آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني (برگ 8)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني

اشتراک به خبردهی

روستا خالی از توجه، روستا خالی از زندگی

مهدی آیینی

مهدی آیینی

روستاهای کشور شرایط مناسبی ندارند. هر روز مسئولان به آمار روستاهای خالی از سکنه اشاره کرده و هشدار می‌دهند سیل مهاجرت از روستاها به کلانشهرها سبب گسترش حاشیه نشینی و بروز آسیب‌های اجتماعی متعدد می‌شود، اما هیچکدام از آنها برای زنده ماندن روستا تلاش نمی‌کنند، در واقع تمام سعی آنها در سخنرانی و برگزاری همایش‌هایی خلاصه می‌شود که هیچ منفعتی برای روستاییان ندارد .

امروز در تقویم، روز روستاست، اما به جز برگزاری همایش و سخنرانی تاکنون چیزی عاید روستاییان نشده، این درحالی است که روستاییان به دلیل مدیریت اشتباه در مسائلی مانند آب و آموزش، این روزها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند؛ زیرا منابع آب در کشور به شدت کاهش یافته و زمین های حاصلخیز آنها به زمین های بایر تبدیل شده است،هرچند دراین بین خود کشاورزان نیز بی تقصیر نیستند اما مقصر اصلی را باید کسانی دانست که نتوانستند با آموزش های مناسب چنین آسیبی را به حداقل برسانند.

افزون بر این، سیاست های جاری تاکنون به شکلی بوده که معیشت روستاییان با کشاورزی و دامداری گره خورده است به گونه ای که اگر خللی در این دو عامل پدید بیاید، روستایی ناچار به مهاجرت می شود، باید یادآور شد روستا ظرفیت های دیگری نیز دارد که اگر به آنها پرداخته شود می تواند بخشی از نیازهای روستاییان را برطرف کند، برای نمونه اکنون روستاهای کشور حدود 63 هزار نقطه کشور پراکنده شده و در این میان روستاهای زیادی وجود دارد که می تواند به قطب گردشگری یا صنایع دستی تبدیل شود، اما جاذبه های آنها ندیده گرفته شده و مطرح کردن آنها برای کمتر کسی در اولویت قرار دارد.

دوشنبه گذشته برای دومین بار همایش روز روستا در پایتخت برگزار شد و نمایشگاهی نیز در این ارتباط تا جمعه برپاست، اما نکته اینجاست چنانچه نیت اصلی مسئولان توجه ویژه به روستا و رونق گرفتن این مناطق است باید دست کم چنین همایش و نمایشگاه هایی در روستاهای کشور برگزار شود تا 22 میلیون ایرانی که در این مناطق ساکن هستند به بهبود شرایط روستاها و حمایت مسئولان امیدوار شده و کوچ را تنها راه نجات ندانند.

مهدی آیینی

آمار مراجعه به مراکز‌معاینه فنی‌خنده‌دار است

کمتر از دو هفته تا شروع نیمه دوم سال باقی است؛ نیمه‌ای که با کاهش دما و بروز پدیده وارونگی هوا در آن به طور حتم نفس‌کشیدن برای ساکنان کلانشهرها بیش از پیش دشوار خواهد شد در این بین انجام دقیق آزمون‌های معاینه فنی می‌تواند نقش قابل توجهی در کاهش آلودگی هوا داشته باشد، اما مشکل اینجاست در کشورمان این مراکز نتوانسته‌اند اعتماد شهروندان را جلب کنند برای نمونه سال گذشته مالک 560 هزار خودرو برای گرفتن معاینه فنی به این مراکز مراجعه کردند؛ دبیر معاینه فنی کلانشهرهای کشور با اشاره به این اطلاعات آمار مراجعه به مراکز معاینه فنی را در کشور خنده‌دار می‌داند.در این مصاحبه با ولی آذروش درباره دلایل بی اعتمادی مردم نسبت به مراکز معاینه فنی و تاثیر این مراکز در کاهش آلودگی هوا حرف زدیم؛ مراکزی که او ادعا می کند به دلیل نبود مراجعه کننده در شرف تعطیلی هستند.

 خودروی شما معاینه فنی دارد؟

خودرویم را تازه گرفته ام به همین خاطر هنوز به گرفتن معاینه فنی نیاز پیدا نکرده ام.

پس باید با تصمیم مجلس برای افزایش زمان معاینه فنی خودروهای صفر به پنج سال موافق باشید.

به نظرم این تصمیم برای راحتی مالک خودرو خوب است، اما از نظر بررسی ایمنی و آلایندگی خودرو قطعا لازم به انجام آزمون معاینه فنی در فواصل کوتاه تر است، زیرا ما جزو آدم هایی هستیم که به اختیار خود این کار را انجام نمی دهیم، به همین دلیل به مقداری تحکم و قانون نیاز داریم.

دلایل شما برای کاهش زمان معاینه فنی برای خودرو های صفر کیلومتر چیست؟

استاندارد تولید خودرو در کشورپایین است، چون بالاترین استاندارد در کشورمان یورو 2 است، این در حالی است که در اروپا استاندارد یورو 5 را رعایت می کنند، با این حال آنها عمر معاینه فنی برای خودرو را
5/2سال در نظر گرفته اند. علاوه بر این عمر مفید کنیستر و کاتالیست (ابزاری برای کاهش آلایندگی خودرو) حداکثر 5/2سال است، بنابراین وقتی می گویند خودروی صفر تا پنج سال به معاینه فنی نیاز ندارد باید دانست کنیستر و کاتالیست این خودرو ها برای چند سال نقشی در کاهش آلایندگی خودروها نخواهد داشت.

به نظر شما عمر معاینه فنی برای خودرو های صفر چند سال باید باشد؟

باید دو سال باشد، چون قبلا نیز به این شکل بود.

برای رسیدن به این هدف چه کار کرده اید؟

دولت بتازگی در لایحه ای این موضوع را درخواست کرده است.

این لایحه در چه مرحله ای است؟

هنوز در کمیسیون های مجلس قرار دارد و بعید می دانم تصویبش به عمر این مجلس برسد، چون طرح های زیادی در مجلس قرار دارد و این لایحه جزو اولویت های مجلس نیست، در حالی که سلامت مردم باید هدف مشترک تمام مسئولان باشد.

برخی شهروندان گرفتار مشکلات عجیبی می شوند. برای نمونه افرادی ادعا می کنند به دلیل نامناسب بودن خودرویی که در اختیار دارند نمی توانند برای خودروی خود معاینه فنی تهیه کنند، چون خودروی آنها با استانداردها همخوانی پیدا نمی کند. برای رفع مشکل این افراد چه باید کرد؟

آزمون هایی که ما می گیریم براساس استانداردهای بین المللی است و ممکن است خودروی صفر کیلومتر نیز در پشت سر گذاشتن آنها مشکل داشته باشد، اما دلیل این را نمی دانم. علاوه براین باید بحث استاندارد را از معاینه فنی خودرو تفکیک کرد، زیرا در مراکز ما حداقل ایمنی خودرو ها بررسی می شود.

چند مرکز معاینه فنی در کشور وجود دارد؟

حدود 700 مرکز معاینه فنی در کشور فعال هستند.

استقبال مردم از مراکز معاینه فنی سال گذشته 16 درصد کاهش داشت، در چند ماهی که از امسال گذشته این آمار چگونه است؟

وضع مناسبی نداریم، براساس آمار تا نهم شهریور 176 هزار و 884 خودرو به مراکز ما مراجعه کرده اند، بنابراین نسبت به مدت مشابه سال گذشته تغییر زیادی نداشته ایم، اما سال گذشته نیز تعداد مراجعات کم بود، به همین دلیل برای پرداخت حقوق افرادی که در این مراکز فعالیت می کنند نیز با مشکل روبه رو هستیم، چون مراکز خدماتی هستند و درآمدی ندارند. سال گذشته حدود 560 هزار خودرو به مراکز ما مراجعه کردند اگر در نظر بگیریم همین مقدار نیز خارج از تهران بوده است باید گفت بسیاری از خودرو ها برای دریافت معاینه فنی مراجعه نمی کنند.

برآوردی از تعداد خودروهایی که باید به مراکز شما مراجعه کنند دارید؟

حدود 5/2 تا 3 میلیون خودرو در تهران فاقد معاینه فنی هستند. ما در هرشیفت روزانه دست کم می توانیم به 6000 خودرو خدمات ارائه کنیم و آمادگی داریم در سه شیفت نیز فعالیت داشته باشیم، اما مراجعه کننده وجود ندارد و حدود 70درصد ظرفیت ما خالی است. مراکز معاینه فنی رو به تعطیلی است، زیرا در برخی مراکز روزانه به اندازه انگشتان دست نیز مراجعه کننده نداریم.

پولی که بابت صدور معاینه فنی گرفته می شود چقدر هزینه های شما را جبران می کند؟

پول ناچیزی (ده هزار تومان) از شهروندان گرفته می شود که باید گفت هزینه برق این مراکز را نیز تامین نمی کند. این در حالی است که در اروپا هزینه انجام آزمون های معاینه فنی 80 یورو است.

آیا آزمون و تجهیزات شما مطابق با استانداردهای جهانی است؟

امسال دستگاه های خود را به روز کرده و در حال راه اندازی دستگاه ها با استانداردهای مناسب هستیم.

بنابراین باید برنامه ای برای افزایش بهای صدور گواهی معاینه فنی داشته باشید.

امیدواریم به یک نرخ واقعی برسیم تا خدمات مناسبی ارائه کنیم به همین دلیل مصوبه ای در دولت در حال تصویب است.

چقدر افزایش قیمت خواهید داشت؟

برحسب خودروهای سبک و سنگین تصمیم گیری می کنیم، اما هنوز تعیین نشده است.

فکر می کنید چرا مردم به مراکز معاینه فنی اعتماد نداشته و برای گرفتن معاینه فنی تمایل زیادی ندارند؟

اتفاق هایی در مراکز معاینه فنی خارج از تهران رخ داده که دغدغه ما نیز هست چون مراکزی هستند که بدون حضور خودرو برگه معاینه فنی صادر می کنند، این کار ناپسندی است و باید با این مراکز بشدت برخورد کرد، چون با جان و مال مردم بازی می کنند.

برای افزایش مراجعه شهروندان به مراکز معاینه فنی و بهبود قانون اجرای آن حتما با نمایندگان مجلس و پلیس رایزنی کرده اید. پس چرا گره کار باز نمی شود؟

خیلی با مجلس رایزنی کرده ام پلیس نیز دغدغه برخورد با این موضوع را دارد.

چرا پلیس بدرستی اعمال قانون نمی کند؟

باید این سوال را از خود آنها بپرسید.

هنوز مراکزی هستند که بدون حضور خودرو برگه معاینه فنی صادر می کنند؟

در تهران میزان این تخلف از ابتدا صفر بود،چون مراکز تهران به دوربین پلاک خوان مجهز هستند و امکان صدور معاینه فنی بدون خودرو تقریبا صفر است. خوشبتخانه برحسب مصوبه هیات دولت در دی سال گذشته و مصوبه شورای شهر تهران تحت عنوان نظارت و کنترل معاینه فنی خودرو تصویب شد، سامانه ملی معاینه فنی ایجاد شده و این امکان را فراهم خواهد کرد که اطلاعات مراکز معاینه فنی به مراکز پلیس متصل شود به این شکل با افرادی که بدون مراجعه به مراکز معاینه فنی، گواهی معاینه فنی دریافت می کنند برخورد خواهد شد.

فکر می کنید چرا این سامانه با وجود وعده هایی که داده شده بود هنوز فعال نشده است؟

این سامانه خرداد باید عملیاتی می شد، اما چون زیرساخت هایش آماده نبود اجرایی نشد. اکنون زیرساخت ها آماده شده و با عملیاتی شدن سامانه ملی شاهد تحول مناسبی در بحث معاینه فنی کشور خواهیم بود، مقدمات کار فراهم شده است. با هماهنگی هایی که با پلیس داشته ایم، امیدواریم این سامانه تا مهر در تهران عملیاتی شود. برای اجرایی شدن این سامانه در کل کشور نیز وزارت کشور پیگیر کار است.

اتوبوس های برونشهری نیز باید از مراکز شما معاینه فنی بگیرند؟

اتوبوس های درونشهری از مراکز ما معاینه فنی می گیرند، اما بتازگی خودروهای سنگین و اتوبوس های بین شهری معاینه فنی خود را از وزارت راه می گیرند.

آمار مراجعه موتورسیلکت ها به مراکز شما چگونه است؟

ده خط معاینه فنی برای موتورسیکلت ها داریم، اما مشکل اینجاست که مالکان موتورسیکلت به ما مراجعه نمی کنند، از 5/3 میلیون موتورسیکلت سال گذشته در کشور حدود یکصد دستگاه به مراکز ما مراجعه کرده اند که رقم خنده داری است. در حالی که می گویند موتورسیکلت ها تا هشت برابر خودروها آلودگی ایجاد می کنند. بحث موتورسیکلت از بدو تولید باید ساماندهی شود .

می توانید بگویید کدام سازمان و وزارتخانه بیشتر برای خودروهایش گواهی معاینه فنی می گیرد؟

خودرو ها براساس پلاک شناخته می شوند بنابراین برحسب سازمان و ارگان دسته بندی نکرده ایم، اما درباره خودروهای دولتی می توانم بگویم از ابتدای سال تا نهم اردیبهشت 553 دستگاه خودروی دولتی، 529 دستگاه خودروی نظامی، چهار دستگاه خودروی سیاسی و 20 هزار و 431 تاکسی به مراکز معاینه فنی مراجعه کرده اند.

براي گرفتن معاينه فني آيا دوستان و اطرافيان به شما سفارش ميکنند؟

انشالله مراکز ما آنقدر شلوغ شود که چنين سفارش هايي داشته باشيم.خوشبختانه  تاکنون نياز به سفارش نبوده است.

خاطره ای از مراجعه مقامات یا افراد شناخته شده به مراکز معاینه فنی دارید؟

خودروی چهره ها بیشتر خارجی و مدل بالاست و استاندارد یورو 5 دارد، بنابراین آنها کمتر به ما مراجعه می کنند.

دلایل عمده رد شدن خودرو ها براساس اطلاعات ستاد معاینه فنی تهران 27 درصد از مراجعان به دلیل تست آلایندگی، 18 درصد از آزمون همراستایی چرخ ها، 5 درصد از آزمون کمک فنر، 11 درصد از آزمون ترمز و 39 درصد از کنترل عیوب ظاهری شامل موارد مربوط به شیشه، برف پاک کن و شیشه شور، کمربند ایمنی، لاستیک ها، وضع بدنه خودرو از لحاظ دفرمگی و پوسیدگی، وضع دود خودرو جهت تشخیص روغن سوزی، وضع بلوری چراغ های جلو و تمام طلق های چراغ عقب، عملکرد چراغ های ترمز، عملکرد چراغ دنده عقب و پلاک خودرو در آزمون ها مردود شده اند.
 

مهدی آیینی

بازی ناجوانمردانه ورزش‌در زمین محیط‌زیست

زمین با سخاوت تمام، همه دارایی‌هایش را در اختیار ورزشکاران می‌گذارد، از قله‌های دست‌نیافتنی‌اش بگیرید تا رودخانه‌های خروشان، جنگل، چشمه و اقیانوس‌های بی‌انتهایش. در این میان، ورزشکاران آنقدر که باید، برای محیط زیست دل نمی‌سوزانند.این را از اتفاق های تلخ ورزشی گوشه و کنار کشور می توان فهمید؛ برای نمونه گونه های منحصربه فرد گیاهی، این روزها زیر چرخ خودروهایی که سودای مسابقات آفرود را در سر دارند، نابود می شوند یا کم نیستند کوهنوردنماهایی که قله های منابع طبیعی کشور را فتح می کنند، اما به قیمت نابودی این ثروت های غیرقابل تجدید.

علاوه بر این می توان از رقابت قایقرانی در لرستان نوشت که اواخر ماه گذشته سبب مرگ 10 هزار قطعه ماهی شد؛ هرچند این موارد نمونه هایی کوچک از آسیب هایی است که ورزش به محیط زیست هدیه داده، اما همین چند مورد نیز برای محکوم کردن ورزش به انجام بازی ناجوانمردانه در زمین محیط زیست کافی است. دلیل جنگ انسان با محیط زیست را باید در نبود آگاهی جستجو کرد، چون انسان یاد نگرفته محیط زیست را مادر خود بداند و هنوز به این باور نرسیده که با مرگ منابع طبیعی مرگ خود را رقم می زند. به همین دلیل، لذت های گذرا را به حفظ محیط زیست ترجیح می دهد. در این میان، اراده ای نیز برای جبران این ناآگاهی وجود ندارد، زیرا محیط زیست جای زیادی در کتاب های درسی مدارس و دانشگاه ها ندارد. این بی توجهی در نظام آموزشی کشور سبب شده ارگان های دیگر نیز نسبت به حفظ محیط زیست، بی اعتنا باشند و آن را در اولویت برنامه های خود قرار ندهند. وزارت ورزش و جوانان، یکی از وزارتخانه هایی است که در این میان می تواند نقش کلیدی داشته باشد، چون بسیاری از نوجوانان و جوانان کشور برنامه های این وزارتخانه را دنبال می کنند، اما در حالی که حدود 50 سال است در جوامع بین المللی ورزشی توجه به محیط زیست به عنوان یک اصل شناخته شده، در کشورمان مسئولان ورزشی می گویند از هفتم خرداد امسال به این مهم توجه نشان داده اند.

جنگ ورزش با محیط زیست

برخلاف ادعای مسئولان وزارت ورزش از حادثه ای که اواخر مرداد گذشته اتفاق افتاد می توان برداشت دیگری داشت، زیرا روابط عمومی اداره حفاظت محیط زیست لرستان در این باره به ایرنا گفته، برای گندزدایی دریاچه کیو به منظور انجام مسابقات قایقرانی از کلر استفاده شده و کارشناسان محیط زیست پس از بررسی متوجه شدند دلیل تلف شدن 10 هزار قطعه ماهی آزاد رودخانه ای و تزئینی دریاچه کیو، اضافه کردن کلر به آب دریاچه بوده است. به این اتفاق تلخ باید ده ها فعالیت ورزشی دیگر را نیز اضافه کرد. برای نمونه رواج رشته های دیگر مانند غواصی و جت اسکی در سواحل جنوبی کشور را باید دغدغه ای تازه به حساب آورد، چون برخی به بهانه غواصی وارد زیستگاه های جنوبی کشور می شوند و بخشی از منابع طبیعی این زیستگاه ها مانند مرجان ها را تخریب و از آب خارج می کنند.

شناخت ورزش سبز

برای آشتی دادن محیط زیست با ورزش نیاز به همکاری سازمان حفاظت محیط زیست با وزارت ورزش و جوانان است. شاید به این شکل ورزشی ها اندکی توجه به محیط زیست را سرلوحه کار خود قرار دهند. محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست در این باره به جام جم می گوید: کار اساسی و اصولی که خوشبختانه به کمک محیط زیست و دفتر توسعه پایدار وزارت ورزش و جوانان شروع شده، فراخوانی است که برای ارزیابی زیست محیطی همه 50 فدراسیون ورزشی کشور داده شده است. برای نمونه، قرار است ورزش قایقرانی ارزیابی زیست محیطی شده، مشخص شود ویژگی های یک قایقران سبز چیست یا اگر ورزش قایقرانی قرار است دوست و همراه محیط زیست باشد، باید چه تغییراتی در قوانین و شیوه فعالیت ورزشکاران بدهد. علاوه بر این، کمیته زیست محیطی هر فدراسیون وظیفه دارد بررسی کند چگونه باید مقررات، قوانین و شیوه عملکرد ورزشکاران در جهت حفظ محیط زیست تغییر کند تا رقابت های ورزشی جذاب بماند و به محیط زیست نیز آسیب نرسد.

ویژگی ورزشکار محیط زیستی

سازمان حفاظت محیط زیست، شیوه نامه ای در اختیار وزارت ورزش و جوانان قرار داده که براساس آن مشخص شده، هر ورزشکاری که دوست دارد به عنوان سفیر محیط زیست معرفی شود، باید چگونه رفتار کند و چه کارهایی را نباید انجام دهد.

ورزشکار دوستدار محیط زیست و سفیر محیط زیست نباید از خودروی شاسی بلند برای عبور و مرور شهری استفاده کند و چنین ورزشکاری نباید طرفدار شکار باشد.

علاوه براین، سفیر محیط زیست نباید برگه کاغذی هزینه تلفن همراهش را بخواهد بلکه باید با استفاده از پیامک، قبض تلفنش را پرداخت کند یا ورزشکار دوستدار محیط زیست، هنگام کار با دستگاه خودپرداز نباید رسید کاغذی بگیرد. علاوه براین باید با وسایل حمل و نقل عمومی رفت و آمد و کمتر از خودروی شخصی و تک سرنشین استفاده کند. افزون بر این، ورزشکاران طرفدار محیط زیست باید طرفداران خود را تشویق کنند تا زمانی که در ورزشگاه حاضر می شوند، نکات زیست محیطی را رعایت کرده، در پایان مسابقه زباله هایی را که ریخته اند، جمع آوری کنند. به این شکل جوانان و نوجوانانی که خواسته و ناخواسته ورزشکاران را الگوی خود می دانند، متوجه ارزش های واقعی خواهند شد. مدیرکل دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست اظهار می کند: قرار شده بخشی از فضای استادیوم ها به ترویج پیام های زیست محیطی اختصاص پیدا کند یا تیم های ورزشی با پیراهنی که نمادی از حیات وحش یا گونه های گیاهی کشور روی آنها نقش بسته، در مسابقات شرکت کنند.

این در حالی است که باید تاکید کرد، در نظر گرفتن چنین نکاتی برای وزارت ورزش و جوانان تا زمانی که ضمانت اجرایی پیدا نکند، نمی تواند از آسیب هایی که ورزش به محیط زیست کشور می زند، بکاهد. درویش در این باره توضیح می دهد: دولت تصویب کرده، برای هر وزارتخانه کارنامه ای سبز صادر شود تا هر سال، بهترین وزارتخانه از نظر عملکرد خود و کارکنان درخصوص محیط زیست معرفی شوند.

ورزش دوست محیط زیست

ورزش، سابقه حمایت و کمک به محیط زیست کشور را دارد، اما آن گونه که انتظار می رود، از پتانسیلی که در اختیار دارد، برای حفظ محیط زیست کشور بهره نمی گیرد. برای نمونه، نقش بستن تصویر یوزپلنگ ایرانی بر پیراهن تیم ملی فوتبال کمک زیادی در شناخته شدن این گونه در خطر انقراض به عموم مردم کرد، اما وزارت ورزش و جوانان باید پا را از مشخص کردن نماد فراتر بگذارند و برای حفظ محیط زیست کشور قوانین و نکاتی را رعایت کنند.

رضا شجیع، مدیر کل دفتر محیط زیست و توسعه پایدار وزارت ورزش و جوانان درباره دلیل تخریب محیط زیست از سوی برخی رشته های ورزشی به جام جم می گوید: بخشی از این اشتباه ها به دلیل کمبود آگاهی است. به همین دلیل اکنون همه فدراسیون ها در حال تشکیل کمیته محیط زیست هستند. هر فدرا سیون یک سفیر محیط زیست دارد و دو مدرس نیز در قالب طرح تربیت مدرس ورزش سبز، آموزش لازم را خواهند دید، زیرا آنها باید 2 ساعت پیوست محیط زیستی را پشت سر بگذارند. علاوه بر این برنامه های آموزشی زیربنایی را نیز پیش بینی و بزودی اجرا می کنیم. وی ادامه می دهد: کمپین ملی ورزش و محیط زیست را نیز ایجاد کرده ایم. در این کمپین، گروه های داوطلب برای جمع آوری زباله و مبارزه با بیابان زایی فعال هستند.

به گفته شجیع، اداره کل تربیت بدنی تمام استان های کشور نیز باید برای خود نماد محیط زیستی انتخاب کنند. مدیرکل دفتر محیط زیست و توسعه پایدار وزارت ورزش و جوانان، با اشاره به این که هفتم خرداد گذشته، تفاهم نامه سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت ورزش و جوانان منعقد شده، عنوان می کند: وزارت ورزش و جوانان، اولین وزارتخانه ای است که دفتر محیط زیست و توسعه پایدار را ایجاد کرده است.

آفرود، بیگانه با محیط زیست

کم نیستند افرادی که به شوق آفرود به پیکر منابع طبیعی کشور زخم می زنند. این روزها تب تند آفرود خیلی ها را بر آن داشته که با هزینه ای اندک، خودرویی مانند جیپ تهیه کنند و براحتی در اراضی منابعی طبیعی به تاخت و تاز بپردازند، غافل از این که ماجراجویی آنها به قیمت از بین رفتن گونه های گیاهی کشور تمام می شود.

علاوه بر این کم نیستند افرادی که تصور می کنند، استفاده از خودروی شاسی بلند در شهر برای آنها اعتبار می آورد. این در حالی است که استفاده از این خودروها در فضای شهری بجز آلودگی بیشتر هوا و هدر رفت انرژی چیزی به همراه ندارد.

مدیرکل دفتر محیط زیست و توسعه پایدار وزارت ورزش و جوانان درباره برنامه هایش برای آشتی دادن آفرود با محیط زیست عنوان می کند: هنوز در این حوزه کاری نکرده ایم، اما مکاتباتی با سازمان محیط زیست داشته ایم تا بتوان فضاهایی را به شکل مصنوعی برای این افراد ایجاد کرد. علاوه بر این در محل هایی که این افراد می خواهند فعالیت کنند، باید از قبل گزارش ارزیابی زیست محیطی تهیه شود.

50 فدراسیون؛ 50 نماد

تاکنون حدود 20 فدراسیون از بین گونه های جانوری و گیاهی برای خود نماد انتخاب کرده اند؛ برای نمونه بولینگ و بیلیارد، سیاه خروس؛ بدمینتون، میش مرغ؛ تنیس، شاه روباه؛ اسکیت، پرستوی دریایی؛ کوهنوردی، کل؛ ورزش زورخانه ای، سرو؛ تنیس روی میز، خرگوش و فدراسیون بوکس، گربه شنی را به عنوان نماد خود انتخاب کرده اند.

اما باید گفت حمایت وزارت ورزش و جوانان از محیط زیست نباید به تعیین نماد محدود شود .

 

مهدی آیینی

ایران با یوزپلنگ هایش می‌دود

یوزپلنگ‌ها زنده می‌مانند؛ این آرزوی خیلی از ایرانیان و طرفداران حیات‌وحش و محیط زیست در دنیاست که برخلاف گذشته باید به آن دل خوش کرد، زیرا تا چند سال پیش حتی نمی‌شد برآوردی از تعداد یوزپلنگ‌های کشور داشت و برخی کارشناسان ادعا می‌کردند نسل یوزپلنگ ایرانی منقرض شده و باید آن را از نقشه آسیا حذف کرد، اما این روزها جمعیت یوزپلنگ‌های کشور دست‌کم 50 قلاده برآورد می‌شود.هرچند شرایط یوز ها با جایگاه مناسب فاصله زیادی دارد و خطر انقراض هنوز بر سر آنها سنگینی می کند، اما مشاهده 13 یوزپلنگ ماده همراه توله هایشان در یک ماه گذشته، خبری امیدوارکننده است که می توان امروز، روز ملی یوزپلنگ با اشاره به آن از مردم و مسئولان خواست برای نجات یوزپلنگ ها همچنان با آنها بدوند.

حدود 20 سال پیش بود که زمزمه منقرض شدن نسل یوز پلنگ ایرانی سرزبان ها افتاد،چون مدتی بود این گونه وضع روشنی نداشت و حتی تعدادی از مجلات و نشریات تخصصی، نام یوزپلنگ را از نقشه آسیا خط زده بودند.هشدارها نسبت به شرایط نامناسب یوز ایرانی ادامه داشت تا این که تلاش های برخی سازمان های مردم نهاد و مسئولان به بار نشست و سال 1380 پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و بخش برنامه ریزی برای توسعه سازمان ملل کلید خورد. تلاش برای نجات یوزپلنگ از خطر انقراض همواره با کاستی هایی همراه بوده و هست، برای نمونه تا چند سال پیش دوربین تله ای در اختیار کارشناسان این پروژه نبود و آنها فقط با توجه به رد پا و مدفوع این گونه شرایط آنها را تخمین می زدند، اما با وجود این نقشه ای برای مناطقی که گمان می شد یوز در آنها وجود دارد، تهیه شد . آن موقع این نقشه پنج ناحیه را شامل می شد که در فلات مرکزی ایران قرار دارد.اما اکنون این محدوده ها به ده منطقه افزایش یافته، مناطقی که شش میلیون هکتار از خاک کشور را پوشش می دهد.

خانواده کوچک یوزپلنگ ها

برخلاف این که تا مدتی قبل نمی شد برآوردی از تعداد یوزپلنگ ها در کشورمان داشت،اکنون جمعیت آنها در کشور بین 50 تا 100 یوز برآورد می شود،یعنی دست کم 50 یوزپلنگ در کشورمان وجود دارد.

بجز آمار جمعیتی که حالا وجود دارد،وضع زادآوری یوز در طبیعت نیز خوشبختانه بهبود پیدا کرده، برای نمونه در ماه گذشته 13 مورد یوز مادر و توله دیده شد و می توان با توجه به آن امیدوار بود که یوزآینده بهتری خواهد داشت.

یوزپلنگ ها همیشه با خطراتی مانند تخریب زیستگاه،تصادفات جادهای،سگ های گله و برخی چوپان های ناآگاه رو به رو بوده و هستند، اما این روز مهم ترین عامل تهدید را شاید بتوان مسائل توسعه ای در زیستگاه یوز دانست که بیشتر از قبل شده است.

جاده و معدن علیه یوز

به طور مشخص جاده و معدن را باید از تهدید های اصلی تخریب زیستگاه یوز دانست ؛ زیرا تقاضا برای احداث معدن زیاد شده اما خوشبختانه سازمان حفاظت محیط زیست توانسته مقاومت کند و برای احداث معدن در زیستگاه های یوز مجوز صادر نکند. با این حال تقاضای زیاد برای احداث معدن در زیستگاه های یوز خطری است که نیاز به تعامل بین بخشی دارد ؛ زیرا معادن بزرگ استراژیک آهن، زغال سنگ، اورانیوم و معادن کوچک سرب و روی زیادی در زیستگاه های یوز وجود دارد.جالب اینجاست که پروانه معادنی که صادر شده بیشتر برای بهره برداری نیست، بلکه افراد فقط پروانه های صادر شده را به یکدیگر می فروشند.

در این بین بهبود شبکه جاده ای و کیفیت آن را نیز باید خطری برای یوزپلنگ ها دانست؛ برای نمونه جاده یزد به بندرعباس که از میان زیستگاه کالمند می گذرد، در گذشته یک بانده بود، به همین خاطر گونه های جانوری مانند یوز براحتی از آن عبور می کردند؛ اما اکنون این جاده دو بانده شده و در بین آن گاردریل کار گذاشته اند، به همین دلیل گونه های جانوری بسختی از آن عبور می کنند و هنگام رد شدن از جاده با خودروهای عبوری تصادف کرده و کشته می شوند.

دراین میان باید به ساخت جاده گزوئیه نیز اشاره کرد؛ جاده ای که تا ماه گذشته خیلی ها پیگیر ساخت آن بودند. این جاده در یزد و منطقه حفاظت شده بافق قرار دارد، هرچند مردم این منطقه به جاده نیاز دارند، اما این جاده از قلب زیستگاه و منطقه امن زیستگاه یوز می گذرد؛ بنابراین باید جایگزین مناسبی برای آن پیدا کرد.

خوشبختانه با جلسات متعددی که به کمک سازمان های مردم نهاد و پروژه حفاظت از یوز آسیایی برگزار شده، فعلا مردم رضایت داده اند این جاده ساخته نشود ؛ اما باید به فکر جاده ای جایگزین برای مردم بود.

این درحالی است که جاده جایگزین نیز مشخص شده و فقط باید منتظر اختصاص بودجه از سوی دولت بود تا عملیات ساخت آن اجرایی شود.

با توجه به آمار به شکل میانگین هرسال 1.5 یوز بر اثر تصادفات جاده ای تلف شده اند. باید یاد آور شد سال گذشته نیز دو یوز در محور شاهرود- سبزوار براثر تصادف با خودرو کشته شدند.

علاوه بر احداث جاده و معدن، خط لوله نیز زیستگاه یوز را تخریب می کند. برای مثال خط لوله یازدهم گاز از منطقه عباس آباد نائین عبور می کند که یکی دیگر از زیستگاه های یوز است. البته به نظر می رسد مسئولان به این توافق رسیده اند که خط لوله از لبه زیستگاه یوز عبور کند نه از دل آن.

یوز طعمه ندارد

کمبود طعمه را باید یکی دیگر از خطرات عمده ای دانست که یوزها را تهدید و هر روز نمود بیشتری پیدا می کند . در واقع علت این تهدید نیز چیزی نیست جز افزایش شکار غیر مجاز در زیستگاه های یوز که سبب کاهش جمعیت حیات وحش در زیستگاه آنها شده است.

در این میان می توان پیشرفت فناوری را دلیل افزایش شکار غیرمجاز دانست، زیرا فرهنگ استفاده از آن به گونه ای که باید رشد نکرده است؛ برای نمونه شکارچیان غیرمجاز برای این که دستگیر نشوند حضور محیط بانان را با استفاده از تلفن همراه به یکدیگر خبر داده یا شخصی را مامور می کنند تا لحظه به لحظه موقعیت محیط بانان را به آنها اطلاع دهد.

این درحالی است که تعداد محیط بانان نیز نسبت به گذشته افزایش نداشته و از طرفی جامعه محیط بانی کشور نیز سالخورده شده است، ارزان شدن سلاح های شکاری و دیگرتجهیزات آن را نیز باید دلیل دیگری برای کاهش طعمه های یوز پلنگ دانست ؛ زیرا اکنون شکارچیان غیر مجاز با استفاده از موتور به تعقیب آهو و جبیرها پرداخته و آنها را شکار می کنند. جمعیت قوچ و میش نیز در زیستگاه یوز کاهش پیدا کرده، متاسفانه شکارچیان تمام طعمه های یوز را شکار می کنند.

انسان، دام و سگ گله

وجود دام در زیستگاه های اصلی یوز را باید تهدید دیگری دانست که این گونه را به سمت انقراض سوق می دهد ؛ زیرا وقتی دام بیش از حد وارد زیستگاه شود خوراک حیات وحش منطقه را مصرف می کند. در واقع دام رقیبی برای چهارپایان این منطقه به حساب می آید که یوزپلنگ از آنها تغذیه می کند،اما دام تهدیدهای دیگری نیز با خود به همراه دارد؛ ورود انسان، وسیله نقلیه و سگ گله به زیستگاه های یوز همیشه حادثه ساز بوده است.

بنابراین باید از مسئولان خواست به جای تلاش برای خروج دام که در عملی کردن آن تاکنون موفق نبوده اند، جمعیت دام را در این مناطق مدیریت کنند ؛ زیرا دامداران تا سه برابر حد مجاز نیز دام به این زیستگاه ها وارد می کنند.

برکت یوزپلنگ

یوز مانند گونه های دیگری که در راس هرم اکولوژیک قرار دارند گونه ای قابل توجه به حساب می آید و برای حفظ آن باید سرمایه گذاری کرد. به واسطه این گونه، زیستگاه ها حفظ شده و در نهایت حیات انسان تهدید نمی شود، برای نمونه درمورد یوزپلنگ شش میلیون هکتار از خاک کشور تحت حفاظت قرار گرفته است.

در واقع در این بین فقط از یوز مراقبت نمی شود، بلکه از تمامی گونه های جانوری و گیاهی این زیستگاه ها مراقبت می شود.برای نمونه آبشخورها چک شده و بازسازی می شوند یا محیط بانان بیشتری با متخلفان به شکل جدی برخورد می کنند .به این شکل باید یادآور شد حفظ یوزپلنگ به نفع مردم بومی منطقه و کشور است.

بیمه یوز؛ اتفاقی خوب

حدود یک سال و نیم از بیمه شدن یوز گذشته است ؛ اقدامی که باید آن را یکی از قدم های مثبتی ارزیابی کرد که تاکنون برای حفظ یوز برداشته شده است . به این شکل بیمه دانا تعهد کرده چنانچه یوزی به دلیل عوامل انسانی کشته شود 50 میلیون تومان خسارت پرداخت کند، برای نمونه سال گذشته که دو یوز در تصادف جاده ای کشته شدند، بیمه یکصد میلیون تومان خسارت پرداخت کرد تا این مبلغ برای رفع عواملی که سبب حادثه شده هزینه شود، علاوه بر این بیمه دانا محیط بانانی را که در زیستگاه یوز خدمت می کنند نیز تحت پوشش خود قرار داده است.

روز ملی یوز

21 سال پیش در چنین روزی حادثه ای تلخ در بافق اتفاق افتاد که هیچ وقت از خاطر طرفداران محیط زیست و حیات وحش پاک نمی شود.در واقع آن را باید تراژدی کاملی دانست که برای یک یوز مادر با سه توله اش در حاشیه نخلستان های بافق رقم خورد. شاید آن زمان افرادی که این تراژدی را خلق کردند نمی دانستند یوز حیوان بی آزاری است، شاید هم هیبت یوزپلنگ ها سبب ترس شان شد . در جریان این حادثه وقتی چهار یوزپلنگ به حاشیه بافق نزدیک شدند،عده ای با استفاده از سنگ و چوب تصمیم به نابودی آنها گرفتند . در جریان این حادثه یوز مادر موفق به فرار شد،اما دو توله اش کشته شدند و یک توله دیگر نیز که بشدت زخمی شده بود، پس از انتقال به تهران از مرگ نجات یافت. توله یوزپلنگ نجات یافته «ماریتا» نام داشت، ماریتا پس از 9 سال زندگی در پارک پردیسان مرد. به این ترتیب نهم شهریور 86 به پیشنهاد انجمن یوز پلنگ ایرانی روز ملی یوزپلنگ نامیده شد.

مهدی آیینی

 

محيط زيست قرباني زورآزمايي مسئولان

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فاتحه همکاري بين بخشي براي حفظ محيط زيست کشور را بايد خواند،زيرا در روزگاري که همه به اين باور رسيده اند که براي حفظ محيط زيست کشور بايد تمامي نهادهاي دولتي و غير دولتي دست به دست هم​ دهند خبري از اردبيل منتشر شده که آب پاکي را روي دست آنهايي که ادعاي همکاري بين بخشي براي حفظ محيط زيست را دارند، مي ريزد. آن طور که ايرنا گزارش داده شهرداری اردبیل ساختمان موزه محیط زیست را پلمب کرده​؛ ماجرا از اين قرار است که سه شنبه گذشته​ اداره حفاظت محیط زیست استان اردبیل کارخانه آسفالت شهرداري منطقه 2 اين استان را ​به دلیل آلایندگی ​ هوا و​​ رعایت نکردن استانداردهای زيست محيطي ​تعطيل کرد؛​ مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اردبیل دراين باره​ گفته اين اقدام ​ پس از چند​ بار​​ تذکر و صدور اخطاریه های​ زیست محيطي با دستور مقام قضایی صورت گرفته به همين خاطر ​ از قصد و غرض ​ حرکت انتقامی شهرداری اردبیل ​اطلاعي ندارد.

هرچند شهرداری در توجيه عمل خود ساخت و ساز غیرمجاز در ساختمان موزه طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست اردبيل ​ را  بهانه کرده اما  با توجه به اينکه اين اقدام چند ساعت بعد از تعطيل شدن کارخانه آسفالت سازي از سوي محيط زيست يعني​ ساعت 22 چهارشنبه گذشته اتفاق افتاده، مي توان نتيجه گرفت اين حرکت تلافي جويان بوده چون اگر اقدام شهرداري ارتباطي با تعطيلي کارخانه آسفالت سازي نداشته نبايد شبانه و به يکباره به اين نتيجه مي رسيدند که ساخت و ساز محيط زيست اردبيل غير مجاز بوده است.

بايد تاکيد کرد حل مسائل زيست محيطي بدون همکاري بين بخشي ميسر نمي​شود،اما هنوز بسياري از مسئولان نهاد هاي مختلف در کشور به اين باور نرسيده اند،زيرا نبود هماهنگي مناسب دراين بخش محدود به​همکاري نامناسب بين وزاتخانه هايي مانند نفت، صنعت، معدن و تجارت ، راه و شهرسازي نيرو​ و يا نهادهايي مانند شهرداري با سازمان محيط زيست نيست،چون متولي رسيدگي به مسائل زيست محيطي کشور​ و سازمان جنگل​ها نيزدر اين ميان همکاري مثال زدني اي با يکديگر ندارند. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکل  مديران وزارتخانه ها و ارگان هايي که ادعاي حمايت از محيط زيست را دارند​ بايد فراتر از شعار عمل کرده ومحيط زيست را قرباني اهداف​​ و نشان دادن قدرت خود به ديگر مديران​ نکنند.

 ​ ​ مهدي آييني

دنیای واقعی و مجازی غریبه با محیط‌ زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

گونه‌های جانوری یکی پس از دیگری کشته می‌شوند؛ پوست و پیکر بی‌جان آنها تاکسیدرمی شده و توسط عده‌ای سودجو در دنیای واقعی و مجازی به‌فروش می‌رسد. علاوه بر این تصاویر غرق به خون آنها نیز در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی باز نشر داده می‌شود و عده‌ای شرایط اسفبار آنها را لایک می‌زنند. برای نمونه این روزها صفحه ای به نام «شکارگاه» در اینستاگرام باز شده که حدود 3000 نفر عکس هایی را که در آن به نمایش گذاشته می شود، دنبال می کنند.جالب اینجاست که گرداننده این صفحه هشدار داده ورود اشخاص بی ادب، اطفال، خانم ها و آقایان دل نازک به این صفحه ممنوع است. او از علاقه مندان شکار خواسته از شکار فیلم و عکس تهیه کرده و برای نمایش در صفحه شکارگاه برایش ارسال کنند.

در نتیجه بیشتر عکس هایی نیز که در این صفحه به نمایش گذاشته می شود تصاویر غرق به خون جانورانی مانند کبک، گراز، قوچ، باقرقره و کبوتر یا فیلم هایی از اسارت پلنگ و شکار انواع گونه های جانوری است که عده ای سلاح به دست کنار آنها عکس و فیلم یادگاری گرفته اند.

معضل شکار غیرقانونی در کشورمان تاکنون حل نشده، زیرا دستگاه های مسئول نتوانسته اند این حوزه را بدرستی مدیریت کرده و جایگزین مناسبی برای افرادی که به شکار علاقه دارند، ارائه کنند، در نتیجه محیط زیست و حیات وحش کشور هر روز شرایط بحرانی تری پیدا می کند.

در واقع بین مسئولان و شهروندان کمتر شخصی را می توان یافت که به معانی واقعی دغدغه محیط زیست را داشته باشد، به همین دلیل این روزها همه چیز برای آنها که برای محیط زیست و حیات وحش کشور احترام قائل نیستند در دنیای واقعی و فضای مجازی فراهم است. این درحالی است که دیروز دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران نیز از کشف لاشه پلنگی در مناطق جنگلی محمدآباد کتول خبر داد.

متاسفانه پوست لاشه کنده شده و دست، پا و سر پلنگ نیز قطع شده بود، بنابراین می توان حدس زد که عده ای با انگیزه تاکسیدرمی پلنگ را کشته و بقایای لاشه او را رها کرده اند.

با انتشار گزارش مرگ این پلنگ می توان گفت امسال دست کم خبر مرگ 14پلنگ رسانه ای شده، هرچند علت مرگ این گربه سان مدت هاست مشخص شده و می توان از تصادفات جاده ای و کشتن این گونه توسط دامداران به عنوان علت اصلی مرگ پلنگ یاد کرد، اما حمایت از آنها هنوز اندرخم یک کوچه است، چون برخی هنوز اصرار دارند دوباره این علت ها را کشف کرده و برای آن راهکار ارائه دهند شاید هم تصور می کنند دم زدن از آماده شدن طرح های نجات به عنوان گزارش کار حساب می شود.

غافل از این که شرایط نامناسب محیط زیست تاب چنین رفتارهایی را ندارد. به همین دلیل باید هشدار داد چنانچه برخی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست دغدغه حفظ اندک باقی مانده حیات وحش کشور را دارند، باید فراتر از پشت میز نشینی و کشف دوباره راهکارها عمل کرده و در دنیای واقعی و مجازی حضور پررنگ تری داشته باشند.

مهدی آیینی

فتح پایتخت به دست رامکال

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فروش راکون به عنوان حیوان خانگی داستان تلخی است که به آسیب جدی محیط‌زیست و نابودی گونه‌های بومی کشور ختم خواهد شد. مدتی است در استان‌های مختلف کشور این گونه به عنوان حیوان خانگی خرید و فروش می‌شود.راکون​ ​ بومی آمریکای شمالی است اما حدود 24 سال پیش برای اولین بار گزارش‌هایی از ورود آن از جمهوری آذربایجان به شهرهای شمالی کشور منتشر شد. از آن زمان تا کنون هیچ اقدام موثری برای کنترل این گونه در کشورمان انجام نشده به همین دلیل این روزها کار به جایی رسیده که در گوشه و کنار پایتخت افراد سودجو و ناآگاه چوب حراج به محیط زیست کشور زده و سه راکون را حدود یک میلیون تومان می فروشند،چنانچه جمعيت اين گونه در کشور کنترل نشود بعيد نيست که تا چند سال ديگر جمعيت راکون ها از گربه ها و سگ هاي بدون صاحب پايتخت پيشي بگيرد.

خطر ورود گونه های غیر بومی به کشورمان جدی گرفته نشده و به نظر می رسد برخی مسئولان به هزینه و خسارتی که چنین بی توجهی هایی به کشور تحمیل می کند، توجه ندارند. با این که سابقه چنین اتفاقاتی در کشور وجود دارد، اما اراده ای برای جلوگیری از تکرار آنها وجود ندارد.

برای نمونه می توان از رها سازی ماهی آمور(1360) در تالاب هامون نوشت که تعادل تالاب را به هم ریخت وحتی سبب شد نیزارهای این منطقه که افراد بومی برای حصیربافی از آن استفاده می کردند نیز از بین برود.

در واقع ورود گونه غیربومی آمور با اهداف توسعه اقتصادی و افزایش درآمد انجام شد، اما نتیجه ای کاملا معکوس داشت.

مدتی قبل تعدادی راکون با هدف تکثیر و فروش پوست از آمریکای شمالی به جمهوری آذربایجان انتقال داده شد، اما افرادی که دست به این کار زده بودند نتوانستند بخوبی عمل کنند؛ به همین دلیل راکون ها در طبیعت رها و کم کم پایشان به استان گیلان باز شد.

ویژگی هایی مانند توانایی شنا، بالا رفتن از درخت و همه چیز خوار بودن سبب شد آنها خیلی خوب به محیط های جدید سازگاری پیدا کرده و زاد و ولد کنند.

این درحالی است که دیروز دیدبان حقوق حیوانات گزارش هایی از فروش راکون به عنوان حیوان خانگی در تهران و همدان منتشر کرده که با توجه به آن می توان نتیجه گرفت اگر با این مساله جدی برخورد نشود، راکون ها به مشکلی برای محیط زیست کشور تبدیل خواهند شد زیرا بسیاری از شهروندانی که به نگهداری این گونه به عنوان حیوان خانگی اقدام می کنند، دیر یا زود به این نتیجه می رسند که شرایط نگهداری از این گونه را ندارند و در نتیجه آنها را در خیابان رها می کنند.

در شرایطی که دفع غیر اصولی زباله در شهر و روستا های کشور بستر مناسب برای تغذیه و تکثیر آنها را به وجود می آورد، می توان پیش بینی کرد افزایش جمعیت راکون ها گریبان محیط زیست کشور را بگیرد.

به همین دلیل سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان دامپزشکی، شهرداری، پلیس و وزارت بهداشت باید برای برخورد با این مشکل زمان را از دست نداده و با یکدیگر بیش از پیش همکاری کنند.

 

جنگل تاب آزمون و خطا ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آتش سوزي، بهره برداري و آفت و بيماري کمر جنگل هاي کشور را شکسته است، اما با اين حال هنوز مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل ها به توافق نرسيده اند براي حفظ اندک جنگل هاي باقي مانده کشور بايد چه کار کرد. براي نمونه ديروز رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در جريان سفر به گلستان از توقف بهره برداري از جنگل هاي طبيعي تا ده سال آينده خبر داد، اما در همين روز معاون امور جنگل سازمان جنگل ها در اظهار نظري که مهر آن را منتشر کرده، توقف بهره برداري از جنگل ها را جايز ندانسته است.
بنابراين بيراه نگفته ايم اگر بگوييم نبود برنامه اي مشخص براي حفظ جنگل هاي کشور از سوي سازمان هاي مسئول بيش از آتش سوزي، آفت و بيماري به جنگل هاي کشور صدمه مي زند. اين درحالي است که اگر گفته هاي ابتکار را مد نظر قرار دهيم بايد پرسيد توقف بهره برداري قرار است ده سال آينده اتفاق بيفتد يا اين که در آينده اي نزديک بهره برداري از جنگل به مدت ده سال ممنوع خواهد شد. اگر اين تصميم براي ده سال ديگر اتفاق بيفتد حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را پيدا خواهد کرد؛ زيرا تا آن زمان چيزي از جنگل هاي کشور باقي نخواهد ماند. اگر امکان دوم را در نظر بگيريم نيز بايد به مسائل ديگري توجه کنيم در واقع ده سال براي احياي جنگل هاي کشور زمان خيلي کوتاهي است، چراکه به اعتقاد کارشناسان براي اين که جنگل هاي کشور به شرايط پيش از تخريب برگردد، دست کم به يکصد سال زمان نياز است. افزون بر اين آسيب ديدن زيستگاه حيات وحش را نيز بايد در نظر گرفت که با چنين تنفسي جبران نمي شود. اين درحالي است که اکنون بهره برداري از جنگل نيز به شکل منطقه اي اتفاق افتاده و پس از بهره برداري به هر منطقه ده سال تنفس مي دهند.
بنابراين چاره نجات جنگل را بايد در تغيير ديدگاه مسئولان نسبت به جنگل جستجو کرد؛ زيرا تا زماني که آنها جنگل را به چشم ذخيرگاه يا ميراث طبيعي نبينند، براي حفظ آن قدم بر نخواهند داشت. براي نجات جنگل بايد بهره برداري از جنگل هاي شمال متوقف شده و نياز کشور به چوب را از طريق واردات و زراعت چوب تامين کرد، چون اگر بودجه طرح تنفس ده ساله جنگل از سوي دولت تامين نشود، اين طرح آسيب بيشتري به جنگل هاي کشور وارد مي کند. بايد يادآور شد چنانچه بهره برداري از جنگل بدون تامين اعتبار، نيرو و برنامه مشخص اجرايي شود فاجعه بار خواهد بود؛ شغل بسياري از بوميان منطقه با بهره برداري از جنگل گره خورده است يا در جنگل هاي شمال کشور 78 هزار و 390 خانوار زندگي مي کنند، بنابراين بايد هشدار داد اجراي هر گونه طرح غيرکارشناسانه از سوي مسئولان مي تواند حکم تير خلاص را براي جنگل هاي شمال کشور داشته باشد.

مهدي آييني

پدر و مادرهایی که 5 سال عقب هستند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

  55 درصد پدر و مادرها پس از پنج سال متوجه می‌شوند فرزندشان اعتیاد دارد. این آمار واقعیت تلخی است که بیانگر دور شدن اعضای خانواده ایرانی از یکدیگر است؛ افرادی که هرچند زیر یک سقف زندگی می‌کنند اما از حال یکدیگر بی‌خبرند و آن‌قدر سرگرم حاشیه‌های زندگی شده‌اند که معنای زندگی واقعی را به فراموشی سپرده‌اند .این روزها شرایط اجتماعی و اقتصادی سبب شده والدین نقش اصلی خود را در قبال تربیت فرزندان جدی نگیرند ؛ زیرا بسیاری از آنها گمان می کنند با پرداخت شهریه های بالا به مدارس، این وظیفه را تمام و کمال به اولیای مدارس واگذار کرده اند. اما اولویت های مدارس نیز این روزها تغییر کرده و تنها چیزی که برای آنها در اولویت قرار دارد کسب نمره بالا توسط دانش آموزان است. متاسفانه تعلیم و تربیت در بسیاری از مدارس در نمره های درسی خلاصه می شود؛ نمره هایی که اولیای مدارس آنها را دستاویز قرار می دهند برای رقابت با مدارس دیگر و کسب دانش آموز و درآمد بیشتر.

بنابراین تمامی تقصیر را نمی توان به گردن والدین انداخت ؛ زیرا مسئولان نیز برنامه های جامعی برای بهبود شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه ندارند به همین دلیل زمینه برای غفلت پدر و مادرها فراهم شده، در نتیجه وقتی دبیر اتاق های فکر ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری می گوید نیمی از والدین زمانی متوجه آسیب دیدن فرزندشان می شوند که پنج سال از مصرف مواد مخدر از سوی آنها گذشته، باید منتظر آسیب های اجتماعی بیشتری بود.علاوه بر این، سازمان ها و نهاد های مسئول و رسانه به شکلی اطلاع رسانی نمی کنند که خانواده ها از مواد مخدر جدید و روش توزیع و مصرف آنها باخبر شوند.

برای نمونه اگر پای صحبت های برخی از ماموران مبارزه با مواد مخدر بنشینید، آنها می گویند یکی از شگردهای قدیمی قاچاقچیان خرده فروش برای فروش آسان تر شیشه، جاسازی این مواد در نی هایی است که برای نوشیدن آبمیوه کاربرد دارد یا مواد مخدر را در پلاستیک های کوچک زیپ دار قرار می دهند، این در حالی است که تا زمانی که در این حوزه اطلاع رسانی بدرستی صورت نگیرد، والدین اگر این اشیا را در لوازم فرزند خود پیدا کنند نیز شک نمی کنند فرزندشان مواد مخدر مصرف می کند بنابراین والدین برای جبران عقب ماندگی خود باید اطلاعات بیشتری به دست بیاورند؛ اطلاعاتی که فقط با سیاستگذاری های جدید مسئولان به دست می آید به همین دلیل باید از والدین خواست برای کسب این آگاهی و نجات فرزندان خود، قدم های جدی تری برداشته و خواسته های خود را به شکلی شفاف با مسئولان در میان بگذارند.

 

دولت،خانواده و جوان فارغ از اوقات فراغت

​​ غني کردن اوقات فراغت جوانان يکي از دغدغه هاي اصلي خانواده هاست که با فرا رسيدن فصل تابستان پررنگ تر مي شود؛ هر چند مساله اوقات فراغت بايد براي تمامي گروه هاي سني جامعه بدرستي مديريت شود. حال در اين ميان دو گروه نوجوان و جوان از مديريت نشدن اين حوزه بيشترين آسيب را مي بينند. براي نمونه اين روزها تعداد نوجوانان يا جواناني که بي هدف در معابر شهر پرسه مي زنند کم نيست يا معضل استفاده نادرست از فضاي مجازي به يکي از دغدغه هاي اصلي خانواده ها بدل شده است. تنها ماندن خانواده ها در بحث مديريت و برنامه ريزي براي اوقات فراغت فرزندانشان سبب شده آنها کيفيت را فداي کميت کنند و با ثبت نام کودکان خود در کلاس هاي زياد آموزشي به نوعي انرژي آنها را گرفته و در اوقات فراغت که لحظات گرانبهايي براي شکوفايي خلاقيت و کسب مهارت است نتيجه دلخواه نگيرند. براي بررسي اين موضوع ميزگردي با حضور مهدي علي اکبرزاده، مدير کل فرهنگي وزارت آموزش و پرورش، دکترمحسن ايماني روان شناس و مدرس دانشگاه تربيت مدرس و داوود نوري سرپرست اداره کل طرح هاي ملي جوانان وزارت ورزش و جوانان ميزگردي برگزار کرده ايم. دراين ميزگرد مهمانان جام جم از نبود متولي مشخص در اين حوزه و لزوم افزايش آگاهي مسئولان، خانواده ها و جوانان حرف زدند و تاکيد مي کنند با مهارت آموزي مي توان اوقات فراغت جوانان و نوجوانان کشور را به نحو مطلوب غني کرد.

با توجه به شرايط جامعه مي توان گفت بيشتر بار غني کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان اکنون روي دوش خانواده هاست و چون آنها در اين مسير تنها مانده اند جامعه با مشکلاتي مانند افزايش آسيب هاي اجتماعي ميان جوانان و نوجوانان روبه روست. به نظر مي رسد بيشتر دستگاه ها و نهاد ها رسيدگي به اين موضوع را فراموش کرده اند و در اين ميان فقط آموزش و پرورش و بخش جوانان وزارت ورزش و جوانان اندکي به اين مساله مي پردازند؛ درحالي که فعاليت آنها نيز نتوانسته مشکلات اين حوزه را بخوبي پوشش دهد. براي نمونه از حدود 13 ميليون دانش آموز کشور سال گذشته فقط 5/3 ميليون نفر جذب پايگاه هاي تابستاني وزارت آموزش و پرورش شدند.
علي اکبرزاده: بالاخره خانواده ها در موضوع تربيت بچه هاي خود از هر شخصي اولاتر هستند و مديريت غني سازي اوقات فرزندان در مرحله اول با خانواده هاست. بخش هاي دولتي و غيردولتي نيز مي توانند با برنامه ريزي، خانواده ها را پشتيباني کنند. به نظر ما يکي از وظايف خانواده ها بررسي و مشاوره با بچه هاي خود براي چگونگي گذراندن اوقات فراغت است؛ البته وظيفه جامعه نيز پشتيباني از خانواده ها و فراهم کردن شرايطي است که اين مساله بدرستي مديريت شود.

در مديريت اوقات فراغت چقدر موفق عمل کرده ايم؟
علي اکبرزاده: نمي توان عدد و رقم خاصي داد. به نظر مي رسد در جامعه ما براي گذران اوقات فراغت دانش آموزان به قدر کافي ظرفيت وجود دارد، اما مشکل، نبود برنامه ريزي مناسب است؛ مثلاتابستان که مي رسد اوقات فراغت مهم مي شود در صورتي که اوقات فراغت در سال تحصيلي نيز براي تمام اقشار بايد درست تعريف شود. برنامه ريزي مناسب براي اوقات فراغت دانش آموزان اين شرايط را نيز به وجود مي آورد تا آنها در آينده به عنوان والدين اين مساله را براي فرزندان خود بدرستي مديريت کنند. ما معمولابا شروع تابستان با زمان زيادي از اوقات فراغت مواجه مي شويم و نمي دانيم چگونه بايد آن را مديريت کنيم. در بخش دولتي که گوشه اي از آن را آموزش و پرورش به عهده دارد، سعي مي شود با ايجاد پايگاه تابستاني، بسيج کردن تمام امکانات موجود از نظر نيروي انساني و فضاهاي موجود، شرايط لازم را براي ارائه خدمات به خانواده ها و دانش آموزان فراهم کرد. امسال نيز کار شروع شده و پيش بيني مي کنيم تا پايان تابستان حدود 20 هزار پايگاه تابستاني بتوانند به دانش آموزان در زمينه اوقات فراغت کمک کنند.

طرح هاي زيادي براي حل مشکلات اين حوزه مطرح شده است، اما به نظر مي رسد اين طرح ها فقط روي کاغذ به نتيجه مي رسد.
نوري: براي حل اين مساله پراکندگي جمعيت جوانان را نيز بايد ديد. آقاي علي اکبرزاده در حوزه آموزش وپرورش صحبت مي کند، اما تعدادي از جوانان در آموزش و پرورش، آموزش عالي يا حتي در پادگان ها مشغول گذراندن دوران سربازي خود هستند، به همين دليل بايد برنامه اي براي همه اين افراد تهيه کرد. آموزش و پرورش، متولي آموزش رسمي کشور است و از او فعاليت تعريف شده اي مي خواهند. درحالي که مهارتي که خارج از مدرسه آموخته مي شود، مي تواند پربارتر باشد. آموزش و پرورش مي تواند براي گرفتن نتيجه بهتر از امکانات ديگر دستگاه ها مانند سازمان فني و حرفه اي استفاده کند.

اوقات فراغت را نبايد به تابستان محدود کرد، زيرا اوقات فراغت يعني وقتي فرد تکليف خود را انجام داد به اختيار به فعاليتي بپردازد که برايش رضايت آميز است.
ايماني: در طول سال تحصيلي نيز بايد اين بحث ها در انجمن اوليا و مربيان مطرح شود تا به سالم سازي اوقات فراغت و غني سازي آن توجه شود، چون با شرايط کنوني، استفاده از فضاي مجازي به سالم سازي نياز دارد. به تفاوت اوقات فراغت دختران و پسران نيز بايد توجه کرد. تنوع اوقات فراغت پسران بيشتر است. سازمان آموزش و پرورش و وزارت ورزش و جوانان کارهاي مفيدي انجام داده اند، اما بايد گفت بين وضع مطلوب و وضع کنوني فاصله وجود دارد. بخشي از وظيفه خانواده ها در تربيت و آموزش به وزارت آموزش و پرورش محول شده؛ يعني نقش مکمل دارد و وزارت ورزش نيز در بخش هاي فوق برنامه مي تواند فعال باشد. درباره اظهارنظر نسبت به موفقيت اين دو نهاد نيز بايد کارايي دروني و بيروني آنها در نظر گرفته شود. بايد ديد آنها به اهداف خود رسيده و در ايفاي نقش جوانان در جامعه موثر عمل کرده اند يا نه؟ نبايد فراموش کرد نبود انسجام در اوقات فراغت، معلول هاي زيادي دارد و نمي توان آن را يک علتي دانست. براي نمونه کانون هايي که آموزش و پرورش براي اوقات فراغت دانش آموزان تشکيل مي دهد، کافي نيست. شايد سازوکار لازم را در اختيار ندارند، چون معلم ها مي خواهند از تعطيلي تابستان استفاده کنند.

علاوه بر اين بسياري از دانش آموزان، مدرسه را درگير آموزش هاي رسمي مي بينند؛ بنابراين فعاليت هاي فوق برنامه از سمت مدرسه براي دانش آموزان جذاب نيست يا امکانات موازي خارج از مدرسه وجود دارد؛ مثل کلاس هاي نقاشي و موسيقي.
ايماني: براي رفع اين مساله آموزش و پرورش مي تواند پايگاه فعال تري داشته باشد و با ايجاد جاذبه در فعاليت هاي فوق برنامه خود، دانش آموزان بيشتري را تحت پوشش فعاليت هاي فوق برنامه قرار دهد؛ البته بايد بودجه کافي نيز در اختيار داشته باشد. به نظرم مي شود در طول سال تحصيلي از دانش آموزان نيازسنجي کرد که چه علاقه هايي دارند.
علي اکبرزاده: آموزش و پرورش در حد بضاعت خود فعاليت مي کند. در حد توان آموزش و پرورش از مدارس، هنرستان ها، پژوهش سراها و کانون ها براي برنامه ريزي اوقات فراغت دانش آموزان استفاده مي کند. علاوه بر اين، در طول سال تحصيلي نيز فعاليت هاي ديگري دارد مانند جشنواره هايي که با سوق دادن دانش آموزان به يادگيري مهارت خاص برگزار مي شود. در کل کشور 300 اردوگاه داريم که در طول تابستان فعال هستند. 1200 کانون فرهنگي تربيتي داريم که جزو 20 هزار پايگاه تابستاني آموزش و پرورش هستند و سال گذشته در تابستان بيش از سه ميليون و 500 دانش آموز را جذب پايگاه ها کرديم.
علي اکبرزاده: بايد تاکيد کرد در حوزه اوقات فراغت پژوهش کمي انجام شده، علاوه بر اين هنگام استفاده از طرح و تجربه ديگر کشورها نيز بومي سازي طرح ها بسيار مهم است

اما جمعيت دانش آموزان حدود 13 ميليون برآورد مي شود و مي توان گفت آنها که به اين پايگاه ها مراجعه مي کنند تمام روزهاي هفته را به اين کار اختصاص نمي دهند.
علي اکبرزاده: درست است دانش آموز در تمام طول هفته در اين پايگاه ها حضور ندارد، اما در اين محل فضايي براي دانش آموز فراهم مي شود تا مهارتي ياد بگيرد و خود آن را ادامه دهد. بايد تاکيد کرد مديريت خانواده ها مهم است. به نظرم بايد به سمتي برويم که موضوع غني کردن اوقات فراغت را در طول سال تحصيلي به دانش آموزان آموزش دهيم و آنها را درگير اين موضوع کنيم. نبايد منتظر ماند تابستان از راه برسد و بعد براي آن چاره انديشي کنيم، چون نبود برنامه براي اوقات فراغت به مشکلاتي مانند پرسه زدن جوانان و نوجوانان در پارک و خيابان يا استفاده نادرست از فضاي مجازي و ماهواره ها منجر شده است، زيرا در طول سال تحصيلي نتوانسته ايم به دانش آموزان ياد بدهيم برنامه ريزي درستي براي اوقات فراغت خود داشته باشند. به نظر مي رسد نه فقط آموزش و پرورش به دليل 13 ميليون دانش آموز بايد درگير اوقات فراغت باشد، بلکه تمام جامعه بايد درگير غني کردن اوقات فراغت تابستان شوند. در جامعه ما متولي خاصي براي برنامه ريزي و انسجام و فعاليت هاي دستگاه هاي مختلف به منظور برنامه ريزي اوقات فراغت وجود ندارد. هر سازماني براي خود برنامه ريزي کرده و به زير مجموعه خود بخشنامه مي کند. به همين دليل برخي اوقات کارها موازي است.
ايماني: در اين ميان، برنامه هاي پايگاه هاي تابستاني نيز نبايد محدود باشد چون همه دانش آموزان را جذب نمي کند. در روان شناسي وقتي مي گويم نياز يعني فاصله اي بين وضع موجود و وضع مطلوب وجود دارد، بنابراين بايد از دانش آموزان پرسيد وقتي در اين پايگاه ها حاضر مي شوند چه برآيندي به دست آورده يا اين برنامه ها چه تاثيري بر آنها مي گذارد.

بنابراين بايد متولي مشخصي براي اوقات فراغت در نظر گرفته شود. نهاد قدرتمندي که بتواند با گرفتن اعتبار مناسب برنامه ريزي مناسبي دراين حوزه داشته باشد.
ايماني: براي اوقات فراغت بايد مديريت کلان داشت و مانع فعاليت بخشي شد. سال گذشته حدود 5/3 ميليون از دانش آموزان از پايگاه هاي تابستاني آموزش و پرورش استفاده کرده اند. بايد ديد سال 92 اين آمار چقدر بوده تا بتوان نتيجه گرفت، آيا روند مناسبي طي مي کنيم يا اين که کيفيت مدارس و پايگاه ها توانسته روند فزاينده اي داشته باشد. به هر حال بايد براي دانش آموزان انگيزه لازم ايجاد کرد. براي رفع اين مشکل تمام نهادهايي که مي توانند در غني سازي و سالم سازي اوقات فراغت نقش داشته باشند دست به دست هم دهند.

وزارتخانه و دستگاه هاي زيادي در اين ميان نقش دارند، اما نبود متولي مناسب سبب شده اهداف و برنامه هاي اين نهاد ها متفاوت باشد.
نوري: در حوزه جوانان 26 دستگاه درگير هستند، برخي مستقيم و برخي غيرمستقيم. براي نمونه آموزش و پرورش، آموزش عالي، هلال احمر، وزارت بهداشت اقتصاد، سازمان فني و حرفه اي، سازمان مديريت و برنامه ريزي و سازمان اوقاف برخي از اين نهاد ها هستند. در حوزه جوانان هماهنگي و ساماندهي به شکل سند درآمده و آيين نامه اجرايي هيات دولت را نيز دارد. در اين ميان دستگاه ها کار خود را انجام مي دهند، اما کيفيت و اين که متناسب با نياز جوانان باشد، قابل بحث است.

به نظر مي رسد تاکنون نتوانسته ايم علاقه و نياز جوانان را شناسايي کنيم، چون برنامه هايي که در حوزه اوقات فراغت اجرا مي شود نتوانسته آنها را جذب کند.
نوري: براي رفع اين مساله اوقات فراغت بايد تقاضامحور شود. براي اين کار از کمک سازمان هاي مردم نهاد استفاده مي کنيم. اکنون حدود 500 سازمان مردم نهاد در اين حوزه داريم که مي توانند براي شناسايي نياز هاي جوانان در حوزه اوقات فراغت کمک کنند. براساس نتايج تحقيقاتي که جامعه آماري آن 15 هزار نفر بود؛ جوانان 4 ساعت وقت فراغت روزانه دارند که در تابستان بيشتر مي شود. بررسي ها نشان مي دهد از سال 86 اوقات فراغت جوانان بيشتر شده و به 27 ساعت در هفته رسيده است. بنابراين ما بايد براي آن برنامه داشته باشيم. در سردر ورودي سازمان جهاني اوقات فراغت نوشته شده «اوقات فراغت شما زندگي شماست» و براساس اعلام اين سازمان، سطح آگاهي دولت و برنامه ريزان، خانواده و جوان بايد براي بهبود وضع اوقات فراغت افزايش پيدا کنند. علاوه بر اين قوانين حمايت کننده نيز بايد تصويب شود تا سليقه هاي شخصي اعمال نشود. مديران حوزه اوقات فراغت نيز بايد دوره و آموزش لازم را ببيند؛ در حالي که از همکاري بين المللي و مشارکت مردم نيز براي رفع اين معضل بايد بهره برد.
ايماني: براي اوقات فراغت بايد مديريت کلان داشت و مانع فعاليت بخشي شد. تمام نهادهايي که مي توانند در غني سازي و سالم سازي اوقات فراغت نقش داشته باشند بايد دست به دست هم دهند

با توجه به اين که راهکارها براي غني کردن اوقات فراغت مشخص است، چرا تاکنون نتوانسته ايم اين مشکل را حل کنيم؟
ايماني: بايد بيشتر نسبت به اوقات فراغت جوانان حساس باشيم، چون آمارهايي که در حوزه اعتياد مطرح مي شود، نگران کننده است. بايد براي اوقات فراغت جوانان و نوجوانان برنامه ريزي کرد، چون نوجوانان و جوانان وقتي بيکار مي شوند سراغ بزهکاري مي روند. بايد اوقات جوانان و نوجوانان پر شود. آموزش و پرورش از 13 ميليون دانش آموز حدود 5/3 ميليون نفر را جذب پايگاه هاي تابستاني کرده است. علاوه بر اين، همه جوانان به دنبال ورزش نيستند. چاره اش اين است که بايد برنامه هاي جذابي براي جوانان تدارک ديد. علاوه بر اين بايد براي اشتغال جوان نيز کاري کرد. وقتي شخص شغل ندارد تمام اوقات او به مديريت نياز دارد. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکل مسئولان بايد از ظرفيت هاي بين المللي نيز استفاده کرده و با توجه به نيازهاي شغلي که خارج از کشور وجود دارد، مهارت آموزي کنند. علاوه بر اين بايد از کمک والدين نيز استفاده کرد؛ مثلاآنها مي توانند در اردوها دانش آموزان و اولياي مدرسه را همراهي کنند و در برنامه هاي فوق برنامه دانش آموزان سهيم شوند. مثلااگر پدر يا مادري نقاشي يا خطاطي بلد است، بايد از مهارت او در مدرسه استفاده کرد. افزون بر اين، برخي دبيران بازنشسته نيز دوست دارند مدارس دوباره از آنها در تابستان استفاده کنند. براي غني کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان از تمامي اين پتانسيل ها مي توان بهره برد.
علي اکبر زاده: اکنون اردوهاي جهادي اي داريم که دانش آموزان همراه مربيان خود در مناطق محروم حضور مي يابند و فعاليت مي کنند.

چرا با اينکه نسل قديم امکانات امروزي را در اختيار نداشت، اما اوقات فراغت پربارتري داشت و مهارت هاي کاربردي زيادي کسب مي کرد.
علي اکبرزاده: در قديم اوقات فراغت بچه ها در تابستان با کار پر مي شد. بايد تاکيد کرد همه اين فعاليت ها براي امرارمعاش نبود بلکه در نظام شاگرد و استادي نوجوانان مهارت ياد مي گرفتند.
نوري: علاوه بر اين، نوجوانان و جوانان با حضور در جامعه اجتماعي مي شدند.
ايماني: هرچند برخي بچه ها به دليل شروع فصل کار ماتم مي گرفتند که تابستان در راه است، اما برآيند اين فعاليت ها نسل پرکار و فعالي شد که در سازندگي کشور نقش زيادي دارد. برخلاف گذشته اکنون والدين، بچه ها را به فعاليت هايي مي گمارند که جنبه توليدي ندارد و بچه ها را با بازار کار و جامعه آشنا نمي کند؛ در حالي که اين فعاليت ها توقع نوجوانان و جوانان را نيز بالامي برد. به همين دليل بايد بخشي از اوقات فراغت جوانان با مهارت آموزي جدي پر شود.

براي زنده کردن فرهنگ مهارت آموزي در خانواده ها چه راهکارهايي را مي توان عملي کرد؟
علي اکبرزاده: والدين دست کم مي توانند به شکلي برنامه ريزي کنند که فرزندان آنها بخشي از اوقات فراغت خود را براي مهارت آموزي نزد اقوام و آشناياني که شرايط لازم را دارند، بگذرانند. در آموزش و پرورش امسال سعي کرده ايم موضوع مهارت آموزي را براي دانش آموزان بيشتر برجسته کنيم. به همين دليل به پايگاه هاي تابستاني اعلام شده با هماهنگي هاي منطقه اي، سازمان هاي مرتبط را درگير کنند. شعار امسال را نيز گذاشته ايم « تابستان با نشاط با کسب يک مهارت» . اعتقاد داريم اگر دانش آموز به آنچه علاقه مند است پرداخته و مهارت به دست بياورد بانشاط و اوقات فراغتش پربار مي شود. مهارت چيزي فراتر از آموزش هاي درسي است و دانش آموز وقتي درگير آموزش مهارت شود، کار او در پايگاه يا مدرسه تمام نشده و در ساعات فراغت خود نيز مهارت خود را تمرين مي کند.
ايماني: اين در حالي است که در مدارس نيز فعاليت هايي مانند تئاتر، گروه سرود و ساخت روزنامه ديواري انجام نمي شود. به نظر مي رسد در گذشته مدارس مجموعه فعال تري بودند، چون بيشتر مدارس سن تئاتر داشتند و فعاليت هاي متنوعي در طول سال تحصيلي برگزار مي کردند. متاسفانه اين فعاليت ها اکنون کمرنگ شده است.

شرايط به شکلي تغيير کرده که اگر مدارس بخواهند روي فوق برنامه ها تمرکز کنند والدين اعتراض مي کنند که فرزندانشان از درس عقب مي مانند. اين نگاه نيز بايد تغيير کند. مي توان گفت هدف اولياي مدارس و والدين اکنون فقط درس و مشق کودکان است.
علي اکبرزاده: رواج چشم و همچشمي در جامعه سبب شده کودکان اصلاکودکي نکنند. در واقع بچه ها اين روزها فقط درس مي خوانند. بايد تاکيد کرد به اندازه کافي صندلي خالي در آموزش عالي براي نوجوانان و جوانان وجود دارد و بالاخره آنها وارد دانشگاه مي شوند، اما چشم و همچشمي سبب شده خانواده ها براي ثبت نام دانش آموزان در کلاس هاي فوق برنامه درسي با يکديگر رقابت کنند.

اين مساله سبب شده مهارت آموزي در جامعه به فراموشي سپرده شود و مشکلات زيادي مانند دغدغه اوقات فراغت و بيکاري به وجود بيايد. براي رفع اين مساله چه راه حلي مي توان پيشنهاد کرد؟
علي اکبرزاده: رفع اين مشکل به فرهنگسازي نياز دارد، البته براي حل آن مي توان به گذشته نيز نگاه کرد.
ايماني: انجمن اوليا و مربيان نيز بايد فعال تر شود، چون ممکن است به اوقات فراغت بدرستي نگاه نشود و به آن توجه نکنند. براي بهبود وضع اوقات فراغت بايد برنامه کلان داشته باشيم و نيازسنجي کنيم تا نياز نوجوان و جوانان به دست بيايد و براساس آن برنامه ريزي صورت گيرد.
نوري: اين در حالي است که فضاهاي شهري نيز براي اوقات فراغت جوانان بدرستي مديريت نمي شود مثلادر کشورهاي ديگر خيلي روي پارک ها سرمايه گذاري مي کنند يا براي غني شدن اوقات فراغت جوانان، سينما و کتابخواني رواج مي يابد. بايد تاکيد کرد خلاقيت نوجوانان در فعاليت هاي اوقات فراغت شکوفا مي شود. شش رويکرد در اوقات فراغت وجود دارد؛ اقتصادي، اجتماعي و آسيب شناختي، جنسيتي، مشارکتي و منطقه اي. در اين ميان تمرکز ما بر رويکرد آسيب شناختي است و نگرانيم نوجوان و جوان ما آسيب نبيند. اين درست است، اما نبايد فقط به اين رويکرد بپردازيم. مثلاروسيه براي جوانان خود سه رويکرد اصلي اجتماعي شدن، انجام کار داوطلبانه و ميهن پرستي را دنبال مي کند.
نوري: تمرکز ما روي رويکرد آسيب شناختي اوقات فراغت است اما بايد به رويکردهاي ديگري مانند اقتصادي، اجتماعي جنسيتي و مشارکتي نيز پرداخت
ايماني: افزون بر اين بايد برنامه مشخصي براي رشد نوجوان و جوانان داشته باشيم و با توجه به سن آنها برايشان برنامه تعريف کنيم.

آقاي نوري بحث رويکرد آسيب شناختي در اوقات فراغت را مطرح کرد. يکي از مشکلات امروزي والدين استفاده بي رويه نوجوانان از فضاي مجازي است. چگونه مي توان ازاين فضا براي غني کردن اوقات فراغت جوانان بهره برد؟
ايماني: براي آموزش مجازي بايد از فضاي مجازي استفاده کرد. اکنون گروه هاي مختلفي ميان نوجوانان و جوانان در فضاي مجازي تشکيل شده است. آموزش و پرورش نيز مي تواند معلمان را در اين گروه ها داشته باشد و از طرف معلمان براي دانش آموزان پيام فرستاده شود و آنها پاسخ دهند.

بنياد بازي هاي يارانه اي نيز بايد بازي هاي توليدي اي معرفي کند که بومي باشد تا نوجوانان آسيب نبينند. علاوه بر اين در کلاس درس نيز نبايد فقط از تخته ماژيک يا گچ استفاده کرد، بلکه مي توان از فناوري و فضاي مجازي نيز بهره برد و هرچه بيشتر، اين فضا را در خدمت تعليم و تربيت درآورد. براي رسيدن به اين هدف بايد کلاس هايي براي دانش آموزان در نظر گرفت تا بتوانند از فضاي مجازي استفاده بهتري کنند. در اين کلاس ها بايد امکانات خوب فضاي مجازي را به نوجوانان و جوانان معرفي کنيم.
علي اکبرزاده: برخي والدين مي گويند بچه ها در اين حوزه از ما جلوتر هستند، اما بايد گفت والدين عقب مانده اند. در سيستم تربيتي بايد اين موضوع درست تعريف شود و در خدمت آموزش قرار گيرد. در برهه اي از زمان ما اين موضوع را پس زديم و تصور کرديم فضاي مجازي مي خواهد فرهنگ را خراب کند. در واقع ما درست عمل نکرديم. اکنون دير نشده و مي توان مساله را بدرستي مديريت کرد. براي نمونه، وزارت آموزش و پرورش تفاهم نامه اي با وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات دارد با اين هدف که بتوان از اين فضا استفاده بهتري کرد.

باتوجه به چهار فصل بودن کشور مي توان از گردشگري داخلي نيز براي غني کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان بهره گرفت، زيرا به اين شکل مي توان آنها را با فرهنگ کشور آشنا کرد و مانع فراموش شدن بسياري از هنرهاي بومي کشور شد.
علي اکبرزاده: مکان هاي ديدني زيادي در کشور ما وجود دارد که نوجوانان در تابستان ها مي توانند به آنجاها سفر کنند و کشور خود را بهتر بشناسند. اکنون خيلي از هنرهاي بومي کشور در حال از بين رفتن هستند. بهترين فرصت براي احياي آنها استفاده از اوقات فراغت است. در کنار پرداخت به فناوري بايد به سنت نيز بپردازيم، زيرا اگر از سنت غفلت کنيم ضربه جبران ناپذيري خواهيم خورد.
ايماني: شايد اين سفرها هزينه بر باشد، اما مي توان با استفاده از فضاي مجازي مقدمات سفر مجازي را براي نوجوانان و جوانان فراهم کرد.
نوري: در بخش جوانان وزارت ورزش و جوانان برنامه اي داريم تا جوانان با فرهنگ بومي خود بيشتر آشنا شوند.
ايماني: يکي ديگر از مشکلات کشور در زمينه اوقات فراغت اين است که وقتي دولت تغيير مي کند، تمامي مديران نيز عوض مي شوند، اما از تجربه مديران سابق نيز بايد استفاده کرد. براي مديريت اوقات فراغت به متولي مشخص نياز داريم البته اين متولي نبايد نهاد جديدي باشد بلکه بايد وزارتخانه هايي مانند آموزش و پرورش، علوم و ارشاد و ورزش و جوانان اين مسئوليت را به عهده بگيرند.

قبل از انتخاب متولي بايد ديد آيا براي مديران و تصميم گيران همه زوايا و مشکلات اين حوزه مشخص شده است يا نه؟
علي اکبرزاده: پيش از هر کاري بايد کارپژوهشي کرد. بايد تاکيد کرد در حوزه اوقات فراغت کار پژوهشي کمي انجام شده است. در اين ميان بومي سازي کردن طرح ها نيز بسيار مهم است. براي اين که در آينده بتوانيم مسائل اين حوزه را برطرف کنيم بايد کارهاي پژوهشي تعريف کنيمدر واقع بخشي که متولي اوقات فراغت مي شود بايد به پژوهش نيز بپردازد. مساله ديگر، توزيع مناسب امکانات و فضاهاي آموزشي است، زيرا استان هاي متنوعي داريم. در پژوهش هايي که انجام مي شود بايد نياز مناطق و استان ها شناسايي شود و متناسب با آنها عمل کنيم. برنامه اي که در تهران اجرا مي شود حتما در استان هاي ديگر متفاوت است.
ايماني: بايد شيوه مديريت اوقات فراغت جوانان را در ديگر کشورها بررسي کرد و از هر کدام که با فرهنگ ما همخواني دارد، استفاده کنيم. از جوانان نيز بايد پرسيد به چه چيزي نياز دارند. در بحث سالم سازي اوقات فراغت نيز مي توان از تجربه ديگر کشورها استفاده کرد،زيرا ما تنها کشوري نيستم که از فضاي مجازي آسيب مي بينيم. نکته مهم ديگر اين است که جوانان را نيز در اين حوزه بايد مشارکت داد و بخشي از فعاليت ها را به آنها واگذار کرد. براي حل شدن مشکلات اين حوزه مسئولان بايد اوقات فراغت را جدي تري بگيرند نه اين که در اوقات فراغت خود به آن بپردازند.
نوري: اوقات فراغت بايد در کانون توجه دولت، خانواده و جوانان قرار بگيرد. در واقع اگر بخواهيم کشور توسعه و نشاط پيدا کند بايد به اوقات فراغت توجه بيشتري کنيم. اين مساله نيز محقق نمي شود مگر اين که در اين حوزه ها فعال تر عمل کنيم. نکته ديگري که بايد به آن توجه کنيم فراهم آوردن شرايط مناسب براي تقاضا محور شدن اوقات فراغت جوانان است. پرتال جامع اوقات فراغت آماده خواهد شد تا امکانات و محتواهاي توليد شده روي آن قرار گيرد و پرداختن به اوقات فراغت تخصصي تر دنبال شود. مشکل ديگري که در اين حوزه وجود دارد تفاوت نگاه والدين و مسئولان به جوانان است. بالابردن سطح آگاهي عمومي مي تواند اين مشکل را حل کند. دولتمردان نيز بايد در کنار نهادهاي علمي قرار گيرند تا اطلاعات شان به روز باشد تا بتوانند تصميم هاي بهتري بگيرند.

بالا