آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : محیط زیست (برگ 17)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : محیط زیست

اشتراک به خبردهی

حیات خشکیده وحش

گزارشگران سبز از فروش حیوانات تاکسیدرمی‌شده در فضای مجازی به دست دلالان حیات وحش گزارش می‌دهد

بساطشان پر است از انواع و اقسام حیوانات خشک‌شده؛ از کل و قوچ و گراز گرفته تا عقاب و شاهین و فلامینگو و حتی گرگ و روباه و سمور. این افراد البته بساط خود را در جلوی چشم عموم مردم پهن نکرده و تقریبا زیرزمینی فعالیت می‌کنند، آن هم در فضای مجازی، در همین سایت‌های خرید و فروش معروف و شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب. اما فعالیتشان آنقدر مخفیانه نیست که نتوانیم سر از کارشان در بیاوریم. با یک جست‌وجوی ساده، ده‌ها آگهی فروش حیوانات تاکسیدرمی‌شده نمایان می‌شود، ضمیمه هرکدام هم یک شماره تلفن است که می‌شود تنها سر نخ ما برای ارتباط با این دلالان حیات وحش.

در قالب مشتری با شماره‌های زیر آگهی‌ها تماس می‌گیریم، نفر اولی که پاسخ می‌دهد، تهرانی است. در عنوان آگهی‌اش نوشته «مجسمه دکوری عقاب»، اما وقتی از او سراغ تاکسیدرمی این پرنده شکاری را می‌گیریم، می‌گوید عقاب‌هایش را فروخته است، اما هنوز چند شاهین ایرانی در بساطش پیدا می‌شود؛ با قیمت‌هایی بین ۲۵۰ تا ۴۸۰ هزار تومان.

از او می‌خواهیم عکسی از همه تاکسیدرمی‌هایی را که برای فروش گذاشته است، ارسال کند. همان ابتدا ۲۹ عکس برایمان می‌فرستد، از انواع طوطی، شاهین، طاووس، قرقاول و دیگر پرندگان؛ اما به او می‌گوییم که این پرنده‌ها را همه همکارانت نیز دارند و از این فروشنده می‌خواهیم از تاکسیدرمی‌های کمیاب‌تر خود رونمایی کند. او هم بلافاصله عکس یک گرگ را می‌فرستد و می‌گوید این گرگ چند هفته پیش در غرب کشور شکار شده و او اکنون تاکسیدرمی‌شده آن را با قیمت ۶۵۰ هزار تومان می‌فروشد.

برایش می‌نویسیم که این گرگ هم ما را راضی نمی‌کند و او هم در جواب، عکس‌هایی از یک گربه وحشی، یک سمور و سر یک شغال را می‌فرستد و می‌گوید این‌ها را به تازگی فروخته است، اما اگر جنسی شبیه این‌ها پیدا کرد، خبرش را به ما خواهد داد. از این دلال حیات وحش می‌پرسیم که لاشه این حیوانات چطور به دستش رسیده است که او توضیح می‌دهد بعضی‌ها لاشه این جانوارن را در طبیعت پیدا می‌کنند و برایش می‌آورند، اما بیشتر آنها به صورت غیرمجاز ‎شکار شده‎اند.

همدستی شکاربان و شکارچی با دلالان حیات وحش

دومین فروشنده‌ای که با او تماس می‌گیریم، اهل شاهین‌شهر است؛ مثل اولی دستش پر نیست و بیشتر در زمینه پرنده‌های خشک‌شده کار می‌کند. به قول خودش، بهترین جنسش یک فلامینگو است که او می‌گوید در انزلی پرورش یافته و وقتی مُرده، او لاشه‌اش را از صاحب آن خریده و پس از تاکسیدرمی کردن، آن را با قیمت ۹۰۰ هزار تومان برای فروش گذاشته است. در ادامه هم عکس یک اردک تاجدار اروپایی و دو قرقاول آمریکایی را ارسال می‌کند و می‌گوید این‌ها نیز پرورشی بوده‌اند.

او اما از یک جغد هم رونمایی می‌کند که به گفته خودش، در اطراف اصفهان با یک دکل برق برخورد کرده و در دم جان داده است. بلافاصله هم یک محیط‌بان اصفهانی این لاشه را پیدا کرده و برای این فروشنده فریز کرده است. او می‌گوید از قبل با آن محیط‌بان هماهنگ کرده که هر لاشه به‌دردبخوری را که پیدا می‌کند، برایش کنار بگذارد و او هم در عوض حق حساب محیط‌بان را پرداخت می‌کند.

نفر بعدی که تماسمان را جواب می‌دهد، فروشنده‌ای است اهل قم. او البته بیشتر در کار ساخت حیوانات تاکسیدرمی‌شده است تا خرید و فروش آن. اما اگر بخواهیم می‌تواند پوست، شاخ و لاشه بسیاری از حیوانات را هم برایمان پیدا کند و تاکسیدرمی‌اش را بسازد.

به همین بهانه از او می‌خواهیم برایمان سر یک قوچ اوریال را پیدا کند و او هم می‌گوید پیدا کردن سر و شاخ مناسب این حیوان، اگر به صورت غیرمجاز شکار شده باشد، بین یک تا ۲ میلیون تومان هزینه می‌برد و اگر به صورت مجاز شکار شده باشد، بین ۵ تا ۶ میلیون تومان. خودش هم برای ساخت آن ۲ میلیون تومان دستمزد می‌گیرد.

ارزان‌تر بودن سر و شاخ قوچی که شکارچیان غیرمجاز آن را زده‌اند، بهانه‌ای می‌شود برای این که از این دلال قمی بخواهیم دنبال چنین سر و شاخی بگردد. او البته در ابتدا زیر بار این کار نمی‌رود و تاکید می‌کند که خودش شکارچی نیست و باید سراغ قوچی را که تازه صید شده، از دیگران بگیریم. اما با اصرار ما، کم‌کم راضی می‌شود و در کمتر از یک ساعت، عکسی را از سر یک قوچ اوریال که ظاهرا همین اواخر شکار شده است، می‌فرستد و می‌گوید: این را هفته پیش یکی از دوستانم در خراسان شمالی شکار کرده است و اگر بخواهید همین را بسازم، هزینه‌اش ۴ میلیون تومان می‌شود که باید نصف آن را همین اول پرداخت کنید.

در ادامه از این شخص می‌خواهیم دنبال تاکسیدرمی حیوانات خاص‌تری مثل سیاه‌گوش یا روباه شنی بگردد. او البته در این مرحله دیگر به ما اعتماد نمی‌کند و پاسخ می‌دهد: این‌ها جزو گونه‌های کمیابی هستند که به سختی در طبیعت پیدا می‌شوند و جریمه شکارشان هم خیلی سنگین است. بنابراین اصلا به دردسرش نمی‌ارزد که من در فضای مجازی به کسی که نمی‌شناسم، آمار چنین حیواناتی را بدهم.

لاشخوری از انواع گونه‌های وحشی

فروشنده دیگری که پاسخمان را می‌دهد، ظاهرا دستش در انواع حیوانات تاکسیدرمی‌شده، بسیار باز است. آن‌قدر که در آگهی خود تصاویری از حیوانات مختلفی مثل گربه جنگلی، شغال و شاهین را قرار داده. ما هم همان اول آمار گربه‌های جنگلی را از او می‌گیریم و او می‌گوید چهار گربه داشته، که دو تا از آنها را فروخته و دو تا هم باقیمانده است؛ یکی نر و یکی ماده، که حاضر است هر کدام از آنها را با قیمت یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بفروشد.

با این فروشنده که اهل گیلان است سر صحبت را باز می‌کنیم و به او نیز می‌گوییم به دنبال تاکسیدرمی حیوانات کمیاب‌تری مثل پلنگ یا خرس هستیم. او پاسخ می‌دهد که خودش نیز دنبال چنین حیواناتی است، اما ریسک این کار بسیار بالاست، بخصوص درباره گونه‌هایی مثل پلنگ یا خرس که خرید و فروش آن جرم سنگینی دارد.

این فروشنده گیلانی البته این را هم می‌گوید که اگر در آینده به مشتری ثابتش تبدیل شویم، شاید بتواند درباره این گونه‌ها نیز برایمان کاری کند، مثلا به دوستان شکارچی‌اش بسپارد که وقتی به شکار می‌روند، گوشه چشمی نیز به این حیوانات داشته باشند.

از او می‌خواهیم تصاویری از هرچه را که دارد و به نظرش خاص‌تر می‌آید، برایمان ارسال کند. او نیز همان ابتدا عکسی از یک روباه خاکستری می‌فرستد و توضیح می‌دهد که این روباه متعلق به ییلاقات گیلان است که به دست یکی از دوستانش شکار شده و آن را با قیمت یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشد.

دلال گیلانی حیات وحش در ادامه تصاویر این حیوانات را نیز ارسال می‌کند: سر یک بز کوهی با قیمت ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، یک سمور ییلاقی با قیمت ۶۰۰ هزار تومان، یک شنگ (نوعی سمور آبی) با قیمت ۵۰۰ هزار تومان و چند سر گراز با قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.

بعد هم عکس یک شاهین و یک سمور خونخوار را می‌فرستد که هر دو را درون یک دکور قرار داده و برایش یک میلیون تومان قیمت گذاشته است. او تصاویری از گربه‌های جنگلی را که قبلا فروخته نیز می‌فرستد و می‌گوید چون این گربه‌ها، قرقاول‌های پرورشی‎اش را شکار کرده‌اند، از آنها کینه به دل گرفته و سر یک فرصت مناسب همه‌شان را کشته است.

بعد از این چهار نفر، با بیشتر از ده شماره دیگر از نقاط مختلف کشور تماس می‌گیریم. بعضی‌ها می‌گویند کارگاه تاکسیدرمی دارند و برای این کار از سازمان محیط زیست مجوز گرفته‌اند، برخی هم می‌گویند فقط در کار گونه‌های پرورشی هستند و غیر از این، فقط حیواناتی را تاکسیدرمی می‌کنند که با پروانه رسمی شکار شده باشند.

اما خیلی از آنها کاری به این صحبت‌ها ندارند. برایشان هم فرقی نمی‌کند گونه‌هایی را که خشک می‌کنند، حفاظت‌شده هستند یا خیر. این افراد فقط می‌خواهند که لاشه جانوران را به هر شکل ممکن به دست بیاورند و تاکسیدرمی آن را با بالاترین قیمت بفروشند. آنها دلالان حیات وحش هستند و نفعشان در کشته شدن حیوانات است؛ یک جور لاشخوری، که اگر هرچه زودتر جلویش گرفته نشود، می‌تواند همین سهم اندک باقیمانده از حیات وحش ایران را نیز از آیندگان دریغ کند.

یگان حفاظت در تعقیب حیوان‌فروشان مجازی

تعداد بالای آگهی‌های فروش حیوانات تاکسیدرمی‌شده در فضای مجازی، آن هم برای گونه‌هایی که بسیاری از آنها حمایت‌شده یا آسیب‌پذیر هستند، می‌تواند حاکی از ضعف سیستم نظارتی یگان حفاظت محیط زیست به عنوان مسئول برخورد با انواع تخلفات حوزه حیات وحش، بر جرایم اینترنتی این حوزه باشد.

از این رو، با بالاترین مقام این یگان یعنی جمشید محبت‌خانی تماس می‌گیریم نحوه ورود یگان حفاظت محیط زیست به جرایم اینترنتی این حوزه را از او جویا می‌شویم. فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور نیز این مساله را می‌پذیرد که جرایم زیست‌محیطی در فضای مجازی بخصوص در زمینه خرید و فروش غیرقانونی حیوانات به صورت زنده یا تاکسیدرمی‌شده در سال‌های اخیر بیشتر شده است.

محبت‌خانی می‌گوید که آنها بر همین اساس دو ماه پیش جلسه‌ای را با مسئولان ارشد پلیس فتا تشیکل دادند و در آن جلسه مقرر کردند که باید رابطی بین یگان حفاظت محیط زیست کشور و پلیس فتا وجود داشته باشد تا جرایم زیست‌محیطی را در فضای مجازی با سرعت و دقت بیشتری رصد کند.

او این را هم اضافه می‌کند که قرار است در آینده نزدیک نیز جلسه‌ دیگری را با مسئولان پلیس فتا داشته باشند و در آن جلسه بحث حضور نماینده یگان حفاظت محیط زیست در پلیس فتای استان‌ها را نیز مطرح کنند. به این صورت که همه یگان‌های حفاظت استان‌ها، باید نماینده‌ای را در پلیس فتای آن استان داشته باشند تا به به جرایم اینترنتی این حوزه به صورت استانی رسیدگی کند.

با این حال، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور تاکید می‌کند که در شرایط فعلی نیز آنها در حد امکانات و نیروی انسانی در اختیارشان، این تخلفات را دنبال می‌کنند و در پی برخورد با متخلفان این حوزه هستند. همچنین به گفته محبت‌خانی، اکنون نیز این یگان با کمک پلیس فتا فیلترینگ بعضی سایت‌ها و نرم‌افزارهایی را که اقدام به درج آگهی‌های خرید و فروش غیرمجاز حیوانات می‌کنند، پیگیری کرده و در این زمینه افراد بسیاری را نیز به دست قانون سپرده است.

محمد حسین خودکار

تبر به ریشه‌های جنگل رسید

جنگلبانان از تمدید نشدن قراردادهایشان و خطراتی که جنگل را تهدید می‌کند می‌گویند

بیش از ۲۲۰۰ نفر از نیروهای حافظ جنگل که بر اساس قانون تنفس (توقف بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های شمال) برای تامین هزینه خدمات دهی آنها بودجه ۸۰ میلیارد تومانی در نظر گرفته شده بود، در آستانه بیکاری قرار دارند. دو دهه پیش، سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، در راستای کاهش وظایف تصدی‌گری خود از حضور بخش خصوصی در مدیریت جنگل استفاده کرد. ساختارهای بخش خصوصی متناسب با خواست بخش دولتی شکل گرفت و سرمایه‌گذاری‌هایی برای تربیت نیروی ماهر جنگل توسط بخشی از شرکت‌های بزرگ و کوچک برای انجام فعالیت‌های وابسته به جنگل انجام شد. پیش از روی کار آمدن خلیل آقایی رئیس فعلی سازمان جنگل‌‎ها، قرار نبود در ترکیب نیروهای حفاظتی جنگل‌های شمال که در شرکت‌های مختلف مشغول به کار بودند، تغییری ایجاد شود اما رئیس فعلی سازمان جنگل‌ها به تازگی دستور عدم تمدید قرارداد حفاظتی بخش خصوصی را صادر کرده است. علی عباس نژاد فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها می‌گوید که می‌خواهیم این نیروها را تحت پوشش شرکت‌های دارای صلاحیت ببریم اما نیروهایی که در سازمان جنگل‌ها به نیروهای طرحی شهرت یافته و بار حفاظت از جنگل را به دوش می‌کشند، تغییر کارفرما را عامل تضییع حقوق خود معرفی می‌کنند. دو سالی از تصویب قانون تنفس جنگل‌های شمال می‌گذرد اما هنوز طرح جایگزین برای مدیریت جنگل ارائه نشده است. تصمیمات خلق الساعه مسئولان سازمان جنگل‌ها و بی توجهی به تبعات اجتماعی نیز در حال تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی و اقتصادی در شمال کشور است زیرا با بلاتکلیف شدن نیروهای حفاظتی، از یک سو قاچاق چوب در جنگل‌های شمال به شدت افزایش یافته است و از سوی دیگر بخشی از نیروهای حافظ جنگل که با وعده‌های دولت در قالب طرح خروج دام از جنگل، به عنوان نیروی حفاظتی در خدمت جنگل قرار گرفته‌اند، حاضر نیستند تن به حقوق‌های حداقلی داده و با پیمانکار حفاظتی جدید وارد همکاری شوند. آنها با توجه به قیمت بالای گوشت در بازار، تصمیم دارند بار دیگر به عنوان دامدار به جنگل باز گردند. در شرایطی که سیل بخش وسیعی از ایران را درگیر کرده و حذف پوشش گیاهی یکی از دلایل مهم سیلاب‌ها و تشدید فرسایش خاک عنوان می‌شود، بی‌برنامگی و تغییر یکباره سیاست‌های سازمان جنگل‌ها، حیات جنگل‌های شمال به عنوان مهمترین سد در مقابل سیلاب‌های این منطقه را به خطر انداخته است.

دستورات یک طرفه و از بالا به پایین مسئولان سازمان جنگل‌ها، در حال شکل دادن بحرانی دیگر است. از ابتدای اردیبهشت ماه به دستور خلیل آقایی رئیس سازمان جنگل‌‎ها، مراتع و آبخیزداری کشور قرارداد حفاظتی شرکت‌های بهره‌برداری سابق که حالا با تصویب قانون تنفس جنگل تبدیل به شرکت‌های حفاظتی شده‌اند، تمدید نخواهد شد و قرار است بر اساس سطح جنگل، قراردادهای جدید منعقد شود. اما کسی نمی‌داند که چه در سر مسئولان سازمان جنگل‌ها می‌گذرد. نیروهای حافظ جنگل در استان گلستان اولین گروهی هستند که تحت تاثیر این دستور رئیس سازمان جنگل‌ها قرار گرفته‌اند. در سه استان شمالی دو هزار و ۲۰۰ نیروی حفاظتی وجود دارند که با دستورات اخیر، بلاتکلیف مانده‌اند و بیکاری آنها قطعا به ضرر جنگل تمام خواهد شد. به دنبال اخراج شدن یکباره ۵۰۰ تن از نیروهای حافظ جنگل در استان گلستان، شهرام کوسه غراوی نماینده مردم مینودشت و آزادشهر تذکر کتبی به وزیر جهاد کشاورزی داد اما مسئولان سازمان جنگل‌ها، در واکنش به این انتقادات فقط به این پاسخ بسنده می‌کنند که قصد اخراج هیچ نیرویی را نداریم. پاسخی که به هیچ وجه با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد.

قربانی شدن مهارت

دو دهه قبل سازمان جنگل‌ها تصمیم گرفت تا در راستای کاهش وظایف تصدی‌گری خود از حضور بخش خصوصی در جنگل استفاده کند. نیمی از جنگل‌های دارای چوب تجاری که تحت پوشش طرح‌های جنگلداری بودند، به بخش خصوصی واگذار شد و بنگاه‌های خصوصی پذیرفتند در ازای درآمدهای حاصل از چوب، حفاظت جنگل را که وظیفه حاکمیتی سازمان جنگل‌هاست به عهده بگیرند. بخش خصوصی همواره از تغییرات یکباره سیاست‌های دولت که منجر به زیان بنگاه‌های خصوصی می‌شود، گله‌مند است اما این بار پای اشتغال ۲۲۰۰ نفری در میان است که تاکنون بار حفاظت جنگل را به دوش می‌کشیدند اما در معادلات سازمان جنگل‌ها در زمان تصویب طرح تنفس، جایی برای آنها در نظر گرفته نشد. بخشی از نیروهای طرحی یا همان حافظان جنگل که شامل کارشناسان و نیروهای اداری و قرقبانان برخی شرکت‌های بزرگ بودند، در استان مازندران نشستی ترتیب دادند تا مسایل و مشکلات خود را به خبرنگار ما  بازگو کنند.

این نیروها به ما می‌گویند: شرکت‌هایی که وارد مقوله حفاظت جنگل شده‌اند، سرمایه خود را تقسیم کرده‌اند و ابزار آلات مورد نیاز برای حفاظت از جنگل و مرمت جاده‌ها را خریده‌اند. بخشی از جاده‌های جنگلی در واقع به جاده دسترسی روستایی تبدیل شده‌اند و به روستاها هم خدمت رسانی می‌کنند. از آنجا که این شرکت‌‎ها بخشی از سرمایه خود را صرف حفاظت می‌کنند در مقایسه با شرکت‌های تولیدکننده محصولات چوبی که همه سرمایه خود را روی تولید متمرکز کرده‌اند، ثروت کمتری دارند. حفاظت جنگل هیچ ارزش افزوده‌ای به این شرکت‌ها ایجاد نمی‌کند و به همین دلیل چنین شرکت‌هایی در رقابت با شرکت‌هایی که صرفا تولیدکننده مصنوعات چوبی هستند، قدرت رقابت کمتری دارند و همیشه در مناقصه‌ها بازنده هستند. از نگاه آنها واگذاری حفاظت به شرط برگزاری مناقصه، خلاف انصاف است زیرا بر اساس مصوبه شورای تامین استان، با تغییر سیاست بهره‌برداری ازجنگل باید طرح‌های حفاظتی بدون برگزاری مناقصه به شرکت‌های قبلی واگذار می‌شد. این گروه، این شائبه را هم مطرح می‌کنند که شاید پشت پرده‌هایی در جایگزینی پیمانکاران نیروهای حفاظتی وجود داشته باشد.

حافظان جنگل تاکید می‌کنند: نیروی آموزش دیده، سرمایه‌ای هستند که به راحتی با تغییر سیاست‌های سازمان جنگل‌ها از دست می‌روند و کسی، به ۱۰ تا ۱۵ سال انرژی صرف شده توسط شرکت‌ها برای آموزش نیروهای تخصصی جنگل، توجهی ندارد.

این نیروها می‌گویند: اغلب پرسنل حفاظت از جنگل شاغل در شرکت‌های مجری طرح‌های جنگلداری، قبلا دامدار بوده‌اند و در قبال خروج دام از جنگل، جذب شرکت‌های مجری طرح شده‌اند و اکثرا دارای سابقه بیش از ۱۰ تا ۱۵ سال هستند. این افراد حاضر نیستند با کارفرمای جدید و حداقل دستمزد همکاری کنند و با توجه به قیمت گوشت، متقاضی برگشت دام به جنگل هستند.

به گفته آنها، با تغییر کارفرمای نیروهای حفاظتی، مشکلات متعددی برای این نیروها ایجاد می‌شود زیرا با تغییر کارفرما کد کارگاهی تغییر می‌کند و با توجه به سابقه بالای بعضی از نیروهای حفاظتی، آنها با مشکل سختی کار و مزایای سنوات در زمان بازنشستگی مواجه خواهند شد.

به اعتقاد حافظان جنگل، واگذاری تکه‌های کوچک جنگل به پیمانکاران مختلف سبب می‌شود شناسایی متخلفان دشوار شود زیرا بین شرکت‌های مختلفی که مسئولیت حفاظت را به عهده می‌گیرند، هماهنگی وجود ندارد.

بی‌توجه به ضریب افزایش حقوق

آن‌طور که در قانون تنفس به تصویب رسیده است، سالانه باید ۸۰ میلیارد تومان برای اجرای طرح تنفس به سازمان جنگل‌ها اختصاص یابد اما نیروهای حفاظتی فعال در طرح‌های بهره‌برداری سابق معتقدند که این عدد ثابت پاسخگوی حقوق پرسنلی که سالانه حقوقشان بر مبنای نرخ تورم افزایش می‌یابد به همین دلیل سازمان جنگل‌ها طی دو سال گذشته، به بهانه‌های مختلف تعداد نیروهای حفاظتی جنگل را کاهش داده است و این یعنی چتر حفاظتی جنگل در حال تضعیف شدن است.

به گفته نیروهای حافظ جنگل، پدیده ال نینو در سال ۹۴، به جان جنگل‌های شمال افتاد. طوفان ناشی از این پدیده از یک کریدور خاص عبور کرد و فقط در سری دو جنگل دارابکلا، ۳۲ هزار متر مکعب درخت بادافتاده بر جا گذاشت که بخشی از این درختان از شدت طوفان کمر شکن شدند. این درختان اگر برای حفظ بهداشت جنگل و تنظیم بازار از این اکوسیستم خارج نشوند، به زودی با پوسیده شدن تنه‌های بادافتاده، تبدیل به انبار باروت می‌شوند و در آینده نزدیک با حریق‌های گسترده روبرو خواهیم بود. محدودیت در برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل، به ضرر جنگل تمام شده است زیرا در نبود چوب، قیمت‌ها افزایش یافته و مردم به جان درختان داخل روستاها افتاده و حتی از مناطق غیر شمال، درختان روستایی به سمت کارخانه‌های چوب سرازیر می‌شوند.

ایجاد خطر جانی برای نیروهای حفاظت

حافظان جنگل  با اشاره به تغییرات چندباره در رویکردهای سازمان جنگل‌ها عنوان می‌کنند که این تغییرات سبب شده که آنها دیگر ضابط دادگستری به حساب نیایند بنابراین اگر در جریان حفاظت از جنگل و درگیر شدن با قاچاقچیان چوب، دچار مشکلی شوند، تمام هزینه‌های این درگیری را باید شخصا تحمل کنند. دو تن از این نیروها در گذشته دچار مشکل شده‌اند. یکی از آنها به دلیل درگیری با قاچاقچیان به یکسال زندان و پرداخت جریمه نقدی و دیگری به ۱۲۰ میلیون تومان دیه به خاطر استفاده از اسلحه در مواجه با قاچاقچی شمشاد محکوم شده است.

به باور این نیروها، با توجه به تغییرات شرایط اقلیمی در ایران، نمی‎‌توان از عملیات حفاظت فنی و بیولوژیک در جنگل‌ها غافل شد. اجرای این عملیات هم هزینه‌بردار است و دولت باید برای تامین این هزینه‌ها فکری کند. ضمن آنکه از هزینه‌های حفاظت فیزیکی هم نمی‌توان غافل شد. آن‌طور که آنها برآورد می‌کنند برای حقوق کارگران جنگل ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار و برای عملیات حفاظت فنی و بیولوژیک نیز ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار دیگر بدون در نظر گرفتن هزینه مرمت جاده‌ها، نیاز است که دولت باید در برنامه‌های سالانه به آن توجه کند.

حافظان جنگل تاکید می‌کنند که وجود طرح جنگلداری یک چتر حفاظتی برای نگهداشت عرصه جنگل به حساب می‌آمد. فقط کسانی می‌توانستند عرصه‌های تحت پوشش طرح‌های جنگلداری را تصرف کنند که نفوذ بالایی داشتند اما حالا با حذف عنوان طرح جنگلداری، راه برای کسانی که چشم طمع به جنگل دارند باز شده است. آنها به شهر کوچکی مثل نور اشاره می‌کنند که در قالب طرح اسکان دام و تبدیل دامداری‌های سنتی به صنعتی چه فجایعی در آن رخ داده و تمام اراضی جنگلی چهار هکتاری واگذار شده، در نهایت به ویلا تبدیل شده‌اند.

نیروها را به شرکت‌های واجد صلاحیت منتقل می‌کنیم

با وجود تبعات اجتماعی دخل و تصرف در ساختار حفاظتی جنگل، گویا کسی به فکر نیروی انسانی ماهر و آشنا به تمام چم و خم جنگل نیست. نیروهایی که اگر بیکار شود، از ترس فقر، می‌توانند به راحتی به بهترین قاچاقچی جنگل تبدیل شوند. علی عباس نژاد فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها در گفتگو با ما درباره دلایل تصمیم سازمان جنگل‌ها برای عدم تمدید قرارداد نیروهای حفاظتی عنوان می‌کند: بیش از دو هزار نیرو در بحث بهره‌برداری کار می‌کردند. سازمان جنگل‌ها برای اینکه این نیروها بیکار نشوند، گفته است در حفاظت انجام وظیفه کنند. این نیروها قبلا زیر نظر یگان نبودند. در حال حاضر که یگان تشکیل شده است و می‌خواهد جنگل را حفاظت کند، باید شرکتی از شرکت‌های واجد صلاحیت در مناقصه شرکت کند و این نیروها پالایش شوند. از نیروهای حفاظتی مناسب در چارچوب مقررات خاص استفاده خواهیم کرد.

بخشی از نیروهای حافظ جنگل اعلام کرده‌اند که در قبال خروج دام از جنگل به استخدام شرکت‌های بهره‌بردار قبلی در آمده‌اند و حالا به قراردادهای جدید تن نمی‌دهند، فرمانده یگان حفاظت در این رابطه می‌گوید: ما قرار نیست حفاظت را تعطیل کنیم. می‌خواهیم به نیروهای حفاظت انسجام بدهیم. ما از قانون نمی‌خواهیم جلوتر برویم و نمی‌خواهیم از قانون پایین‌تر برویم. شرکتی که می‌آید باید واجد شرایط باشد و بتواند لباس تن نگهبان ما بکند.

او درباره مشخصات شرکت واجد شرایط بیان می‌کند: در بحث‌های حفاظتی موسساتی تحت عنوان موسسات حفاظتی داریم. این شرکت‌ها برای ما کار انجام می‌دهند اما ما نمی‌خواهیم محدودیت قائل شویم. هر موسسه‌ای که بیاید و توان حفاظت را داشته باشد و شرایط ما را بپذیرد، می‌تواند با ما همکاری کند.

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها مدعی می‌‎شود که نیروهای قرقبان حاضر در جنگل حقوق کمی می‌گیرند و نیروهای دفتری شرکت‌های بهره‌بردار بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرند و تغییر و تحولات برای این نیروها مشکل ایجاد می‌کند.

او به این پرسش که چرا اصرار دارید نیروهای حفاظتی را به یگان منتقل کنید و چرا از ساختارهای قبلی استفاده نمی‌کنید، این گونه پاسخ می‌دهد: من به عنوان فرمانده یگانی که در قانون مصوب شده است، ستاد کل نیروهای مسلح به آن مجوز داده است، ناجا، نیروی پلیس به این سیستم تزریق کرده است. باید در چارچوب مقررات قانونی فعالیت کنم. اگر وضعیت خوب بود، می‌گفتم همین وضعیت را ادامه دهیم. وضعیت مناسب نیست و کار درست انجام نمی‌شود. ما بیش از دو هزار نیرو داریم اگر کارشان را در شرکت‌ها درست انجام می‌دادند شاهد این همه قاچاق چوب و تخریب جنگل نبودیم.

البته عباس نژاد درباره اینکه چه بخشی از قاچاق چوب در جنگل‌های دارای طرح که نیمی از سطح جنگل‌های شمال را شامل می‌شود، اطلاعاتی در دست ندارد و گویا اصلا درباره اینکه نیمی از سطح جنگل‌های شمال فاقد نیروهای حفاظتی خصوصی است، اطلاعات خاصی در اختیار ندارد که بتواند به تفکیک درباره میزان تقصیر بخش خصوصی در قاچاق چوب صحبت کند.

اجرای طرح جامع راه نجات جنگل

در حالی که مجموعه عوامل منجر به تخریب جنگل‌های شمال شده است، انگشت اتهام بخش دولتی به سمت بخش خصوصی نشانه رفته است و دولت با تغییر یکباره رویکردها، بدون در نظر گرفتن تبعات اجتماعی و اقتصادی تصمیماتش، جنگل‌های شمال را در آستانه بحرانی حاصل از بیکاری نیروی انسانی متخصص جنگل قرار داده است. محمد علی هدایتی یکی از اساتید مرکز آموزش منابع طبیعی کلارآباد درباره اقدامات اخیر در ارتباط با طرح تنفس جنگل به ما می‌گوید: من با طرح تنفس جنگل موافق نبودم. البته ادامه بهره‌برداری و وضع موجود در برخی از طرح‌های جنگلداری امکان‌پذیر نبود. ضمن آنکه وضعیت حاصل از تنفس هم باعث تخریب جنگل می‌شود زیرا هزینه‌ها تامین نشده است.

او ادامه می‌دهد: ما می‌توانستیم گزینه طرح‌های جامع را که در گذشته شروع به کار کرده بود و نگذاشتند ادامه یابد، مورد توجه قرار دهیم. من به جامع نگری اعتقاد دارم. ایجاد انگیزه‌های دیگر به همراه چوب برای حفظ جنگل اهمیت دارد. این انگیزه‌های دیگر را در بعضی جاها مثل تعاونی صفارود رامسر داشتیم. پروش ماهی، تولید نهال و پارک‌داری از مواردی بود که در این منطقه اجرایی شد ولی این را هم نگذاشتند موفق باشد.

هدایتی ادامه می‌دهد: اگر می‌توانستیم در حوضه‌های آبخیز از حضور مردم منطقه در قالب طرح‌های جنگلداری استفاده کنیم و واستعداد منطقه را شکوفا می‌کردیم همچنین نگاه تک بعدی به چوب نداشتیم، کارمان به تنفس نمی‌رسید. او تاکید می‌کند: طرح تنفس جنگل از بیرون به سازمان جنگل‌ها تحمیل شده است.

لیلا مرگن

خاک بر سر خاک

گفت و گو با با مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست درباره همه خسارت‌هایی که سیل به خاک زده است


علی مریدی

خسارت‌های مادی سیل آنقدر بزرگ است،‌ بی‌خانمانی مردم آنقدر دلخراش است و نجات یافتن از محاصره آب آنقدر مهم است که چشم‌مان یک چیز را نمی‌بیند،‌ خاک را. گل و لای پاشیده به شهرها و به گل نشستن خانه‌ها را می‌بینیم، ولی این را که این گل و لای همان خاک آب خورده است را نه. می‌بینیم که سیل بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان به ما خسارت زده، تکرار می‌کنیم که زیرساخت‌های گاز لرستان ۵۰ میلیارد تومان آسیب خورده، واگویه می‌کنیم که‌ای وای خسارت ۱۶۰۰ میلیاردی سیل به کشاورزی گلستان و صدمه ۱۲هزار کیلومتری جاده‌های کشور و برباد رفتن هزار مدرسه ایران، ولی نمی‌گوییم ای وای از این خاک و وای ازحکایتی که بر آن رفته است. ما فقط می‌گوییم زیرساخت و لوله‌های آب و گاز و رشته‌های برق و جاده، ‌فقط می‌گوییم خانه‌های مردم، وسایل زندگی و دار و ندارشان، اما نمی‌گوییم از دانه‌های ریز و ارزشمند خاک که اگر نباشند راه و آب و برق هم به هیچ دردی نمی‌خورد. البته عده‌ای که دلسوزند حساب و کتابی سرانگشتی کرده‌اند، دلار ۱۴ هزارتومانی را ملاک قرار داده‌اند و حداقل را گذاشته‌اند فرسایش ۵۰۰ میلیون تن خاک در سیل اخیر و آن وقت قیمت جهانی خاک را که برای هر تن ۲۸ دلار است درآن ضرب کرده اند و رسیده اند به این که سیل به خاک ایران بیش از هر جای دیگرش خسارت زده، خسارتی بیش از۱۸۰ هزارمیلیارد تومان. ماجرای بی پایان فرسایش خاک درکشورمان داستان کشدار و پرآب چشمی است،‌ ماجرایی که سریع و موذی هر روز اتفاق می‌افتد ولی کمتر کسی است که حتی به خاک زیرپایش نگاه بیندازد و به نابودی این بستر حیات فکر کند. درباره همه این گرفتاری‌ها و به بهانه خسارت‌های خاموش سیل به خاک کشور با علی مریدی، مدیرکل دفتر آب وخاک سازمان حفاظت محیط زیست گفت‌وگو کرده‌ایم، با او که راوی همه غفلت‌ها و بی‌توجهی‌هایی است که درحق خاک روا داشته می‌شود.

 گل و لایی که این روزها از خانه‌های مردم در مناطق سیل‌زده بیرون کشیده می‌شود خاک باارزشی است که از بالادست شسته شده و به شهرها و روستاها رسیده. آیا برآوردی از میزان خسارتی که سیل به خاک وارد آورده دارید؟
اول بگویم که مقوله خاک در کشور ما بسیار مظلوم است و از میان سه المان اصلی حیات شامل آب،‌ هوا و خاک این خاک است که بیش از همه مورد بی‌توجهی قرار گرفته و حتی قانون مربوط به صیانت از آن اخیرا در مجلس تصویب شده که هنوز نیز ابلاغ نشده است. اما در مورد سیل اخیر باید بگویم که در سیلاب‌ها اولین و مهم‌ترین چیزی که خسارت می‌بیند خاک است. گل و لایی که همراه سیلاب می‌بینیم در واقع همان خاک باارزش است که اتفاقا بیشترین خسارت سیل نیز به واسطه وجود همین گل و لای ایجاد می‌شود. این گل و لای، خاکی است که می‌توانستیم در منطقه با آن کشاورزی کنیم و خاکی است که در مراتع می‌توانست بستر چرای دام و احشام باشد ولی چون آن را به‌درستی حفاظت نکرده‌ایم، هم آن را در منطقه از دست داده‌ایم و هم در بیرون از منطقه باعث ایجاد خسارت‌های بزرگ شده است.
به این ترتیب اولین خسارت سیل بحث فرسایش خاک است. وقتی خاک از بین رفت باعث می‌شود امنیت غذایی‌مان دچار مخاطره شود و به مرور با از دست دادن خاک کشاورزی و دامداری کاهش یابد و در نتیجه از نظر اجتماعی،‌ مهاجرت‌ها و کوچ‌های گسترده به علت از بین رفتن کشت به‌ویژه دیم اتفاق بیفتد.
خسارت بعدی سیل به خاک موضوع آلوده شدن آن است که بیشتر در پایین‌دست اتفاق می‌افتد. یکی از موضوعاتی که اکنون درباره آن به‌خصوص در خوزستان و گلستان نگرانی داریم همین آلودگی‌هاست که براثر سیلاب شدید شسته و حمل شده و به مرور در داخل خاک و آب ته‌نشین می‌شود. این آلودگی‌ها شامل کودها، سموم، فاضلاب و آلودگی‌های نفتی است.

 پس در واقع گل و لای جمع شده در پایین‌دست محل تجمع مواد مضر است!
بله، این آلودگی‌ها در گل و لای جمع می‌شود و در آن باقی می‌ماند چون آلودگی‌ها در رسوبات ترسیب می‌شوند. وقتی آب این گل و لای تبخیر شود آلودگی‌هایش به جا می‌ماند و این به جاماندگی می‌تواند در هرجایی بروز کند ازجمله در تالاب‌ها. یکی دیگر از بحث‌های اصلی در مورد سیلاب که تجارب جهانی نیز آن را تایید می‌کند این است که گل و لای ناشی از سیلاب وقتی خشک شود می‌تواند منشا ریزگرد باشد درحالی که نگاه همگانی در کشور این است که به علت بارندگی‌های اخیر جایی مثل خوزستان از شر ریزگردها نجات خواهد یافت.

 پس هشدارهای این روزهای کارشناسان درباره شکل‌گیری منشا جدید ریزگرد در کشور هم درست و هم جدی است.
بله، کاملا. همواره یکی از سرچشمه‌های تولید ریزگرد در کشورما تالاب‌های خشکیده بوده‌اند، پس وقتی رسوبات سیل اخیرنیزخشک شوند چه در تالاب‌ها جمع شده باشند وچه در جاهایی که به صورت غیراصولی دپو شده باشند، می‌توانند منشا جدید تولید ریزگرد در کشور باشند.

 شما گفتید گل و لای حاصل از سیلاب آلوده به مواد مضری همچون کود و سم کشاورزی است. معنی این جمله این است که این رسوبات دیگر قابل استفاده نبوده و این حجم عظیم از خاک شسته شده را باید از دست رفته دانست؟
قابل استفاده بودن یا نبودن این خاک باید تجزیه و تحلیل شود. اگر رسوبی منشا طبیعی داشته باشد برای کشاورزی خیر و برکت است چون حاوی مواد مغذی است و باعث رشد و نمو بهتر گیاهان می‌شود اما اگر آلودگی‌ها غیر از این باشد مثلا آلودگی نفتی یا سموم، این خاک قطعا مضر است.

 معمولا بعد از وقوع سیلاب‌ها در کشور این پایش روی رسوبات انجام می‌شود تا خاک مفید از خاک مضر متمایز شود؟
نه متاسفانه. پایش یکی از بحث‌هایی است که در کشور ما به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای و امکاناتی بسیار مغفول مانده وبحث پایش و بررسی بعد از سیلاب مورد توجه قرار نمی‌گیرد. البته پایش خاک در حالت عادی نیز به صورت منظم و سازمان‌یافته انجام نمی‌شود.

می‌گویند از خاکی که سطح زمین را پوشانده نهایتا۲۰ سانتی‌متر اولش مرغوب و قابل کشت است. آیا این رقم درست است؟
این عدد درجاهای مختلف کمی متفاوت است چون خاصیت، بافت و نفوذپذیری خاک درمناطق مختلف متفاوت است. اما این عدد در ارتفاعات درست است چون در این نقاط خاک خیلی کم است و بیشتر با سنگ و مصالح درشت گونه روبه‌رو هستیم و می‌بینید که این خاک باارزش را هم چطور راحت و ساده از دست می‌دهیم.


 منظورتان از ارتفاعات جنگل‌ها هم هست؟
منظورم جنگل، مرتع و کوهستان است. شک نداریم که یکی از عوامل مهم تولید سیلاب از بین رفتن جنگل‌هاست. چه درگلستان که گرفتار جنگل‌تراشی است و چه زاگرس که دچار انواع بیماری درختان و ضعف در صیانت و در نتیجه تخریب است.

 می‌توانیم بگوییم با سیل اخیر حاصلخیزی جنگل‌ها و مراتع کاهش یافته است؟
به صورت کلی می‌توانیم این را بگوییم ولی این‌که این کاهش با چه درصدی و در کدام نقاط اتفاق افتاده نیاز به مطالعه و پایش دارد. ولی آنچه می‌توان به طور قطع در مورد آن حرف زد این است که حجم زیادی از خاک حاصلخیز کشور که در استان‌های لرستان و کرمانشاه است و منشایی است برای مراتع و کشت و کار از بین رفته و این خاک آمده است در خانه‌های مردم.

 پس می‌توانیم بگوییم بعد از سیل اخیر جنگل‌های زاگرس و هیرکانی و مراتع آن خطه ضعیف‌تر شده و روند تخریبشان تندتر می‌شود؟
احتمالش هست، ولی به طور گسترده ممکن است رخ ندهد. اما در بحث سیل موضوع مهم این است که ریشه درخت‌ها از خاک بیرون می‌زند و به مرور خشک می‌شود. پس از این منظر می‌توانیم بگوییم تخریب مراتع و جنگل‌ها تشدید شود به ویژه این که سیل خاک سطحی، بذرهایی که درون خاک بوده و حتی گرده‌افشانی‌هایی که شده را می‌شوید و با خود می‌برد. البته همه این موضوعات چون تاکنون به طور دقیق و علمی مطالعه نشده درحد بحث وگفت‌های کارشناسی محدود مانده.

 رسوبات جمع شده در پایین‌دست را نمی‌شود دوباره به بالادست یعنی به مراتع و جنگل‌ها منتقل
کرد؟
این کار در مقیاس‌های کوچک و گاه در حد چند هکتار انجام می‌شود، ولی چون در حوزه جنگل و مرتع مقیاس تخریب و فرسایش خاک بالاست و نیازبه تجهیزات و سرمایه‌های مادی زیادی دارد انتقال رسوبات از نظر اقتصادی و اجرایی و مقرون به‌صرفه نیست.

 آمار فرسایش خاک در کشورمان بالاخره چقدر است؟ چون آمارهای ضد و نقیضی در این باره وجود دارد؟
آمار سازمان جنگل‌ها و مراتع می‌گوید ۱۶ تن به ازای هرهکتار یعنی حدود دو میلیارد تن فرسایش در طول سال.


مریم خباز

نجات زمین با چسب زخم

مهدی آیینی

در دل جنگل زباله می‌کاریم، روی شانه‌های کوهستان ویلا.‌ رود‌خانه از فاضلاب ‌جاری است، دریا خسته از ‌‌موج‌های پلاستیکی . زاگرس در سوگ بلوط می‌گرید، هیرکانی  در غم شمشاد‌.

کامیون‌ها نعش کش‌ درختان شده‌اند، قاچاقچیان چوب، کلیددار جنگل ‌. حیات وحش از انقراض می ترسد، محیط‌بان زندانی از شکارچی آزاد.

محیط زیست کشور زخم کم ندارد، هر جای ایران که بایستید زمین غم دارد، آسمان بغض ؛ چراکه  توجه به محیط زیست کشور برای بسیاری از مدیران و مسؤولان هیچ وقت از مقام شعار و وعده فراتر نرفته به همین خاطر امروز نیز که در تقویم روز جهانی زمین است ، بسیاری فقط از محیط زیست «می‌گویند»؛ محیط زیستی که دیگر تاب وعده و شعار را ندارد.

نباید فراموش کرد که کم نیستند افرادی که از‌ دغدغه های زیست محیطی شهروندان برای خود پله می‌سازند، پله‌ای که بالا رفتن از آن مساوی است با فراموشی محیط زیست،  به همین دلیل با توجه به اینکه انتخابات مجلس در پیش رو است بسیاری تبلیغات زیر پوستی شان را آغاز کرده اند امروز‌ را باید مجالی دانست برای گفتن از خطر انتخاب نمایندگانی که با شعارهای محیط زیستی به مجلس راه پیدا می کنند، اما در نهایت محیط زیست را قربانی می کنند تا در انتخابات آینده دوباره انتخاب شوند.‌

امروز در سازمان حفاظت محیط زیست نیز قرار است مدیران حوزه معاونت محیط طبیعی و تنوع زیستی به پرسش های خبرنگاران پاسخ بدهند. مدیرانی که برخلاف وظیفه شان ، پاسخگویی را بیشتر به چنین نشست هایی محدود می کنند.

بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد نیز امروز با برنامه‌های مانند کاشت درخت سعی می​کنند این روز را گرامی بدارند، اما زخم های ناسور محیط زیست کشورمان با چسب زخم‌هایی که هرسال در روز زمین برایش تجویز می شود درمان نمی شود‌، زمانی می توان به نجات زمین امیدوار بود که محیط زیست به همه صفحات تقویم سنجاق شود.

بلای بالدار

درباره ملخ هایی که به جنوب ایران آمده اند، زمان آمدنشان و راه های مقابله با آنها که بحث برانگیز است

وقتی شنیدیم ملخ ها آمده اند، گفتیم دراین اوضاع سیلابی و امتداد آوارگی ها ومشکلات فقط همین مان کم بود که ملخ ها بیفتند به جان خوزستان و بوشهر و فارس و کرمان و هرمزگان و سیستان وبلوچستان و بعد هم نوبت قحطی برسد، آخربوستان سعدی مان را خوانده ایم که گفته است: چنان قحط سالی شد اندر دمشق/که یاران فراموش کردند عشق/ نه درکوه سبزی نه در باغ شخ/ ملخ بوستان خورد و مردم ملخ.

البته ملخ ها چند وقتی می شود که به کشورمان آمده اند ولی صدای آمدنشان تازه درآمده. یک منبع مطلع به ما گفت که اینها اوائل اسفند به خوزستان و بوشهر رسیده اند و یک مقام مسئول درسازمان حفظ نباتات گفته است که ملخ ها ازهشتم بهمن ورود کرده اند، عجیب این که مدیرحفظ نباتات سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان به تسنیم گفته است که اینها از دو روز قبل به کشورمان آمده اند. این که حرف ها یکی نیست و اطلاعات همخوانی ندارد البته چیز تازه ای نیست ولی نکته این است که چرا و چطور خبر مهم هجوم ملخ ها به کشورمسکوت مانده است.

البته پنجم اسفند درخبری کوتاه، مدیراداره جهادکشاورزی اهوازگفته بود که ملخ ها به غیزانیه و مزارعش رسیده اند ولی آنقدر آمدن ملخ ها دراین خبرمحدود جلوه داده شده بود که راحت می شد از کنارش گذشت. ولی حالا قضیه فرق می کند چون هم مدیرحفظ نباتات سازمان جهاد کشاورزی استان هرمزگان به عنوان استانی که در مسیر ملخ هاست و هم مدیرکل مبارزه با آفات عمومی وهمگانی سازمان حفظ نباتات گفته اند که این هجوم به یک روایت در۵۰ سال اخیر و به روایتی دیگر در۴۰ سال گذشته بی سابقه است.

ملخ ها از کجا آمده اند

درباره این که ملخ ها ازکجا می آیند و به کشور ما می رسند یک نام بین همه صاحبنظران و مسئولان تکرارمی شود. این نام عربستان است، کشوری نه چندان دوست با ما که فاصله دو پایتختمان ازهم ۱۷۵۶کیلومتراست. سعید معین ازسازمان حفظ نباتات البته از شبه جزیره عربستان نام می برد که قطر و عمان را هم شامل می شود و مهدی ضرابی، استاد حشره شناسی دانشگاه درگفت وگو با ما شمال آفریقا مخصوصا سودان را نیز به این لیست اضافه می کند. این نشان می دهد که ملخ های مهاجم خارجی اند و چون راهی طولانی را طی می کنند تا به ایران برسند عده ای به آنها می گویند ملخ صحرایی وعده ای دیگر می گویند ملخ دریایی . این که چرا ملخ ها ازعربستان به سمت شرق متمایل می شوند و به ایران می آیند ولی گردش به چپ ندارند و به سمت اروپا و قاره های دیگر نمی روند قضیه مجهولی است که ضرابی می گوید این ازعجایب خلقت است که بشر با این همه پیشرفت علمی هنوز سر از کار ملخ ها درنمی آورد.

البته گمانه هایی دراین باره وجود دارد که این حشره شناس به یکی ازآنها اشاره می کند و به نقل ازیافته های علمی یک دانشمند روس که تازه ترین اطلاعات درحوزه ملخ شناسی است توضیح می دهد که ملخ های دریایی، مراتع شنزاری را برای تخم گذاری مناسب می دانند که خب واضح است که ایران کم از این اراضی ندارد.

حیرت های ملخ دریایی

ملخ های دریایی زرد رنگ نهایتا هفت تا هشت سانتیمتر قد می کشند و عمرشان هم بیشتر از سه چهار ماه  نیست با این حال کارهایی از دستشان ساخته است که آدمیزاد را به ستوه می آورد. اینها اعجوبه اند، قدرت پروازی شان بی نظیر است ومی توانند بدون وقفه هرروز۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتر پروازکنند، اگر باد موافق بیاید که پروازشان راحت تر می شود و تا روزی ۵۰۰ تا هزارکیلومتر پرواز می کنند. ضرابی می گوید ملخ ها که چیزی نیستند، برخی حشرات تا روزی ۴۰۰۰ کیلومتر بدون توقف پرواز می کنند ولی بدی ملخ ها این است که درکنار این قدرت پروازی، سخت جانند و درطول پرواز ازهمه جریان های شدید آب وهوایی حتی جریانات اقیانوسی که هواپیماها را درچاله های هوایی می اندازد، عبور می کنند.

ملخ های دریای قدرت تخم گذاری و زادآوری شان نیزخارج از وصف است(۳۰۰ تا ۴۰۰ تخم به ازای هر ملخ) و خورد وخوراکشان خارج از تصور، به حدی که ضرابی می گوید اینها به صورت یک توده ابر حرکت می کنند و هرجا که فرود بیایند هرچه که سرراهشان باشد را می خورند، مثلا از یک درخت نه فقط میوه و شاخ و برگ را که حتی پوست را و دقیقا به همین علت است که ملخ دریایی را در دنیا آفت ملی و حتی آفت بین المللی می دانند.  

عربستان چشم ها را بست

فائو، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، سیستم رصد آفات دارد که به گفته کارشناسان، بسیار تخصصی و کارآمد و مدرن است، درحوزه رصد ملخ هم می گویند فائو ملخ شناس های خبره جهان را در اختیار دارد. فائو به ایران ازمدت ها قبل اعلام کرده بود که ملخ های مهاجر دارند می آیند و سعید معین، مدیرکل مبارزه با آفات عمومی وهمگانی سازمان حفظ نباتات نیز به ما گفت که ازهمان زمان آماده اند.  او می گوید تا امروز در۳۸ هزارهکتار از اراضی درمعرض خطر اقدامات مبارزه ای انجام شده ولی پیش بینی می شود که این کار باید حداقل در۲۰۰هزارهکتار دیگر ادامه یابد. 

حجم ملخ هایی که تا امروز به کشورمان آمده اند به گفته او شامل۴۰ تا ۵۰ گروه چندهزاره تا چند ده هزاره بوده که اگر ضرب درهم شوند، می شوند همان توده ابرمانند و سیاهی که ازحمله ملخ ها در ذهن ماست. اما آیا می شد این ملخ ها به سمت کشورمان نیایند یا اگر می آیند این همه زیاد نباشند؟

پاسخی که سعید معین می دهد روایت قابل تاملی است، روایت بی توجهی یک همسایه و شاید غرض ورزی اش. به این روایت گوش کنید: عربستان درباره مبارزه با ملخ‌های صحرایی شیطنت به خرج داده و بدون این که مبارزه جدی داشته باشد، اجازه داده آنها به ایران بیایند. طبیعی است که آمارها و اطلاعات مسیر باد در اختیارعربستانی ها هم گذاشته می‌شود و چون مسیربادها مشخص بود که ازعربستان به سمت ایران است، آنها قطعاً می‌دانستند مسیربعدی این ملخ‌ها کشورما خواهد بود، بنابراین مبارزه جدی نکرده‌اند، به خاطرهمین ملخ‌ها به سمت ایران سرازیر شده است.

سیل، ملخ آورد؟

زمزمه ها این روزها این است که چون گذر سیل به ایران افتاده، طغیان ملخ ها هم ضمیمه شده و درنتیجه هجوم ملخ ها به کشورنتیجه وقوع سیل است. حرف وحدیث است دیگر، بحران که درجامعه ای زیاد شود تمایل افکارعمومی این است که همه را به هم ربط دهند. درمورد ربط منطقی این دو رویداد به هم نیز اظهارنظر زیاد است به طوری که عده ای از ریشه منکرش می شوند وعده ای زیرپوستی تاییدش می کنند. البته اگر به یاد بیاوریم که ملخ ها اولین بار بهمن پارسال به کشور آمدند آن وقت شاید اصرار به ربط داشتن سیل وهجوم ملخ نداشته باشیم ولی وقتی با کارشناسان و حشره شناسان گفت وگو کردیم، معلوم شد که این اصرار چندان بی منطق نیست.

سعید معین معتقد است سیل‌های اخیر که همراه با بارندگی و باد بوده ورود ملخ ها به کشوررا تسهیل کرده است چون این ملخ‌ها خود را به جریان باد سپرده و با تحمل کمترین فشار و مقاومتی به مقصد رسیده اند و مهدی ضرابی، حشره شناس نیز دوباره استناد می کند به جدید ترین یافته های دانشمند حشره شناس روس که گفته است بعد از یک دوره خشکسالی وشروع یک دوره پربارش، ملخ های مهاجر نیز طغیان می کنند.

با این حال امیرمسعود جلالی ،معاون دفتر حفاظت وحمایت سازمان جنگل‌ها قاطعانه به ایسنا گفته است که هرچند رطوبت خاک می تواند شرایط را برای تکثیر ملخ‌ها فراهم کند اما ورود آنها به کشورهیچ ارتباطی با بارندگی و سیل‌های اخیر ندارد.

چالش تهیه سم

بین مسئولان و کارشناسان درمورد استفاده از سم همیشه اختلاف نظربوده است، مخصوصا میان مسئولان وحشره شناس ها که می گویند سم پاشی برای مقابله با یک آفت مساوی است با از بین رفتن صدها حشره ای که برای طبیعت مفیدند.حتی مهدی ضرابی استاد حشره شناسی دانشگاه می گوید روش های بیولوژیک مثل تغییر پوشش گیاهی مناطق و تغییر بافت خاک یا استفاده از روش طعمه گذاری بهتر و کم خطرتر از سم پاشی است که البته سعید معین آن را قبول ندارد و می گوید وقتی آفتی طغیان کرد هیچ راهی بجز سم پاشی وجود ندارد و روش هایی مثل استفاه از پارازیت یا قارچ برای وقتی است که آفت محدود به یک منطقه کوچک باشد نه مثل حالا که ملخ ها ۶استان را قبضه کرده اند.

سازمان حفظ نباتات پیش بینی کرده که حمله اصلی ملخ ها از اردیبهشت آغاز شود و جدال با این آفت تا اواخر تیر ادامه داشته باشد، جدالی که وجود سم و ابزارآلات به اندازه کافی رمز پیروزی درآن است. معین می گوید برای مقابله با ملخ های دریایی درخواست ۱۲ میلیارد تومان بودجه کرده ایم  که ستاد مدیریت بحران با ده میلیارد آن موافقت کرده ولی هنوز ریالی پول به دستمان نرسیده و وزیر جهادکشاورزی در هیات دولت پیگیر است.

او می گوید اگر این پول تا دوهفته آینده تامین شود که فبها ولی اگر بموقع به دستمان نرسد ملخ ها از کنترل خارج می شوند و این می شود خطرنابودی اراضی کشاورزی و باغ ها و به مخاطره افتادن امنیت غذایی ۸۰ میلیون ایرانی.

مریم خباز

جنگل‌بانان بیکار نمی‌شوند/ شیطنت شرکت‌های پیمانکار

 فرمانده یگان حفاظت منابع‌طبیعی کشور درگفت‌وگو با گزارشگران سبز


عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت منابع‌طبیعی ‌

چند روزی است که تعدادی از جنگل‌بانان و قرقبانان شمال کشور نگران از دست دادن شغل‌شان هستند، افرادی که وظیفه شان حراست از جنگل‌های هیرکانی است و باید گفت با افزایش دغدغه‌های آنها فرصت بیشتری در اختیار قاچاقچیان چوب قرار می گیرد به همین دلیل نگرانی‌های این افراد باید هرچه زودتر برطرف شود. اخبار ضد و نقیض زیادی درباره شرایط این افراد منتشر شده به همین دلیل با  سرهنگ علی‌عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت منابع‌طبیعی کشور تماس گرفتیم. او تاکید کرد که این افراد قرار نیست بیکار شوند و شیطنت‌های برخی شرکت‌ها سبب نگرانی آنها شده است. در این گفت‌وگو عباس نژاد از‌ بهتر شدن شرایط جنگل‌بانان و قرقبانان با برگزاری مناقصه و عقد قرار داد با شرکت‌های توانمند سخن می‌گوید.

  • خبرهایی در فضای مجازی منتشر شده که از اعتصاب‌ تعدادی از نیروهای حفاظتی جنگل در شمال کشور حکایت دارد ماجرا از چه قرار است؟
  • ماجرای خاصی نیست. این افراد نیروهایی بوده‌اند که قبلا در طرح بهره‌برداری از جنگل فعال بودند، اما با اجرای طرح تنفس جنگل، طرح بهره برداری از جنگل متوقف شد. به این ترتیب‌ سازمان جنگل‌ها برای اینکه این افراد بیکار نشوند‌ تشخیص داد تا از آنها در بخش‌ حفاظت استفاده شود.
  • مدیریت این افراد با سازمان جنگل‌هاست یا پیمانکاران این وظیفه را به عهده دارند؟

شرکت‌های پیمانکار ‌افراد را مدیریت می کنند.

  • مشکل پیش آمده برای این افراد از سوی شماست یا پیمانکار؟

     ماجرا از این قرار است که قرار داد این افراد با شرکت پیمانکار تمام شده و باید قرار‌داد جدیدی بسته  شود. قرار داد جدید نیز به مناقصه نیاز دارد و پرسه کمی طولانی شده‌است. دراین بین متاسفانه  برخی شرکت ها شیطنت کرده‌اند به همین دلیل برخی‌‌ تصور می‌کنند که قرار است بیکار شوند.

این مناقصه چه زمانی برگزار می شود؟

مناقصه بزودی برگزار می شود، باید تاکید کنم سازمان جنگل‌ها برنامه ای برای بیکار کردن این افراد ندارد. مهم این است که شرکت‌های توانمند مدیریت این مهم را در دست بگیرند به همین دلیل ‌ مناقصه برگزار می شود.

اما برخی از این افراد نگران هستند که شرکت جدید با آنها قرارداد نبندد.

در قرار دادی که سازمان با این شرکت‌ها منعقد می‌کند گنجانده می‌شود که شرکت‌ها باید با همین نیروها کار کند البته این در صورتی است که شخص صلاحیت لازم را ‌داشته باشد.‌

  • برخی از جنگل‌بان و قرقبانان نگران هستند که بین سابقه بیمه آنها فاصله بیفتد.

  تا دو ماه در این خصوص مشکلی پیش نمی‌آید و ماهم بزودی مناقصه را برگزار می کنیم. البته تا قرار داد جدید بسته نشود شرکت قبلی باید به وضعیت این افراد رسیدگی کنند.

  • یعنی این افراد اکنون بیکار نیستند؟

 آنها بیکار نیستند متاسفانه برخی در این بین شیطنت کرده اند.

  • با ترک پست این افراد فرصت برای قاچاقچیان چوب مهیا می‌شود دراین باره چه می‌گویید؟
     
    این افرادنباید پست شان را ترک کنند.

  • چه تعداد جنگل‌بان و قرقبان‌ با پیمانکاران همکاری می‌کنند؟

بیش از هزار نفر نیروی حفاظتی داریم، اما شرکتی که با نکاچوب بوده حدود ۴۰۰ نیرو دارد.

  • برای  حقوق عقب افتاده این افراد چه برنامه ای دارید؟‌

در قرار داد‌ جدید به این مهم توجه بیشتری شده و شرایط پرداختی شان قانونمندتر شده است.بازهم اطمینان می‌دهیم که این افراد نباید نگران آینده شغلی شان باشند. ‌

موهبت‌های سیل مهیب

محمد‌‌ درویش

بر خلاف کارشناسانی که فرسایش خاک، از بین رفتن پوشش گیاهی و تخریب بخشی از جنگل‌ها و مراتع مناطق بالادست را از نتایج اصلی وقوع سیلاب سهمگین هفته‌های گذشته عنوان می‌کنند، برخی فعالان محیط زیست، سیل را حاوی آثار مثبتی برای طبیعت می‌دانند و بعضی هم آثار مثبت این سیل را به معجزه الهی تعبیر می‌کنند.

محمد درویش، یکی از همین افراد است که در گفت‌وگو با ما تاکید دارد که در مجموع نه تنها این سیل به محیط زیست خسارتی وارد نکرده، بلکه منافع بسیار زیادی را نیز برای آن به همراه داشته است، چراکه سیلاب‌ها می‌توانند مواد مغذی درون خاک را از کوهستان‌ها به سمت دشت‌های سیلابی و آبرفتی سرازیر کنند و در سیل اخیر نیز این منابع غنی تغذیه گیاهان به دشت‌های استان خوزستان، فارس، هرمزگان و سیستان و بلوچستان راه پیدا کرده‌اند. این در حالی است که حاصلخیزی بیشتر این دشت‌ها در سال‌های اخیر به دلیل خشکسالی و شور شدن خاک کم شده بود و در اثر این سیل، تا حدودی حاصلخیزی آنها احیا شده است.

از سوی دیگر به گفته این فعال محیط زیست، این سیلاب تالاب‌های بسیاری را پرآب کرده و در نتیجه، چشمه‌های داخلی تولید ریزگردها تا زمانی که این تالاب‌ها پر آب خواهند بود، به صورت طبیعی مهار می‌شود. اما حتی اگر این اتفاق هم نیفتد، پر آب بودن تالاب‌ها، افزایش جمعیت پرندگان در زیستگاه‌های تالابی را به همراه دارد، که خود این اتفاق کاهش آفات را در اراضی کشاورزی مجاور تالاب‌ها در پی خواهد داشت.

درویش توضیح می‌دهد سیل اخیر تا حدودی در بهبود شرایط اکوسیستم خلیج فارس، دریای عمان و دریاچه ارومیه موثر بوده و باعث بازگشت بعضی از جانوران آبزی و افزایش تخم‌ریزی ماهی‌ها در این پهنه‌های آبی شده، که این موضوع را نیز می‌توان به عنوان یکی از موهبت‌های این سیل در نظر گرفت.

او افزایش ظرفیت گرمایی به‌خصوص در استان خوزستان را نیز به عنوان یکی از آثار مثبت سیل هفته‌های گذشته معرفی می‌کند و می‌گوید: اکنون هر پنج تالاب اصلی خوزستان با ظرفیت نزدیک به صد در صد پر از آب هستند که این موضوع در دهه‌های گذشته بی‌سابقه بوده است. اتفاقی که می‌تواند باعث شود تفاوت دمای شب و روز در این استان کاهش یابد و درجه حرارت هوا نیز در فصل تابستان به اندازه سال‌های قبل بالا نرود.

این فعال محیط زیست از کاهش بیابان‌زایی، رونق صیادی و افزایش سطح آب سفره‌های آب زیرزمینی به عنوان بخشی از برکت‌های سیل اخیر یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: از معدود خسارت‌هایی که این سیلاب بر محیط زیست وارد کرده، شسته شدن سطح قابل توجهی از خاک دامنه‌های زاگرس به دلیل پوشش گیاهی کم این دامنه‌ها در زمان وقوع سیل بود و چون، تولید هر سانتی متر خاک حدود ۸۰۰ سال زمان می‌برد، به هر حال این فرسایش خاک، سبب آسیب به آن بخش از اندوخته غذایی ما که مرتبط با حجم خاک موجود در دامنه‌های زاگرس است، می‌شود.

گرد‌ و‌ خاک سیل

کارشناسان، افزایش گرد و غبار در ماه‌های آینده را به عنوان یکی از عواقب سیل سهمگین اخیر پیش‌بینی می‌کنند
وسعتش از هر زلزله‌ای بیشتر بود. ویرانه‌های باقیمانده از آن نیز همین طور. سیل آمد و هرچه را بر سر راهش بود، شست و زندگی بسیاری از مردم را برد و عید هموطنانمان را در استان‌های گلستان، لـــرستان، خوزستان و برخی از استان‌های دیگر به عزا تبدیل کرد. اما آسیب این سیل فقط بر مردم شهرها و روستاها وارد نشد، بلکه سیل سهمگین هفته‌های گذشته به بخش‌های وسیعی از طبیعت نیز آسیب زد؛ آسیبی که نمودهای آن از جمله افزایش گرد و غبار در استان‌های سیل‌زده در آینده‌ای نه‌چندان دور بیشتر مشخص خواهد شد.مهم‌ترین آسیب سیل برای طبیعت چه در شمال شرق و چه در غرب و جنوب غربی کشور، فرسایش خاک مناطق بالادست است؛ چراکه وقتی سیل به راه بیفتد، آن هم با این شدت و سرعتی که این بار جاری شد، خاک سطحی ارتفاعات اولین چیزی است که بر سر راهش قرار دارد و سیلاب این خاک را با قدرت زیاد می‌شوید و به مناطق پایین‌دست می‌برد.
این تحلیل کارشناسانی است که با ما گفت‌وگو می‌کنند. کارشناسانی از جمله افشین علیزاده، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران که معتقد است وقتی بعد از چند سال خشکسالی، سیلاب شدید رخ می‌دهد مقدار بسیاری از خاک سطحی مناطق بالادست شسته می‌شود، زیرا در این شرایط، تعداد گیاهانی که ریشه آنها مانعی است برای فرسایش خاک، کمتر شده و در نتیجه حجم بیشتری از خاک این مناطق در اثر سیل از سطح زمین جدا می‌شود.
«چون خاک سطحی دارای بیشترین میزان حاصلخیزی است، فرسایش این خاک کاهش حاصلخیزی مناطق بالادست را به همراه دارد و در نتیجه تا چند سال بعد از وقوع سیل، گیاهان کمتری به نسبت سال‌های قبل در ارتفاعات رشد خواهند کرد که این مساله خود می‌تواند احتمال وقوع سیلاب‌های شدید در سال‌های آینده را در پی داشته باشد.»

سیل، درختان را خواهد برد
صرف نظر از این که وقوع سیل در مناطق بالادست باعث شسته شدن خاک و کاهش حاصلخیزی آن می‌شود، سیلاب همچنین می‌تواند گیاهان و درختانی را که بر سر راهش قرار گرفته‌اند، از ریشه جدا کند و با خود ببرد.
البته علیزاده تاکید دارد  رخ دادن این اتفاق،  به محل وقوع سیل، نحوه جاری شدن آن، مقدار عمق خاک و میزان پوشش گیاهی منطقه سیل‌زده وابسته است؛  «وقتی درختان با تعداد کم به‌خصوص در دره‌ها و مناطقی با شیب زیاد قرار گرفته باشند، احتمال آسیب دیدن آنها هنگام وقوع سیلاب‌های شدید بیشتر خواهد بود. همان‌طور که در سیل اخیر نیز در مواردی در غرب و جنوب‌غربی کشورمان این موضوع مشاهده شده است.»
باید این موضوع را هم در نظر داشت که جنگل‌ها و مراتع به صورت طبیعی به عنوان موانعی در برابر وقوع سیلاب‌های شدید ایفای نقش می‌کنند، اما آن‌طور که عضو هیات علمی دانشگاه تهران می‌گوید در سیل اخیر پوشش‌های گیاهی به‌خصوص در مناطق کوهستانی غرب کشور، نتوانسته‌اند به خوبی جلوی وقوع سیل را بگیرند، چراکه شدت بارش در این مناطق از ظرفیت خاک جنگل‌های آن برای جذب آب باران بیشتر بود. در نتیجه، خاک جنگل‌های بلوط غرب کشور قدرت جذب خود را از دست دادند و آب باران به جای این که به داخل خاک فرو برود، روی آن جاری شد و بر اثر تداوم بارش شدید، سیل سهمگینی در این منطقه به وقوع پیوست. البته کاهش پوشش گیاهی مناطق بالادست این جنگل‌ها بر اثر چرای بی‌رویه و بوته‌کنی بدون شک در شدت یافتن سیل اخیر تاثیرگذار بود.

 سیل بعدی: گرد و غبار شدید …
فرسایش خاک سطحی مناطق بالادست بر اثر وقوع سیلاب شدید یک مساله است و این که این خاک شسته شده در چه منطقه‌ای نشست می‌کند، مساله‌ای است دیگر. علی‌محمد طهماسبی، مشاور رئیس سازمان محیط زیست و دبیر ستاد ملی مقابله با پدیده گرد و غبار در این باره به جام‌جم توضیح می‌دهد اگر شدت سیلاب زیاد باشد، خاکی که از ارتفاعات کنده شده، حتی ممکن است از دشت‌ها نیز عبور کند و در چاله‌ها یا مصب‌ها و دلتاهای نزدیک دریا انباشته شود.
«در هر صورت بخشی از رسوبات در طول مسیر سیلاب پخش می‌شود و به طور مثال اگر این رسوبات در دشت‌ها ته‌نشین شود، با فروکش کردن سیلاب و بعد از آن هم تبخیر رطوبت موجود در خاک، تنها چیزی که روی زمین باقی می‌ماند، رسوبات حاصل از سیل بوده که اغلب به صورت ریزدانه است.» طهماسبی معتقد است در سیل اخیر نیز به‌خصوص در استان خوزستان بخش زیادی از ریزدانه‌های خاک سطحی مناطق بالادست در دشت‌های این استان رسوب کرده و ممکن است بعد از فروکش کردن سیلاب، دشت‌ها هنوز مرطوب باشند، اما در فصل تابستان که درجه حرارت در این استان به ۵۰ درجه سانتی گراد می‌رسد، هیچ آثاری از این رطوبت باقی نمی‌ماند و با تبخیر آب، فقط این عناصر ریزدانه روی دشت‌های خوزستان باقی خواهد ماند. عناصری که
هر وزش باد شدیدی به راحتی می‌تواند آنها را از زمین بلند کند و باعث ایجاد گرد و غبار شود.
دبیر ستاد ملی مقابله با پدیده گرد و غبار برای اثبات این ادعای خود به مقاله‌های علمی و مشاهدات تجربی کشورهای مختلف جهان استناد می‌کند و می‌گوید: «مشاهدات علمی در بسیاری از نقاط جهان نشان می‌دهد که بعد از وقوع سیلاب در دشت‌ها، با یک فاصله زمانی شش تا ۹ ماهه، در زمانی که دشت‌ها کاملا خشک شده‌اند، گرد و غبار با غلظت و شدت بیشتری نسبت به سال‌های قبل به وقوع می‌پیوندد. بر این اساس به جرات می‌توان گفت سیلی که امروز در خوزستان اتفاق افتاده، در ماه‌های آینده باعث ایجاد گرد و غبار با شدت بیشتری از سال‌های قبل خواهد شد.»
او البته به موضوع پرآب شدن تالاب‌ها در اثر وقوع سیلاب هم اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «کم شدن گرد و غبار ناشی از خشک بودن تالاب‌ها به دلیل این سیل را می‌توان پذیرفت، اما چون دقیقا عکس این ماجرا در دشت‌های وسیعی اتفاق خواهد افتاد، به نظر می‌رسد سیل اخیر نه تنها باعث کم شدن گرد و غبار نمی‌شود، بلکه افزایش آن را نیز در پی خواهد داشت.»
از سوی دیگر به گفته طهماسبی، امروز در بخش‌هایی از مدیریت کلان کشور زمزمه‌هایی مبنی بر کاهش بودجه گرد و غبار برای امسال به راه افتاده، چراکه برخی مدیران معتقدند سیل و باران امسال باعث کاهش گرد و غبار می‌شود و دیگر لازم نیست بودجه‌ای ویژه برای مقابله با این پدیده مانند سال‌های قبل اختصاص پیدا کند. او اما می‌گوید بر مبنای استدلال‌های علمی با این نظر مخالف است و برای همین مقاله‌ای تهیه کرده و برای مرکز پژوهش‌های مجلس خواهد فرستاد تا جلوی کاهش بودجه مقابله با گرد و غبار به دلیل وقوع بارش‌های شدید و سیل اخیر را بگیرد.

 احتمال پیشروی آب دریا
آب سیل گل‌آلود است، زیرا این آب، خاک سطحی مناطق بالادست را با خود به همراه دارد. بنابراین فرقی نمی‌کند که سیلاب به دشت سرازیر شود یا در مسیر خود به سد برخورد کند، چون هر جا سیلاب ساکن شود، این رسوبات ته‌نشین خواهند شد. از این جهت می‌توان گفت رسوبات حجم زیادی از آبی را که امروز در اثر سیل پشت سدهای استان‌های سیل‌زده جمع شده، تشکیل می‌دهد.
علی سلاجقه، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران ضمن بیان این جملات، روی این نکته هم دست می‌گذارد که در شرایط فعلی لایروبی رودخانه‌ها و معابر دچار آب‌گرفتگی به این دلیل انجام می‌شود که بخشی از خاک سطحی بالادست در اثر سیل شسته شده و در مصب‌های مناطق پایین‌دست نشست کرده و اکنون تنها چاره برای مدیریت این بحران به‌خصوص در استان گلستان، این است که برای باز شدن راه جریان آب، این لایروبی ادامه پیدا کند.
او اما درباره بالا رفتن تراز آب دریای خزر نیز هشدار می‌دهد.  «درست است که امروز ما ناچاریم برای باز کردن جریان آب به سمت دریا در استان گلستان، مسیر عبور سیل را لایروبی کنیم، اما اگر روزی تراز آب خزر از تراز آب ورودی رودخانه‌ها بالاتر رود، دیگر نیروی خالص رودخانه نخواهد توانست که آب و مواد درون آن را وارد دریا کند و در این حالت دریا در دلتاهای ایجاد شده ناشی از سیل پیشروی خواهد کرد و دیگر اجازه نخواهد داد که ما در آن منطقه رسوب‌برداری انجام دهیم. این یعنی از بین رفتن کامل مناطقی از این استان که امروزه به زیر آب رفته‌اند.»
از بین رفتن بخش‌هایی از شهرها و روستاهای استان گلستان، افزایش گرد و غبار در استان خوزستان و کاهش پوشش گیاهی مناطق بالادست استان لرستان، تنها بخشی از احتمالاتی است که کارشناسان ما به عنوان پیامدهای مخرب سیل اخیر بر طبیعت کشور از آن یاد می‌کنند، اما آنچه که قطعی است، این است که خسارات شدید ناشی از این سیل بدون شک ریشه در سوء مدیریت‌ها و برخورد نامناسب ما با طبیعت دارد. اما ناگزیر این سیل اتفاق افتاده و در کنار آسیب‌هایی که به مردم و طبیعت ما زده، فوایدی هم برای آنها در پی داشته باشد و چه بسا مهم‌ترین فایده آن، درسی است که باید مدیران ما از وقوع این حادثه بگیرند.


محمد حسین خودکار

«محیط‌‌‌‌ نیستی‌تر» از همیشه!

مهدی آیینی

زاگرس بی‌بلوط‌تر شد، هیرکانی بی‌شمشادتر، یوز‌ به انقراض نزدیک‌تر شد و هوبره به شیخ‌نشینان خلیج‌ فارس، صید ترال برای کشتی‌های چینی در آب‌های عمان رونق گرفت و خزر زیر تیغ انتقال آب رفت.
در سالی که نفس‌هایش به شماره افتاده، اتفاق‌های تلخ زیست‌محیطی زیادی رقم خورد‌ ‌از شمار محیط‌‌بانان شهید که به عدد ١٢٣ رسید‌ بگیرید تا سوختن فعالان محیط ‌زیست در مریوان و بلاتکلیفی و دوری تعدادی دیگرشان از سفره هفت‌سین برای دومین بهار. ‌به همین ‌دلیل‌ سیاه‌نمایی نیست اگر بگوییم، امسال ‌سال محیط‌زیست نبود.
در ١٢ ماه گذشته مسئولان‌ ‌از شمال تا جنوب  و از شرق تا غرب ‌کشور سنگ تمام گذاشتند و بر طبل توسعه ناپایدار کوبیدند. اردیبهشت امسال‌ واگذاری ۵/۶ هکتار از مناطق جنگلی و مرتعی الیمستان ‌برای ساخت تله‌کابین خبرساز شد. اما در نیمه و انتهای‌ سال این ‌اتفاق ناگوار زیر سایه تصمیم‌های محیط‌نیستی بزرگتری به فراموشی سپرده شد؛‌ تصمیم‌هایی مانند صدور مجوز برای ساخت ویلا در منطقه حفاظت‌شده خاییز و  واگذاری بخشی از منطقه حفاظت‌شده لشگر در ملایر.
توسعه ناپایدار به همین موارد محدود نمی‌شود. امسال وزیر جهاد کشاورزی نیز در بخشنامه‌ای ‌سند ‌کشاورزی نسق زراعی زیرآشکوب را به ‌رسمیت شناخت تا زاگرس نیمه‌جان به زوال نزدیکتر شود.
آتش‌سوزی اخیر هورالعظیم و تصاویر گاومیش‌های سوخته‌اش هم محال است از خاطر مردم پاک شود، اتفاقی که دیپلماسی خشکیده آب کشور را به تصویر کشید و نهیب زد که ‌نجات ‌هامون و هورالعظیم درگرو جاری‌شدن دیپلماسی آب است. بحران مدیریت منابع آب در کشور سبب شد رئیس‌جمهوری نیز که ادعای زیست‌محیطی‌ترین دولت را دارد برای چندمین‌بار محیط‌زیستی‌ها را با وعده انتقال آب خزر به سمنان شگفت‌زده کند؛ اتفاقی که بی‌شک زخم‌های ناسور محیط‌ زیست کشور را دوچندان خواهد کرد.
‌اتفاقات تلخ زیست‌محیطی امسال را نمی‌توان در یادداشتی کوتاه روایت کرد، اما بی‌شک محور تمامی آنها توسعه ناپایدار است؛ توسعه‌ای شتاب‌زده که سبب شده مسئولان، محیط‌ زیست کشور را قربانی اهداف کوتاه‌مدت کنند. در این بین شرایط نامناسب اقتصادی نیز بر آتش این تخریب‌ها می‌دمد؛ برای نمونه با افزایش بهای گوشت، شکارچی‌های غیرمجاز بیشتری با هدف فروش گوشت شکار، ماشه اسلحه‌شان را می‌چکانند و صدای اره برقی قاچاقچیان چوب در زاگرس و هیرکانی بلندتر از همیشه می‌پیچد.   همین دلیل کافی است که ‌سال آینده سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌ زیست بیش از پیش شرایط شکننده محیط‌ زیست کشور را به مسئولان گوشزد کنند. مثل امسال که در برابر ویلاسازی در منطقه حفاظت‌شده خاییز و  کلیدخوردن گردشگری در آشوراده ‌ساکت ننشستند.

چهارچشمی مراقب طبیعت

فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط‌زیست از اقدامات نوروزی محیط‌بانان می‌گوید

طبیعت‌دوستی فقط این نیست که ته‌مانده بشقاب‌مان را بریزیم برای پرنده‌ها یا اگر سگ و گربه‌ای بی‌خانمان دیدیم دل‌مان ریش شود و لقمه نانی برایش بگذاریم. یک طبیعت‌دوست در کشوری مثل ما باید ششدانگ باشد در کشوری که وسعت مناطق حفاظت‌شده و پناهگاه‌های حیات‌وحش‌اش روی هم می‌شود ۱۷ میلیون هکتار و برای حفاظت از این پهنه وسیع فقط ۳۰۰۰ محیط‌بان دارد. سرهنگ جمشید محبت‌خانی، فرمانده یگان حفاظت محیط‌زیست برای نوروز۹۸ روی مردم طبیعت‌دوست حسابی ویژه بازکرده به‌خصوص درمورد حریق‌ها و شکارها. درسال جدیدی که در راه است ارتباط مردم با یگان حفاظت محیط‌زیست استان‌ها نیز آسان‌تر از همیشه شده، پس اگر تخلفی دیدید به شماره ۱۵۴۰ زنگ بزنید، جایی که همکاران سرهنگ محبت‌خانی گوش به زنگ نشسته‌اند.

پارسال نزدیکی‌های سال نو در گفت‌وگو با جام‌جم اعلام کردید که قرار است در سال ۹۷ سامانه تلفنی ۱۵۴۰ از بازرسی سازمان حفاظت محیط‌زیست جدا شده و در اختیار یگان حفاظت قرار بگیرد. حسن این اتفاق این است که رسیدگی به تخلفات محیط‌زیستی و حاضر شدن سر صحنه جرم سرعت می‌گیرد. آیا آن جدایی و این پیوند اتفاق افتاد؟

ما موافقت این انتقال را از سازمان حفاظت محیط‌زیست گرفته‌ایم، اما بناست زیرساخت‌های انتقال این سامانه بیشتر مهیا شود. البته در ۱۵ استان این اتفاق رخ داده و سامانه گزارشات و شکایات مردمی۱۵۴۰ در یگان حفاظت مستقر شده، ولی در بقیه استان‌ها از جمله تهران این کارصورت نگرفته و در دست اقدام است.

مشکل کجاست؟

همان‌طور که در ساختار نیروی انتظامی شماره ۱۱۰ برای اعلام فوریت‌ها و شماره ۱۹۷ برای رسیدگی به گزارشات و شکایات مردمی نسبت به عملکرد پلیس وجود دارد در یگان حفاظت محیط‌زیست هم لازم است چنین سیستمی اجرا شود. در برخی استان‌ها این تفکیک صورت گرفت و یک خط داخلی راه افتاد که هر دو کار از طریق آن انجام می‌شود، ولی در برخی استان‌ها هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت را ایجاد کنیم که امیدوارم تا سه ماه آینده این کار نیز نهایی شود.

به این ترتیب اگر در نوروز ۹۸ مردم شاهد تخلفات زیست‌محیطی بودند، می‌توانند با سامانه۱۵۴۰ تماس بگیرند و یگان حفاظت را مستقیما در جریان قرار دهند؟

بله، این امکان در نیمی از استان‌ها مهیاست.

این ۱۵ استان آیا جزو مناطقی هستند که طبیعتی شکننده دارند یا چشم طعم متخلفان بیشتر به آنهاست؟

بله، هدف ما بیشتر همین استان‌ها بوده که بیشترین چالش را دارند و در ایام نوروز بیشترین مسافر را میزبانی می‌کنند.

راه‌اندازی شماره تلفن سه رقمی برای اعلام گزارشات مردمی به کجا رسید؟

ما این کار را هم دنبال کردیم، ولی درنهایت آنچه اجرا شد انتقال سامانه تلفنی۱۵۴۰ به یگان حفاظت محیط‌زیست بود. این سامانه این قابلیت را دارد که اگر کسی با آن تماس بگیرد اپراتور سؤال می‌کند در کدام حوزه قرار است طرح موضوع شود؛ یعنی درحوزه بازرسی یا یگان حفاظت. اگر کسی با یگان کار داشته باشد کلید دو را فشار می‌دهد و ارتباط با یگان حفاظت محیط‌زیست استان برقرار می‌شود. به این ترتیب گرچه هدف ما برای راه‌اندازی شماره تلفن سه رقمی محقق نشد، ولی سامانه۱۵۴۰ ما را به هدفمان که دریافت گزارشات مردمی و فوریت هاست می‌رساند.

با این حال بخش عمده‌ای از مردم سامانه ۱۵۴۰ را نمی‌شناسند و هنوز نمی‌دانند برای برقراری ارتباط با یگان‌های حفاظت محیط‌زیست استان‌ها باید چه کار کنند. برای معرفی این سامانه به مردم چه برنامه‌ای دارید؟

در همه صحبت‌های ما در رسانه‌ها و همچنین در بروشورهایی که با عنوان آموزش همگانی به مردم می‌دهیم و نیز روی پلاستیک‌های زباله تجدیدپذیری که میان مردم به‌ویژه در نوروز توزیع می‌کنیم و بنرهایی که درمناطق چهارگانه نصب می‌کنیم، سعی کرده‌ایم سامانه ۱۵۴۰ را معرفی کنیم، ولی با این حال قبول دارم مردم هنوز این سامانه را به‌خوبی نمی‌شناسند و لازم است بیشتر تبلیغ و اطلاع‌رسانی کنیم.

مردم چه جور تخلفاتی را می‌توانند از طریق این سامانه به گوش یگان حفاظت برسانند؟

در مناطق چهارگانه و تحت حفاظت سازمان محیط‌زیست در همه حوزه‌های تخلف از جمله ساخت و ساز، قطع درختان، ایجاد آتش‌سوزی یا در بحث حیات‌وحش اگر آزار، کشتار یا شکاری روی دهد مردم می‌توانند یگان حفاظت را در جریان بگذارند. من ازهمه مردم خواهش می‌کنم اگر چنین مواردی را دیدند بلافاصله گزارش بدهند.

آماده‌باش نوروزی محیط‌بان‌ها از کی شروع می‌شود؟

از ۲۸ اسفند شروع می‌شود و تا ۱۷ فروردین ۹۸ ادامه دارد.

چند نفر آماده‌باش خواهند بود؟

۵۰ درصد نیروها در هفته اول و ۵۰ درصد بقیه در هفته دوم تعطیلات، یعنی نیمی از ۳۰۰۰ محیط‌بان کشور که به صورت شیفتی و شبانه‌روزی آماده خدمت هستند.

  شما همیشه از کمبود نیروهای محیط‌بانی گفته‌اید، اما همواره تاکید کرده‌اید این کمبود را با ابزارهای نوین جبران خواهید کرد. آیا این ابزارها در نوروز ۹۸ به کار گرفته می‌شود؟

ردیف مستقل بودجه برای یگان حفاظت همیشه صفر بود و وجود نداشت، اما برای سال ۹۸ ردیف بودجه ۳۵ میلیارد تومانی پیش‌بینی کرده‌اند که اتفاق تازه‌ای است. قصد داریم از این مبلغ اگر تخصیص پیدا کند بخشی را به خرید تجهیزات نوین اختصاص دهیم. قطعا رویکرد ما در سال ۹۸ خرید، آموزش و استفاده از این ابزارهاست.

خرید چه ابزارهایی مدنظرتان است؟

هم‌اکنون وضع به گونه‌ای است که برای انجام سرشماری حیات‌وحش که جزو وظایف اصلی محیط‌بان‌هاست چند نفر شبانه‌روز جمع می‌شوند و سرشماری می‌کنند که حتما خطای انسانی هم دارد. برای رفع این نقص برنامه خرید کوادکوپترهای تجهیز شده را داریم که بتوانیم بدون هیچ خطایی با یک اپراتور سرشماری را انجام دهیم به جای این که در یک منطقه۵۰ نفر مشغول این کار شوند. موضوعاتی مثل مقابله با خودروها و متخلفانی که وارد مناطق چهارگانه می‌شوند نیز در دستورکار است که با استفاده از کوادکوپترها می‌شود چهره افراد و پلاک خودروی آنها را شناسایی کرد و به این مدارک در محاکم نیز استناد کرد. موضوع بعدی دوربین‌های مداربسته است که حساس به حریق باشد، خرید این دوربین‌ها را برای سال ۹۸ در دستورکار داریم. همچنین خرید بی‌سیم که هنوز متاسفانه ارتباط بی‌سیمی میان ما و کارکنانمان در مناطق وجود ندارد. سعی داریم برای سال ۹۸ از سازمان مرکزی از طریق بی‌سیم با محیط‌بان‌ها تماس برقرار کنیم. این موضوع مهم است، چرا که در بسیاری از مناطق حتی ارتباط تلفنی هم میسر نیست، چون محیط‌بان‌ها در نقاطی قرار گرفته‌اند که تلفن‌همراه آنتن نمی‌دهد. ما برنامه این اقدامات را نوشته‌ایم و اگر بودجه یگان حفاظت در سال جدید محقق شود این برنامه‌ها را عملیاتی خواهیم کرد.

عید سال گذشته قرار بود شماره تلفن همراه فرمانده یگان‌های حفاظت محیط‌زیست در اختیار مردم قرار بگیرد تا تخلفات احتمالی در اسرع وقت گزارش شود. این کار انجام شد و چه بازخوردی داشت؟

بله، تلفن‌ها برای تماس‌های مردمی اعلام شد، اما نمی‌دانم نتیجه کار چه شد و آماری ندارم.

این کار نوروز امسال هم تکرار خواهد شد؟

قطعا.

شما هم شماره شخصی‌تان را در اختیار مردم می‌گذارید؟

همه کسانی که شماره من را دارند تماس می‌گیرند و گزارش می‌دهند. بعضی وقت‌ها مردم در حفظ طبیعت از ما جلوتر هستند و بعضی‌ها آنقدر دلسوزانه پیگیری می‌کنند که ما شرمنده‌شان می‌شویم. خیلی از کشفیات یگان حفاظت با کمک مردم اتفاق می‌افتد و به جرات می‌گویم۵۰ درصد تخلفاتی که ما با آنها برخورد می‌کنیم ناشی ازهمکاری مردم با یگان حفاظت است که بدون هیچ چشمداشتی و فقط با هدف حفاظت از محیط‌زیست با ما تماس می‌گیرند.

با این حال بخشی از مردم ما در زمره متخلفان هستند. در نوروز سال گذشته مهم‌ترین تخلف‌ها و تعرض‌ها به محیط‌زیست چه بود؟

متاسفانه دستگیری‌های ما نشان می‌داد همچنان تعرض به حیات‌وحش اصلی‌ترین چالش درمناطق چهارگانه تحت حفاظت محیط‌زیست است. هنوز شکارچیان متخلف داریم به طوری که سال ۹۷ نسبت به سال۹۶ آمار پرونده‌های تشکیل شده در این حوزه ۷ درصد افزایش یافت. بعد از بحث شکار، حریق دومین موضوعی بود که مناطق تحت حفاظت را آزار داد، بنابراین از مردم می‌خواهم اگر کسی آتشی روشن کرد و آن را خاموش نکرد هرکسی که این صحنه را دید برای خاموش کردن آتش اقدام کند و اگر خودشان آتشی در طبیعت روشن کردند قبل از ترک محل از خاموش بودن کامل آن مطمئن شوند. با این اقدام ساده جلوی بسیاری از آتش‌سوزی‌های گسترده گرفته می‌شود.

مریم خباز

بالا