آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی

بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی

اشتراک به خبردهی

خزر دست و پای دائم می‌زند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

بزرگترین دریاچه جهان جان ندارد، این را فوک‌های خزری فریاد می‌زنند، فوک‌هایی که هر روز  جمعیت‌شان کمتر می‌‌شود و به انقراض نزدیک تر.

کوچکترین توجه‌ها سهم بزرگترین دریاچه ‌جهان است، این حقیقت تلخ را رفتار پنج کشوری که سنگ خزر را به سینه می زنند تایید می‌کند و  کنوانسیون خاک گرفته تهران هم روی آن مهر تایید می زند.

بزرگترین دریاچه جهان قرار است بزرگترین گودال فاضلاب دنیا شود، این را رودخانه‌های خروشان از فاضلاب یاد آوری می‌کنند، رودخانه‌هایی که سال‌هاست بجای آب، پساب خانگی و کشاورزی و صنعتی را روی دست می گیرند و به خزر تقدیم می کنند.

خزر هر روز سفره‌اش را بیشتر از پیش جمع می‌کند این را تورهای ‌ماهیگران خسته فریاد می زند، تورهایی که هرسال خالی‌تر از سال گذشته می‌شود.

خزر هر روز آب می‌رود این را تب تالاب‌های گر گرفته‌ای نشان می‌هد که هر روز خشک تر ‌ می‌شوند.

بزرگترین دریاچه جهان این روزها گرفتار ندانم کاری است،‌ ندانم کاری مدیران ۵ کشوری ‌ که از آن سهم می برند، اما برای  حفظ آن قدم از قدم بر نمی‌دارند و تنها در سخنرانی‌هایشان به خزر اهمیت می‌دهند. روسیه بیشترین پساب صنعتی را روانه خزر می کند، ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان هم  برای اکتشاف نفت و مرگ خزر سنگ ‌تمام گذاشته اند، حدود ۹۰درصد فاضلاب‌های خانگی، صنعتی و کشاورزی سه استان شمالی کشورمان نیز به خزر می‌ریزد تا نفس این دریاچه بیش از پیش تنگ شود.

در کشورمان گردشگران نیز در شرایط ناگوار خزر سهم دارند، برآورد شده که حضور گردشگران سرانه تولید زباله را در استان‌های شمالی حدود ۶برابر می‌کند این درحالی است که بخش قابل توجهی از این زباله‌ها نیز  به دلیل سیستم نامناسب دفن زباله روانه دریا و ساحل می‌شود.

موج موج آلودگی به دریای خزر می‌ریزد، از آلودگی نفتی بگیرید تا انواع پساب و زباله به همین دلیل نفس‌های حیات در خزر به شماره افتاده است. برآورد می شود هر سال حدود  یک میلیون بشکه نفت در خزر رها می‌شود‌ همین مقدار آلودگی کافی است تا اکسیژن برای موجوات زنده به حداقل برسد. آلودگی نفتی خزر تقریبا با خلیج فارس برابری می ‌کند اما در آب‌های جنوبی کشور مرجان ها به داد خلیج فارس و دریای عمان می رسند و با تصفیه آب خطر مرگ را کمرنگ‌ تر می‌کنند.‌

بنابراین می توان گفت نجات خزر فقط زمانی امکان پذیر است که کشورهای بهره بردار ، نکات محیط زیستی را رعایت کنند و توسعه پایدار را اولویت خود قرار دهند، اما شرایط کنونی  خزر گواهی است بر اینکه حرف‌هایی که مسؤولان این کشورها برای نجات خزر می‌زنند تاکنون از مقام وعده و سخنرانی فراتر نرفته است، زیرا اگر غیر از این بود کنوانسیون حفاظت محیط زیست دریایی خزر که حدود  ۱۷ سال پیش در تهران به امضای نمایندگان ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان رسید تاکنون  سرعت روند تخریب محیط زیست خزر را کاهش داده بود.

به نظر می‌رسد محیط زیست برای این کشورها اولویت نیست و شاید گره کار این جاست که کشورها در زمینه ‌تقسیم بندی ‌ این پهنه آبی فقط روی کاغذ به تفاهم رسیده‌اند، چراکه  هنوز برای حفظ بزرگترین دریاچه جهان به وعده و سخنرانی بسنده کرده اند و برای بهره برداری و تخریب آن توسعه ناپایدار را اولویت قرار داده و با یکدیگر رقابت می‌کنند، رقابتی که در نهایت از خزر گودالی می سازد که کشورهای بهره بردار پساب‌های خود را روانه آن می ‌کنند.

 

مهدی آیینی

نتیجه بی‌احتیاطی است!

 با فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها ‌درباره هفتمین قربانی آتش سوزی جنگل‌ها

دو روز پیش آتش جنگل‌های زاگرس هفتمین قربانی خود را هم گرفت. محمد مهدی حسینی از نیروهای داوطلب هلال احمر و جوانی از شهرستان اردل که در آتش جنگل‌های بلوط بلند حاشیه سد کارون۴ به دل طبیعت زده بود، تازه‌ترین قربانی آتش‌سوزی جنگل‌هاست و به جز او، از ابتدای خرداد تا کنون پنج نفر دیگر از نیروهای مردمی و یک نفر از تکاوران سپاه پاسداران نیز حین تلاش برای اطفای حریق پهنه‌های جنگلی گوناگون کشور، جان خود را از دست داده‌اند. ما برای پیگیری ماجرا سراغ فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها و مراتع می‌رویم تا از او جویا شویم چه کسی مسوول جان باختن این جوانان است؟ در این میان، اما علی عباس‌نژاد معتقد است بیشتر این افراد بر اثر بی‌احتیاطی خودشان قربانی آتش جنگل‌ها شده‌اند و البته این را می‌پذیرد که ناکافی بودن آموزش‌های یگان متبوع او به جوامع محلی باعث بروز این بی‌احتیاطی‌ها شده است.

چرا امسال تعداد قربانیان آتش‌سوزی جنگل‌ها این‌قدر زیاد شده است؟

امسال هم آمار آتش‌سوزی‌های‌مان بالاتر رفته است، هم بیشتر مردمی که برای کمک به خاموش کردن آتش جنگل‌ها می‌آیند، عموما آموزش لازم را ندیده‌اند و درصد بالایی از این مرگ‌ومیرها ناشی از بی‌احتیاطی خود عزیزانی است که برای اطفای حریق جنگل‌ها اقدام می‌کنند. مثال آن هم همین آقای مختاری که ابتدای هفته در شهرستان نورآباد ممسنی کشته شد.

مگر آقای مختاری چطور کشته شد؟

این جوان همراه روستاییان برای خاموش کردن آتش رفته بود، اما آنها هنگام اطفای حریق به مسیری برمی‌خورند که صعب‌العبور بود و اهالی نمی‌توانستند از آن عبور کنند، اما آقای مختاری خودش به تنهایی به آنجا می‌رود، اما در محاصره آتش گیر می‌افتد و کشته می‌شود.

خب مگر شما نباید نکات احتیاطی را به نیروهای مردمی آموزش دهید؟

بله، اتفاقا ما همین الان هم این کار را انجام می‌دهیم. حتی خود سازمان جنگل‌ها و مراتع هم از طریق دفتر ترویج و مشارکت‌های مردمی با شیوه‌های مختلف مقابله با آتش‌سوزی جنگل‌ها را به مردم محلی آموزش می‌دهد.

چند وقت است که ارائه این آموزش‌ها آغاز شده و چرا نکات احتیاطی لازم به گوش همین نیروهای داوطلبی که اخیرا کشته شده‌اند، نرسیده است؟

خیلی وقت است که همکاران ما در استان‌ها هر سال دوره‌های آموزشی گوناگونی را برای جوامع محلی برگزار می‌کنند.

چطور است که هر سال این آموزش‌ها ارائه می‌شود، اما هنوز افرادی که حتی خودشان عضو سازمان‌های مردم نهاد‌ هستند هم دچار بی احتیاطی می‌شوند؟

به هر حال متاسفانه این مشکل وجود دارد. به نظر شما الان می‌شود که مثلا از خود آقای مختاری پرسید که چرا بی‌احتیاطی کرده است؟

اگر فقط همین یک مورد بود، می‌شد گفت بی‌احتیاطی یک فرد باعث کشته شدن او شده است. اما در همین ۵۰ روز گذشته، هفت نفر هنگام تلاش برای اطفای حریق جنگل‌ها کشته شده‌اند.

بله، متاسفانه امسال آمار قربانیان این حوادث به شکل نگران‌کننده‌ای بالا رفته است.

به نظر می‌رسد علت اصلی این مساله ناکافی بودن آموزش‌هایی باشد که شما به جوامع محلی ارائه می‌دهید.

قبول دارم که نه آموزش‌های ما کافی است، نه تجهیزات و تعداد نیروهایمان. اما مشکل این‌است که اصلا ما نباید برای خاموش کردن آتش در نقاط صعب‌العبور جنگل‌ها نیروی انسانی اعزام کنیم، بلکه باید به اندازه کافی بالگرد در اختیار داشته باشیم تا مردم مجبور نشوند برای خاموش کردن آتش به دل کوه بزنند.

بنابراین می‌توان گفت این روزها کمبود تجهیزات لازم برای اطفای حریق جنگل‌ها به نوعی جان داوطلبان ‌ را می‌گیرد؟

من این‌طور می‌گویم که در خیلی از این آتش‌سوزی‌ها، اگر بالگرد در اختیار داشتیم، مطمئنا آمار کشته‌شدگان کمتر می‌شد.

 

محمد حسین خودکار

تابستان هوا ندارد

تابستان‌ها  نیز دیگر از هوای پاک خبری نیست، این روزها ازن برای آسمان آبی خط و نشان‌ می‌کشد

چند هفته‌ای است که آفتاب داغ تابستان حسابی کلافه‌مان کرده است و در بعضی از این روزهای داغ کرونایی آلودگی هوا نیز امانمان نمی‌دهد. آن‌قدر که براساس داده‌های شرکت کنترل کیفیت هوای تهران پنج روز از ده روز اول تابستان، هوای پایتخت برای گروه‌های حساس ناسالم بوده و البته مقصر اصلی آلودگی آسمان در همه این روزها ازن بوده است. آلاینده‌ای که پیش‌سازهای آن در اثر جلوگیری ‌نکردن از تولید مضاعف اکسیدهای ازت در فعالیت‌های صنعتی، احتراق ناقص سوخت در وسایل نقلیه و اجرا نکردن طرح کهاب در جایگاه‌های عرضه سوخت تولید می‌شود و اشعه داغ خورشید نیز این پیش‌سازها را به ازن تبدیل می‌کند. اتفاقی که آلودگی هوا را در روزهای گرم تابستان نیز برای اهالی کلانشهرها به همراه دارد و این آلودگی در سال‌های اخیر به دلیل افزایش میانگین دمای هوا، رشد فعالیت‌های صنعتی در کلانشهرها و فرسودگی هرچه بیشتر خودروها و موتورسیکلت‌ها بیشتر هم شده‌است.

اکسیژن موجود در هوا که در کنار آب به‌عنوان منبع اصلی وجود حیات در کره زمین شناخته‌می‌شود، مولکولی دواتمی است و وقتی این مولکول به حالت سه‌اتمی درمی‌آید، به ازن که گازی به‌شدت سمی است، تبدیل می‌شود. گازی که وقتی از حد استاندارد فراتر می‌رود به بافت‌های چشم و دستگاه تنفسی آسیب می‌رساند و حتی می‌تواند باعث خشک‌شدن گیاهان و نابودی فضاهای سبز شهری و محصولات کشاورزی هم بشود.

البته واکنش‌های تبدیل اکسیژن به ازن به‌صورت طبیعی در اتمسفر رخ‌می‌دهد و اصولا انجام واکنش بین اکسیژن هوا، ازن و اکسیدهای نیتروژن چرخه‌ای طبیعی در جو زمین به حساب می‌آید، اما آنچه این چرخه طبیعی را برهم می‌زند، افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی و بی‌توجهی به ضوابط زیست‌محیطی در فعالیت‌های صنعتی است که باعث بالارفتن غلظت اکسیدهای نیتروژن موجود در هوا و تولید بیشتر ازن می‌شود. در کنار این مساله، احتراق ناقص سوخت در وسایل نقلیه و همچنین جلوگیری‌نکردن از ورود بخارات بنزین به هوا در پمپ‌بنزین‌ها ورود هرچه بیشتر هیدروکربن‌های گازی یا همان گازهای آلی فرار به هوا را به همراه دارد. گازهایی که خود به‌عنوان پیش‌سازهای تولید ازن شناخته‌می‌شوند و وقتی در معرض تابش شدید نور خورشید قرار می‌گیرند، می‌توانند زمینه را برای افزاش غلظت آلاینده ازن فراهم‌کنند.

این‌ها نکاتی است که یوسف رشیدی، عضو هیات‌علمی دانشگاه شهیدبهشتی درباره نحوه افزایش غلظت آلاینده ازن در هوا با جام‌جم در میان می‌گذارد. او این نکته را هم توضیح می‌دهد که اصولا برای سنجش کیفیت هوای شهر شش آلاینده معیار شامل چهار گاز منوکسید کربن، دی‌اکسیدنیتروژن، دی‌اکسیدگوگرد و ازن به همراه ذرات معلق کوچک‌تر از ۵/۲میکرون و ذرات معلق کوچک‌تر از ۱۰ میکرون اندازه‌گیری اندازه‌گیری می‌شوند. هرکدام از این آلاینده‌ها نیز با استاندارد تعیین‌شده‌ای مقایسه می‌شوند و به این ترتیب عددی به دست می‌آید که نشان‌دهنده شاخص آن آلاینده در هواست و شاخص کل آلودگی هوای شهر نیز معادل بالاترین عدد در میان شاخص هرکدام از این آلاینده‌هاست. بر این اساس وقتی به‌طور مثال شاخص ازن از بقیه آلاینده‌ها بالاتر می‌رود، به این ترتیب ازن به‌عنوان شاخص اندازه‌گیری آلودگی هوای آن روز معرفی می‌شود. اتفاقی که در روزهای گرم سال و به‌خصوص در فصل تابستان بیشتر می‌افتد.

ازن؛ آلاینده روزهای گرم

آلوده‌شدن هوای شهرها تابع دو پارامتر مهم است. نخست مقدار تولید مواد آلاینده و دوم شرایط هواشناسی. تفاوت اساسی شرایط هواشناسی تابستان و زمستان نیز این است که در روزهای سرد سال به‌علت وقوع پدیده وارونگی دما، میزان تهویه طبیعی هوا کمتر می‌شود و به همین دلیل، آلاینده‌های تولیدشده به‌مدت طولانی‌تری در هوا باقی‌می‌مانند. اما در تابستان، تهویه طبیعی هوا به‌علت نبود پدیده وارونگی دما بهتر اتفاق می‌افتد و به همین دلیل، تاثیر ذرات معلق و آلاینده‌های گازی در آلودگی هوا کمتر می‌شود.

با این وجود، افزایش غلظت آلاینده ازن در کلانشهرها در فصل تابستان باعث می‌شود اهالی این شهرها حتی در روزهای گرم‌ سال نیز از آلودگی هوا در امان نباشند. رشیدی دراین‌باره توضیح می‌دهد: در فصل زمستان مصرف سوخت بالاتر است و طبیعتا مونوکسید نیتروژن و گازهای آلی فرار بیشتری وارد هوا می‌شوند، اما چون انجام واکنشی که منجر به تولید ازن می‌شود، نیازمند اشعه ماورای بنفش خورشید است و شدت تابش این اشعه نیز در فصل تابستان خیلی بیشتر از زمستان است، به همین دلیل غلظت آلاینده ازن در روزهای گرم سال نسبت به روزهای سرد خیلی بالاتر می‌رود.

البته حتی در روزهایی از فصل تابستان که غلظت آلاینده ازن از حد استاندارد فراتر می‌رود و این آلاینده به عنوان شاخص آلودگی هوای آن روز معرفی می‌شود، باز هم پیک انتشار ازن بین ساعت‌ ۱۲ ظهر تا ۴ بعدازظهر است و بعد از این ساعت‌ها نیز چون شدت تابش خورشید به میزان قابل توجهی کاهش می‌یابد، غلظت آن آلاینده هم به طور طبیعی کمتر می‌شود.

این نکته را نیز محمد رستگاری، معاون نظارت و پایش اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان تهران به جام‌جم توضیح می‌دهد و تاکید دارد در روزهای گرمی که ازن به شاخص آلودگی هوا تبدیل می‌شود، غلظت این آلاینده در میانه شب به حدی پایین آمده که اساسا می‌توان گفت آلودگی از میان رفته، این در صورتی است که افزایش غلظت دیگر آلاینده‌های هوا در فصل زمستان در طول شب هم ادامه دارد.

افرایش نگرانی از ازن

در سال‌های اخیر رشد فعالیت‌های صنعتی بدون توجه به ضوابط زیست‌محیطی در کلانشهرهای کشور باعث بالارفتن میزان تولید اکسیدهای نیتروژن شده و افزایش مصرف سوخت در کنار فرسودگی هرچه بیشتر خودروها و موتورسیکلت‌ها نیز گازهای آلی فرار بیشتری را در هوای کلانشهرها منتشر کرده، اما علت اصلی  افزایش میزان نگرانی از انتشار آلاینده ازن بخصوص در فصول تابستان چند سال گذشته، بالا رفتن میانگین درجه حرارت هوای کشورمان بر اثر پدیده گرمایش جهانی است. نکته‌ای که رد و نشان آن را در میان صحبت‌های رئیس سازمان هواشناسی کشور نیز می‌توان جست‌وجو کرد، زیرا همین دو هفته پیش بود که سحر تاجبش اعلام کرد تابستان امسال دمای هوا بالاتر از حد نرمال خواهد بود. این در حالی است که براساس آمارهای سازمان هواشناسی سال ۹۸ هم دمای هوا حدود ۳/۱ درجه سانتی‌گراد بالاتر از حد نرمال بود.

نکته دیگری که البته در بالا رفتن شاخص آلاینده ازن در تابستان‌های اخیر تاثیرگذار بوده، سختگیرانه‌ترشدن شیوه سنجش سطح آلاینده‌های هوا در سه سال گذشته است. مساله‌ای که معاون نظارت و پایش اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان تهران درباره آن توضیح می‌دهد: در سه سال اخیر استانداردهای اندازه‌گیری سطح آلاینده‌های موجود در هوای پایتخت تغییر کرده به این مفهوم که اگر قبلا با رسیدن به عددی خاص غلظت هر کدام از آلایند‌ها را ناسالم اعلام می‌کردیم، اکنون با رسیدن به عدد کمتری غلظت آن آلاینده ناسالم اعلام می‌شود.

رستگاری البته تاکید دارد که سختگیرانه‌تر شدن استانداردها حتما در افزایش اثرگذاری شاخص آلاینده ازن در روزهای ناسالم هوا در شش ماه ابتدایی سال‌های اخیر تاثیرگذار بوده، اما قطعا ریشه اصلی افزایش غلظت آلاینده ازن در هوای پایتخت به گرمایش جهانی و تولید بیشتر پیش‌سازهای این آلاینده در سال‌های اخیر بازمی‌گردد.

راهکارهای کاهش غلظت ازن

ازن گازی سمی است که غلظت بالای آن در هوای کلانشهرها هم برای سلامت انسان‌ها و هم برای طراوت محیط‌زیست زیان‌آور است. به همین دلیل، نباید مسائلی مانند گرمایش جهانی به بهانه‌ای برای پرهیز از تلاش برای کاهش تولید آن تبدیل شود. چراکه صرف‌نظر از تمام تلاش‌هایی که کشورهای مختلف باید برای مقابله با گرمایش جهانی انجام دهند، ما نیز در کشورمان می‌توانیم برای پایین‌آوردن غلظت آلاینده ازن تولید پیش‌سازهای آن را کاهش دهیم.

کم کردن میزان تولید این پیش‌سازها نیز با اجرای راهکارهای مختلفی موثر است که از جمله آن می‌توان به ارتقای بازده سیستم‌های احتراق در منابع سوختی اشاره کرد. رشیدی درباره این راهکار توضیح می‌دهد: احتراق ناقص سوخت به‌خصوص در خودروها و موتورسیکلت‌ها نقش مهمی در تولید گازهای آلی فرار به عنوان بخشی از مهم‌ترین پیش‌سازهای آلاینده ازن دارد. بنابراین اگر ما بتوانیم کیفیت وسایل نقلیه خود را ارتقا دهیم و به‌ویژه وسایل نقلیه فرسوده را از رده خارج کنیم، هیدروکربن‌های نسوخته کمتری در هوا منتشر می‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی اجرای کامل طرح کهاب (کاهش، هدایت، انتقال و بازیافت بخارات بنزین) در جایگاه‌های عرضه سوخت را نیز راهکار مهم دیگر کاهش میزان انتشار گازهای آلی فرار در هوا می‌داند. طرحی که از سال ۸۷ اجرای آن به شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران واگذار شده، اما براساس اظهارات داریوش گل‌علیزاده، معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط‌زیست هنوز حتی ۱۰ درصد آن نیز نشده‌است.

راهکار دیگری نیز که می‌تواند در کاهش انتشار اکسیدهای ازت به عنوان پیش‌ساز آلاینده ازن موثر باشد، مجهز کردن مراکز صنعتی بزرگ به واحد کنترل ناکس (اکسیدهای نیتروژن) است. این در حالی است که به گفته رشیدی، تعداد کمی از مراکز صنعتی کشور مجهز به چنین واحدی هستند. او همچنین توضیح می‌دهد با وجود تاثیر مهمی که استفاه از فیلترهای حذف اکسیدهای ازت در سیستم‌های خروجی کارخانجات می‌تواند در کاهش آلودگی هوای کلانشهرها داشته باشد، اساسا بسیاری از کارخانجات کشور از داشتن این فیلترها بی‌بهره‌اند.

البته این تنها روند اشتباهی نیست که باعث افزایش غلظت آلاینده ازن در روزهای گرم سال می‌شود و تا زمانی هم که روندهای نادرستی مثل سهل‌انگاری در اجرای طرح کهاب، تولید خودروها و موتورسیکلت‌هایی با استانداردهای کیفی پایین و اهمال در از رده خارج کردن وسایل نقلیه فرسوده وجود داشته باشد، تابستان هر سال باید منتظر افزایش تعداد روزهای آلوده در هوای کلانشهرهایمان باشیم.

 

سم «ازن مضر» بر پیکر بشر

گاز سمی ازن که حضور آن در نزدیکی سطح زمین تبعات خطرناکی برای محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها در پی دارد، دقیقا همان گازی است که وجود آن در لایه استراتوسفر موجب فلیتر کردن بخش زیادی از اشعه ماورای خورشید و جلوگیری از خسارت‌های بی‌شمار این اشعه برای کره زمین می‌شود. به همین دلیل است که به ازن موجود در استراتوسفر لقب «ازن مفید» و به ازن موجود در نزدیکی سطح زمین (لایه تروپوسفر) لقب «ازن مضر» داده شده‌است.

افزایش غلظت ازن در نزدیکی سطح زمین تاثیرات سوئی نیز بر سلامت انسان‌ها در پی خواهد داشت. براساس تحقیقات دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، مواجهه با این آلاینده می‌تواند سبب وارد شدن آسیب به سیستم تنفسی، ایجاد سرفه، تحریک گلو، درد قفسه سینه و تشدید آسم شود و مواجهه مکرر با آن نیز تخریب بافت ریه را به همراه دارد. بالا بودن شاخص آلاینده ازن همچنین می‌تواند باعث وارد شدن آسیب به بافت چشم، سردرد، آلرژی، حساسیت پوستی، حالت تهوع، حالت خستگی و سرگیجه نیز شود. همه این عوارض نیز البته در کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماری‌های تنفسی یا قلبی تبعات خطرناک‌تری را به همراه دارد و به همین دلیل این گروه‌ها در روزهایی که شاخص آلاینده ازن به سطح ناسالم می‌رسد حتما باید در ساعت‌های ظهر و عصر از حضور در فضاهای باز خودداری کنند.

 

محمد حسین خودکار

اعتراضات جنگل‌بانان شرکتی به نتیجه می‌رسد؟

بعد از اجرای طرح تنفس جنگل‌ها در سال ۹۶ که براساس آن قطع درختان جنگل‌های هیرکانی بسیار محدود شد، تعدادی نیرو نیز در قالب طرح صیانت از جنگل جذب یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها شدند. البته در سال‌های قبل از آن نیز این یگان تعدادی نیرو را هم به صورت شرکتی به کار گرفته بود، اما سال‌هاست که چه نیروهای شرکتی و چه نیروهای قراردادی جذب‌شده در قالب طرح صیانت نسبت به تاخیر چندماهه در پرداخت حقوق ماهانه خود اعتراض دارند. اعتراضاتی که حتی چند باری هم به برگزاری تجمع در مقابل ساختمان مراکز دولتی گوناگون استان‌های شمالی کشیده است، اما با وجود وعده‌های مکرر مسؤولان دولتی هنوز هم این بخش از نیروهای جنگلبانی نسبت به پرداخت دیرهنگام مطالبات‌شان معترضند.

این مساله را در روز ملی محیط‌بان با علی عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در میان می‌گذاریم و او نیز در پاسخ وعده می‌دهد که به‌زودی با تجمیع اعتبارات مورد نیاز برای پرداخت حقوق نیروهای جنگلبانی مشکل تاخیر در پرداخت نیروهای شرکتی و قراردادی این سازمان نیز رفع خواهد شد. عباس‌نژاد در این‌باره توضیح می‌دهد: چند وقت پیش به ادارت کل استانی سازمان نامه‌ای ارسال کردیم و از آنها خواستیم تا لیست نیروهای خود را به همراه تعداد افراد مورد نیاز به ما اعلام کنند تا بتوانیم بعد از تجمیع اعتبارات مورد نیاز در بحث حفاظت، آن را به‌طور مستقیم از ستاد برای ادارات کل استانی واریز کنیم.

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری تاکید دارد که این مساله به‌زودی حل‌وفصل خواهد شد و جنگلبانان شرکتی و قراردادی در آینده‌ای نزدیک به حق‌وحقوق‌شان خواهند رسید. عباس‌نژاد در این‌باره می‌گوید: ما اکنون منتظر دریافت جواب نامه خود از ادارات کل استانی هستیم. امیدوارم که این جواب‌ها به‌زودی به ستاد برسد و بعد از آن، ما نیز موضوع را در مدت یک‌ماه تا ۴۰ روز تجزیه و تحلیل می‌کنیم و به‌زودی مساله ساماندهی حقوق نیروهای شرکتی به نتیجه نهایی خواهد رسید.

آن‌طور که او توضیح می‌دهد، اکنون یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها درمجموع حدود ۴۰۰۰ نیرو در سراسر کشور در اختیار دارد که از این میان ۱۲۰۰ نفر نیروی رسمی، ۵۵۰ نفر سربازوظیفه و بقیه نیروهای شرکتی یا قراردادی هستند. اما مشکل دیگری که عباس‌نژاد درباره نیروهای زیرمجموعه خود به آن اشاره می‌کند، این است که امسال تاکنون هیچ ظرفیتی برای جذب سرباز از سوی ستاد کل نیروهای مسلح به این یگان اختصاص داده نشده‌است و احتمالا تا انتهای سال نیز پای هیچ سربازوظیفه‌ای به این یگان نرسد. اتفاقی که از نظر فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، بعد از پایان دوره خدمت سربازان فعلی می‌تواند این یگان را با مشکل کمبود نیروهای حافظ جنگل مواجه کند.

 

 

علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!

با فرمانده یگان حفاظت محیط زیست درباره ۳ مرگ در جنگل های سوزان کرمانشاه

مختار و ‌یاسین و بلال دیروز روی شانه های دوستان و‌ آشنایان و فامیل تشییع شدند و رفتند پیش البرز زارعی؛‌ ققنوس زاگرس. آتش سوزی جنگل ها دانه دانه دارد قربانی می گیرد،‌ فعلا چهار نفر درعرض ده روز. فصل، فصل آتش سوزی است،‌ آتش افزوزان هم که دست برنمی دارند،‌ کمبود نیرو و تجهیزات نیز که قرار نیست رفع شود، از پیشگیری هم که خبری نیست،‌ پس باید گفت فعلا همین است که هست.

این که این بار در بوزین و مره خیل کرمانشاه چه گذشت، بهانه گفتگوی ما با فرمانده یگان حفاظت محیط زیست بود، جمشید محبت خانی که گفت از این مرگ ها متاسف است ولی چون نیروهای مردمی بدون هماهنگی به دل آتش جنگل ها می زنند این عاقبت شان می شود.

 

خبرمحاصره شدن سه دوستدار طبیعت در آتش جنگل های بوزین و مره‌خیل و بعد هم خبر مرگ آنها را چه زمانی شنیدید؟

یکشنبه غروب بود.

واکنش تان چه بود، چه دستوری دادید؟

بلافاصله که خبر را شنیدم با فرمانده یگان منطقه و مدیرکل محیط زیست استان تماس گرفتم و او نیز با فرمانداری و استانداری تماس گرفت تا برای کمک بسیج شوند. البته من وقتی از حادثه مطلع شدم که این افراد جانشان را از دست داده بودند.

پس انقدر دیر به شما اطلاع دادند؟

این افراد بدون هماهنگی محیط بان های محل وارد جنگل شدند،‌ حتی محیط بان ها به آنها گفته اند از این مسیر نروید ولی آنها توجهی نکرده اند.

یعنی علت دیر باخبر شدن شما این است؟

این افراد از سر دلسوزی برای مهار آتش رفته اند و چون بی خبر و بی هماهنگی رفته اند خیلی دقیق نمی شود از وضعیتشان خبر گرفت.

شما مخالف دلسوزی برای جنگل و کمک های مردمی هستید؟

مخالف نیستم ولی مردمی که قصد کمک به اطفای حریق جنگل را دارند باید با محیط بان ها هماهنگ باشند و از مسیرهایی بروند که آنها می گویند. مرگ این سه دوستدار طبیعت  در واقع درس عبرتی است برای کسانی که می خواهند کمک کنند.

شما می گویید این سه نفر در مسیر دلخواه و بدون هماهنگی حرکت کرده اند پس گرفتار شدن شان را چه کسی خبر داد؟

ظاهرا عوامل محلی متوجه تاخیر آنها شده اند. حتی به من گفته اند محیط زیست با این افراد تماس گرفته و از آنها خواسته اند برگردند که برنگشته اند.

شاید این نیروها به دل آتش زده اند چون دیده اند سرعت اطفا کم است و کاری پیش نمی رود!

نه، اینطور نیست. با احساسات نمی شود با حریق مقابله کرد. نیروهای مردمی هر کاری که می کنند باید با هماهنگی محیط بان ها باشد چون باتجربه اند و منطقه را خوب می شناسند. حرفم این است که مردم نباید احساساتی شوند.

به هرحال عده ای هستند که به قول شما احساساتی می شوند و نمی توانند تماشاچی باشند. نمی خواهید این نیروها را سرو سامان بدهید تا در مواقع لزوم کمک کارتان باشند؟

این افراد خودشان سرو سامان یافته اند و عضو سمن هستند. یکی از این افراد که فوت شده نیز رئیس انجمن زیست محیطی شهرستان بوده.

پس نمی توانیم بگوییم این افراد کار نابلد بوده اند!

اینها کاربلد حریق نیستند و آموزش ندیده اند. این افراد بیشتر در حوزه پشتیبانی و مسائلی مانند آلودگی طبیعت فعالیت می کنند. نیروهای مردمی حتما باید کنار محیط بان ها باشند چون اینها آموزش های عملی و تئوری اطفای حریق را دیده اند. دلیل حرفم نیز این که در دو سال اخیر هیچ محیط بان و جنگل بانی در حریق جانش را از دست نداده.

در این دو سال چند نیروی مردمی کشته شده اند؟

برای سال ۹۹ تا این لحظه پنج نفر. سال قبل قربانی نداشتیم و سال ۹۷ هم چهار نفر در آتش سوزی جنگل جان باختند.

بگذریم که شما تاکید دارید این افراد می میرند چون هماهنگ نیستند، ولی فکر نمی کنید اگر در آتش سوزی اخیر یک هلی کوپتر وجود داشت این سه دوستدار طبیعت حالا زنده بودند؟

پرواز هلی کوپتر زمان دارد و در شب اصلا مجوز پرواز نمی دهند.

یعنی اگر هلی کوپتر هم بود باز اتفاقی نمی افتاد!

اجازه بدهید اخبار تکمیل تر شود تا ببینیم آن لحظه که محیط بان ها و یگان حفاظت از حادثه خبردار شده اند  آیا این افراد هنوز جان داشته اند یا فوت کرده بودند. پاسخ این نکات در قضاوت بسیار مهم است.

 

مریم خباز

 

 

بی‌توجهی‌ شیلات به منابع دریایی

امروز در جنوب کشور اتفاقات عجیبی در حوزه صیادی غیرمجاز رخ می‌دهد، زیرا در شرایطی که منابع دریایی جزو انفال عمومی است و مدیریت آن برعهده سازمان شیلات قرار دارد، این سازمان توان و اراده کافی برای نظارت و ساماندهی برداشت از این منابع را ندارد. مثلا با وجود آن که در مصوبه دی ۹۳ شورای عالی حفاظت محیط‌زیست صید همه انواع کوسه‌ماهیان ممنوع شده است، اما هنوز در آیین‌نامه‌های ابلاغی این سازمان، صید همه کوسه‌ماهیان ممنوع نیست و همین مساله برای صیادان تناقض خاصی را ایجاد کرده. این در حالی است که شورای عالی حفاظت محیط‌زیست نهاد بالادستی سازمان شیلات محسوب می‌شود و این سازمان باید مصوبات این شورا را اجرا کند.

از سویی دیگر، در سال‌های اخیر صید کوسه ماهیان در همه کشورهای دنیا از جمله ایران رشد چشمگیری پیدا کرده است. صیادان نیز بیشتر این گونه‌ها را به خاطر باله آنها صید می‌کنند و این باله‌ها نیز اغلب از طریق بنادر کشورهای حاشیه خلیج فارس به کشورهای آسیای شرقی قاچاق می‌شوند. علاقه مردم آسیای شرقی به مصرف خوراکی باله کوسه نیز باعث کاهش محسوس جمعیت این گونه‌ها در سراسر جهان شده است و اکنون حدود صد گونه از انواع کوسه‌ماهیان در لیست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت قرار گرفته‌اند که ۱۷ گونه از آنها در آب‌های خلیج فارس زیست می‌کنند. این اتحادیه نیز صید همه کوسه‌هایی را که در لیست قرمز قرار دارند، در تمام کشورها ممنوع اعلام کرده است، اما اکنون در سایه ضعف نظارتی سازمان شیلات صید کوسه‌ماهیان در آب‌های جنوب کشور چه به صورت ضمنی و چه به صورت هدف رواج دارد.

نکته دیگر اینجاست که در سال‌های اخیر سازمان شیلات با وجود علم به کمبود نیروی انسانی و امکانات یگان حفاظت خود، تعداد زیادی کشتی صیادی ترال را راهی آب‌های آزاد جنوب کرده است و این کشتی‌ها نیز با ظاهر موجه ولی در حقیقت غیرقانونی ذخایر آبزیان کشور را با تور ترال نابود می‌کنند. زیرا سازمان شیلات در اصل برای صید فانوس‌ماهیان به این کشتی‌ها مجوز داده است، اما بسیاری از این کشتی‌ها به بهانه صید فانوس‌ماهی، انواع گونه‌های کف‌زی آ‌ب‌های جنوب ایران را با تورهای بزرگ خود جمع می‌کنند، اما هیچ نهادی به طور قاطع جلوی این تخلف نمی‌ایستد.

در این شرایط نیز وقتی صیادان محلی می‌بینند که خود سازمان شیلات راه را برای وقوع تخلف باز گذاشته است، بدون توجه به کاهش جمعیت کوسه‌ماهیان یا دیگر گونه‌های آبزی به دل دریا می‌زنند تا سهمی از این سفره داشته باشند. آنها دیگر هم به این فکر نمی‌کنند که صیدشان مجاز است یا غیرمجاز، زیرا شاهد آن هستند که امروزه در پهنه‌های آبی کشور متولی امامزاده، خود حرمت آن را نگه نداشته است.

 

محمدرضا فاطمی، کارشناس محیط‌زیست دریایی

 

آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی شیلات در گفت‌وگو با ما به ضعف این سازمان در نظارت بر آشفته‌بازار صید اعتراف می‌کند

چند وقت پیش که به یکی از بازارهای ماهی‌فروشی در تهران سر زدیم، دیدیم که بسیاری از مغازه‌داران بدون هیچ ترسی از برخورد نهادهای قانونی کوسه‌های صیدشده در آب‌های جنوب کشور را می‌فروشند. این در حالی است که براساس مصوبه ۳۸۰ شورای عالی حفاظت محیط‌زیست از دی ۹۳ به این سو هر گونه صید و خرید و فروش انواع کوسه‌ماهیان ممنوع شده است. اما آن‌طور که ما دیدیم بازاریان متخلف تهرانی هیچ نگرانی خاصی از برخورد قانونی نداشتند، چراکه اساسا نهاد متولی برخورد با صید غیرمجاز آبزیان، یعنی سازمان شیلات ایران هیچ نظارتی بر بازارهای ماهی‌فروشی شهرهای مرکزی ایران از جمله پایتخت ندارد. وقتی هم این ماجرا را از مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی سازمان شیلات نیز پیگیری می‌کنیم، می‌بینیم او نیز خود به ضعف سازمان متبوعش در نظارت بر بازارهای ماهی‌فروشی اعتراف می‌کند.

رضا شاهی‌فر همچنین ‌ به این نکته اذعان دارد که وقتی تعداد نیروهای یگان حفاظت سازمان شیلات در سراسر کشور به ۵۰۰ نفر نیز نمی‌رسد و از طرفی براساس آخرین تحقیقات سازمان شیلات تعداد قایق‌های صیادی غیرمجاز از ۱۵ هزار و ۸۶۰ فروند نیز بیشتر شده، اساسا نباید از این یگان انتظار داشت که بتواند با تخلفات حوزه صیادی برخورد کند.

او در میان صحبت‌هایش به آمار مهم دیگری نیز اشاره می‌کند و می‌گوید از حدود ۷۲۰ هزار تن صید جنوب کشور در سال گذشته، حداقل ۱۵۱ هزار تن آن سهم صیادان غیرمجاز بوده است. شاهی‌فر البته قصور سازمان شیلات در برخورد با تخلفات حوزه صیادی را می‌پذیرد، اما در این باره توپ را به زمین نهادهای دیگر از جمله دادسراهای شهرهای ساحلی هم می‌اندازد و می‌گوید تا وقتی قضات این مناطق احکام سنگینی برای صیادان غیرمجاز صادر نمی‌کنند و دستگاه‌های انتظامی نیز در مبارزه با صیادی غیرمجاز مشارکت نمی‌کنند، این معضل در پهنه‌های آبی کشور حل نمی‌شود.

 

اجازه بدهید یک راست برویم سر اصل مطلب. با وجود منع قانونی صید انواع کوسه‌ماهیان، همچنان شاهد آن هستیم که صید این گونه‌ها در آب‌های جنوب کشور ادامه دارد. ماجرا چیست؟

ببینید مشکل اصلی در صید کوسه‌ماهیان مساله صید ضمنی است. به دلیل وجود همین معضل نیز ما با سازمان محیط زیست وارد مذاکره شده‌ایم که با وجود ممنوعیت صید انواع کوسه‌ماهیان، تا ۵ درصد صید ضمنی کوسه قابل قبول تلقی شود. البته باید توجه داشت در سال‌های اخیر صید ضمنی کوسه به شدت کاهش پیدا کرده است و براساس آمارنامه سازمان شیلات، در سال ۹۸ وزن کوسه‌ماهیانی که به صورت اتفاقی در تور صیادان گرفتار شده بودند، فقط حدود ۰٫۹۷ درصد معادل ۷۰۰۰ تن از صید جنوب کشور را تشکیل می‌داد.

وزن کل صید ضمنی کشور چقدر است که این مقدار آن مربوط به کوسه می‌شود؟ 

برآورد دقیقی در زمینه محاسبه وزن کل صید ضمنی انجام نشده است. چون اصولا میزان صید ضمنی در صید گونه‌های مختلف متفاوت است و نمی‌توان آمار دقیقی در این زمینه به دست آورد. در آمارنامه سالیانه سازمان شیلات هم وزن یا درصد کل صید ضمنی ذکر نمی‌شود. با این حال، می‌دانیم برخی افراد از مساله صید ضمنی سوءاستفاده می‌کنند و به دنبال جمع‌آوری لاشه کوسه‌هایی هستند که به صورت ضمنی صید شده‌اند.

قصدشان از این کار چیست؟

بیشتر می‌خواهند باله‌های کوسه‌ها را قاچاق کنند. البته برخی از این افراد پیش ما هم آمده‌اند و خواسته‌اند که مجوز صادرات باله کوسه بگیرند، حتی یکی از همین افراد چند مرتبه هم باله کوسه را از گمرک رد کرده بود و تازه بعد از چند ماه گمرکی‌ها از او مجوز شیلات را خواستنه بودند. ما هم به او مجوز ندادیم و از گمرک خواستیم که جلوی بارش را بگیرد.

آیا با این فرد برخورد هم کردید؟ چون همین فرد می‌توانست سرنخی برای کشف تخلفات بعدی باشد.

فکر می‌کنید فقط همین یک مورد است، هر روز بارها سرنخ‌هایی از انواع تخلفات غیرمجاز به دست ما می‌آید، اما وقتی که پیگیری می‌کنیم، اغلب پرونده این افراد به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد، چون معمولا محاکم قضایی استان‌های ساحلی جنوب با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی حاکم بر منطقه برای این افراد حکم صادر می‌کنند و بیشتر مواقع حکم سنگینی به صیادان غیرمجاز نمی‌دهند. تا زمانی هم که این شرایط وجود داشته باشد، معضل صیادی غیرمجاز حل نمی‌شود.

یعنی می‌گویید مشکل تداوم فعالیت‌های صیادی غیرمجاز سهل‌انگاری محاکم قضایی است؟

مشکل اصلی اینجاست که اصولا هیچ‌کس متولی برخورد با فعالیت‌های صیادی غیرمجاز نیست. این در حالی است که براساس آخرین برآورد سازمان شیلات هم‌اکنون حداقل ۱۵ هزار و ۸۶۰ فروند قایق صیادی غیرمجاز در سطح کشور وجود دارد. اما متاسفانه دستگاه‌های امنیتی و انتظامی به جای این که برای برخورد با این قایق‌ها پای کار بیایند، از حدود سه سال پیش به ما فشار می آورند که به این شناورها هم مجوز صید بدهیم.

مگر خود شما متولی اصلی برخورد با صیادی غیرمجاز نیستید؟

بله، ما متولی اصلی هستیم، اما نکته اینجاست که یگان حفاظت سازمان شیلات نسبت به گذشته کاملا تحلیل رفته است، یعنی بسیاری از نیروها بازنشست شده‌ و تعداد کمی جایگزین آنها شده‌اند.

به دلیل کمبود بودجه؟

بله، قطعا پایین بودن مقدار بودجه هم در کمبود نیروی انسانی ما موثر است. فکر می‌کنم ما در کل سازمان شیلات در یک بازه زمانی ۱۷ ساله هیچ استخدامی نداشتیم تا این که در دو سال گذشته در مجموع کمتر از ۵۰ نفر به سازمان ما اضافه شدند.

با این اوضاع، الان نیروهای نیروهای یگان حفاظت سازمان شیلات کلا چند نفر هستند؟

اکنون شاید تعداد کل نیروهای این یگان در سطح کشور به ۵۰۰ نفر هم نرسد.

این ۵۰۰ نفر چطور می‌توانند با ۱۵ هزار و ۸۶۰ قایق صیادی غیرمجاز برخورد کنند؟

قبول دارم که با این تعداد اندک نیروهای یگان حفاظت سازمان شیلات، فعالیت‌های صیادی غیرمجاز قابل کنترل نیست. همچنین یگان ما در مجموع اصلا کارآیی سابق را ندارد. چون این یگان اصلا نه سوخت به اندازه کافی دارد، نه تجهیزات. البته در سال‌های اخیر توانستیم برخی تجهیزات را از وزارت دفاع تهیه کنیم، اما هنوز مشکلات اساسی یگان ما پابرجاست.

با این تفاسیر به نظر می‌رسد که شما نظارت مناسبی هم بازارهای ماهی‌فروشی نداشته باشید.

خیر، اتفاقا یکی از راهکارهایی که ما آمار صید غیرمجاز را به دست می‌آوریم، بررسی بازارهای فروش ماهی در شهرهای ساحلی است.

رضا شاهی‌فر

رضا شاهی‌فر

آیا با کاسبان متخلف در این بازارها هم برخورد می‌کنید؟

متاسفانه در شهرهای ساحلی معمولا مسائل اجتماعی اجازه نمی‌دهد که به طور قاطع با فروشندگان محصولات دریایی غیرمجاز برخورد کنیم. مثلا همکاران ما در فریدونکنار چند بار با مغازه‌دارانی که به طور غیرقانونی ماهیان خاوری می‌فروختند، برخورد کردند، اما در نهایت این ماجرا به جنجالی اجتماعی در آن شهر تبدیل شد.

آیا به بازارهای شهرهای مرکزی ایران هم سر می‌زنید؟ مثلا نظارتی بر بازارهای ماهی‌فروشی تهران دارید؟

خیر، واقعیت این است که تهران را بررسی نمی‌کنیم، البته توجه داشته باشید که ماهی‌های دریایی همه از جنوب یا شمال کشور آورده می‌شود و به هر حال ما بازارهای عمده‌فروشی آن مناطق را رصد می‌کنیم.البته همکاران ما در اداره بهبود کیفیت، فرآوری و توسعه بازار بر نحوه قیمت‌گذاری در این بازارها نظارت دارند، ولی ما از نظر بررسی صید غیرمجاز، بازار شهرهای مرکزی را رصد نمی‌کنیم.

می‌دانستید در همین بازارهای ماهی‌فروشی تهران فیله و باله کوسه به‌راحتی پیدا می‌شود؟ آن‌طور که شخصا مشاهده کرده‌ام، مغازه‌دارها فیله کوسه را کاملا علنی می‌فروشند.

کوسه کامل را می‌فروشند یا قطعه قطعه شده؟

هم کامل و هم قطعه قطعه شده.

حقیقتا نمی‌دانستم، واجب شد که حتما یک بار به بازار بعثت سر بزنم.

البته من کوسه را در راسته ماهی‌فروشان سرچشمه دیدم.

در هر صورت من کنجکاو شدم که حتما به این بازارها سر بزنم.

اصلا می‌دانید بازار سرچشمه کجاست؟ چرا بر این بازار و دیگر بازارهای ماهی‌فروشی تهران هیچ نظارتی ندارید؟

بازار سرچشمه را می‌شناسم، قبلا هم رفته‌ام، اما جایی نیست که همیشه بر آن نظارت داشته باشیم. چون اصولا نظارت بر بازارهای ماهی‌فروشی تهران جزو شرح وظایف ما نیست. همچنین توجه داشته باشید من در اداره خودم مجموعا سرپرست ۷ نیروی دیگر هستم. یعنی اساسا نیرویی ندارم که بخواهم به این بازارها سر بزنم.

اما با توجه به خرید و فروش گونه‌های غیرمجاز در بازارهای ماهی‌فروشی، حتما لازم است که سازمان شیلات به طور مداوم به این بازارها سر بزند.

بله، من هم موافقم که باید نظارت قوی‌تری بر بازارهای ماهی‌فروشی وجود داشته باشد. اما باید توجه داشت مهمترین مشکلی که باعث ایجاد این ضعف نظارتی شده، کمبود نیروی انسانی است، مثلا همین یگان حفاظت سازمان شیلات فقط ۵ ۶ کارمند در تهران دارد.

ولی به نظر می‌رسد که سال‌ها سهل‌انگاری سازمان شیلات در برخورد با متخلفان، باعث گسترش این تخلفات شده است؟

به نظر من در این زمینه فقط سازمان شیلات مقصر نیست. اتفاقا در گذشته ما خیلی سفت و سخت با صیادان غیرمجاز برخورد می‌کردیم، اما الان وضعیت طوری شده است که به ما می‌گویند که کاری با این افراد نداشته باشید، چون از سر بیکاری صید می‌کنند. این در حالی است براساس آمار سازمان شیلات در سال ۹۸، از حدود ۷۲۰ هزارتن صید انواع آبزیان در جنوب کشور، حدود ۱۵۱ هزارتن یعنی ۲۱ درصدآن مربوط به صیادی غیرمجاز می‌شود.

آیا انداختن توپ به زمین دیگر نهادها، توجیهی برای ضعف نظارتی یگان حفاظت سازمان شیلات نیست؟

خیر، این واقعیت ماجراست. ببینید الان وضعیت به گونه‌ای است که نیروهای یگان ما با وجود کمبود شدید امکانات، با تلاش زیاد تعدادی صیاد متخلف را دستگیر می‌کنند، اما دادگاه این ماموران را به علت برخورد فیزیکی با صیادان بازداشت می‌کند، ولی آن صیادان را آزاد می‌گذارد. خب وقتی ماموران ما نه مصونیت قضایی دارند و نه کسی از آنها حمایت می‌کند، طبیعتا هیچ انگیزه‌ای هم برای برخورد با متخلفان برایشان باقی نمی‌ماند.

 

محمد حسین خودکار

 

کشف منطقه‌ای که پاک‌ترین هوای جهان را دارد

دانشمندان در ناحیه‌ای از جو اطراف کره زمین که معتقدند تحت‌تأثیر فعالیت‌های مخرب انسانی نیست، پاک‌ترین هوای زمین را کشف کردند. به گفته محققان، هوای این منطقه که میان جنوب استرالیا و جنوبگان بر فراز اقیانوس منجمد جنوبی قرار دارد، عاری از ذرات معلق ناشی از فعالیت‌های مخرب انسان در طبیعت است و همین امر اطلاق لقب «بکر» را شایسته این ساخته است.

ترکیبات هوای جو با توجه به شرایط نقاط مختلف در آن بسیار متنوع است. ذرات معلق هوا شامل ذرات جامد ریز یا قطرات مایع موجود در هوا هستند که می‌تواند طبیعی باشد یا از فعالیت‌های انسانی ناشی شده باشد. این ذرات می‌توانند الگوهای آب و هوایی اقلیم هر منطقه را تحت‌تأثیر قرار دهند، زیرا موجب چگونگی بازتاب انرژی خورشید در فضا می‌شوند. اما توزیع این ذرات در جو یکنواخت نیست، بنابراین درک چگونگی جابه‌جایی آنها مهم است.

محققان دانشگاه ایالتی کلرادو آمریکا و دفتر هواشناسی استرالیا مشخصات باکتری‌هایی را مورد بررسی قرار دادند که در بخش پایینی جو، ابرها را تغذیه می‌کنند. تحقیقات قبلی نشان داده بود یکی از مناطقی که کمترین آسیب را از سوی انسان دیده است، هوای بخش بالایی اقیانوس منجمد جنوبی است اما هیچ ارزیابی گسترده‌ای در سطح منطقه از آئروسل‌های زیستی (Bioaerosol) و منابع آنها وجود نداشته است.

این تیم تحقیقاتی از طریق پست الکترونیک به نیوزویک گفته است: «الگوهای آب‌وهوایی که از طریق ماهواره‌ها مشاهده می‌شوند از نظر تاریخی سعی کرده تا نمایانگر ابرها و انتقال انرژی‌شان در اقیانوس منجمد جنوبی باشند و به طور معمول موجب به‌وجود آمدن ابرهای یخی می‌شوند. در حالی که آب بر فراز ابرها به صورت مایع دیده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این است که ذرات معلق در هوایی که بر فراز اقیانوس منجمد جنوبی است نسبت به دیگر مناطق کره زمین همواره متفاوت است. این موضوع می‌تواند ناشی از جدایی آنها از ذرات معلق منتشر شده در توده‌های بزرگ هوای کره زمین باشد. این داده‌ها در بیشتر مدل‌های اقلیمی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و مطالعات محدودی در مورد ابرها و ذرات معلق در هوای این منطقه انجام شده است.

محققان می‌گویند: این احتمال که این‌گونه ابرهای بالقوه را یک «جو غیرعادی بکر» کنترل کند، موجب می‌شود که آنها مایل باشند تا این ذرات معلق را بیشتر مطالعه کنند.

این تیم در یک سفر تحقیقاتی، از ذرات معلق هوا در عرض‌های جغرافیایی ۸/۴۲ تا ۵/۶۶ درجه جنوبی نمونه‌برداری کردند. نتایج یافته‌های آنها که در مجله پی‌ان‌اِی‌اس (PNAS) منتشر شده است، نشان می‌دهد هوای موجود بر فراز اقیانوس منجمد جنوبی، چگونه و از کجا شکل گرفته است. توماس هیل، از محققان این تحقیق از دانشگاه ایالتی کلرادو می‌گوید که آنها باکتری‌های موجود در نمونه‌ها را مورد بررسی قرار دادند و از آن به عنوان ابزار تشخیصی برای شناخت این هوا استفاده کردند. وی ادامه می‌دهد: «برای مثال، این‌که ذرات معلق در هوا خصوصیات ابرهای اقیانوس منجمد جنوبی را تعیین می‌کنند، به‌شدت با فرآیندهای زیستی در اقیانوس ارتباط دارد و این همان چیزی است که نشان می‌دهد چطور جنوبگان از نظر میکروارگانیسم‌ها و رسوب مواد مغذی از دیگر قاره‌ها در نیمکره جنوبی زمین متمایز شد.

نتایج این مطالعه به‌روشنی نشان می‌دهد اقیانوس منجمد جنوبی از معدود مناطق زمین است که خوشبختانه کمترین تأثیر را از فعالیت‌های مخرب انسان پذیرفته است. با این حال اگر فعالیت‌های ضدمحیط‌زیستی انسان ادامه داشته باشد می‌تواند این ناحیه را وارد مسیری بی‌بازگشت کند.

صدیقه سخندان‌فداکار

جفای ترال

صیادان محلی می‌گویند جولان کشتی‌های ترال و کاهش منابع دریا سفره آنها را کوچک‌تر کرده است

چند سالی است که رونق صید کشتی‌‌های ترال در آب‌های جنوب کشور، صدای اعتراض صیادان محلی را بلند کرده؛ چراکه کشتی‌های ترال با تورهای بزرگی که در میانه یا کف دریا پهن می‌کنند، در هر نوبت صید خود معادل ده‌ها لنج صیادی سنتی از ذخایر دریا برداشت می‌کنند و صیادان محلی معتقدند که این مساله در سال‌های اخیر باعث کاهش سهم آنها در برداشت از منابع آبزی کشور شده است. مسؤولان سازمان شیلات ایران البته همواره تاکید دارند که کشتی‌های ترال در فاصله بیشتر از ۸ مایلی خط ساحلی صید می‌کنند و اصولا رونق صید ترال برای برداشت از برخی منابع دریایی برداشت‌نشده است و این مساله موجب کاهش سهم صیادان محلی از ذخایر آبزیان نمی‌شود.

با این حال بسیاری از فعالان جامعه صیادی تاکید دارند حتی اگر قرار است دولت برای توسعه برداشت از بعضی ذخایر کمتر برداشت‌شده از دریا برای کشتی‌های صیادی ترال مجوز صادر کند، باید حضور بخش خصوصی در این بخش به گونه‌ای هدایت شود که منافع حاصل از صیادی ترال صرفا به جیب عده‌ای معدود سرازیر نشود.

عبدالرسول غریبی، فعال جامعه صیادی دراین‌باره معتقد است: منابع دریایی جنوب که انفال عمومی همه ساحل‌نشینان محسوب می‌شود، این روزها به دست عده‌ای معدود مصادره شده و ریشه اصلی تمام اعتراضات جامعه محلی به صید ترال نیز به همین مساله بازمی‌گردد. او در گفت‌وگو با جام‌جم تاکید دارد اگر دولت بخشی از منافع حاصل از این صید را به صیادان سنتی جنوب اختصاص دهد، جامعه محلی هم با توسعه صید ترال همراهی خواهد کرد.

این فعال جامعه صیادی البته تاکید دارد مشارکت دادن مردم محلی در بهره‌برداری از منافع صید ترال فقط زمانی منجر به ایجاد درآمد پایدار برای جامعه محلی خواهد شد که مسؤولان سازمان شیلات بتوانند با اعمال مدیریت بر بخش‌های مختلف صیادی میزان برداشت از ذخایر دریایی کشور را کنترل کنند. مدیریتی که از نظر او، در سال‌های اخیر به نحو بسیار ضعیفی اعمال شده و همین مساله باعث شده برخی صیادان سنتی نیز بدون توجه به ابزار یا زمان تعیین‌شده برای صید در مقررات سازمان شیلات، عملا به دست خود منابع دریایی کشور را به نابودی بکشانند.

البته شکی نیست که علت اصلی رونق صیادی غیرمجاز در آب‌های جنوب کشور، تشدید معضل بیکاری در مناطق ساحلی ایران در سال‌های اخیر است و به نوعی در سال‌های گذشته فشار تمام مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم استان‌های جنوبی به منابع دریایی وارد شده است. تا زمانی هم که برنامه‌ای جامع برای ایجاد مشاغل جایگزین در شهرهای ساحلی وجود نداشته باشد، روزبه‌روز حجم ذخایر آبزیان کشور کمتر می‌شود و سفره صیادان سنتی مجوزدار نیز کوچک‌تر خواهد شد.

 

ردپایت را کمرنگ کن!

بررسی‌ها نشان می‌دهد توجه به میزان انتشار کربن در تولید محصولات گوناگون به‌زودی به استانداردی فراگیر و موثر در معاملات تجاری تبدیل خواهد شد

همه چیز خوب و مرتب و عادی پیش می‌‌رفت تا این‌که نفت و فرآیند استخراج سنتی آن را توسعه دادیم و نظم حاکم بر اقلیم زمین را به هم زدیم. بررسی‌ها نشان می‌دهد از حدود یک قرن پیش، دمای کره زمین در اندازه‌گیری‌های آب‌وهوایی به طور غیرطبیعی ۷/۰ درجه سانتیگراد افزایش یافته است؛ در اواخر قرن بیستم میلادی بود که دانشمندان برای نخستین بار از پدیده‌‌های «تغییر اقلیم» و «گرمایش جهانی» یاد کردند. این اتفاق خوشایندی نبود، زیرا چند دهه بعد پیامدهای مخربش گریبان‌‌ اهالی این سیاره آبی و خاکی را گرفت؛ از طوفانی که در سال ۱۹۷۰ میلادی در بنگلادش منجر به تلف شدن ۳۰۰ هزار نفر شد تا خشکسالی ۴۰ ساله در ساحل آفریقا از اتیوپی تا مالی. دانشمندان می‌گویند علت اصلی گرمایش زمین، انتشار بیش از اندازه گاز‌های گلخانه‌ای است که از سوزاندن نفت، گاز و زغال‌سنگ و فعالیت‌های انسانی حاصل می‌شود. جاناتان نیل از سازمان‌دهندگان اصلی تظاهرات علیه تغییرات اقلیمی در کتاب «جهانی دیگر با پایان دادن به گرمایش زمین» معتقد است؛ برای حفظ و متعادل‌سازی دی‌اکسیدکربن در حد مطلوب، کشورهای ثروتمند باید تا ۳۰ سال آینده یا کمتر از آن، حداقل سرانه مصرف سوخت‌های فسیلی را تا ۸۰ درصد کاهش دهند یا به‌طور کامل قطع کنند.

از سوی دیگر بسیاری از اقلیم‌شناسان صراحتا اعلام کرده‌اند اگر اقدامات جدی برای جلوگیری از پیشروی تغییرات اقلیمی و سازگاری با آن در پیش گرفته نشود و اگر میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به اتمسفر کره زمین از همین امروز ثابت بماند (با در نظر گرفتن این‌که هیچ مقدار اضافه دیگری از گازهای گلخانه‌ای وارد جو نشود) بشر تا ۵۰ سال آینده با مشکلات عدیده‌ای مانند نابودی گونه‌های موجودات زنده و مرگ میلیون‌ها انسان از قحطی، گرسنگی، تشنگی، بیماری، غارت و جنگ، دست و پنجه نرم خواهد کرد.

میزان دی‌اکسیدکربن به طور طبیعی در اتمسفر زمین، ۰۳/۰ درصد است. اما زمانی که انتشار آن به طور مصنوعی افزایش پیدا کند، در تعادل حرارتی زمین اخلال به وجود می‌آید. به طور کلی در یک شبانه‌روز در حالت میانگین سیاره زمین در هر سانتی‌متر مربع ۷۱۲ کالری انرژی از خورشید دریافت می‌کند. حال اگر این میزان را صد واحد در نظر بگیریم، ۲۱ واحد آن به شکل تابش زمینی در محدوده فروسرخ دفع می‌شود که از این میزان ۸ واحد بدون هیچ مانعی از پنجره‌های جوی به فضای کیهانی گسیل و ۱۳ واحد هم جذب گازهای گلخانه‌ای می‌شود. در این شرایط اگر در طی فرآیندهای انسانی گازهای گلخانه‌ای بیشتری منتشر شود، میزان جذب انرژی از اتمسفر هم بیشتر می‌شود و در نتیجه گرمای محسوس کره زمین بالاتر می‌رود.

شروع فرآیند یک مدیریت دقیق

یکی از موضوعات مورد توجه دانشمندان علوم محیطی لزوم دقت در میزان انتشار دی‌ا‌کسید کربن ناشی فعالیت‌های انسانی است. پروفسور ویلیام ریس در سال ۱۳۷۱ شمسی/ ۱۹۹۲ میلادی برای اولین بار در مقاله‌ای علمی از عبارت «ردپای کربن» (Carbon Footprint) استفاده کرد. منظور از ردپای کربن، مقیاسی از مقدار کل خروجی دی اکسید کربن(CO2) و متانول (CH4) مربوط به یک جمعیت، سیستم یا فعالیت معین با در نظر گرفتن همه منابع، فرونشین‌ها، ذخیره‌شدن‌ها در محدوده زمانی و مکانی آن جمعیت، آن سیستم یا فعالیت است. این شروعی برای مدیریت دقیق‌تر میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به اتمسفر زمین بود. هر آنچه این روزها با آن سر و کار داریم، از رفت‌آمدهای روزانه در شهر و روستا گرفته تا کالاهایی که مصرف می‌کنیم بر میزان انتشار کربن اثرگذار است.

اما مهم‌ترین پرسشی که در این باره مطرح می‌شود این است که با توجه به تاثیرگذاری گرمایش جهانی بر زندگی روزمره انسان‌ها، صاحبان شرکت‌های بزرگ صنعتی چه تدابیری را برای کاهش انتشار دی‌اکسید کربن در اتمسفر در نظر گرفته‌اند؟

سرنخی به نام کربن

دکتر فاطمه دلیر، پژوهشگر و کارشناس در زمینه تغییر اقلیم و گرمایش جهانی معتقد است «ردپای کربن نشانگری است که میزان انتشار دی‌اکسیدکربن به ازای تولید یک واحد محصول را نشان می‌دهد؛ برای مثال با اندازه‌گیری ردپای کربن در کارخانه مدادسازی می‌توانیم بفهمیم به ازای تولید یک مداد، چه میزان دی‌اکسیدکربن معادل منتشر می‌شود.» اهمیت این فرآیند اینجاست که با محاسبه ردپای کربن محصولات، علاوه‌بر این‌که میزان انتشار دی‌اکسیدکربن کارخانه در نظر گرفته می‌شود، میزان تولیدات هم لحاظ می‌شود. بنابراین فرآیند محاسبه ردپای کربن می‌تواند نگاه دقیق‌تری به تولیدکنندگان در زمینه میزان انتشار تولید محصولات بدهد.

این محقق که در دوره پسادکتری مشغول مطالعه و تحقیق است به جام‌جم می‌گوید: «اگر بخواهیم جزئی‌تر نگاه کنیم، باید گفت با اندازه‌گیری ردپای کربن صاحبان صنایع می‌توانند طی بازه‌های زمانی خاص و با توجه به تغییرات آن، کارایی خط تولید خود را بسنجند. در واقع تغییر در میزان عدد ردپای کربن نشانگر تغییراتی در فرآیند تولید محصول است. زمانی‌که این عدد تغییر کند، دو حالت وجود دارد؛ یا با وجود میزان تولیدات قبلی دی‌اکسید کربن بیشتری نسبت به گذشته منتشر شده است یا این‌که به ازای همان دی‌اکسید کربن ثابت میزان تولید محصول کاهش پیدا کرده است. بنابراین با پیداکردن مواردی که باعث تغییر عددی ردپای کربن شده است و با بهبود فرآیند تولید می‌توان در راستای کاهش انتشار دی اکسید کربن اقدام کرد.»

ردپای کربن، یک راه‌حل جهانی

«در فضای بین‌المللی، برخی شرکت‌ها مدت‌هاست به میزان انتشار دی‌اکسیدکربن توجه کرده‌اند.» دکتر دلیر ضمن اشاره به این نکته می‌گوید: «با بررسی اسناد مشارکت ملی‌ ثبت شده کشورها در توافق‌نامه پاریس پی می‌بریم اروپا سال ۱۳۶۹/ ۱۹۹۰ را به عنوان پایه برای کاهش میزان انتشار دی‌اکسید کربن در نظر گرفته است و بسیاری از شرکت‌های خارجی هم براساس این تفکر تلاش کرده‌اند میزان انتشار کربن خود را کاهش دهند. آنها در نخستین گام، میزان انتشار کربن خود را به صورت عددی محاسبه کردند و بعد با چینش اهدافی در مدت زمان مشخص‌شده‌ تلاش کردند آن را کاهش دهند. شرکت‌های داروسازی بزرگ مانند رُش در سوئیس، جانسون اند جانسون در ایالات متحده یا سانوفی در اروپا سال‌هاست در این زمینه اقدامات جدی انجام داده‌اند. اغلب آنها با به‌کارگیری پنل‌های فتوولتاییک یا نیروگاه‌های بادی میزان انتشارشان را کاهش دادند.»

 

یک قوطی نوشابه، چقدر کربن؟

احتمالا تعجب می‌کنید اگر بدانید کوکاکولا جزو شرکت‌هایی بوده است که گام‌های جالب توجهی برای کاهش انتشار کربن برداشته است. در سیاهه‌ای که این شرکت منتشر کرده است، از سال ۱۳۸۶/ ۲۰۰۷ میزان ردپای کربن قوطی‌های نوشیدنی‌هایی که در دست می‌گیریم به میزان ۲۴ درصد کاهش یافته است؛ همچنین این شرکت توانسته است از همین سال به بعد به میزان ۴۰ درصد ردپای کربن مطلق خود را از طریق فعالیت‌های اصلی تجارت خویش نظیر تغییر در خرید و فروش‌ها یا حمل و نقل کالا کاهش دهد.

بسته‌بندی در زمینه کاهش ردپای کربن اهمیت زیادی برای کوکاکولا دارد. مثلا یک قوطی آلومینیومی نوشابه کوکاکولا ۳۳۰ میلی‌لیتری دارای ۱۷۰ گرم ردپای کربن است و یک قوطی نوشابه رژیمی، ۱۵۰ گرم ردپای کربن بر جای می‌گذارد. در عوض تولید یک بطری شیشه‌ای ۳۳۰ میلی‌لیتری به میزان ۳۶۰ گرم کربن به جو منتشر می‌کند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که بسته‌بندی نوشیدنی‌ها، ردپای کربن پررنگ‌تری در فرآیند تولید تا مصرف کوکاکولا دارد؛ این میزان از ۳۰ تا ۷۰ درصد متغیر است.

در این میان راهبرد کارخانه کوکاکولا برای کاهش ردپای کربن در محصولاتش در نخستین گام، اندازه‌گیری و مدیریت میزان دی‌اکسیدکربن منتشر شده از صفر تا صد تولید محصولات است؛ در مرحله بعدی، اهدافی برای این فرآیند تعیین می‌شود که بتوانند از آن پشتیبانی و نقشه کاهش ردپای کربن را طراحی کنند. در نهایت در گام سوم تلاش کرده است با نوآوری و همکاری با صاحبان فناوری میزان ردپای کربن خود را کاهش دهد. گفتنی است این کارخانه تولید نوشیدنی توانسته با استفاده از محصولات بازیافتی تا ۶۰ درصد انتشار دی‌اکسیدکربن خود را کاهش دهد.

 

کاهش ۲۰۰‌هزار تنی کربن تا سال ۲۰۲۳ میلادی

از دیگر شرکت‌هایی که در این زمینه فعالیت‌های زیادی انجام داده «ایمپکت هاب» است. کارشناسان این شرکت تخمین زده‌اند که اندازه‌گیری ردپای کربن در شرکت‌های عضو می‌تواند از انتشار بیش از ۲۰۱ هزار و ۸۴۸ تن دی‌اکسید کربن به جو تا سال ۲۰۲۳ میلادی جلوگیری کند و از تلف شدن ۱۶ میلیون حیوان از گونه‌های مختلف پیشگیری شود. راه‌های متفاوتی برای برای کاهش ردپای کربن وجود دارد؛ مثلا این شرکت با ارائه آماری در گزارشی از نتایج بررسی شرکت‌‌های عضو خود در سراسر دنیا، نشان داده است ۵۲ شرکت از طریق بازیافت زباله و ۴۶ شرکت هم از لوازم‌التحریر بازیافت شده توانستند میزان انتشار کربن خود را پایین بیاورند، همچنین ۴۵ شرکت هم از روش‌های صرفه‌جویی در مصرف انرژی بهره گرفتند و ۳۵ شرکت هم به طور مجدد مبلمان قبلی خود را دوباره استفاده کردند تا بتوانند به کاهش انتشار کربن کمک کنند. با توجه به دیگر شرکت‌ها، ۳۴ شرکت هم از وسایل پذیرایی تجدیدپذیر استفاده کردند و ۲۰ مورد از آنها هم از منابع انرژی‌های سبز برای این هدف بهره گرفتند.

به گفته دکتر دلیر، اقدامات مشابه این شرکت‌ها باعث شده است در طول سال‌ها توسعه زیادی به کار خود دهند؛ ضمن این‌که محاسبه ردپای کربن نشان می‌دهد چه زمانی صنایع و شرکت‌ها می‌توانند از وابستگی به سوخت‌های فسیلی بیرون بیایند. بنابراین محاسبه و کاهش میزان انتشار دی‌اکسیدکربن می‌تواند امنیت انرژی را هم برای آنها به دنبال بیاورد.

در این میان آگاهی مردم از اعمال این فرآیند بر محصولات در میزان سوددهی و فروش آنها نقش مهمی دارد. این پژوهشگر حوزه تغییر اقلیم در این باره می‌گوید: «در صورت فراگیر شدن این موضوع و افزایش تعداد افراد آگاه، با وجود هزینه‌بر بودن اندازه‌گیری این عددها برای شرکت‌ها، سود زیادی هم برای آنها هم به دنبال خواهد داشت، زیرا مردم به مرور راغب می‌شوند محصولاتی را بخرند که ردپای کربن کمتری دارند».

بسیار از کارشناسان معتقدند در آینده‌ای نزدیک اگر تولیدکنندگان برچسب ردپای کربن را روی محصولاتشان درج نکنند، نمی‌توانند در درازمدت آن را صادر کنند. در شرایطی که آگاهی عموم مردم نسبت به اهمیت ردپای کربن افزایش پیدا کند، این امر به ارزشی در مسیر برندسازی شرکت‌ها تبدیل می‌شود و به‌تدریج مشتریان آنها محصولات تولیدشده که ردپای کربن بالایی دارند را نمی‌خرند یا به قیمت بسیار پایین می‌خرند. بنابراین شرکت‌ها برای بقای خود در بازار مجبور می‌شوند در این راستا اقداماتی را انجام دهند.

در آستانه دوران تجارت کربن

دکتر دلیر با اشاره به شکل‌گیری حوزه‌ای با عنوان بازار کربن می‌گوید: «امروزه تولید یک محصول تبعاتی دارد که تنها فرد تولیدکننده متحمل آن نخواهد بود و همه مردم جهان از آن متاثر می‌شوند. در شرایطی که برای این اثر جهانی خسارتی پرداخت نشود، طبیعی است که فرد به تولید محصول خود و انتشار دی‌اکسیدکربن حاصل از آن ادامه می‌دهد و اهمیتی برای این امر قائل نمی‌شود. اما وقتی جریمه‌ای در نظر گرفته شود، علاوه بر پیگیری برای نظارت جدی در این زمینه، فرآیندی به نام بازار کربن هم شکل می‌گیرد. در این شرایط برای انتشار کربن قیمت‌گذاری می‌شود که می‌تواند سازوکار مالیاتی یا تجارت مبتنی بر بازار داشته باشد.»

گفتنی است، در بازار کربن که پیمان کیوتو براساس آن منعقد شده است، سقفی برای شرکت‌ها از میزانی که می‌توانند دی‌اکسیدکربن منتشر کنند، تعیین می‌شود و از طرفی صاحبان شرکت‌ها می‌توانند با دریافت گواهینامه محیط‌زیستی، تجارتی مبتنی بر آن انجام دهند. آنها می‌توانند گواهی خود را به آن دسته از صاحبان صنایعی بفروشند که کربن بیشتری تولید می‌کنند تا هم مشمول جریمه محیط‌زیستی نشوند و هم درآمد قابل توجهی نصیب شرکتی شود که گواهی خود را فروخته است. در این شرایط به صورت کلی میزان انتشار دی‌اکسیدکربن کاهش پیدا کرده است. این امر می‌تواند نوعی دستاورد برای شرکت‌ها باشد تا برمبنای آن تجارت کنند.

اهمیت توجه به ردپای کربن و لزوم اتخاذ سیاست‌های لازم برای کاهش آن نکته‌ای است که دیر یا زود گریبان تولیدکنندگان محصولات ایرانی که در پی ورود به بازار جهانی هستند را خواهد گرفت. لذا لازم است پیش از آن‌که دیر شود درپی برنامه‌ریزی کلان و تصمیم‌سازی اصولی برای توجه جدی به سیاست تولید محصولات ایرانی با کمترین انتشار کربن باشیم.

 

مهتاب دمیرچی

بالا