آخرین خبرها
خانه / گزارش (برگ 34)

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی

محك محيط زيست در بحث انتقال آب

کارشناسان نسبت به عواقب انتقال آب هشدار مي دهند، اما طرح هاي انتقال آب در شمال و جنوب کشور همچنان پيگيري مي شود و آنها که بايد نسبت به خطرات اجراي اين طرح آگاه شوند ترجيح مي دهند چشمانشان را روي آسيب هاي اين کار ببندند؛ هرچند سازمان حفاظت محيط زيست بارها نسبت به غيرقانوني بودن اجراي چنين طرح هايي هشدار داده، اما از اجرا شدن طرح هاي انتقال آب مي توان به کارساز نبودن اين هشدارها پي برد.
ديروز در نشست خبري رئيس سازمان حفاظت محيط زيست که به مناسبت هفته محيط زيست برگزار شد، بحث انتقال آب و خطرات آن دوباره از حاشيه به متن آمد؛ معصومه ابتکار با تاکيد بر اين که انتقال آب بدون مجوز محيط زيست خلاف قانون است، از لزوم تهيه گزارش ارزيابي زيست محيطي براي طرح هاي انتقال آب سخن به ميان آورد؛ مساله اي که به نظر مي رسد اين روزها آن طور که بايد جدي گرفته نمي شود.
اين درحالي است که کارشناسان تاکيد مي کنند بخشي از طرح هاي انتقال آب اجرا شده و کشور ديگر با اين اتفاق روبه رو شده، اما هنوز فرصت باقي است و مي توان از شدت آسيب هايي که چنين طرح هايي براي آيندگان به جاي مي گذارد، کم کرد.
آن طور که رئيس سازمان حفاظت محيط زيست گفت براساس قانون، طرح هاي انتقال آب بايد گزارش ارزيابي زيست محيطي داشته باشند، زيرا تبعات زيست محيطي انتقال آب، ملي است.
در اين ميان کارشناسان بر اين باورند که قبل از هر کاري بايد مشخص شود چنين طرح هايي چه تاثيري بر محيط زيست کشور دارد.
ابتکار با بيان اين که قبل از انتقال آب بايد حقابه طبيعت را در نظر گرفت، سپس اگر آب باقي ماند، براي آن تصميم گيري کرد، ادامه داد: علاوه بر اين بايد با تدابيري مانند تغيير الگوي مصرف، بازچرخاني آب و اصلاح الگوي کشت از آبي که در دسترس است، بهترين استفاده را کرد.
درواقع به نظر کارشناسان بايد بهره وري آب را بالابرد و پس از آن اگر مشکل کمبود آب حل نشده بود، به بحث انتقال آب آن هم فقط براي شرب و استفاده از آب شيرين کن ها بود. به نظر مي رسد چنين طرح هايي در کشور دنبال مي شود، چون بيشتر مديران به دنبال ايجاد کارنامه درکوتاه مدت هستند، به همين دليل نسبت به طرح هاي بلند مدت که خطرات کمتري براي محيط زيست دارد، بي توجهند.

گلايه از صدا و سيما

تمامي بحث هايي که ديروز در نشست خبري رئيس سازمان حفاظت محيط زيست مطرح شد، حول و حوش محيط زيست نبود، زيرا ابتکار دقايقي را نيز به گلايه و انتقاد از مديران پيشين رسانه ملي اختصاص داد و ابراز اميدواري کرد با تغيير مديريت اخير چنين مشکلاتي تکرار نشود.
اين درحالي است که بايد يادآور شد سکاندار تازه نفس رسانه ملي نيز پيش از اظهارنظر و گلايه هاي رئيس سازمان حفاظت محيط زيست از اين خبر داده بود که هدفش تعامل با دولت و بر طرف شدن چنين مشکلاتي است.
ديروز ابتکار از اين گله کرد که در حوزه محيط زيست، اتفاق هاي قابل توجهي رخ داده، اما تلويزيون آنها را پوشش نداده است. به گفته او، اين اتفاق ها به شخص خاصي تعلق نداشته و به مردم مربوط است.
رئيس سازمان حفاظت محيط زيست به ديدار اخيرش با رئيس جمهور کره جنوبي اشاره کرد و پرسيد چرا چنين اتفاقي بايد مورد بي توجهي رسانه ملي قرار گيرد.
بايد يادآور شد که گلايه هاي ابتکار از معاون سياسي و خبر تلويزيون بود، زيرا او از ديگر بخش هاي رسانه ملي قدرداني کرد و يادآور شد که با کمک رسانه ملي برنامه و اتفاقات مناسبي در حوزه محيط زيست رقم خورده است.

نمايش اندوه در باغ وحش هاي غير استاندارد

خبرهاي خوشي از باغ وحش هاي کشور به گوش نمي رسد؛ روزي بيماري در آنها طغيان مي کند و گونه هاي جانوري را به کام مرگ مي کشاند، روز ديگر ناآگاهي مسئولان باغ وحش دست به دست بازديدکنندگان غافل مي دهد، منجنيقي مي شود بزرگ و به سمت قفس حيوانات سنگ پرتاب مي کند تا فاجعه اي رقم بخورد.
در اين گير و دار اگر حادثه اي نيز اتفاق نيفتد، نامناسب بودن محل نگهداري و تغذيه گونه هاي جانوري به مرور زمان مرگ آنها را جلو مي اندازد تا در کشورمان همچنان از باغ وحش ها به عنوان اسارتگاه يا کشتارگاه حيات وحش ياد شود، اين در حالي است که باغ وحش ها ساخته مي شوند تا نيازهاي آموزشي، حفاظتي و تحقيقاتي دنياي امروز را برآورده کنند.
مراکز نگهداري از حيوانات را بايد جزيره هاي فراموش شده اي دانست که هرازگاهي به دليل وقوع خبرهاي ناگوار پايشان به روزنامه ها باز مي شود، اما آشفته بازار آنها پس از مدتي بين خبرهاي ريز و درشت ديگر از ياد مي رود.
فرقي نمي کند باغ پرندگان باشد يا چند قفس کوچک و کثيف که به آن عنوان باغ وحش داده اند، اين روزها در بيشتر مراکز نگهداري حيوانات توجه به حقوق حيوانات و اهميت حفظ و معرفي درست آنها به شهروندان کم اهميت ترين دغدغه برخي مسئولان است.
برخي کارشناسان معتقدند اين شرايط نامناسب سال هاست بر مراکز نگهداري حيوانات حاکم است، چراکه براي کمتر دولتي توجه به اين مهم در اولويت بوده است.
هوشنگ ضيايي، استاد دانشگاه و کارشناس حيات وحش در گفت وگو با جام جم تاکيد مي کند: در کشورمان به سر و سامان دادن به مراکز نگهداري از حيات وحش
اهميتي داده نمي شود.

    چرا باغ وحش مهم است؟ 
کارشناسان درباره اين که چرا دولتمردان بايد به مراکز نگهداري از حيات وحش اهميت بدهند، دلايل زيادي را مطرح مي کنند. براي نمونه آنها به نقش آموزشي باغ وحش ها اشاره مي کنند، زيرا چنانچه کودکان و نوجوانان از باغ وحش هاي استاندارد و مناسب بازديد کنند، ديد مناسبي از اهميت حفظ گونه هاي جانوري به دست مي آورند و در آينده براي حفظ محيط زيست و حيات وحش تلاش بيشتري خواهند کرد.
افزون بر اين مراکز نگهداري از حيات وحش چنانچه مطلوب باشند مي توانند بخشي از اوقات فراغت خانواده ها را نيز پوشش بدهند، زيرا در زندگي ماشيني امروز يکي از دغدغه هاي افراد استفاده از هر فرصتي براي پناه بردن به طبيعت است، بنابراين در چنين شرايطي باغ وحش ها مي توانند يکي از نياز هاي شهروندان را برطرف کنند.
علاوه بر چنين نيازهايي بايد به نقش نگهداري از گونه هاي نادر نيز اشاره کرد. ضيايي در اين باره توضيح مي دهد: امروز در دنيا از باغ وحش ها به عنوان محلي براي نگهداري از گونه هاي نادر و در خطر انقراض ياد مي کنند در واقع کارشناسان در اين مراکز تلاش مي کنند شرايط را براي زاد و ولد اين گونه ها فراهم کنند تا آنها را از خطر انقراض نجات دهند.
علاوه بر اين موارد کارشناسان از جنبه هاي تحقيقاتي مراکز نگهداري از حيات وحش نيز ياد کرده و مي گويند در باغ وحش ها مي توان اطلاعات مناسبي از گونه هاي جانوري به دست آورد از طول زمان بارداري بگيريد تا مسائل ژنتيکي.

    باغ وحش هاي کم سود و مطرود 
مراکز نگهداري از حيات وحش در کشورمان سوابق خوبي ندارند و بيشتر شهرونداني که تجربه بازديد از آنها را دارند مشتاق بازديد مجدد از آنها نيستند، البته در اين بين هستند باغ وحش هايي که تلاش مي کنند به شرايط مطلوب برسند، اما نامناسب بودن حمايت هاي دولت سبب مي شود آنها به اين هدف نرسند.
کارشناسان از سودآور نبودن باغ وحش ها به عنوان يکي از علل اصلي نامناسب بودن باغ وحش ها ياد مي کنند، زيرا اين مراکز آن طور که بايد نتوانسته اند بازديدکننده جذب کرده و از اين راه درآمد مناسبي به دست بياورند.
ضيايي در اين باره خاطرنشان مي کند: باغ وحش ها خيلي سودآور نيستند و مديران برخي از آنها با صراحت مي گويند اگر در زميني که آنها براي ايجاد باغ وحش هزينه کرده اند سوله بسازند و اجاره دهند درآمد بيشتري کسب خواهند کرد.
اين شرايط سبب شده آنها در پرداخت حقوق کارکنان و تهيه خوراک براي گونه هاي جانوري خود با مشکل روبه رو شوند.
بنابراين بيشتر مديران مراکز نگهداري از حيات وحش کشور ترجيح مي دهند به جاي استفاده از متخصصان اين حوزه از کارگران ساده بهره ببرند در نتيجه اين روزها افرادي که مسئول نگهداري از گونه هاي جانوري در باغ وحش ها هستند با دادن اطلاعات غلط به بازديدکنندگان سبب ترس و نفرت افراد نسبت به گونه هاي جانوري مي شوند.
اين در حالي است که در کشورهاي موفق در کنار به کارگيري افراد متخصص، از افراد دواطلب نيز استفاده مي شود تا به اين شکل از هزينه هاي نگهداري گونه هاي جانوري کاسته شود و بتوان شرايط باغ وحش ها را ارتقا داد.

    مجوز به باغ وحش مي رود
هرچند شرايط مراکز نگهداري از حيات وحش در کشور هنوز با شرايط ايده آل فاصله دارد، اما نمي توان منکر اين شد که در سال هاي اخير شرايط برخي مراکز نگهداري از حيوانات اندکي بهتر شده، زيرا از حدود 70 مرکز نگهداري از حيات وحشي که در کشور وجود دارد تا چند سال پيش مراکز انگشت شماري از سازمان حفاظت محيط زيست مجوزهاي لازم را گرفته بودند، اما آن طور که امير حسين داداشي، رئيس اداره ساماندهي و هماهنگي امور مناطق سازمان محيط زيست در گفت وگو با جام جم اظهار مي کند اکنون حدود 70درصد اين مراکز از محيط زيست مجوز گرفته اند.
در واقع اين مراکز بايد به دستورالعمل و ضوابطي که براي آنها در نظر گرفته شده عمل کنند تا بتوانند مجوز ها را به دست بياورند.
داداشي درباره شرايطي که مراکز نگهداري از حيات وحش بايد به آن توجه کنند، مي گويد: نحوه طراحي مرکز، فضاي سبز آن، راه هاي ارتباطي، ميزان آلودگي خاک و آب و نکات بهداشت برخي از شرايطي هستند که بايد مورد توجه قرار گيرند، زيرا اگر از سوي مسئولان مراکز نگهداري از حيات وحش رعايت نشود، مجوزي به آنها تعلق نخواهد گرفت.
در کشور ما مراکزي هستند که قبلاساخته شده و اين دستورالعمل ها را رعايت نکرده اند به همين سبب سازمان حفاظت محيط زيست آنها را براي گرفتن مجوز فراخوانده است.
به اين ترتيب سازمان حفاظت محيط زيست براي استانداردسازي مراکز نگهداري از حيات وحش تلاش مي کند و در صورتي که مرکزي نتوانست از عهده اجراي دستورالعمل هاي در نظر گرفته شده برآيد، تعطيل خواهد شد.
داداشي يادآور مي شود: مراکزي که به دليل استاندارد نبودن تعطيل مي شوند بايد گونه هاي جانوري شان را در اختيار ديگر مراکز بگذارند.
اين در حالي است که برخي کارشناسان معتقدند نظارت هاي صورت گرفته بر باغ وحش ها مناسب نيست به همين دليل گونه هاي جانوري در اين مراکز به دليل پيش پاافتاده ترين مسايل آسيب هاي جبران ناپذيري مي بينند. افزون بر اين آنها از برخي مراکز نگهداري حيات وحش به عنوان محلي براي قاچاق گونه هاي جانوري ياد مي کنند. به همين دليل به نظر مي رسد بازرسان سازمان حفاظت محيط زيست بايد نظارت بيشتري بر اين مراکز داشته باشند.

    غريبه با زيستگاه
کارشناسان ايرادهاي زيادي از مراکز نگهداري از حيات وحش کشور مي گيرند؛ از نامناسب بودن قفس ها گرفته تا آگاه نبودن کارکنان اين مراکز، اما آنچه کمتر در اين بين به آن توجه مي شود شبيه سازي محل نگهداري گونه هاي جانوري با زيستگاه هاي طبيعي آنها و حتي در نظر گرفتن فضاي کافي و مناسب با توجه به گونه جانوري است.
محمد کرمي، رئيس اداره نظارت بر امور حيات وحش اداره کل حفاظت محيط زيست استان تهران در گفت وگو با جام جم يادآور مي شود: براي نگهداري از هر گونه جانوري بايد استاندارد هاي خاصي رعايت شود. براي نمونه با توجه به نوع گونه هنگام ساخت محل نگهداري از آن بايد نکات ويژه اي را در نظر گرفت.
به عنوان مثال در باغ هاي پرندگان بايد فضاي لازم براي پرواز يا آب تني گونه ها در نظر گرفته شود. علاوه بر اين کارشناسان معتقدند براي نگهداري از گربه ساني مانند ببر به محلي نياز است که 8 برابر بدن حيوان فضا داشته باشد تا امکان تحرک از گونه گرفته نشود، اين در حالي است که بايد محل نگهداري از اين گونه بايد از نور کافي نيز برخوردار باشد.
کرمي ادامه مي دهد: سازمان حفاظت محيط زيست به همراه دامپزشکي بر مراکز نگهداري از حيات وحش نظارت مي کنند. آن طور که رئيس اداره نظارت بر امور حيات وحش اداره کل حفاظت محيط زيست استان تهران مي گويد: در تهران حدود 15 مرکز نگهداري از حيات وحش وجود دارد و بازرسان محيط زيست هر هفته به اين مراکز رفته و از نحوه نگهداري گونه هاي جانوري در آن گزارش تهيه مي کنند.
با توجه به نظر کارشناسان و هشدارهايي که فعالان حقوق حيوانات درباره شرايط نگهداري از گونه هاي جانوري در مراکز نگهداري از حيات وحش مي دهند بايد از مسئولان خواست با حمايت بيشتر از اين مراکز زمينه را براي درآمدزايي بيشتر آنها فراهم کنند، علاوه براين مي توان با حمايت از بخش خصوصي و در نظر گرفتن تسهيلات خاص براي آنها مقدمات ساخت پارک هاي حيات وحش را نيز در کشور فراهم کرد تا به اين شکل به اهداف اصلي ساخت باغ وحش دست يافت.

    طرح فراموش شده
ساخت پارک حيات وحش در پارک پرديسان را بايد يکي از طرح هاي فراموش شده دانست، چراکه براساس طرحي که سال 53 يا 54 مطرح شد قرار بود اين پارک به يکي از بزرگ ترين پارک هاي حيات وحش منطقه بدل شود.
هوشنگ ضيايي، نويسنده کتاب «پستانداران ايران» در اين باره توضيح مي دهد: قرار بود گونه هاي جانوري دراين پارک در محيط نيمه طبيعي خود باشند، به اين شکل که در شمال پارک پرديسان زيستگاه هيرکاني و جنگل هاي شمال با حيوانات خاص آن منطقه مانند مرال و شوکا شبيه سازي شود. در وسط پارک نيز محلي براي مناطق کويري با گونه هايي مانند گور ايراني و يوزپلنگ پيش بيني شده بود و در جنوب پارک نيز قرار بود آکواريومي بزرگ با گونه هاي جانوري خليج فارس ساخته شود، اما اين طرح چند سال است به فراموشي سپرده شده و شرايط به گونه اي است که براي حفظ اين پارک نيز تلاش هاي زيادي صورت گرفته زيرا تاکنون براي فروش اراضي اين پارک اقداماتي صورت گرفته است.

حادثه در باغ وحش
حادثه هاي زيادي تاکنون در مراکز نگهداري حيات وحش کشور رقم خورده است؛ حادثه هايي که در آن گونه هاي جانوري و بازديدکنندگان آسيب ديده اند. در اين گزارش به مرور برخي از آنها پرداختيم.

قتل گوزن باردار
فروردين 95، خبر مرگ گوزن زرد ايراني باردار در باغ وحش کاسيت خرم آباد خبرساز شد و برخي مسئولان بيماري تب برفکي و سنگ پراکني از سوي بازديدکنندگان را علت مرگ گوزن مطرح کردند.

قطع انگشت پا
مهر 93، سهل انگاري والديني که کودک خود را به محل نگهداري گورخرهاي باغ وحش ارم بيش از حد نزديک کرده بودند سبب شد يکي از گور ها پاي کودک را گاز گرفته و سبب قطع شدن انگشت پاي او شود،البته در اين حادثه نمي توان کم توجهي ماموران باغ وحش را نيز ناديده گرفت.

چشم شير مهم نيست
ارديبهشت 93، عفونت چشم يک قلاده شير در باغ وحش زابل آنقدر جدي گرفته نشد که در نهايت کارشناسان مجبور به تخليه چشم شير شدند. نبود اسلحه و گلوله بيهوشي نيز از علت هاي تاخير در درمان شير بود.

مرگ مارال فراري
دي 92، خبر مرگ مارالي که از باغ وحش درناي اروميه فرار کرده بود، بار ديگر شرايط نامناسب باغ وحش هاي کشور را مطرح کرد.

جدال مرگبار 2 شير
آبان 92، جدال دو شيري که در قفس نامناسب با فضاي محدود نگهداري مي شدند با مرگ يکي از آنها پايان يافت، نبود اسلحه و گلوله بيهوشي و توجه نکردن به فضاي محدود قفس سبب اين حادثه شد.

کشتار مشمشه
دي 89، شيوع بيماري مشمشه در باغ وحش ارم سبب مرگ يک قلاده ببر سيبري و 14 قلاده شير اين مجموعه شد.

 

مهدي آييني

بحران طلاق از نوع توافقي

وافق براي باهم بودن اين روزها جايش را به توافق براي جدايي داده، آمار هايي که رئيس کل دادگاه هاي انقلاب تهران از اين روند داده، از اين حکايت دارد که سال گذشته 29 هزار طلاق توافقي از سوي زوج ها در پايتخت مطرح و دراين ميان فقط 10 درصدشان به سازش ختم شده است.
آخرين آمار در کل کشور هم مربوط به سال 93 است که معاونت آمار و فناوري قوه قضاييه اعلام کرد بيش از 163 هزار زوج درخواست طلاق توافقي دادند که اين آمار رشدي تقريبا 10 درصدي نسبت به سال 92 داشت و ثابت مي کند وخامت اوضاع مربوط به تهران نيست و در ساير استان ها هم اين پديده در حال گسترش است.
آنها هشدار مي دهند که زوج هاي جوان هنوز آن طور که بايد درباره پيامد هاي طلاق آگاه نشده اند و برخي متخصصان نيز به اشتباه طلاق را به عنوان اولين راهکار براي زوج هايي که به اختلاف برخورده اند معرفي مي کنند. سال گذشته از هر 4/4 ازدواج در کشور يکي به طلاق ختم شد، که البته در کلانشهري مانند تهران اين آمار به يک از 8/2 مي رسد، اما آنچه در اين ميان به فراموشي سپرده شد، تلاش براي آگاه کردن زوج هاي جوان از عواقب طلاق است؛ زيرا بسياري از آنها زماني از اين عمل خود پشيمان مي شوند که ديگر راه برگشتي پيش رويشان وجود ندارد.
ديروز در همايش پيشگيري از طلاق و مراسم افتتاح 75 مرکز مداخله و پيشگيري از طلاق که در تهران برگزار شد،بار ديگر به اين آسيب اجتماعي پرداخته شد، حبيب الله مسعودي فريد، معاون اجتماعي بهزيستي عنوان کرد که کشورمان در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا يکي از قوي ترين نظام هاي برنامه اي درباره مسائل خانوادگي و کاهش طلاق را دارد، او معتقد است در اين بين شرايط کشورمان نسبت به کشورهايي مانند آمريکا بهتر است. اين در حالي است که بايد تاکيد کرد هر چند شرايط در کلانشهرهايي مانند تهران نگران کننده تر است، اما مسئولان بايد به فکر روند روبه رشد طلاق در شهرهاي کوچک نيز باشند و براي ايجاد مراکز مشاوره و فرهنگ استفاده از آن در مناطق محروم نيز راهکاري بينديشند؛ زيرا از 1600 مرکز مشاوره سازمان بهزيستي در کل کشور 200 مرکز در تهران قرار گرفته است.

    زوج ها با هم نمي سازند
در کنار لزوم ايجاد مراکز مشاوره ديروز نکاتي نيز درباره طلاق توافقي مطرح شد و اين که بايد براي کاهش طلاق هاي توافقي راهکار مناسبي پيدا کرد. براي نمونه به گفته عباس پورياني، رئيس کل دادگاه هاي انقلاب تهران سال گذشته در دادگستري شهر تهران 28 هزار و 938 مورد درخواست طلاق توافقي ثبت شده است.
با توجه به روند طلاق هاي توافقي، کارشناسان درباره نبود تمايل به خدمات مشاوره و مناسب نبودن برخي خدمات مشاوره هشدار مي دهند؛ زيرا با اين که چند سالي است براي کاهش طلاق هاي توافقي تلاش مي شود، اما آمارها در اين خصوص هنوز نگران کننده است.
احمد دلبري، مديرکل بهزيستي استان تهران نيز در همايش ديروز تصريح کرد: سال گذشته 7000 زوج متقاضي طلاق به مراکز دولتي و غيردولتي بهزيستي تهران رفته اند، اما فقط 10 درصدشان از تصميم خود منصرف شده اند.

    قهر با مشاوره
برخلاف تلاش هاي صورت گرفته، طلاق توافقي در اين سال ها کاهش چشمگيري نداشته، زيرا هنوز زوج هايي که به اختلاف برمي خورند دوست دارند در کوتاه ترين زمان و با کمترين تنش و هزينه از يکديگر جدا شوند. هر چند به لحاظ قانوني اين حق آنهاست و در برخي موارد طلاق مي تواند راهکار مناسبي باشد، اما برخي مشاوران خانواده معتقدند با مشاوره مناسب و حل مسائل زوج هاي جوان مي توان مانع جدايي آنها شد، ولي تمايل کم زوجين به استفاده از خدمات مشاوره و در دسترس نبودن و گران بودن اين خدمات سبب مي شود آنها تصميم هاي مناسبي نگيرند.
مهدي ميرمحمد صادقي، مدير دفتر مشاوره و خدمات امور روانشناختي سازمان بهزيستي در گفت وگو با جام جم عنوان مي کند: چنانچه کارشناس مشاوره خبره باشد مي تواند مداخلات مفيدي انجام دهد، زيرا همان طور که عده اي به دليل نادرست ازدواج مي کنند، عده اي نيز به دلايل نادرست از يکديگر جدا مي شوند و اين مساله براي آنها پيامد هايي خواهد داشت. آن طور که ميرمحمد صادقي توضيح مي دهد، شرايط سبب شده در کشورمان ازدواج را سخت بگيرند، اما مساله طلاق که به سختگيري بيشتري نياز دارد، آسان گرفته شود.
در واقع برخي زوج هاي جوان هنگام تصميم گيري براي جدايي ترجيح مي دهند مساله را بين خودشان حل کنند، اما آنها غافلند که ممکن است مشاوران راهکارهاي مدرني در اختيارشان بگذارند.
براي نمونه مشاوران خانواده تاکيد دارند که بسياري از طلاق ها به اين دليل رقم خورده که هنگام تصميم گيري براي جدايي، يکي از زوجين دچار افسردگي بوده به همين دليل پس از جدايي و طي شدن دوران افسردگي از تصميم خود بازگشته اند، اما در بسياري از موارد اصلاح اين تصميم ميسر نيست، چون ممکن است يکي از زوجين رابطه جديدي را آغاز کرده باشد يا تحت فشار دوستان و آشنايان شخص نتواند به زندگي گذشته اش برگردد.

    کمبود کارشناس خبره
علاوه بر اين که بسياري از زوج ها از خدمات مشاوره به دلايلي مانند گران بودن يا در دسترس نبودن استفاده نمي کنند، برخي کارشناسان از اين گله دارند که هستند مشاوراني که بدرستي زوجين جوان را راهنمايي نمي کنند.
مدير دفتر مشاوره و خدمات امور روانشناختي سازمان بهزيستي در اين باره مي افزايد: رويکرد مشاوران نيز در اين بين مهم است، چون برخي از آنها رويکردشان بر حفظ خانواده است يعني تا جايي که ممکن است تلاش مي کنند تا طلاق آخرين راه حل باشد، اما هستند مشاوراني که طلاق را به عنوان اولين راهکار ارائه مي کنند.
بنابراين بايد براي آموزش کارشناسان خبره و به کار گرفتن آنها از سوي مراکز مشاوره نيز مسئولان راهکار مناسبي در پيش بگيرند. زيرا به نظر کارشناسان مشاوره، زوج هاي جوان به دلايل ساده نبايد از يکديگر جدا شوند، چراکه ممکن است در طول زندگي مشترک يکي از آنها دچار افت عاطفي شود.

    سنت هاي فراموش شده
درکنار کم توجهي به خدمات مشاوره از سوي شهروندان و دولت، برخي کارشناسان نيز معتقدند با پيشرفت فناوري و استفاده بيش از حد خانواده ها از دنياي مجازي، سنت هاي مناسب گذشته به فراموشي سپرده شده و نبود جايگزين مناسب سبب تشديد آسيب هاي اجتماعي نظير طلاق شده است.
فرج الله عارفي، نايب رئيس کميسيون اجتماعي مجلس نيز در گفت وگو با جام جم مي افزايد: يکي از دلايلي که سبب افزايش طلاق در بين زوج هاي جوان شده، فراموش کردن سنت هاي گذشته است؛ زيرا براساس آنها زوج هاي جوان و خانواده هايشان فرصت بيشتري براي شناخت از يکديگر داشتند.
او معتقد است اين روزها زوج ها به شناخت مناسبي از يکديگر دست پيدا نمي کنند، به همين دليل همان طور که بسرعت به يکديگر علاقه مند مي شوند، از هم جدا مي شوند.
در واقع سطحي نگري نسبت به ازدواج سبب مي شود، زوج هاي جوان علايق يکديگر را نشناسند و هنگامي که زير يک سقف مي روند متوجه اختلاف هايشان مي شوند.
نايب رئيس کميسيون اجتماعي مجلس يادآور مي شود: در گذشته بزرگان فاميل نقش مشاوران را ايفا مي کردند به همين دليل زندگي افراد کمتر دچار مشکل مي شد، اما اين روزها روابط خويشاوندي نيز کاهش پيدا کرده و به همين دليل اين سنت نيز روبه فراموشي است.
با توجه به اظهارنظر کارشناسان بايد راهکار مناسبي براي گسترش فرهنگ استفاده از خدمات مشاوره در بين خانواده ها پيدا کرد و در کنار آن دولت بايد با تحت پوشش قرار دادن خدمات مشاوره، شرايطي ايجاد کند که خدمات مشاوره در سبد خانوار قرار گيرد و با نظارت بر عملکرد مراکز مشاوره از نتيجه بخش بودن آنها در کاهش آسيب هاي اجتماعي اطمينان پيدا کند.

گزارش گمشدن 24 ميليون نفر ​

24 میلیون نفر گم شده‌اند، آنها آنقدر به دنبال شغل، ازدواج و مسکن می‌گردند که انگار فراموش می‌شوند. از جوانان ایرانی حرف می‌زنیم؛ افرادی که هرچند 5/31 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، اما برای حل مشکلاتشان اراده‌ای نیست. کارشناسان از نبود متولی مناسب، تعامل فرابخشی و بی‌توجهی دولت به عنوان دلایلی که سبب فراموش شدن جوانان شده، یاد می‌کنند.

امروز اولین روز هفته جوان و افرادی است که در آمارها شمرده می‌شوند، اما هنگام کار و عمل به حساب آورده نمی‌شوند، به همین دلیل این روزها بیش از 11 میلیون و 240 هزار فرد مجرد در کشور وجود دارد که در سن ازدواج قرار دارند، اما هر روز از آرزوهایشان فاصله می‌گیرند.

در این بین مردان 20 تا 34 ساله جمعیتی برابر با پنج میلیون و 570 هزار نفر و خانم‌های 15 تا 29 ساله نیز جمعیتی برابر پنج میلیون و 670 هزار نفر دارند.

این درحالی است که باید سیل جمعیت جوانان بیکار و آنهایی که برای تهیه سرپناه به هر دری می‌زنند را نیز در نظر گرفت که مدت‌هاست خواسته‌هایشان برای برخی مسئولان تکرار شده است.

شورایی در کما

چشم بسیاری از جوانان برای حل چنین مشکلاتی به شورای‌ عالی جوانان دوخته شده، اما اعضای این شورا آن طور که باید در این راه جدی نیستند تا آنجا که حدود 20 ماه از آخرین باری که این شورا تشکیل جلسه داده، می‌گذرد.

برخی کارشناسان معتقدند این شورا جدی گرفته نمی‌شود، چون رئیس‌جمهور آن را جدی نمی‌گیرد؛ زیرا اراده‌ای برای تشکیل این شورا به شکل مرتب نیست، اما می‌شد تصمیم‌های راهبردی و کلانی برای رفع مشکل جوانان گرفت. به همین دلیل به نظر می‌رسد دولت برای کاستن از بار مشکلات جوانان باید در کنار سیاستگذاری در حوزه جوانان، وارد حوزه اجرا نیز بشود.

آن طور که خبرگزاری مهر گزارش داده، تنها جلسه شورای‌عالی جوانان در دولت یازدهم، مهر93 برگزار شد. این در حالی است که شورای عالی جوانان از زمان تاسیس در سال 1371 تاکنون 36 بار تشکیل جلسه داده است که 11 جلسه آن در دولت‌های پنجم و ششم، 15 جلسه در دولت‌های هفتم و هشتم و 9 جلسه در دولت‌های نهم و دهم بوده است. بنابراین سهم دولت یازدهم در توجه به مسائل جوانان تنها برگزاری یک جلسه شورای‌عالی جوانان بدون حضور رئیس‌جمهور است!

دولت ثابت کند

تاکنون بسیاری از دولت‌ها با شعار حمایت از جوانان و پرداختن به مسائل آنها،روی کار آمده‌اند، اما هیچ‌کدام آنطور که باید به مسائل جوانان نپرداخته‌اند به همین دلیل عباس قائید رحمت، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح می‌کند چنانچه جوانان برای دولت در اولویت قرار دارند، دولت باید این مساله را ثابت کند یعنی حمایت از آنها را از مقام بخشنامه و توصیه فراتر ببرد.

او از اشتغال، ازدواج، مسکن و اوقات فراغت به عنوان مشکلات عمده جوانان یاد کرده و می‌افزاید: این مشکلات حل نشده باقی مانده چون اهل عمل نبوده‌ایم و تنها شعار داده‌ایم.

سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس نیز تاکید می‌کند: برای برطرف شدن مشکلات جوانان هیات دولت و شخص رئیس جمهور باید وقت بیشتری بگذارند تا به این شکل وزارتخانه‌ها و سایر نهاد‌ها نیز برای برطرف شدن مشکلات جوانان تلاش کنند؛ زیرا به نظر می‌رسد فقط از این طریق می‌توان تصمیم‌هایی گرفت که ضمانت اجرایی پیدا کند.

مرگ تعامل بین بخشی

وزارتخانه و دستگاه‌های زیادی در برطرف شدن مشکلات جوانان نقش دارند، اما آنها مساله جوانان را فراموش کرده‌اند یا دوست دارند آنها را فراموش‌شده بدانند. درواقع آنها تمایل دارند به اهداف خود برسند،اما ازاین غافلند که بروز مشکل برای جوانان در نهایت سبب بروز مشکل برای آنها خواهد شد؛ زیرا برخی کارشناسان از حل نشدن مشکل جوانان به عنوان تهدید ملی یاد می‌کنند.

در این میان، کمتر وزارتخانه یا دستگاهی پیدا می‌شود که به جوانان اهمیت بدهد. برای نمونه آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت ارشاد، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت بهداشت و وزارت ورزش و جوانان که برخی از اعضای شورای‌عالی جوانان هستند، هیچ‌وقت برای حل و فصل مشکلات جوانان قدمی جدی برنداشته‌اند.

این درحالی است که برخی کارشناسان تاکید می‌کنند در این بین برنامه‌ای در حوزه قانونگذاری و اجرا برای جوانان وجود ندارد یعنی برنامه مناسبی برای بهره بردن از این سرمایه خدادادی در کشور نوشته نشده است، به همین خاطر وزارتخانه و دستگاه‌های مختلف در این راستا هزینه می‌کنند، اما نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

حسین طلا، عضو کمیسیون اجتماعی در این باره به جام‌جم می‌گوید: این شرایط سبب شده جوانان پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه‌ها، مهارتی نیاموخته باشند یا تلاش‌های آموزش و پرورش به حرفه‌آموزی ختم نشود.

علاوه بر این برخی کارشناسان به تلاش دولت پیشین برای حل مشکل مسکن جوانان اشاره کرده و می‌گویند: چون همه جوانب در نظر گرفته نشده بود طرح مسکن مهر نیز نتوانست مشکل مسکن جوانان را حل کند.

معاونتی در سایه

بیشتر کارشناسان انگشت اتهام کم‌کاری در حوزه جوانان را به سمت وزارت ورزش و جوانان و معاونت جوانان این بخش نشانه می‌روند، زیرا رسیدگی به امور جوانان در سایه ورزش قرار گرفته است.

شاید به همین دلیل است که محمدرضا رستمی، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان نیز با صراحت می‌گوید: برخلاف تمام تلاش‌های انجام شده برای پرداختن به مسائل جوانان، هنوز از لحاظ سیاسی و اقتصادی سایه ورزش بر حوزه جوانان سنگینی می‌کند.

هرچند برخی کارشناسان با نظر رستمی موافق هستند، اما برخی نیز تاکید دارند معاونت جوانان متولی مسائل جوانان است و به همین دلیل باید
پاسخگو باشد.

حسین طلا، عضو کمیسیون اجتماعی دراین باره اظهار می‌کند: این معاونت باید پاسخگوی مسائل جوانان باشد چون به‌عنوان متولی جوانان
شناخته می‌شود.

به گفته او، علاوه بر وزارت ورزش و جوانان در سایر نهاد‌ها و حتی در بین مردم نیز بیشتر توجه‌ها به سمت ورزش است، به همین خاطر جوانان و مسائل مربوط به آنها به حاشیه رفته است.

دستاورد، هیچ

دراین بین برخی کارشناسان نیز عملکرد معاونان جوانان را مورد نقد قرار می‌دهند، برای نمونه عسکر ملکی، مدیرکل پیشین دفتر برنامه‌ریزی وزارت ورزش و جوانان درباره دستاوردهای معاونت ساماندهی امور جوانان می‌گوید از آقای گلزاری معاون پیشین بجز تاکید بر علل طلاق و آسیب‌های خانواده عملکردی دیده نشد، این درحالی است که معاون کنونی نیز دستاورد قابل‌توجهی نداشته و به مسائلی مانند همایش بسنده کرده‌اند.

ملکی یادآور می‌شود: این درحالی است که مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان دانشجو و طلاب بارها به نکات قابل توجهی اشاره کرده‌اند و باید از منویات ایشان استفاده کرد، اما به نظر می‌رسد در معاونت جوانان به این مسائل توجهی نمی‌شود.

با توجه به اظهار نظر کارشناسان می‌توان گفت تا زمانی که جوانان از سوی دولت جدی گرفته نشوند یعنی تمامی وزارتخانه و دستگاه‌ها پرداخت به مسائل آنها و اجرای تصمیم‌های گرفته شده برای حل مشکلات جوانان را جدی نگیرند، نمی‌توان بر حل مشکلات آنها امیدوار بود.

آتش در جنگل حريف ندارد

آتش در جنگل تنوره می‌کشد، عربده می‌زند، حریف می‌طلبد، بنیان زندگی را از ریشه می‌کند، تیغی می‌شود تیز در دست زنگی مست، اما هیچ‌کس جلودارش نیست، چون ناآگاهی و سوء‌مدیریت هر لحظه به آن می‌دمد و شعله‌هایش را به رقص بیشتر وا می‌دارد. ماجرای مهار شدن آتش‌سوزی جنگل‌های کشور شاید روی کاغذ داستانی قابل کنترل باشد، اما واقعیت تلخی همیشگی‌اش را دارد، چرا که هنوز آن‌طور که باید مسئولان برای مقابله با آن اولویت‌هایشان را بدرستی انتخاب نمی‌کنند.
این درحالی است که امسال نیز کارشناسان از شدت گرفتن آتش‌سوزی در عرصه‌های منابع طبیعی کشور خبر می‌دهند. خشکسالی‌ها جبران نشد، اما امسال بارش‌ها خوب بود و بیشتر مراتع کشور سرسبزتر از سال‌های پیش خود نمایی می‌کنند، اما این شرایط بستر را برای گسترش آتش‌سوزی‌های مراتع و جنگل‌ها نیز فراهم می‌کند، چون دیر یا زود سبزی مراتع، جایش را به علف‌های خشکی می‌دهد که برای جنگل و مراتع، حکم بشکه باروت را دارند و ندانم‌کاری انسان‌ها هرچند کوچک، جرقه‌ای خواهد شد برای به آتش کشیدنش.

انسان، متهم ردیف اول

بررسی آمارها در حوزه آتش‌سوزی جنگل‌ها گواهی است بر این که انسان متهم ردیف اول آتش‌سوزی عرصه‌های منابع طبیعی کشور است، چون حدود 80درصد آتش‌سوزی‌هایی که در عرصه‌های منابع طبیعی رخ می‌دهد منشأ انسانی دارد، یعنی انسان به عمد یا سهو در آنها نقش دارد، به این شکل که با رها کردن فیلتر سیگار یا زباله‌هایی مانند بطری یا لیوان‌های شیشه‌ای، سبب بروز آتش‌سوزی می‌شود، چون برخی زباله‌ها این قابلیت را دارند که مانند ذره‌بین عمل کنند و با شعله‌ور کردن علف‌های خشک، آتش‌سوزی مهارنشدنی ایجاد کنند. با توجه به این‌که نقش انسان در آتش‌سوزی‌های جنگل قابل توجه است، کارشناسان تاکید می‌کنند، آموزش و فرهنگسازی باید اولویت سازمان جنگل‌ها برای کاهش آمار آتش‌سوزی‌ها باشد.

گمشده‌ای به نام آموزش

ضعف در اجرای برنامه‌های آموزشی و کمک گرفتن از جوامع محلی، همیشه از نقاط ضعف دستگاه‌های اجرایی کشور بوده و به نظر می‌رسد سازمان جنگل‌ها نیز آن‌طور که باید، نتوانسته از این ظرفیت بهره ببرد.

هادی کیادلیری، رئیس جامعه جنگلبانی به جام‌جم می‌گوید: آموزش برای بسیاری از دستگاه‌ها در اولویت قرار ندارد و آنها تمایلی به بهره بردن از پتانسیل سازمان‌های مردم‌نهاد ندارند به همین دلیل، هنوز علت انسانی سهم بسزایی در آتش‌سوزی جنگل‌های کشور دارد.

ضعف در برنامه‌های آموزشی و فرهنگسازی سبب شده بسیاری از ایرانی‌ها هنگام حضور در طبیعت، پیش‌پا افتاده‌ترین نکات را نیز رعایت نکنند. برای نمونه هر خانواده دوست دارد برای خودش آتش روشن کند. این درحالی است که اگر افراد به این باور برسند که بهتر است از جایگاه‌های ویژه‌ای که برای این کار در نظر گرفته شده استفاده کنند، آتش‌سوزی‌های جنگل کاهش پیدا می‌کند.

فهم واقعی جنگل

غریبه بودن با جنگل و ارزش‌های آن، مساله دیگری است که سبب می‌شود، برخی افراد و مسئولان برای حفظ جنگل‌های کشور سنگ‌تمام نگذارند. برخی ادعا می‌کنند اگر برای ساخت سد به آنها اجازه تخریب جنگل بدهند یا بتوانند از چوب جنگل برداشت کنند، این آسیب را با کاشت نهال جبران می‌کنند، اما مشخص است که آنها درک درستی از جنگل ندارند، زیرا جنگل زیستگاهی است که طی گذر ده‌ها سال ایجاد شده و هیچ‌وقت نهال کاری نمی‌تواند جایگزینی برای این اکوسیستم باشد.

این باور اشتباه در افراد عادی بیشتر به چشم می‌خورد. برای همین آنها رسیدن به منافع زودگذر را به حفظ جنگل ترجیح می‌دهند. رئیس جامعه جنگلبانی مثال می‌زند: مدتی قبل، برای مهار آتش‌سوزی به یکی از مناطق جنگلی کشور رفتیم. چون نیروی کمی در اختیار داشتیم، تصمیم گرفتیم با پرداخت دستمزد از بومیان منطقه نیز استفاده کنیم، اما پس از مدتی متوجه شدیم آتش‌سوزی به جای مهار شدن گسترش پیدا می‌کند. با کمی بررسی فاش شد، بومیان منطقه برای کسب درآمد و ایجاد شغل، عمدا جنگل را به آتش می‌کشند.

با توجه به تجربه کیادلیری می‌توان به وضع آموزش و فرهنگسازی برای حفظ جنگل‌های کشور پی برد. به همین دلیل باید از سازمان جنگل‌ها و محیط‌زیست خواست، توجه بیشتری به ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد کنند و با استفاده از پتانسیل آنها برای آگاهی بخشیدن به بومیان منطقه کمک بگیرند.

مدیریت اشتباه جنگل

در کنار ضعف در اجرای برنامه‌های آموزشی و کمک گرفتن از سازمان‌های مردم‌نهاد، برخی کارشناسان معتقدند، نحوه مدیریت چالش‌هایی که جنگل‌های کشور با آن رو‌به‌روست، در بحرانی شدن این رخداد‌ها نقش دارد.

رئیس جامعه جنگلبانی خیلی صریح به ضعف مدیریت اشاره و بیان می‌کند: اکنون نگاه حاکم، نگاه کنترلی است، اما نباید برای کاهش آسیب‌هایی مانند آتش‌سوزی صرفا چنین رویکردی داشت. مهار آتش‌سوزی جنگل به مدیریت مناسب نیاز دارد؛ یعنی باید با کنترل، پایش، نظارت و فراهم آوردن اعتبار و امکانات لازم آتش‌سوزی‌ها را بموقع مهار کرد، زیرا بسیاری از مناطق جنگلی کشور صعب‌العبور است و با تجهیزات ابتدایی نمی‌توان به آنها دسترسی داشت.

برای رسیدن به این مهم نیز باید از توان جوامع محلی بهره برد، زیرا آنها اولین اشخاصی هستند که از آتش‌سوزی جنگل‌های کشور باخبر می‌شوند. به همین دلیل اگر دانش و انگیزه لازم را داشته باشند، می‌توانند بسیاری از کمبودهای سازمان جنگل‌ها مانند کمبود نیرو را جبران کنند.

کیادلیری یادآور می‌شود: سوء‌مدیریت سبب می‌شود ما دیر از آتش‌سوزی مطلع شویم و وقتی به محل حادثه می‌رسیم، نیرو و ابزار کافی و مناسب در اختیار نداشته باشیم. به همین دلیل، آتش‌سوزی بیشترین خسارت را به‌جا می‌گذارد.

خطری به نام تغییرالگو

اتفاقی که شرایط را برای مهار آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور دشوار‌تر می‌کند، تغییر اقلیم و الگوهای آتش‌سوزی است، چرا که به نظر کارشناسان، این شرایط سبب شده اکنون در زمستان نیز شاهد آتش‌سوزی جنگل‌ها باشیم.

کیادلیری با بیان این که در دهه اخیر، 190 هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع شمال کشور طعمه حریق شده، خاطرنشان می‌کند: تغییر الگو سبب شده است،‌ شدت آتش‌سوزی‌ها بیشتر شود. برای نمونه تاچند سال پیش در شمال کشور بیشتر در پاییز آتش‌سوزی رخ می‌داد، اما اخیرا در زمستان نیز شاهد آتش‌سوزی هستیم.

آماده برای حراست از جنگل

از سازمان جنگل‌ها نیز خبر می‌رسد، این سازمان در حال تدارک آمادگی برای آتش‌سوزی جنگل‌هاست. قاسم سبزعلی، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفت‌وگو با جام‌جم عنوان می‌کند: سازمان جنگل‌ها، اقدامات لازم را برای پیشگیری از آتش‌سوزی‌های جنگل در دستور کار خود قرار داده است. به گفته او به شکل میانگین سالانه 15 هزار هکتار از عرصه‌های منابع طبیعی کشورمان طعمه حریق می‌شود و در این میان، سهم عرصه‌های جنگلی کشور 30 درصد است.

آن‌طور که سبزعلی توضیح می‌دهد، در بخش تامین و تجهیزات نیز پیش‌بینی اعتبارات لازم شده و هماهنگی‌های لازم نیز با وزارت دفاع و نیروی‌های مسلح صورت گرفته تا در مواقع لزوم بتوان از هواپیما و بالگرد استفاده کرد.

به گفته او سازمان جنگل‌ها برای آموزش نیروهای خود، اقدام به برگزاری دوره‌های آموزشی کرده است و برای این کار از تجربه استادان بین‌المللی نیز بهره می‌گیرد.

به نظر می‌رسد، سازمان جنگل‌ها برای آموزش جوامع محلی و استفاده از پتانسیل سازمان‌های مردم‌نهاد نیز برنامه‌هایی دارد، اما باید تاکید کرد، برای رسیدن به این هدف نباید به جوامع محلی فقط به چشم نیروی کار نگاه کرد. باید آنها را در سیاست‌های کلان در نظر داشت و راهکاری اندیشید که آنها با حفظ جنگل و تلاش برای بهبود وضع آن، بتوانند قسمتی از نیازهایشان را برآورده کنند، زیرا به این شکل، انگیزه لازم را برای حراست از جنگل به دست می‌آورند.

این مساله با توجه به کمبود نیرو در سازمان جنگل‌ها بیشتر به چشم می‌آید،زیرا در شرایطی که حدود 83 درصد وسعت کشور را منابع طبیعی تشکیل می‌دهد، در کشورمان برای حراست از هر 15 هزار هکتار جنگل یک نیرو به کار گرفته شده است.

با توجه به اظهار‌نظر کارشناسان باید از مسئولان خواست، توجه ویژه به فرهنگسازی و آموزش جوامع محلی کنند، زیرا با توجه به کمبود اعتبار و نیرو که سازمان جنگل‌ها با آن رو‌به‌روست، از این طریق می‌توان شرایط بهتری برای حراست از جنگل‌های کشور پدید آورد.

نبود اعتبار مستمر و کمبود نیرو

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، از نبود اعتبار مستمر و کمبود نیرو به عنوان مسائلی نام می‌برد که سبب مدیریت نشدن مناسب آتش‌سوزی‌های کشور می‌شود و می‌افزاید: چنانچه بتوانیم پیش‌بینی مناسبی از میزان اعتباری که به اطفای حریق جنگل اختصاص می‌یابد، داشته باشیم می‌توانیم برنامه مناسب‌تری اجرا کنیم. علاوه‌بر این، کمبود نیرو نیز شرایط کار را برای ما دشوار می‌کند.

مهدي آييني

خبرنگار جام جم برگزيده جشنواره رسانه هاي شهري

اختتاميه دومين دوره جشنواره هاي رسانه هاي شهري درحالي به کار خود پايان داد که خبرنگار گروه جامعه روزنامه جام جم به عنوان خبرنگار برگزيده در بخش گفت وگو معرفي شد.
به گزارش جام جم، در مراسم اختتاميه اين جشنواره که ديروز و همزمان با روز ارتباطات و روابط عمومي با حضور شهردار تهران، جمعي از اعضاي شوراي شهر پايتخت و مديران ارشد شهري در بوستان گفت وگو برگزار شد، مهدي آييني، خبرنگار گروه اجتماعي در بخش گفت وگو موفق به کسب عنوان خبرنگار برگزيده شد و با تنديس جشنواره، لوح سپاس و جايزه نقدي مورد قدرداني قرار گرفت.
در دومين دوره از جشنواره هاي رسانه هاي شهري 16 داور بيش از 7000 اثر را در محورهاي مختلف با موضوعات شهر و فرهنگ، زيست شهري، سبک زندگي، اخلاق و حقوق شهروندي، شهر و نشانه هاي فرهنگ ايراني اسلامي، شهر و خدمات شهري، حمل و نقل عمومي و ارتقاي فرهنگ بهداشت اجتماعي مورد بررسي قرار دادند.

مهربانی به وقـت باران

سر پست بود که باران ​گرفت. ​ همانطور که پانچویش را به تن می‌کرد ​​ حواسش به خط ویژه ​​بود تا رفت‌وآمد اتوبوس‌های تندرو ​با مشکل روبه‌رو نشود.باران هر لحظه شديدتر مي​شد​ و او بايد با دقت بيشتري عبور و مرور خودروها را زيرنظر مي‌گرفت. در اين گيرودار چشمش به​​ پسربچه فال‌فروشي افتاد كه زير باران تنها مانده بود. صدايش كرد و گوشه پانچويش را روي سرش گرفت تا باران خودش و فال‌هايش را خيس نكند؛ اين حكايت مهرباني سرباز وظيفه​اي به نام استوار دوم سعيد اسماعيلي است. او بچه ميانه است و حدود 3هفته‌اي مي‌شود كه براي گذران دوران سربازي به تهران اعزام شده است. در اين گفت‌وگو اين جوان ​ 28ساله از خودش و ماجرايي كه چند روز پيش در​​ تقاطع خيابان انقلاب و وصال شيرازي رخ داد مي‌گويد​.
  • عكسي كه از تو در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر شده كلي سر و صدا راه انداخته و خيلي‌ها از تو به‌عنوان پليس مهربان ياد مي‌كنند. آن روز چه اتفاقي افتاد؟

در تقاطع خيابان انقلاب و​ وصال‌شيرازي سر پست بودم كه بارش باران شروع شد. در چنين مواقعي براي ما پانچو مي‌آورند تا خيس نشويم. آن روز پسربچه‌اي را ديدم كه ​ فال مي‌فروخت. براي همين صدايش كردم و گفتم بگذار ​نيت كنم و يك فال​​بخرم.

  • چه شد كه پانچو را روي سر پسربچه گرفتي؟

بعد از اينكه فال ​را خريدم ​، باران شديدتر شد. وقتي ديدم پسرك زير باران مانده يك طرف پانچو را گرفتم و روي سر او كشيدم و گفتم چند دقيقه‌اي زير پانچو بمان تا باران بند بيايد و خيس نشوي.

  • بار اولي بود كه آن پسربچه را مي‌ديدي؟

پسربچه را ​ قبلا هم در خيابان ديده بودم، چون به‌نظرم خيلي مظلوم مي‌رسيد از او فال خريدم و پول بيشتري پرداخت كردم.

  • هميشه فال مي‌گيري؟

​تا حالا چندباري گرفته‌ام.

  • آن روز با چه نيتي فال گرفتي؟

نيتم را نمي‌توانم بگويم، اما قبلا چندباري فال گرفته‌ام و برايم خوش‌يمن بوده، ​ فقط مي‌توانم بگويم اين فالي كه گرفتم هم خوشايند بود.​

  • وقتي پانچو را روي سر پسربچه فال‌فروش گرفته بودي درباره چه صحبت كرديد؟ اسمش را پرسيدي؟

اسمش را نپرسيدم. شايد هم پرسيده باشم و الان يادم نيست.​ حدودا 10سال داشت. در آن لحظات پسرك بيشتر از من سؤال كرد؛ از من پرسيد چكار مي‌كنم. او​ دوست داشت راهبند خط ويژه را ​باز و بسته كند؛ به همين‌خاطر براي چندبار راهبند را به كمك هم باز و بسته كرديم تا اتوبوس‌هاي تندرو رد شوند​.

  • آن روز متوجه عكاسي از خودت و پسربچه شدي؟

زماني متوجه شدم كه مرد جواني داشت از روبه‌رو از ما عكس مي‌گرفت. تا سرم را ​ بلند كردم عكس گرفت و رفت آن طرف خيابان. ​بعد هم ديدم كه از سمت چپ و راست هم از ما عكس گرفت و رفت.چند نفر هم با گوشي تلفن همراه و تبلت عكس گرفتند. البته بهتر بود اجازه مي‌گرفتند.​

  • اگر قدرتش را داشتي براي كودكان كار چكار مي‌كردي؟

دوست داشتم بتوانم به همه سرو سامان بدهم؛ مثل بچه‌هاي كار، ​خودم يا خانواده‌ام. اما كلا شرايط به‌گونه‌اي است كه انسان نمي‌تواند به اين آرزوها برسد، البته ​​ همه جاي دنيا به اين شكل است و اين ماجرا مختص كشورما نيست؛ به همين‌خاطر در حد توانم به بچه‌ها كمك مي‌كنم؛ مثلا براي اين فال به پسربچه 3هزار تومان دادم، اما بيشتر از اين نمي‌توانم چون عملا به آرزو تبديل مي‌شود و خيلي از آرزوها هم دست نيافتني هستند​.

  • چند ماه از دوران خدمت سربازي‌ات مي‌گذرد؟

تقريبا 3‌ماه گذشته. حدود 2 -3هفته است كه به تهران آمده‌ام.

  • عكسي كه از تو و كودك فال‌فروش در فضاي مجازي منتشر شد چه بازخوردهايي داشت؟

اول خانواده‌ام با من تماس گرفتند و گفتند عكسم را ديده‌اند.خوشحال شده بودند و گفتند به من افتخار مي‌كنند.

  • به‌جز خانواده چه افرادي به اين ماجرا واكنش نشان دادند​؟

دوستان و فرماندهان هم ​خوشحال شدند.

  • در آموزش‌هايي كه ديده‌اي درباره چنين رفتاري به شما نكاتي گفته شده؟

در آموزش تأكيد شده كه در كنار برخورد​ با متخلفان، كمك حال مردم هم باشيم و به افراد در حد توان كمك كنيم.

  • وقتي سر پست هستي چطور به مردم كمك مي‌كني؟ ​

مثلا اگر شخص نابينا يا كم‌تواني را ببينم كمكش مي‌كنم تا از عرض خيابان عبور كند يا خودرو‌ها را متوقف مي‌كنم تا افراد سالخورده راحت‌تر عبور كنند. كلا ​ دوست دارم به مردم كمك كنم؛ ​يعني هركاري كه از دستم بربيايد دريغ نمي‌كنم.

  • از آن روز به بعد ​ همكاران و دوستانت درباره تو​ چه مي‌گويند؟

دوستانم به من لقب پليس مهربان را داده‌اند.​ حس خوبي است، اما من اين كار را براي گرفتن اين لقب انجام ندادم بلكه كاري بود كه از دلم برآمد.​

  • تا حالا مردم به‌خاطر جريمه‌شدن از دست‌ات ناراحت شده‌اند؟

من مأمور عملياتي هستم و قبض جريمه ندارم به همين‌خاطر تا حالا پيش نيامده. در واقع كار ما اين است كه نگذاريم موتورسيكلت و خودرو‌ها وارد خط ويژه شوند. بيشتر مردم هم درك​شان بالاست و وظيفه ما را مي‌دانند كه به‌خاطر رفاه مردم اين كار را انجام مي‌دهيم به همين‌خاطر به ما خسته نباشيد مي‌گويند و از ما مي‌پرسند كه آيا به چيزي نياز نداريم؟ و اين براي ما كلي قوت قلب است.

  • قبل اعزام به خدمت، دوست داشتي دوران سربازي را كجا سپري كني؟

دوست داشتم تهران باشم كه شانسي هم اينطور شد​.

  • دوست نداشتي جاي راحت‌تري خدمت كني؟

وقتي براي رفتن به سربازي آماده شدم به اين چيزها فكر نكردم. با خودم گفتم هرجا كه اعزام شوم بايد دينم را به مملكت، مردم و رهبري ادا كنم؛​ فرقي نمي‌كند در لباس نيروي انتظامي و يا ارتش باشد.

  • تهران را چطور مي‌بيني؟ به‌نظرت اينجا آدم مهربان زياد پيدا مي‌شود؟

تهران خيلي خوب است چون از لحاظ فرهنگي مردم خوب هستند. به‌نظرم در هرجايي آدم خوب و بد پيدا مي‌شود. در تهران نيز در جاهايي كه پست داده‌ام يا گشته‌ام با آدم‌هاي خوبي برخورد كرده‌ام و براي نمونه بيشتر مردم با سرباز‌ها مهربان هستند.​

  • ايستادن در خياباني كه پر از ترافيك، دود و آلودگي صوتي است دشوار نيست​؟

نه سخت نيست، به قول معروف چون مي‌گذرد غمي نيست.

  • ازدواج كرده‌اي؟

نه هنوز مجردم.

  • از آرزوهايت بگو؟

آرزويم اين است كه به جاهاي خوبي برسم و بتوانم دست پدر و مادرم را بگيرم، چون تا حالا هيچ كاري برايشان انجام نداده‌ام و فقط برايشان زحمت درست كرده‌ام. دوست دارم از اين به بعد محبت‌هايشان را جبران كنم، تنها آرزويم اين است.

  • ​ چند برادر و خواهر داري؟

يك خواهر و يك برادر دارم كه هر دو ازدواج كرده‌اند.​

  • خودت دوست داري ازدواج كني؟

بله، همه دوست دارند.

  • به‌نظرت شرايطش را داري؟

نه، هنوز سربازم و بعد از آن نيز بايد شغل مناسبي پيدا كنم.​

  • دوست داري به مردمي كه عكس تو را به اشتراك مي‌گذارند چه بگويي؟​

مي‌خواهم مردم بيشتر ما را درك كنند؛ براي نمونه وقتي نمي‌گذاريم موتورسوارها وارد خط ويژه شوند بعضي‌ها فكر مي‌كنند خط ويژه مال ماست و آن را خريده‌ايم و بي‌انصافي مي‌كنند و از دست ما ناراحت مي‌شوند​. آنها بايد بدانند ما به‌خاطر آنها سرپست مي‌ايستيم و وظيفه‌مان را انجام مي‌دهيم​.

  • بيشترين كمكي كه به مردم كرده‌اي اما مثل اين بار رسانه‌اي نشده، چه بوده است؟

بارها به مردم كمك كرده‌ام و اين بار نيز اگر رسانه‌اي نمي‌شد درباره‌اش حرف نمي‌زدم، چون دوست ندارم درباره چنين كارهايي حرف بزنم؛ در واقع چيزي كه از دست آدم بربيايد منتي ندارد​.

جرم تمام مي شود؛مکافات ادامه دارد

انسانی غفلت می‌کند، قانونی پایمال می‌شود، مجازاتی در نظر گرفته می‌شود، قانون‌شکن اصلاح می‌شود، اما جامعه هیچ وقت به روی چنین فردی روی خوش نشان نمی‌دهد، در نتیجه هر روز به تعداد آنهایی که جامعه را خانه خود نمی‌دانند اضافه می‌شود، افرادی که ناگزیر به تکرار جرایم گذشته خواهند شد؛ زیرا تا ابد خود و خانواده‌شان باید تبعات لکه‌ای را که بر گواهی عدم سوء‌پیشنه‌شان نقش بسته تحمل کنند آن هم، به خاطر جرمی که تقاصش را پرداخت کرده‌اند.

اقتصاد کشور بیمار است و بیکاری در جامعه بیداد می‌کند، در این شرایط برای خیلی‌ها اگر شغل نصفه نیمه‌ای هم پیدا شود، درست اجرا نشدن قانون مشکل‌ساز می‌شود، این حکایت افرادی است که بر اثر غفلت یا حادثه‌ای مرتکب جرم کوچکی شده‌اند مانند تصادف رانندگی یا صدور چک بلامحل با مبلغ کم. اما این افراد پس از پشت سر گذاشتن دوران محکومیت خود برای یافتن شغل‌هایی ساده نیز نسبت به دیگر افراد مشکلات بیشتری دارند چون توضیحات درج شده در گواهی عدم سوء پیشینه آنها شانس پیدا کردن کار را از آنها می‌گیرد.

البته هستند افرادی که مخالف این تغییرند. آنها بر این باورند که شخص مجرم باید براساس قانون و تمام و کمال مجازات شود تا جامعه به محیط مناسبی برای زندگی بدل شود. اما برخی کارشناسان این تفکر را افراطی می‌دانند؛ زیرا با دور شدن شخص از جامعه، خانواده او نیز آسیب دیده و در نتیجه افراد بیشتری قربانی چنین مجازات‌هایی می‌شوند؛ مجازات‌هایی که در نهایت فرد را به سمت جرایم تازه سوق می‌دهد.

معضلی بزرگ

مدت‌هاست تلاش می‌شود تا گواهی عدم سوء پیشینه برای برخی شغل‌ها حذف شود یا دست‌کم در گواهی سوء پیشینه حرفی از جرایم کوچک برده نشود.

حجت‌الاسلام مجید انصاری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور نیز یکی از معضلات بزرگ کشور را سوءپیشینه کیفری می‌داند، او در این باره به مهر می‌گوید: در هر قانون مربوط و غیرمربوط نوشته شده باید گواهی نداشتن سوء پیشینه کیفری یا محکومیت موثر کیفری وجود داشته باشد که اولا در بسیاری از موارد لازم نیست؛ ثانیا قانون بصراحت گفته برخی جرایم به‌عنوان سوءپیشینه موثر محسوب نمی‌شوند. قانون مجازات اسلامی ماده 25 اعلام می‌کند یک سری جرایم مثل قتل، حبس ابد و مجازات‌های حدی پیشینه موثر کیفری است که خود قانون در جایی دیگر گفته بعد از زمان مشخص آن هم رفع اثر می‌شود.

آن‌طور که انصاری می‌گوید او و همکارانش به دنبال اصلاح این قانون و ایجاد سامانه پیشینه کیفری هستند، زیرا قوه قضاییه باید با ایجاد سامانه، دستگاه‌هایی را که موثر نیستند حذف کند و دستگاه‌های موثر مثل نیروی انتظامی باقی بمانند.

او درباره پیگیری‌ها برای رفع این مشکل خاطرنشان می‌کند: مجمع تشخیص مصلحت نظام در بندی از سیاست‌های کلی این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و اخیرا هم جلسه‌ای در دفتر وزیر دادگستری با حضور نیروی انتظامی، معاونان قوه قضاییه، دادستانی تشکیل شد و جمع‌بندی جلسه این شده که ما اصلاحیه‌ای برای آیین‌نامه مربوط برای دولت وقوه قضاییه ارسال کنیم.

گمشده‌ای به نام حقوق اجتماعی

این درحالی است که برخی کارشناسان معتقدند باید شرایطی ایجاد شود که فقط در گواهی عدم سوء پیشینه جرایمی درج شود که براساس قانون سبب سلب حقوق مدنی اشخاص می‌شود.

دکتر محمدعلی نجفی توانا، جرم‌شناس چنین نظری دارد، او در گفت‌وگو با جام‌جم تصریح می‌کند: در قانون جدید مجازات اسلامی مشخص شده که چه جرایمی موجب سلب حقوق مدنی افراد می‌شود؛ یعنی جرایمی که از درجه 5 به بالا هستند، اما متاسفانه در گواهی‌های صادره تمامی جرایم درج می‌شود.

آن‌طور که نجفی توانا می‌گوید، در کشورمان برخلاف کشورهای موفق در گواهی‌هایی نداشتن سوءپیشینه افراد هرگونه سابقه کیفری ثبت می‌شود و این رویکرد سبب بروز مسائلی مانند بی‌اعتمادی می‌شود، چون فرد دیگر نمی‌تواند رابطه موثر کاری برقرار کند.

افزون بر این به نظر می‌رسد با توجه به حجم میلیونی پرونده‌های قضایی در کشور و این احتمال که هر شخص ممکن است به نوعی گرفتار پرونده کیفری شود بهتر است شیوه صدور گواهی عدم سوءپیشینه تغییر کند، اما در این بین نباید فراموش کرد که حساب بزهکاران باسابقه، مرتکبان جرایم مالی و دیگر متخلفانی که سبب جریحه‌دار شدن افکار عمومی شوند باید جدا کرد.

درهای جامعه را نبندید

در این بین هستند کارشناسانی که شرایط جامعه را مدنظر قرار می‌دهند، به نظر آنها با توجه به این‌که تعداد بیکاران جامعه در کشور قابل توجه است و بیکاری می‌تواند بستر لازم برای تخلفات را مهیا کند باید شرایطی را به‌وجود آورد که افراد پس از اصلاح شدن بتوانند از حقوق مدنی و اجتماعی خود بهره‌مند شده و به جامعه برگردند.

دکتر محمدعلی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در گفت‌وگو با جام‌جم عنوان می‌کند: برخی مرتکب جرایمی مانند صدور چک بلامحل می‌شوند، اما عده‌ای نیز دست به کلاهبرداری و اختلاس می‌زنند به همین دلیل هنگام صدور گواهی نداشتن سوءپیشینه باید نکاتی را در نظر گرفت؛ زیرا با توجه به آمار افراد بیکار که حدود هشت میلیون نفربرآورد می‌شود نباید شرایط زندگی را برای عده‌ای دشوارتر کرد.

آن‌طور که اسفنانی توضیح می‌دهد نرخ اشتغال در کشورمان در 10 سال گذشته در حد صفر بوده و در این مدت شغل ایجاد نشده است، افزون بر این تورم نیز سبب شده بخش خصوصی نتواند در بخش اشتغال موفق باشد به همین دلیل درست نیست فردی که مدتی قبل مرتکب تخلفی کوچک شده و مجازات آن را نیز از سر گذرانده در یافتن شغل مشکلات بیشتری را تحمل کند،زیرا براساس قانون داشتن شغل و درآمد حق هر ایرانی است.

این در حالی است که برخی نیز معتقدند باید با قانون‌شکنان به شکل جدی برخورد کرد و بستری به‌وجود آورد که در آن اشخاص به فکر قانون‌شکنی نیفتند.

به نظر می‌رسد برای رفع چنین مشکلاتی مسئولان باید شرایطی را در جامعه ایجاد کنند که در آن افراد کمتر مرتکب قانون‌شکنی شوند.

تلاش برای اصلاح فرد

برای کاستن از بار مشکلاتی که وقوع جرم در جامعه زمینه آن را فراهم می‌کند می‌توان نکات دیگری را نیز در نظر گرفت؛ زیرا بر خی کارشناسان معتقدند هدف از مجازات اصلاح مجرم است بنابراین اگر پس از مجازات مجرم اصلاح نمی‌شود می‌توان نتیجه گرفت که شیوه مجازات یا میزان آن موثر نبوده یا قانون مناسبی نوشته نشده است.

سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با اشاره به آمار حدود 200 هزار نفری زندانیان کشور تصریح می‌کند: مشکل دیگر این است که قانون مجازات ما حبس محور است به همین دلیل بایدمحوریت را برداشته و مجازت‌های دیگری در نظر بگیریم، البته بجز قانون‌گذاری باید نگاه قضات را نیز تغییر داد تا مجازت‌ها نیز حبس محورانه نباشند.

با توجه به اظهارنظر کارشناسان، به نظر می‌رسد باید شرایطی ایجاد کرد که در آن افرادی که مرتکب جرایم کوچک می‌شوند پس از اصلاح و تنبیه بتوانند دوباره به جامعه بازگردند. برای رسیدن به این هدف قوه قضاییه با هماهنگی نیروی انتظامی و با توجه به قانون باید زمینه آن را فراهم کند.

مرگ گفت و گو در خانواده

گاهی مثل خوره می‌شود و به جان خانواده‌ها می‌افتد تا آنها را از یکدیگر دور کند، گاهی به شکل دیوار سر به فلک کشیده‌ای می‌شود تا اعضای خانواده‌ها را از یکدیگر جدا کند، گاهی حکم آرامش قبل از توفان را پیدا می‌کند؛ توفانی که با طغیانش کشتی خانواده‌ها را در هم می‌شکند؛ از کاهش گفت‌وگو بین اعضای خانواده‌ها حرف می‌زنیم، مشکلی که کانون خانواده‌ها را نشانه رفته و به اعتقاد کارشناسان چنانچه دلایل بروز آن مانند پایین بودن سواد رسانه‌ای خانواده‌ها، بی‌توجهی نظام آموزشی به تربیت افراد و نحوه ارتباط بین فرزندان و والدین در کشورمان اصلاح و بهبود پیدا نکند، عواقب جبران‌ناپذیری را به جامعه تحمیل می‌کند.

اعضای خانواده با یکدیگر قهرند، حرف یکدیگر را نمی‌فهمند یا اصلا بلد نیستند چگونه با یکدیگر گفت‌وگو کنند، اینها بخشی از واقعیت‌های جامعه است که بسیاری از مشاوران خانواده نیز درستی آن را تائید می‌کنند؛ زیرا بخش قابل توجهی از مراجعان آنها با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند.

این موضوع بار دیگر با سخنرانی دکتر محمود گودرزی، وزیر ورزش و جوانان سر زبان‌ها افتاد، او که در نخستین کنفرانس ملی اوقات فراغت حرف می‌زد، هشدار داد که گفت‌وگو میان فرزندان و دیگر اعضای خانواده بر اساس آخرین پژوهش‌های انجام شده در کشورمان به 25 دقیقه رسیده است.

در این بین کارشناسان دلایل متفاوتی را برای کاهش ارتباط بین اعضای خانواده مطرح می‌کنند، دلایلی مانند پایین بودن سواد رسانه‌ای، نداشتن مهارت برقراری ارتباط موثر و به کارنگرفتن شیوه درست تربیتی از سوی والدین و اولیای مدارس.

خانواده‌ها آب می‌رود

کوچک شدن خانواده‌ها در کنار عوامل دیگری مانند استفاده نادرست از فضای مجازی از دلایل کاهش گفت‌وگو بین اعضای خانواده است که به نظر دکتر مجید صفاری‌نیا، روان‌شناس اجتماعی در این بین بسیار تاثیر گذار است.

او با بیان این‌که جامعه به سمت فردگرایی پیش می‌رود، تصریح می‌کند: خانواده محدود و کوچک شده و بسیاری از زوج‌ها تمایل به داشتن یک فرزند دارند و مشکلات اقتصادی نیز سبب شده مانند گذشته روابط خویشاوندی برقرار نباشد.

در واقع انسان از طریق رفت وآمد با خویشاوندان می‌تواند بخشی از نیاز به شادی‌اش را جبران کند، اما در سال‌های اخیر با کاهش چنین روابطی انسان‌ها غمگین و تنها‌تر شده‌اند.

این درحالی است که کوچک شدن خانواده‌ها و کاهش روابط خویشاوندی به‌تنهایی انسان دامن می‌زند و در چنین شرایطی احساس غمگینی بر انسان چیره گشته و سبب کاهش عزت نفس فرد می‌شود. صفاری‌نیا معتقد است پایین آمدن عزت نفس انسان سبب می‌شود او دیگر نتواند با اطرافیانش ارتباط موثری برقرار کند.

مرگ رابطه در خانواده

برخی از کارشناسان نسبت به کاهش گفت‌وگو بین اعضای خانواده نگرانی بیشتری دارند، در واقع آنها معتقدند موضوع فراتر از کاهش گفت‌وگوست، چرا که مساله اصلی در خانواده ارتباط است و با از بین رفتن آن باید خانواده را از دست رفته دانست.

مهدی حاج اسماعیلی، روان‌شناس و مشاور خانواده چنین نظری دارد. او در گفت‌وگو با جام‌جم به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از مراجعان او به‌دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با یکدیگر دچار مشکل شده‌اند، چون نحوه گفت‌وگو با یکدیگر را فرا نگرفته‌اند.

او در کنار استفاده نادرست از فضای مجازی، ناآگاهی والدین و ضعف در سیستم آموزشی کشور را از دلایل عمده کاهش سطح گفت‌وگو بین اعضای خانواده می‌داند.

آن‌طور که حاج اسماعیلی توضیح می‌دهد این روزها بیشتر والدین زمان مطلوب یا وقت کیفی برای بودن با فرزندان خود نمی‌گذارند و بیشتر ترجیح می‌دهند برای آنها وقت کمی ‌بگذارند، یعنی با کسب درآمد بیشتر برای آنها شرایط مناسبی مانند مدرسه خوب یا وسایل با کیفیت تهیه کنند. اما در چنین شرایطی روابط انسانی کمرنگ می‌شود، چون اعضای خانواده از یکدیگر فاصله می‌گیرند.

تصوری رایج، اما خطرناک

نظام آموزشی کشور آن‌طور که باید مهارت‌های زندگی را به افراد نمی‌آموزد یعنی در مدارس افراد یاد نمی‌گیرند چگونه با دیگران رابطه مناسبی برقرار کنند، اما این ضعف شامل حال والدین نیز می‌شود؛ چون آنها نیز بدرستی نحوه تعامل با دیگران و حتی فرزندان خود را فرا نگرفته‌اند به همین دلیل این رفتار حکم دیواری کج را پیدا می‌کند که تا ثریا کشیده می‌شود.

حاج اسماعیلی معتقد است والدین با رفتار اشتباه با فرزندانشان سبب دور شدن آنها از خانواده می‌شوند، او دراین باره تصریح می‌کند: هنوز بسیاری از افراد تصور می‌کنند شخص را می‌توانند کنترل کرده و تغییر بدهند، اما والدین با کنترل بیرونی فرزندانشان سبب آسیب دیدن آنها می‌شوند؛ چون آنها را از خانواده دور می‌کنند.

به گفته او، وقتی والدین دست به کنترل بیرونی می‌زنند، رابطه شان با فرزندشان تخریب می‌شود، چون رشته اعتماد بین آنها گسسته شده و از یکدیگر فاصله می‌گیرند.

اما وقتی فرزند از والدینش فاصله می‌گیرد برای برآورده کردن نیازهای اصلی‌اش مانند عشق و تعلق خاطر با مشکل بیشتری مواجه و در نتیجه شکننده‌تر می‌شود.

حاج اسماعیلی یادآور می‌شود: به این ترتیب ارتباطات بین فرزند و والدین به پایین‌ترین سطح می‌رسد وگرفتار آسیب‌هایی مانند اضطراب، پرخاشگری، افت تحصیلی و اعتیاد می‌شود.

معجزه، کنترل درونی

والدین برای ایجاد رابطه بهتر با فرزندان و بالا بردن سطح گفت‌وگو با یکدیگر باید از کنترل بیرونی دست کشیده و به سمت کنترل درونی بروند تا رابطه موثری با یکدیگر برقرار کنند. حاج اسماعیلی درباره کنترل درونی این‌طور توضیح می‌دهد: والدین باید یاد بگیرند به جای قهر کردن، سکوت کنند تا هیجانشان کاهش یافته و با منطق حرف بزنند. آنها باید بیاموزند که به جای نصیحت کردن باید با یکدیگر گفت‌وگو کنند.

علاوه براین خانواده با پذیرش و همدلی می‌تواند بسیاری از مشکلات را پشت سر گذاشته و ارتباط مناسبی بین اعضای خود ایجاد کنند. به اعتقاد کارشناسان، اعضای خانواده باید به سمتی بروند که هنگام مواجهه با مشکلات طرح سوال کنند و پرسشگری سقراطی را مد نظر داشته باشند یعنی پرسش‌هایی را که سبب ایجاد همراهی بین طرفین می‌شود، مطرح کنند.

با توجه به اظهار نظرهای کارشناسان می‌توان نتیجه گرفت اعضای خانواده هر روز از یکدیگر دور می‌شوند چون در برابر تهدید‌هایی که روی زندگی آنها سایه انداخته ایمن نشده‌اند؛ به بیان دیگر مهارت آموزی به خانواده‌ها در کشورمان هنوز از مقام شعار فراتر نرفته به همین دلیل بسیاری هنوز راه و رسم گفت‌وگو کردن را نمی‌دانند یا کم نیستند خانواده‌هایی که نمی‌دانند دربرابر تهدید و فرصت‌های فضای مجازی که مجال دور هم بودن را از آنها گرفته، چه واکنشی از خود نشان دهند.

جنگل هاي مانگرو خاطره مي شوند

تنها نوار سبز رنگی که آبی فیروزه‌ای سواحل جنوب را از خشکی جدا می‌کند، هر روز در حال باریک‌تر شدن است؛ بهترین پرورشگاه آبزیان جنوب کشور حال و روز خوبی ندارد، بی‌توجهی امانش را بریده و همه چیز برای جان دادنش فراهم است.
از یک طرف رفت و آمد لنج‌ها و آلودگی نفتی نفسش را تنگ می‌کند و از طرف دیگر، قلع و قمع درختانش به بهانه ساخت اسکله یا تهیه علوفه، چون دستانی بی‌رحم گلویش را می‌فشارد، اما این فقط گوشه‌ای از شرایط نامناسب جنگل‌های مانگرو کشور است که برخلاف محدود بودن در سایه نبود اعتبار و نظارت آسیب می‌بیند. در این گزارش، بومیان روستاهای جنوبی کشور از نیازهایشان به این رویشگاه‌ها می‌گویند و کارشناسان نیز از تهدید‌ها و چند و چون حفظ این منابع ملی حرف می‌زنند. روستای چاه دراز در بندر لنگه فقط یکی از روستاهایی است که در آن، حیات جنگل‌های حرا با نیاز بومیان منطقه گره خورده و در این میان، برخی با برداشت بی‌رویه و تخریب این رویشگاه‌ها زندگی را برای خود و آبزیان دشوارتر می‌کنند.

ماجرا از این قرار است که اهالی این روستا مانند ده‌ها روستای دیگر در بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان هر روز در انتظار جزر دریا می‌نشینند تا به قول معروف، شال و کلاه کنند و به دل جنگل‌های حرا بزنند برای تهیه علوفه.

بیکاری و خشکسالی آنقدر به برخی اهالی این مناطق فشار آورده که آنها برای کسب درآمد و سیر کردن شکم دام‌هایشان چاره‌ای بجز برداشت از جنگل‌های حرا ندارند. به همین دلیل بسیاری از آنها را هنگام جزر دریا در جنگل‌های حرا می‌توان پیدا کرد که با استفاده از داس یا با دستان خالی، شاخ و برگ درختان را می‌شکنند یا می‌برند تا برای دام هایشان علوفه جمع کنند.

مساله‌ای به نام اجبار

احمد یکی از اهالی روستای چاه دراز است که جمع‌آوری علوفه شغلش محسوب می‌شود. او می‌گوید می‌داند که بریدن شاخه‌های درختان، سبب نابود شدن این رویشگاه‌ها می‌شود،اما به گفته خودش راه دیگری برای امرار معاش سراغ ندارد. مرد جوان توضیح می‌دهد: اینجا کاری برای جوانان وجود ندارد. تنها منبع درآمد ما چیدن شاخ و برگ درختان حرا و فروش آن به برخی دیگر از اهالی روستاست.

روستاییانی که در حاشیه جنگل‌های حرا ساکن شده‌اند، علوفه دام‌هایشان مثل شتر، گاو و گوسفند را از طریق شاخ و برگ درختان حرا و چندل تامین می‌کنند. البته آنها که شتر دارند، کارشان راحت‌تر است چون گله خود را وارد این زیستگاه‌ها می‌کنند و حیواناتشان از شاخ و برگ درختان تغذیه می‌کنند. آنچه در این میان فراموش شده، اهمیت حفظ این رویشگاه‌هاست، زیرا با آسیب دیدن این اکوسیستم حیات بسیاری از آبزیان و پرندگان و در نهایت انسان به خطر می‌افتد.

چوب حراج بر جنگل حرا

آن طور که احمد توضیح می‌دهد، شاخ و برگ درختان جنگل‌های مانگرو را بسته‌ای خرید و فروش می‌کنند، به این شکل که بسته‌ها را با توجه به اندازه آن از 2 تا 5 هزار تومان می‌فروشند.

اما تعداد زیاد دام و نبود علوفه مناسب سبب شده روستاییان فشار زیادی به رویشگاه‌های مانگرو وارد کنند، چون به نظر می‌رسد در هر روستا بین 50 تا یکصد نفر شتر وجود دارد که خوراکی جز شاخ و برگ درختان حرا برایشان وجود ندارد. به همین دلیل کارشناسان تاکید می‌کنند، برای روستاییان ساکن در حاشیه جنگل‌های مانگرو مسئولان باید تسهیلات مناسبی در نظر بگیرند تا آنها ناچار به تخریب این رویشگاه‌های منحصر به فرد نشوند.درویش شریفی، یکی از اهالی روستای هفت رنگو در جزیره قشم نیز از فقر بومیان حاشیه رویشگاه‌های مانگرو به عنوان یکی از عوامل تخریب جنگل‌های حرا یاد کرده و می‌افزاید: اینجا به دلیل خشکسالی چیزی برای روستاییان باقی نمانده جز جنگل‌های حرا و اگر از آن استفاده نکنند دام‌هایشان تلف می‌شود.

آن طور که شریفی می‌گوید، اهالی روستاهای زیادی در جنوب کشور به آب آشامیدنی و امکانات بهداشتی دسترسی ندارند. به همین دلیل اگر آب‌شیرین‌کن‌هایی که در نزدیکی محل اقامت آنها وجود دارد خراب شود، آنها برای تهیه یک تانکر آب که قیمتش در روزهای معمولی حدود 60 هزار تومان می‌شود، باید حدود یکصد هزار تومان پرداخت کنند.

او درباره این که هر دام به شکل میانگین چقدر از شاخ و برگ درختان حرا تغذیه می‌کند، می‌گوید: اگر فقط از شاخ و برگ درختان حرا تغذیه شوند، برای شتر در طول روز حدود 25، برای گاو ده و برای بز و گوسفند نیز حدود پنج کیلوگرم شاخ و برگ درخت حرا نیاز است.

آموزش فراموش شده

آنچه در این میان، عرصه را بر رویشگاه‌های حرا تنگ می‌کند، رفتار نادرست برخی بومیان منطقه است، چون هرچند برداشت بی‌رویه از این رویشگاه‌ها سبب نابودی آنها می‌شود، اما نحوه جمع‌آوری شاخ و برگ نیز مهم است. بسیاری از بومیان بدون استفاده از داس یا وسیله‌ای مانند آن به قطع شاخ و برگ درختان می‌پردازند. به همین خاطر، بیشتر مواقع بومیان درختان حرا یا چندل را می‌شکنند و سبب نابود شدن آنها می‌شوند.این در حالی است که برخی بومیان دست کم از داس برای بریدن شاخه‌ها استفاده می‌کنند. آنها می‌دانند اگر به اندازه نیاز از شاخ و برگ درختان برداشت کنند، آسیب کمتری به آنها وارد می‌کنند.

حمایت از جوامع محلی

برخی کارشناسان معتقدند، با توجه به شرایط نامناسب بومیانی که در حاشیه رویشگاه‌های مانگرو زندگی می‌کنند، نمی‌توان یکباره استفاده از شاخ و برگ درختان مانگرو را برای آنها ممنوع کرد، زیرا وقتی برای تامین معاش دامداران و اهالی این منطقه جایگزینی وجود ندارد نباید شرایط را برای آنها دشوارتر کرد، اما به نظر می‌رسد در این میان نمی‌توان دست روی دست گذاشت و شاهد تخریب این رویشگاه‌ها بود. به همین دلیل باید از وجود این رویشگاه‌ها بهترین استفاده را برد و با مشارکت دادن جوامع محلی در منافع آن، شرایطی به وجود آورد که مردم محلی برای حفظ آن تلاش کنند. اکنون بسیاری از کشورها که از رویشگاه‌هایی مانند مانگرو برخوردار هستند با حفظ جوانب زیست‌محیطی شرایط حضور گردشگران را در این رویشگاه‌ها فراهم کرده و با سهیم کردن جوامع محلی در چنین طرح‌هایی نیاز مردم بومی را نیز تامین کرده‌اند. این در حالی است که در کشورمان نیز سازمان جنگل‌ها و منابع طبیعی سعی دارد با مشارکت دادن بومیان منطقه در توسعه جنگل‌های حرا چنین شرایطی را ایجاد کند. به نظر کارشناسان، این روند بدرستی مدیریت نمی‌شود، زیرا بومیان این مناطق را نباید تنها به چشم نیروی کار دید.

جنگل مانگرو

رویشگاه‌هایی از درختان حرا و چندل که در مناطق جزر و مدی آب‌های شور قرار گرفته‌اند، جنگل مانگرو را تشکیل می‌دهند، این رویشگاه‌ها را می‌توان به عنوان منطقه پرورشگاهی ماهی و میگو نیز معرفی کرد، چون با شرایط مناسبی که برای بقا در این رویشگاه‌ها وجود دارد، نوزادان برخی آبزیان پس از تولد در آب‌های آزاد به این مناطق می‌روند تا بالغ شوند، بنابراین این رویشگاه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در جمعیت برخی آبزیان دارد، افزون براین جنگل‌های مانگرو با جذب فلزات سنگین سبب حفظ سلامت انسان می‌شوند.

 

بالا