آخرین خبرها
خانه / گزارش (برگ 36)

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی

خريد سربازي از دم قسط

چوب حراج امسال نيز به خدمت سربازي زده شد با اين تفاوت که قرار است شرايط براي آنها که خيلي دست شان به دهانشان نيز نمي رسد، تسهيل شود تا از قافله خريداران سربازي عقب نمانند. آن طور که از کميسيون تلفيق مجلس خبر مي رسد، در اين کميسيون تصويب شده که يکي از فرزندان خانواده هايي که تحت پوشش کميته امداد هستند، از پرداخت هزينه معاف خواهد شد و افزون براين افرادي که بنيه مالي ضعيفي دارند، مي توانند به صورت اقساط سربازي شان را بخرند، اما براي براي روشن شدن جزئيات خريد اقساطي سربازي بايد منتظر آماده شدن آيين نامه آن توسط ستادکل نيروهاي مسلح بود.
برخلاف هشدارهايي که سال گذشته برخي مسئولان مي دادند، فروش سربازي سال آينده نيز ادامه دارد آن هم با اين تفاوت که به نظر مي رسد آسان تر از سال قبل شده، چون قرار است مشمولان به صورت قسطي نيز بتوانند کارت معافيت به دست بياورند.
موسي الرضا ثروتي، عضو کميسيون تلفيق بررسي لايحه بودجه ۹۵ در اين باره در گفت وگو با جام جم مي گويد: در کميسيون تلفيق مصوب شد يکي از فرزندان خانواده هايي که تحت پوشش کميته امداد امام خميني(ره) و سازمان بهزيستي هستند، از خدمت سربازي معاف شوند.
افزون بر اين کميسيون تلفيق موافقت کرده افرادي که توانايي مالي ندارند نيز بتوانند به شکل قسطي جريمه پرداخت کرده و کار معافيت از خدمت سربازي بگيرند.
ثروتي ادامه مي دهد: در نظر گرفته شده که کارت معافيت زماني به افراد تحويل داده شود که آنها تمام قسط هايشان را پرداخت کرده باشند.
اين درحالي است که هنوز جزئيات نحوه پرداخت قسطي جرايم و اين که چه افرادي مي توانند از اين تسهيلات استفاده کنند، هنوز مشخص نشده؛ چون به گفته ثروتي، پس از اين که شوراي نگهبان لايحه بودجه را تائيد کرد، ستادکل نيروهاي مسلح بايد آيين نامه هاي اجرايي مناسب براي اين روال را آماده کرده و تمامي جزئيات آن را مشخص کند.

    جريمه ها زياد نشد
دولت در لايحه بودجه سال 95 پيشنهاد کرده بود افرادي که پنج سال از خدمت سربازي غيبت کرده اند نيز بتوانند با پرداخت جريمه از خدمت سربازي معاف شوند، اما ستادکل نيروهاي مسلح با اين شرط مخالفت کرد، به همين خاطر شرط سال هاي غيبت به هشت سال افزايش پيدا کرد. افزون بر اين ستادکل نيروهاي مسلح اصرار داشت که ميزان جريمه هاي در نظر گرفته شده براي معافيت نيز افزايش پيدا کند، اما آن طور که ثروتي مي گويد ميزان جريمه ها مانند سال گذشته در نظر گرفته شده است.
او با بيان اين که پيش بيني مي شود درآمد دولت از اين محل حدود 3000 ميليارد تومان باشد، عنوان مي کند: با توجه به کار باقيمانده در مجلس بعيد است لايحه بودجه قبل از سال جديد تصويب و ابلاغ شود.

    موافقت با فروش قسطي
به اعتقاد کارشناسان، موافقت ستادکل نيروهاي مسلح با فروش قسطي سربازي نيز اتفاق تازه اي است؛ زيرا سال گذشته اين ستاد با قسطي شدن پرداخت جريمه سربازي مخالف بود و فروش سربازي را انتخاب بين بد و بدتر مي دانست.
اين درحالي است که موسي کمالي، جانشين منابع انساني ستادکل نيروهاي مسلح نيز در گفت وگو با تسنيم از موافقت اين ستاد با پرداخت قسطي جرايم غيبت سربازي در صورت تدوين سازوکار مناسب خبر داده و مي گويد: با توجه به پيشنهاد برخي نمايندگان مجلس نسبت به فراهم کردن تسهيلات پرداخت جريمه غيبت در اقساط کوتاه مدت يکساله، ستادکل نيروهاي مسلح اعلام کرد در صورت فراهم کردن سازوکار مناسب، هيچ مخالفتي با پرداخت قسطي جريمه غيبت مشمولان ظرف مدت يک سال ندارد.
افزون بر اين، کمالي با بيان اين که ميزان جريمه نقدي مشمولان داراي بيش از هشت سال غيبت سال آينده 10 درصد بيشتر از مبلغ فعلي است، تصريح مي کند: با توجه به اين که در سال آينده مشمولاني که امسال داراي هشت سال غيبت بودند، وارد سال نهم غيبت خود مي شوند، به ازاي اضافه شدن اين يک سال 10 درصد به ميزان جريمه آنها افزوده مي شود، لذا توصيه مي کنيم در صورت تکميل فرآيند ثبت نام اخذ معافيت خود هرچه سريع تر نسبت به تکميل مراحل پرداخت جريمه و اخذ معافيت خود اقدام کنند تا مشمول افزايش 10 درصدي جرايم مورد نظر نشوند.
ميزان جريمه مشمولان غايب براي معافيت از خدمت وظيفه عمومي، براساس مدرک تحصيلي مشخص شده است؛ به اين ترتيب افراد داراي مدرک زير ديپلم ده ميليون، ديپلم ۱۵ ميليون، فوق ديپلم ۲۰ ميليون، ليسانس ۲۵ ميليون، فوق ليسانس ۳۰ ميليون، دکتري غيرپزشکي ۳۵ ميليون، دکتري پزشکي ۴۰ ميليون تومان، پزشکان متخصص و بالاتر نيز ۵۰ ميليون تومان در نظر گرفته شده است. البته ذکر اين نکته ضروري است که اين مبالغ حداقل هاي جرايم در نظر گرفته شده است، زيرا به ازاي هر سال غيبت بيشتر از هشت سال ۱۰ درصد به جريمه پايه اضافه مي شود و براساس اطلاعيه سازمان وظيفه عمومي ناجا، غيبت بيش از شش ماه نيز يک سال محسوب مي شود. همچنين مشمولان غايب متاهل ۵ درصد و داراي فرزند نيز به ازاي هر فرزند از ۵ درصد تخفيف شامل حالشان مي شود.

بازي با جرايم رانندگي

«مرغ دولت يکپا دارد.» فهرست جديد جرايم راهنمايي و رانندگي اين را تائيد مي کند، چون اين فهرست آب پاکي را روي دست آنهايي که توقع افزايش قانوني جرايم رانندگي دارند مي ريزد .  به زعم کارشناسان، کاهش تعداد محدودي از جرايم به ميزان ده هزار تومان نمي تواند تناسبي با نرخ تورم داشته باشد، اين درحالي است که پليس راهور نيز چند روزي است دورخيز کرده تا نرخ جديد جرايم را از 25 اسفند اجرايي کند، به همين خاطر امروز رئيس پليس راهور کشور تصميم دارد در حاشيه مراسمي که در مدرسه اي در غرب تهران برگزار مي شود، در اين خصوص اطلاع رساني کند؛ اما اگر ديوان عدالت اداري دوباره و بموقع مانع افزايش جرايم در نظر گرفته نشود، بزودي شهروندان با نرخ هايي جريمه مي شوند که به نظر غيرقانوني مي آيد و اين شائبه قوت مي گيرد که دولت با افزايش جريمه ها به دنبال کسب درآمد است نه کاهش حوادث و تلفات سوانح ترافيکي.
سه شنبه پيش بود که ديوان عدالت اداري مصوبه هيات دولت را در خصوص افزايش جرايم رانندگي باطل کرد، اما اين پاياني براي اين داستان نبود؛ زيرا با تصميم تازه هيات دولت ماجراي افزايش جريمه هاي رانندگي وارد مرحله اي تازه شده، مرحله اي که کارشناسان معتقدند در آن احترام به قوانين از سوي اعضاي هيات دولت محک مي خورد؛ زيرا تلاش براي اجراي مصوبه اي که ديوان عدالت به دليل مغايرت داشتن با قانون آن را باطل کرده گواهي است بر قانون گريزي.

    فهرست جديد، فهرست قديم
براساس ماده 22 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي نرخ جرايم با توجه به نرخ تورم هر سه سال يک بار افزايش پيدا مي کند، اقدامي که امسال حسابي حاشيه ايجاد کرد و به خاطر آن ديوان عدالت اداري نيز وارد گود رسيدگي به اين ماجرا شد، ماجراي ورود ديوان به اين عرصه نيز به اعتراض نسبت به غيرقانوني بودن افزايش جرايم مربوط مي شود، زيرا وقتي 21 دي مصوبه هيات دولت در خصوص افزايش جرايم رانندگي مطرح شد، يک کارشناس حقوق به نام رسول سلطاني نسبت به غيرقانوني بودن افزايش جريمه ها به ديوان عدالت اداري شکايت کرد، چون او معتقد است نرخ برخي جرايم برخلاف نرخ تورم تا 400درصد افزايش پيدا کرده است.
سلطاني درباره فهرست جديد جرايم رانندگي نيز که از سوي هيات دولت در نظر گرفته شده به جام جم مي گويد: نرخ بسياري از جرايم تغييري نکرده، اما برخي جرايم حدود ده هزار تومان کاهش پيدا کرده و يک مورد نيز ده هزار تومان افزايش داشته است.
او امروز به ديوان عدالت اداري مي رود تا دوباره نسبت به غيرقانوني بودن فهرست جديد هيات دولت شکايت کند؛ زيرا معتقد است با اين کار «دولت خيلي مودبانه قانون را دور زده است.» سلطاني تصريح مي کند: در واقع هيات دولت تنها شماره مصوبه را عوض کرده به همين دليل به احتمال زياد ديوان عدالت دوباره آن را باطل خواهد کرد.
اين درحالي است که کارشناسان معتقدند اگر ديوان دستور توقف موقت اين مصوبه را ندهد، به دغدغه هاي شهروندان دامن مي زند؛ زيرا به اين شکل رسيدگي به اين پرونده زمانبر شده و در اين مدت برخي شهروندان با نرخ هاي جديد جريمه مي شوند و پس از باطل شدن اين مصوبه جبران حق پايمال شده آنان دشوار مي شود.

    ديوان برخورد مي کند
به نظر مي رسد با طرح دوباره شکايت از افزايش غيرقانوني جريمه ها بار ديگر اين موضوع از سوي هيات عمومي ديوان عدالت اداري ارزيابي شود.
علي اکبر بختياري، مدير حوزه رياست ديوان عدالت اداري دراين باره به جام جم توضيح مي دهد: همه چيز به نظر راي هيات عمومي ديوان عدالت اداري بستگي دارد، زيرا اگر تغييراتي که هيات دولت در فهرست جديد نرخ جرايم داده مغاير با راي صادره از سوي ديوان باشد امکان باطل شدن دوباره آن وجود دارد. بختياري درباره اين که رسيدگي مجدد به اين مساله چقدر زمانبر خواهد شد، عنوان مي کند: مشخص نيست، چون ابتدا بايد شکايت مطرح شود، افزون بر اين شايد درخواست توقف موقت مصوبه را داشته باشند، اما قطعا براساس قانون به اين مساله رسيدگي خواهد شد.

    احترام به قانون در دولت
اين در حالي است که برخي کارشناسان معتقدند هيات دولت بايد تغييرات لازم در نرخ جرايم رانندگي را براساس قانون انجام دهد. کارن روحاني، حقوقدان نيز در اين باره به جام جم عنوان مي کند: هيات دولت بايد به گونه اي اقدام کند که افکار عمومي متوجه احترام به قانون از سوي آنها شوند، زيرا افزايش جريمه ها بدون توجه به قانون اقدامي زيبنده نيست.
به گفته او، به نظر مي رسد در اين بين دو ديدگاه وجود دارد يعني دولت تصور مي کند افزايش جرايم رانندگي منطقي است و به اين شکل مي تواند نظم و مقررات را ايجاد کند. اين درحالي است که ديوان عدالت اداري هنگام رسيدگي به اين موضوع چند روز پيش آن را خلاف قانون دانست. روحاني تاکيد مي کند: فراموش نکنيم که با افزايش جريمه ها نمي توان فرهنگ رانندگي شهروندان را تغيير داد؛ زيرا بهبود رفتارها در اين حوزه فقط با فرهنگ سازي ميسر است.

    افزايش جريمه ها در لايحه بودجه
در اين بين اما کارشناساني نيز هستند که معتقدند براي حل چنين مسائلي مي توان بحث افزايش نرخ جرايم را در لايحه بودجه گنجاند تا به اين شکل در کميسيون هاي تخصصي درباره آنها تصميم گيري شود.
ميرهادي قره سيدرومياني، عضو کميسيون حقوقي و قضايي مجلس در گفت وگو با جام جم تصريح مي کند: چنانچه نرخ هاي جديدي که هيات دولت براي جرايم رانندگي در نظر گرفته تغيير زيادي نکرده باشد، مي توان گفت حقوق مردم درگير دور باطل و ضايع مي شود. به نظر او، رسيدگي به چنين موضوعاتي که دغدغه خيلي از شهروندان است بايد کارشناسي شده صورت گيرد.قره سيدرومياني عنوان مي کند: رسيدگي به اين مساله را مي توان در مجلس دنبال کرد به اين شکل که دولت مي تواند آن را در لايحه بودجه بگنجاند تا در مجلس بررسي و نقد شود. با توجه به گفته هاي کارشناسان، تغييرات جزئي در برخي جرايم رانندگي از سوي دولت را نمي توان اقدامي دانست که به قانوني شدن افزايش جريمه هاي رانندگي منجر شود؛ زيرا هنوز مجازات هاي در نظر گرفته شده با جرايم و نرخ تورم همخواني ندارد.

10111010

حقوق حيات وحش، حقوق فراموش شده

حيات وحش کشور تشنه حمايت است، از يک سو شکار بي رويه امان آنها را بريده و از سوي ديگر شکارچيان غيرمجاز کمر به قتل آنها بسته اند؛ زيرا قانون آن طور که بايد از آنها حمايت نمي کند و قوانين ناقص اين حوزه نيز بدرستي اجرا نمي شود. چنين شرايط نابساماني فقط با مشارکت سران سه قوه امکان پذير است، مساله اي که رئيس قوه قضاييه نيز ديروز درباره آن گفت: براي حفظ محيط زيست، قواي سه گانه و همه نهادها و دستگاه هاي مرتبط بايد با يکديگر همکاري کنند.
سومين همايش ملي حقوق محيط زيست ديروز برگزار شد و قرار است امروز نيز مراسم اختتاميه آن برگزار شود. ديروز آيت الله آملي لاريجاني، رئيس دستگاه قضا در اين همايش شرکت کرد و احترام به حيوانات و حفظ حقوق آنان را محور هاي توجه به محيط زيست از منظر اسلام برشمرد.
او با تاکيد بر ضرورت پرهيز از شکار بي رويه و از روي تفنن حيوانات عنوان کرد: در بسياري از منابع فقهي بر منع از شکار از سر تفنن و براي خوشگذراني و لهو و لعب تاکيد شده است.
رئيس قوه قضاييه کشور بيان کرد: معتقدم شکار حرام است و اگر حرام هم نباشد، کراهت آن قطعي است.
معصومه ابتکار، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست نيز در اين همايش به مصوبه شوراي عالي محيط زيست مبني بر افزايش جرايم مرتبط با شکار اشاره کرد و گفت: برخورد جدي با متخلفان و ناامن کردن فضا براي آنها از اولويت هاي مهم سازمان حفاظت محيط زيست است که البته در اين زمينه مشکلات متعددي از جمله حجم وسيع سلاح غيرمجاز در دست مردم و رواج فرهنگ غلط شکار نيز وجود دارد.مساله اي که روز گذشته مسئولان در همايش ملي حقوق محيط زيست به آن پرداختند، نياز امروز کشور است؛ زيرا برخي کارشناسان بر اين باورند که به دليل به روز نبودن قوانين و اجرا نشدن آنها به حيات وحش کشور آسيب جبران ناپذيري وارد مي شود.

    توجه به تمامي گونه هاي جانوري
در کشورمان قوانيني درخصوص صيد و شکار وجود داد، اما به نظر مي رسد اين قوانين بدرستي اجرا نمي شود؛ زيرا شکارچيان غيرمجاز خيلي آسان اين قوانين را زير پا گذاشته و به محيط زيست کشور آسيب مي زنند. اين درحالي است که بايد يادآور شد گونه هاي جانوري زيادي مانند سگ و گربه نيز زير چتر اين قانون قرار نمي گيرند به همين دليل برخي کارشناسان معتقدند قوانين در اين حوزه بايد مورد بازنگري قرار گيرد.
کرامت بلاغي، قاضي دادگستري در گفت وگو با جام جم خلاقانوني در حمايت از گونه هاي جانوري را تائيد کرده و مي افزايد: براي نمونه چند سال پيش فردي الاغ بي صاحبي را آتش زد و افکار عمومي به دليل اين عمل او بشدت جريحه دار شد.
به اين ترتيب همه خواستار برخورد شديد با عامل اين ماجرا شدند، اما خلاقانوني سبب شد با اين شخص بموقع برخورد نشود.
آن طور که بلاغي توضيح مي دهد او و همکارانش در نهايت براي شخصي که سبب تلف شدن الاغ شده بود به دليل انجام دادن فعل حرام، پرونده تشکيل داده و او را محاکمه کردند.
مشکل ديگري که بلاغي در اين ميان به آن اشاره مي کند اين است که در قانون براي تلف کردن حيوانات حلال گوشت مجازات در نظر گرفته شده اما به گونه هاي حرام گوشت کمتر توجه شده، بجز گونه هايي که قانون صيد و شکار از آنها حمايت مي کند. به همين دليل اگر شخصي مرتکب آزار و اذيت برخي حيوانات حرام گوشت شود نمي توان بدرستي با متخلف برخورد کرد.
اين قاضي دادگستري تاکيد مي کند: براي برطرف شدن اين مشکل بايد به روزتر فکر کرد و با الگوبرداري از قوانين خوب کشورهاي موفق خلاهاي قانوني موجود در کشور را پوشش داد.

    لزوم اصلاح قوانين
افزون بر اين بايد يادآور شد قوانين محدود صيد و شکاري که در کشور وجود دارد نيز بدرستي اجرا نمي شود، به همين دليل مي توان گفت قوانين از بازدارندگي لازم برخوردار نيست يا دستگاه هاي مسئول بر اجراشدن آنها پا فشاري نمي کنند.
فرشيد رفوگران، وکيل دادگستري نيز در گفت وگو با جام جم خاطرنشان مي کند: شکار حرام نيست، اما بايد براساس مقرراتي که در نظر گرفته شده مديريت شود.
به گفته او، سال ها از تصويب قوانين صيد و شکار مي گذرد به همين سبب اين قوانين بايد مورد بازنگري قرار گيرد، زيرا قوانين ناکارآمد بخوبي اجرا نمي شود. مساله ديگري که کارشناسان بر لزوم پرداختن به آن تاکيد مي کنند، نبود شعبه هاي خاص زيست محيطي و تعداد معدود قاضي هايي است که بر اين حوزه تسلط کافي دارند. رفوگران در اين باره توضيح مي دهد: نپرداختن به اين موضوع سبب شده اکنون قاضي هاي مسلط به محيط زيست انگشت شمار باشند.
امروز سومين همايش ملي حقوق محيط زيست به کار خود پايان مي دهد، همايشي که به اعتقاد کارشناسان اگر بدرستي مديريت شود مي تواند سبب بهبود شرايط محيط زيست کشور شود، زيرا اگر در پايان اين همايش مسئولان دستگاه قضا و سازمان حفاظت محيط زيست به اين نتيجه برسند که با کمک يکديگر پيش نويس لايحه اصلاح و بازنگري قوانين حوزه محيط زيست را به هيات دولت تقديم کنند مي توان به بهبود شرايط محيط زيست کشور و ثمربخش بودن چنين همايش هايي اميدوار بود.

تنور غفلت از درختان گرم است

تنور و نانشان از آتش هیزم گرم است. غذایشان را روی آتش می‌پزند، چایشان را روی زغال دم کنند و آب لازم برای استحمام را روی شعله‌های هیزم گرم می‌کنند؛ این حکایت عشایر و روستاییان حاشیه هامون و خیلی از مناطق جنگلی کشورمان است که به ناچار از پوشش گیاهی منطقه به عنوان سوخت استفاده می‌کنند، پوششی که اگر با روند کنونی به هیزم و خاکستر بدل شود، در آینده نزدیک محیط زیست منطقه را نابود و شرایط زندگی را برای ساکنان این مناطق دشوارتر می‌کند، زیرا آتشی که به جان بوته یا درختچه‌ها می‌افتد، تیر خلاصی است به پوشش گیاهی منطقه؛‌ تیری که بند را از پای غول ریزگردها باز می‌کند، غولی که دوشادوش باد کیلومترها سفر می‌کند و زندگی را به کام شهروندان شهرهای کوچک و بزرگ، تلخ. در سومين روز از هفته منابع طبیعی که به‌نام منابع طبیعی، جنگلبان، حفاظت و قانون نام‌گذاری شده است، قسمتی از رنج ساکنان مناطق محروم هامون را که با مرگ درختان گره خورده، روایت می‌کنیم.
با دست‌های پینه‌بسته‌اش، شاخه درخت را خم می‌کند و بعد با تیشه‌ای که به دست دارد، آنقدر ضربه می‌زند تا شاخه قطع شود. زخم دست‌هایش را نشان می‌دهد. می‌گوید اینها نشانه‌های فقر است، فقری که باعث شده او و هم روستایی‌هایش برای برآورده کردن نیاز اولیه‌شان کمر به قطع درختان ببندند. زن میانسال هرازگاهی سرفه می‌کند، سرفه‌هایی که به قول خودش بوی دود می‌دهد. از این گله می‌کند که خود و خانواده‌اش در تابستان و زمستان باید دود آتش بخاری یا تنور را تحمل کنند.

جمع‌آوری هیزم، بخشی از وظایف بیشتر زنان عشایر یا روستایی حاشیه تالاب هامون است. آنها برای جمع‌آوری هیزم هر روز شال و کلاه می‌کنند و چند کیلومتر را در گرمای طاقت‌فرسا و توفان شن منطقه پیاده پشت‌سر می‌گذارند، زیرا اگر نتوانند هیزم مورد نیازشان را پیدا کنند برای پخت و پز، حمام و شستن لباس خانواده‌شان با مشکل روبه‌رو می‌شوند. این حکایت ساکنان مناطق محرومی مانند روستای گزانگوری زابل است که مردمانش تنها به سوخت هیزم دسترسی دارند.

هشدارهای خداکرم جلالی، رئیس سازمان جنگل‌ها نیز گواهی است بر این حقیقت تلخ که زمینه را برای از بین رفتن پوشش گیاهی کشور مهیا کرده است. او تاکید می‌کند: هر سال در کشورمان 8 میلیون مترمکعب هیزم و 600 هزار مترمکعب بوته مصرف می‌شود. از گفته‌های جلالی می‌توان به این حقیقت پی برد که سوخت‌رسانی به ساکنان مناطق محروم به فراموشی سپرده شده و آنها برای تامین نیازهای خود کمر به قتل پوشش گیاهی منطقه‌شان می‌بندند؛ اقدامی که در نهایت به زیان تمام انسان‌ها تمام خواهد شد، زیرا با این که کشورمان از منابع قابل توجه نفت و گاز برخوردار است، ساکنان مناطق محروم با تبدیل کردن درختان به هیزم به گسترش مناطق بیابانی دامن می‌زنند.

مصائب جمع‌آوری هیزم

حلیمه یکی از مادرانی است که در روستای گزانگوری زندگی می‌کند. او به همراه یکی از دخترهایش هر روز برای جمع‌آوری هیزم به مناطق حاشیه‌ای روستایش می‌رود. حلیمه ناچار است، برای پخت نان یا گرم کردن آب برای حمام یا شستن لباس اعضای خانواده هیزم جمع‌آوری کند. برای همین هر روز بخشی از شاخه‌های درختچه‌های گز یا تاق را قطع می‌کند.

او دراین باره توضیح می‌دهد: زندگی ساکنان روستا بدون هیزم امکان‌پذیر نیست، زیرا از آتش چوب گز و تاق است که تنور ما گرم می‌شود و می‌توانیم نان بپزیم. حلیمه می‌گوید او و دیگر زنان و دختران روستا باید برای جمع‌آوری هیزم، مسافتی تا حدود چهار کیلومتر را پشت‌سر بگذارند و ممکن است هنگام جمع‌آوری هیزم برای آنها حوادث زیادی اتفاق بیفتد. مشکل خانواده‌هایی که در مناطق محروم زندگی می‌کنند، فقط جمع‌آوری هیزم نیست، زیرا درست کردن آتش نیز سختی‌های خود را دارد. این را از آثار سوختگی‌هایی که روی دست زنان روستایی جا خوش کرده یا آثار دودی که در و دیوار اتاق‌های آنها را رایگان رنگ سیاه زده، می‌توان فهمید.

تنور گازی، آبگرمکن خورشیدی

چنانچه مصرف هیزم از سوی روستاییان و عشایر بدرستی مدیریت نشود، این مساله به مشکلات زیست محیطی کشور دامن می‌زند، زیرا با توجه به کمبود آب و سختی جنگلکاری در مناطق بیابانی می‌توان پیش‌بینی کرد، با از بین رفتن پوشش گیاهی این منطقه، ساکنان آن ناگزیر به کوچ خواهند، شد زیرا حدود 17 سال از زمانی که هامون خشک شده می‌گذرد و دراین مدت، اگر شرایط زندگی برای ساکنان منطقه قدری قابل تحمل باقی مانده، باید آن را به پای اندک پوشش گیاهی منطقه گذاشت که نمی‌گذارد همه چیز زیر توفان شن مدفون شود.

به نظر می‌رسد، برای کاهش مصرف سوخت هیزمی، مسئولان باید زمینه را برای دسترسی راحت روستاییان و عشایر به سوخت‌های نو فراهم کنند، زیرا با توجه به محل زندگی این افراد می‌توان استفاده از انرژی خورشیدی را جایگزین مصرف هیزم کرد.

برای رسیدن به این هدف نیز مدتی است، سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور تلاش‌هایی را دنبال می‌کند. برای نمونه آنها بین روستاییان و عشایر، تنور گازی یا آبگرمکن خورشیدی توزیع می‌کنند، اما باید یادآور شد، سازمان جنگل‌ها به تنهایی از پس این نیاز روستاییان و عشایر بر نمی‌آید و در واقع، وزارتخانه و سازمان‌های مسئول دیگری مانند نفت یا محیط زیست باید احساس مسئولیت کنند و برای جبران این کاستی‌ها قدم بردارند.

رئیس سازمان جنگل‌ها درباره میزان توزیع آبگرمکن و تنور گازی در منطقه سیستان اظهار می‌کند: 80 آبگرمکن خورشیدی و 230 تنور گازی را میان ساکنان مناطق حاشیه‌ای هامون توزیع کرده‌ایم.

این در حالی است که باید یادآور شد، این تعداد آبگرمکن خورشیدی و تنور گازی نیاز بومیان منطقه را برآورده نمی‌کند و آنها ناچارند برای سایر نیازهای خود از سوخت هیزمی استفاده کنند.

تامین سوخت آسان نیست

برای نجات پوشش گیاهی و تامین نیاز بومیان مناطقی مانند روستاهای حاشیه هامون باید نکات زیادی را در نظر گرفت، زیرا اگر ساکنان منطقه براحتی نتوانند به سوخت‌های جایگزینی مانند گاز و نفت دسترسی پیدا کنند، ترجیح خواهند داد نیاز خود را با قطع درختان برآورده کنند.

برای ساماندهی این مساله که کشور را تهدید می‌کند، وزارت نفت نیز باید به وظیفه‌اش عمل کند، زیرا فعالیت وزارت نفت هنگام استخراج نفت و انتقال آن به وسیله خطوط لوله، سبب تخریب محیط‌زیست کشور می‌شود، به همین خاطر، بهتر است این وزارتخانه با پوشش مناطق محروم و تسهیل استفاده از انرژی‌هایی مانند نفت و گاز برای ساکنان این مناطق، اندکی به حفظ محیط زیست کشور کمک کند.

عبدالحمید، یکی دیگر از ساکنان روستای گزانگوری یادآور می‌شود: تاکنون 23 تنور گازی به ساکنان این روستا تحویل داده شده و حدود 15 خانوار نیز نتوانسته‌اند تنورهای گازی را تهیه کنند، زیرا تابعیت ایرانی آنها تائید نشده است.

به گفته او قرار شده فقط به خانواده‌هایی که در روستا به طور ثابت ساکن هستند، تنور گازی داده شود.

عبدالحمید ادامه می‌دهد: اینجا به برق دسترسی داریم، اما اغلب هوا توفانی است و هر وقت توفان بیاید، برق نیز قطع می‌شود.

این در حالی است که باید تاکید کرد تامین سوخت تنها مشکل اهالی چنین مناطقی نیست، زیرا آنها برای تامین آب نیز با مشکل روبه‌رو هستند، یکی از عشایر منطقه به نام شهدادی می‌گوید: در دل بیابان برای تامین آب مورد نیاز دام‌هایمان مشکل داریم و باید هر چند روز یکبار خودرو اجاره کنیم تا بتوانیم آب مورد نیازمان را در کنار چادرهایمان ذخیره کنیم. برای حمام کردن در مناطقی که ما چادر می‌زنیم چاره‌ای باقی نمی‌ماند جز استفاده از هیزم.

مرگ ماهانه 3200 درختچه

براساس برآوردهایی که سازمان جنگل‌ها انجام داده، اطراف دریاچه خشکیده هامون حدود 2000 خانواده عشایر زندگی می‌کنند که برای تامین سوخت مورد نیازشان هر ماه حدود 3200 درختچه را به هیزم تبدیل می‌کنند و چنانچه این روند ادامه پیدا کند، خیلی زود تمام اراضی این منطقه به کانون ریزگردها بدل می‌شود.

عوض سندگل اکبری، یکی دیگر از ساکنان روستای گز انگوری است. او درباره این که خانواده‌های روستایی چقدر از هیزم استفاده می‌کنند، می‌گوید: برای پخت نان هر خانواده به طور میانگین باید حدود 40 کیلوگرم هیزم مصرف کند تا تنورش آنقدر داغ شود که بشود نان پخت. برای گرم کردن آب حمام و شستن لباس نیز به همین مقدار هیزم نیاز است. به گفته مرد روستایی در روستای آنها حدود 50 خانواده زندگی می‌کنند. بنابراین اگر میانگین مصرف هر خانوار دست‌کم روزانه 50 کیلوگرم هیزم باشد، در این روستا هر روز 2500 کیلو و هر ماه 75 هزار کیلوگرم هیزم مصرف می‌شود.

مهدی آیینی

طرح‌های عمرانی بلای جان جنگل

عملیات عمرانی و آتش‌سوزی را باید عامل اصلی مرگ جنگل‌های کشور دانست، زیرا براساس آماری که سازمان جنگل‌ها منتشر کرده، در 9 ماهه امسال حدود 17 هزار هکتار از جنگل‌های کشور به‌دلیل انواع عملیات عمرانی از بین رفته و این در حالی است که تعداد درختان در هر هکتار از این اراضی دست‌کم 150 اصله برآورد می‌شود، بنابراین می‌توان گفت در این مدت دو میلیون و 550 هزار اصله درخت از بین رفته است.

 دیروز نشست خبری خداکرم جلالی، رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری به مناسبت هفته منابع طبیعی برگزار شد. او در این نشست از عملیات عمرانی و آتش‌سوزی به‌عنوان عوامل اصلی تهدیدکننده جنگل‌های کشور یاد کرد.

به گفته جلالی، در 11 ماهه سال گذشته 5967 هکتار از جنگل‌های کشور آتش گرفت، اما در مدت مشابه امسال این آمار به 4205 هکتار رسیده یعنی آتش‌سوزی 30 درصد نسبت به سال گذشته خسارت کمتری به جنگل‌های کشور وارد کرده است.

رئیس سازمان جنگل‌ها با اشاره به این‌که میزان آتش‌سوزی در جنگل و مرتع نسبت به سال گذشته کاهش داشته، اظهار کرد: سال گذشته 18 هزار و840 هکتار از این اراضی دچار آتش‌سوزی شد، اما امسال در 18 هزار و 471 هکتار از مراتع و جنگل‌های کشور آتش‌سوزی داشتیم، از این‌رو این آمار نسبت به سال گذشته 2درصد کاهش داشته است.

این در حالی است که با توجه به گفته‌های رئیس سازمان جنگل‌ها باید هشدار داد که یکصد میلیون هکتار از اراضی کشور تحت‌تاثیر بیابانزایی است، بنابراین باید برای حفظ منابع طبیعی کشور اقدامات موثرتری انجام داد.

افزون بر این براساس قانون، اجرای طرح‌های عمرانی در عرصه‌های منابع طبیعی کشور نیاز به ارزیابی زیست‌محیطی دارد به همین دلیل با توجه به تخریب گسترده منابع طبیعی به‌خاطر ساخت سد یا انتقال خطوط لوله انرژی کارشناسان معتقدند این مهم در کشور جدی گرفته نمی‌شود.

عمران با ويراني جنگل

بسیاری از سازمان‌ها و وزارتخانه‌هایی که برای پیشبرد طرح‌های خود به تخریب جنگل دست می‌زنند، ادعا می‌کنند با کاشت جنگل‌های دست کاشت خسارت وارد شده به منابع طبیعی کشور را جبران می‌کنند، اما کارشناسان تاکید می‌کنند جنگل اکوسیستمی است که طی صدها سال بوجود می‌آید و با کاشت جنگل‌های دست کاشت نمی‌توان چنین خسارت‌هایی را جبران کرد.

مسعود منصور، معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل‌ها نیز دیروز در این نشست خبری درباره خسارتی که طرح‌های عمرانی به محیط‌زیست کشور وارد می‌کند، عنوان کرد: آمارها در این خصوص متغیر است، زیرا از سالی 50 هزار هکتار تا 300 هزار هکتار نیز گزارش شده است. او درباره این‌که امسال طرح‌های عمرانی چه آسیبی به منابع طبیعی زده، یادآور شد: امسال حدود 195 هزار هکتار از عرصه‌های منابع طبیعی از طرح‌های عمرانی نظیر دکل برق و خطوط لوله تخریب شد.

به گفته منصور، در این میان طرح‌های عمرانی سبب آسیب‌دیدن 17 هزار هکتار از عرصه‌های جنگلی کشور شده است.

با توجه به اظهارنظر کارشناسان و آمارهایی که مدیران سازمان جنگل‌ها ارائه می‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت محیط‌زیست کشور در شرایط شکننده‌ای قرار دارد و چنانچه مسئولان بر اجرای طرح‌های فاقد ارزیابی‌های زیست‌محیطی پافشاری کنند، روند تخریب جنگل‌های کشور سرعت بیشتری خواهد گرفت.

 

 

خطر سيلاب و خشکسالي جدي​تر شد

آبخیزداری را باید مساله فراموش شده دانست؛ مساله‌ای که هزینه‌های سنگینی را تاکنون به کشور تحمیل کرده و می‌کند، برای نمونه در چند ماه گذشته فقط در پایتخت سیلاب‌های اوشان فشم، کن و پاکدشت جان و مال مردم را به بازی گرفت، اما این تنها خسارتی نیست که بی‌توجهی به آبخیزداری روی دست کشور گذاشته، زیرا رسوب‌گرفتگی سدهای بزرگ کشور نیز خطری جدی است که تامین آب شرب را در کلانشهرهایی مانند تهران با مشکل روبه‌رو کرده و وزارت نیرو را واداشته تا طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان را به 17 استانی که در فلات مرکزی ایران قرار دارد، در دستور کار قرار دهد؛ اتفاقی که علاوه بر مشکلات زیست‌محیطی بالا رفتن هزینه تامین آب شرب را نیز در پی دارد.
​ دیروز به مناسبت هفته منابع طبیعی که قرار است از 12 تا 21 اسفند در کشور برگزار شود، نشستی خبری در اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران برگزار شد.

در این نشست به روال سال‌های گذشته مسائلی مانند توزیع نهال رایگان بین شهروندان مطرح شد، اما این نشست حاشیه‌های پررنگ‌تر از متنی نیز داشت، مسائلی مانند جدی‌تر شدن خطرسیلاب، کاهش منابع آب و سرعت گرفتن روند بیابانزایی.

سدهای بیهوده

اغلب کارشناسان محیط‌زیست از سدهایی که بدون برنامه در کشور احداث شده‌اند به عنوان بلای جان محیط‌زیست یاد می‌کنند؛ بلایی که سبب شده آب به پایین دست سدها نرسد و شرایط این مناطق بحرانی‌تر شود.

این درحالی است که این سدها مانند گذشته قادر به تامین آب شرب مورد نیاز کشور نیستند؛ زیرا به طور میانگین نرخ رسوب در کشور حدود 2 درصد برآورد می‌شود و بر این اساس اگر سدی صد میلیون متر مکعب ظرفیت داشته باشد عمر مفیدش 50 سال خواهد بود. این در حالی است که در کشورهای موفقی که عملیات حفاظت از خاک انجام می‌شود، عمر مفید چنین سدی به 500 سال نیز می‌رسد.

حمیدرضا زکی‌زاده، معاون آبخیزداری منابع طبیعی استان تهران نیز دیروز مساله رسوب در سدهای کشور را جدی عنوان کرد و گفت: این مساله را در کلانشهرهایی مانند تهران باید جدی گرفت، زیرا آب شرب 12 میلیون سکنه آن از سد‌های کرج، لار، لتیان، ماملو و طالقان تامین می‌شود؛ سد‌هایی که بیش از 30 سال از عمرشان می‌گذرد.

علاوه بر این، تخریب‌هایی که در حوضه‌های آبخیز کشور انجام می‌شود روند رسوب را تشدید می‌کند، به همین دلیل تا چند سال آینده به طور حتم برای تامین آب شرب ساکنان استان تهران با مشکل روبه‌رو خواهیم شد.

این مساله کارشناسان وزارت نیرو را بر این داشته که به فکر انتقال آب از خلیج‌فارس و دریای عمان باشند تا به این شکل برای تامین آب شرب ساکنان فلات مرکزی کشور با مشکل روبه‌رو نشوند اما این مساله نیز عواقب زیست‌محیطی بسیاری در پی دارد.

زکی‌زاده یادآور شد: به عنوان مثال اگر آب شرب از طریق سدها برای هر مترمکعب هزار تومان هزینه داشته باشد، با انتقال آب از جنوب کشور این هزینه پنج تا ده برابر می‌شود با این حال وزارت نیرو در حال بررسی این طرح برای 17 استان مانند تهران است.

مرگ سازه‌های آبخیزداری

کارشناسان معتقدند برای بالا بردن بهره‌وری سدها باید آبخیزداری را جدی گرفت تا مجبور به اجرای طرح‌هایی هزینه‌بر مانند انتقال آب نشد. افزون بر این، با کنترل رسوب در بالادست سدها می‌توان به این مهم کمک کرد.

معاون آبخیزداری منابع طبیعی استان تهران درباره اقداماتی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته عنوان کرد: طی پنج برنامه اول توسعه یک میلیون و 300 هزار مترمکعب عملیات سنگی و پنج میلیون مترمکعب عملیات خاکی آبخیزداری انجام شده است. این درحالی است که کارشناسان عمر مفید سازه‌های آبخیزداری را حدود 30سال برآورد می‌کنند به همین دلیل می‌توان گفت حدود 90 درصد این سازه‌ها کارایی خود را از دست داده‌اند.

سیل، تهران را می‌برد

نپرداختن به مساله آبخیزداری تاکنون خسارات جبران‌ناپذیری به کشور وارد کرده، خسارت‌هایی مانند سیلاب اوشان فشم، کن و پاکدشت که امسال به کشور تحمیل شد. جالب اینجاست که بارش‌های در حد 15 تا 20 میلی‌متر سبب جاری شدن این سیلاب‌ها شد.

زکی‌زاده یادآور شد: سال 66 نیز چنین بارشی در حوضه گلابدره که حدود 4000 هکتار وسعت دارد اتفاق افتاد و سبب ایجاد سیلاب و مرگ 300 نفر شد؛ این درحالی است که حوضه‌های آبخیز شمال تهران و شمیرانات حدود 50 هزار هکتار است، بنابراین اگر در این حوضه‌ها بارش 20 میلی‌متری داشته باشیم سیلابی ایجاد می‌شود که بر اثر آن دست کم ده هزار نفر جانشان را از دست می‌دهند.

این درحالی است که تاکنون اعتبار مناسبی در اختیار منابع طبیعی قرار نگرفته تا به وسیله آن بتوانند طرح‌های آبخیزداری را اجرایی کنند.

او ادامه داد: اگر در 500 هزار هکتار از اراضی کوهستانی استان تهران حدود 20 میلی‌لیتر بارش سیلابی داشته باشیم، یکصد میلیون متر مکعب آب سیلاب از دسترس خارج می‌شود و برای مهار آن دست‌کم باید یک میلیون مترمکعب عملیات سازه‌ای انجام داد. ایجاد هر متر مکعب سازه نیز حدود 200 هزار تومان هزینه دارد؛ یعنی برای چنین طرحی حدود 2000 میلیارد تومان اعتبار نیاز است.

این درحالی است که به گفته زکی‌زاده، طی برنامه‌های پنجساله تاکنون هر سال فقط سه تا چهار میلیارد تومان اعتبار برای این کار اختصاص داده شده است.

بنابراین کارشناسان معتقدند چنانچه دولت به معنای واقعی دغدغه حفظ محیط زیست را دارد و خود را زیست‌محیطی‌ترین دولت می‌داند، باید با حمایت از طرح‌های آبخیزداری مانع ساخت سد و انتقال آب از خلیج فارس، دریای عمان و دریاچه خزر شود.

تهران و خطر بیابانزایی

مساله دیگری که دیروز در نشست خبری اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران به آن پرداخته شد، بیابانزایی در تهران و بحرانی‌تر شدن مساله ریزگردها بود، زیرا علاوه بر کانون‌های بحرانی که در ملارد و ورامین قرار دارد، باید اراضی اطراف فرودگاه امام خمینی را نیز جزو مناطقی به حساب آورد که در حال از دست دادن پوشش گیاهی خود و تبدیل شدن به کانون ریزگردها هستند.

قاسم حقانی، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران دراین باره گفت: در استان تهران اکنون70 هزار هکتار از اراضی ملارد تحت تاثیر فرسایش بادی است و حدود 600 هکتار از اراضی روستای «شش» این منطقه را نیز باید کانون اصلی ریزگردها دانست؛ اما چون به مردم تعلق دارد تاکنون نتوانسته‌ایم آنها را مدیریت کنیم.

افزون براین حدود 10 هزار هکتار از زمین‌های اطراف ورامین را باید کانون ریزگرد‌ها دانست، آن طور که حقانی توضیح داد روند بیابانزایی در کشور سرعت گرفته است، طوری که در جنوب شرق تهران، شهرری و اطراف فرودگاه امام نیز خطر بیابانزایی جدی است.

این درحالی است که دستگاه‌های مسئول در این حوزه نیز به وظایف خود برای مقابله با بیابانزایی عمل نمی‌کنند؛ برای نمونه حدود سه سال پیش قرار شد شهرداری، استانداری تهران و سازمان جنگل‌ها هر کدام پنج میلیارد تومان به این کار اختصاص دهند، اما هیچ کدام از این نهاد‌ها تاکنون به طور کامل سهم خود را پرداخت نکرده‌اند و اولویت‌های دیگری برای خود در نظر گرفته‌اند که در نهایت سبب مشکلات بیشتر برای شهروندان می‌شود.

شبیخون طاعون به حیات وحش

طاعون به جان حیات وحش کشور افتاده، ویروس این بیماری استان به استان و منطقه به منطقه به گله کل و بز و قوچ و میش‌ها می‌زند؛ یک روز هفتاد قله اراک و خرمنه سر طارم زنجان را تسخیر می‌کند، روز دیگر در الموت و طالقان جان حیات وحش را می‌گیرد، بتازگی نیز این بیماری به دل یکی از بکرترین زیستگاه‌های کشور زده و 60 راس از حیات وحش پارک ملی خجیر را طعمه خود کرده ؛ بیماری قابل کنترلی که تاخت و تازش را باید به پای کم کاری سازمان‌های مسئولی نظیر دامپزشکی و حفاظت محیط‌زیست گذاشت.
فقط 5 تا 10درصد جمعیت حیات وحش در مناطق حفاظت شده باقی مانده است، شرایط تاسف‌باری که هر روز در سایه غفلت برخی مسئولان، وخیم‌تر می‌شود.

شکار غیرمجاز، تخریب زیستگاه و شیوع بیماری امان حیات وحش کشور را بریده، اما هنوز اقدام موثری برای کاهش این خطرات انجام نشده دراین میان برخی کارشناسان معتقدند هرچند رسیدگی به مشکلاتی نظیر تخریب زیستگاه‌ها زمانبر است، اما کنترل بیماری‌های شایع حیات‌وحش مانند طاعون نشخوارکنندگان کوچک، مساله‌ای است که با مدیریت مناسب می‌توان حل و فصلش کرد، اما شیوع این بیماری در بیشتر زیستگاه‌های کشور گواهی است بر نبود اراده‌ای برای کنترل این شرایط به وجود آمده.

طاعون نشخوارکنندگان کوچک بیماری ویروسی و مسری است که زوج سم‌ها (جانورانی که سم‌شان یک تکه است) به آن مبتلا می‌شوند. این بیماری از طریق دام‌های اهلی به گونه‌هایی نظیر کل و بز و قوچ و میش منتقل می‌شود.

طاعون به تهران رسید

امسال بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در بسیاری از استان‌ها شایع و موجب مرگ جمعیت بسیاری از حیات وحش کشور شد؛ این بیماری در منطقه هفتاد قله اراک، سرطارم زنجان و طالقان به ترتیب بیش از 400، 126 و 200 کل و بز و قوچ و میش را تلف کرد.

این بیماری بتازگی نیز بین حیات وحش پارک ملی خجیر شایع شده و تلف شدن حدود نیمی از کل و بزهای این منطقه را رقم زده است.

محمد کرمی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش اداره کل حفاظت محیط‌ زیست استان تهران دراین باره بهجام‌جم می‌گوید: براساس نامه‌ای که دامپزشکی استان تهران پس از بررسی نمونه‌های تلف شده به محیط زیست داد، آنها علت از بین رفتن 56 راس کل و بز و چهار راس قوچ و میش پارک ملی خجیر را طاعون نشخوار کنندگان کوچک دانسته‌اند.

باید یادآور شد براساس آخرین بررسی‌ها، جمعیت کل و بز‌های این پارک حدود یکصد راس و جمعیت قوچ و میش‌های آن حدود یکهزار راس برآورد شده به همین دلیل می‌توان گفت بیش از 50درصد کل و بز‌های این پارک تلف شده‌اند.

کارشناسان معتقدند عامل اصلی این عارضه دام‌های اهلی بیمار هستند و ورود آنها به زیستگاه‌های حیات وحش سبب بیمارشدن کل و بز و قوچ و میش‌ها می‌شود.

این درحالی است که براساس قوانین، ورود دام به مناطقی مانند پارک ملی خجیر ممنوع است به همین دلیل برخی کارشناسان هشدار می‌دهند امکان دارد قوانین به طور کامل در این مناطق رعایت نشود، اما رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش حفاظت محیط‌ زیست استان تهران در این باره می‌گوید: خجیر پارک ملی است و براساس قوانین ما اجازه چرای دام در این منطقه را نمی‌دهیم به همین دلیل شیوع این بیماری در خجیر برای ما هم سوال است.

مطمئن نیستیم!

آن‌طور که کرمی توضیح می‌دهد محیط‌بانان اواسط بهمن امسال لاشه کل و بزها را دیده و به شیوع بیماری در خجیر پی برده‌اند، او ادامه می‌دهد: پس از بررسی لاشه‌ها متوجه شدیم علائم ظاهری با بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک متفاوت است به همین دلیل نمونه‌ها را در اختیار دامپزشکی قرار دادیم.

او تاکید می‌کند: براساس گزارش دامپزشکی این بیماری را می‌توان به طاعون نشخوارکنندگان کوچک منتسب کرد، اما آنها یقین ندارند و برای اطمینان پیدا کردن باید این ویروس را در آزمایشگاه کشت کرد.

این درحالی است که حدود ده سال پیش نیز شیوع بیماری در پارک ملی خجیر سبب تلف شدن حدود 55 راس از کل و بزهای منطقه شد، اما دلیل مرگ آنها هیچ وقت به شکل دقیق مشخص نشد.

آشفته بازار قاچاق دام

کارشناسان علت شیوع بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک را قاچاق دام می‌دانند؛ زیرا شرایط به گونه‌ای است که دام خیلی راحت از مرز‌های شرقی به کشور قاچاق می‌شود.

دکتر هومن ملوک پور، جراح دامپزشک و عضو کمیته حیات وحش نظام دامپزشکی کشور ​عنوان می‌کند: این بیماری از تماس مستقیم با دام آلوده یا از طریق بزاق دهان و مدفوع گونه آلوده قابل انتقال است.

آن طور که او عنوان می‌کند امکان این که حیات وحش خجیر بدون ورود دام به این منطقه بیمار شده باشند خیلی کم است؛ زیرا ویروس این بیماری بعد از دفع شدن از بدن حیوان آلوده در مدت 45 تا 60 دقیقه از بین می‌رود.

دکتر ملوک‌پور یادآور می‌شود: طاعون نشخوارکنندگان کوچک به دلیل قاچاق دام بخصوص از مرز‌های شرقی کشور است، به همین دلیل دامپزشکی باید سیستم قرنطینه‌اش را قوی کند.

خطر حذف گوشتخواران

دلیل اصلی شیوع این بیماری در زیستگاه‌های کشور و تلف شدن حیات‌وحش را باید قاچاق دام و بی‌توجهی به قرنطینه دام‌ها دانست، اما حذف گونه‌هایی مانند پلنگ و گرگ که در راس هرم جانوری قرار دارند نیز به شیوع این بیماری دامن می‌زند.

 

هوشنگ ضیایی، کارشناس حیات وحش و استاد دانشگاه در این باره می‌گوید: در مناطقی که پلنگ و کفتار وجود دارد کمتر چنین بیماری‌هایی شایع می‌شود، زیرا پلنگ گونه‌های ضعیف را از بین می‌برد و به این ترتیب گونه‌های قوی باقی می‌مانند و کفتار‌ها نیز لاشه‌ها را می‌خورند به این ترتیب آلودگی در زیستگاه باقی نمی‌ماند، اما در زیستگاه‌هایی که گونه‌های گوشتخوار از بین رفته‌اند شاهد شیوع چنین بیماری‌هایی هستیم. این در حالی است که توجه به گونه‌هایی نظیر پلنگ، گرگ و کفتار نیز در کشورمان به فراموشی سپرده شده، زیرا بسیاری از آنها به دلیل تصادفات جاده‌ای، تخریب زیستگاه یا شکار شدن از سوی دامداران از بین رفته‌اند.

بنابراین اگر سازمان حفاظت محیط‌زیست برای حفظ اندک باقیمانده حیات‌وحش کشور دست روی دست بگذارد و تلاش خود را محدود به آماده کردن طرح‌هایی کند که هیچ وقت اجرا نمی‌شود، باید شاهد انقراض گونه‌های جانوری زیادی در کشور بود.

طاعون، خطری برای انسان؟

دکتر ملوک‌پور درباره احتمال انتقال بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک به انسان می‌گوید: برخی مواقع تغذیه انسان از دام‌های آلوده سبب ایجاد زخم‌های دهان و اسهال شده، اما خطری جدی برای انسان به حساب نمی‌آید.

زندگی در «هامون» به گل نشست

اینجا از هامون شبحی بیشتر باقی نمانده، اگر توفان ریزگرد‌ها امان بدهد، چشم چیزی جز کویر نمی‌بیند، باورش برای هر تازه‌واردی مشکل است؛ تالابی که سال‌ها سرچشمه زندگی بود، جایش را با بیش از 500هزار هکتار کویر عوض کرده، برای همین سیستان و بلوچستان این روزها بیشتر از هر دیاری در سوگ هامون خاک بر سر می‌ریزد.
اغراق نیست اگر بگوییم ساکنان این منطقه تنها دلخوشی‌شان را از دست داده‌اند، زیرا با خشک‌شدن تالاب نبض زندگی در این منطقه کج‌دار و مریز می‌زند؛ خیلی‌ها کوچ کرده‌اند و آنها نیز که مانده‌اند پای رفتن ندارند یا دندان روی جگر گذاشته و زخم‌هایشان را با خاطرات شیرین گذشته مرهم می‌گذارند به این امید که هامون دوباره جان بگیرد. اما با توجه به این که برخی مسئولان برای گرفتن حقآبه هامون دست روی دست گذاشته‌اند، در این دیار با افراد زیادی می‌توان همکلام شد که با خیال مهاجرت شب را به روز گره می‌زنند، خیالی که در نهایت به خطری برای کشور بدل می‌شود.

هامون امروز هیچ شباهتی به تالاب ندارد، گرد و غبار و خاک همه جا را پوشانده است. در گوشه و کنار آن می‌توان گونه‌های گیاهی غیر‌‌زراعی مانند گز یا خارشتر را دید که با توفان زورآزمایی می‌کنند تا ریشه‌شان در خاک باقی بماند، هر جا که چشم بچرخانی زمین‌های خشک و ترک خورده خود‌نمایی می‌کند، از این که اینجا روزی سفره سومین دریاچه بزرگ کشور پهن بوده هیچ نشانه‌ای نمی‌توان پیدا کرد؛ بجز چند قایق خاک گرفته و پوسیده که یادگار سال‌هایی است که زندگی در تالاب جریان داشته، هرچند باور این که 17 سال است این قایق‌ها برآب سوار نبوده‌اند، آسان نیست، اما بغضی که در گلوی ساکنان روستای «کرق شاجان»، «گز انگوری» و «سندگل» حلقه زده یا اشکی که چشم‌هایشان را تر می‌کند گواهی است بر این حقیقت تلخ.

هامون مادری مهربان بود

قایقی که جلوی خانه یکی از اهالی روستای کرق شاجان افتاده، هر تازه‌واردی را که از گذشته هامون خبر ندارد متعجب می‌کند؛ زیرا در جایی که تا چشم کار می‌کند زمین لم‌یزرع دیده می‌شود، قایق وصله ناجوری است که انگار سوار بر شانه‌های توفان از دور دست‌ها به اینجا آمده است. کنار قایق سگی روی زمین دراز کشیده که چشم از غریبه‌ها بر نمی‌دارد. زمان زیادی نمی‌گذرد که صدای واق واق سگ صاحبخانه را از خانه بیرون می‌کشد مالک، نام صاحب قایق است. او لباس محلی به تن دارد و حدودا 50 ساله به نظر می‌رسد. وقتی می‌فهمد برای تهیه گزارش از وضع تالاب و بومیان منطقه پرس‌وجو می‌کنیم، آه غلیظی می‌کشد و می‌گوید: تا 17 سال پیش که تالاب آب داشت با قایق‌اش به دل تالاب می‌زد، ماهی می‌گرفت، برای دام‌هایش علوفه جمع‌آوری می‌کرد و گاومیش‌هایش نیز در حاشیه تالاب هر روز پروار می‌شدند.

آن‌طور که مالک توضیح می‌دهد، تالاب برای بومیان این منطقه حکم مادری مهربان را داشت که نیاز همه را بدون هیچ چشمداشتی تامین می‌کرد؛ آمارهای منتشر شده در این خصوص نیز مهر تاییدی است بر سخنان مالک، زیرا تا قبل از این که هامون خشک شود براساس گزارش سازمان شیلات، سالانه حدود 15 هزار تن ماهی از هامون برداشت می‌شد، یا آب هامون زمین‌های کشاورزی این منطقه را آن‌قدر حاصلخیز کرده بود که در تاریخ از هامون به عنوان انبار غله ایران یاد می‌کنند. البته به اینها باید هزاران تن علوفه را نیز اضافه کرد که منبع اصلی تغذیه دام‌های اهالی این منطقه بود؛ دام‌هایی مانند گاو سیستانی که تالاب آنها را برای ساکنان هامون حفظ می‌کرد. مرد میانسال ادامه می‌دهد: اما پس از خشک‌شدن هامون، زندگی چهره دیگری از خود به ما نشان داد و کار به جایی رسیده که اکنون برای تامین آب شرب خود نیز دچار مشکل شده‌ایم. زندگی برای مالک و خانواده‌اش مانند اهالی دیگر روستای کرق شاجان این روزها به دشواری سپری می‌شود. تا پیش از خشک شدن تالاب، او بیش از 50 راس دام داشت، اما حالا چهار راس گوسفند بیشتر ندارد که علوفه و آب‌شان را به زحمت تامین می‌کند به همین دلیل، مالک هر روز وقتی آنها را زنده می‌بیند خوشحال می‌شود، خدا را شکر می‌کند و این را به پای خوش‌شانسی خود و خانواده‌اش می‌گذارد.

هامون افسانه شد

داود یکی از پسرهای مالک است که به همراه چهار برادر و خواهر دیگرش در خانه کوچکشان زندگی می‌کنند، هرچندپسرک 14 سال بیشتر ندارد، اما هامون پیش از آن که او به دنیا بیاید جان داد، برای همین داود هیچ خاطره یا تصوری از روزهای زیبای هامون ندارد و جای تعجب نیست که وقتی پدرش از روزهایی می‌گوید که تالاب با ماهیان بزرگ و پرندگانش پذیرای هامون‌نشینان بود، یاد افسانه‌هایی بیفتد که در کتاب‌های داستان می‌توان سراغشان را گرفت.

داود می‌گوید: پدرم می‌گوید چندسال پیش اوضاع و احوال مردم اینجا خیلی خوب بود، چون هامون لبریز از آب، علفزار و نیزار بود و مردم هر وقت می‌خواستند از تالاب ماهی صید می‌کردند یا با شکار پرندگان و فروش آنها در بازار درآمد به دست می‌آوردند، اما هیچ‌کدام ازاین خوبی‌ها برای من، برادر و خواهرهایم باقی نمانده است.

پدر داود از مسئولان می‌خواهد کاری کنند تا دوباره آب در تالاب جریان پیدا کند، زیرا چنانچه وضع به همین روال ادامه پیدا کند روستاییان و عشایر باقیمانده در اطراف هامون ناچار خانه و کاشانه شان را ترک خواهند کرد تا به محلی بروند که دست کم شرایط زندگی برایشان تا این حد دشوار نباشد.

منظور او کم آبی، توفان ریزگردها، بیکاری، نبود مراکز بهداشتی و آموزشی و نبود سوخت مناسب است که عرصه را برساکنان این منطقه تنگ کرده است.

زمین کشاورزی یا شوره‌زار

این داستان غم‌انگیز به روستای کرق شاجان محدود نمی‌شود و در تمام روستاهایی که در حاشیه تالاب هامون قرار دارند شرایط تاسف‌بار است. روستای گز انگوری و سندگل نیز دست‌کمی از کرق شاجان ندارد و بسیاری از اهالی اینجا نیز به دلیل خشک شدن هامون شال و کلاه کرده و به استان‌های همجوار سیستان و بلوچستان رفته‌اند.

محمد یکی از اهالی روستای گز انگوری است. به گفته او، تالاب برکت زندگی آنها بود که با خشک‌شدنش زندگی برای آنها غیرممکن شد. محمد ادامه می‌دهد: زمین‌های کشاورزی‌مان به شوره‌زار تبدیل شده و آبی نیست تا با آن زارعت کنیم. دیگر جوانان روستا شغلی ندارند، برای همین خیلی از آنها برای کارگری به شهرهای اطراف می‌روند یا ناگزیر می‌شوند اجناس قاچاق از افغانستان به ایران بیاورند.

یکی دیگر از اهالی روستا که پسر جوانی است می‌گوید: در روستای ما فقط مدرسه ابتدایی وجود دارد به همین دلیل آنهایی که در مقطع راهنمایی و دبیرستان تحصیل می‌کنند باید به روستاهای اطراف بروند.

زن میانسالی نیز می‌گوید: وقتی تالاب خشک نشده بود خانم‌ها نیز با نی‌هایی که اطراف تالاب رشد می‌کرد، سبد یا حصیر درست می‌کردند و به این طریق کمک حال خانواده بودند، اما این روزها دیگر به زحمت می‌توان حتی برای پخت نان هیزم پیدا کرد.‌این شرایط سبب شده افراد انگشت‌شماری مانند مالک یا محمد در روستاهایشان باقی بمانند؛ افرادی که حاشیه هامون را زادگاهشان می‌دانند و به سرزمین‌شان عشق می‌ورزند، اما شرایط هر روز برای آنها مشکل‌تر می‌شود و افرادی مثل مالک هر روز وعده بهتر شدن شرایط را به خود می‌دهند. سرانجام این وعده‌ها اما، چیزی نیست جز این که یک روز بالاخره خانواده‌ها ناچار به مهاجرت تن می‌دهند و خانه آنها نیز مانند ده‌ها خانه متروکه روستا جایی برای آرام گرفتن شن‌های روان می‌شود.

مسئولان باید برای گرفتن حقآبه هامون تلاش کنند یا دست کم با توسعه فضای سبز و بیابان‌زدایی، زندگی را برای بومیان چنین مناطقی قابل تحمل کنند.

مرگ هامون تهدیدی برای تمام کشور

چنانچه برای احیای تالاب هامون برنامه مناسبی اجرایی نشود یا دست کم برای بومیان منطقه معیشت جایگزینی در نظر گرفته نشود، آنها ناچار به مهاجرت خواهند شد. در چنین شرایطی با توجه به هم مرز بودن این منطقه با افغانستان بعید نیست با خالی شدن منطقه، اتباع افغانستان جای آنها را پر کرده و مرز کشورمان با آنها به کویر محدود شود. باید هشدار داد که به این شکل تمامیت ارضی کشور به خطر خواهد افتاد. به همین دلیل توجه به معیشت اندک جمعیت بومی باقیمانده در اطراف هامون ضروری است.

مهدي آييني

مشق اعتياد نوجوانان

اعتياد به آنها به ارث مي رسد، اما سازوکاري براي درمانشان تعريف نشده است، يا خمار يا نشئه سرکلاس درس حاضر مي شوند يا قيد درس و مشق را زده و براي تامين مواد مخدر مصرفي خود به هر بزهي دست مي زنند، اما چشم بينايي شاهد دردهايشان نيست، اين حکايت مشق اعتياد ميان کودکان و نوجوانان است که هر روز قربانيان بيشتري مي گيرد، اما با اين حال هنوز برخي مسئولان در انتظار شواهد بيشتري هستند تا پژوهش هايشان را از مرحله آزمايش به اجرا برسانند.
اعتياد در نوجوانان و کودکان جدي شده است و به قول معروف مساله اي نيست که بتوان «زير فرش» پنهانش کرد، به همين علت انوشيروان محسني بندپي، رئيس سازمان بهزيستي کشور نيز در گفت وگو با جام جم از اين واقعيت تلخ پرده برمي دارد و مي گويد: کاهش سن اعتياد در کشور، يک واقعيت است.
اگر از رئيس سازمان بهزيستي کشور درباره راهکارهاي مبارزه با اعتياد کودکان و نوجوانان بپرسيد، او بر اين نکته تاکيد مي کند که بايد ساز و کاري مناسب را با توجه به سن و سال و نياز هاي اين افراد در نظر گرفت.
محسني بندپي با اشاره به اين که براي همه گروه هاي سني نمي توان روش درمان يکساني را دنبال کرد، درباره اقدامات بهزيستي در اين خصوص اظهار مي کند: به شکل پايلوت اقداماتي درحال انجام است تا مشخص شود جداکردن و نگهداري از کودکان و نوجوانان معتاد به چه تدابيري نياز دارد تا به اين ترتيب، راهکارهاي مناسبي براي برخورد با اين مشکل به دست بياوريم.
محسن روشن پژوه، معاون پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي کشور نيز در گفت وگو با جام جم فاش مي کند: تعداد اشخاصي که براي درمان اعتياد خود اقدام کرده و زير 18 سال دارند،نسبت به گذشته افزايش يافته به همين دليل بايد براي اين گروه سني نيز برنامه درماني مناسبي اجرا کرد.

    جاي خالي بانک اطلاعاتي
يکي ديگر از مسائلي که سبب شده اعتياد در بين نوجوانان و کودکان رخنه کند، نبود برنامه و بانک اطلاعاتي مشخص است، اما آمارهايي نيز تا کنون منتشر شده که براساس آنها مي توان به شرايط نامناسب اين حوزه پي برد، براي نمونه سخنگوي ستاد مبارزه با موادمخدر بتازگي با اشاره به آمار يک درصدي اعتياد در ميان دانش آموزان به ايرنا گفت: 130 هزار نفر از دانش آموزان کشور از يک تا چند بار سابقه مصرف موادمخدر دارند.
اين در حالي است که اين آمار دانش آموزاني را که ترک تحصيل کرده يا اجازه تحصيل ندارند، پوشش نمي دهد، افزون بر اين آمار معتادان کشور نيز حدود يک ميليون و 250 هزار نفر برآورد مي شود و براساس آمارهاي منتشر شده نيمي از آنها متاهل هستند به همين سبب اگر اين افراد صاحب دست کم دو فرزند باشند، مي توان نتيجه گرفت به اندازه جمعيت معتادان کشور نيز کودک در شرف اعتياد قرار دارد يا معتاد شده است.
نبود آمار مناسب در اين حوزه سبب شده برخي مسئولان براي کنترل چنين مسائلي قدم از قدم بر ندارند، به همين خاطر اندک اطلاعات کارشناسان از اعتياد نوجوانان و کودکان براساس مستنداتي است که از مراکز درمان يا مشاوره به دست مي آيد.

روشن پژوه درباره نوع مواد مخدري که اين گروه سني مصرف مي کند، يادآور مي شود:براساس گزارش هاي ما ترکيبي از مواد در بين کودکان و نوجوانان استفاده مي شود، اما بيشتر از مواد محرک مانند شيشه يا مخدري مانند ترياک استفاده مي کنند، مصرف هروئين نيز ديده شده، اما کم است.
معاون پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي کشور درباره راهکار بهزيستي براي درمان کودکان و نوجوانان معتاد خاطرنشان مي کند: درمان کودکان و نوجوانان بويژه افراد زير 12 سال جنبه طبي و پزشکي بيشتري دارد و معمولابراي آنها درمان هاي جايگزين مانند تجويز متادون توصيه نمي شود.
در واقع کارشناسان معتقدند درمان چنين افرادي بايد در فضاهاي بيمارستاني دنبال شود نه کمپ هاي ترک اعتياد.

    ايجاد مراکزخاص در کلانشهرها
سازمان بهزيستي حدود دو سال است که اجراي پروژه اي را براي درمان کودکان و نوجوانان معتاد در استان سيستان و بلوچستان به شکل پايلوت (آزمايشي) دنبال مي کند، روشن پژوه دراين باره توضيح مي دهد: با کمک ستاد مبارزه با مواد مخدر و وزارت بهداشت دو مرکز دخترانه و پسرانه براي معتادان زير 18 سال طراحي کرده ايم. در اين مراکز افراد غربالگري شده و براي ادامه درمان به بيمارستان فرستاده مي شوند تا مرحله سم زدايي را پشت سر بگذارند.
به گفته او، پس از اين که شخص سه ماه در اين مراکز نگهداري شد، مددکاران شرايط خانواده اش را بررسي مي کنند و اگر امکان برگشت فرد به خانواده ميسر نبود، او به مراکز شبانه روزي بهزيستي منتقل مي شود.
اين درحالي است که مسئولان بهزيستي در حال برنامه ريزي هستند تا چنين مراکزي را در تمامي کلانشهرهاي کشور ايجاد کنند، زيرا شرايط اجتماعي در کلانشهرهايي مانند تهران به شکلي است که کارشناسان تاکيد مي کنند مساله درمان اعتياد کودکان و نوجوانان بايد با جديت پيگيري شود.
از سوي ديگر بايد به اين موضوع توجه کرد که هم اکنون در کلانشهرها برخي نوجوانان به علت ناآشنايي با کمپ هاي ترک اعتياد مناسب نوجوان ها يا کمبود آنها، رقم واقعي سن شان را کتمان مي کنند و به کمپ هاي ترک اعتياد بزرگسالان مي روند و در اين مکان ها نه تنها اعتيادشان ريشه اي درمان نمي شود؛ بلکه انواع بزه را نيز از معتادان حرفه اي بزرگسال که خيلي هايشان هم سال هايي از عمر خود را در زندان گذرانده اند، ياد مي گيرند.

    تاکيد بر توانمندي خانواده ها
برخي کارشناسان حوزه اعتياد معتقدند براي درمان کودکان و نوجوانان معتاد بايد برنامه هاي سرپايي و اقامتي را دنبال کرد، عباس ديلمي زاده، مديرعامل جمعيت خيريه تولد دوباره نيز با اين روش موافق است، او به ما توضيح مي دهد: هرچند آمار قابل استنادي در اين حوزه وجود ندارد، اما شواهد، نشانگر وجود کودکان و نوزادان معتاد در جامعه است، بنابراين براي درمان اين گروه نيز بايد برنامه هايي داشت.
اين پژوهشگر اعتياد با بيان اين که بهتر است اين گروه در محل زندگي خود روند درماني را پشت سر بگذارند، عنوان مي کند: چنانچه فرد، خانواده نابساماني داشته باشد، بايد او را در مرکز اقامتي بستري کرد.
کارشناساني مانند او معتقدند براي پيشگيري از اعتياد در کودکان و نوجوانان و درمان اين مساله بايد حمايت هاي اجتماعي بيشتري از خانواده به عمل بيايد و براي کودکان بي سرپرست يا بدسرپرست نيز از گروه هاي شبه خانواده استفاده شود.

    اعتياد به ارث مي رسد
درباره اين که چرا کودکان و نوجوانان گرفتار اعتياد مي شوند، ايده هاي گوناگوني مطرح است، اما بسياري از کارشناسان مي گويند چنين افرادي بيشتر از هر چيز از وضع نابسامان خانواده آسيب مي بينند، يعني پدر، مادر يا يکي از اعضاي خانواده آنها را به گرداب اعتياد پرتاب مي کند.
احمد کاهه، معاون اجتماعي پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا در اين باره به جام جم مي گويد: معمولاکودکان از طريق خانواده و تحت شرايط دچار اعتياد مي شوند به همين دليل نوع مواد مخدري که آنها به مصرف مي رسانند، به موادي که والدين شان مصرف مي کنند، بستگي دارد. علاوه بر اين بايد تاکيد کرد مادر معتاد، بچه معتاد به دنيا مي آورد يا کودکان در خانواده هايي که گرفتار اعتياد هستند، آسان تر به مواد مخدر دسترسي پيدا مي کنند. کاهه اظهار مي کند: در اين حوزه بايد به پيشگيري توجه ويژه اي کرد، زيرا هرچه سطح آگاهي اعضاي خانواده بالاتر برود، افراد کمتر دچار آسيب خواهند شد، اين درحالي است که پس از درمان نيز شخص بايد مورد حمايت قرار بگيرد تا دوباره گرفتار اعتياد نشود.
با توجه به گفته هاي کارشناسان، هرچند آمار قابل توجهي دراين حوزه استخراج نشده، اما شواهد بسياري وجود دارد که مساله اعتياد در کودکان و نوجوانان جدي است به همين خاطر بايد سازمان هاي مسئول دراين امر آزمون و خطا را کنار گذاشته و هرچه زودتر برنامه مناسبي را براي پيشگيري و درمان اين گروه سني اجرا کنند.

شكار هوشمند تخلفات رانندگي

استفاده از فناوري در پليس راهور وارد مرحله تازه اي شده چون قرار است خودرو هاي دوربين دار پليس از اين به بعد به هر کوچه، خيابان و معبري سرک بکشند و با استفاده از فناوري روز با تخلفات ساکني که از سوي رانندگان متخلف انجام مي شود، برخورد کنند؛ تخلفاتي مانند پارک دوبل يا پارک در محل هايي مثل پياده رو، ايستگاه اتوبوس، جلوي شير آتش نشاني يا سطل هاي مکانيزه زباله. هرچند اين طرح فعلادر تهران اجرايي شده، اما قرار است بزودي در کلانشهرهاي ديگر نيز اجرايي شود تا به اين شکل مواجهه پليس و شهروندان به حداقل رسيده و از ميزان اشتباهاتي که برخي شهروندان درخصوص جريمه شدن از آن گله دارند، کاسته شود.
جي پي اس و دوربين هاي ثابت ديگر تنها وسيله کنترلي نيست که پليس راهور از آنها براي کنترل ترافيک و برخورد با متخلفان بهره مي برد؛ زيرا خودرو هاي دوربين دار پليس نيز فعاليت خود را آغاز کرده اند و به اين شکل قدم مثبت ديگري براي اجراي قانون در کلانشهرهايي که نامشان با ترافيک گره خورده، برداشته شده است.
اين درحالي است که کارشناسان اين اتفاق را به فال نيک مي گيرند، اما يادآور مي شوند همان طور که پليس از فناوري هاي روز کمک مي گيرد، مسئولان شهري نيز بايد براي بهبود زيرساخت هاي ترافيک در کلانشهرها تلاش کنند؛ زيرا اين روزها مناسب نبودن وضع حمل و نقل عمومي در کلانشهرها و نبود فضاي پارک مناسب از مشکلاتي است که شهروندان با آن دست و پنجه نرم مي کنند.

    طرحي براي تمام کشور
هرچند پليس راهور تصميم گرفته اين طرح ابتدا در تهران اجرايي شود، اما قرار است زيرساخت ها براي بهره گرفتن از خودرو هاي دوربين دار پليس در ديگر شهرهاي کشور نيز فراهم شود تا به اين شکل بتوان ترافيک را در ساير کلانشهرهاي کشور نيز بخوبي مديريت کرد.
سرتيپ دوم پاسدار دکتر موسي اميري، جانشين پليس راهور ناجا و عضو هيات علمي دانشگاه علوم انتظامي در گفت وگو با جام جم اعلام مي کند که اين طرح بزودي در ساير کلانشهرهاي کشور نيز اجرايي مي شود و در اين ميان چنانچه شهرداري ها براي ايجاد زيرساخت هاي استفاده ازاين خودرو ها تلاش کنند، خيلي زودتر مي توانند از چنين خودروهايي براي کنترل ترافيک شهرشان بهره ببرند.
جانشين پليس راهور ناجا درباره تخلفاتي که خودروهاي دوربين دار با آن برخورد مي کنند، اضافه مي کند: اين خودرو ها با تخلفات ساکن مانند پارک در مناطق ممنوع نظير پارک دوبله، پارک در ايستگاه اتوبوس، پياده رو، تقاطع، جلوي شير آتش نشاني يا سطل هاي مکانيزه زباله برخورد مي کنند.

    پليس عليه تخلفات
کارشناسان معتقدند اين طرح سبب به حداقل رسيدن مواجهه شهروندان و ماموران پليس خواهد شد و به اين شکل احتمال پرداخت و دريافت رشوه از سوي متخلفان و برخي ماموران نيز کاهش مي يابد.
آن طور که جانشين پليس راهور ناجا توضيح مي دهد، فعلاقرار است در هر منطقه از تهران يک دستگاه خودروي دوربين دار پليس فعاليتش را آغاز کند، اما با آماده شدن زيرساخت ها تعداد اين خودرو ها بيشتر شده و پليس راهور در تمام شهرهاي کشور مي تواند از آنها استفاده کند. دکتر اميري درباره نگراني برخي شهروندان نسبت به اين که ممکن است برخي مواقع شهروندان به دلايلي مانند نقص فني ناگزير به توقف در محل هاي ممنوع شوند، تاکيد مي کند: اين فناوري در اختيار ماموران پليس کارآزموده قرار مي گيرد و آنها هنگام فعاليت با اين خودرو ها به طور حتم شرايط و مقتضيات را در نظر مي گيرند.
بايد يادآور شد: برخي شهروندان نيز از اين گله دارند که در شرايطي ناچار به انجام تخلفاتي مانند توقف در محل هاي ممنوع مي شوند زيرا به دليل نپرداختن به مسائل شهري، درمانگاه، داروخانه و بيمارستان هايي وجود دارد که فضاي پارک کافي در اطراف آنها نيست و از همين رو شهروندان به دليل ناتواني بيمار خود در تردد، ناچار به توقف در حاشيه اين مراکز مي شوند. اين درحالي است که جانشين پليس راهور ناجا نيز تاکيد مي کند که مديران شهري بايد هرچه زودتر براي رفع اين قبيل مشکلات شهروندان اقدام کنند.
خودرو ها مجهز به تجهيزاتي هستند که در آن اطلاعات خياباني که خودرو در آن ماموريت خود را انجام مي دهد ذخيره مي شود، به اين ترتيب با استفاده از جي پي اس و سنسورهايي که در خيابان ها کار گذاشته شده، خودروي دوربين دار پليس قادر خواهد بود مناطق ممنوعه را تشخيص داده و چنانچه خودرويي در اين محل ها پارک بود، آن را جريمه کند. اين خودروها مي تواند اطلاعات سيستم هاي هوشمند پارکبان را نيز بررسي و چنانچه خودرويي هزينه پارک را پرداخت نکرده بود، جريمه اش کند.
دکتر عليرضا اسماعيلي، عضو هيات علمي دانشگاه پليس نيز در گفت وگو با جام جم اظهار مي کند: استفاده از فناوري در پليس راهور سبب از بين رفتن خطاهاي انساني شده و تقابل ماموران و شهروندان را نيز کاهش مي دهد.
به گفته او، با استفاده از خودرو هاي دروبين دار پليس مي توان تخلفات رانندگي را در تمامي معابر کلانشهرها کاهش داد؛ زيرا اين خودرو ها قادرند به معابر و کوچه ها نيز وارد شده و خيلي سريع تر و دقيق تر از نيروهاي انساني با متخلفان برخورد کنند.
دکتر اسماعيلي تاکيد مي کند: نکته مهم در اين ميان اين است که به موازات پيشرفت فناوري، مسئولان بايد براي بهبود زيرساخت هاي ترافيک در کلانشهرها نيز اقدام کنند؛ زيرا همچنان حمل و نقل عمومي توسعه نيافته و شهروندان با کمبود پارکينگ روبه رو هستند.

    جريمه هاي بدون قبض
خودروهاي دوربين دار پليس تمامي تخلفات ساکن خودرو ها را ثبت و تصاوير خودروهاي متخلف را نيز در حافظه سيستم خود ذخيره مي کنند، اما براي متخلفان هيچ قبض جريمه اي صادر نمي شود، به همين دليل شهروندان براي اطلاع از جريمه شدن توسط اين خودرو ها بايد از طريق وب سايت، سامانه پيامکي پليس راهور يا دفاتر پليس+10 از جريمه شدن خود باخبر شوند.

سرهنگ حسن عابدي، جانشين پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در اين باره به جام جم مي گويد: جريمه هايي که به وسيله خودرو هاي دوربين دار پليس ثبت مي شود، در اثر گذشت زمان دو برابر نمي شود، اين درحالي است که ما تلاش مي کنيم متخلفان از طريق پيامک در جريان تخلفات رانندگي خود قرار گيرند.

خودروهاي دوربين دار پليس مجهز به دو دوربين هستند؛ يکي براي خواندن پلاک خودرو و ديگري براي تهيه عکس از خودروي متخلف

عابدي يادآور مي شود: با گسترش خدماتي که خودروهاي دوربين دار پليس ارائه مي کنند، مي توان اميدوار بود در آينده نزديک فعاليت پارکبان ها نيز متوقف شده و اين خودرو ها وظايف پارکبان ها را به عهده بگيرند.
به گفته وي، قرار است در آينده تمامي خودرو هاي پليس به چنين دوربين هايي مجهز شوند، اما اکنون در هر منطقه از شهر تهران يک دستگاه از اين خودرو ها فعال شده و پليس براي افزايش تعداد آنها در مناطق مرکزي و شمالي تهران تلاش مي کند؛ زيرا تخلفات رانندگي در اين مناطق بيشتر است.
با توجه به اظهارنظرهاي کارشناسان بايد تاکيد کرد مسئولان شهري وظيفه دارند در کنار بهره بردن از فناوري هاي روز به منظور برخورد با متخلفان، براي رفع مشکلات شهروندان نيز قدم بردارند؛ يعني به توسعه حمل و نقل عمومي پرداخته و فضاي لازم براي پارک خودرو را دست کم در حاشيه مراکزي مانند داروخانه ها، بيمارستان ها، درمانگاه ها و مدارس فراهم کنند.

بالا