي عتيقه در كشور ريشه مي دواند

بي توجهي مسئولان به ميراث فرهنگي زمينه را براي فعاليت باندهاي تبهکار قاچاق عتيقه هموار کرده است.شرايط آشفته نگهداري از ميراث فرهنگي کشور براي گروهي خاص حکم آب گل آلود را پيدا کرده است، چون به اعتقاد برخي کارشناسان حوزه ميراث فرهنگي، گردانندگان باندهاي تبهکار قاچاق عتيقه از افراد ساده لوحي که به دنبال گنج هستند نهايت استفاده را مي برند. به اين شکل که آنها اشياي عتيقه را به پايين ترين قيمت از گنج ياب هاي خرده پا خريده و در بورس عتيقه کشورهايي مانند انگلستان، فرانسه و آمريکا به مبالغ هنگفت مي فروشند.
اردشير اروجي، مديرکل سابق دفتر برنامه ريزي، آمار و اطلاعات سازمان ميراث فرهنگي به جام جم مي گويد: افرادي نيز بالادست گنج ياب ها هستند. آنها با مطالعاتي که دارند سرنخ هاي خوبي از آثار عتيقه به دست مي آورند، بعد از اين مرحله آنها افراد زير دست خود را دنبال گنج فرستاده و در نهايت اين اشيا را به خارج از کشور منتقل مي کنند.
به گفته وي، باندهاي تبهکار سرنخ هاي خيلي خوبي از محل دفن اشياي عتيقه داشته و با اجير کردن افراد ساده لوح پول هنگفتي به جيب مي زنند.
يکي از اعضاي فراکسيون ميراث فرهنگي و گردشگري مجلس نيز دراين باره به جام جم مي گويد: مي توان گفت مافيايي دراين حوزه وجود دارد چون تخلفات سيستماتيک سازماندهي لازم دارد، بنابراين مي توان گفت مافياي قاچاق عتيقه در کشور وجود دارد.
مديرکل سابق دفتر برنامه ريزي، آمار و اطلاعات سازمان ميراث فرهنگي درباره مقصد عتيقه هاي خارج شده از کشور ياد آور مي شود: کنوانسيون بين المللي درباره اشياي تاريخي وجود دارد که براساس آن کشورهاي عضو بايد اشياي تاريخي را به کشور مقصد برگردانند.
کشورمان يکي از اعضاي اين کنوانسيون است، به همين دليل اشياي عتيقه اي را که در زمان جنگ عراق و کويت به کشورمان قاچاق شده بود به کشور کويت برگرداند، افزون براين اشياي زيادي نيز تا به حال به کشور افغانستان تحويل داده شده است.
نکته اينجاست که بسياري از کشورها در اين کنوانسيون عضو نيستند يا به وظيفه خود بدرستي عمل نمي کنند جالب است بدانيد بورس اشياي عتيقه در انگلستان، فرانسه و آمريکا فعال است و اين کشورها تاکنون در اين کنوانسيون عضو نشده اند، به همين دليل قاچاقچيان عتيقه سعي مي کنند اشياي کشف شده در حفاري هاي غير مجاز را به اين کشورها قاچاق کرده و آنها را بفروشند. بايد تاکيد کرد رساندن اشياي عتيقه به اين کشورها فقط از عهده باندهاي سازمان يافته برمي آيد.

کوتاهي مسئولان
يکي از مسائلي که سبب شده باندهاي تبهکار قاچاق عتيقه در کشورمان فعال شوند، همکاري نکردن سازمان ها و ارگان هاي مختلف با يکديگر است. براي نمونه بحث برخورد با شرکت هاي سازنده فلزياب براي اولين بار حدود 12 سال پيش مطرح شد. آن زمان عده اي مخالف فلزياب ها بودند، اما برخي نيز ادعا مي کردند از اين ابزار در دامپروري و معدن استفاده مي شود، بنابراين مصوبه اي در هيات دولت تصويب شد و بر اساس آن شرکت هاي سازنده موظف شدند براي تبليغات اين وسيله با سازمان ميراث فرهنگي همکاري کنند، علاوه براين شرکت توليد کننده فلزياب براساس اين مصوبه بايد مشتريان خود را به سازمان ميراث فرهنگي معرفي کنند تا اين سازمان نياز شخص متقاضي فلزياب را سنجيده و شماره سريال دستگاه فلزياب نيز در سازمان ميراث فرهنگي ثبت و ضبط شود.
اروجي يادآور مي شود: اما نکته اينجاست که براساس اين مصوبه عمل نشده است، چون مشکلات زيادي در اين حوزه ايجاد شده و به نظر مي رسد در اين ميان شرکت سازنده در معرفي افراد به سازمان ميراث کوتاهي کرده و سازمان ميراث فرهنگي نيز پيگير اين ماجرا نبوده است. افزون براين بايد گفت نيروي انتظامي نيز در برخورد با اين موضوع ضعف نشان داده است. اين درحالي است که بايد تاکيد کرد سازمان ميراث فرهنگي از سيستم حفاظتي منسجمي نيز برخوردار نيست، زيرا مخبر هاي اين سازمان آن طور که بايد و شايد فعال نيستند.
مديرکل سابق دفتر برنامه ريزي، آمار و اطلاعات سازمان ميراث فرهنگي يادآور مي شود: سازمان بايد تعداد زيادي مخبر آموزش ديده داشته باشد تا بموقع سازمان را در جريان حفاري هاي غير مجاز قرار دهند، اما اين روزها مخبرها فعال نيستند و خبرها به سازمان ميراث فرهنگي نمي رسد.
اروجي در باره اين که فعاليت گنج ياب ها در کدام استان ها بيشتر است، ابراز مي کند: اين افراد در اکثر استان ها فعاليت مي کنند؛ براي نمونه دراطراف تهران مي توان به طالقان و حومه دماوند اشاره کرد.

مشوق ها ناچيز است
به نظر مي رسد مسئولان بايد براي ماموران يگان حفاظت ميراث فرهنگي و شهرونداني که پرده از فعاليت باندهاي قاچاق عتيقه برمي دارند، مشوق هاي بيشتري در نظر بگيرد، زيرا اين روزها اگر شخصي شيء عتيقه اي را کشف و به سازمان ميراث فرهنگي تحويل دهد براحتي پاداش نمي گيرد.
اروجي در اين باره عنوان مي کند: در برنامه پنجساله سوم موضوع تشويقي را گنجانديم به اين شکل که از حسابي که جريمه قاچاقچيان عتيقه به آن واريز مي شود، افرادي که به کشف اشياي عتيقه کمک کنند، تشويق مي شوند.
اکنون اگر شخصي شيء عتيقه اي را پيدا کرده و در زمان مشخصي آن را به ميراث فرهنگي تحويل دهد، کارشناسان شيء را بررسي کرده و اگر تقلبي نباشد سهم تشويقي به فرد تعلق مي گيرد، اما نکته اينجاست مبلغي که به عنوان تشويقي به شخص تعلق مي گيرد با پيشنهاد هاي قاچاقچيان عتيقه قابل مقايسه نيست به همين دليل مسئولان بايد راهکاري براي تشويق بيشتر شهروندان در نظر بگيرند.
نکته ديگري که در اين بين بايد به آن توجه کرد وجود اشياي تقلبي عتيقه در کشور است، بايد گفت رسيدگي به پرونده هايي که اشياي عتيقه تقلبي در دادسراها تشکيل مي دهد هرسال بخش زيادي از توان پليس و دادسراها را به خود اختصاص مي دهد، به همين دليل براساس قانون اشياي تقلبي پس از کشف بايد معدوم شود.

بی‌قانونی،‌ بیل و کلنگی ‌در دست گنج‌یاب‌ها

دنبال زیرخاکی رفتن این روزها آسان‌تر از ترمیم دیوار فرسوده هر خانه‌ای است، زیرا ماموران شهرداری با دیدن ‌آثار ساخت و ساز آنقدر پیگیر ماجرا می‌شوند که بسیاری از شهروندان از خیر ترمیم خانه فرسوده خود می‌گذرند، اما در مقابل افرادی که با بیل و کلنگ‌ به جان میراث فرهنگی کشور افتاده‌اند آنقدر خیالشان راحت است که شبانه‌روزی و خانوادگی مناطق باستانی کشور را شخم می‌زنند تا آنجا که برخی این مناطق را به میدان مین تشبیه کرده و می‌گویند هنگام عبور از این مناطق باید مراقب بود درون چاله‌های بی‌شماری که در آرزوی یافتن گنج حفر شده، نیفتاد.

 نکته اینجاست که شرایط برای به دنبال گنج رفتن و تخریب آثار باستانی کشور این روزها آنقدر مهیاست که خیلی‌ها ویران کردن مناطق باستانی کشور را ارزش دانسته و برای چنین کارهایی تورهای گردشگری برگزار می‌کنند.

نادر یکی از هزاران افرادی است که در آرزوی گنج، مناطق زیادی را با کلنگ و بیل زیر و رو کرده است. او که در یکی از شهرهای شمالی کشور زندگی می‌کند، در این‌باره می‌گوید: مناطق قدیمی زیادی در اطراف شهر ما وجود دارد، خیلی‌ها اینجا گنج پیدا کرده و یک‌شبه پولدار شده‌اند، یکی از دوستان خودم دو تا کوزه قدیمی پیدا کرد که پر از نقره بود. می‌دانید که سکه به مرور زمان به اکسیژن واکنش نشان داده و به گرد تبدیل می‌شود، به همین دلیل کوزه‌ها پر از گرد نقره بود.

نادر که سی ساله است، ادعا می‌کند 15 نفر از دوستانش نیز مانند او به دنبال پیدا کردن گنج هستند. مرد جوان ادامه می‌دهد: بعد از پیدا کردن زیرخاکی ما آنها را به واسطه‌هایی که بیشتر از یزد، اصفهان و تهران به اینجا می‌آیند، می‌فروشیم. به گفته او دلال‌های اشیای عتیقه حدود نیم تا یک درصد کمیسیون دریافت می‌کنند.

ابزار لازم

افرادی مانند نادر وقتی به دنبال گنج می‌روند به ابزار زیادی نیاز ندارند، بیل، کلنگ و چراغ قوه در بساط همگی آنها پیدا می‌شود، اما در این میان بردن دستگاه فلزیاب به محل دفن زیرخاکی فقط کمی برای آنها زحمت دارد. نادر دراین باره می‌گوید:براحتی می‌توان یک فلزیاب خرید. فقط باید پول داشته باشی. آن وقت فروشنده برای این‌که کارت بیخ پیدا نکند یک جواز جعلی معدن هم به عنوان اشانتیون به تو می‌دهد تا هر وقت پلیس گیر داد آن را ارائه دهید.

مردجوان ادامه می‌دهد: آنهایی هم که پول خرید فلزیاب ندارند آن را اجاره می‌کنند. در این مواقع اگر صاحب فلزیاب از کار شما مطمئن باشد یعنی بداند که گنج‌یاب حرفه‌ای هستید سهمی از اشیای عتیقه را به عنوان کرایه دستگاهش در نظر می‌گیرد، اما اگر تازه کار باشید باید از قبل به حسابش پول بریزید، آنها معمولا برای بررسی هر محل با توجه به ارزش دستگاهشان حدود یک میلیون تومان می‌گیرند.

نادر از جواب دادن به این پرسش که تاکنون چه اشیایی پیدا کرده، طفره می‌رود و درباره این‌که تا به حال پلیس دستگیرش کرده یا نه با صراحت می‌گوید: تا به حال پیش نیامده دستگیر شوم، اما یکبار که برای پیداکردن گنج به یک امامزاده رفته بودیم ماموران پلیس به آنجا آمدند ما هم مخفی شدیم و بعداز رفتن آنها کارمان را شروع کردیم.

به گفته مرد جوان بجز محل‌هایی که سازمان میراث فرهنگی آنجا را مشخص کرده و سیم خار‌دار و نگهبان دارد به دنبال گنج رفتن در دیگر مناطق کم خطر است. او درباره شرایط عجیب روستایی در نزدیکی سمنان می‌گوید: یکبار برای پیدا کردن زیرخاکی به این روستا رفتم. اهالی آنجا خیلی عادی شب و روز به دنبال گنج هستند، جالب اینجاست که آنها با زن و بچه خود به حفاری رفته و هنگام دیدن به یکدیگر خسته نباشید، می‌گویند. اینجا مناطقی هست که الان بیشتر شبیه میدان مین است، چون گنج‌یاب‌ها چاله‌های زیادی کنده‌اند.

جبار کوچکی‌نژاد، رئیس فراکسیون میراث فرهنگی و گردشگری مجلس نیز درباره افزایش یا کاهش فعالیت گنج‌یاب‌ها در کشور به جام‌جم می‌گوید: تا آنجا که به یاد دارم این مساله همیشه وجود داشته، اما افزایش فعالیت گنج‌یاب‌ها را مشاهده نکرده‌ام.

او درباره کیفیت فعالیت یگان حفاظت میراث فرهنگی در حفاظت از آثار باستانی کشور ادامه می‌دهد: این یگان با کمبودهایی روبه‌رو است، اما با وجود همه این مشکلات فعالیت مناسبی دارد.

نماینده استان گیلان درباره بیشترین استان‌های درگیر در این حوزه بیان می‌کند: آمار مشخصی در این باره نداریم، اما در استان گیلان این فعالیت‌ها به حداقل رسیده است.

همیشه شانس نمی‌آورند

بیشتر کارشناسان براین باورند که وقتی قدرت اقتصادی اعضای جامعه‌ای کاهش پیدا کرده و نیروی جوان آن از نبود شغل و درآمد رنج ببرد، خیالبافی و به دنبال گنج رفتن دربین آنها رواج پیدا می‌کند، اما نکته اینجاست که بسیاری ازاین افراد در آرزوی یافتن گنج اندک اندوخته خود را نیز از دست می‌دهند. نادر در این‌باره می‌گوید: پدر یکی از دوستانم فرش فروشی داشت، اما در آرزوی یافتن گنج مغازه‌اش را فروخت تا فلزیاب بخرد، اما تاکنون نتوانسته چیز باارزشی پیدا کند، خیلی از آنهایی که دنبال گنج هستند و من آنها را می‌شناسم زن و بچه دارند، ولی با این حال خطر می‌کنند.

کارن خانلری، عضو فراکسیون گردشگری و تاریخ مجلس نیز با بیان این که هر وقت شرایط اقتصادی مردم بد شود، گروه بیشتری به دنبال گنج می‌روند به جام‌جم می‌گوید: در برخی مواقع این افراد موفق به کشف اشیای باستانی می‌شوند، اما این یافته‌ها ثروت ملی است، به همین دلیل باید شرایط برای فعالیت آنها سخت شود.

خانلری ادامه می‌دهد: برای کنترل این مساله باید در قوانین بازنگری شود، چون اکنون خلأ قانونی در این حوزه سبب شده ثروت ملی به تاراج برود. برای نمونه اکنون شرکت‌های تولید فلزیاب آگهی فروش فلزیاب یا تورهای گنج‌یابی می‌دهند، بنابراین می‌توان گفت برخورد قانونی با این شرکت‌ها صورت نمی‌گیرد، به همین دلیل افراد زیادی در رویای یافتن گنج، آثار باستانی کشور را تخریب می‌کنند.

نادر درباره ارزشگذاری اشیای کشف شده می‌گوید: خیلی مشخص نیست چون افرادی که این وسایل را پیدا می‌کنند، معمولا اطلاعات دقیقی از ارزش آنها ندارند، برای مثال چند سال پیش یک نفر به‌اندازه یک وانت‌بار ظرف و ظروف قدیمی پیدا کرده بود. او آنها را حدود پنج میلیون تومان فروخت.

گنج‌یابی آنلاین یا با کمک جادو

تعدادی از گنج‌یاب‌ها نیز که فلزیاب یا نقشه در اختیار ندارند، برای پیدا کردن دقیق محل دفینه‌ها دست به دامن رمال‌ها می‌شوند. علیرضا یکی دیگر از جوانانی است که در آرزوی یافتن گنج روز‌هایش را به شب می‌رساند. وی در این‌باره یادآور می‌شود: یکبار پیش یکی از این رمال‌ها رفتم. او نوشته‌ای به من داد و گفت هنگام روز به محلی که فکر می‌کنم گنج آنجاست بروم و عود روشن کنم بعد متن نوشته را در عمق یک وجبی زمین دفن کرده و وردی را 26 بار بخوانم، سپس رو به غرب دراز کشیده و گوش خودرا به زمین بچسبانم تا صدایی راهنماییم کند.

علیرضا ادامه می‌دهد: چند بار این کار را کردم، اما صدایی نشنیدم به همین علت اعتقادی به کمک رمال‌ها ندارم.

واقعیت اینجاست که گنج‌یابی بازار کار را برای برخی شیادان گرم کرده تا آنجا که برخی‌ها در سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف به فروش جزوه، کتاب و مشاوره آنلاین می‌پردازند. به عنوان خریدار با یکی از این فروشندگان آنلاین تماس گرفتیم و او ادعا کرد یک جزوه 350 برگی را گردآوری کرده و آن را به قیمت 200 هزار تومان می‌فروشد.

فروشنده آنلاین درباره جزئیات جزوه‌اش ادامه داد علائم گنج‌یابی و نکات زیادی در این جزوه گنجانده شده و می‌تواند آن را به‌وسیله پست یا به صورت حضوری تحویل دهد. جالب اینجاست که اگر از او بپرسید این جزوه به او برای یافتن گنج کمک کرده یا نه، جواب می‌دهد: من تا به حال دنبال گنج نرفته‌ام، فقط به متقاضیان مشاوره می‌دهم.

یکی از روش‌های مشاوره این فروشنده آنلاین کتاب و جزوه گنج‌یابی به این شکل است که باید از منطقه‌ای که گمان می‌رود گنج در آنجا وجود دارد عکس گرفته و برای او ایمیل کنید تا آقای کارشناس آنلاین به شما مشاوره بدهد. نکته اینجاست که اگر از آقای فروشنده جزوه بخرید مشاوره برای شما رایگان است وگرنه بعد از دیدن عکس‌ها به شما قیمت مشاوره را می‌گوید.

باتوجه به این‌که نبود شغل، آموزش، درآمد، امکانات تفریحی و نبود نظارت دقیق بر مناطق باستانی سبب شده جوانان زیادی در آرزوی یافتن گنج فریب افراد فرصت طلب را بخورند، باید از مسئولان خواست راهکار مناسبی برای رفع نیازهای اولیه جوانان بیندیشند تا تبهکاران با سوء‌استفاده از نیاز این افراد مقدمات تخریب میراث فرهنگی کشور را فراهم نکنند.

یک روز برای 50 یوز

دست‌کم 13 سال از زمانی که کارشناسان برای اولین بار نسبت به وضع بحرانی یوزپلنگ‌های آسیایی هشدار دادند و سازمان‌های بین‌المللی برای رفع این مشکل پیشقدم شدند می‌گذرد.

 آن زمان تعداد این گونه جانوری در کشورمان کمتر از 30 قلاده برآورد می‌شد، اما با گذشت چند سال از شروع به کار پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و براساس آماری که سال 92 اعلام شد، اکنون حدود 50 قلاده یوز در کشورمان وجود دارد. نکته امیدوارکننده این است که در سه ماه گذشته 44 مورد مشاهده یوز از سوی دوربین‌های تله‌ای و محیط‌بانان ثبت‌شده که در تعدادی از آنها یوزهای ماده همراه توله‌هایشان دیده شده‌اند. به همین دلیل می‌توان امیدوار بود زادآوری این گونه هنوز در کشورمان مختل نشده است.

هرچند به صورت رسمی در تقویم ثبت نشده، اما امروز روز ملی یوزپلنگ آسیایی است و به همین مناسبت قرار است مراسمی در سازمان محیط زیست برگزار شود. برخلاف چند سال گذشته امسال این مراسم به میزبانی برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) و شریک پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی برگزار می‌شود و از سفرا، مسئولان، نمایندگان مجلس و نمایندگان سازمان‌های مردم نهاد برای حضور در این مراسم دعوت شده تا تاکید شود هر چند یوز آسیایی فقط در ایران وجود دارد، اما نگهداری از آن وظیفه همه کشورهاست. علاوه براین در این مراسم از تعدادی از محیط‌بانان، سازمان‌های مردم نهاد و فعالان پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی قدردانی خواهد شد.

50 قلاده یوز

آخرین آمار از جمعیت یوزها در کشورمان سال 92 اعلام شد و براساس آن می‌توان دست‌کم جمعیت یوزها را 50 قلاده دانست. هومن جوکار، مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در این باره به جام‌جم می‌گوید: درباره تعداد یوزپلنگ‌هایی که در کشور وجود دارند، تخمین جدیدی باید صورت بگیرد، زیرا آخرین بار تعداد آنها در سال 92 برآورد شد. به همین دلیل باید آمار جدیدی از تعداد این گونه به دست آورد، اما این کار مستلزم افزایش تعداد دوربین‌های تله‌ای و دیگر ابزارهای این مطالعه است.

این در حالی است که حدود 13 سال پیش که پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی کلید خورد کارشناسان تعداد این گربه‌سان را در کشور کمتر از 30 قلاده می‌دانستند و بعد از شروع پروژه و آمدن ابزاری مانند دوربین‌های تله‌ای کارشناسان به تعداد یوزها امیداور شدند، اما مشکل اینجاست که این روزها بسیاری از دوربین‌های تله‌ای فرسوده شده و کارشناسان به ابزار جدید نیاز دارند.

جوکار ادامه می‌دهد: در سه ماه گذشته 44 مورد مشاهده یوز از سوی دوربین‌های تله‌ای ثبت‌شده یا محیط‌بانان آنها را مشاهده کرده‌اند. این آمار به نسبت مناسب است، اما نکته امیدبخش دیدن یوزپلنگ‌های ماده با توله‌هایشان است.

اصلی‌ترین زیستگاه‌های یوز در کشورمان در حاشیه کویر مرکزی قرار دارد. برای نمونه در خراسان شمالی پناهگاه حیات وحش میاندشت وجود دارد یا پارک ملی توران در استان سمنان. علاوه براین می‌توان به پارک ملی کویر، عباس‌آباد، مجموعه مناطقی در استان یزد مانند سیاه کوه و کالمند، نایبندان، طبس و راور کرمان اشاره کرد.

پروژه‌ای 13 ساله

از زمان اجرای پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با همکاری سازمان ملل متحد چند سال می‌گذرد. این پروژه براساس روال از پیش تعیین شده در سه محور آموزش و آگاه سازی، تحقیقات و پایش و حفاظت فیزیکی از زیستگاه‌ها در حال پیگیری است.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یادآور می‌شود: اکنون در سال سیزدهم پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی هستیم، اما در این مدت یک سال این پروژه مسکوت باقی ماند. نکته اینجاست که در فاز جدید نیز به دلیل تحریم‌ها بودجه پروژه به حداقل کاهش پیدا کرده است.

جوکار ادامه می‌دهد: حدود دو سال است که UNDP سالانه 80هزار دلار به پروژه کمک می‌کند، اما این رقم در مقایسه با سال‌های قبل خیلی کمتر شده، زیرا پروژه برای دوره چهار ساله 2001 تا 2004 بیش از یک میلیون دلار در نظر گفته بود.به گفته وی بخشی از این کاهش به دلیل تحریم‌هاست و بخشی نیز به این علت که این سازمان در سال دهم پروژه تشخیص داد این مدت فعالیت برای پروژه کافی است. به همین دلیل تصمیم داشت پروژه را متوقف کند، اما با فعالیت گروه ایرانی این پروژه احیا شد. نکته اینجاست که اگر تحریم‌ها برداشته شود، می‌توان از کمک‌های بیشتر بین‌المللی استفاده کرد.

حدود سه سال پیش حامی بین‌المللی پروژه تشخیص داد پروژه هر کاری که برای نجات یوزها از خطر انقراض می‌توانسته، انجام داده و به همین دلیل تصمیم به اتمام پروژه گرفت. جوکار دراین باره می‌افزاید: از من برای بستن پروژه دعوت شد، اما در سازمان حفاظت محیط زیست تلاش کردیم پروژه تعطیل نشود و خوشبختانه توانستیم UNDP را متقاعد کنیم تا پروژه دست‌کم تا سال 2016 ادامه پیدا کند. وی درباره این که آیا در این 13 سال پروژه نتیجه مناسبی گرفته، می‌افزاید: نتیجه نگرفتن قضاوت من نیست زیرا ابتدا با جمعیت کمی روبه‌رو بودیم و اگراین پروژه نبود به احتمال زیاد تاکنون یوز منقرض شده بود.جوکار درباره بودجه سازمان محیط زیست برای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی می‌گوید: محاسبه این بودجه خیلی سخت است، زیرا این پروژه از بودجه‌ای که برای نگهداری از تمام مناطق حفاظت‌شده محیط زیست اختصاص می‌یابد، تغذیه می‌شود که البته خدمات بیشتری به این طرح داده می‌شود.

خطر افزایش دسترسی به زیستگاه‌ها

تا مدتی قبل پافشاری روی توسعه، عامل اصلی تخریب زیستگاه‌های یوزپلنگ بود، به این شکل که مسئولان طرح‌های ساخت جاده و احداث معدن زیادی را اجرا کردند که ارزیابی زیست‌محیطی نشده بود، اما برخلاف آن زمان اکنون دسترسی راحت مردم به مناطق حفاظت شده و کمبود محیط‌بان از مشکلاتی است که یوزها را تهدید می‌کند.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی درباره تفاوت مشکلات کنونی این پروژه با مشکلات اولیه طرح عنوان می‌کند در مقطعی مشکل برنامه‌های توسعه‌ای دولت بود. برای دولت‌های قبل اولویت اجرای برنامه‌های توسعه بود به همین دلیل نسبت به محیط‌زیست کم توجهی می‌شد، اما اکنون با تغییر نگرش در مسئولان این مشکل حل شده است.

این در حالی است که مشکل کنونی افزایش حضور مردم برای تخریب زیستگاه‌هاست. جوکار یادآور می‌شود: اکنون افراد با خودرو‌ها و موتورسیکلت‌های مجهز وارد زیستگاه‌ها می‌شوند و افزون براین تعداد سلاح شکاری نیز بیشتر شده است. این مسائل سبب شده کنترل مناطق حفاظت‌شده سخت‌تر شود.

نباید نادیده گرفت که هنوز تهدید‌هایی مانند چوپان‌های ناآگاه و سگ‌های گله وجود دارد، هر چند در این زمینه برخی سازمان‌های مردم نهاد و ادارات برای کنترل دام‌ها و سگ گله در زیستگاه‌های یوزپلنگ تلاش می‌کنند، اما تعداد بالای دامداران در مناطقی مانند توران هنوز نگران‌کننده است.

افزون بر این به علت این که دامدارها بیشتر از چوپان‌هایی که تبعه افغانستان هستند، استفاده می‌کنند آموزش آنها بسختی پیش می‌رود. دیگر این که چوپان‌ها هر فصل تغییر می‌کنند و سازمان‌های مردم نهاد باید کار آموزش چوپان‌هایی را که تازه به کار گرفته شده‌اند، آغاز کنند.

خطر سگ‌های گله و تصادف

از ابتدای امسال تاکنون گزارشی درباره تلف‌شدن یوزپلنگ‌ها منتشر نشده، در حالی که سال گذشته مرگ سه قلاده یوزپلنگ گزارش شد. در این بین دو قلاده به دلیل حمله سگ‌های گله و یک مورد نیز به دلیل نامشخص تلف شد. نکته اینجاست که نمی‌توان تلفات یوز‌ها را این تعداد دانست، زیرا بیشتر مواقع مرگ یوزها و دیگرگونه‌های حیات وحش پنهان می‌ماند.

جوکار درباره تلفات یوزها در چند سال گذشته عنوان می‌کند: در 13 سال گذشته به طور متوسط هر سه سال دو قلاده یوزپلنگ تلف شده‌اند.

یکی از موارد دلخراش مرگ یوزپلنگ‌ها بر اثر تصادف، به اوایل مرداد 89 برمی‌گردد. آن زمان دو توله یوزپلنگ هنگام عبور از جاده تهران ـ مشهد در منطقه عباس‌آباد توران بر اثر برخورد با خودروی عبوری کشته شدند. یک روز بعد از این حادثه یوزپلنگ مادر نیز که در جستجوی توله‌هایش بود با خودرو تصادف کرد و کشته شد. این در حالی است که باید تاکید کرد علاوه بر خطر تصادف گونه‌های جانوری با خودرو‌های عبوری، احداث جاده در مناطق حفاظت شده نیز سبب تخریب زیستگاه‌ها و جزیره‌ای شدن آنها شده است.

بنابراین باید مسئولان برای جایگزین کردن این مسیرها یا دست‌کم کاهش سرعت خودروها دراین مناطق چاره‌ای بیندیشند مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ادامه می‌دهد: نصب تابلوهای هشداردهنده در این مناطق تاثیر زیادی ندارد. باید کارهای اساسی در این حوزه انجام شود. برای نمونه می‌توان به احداث روگذرهایی اشاره کرد که مانند زیستگاه‌های طبیعی شبیه‌سازی می‌شوند، اما با توجه به بودجه پروژه عملی‌کردن چنین طرح‌هایی برای ما قابل تصور نیست.

تکثیر در اسارت

مدتی است مسئولان تصمیم به تکثیر یوزپلنگ آسیایی در اسارت گرفته‌اند و برای این کار قرار است مرکزی در پارک پردیسان تهران احداث و یک جفت یوزپلنگ به این مرکز منتقل شوند.

جوکار در این باره یادآور می‌شود: تکثیر یوز مساله‌ای جدا از پروژه حفاظت از یوزپلنگ است، اما جنبه آموزشی، اخلاقی و علمی دارد. اکنون مرکزی زیر نظر شان مک کوئین ، کارشناس بین‌المللی طراحی شده و در حال ساخت است. وقتی ساخت آن تمام شود دو یوز به این مرکز منتقل می‌شوند.

یوزپلنگ نر که «کوشکی» نام دارد اکنون در منطقه حفاظت‌شده میاندشت نگهداری می‌شود و یوزپلنگ ماده نیز نامش «دلبر» است و در منطقه حفاظت‌شده توران زندگی می‌کند. قرار است پس از تکمیل مرکز تکثیر این یوزپلنگ‌ها زیر نظر کارشناس طرح در اسارت زادآوری کنند.

آگاه‌سازی جوامع روستایی

در چند ماه گذشته فعالیت‌های فرهنگی زیادی برای معرفی یوزپلنگ آسیایی و خطر انقراض آن انجام شده است برای نمونه می‌توان به سریال پایتخت، چاپ تصویر یوز روی پیراهن تیم ملی فوتبال، مسابقات والیبال و مسابقات آسیایی هندبال اشاره کرد.

به همین دلیل به نظر می‌رسد سطح آگاهی جامعه شهرنشین نسبت به این گونه در خطر انقراض به بلوغ رسیده، اما نکته اینجاست که جامعه روستایی هنوز به آگاه‌سازی نیاز دارد، زیرا ایجاد این آگاهی به اجرای برنامه‌های آینده پروژه حفاظت از یوز آسیایی کمک زیادی می‌کند.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی بیان می‌کند: در زمینه آگاه‌سازی عمومی، جامعه شهرنشین تا حد قابل توجهی آگاه شده، اما کار حفاظت هزینه‌بر است چون به کارگیری نیروی انسانی و مصرف سوخت گران تمام می‌شود.

اعتباری که به پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی اختصاص پیدا می‌کند، این روزها بیشتر صرف حقوق محیط‌بان و تهیه سوخت برای خودروهای این افراد و گشتزنی در منطقه می‌شود.

جوکار عنوان می‌کند: چون زیستگاه یوزپلنگ‌ها وسیع است گشتزنی در این مناطق به بنزین زیادی نیاز دارد.

این در حالی است که اگر سازمان‌های درآمدزا مانند صنایع و معادن با پروژه حمایت از یوزپلنگ آسیایی همکاری کنند، مشکلات این طرح زودتر برطرف می‌شود.

نکته دیگری که برخی از آن به عنوان چالش حفاظت از یوزهای آسیایی یاد می‌کنند تعداد کم یوزپلنگ‌ها و مشکل مخزن ژنتیک است، زیرا به اعتقاد این افراد جفت‌یابی‌ها، درون گروهی شده و روی زاد و ولد یوزها تاثیر منفی می‌گذارد.

مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی درباره این مشکل عنوان می‌کند: براساس تحقیقاتی که سال 2012 انجام و در یکی از مجلات معتبر چاپ شد مشخص شده مخزن ژنتیک یوز‌های آسیایی با جمعیت کمی که دارند به مراتب وضع بهتری از تمام یوزهای آفریقا دارد، یعنی ما هنوز به بحران ژنتیک نرسیده‌ایم، اما اگر تعداد جمعیت یوزها برای مدت طولانی پایین بماند ما نیز دچار این مشکل می‌شویم.

با توجه به تعداد کم یوزهای آسیایی، وضع نامناسب زیستگاه‌ها و کمبود اعتبارات در این حوزه باید از مسئولان صنایع، معادن و دیگر ارگان‌های درآمدزا خواست توجه بیشتری به وضع زیست‌محیطی کشور کرده، برای حمایت از طرح‌هایی مانند پروژه حفاظت یوزپلنگ آسیایی اقدام کنند، زیرا اکنون پروژه باید نظارت بیشتری روی مناطق داشته باشد و مانع تخریب مناطق و اجرای طرح‌های بدون ارزیابی زیست‌محیطی شود.

بالا