آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی (برگ 22)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی

اشتراک به خبردهی

‌سفیر احتمالی فنلاند

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست درباره شایعه کناره گیری از این سازمان و سفیر شدنش گفت: هنوز هیچ چیز قطعی نیست و اگر بخواهم به عنوان سفیر ادامه فعالیت بدهم به طور قطع تا شهریور ماه در سازمان حفاظت محیط زیست خدمت خواهم کرد.

پروین فرشچی درباره اینکه احتمال سفیر شدنش چقدر جدی است به گزارشگران سبز  گفت: احتمال این که به عنوان سفیر فعالیتم را‌ ادامه بدهم زیاد است، اما تاکید می‌کنم هنوز این مساله قطعی نشده است.

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست درباره اینکه نامش به عنوان سفیر ‌ کدام کشور مطرح است‌ نیز بیان‌کرد: به احتمال زیاد سفیر کشور فنلاند می‌شوم.

او درباره شایعه دوتابعیتی بودنش نیز که این روزها دوباره مطرح  شده،‌ تصریح کرد: آنهایی که چنین شایعاتی می‌سازند نمی‌دانند شخص دو تابعیتی را هیچ وقت به عنوان گزینه سفیر شدن انتخاب نمی‌کنند.

آتش به جان جنگل و جنگلبان

جنگل و جنگلبانان کشور قربانی نبود آتش‌نشان تخصصی جنگل می شوند

جنگل حسینای مینودشت آتش گرفت و گرمای حاصل از این آتش‌سوزی، صخره‌های بزرگ منطقه صعب‌العبور درگیر حریق را شکافت و تکه‌ای از این صخره به سر رضا بهرامی، قرقبان این منطقه برخورد کرد. در جریان این حادثه قرقبان به کما رفت تا بار دیگر مظلومیت جنگل و جنگلبان تیتر روزنامه‌ها شود.

این بار اولی نیست که جنگلبانان بدون حداقل تجهیزات مانند لباس ضد حریق و کلاه ایمنی به جنگ آتش می‌روند.

مسئولان سازمان جنگل‌ها می‌گویند بتازگی قراردادهایی با دستگاه‌های مختلف منعقد کرده‌اند که برای حافظان جنگل، تجهیزات شخصی فراهم کنند، اما امسال سال حریق جنگل است.

مشخص نیست تا پایان دوره آتش‌سوزی، چند جنگلبان دیگر در جریان اطفای حریق آسیب خواهند دید.

بجز قرقبان مینودشت که در حریق این روزهای گلستان بشدت آسیب‌دیده، معاون فنی اداره کل گلستان هم بر اثر برخورد سنگ دچار جراحت شده است.

این حوادث نشان می‌دهد مسئولان باید بیشتر از گذشته به فکر اطفای حریق جنگل از طریق روش‌های روز جهان باشند.

امسال را سال حریق می‌نامند. سالی که بهار پرباران، مصیبتی بزرگ را برای سرمایه‌های کشور رقم خواهد زد. جنگل که آتش می‌گیرد، همه نگران حیات‌وحش و درختانی می‌شوند که طعمه حریق بی‌مبالاتی گروهی گردشگر یا شکارچی شده‌اند اما این سهل انگاری‌ها می‌تواند آتش به جان جنگلبانان اندازد و به قیمت جان آنها تمام شود.

درختان که می‌سوزند، دیگر روی پای خود بند نمی‌شوند. درختان آتش گرفته اگر روی شیب باشند، تحت تاثیر نیروی جاذبه به زمین می‌افتند و تا پایین دره می‌غلتند و در مسیر خود همه چیز را می‌سوزانند حتی جنگلبانان را.

قرقبان در کما

ابوطالب قزلسفلو، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان در گفت‌وگو با ما درجه هوشیاری قرقبان مینودشتی را که حالا در اتاق سی‌سی‌یو تحت مراقبت است، بین ۶ تا ۷ اعلام می‌کند.

او می‌گوید: بهرامی لیسانس منابع طبیعی دارد و با ۱۲سال سابقه، قرقبان منطقه بوده است و جزو نیروهای طرح صیانت به شمار می‌رود.

به گفته قزلسفلو، چند ساعت قبل از بهرامی هم عبدالرحیم لطفی، معاون فنی آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی گلستان با برخورد سنگ به پیشانی و پا در همین منطقه دچار مصدومیت می‌شود که با انتقال به مراکز درمانی به صورت سرپایی مداوا می‌گردد.

آتش و گسست بیمه‌ای

گرچه مدیر‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان اعلام می‌کند قرقبان آسیب‌دیده گلستانی تحت پوشش بیمه است و مشکلی برای ارائه خدمات بیمه‌ای به این جنگلبان وجود ندارد، اما فرهاد مسعودی، جنگلبان گلستانی از وضعیت دیگر جنگلبانانی سخن می‌گوید که نیروهای شرکتی به حساب می‌آیند و در این روزهایی که به روزهای آتش در بین نیروهای حفاظتی معروف شده، بدون پوشش بیمه‌ای به اطفای حریق جنگل مشغولند.

او به ما می‌گوید: با اجرای طرح تنفس در جنگل‌های شمال، بسیاری از طرح‌های جنگلداری تعطیل شد و هنوز مجری جدید طرح را تحویل نگرفته است، چون که بار حفاظت جنگل به دوش نیروهای طرحی و شرکتی است، در وقفه‌های بیمه‌ای ایجاد شده در سابقه افراد در اثر انتقال قرارداد به پیمانکار جدید اگر سانحه‌ای برای این نیروها رخ دهد، بار هزینه‌های درمانی بر دوش خود آنها خواهد بود.

تلاش برای دریافت حکم قضایی

گسست بیمه‌ای تنها مصیبت نیروهای غیر رسمی حاضر در یگان حفاظت نیست. محمدرضا عباس‌زاده، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی آمل در گفت‌گفت‌وگومامشکلات دیگر این نیروها اشاره می‌کند.

او می‌گوید: ادارات منابع طبیعی نیروی کافی آموزش‌دیده حریق ندارند و بار اصلی اطفای حریق بر‌دوش نیروهای صیانتی و شرکتی است که اصلا جزو نیروهای منابع طبیعی محسوب نمی‌شوند. حتی حق امضای صورتجلسه را هم ندارند. در صورت بروز حادثه هم هیچ مزایایی برایشان در نظر گرفته نمی‌شود.

عباس‌زاده ادامه می‌دهد: طنز قضیه اینجاست که بسیاری از نیروهای صیانتی با وجود کمبود نیرو توسط سازمان جنگل‌ها اخراج می‌شوند و پس از طرح دعوی در محاکم قضایی و گرفتن رای، با وضعیت قراردادی به‌محل کار خود بازمی‌گردند.

به گفته او، همه کسانی که حداقل یک‌بار در آتش‌سوزی جنگل‌های شمال شرکت کرده باشند، می‌دانند که مهار حریق در مراحل اولیه بخصوص فصل‌هایی غیر از پاییز، می‌تواند بسیار راحت باشد، فقط اگر در مرحله اولیه آتش‌سوزی عملیات اطفا انجام شود و منطقه درگیر حریق، جاده داشته باشد و صعب‌العبور نباشد.

آن‌طور که عباس‌زاده می‌گوید وقتی نیروهای جنگلبان گاهی پنج ساعت پیاده‌روی در شرایط سخت و پرنشیب می‌کنند، دیگر رمقی ندارند که بتوانند حریق را مهار کنند. اگرچه همواره در رسانه‌ها به ابتدایی بودن وسایل اطفای حریق جنگل در کشور تاکید می‌شود اما فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی آمل می‌گوید: در بسیاری از حریق‌ها با تعداد کافی نیرو و لوازم حمل آب مثل فلش‌تانک می‌توان براحتی حریق را مهار کرد، اما ایراد کار آنجاست که امکان حمل این لوازم تا محل حریق مقدور نیست و اگر هم باشد، اغلب آب در دسترس نیست.‌

به اعتقاد عباس‌زاده، احداث ایستگاه مرتفع برای پایش حریق جنگل و ناوگان حمل و نقل هوایی برای رساندن امدادگران و خدمات به محل حریق، از ضروریات است.

او ادامه می‌دهد: منابع طبیعی منابع مالی کافی برای تهیه غذا، لباس، کلاه و لوازم اولیه اطفای حریق برای نیروهای داوطلب و حتی نیروهای خود در اختیار ندارد.

لزوم پشتیبانی هوایی

هادی کیادلیری، رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور در گفت‌وگو با جام‌جم نقطه ضعف اطفای حریق جنگل‌های کشور را نبود پشتیبانی لازم می‌داند و می‌گوید: در جنگل‌های زاگرس که صعب‌العبور است نیاز به اطفای حریق و پشتیبانی به وسیله بالگرد است.

آن‌طور که او می‌گوید به کمک بیل و آتش‌کوب‌های دستی نمی‌توان آتش‌سوزی جنگل را بموقع مهار کرد و در چنین شرایطی احتمال آسیب دیدن جنگلبانان وجود دارد.

رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور تاکید می‌کند الگوهای آتش‌سوزی تغییر و افزایش پیدا کرده، اما تجهیزات آتش‌نشانان همچنان قدیمی است.

به گفته او، برای بهبود شرایط سازمان جنگل‌ها باید از علم روز بهره برد. علی مقصودی، رئیس هیات مدیره سازمان آتش‌نشانی رشت نیز نظر کیادلیری را تائید می‌کند. او که از نزدیک با آتش‌سوزی جنگل‌ها رو‌به‌رو بوده است از نبود آتش‌نشان ویژه جنگل به عنوان مشکل اصلی در این حوزه یاد می‌کند.

آن طور که او به ما توضیح می‌دهد در کشورمان نگاه درستی به اطفای حریق جنگل وجود ندارد، به همین خاطر از آتش‌نشان‌های شهری و جوامع محلی برای اطفای حریق استفاده می‌شود.

مقصودی تاکید می‌کند که ماهیت کار در کشور ما با کشورهای توسعه یافته تفاوتی ندارد، اما نبود دسترسی مناسب به بالگرد یا هواپیما برای خاموش کردن آتش جنگل سبب بحرانی شدن شرایط می‌شود.‌

گسترش حریق در سراسر کشور

برخی کارشناسان تاکید می‌کنند منابع طبیعی اعتبار لازم جهت خرید تجهیزات برای نیروهای خو‌د را در اختیار ندارد، اما قاسم سبزعلی، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها از امضای تفاهم‌نامه‌ای چندجانبه با وزارت جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت دفاع برای تامین تجهیزات انفرادی نیروهای یگان حفاظت خبر می‌دهد.

او می‌گوید: در ۱۵ روز اخیر در استان‌های گلستان، اصفهان، کردستان، مرکزی، بوشهر، خوزستان، مازندران، فارس، قزوین، گیلان، آذربایجان غربی، کرمان و کرمانشاه شاهد حریق بودیم.

لیلا مرگن

جدال بر سر حقابه‌ها در جنوب

تأمین آب شرب ۳ شهر استان بوشهر با بحران مواجه شد

 یک نفر از روستاییان ساکن در حوزه پاسگاه انتظامی «کمارج» در جریان اقدام نیروی انتظامی برای جمع‌آوری پمپ‌های غیرمجاز رودخانه شاپور، در روز پنجشنبه کشته شد. این رودخانه علاوه بر تأمین آب مورد نیاز کشاورزان کازرون، آب شرب سه شهر استان بوشهر یعنی دشتستان، دالکی و برازجان را هم تأمین می‌کند. در یک سال گذشته با ورود پمپ‌های غیرمجاز به این رودخانه، تأمین آب شرب مردم این شهرها با مشکل مواجه شده است. به همین دلیل بنا بر گفته میثم جعفرزاده، مدیر کل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو، تانکرهای سیار به این سه شهر، در ۲۴ ساعت آینده اعزام خواهند شد. کاهش میزان بارش‌ها و ایجاد محدودیت جدی در منابع آب، شرایط را برای مدیریت این منابع روز به روز دشوارتر می‌کند. عدم تأمین حقابه‌های عرفی و قانونی کشاورزان و تداوم خشک‌سالی‌ها، با افزایش میزان نارضایتی در مردمی که معیشت آنها به مخاطره افتاده، تأمین آب شرب را هم با مشکلات جدی و عدیده مواجه کرده است. درگیری‌های روز پنجشنبه کازرون که یک کشته در میان کشاورزان کازرونی بر جای گذاشت، حاصل بی‌نظمی و شلختگی در برنامه‌ریزی برای منابع آب است. کشاورزانی که بعد از شکست هیدرولوژیکی سال ۷۶ به دلیل کاهش میزان بارش‌ها، معیشتشان با مخاطره جدی مواجه شده است، تاب فشارهای جدیدتر را ندارند. مسئولان شغل جایگزین به آنها معرفی نمی‌کنند. وزارت جهاد کشاورزی برای شرایط جدید الگوی کشت و برنامه خاصی ندارد و گروهی روی دست کشور مانده‌اند که چون پیشه کشاورزی دارند و حرفه دیگری بلد نیستند، نه راه پس دارند و نه راه پیش. زمین‌های بدون آب کشاورزان به اراضی لم‌یزرع تبدیل شده و نارضایتی از شرایط، روزبه‌روز در قشر روستایی در حال تقویت‌شدن است. آن‌طور که ایرنا به نقل از سرهنگ محمد عبادی‌نژاد، فرمانده نیروی انتظامی شهرستان کازرون گزارش کرده، روز پنجشنبه مأموران پاسگاه انتظامی «کمارج» برای اجرای حکم قضائی مبنی بر جمع‌آوری پمپ‌های غیرمجاز آب به یکی از روستاهای واقع در حوزه این پاسگاه مراجعه می‌کنند اما در زمان اجرای حکم، با مقاومت روستاییان مواجه می‌شوند. در گزارش ایرنا ذکر شده که روستاییان با سنگ‌پرانی مانع اجرای حکم جمع‌آوری پمپ‌های آب می‌شوند و مأموران نیروی انتظامی برای متفرق‌کردن آنها اقدام به تیراندازی با سلاح ساچمه‌زنی می‎کنند. در این میان گلوله به یکی از روستاییان برخورد می‌کند و مصدوم بعد از انتقال به بیمارستان جان می‌سپارد. برخی مأموران نیروی انتظامی نیز از ناحیه سر و چشم دچار آسیب‌دیدگی می‌شوند.

خطر برای تأمین آب شرب بیش از ۱۲۰ هزار نفر
میثم جعفرزاده، مدیر کل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو در گفت‌وگو با ما عنوان می‌کند: رودخانه شاپور که از چشمه ساسان سرچشمه می‌گیرد، بعد از گذشتن از کازرون، وارد استان بوشهر شده و بخشی از آب شرب شهرستان دشتستان، برازجان و دالکی را تأمین می‌کند. ۱۲۰ هزار نفر در برازجان، هفت هزار نفر در دالکی و ۱۱ هزار نفر در وحدتیه (مرکز شهرستان دشتستان) ساکن هستند. او ادامه می‌دهد: هرساله به دلیل خشک‌سالی، دبی آب رودخانه تغییر می‌کند. در کازرون از آب رودخانه برای کشاورزی و در بوشهر برای تأمین نیازهای شرب استفاده می‌شود اما برای اینکه نیازهای شرب استان بوشهر تأمین شود، باید آب رودخانه با دبی حدود ۴۰۰ لیتر در ثانیه وارد استان بوشهر شود. به گفته جعفرزاده در یک سال گذشته، کشاورزان کازرونی با استفاده از پمپ‌های غیرمجاز، آب رودخانه را برداشت می‌کنند تا جایی که این روزها دبی رودخانه در زمان ورود به بوشهر، به ۱۹۰ لیتر در ثانیه کاهش یافته است. آن‌طور که او می‌گوید: در یک سال گذشته ۶۰ تا ۷۰ پمپ غیرمجاز توسط کشاورزان کازرونی روی رودخانه شاپور مستقر شده در حالی که پیش از این، چنین حجم برداشت آبی در منطقه رخ نمی‌داده است. کشاورزان صرفا از طریق گذاشتن سنگ، ۲۰ تا ۴۰ لیتر بر ثانیه از آب رودخانه را به صورت غیرمجاز برای مصارف باغات منحرف می‌کردند اما پمپ‌های غیرمجاز به‌شدت برداشت آب از رودخانه را افزایش داده است. مدیر کل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو با اشاره به ورود استانداری فارس و استانداری بوشهر به مسئله برداشت غیرمجاز از آب رودخانه شاپور، تأمین نیاز آب شرب مردم را یکی از اولویت‌های اصلی وزارت نیرو معرفی می‌کند. به گفته او در حال حاضر دوسوم از آب موردنیاز سه شهر استان بوشهر از طریق رودخانه شاپور و یک‌سوم بقیه، از چاه‌ها و منابع آب زیرزمینی تأمین می‌شود. در نتیجه کاهش آورد رودخانه، آب سیستم لوله‌‌کشی منازل این سه شهر استان بوشهر قطع نشده اما کیفیت آب شرب آنها کاهش یافته است. به همین دلیل، ۳۵ دستگاه تانکر آبرسانی از استان‌های معین و استان بوشهر تا ۲۴ ساعت آینده به شهرهای برازجان، دالکی و دشتستان ارسال خواهد شد. جعفرزاده از عدم توفیق نیروی انتظامی برای جمع‌آوری پمپ‌های غیرمجاز از رودخانه شاپور خبر می‌دهد و بیان می‌کند: اگر برداشت از رودخانه به همین منوال ادامه یابد، تا یک‌ماه‌ونیم آینده آبرسانی سیار به سه شهر استان بوشهر ادامه می‌یابد.
کنترل برداشت از رودخانه شاپور
اگرچه بر اساس آمارهای وزارت نیرو بخش کشاورزی ۹۲ درصد آب تجدیدشونده کشور را مصرف می‌کند و سهم شرب و صنعت به ظاهر بسیار ناچیز است اما معلوم نیست چرا تنش‌های تأمین آب شرب از محل حقابه کشاورزی در کشور رو به افزایش است. تصمیم‌سازان به‌راحتی بدون اطلاع کشاورزان و در بی‌تفاوتی وزارت جهاد کشاورزی، حقابه کشاورزان را قطع می‌کنند. به همین دلیل کسب درآمد از محل کشاورزی برای مردم هر روز سخت‌تر از دیروز می‌شود. آن‌طور که مسعود زواره کارشناس گروه آب سطحی دفتر تأسیسات توزیع و انتقال آب شرکت مدیریت منابع آب ایران به ما می‌گوید: شرکت مدیریت منابع آب ایران در‌صد کنترل دقیق‌تر آب انتقالی به بوشهر و تعیین دقیق حقابه‌های مردم کازرون، همچنین کنترل دقیق‌تر برداشت از رودخانه شاپور است. او ادامه می‌دهد: برای تعیین دقیق‌تر میزان بهره‌برداری از چاه‌های آهکی سربالش نیز احتمالا اقداماتی انجام خواهد شد. به گفته زواره کاهش منابع آب منطقه ممکن است باعث کاهش حقابه کشاورزان شود و در دراز مدت بهترین راه تأمین بخشی از آب شرب مردم بوشهر، استفاده از آب‌شیرین‌کن‌ها است. او می‌گوید: تأمین حقابه جزء حقوق مردم به حساب می‌آید. اگرچه بین نیازهای کشاورزی و شرب قاعدتا تأمین آب شرب اولویت دارد و حکمرانی دولت این اجازه را می‌دهد که در شرایط حاد، حقابه کشاورزی برای تأمین آب شرب محدود شود اما در عمل وقتی بخواهیم مردم را از منافع مادی محروم کنیم، قاعدتا مسائل اجتماعی هم پیش می‌آید که باید با همدلی و ازخودگذشتگی از چالش‌های پیش‌رو عبور کنیم.
لیلا مرگن

شنا در عمق آلودگی

آلودگی میکروبی، نفتی و شیمیایی در بسیاری از شناگاه‌های کشور موج می‌زند

گرمای هوا خیلی زودتر از آنکه در سواحل طرح‌های شنا و پرچم‌گذاری‌ها اجرا شود، مردم را به داخل دریا می‌کشاند. کوچک و بزرگ بدون رعایت اصول استفاده صحیح از دریا داخل آب‌هایی می‌روند که سلامت آنها از سوی مسئولان مربوطه تائید نشده و این در حالی است که شنا در دریا هم اصول و قوانین بهداشتی خاص خود را دارد که از سوی مردم رعایت نمی‌شود.

از میان ۱۵۳ شناگاه کشور، اطلاعات ۴۵٫۱ درصد از شناگاه‌ها بر روی سایت سازمان حفاظت محیط‌زیست موجود نیست. آمارهای موجود هم نشان می‌دهد از میان ۸۴ سایتی که اطلاعات سلامتی آنها در سال گذشته رصد شده، ۲۹٫۱۹ درصد از شناگاه‌ها یا پرچم زرد دارند یا این‌که غیر قابل شنا هستند اما مردم بدون توجه به اهمیت سلامت آب شناگاه‌ها و‌ بدون پرچم‌گذاری جدید، به سواحل کشور برای شنا مراجعه می‌کنند.

شناگاههای کشور محل مناسبی برای شنا نیست، زیرا بیشتر فاضلابهای شهری، صنعتی و کشاورزی استانهای ساحلی راهی دریا میشود، در چنین شرایطی بسیاری از شهروندان توجهی به پرچمهایی که برای این مهم در شناگاه‌ها نصب می‌شود ندارند، پرچم‌هایی که درباره میزان آلودگی شناگاه‌ها هشدار می‌دهند.

ضیاءالدین الماسی، مدیرکل دفتربررسی آلودگی دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست در گفت‌وگو با «جام‌جم» تعداد شناگاه‌های کشور را ۱۵۳ شناگاه اعلام می‌کند. به گفته او وضعیت سلامت همه شناگاه‌ها روی سایت سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار گرفته اما بررسی جداول مندرج در سایت این سازمان که نتیجه پایش‌های سال گذشته است نشان می‌دهد درباره وضعیت دو استان خوزستان و بوشهر که ۶۹ شناگاه دارند، اطلاعاتی در دسترس نیست و اطلاعات ۸۴ شناگاه باقی مانده هم حاکی از آن است که حدود ۲۲ شناگاه یا پرچم زرد دارند یا این‌که تعطیل شده‌اند. وضعیت سلامت شناگاه‌ها با دو نوع پرچم نشان داده می‌شود؛ پرچم آبی یعنی آلودگی میکروبی برای سلامت انسان مضر نیست و پرچم زرد به مفهوم آن است که حد آلودگی بیش از حالت طبیعی است. در شناگاه‌های تعطیل هم طرحی اجرا نمی‌شود اما نکته این که همه مردم در محدوده‌های مشخص شده شنا نمی‌کنند و درصد زیادی از آنها در خارج از طرح‌ها به شنا و ورزش‌های آبی می‌پردازند.

توپ بازی به‌جای شنا

رصد سواحل دریایی کشور از نظر آلودگی میکروبی هنوز به پایان نرسیده استالماسی می‌گوید: مثل سال گذشته این کار را انجام می‌دهیم و با همکاری وزارت کشور و وزارت بهداشت درباره پرچم‌گذاری اقدام خواهیم کرد.

آن‌طور که او توضیح می‌دهد طرح سالم‌سازی سواحل از طریق مناقصه به بخش خصوصی واگذار می‌شود و تا پایان خرداد، مدیران این طرح‌ها مشخص شده‌اند و ضوابط به آنها اعلام شده استفاز بعدی پایش شناگاه‌هاست تا مجموعه‌های دارای بار آلودگی میکروبی به مردم معرفی شود.

به گفته مدیر کل دفتربررسی آلودگی دریایی سازمان حفاظت محیط زیست بهتر است مردم در سواحلی که خطر آلودگی دارد، شنا نکنند و در کنار ساحل به توپ بازی یا هر ورزش دیگری غیراز شنا بپردازند زیرا آلودگی دریا بیماری‌های گوارشی و پوستی برای آنها ایجاد خواهد کرد.

بیگانه با دریا

هنوز طرح‌های شنا در شمال کشور به‌طور رسمی راه‌اندازی نشده و شناگاه‌ها پرچم‌گذاری نشده‌اند اما بیش از یک ماه است که مردم در شناگاه‌های کشور آبتنی می‌کننددر جنوب هم که شرایط به‌دلیل دمای بیشتر در سواحل خلیج فارس و دریای عمان به طور کامل متفاوت است.

مسعود مردانی، فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی و استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی نیز از قوانین شنا در دریا سخن می‌گویداو به «جام‌جم» می‌گوید: در تمام دنیا استفاده از دریا اصول خاص خود را داردهر شخصی که قصد استفاده از دریا را دارد، قبل از ورود به دریا و بعد از اتمام شنا باید دوش بگیرداما در هیچ یک از شناگاه‌های شمال کشور این مساله اجرا نمی‌شود.

او ادامه می‌دهد: خیلی از افراد حداقل‌های مسائل بهداشتی را در دریا رعایت نمی‌کنند به همین دلیل باید با آموزش عمومی و فرهنگسازی رفتار مردم اصلاح شودمردم باید استفاده از آب دریا را حق همه و نه حق شخصی خود بدانند.

شنا در فاضلاب خام

گرچه شنا در دریا قوانین خاص خود را دارد و مردم باید حتما از لباس شنا استفاده کرده و قبل از ورود به دریا دوش بگیرند، اما در شمال یا جنوب مردم با لباس‌های عادی وارد آب دریا می‌شوند و بسیاری از اصول را رعایت نمی‌کنندورود فاضلاب‌های خام به دریا و بسیاری از مسائل دیگر، محیط دریا را به محلی ناسالم برای شنا تبدیل کرده است.

سازمان محیط‌زیست هم در پایش‌های خود فقط تعداد باکتری‌های روده‌ای را می‌سنجدآلودگی‌های نفتی و وضعیت انگلی در استانداردهای مورد نظر برای شناگاه‌ها جایی ندارنداین در حالی است که عبدالرضا کرباسی، معاون پیشین محیط‌زیست دریایی اعلام کرده بود: «اکنون بیش از ۴۰۰ انگل در بدن ماهیان دریای خزر شناسایی شده و نکته این‌که تعداد انگل‌ها بیشتر از این است و فقط تاحدود ۴۲۰گونه شناسایی شده است». پرسش این است که آیا این انگل‌ها برای انسان مشکل ایجاد می‌کند؟ مردانی در این رابطه می‌گوید: «موارد بروز مشکل بسیار نادر است و اصلا موردی نیست که باعث تشویش ذهن مردم برای استفاده از دریا شود

به گفته مردانی دریا به‌قدری بزرگ است که آلودگی‌ها در آن رقیق می‌شود اما در فصل تابستان که استفاده از سواحل توسعه مییابد، امکان انتقال عفونت‌های گوارشی و اسهال خونی افزایش مییابد.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی می‌افزاید: «احتمال انتقال وبا از آب دریا در کشورهای جنوب‌شرق آسیا مثل بنگلادش هم گزارش شده اما خوشبختانه در ایران چنین مشکلی نداریم. به گفته او کسی که در آب دریای آلوده شنا کرده و دچار عفونت گوارشی شده، علایم ظاهری نظیر تب،درد شکم، اسهال و استفراغ خواهد داشت

مردانی ابتلا به بیماری پوستی در اثر شنا در آب دریا را هم چندان شایع نمی‌داند و می‌گوید: «اداره بهداشت محیط باید در نمونه‌برداری‌های خود از آب دریا، تعداد میکروب‌های روده‌ای را بررسی کند

 خزر  آلوده

دریای خزر، بهدلیل بسته بودن و ارتباط نداشتن با آبهای آزاد آلودهتر از آبهای جنوب کشور است. خزر کاسه عمیقی است که انواع آلودگیهای میکروبی را در خود جای داده، زیرا برخی رودخانههای منتهی به خزر، حاوی حجم بالایی از فاضلاب خام و شیرابه زبالههایی هستند که میلیونها مسافر نوار ساحلی تولید کرده و در مراکز دفن زباله شهرهای شمالی رها میکنند. کارشناسان آلودگی و اثرات سوءبهداشتی سواحل دریای خزر را کاملا جدی میدانند. نتایج مطالعات بهدست آمده از برخی شناگاههای شمال نشان میدهد متوسط کلیفرمها، باکتریهای هوازی، استرپتوکوک مدفوعی و اشرشیاکلی افزایش داشته و در بعضی نقاط مقدار سولفات، آمونیاک و رسوبات نفتی نگرانکننده است، ازاینرو باید تدابیری برای حفاظت از سلامت شناگران و گردشگران بویژه کودکان، بانوان باردار، سالمندان و بیمارانی که سیستم ایمنی ضعیفتری دارند و در برابر آلودگیهای میکروبی آسیبپذیر هستند اتخاذ شود. آلودگیهای شیمیایی، میکروبیولوژیکی موجود در آب دریاها طیف گستردهای از بیماریها شامل زگیل، خارش شدید و التهاب پوست، تغییر رنگ، ضخامت و اسهال براثر انگل ژیاردیا را بوجود میآورد. پزشکان توصیه میکنند اگر دارای جراحت سطحی هستید، به هیچ وجه در آب دریا شنا نکنید.

وضعیت شناگاههای ۷ استان ساحلی در سال ۹۶

آلودگی نفتی در شناگاه‌ها

آلودگیهای نفتی از جمله مواردی است که در شناگاهها سنجیده نمیشود. در واقع عمده تمرکز سازمان حفاظت محیطزیست بر رصد جمعیت باکتریهای رودهای متمرکز میشود اما آلودگیهای نفتی هم برای شناگاهها مشکل ایجاد میکند. براساس دستورالعملهای سازمان حفاظت محیطزیست، هر گاه سانحهای نفتی در دریا رخ دهد، شناگاههای تعطیل میشوند و شنا در این محیطهای متوقف میشود. عملیات کنترل لکه نفتی با استفاده از تجهیزات موجود پیگیری می‌شود و پس از اتمام عملیات و اطمینان از سلامت آب دریا، مجدد سایت‌های شنا بازگشایی می‌شود. با وجود آنکه در دریای خزر نفت استخراج می‌شود، خوشبختانه ایران هیچ‌گونه آلودگی نفتی ندارد اما خلیج‌فارس با لکه‌ها و آلودگی‌های نفتی بیگانه نیست، از زمانی که در این خلیج بزرگ، نفت پیدا شده مشکلاتی از این نوع نیز در خلیج‌فارس پیدا شده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهد به‌دلیل عبور و مرور کشتی‌های نفتکش در خلیج فارس به‌طور متوسط هر روز یک لکه نفتی بزرگ به وسعت صد متر مربع و سه لکه نفتی کوچک به وسعت حدودی ۲۰ متر مربع شکل می‌گیرد، نشت مستقیم نفت از سکوهای نفتی فراوان در خلیج فارس هم مورد دیگری از منابع آلودگی در خلیج فارس است،علاوه بر این تخلیه «آبتوازن» نفتکش‌ها در خلیج‌فارس نیز یکی دیگر از مشکلات بزرگ در آب‌های این دریاست.

لیلا مرگن

مراتع ایران در اختیار قطری‌ها

 مسئولان استان فارس از مذاکراتی با قطر خبر می‌دهند که قرار است گیاهان مراتع ایران، توسط دام‌های قطری خورده شود!

 «به گواه آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان جنگل‌ها میزان دام موجود در مراتع کشور، سه‌ برابر ظرفیت این اکوسیستم است. در چنین شرایطی یدالله رحمانی، معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری فارس، از گفت‌وگو با قطر برای جذب سرمایه‌گذار خارجی و اجرای طرح پرورش دام در ایران خبر می‌دهد. مهرزاد بوستانی، رئیس اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری این استان هم از تصمیم‌گیری برای اختصاص بخشی از مراتع استان به سرمایه‌گذاران قطری سخن به میان می‌آورد. با وجود آن که مسئولان استانداری می‌گویند که در طول مذاکرات ایران و قطر، متولیان سازمان جنگل‌ها در همه جلسات حضور داشته‌اند، مدیر کل امور مراتع سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، به‌ طور کامل انجام این مذاکرات را رد می‌کند.

 گزارشگران سبز: در میان تأیید و تکذیب‌های مسئولان، دامداران عرفی استان فارس نسبت به افزایش جمعیت گله‌های شتر در مراتع‌شان اعتراض دارند و این اقدام را مخرب برای مراتع توصیف می‌کنند. مراتع و پوشش گیاهی آنها نقش بسیار مهمی در حفظ آب و جلوگیری از فرسایش خاک دارند. برای تثبیت خاک بیابان‌ها همه دولت‌ها با صرف هزینه‌های سنگین اقدام به بیابان‌زدایی و کاشت بوته می‌کنند تا خسارات اقتصادی ناشی از بیابان‌زایی و حرکت شن و ماسه را به حداقل برسانند. احیای ذخایر آب زیرزمینی هم علاوه بر صرف هزینه، نیاز به صبر ایوب دارد. در حالی که حال‌ و روز منابع آب زیرزمینی کشور خوب نیست و بیابان‌ها مرزهای خود را توسعه می‌دهند، شش ماه از سال، بخش‌های وسیعی از ایران با پدیده گرد و غبار درگیر است و خسارات اقتصادی زیادی از این مسئله متحمل می‌شویم، مجلس در بودجه سال ۹۷ تصویب کرد که شش میلیارد دلار اعتبار از محل صندوق توسعه ملی که ذخیره بین‌نسلی ایرانیان است، به اجرای طرح‌های آبخیزداری برای احیای منابع آب زیرزمینی و بیابان‌زدایی اختصاص یابد. به این ترتیب می‌بینیم که در یک سال فقط شش میلیارد دلار برای احیای منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از توسعه بیابان با کاشت نهال هزینه می‌شود و استقرار هر بوته در سرزمین خشک ایران، با صرف چندین دلار از جیب ملت امکان‌پذیر می‌شود. با این وجود مسئولان استان فارس از مذاکراتی با قطر خبر می‌دهند که قرار است گیاهان مراتع ایران، توسط دام‌های قطری خورده شود!

به گفته یدالله رحمانی، معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری فارس، طرح پرورش شتر با هدف جذب سرمایه‌گذار خارجی انجام می‌شود. این طرح در قالب یک مجتمع مخصوص و زنجیره‌ای کامل به جهت تولید احداث می‌شود که شامل محل پرورش شتر، کشتارگاه، بیمارستان دام و… است. رحمانی در حالی طرح پرورش شتر را طرحی متمرکز معرفی می‌کند که در مصاحبه خود با ایرنا، از خرید حق و حقوق مالکان منطقه هم خبر می‌دهد! او همچنین می‌گوید: قرار است دو تا سه مجتمع پرورش شتر در ایران اجرا و به ازای هر مجتمع سه ‌هزار میلیارد تومان سرمایه وارد کشور شود. ۹۶ درصد اشتغال این مجتمع‌ها هم برای ایرانیان ایجاد خواهد شد.

تکذیب اجاره مراتع

در حالی که معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری فارس از حضور مسئولان سازمان جنگل‌ها و وزارت جهاد کشاورزی در مذاکرات با کشور قطر خبر می‌دهد، ترحم بهزاد، مدیر کل امور مراتع سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، در گفت‌وگو با ما، انجام هرگونه مذاکره با کشور قطر را تکذیب می‌کند.

او در پاسخ به ما درباره احتمال ایجاد بیکاری در منطقه با خرید پروانه‌های چرا از دامداران عرفی عنوان می‌کند: این که گفته می‌شود یک امیر قطری به دنبال سرمایه‌گذاری در ایران است را تکذیب می‌کنم. هفته گذشته در شیراز بودم و اصلا بحث سرمایه‌گذار خارجی نبود.

بهزاد اضافه می‌کند: همه مراتع کشور طرح مرتع‌داری و سند محضری دارند و این اسناد از سوی بهره‌بردار و رئیس ادارات کل منابع طبیعی امضا شده است. طرح‌های مرتع‌داری قراردادهای ۳۰ساله دارند و استاندار نمی‌تواند پروانه را از بهره‌بردار بخرد. طبق بند پنج شیوه‌نامه ضوابط فنی و اجرائی مراتع کشور در مراتع مشاعی باید همه بهره‌برداران برای واگذاری مرتع رضایت دهند. قریب به اکثریت مراتع کشور هم به صورت مشاعی مدیریت می‌شوند.

او تأکید می‌کند: اداره کل منابع طبیعی فارس بدون هماهنگی با سازمان جنگل‌ها نمی‌تواند کاری انجام دهد. فقط تصمیم‌گیری در سطوح ۵۰هکتاری به مدیران کل استانی تفویض اختیار شده است و هر کاری باید مراحل قانونی خود را طی کند.

او اضافه می‌کند: در دعاوی بین مرتع‌داران عرفی، حتی رئیس سازمان هم نمی‌‎تواند دخالت کند و تنها مرجع رسیدگی و حل اختلاف، دیوان عدالت اداری است.

تعیین محل چرا برای قطری‌ها

در حالی معاون امور مراتع سازمان جنگل‌ها، تمایل یک شیخ قطری برای حضور در مراتع ایران را ساختگی توصیف می‌کند که مهرزاد بوستانی، مدیر کل منابع طبیعی و آ‌بخیزداری استان فارس، در گفت‌وگوی هفته گذشته خود با تسنیم بر این نکته صحه گذاشته است. او گفته بود که یکی از شیوخ قطر قصد احداث مراکز پرورش دام در کرمان و یزد را داشته و بعد از آشنایی با ظرفیت‌های استان فارس، تصمیم خود را تغییر داده است. به گفته بوستانی چند شهرستان از جمله لار، فراشبند، مرودشت، مُهر، زرین‌دشت و لامرد برای پرورش شتر به این سرمایه‌گذار پیشنهاد شده و فعلا سرمایه‌‎گذار قطری سه شهرستان لار، فراشبند و زرین‌دشت را انتخاب کرده‌ تا پس از تشریفات قانونی، مراکز پرورش شتر در این شهرستان‌ها احداث شود. او همچنین در این گفت‌وگو تأکید کرده که به هیچ عنوان به این سرمایه‌گذار برای پرورش شتر اجازه فنس‌کشی و جداکردن محدوده نمی‌دهیم ولی محدوده دامداران عرفی و سرمایه‌گذار خارجی با مرزهای طبیعی کاملا مشخص است و واگذاری‌ها بر اساس رعایت حقوق عرفی دامداران ایرانی انجام خواهد شد.

مراتع ایران، ظرفیت دام خارجی ندارند

مدیر کل منابع طبیعی استان فارس از رعایت حقوق عرفی دامداران ایرانی سخن به میان می‌آورد اما نعمت‌الله کوهستانی، رئیس اداره منابع طبیعی آمل که تخصص مرتع دارد، در گفت‌وگو با ما تأکید می‌کند: مراتع ایران ظرفیت دام مازاد ندارند و نمی‌توان از خارج دامی به این مراتع وارد کرد.

او ادامه می‌دهد: اگر شتر به مراتع ایران وارد شود، قطعا دامداران عرفی معترض خواهند شد. از آنجا که مراتع ظرفیت دام مازاد ندارند، اگر پوشش مرتع اجازه ادامه چرای گوسفند در این اکوسیستم را نمی‌دهد، مرتع‌داران عرفی می‌توانند دام خود را به شتر تغییر دهند.

به گفته کوهستانی، گاو از گیاهان تُرد تغدیه می‌کند به همین دلیل در شمال فراوان است. گوسفندان گراس دوست دارند و بز و شتر علاقه‌مند هستند که از گیاهان بوته‌ای تغذیه کنند. شتر بوته‌های خشبی را دوست دارد.

او اضافه می‌کند: در اکولوژی مرتع اصطلاحی به نام مدل حال و انتقال داریم. وقتی اکوسیستم از حالتی به حالت دیگر تغییر کرد، یعنی بوته‌ها جایگزین گراس‌ها شد، امکان بازگشت به شرایط اولیه بدون دخالت انسان وجود ندارد. بنابراین اگر شرایط اقلیمی اجازه دهد، می‌توان با دخالت‌ در مرتع تا حدودی تغییر حالت آن را کنترل کرد اما اگر در چنین مرتعی شتر حضور پیدا کند، برنامه‌های احیایی جواب نمی‌دهد. چنین مراتعی باید قرق شود.

او تأکید می‌کند: اگر در استان فارس قصد داریم شترداری راه بیندازیم، اول باید تکلیف دامدار عرفی را مشخص کنیم. بزرگ‌ترین مشکل مراتع ایران، تعداد خانوار ساکن در مراتع است. در حالی که یک مرتع پنج‌ هزار هکتاری به طور مثال ظرفیت ۱۰ خانوار را دارد، ۱۵ خانوار در آن ساکن می‌شوند و این مسئله افزایش تعداد دام را به همراه خواهد داشت.

سکوت رئیس اداره مرتع فارس

سخنان ضدونقیض مسئولان سازمان جنگل‌ها و معاون استانداری فارس، ابهامات زیادی را درباره جذب سرمایه‌گذار قطری ایجاد کرده است. برخی کارشناسان اخراج ۱۲ هزار گوسفند و شتر قطری از مراتع عربستان توسط دولت این کشور را عاملی می‌دانند که سرمایه‌گذاران قطری را به سمت ایران متمایل کرده است. همکاری با کشورهای همسایه و حسن هم‌جواری به ما این نکته را تحمیل نمی‌کند که با چوب‌ حراج‌ زدن به مراتعمان که عامل مهمی در تغذیه منابع آب زیرزمینی هستند، دل همسایگان را به دست آوریم. برای کسب اطلاع درباره جزئیات حضور سرمایه‌گذاران قطری در مراتع ایران با محمد صالحی، رئیس اداره مرتع اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان فارس تماس می‌گیریم. او ارائه پاسخ به سؤالات ما را به روابط عمومی سازمان جنگل‌ها یا اداره کل منابع طبیعی استان فارس ارجاع می‌دهد اما می‌گوید فقط درباره مباحث فنی سخن خواهد گفت. به گفته صالحی هر شتر معادل شش یا هفت واحد دامی است و نمی‌توان در مرتع، شتر و دام‌های دیگر را توأمان داشت. به ازای هر شتری که وارد مرتع می‌شود، باید دام‌های دیگر خارج شود.

آن‌طور که او اعلام می‌کند: در استان فارس هیچ مرتع بدون بهره‌برداری وجود ندارد. همه مراتع دارای طرح و دامدار عرفی هستند. ممیزی دارند و بدون اجازه بهره‌بردار، نمی‌توان اقدام خاصی در این مراتع انجام داد.

بیم آن می‌رود که مسئولان با هدف جذب سرمایه‌گذار خارجی، مجوز واگذاری پروانه‌های چرای دامداران عرفی را صادر و فضا را برای حضور دامداران قطری در ایران فراهم کنند اما این اقدام، بدون شک به‌ دلیل از دست‌ رفتن شغل مردم بومی، تأثیر منفی بر اقتصاد ایران خواهد داشت.»

لیلا مرگن

انقراض اطلاع رسانی در محیط زیست

بتازگی نامه‌ای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به برخی رسانه‌ها ارسال شده که چکیده‌اش چیزی نیست جز محدود شدن اطلاع رسانی

محیط زیست زخم کم ندارد‌، این حقیقتی است تلخ، اما غیر قابل انکار‌. نگرانی‌های زیادی درباره منابع آب و خاک کشور وجود دارد، ‌نگرانی‌هایی که  گره خورده اند به زندگی و سلامت مردم و نسل های آینده ای که قرار است در این سرزمین زندگی کنند. نگرانی ها محدود به آب و  خاک کشور نمی شود، چون تنوع زیستی نیز شرایط خوبی ندارد‌، سیر نزولی جمعیت حیات وحش  در کنار تصمیم گیری‌های شتابزده برخی مدیران ‌به مشکلات زیست محیطی کشور دامن زده است‌.

با این حال بتازگی نامه‌ای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به برخی رسانه‌ها ارسال شده که چکیده‌اش چیزی نیست جز محدود شدن اطلاع رسانی، چراکه در آن خواسته شده برای هرگونه مصاحبه ای فقط از طریق روابط عمومی سازمان اقدام کنند. مسلما در شرایط سختی که طبیعت کشورمان تجربه می کند محدود شدن اطلاع رسانی حکم چراغ سبز نشان دادن به مرگ محیط زیست است.

پیش از ارسال این نامه نیز برای بسیاری از خبرنگاران حوزه محیط زیست دسترسی به برخی مدیران امکان پذیر نبود و بیشتر مدیران به بهانه‌هایی مانند برگزاری جلسات از زیر بار پاسخگویی شانه خالی می‌کردند، جلساتی که به نظر می‌رسد در آن تصمیم‌های سازنده‌ای گرفته نمی‌شود و خروجی مثبتی ندارد، چون اگر غیر از این بود شرایط محیط زیست کشور اندکی بهتر می‌شد یا دست‌کم ‌ سرعت تخریبش کاهش می‌یافت.

‌سیاست محدود کردن خبرنگاران در تماس با مدیران و گرفتار کردن آنها در بروکراسی فقط منجر به حاد شدن مسائل و گسترش شایعات می شود،  چراکه با این رویکرد،‌‌ مسائل و تهدید‌های محیط زیست کشور زمانی درکانون توجه قرار خواهد گرفت ‌ که به قول معروف دیگر کار از کار گذشته است.

نباید فراموش کرد که محدود شدن اطلاع رسانی دراین حوزه سبب گل آلود شدن آب برای فرصت طلبان می شود، افرادی که سعی دارند با محیط زیستی نشان دادن خود ‌برای خود نان و نامی به دست بیاورند.

بنابراین باید از مدیران سازمان حفاظت محیط زیست خواست به جای محدود کردن دسترسی خبرنگاران به مدیران این سازمان شرایطی را فراهم کنند تا خبرنگاران با اطلاع رسانی بموقع بتوانند همراه سازمان حفاظت محیط زیست باشند،‌‌ زیرا انقراض اطلاع رسانی به انقراض محیط زیست دامن می زند.

مهدی آیینی

روزنامه نگار

 

مدیریت آتشین جنگل

رشد۲۰۰درصدی آتش سوزی‌ها در دو ماه ابتدایی امسال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته گواهی است بر سوء مدیریت در سازمان جنگل‌ها و سازمان‌ حفاظت محیط زیست‌

آتش زبانه می‌کشد و منابع طبیعی کشور را می‌بلعد؛ ‌پارک ملی گلستان، ‌جنگل‌های ‌کومله ‌لنگرود‌، جنگل‌های ‌عالم‌دره چرام و ‌‌‌نخلستان‌های سراوان‌ فقط بخشی از منابع طبیعی کشور است که در چند ساعت گذشته طعمه حریق شده است‌.

رشد۲۰۰درصدی آتش سوزی‌ها در دو ماه ابتدایی سال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته گواهی است بر سوء مدیریت در سازمان جنگل‌ها و سازمان  حفاظت محیط زیست‌، ‌چون اگر غیر از این بود دست‌کم در سال‌های اخیر نیروهای‌یگان‌حفاظت‌سازمان‌جنگل‌ها و محیط زیست دراین خصوص آموزش بیشتری می‌دیدند، تجهیزات‌شان به روز می‌شد یا تعامل سازنده‌ای بین آنها با  دیگر نهادهایی که در این زمینه می‌توانند کمک حال سازمان جنگل‌ها باشند اتفاق می‌افتاد.

بنابراین باید گفت جنگل‌ می‌سوزد، ‌چون دلسوز ندارد و رتق‌و‌فتق امورش به دست ‌مدیرانی افتاده که به قول معروف حال ندارند از پشت میزهایشان‌ تکان بخورند و  از همان پشت میز‌ برای مدیریت جنگل نسخه می‌پیچند. ‌

سازمان جنگل‌ها به اندازه کافی جنگلبان ندارد، نمی‌توان این مهم را انکارکرد، اما برای رفع این کاستی و نجات جنگل‌های کشور از آتش سوزی می‌توان راهکارهای دیگری را اجرایی کرد. برای نمونه از نیروهای محلی کمک گرفت، افرادی که بخاطر آشنایی مناسب با مناطق جنگلی می توانند بموقع از آتش سوزی مطلع شوند و برای مهار آن اقدام کنند. این درحالی است که سازمان‌جنگل‌ها تاکنون نتوانسته ارتباط موثری با سازمان های مردم نهاد برقرار کند و از پتانسیل آنها استفاده کند.

مساله دیگری که به گسترش آتش سوزی در جنگل های کشور دامن می زند بی‌توجهی نهادهایی است که می توانند دراین بین تاثیر گذار باشند، اما هنگام آتش سوزی دست روی دست می‌گذارند. بسیاری از نهادها از منابع طبیعی کشور سهم خواهی می‌کنند تا بتوانند بخشی از ساحل یا جنگل های کشور را در اختیار داشته باشند، اما در مواقعی که به کمک آنها نیاز است با منابع طبیعی کشور بیگانه می شوند.برای نمونه بسیاری از بومیانی که در مناطق جنگلی شمال کشور یا زاگرس زندگی می کنند به سوخت مناسب دسترسی ندارند به همین دلیل از درختان به عنوان سوخت استفاده می کنند و به این شکل احتمال آتش سوزی را نیز افزایش می دهند. این درحالی است که اگر وزارت نفت به وظیفه خود در این خصوص عمل کند دست‌کم منابع طبیعی کشور قربانی نبود دسترسی به سوخت مناسب نمی‌شود.

فصل حریق  جنگل‌های کشور توفانی‌تر از سال‌های گذشته شروع شده است، اما در عملکرد مدیران سازمان جنگل‌ها تغییری دیده نمی‌شود‌ و آنها همچنان نتوانسته اند برنامه ای مشخص برای مهار آتش سوزی جنگل‌ها داشته باشند یا دست‌کم از امکانات دیگر نهادها بهره ببرند. به همین دلیل باید گفت این دست از مدیران هنوز  بدون درکی درست از شرایط منابع طبیعی کشور برای مهار آتش سوزی‌ها نسخه می‌پیچند، نسخه‌هایی که بر ‌آتش جنگل می‌دمند.

 

مهدی‌آیینی

روزنامه نگار

ماهی‌ها در رودخانه می‌میرند

کاهش آب رودخانه‌ها و افزایش آلودگی این اکوسیستم‌ها نسل آبزیان را در معرض خطر انقراض قرار داده است

      دیگر در برخی رودخانه‌ها آبی جریان ندارد که محلی برای زندگی ماهی‌ها باشد. ۲۰۰ رودخانه‌ای که در حوضه آبریز خزر روزگاری محل تخم‌ریزی ماهی‌ها بودند این روزها کمتر ماهی به‌خود می‌بینند. سدهای بزرگی که مخزن آنها آب را برای تابستان ذخیره می‌کند، نفس رودخانه‌ها را به شماره انداخته است. همان اندک آبی که از دریچه سدها برای حفظ جریان پایه رودخانه رها می‌شود، امسال در فصل خزانه‌گیری برنج، برای حفظ بیجارها در شمال پس از توافق سازمان‌های آب منطقه‌ای با جهاد کشاورزی به نفع کشاورزان با استفاده از پمپ‌ها مصادره شد.
در نتیجه رودخانه‌های شمال خشک شدند و بسیاری از ماهی‌ها به دلیل بی‌آبی از بین رفتند. سدسازی و پمپاژ بیش از حد آب برای کشاورزی در رودخانه‌های غربی کشور هم حال و روز خوبی برای ماهی‌ها باقی نگذاشته است. کارشناسان بر این باورند که کاهش منابع آب رودخانه‌ها به همراه افزایش آلودگی‌ها، نسل ماهیان رودخانه‌ای را در معرض خطر انقراض قرار داده است.

   گزارشگران سبز: نفس ماهیهای رودخانههای غرب کشور به شماره افتاده است. پمپهایی که در بالادست آب را برای باغات و مزارع میکشند یا سدهایی که دریچههای آنها باز نمیشود، فرشی از ماهی خشکیده در بستر رودخانههای زایندهرود، کشکان، گاماسیاب و سیمره به جا میگذارد. سدهای بتنی عظیمالجثه راه آب را میبندند تا در فصل خشک آب در اختیار کشاورزان قرار دهند. از سوی دیگر هم پمپهای غیر مجاز شیره جان رودخانهها را میمکند تا چرخ زندگی کشاورزان بچرخد اما این چرخش، به قیمت انقراض نسل بخشی از زیستمندان کره زمین تمام میشود. وزارت جهاد کشاورزی که متولی معیشت صیادان هم هست، امسال با آب منطقهایهای شمال توافق کرد که کشاورزان با استفاده از پمپهای آب نگذارند آب شیرین رودخانهها هدر رود و به سمت دریا سرازیر شود. بر اساس این توافق قرار بود دریچه سد سفیدرود دیرتر باز شود و پمپها آب رودخانهها را به سمت بیجارها هدایت کنند. اگرچه با این تصمیم، به ظاهر آب شیرین هدر نرفت، اما رئیس سازمان شیلات ایران اعلام کرد که امسال ماهیان خاویاری به دلیل آلودگی آب رودخانهها، اقدام به تخمریزی نکردهاند. این در حالی است که کارشناسان، آلودگی آب را عاملی ثانویه برای توقف تخمریزی ماهیان دانسته و معتقدند که دلیل اصلی بروز این مشکل کاهش آب رودخانهها به دلیل سدسازی و برداشت بیش از حد آب برای کشاورزی از طریق پمپهاست. امید صدیقی کارشناس محیطزیست و مدیر کل پیشین دفتر اکوبیولوژی دریای سازمان حفاظت محیطزیست در گفتوگو با «جامجم» عنوان میکند: رودخانههای زیادی در کشور محل تخمریزی ماهیهاست. بیش از ۲۰۰ رودخانه در حوضه آبریز خزر وجود داشته است که در اکثر اینها قبلا ماهیها برای تخمریزی میآمدند، اما این روز ها ماهیها موفق نمیشوند وارد رودخانه شوند.

او ادامه میدهد: حتی اگر وارد رودخانه شوند به دلیل آلودگی و تخریب زیستگاه، تخم ماهیها بارور نمیشود.

سدسازی علیه چرخه حیات رودخانهها

صدیقی کاهش آب رودخانهها به دلایل مختلف اعم از برداشت آب برای تامین نیاز کشاورزی و یا سدسازی را عاملی برای افزایش آلودگیهای آب این اکوسیستم میداند.

او میگوید: آلودگی یکی از عواملی است که باعث کاهش کیفیت آب شده و زندگی ماهیها را با اختلال مواجه میکند.

آریا وزیرزاده، عضو هیات علمی دانشگاه شیراز هم در گفتوگو با «جامجم» کاهش آب رودخانهها را عاملی برای بروز مشکل در زندگی ماهیهای درشت جثه بویژه ماهیان خاویاری معرفی میکند.

به گفته او این دسته از ماهیها، دوره رسیدگی جنسی خود را در رودخانهها میگذرانند اما وقتی رودخانه سفیدرود یا گرگان رود آب زیادی ندارند، امکان مهاجرت به رودخانه برای طی دوره رسیدگی جنسی از ماهی سلب میشود و تکثیر آن در استخرهای پرورشی که محیط رودخانه را شبیهسازی کردهاند هم منجر به تولید لارو بیکیفیت میشود.

آنطور که وزیرزاده میگوید تعبیه پلکان برای سدها، هیچ نفعی برای تکثیر ماهیان درشت جثه ندارد و صرفا ماهیهایی که وزنشان کم است و در عین حال جسور هستند (شامل آزاد ماهیان و کپورماهیان) میتوانند از این گذرگاهها استفاده کرده و به مسیر خود ادامه دهند اما نسل ماهیان خاویاری که ماهیان آرامی هستند و جثه بزرگ دارند، به دلیل نبود این توانمندی، در معرض خطر انقراض قرار میگیرد. در جنوب هم نسل ماهی صُبور به دلیل سدسازیها در معرض خطر انقراض قرار دارد.

خطر در کمین لابسترها و جلبکها

به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه شیراز، ماهیان تنها موجوداتی نیستند که از تخریب زیستگاه به دلایل مختلف رنج برده و نسلشان در معرض خطر انقراض است. لابسترها سختپوستانی هستند که گران قیمتترین آبزی دنیا به حساب میآیند و دوره لاروی آنها ۱۸ ماه طول میکشد. لابسترها کفزی هستند و دستکاری ساحلها برای ایجاد شناگاه، زدن اسکله و اقداماتی از این دست نسل آنها را در معرض خطر قرار داده است. نسل جلبکهای ماکرو که مخفیگاه لارو بسیاری از ماهیها هستند هم به دلیل دخالتهای انسان در معرض تهدید قرار دارند.

دلایل مهاجرت ماهیان

ماهیها برای مهاجرت دلایل مختلفی دارند. به گفته کارشناسان، ماهیها از لحاظ سیستم تخمریزی یا مهاجر هستند یا مهاجر به حساب نمیآیند. برخی ماهیها رود کوچ هستند. از دریا کوچ کرده و برای تخمریزی به رودخانه وارد میشوند. اکثر ماهیها به این شکل زندگی می کنند. ماهیان خاویاری یا آزاد ماهی در دریای خزر همچنین بیش از ۸۰ درصد کپور ماهیان و کفال ماهیان این دریا، مهاجرت میکنند و از دریا به رودخانه برای تخمریزی میآیند. یک گروه کوچکی از ماهیها دریا کوچ هستند. بیشتر عمر خود را در رودخانه می مانند و برای تولید مثل مهاجرت میکنند. نمونه مشهور این گروه در دنیا مار ماهی است. عده کمی از ماهیها اصلا مهاجرت نمیکنند و مثل قزلآلای خال قرمز تمام عمر در رودخانه هستند یا در دریاچه آب شیرین به سر میبرند. ماهیها گاهی برای تغذیه از دریا مهاجرت کرده و وارد رودخانهها میشوند. گاهی هم برای
رها شدن از شرّ انگلهای روی بدن خود که به آب شیرین حساس است، به سمت رودخانهها میآیند.

ماهیان در معرض خطر _انقراض

به دلیل نامناسب شدن شرایط رودخانهها، نسل پنج گونه ماهی خاویاری در آستانه انقراض قرار دارد. امید صدیقی، مدیر کل پیشین دفتر اکوبیولوژی دریای سازمان حفاظت محیطزیست دراین باره میگوید: جمعیت ماهی قزلآلای خال قرمز که در منطقه لار و رودخانههای مناطق کوهستانی استانهای مازندران، گیلان، آذربایجان غربی و چهار محال و بختیاری زندگی می کنند، وضعیت نگران کنندهای دارد.

در حاشیه خزر نوعی ماهی دهان گرد به نام لامپری و در غرب کشور جمعیت باربوس ماهیان بشدت تخریب شده است.به گفته او جمعیت گونههای بومی به دلیل افزایش گونههای غیر بومی و مهاجم به شدت در معرض تهدید است.

آلودگی آب، عامل توسعه تیلاپیا

به اعتقاد کارشناسان کاهش حجم آب و افزایش آلودگیهای رودخانهها به نفع ماهی غیربومی و مهاجم تمام میشود. در تالاب شادگان واقع در جنوب کشور ماهی مهاجم تیلاپیا وارد شده است. تیلاپیا گونهای است که به سرعت تکثیر میشود، قدرت تغذیه بالا دارد و مهاجم است. این ماهی می‌تواند آلودگی را تحمل کند. این در حالی است که گونه‌های بومی نمی‌توانند شرایط نامناسب محیطی را تحمل کنند در نتیجه بر اثر افزایش آلودگی، عرصه برای زندگی گونه بومی تنگ می‌شود. تیلاپیا در حوزه خوزستان و تالاب شادگان وارد رودخانه کارون و چند رودخانه دیگر شده است. این ماهی، تالاب شادگان را در آستانه نابودی قرار داده. گونه‌های بومی «بنی»، «شیر بت» و «گطان» به‌عنوان ساکنان بومی تالاب شادگان پس از هجوم تیلاپیا در رده آسیب‌پذیرها قرار گرفته و جمعیت آنها به شدت کاهش یافته است.

آلودگی عامل ثانویه برای انقراض نسل ماهیها

کارشناسان معتقدند که آلودگی رودخانهها دلیل اصلی انقراض نسل ماهیها نیست و دلایل متعدد دست به دست هم میدهند که حیات آبزیان به خطر بیفتد. برداشت آب غیر مجاز از طریق پمپها رودخانه را خشک کرده وباعث کاهش کیفیت آب میشود. از سوی دیگر کارگاههای شن و ماسه بستر رودخانههای شمال کشور، این اکوسیستم را تخریب میکنند. با کاهش آب رودخانهها و ورود فاضلاب به آنها، کیفیت آب بشدت کاهش مییابد و ادامه حیات برای آبزیان با مشکل مواجه میشود. ماهیها اگر بتوانند زیستگاه جدید پیدا کنند، مهاجرت میکنند. در غیر این صورت تجدید نسلشان دچار مشکل میشود و نسل آنها در معرض خطر انقراض قرار میگیرد. اگرچه آلودگی آب رودخانهها بر کیفیت زندگی ماهیان اثر میگذارد، اما دلیل اصلی برای انقراض آنها نیست و آلودگیها دلیل ثانویه برای جلوگیری از تخمریزی ماهیها به حساب میآید. در شرایطی که بسیاری از رودخانههای شمال کشور، با تور صیادان مسدود شده و تمام ماهیهای مهاجر در تله صیادان گرفتار میشوند، صید بیرویه عامل مهمتری نسبت به آلودگی به شمار میرود. کارشناسان بر این باورند که نسل آبزیان دریای جنوب بیشتر تحت تاثیر آلودگی، اسکلهسازی و توسعه سواحل در معرض خطر قرار دارد و گونههای ماهی شمال بیشتر تحت تاثیر تنظیم آب، برداشت آب برای کشاورزی، کانالسازی، سدسازی و آلودگی هستند زیرا دریای خزر یک دریای بسته است.

لیلا مرگن

دیوانه آهوها

با محیط‌بانی که آهوی فکه را کشف کرد و برای زنده ماندنشان خود را مقابل گلوله قرار می‌دهد

نه خانه می‌خواهد، نه ویلا، نه حساب بانکی چنین و چنان و نه سفرهای رنگارنگ. او دلش لک زده برای یک موتورسیکلت قوی که شنزارها را زیر چرخ‌هایش بگیرد و آخ نگوید. آرزوهای سیدباقر موسوی مثل داستان زندگی‌اش منحصربه‌فرد است. هنوز چند ماهی مانده تا او ۴۱ ساله شود، ده سالی هم می‌شود که یونیفرم محیط‌بانی به تن دارد،‌ حقوق دندان‌گیری هم ندارد، سایه مرگ نیز بالای سرش مانده و ول کنش نیست ولی نه خسته است و نه بی‌انگیزه.
آرزوهای او خلاصه می‌شود به رفاه آهوها، چارپایان خوش نقشی که از فکه تا بستان را زیر سم‌هایشان می‌گیرند و وقت و بی‌وقت تنشان از شلیک‌های دور و نزدیک می‌لرزد. سیدباقر آرزو دارد که پولی می‌داشت تا چاه‌های قدیمی را لایروبی کند و به آبشخورها آب برساند، یا پولی داشت و یک وانت می‌خرید و اسباب کارش را راحت‌تر جابه‌جا می‌کرد و دو نفر روزمرد را هم به‌کار می‌گرفت تا در گشت‌های شبانه،‌ مخصوصا درشب‌هایی که مهتاب گم می‌شود و جان دل شکارچی‌هاست کمکش باشند. دنیای او بسیار قشنگ و خاص است.

شما سال گذشته دلنوشتهای در فضای مجازی منتشر کردید و گفتید عدهای قصد جانتان را دارند و تهدیدتان میکنند. خوشحالم که زندهاید!

وقتی در طبیعت هستم به تنها کسی که میتوانم پناه ببرم خداوند است. شکارچیانی که من از آنها حرف زدم یکسری آدم گردنکلفتاند که از هیچکسی نمیترسند و شاید اگر به خاطر قومیت نبود خیلی وقت پیش مرا میکشتند.

از کدام طایفه خوزستان هستید؟

سادات علوی.

و محیطبان کدام زیستگاه؟

جنوب غرب خوزستان در شنزارها و تپه ماهورهای بستان.

بودن در این منطقه انتخاب خودتان بود یا قرعه به نامتان افتاد؟

می شود گفت انتخاب خودم بود. دهه ۸۰ عدهای از دانشگاه به قصد تحقیق به منطقه آمدند و میخواستند درباره رژیم غذایی آهوها پژوهش کنند. آن زمان سازمان محیطزیست قصد داشت در رامهرمز سایت تکثیر در اسارت ایجاد کند برای همین دانستن رژیم غذایی آهوها واجب بود. این افراد سراغ من آمدند و تا جایی که امکان داشت به مدت دو سال کمکشان کردم. در پایان کار به نقطهای رسیدیم که حتی میدانستیم یک آهو در دقیقه چند دانه برگ میخورد.

آن زمان سرباز معلم بودید، درست است؟

بله، قبل از این که محققان بیایند من متوجه شده بودم که آهوها درمنطقه هستند در حالی که همه تصور میکردند بهواسطه جنگ ایران و عراق، آهوها منقرض شدهاند. من آن زمان معلم روستای ابوقریب بودم و در سه پایه تدریس میکردم و میدیدم که دانشآموزان وقتی عکس آهو یا قوچ و میش را در کتابها میبینند، میگویند ما هم اینجا از اینها داریم. این بچهها بیشترشان عصرها چوپانی میکردند، همین شد که حرف شان را جدی گرفتم و رفتم دنبال آهوها. به این ترتیب رد آهوها و سرگین شان را پیدا کردم، کمی بعدتر هم خودشان را دیدم. البته بعد از این که مطمئن شدم آهوها درمنطقه ما وجود دارند به مسئولان گزارش دادم ولی خب کسی قبول نکرد.

آهویی که شما پیدا کرده بودید ظاهرا آهوی ایرانی نبوده؟

بله، اسمش آهوی فکه یا آهوی بین النهرین است. همه گونهها و زیرگونههای آهو در خاورمیانه با آهوی ایرانی متفاوتاند و این تفاوت در ظاهرشان بخوبی دیده میشود. یکی از بارزترین این تفاوتها گواتر آنهاست بهطوری که گواتر آهوی ایرانی کاملا برجسته و برآمده است ولی آهوی فکه انگار اصلا گواتر ندارد و یک گردن کاملا صاف دارد. البته گواتر آهوهای نر فکه در زمان جفتگیری کمی برآمده میشود.

حالا شما که به نوعی کاشف آهوی بینالنهرین در ایران هستید، میخواهید هر طور شده جلوی انقراضش را بگیرید. گفتید شکارچیها آدمهای گردن کلفتی هستند، اینها دقیقا کی هستند؟

اینها مشتی آدم پولدارند که به پشتوانه این پول دست به هر کاری میزنند و حتی با خودشان شکارچی خارجی هم میآورند.

از کجا؟

از کشورهای حاشیه خلیج فارس.

این گردن کلفتها شغلشان چیست که این همه پولدارند؟

زمین و مغازه و ملک و املاک دارند. اینها شکارچی تفریحی هستند، نه اینکه زندگیشان ازشکار بگذرد، خیلی هم بیرحماند. من در دشت آزادگان کسی را نمیشناسم که شکارچی باشد اگر معدود کسانی هم که پیدا شوند همین عده شکارچی گردن کلفت هدایتشان میکنند. در دشت آزادگان برای آهوها احترام زیادی قائل اند و میگویند آهوی امام رضا(ع)، یا این که معتقدند آهو نفرین میکند اگر اذیتش کنیم. اما شکارچیها به این چیزها اهمیت نمیدهند و شبها که برای شکار میآیند با نورافکنهای قوی میزنند به چشم آهوها تا قدرت بیناییشان را به طور موقت از دست بدهند و آن وقت با اتومبیل داخل شنها و ماسهها میروند و آهوها را با تیر میزنند.

پس نر و ماده و بچه برایشان مهم نیست!

همین امسال، ماه اول بهار ماده آهویی را زدند که داشت زایمان میکرد. من آن آهو را میشناختم چون هر روز در نقطهای مشخص مینشست، اما آنها آمدند بالای سرش و در همان حالت نشسته او را زدند. من عکس خون این آهو و جایی را که میخواست در آن زایمان کند منتشر کردم تا شاید تلنگری باشد.

جریمه شکار آهو چه قدر است؟

ده میلیون تومان است ولی برای این شکارچیها که من میشناسم اصلا زیاد نیست.

شکارچیها آهوها را میخورند؟

بله کباب میکنند و میخورند، معمولا هم در همان محل شکار. قبلا که منطقه ما شکار ممنوع نبود آنها آهوها را شبانه کباب میکردند و سرشان را در همان محل دفن میکردند، بعد روباهها کلههای آهو را پیدا میکردند و از خاک در میآوردند. این طور شد که عشایر مستقر درمنطقه متوجه شکار آهوها شدند چون شکارچیها در تاریکی شب میآیند و کسی نمیبیند آنها چه میکنند. بدتر این که به شکار یک آهو هم بسنده نمیکنند و تا میتوانند شکار میزنند. آهوها همیشه در گلههای کوچک حرکت میکنند و این افراد به لطف تفنگهایشان که ساچمه را به اطراف پخش میکند شکار دسته جمعی میکنند. به نظر من اسلحههای جدید شکار بسیار کثیف است.

تا به حال شده سر بزنگاه برسید و با شکارچیها رخ به رخ شوید؟

یکبار از فاصله ۷۰ متری به من تیراندازی کردند چون پروژکتورم را به سمتشان گرفته بودم تا دست از شکار بردارند ولی آنها تیراندازی کردند که یکی از تیرها به سینهام خورد و یکی دیگرش موتورم را پنچر کرد. یک بارهم مرا با اسلحه جنگی به مرگ تهدید کردند. وقتی شکارچیان را میبینم حالتی به من دست میدهد که میخواهم به هر طریق ممکن جلویشان را بگیرم ولی یا متواری میشوند یا به سمت محیطبان تیراندازی میکنند.

بهخاطر زخمی شدنتان توانستید شکایت کنید؟

نه نتوانستم. آخرین مورد درگیری ام با شکارچیها اردیبهشت سال گذشته بود. آنها درجاده بودند و من قصد داشتم ازآنها سبقت بگیرم، ولی وقتی روبهروی پنجره ماشین شان قرار گرفتم دو تیر به قصد کشتن به سمتم شلیک کردند که جاخالی دادم و خدا را شکر زنده ماندم. البته تیرانداز را شناختم و ماجرا را صورتجلسه کردم و به اداره فرستادم، اداره هم پرونده را برای دادگاه ارسال کرد. ولی دادگاه از من شاهد خواست، یک شاهد آوردم اما گفتند یک شاهد دیگرهم لازم است که من نداشتم. البته شکارچیها بعد از تیراندازی به خانه ما آمدند و گفتند هر خسارتی وارد شده جبران میکنیم ولی من مصر به طرح شکایت بودم، گرچه شکایتم به جایی نرسید.

به نظرشما علت اصلی اصرار عدهای به شکار چیست، با توجه به این که نیاز مالی ندارند؟ فکر میکنید باید فرهنگسازی شود؟

شکارچیها دو گروهاند، برخی با فرهنگسازی مختصر دست برمیدارند ولی عدهای آدم خوشگذران هستند که زندگیشان به این سبک و سیاق میگذرد و حتما باید جانوری را بکشند. من فرهنگسازی را برای هر دو گروه امتحان کردم که برای دسته دوم جواب نداده. ما در خوزستان دو طایفه بزرگ کنانه و خسرج داریم. سالها قبل تعدادی شکارچی داشتند و من برای منصرف کردن آنها از شکار سراغ بزرگشان رفتم و توضیح دادم که آهوهای این منطقه میراث طبیعی هستند و نسل شان دارد از بین میرود. باور کنید اینها دیگر شکار نکردند ولی آن عده شکارچی خاص دست نکشیدند.

به نظر میرسد اینها باید مجازات شوند، آن هم مجازاتهای سنگین و بازدارنده!

قطعا. اینها نیازمند برخورد شدید هستند البته نه از نوع جریمه نقدی، چون جواب نمیدهد.

با وجود همه خطراتی که تا به حال وجود داشته و بعد از این هم حتما وجود خواهد داشت چرا دست از محیطبانی برنمیدارید؟

گاهی اوقات اطرافیانم به من میگویند تو دیوانهای چون جانت را بهخاطر چند آهو به خطر انداختهای. اما من آنقدر به آهوها علاقهمندم که اگر یک روز آنها را نبینم ردشان را دنبال میکنم تا آرام شوم. بهتر است بگویم من عاشقم و یک عاشق جز این نمیکند.

داستان دوربین و موتورسیکلت

او آهوها را به چشم دیده بود، ردشان را در شنزارها و تپه ماهورها گرفته بود و ایمان داشت که فکه حالا دیگر آهو دارد. اما کسانی که سالها فکه را با مینهای عمل نکردهاش میشناختند، سختشان بود آهوها را باور کنند. سیدباقر ولی افتاد دنبال آهوها تا این بار بچیندشان در قاب یک دوربین عکاسی قرضی که آویزان گردنش بود. او این کار را کرد و شد کاشف آهوها، یک محافظ جان سخت.

از سال۸۷ به این سو که او لباس رسمی محیطبانی پوشیده، داستان اما چندان فرقی با امروز نکرده چون یکی از موتورسیکلتها که روزانه تا۲۰۰ کیلومتر رویش مینشیند و میراند دارایی شخصی اوست و موتورسیکلت دوم، هدیه فعالان و دوستداران محیط زیست به سیدباقر. باورش سخت است ولی باک اینها با بنزینی پُر میشود که محیط بان خوزستانی خودش میخرد؛ از آهوها برای آهوها.

خوش تراش های پر طاقت

آهوهای فکه ظریف و نازک اند ولی پرطاقت و مقاوم، آنقدر که سیدباقر درعجب است که اینها درگرمای بالای۶۰ درجه شنزارها چطور زنده می مانند. آهوهای فکه کم می خورند و اندک می نوشند، از برج هشت تا اواخر برج دو هم به جز دو سه بار لب به آب نمی زنند، آبشان هم اگر تلخ و شور یا لجن باشد فرقی به حالشان ندارد. سیدباقر یک بار میان شنزارها از شدت عطش چند جرعه ای از آب آهوها نوشید ولی دوام نیاورد و مبتلا به اسهال شد، تا یک ماه، بی وقفه. پزشکان به او گفته بودند آبی که نوشیده روده بزرگش را به هم ریخته است.

مریم خباز

ویروس بی‌تفاوتی ‌در دل محیط زیست

محیط‌بانی نان ندارد، نام ندارد؛ محیط‌بانی شغل عاشقی است. اگر پای درد دل محیط‌بانانی که سن و سالی از آنها گذشته بنشینید محال است در توصیف شغل‌شان از این جنس جملات بکار نبرند.

اما خبرهایی که از برخی پاسگاه‌های محیط‌بانی به گوش می‌رسد حکایت دیگری نقل می‌کند،‌ واقعیتی که تلخ است و هشدار می‌دهد این روزها عاشقی برای برخی محیط‌بانان دیگر اهمیتی ندارد، محیط بانانی که سختی کار و حقوق پایین‌شان را بهانه می‌کنند تا دست در دست خون آلود شکارچیان غیر مجاز بگذارند و با آنها به یادگار روی لاشه خونی حیوانات عکس بگیرند، محیط‌بانانی که چشم می‌بندند به روی قاچاقچیان آب و خاک و به قول معروف زیر سبیلی رد می‌کنند، تخلف سودجویانی را که سلامت آب و خاک کشور را نشانه رفته‌اند.

جیره غذایی اندک، نبود تجهیزات، شیفتهای طولانی، استراحت اندک و وعدههایی که هیچوقت اجرایی نمیشود؛ نمیتوان شرایط نامناسب محیطبانان را ندید، اما اینکه این سختیها دلیلی باشد برای همراهی برخی محیطبانان با شکارچیان و تخریبکنندگان محیطزیست کشور قابل توجیه نیست.با این حال اما هنوز پشت محیطزیست کشور گرم است به محیطبانانی که برای آب، خاک و تنوع زیستی این کشور از جان مایه میگذارند. گواهش ۱۲۰ محیطبانی که شهید شدند یا آنها که حین ماموریت آسیب دیدند و جانباز لقب گرفتند.

محیطبانانی مثل موسوی که در این صفحه با دنیای زیبایش آشنا شدید یا شجاع مومنی که در اعتراض به صدور پروانه شکار، نامهای سرگشاده نوشت و مدتی پیش در گفتوگو با ما از بی تفاوت شدن برخی از همکارانش گله کرد و گفت کم نیستند محیط بانانی که از پاسگاه محیطبانی خارج نمیشوند، اما از حال خوب حیات وحش منطقه گزارش میدهند.

ماجرایی که ما و محیط بانانی مانند سید باقر و شجاع را نگران میکند بیتفاوت شدن برخی از محیطبانان است، محیطبانانی که لباس محیط بانی در تن ترجیج میدهند پا روی پا بگذارند تا متخلفان، مناطق چهارگانه محیطزیست را فتح کنند.

ویروس بیتفاوتی به جان محیطزیست کشور افتاده، ویروسی که پس از آلوده کردن برخی مدیران و شهروندان اکنون قلب مناطق حفاظت شده کشور و قلب برخی محیطبانان را نشانه گرفته تا با انقراض عشق به محیطزیست ریشه حیات را بخشکاند.

مهدیآیینی

روزنامهنگار

بالا