آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : کودک

بایگانی/آرشیو برچسب ها : کودک

اشتراک به خبردهی

حراج کودکان در خماري مادران

 بچه خریدن این روزها آسان‌تر از خرید خیلی چیزهاست، آن قدر آسان که فقط اگر بدانید کجا می‌شود زنان و مردان معتاد و کارتن خواب را پیدا کرد 90درصد کار را انجام داده‌اید.
10 درصد باقیمانده نیز به خماری یا نشئگی پدر و مادر فروشنده بستگی دارد، چرا که پدر و مادران خمار کمتر چانه می‌زنند، اما آنها که نشئه‌اند بیشتر سوال می‌کنند و قیمت‌های بالاتری پیشنهاد می‌دهند. به همین خاطر این روزها می‌توان بچه خرید بچه‌هایی با قیمت یکصد هزار تومان تا ده میلیون تومان.

گوشه یکی از پارک‌های جنوب تهران افتاده، سرش را روی کیف دستی‌اش گذاشته نای حرف زدن ندارد، بچه را روی تکه‌ای کارتن که گوشه‌اش سوخته گذاشته پتوی مسافرتی رنگ و رو رفته‌ای را هم خیلی محکم دورش پیچیده، وقتی می‌گویم برای خرید بچه آمده‌ام خودش را جمع و جور می‌کند، برای چند لحظه همه انرژی را که برایش باقیمانده، یکجا جمع می‌کند تا انکار کند قصد فروش کودکش را دارد.

اما وقتی می‌گویم کدام دوست و آشنایش مرا معرفی کرده، خیالش راحت می‌شود. بریده بریده نفس می‌کشد، خاکستر سیگارش را می‌تکاند و می‌گوید تا قضیه تابلو نشده کار را تمام کنیم. می‌گویم نمی‌خواهد مطمئن شود که جای بچه‌اش امن است یا نه؟ می‌گوید دوستش گفته خریدار زوجی هستند که فرزندشان نمی‌شود.

اصرار دارد هرچه زودتر یک میلیون تومانی را که برای فروش کودکش مشخص کرده ببیند، مشخص است سال‌هاست اعتیاد دارد و پول را نیز فقط برای خرید مواد می‌خواهد. می‌گویم پول را وقتی تحویلش می‌دهم که از سلامت کودک مطمئن شوم یعنی پس از آزمایش اعتیاد و ایدز. این را که می‌شنود ترش می‌کند و می‌گوید عوضی گرفته‌ای اصلا من کودکم را نمی‌فروشم.

این گوشه‌ای از زندگی زنی به نام آرزو و نوزاد چند ماهه‌اش است که هنوز نامی برایش مشخص نکرده، اما داستانی است تکراری که قدیمی بودنش از تلخی‌اش نمی‌کاهد، ماجرای فروش کودکان و سوءاستفاده از آنها از سوی والدین معتاد سال‌هاست اتفاق می‌افتد، اما آنچه کارشناسان نیز بر آن مهر تائید می‌زنند و نسبت به رواجش هشدار می‌دهند، افزایش این پدیده به موازات افزایش اعتیاد در زنانی مانند آرزوست.

زنان معتاد؛ مادران فروشنده

آسیب‌های اجتماعی زنان را بیش از پیش تهدید می‌کند. این واقعیتی است که بیشتر کارشناسان بر سر آن به توافق رسیده‌اند و در این میان آنچه بیش از دیگر آسیب‌ها قربانی می‌گیرد، اعتیاد است.

دکتر حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور  علت اصلی فروش کودکان را از سوی زنانی مانند آرزو گسترش اعتیاد در میان زنان می‌داند و می‌افزاید: سهم زنان از اعتیاد اکنون حدود 10 درصد است.

این در حالی است که جمعیت معتادان در کشور به شکل رسمی حدود یک میلیون و 300 هزار نفر برآورد می‌شود پس 10 درصد آن می‌شود حدود 130 هزار زن، اما به اعتقاد برخی کارشناسان تعداد زنان معتاد طی ده سال دو برابر شده است به همین دلیل می‌توان هشدار داد که کودکان بیشتری در معرض فروش قرار گرفته‌اند تا خماری مادرشان را درمان کنند.

اما اگر این آمار را با آمار کودکانی که به دلیل اعتیاد والدینشان سر از بهزیستی در آورده‌اند مقایسه کنید، می‌توان نتیجه گرفت، آمار زنان معتاد بیش از 10 درصد آمار کل معتادان کشور است ؛ چراکه سال گذشته فقط در تهران حدود 180 کودک به دلیل اعتیاد والدینشان در اختیار بهزیستی قرار گرفته‌اند!

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی تصریح می‌کند: در بین زنان معتاد احتمال بارداری‌های ناخواسته بالا می‌رود به همین دلیل آنها برای تهیه هزینه‌های خود تن به فروش کودکانشان نیز می‌دهند.

اغلب کارشناسان معتقدند مادران معتادی که از خانه‌هایشان رانده شده‌اند پس از زایمان درصدد فروش کودکشان بر می‌آیند.

مسعودی فرید تاکید می‌کند: به همین خاطر ادارات بهزیستی در تمام استان‌ها با دانشگاه علوم پزشکی تفاهم‌نامه‌ای امضا کرده‌اند که براساس آن حضور مادران معتاد در بیمارستان‌ها باید به اورژانس اجتماعی اطلاع داده شود تا به این شکل برای مادران معتاد پرونده مددکاری تشکیل شود و به این شکل مادر و فرزند تحت حمایت قرار گیرند.

این درحالی است که باید یادآور شد بسیاری از این افراد برای وضع حمل به بیمارستان نیز مراجعه نمی‌کنند به همین خاطر دقایقی پس از تولد یا حتی پیش از تولد برای فروش کودک تصمیم‌گیری می‌شود.

والدین معتاد پای ثابت فروش فرزندانشان هستند. این را فاطمه ایزدپناهی، مدیرعامل کانون کوشا (کانون فرهنگی حمایتی کودکان کار) نیز در گفت‌وگو با جام‌جم تائید کرده و می‌گوید: تاکنون با چند پرونده فروش کودک روبه‌رو شده که در تمامی آنها والدین اعتیاد داشته‌اند. او نیز بر این باور است که برای کاهش این مساله باید به اعتیاد زنان بیش از پیش‌پرداخت و از مادران معتاد حمایت بیشتری کرد تا آنها تن به فروش کودکانشان ندهند.

انواع خریداران کودک

در بین افرادی که کودکان را از والدین معتاد می‌خرند، چند گروه بیش از دیگران به چشم می‌آیند، برای نمونه زوج‌هایی که نمی‌توانند به شکل طبیعی صاحب فرزند شوند، در این بین سهم ویژه‌ای دارند. آنها برای قبول سرپرستی کودکان به شکل غیرمعقولی عجله دارند.

این افراد انگشت اتهام را به سمت بهزیستی گرفته و ادعا می‌کنند روند اعطای فرزند خواندگی زمانبر است، به همین خاطر آنها ترجیح می‌دهند خودشان به شکل مستقیم با افرادی که قصد واگذاری کودکانشان را دارند، طرف شوند اما این افراد از این غافلند که این رویکرد آنها سبب می‌شود روند فرزندخواندگی به نوعی به تجارت برای برخی والدین فرصت‌طلب تبدیل شود و در این بین کودک بیشترین آسیب را ببیند، چراکه معاون امور اجتماعی بهزیستی تصریح می‌کند: به خاطر همین رفتار خودخواهانه است کودکانی که اکنون 18 سال دارند، اما نتوانسته‌اند شناسنامه بگیرند.

این درحالی است که باید یادآور شد افراد بیشتر به دنبال قبول سرپرستی نوزادان هستند، به همین دلیل اکنون نوزادی در مراکز بهزیستی وجود ندارد و به گفته مسئولان بهزیستی درقبال هر کودک حدود 5/7 خانواده صالح درخواست فرزند خواندگی مطرح می‌کنند. در این بین هستند افرادی که کودکان و نوزادان را برای کارهای خلاف می‌خرند. این افراد در خوشبینانه‌ترین حالت از کودکان برای تکدیگری استفاده می‌کنند.

دکتر عبدالرضا عزیزی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز  تصریح می‌کند، پدیده فروش کودکان و سوءاستفاده از آنها داستان تازه‌ای نیست.

او یادآور می‌شود مدتی پیش برای بازدید از محله‌ای نامناسب در یکی از شهرهای جنوبی کشورمان متوجه شدم والدین معتادی کودک 13 ساله خود را وادار به تن‌فروشی می‌کنند.

عزیزی تاکید می‌کند: برای کاهش چنین آسیب‌هایی باید مردم مانند بازرسان بهزیستی عمل کنند و به محض اطلاع از چنین مواردی موضوع را با اورژانس اجتماعی یا پلیس در میان بگذارند. این درحالی است که برخی از تجارت اعضای بدن کودکان و انتقال آنها به کشورهای دیگر سخن به میان می‌آورند؛ اتفاقی که به نظر معاون امور اجتماعی بهزیستی کشور احتمالش خیلی ضعیف است، زیرا تجارت اعضای بدن نیاز به امکانات ویژه‌ای دارد و انتقال کودکان به خارج از کشور نیز با توجه به شرایط مناسب مرز‌های کشور کاری دشوار است.

با توجه به اظهار نظر کارشناسان باید تاکید کرد مسئولان باید سرمایه‌گذاری بیشتری برای کنترل آسیب‌های اجتماعی و حمایت از زنان داشته باشند؛ زیرا سازمان بهزیستی دراین میان به وضع کودکان بدسرپرست رسیدگی می‌کند، اما نبود اعتبار سبب شده برنامه مددکاری ویژه‌ای برای حمایت از مادران معتاد پس از زایمان وجود نداشته باشد، به همین خاطر آنها برای گذران زندگی تن به هر کاری می‌دهند حتی فروش کودکان خود!

مهدي آييني

سلامت کودکان بازیچه‌ سرویس مدارس

16 درصد تلفات حوادث رانندگی سال گذشته مربوط به افراد زیر 18 سال بود و در هشت ماه گذشته نیز 18.5 درصد عابران پیاده‌ای که قربانی تصادفات رانندگی شدند، زیر 18 سال داشتند، این آمار‌ها گواهی است بر این که کودکان و نوجوانان در هیچ‌کدام از معادلات مسئولان برای داشتن سرویس مدرسه، اتوبوس و خودروهای شخصی امن، جایی ندارند و معابر شهر نیز کمتر توجهی به ایمنی این گروه آسیب‌پذیر نمی‌کنند و سال‌هاست که از خودروهای معمولی به عنوان سرویس مدرسه استفاده می‌شود،خودروهایی که ایمنی کودکان در آن لحاظ نشده و هنگام وقوع حادثه به آسیب دیدن کودکان دامن می‌زند.

فاجعه‌های زیادی با نام سرویس مدارس گره خورده‌اند و خاطرات تلخ زیادی را برای والدین و اولیای مدارس با خود یدک می‌کشند، از مرگ وحشتناک کودکی بگیرید که یک روز هنگام برگشت از مدرسه سرش را از شیشه سرویس مدرسه بیرون آورد و آخرین چیزی که دید تیر چراغ برقی بود که سرش به آن برخورد کرد یا از مرگ دانش آموزانی نوشت که سرویس مدرسه‌شان در سراشیبی خیابان ولنجک ترمز برید و از مسیر خارج شد یا از به‌ظاهر راننده‌های سرویسی نوشت که به خاطر تعرض به کودکان، نامشان وارد صفحات حوادث روزنامه‌ها شده است.

البته اینها فقط چند نمونه از آشفته بازار سرویس مدارس است که در پایتخت رخ داده و به آنها باید چندین و چند مورد حادثه ریز ودرشت را اضافه کرد که به دلیل استفاده از خودروهایی نظیر وانت یا تراکتور به عنوان سرویس مدرسه در شهرهای دیگر کشور، حادثه‌های تلخ رقم زده‌اند.

کودکان دیده نمی‌شوند

در پنجمین گردهمایی سالانه بین‌المللی ایمنی راه و ترومای کودکان نیز که چند روز پیش برگزار شد، بار دیگر بر لزوم توجه به حقوق کودکان در این حوزه تاکید شد.

حسن امامی رضوی، قائم‌مقام وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در امور دانشگاه‌ها به آمار 16 هزار و 772 نفری تلفات حوادث ترافیکی کشور اشاره کرد و گفت: این آمار مرگ و میر افرادی است که در جاده‌ها کشته شده‌اند و در این میان 16 درصد این تلفات مربوط به کودکان زیر 18 سال است.

سرهنگ علیرضا جهانگیری، رئیس پلیس ترافیک شهری راهور ناجا نیز در گفت‌وگو با جام‌جم این آمار را تائید کرده و می‌افزاید: در هشت ماه گذشته نیز 18.5 درصد عابرانی را که براثر حوادث ترافیکی جان باختند، افراد زیر 18 سال تشکیل داده‌اند. یکی از دلایلی که بیشتر کارشناسان از آن به عنوان عامل مرگ و میر کودکان در حوادث ترافیکی محیط‌های شهری از آن یاد می‌کنند،نبود سرویس مدارس مناسب است.

جهانگیری در این باره تصریح می‌کند: صندلی‌های سرویس مدارس،پنجره و کلا ساختار آن باید با توجه به ایمنی کودکان طراحی شود؛ یعنی دست‌کم صندلی، ارتفاع و کمربند ایمنی آنها باید براساس فیزیک کودکان طراحی و ساخته شود؛ اما در کشورمان از خودروهای معمولی برای این کار استفاده می‌کنند و بارها دیده شده که تعداد زیادی کودک را درون خودرویی مانند پراید جابه‌جا می‌کنند تا به مدارس‌شان برسند.

نشستن کودک در صندلی جلو ممنوع!

این درحالی است که بارها مسئولان در سخنرانی و مصاحبه خود بر لزوم کاهش آمار جان‌باختگان حوادث ترافیکی پا فشاری کرده‌اند؛ اما تمام توجه آنها محدود به فضاهای خارج از شهر یعنی جاده‌های برون شهری می‌شود؛ بنابراین برای بهبود شرایط باید استانداردسازی سرویس‌های مدارس و معابر شهری را نیز آغاز کرد، زیرا قربانیان این حوزه بی‌دفاع‌ترین افراد هستند.

رئیس پلیس ترافیک شهری راهور ناجا عنوان می‌کند: در فضاهای شهری برخی والدین کودک خود را روی صندلی جلوی خودرو سوار می‌کنند و برای حفظ ایمنی آنها کمربند ایمنی را نیز می‌بندند، اما والدین غافلند که هنگام حادثه کودکشان آسیب بیشتری خواهد دید.

کارشناسان معتقدند در چنین شرایطی اگر تصادف رخ دهد، چون کمربند ایمنی برای فیزیک کودک مناسب نیست، معمولا به گلو و صورت او فشار آورده و سبب خفگی یا نقص عضو کودک می‌شود.

جهانگیری با بیان این که کودکان زیادی در محیط‌های شهری به دلیل تصادف جان خود را از دست می‌دهند، خاطر نشان می‌کند:برای کاهش چنین آمار‌های تلخی محیط‌های شهری نیز باید برای کودکان مناسب‌سازی شده و آنها براحتی بتوانند از زیرگذر یا پل‌های عابر پیاده تردد کنند.

به نظر می‌رسد یکی از نکات فراموش شده در نظام آموزشی کشور نیز آموزش صحیح رفت و آمد به کودکان و شهروندان در معابر شهری است؛ زیرا رانندگان زیادی حقوق کودکان را هنگام تردد از خیابان‌ها نادیده می‌گیرند.

وی به بی‌توجهی برخی والدین که در معابر خارج از شهر نیز سبب مرگ کودکان می‌شود، اشاره کرده و می‌افزاید: برای نمونه مدتی قبل در یکی از جاده‌های کشور پدر و مادری برای کمک به خودرویی که دچار حادثه شده بود، خودرو و کودکان خود را رها می‌کنند، اما در این بین کودکان از خودرو خارج شده و به دلیل تصادف با کامیون جان خود را از دست می‌دهند.

صندلی کودک را جدی نمی‌گیرند

نکته دیگری که در کشورمان به فراموشی سپرده شده لزوم استفاده از صندلی کودک در خودروهاست.

دکتر علیرضا اسماعیلی، عضو هیات علمی دانشگاه پلیس و رئیس پیشین پلیس راه کشور در گفت‌وگو با جام‌جم خاطرنشان می‌کند: براساس قانون سوار کردن کودکان زیر 12 سال در صندلی جلوی خودرو‌ها ممنوع است، اما برخی والدین نسبت به آن بی توجه هستند.

وی به نقش صندلی‌های کودک در حفظ ایمنی کودکان اشاره کرده و تاکید می‌کند: برخی مادران مرتکب اشتباه‌های خطرناکی می‌شوند، آنها کودک خود را در آغوش گرفته و در صندلی جلوی خودرو می‌نشینند، این در حالی است که در چنین مواردی اگر تصادف رخ دهد، وزن کودک چند برابر شده و از دستان مادر به سمت بیرون پرت می‌شود.

در واقع در این حالت کودک نقش محافظ بین مادر و شیشه جلوی خودرو را بازی کرده و بشدت آسیب می‌بیند. به همین دلیل کارشناسان توصیه می‌کنند والدین باید برای جا به جایی کودک خود از صندلی مناسب کودک استفاده کنند.

وقتی استاندارد نیست

مساله دیگری که والدین برای حفظ ایمنی کودک خود با آن روبه‌رو هستند، نبود تجهیزات ایمنی مانند صندلی کودک است.

رئیس پیشین پلیس راه کشور در این باره یادآور می‌شود: چون نظارت مناسبی بر بازار و ارائه چنین محصولاتی وجود ندارد، شهروندان برای یافتن چنین وسایل استانداردی دچار مشکل می‌شوند.

برای نمونه می‌توان به فروش کلاه‌های ایمنی نامناسب اشاره کرد که هنگام تصادف موتورسواران سبب آسیب دیدن بیشتر آنها می‌شود.

به نظر می‌رسد برای کاستن از آمار تلفات کودکان در حوادث ترافیکی کشور، مسئولان باید بیش از پیش از حقوق این گروه از افراد جامعه که قادر به دفاع از خود نیستند دفاع کنند و با در نظر گرفتن سرویس‌های ویژه مدارس و اجباری کردن استفاده از صندلی ایمنی کودک در خودرو ها، قدم‌های مثبت برای حفظ جان این افراد بردارند.

زندگی شیرین زیر چتر فرزند​خواندگی

سالانه حدود یکهزار کودک از سوی بهزیستی به فرزندخواندگی سپرده می‌شود؛ کودکانی که در معصومیت تمامی آنها شکی نیست، اما در این میان تقاضا برای قبول برخی به فرزندخواندگی بیشتر از دیگران است. برای نمونه بیشتر زوج‌ها به‌دنبال قبول سرپرستی نوزادان هستند یا کم نیستند افرادی که فقط سرپرستی کودکان دختر را قبول می‌کنند، در حالی که برخی سختگیری را نیز از این بیشتر کرده و به دنبال نوزادانی می‌گردند که در ظاهر شبیه آنها باشند یا دست‌کم رنگ پوست‌شان با رنگ پوست آنها همخوانی داشته باشد.این سختگیری نامناسب از سوی برخی متقاضیان فرزندخواندگی سبب شده کودکان واجد شرایط فرزندخواندگی زمان بیشتری را در مراکز شبه خانواده بمانند. به همین دلیل باید از افراد متقاضی فرزندخواندگی خواست با تغییر نگرش دربرخورد با این مساله از بار مشکلات خود و کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست کم کنند. ‌

حدود 41 سال پیش بود که برای نخستین‌بار قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در کشورمان به تصویب رسید؛ اما هرچه از زمان تصویب این قانون می‌گذشت خانواده‌های کمتری شانس قبول فرزندخوانده را به‌دست می‌آوردند، زیرا گذشت زمان سبب تغییر دیدگاه افراد می‌شود. تا این که دو سال پیش قانون جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست ​مورد بازنگری قرار گرفت تا کودکان بیشتری بتوانند جذب خانواده‌ها شوند. علاوه بر این، پس از تصویب ​ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در سال 92 اجرای برخی مواد آن به آیین‌نامه نیاز پیدا کرد، زیرا اجرای آنها ممکن بود مشکلاتی را برای کودک یا افراد متقاضی فرزندخواندگی به وجود بیاورد. به این شکل تیرماه امسال آیین‌نامه‌​های ماده 36 و 22 این قانون تهیه و از سوی دولت ابلاغ شد.

تفاوت قانون جدید و قدیم

هرچند کم نیستند افرادی که ادعا می​کنند شرایط برای فرزندخواندگی هنوز دشوار است. اما حبیب‌الله مسعودی فرید، ​معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفت‌وگو با جام‌جم به آسان‌تر شدن شرایط فرزندخواندگی در کشور اشاره می‌کند و می‌افزاید:​ در قانون جدید،​ ایرانیان مقیم خارج نیز می‌توانند سرپرستی کودکان بی‌سرپرست یا بدسرپرست را عهده‌دار شوند​‌بعلاوه بانوان مجردی که 30 سال بیشتر دارند نیز می‌توانند سرپرستی کودکان دختر را به‌عهده بگیرند​.

از دیگر تفاوت‌های قانون قدیم و جدید فرزندخواندگی می​توان به تغییر شرایط سنی نیز اشاره کرد، زیرا تا پیش از تصویب قانون جدید در سال 92​ فقط کودکان زیر 12 سال می‌توانستند به فرزندخواندگی سپرده شوند، اما اکنون کودکان زیر 16 سال نیز واجد شرایط به حساب می‌آیند​.‌ برخلاف قانون سال 53 اکنون زوجینی که فرزند دارند نیز می‌توانند برای گرفتن فرزند خوانده اقدام کنند​. اما اولویت ​ در پذیرش سرپرستی به ترتیب با زن و شوهر بدون فرزند، زنان و دختران بدون شوهر فاقد فرزند و در نهایت زن و شوهر ‌دارای فرزند است.

شرط به نام زدن ملک در اختیار قاضی

​ تا مدتی قبل برای سرپرستی کودکان شرطی وجود داشت که براساس آن شخص متقاضی باید یک‌سوم ملکی را ​ به نام کودک بی‌سرپرست می‌کرد، اما اکنون در نظر گرفتن این شرط در اختیار قاضی دادگاه است، چون ممکن است زوجی مانند بسیاری از والدین املاک​ نداشته باشند، اما ​ صلاحیت نگهداری از کودک را داشته باشند.

​ ​​علاوه‌بر این تغییر باید به شرایط در نظر گرفته برای دختران مجرد بالای 30 سال نیز اشاره کرد؛ چون به نظر می‌رسد کودک بی‌سرپرست چنانچه کودک خانواده‌ای تک‌سرپرست نیز داشته باشد شرایط بهتری را نسبت به زندگی در مراکز شبه خانواده تجربه خواهند داشت.

​ مرخصی شش ماهه نیز برای دخترانی که کودکی را به فرزندخواندگی می‌گیرند در قانون پیش‌بینی شده؛ اما این درحالی است که بسیاری از مادرانی که به شکل طبیعی صاحب فرزند می‌شوند نیز قادر به استفاده از این تسهیلات نیستند. پس می‌توان گفت این مساله ضمانت اجرایی مناسبی ندارد. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور دراین باره می‌گوید: این نکته به هر‌حال در قانون در نظر گرفته شده است​.

​سرپرستانی از آن سوی آب

​ یکی دیگر از تفاوت‌های قانون جدید فرزندخواندگی با قانونی که 41 سال پیش به تصویب رسید در این است که براساس آن​ فقط اشخاص مقیم در ایران شرایط قبول فرزندخواندگی را ندارند​. در واقع در قانون جدید تابعیت ایرانی ملاک قرار داده شده و به این شکل ایرانیان ساکن خارج از کشور راحت‌تر می‌توانند فرزندخوانده داشته باشند​، چون تا پیش از تصویب قانون جدید آنها ناچار بودند به شکل موقت شش ماه درایران ساکن شوند​، اما اکنون این افراد می‌توانند از طریق سفارتخانه​ ایران ​اقدام کنند، چون براساس قانون جدید سفارتخانه​​ و دفاتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران ​ موظفند در اجرای این قانون​ همکاری کنند.

نحوه تنظیم شناسنامه

در ​ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست مصوب سال 92 آورده شده که مشخصات واقعی کودک و والدین او باید در اسناد سجلی‌اش درج شود؛ یعنی در قسمت توضیحات شناسنامه نام والدین واقعی فرزندخوانده درج شود، اما این تصمیم شرایط سختی را برای کودک و سرپرستان آن به وجود می‌آورد، زیرا ​ برخی افراد قبول سرپرستی کودکان را راز خود می‌دانند.

مسعودی فرید در این باره عنوان می‌کند: این مساله در آیین‌نامه‌هایی که تیرماه از سوی دولت ابلاغ شده رفع‌ و به این شکل قرار است در صفحه توضیحات کودک فقط شماره حکم دادگاه به ثبت برسد و نام والدین واقعی او در اسناد سجلی که در بایگانی ثبت احوال محفوظ است، ​ نوشته شود​.‌ یکی دیگر از نکته‌های قابل توجه در قانون فرزندخواندگی امکان فسخ حکم سرپرستی از سوی کودک است، زیرا او وقتی به 18 سالگی برسد می‌تواند دراین باره تصمیم ​بگیرد و نام خانوادگی والدین واقعی یا جدیدی را برای خود انتخاب کند.

شرایط درخواست‌کنندگان سرپرستی ​

تقید به انجام واجبات و ترک محرمات، عدم محکومیت جزایی مؤثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی، تمکن مالی، عدم حجر، سلامت جسمی و روانی لازم و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی، نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل، صلاحیت اخلاقی، عدم ابتلا به بیماری​های واگیر یا صعب‌العلاج و اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شرایطی است که درخواست‌کنندگان سرپرستی باید داشته باشند​. این درحالی است که رعایت اشتراکات دینی میان سرپرست و افراد تحت سرپرستی الزامی است.​

افرادی‌که می‌توانند ​​فرزندخوانده داشته باشند

قانون برای افرادی که مجاز هستند برای به‌عهده گرفتن سرپرستی کودکان اقدام کنند نکاتی را در نظر گرفته است. براساس ماده 5 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست‌، زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و صاحب فرزند نشده باشند می‌توانند برای گرفتن فرزندخوانده درخواست بدهند، به این شرط که دست‌کم یکی از آنان بیش از 30 سال داشته باشد. البته براساس تبصره یک این ماده قانون ‌به تشخیص سازمان پزشکی قانونی، امکان بچه‌دار شدن زوجین وجود نداشته باشد، درخواست‌کنندگان از شرط گذشت پنج سال مستثنا هستند.‌ زن و شوهر دارای فرزند نیز می‌توانند چنین درخواستی بدهند، البته ​شرط سنی داشتن 30 سال نیز برای این افراد​ در نظر گرفته شده است. علاوه‌بر این، دختران و زنان بدون شوهر نیز که ​ دست کم 30سال داشته باشند نیز می‌توانند سرپرستی کودکان بی‌سرپرست مونث را به‌عهده بگیرند​.‌ این درحالی است که براساس قانون اگر درخواست‌کنندگان سرپرستی از بستگان کودک یا نوجوان باشند، دادگاه با اخذ نظر سازمان و با رعایت مصلحت کودک و نوجوان می​تواند آنان را از برخی شرایط مقرر ​مستثنا کند.

برای سرپرست بودن مهربان‌تر باید بود

این روزها برای هر کودک واجد شرایط فرزندخواندگی 8 متقاضی در کشور وجود دارد، آمار متقاضیان برای نوزادان بالاتر است و به 20 نفر ​می‌رسد. مساله اینجاست که​ اغلب زوج‌هایی که در جستجوی فرزندخوانده هستند، مورد خاصی را در نظر دارند؛ برای نمونه خیلی‌ها علاوه‌بر این که نوزاد دختر می​خواهند، نسبت به​ رنگ پوست نوزاد یعنی سبزه ​یا سفید بودن آنها نیز حساس هستند.

در واقع به‌دلیل این که به قول معروف فرهنگ فرزندخواندگی در کشورمان بخوبی جا نیفتاده است، بسیاری از افراد از این که دیگران متوجه شوند آنها کودکی را به فرزندخواندگی گرفته اند واهمه دارند یا هستند افرادی که سعی دارند ناتوانی خود را در فرزند‌آوری زیر چتر فرزندخواندگی پنهان کنند؛ درحالی که باید به این افراد یاد‌آور شد دیر یا زود راز مگوی آنها فاش خواهد شد و در این میان بیشترین آسیب به کودک و سرپرستان او خواهد رسید.

امین موقت باشید

افزون بر این، چنین مسائلی سبب شده افراد متقاضی فرزندخوانده داشتن خیلی دیر به خواسته خود برسند. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در این باره عنوان می‌کند: حل این مشکل به راهکار فرهنگی نیاز دارد. علاوه‌بر این ما باید افراد را تشویق کنیم که ​​آنها سرپرستی کودکان را به شکل​ امین موقت قبول کنند؛ چون به این شکل کودکان بیشتری صاحب خانواده خواهند شد. در واقع هرچه کودکان بهزیستی زمان کمتری را در مراکز شبه‌خانواده سپری کنند، آسیب کمتری می‌بینند، زیرا​​ هرچه شرایط در مراکز نگهداری کودکان مناسب باشد بخوبی مهر و محبت والدین نیست.

برای نمونه کودکی را در نظر بگیرید که ​مادرش فوت کرده و پدرش برای ده سال باید در زندان باشد. به همین دلیل این کودک شرایط فرزندخواندگی دائم را ندارد؛ در حالی که اگر این کودک برای مدتی کوتاهی نیز در محیط خانواده باشد آسیب کمتری خواهد دید، بنابراین افراد نیکوکار می‌توانند سرپرستی این کودک را برای مدتی‌که پدر او در زندان است، قبول کنند​.

حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی بهزیستی دراین باره یادآور می‌شود: جالب اینجاست که بتازگی مورد قابل توجهی نیز رخ داد،​​ چون پدر یکی از کودکان بد‌سرپرست از زندان آزاد شد،​ اما وقتی دریافت فرزندش شرایط مناسبی در خانه سرپرست‌هایش دارد از حق پدری خود گذشت و راضی شد​ کودکش برای همیشه نزد سرپرستانش​ باقی بماند.

نیکوکاران به روز شوند

نیکوکاران در مراکز شبه‌خانواده کمک حال واقعی بهزیستی هستند،زیرا از حدود 600 مرکز شبه خانواده‌ای که در تمام کشور وجود دارد بیش از 530 مرکز ​ غیردولتی است و مراکز باقیمانده نیز بیشتر شیرخوارگاه هستند و تعداد مراکز شبه‌خانواده دولتی که برای کودکان بالای شش سال در نظر گرفته شده خیلی کم است.

​در این میان برخی نیکوکاران​ سالانه برای نگهداری از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در مراکز شبه‌خانواده حدود یک میلیون یا 500 هزار تومان هزینه می‌کنند، درحالی که اگر ​ نیکوکاران ​به این باور برسند که کودکان بهزیستی می‌توانند با کمک آنها صاحب خانواده بشوند مشکل کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست زیادی حل می‌شود​.

برای نمونه مادربزرگی را در نظر بگیرید که دوست دارد از نوه‌اش نگهداری کند، اما توانایی مالی آن را ندارد. نیکوکاران می‌توانند با کمک به این مادربزرگ شرایطی را به وجود بیاورند که کودک در کنار مادربزرگ خود زندگی کند.

پيرمرد، عروسك هاي تنهايي اش را اهدا كرد

دوستي پيرمرد باعروسک ها به مدتي قبل و به زماني برمي گردد که او تنهايي را به گوشت و پوستش حس کرد؛ حدود 20 سال پيش همسرش به علت سرطان از اين دنيا رفت، او دلش به دو پسرش خوش بود، اما آنها سه سال بعد از فوت مادرشان کوله بار سفر بسته و راهي خارج از کشور شدند. به اين شکل پيرمرد تنها تر از هميشه شد.
مدتي با اين وضع زندگي کرد، اما تاب تنهايي نياورد و بناچار تصميم گرفت با پاي خودش به آسايشگاه کهريزک برود، اما شرايط کماکان براي او سخت بود، به همين دليل دچار افسردگي شديد شد. حال پيرمرد آن قدر بد بود که به توصيه يکي از پزشکان آسايشگاه کهريزک او دو عروسک کنار تخت خود گذاشت تا درمان افسردگي اش روند بهتري به خود گيرد، اينجا بود که رفاقت پيرمرد با عروسک ها شروع شد. از آن روز به بعد او به عروسک هايش دل بست.
حالاديگر او عروسک هايش را همانند کودکانش دوست دارد، برايشان قصه مي گويد، لالايي مي خواند و از صميم قلب به آنان عشق مي ورزد. اين حکايت علي فرونچي يکي از ده ها فرشته آسايشگاه کهريزک است که براي فرار از تنهايي و فراموش کردن بي معرفتي هاي روزگار، حاضر مي شوند حتي دل به عروسک ها ببندند. به گزارش ايرنا، آقاي فرونچي اکنون 77 سال دارد و 11سال است که در آسايشگاه خيريه کهريزک زندگي مي کند. اين روزها مرد سالخورده با وجود علاقه و دلبستگي شديد به عروسک هايش، پس از سال ها تصميم سختي گرفته، او حاضر شده در برابر نشاندن لبخند روي لب هاي کودکان مهدکودک تعدادي از عروسک هايش را به مهدکودک آسايشگاه هديه کند. مرد سالخورده دراين باره مي گويد: زندگي بدون اين عزيزان يعني هيچ، هر کدام از آنها اسم و سن و سالي دارند و من با آنها زندگي مي کنم.
باورش شايد براي برخي ها مشکل باشد،اما آقاي فرونچي در وصيت نامه خود نيز به فکر عروسک هايش بوده، او ادامه مي دهد: وصيت کرده ام بعد از مرگم همه عروسک هايم را تحويل نوگلان مهدکودک بدهند، البته آنها بايد بخوبي از عروسک ها نگهداري کنند و بعد آنها را به بچه هاي کوچک تر از خود ببخشند. آقاي فرونچي يکي از هزاران پدر و مادري است که اين روزها در خانه هاي سالمندان با همه مشکلات سعي در خوشحال کردن ديگران دارند. جويا شدن حال اين فرشته ها کمترين کاري است که مي توانيم انجام دهيم، حتي اگر آنها پدر، مادر واقعي ما نباشند

منتظر قانون نباشید

خانه، مهدکوک، مدرسه، خیابان و بازار فرقی ندارد، شرایط برای ضایع شدن حق و حقوق کودکان می‌تواند همه‌جا فراهم باشد و در بیشتر موارد فقط زمانی که کودکان تا یک قدمی مرگ پیش بروند ماجرای تلخ آنچه که بر آنها گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد.

کار به جایی رسیده که این روز ها گاهی خبر کودک آزاری در مهدهای کودک و مدارس نیز منتشر می شود، اما نکته اینجاست که در مقابل این حوادث اسفبار کارشناسان از نبود قانون کاملی در این حوزه حرف می زنند.

واقعیت اینجاست که در کشورمان خیلی ها فقط شعار حمایت از حقوق کودکان سر می دهند، چون تاکنون تعریف واضحی از کودک آزاری ارائه نشده است.

برای نمونه چند سالی است که لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در کمیسیون قضایی مجلس در دست بررسی است و با توجه به طولانی شدن رسیدگی به آن به نظر می رسد نمایندگان عزم جدی برای تصویب قانون جدید در این حوزه ندارند، اما نکته اینجاست که نبود قانون فقط مشکل رسیدگی به مسائل کودکان نیست، زیرا قوانین پراکنده ای در این حوزه وجود دارد، ولی ضمانت اجرایی مناسبی ندارند.

علاوه بر این باید تاکید کرد که فقر فرهنگی و آموزشی نیز سبب شده بیشتر کودکان از سوی اعضای خانواده و افرادی مورد اذیت و آزار قرار بگیرند که به نوعی باید مدافع اصلی آنها باشند بنابراین باید به مسئولان هشدار داد علاوه بر قانونگذاری چاره ای برای ارتقای فرهنگ خانواده ها و نظارت بر فعالیت اولیای مدارس و مهدهای کودک بیندیشند، زیرا کودک آزاری هایی که در این مکان ها اتفاق می افتد بندرت از سوی کودکان بازگو می شود.

نکته دیگری که در این میان باید به آن اشاره کرد کمبود شدید امکانات و نیرو در مراکزی است که اکنون متولی رسیدگی به پرونده های کودک آزاری هستند.

به عنوان مثال مسئولان اورژانس اجتماعی 123 سازمان بهزیستی با توجه به امکانات کمی که در اختیار دارند، تمایلی برای تبلیغ خدماتی که ارائه می کنند ندارند؛ اکنون فقط 15 گشت اورژانس اجتماعی 123 تهران بزرگ را پوشش می دهد، این در حالی است که کارشناسان این گشت ها نیز آن طور که باید و شاید قادر نیستند به موارد کودک آزاری رسیدگی کنند، زیرا این افراد تاکنون به عنوان ضابط قضایی شناخته نشده اند، به همین دلیل هنگام مشاهد کودک آزاری مشهود نیز نمی توانند بدون حضور ماموران پلیس به این موارد رسیدگی کنند. با توجه به این مشکلات باید تاکید کرد رفع مشکلات حقوق کودکان در کشورفقط نیازمندقانون نیست، بلکه مسئولان باید کمی به آنچه که می گویند، باور داشته باشند.

مهدی آیینی – گروه جامعه

بالا